<?xml version="1.0"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom" xml:lang="fa">
	<id>https://wikihaj.com/api.php?action=feedcontributions&amp;feedformat=atom&amp;user=Hodjat+p</id>
	<title>ویکی حج - مشارکت‌های کاربر [fa]</title>
	<link rel="self" type="application/atom+xml" href="https://wikihaj.com/api.php?action=feedcontributions&amp;feedformat=atom&amp;user=Hodjat+p"/>
	<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikihaj.com/view/%D9%88%DB%8C%DA%98%D9%87:%D9%85%D8%B4%D8%A7%D8%B1%DA%A9%D8%AA%E2%80%8C%D9%87%D8%A7/Hodjat_p"/>
	<updated>2026-08-13T01:56:47Z</updated>
	<subtitle>مشارکت‌های کاربر</subtitle>
	<generator>MediaWiki 1.43.0</generator>
	<entry>
		<id>https://wikihaj.com/index.php?title=%D8%A2%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86_%D9%85%D9%82%D8%AF%D8%B3_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86&amp;diff=11261</id>
		<title>آستان مقدس امام حسین</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikihaj.com/index.php?title=%D8%A2%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86_%D9%85%D9%82%D8%AF%D8%B3_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86&amp;diff=11261"/>
		<updated>2019-01-28T21:10:59Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Hodjat p: /* ساختمان قبر شریف */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{در دست ویرایش|ماه=[[بهمن]]|روز=[[۵]]|سال=[[۱۳۹۷]]|کاربر=Hodjat p  }}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==دفن بدن مطهر==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به نوشته [[شیخ مفید]]، پس از آنکه لشکر [[عمر سعد]] به [[کوفه]] بازگشتند، گروهی از [[قبیله بنی‌اسد]] که در منطقه «[[غاضریه]]» اقامت داشتند، به محل جنگ آمدند و بر [[امام حسین (ع)]] و یاران ایشان، نماز خواندند و آنها را دفن کردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آنها امام حسین (ع) را در محل قبر کنونی ایشان و فرزندش [[علی‌اکبر]] را پایین پای آن حضرت، به خاک سپردند. سایر [[شهدای کربلا]] را نیز در یک‌جا، کنار یکدیگر در امتداد پایین پای امام (ع)،  دفن کردند. [[حضرت عباس (ع)]] را نیز در محل شهادت وی، در مسیر غاضریه، جایی که امروزه بارگاه ایشان قرار دارد، به خاک سپردند. &amp;lt;ref&amp;gt;الارشاد، ج٢، ص١١4.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
گویند علت اینکه عباس را در محل شهادتش به خاک سپردند، آن بود که بدن وی به چند قسمت، پاره پاره شده بود و امکان انتقال آن به کنار قبر امام حسین (ع) و سایر شهدا نبود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برخی نیز گفته‌اند که بنی‌اسد، [[حبیب بن مظاهر]] را در محلی نزدیک بالا سر امام حسین (ع) دفن کردند و [[قبیله بنی‌تمیم|بنی‌تمیم]]، [[حر بن یزید ریاحی]] را به نقطه‌ای در فاصله یک میل از قبر حسین (ع) منتقل و در آنجا دفن کردند. &amp;lt;ref&amp;gt;ابصار العین فی انصار الحسین، سماوی، ص٢١٩.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==نخستین زائران قبر امام حسین (ع)==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بارگاه ملکوتی [[سرور شهیدان]]، حضرت امام حسین (ع)،  از نخستین هفته‌های پس از [[واقعه عاشورا]]، به زیارتگاهی برای شیعیان تبدیل شد و از آن زمان تاکنون، همواره کانون توجه عاشقان و دوستداران آن حضرت بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===عبیدالله بن حر جعفی===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برخی گفته‌اند نخستین زائر امام حسین (ع)،  «[[عبیدالله بن حر جعفی]]» بود&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ مرقد الحسین والعباس (ع)،  آل‌طعمه، ص٧٢.&amp;lt;/ref&amp;gt; که به گزارش [[طبری]] تاریخ‌نگار، پس از واقعه عاشورا، همراه یارانش به کربلا گریخت و با دیدن اجساد یا قبور شهدا، ابیاتی در رثای امام حسین (ع) و بیان پشیمانی خود از یاری نکردن آن حضرت، سرود. &amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ الطبری، ج5، ص4٧٠.&amp;lt;/ref&amp;gt; اما در این گزارش، به زیارت کردن عبیدالله بن حر از قبر امام (ع) و یارانش، اشاره صریحی نشده است.&lt;br /&gt;
 (تصویر شماره ١١٧)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===جابر بن عبدالله انصاری===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با این حال، مشهور میان علمای شیعه آن است که نخستین زائر قبر شریف امام (ع)،  «[[جابر بن عبدالله انصاری]]»،  صحابی بزرگ [[پیامبر]] (ص) بود که در نخستین سالروز [[اربعین حسینی]] در ٢٠ صفر سال 6١ه. ق، به زیارت امام (ع) مشرف شد. &amp;lt;ref&amp;gt;مسارّ الشیعة، الشیخ المفید، ص46.&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;مصباح المتهجد، الطوسی، ج٢، ص٧٨٧.&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;العدد القویة، العلامة الحلی، ص٢١٩.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====جزئیات زیارت جابر====&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
البته منابع دیگر [[شیعه]]، جزئیات زیارت وی را دو گونه گزارش کرده‌اند:&lt;br /&gt;
نخستین گزارش از [[عمادالدین طبری]] (متوفای 5٢5 ه. ق) است که زیارت جابر را همراه با عطیه عوفی، به تفصیل گزارش کرده است. اما در آن، سخنی از ملاقات وی با [[اهل‌بیت (ع)]]،  به میان نیاورده است. &amp;lt;ref&amp;gt;بشارة المصطفی لشیعة المرتضی، عمادالدین الطبرسی، صص ١٢5 و ١٢6.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[خوارزمی]] نیز شبیه این گزارش را با تفاوت‌هایی نقل کرده است. &amp;lt;ref&amp;gt;مقتل الحسین، الخوارزمی، ج٢، صص ١٩٠ و ١٩١.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گزارش دوم از [[سید بن طاووس]] است که زیارت جابر را بدون همراهی عطیه و به اختصار بیان کرده و به دنبال آن ملاقات جابر را با اسرای اهل‌بیت (ع) که از [[شام]] بازمی‌گشتند، آورده است. &amp;lt;ref&amp;gt;اللهوف فی قتلی الطفوف، السید بن طاووس، ص١١4.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به هر حال، درباره تاریخ و جزئیات حضور جابر در [[کربلا]] و نیز امکان بازگشت اهل‌بیت (ع) از شام به کربلا در روز اربعین و دیدار جابر با آنان، میان علما و صاحب‌نظران، اختلاف‌نظر وجود دارد. &amp;lt;ref&amp;gt;برای آگاهی بیشتر، ر. ک: تاریخ در آینۀ پژوهش، «پژوهشی در اربعین حسینی (ع)»،  محسن رنجبر، ش 5، بهار ١٣٨4، صص ١5٧ و ١٩٢.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==نخستین ساختمان قبر شریف==&lt;br /&gt;
درباره نخستین ساختمان بنا شده بر قبر شریف امام حسین (ع)، در منابع تاریخی معتبر، اطلاع دقیقی در دست نیست. اما نویسندگان معاصر تاریخ کربلا و بارگاه امام حسین (ع)،  اقوال و ادعاهایی را درباره تاریخ احداث نخستین بنا روی قبر بیان کرده‌اند که از اعتبار تاریخی، برخوردار نیست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برخی گفته‌اند قبیله بنی‌اسد که امام حسین (ع) و سایر شهیدان را به خاک سپردند، نخستین کسانی بودند که بر قبور آنان، تربتی ساختند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما به نوشته برخی دیگر، [[مختار ثقفی]]، نخستین کسی بود که به ساخت‌وساز بر قبر مطهر اقدام نمود. &amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ کربلا و حائر حسینی، عبدالجواد الکلیددار، ص٢٠٨.&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;نزهة اهل الحرمین فی عمارة المشهدین، السید حسن الصدر، ص٢٣.&amp;lt;/ref&amp;gt; هیچ‌یک از این اقوال، مستند نیست و نمی‌توان به راحتی آنها را پذیرفت.&lt;br /&gt;
 (تصویر شماره ١١٨)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وجود سقیفه (سایبان) یا گنبد کوچکی روی قبر شریف امام (ع)،  در قرن دوم هجری، دور از ذهن نیست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===دلیل اول===&lt;br /&gt;
در روایتی از [[امام صادق (ع)]] درباره چگونگی زیارت امام حسین (ع) و بیان [[زیارتنامه]] ایشان، آمده است: «اگر از سمت ورودی رو به مشرق آمدی، پس در ورودی بایست و بگو...»  . &amp;lt;ref&amp;gt;«اذا اتیت الباب الذی یلی الشرق فقف علی الباب وقل: ...»  . اعیان الشیعه به نقل از کامل الزیارات، ابن‌قولویه. در متن چاپ موجودِ کامل الزیارات، عبارت ایستادن بر درِ شرقی، به چشم نمی‌خورد.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همچنین در ادامه، پس از بیان زیارتنامه امام (ع) و حضرت علی‌اکبر، آمده است که «از سقیفه خارج می‌شوی و مقابل قبور شهدا می‌ایستی».  &amp;lt;ref&amp;gt;«ثم تخرج من السقیفة وتقف بازاء قبور الشهداء».  اعیان الشیعه به نقل از کامل الزیارات، ص٢56.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[سید محسن امین]] از این عبارات، چنین نتیجه‌گیری کرده است که بنای بارگاه امام حسین (ع) در آن زمان، شامل سقیفه‌ای بوده که یک درِ آن، سمت شرق قرار داشته است. اما به هر حال، در یا درهای دیگری نیز وجود داشته است. &amp;lt;ref&amp;gt;اعیان الشیعة، سیدمحسن امین عاملی، ج١، ص6٢٧.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همچنین از این زیارتنامه، چنین استنباط می‌شود که قبر حضرت علی‌اکبر (ع) نیز داخل سقیفه قرار داشته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===دلیل دوم===&lt;br /&gt;
در روایت دیگری از امام صادق (ع)،  از ایستادن بیرون از «گنبد»،  پیش از ورود به روضه شریف امام حسین (ع)،  سخن به میان آمده است&amp;lt;ref&amp;gt;المزار الکبیر، ص4٢٩.&amp;lt;/ref&amp;gt; و این روایت، بر وجود گنبدی بر قبر شریف دلالت دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تخریب قبر توسط متوکل==&lt;br /&gt;
برخی از نویسندگان معاصر، از تخریب بارگاه امام (ع) به دستور‌ [[هارون الرشید]]، سخن گفته‌اند. &amp;lt;ref&amp;gt;نزهة اهل الحرمین، ص٢٨.&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ مرقد الحسین والعباس (ع)،  ص٧4.&amp;lt;/ref&amp;gt; اما در منابع تاریخی، اشاره‌ای به این موضوع نشده است و با توجه به اهتمام‌ هارون به احداث گنبد و بارگاهی بر قبر [[امام علی (ع)]] در [[نجف]]، چنین اقدامی از وی، بعید می‌نماید.&lt;br /&gt;
 (تصویر شماره ١١٩)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما [[متوکل عباسی]] که به تصریح منابع معتبر تاریخی، دشمنی و کینه‌اش به اهل‌بیت پیامبر (ع) شناخته شده بود، دستور داد تا قبر امام حسین (ع) را تخریب نمایند و زائران را از گرد حرم آن حضرت، متفرق سازند و از زیارت ایشان منع کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===نظر نویسندگان متأخر===&lt;br /&gt;
برخی نویسندگان متاخر، از چهار بار تخریب قبر امام حسین (ع) در دوره [[متوکل]]، سخن گفته‌اند. اما از منابع تاریخی و کهن، چنین برداشت می‌شود که در دوره متوکل، قبر امام حسین (ع) یک یا دو بار تخریب شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آنچه در بیشتر منابع تاریخی آمده، آن است که متوکل در سال 236ه. ق، دستور داد قبر امام حسین (ع) را خراب کنند و محل آن را شخم بزنند، بذرپاشی کنند و آب بر آن ببندند. همچنین از آمدن مردم به آنجا جلوگیری نمایند و با زائران قبر آن حضرت، برخورد کنند. &amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ الطبری، ج٩، ص١٨5.&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;الکامل فی التاریخ، ج٧، ص55.&amp;lt;/ref&amp;gt; &amp;lt;ref&amp;gt;وفیات الاعیان، ج٣، ص٣65.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===نظر طبری===&lt;br /&gt;
در تاریخ طبری در این‌باره آمده است: «وفیها امر المتوکل بهدم قبر الحسین بن علی وهدم ما حوله من المنازل والدور وان یحرَث ویبذَر ویسقی موضع قبره وان یمنع الناس من اتیانه فذکر ان عامل صاحب الشرطة نادی فی الناحیة: من وجدناه عند قبره بعد ثلاثة بعثنا به الی المطبَق فهرب الناس وامتنعوا من المصیر الیه وحُرِث ذلک الموضع وزُرِع ما حوالیه.&lt;br /&gt;
 (تصویر شماره ١٢٠)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===نظر شیخ طوسی===&lt;br /&gt;
اما [[شیخ طوسی]] در [[امالی]] خود، چنین نقل کرده است که در سال ٢٣٧ه. ق، متوکل یکی از فرماندهان خود را با عده زیادی از لشکریان فرستاد تا قبر امام حسین (ع) را خراب کنند&amp;lt;ref&amp;gt;در برخی نسخه‌های امالی، به‌جای خراب کردن، عبارت پراکندن از قبر امام حسین (ع) آمده و علامه مجلسی در بحار الانوار، عبارت دوم را از نسخه‌های مصحّح، نقل کرده است. بنابراین معلوم نیست متوکل در سال ٢٣٧ ه. ق قبر را خراب کرده باشد. آینه پژوهش، «لغزش‌ها در تاریخ بارگاه سیدالشهداء (ع)»،  سید حسن فاطمی، ص١٠.&amp;lt;/ref&amp;gt; و مردم را از زیارت و اجتماع در آنجا منع کنند. او نیز به کربلا رفت و طبق دستور متوکل، عمل کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سپس متوکل در سال 247ه. ق متوجه شد که مردم کوفه و سواد آن، همچنان به زیارت قبر امام حسین (ع) می‌روند. ازاین‌رو فرمانده دیگری را با تعدادی از لشکریان خود به کربلا فرستاد تا این بار قبر شریف را نبش کنند و زمین آن را شخم بزنند. &amp;lt;ref&amp;gt;الامالی، صص ٣٢٨ و ٣٢٩.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
 (تصویر شماره ١٢١)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==بازسازی و توسعه آستان تا آغاز دوره صفوی==&lt;br /&gt;
تا آغاز دوره [[صفویان]] شاهد اقدام مختلفی در رابطه با توسعه آستان مقدس حسینی هستیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===گشایش زیارت در دوره منتصر عباسی===&lt;br /&gt;
گفته می‌شود پس از تخریب قبر امام حسین (ع) به دستور متوکل، فرزندش [[منتصر بالله عباسی|منتصر]] که پدر خود را به علت نصب و دشمنی او با اهل‌بیت پیامبر (ع) به قتل رسانید، بارگاه امام حسین (ع) را بازسازی کرد و زائران قبر شریف آن حضرت را برای زیارت، آزاد گذاشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===مهاجرت سادات به کربلا===&lt;br /&gt;
در این دوره، تعدادی از سادات و [[علویان]] و در راس آنان، ابراهیم مجاب، فرزند محمد عابد، فرزند [[امام موسی کاظم (ع)]]،  به کربلا مهاجرت کردند و اطراف حرم امام (ع) سکونت گزیدند. &amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ مرقد الحسین والعباس (ع)،  ص٧٨ به نقل از مدینة الحسین.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===ادامه گشایش‌ها در دوره معتضد عباسی===&lt;br /&gt;
همچنین گفته می‌شود در دوره [[معتضد عباسی]] (حک: ٢٧٩-٢٨٩ه. ق)،  محمد بن زید علوی، از داعیان زیدی طبرستان، به زیارت دو حرم امام علی (ع) در نجف و امام حسین (ع) در کربلا آمد و به بازسازی بنای حرم امام حسین (ع) اقدام نمود. &amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ مرقد الحسین والعباس (ع)،  ص٧٩ به نقل از مدینة الحسین.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===اقدامات عضدالدوله آل بویه===&lt;br /&gt;
در منابع تاریخی کهن، به این دو بازسازی، اشاره نشده است؛ اما از عمارت و ساختن بارگاه مطهر امام حسین (ع) به دستور [[عضدالدوله دیلمی]]، از امرای [[آل بویه]]، سخن به میان آمده است. &amp;lt;ref&amp;gt;نزهة القلوب، ص٣٢.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[ابن‌اثیر]] نیز در تاریخ خود به اقدامات عمرانی عضدالدوله در کربلا در سال 369ه. ق، اشاره کرده است. &amp;lt;ref&amp;gt;الکامل فی التاریخ، ج٨، ص705.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او همچنین در سال 371ه. ق، به زیارت قبر مطهر [[امام حسین (ع)]] مشرف شد و به سادات علوی و مردم ساکن مجاور بارگاه مقدس، کمک‌های مالی و غیرمالی فراوانی کرد. &amp;lt;ref&amp;gt;فرحة الغری فی تعیین قبر امیرالمؤمنین علی (ع)،  صص ٢٩٢ و ٢٩٣.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سال 369ه. ق، [[ضبّة بن محمد اسدی]] که به راهزنی می‌پرداخت، بارگاه امام حسین (ع) را غارت کرد. عضدالدوله دیلمی نیز لشکری را به مقر وی، در شهر [[عین‌التمر]]، فرستاد که البته ضُبّه خود را نجات داد و فرار کرد. اما خانواده وی، اسیر و اموالش مصادره شدند. ابن‌اثیر این حادثه را عِقابی برای وی، در نتیجه غارت بارگاه امام حسین (ع) دانسته است.&amp;lt;ref&amp;gt;الکامل فی التاریخ، ج٨، ص٧١٠.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===آتش‌سوزی حرم مطهر و بازسازی===&lt;br /&gt;
در سال 407ه. ق گنبد حرم امام حسین (ع) و رواق‌های آن در آتش سوخت. علت آتش‌سوزی این بود که عوام مردم، دو شمع (چراغ) بزرگ روشن کردند که در نیمه شب روی ازارها سقوط کرد و آن را آتش زد و آتش به جاهای دیگر سرایت کرد. &amp;lt;ref&amp;gt;المنتظم، ج١5، ص١٢٠.&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;الکامل فی التاریخ، ج٩، ص295.&amp;lt;/ref&amp;gt; در همین دوره، ابوالحسن بن فضل رامهرمزی، وزیر سلطان‌الدوله، حصار حرم امام حسین (ع) را بازسازی کرد. &amp;lt;ref&amp;gt;المنتظم، ابن‌جوزی، ج15، ص١٢٠.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===زیارت قبر مطهر توسط سلاطین روزگار===&lt;br /&gt;
در این دوره و دوره‌های بعدی، بسیاری از [[خلفای عباسی]] و پادشاهان، به زیارت قبر امام حسین (ع) اهتمام داشتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سال 436ه. ق، سلطان ابوکالیجار مرزبان بن سلطان‌الدوله بویهی (متوفای 44٠ه. ق) به زیارت حرم امام حسین (ع) در کربلا و حرم امام علی (ع) در نجف، مشرف شد. &amp;lt;ref&amp;gt;الکامل فی التاریخ، ج٩، ص525.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سال 479ه. ق، [[سلطان ملکشاه سلجوقی]] به همراه وزیرش نظام‌الملک، بارگاه مطهر امام حسین (ع) را زیارت کردند. &amp;lt;ref&amp;gt;مرآة الزمان فی تواریخ الاعیان، یوسف بن قزاوغلی (سبط ابن الجوزی)،  ج١٩، ص407.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در ربیع‌الثانی سال 55٣ه. ق نیز المقتفی لامرالله&amp;lt;ref&amp;gt;المنتظم، ج١٨، ص125.&amp;lt;/ref&amp;gt; و در سال 696ه. ق، سلطان غازان، پادشاه ایلخانی، این بارگاه مقدس را زیارت کردند. &amp;lt;ref&amp;gt;الحوادث الجامعة، ابن الفوطی، ص٣٣٣.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بسیاری از بازدیدهای پادشاهان، بازسازی‌ها و اقدامات خیریه‌ای را از سوی آنها به دنبال داشته است؛ برای مثال، ملکشاه در زیارت خود در سال 479ه. ق دستور بازسازی دیوار حرم را صادر کرد. &amp;lt;ref&amp;gt;المنتظم، ج16، ص259.&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;مرآة الزمان فی تواریخ الاعیان، ج١٩، ص407.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
 (تصویر شماره ١٢٢)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===غارت حرم توسط المسترشد بالله===&lt;br /&gt;
به گزارش [[ابن شهرآشوب]]، در نیمه اول قرن ششم هجری، [[المسترشد بالله عباسی|المسترشد بالله]]، خلیفه عباسی، به این بهانه که «قبر، نیازی به خزانه ندارد»،  اموال حرم حسینی و کربلا و نجف را غارت کرد و آن را میان لشکریان خود تقسیم کرد. اما طولی نکشید که او و پسرش، به قتل رسیدند. &amp;lt;ref&amp;gt;در چاپ جدید مناقب آل ابی‌طالب، ج٢، ص٣٨٧.&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;تنها کربلا و حائر حسینی ذکر شده است. اما در چاپ قدیمی، ج٢، ص١٧١، شهر نجف نیز افزوده شده است و با توجه به اینکه ابن شهرآشوب، این حادثه را در باب معجزات امام علی (ع) آورده است، غارت اموال نجف نیز تایید می‌شود.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او در زمانی که درگیر جنگ با سلطان مسعود بن محمد ابن ملکشاه سلجوقی بود، به دست [[فداییان اسماعیلی]]، در سال 529ه. ق، کشته شد. &amp;lt;ref&amp;gt;المنتظم، ج١٧، صص ٢٩٩ و ٣٠٠.&amp;lt;/ref&amp;gt; با توجه به سال کشته شدن مسترشد، به نظر می‌رسد که قضیه غارت اموال نیز در همین سال، یعنی سال 529ه. ق، اتفاق افتاده است. &amp;lt;ref&amp;gt;آینه پژوهش، «لغزش‌ها در تاریخ بارگاه سیدالشهداء (ع)»،  ص١٠.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===حمله مغولان به عراق و درایت علمای شیعه===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در زمان حمله ویرانگر [[مغولان]]، به فرماندهی «[[هولاکو]]» به [[عراق]] در سال 656ه. ق، با درایت و تدبیر علمای شیعه، از جمله [[سید بن طاووس]]، دو بارگاه مطهر امام علی (ع) و امام حسین (ع) و دو شهر مهم شیعه، یعنی [[حله]] و کوفه، از تخریب و کشتار در امان ماندند. &amp;lt;ref&amp;gt;شهر حسین، مدرس بستان‌آبادی، صص 269 و ٢٧٢.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====گزارش ابن بطوطه====&lt;br /&gt;
[[ابن‌بطوطه]]، جهانگرد مسلمان که در سال ٧٢٧ه. ق از کربلا بازدید نمود، در توصیف این شهر و ساختمان آستان مقدس امام حسین (ع) می‌نویسد:&lt;br /&gt;
کربلا شهر کوچکی است که نخلستان‌ها، اطراف آن را گرفته‌اند و از رودخانه [[فرات]]، آبیاری می‌شود. روضه مقدسه امام حسین، داخل شهر واقع شده است و مدرسه‌ای بزرگ و زاویه‌ای دارد که در آن، برای مسافران طعام می‌دهند. خادمان و حاجبان بر در روضه امام ایستاده‌اند و ورود به حرم، بدون اجازه آنان میسر نیست. هنگام ورود، باید عتبه شریفه را که از نقره است، بوسید. روی قبر، قندیل‌های زرین و سیمین گذاشته شده و از درهای آن، پرده‌های حریر، آویخته‌اند. &amp;lt;ref&amp;gt;سفرنامه ابن بطوطه، ج١، صص ٢٧٢ و ٢٧٣.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===اقدامات امین‌الدین مرجان===&lt;br /&gt;
در سال 767ه. ق، [[امین‌الدین مرجان بن عبدالله]] که [[سلطان اویس]]، پادشاه [[آل‌جلایر]]، او را والی [[بغداد]]، نموده بود، به کربلا آمد و در مجاورت آستان امام حسین (ع) مسجد و مناره‌ای ساخت و املاک خود در بغداد، کربلا و عین‌التمر را وقف آن نمود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مناره این مسجد که به نام «[[مناره عبد]]» شناخته می‌شد و از مناره‌های تاریخی ارزشمند عراق به شمار می‌آمد، در دوره اخیر، توسط شهرداری کربلا، از بین رفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===اقدامات سلطان اویس===&lt;br /&gt;
در همین سال، سلطان اویس، نیز به بازسازی و توسعه بنای آستان مقدس اقدام نمود و پس از وی، فرزندانش به نام‌های سلطان حسن و سلطان حصین، کار تکمیل بنا و توسعه را ادامه دادند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تاریخ این توسعه بنای آستان، در کتیبه‌ای در محلی که امروزه در حرم امام حسین (ع) به نام «[[نخله مریم]]» شناخته می‌شود، ثبت شده بود. اما در سال 1216ه. ق، عثمانی‌ها آن را از محل خود برداشتند و اثری از آن، باقی نگذاشتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[عبدالجواد کلیددار]] معتقد است که ساختمان کنونی آستان امام حسین (ع)،  مربوط به توسعه بنای آن در دوره سلطان اویس است. اما پس از آن، بارها دولتمردان شیعه وعثمانی‌ها، در آن بازسازی و تغییراتی ایجاد کرده‌اند. در نتیجه، به‌صورت اولیه خود، باقی نمانده است. &amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ کربلا و حائر حسینی، عبدالجواد کلیددار، صص 244 و 247.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
می‌گویند در جریان توسعه آل جلایر، دو مناره، مجاور ایوان اصلی حرم ایجاد شد که [[علامه سماوی]] ماده تاریخ آن را عبارت «[[دو ستون زرین]]»،  معادل ٧٩٣ه. ق، گفته است. &amp;lt;ref&amp;gt;مجالی اللطف بارض الطف، الشیخ محمد السماوی، ص304.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
 (تصویر شماره ١٢٣)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==روند بازسازی و توسعه آستان در دوره صفوی==&lt;br /&gt;
پادشاهان صفوی اقدامات بسیاری برای توسعه حرم انجام داده‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===اقدامات شاه اسماعیل صفوی===&lt;br /&gt;
در سال ٩١4ه. ق، [[شاه اسماعیل اول صفوی]]، بغداد را فتح کرد و سپس به زیارت قبر امام حسین (ع) در کربلا آمد و هدایایی به بارگاه مقدس هدیه کرد. &amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ حبیب السیر، خواند میر، ج4، ص4٩4.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====ساخت صندوقچه چوبی====&lt;br /&gt;
همچنین گفته‌اند که او در سال ٩٢٠ه. ق، دستور ساخت شش صندوقچه چوبی خاتم و منبت‌کاری نفیس را صادر کرد تا بر قبور مطهر امامان مدفون در عراق، نصب شود که البته صندوقچه قبر امام حسین (ع)،  پس از وفات [[شاه اسماعیل]] در سال ٩٣٢ه. ق، روی قبر مطهر نصب گردید. &amp;lt;ref&amp;gt;دائرةالمعارف الحسینیة، تاریخ المراقد، محمدصادق کرباسی، ج٢، صص ٧5 و ٧٩.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===اقدامات سلطان سلیمان عثمانی===&lt;br /&gt;
در سال ٩4١ه. ق پادشاه عثمانی، [[سلطان سلیمان قانونی]]، به زیارت کربلا آمد و دستور بازسازی و مرمت بنای آستان امام حسین (ع) را صادر کرد. در کتاب [[بیان منازل سفر العراقین]] تالیف [[نصوح مطراق‌چی]]، که موضوع آن شرح لشکرکشی‌های سلطان سلیمان قانونی به عراق عرب و عجم است، نگاره‌ای هنری از آستان مقدس وجود دارد که نشان‌دهنده تصویر و وضعیت تقریبی ساختمان آن در زمان بازدید سلطان سلیمان است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===اقدامات شاه طهماسب صفوی===&lt;br /&gt;
در سال ٩٨٠ه. ق، [[شاه طهماسب صفوی]] با دولت عثمانی، عهدنامه صلحی امضا کرد و به زیارت کربلا آمد و دستور بازسازی آستان مقدس و مسجد واقع در شمال حرم و توسعه رواق حرم و صحن از سمت شمال را صادر کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====ساخت گنبد مطلا====&lt;br /&gt;
در همین سال، حسن بغدادی &amp;lt;ref&amp;gt;دائرةالمعارف الحسینیة، تاریخ المراقد، محمدصادق کرباسی، ج٢، صص ٧٠ و ٧١.&amp;lt;/ref&amp;gt; تبریزی، از نزدیکان شاه طهماسب، گنبد حرم را طلاکاری کرد و در سال ٩٨٢ه. ق، بازسازی مناره عبد، به دستور شاه طهماسب، به پایان رسید. &amp;lt;ref&amp;gt;دائرةالمعارف الحسینیة، تاریخ المراقد، صص ٧5 و ٧٩.&amp;lt;/ref&amp;gt; شیخ محمد سماوی مادّه تاریخ این بازسازی را به فارسی «[[انگشت یار]]» و به عربی «[[خنصر الاحب]]» که معادل عربی همان عبارت فارسی می‌باشد، گفته است. &amp;lt;ref&amp;gt;مجالی اللطف بارض الطف، ص٣٠٧.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===اقدامات شاه عباس کبیر صفوی===&lt;br /&gt;
در سال ١٠٣٢ه. ق، [[شاه عباس کبیر صفوی]]، وارد عراق شد و پس از زیارت [[قبر امیرمؤمنان (ع)]]،  به زیارت قبر امام حسین (ع) رفت. سپس دستور داد تا برای نخستین بار، ضریح مشبکی از جنس مس، تهیه و روی قبر نصب گردد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این ضریح تا سال ١٣5٧ه. ق، در محل خود باقی بود. سپس آن را برداشتند و صندوق و محفظه شیشه‌ای را که برای حفاظت صندوق خاتم است، به‌جای آن گذاشتند. همچنین به دستور وی، گنبد مطهر، کاشی‌کاری گردید و ساختمان حرم و صحن و رواق‌ها، بازسازی شد. &amp;lt;ref&amp;gt;شهر حسین، صص ٣١4 و ٣١6.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===اقدامات شاه صفی اول صفوی===&lt;br /&gt;
در سال ١٠4٨ه. ق، [[شاه صفی اول صفوی]]، به زیارت امام حسین (ع) آمد و اموالی را برای بازسازی حرم مطهر، اختصاص داد. به دستور وی، مسجد پشت سر را بازسازی کردند و دیوار صحن را از سمت شمال، خراب کردند و مساحت صحن را توسعه دادند و رواق شمالی را ساختند. &amp;lt;ref&amp;gt;شهر حسین، ص٣١٨.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===اقدامات گوهرشاد بیگم===&lt;br /&gt;
در سال ١١5٣ه. ق، [[گوهرشاد بیگم]]، دختر [[شاه سلطان حسین صفوی]] و همسر [[نادرشاه افشار]]، به تعمیر و تزیین و کاشی‌کاری حرم، اقدام کرد. او کف حرم را با کف‌پوش نفیس، فرش نمود و برای کلیه درهای حرم، پرده‌های نفیسی نصب کرد و بالای ضریح نیز چراغی از طلای خالص قرار داد. &amp;lt;ref&amp;gt;شهر حسین، ص٣١٨.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==حمله وهابی‌ها به کربلا==&lt;br /&gt;
یکی از برجسته‌ترین و در عین حال وحشیانه‌ترین حوادث تجاوز به شهر مقدس [[کربلا]] و بارگاه مطهر [[امام حسین (ع)]]،  فاجعه [[حمله وهابی‌ها]] در سال ١٢١6ه. ق بود که ویرانی و آتش‌سوزی بارگاه مطهر و غارت و کشتار مردم را به دنبال داشت. این حادثه، در دوره حکومت [[عبدالعزیز بن سعود]]، از حاکمان دولت اول [[آل سعود]] در منطقه [[نجد]] [[عربستان]]، اتفاق افتاد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شعرای شیعه عراقی، در اشعار خود، به زشتی و شدت حادثه و تاثر خود از آن اشاره کرده‌اند و بسیاری از علما و نویسندگان نیز ابعاد و جزئیاتی از حادثه را ثبت کرده‌اند که در اینجا شرح این ماجرا را از زبان یک نویسنده غربی، یعنی [[مستر استفان همیسلی لونکریک]] در کتابش، [[چهار قرن از تاریخ عراق]]، نقل می‌کنیم: &amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ کربلا و حائر حسینی، ص٣١٠.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خبر نزدیک شدن [[وهابی‌ها]] به کربلا، شامگاه روز دوم ماه آوریل سال ١٨٠١م و هنگامی که بیشتر ساکنان شهر، به زیارت نجف اشرف رفته بودند، منتشر شد. از این‌رو حاضران در شهر، با عجله و شتاب، درها را بستند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وهابی‌ها که ششصد نفر پیاده و چهارصد نفر سواره، برآورد شده‌اند، فرود آمدند و چادرهای خود را برپا کردند و نیروهای خود را به سه دسته تقسیم نمودند. آنان از زاویه یکی از زائرسراها در ناحیه «[[باب المخیم]]»،  روزنه‌ای در دیوار گشودند و به‌طور ناگهانی، داخل یک زائرسرا شدند و به نزدیک‌ترین دروازه‌های شهر حمله کردند و با گشودن ساده و راحت آن، داخل شهر شدند. ساکنان، وحشت کردند و سراسیمه پا به فرار گذاشتند و نمی‌دانستند چه کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===غارت اموال آستان مقدس===&lt;br /&gt;
وهابی‌های خشن، راه خود را به‌سوی روضه مقدسه گشودند و شروع به تخریب آن کردند. تمام آرایه‌های معماری، نظیر قضیب معدنی، کتیبه‌های چوبی از جنس ساج و آیینه‌های بزرگ را از جا کندند و هدایای نفیس و نذورات گرانبها، اعم از پیشکش‌های صاحب‌منصبان و زمامداران و سلاطین و شاهان فارس را غارت نمودند. همه طلاهای دیوارها و سقف را جدا ساختند و شمعدانی‌ها، سجاده و آویزهای ارزشمند و قیمتی را برداشتند و درهای منبت‌کاری شده و خلاصه هر وسیله‌ای از این قبیل را جمع‌آوری نمودند و به بیرون حرم، انتقال دادند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===کشتار مردم===&lt;br /&gt;
مستر لونکریک، در ادامه، از کشته شدن بسیاری از اهالی بی‌گناه کربلا، سخن گفته و نوشته است: &amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ کربلا و حائر حسینی، صص ٣١٠ و ٣١١.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
افزون بر این کارها، حدود پنجاه نفر را نزدیک ضریح و پانصد نفر را نیز بیرون حرم در صحن، به قتل رساندند. این مهاجمان وحشی در شهر هم، دست به فساد و تخریب زدند و به هر کسی رسیدند، او را بی‌رحمانه کشتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همچنین به هر خانه‌ای دستبرد زدند و به پیر و کودک رحم نکردند و حرمت هیچ زن و مردی را نگاه نداشتند. از همین روی، هیچ جنبنده‌ای از کشتار وحشیانه یا اسارتشان، در امان نماند. بعضی، شمار کشته‌شدگان را هزار نفر و برخی دیگر، پنج برابر آن (پنج هزار نفر) برآورد کرده‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==روند بازسازی و توسعه آستان از دوره قاجار تا زمان حاضر==&lt;br /&gt;
پادشان قاجار نیز اقدامات بسیاری برای آستان مقدس حضرت امام حسین (ع) انجام داده‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===اقدامات آقا محمد شاه قاجار===&lt;br /&gt;
پس از روی کارآمدن [[قاجار]]، [[آقا محمدشاه قاجار]] دستور داد تا گنبد حرم امام حسین (ع) بازسازی و سپس به‌طور کامل، طلاکاری شود. برخی تاریخ این کار را ١٢٠6ه. ق و برخی نیز ١٢٠٧ه. ق، بیان کرده‌اند. &amp;lt;ref&amp;gt;شهر حسین، ص٣45.&amp;lt;/ref&amp;gt; اما در کتاب «[[تاریخ محمدی]]» که تالیف آن در سال ١٢١١ه. ق پایان یافته است، سال ١٢٠5ه. ق ذکر شده و ماده تاریخ آن از قول [[سلیمان صباحی کاشانی]]، چنین آمده است: «در گنبد حسین علی زیب جست زر».  اما عددی که از این مصرع به دست می‌آید، ١٢٠٧ است&amp;lt;ref&amp;gt;آینه پژوهش، «لغزش‌ها در تاریخ بارگاه سیدالشهداء (ع)»،  ص١٢.&amp;lt;/ref&amp;gt; که شاید تاریخ پایان طلاکاری گنبد باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سال ١٢٢٠ه. ق، [[محمدعلی میرزای قاجار]] (م١٢٣٧ه. ق) اموال فراوانی را برای بازسازی ویرانی‌های به‌جا مانده از حمله وحشیانه وهابی‌ها اختصاص داد. &amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ کربلا و حائر حسینی، ص٣5١.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سال ١٢٣٢ه. ق نیز، به دستور یکی از زنان [[فتحعلی‌شاه قاجار]]، ایوان روضه مقدسه، طلاکاری گردید. او در سال ١٢٢٩ه. ق، به همراه چهل هزار زائر ایرانی، به کربلا می‌رود که در همان زمان، این شهر به محاصره عشایر در می‌آید. از این‌رو نذر می‌کند در صورت رهایی از محاصره، به طلاکاری ایوان اقدام نماید. &amp;lt;ref&amp;gt;شهر حسین، صص 4٠٠ و 4٠١.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سال ١٢٧6ه. ق [[ناصرالدین‌شاه قاجار]]، دستور داد تا پوشش طلای گنبد بارگاه امام حسین (ع) با طلاهای جدید عوض شود. او اجرای این کار را به شیخ عبدالحسین طهرانی، که به دستور وی برای اجرای خدمات عمرانی در عتبات عالیات، به عراق آمده بود، واگذار کرد. طلاهای قدیمی گنبد امام حسین (ع) نیز به [[آستان کاظمین]] انتقال یافت و بر گنبد این آستان، نصب گردید. &amp;lt;ref&amp;gt;شهر حسین، ص٣46.&amp;lt;/ref&amp;gt; بر کتیبه‌های موجود بر گردن گنبد حرم امام حسین (ع)،  به طلاکاری آن در دوره ناصرالدین‌شاه، اشاره شده و تاریخ آن، ١٢٧٣ه. ق، ثبت شده است.&lt;br /&gt;
همچنین [[شیخ عبدالحسین طهرانی]] به دستور ناصرالدین‌شاه، اقدامات عمرانی مهم دیگری نیز در آستان مقدس حسینی اجرا کرد. او در سال ١٢٧6ه. ق، دکه بزرگ واقع در نمای جنوبی حرم مطهر را که ایوان طلای حرم را پوشش می‌دهد، بنا کرد. سقف و ستون‌های ایوان، چوبی بود و ستون‌های آن، از درخت‌های جنگلی هند آورده شده بود. &amp;lt;ref&amp;gt;شهر حسین، ص4٠6.&amp;lt;/ref&amp;gt; او همچنین کارهای دیگری را آغاز کرد؛ از جمله ساختن ایوان معروف به ناصری در صحن آستان؛ ساختن مسجد ناصری در ضلع غربی آستان حسینی، ساختن مدرسه زینبیه نزدیک [[تل زینبیه]] و ساختن مدرسه صدر از ثلث اموال میرزا تقی‌خان نوری، صدراعظم ناصرالدین‌شاه. &amp;lt;ref&amp;gt;دائرة المعارف الحسینیة، تاریخ المراقد، ج٢، صص ١6٣ و ١64.&amp;lt;/ref&amp;gt; همان‌گونه که در ادامه به تفصیل بیشتری بیان خواهد شد، متاسفانه این مسجد و مدارس دینی، بعدها به بهانه احداث خیابان اطراف حرم، خراب شد و از بین رفت.&lt;br /&gt;
در سال ١٢٧٩ه. ق، کار ساخت طبقه دوم حجره‌ها و ایوانچه‌ها، گرداگرد صحن شریف امام حسین (ع) اجرا شد و سپس نمای آن، کاشی‌کاری گردید. &amp;lt;ref&amp;gt;مدینة الحسین، ج١، صص4١ و 4٩.&amp;lt;/ref&amp;gt; در سال ١٢٨٣ه. ق، شیخ عبدالحسین طهرانی به کربلا بازگشت تا بر کار تکمیل اقدامات عمرانی ناصرالدین‌شاه، نظیر ساخت مسجد و ایوان ناصری، نظارت کند. &amp;lt;ref&amp;gt;مدینة الحسین، ص٣4.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
در سال ١٢٨٧ه. ق، ناصرالدین‌شاه که از سوی پادشاه عثمانی، رسماً برای زیارت عتبات عالیات عراق دعوت شده بود، وارد کربلا شد و با توجه به خدمات عمرانی وی در آستان حسینی، مورد استقبال مردم، علما و بزرگان کربلا قرار گرفت. &amp;lt;ref&amp;gt;دائرة المعارف الحسینیة، تاریخ المراقد، ج٢، صص ١٧٣ و ١٧4.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
همچنین در دوره ناصرالدین‌شاه، گنبد حرم امام حسین (ع) از داخل آینه‌کاری و تزیین گردید و کتیبه‌هایی حاوی آیات قرآن و نیز اشعار [[محتشم کاشانی]]، بر آن قرار داده شد. &amp;lt;ref&amp;gt;شهر حسین، ص4٠٨.&amp;lt;/ref&amp;gt; سپس سقف و بخش فوقانی دیوار رواق‌های گرداگرد حرم، آینه‌کاری و تزیین گردید که در یکی از کتیبه‌های موجود در حرم، تاریخ پایان تزیینات، سال ١٢٩5ه. ق و تاریخ پایان آینه‌کاری، سال ١٣٠١ه. ق، ثبت شده است. &amp;lt;ref&amp;gt;شهر حسین، ص4٢٣.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
در سال ١٢٩6ه. ق، نمای بیرونی غربی روضه مطهره و ایوان بالاسر زیبایی به دست معمار ایرانی، استاد احمد شیرازی به شکل زیبایی کاشی‌کاری و با مقرنس‌کاری تزیین گردید. &amp;lt;ref&amp;gt;ر. ک: بغیة النبلاء فی تاریخ کربلاء، عبدالحسین الکلیددار آل طعمة، ص٧٩.&amp;lt;/ref&amp;gt; در سال ١٣١٠ه. ق حسن‌رفیق پاشا، والی بغداد، چند تار موی منسوب به پیامبر اعظم (ص) را به حرم امام حسین (ع) هدیه کرد که بدین مناسبت، مراسم باشکوهی در کربلا برگزار شد. &amp;lt;ref&amp;gt;بغیة النبلاء فی تاریخ کربلاء، ص4٩.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
در سال ١٣65ه. ق - ١٩45م همه سرداب‌های موجود زیر رواق‌ها و ایوان طلای حرم که تا پیش از این محل دفن مردگان بود، با سیمان پر شد و دفن مردگان در آنها، ممنوع اعلام شد. &amp;lt;ref&amp;gt;بغیة النبلاء فی تاریخ کربلاء، صص ١66 و ١6٧.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تاریخچه صندوقچه‌ها و ضریح قبر مطهر امام (ع)==&lt;br /&gt;
شش صندوقچه‌ چوبی خاتم و منبت‌ که شاه اسماعیل صفوی در سال ٩٢٠ه. ق، دستور ساخت‌شان صادر کرده بود بر قبور مطهر امامان مدفون در عراق نصب شد. البته صندوقچه قبر امام حسین (ع)،  پس از وفات شاه اسماعیل در سال ٩٣٢ه. ق بر قبر مطهر، نصب گردید. &amp;lt;ref&amp;gt;دائرة المعارف الحسینیة - تاریخ المراقد، ج٢، صص 5٨ و 6١.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
در سال ١١٣٣ه. ق، گوهرشاه خانم، دختر شاه سلطان حسین صفوی که به ازدواج نادرشاه درآمد، صندوقچه چوبی خاتم‌کاری نفیسی را که ساخته دست هنرمندان شیرازی بود، به حرم مطهر هدیه کرد. &amp;lt;ref&amp;gt;شهر حسین، ص٣٢5.&amp;lt;/ref&amp;gt; این صندوقچه در جریان حمله وهابی‌ها به کربلا، آسیب دید و مقداری از آن، در آتش سوخت و برای همین، در سال ١٢٢5ه. ق بازسازی گردید. &amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ جغرافیائی کربلای معلی، عمادالدین حسین اصفهانی، ص١١٣.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
به علت نشستن گرد و غبار و چربی و آلودگی بر صندوقچه، در سال ١٣6٠ه. ق، استاد «محمد صنیع خاتم شیرازی»،  صنعتگر معروف ایرانی، آن را به‌طور مناسب و شایسته‌ای، بازسازی کرد؛ به‌گونه‌ای که گویا برای نخستین بار از دست سازنده اصلی آن، بیرون آمده است. برای آنکه صندوقچه از گرد و غبار آسیب نبیند، آن را از چهار سمت و نیز از سمت بالا، با شیشه‌های سنگی مخصوصی پوشاندند و خطوط تقاطع شیشه‌ها را از پنبه و لاستیک پر کردند. &amp;lt;ref&amp;gt;شهر حسین، صص 46٣ و 464.&amp;lt;/ref&amp;gt; این صندوقچه، هنوز روی قبر شریف، موجود است و طول، عرض و ارتفاع آن، به ترتیب 4/5، ٣ و ١/٣٠ متر است.&lt;br /&gt;
در سال ١٢١٣ه. ق، فتحعلی‌شاه قاجار به ملک‌الشعرای دربار خود، فتحعلی‌خان صبای کاشانی، دستور داد که ضریحی نقره‌ای بر قبر امام حسین (ع) نصب کند. او نیز صنعتگران را مامور کرد تا ضریح را بسازند و برخی اشعار خود را در مدح و رثای امام حسین (ع) بر ضریح نوشت. ساخت ضریح، پنج ماه طول کشید و آن را دید. سپس در سال ١٢١٨ه. ق، محمدحسین قراگوزلو، حاکم همدان، این ضریح را به کربلا منتقل و بر قبر شریف حضرت سیدالشهداء (ع)،  نصب کرد. &amp;lt;ref&amp;gt;ناسخ التواریخ، تواریخ قاجاریه، محمدتقی خان سپهر، ج١، ص١١6.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
در دوره ناصرالدین‌شاه نیز یکی از زنان وی، به نام انیس‌الدوله، ضریح دیگری را از نقره، برای نصب بر قبر شریف امام (ع) هدیه نمود که طول آن، 4/٨٠ متر و ارتفاع آن، ١/٧٠ متر بود. &amp;lt;ref&amp;gt;شهر حسین، ص4٢٣.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[طاهر سیف‌الدین]]، داعی مطلق پیشین [[فرقه بُهره هند]] که از فرقه‌های [[اسماعیلیان]] به شمار می‌آید، پس از زیارت [[کربلا]] در سال ١٣55ه. ق، تصمیم گرفت ضریح جدیدی را به حرم مطهر امام حسین (ع) هدیه کند. ضریح اهدایی وی که با ضریح قاجاری تعویض شد، از نقره خالص، و طول، عرض و ارتفاع آن، به ترتیب 5/5، 4/5 و ٣/٧ متر بود. &amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ جغرافیائی کربلای معلی، صص ١٢٣ و ١٢5.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
 (تصویر شماره ١٢4)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کار ساختن این ضریح، در سال ١٣5٨ه. ق به پایان رسید و طی مراسمی رسمی با حضور داعی مزبور، رونمایی شد. برخی شعرای شیعه، از جمله عبدالکریم النایف و شیخ محمد سماوی، بدین مناسبت اشعاری سرودند که ماده تاریخ اشعارشان، به ترتیب برابر با ١٣55 و ١٣5٨ه. ق است. &amp;lt;ref&amp;gt;دائرة المعارف الحسینیة، تاریخ المراقد، ج٢، صص ٣١٧ و ٣١٨.&amp;lt;/ref&amp;gt; گفته می‌شود ضریح نقره‌ای قبلی پس از بازسازی، به آستان [[سامرا]] ارسال شد و بر قبر [[امامین عسکریین (ع)]] نصب گردید. &amp;lt;ref&amp;gt;دائرة المعارف الحسینیة، ص٣٢٢.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
در سال ١٣٧5ه. ق، [[طاهر سیف‌الدین]] برای این ضریح، تاجی از طلا نصب کرد که نمای بیرونی آن، شامل چهار نوار بود؛ به‌گونه‌ای که محیط هر نوار، به صورت متدرج، از پایین به بالا، افزایش می‌یافت. روی هریک از این نوارها، کتیبه برجسته‌ای به خط ثلث و با پوشش آب طلا، قرار گرفته بود. &amp;lt;ref&amp;gt;دائرة المعارف الحسینیة، صص ٣٨٩ و ٣٩٣.&amp;lt;/ref&amp;gt; این ضریح، بیش از 75 سال روی قبر امام حسین (ع) باقی بود؛ تا اینکه در سال ١٣٩١ ه. ش، از روی قبر شریف برداشته شد و ضریح جدیدِ ساخته شده در ایران، جایگزین آن گردید.&lt;br /&gt;
 (تصویر شماره ١٢5)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پروژه ساخت ضریح جدید امام حسین (ع)،  در سال ١٣٨5ه. ش در ایران، با تشکیل هیئت امنایی برای این کار، آغاز شد. طرح هنری ضریح را «[[استاد محمود فرشچیان]]»،  نقاش بزرگ معاصر ایران ارائه داد و خطاطی کتیبه‌های آن را «استاد سید محمدحسینی موحد»،  از خوشنویسان بزرگ جهان اسلام برعهده گرفت و قلم‌زنی روی ضریح را نیز هنرمندان اصفهانی انجام دادند.&lt;br /&gt;
کار ساخت ضریح، از خرداد ماه سال ١٣٨٧ه. ش، در شبستان مدرسه معصومیه قم آغاز شد. برای طراحی سازه ضریح، از سیستم‌های روز مهندسی استفاده شد و مهندسان مختلف رشته‌های عمران و معماری، به‌ویژه آقایان عبدالحمید توکلی‌بینا و مهدی خوش‌نژاد، در ساخت ضریح کمک و نظارت کردند.&lt;br /&gt;
جنس اصلی سازه ضریح که قطعات نقره و طلا روی آن ترکیب شده، از چوب ساج است که در سال ١٩٩٣م از جنگل‌های برمه استحصال شده و وزن چوب‌های به کار رفته در ضریح، 5350 کیلوگرم است. همچنین مقدار ١١٨ کیلو و 65٠ گرم طلا و بالغ بر 46٠٠ کیلوگرم نقره در ساخت ضریح، استفاده شده است.&lt;br /&gt;
ضریح جدید همانند ضریح قبلی، شش گوشه و تقریباً به همان ابعاد، ساخته شده است. مساحت نمای آن ٣٣/٨6 مترمربع، طول و عرض آن ٧/٣4* 5/٠4 متر و ارتفاع آن نیز 4/49 متر است. تعداد پنجره‌های مشبک گرداگرد ضریح نیز بیست پنجره است. سرانجام این ضریح پس از بدرقه مردم شهرهای مختلف ایران، به کربلا انتقال یافت و پس از نصب بر قبر شریف امام حسین (ع)،  طی مراسم باشکوهی در ١5 اسفند ١٣٩١ ه. ش رونمایی شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==معماری صحن‌ها و حجره‌های آستان مقدس==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حرم مطهر امام حسین (ع) را صحن وسیعی احاطه کرده است. صحن آستان مقدس حسینی از داخل، به شکل مستطیل و از بیرون، به شکل بیضی است. مجموع مساحت صحن به 1500 مترمربع و ارتفاع دیوارهای آن، به دوازده متر می‌رسد. دیوارهای صحن از داخل، تا ارتفاع دو متر، با سنگ و بقیه، با کاشی پوشش یافته و نقش‌های زیبا و کتیبه‌های قرآنی نیز زینت‌بخش آن است. گرداگرد صحن، ایوانچه‌ها و حجره‌ها و در پس آن، حصار بیرونی آستان مقدس قرار دارد. ایوانچه‌ها و حجره‌ها، در دو طبقه ساخته شده است که در هر طبقه، 65 ایوانچه وجود دارد. &amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ مرقد الحسین والعباس (ع)،  صص ٩٧ و ١٩٠.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
در گذشته، حجره‌های اطراف صحن، مخصوص تدریس علوم دینی و مباحثه طلاب بوده است. اما تعدادی از آنها، به مقابر خانوادگی و تعداد دیگری نیز به محل دفن علما و مشاهیر، تبدیل شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===مشاهیر مدفون در حجره‌ها===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از جمله مشاهیری که در حجره‌های اطراف صحن دفن شده‌اند، می‌توان به قبر عالم مجاهد، شیخ محمدتقی شیرازی و قبر شیخ زین‌العابدین حائری در ضلع شرقی صحن و قبر شیخ عبدالحسین تهرانی (متوفای ١٢٨6ه. ق) و قبر سید مرتضی کشمیری (متوفای ١٣4٢ه. ق)،  در ضلع غربی صحن، اشاره کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===ساعت باب القبله===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در ضلع جنوبی صحن، بالای ورودی اصلی صحن، یعنی باب القبله، ساعت بزرگی روی یک پایه سیمانی بلند قرار دارد که آن را تولیت آستان حسینی، در سال ١٣٨٢ه. ق، از آلمان خریداری کرده است. این ساعت، جایگزین ساعت قدیمی‌تری شده است که آن را ناصرالدین‌شاه قاجار در سال ١٣١٢ه. ق هدیه کرده بود. بدنه پایه یا برج ساعت نیز در سال ١٣٨٣ه. ق، کاشی‌کاری شده و بالای آن، گنبد کوچکی از طلا، نصب شده است. &amp;lt;ref&amp;gt;دائرة المعارف الحسینیة، تاریخ المراقد، ج٢، صص 4١١ و 4١٣.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===ورودی‌های صحن===&lt;br /&gt;
صحن شریف آستانه حسینی، دارای چند ورودی است که هریک به‌سوی یکی از محله‌های کربلا گشوده می‌شود. این ورودی‌ها، درون ایوان‌هایی مزین به کاشی‌کاری‌های زیبا، با نقش‌های هندسی و گیاهی، قرار دارد. در گذشته، تعداد آنها، هفت ورودی بود که در جریان توسعه صحن، دو ورودی با یکدیگر ادغام شد و چهار ورودی جدید نیز ساخته شد که بدین ترتیب، تعداد ورودی‌های صحن، به ده ورودی افزایش یافت. این ورودی‌ها عبارت‌اند از: &amp;lt;ref&amp;gt;برای تفصیل بیشتر، ر. ک: تاریخ مرقد الحسین والعباس (ع)،  صص ١٨4 و ١٩٠.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
١. باب القبله: قدیمی‌ترین در و ورودی اصلی صحن است که با توجه به قرار داشتن آن در سمت قبله (جنوب) صحن، به این نام شهرت یافته است. ارتفاع آن، حدود پانزده متر و عرض قاعده آن، هشت متر است. بر کاشی‌های آن، تاریخ‌های ١٢٧5ه. ق و ١٣٨5ه. ق، به چشم می‌خورد.&lt;br /&gt;
٢. باب الرجاء: از درهای جدید صحن است که میان باب القبله و باب قاضی الحاجات قرار دارد و ارتفاع آن، حدود پنج متر و عرض آن، ٣/5 متر است.&lt;br /&gt;
٣. باب قاضی الحاجات: این ورودی مقابل سوق‌العرب قرار دارد و ارتفاع آن، پنج متر و عرض آن، ٣/5 متر و تاریخ آن، ١٢٨6ه. ق است.&lt;br /&gt;
4. باب الشهداء: این ورودی، در میانه ضلع شرقی صحن قرار دارد و حاصل ادغام دو ورودی قدیمی، به نام‌های باب الصحن الصغیر و باب الصافی است. ارتفاع آن، چهار متر و عرض آن، سه متر است.&lt;br /&gt;
5. باب الکرامه: از درهای جدید صحن است که در گوشه شمال شرقی صحن قرار دارد و ارتفاع آن، چهار متر و عرض آن، سه متر است.&lt;br /&gt;
6. باب السلام: از درهای جدید صحن است که در میانه ضلع شمالی قرار دارد و طول آن، چهار متر و عرض آن، سه متر و تاریخ آن، ١٣٩٢ه. ق است.&lt;br /&gt;
٧. باب السدره: در گوشه شمال غربی صحن واقع است و به یاد درخت سدری که در سده نخست هجری، نزدیک قبر امام (ع) بوده است و زائران به‌وسیله آن، محل قبر را می‌یافتند، بدین نام خوانده شده است. تاریخ این در، ١٣٩٢ه. ق است.&lt;br /&gt;
٨. باب السلطانیه: در ضلع غربی صحن قرار دارد و وجه تسمیه‌اش آن است که یکی از سلاطین عثمانی، آن را ساخته است. ارتفاع آن، چهار متر و عرض آن، سه متر است.&lt;br /&gt;
٩. باب الراس الشریف: از درهای جدید صحن است و در میانه ضلع غربی صحن قرار دارد و از آنجا که روبه‌روی بالاسر حضرت قرار دارد، بدین نام شهرت یافته است. بر سردر آن، تاریخ ١٣٧٢ه. ق به چشم می‌خورد. بالای این ورودی، ساعت آونگ‌دار بزرگی، نصب شده است.&lt;br /&gt;
١٠. باب الزینبیه: این دروازه در جنوب غربی صحن قرار دارد و به علت نزدیک بودنش به تل زینبیه، به این نام شناخته می‌شود. ارتفاع آن، چهار متر و عرض آن، سه متر است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===ایوان‌های صحن===&lt;br /&gt;
اطراف صحن، ایوان‌های بزرگی وجود دارد که مهم‌ترین آنها، عبارت‌اند از ایوان وزیر و ایوان ناصری.&lt;br /&gt;
====ایوان وزیر====&lt;br /&gt;
این ایوان، وسط ضلع شمالی صحن واقع است و به یکی از وزرای دوره قاجار منسوب است که قبرش، پشت همین ایوان قرار دارد. در این ایوان، بسیاری از علمای بزرگ، به خاک سپرده شده‌اند که نامشان بر سنگ‌هایی، بر دیوار نوشته شده است که از آن جمله، می‌توان به «[[خطیب کربلا]] [[سید جواد هندی]]» و «حجت‌الاسلام سید میرزا‌هادی حسینی»،  اشاره کرد. امروزه یکی از درهای صحن، به نام «باب السلام»، در این ایوان گشوده شده است.&lt;br /&gt;
 (تصویر شماره ١٢6)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====ایوان ناصری====&lt;br /&gt;
این ایوان در ضلع غربی صحن قرار دارد و با انتساب به ناصرالدین‌شاه قاجار، به این نام شناخته می‌شد. اما بعداً با انتساب به سلطان عبدالحمید عثمانی که آن را بازسازی کرد، به ایوان حمیدی شهرت یافت. ارتفاع ایوان و طول و عرض قاعده آن، به ترتیب ١5* ٨* 5 متر است. از اشعار فارسی «شیخ جابر کاظمی» و نیز ماده تاریخ عربی آن، برمی‌آید که تاریخ ساخت آن، 1275ه. ق بوده است. این ایوان، براساس ماده تاریخ اشعار عربی موجود داخل ایوان، در سال ١٣٠٩ه. ق، در دوره سلطان عبدالحمید عثمانی، بازسازی شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====ایوان طلا====&lt;br /&gt;
ایوان طلا در ضلع جنوبی حرم قرار دارد و مشرف به صحن است و دیوارهای آن، با طلای ناب روکش شده و قسمت‌های فوقانی دیوارها با کاشی‌های زیبا، تزیین یافته است. در این ایوان و دو طرف آن، سه درِ چوبی با روکش طلا و تزیینات میناکاری وجود دارد که کتیبه‌های حاوی آیات قرآن و اشعار عربی نیز بر آنها نقش بسته است. ایوان طلا را دکه بزرگی با سقف و ستون‌های چوبی، پوشش داده است. این دکه، به شکل مستطیلی به طول 36 متر و عرض ده متر است و دارای سقف بلندی است که بخش میانی آن، ارتفاع بیشتر و دو بخش جانبی آن، ارتفاع کمتری دارد.&lt;br /&gt;
همان‌گونه که بیان شد این دکه، در دوره ناصرالدین‌شاه و با تلاش شیخ عبدالحسین طهرانی در سال 1276 ه ق، بنا شد. سقف و ستون‌های این دکه که در آن زمان، از چوب بود، در سال 1342ه. ق با چوب‌های جدیدی که از هند آورده بودند، بازسازی شد. &amp;lt;ref&amp;gt;شهر حسین، ص4١٣.&amp;lt;/ref&amp;gt; در جبهه دکه، تعداد دوازده ستون چوبی وجود داشت که دو ستون، به ارتفاع سیزده متر در بخش میانی و مرتفع آن و شش ستون به ارتفاع نه متر، در دو جناح شرقی و غربی دکه و دو نیم ستون به ارتفاع چهار متر نیز در انتهای غربی و شرقی آن، قرار داشت. جبهه و ستون‌های چوبی این دکه، در سال ١٣٨٨ه. ق، با جبهه و ستون‌هایی از سنگ مرمر فاخر، تعویض گردید. &amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ مرقد الحسین والعباس (ع)،  ص١5٨.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
افزون‌بر ایوان طلا، در ضلع غربی حرم و متصل به رواق ابراهیم مجاب، ایوان دیگری به نام ایوان راس الحسین (بالاسر) وجود دارد که طاق آن به شکل زیبایی، کاشی‌کاری شده است. در این ایوان، کتیبه‌ای به چشم می‌خورد که تاریخ ١٢٩6ه. ق بر آن ثبت شده است.&lt;br /&gt;
 (تصویر شماره ١٢٧ و ١٢٨)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==حرم و گنبدخانه==&lt;br /&gt;
حرم مطهر امام حسین (ع) که صحن وسیعی، آن را از چهار جهت احاطه کرده، 3850 مترمربع مساحت دارد. بخش مرکزی حرم، شامل گنبدخانه است که وسط آن، قبر شریف امام حسین (ع) و فرزندشان علی‌اکبر قرار دارد. روی قبر، صندوقچه چوبی خاتم‌کاری نفیسی، وجود دارد و روی این صندوقچه، ضریح فولادی و روی آن نیز ضریح نقره و طلاکوب، نصب شده است.&lt;br /&gt;
در زاویه جنوبی گنبدخانه، به فاصله حدود 1/5 متر از قبر علی‌اکبر و در حدفاصل گنبدخانه و رواق جنوبی، محل دفن شهدای کربلا قرار دارد. روی این محل، ضریح یک ضلعی از نقره، به طول 4/8 متر، نصب شده است که از پنج دهانه (پنجره) به عرض هر دهانه، 75 سانتی‌متر و ارتفاع ٧٠ سانتی‌متر، تشکیل شده است.&lt;br /&gt;
 (تصویر شماره ١٢٩)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==رواق‌های حرم==&lt;br /&gt;
اطراف گنبدخانه حرم امام حسین (ع) را رواق‌های زیبایی از چهار جهت احاطه کرده است که عرض همه این رواق‌ها، پنج متر و طول دو رواق شمالی و جنوبی، حدود چهل متر و طول دو رواق شرقی و غربی، حدود 45 متر است. دیوارها و کف رواق‌ها، دارای پوششی از سنگ مرمر و سقف رواق‌ها، آینه‌کاری شده است. هر رواق، به نام خاصی است که عبارت‌اند از:&lt;br /&gt;
 (تصویر شماره ١٣٠)&lt;br /&gt;
١. رواق ابراهیم مجاب (رواق غربی):  این رواق در غرب گنبدخانه قرار دارد و وجه تسمیه آن، وجود قبر و ضریح ابراهیم مجاب، در انتهای شمالی آن است. روی قبر ابراهیم مجاب، صندوقچه‌ای از چوب ساج مرغوب و نیز ضریحی از فولاد سبز، نصب شده است. همچنین در این رواق، قبور چند تن از علما قرار دارد که از آن جمله‌اند: سید عبدالله بحرانی، سید محسن بن عبدالله بحرانی، سید محمد بن سید محسن بحرانی و سید محمد زینی حسنی. از این رواق، دو در، به نام‌های باب حبیب ابن مظاهر و باب سید ابراهیم مجاب، به‌سوی صحن گشوده می‌شود.&lt;br /&gt;
 (تصویر شماره ١٣١)&lt;br /&gt;
٢. رواق حبیب بن مظاهر (رواق جنوبی):  وجه تسمیه این رواق، وجود قبر [[حبیب ابن مظاهر اسدی]]، شهید بزرگ کربلا می‌باشد که روی آن، ضریحی از نقره وجود دارد و در تاریخ ١4١٠ه. ق، بازسازی شده است. در این رواق، برخی از شخصیت‌های علمی مشهور دفن شده‌اند که از آن جمله‌اند: سید محمدمهدی موسوی شهرستانی (متوفای ١٢١6ه. ق)،  سید محمدحسین، پسر محمدمهدی شهرستانی، سید محمدحسین مرعشی حسینی، معروف به شهرستانی (متوفای ١٣١5ه. ق) و میرزا محمدعلی، فرزند سید محمدحسن مرعشی (متوفای ١٣44ه. ق).  همه این شخصیت‌ها، در یک مقبره، پشت قبور شهدای کربلا، به خاک سپرده شده‌اند.&lt;br /&gt;
٣. رواق فقها (رواق شرقی):  این رواق، در گذشته، به سبب دفن آقا محمدباقر وحید بهبهانی در آن، به نام رواق آقا باقر معروف بود. اما امروزه، به علت وجود قبور چند فقیه شیعه در آن، به رواق فقها شهرت یافته است. کنار وحید بهبهانی، دو تن دیگر از فقها به نام‌های سید علی طباطبایی صاحب کتاب «ریاض العلماء» و شیخ یوسف آل عصفور صاحب کتاب «الحدائق الناضره»، در یک مقبره، در سمت راست درِ حرم، دفن شده‌اند و در گذشته ضریح کوچکی بر قبر آنان بود. از دیگر شخصیت‌های مدفون در این رواق می‌توان از سید کاظم رشتی (متوفای ١٢5٩ه. ق)،  سید احمد بن سید کاظم رشتی (متوفای ١٢٩5ه. ق) و شاعر بزرگ حاج جواد بدقت (متوفای ١٢٨١ه. ق) یاد کرد. از این رواق، دری به سوی صحن و دو در، به حرم باز می‌شود.&lt;br /&gt;
 (تصویر شماره ١٣٢)&lt;br /&gt;
4. رواق سلاطین (رواق شمالی):  وجه تسمیه این رواق، وجود مقبره چند تن از شاهان قاجار در آن است که عبارت‌اند از: مظفرالدین‌شاه، محمدعلی‌شاه و احمدشاه قاجار. مقابل مقبره آنها، قبر سید عبدالحسین حجت طباطبایی و خطیب مشهور، سید حسن استرآبادی، قرار دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==گنبد و گلدسته‌ها==&lt;br /&gt;
بر فراز قبر مطهر امام حسین (ع)،  گنبد مرتفعی وجود دارد که از بیرون، با الواح طلای ناب پوشیده شده و جلوه زیبایی به آستان مقدس داده است. گنبد از بیرون، پیازی شکل و ارتفاع آن از سطح زمین، حدود ٣٧ متر است. بالای گنبد، میله‌ای از طلا و بر فراز آن، یک چراغ نصب شده است. در ساقه مدور گنبد نیز ده پنجره به عرض ١٣٣ سانتی‌متر برای نورگیری و نیز کتیبه‌هایی به نام ناصرالدین‌شاه و تاریخ طلاکاری گنبد، وجود دارد. براساس این کتیبه‌ها، طلاکاری کنونی گنبد در سال ١٢٧٣ه. ق و به دستور ناصرالدین‌شاه قاجار صورت گرفته است. همچنین براساس اسناد موجود در اداره اوقاف کربلا، تعداد خشت‌های طلای به‌کار رفته در گنبد، 7526 خشت و مجموع سطح طلاکاری آن، ٣٠١ مترمربع است.&lt;br /&gt;
 (تصویر شماره ١٣٣)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گنبد از داخل، با پوششی از کاشی‌کاری زیبا همراه با اسامی دوازده امام، تزیین یافته است. قسمت بالای نمای داخلی گنبد، کتیبه‌ای حاوی سوره فجر و در قاعده گنبد، آیاتی از سوره منافقون و تاریخ ١٣٧١ه. ق، نقش بسته است.&lt;br /&gt;
در فاصله ده متری از جنوب گنبد و در دو طرف ایوان طلای حرم مطهر، دو گلدسته بزرگ با پوشش طلا وجود دارد که ارتفاع هریک از کف صحن، حدود 25 متر و قطر آن نیز چهار متر است. در نوک هریک از این گلدسته‌ها، میله‌ای نصب شده است و بر فراز آن نیز چراغی برای روشنایی وجود دارد. این دو گلدسته، در سال 786ه. ق در دوران سلطان اویس جلایری، بنا نهاده شد و فرزند وی احمد جلایری، آنها را با کاشی‌های زرد طلایی، آراست. تعداد خشت‌های طلای به‌کار رفته در این دو گلدسته، در مجموع، 8024 خشت است.&lt;br /&gt;
 (تصویر شماره 134 و 135)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==گنجینه آستان==&lt;br /&gt;
در حال حاضر، در سالنی واقع در طبقه دوم حجره‌های واقع در نیمه غربی ضلع جنوبی صحن، گنجینه آستان تاسیس شده است که در آن، بسیاری از اشیای نفیس و ارزشمندی که شاهان و بزرگان ایران و هند و...، به این آستان هدیه کرده‌اند، به نمایش گذاشته شده است. این اشیاء، شامل انواع جواهر، قندیل‌های طلا، ظرف‌های طلا و نقره، پارچه‌های زربافت و ابریشمی، ترمه‌های زیبا، شمشیرها و ابزار جنگی، عتیقه‌جات و کاشی‌های قدیمی و نفیس می‌شود. همچنین برخی از قرآن‌ها و نسخه‌های خطی نفیس موجود در کتابخانه آستان مقدس، در این گنجینه دیده می‌شود. از جمله مهم‌ترین قرآن‌های خطی موجود در این گنجینه، قرآنی است بسیار قدیمی به خط کوفی که به امام زین‌العابدین (ع) منسوب است. قرآن دیگری نیز از تاریخ 6٩٣ه. ق، به خط یاقوت مستعصمی، خطاط مشهور مسلمان، &amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ مرقد الحسین والعباس (ع)،  ص١١٠.&amp;lt;/ref&amp;gt; در این گنجینه وجود دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آثار و اماکن از بین رفته در محدوده آستان مقدس==&lt;br /&gt;
در محدوده آستان حضرت سیدالشهداء (ع) و متصل به آن، بناهای مختلفی شامل مدارس، مقابر و غیره وجود داشت که بیانگر شکوه و عظمت این آستان مقدس و اهمیت تاریخی و جایگاه برجسته علمی و فرهنگی آن بود. متاسفانه بیشتر این بناها در یک‌صد سال اخیر، به دست برخی از مقامات عراق و شهرداران مغرض کربلا، به بهانه‌هایی چون توسعه شهری و احداث خیابان در گرداگرد آستان مقدس، از بین رفت. در اینجا، به تعدادی از این بناها، اشاره می‌کنیم:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===صحن کوچک===&lt;br /&gt;
در ضلع شرقی صحن بزرگ و اصلی آستان سیدالشهدا (ع)،  صحن کوچکی وجود داشت که راهرویی مسقف به طاق‌های مقرنس و کاشی‌کاری شده، به آن متصل می‌شد. مساحت این صحن، 48 مترمربع بود که دیوارهای بلندی داشت و از آثار تاریخی و هنری نفیس و ارزشمند به شمار می‌آمد. نمای صحن مزین به کاشی‌کاری‌های ممتاز با نقش‌های گیاهی زیبا بود. همچنین در این صحن، دو مناره کوچک مزین به آیات قرآن وجود داشت که در سال 1262ه. ق به دستور نجیب پاشا، والی عثمانی، ساخته شده بود. متاسفانه شهرداری کربلا، این اثر تاریخی بی‌نظیر را در سال 1368ه. ق برابر با 1948 م. به بهانه احداث خیابان در گرداگرد آستان امام حسین (ع)،  به‌طور کامل، ویران کرد. روحانیان شیعه نیز در اعتراض به این اقدام، از برگزاری نماز جماعت در صحن حرم امام حسین (ع) خودداری کردند. &amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ مرقد الحسین والعباس (ع)،  صص ١٨٣ و 184.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===مناره عبد===&lt;br /&gt;
در گذشته، افزون‌بر دو گلدسته موجود در دو طرف ایوان اصلی حرم امام حسین (ع)،  مناره سومی نیز در ضلع شرقی آستان مقدس وجود داشته که از نظر هنر و معماری اسلامی، بسیار ارزشمند و بااهمیت بوده است. این گلدسته که به نام «مناره عبد» شناخته می‌شد، در سال 767ه. ق، به دست مرجان بن عبدالله، حاکم عراق، در دوره سلطان اویس جلایری، ساخته شد. قطر قاعده آن، حدود بیست متر و ارتفاع آن، چهل متر بود و نمای آن با کاشی‌های زیبا، تزیین یافته بود. &amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ کربلا و حائر حسینی، ص٣١٨.&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ مرقد الحسین والعباس (ع)،  ص١٧٩.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
این مناره نفیس و ارزشمند که به مدت شش قرن، صحیح و سالم پابرجا مانده بود، متاسفانه در سال 1354ه. ق - 1935م، به دستور یاسین الهاشمی، نخست وزیر وقت عراق، خراب گردید. بهانه دولت عراق برای تخریب مناره، فرسودگی و کج شدن آن بود. اما گویا هدف اصلی آنها از این کار، دست گذاشتن بر اوقاف فراوانی بود که بانی مناره برای آن، تعیین کرده بود. به هر حال این اقدام، موجب ناراحتی و تاسف اهالی کربلا شد و شعرای شیعه عراق نیز در اشعاری که بدین مناسبت سرودند، نارضایتی خود را ابراز کردند. &amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ کربلا و حائر حسینی، صص ٣٢٠ و ٣٣٠.&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ مرقد الحسین والعباس (ع)،  صص ١٨١ و ١٨٢.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===مقبره آل بویه===&lt;br /&gt;
در گذشته، در مجاورت حرم امام حسین (ع)،  مقبره‌ای مخصوص [[آل‌بویه]] وجود داشت که پادشاهان و حاکمان این خاندان را که وصیت می‌کردند در کربلا دفن شوند، در این مقبره به خاک می‌سپردند. محل این مقبره، به مرور زمان فراموش شد و در دل خاک، پنهان شد؛ تا اینکه در سال ١٢٩٢ه. ق، یکی از سادات خاندان آل صافی، یکی از خانه‌های مجاور صحن کوچک آستان امام حسین (ع) را خریداری کرد تا در آن، مقبره خانوادگی برای خود ایجاد کند. در زمان شروع ساخت مقبره، روزنه و دریچه‌ای پیدا شد که به مقبره‌ای متصل می‌گشت و در آن قبوری وجود داشت و از کتیبه‌های روی آنها مشخص شد که مدافن آل‌بویه است. &amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ مرقد الحسین والعباس (ع)،  ص١٨٣.&amp;lt;/ref&amp;gt; این مقبره به‌طور کامل در روز چهارشنبه 22 محرم‌الحرام سال 1368ه. ق (1948/11/24 م)،  به دست [[عبدالرسول خالصی]]، شهردار کربلا، ویران گردید و از بین رفت. &amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ کربلا و حائر حسینی، ص٣6٧.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===مسجد جامع و مقام راس الحسین (ع)===&lt;br /&gt;
ابتدای خیابان سدره، نزدیک آستان امام حسین (ع)،  مسجدی تاریخی به نام [[مسجد راس الحسین(ع)|راس‌الحسین (ع)]] قرار داشت و میان آن، مقامی وجود داشت که محل قرار گرفتن سر بریده امام (ع)،  پیش از انتقال آن به کوفه، به شمار می‌آمد. متاسفانه این مسجد و مقام، به بهانه احداث خیابان پیرامون آستان حسینی، به دستور طاهر القیسی، شهردار کربلا، خراب گردید و از بین رفت. &amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ کربلا و حائر حسینی، صص361 و 366.&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;کربلاء فی الذاکرة، صص 169 و ١٧٠.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===مدرسه سردار حسن خان===&lt;br /&gt;
این مدرسه، بزرگ‌ترین مدرسه علمی کربلا بود که در شمال آستانه حسینی قرار داشت. بسیاری از علمای برجسته، در آن تحصیلات دینی خود را تکمیل کرده‌اند. این مدرسه و موقوفات آن، در روز پنج‌شنبه شانزدهم محرم‌الحرام سال 1368ه. ق (1948/١١/١٨م)،  به دستور عبدالرسول خالصی، ویران گردید. &amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ کربلا و حائر حسینی، صص362 و 367.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===مدرسه زینبیه===&lt;br /&gt;
از مدارس دینی مهم کربلا و واقع در غرب آستانه حسینی بود که ورودی آن، از داخل صحن آستان، قرار داشت. این مدرسه به همراه موقوفات آن، در روز دوشنبه سیزدهم محرم‌الحرام سال 1368ه. ق (1948/١١/15م)،  به دستور عبدالرسول خالصی، خراب شد. &amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ کربلا و حائر حسینی، صص361 و366.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===مدرسه صدراعظم نوری===&lt;br /&gt;
از مدارس علمی مهم کربلا و واقع در غرب آستانه حسینی بود که به دستور طاهر القیسی، ویران گردید. &amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ کربلا و حائر حسینی، ص361 و366.&amp;lt;/ref&amp;gt; این مدرسه را میرزا آقاخان نوری (متوفای 1243ه. ق)،  دومین صدراعظم ناصرالدین‌شاه قاجار، ساخته بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===مسجد بزرگ ناصری===&lt;br /&gt;
از مساجد باشکوه کربلا و واقع در غرب آستان مقدس بود که به دستور عبدالرسول خالصی، در ماه ربیع‌الاول سال 1368ه. ق، ویران گردید. &amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ کربلا و حائر حسینی، صص361 و 366.&amp;lt;/ref&amp;gt; این مسجد، از آثار دوره ناصرالدین‌شاه قاجار در کربلا، به شمار می‌آمد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===تکیه بکتاشیه===&lt;br /&gt;
این بنا در گذشته، از مشهورترین بناهای وابسته به آستان امام حسین (ع) بود که داخل صحن، از سمت شرق باب القبله، قرار داشت. [[تکیه بکتاشیه]]، محل گردهمایی [[صوفیان]] شیعه ترک، در روزگار حکومت عثمانی بود که به دست یکی از همین صوفیان، به نام «عبدالمؤمن دده» ساخته شد. از برجسته‌ترین صوفیانی که در جمع صوفیان این تکیه، حاضر می‌شدند، می‌توان از فضولی بغدادی (متوفای 963ه. ق، 1483 - 1556م)،  شاعر بزرگ ترک زبان، و دو فرزندش، فضلی و روحی بغدادی، یاد کرد. در اواخر دوره عثمانی که سلطان عبدالحمید دوم، با صوفیان طریقت بکتاشیه مبارزه می‌کرد، نام این تکیه را به [[تکیه نقشبندیه]]، تغییر داد. این تکیه در جریان توسعه صحن آستان در دوره اخیر، از بین رفت. &amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ مرقد الحسین والعباس (ع)،  ص١٧١.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
  ==پانویس==&lt;br /&gt;
 {{پانویس}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 ==منبع==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:مقاله‌های در دست ویرایش]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Hodjat p</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikihaj.com/index.php?title=%D8%A2%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86_%D9%85%D9%82%D8%AF%D8%B3_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86&amp;diff=11144</id>
		<title>آستان مقدس امام حسین</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikihaj.com/index.php?title=%D8%A2%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86_%D9%85%D9%82%D8%AF%D8%B3_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86&amp;diff=11144"/>
		<updated>2019-01-26T22:47:10Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Hodjat p: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{در دست ویرایش|ماه=[[بهمن]]|روز=[[۵]]|سال=[[۱۳۹۷]]|کاربر=Hodjat p  }}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==دفن بدن مطهر==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به نوشته [[شیخ مفید]]، پس از آنکه لشکر [[عمر سعد]] به [[کوفه]] بازگشتند، گروهی از [[قبیله بنی‌اسد]] که در منطقه «[[غاضریه]]» اقامت داشتند، به محل جنگ آمدند و بر [[امام حسین (ع)]] و یاران ایشان، نماز خواندند و آنها را دفن کردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آنها امام حسین (ع) را در محل قبر کنونی ایشان و فرزندش [[علی‌اکبر]] را پایین پای آن حضرت، به خاک سپردند. سایر [[شهدای کربلا]] را نیز در یک‌جا، کنار یکدیگر در امتداد پایین پای امام (ع)،  دفن کردند. [[حضرت عباس (ع)]] را نیز در محل شهادت وی، در مسیر غاضریه، جایی که امروزه بارگاه ایشان قرار دارد، به خاک سپردند. &amp;lt;ref&amp;gt;الارشاد، ج٢، ص١١4.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
گویند علت اینکه عباس را در محل شهادتش به خاک سپردند، آن بود که بدن وی به چند قسمت، پاره پاره شده بود و امکان انتقال آن به کنار قبر امام حسین (ع) و سایر شهدا نبود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برخی نیز گفته‌اند که بنی‌اسد، [[حبیب بن مظاهر]] را در محلی نزدیک بالا سر امام حسین (ع) دفن کردند و [[قبیله بنی‌تمیم|بنی‌تمیم]]، [[حر بن یزید ریاحی]] را به نقطه‌ای در فاصله یک میل از قبر حسین (ع) منتقل و در آنجا دفن کردند. &amp;lt;ref&amp;gt;ابصار العین فی انصار الحسین، سماوی، ص٢١٩.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==نخستین زائران قبر امام حسین (ع)==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بارگاه ملکوتی [[سرور شهیدان]]، حضرت امام حسین (ع)،  از نخستین هفته‌های پس از [[واقعه عاشورا]]، به زیارتگاهی برای شیعیان تبدیل شد و از آن زمان تاکنون، همواره کانون توجه عاشقان و دوستداران آن حضرت بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===عبیدالله بن حر جعفی===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برخی گفته‌اند نخستین زائر امام حسین (ع)،  «[[عبیدالله بن حر جعفی]]» بود&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ مرقد الحسین والعباس (ع)،  آل‌طعمه، ص٧٢.&amp;lt;/ref&amp;gt; که به گزارش [[طبری]] تاریخ‌نگار، پس از واقعه عاشورا، همراه یارانش به کربلا گریخت و با دیدن اجساد یا قبور شهدا، ابیاتی در رثای امام حسین (ع) و بیان پشیمانی خود از یاری نکردن آن حضرت، سرود. &amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ الطبری، ج5، ص4٧٠.&amp;lt;/ref&amp;gt; اما در این گزارش، به زیارت کردن عبیدالله بن حر از قبر امام (ع) و یارانش، اشاره صریحی نشده است.&lt;br /&gt;
 (تصویر شماره ١١٧)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===جابر بن عبدالله انصاری===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با این حال، مشهور میان علمای شیعه آن است که نخستین زائر قبر شریف امام (ع)،  «[[جابر بن عبدالله انصاری]]»،  صحابی بزرگ [[پیامبر]] (ص) بود که در نخستین سالروز [[اربعین حسینی]] در ٢٠ صفر سال 6١ه. ق، به زیارت امام (ع) مشرف شد. &amp;lt;ref&amp;gt;مسارّ الشیعة، الشیخ المفید، ص46.&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;مصباح المتهجد، الطوسی، ج٢، ص٧٨٧.&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;العدد القویة، العلامة الحلی، ص٢١٩.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====جزئیات زیارت جابر====&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
البته منابع دیگر [[شیعه]]، جزئیات زیارت وی را دو گونه گزارش کرده‌اند:&lt;br /&gt;
نخستین گزارش از [[عمادالدین طبری]] (متوفای 5٢5 ه. ق) است که زیارت جابر را همراه با عطیه عوفی، به تفصیل گزارش کرده است. اما در آن، سخنی از ملاقات وی با [[اهل‌بیت (ع)]]،  به میان نیاورده است. &amp;lt;ref&amp;gt;بشارة المصطفی لشیعة المرتضی، عمادالدین الطبرسی، صص ١٢5 و ١٢6.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[خوارزمی]] نیز شبیه این گزارش را با تفاوت‌هایی نقل کرده است. &amp;lt;ref&amp;gt;مقتل الحسین، الخوارزمی، ج٢، صص ١٩٠ و ١٩١.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گزارش دوم از [[سید بن طاووس]] است که زیارت جابر را بدون همراهی عطیه و به اختصار بیان کرده و به دنبال آن ملاقات جابر را با اسرای اهل‌بیت (ع) که از [[شام]] بازمی‌گشتند، آورده است. &amp;lt;ref&amp;gt;اللهوف فی قتلی الطفوف، السید بن طاووس، ص١١4.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به هر حال، درباره تاریخ و جزئیات حضور جابر در [[کربلا]] و نیز امکان بازگشت اهل‌بیت (ع) از شام به کربلا در روز اربعین و دیدار جابر با آنان، میان علما و صاحب‌نظران، اختلاف‌نظر وجود دارد. &amp;lt;ref&amp;gt;برای آگاهی بیشتر، ر. ک: تاریخ در آینۀ پژوهش، «پژوهشی در اربعین حسینی (ع)»،  محسن رنجبر، ش 5، بهار ١٣٨4، صص ١5٧ و ١٩٢.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==ساختمان قبر شریف==&lt;br /&gt;
درباره نخستین ساختمان بنا شده بر قبر شریف امام حسین (ع)، در منابع تاریخی معتبر، اطلاع دقیقی در دست نیست. اما نویسندگان معاصر تاریخ کربلا و بارگاه امام حسین (ع)،  اقوال و ادعاهایی را درباره تاریخ احداث نخستین بنا روی قبر بیان کرده‌اند که از اعتبار تاریخی، برخوردار نیست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برخی گفته‌اند قبیله بنی‌اسد که امام حسین (ع) و سایر شهیدان را به خاک سپردند، نخستین کسانی بودند که بر قبور آنان، تربتی ساختند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما به نوشته برخی دیگر، [[مختار ثقفی]]، نخستین کسی بود که به ساخت‌وساز بر قبر مطهر اقدام نمود. &amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ کربلا و حائر حسینی، عبدالجواد الکلیددار، ص٢٠٨.&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;نزهة اهل الحرمین فی عمارة المشهدین، السید حسن الصدر، ص٢٣.&amp;lt;/ref&amp;gt; هیچ‌یک از این اقوال، مستند نیست و نمی‌توان به راحتی آنها را پذیرفت.&lt;br /&gt;
 (تصویر شماره ١١٨)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===نخستین ساختمان===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وجود سقیفه (سایبان) یا گنبد کوچکی روی قبر شریف امام (ع)،  در قرن دوم هجری، دور از ذهن نیست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====دلیل اول====&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در روایتی از [[امام صادق (ع)]] درباره چگونگی زیارت امام حسین (ع) و بیان [[زیارتنامه]] ایشان، آمده است: «اگر از سمت ورودی رو به مشرق آمدی، پس در ورودی بایست و بگو...»  . &amp;lt;ref&amp;gt;«اذا اتیت الباب الذی یلی الشرق فقف علی الباب وقل: ...»  . اعیان الشیعه به نقل از کامل الزیارات، ابن‌قولویه. در متن چاپ موجودِ کامل الزیارات، عبارت ایستادن بر درِ شرقی، به چشم نمی‌خورد.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همچنین در ادامه، پس از بیان زیارتنامه امام (ع) و حضرت علی‌اکبر، آمده است که «از سقیفه خارج می‌شوی و مقابل قبور شهدا می‌ایستی».  &amp;lt;ref&amp;gt;«ثم تخرج من السقیفة وتقف بازاء قبور الشهداء».  اعیان الشیعه به نقل از کامل الزیارات، ص٢56.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[سید محسن امین]] از این عبارات، چنین نتیجه‌گیری کرده است که بنای بارگاه امام حسین (ع) در آن زمان، شامل سقیفه‌ای بوده که یک درِ آن، سمت شرق قرار داشته است. اما به هر حال، در یا درهای دیگری نیز وجود داشته است. &amp;lt;ref&amp;gt;اعیان الشیعة، سیدمحسن امین عاملی، ج١، ص6٢٧.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همچنین از این زیارتنامه، چنین استنباط می‌شود که قبر حضرت علی‌اکبر (ع) نیز داخل سقیفه قرار داشته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====دلیل دوم====&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در روایت دیگری از امام صادق (ع)،  از ایستادن بیرون از «گنبد»،  پیش از ورود به روضه شریف امام حسین (ع)،  سخن به میان آمده است&amp;lt;ref&amp;gt;المزار الکبیر، ص4٢٩.&amp;lt;/ref&amp;gt; و این روایت، بر وجود گنبدی بر قبر شریف دلالت دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===تخریب قبر توسط متوکل===&lt;br /&gt;
برخی از نویسندگان معاصر، از تخریب بارگاه امام (ع) به دستور‌ [[هارون الرشید]]، سخن گفته‌اند. &amp;lt;ref&amp;gt;نزهة اهل الحرمین، ص٢٨.&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ مرقد الحسین والعباس (ع)،  ص٧4.&amp;lt;/ref&amp;gt; اما در منابع تاریخی، اشاره‌ای به این موضوع نشده است و با توجه به اهتمام‌ هارون به احداث گنبد و بارگاهی بر قبر [[امام علی (ع)]] در [[نجف]]، چنین اقدامی از وی، بعید می‌نماید.&lt;br /&gt;
 (تصویر شماره ١١٩)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما [[متوکل عباسی]] که به تصریح منابع معتبر تاریخی، دشمنی و کینه‌اش به اهل‌بیت پیامبر (ع) شناخته شده بود، دستور داد تا قبر امام حسین (ع) را تخریب نمایند و زائران را از گرد حرم آن حضرت، متفرق سازند و از زیارت ایشان منع کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====نظر نویسندگان متأخر====&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برخی نویسندگان متاخر، از چهار بار تخریب قبر امام حسین (ع) در دوره [[متوکل]]، سخن گفته‌اند. اما از منابع تاریخی و کهن، چنین برداشت می‌شود که در دوره متوکل، قبر امام حسین (ع) یک یا دو بار تخریب شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آنچه در بیشتر منابع تاریخی آمده، آن است که متوکل در سال 236ه. ق، دستور داد قبر امام حسین (ع) را خراب کنند و محل آن را شخم بزنند، بذرپاشی کنند و آب بر آن ببندند. همچنین از آمدن مردم به آنجا جلوگیری نمایند و با زائران قبر آن حضرت، برخورد کنند. &amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ الطبری، ج٩، ص١٨5.&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;الکامل فی التاریخ، ج٧، ص55.&amp;lt;/ref&amp;gt; &amp;lt;ref&amp;gt;وفیات الاعیان، ج٣، ص٣65.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====نظر طبری====&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در تاریخ طبری در این‌باره آمده است: «وفیها امر المتوکل بهدم قبر الحسین بن علی وهدم ما حوله من المنازل والدور وان یحرَث ویبذَر ویسقی موضع قبره وان یمنع الناس من اتیانه فذکر ان عامل صاحب الشرطة نادی فی الناحیة: من وجدناه عند قبره بعد ثلاثة بعثنا به الی المطبَق فهرب الناس وامتنعوا من المصیر الیه وحُرِث ذلک الموضع وزُرِع ما حوالیه.&lt;br /&gt;
 (تصویر شماره ١٢٠)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====نظر شیخ طوسی====&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما [[شیخ طوسی]] در [[امالی]] خود، چنین نقل کرده است که در سال ٢٣٧ه. ق، متوکل یکی از فرماندهان خود را با عده زیادی از لشکریان فرستاد تا قبر امام حسین (ع) را خراب کنند&amp;lt;ref&amp;gt;در برخی نسخه‌های امالی، به‌جای خراب کردن، عبارت پراکندن از قبر امام حسین (ع) آمده و علامه مجلسی در بحار الانوار، عبارت دوم را از نسخه‌های مصحّح، نقل کرده است. بنابراین معلوم نیست متوکل در سال ٢٣٧ ه. ق قبر را خراب کرده باشد. آینه پژوهش، «لغزش‌ها در تاریخ بارگاه سیدالشهداء (ع)»،  سید حسن فاطمی، ص١٠.&amp;lt;/ref&amp;gt; و مردم را از زیارت و اجتماع در آنجا منع کنند. او نیز به کربلا رفت و طبق دستور متوکل، عمل کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سپس متوکل در سال 247ه. ق متوجه شد که مردم کوفه و سواد آن، همچنان به زیارت قبر امام حسین (ع) می‌روند. ازاین‌رو فرمانده دیگری را با تعدادی از لشکریان خود به کربلا فرستاد تا این بار قبر شریف را نبش کنند و زمین آن را شخم بزنند. &amp;lt;ref&amp;gt;الامالی، صص ٣٢٨ و ٣٢٩.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
 (تصویر شماره ١٢١)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===بازسازی و توسعه آستان تا آغاز دوره صفوی===&lt;br /&gt;
تا آغاز دوره [[صفویان]] شاهد اقدام مختلفی در رابطه با توسعه آستان مقدس حسینی هستیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====گشایش زیارت در دوره منتصر عباسی====&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گفته می‌شود پس از تخریب قبر امام حسین (ع) به دستور متوکل، فرزندش [[منتصر بالله عباسی|منتصر]] که پدر خود را به علت نصب و دشمنی او با اهل‌بیت پیامبر (ع) به قتل رسانید، بارگاه امام حسین (ع) را بازسازی کرد و زائران قبر شریف آن حضرت را برای زیارت، آزاد گذاشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=====مهاجرت سادات به کربلا=====&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در این دوره، تعدادی از سادات و [[علویان]] و در راس آنان، ابراهیم مجاب، فرزند محمد عابد، فرزند [[امام موسی کاظم (ع)]]،  به کربلا مهاجرت کردند و اطراف حرم امام (ع) سکونت گزیدند. &amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ مرقد الحسین والعباس (ع)،  ص٧٨ به نقل از مدینة الحسین.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====ادامه گشایش‌ها در دوره معتضد عباسی====&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همچنین گفته می‌شود در دوره [[معتضد عباسی]] (حک: ٢٧٩-٢٨٩ه. ق)،  محمد بن زید علوی، از داعیان زیدی طبرستان، به زیارت دو حرم امام علی (ع) در نجف و امام حسین (ع) در کربلا آمد و به بازسازی بنای حرم امام حسین (ع) اقدام نمود. &amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ مرقد الحسین والعباس (ع)،  ص٧٩ به نقل از مدینة الحسین.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====اقدامات عضدالدوله آل بویه====&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در منابع تاریخی کهن، به این دو بازسازی، اشاره نشده است؛ اما از عمارت و ساختن بارگاه مطهر امام حسین (ع) به دستور [[عضدالدوله دیلمی]]، از امرای [[آل بویه]]، سخن به میان آمده است. &amp;lt;ref&amp;gt;نزهة القلوب، ص٣٢.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[ابن‌اثیر]] نیز در تاریخ خود به اقدامات عمرانی عضدالدوله در کربلا در سال 369ه. ق، اشاره کرده است. &amp;lt;ref&amp;gt;الکامل فی التاریخ، ج٨، ص705.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او همچنین در سال 371ه. ق، به زیارت قبر مطهر [[امام حسین (ع)]] مشرف شد و به سادات علوی و مردم ساکن مجاور بارگاه مقدس، کمک‌های مالی و غیرمالی فراوانی کرد. &amp;lt;ref&amp;gt;فرحة الغری فی تعیین قبر امیرالمؤمنین علی (ع)،  صص ٢٩٢ و ٢٩٣.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سال 369ه. ق، [[ضبّة بن محمد اسدی]] که به راهزنی می‌پرداخت، بارگاه امام حسین (ع) را غارت کرد. عضدالدوله دیلمی نیز لشکری را به مقر وی، در شهر [[عین‌التمر]]، فرستاد که البته ضُبّه خود را نجات داد و فرار کرد. اما خانواده وی، اسیر و اموالش مصادره شدند. ابن‌اثیر این حادثه را عِقابی برای وی، در نتیجه غارت بارگاه امام حسین (ع) دانسته است.&amp;lt;ref&amp;gt;الکامل فی التاریخ، ج٨، ص٧١٠.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====آتش‌سوزی حرم مطهر و بازسازی====&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سال 407ه. ق گنبد حرم امام حسین (ع) و رواق‌های آن در آتش سوخت. علت آتش‌سوزی این بود که عوام مردم، دو شمع (چراغ) بزرگ روشن کردند که در نیمه شب روی ازارها سقوط کرد و آن را آتش زد و آتش به جاهای دیگر سرایت کرد. &amp;lt;ref&amp;gt;المنتظم، ج١5، ص١٢٠.&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;الکامل فی التاریخ، ج٩، ص295.&amp;lt;/ref&amp;gt; در همین دوره، ابوالحسن بن فضل رامهرمزی، وزیر سلطان‌الدوله، حصار حرم امام حسین (ع) را بازسازی کرد. &amp;lt;ref&amp;gt;المنتظم، ابن‌جوزی، ج15، ص١٢٠.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====زیارت قبر مطهر توسط سلاطین روزگار====&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در این دوره و دوره‌های بعدی، بسیاری از [[خلفای عباسی]] و پادشاهان، به زیارت قبر امام حسین (ع) اهتمام داشتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سال 436ه. ق، سلطان ابوکالیجار مرزبان بن سلطان‌الدوله بویهی (متوفای 44٠ه. ق) به زیارت حرم امام حسین (ع) در کربلا و حرم امام علی (ع) در نجف، مشرف شد. &amp;lt;ref&amp;gt;الکامل فی التاریخ، ج٩، ص525.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سال 479ه. ق، [[سلطان ملکشاه سلجوقی]] به همراه وزیرش نظام‌الملک، بارگاه مطهر امام حسین (ع) را زیارت کردند. &amp;lt;ref&amp;gt;مرآة الزمان فی تواریخ الاعیان، یوسف بن قزاوغلی (سبط ابن الجوزی)،  ج١٩، ص407.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در ربیع‌الثانی سال 55٣ه. ق نیز المقتفی لامرالله&amp;lt;ref&amp;gt;المنتظم، ج١٨، ص125.&amp;lt;/ref&amp;gt; و در سال 696ه. ق، سلطان غازان، پادشاه ایلخانی، این بارگاه مقدس را زیارت کردند. &amp;lt;ref&amp;gt;الحوادث الجامعة، ابن الفوطی، ص٣٣٣.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بسیاری از بازدیدهای پادشاهان، بازسازی‌ها و اقدامات خیریه‌ای را از سوی آنها به دنبال داشته است؛ برای مثال، ملکشاه در زیارت خود در سال 479ه. ق دستور بازسازی دیوار حرم را صادر کرد. &amp;lt;ref&amp;gt;المنتظم، ج16، ص259.&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;مرآة الزمان فی تواریخ الاعیان، ج١٩، ص407.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
 (تصویر شماره ١٢٢)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====غارت حرم توسط المسترشد بالله====&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به گزارش [[ابن شهرآشوب]]، در نیمه اول قرن ششم هجری، المسترشد بالله، خلیفه عباسی، به این بهانه که «قبر، نیازی به خزانه ندارد»،  اموال حرم حسینی و کربلا و نجف را غارت کرد و آن را میان لشکریان خود تقسیم کرد. اما طولی نکشید که او و پسرش، به قتل رسیدند. &amp;lt;ref&amp;gt;در چاپ جدید مناقب آل ابی‌طالب، ج٢، ص٣٨٧.&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;تنها کربلا و حائر حسینی ذکر شده است. اما در چاپ قدیمی، ج٢، ص١٧١، شهر نجف نیز افزوده شده است و با توجه به اینکه ابن شهرآشوب، این حادثه را در باب معجزات امام علی (ع) آورده است، غارت اموال نجف نیز تایید می‌شود.&amp;lt;/ref&amp;gt; او در زمانی که درگیر جنگ با سلطان مسعود بن محمد ابن ملکشاه سلجوقی بود، به دست فداییان اسماعیلی، در سال 529ه. ق، کشته شد. &amp;lt;ref&amp;gt;المنتظم، ج١٧، صص ٢٩٩ و ٣٠٠.&amp;lt;/ref&amp;gt; با توجه به سال کشته شدن مسترشد، به نظر می‌رسد که قضیه غارت اموال نیز در همین سال، یعنی سال 529ه. ق، اتفاق افتاده است. &amp;lt;ref&amp;gt;آینه پژوهش، «لغزش‌ها در تاریخ بارگاه سیدالشهداء (ع)»،  ص١٠.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====حمله مغولان به عراق و درایت علمای شیعه====&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در زمان حمله ویرانگر [[مغولان]]، به فرماندهی «[[هولاکو]]» به [[عراق]] در سال 656ه. ق، با درایت و تدبیر علمای شیعه، از جمله سید بن طاووس، دو بارگاه مطهر امام علی (ع) و امام حسین (ع) و دو شهر مهم شیعه، یعنی [[حله]] و کوفه، از تخریب و کشتار در امان ماندند. &amp;lt;ref&amp;gt;شهر حسین، مدرس بستان‌آبادی، صص 269 و ٢٧٢.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====گزارش ابن بطوطه====&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[ابن‌بطوطه]]، جهانگرد مسلمان که در سال ٧٢٧ه. ق از کربلا بازدید نمود، در توصیف این شهر و ساختمان آستان مقدس امام حسین (ع) می‌نویسد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کربلا شهر کوچکی است که نخلستان‌ها، اطراف آن را گرفته‌اند و از رودخانه [[فرات]]، آبیاری می‌شود. روضه مقدسه امام حسین، داخل شهر واقع شده است و مدرسه‌ای بزرگ و زاویه‌ای دارد که در آن، برای مسافران طعام می‌دهند. خادمان و حاجبان بر در روضه امام ایستاده‌اند و ورود به حرم، بدون اجازه آنان میسر نیست. هنگام ورود، باید عتبه شریفه را که از نقره است، بوسید. روی قبر، قندیل‌های زرین و سیمین گذاشته شده و از درهای آن، پرده‌های حریر، آویخته‌اند. &amp;lt;ref&amp;gt;سفرنامه ابن بطوطه، ج١، صص ٢٧٢ و ٢٧٣.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====خدمات امین‌الدین مرجان====&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سال 767ه. ق، امین‌الدین مرجان بن عبدالله که سلطان اویس، پادشاه [[آل‌جلایر]]، او را والی بغداد، نموده بود، به کربلا آمد و در مجاورت آستان امام حسین (ع) مسجد و مناره‌ای ساخت و املاک خود در بغداد، کربلا و عین‌التمر را وقف آن نمود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مناره این مسجد که به نام «[[مناره عبد]]» شناخته می‌شد و از مناره‌های تاریخی ارزشمند عراق به شمار می‌آمد، در دوره اخیر، توسط شهرداری کربلا، از بین رفت.&lt;br /&gt;
====خدمات سلطان اویس====&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در همین سال، سلطان اویس، نیز به بازسازی و توسعه بنای آستان مقدس اقدام نمود و پس از وی، فرزندانش به نام‌های سلطان حسن و سلطان حصین، کار تکمیل بنا و توسعه را ادامه دادند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تاریخ این توسعه بنای آستان، در کتیبه‌ای در محلی که امروزه در حرم امام حسین (ع) به نام «نخله مریم» شناخته می‌شود، ثبت شده بود. اما در سال 1216ه. ق، عثمانی‌ها آن را از محل خود برداشتند و اثری از آن، باقی نگذاشتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عبدالجواد کلیددار معتقد است که ساختمان کنونی آستان امام حسین (ع)،  مربوط به توسعه بنای آن در دوره سلطان اویس است. اما پس از آن، بارها دولتمردان شیعه وعثمانی‌ها، در آن بازسازی و تغییراتی ایجاد کرده‌اند. در نتیجه، به‌صورت اولیه خود، باقی نمانده است. &amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ کربلا و حائر حسینی، عبدالجواد کلیددار، صص 244 و 247.&amp;lt;/ref&amp;gt; می‌گویند در جریان توسعه آل جلایر، دو مناره، مجاور ایوان اصلی حرم ایجاد شد که [[علامه سماوی]] ماده تاریخ آن را عبارت «[[دو ستون زرین]]»،  معادل ٧٩٣ه. ق، گفته است. &amp;lt;ref&amp;gt;مجالی اللطف بارض الطف، الشیخ محمد السماوی، ص304.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
 (تصویر شماره ١٢٣)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===روند بازسازی و توسعه آستان در دوره صفوی===&lt;br /&gt;
در سال ٩١4ه. ق، [[شاه اسماعیل اول صفوی]]، بغداد را فتح کرد و سپس به زیارت قبر امام حسین (ع) در کربلا آمد و هدایایی به بارگاه مقدس هدیه کرد. &amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ حبیب السیر، خواند میر، ج4، ص4٩4.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====ساخت صندوقچه چوبی====&lt;br /&gt;
همچنین گفته‌اند که او در سال ٩٢٠ه. ق، دستور ساخت شش صندوقچه چوبی خاتم و منبت‌کاری نفیس را صادر کرد تا بر قبور مطهر امامان مدفون در عراق، نصب شود که البته صندوقچه قبر امام حسین (ع)،  پس از وفات شاه اسماعیل در سال ٩٣٢ه. ق، روی قبر مطهر نصب گردید. &amp;lt;ref&amp;gt;دائرةالمعارف الحسینیة، تاریخ المراقد، محمدصادق کرباسی، ج٢، صص ٧5 و ٧٩.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====بازسازی توسط سلطان سلیمان عثمانی====&lt;br /&gt;
در سال ٩4١ه. ق پادشاه عثمانی، سلطان سلیمان قانونی، به زیارت کربلا آمد و دستور بازسازی و مرمت بنای آستان امام حسین (ع) را صادر کرد. در کتاب [[بیان منازل سفر العراقین]] تالیف [[نصوح مطراق‌چی]]، که موضوع آن شرح لشکرکشی‌های سلطان سلیمان قانونی به عراق عرب و عجم است، نگاره‌ای هنری از آستان مقدس وجود دارد که نشان‌دهنده تصویر و وضعیت تقریبی ساختمان آن در زمان بازدید سلطان سلیمان است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====خدمات شاه طهماسب صفوی====&lt;br /&gt;
در سال ٩٨٠ه. ق، [[شاه طهماسب صفوی]] با دولت عثمانی، عهدنامه صلحی امضا کرد و به زیارت کربلا آمد و دستور بازسازی آستان مقدس و مسجد واقع در شمال حرم و توسعه رواق حرم و صحن از سمت شمال را صادر کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====ساخت گنبد مطلا====&lt;br /&gt;
در همین سال، حسن بغدادی &amp;lt;ref&amp;gt;دائرةالمعارف الحسینیة، تاریخ المراقد، محمدصادق کرباسی، ج٢، صص ٧٠ و ٧١.&amp;lt;/ref&amp;gt; تبریزی، از نزدیکان شاه طهماسب، گنبد حرم را طلاکاری کرد و در سال ٩٨٢ه. ق، بازسازی مناره عبد، به دستور شاه طهماسب، به پایان رسید. &amp;lt;ref&amp;gt;دائرةالمعارف الحسینیة، تاریخ المراقد، صص ٧5 و ٧٩.&amp;lt;/ref&amp;gt; شیخ محمد سماوی مادّه تاریخ این بازسازی را به فارسی «انگشت یار» و به عربی «خنصر الاحب» که معادل عربی همان عبارت فارسی می‌باشد، گفته است. &amp;lt;ref&amp;gt;مجالی اللطف بارض الطف، ص٣٠٧.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====خدمات شاه عباس کبیر صفوی====&lt;br /&gt;
در سال ١٠٣٢ه. ق، [[شاه عباس کبیر صفوی]]، وارد عراق شد و پس از زیارت قبر امیرمؤمنان (ع)،  به زیارت قبر امام حسین (ع) رفت. سپس دستور داد تا برای نخستین بار، ضریح مشبکی از جنس مس، تهیه و روی قبر نصب گردد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این ضریح تا سال ١٣5٧ه. ق، در محل خود باقی بود. سپس آن را برداشتند و صندوق و محفظه شیشه‌ای را که برای حفاظت صندوق خاتم است، به‌جای آن گذاشتند. همچنین به دستور وی، گنبد مطهر، کاشی‌کاری گردید و ساختمان حرم و صحن و رواق‌ها، بازسازی شد. &amp;lt;ref&amp;gt;شهر حسین، صص ٣١4 و ٣١6.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====خدمات شاه صفی اول صفوی====&lt;br /&gt;
در سال ١٠4٨ه. ق، [[شاه صفی اول صفوی]]، به زیارت امام حسین (ع) آمد و اموالی را برای بازسازی حرم مطهر، اختصاص داد. به دستور وی، مسجد پشت سر را بازسازی کردند و دیوار صحن را از سمت شمال، خراب کردند و مساحت صحن را توسعه دادند و رواق شمالی را ساختند. &amp;lt;ref&amp;gt;شهر حسین، ص٣١٨.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====خدمات گوهرشاد بیگم====&lt;br /&gt;
در سال ١١5٣ه. ق، [[گوهرشاد بیگم]]، دختر شاه سلطان حسین صفوی و همسر نادرشاه افشار، به تعمیر و تزیین و کاشی‌کاری حرم، اقدام کرد. او کف حرم را با کف‌پوش نفیس، فرش نمود و برای کلیه درهای حرم، پرده‌های نفیسی نصب کرد و بالای ضریح نیز چراغی از طلای خالص قرار داد. &amp;lt;ref&amp;gt;شهر حسین، ص٣١٨.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===حمله وهابی‌ها به کربلا===&lt;br /&gt;
یکی از برجسته‌ترین و در عین حال وحشیانه‌ترین حوادث تجاوز به شهر مقدس [[کربلا]] و بارگاه مطهر [[امام حسین (ع)]]،  فاجعه [[حمله وهابی‌ها]] در سال ١٢١6ه. ق بود که ویرانی و آتش‌سوزی بارگاه مطهر و غارت و کشتار مردم را به دنبال داشت. این حادثه، در دوره حکومت [[عبدالعزیز بن سعود]]، از حاکمان دولت اول [[آل سعود]] در منطقه [[نجد]] [[عربستان]]، اتفاق افتاد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شعرای شیعه عراقی، در اشعار خود، به زشتی و شدت حادثه و تاثر خود از آن اشاره کرده‌اند و بسیاری از علما و نویسندگان نیز ابعاد و جزئیاتی از حادثه را ثبت کرده‌اند که در اینجا شرح این ماجرا را از زبان یک نویسنده غربی، یعنی [[مستر استفان همیسلی لونکریک]] در کتابش، [[چهار قرن از تاریخ عراق]]، نقل می‌کنیم: &amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ کربلا و حائر حسینی، ص٣١٠.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خبر نزدیک شدن [[وهابی‌ها]] به کربلا، شامگاه روز دوم ماه آوریل سال ١٨٠١م و هنگامی که بیشتر ساکنان شهر، به زیارت نجف اشرف رفته بودند، منتشر شد. از این‌رو حاضران در شهر، با عجله و شتاب، درها را بستند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وهابی‌ها که ششصد نفر پیاده و چهارصد نفر سواره، برآورد شده‌اند، فرود آمدند و چادرهای خود را برپا کردند و نیروهای خود را به سه دسته تقسیم نمودند. آنان از زاویه یکی از زائرسراها در ناحیه «[[باب المخیم]]»،  روزنه‌ای در دیوار گشودند و به‌طور ناگهانی، داخل یک زائرسرا شدند و به نزدیک‌ترین دروازه‌های شهر حمله کردند و با گشودن ساده و راحت آن، داخل شهر شدند. ساکنان، وحشت کردند و سراسیمه پا به فرار گذاشتند و نمی‌دانستند چه کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====غارت اموال آستان مقدس====&lt;br /&gt;
وهابی‌های خشن، راه خود را به‌سوی روضه مقدسه گشودند و شروع به تخریب آن کردند. تمام آرایه‌های معماری، نظیر قضیب معدنی، کتیبه‌های چوبی از جنس ساج و آیینه‌های بزرگ را از جا کندند و هدایای نفیس و نذورات گرانبها، اعم از پیشکش‌های صاحب‌منصبان و زمامداران و سلاطین و شاهان فارس را غارت نمودند. همه طلاهای دیوارها و سقف را جدا ساختند و شمعدانی‌ها، سجاده و آویزهای ارزشمند و قیمتی را برداشتند و درهای منبت‌کاری شده و خلاصه هر وسیله‌ای از این قبیل را جمع‌آوری نمودند و به بیرون حرم، انتقال دادند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====کشتار مردم====&lt;br /&gt;
مستر لونکریک، در ادامه، از کشته شدن بسیاری از اهالی بی‌گناه کربلا، سخن گفته و نوشته است: &amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ کربلا و حائر حسینی، صص ٣١٠ و ٣١١.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
افزون بر این کارها، حدود پنجاه نفر را نزدیک ضریح و پانصد نفر را نیز بیرون حرم در صحن، به قتل رساندند. این مهاجمان وحشی در شهر هم، دست به فساد و تخریب زدند و به هر کسی رسیدند، او را بی‌رحمانه کشتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همچنین به هر خانه‌ای دستبرد زدند و به پیر و کودک رحم نکردند و حرمت هیچ زن و مردی را نگاه نداشتند. از همین روی، هیچ جنبنده‌ای از کشتار وحشیانه یا اسارتشان، در امان نماند. بعضی، شمار کشته‌شدگان را هزار نفر و برخی دیگر، پنج برابر آن (پنج هزار نفر) برآورد کرده‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===روند بازسازی و توسعه آستان از دوره قاجار تا زمان حاضر===&lt;br /&gt;
پس از روی کارآمدن [[قاجار]]، [[آقا محمدشاه قاجار]] دستور داد تا گنبد حرم امام حسین (ع) بازسازی و سپس به‌طور کامل، طلاکاری شود. برخی تاریخ این کار را ١٢٠6ه. ق و برخی نیز ١٢٠٧ه. ق، بیان کرده‌اند. &amp;lt;ref&amp;gt;شهر حسین، ص٣45.&amp;lt;/ref&amp;gt; اما در کتاب «[[تاریخ محمدی]]» که تالیف آن در سال ١٢١١ه. ق پایان یافته است، سال ١٢٠5ه. ق ذکر شده و ماده تاریخ آن از قول سلیمان صباحی کاشانی، چنین آمده است: «در گنبد حسین علی زیب جست زر».  اما عددی که از این مصرع به دست می‌آید، ١٢٠٧ است&amp;lt;ref&amp;gt;آینه پژوهش، «لغزش‌ها در تاریخ بارگاه سیدالشهداء (ع)»،  ص١٢.&amp;lt;/ref&amp;gt; که شاید تاریخ پایان طلاکاری گنبد باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سال ١٢٢٠ه. ق، [[محمدعلی میرزای قاجار]] (م١٢٣٧ه. ق) اموال فراوانی را برای بازسازی ویرانی‌های به‌جا مانده از حمله وحشیانه وهابی‌ها اختصاص داد. &amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ کربلا و حائر حسینی، ص٣5١.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سال ١٢٣٢ه. ق نیز، به دستور یکی از زنان [[فتحعلی‌شاه قاجار]]، ایوان روضه مقدسه، طلاکاری گردید. او در سال ١٢٢٩ه. ق، به همراه چهل هزار زائر ایرانی، به کربلا می‌رود که در همان زمان، این شهر به محاصره عشایر در می‌آید. از این‌رو نذر می‌کند در صورت رهایی از محاصره، به طلاکاری ایوان اقدام نماید. &amp;lt;ref&amp;gt;شهر حسین، صص 4٠٠ و 4٠١.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سال ١٢٧6ه. ق [[ناصرالدین‌شاه قاجار]]، دستور داد تا پوشش طلای گنبد بارگاه امام حسین (ع) با طلاهای جدید عوض شود. او اجرای این کار را به شیخ عبدالحسین طهرانی، که به دستور وی برای اجرای خدمات عمرانی در عتبات عالیات، به عراق آمده بود، واگذار کرد. طلاهای قدیمی گنبد امام حسین (ع) نیز به [[آستان کاظمین]] انتقال یافت و بر گنبد این آستان، نصب گردید. &amp;lt;ref&amp;gt;شهر حسین، ص٣46.&amp;lt;/ref&amp;gt; بر کتیبه‌های موجود بر گردن گنبد حرم امام حسین (ع)،  به طلاکاری آن در دوره ناصرالدین‌شاه، اشاره شده و تاریخ آن، ١٢٧٣ه. ق، ثبت شده است.&lt;br /&gt;
همچنین [[شیخ عبدالحسین طهرانی]] به دستور ناصرالدین‌شاه، اقدامات عمرانی مهم دیگری نیز در آستان مقدس حسینی اجرا کرد. او در سال ١٢٧6ه. ق، دکه بزرگ واقع در نمای جنوبی حرم مطهر را که ایوان طلای حرم را پوشش می‌دهد، بنا کرد. سقف و ستون‌های ایوان، چوبی بود و ستون‌های آن، از درخت‌های جنگلی هند آورده شده بود. &amp;lt;ref&amp;gt;شهر حسین، ص4٠6.&amp;lt;/ref&amp;gt; او همچنین کارهای دیگری را آغاز کرد؛ از جمله ساختن ایوان معروف به ناصری در صحن آستان؛ ساختن مسجد ناصری در ضلع غربی آستان حسینی، ساختن مدرسه زینبیه نزدیک [[تل زینبیه]] و ساختن مدرسه صدر از ثلث اموال میرزا تقی‌خان نوری، صدراعظم ناصرالدین‌شاه. &amp;lt;ref&amp;gt;دائرة المعارف الحسینیة، تاریخ المراقد، ج٢، صص ١6٣ و ١64.&amp;lt;/ref&amp;gt; همان‌گونه که در ادامه به تفصیل بیشتری بیان خواهد شد، متاسفانه این مسجد و مدارس دینی، بعدها به بهانه احداث خیابان اطراف حرم، خراب شد و از بین رفت.&lt;br /&gt;
در سال ١٢٧٩ه. ق، کار ساخت طبقه دوم حجره‌ها و ایوانچه‌ها، گرداگرد صحن شریف امام حسین (ع) اجرا شد و سپس نمای آن، کاشی‌کاری گردید. &amp;lt;ref&amp;gt;مدینة الحسین، ج١، صص4١ و 4٩.&amp;lt;/ref&amp;gt; در سال ١٢٨٣ه. ق، شیخ عبدالحسین طهرانی به کربلا بازگشت تا بر کار تکمیل اقدامات عمرانی ناصرالدین‌شاه، نظیر ساخت مسجد و ایوان ناصری، نظارت کند. &amp;lt;ref&amp;gt;مدینة الحسین، ص٣4.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
در سال ١٢٨٧ه. ق، ناصرالدین‌شاه که از سوی پادشاه عثمانی، رسماً برای زیارت عتبات عالیات عراق دعوت شده بود، وارد کربلا شد و با توجه به خدمات عمرانی وی در آستان حسینی، مورد استقبال مردم، علما و بزرگان کربلا قرار گرفت. &amp;lt;ref&amp;gt;دائرة المعارف الحسینیة، تاریخ المراقد، ج٢، صص ١٧٣ و ١٧4.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
همچنین در دوره ناصرالدین‌شاه، گنبد حرم امام حسین (ع) از داخل آینه‌کاری و تزیین گردید و کتیبه‌هایی حاوی آیات قرآن و نیز اشعار [[محتشم کاشانی]]، بر آن قرار داده شد. &amp;lt;ref&amp;gt;شهر حسین، ص4٠٨.&amp;lt;/ref&amp;gt; سپس سقف و بخش فوقانی دیوار رواق‌های گرداگرد حرم، آینه‌کاری و تزیین گردید که در یکی از کتیبه‌های موجود در حرم، تاریخ پایان تزیینات، سال ١٢٩5ه. ق و تاریخ پایان آینه‌کاری، سال ١٣٠١ه. ق، ثبت شده است. &amp;lt;ref&amp;gt;شهر حسین، ص4٢٣.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
در سال ١٢٩6ه. ق، نمای بیرونی غربی روضه مطهره و ایوان بالاسر زیبایی به دست معمار ایرانی، استاد احمد شیرازی به شکل زیبایی کاشی‌کاری و با مقرنس‌کاری تزیین گردید. &amp;lt;ref&amp;gt;ر. ک: بغیة النبلاء فی تاریخ کربلاء، عبدالحسین الکلیددار آل طعمة، ص٧٩.&amp;lt;/ref&amp;gt; در سال ١٣١٠ه. ق حسن‌رفیق پاشا، والی بغداد، چند تار موی منسوب به پیامبر اعظم (ص) را به حرم امام حسین (ع) هدیه کرد که بدین مناسبت، مراسم باشکوهی در کربلا برگزار شد. &amp;lt;ref&amp;gt;بغیة النبلاء فی تاریخ کربلاء، ص4٩.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
در سال ١٣65ه. ق - ١٩45م همه سرداب‌های موجود زیر رواق‌ها و ایوان طلای حرم که تا پیش از این محل دفن مردگان بود، با سیمان پر شد و دفن مردگان در آنها، ممنوع اعلام شد. &amp;lt;ref&amp;gt;بغیة النبلاء فی تاریخ کربلاء، صص ١66 و ١6٧.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تاریخچه صندوقچه‌ها و ضریح قبر مطهر امام (ع)==&lt;br /&gt;
شش صندوقچه‌ چوبی خاتم و منبت‌ که شاه اسماعیل صفوی در سال ٩٢٠ه. ق، دستور ساخت‌شان صادر کرده بود بر قبور مطهر امامان مدفون در عراق نصب شد. البته صندوقچه قبر امام حسین (ع)،  پس از وفات شاه اسماعیل در سال ٩٣٢ه. ق بر قبر مطهر، نصب گردید. &amp;lt;ref&amp;gt;دائرة المعارف الحسینیة - تاریخ المراقد، ج٢، صص 5٨ و 6١.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
در سال ١١٣٣ه. ق، گوهرشاه خانم، دختر شاه سلطان حسین صفوی که به ازدواج نادرشاه درآمد، صندوقچه چوبی خاتم‌کاری نفیسی را که ساخته دست هنرمندان شیرازی بود، به حرم مطهر هدیه کرد. &amp;lt;ref&amp;gt;شهر حسین، ص٣٢5.&amp;lt;/ref&amp;gt; این صندوقچه در جریان حمله وهابی‌ها به کربلا، آسیب دید و مقداری از آن، در آتش سوخت و برای همین، در سال ١٢٢5ه. ق بازسازی گردید. &amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ جغرافیائی کربلای معلی، عمادالدین حسین اصفهانی، ص١١٣.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
به علت نشستن گرد و غبار و چربی و آلودگی بر صندوقچه، در سال ١٣6٠ه. ق، استاد «محمد صنیع خاتم شیرازی»،  صنعتگر معروف ایرانی، آن را به‌طور مناسب و شایسته‌ای، بازسازی کرد؛ به‌گونه‌ای که گویا برای نخستین بار از دست سازنده اصلی آن، بیرون آمده است. برای آنکه صندوقچه از گرد و غبار آسیب نبیند، آن را از چهار سمت و نیز از سمت بالا، با شیشه‌های سنگی مخصوصی پوشاندند و خطوط تقاطع شیشه‌ها را از پنبه و لاستیک پر کردند. &amp;lt;ref&amp;gt;شهر حسین، صص 46٣ و 464.&amp;lt;/ref&amp;gt; این صندوقچه، هنوز روی قبر شریف، موجود است و طول، عرض و ارتفاع آن، به ترتیب 4/5، ٣ و ١/٣٠ متر است.&lt;br /&gt;
در سال ١٢١٣ه. ق، فتحعلی‌شاه قاجار به ملک‌الشعرای دربار خود، فتحعلی‌خان صبای کاشانی، دستور داد که ضریحی نقره‌ای بر قبر امام حسین (ع) نصب کند. او نیز صنعتگران را مامور کرد تا ضریح را بسازند و برخی اشعار خود را در مدح و رثای امام حسین (ع) بر ضریح نوشت. ساخت ضریح، پنج ماه طول کشید و آن را دید. سپس در سال ١٢١٨ه. ق، محمدحسین قراگوزلو، حاکم همدان، این ضریح را به کربلا منتقل و بر قبر شریف حضرت سیدالشهداء (ع)،  نصب کرد. &amp;lt;ref&amp;gt;ناسخ التواریخ، تواریخ قاجاریه، محمدتقی خان سپهر، ج١، ص١١6.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
در دوره ناصرالدین‌شاه نیز یکی از زنان وی، به نام انیس‌الدوله، ضریح دیگری را از نقره، برای نصب بر قبر شریف امام (ع) هدیه نمود که طول آن، 4/٨٠ متر و ارتفاع آن، ١/٧٠ متر بود. &amp;lt;ref&amp;gt;شهر حسین، ص4٢٣.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[طاهر سیف‌الدین]]، داعی مطلق پیشین [[فرقه بُهره هند]] که از فرقه‌های [[اسماعیلیان]] به شمار می‌آید، پس از زیارت [[کربلا]] در سال ١٣55ه. ق، تصمیم گرفت ضریح جدیدی را به حرم مطهر امام حسین (ع) هدیه کند. ضریح اهدایی وی که با ضریح قاجاری تعویض شد، از نقره خالص، و طول، عرض و ارتفاع آن، به ترتیب 5/5، 4/5 و ٣/٧ متر بود. &amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ جغرافیائی کربلای معلی، صص ١٢٣ و ١٢5.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
 (تصویر شماره ١٢4)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کار ساختن این ضریح، در سال ١٣5٨ه. ق به پایان رسید و طی مراسمی رسمی با حضور داعی مزبور، رونمایی شد. برخی شعرای شیعه، از جمله عبدالکریم النایف و شیخ محمد سماوی، بدین مناسبت اشعاری سرودند که ماده تاریخ اشعارشان، به ترتیب برابر با ١٣55 و ١٣5٨ه. ق است. &amp;lt;ref&amp;gt;دائرة المعارف الحسینیة، تاریخ المراقد، ج٢، صص ٣١٧ و ٣١٨.&amp;lt;/ref&amp;gt; گفته می‌شود ضریح نقره‌ای قبلی پس از بازسازی، به آستان [[سامرا]] ارسال شد و بر قبر [[امامین عسکریین (ع)]] نصب گردید. &amp;lt;ref&amp;gt;دائرة المعارف الحسینیة، ص٣٢٢.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
در سال ١٣٧5ه. ق، [[طاهر سیف‌الدین]] برای این ضریح، تاجی از طلا نصب کرد که نمای بیرونی آن، شامل چهار نوار بود؛ به‌گونه‌ای که محیط هر نوار، به صورت متدرج، از پایین به بالا، افزایش می‌یافت. روی هریک از این نوارها، کتیبه برجسته‌ای به خط ثلث و با پوشش آب طلا، قرار گرفته بود. &amp;lt;ref&amp;gt;دائرة المعارف الحسینیة، صص ٣٨٩ و ٣٩٣.&amp;lt;/ref&amp;gt; این ضریح، بیش از 75 سال روی قبر امام حسین (ع) باقی بود؛ تا اینکه در سال ١٣٩١ ه. ش، از روی قبر شریف برداشته شد و ضریح جدیدِ ساخته شده در ایران، جایگزین آن گردید.&lt;br /&gt;
 (تصویر شماره ١٢5)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پروژه ساخت ضریح جدید امام حسین (ع)،  در سال ١٣٨5ه. ش در ایران، با تشکیل هیئت امنایی برای این کار، آغاز شد. طرح هنری ضریح را «[[استاد محمود فرشچیان]]»،  نقاش بزرگ معاصر ایران ارائه داد و خطاطی کتیبه‌های آن را «استاد سید محمدحسینی موحد»،  از خوشنویسان بزرگ جهان اسلام برعهده گرفت و قلم‌زنی روی ضریح را نیز هنرمندان اصفهانی انجام دادند.&lt;br /&gt;
کار ساخت ضریح، از خرداد ماه سال ١٣٨٧ه. ش، در شبستان مدرسه معصومیه قم آغاز شد. برای طراحی سازه ضریح، از سیستم‌های روز مهندسی استفاده شد و مهندسان مختلف رشته‌های عمران و معماری، به‌ویژه آقایان عبدالحمید توکلی‌بینا و مهدی خوش‌نژاد، در ساخت ضریح کمک و نظارت کردند.&lt;br /&gt;
جنس اصلی سازه ضریح که قطعات نقره و طلا روی آن ترکیب شده، از چوب ساج است که در سال ١٩٩٣م از جنگل‌های برمه استحصال شده و وزن چوب‌های به کار رفته در ضریح، 5350 کیلوگرم است. همچنین مقدار ١١٨ کیلو و 65٠ گرم طلا و بالغ بر 46٠٠ کیلوگرم نقره در ساخت ضریح، استفاده شده است.&lt;br /&gt;
ضریح جدید همانند ضریح قبلی، شش گوشه و تقریباً به همان ابعاد، ساخته شده است. مساحت نمای آن ٣٣/٨6 مترمربع، طول و عرض آن ٧/٣4* 5/٠4 متر و ارتفاع آن نیز 4/49 متر است. تعداد پنجره‌های مشبک گرداگرد ضریح نیز بیست پنجره است. سرانجام این ضریح پس از بدرقه مردم شهرهای مختلف ایران، به کربلا انتقال یافت و پس از نصب بر قبر شریف امام حسین (ع)،  طی مراسم باشکوهی در ١5 اسفند ١٣٩١ ه. ش رونمایی شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==معماری صحن‌ها و حجره‌های آستان مقدس==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حرم مطهر امام حسین (ع) را صحن وسیعی احاطه کرده است. صحن آستان مقدس حسینی از داخل، به شکل مستطیل و از بیرون، به شکل بیضی است. مجموع مساحت صحن به 1500 مترمربع و ارتفاع دیوارهای آن، به دوازده متر می‌رسد. دیوارهای صحن از داخل، تا ارتفاع دو متر، با سنگ و بقیه، با کاشی پوشش یافته و نقش‌های زیبا و کتیبه‌های قرآنی نیز زینت‌بخش آن است. گرداگرد صحن، ایوانچه‌ها و حجره‌ها و در پس آن، حصار بیرونی آستان مقدس قرار دارد. ایوانچه‌ها و حجره‌ها، در دو طبقه ساخته شده است که در هر طبقه، 65 ایوانچه وجود دارد. &amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ مرقد الحسین والعباس (ع)،  صص ٩٧ و ١٩٠.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
در گذشته، حجره‌های اطراف صحن، مخصوص تدریس علوم دینی و مباحثه طلاب بوده است. اما تعدادی از آنها، به مقابر خانوادگی و تعداد دیگری نیز به محل دفن علما و مشاهیر، تبدیل شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===مشاهیر مدفون در حجره‌ها===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از جمله مشاهیری که در حجره‌های اطراف صحن دفن شده‌اند، می‌توان به قبر عالم مجاهد، شیخ محمدتقی شیرازی و قبر شیخ زین‌العابدین حائری در ضلع شرقی صحن و قبر شیخ عبدالحسین تهرانی (متوفای ١٢٨6ه. ق) و قبر سید مرتضی کشمیری (متوفای ١٣4٢ه. ق)،  در ضلع غربی صحن، اشاره کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===ساعت باب القبله===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در ضلع جنوبی صحن، بالای ورودی اصلی صحن، یعنی باب القبله، ساعت بزرگی روی یک پایه سیمانی بلند قرار دارد که آن را تولیت آستان حسینی، در سال ١٣٨٢ه. ق، از آلمان خریداری کرده است. این ساعت، جایگزین ساعت قدیمی‌تری شده است که آن را ناصرالدین‌شاه قاجار در سال ١٣١٢ه. ق هدیه کرده بود. بدنه پایه یا برج ساعت نیز در سال ١٣٨٣ه. ق، کاشی‌کاری شده و بالای آن، گنبد کوچکی از طلا، نصب شده است. &amp;lt;ref&amp;gt;دائرة المعارف الحسینیة، تاریخ المراقد، ج٢، صص 4١١ و 4١٣.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===ورودی‌های صحن===&lt;br /&gt;
صحن شریف آستانه حسینی، دارای چند ورودی است که هریک به‌سوی یکی از محله‌های کربلا گشوده می‌شود. این ورودی‌ها، درون ایوان‌هایی مزین به کاشی‌کاری‌های زیبا، با نقش‌های هندسی و گیاهی، قرار دارد. در گذشته، تعداد آنها، هفت ورودی بود که در جریان توسعه صحن، دو ورودی با یکدیگر ادغام شد و چهار ورودی جدید نیز ساخته شد که بدین ترتیب، تعداد ورودی‌های صحن، به ده ورودی افزایش یافت. این ورودی‌ها عبارت‌اند از: &amp;lt;ref&amp;gt;برای تفصیل بیشتر، ر. ک: تاریخ مرقد الحسین والعباس (ع)،  صص ١٨4 و ١٩٠.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
١. باب القبله: قدیمی‌ترین در و ورودی اصلی صحن است که با توجه به قرار داشتن آن در سمت قبله (جنوب) صحن، به این نام شهرت یافته است. ارتفاع آن، حدود پانزده متر و عرض قاعده آن، هشت متر است. بر کاشی‌های آن، تاریخ‌های ١٢٧5ه. ق و ١٣٨5ه. ق، به چشم می‌خورد.&lt;br /&gt;
٢. باب الرجاء: از درهای جدید صحن است که میان باب القبله و باب قاضی الحاجات قرار دارد و ارتفاع آن، حدود پنج متر و عرض آن، ٣/5 متر است.&lt;br /&gt;
٣. باب قاضی الحاجات: این ورودی مقابل سوق‌العرب قرار دارد و ارتفاع آن، پنج متر و عرض آن، ٣/5 متر و تاریخ آن، ١٢٨6ه. ق است.&lt;br /&gt;
4. باب الشهداء: این ورودی، در میانه ضلع شرقی صحن قرار دارد و حاصل ادغام دو ورودی قدیمی، به نام‌های باب الصحن الصغیر و باب الصافی است. ارتفاع آن، چهار متر و عرض آن، سه متر است.&lt;br /&gt;
5. باب الکرامه: از درهای جدید صحن است که در گوشه شمال شرقی صحن قرار دارد و ارتفاع آن، چهار متر و عرض آن، سه متر است.&lt;br /&gt;
6. باب السلام: از درهای جدید صحن است که در میانه ضلع شمالی قرار دارد و طول آن، چهار متر و عرض آن، سه متر و تاریخ آن، ١٣٩٢ه. ق است.&lt;br /&gt;
٧. باب السدره: در گوشه شمال غربی صحن واقع است و به یاد درخت سدری که در سده نخست هجری، نزدیک قبر امام (ع) بوده است و زائران به‌وسیله آن، محل قبر را می‌یافتند، بدین نام خوانده شده است. تاریخ این در، ١٣٩٢ه. ق است.&lt;br /&gt;
٨. باب السلطانیه: در ضلع غربی صحن قرار دارد و وجه تسمیه‌اش آن است که یکی از سلاطین عثمانی، آن را ساخته است. ارتفاع آن، چهار متر و عرض آن، سه متر است.&lt;br /&gt;
٩. باب الراس الشریف: از درهای جدید صحن است و در میانه ضلع غربی صحن قرار دارد و از آنجا که روبه‌روی بالاسر حضرت قرار دارد، بدین نام شهرت یافته است. بر سردر آن، تاریخ ١٣٧٢ه. ق به چشم می‌خورد. بالای این ورودی، ساعت آونگ‌دار بزرگی، نصب شده است.&lt;br /&gt;
١٠. باب الزینبیه: این دروازه در جنوب غربی صحن قرار دارد و به علت نزدیک بودنش به تل زینبیه، به این نام شناخته می‌شود. ارتفاع آن، چهار متر و عرض آن، سه متر است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===ایوان‌های صحن===&lt;br /&gt;
اطراف صحن، ایوان‌های بزرگی وجود دارد که مهم‌ترین آنها، عبارت‌اند از ایوان وزیر و ایوان ناصری.&lt;br /&gt;
====ایوان وزیر====&lt;br /&gt;
این ایوان، وسط ضلع شمالی صحن واقع است و به یکی از وزرای دوره قاجار منسوب است که قبرش، پشت همین ایوان قرار دارد. در این ایوان، بسیاری از علمای بزرگ، به خاک سپرده شده‌اند که نامشان بر سنگ‌هایی، بر دیوار نوشته شده است که از آن جمله، می‌توان به «[[خطیب کربلا]] [[سید جواد هندی]]» و «حجت‌الاسلام سید میرزا‌هادی حسینی»،  اشاره کرد. امروزه یکی از درهای صحن، به نام «باب السلام»، در این ایوان گشوده شده است.&lt;br /&gt;
 (تصویر شماره ١٢6)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====ایوان ناصری====&lt;br /&gt;
این ایوان در ضلع غربی صحن قرار دارد و با انتساب به ناصرالدین‌شاه قاجار، به این نام شناخته می‌شد. اما بعداً با انتساب به سلطان عبدالحمید عثمانی که آن را بازسازی کرد، به ایوان حمیدی شهرت یافت. ارتفاع ایوان و طول و عرض قاعده آن، به ترتیب ١5* ٨* 5 متر است. از اشعار فارسی «شیخ جابر کاظمی» و نیز ماده تاریخ عربی آن، برمی‌آید که تاریخ ساخت آن، 1275ه. ق بوده است. این ایوان، براساس ماده تاریخ اشعار عربی موجود داخل ایوان، در سال ١٣٠٩ه. ق، در دوره سلطان عبدالحمید عثمانی، بازسازی شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====ایوان طلا====&lt;br /&gt;
ایوان طلا در ضلع جنوبی حرم قرار دارد و مشرف به صحن است و دیوارهای آن، با طلای ناب روکش شده و قسمت‌های فوقانی دیوارها با کاشی‌های زیبا، تزیین یافته است. در این ایوان و دو طرف آن، سه درِ چوبی با روکش طلا و تزیینات میناکاری وجود دارد که کتیبه‌های حاوی آیات قرآن و اشعار عربی نیز بر آنها نقش بسته است. ایوان طلا را دکه بزرگی با سقف و ستون‌های چوبی، پوشش داده است. این دکه، به شکل مستطیلی به طول 36 متر و عرض ده متر است و دارای سقف بلندی است که بخش میانی آن، ارتفاع بیشتر و دو بخش جانبی آن، ارتفاع کمتری دارد.&lt;br /&gt;
همان‌گونه که بیان شد این دکه، در دوره ناصرالدین‌شاه و با تلاش شیخ عبدالحسین طهرانی در سال 1276 ه ق، بنا شد. سقف و ستون‌های این دکه که در آن زمان، از چوب بود، در سال 1342ه. ق با چوب‌های جدیدی که از هند آورده بودند، بازسازی شد. &amp;lt;ref&amp;gt;شهر حسین، ص4١٣.&amp;lt;/ref&amp;gt; در جبهه دکه، تعداد دوازده ستون چوبی وجود داشت که دو ستون، به ارتفاع سیزده متر در بخش میانی و مرتفع آن و شش ستون به ارتفاع نه متر، در دو جناح شرقی و غربی دکه و دو نیم ستون به ارتفاع چهار متر نیز در انتهای غربی و شرقی آن، قرار داشت. جبهه و ستون‌های چوبی این دکه، در سال ١٣٨٨ه. ق، با جبهه و ستون‌هایی از سنگ مرمر فاخر، تعویض گردید. &amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ مرقد الحسین والعباس (ع)،  ص١5٨.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
افزون‌بر ایوان طلا، در ضلع غربی حرم و متصل به رواق ابراهیم مجاب، ایوان دیگری به نام ایوان راس الحسین (بالاسر) وجود دارد که طاق آن به شکل زیبایی، کاشی‌کاری شده است. در این ایوان، کتیبه‌ای به چشم می‌خورد که تاریخ ١٢٩6ه. ق بر آن ثبت شده است.&lt;br /&gt;
 (تصویر شماره ١٢٧ و ١٢٨)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==حرم و گنبدخانه==&lt;br /&gt;
حرم مطهر امام حسین (ع) که صحن وسیعی، آن را از چهار جهت احاطه کرده، 3850 مترمربع مساحت دارد. بخش مرکزی حرم، شامل گنبدخانه است که وسط آن، قبر شریف امام حسین (ع) و فرزندشان علی‌اکبر قرار دارد. روی قبر، صندوقچه چوبی خاتم‌کاری نفیسی، وجود دارد و روی این صندوقچه، ضریح فولادی و روی آن نیز ضریح نقره و طلاکوب، نصب شده است.&lt;br /&gt;
در زاویه جنوبی گنبدخانه، به فاصله حدود 1/5 متر از قبر علی‌اکبر و در حدفاصل گنبدخانه و رواق جنوبی، محل دفن شهدای کربلا قرار دارد. روی این محل، ضریح یک ضلعی از نقره، به طول 4/8 متر، نصب شده است که از پنج دهانه (پنجره) به عرض هر دهانه، 75 سانتی‌متر و ارتفاع ٧٠ سانتی‌متر، تشکیل شده است.&lt;br /&gt;
 (تصویر شماره ١٢٩)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==رواق‌های حرم==&lt;br /&gt;
اطراف گنبدخانه حرم امام حسین (ع) را رواق‌های زیبایی از چهار جهت احاطه کرده است که عرض همه این رواق‌ها، پنج متر و طول دو رواق شمالی و جنوبی، حدود چهل متر و طول دو رواق شرقی و غربی، حدود 45 متر است. دیوارها و کف رواق‌ها، دارای پوششی از سنگ مرمر و سقف رواق‌ها، آینه‌کاری شده است. هر رواق، به نام خاصی است که عبارت‌اند از:&lt;br /&gt;
 (تصویر شماره ١٣٠)&lt;br /&gt;
١. رواق ابراهیم مجاب (رواق غربی):  این رواق در غرب گنبدخانه قرار دارد و وجه تسمیه آن، وجود قبر و ضریح ابراهیم مجاب، در انتهای شمالی آن است. روی قبر ابراهیم مجاب، صندوقچه‌ای از چوب ساج مرغوب و نیز ضریحی از فولاد سبز، نصب شده است. همچنین در این رواق، قبور چند تن از علما قرار دارد که از آن جمله‌اند: سید عبدالله بحرانی، سید محسن بن عبدالله بحرانی، سید محمد بن سید محسن بحرانی و سید محمد زینی حسنی. از این رواق، دو در، به نام‌های باب حبیب ابن مظاهر و باب سید ابراهیم مجاب، به‌سوی صحن گشوده می‌شود.&lt;br /&gt;
 (تصویر شماره ١٣١)&lt;br /&gt;
٢. رواق حبیب بن مظاهر (رواق جنوبی):  وجه تسمیه این رواق، وجود قبر [[حبیب ابن مظاهر اسدی]]، شهید بزرگ کربلا می‌باشد که روی آن، ضریحی از نقره وجود دارد و در تاریخ ١4١٠ه. ق، بازسازی شده است. در این رواق، برخی از شخصیت‌های علمی مشهور دفن شده‌اند که از آن جمله‌اند: سید محمدمهدی موسوی شهرستانی (متوفای ١٢١6ه. ق)،  سید محمدحسین، پسر محمدمهدی شهرستانی، سید محمدحسین مرعشی حسینی، معروف به شهرستانی (متوفای ١٣١5ه. ق) و میرزا محمدعلی، فرزند سید محمدحسن مرعشی (متوفای ١٣44ه. ق).  همه این شخصیت‌ها، در یک مقبره، پشت قبور شهدای کربلا، به خاک سپرده شده‌اند.&lt;br /&gt;
٣. رواق فقها (رواق شرقی):  این رواق، در گذشته، به سبب دفن آقا محمدباقر وحید بهبهانی در آن، به نام رواق آقا باقر معروف بود. اما امروزه، به علت وجود قبور چند فقیه شیعه در آن، به رواق فقها شهرت یافته است. کنار وحید بهبهانی، دو تن دیگر از فقها به نام‌های سید علی طباطبایی صاحب کتاب «ریاض العلماء» و شیخ یوسف آل عصفور صاحب کتاب «الحدائق الناضره»، در یک مقبره، در سمت راست درِ حرم، دفن شده‌اند و در گذشته ضریح کوچکی بر قبر آنان بود. از دیگر شخصیت‌های مدفون در این رواق می‌توان از سید کاظم رشتی (متوفای ١٢5٩ه. ق)،  سید احمد بن سید کاظم رشتی (متوفای ١٢٩5ه. ق) و شاعر بزرگ حاج جواد بدقت (متوفای ١٢٨١ه. ق) یاد کرد. از این رواق، دری به سوی صحن و دو در، به حرم باز می‌شود.&lt;br /&gt;
 (تصویر شماره ١٣٢)&lt;br /&gt;
4. رواق سلاطین (رواق شمالی):  وجه تسمیه این رواق، وجود مقبره چند تن از شاهان قاجار در آن است که عبارت‌اند از: مظفرالدین‌شاه، محمدعلی‌شاه و احمدشاه قاجار. مقابل مقبره آنها، قبر سید عبدالحسین حجت طباطبایی و خطیب مشهور، سید حسن استرآبادی، قرار دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==گنبد و گلدسته‌ها==&lt;br /&gt;
بر فراز قبر مطهر امام حسین (ع)،  گنبد مرتفعی وجود دارد که از بیرون، با الواح طلای ناب پوشیده شده و جلوه زیبایی به آستان مقدس داده است. گنبد از بیرون، پیازی شکل و ارتفاع آن از سطح زمین، حدود ٣٧ متر است. بالای گنبد، میله‌ای از طلا و بر فراز آن، یک چراغ نصب شده است. در ساقه مدور گنبد نیز ده پنجره به عرض ١٣٣ سانتی‌متر برای نورگیری و نیز کتیبه‌هایی به نام ناصرالدین‌شاه و تاریخ طلاکاری گنبد، وجود دارد. براساس این کتیبه‌ها، طلاکاری کنونی گنبد در سال ١٢٧٣ه. ق و به دستور ناصرالدین‌شاه قاجار صورت گرفته است. همچنین براساس اسناد موجود در اداره اوقاف کربلا، تعداد خشت‌های طلای به‌کار رفته در گنبد، 7526 خشت و مجموع سطح طلاکاری آن، ٣٠١ مترمربع است.&lt;br /&gt;
 (تصویر شماره ١٣٣)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گنبد از داخل، با پوششی از کاشی‌کاری زیبا همراه با اسامی دوازده امام، تزیین یافته است. قسمت بالای نمای داخلی گنبد، کتیبه‌ای حاوی سوره فجر و در قاعده گنبد، آیاتی از سوره منافقون و تاریخ ١٣٧١ه. ق، نقش بسته است.&lt;br /&gt;
در فاصله ده متری از جنوب گنبد و در دو طرف ایوان طلای حرم مطهر، دو گلدسته بزرگ با پوشش طلا وجود دارد که ارتفاع هریک از کف صحن، حدود 25 متر و قطر آن نیز چهار متر است. در نوک هریک از این گلدسته‌ها، میله‌ای نصب شده است و بر فراز آن نیز چراغی برای روشنایی وجود دارد. این دو گلدسته، در سال 786ه. ق در دوران سلطان اویس جلایری، بنا نهاده شد و فرزند وی احمد جلایری، آنها را با کاشی‌های زرد طلایی، آراست. تعداد خشت‌های طلای به‌کار رفته در این دو گلدسته، در مجموع، 8024 خشت است.&lt;br /&gt;
 (تصویر شماره 134 و 135)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==گنجینه آستان==&lt;br /&gt;
در حال حاضر، در سالنی واقع در طبقه دوم حجره‌های واقع در نیمه غربی ضلع جنوبی صحن، گنجینه آستان تاسیس شده است که در آن، بسیاری از اشیای نفیس و ارزشمندی که شاهان و بزرگان ایران و هند و...، به این آستان هدیه کرده‌اند، به نمایش گذاشته شده است. این اشیاء، شامل انواع جواهر، قندیل‌های طلا، ظرف‌های طلا و نقره، پارچه‌های زربافت و ابریشمی، ترمه‌های زیبا، شمشیرها و ابزار جنگی، عتیقه‌جات و کاشی‌های قدیمی و نفیس می‌شود. همچنین برخی از قرآن‌ها و نسخه‌های خطی نفیس موجود در کتابخانه آستان مقدس، در این گنجینه دیده می‌شود. از جمله مهم‌ترین قرآن‌های خطی موجود در این گنجینه، قرآنی است بسیار قدیمی به خط کوفی که به امام زین‌العابدین (ع) منسوب است. قرآن دیگری نیز از تاریخ 6٩٣ه. ق، به خط یاقوت مستعصمی، خطاط مشهور مسلمان، &amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ مرقد الحسین والعباس (ع)،  ص١١٠.&amp;lt;/ref&amp;gt; در این گنجینه وجود دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آثار و اماکن از بین رفته در محدوده آستان مقدس==&lt;br /&gt;
در محدوده آستان حضرت سیدالشهداء (ع) و متصل به آن، بناهای مختلفی شامل مدارس، مقابر و غیره وجود داشت که بیانگر شکوه و عظمت این آستان مقدس و اهمیت تاریخی و جایگاه برجسته علمی و فرهنگی آن بود. متاسفانه بیشتر این بناها در یک‌صد سال اخیر، به دست برخی از مقامات عراق و شهرداران مغرض کربلا، به بهانه‌هایی چون توسعه شهری و احداث خیابان در گرداگرد آستان مقدس، از بین رفت. در اینجا، به تعدادی از این بناها، اشاره می‌کنیم:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===صحن کوچک===&lt;br /&gt;
در ضلع شرقی صحن بزرگ و اصلی آستان سیدالشهدا (ع)،  صحن کوچکی وجود داشت که راهرویی مسقف به طاق‌های مقرنس و کاشی‌کاری شده، به آن متصل می‌شد. مساحت این صحن، 48 مترمربع بود که دیوارهای بلندی داشت و از آثار تاریخی و هنری نفیس و ارزشمند به شمار می‌آمد. نمای صحن مزین به کاشی‌کاری‌های ممتاز با نقش‌های گیاهی زیبا بود. همچنین در این صحن، دو مناره کوچک مزین به آیات قرآن وجود داشت که در سال 1262ه. ق به دستور نجیب پاشا، والی عثمانی، ساخته شده بود. متاسفانه شهرداری کربلا، این اثر تاریخی بی‌نظیر را در سال 1368ه. ق برابر با 1948 م. به بهانه احداث خیابان در گرداگرد آستان امام حسین (ع)،  به‌طور کامل، ویران کرد. روحانیان شیعه نیز در اعتراض به این اقدام، از برگزاری نماز جماعت در صحن حرم امام حسین (ع) خودداری کردند. &amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ مرقد الحسین والعباس (ع)،  صص ١٨٣ و 184.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===مناره عبد===&lt;br /&gt;
در گذشته، افزون‌بر دو گلدسته موجود در دو طرف ایوان اصلی حرم امام حسین (ع)،  مناره سومی نیز در ضلع شرقی آستان مقدس وجود داشته که از نظر هنر و معماری اسلامی، بسیار ارزشمند و بااهمیت بوده است. این گلدسته که به نام «مناره عبد» شناخته می‌شد، در سال 767ه. ق، به دست مرجان بن عبدالله، حاکم عراق، در دوره سلطان اویس جلایری، ساخته شد. قطر قاعده آن، حدود بیست متر و ارتفاع آن، چهل متر بود و نمای آن با کاشی‌های زیبا، تزیین یافته بود. &amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ کربلا و حائر حسینی، ص٣١٨.&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ مرقد الحسین والعباس (ع)،  ص١٧٩.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
این مناره نفیس و ارزشمند که به مدت شش قرن، صحیح و سالم پابرجا مانده بود، متاسفانه در سال 1354ه. ق - 1935م، به دستور یاسین الهاشمی، نخست وزیر وقت عراق، خراب گردید. بهانه دولت عراق برای تخریب مناره، فرسودگی و کج شدن آن بود. اما گویا هدف اصلی آنها از این کار، دست گذاشتن بر اوقاف فراوانی بود که بانی مناره برای آن، تعیین کرده بود. به هر حال این اقدام، موجب ناراحتی و تاسف اهالی کربلا شد و شعرای شیعه عراق نیز در اشعاری که بدین مناسبت سرودند، نارضایتی خود را ابراز کردند. &amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ کربلا و حائر حسینی، صص ٣٢٠ و ٣٣٠.&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ مرقد الحسین والعباس (ع)،  صص ١٨١ و ١٨٢.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===مقبره آل بویه===&lt;br /&gt;
در گذشته، در مجاورت حرم امام حسین (ع)،  مقبره‌ای مخصوص [[آل‌بویه]] وجود داشت که پادشاهان و حاکمان این خاندان را که وصیت می‌کردند در کربلا دفن شوند، در این مقبره به خاک می‌سپردند. محل این مقبره، به مرور زمان فراموش شد و در دل خاک، پنهان شد؛ تا اینکه در سال ١٢٩٢ه. ق، یکی از سادات خاندان آل صافی، یکی از خانه‌های مجاور صحن کوچک آستان امام حسین (ع) را خریداری کرد تا در آن، مقبره خانوادگی برای خود ایجاد کند. در زمان شروع ساخت مقبره، روزنه و دریچه‌ای پیدا شد که به مقبره‌ای متصل می‌گشت و در آن قبوری وجود داشت و از کتیبه‌های روی آنها مشخص شد که مدافن آل‌بویه است. &amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ مرقد الحسین والعباس (ع)،  ص١٨٣.&amp;lt;/ref&amp;gt; این مقبره به‌طور کامل در روز چهارشنبه 22 محرم‌الحرام سال 1368ه. ق (1948/11/24 م)،  به دست [[عبدالرسول خالصی]]، شهردار کربلا، ویران گردید و از بین رفت. &amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ کربلا و حائر حسینی، ص٣6٧.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===مسجد جامع و مقام راس الحسین (ع)===&lt;br /&gt;
ابتدای خیابان سدره، نزدیک آستان امام حسین (ع)،  مسجدی تاریخی به نام [[مسجد راس الحسین(ع)|راس‌الحسین (ع)]] قرار داشت و میان آن، مقامی وجود داشت که محل قرار گرفتن سر بریده امام (ع)،  پیش از انتقال آن به کوفه، به شمار می‌آمد. متاسفانه این مسجد و مقام، به بهانه احداث خیابان پیرامون آستان حسینی، به دستور طاهر القیسی، شهردار کربلا، خراب گردید و از بین رفت. &amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ کربلا و حائر حسینی، صص361 و 366.&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;کربلاء فی الذاکرة، صص 169 و ١٧٠.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===مدرسه سردار حسن خان===&lt;br /&gt;
این مدرسه، بزرگ‌ترین مدرسه علمی کربلا بود که در شمال آستانه حسینی قرار داشت. بسیاری از علمای برجسته، در آن تحصیلات دینی خود را تکمیل کرده‌اند. این مدرسه و موقوفات آن، در روز پنج‌شنبه شانزدهم محرم‌الحرام سال 1368ه. ق (1948/١١/١٨م)،  به دستور عبدالرسول خالصی، ویران گردید. &amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ کربلا و حائر حسینی، صص362 و 367.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===مدرسه زینبیه===&lt;br /&gt;
از مدارس دینی مهم کربلا و واقع در غرب آستانه حسینی بود که ورودی آن، از داخل صحن آستان، قرار داشت. این مدرسه به همراه موقوفات آن، در روز دوشنبه سیزدهم محرم‌الحرام سال 1368ه. ق (1948/١١/15م)،  به دستور عبدالرسول خالصی، خراب شد. &amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ کربلا و حائر حسینی، صص361 و366.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===مدرسه صدراعظم نوری===&lt;br /&gt;
از مدارس علمی مهم کربلا و واقع در غرب آستانه حسینی بود که به دستور طاهر القیسی، ویران گردید. &amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ کربلا و حائر حسینی، ص361 و366.&amp;lt;/ref&amp;gt; این مدرسه را میرزا آقاخان نوری (متوفای 1243ه. ق)،  دومین صدراعظم ناصرالدین‌شاه قاجار، ساخته بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===مسجد بزرگ ناصری===&lt;br /&gt;
از مساجد باشکوه کربلا و واقع در غرب آستان مقدس بود که به دستور عبدالرسول خالصی، در ماه ربیع‌الاول سال 1368ه. ق، ویران گردید. &amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ کربلا و حائر حسینی، صص361 و 366.&amp;lt;/ref&amp;gt; این مسجد، از آثار دوره ناصرالدین‌شاه قاجار در کربلا، به شمار می‌آمد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===تکیه بکتاشیه===&lt;br /&gt;
این بنا در گذشته، از مشهورترین بناهای وابسته به آستان امام حسین (ع) بود که داخل صحن، از سمت شرق باب القبله، قرار داشت. [[تکیه بکتاشیه]]، محل گردهمایی [[صوفیان]] شیعه ترک، در روزگار حکومت عثمانی بود که به دست یکی از همین صوفیان، به نام «عبدالمؤمن دده» ساخته شد. از برجسته‌ترین صوفیانی که در جمع صوفیان این تکیه، حاضر می‌شدند، می‌توان از فضولی بغدادی (متوفای 963ه. ق، 1483 - 1556م)،  شاعر بزرگ ترک زبان، و دو فرزندش، فضلی و روحی بغدادی، یاد کرد. در اواخر دوره عثمانی که سلطان عبدالحمید دوم، با صوفیان طریقت بکتاشیه مبارزه می‌کرد، نام این تکیه را به [[تکیه نقشبندیه]]، تغییر داد. این تکیه در جریان توسعه صحن آستان در دوره اخیر، از بین رفت. &amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ مرقد الحسین والعباس (ع)،  ص١٧١.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
  ==پانویس==&lt;br /&gt;
 {{پانویس}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 ==منبع==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:مقاله‌های در دست ویرایش]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Hodjat p</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikihaj.com/index.php?title=%D8%A2%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86_%D9%85%D9%82%D8%AF%D8%B3_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86&amp;diff=11104</id>
		<title>آستان مقدس امام حسین</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikihaj.com/index.php?title=%D8%A2%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86_%D9%85%D9%82%D8%AF%D8%B3_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86&amp;diff=11104"/>
		<updated>2019-01-25T22:31:02Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Hodjat p: صفحه‌ای تازه حاوی «{{جا:ویرایش}}     ==دفن بدن مطهر==  به نوشته شیخ مفید، پس از آنکه لشکر عمر سعد...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{در دست ویرایش|ماه=[[بهمن]]|روز=[[۵]]|سال=[[۱۳۹۷]]|کاربر=Hodjat p  }}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:مقاله‌های در دست ویرایش]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==دفن بدن مطهر==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به نوشته [[شیخ مفید]]، پس از آنکه لشکر [[عمر سعد]] به [[کوفه]] بازگشتند، گروهی از [[قبیله بنی‌اسد]] که در منطقه «[[غاضریه]]» اقامت داشتند، به محل جنگ آمدند و بر [[امام حسین (ع)]] و یاران ایشان، نماز خواندند و آنها را دفن کردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آنها امام حسین (ع) را در محل قبر کنونی ایشان و فرزندش [[علی‌اکبر]] را پایین پای آن حضرت، به خاک سپردند. سایر [[شهدای کربلا]] را نیز در یک‌جا، کنار یکدیگر در امتداد پایین پای امام (ع)،  دفن کردند. [[حضرت عباس (ع)]] را نیز در محل شهادت وی، در مسیر غاضریه، جایی که امروزه بارگاه ایشان قرار دارد، به خاک سپردند. &amp;lt;ref&amp;gt;الارشاد، ج٢، ص١١4.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
گویند علت اینکه عباس را در محل شهادتش به خاک سپردند، آن بود که بدن وی به چند قسمت، پاره پاره شده بود و امکان انتقال آن به کنار قبر امام حسین (ع) و سایر شهدا نبود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برخی نیز گفته‌اند که بنی‌اسد، [[حبیب بن مظاهر]] را در محلی نزدیک بالا سر امام حسین (ع) دفن کردند و [[قبیله بنی‌تمیم|بنی‌تمیم]]، [[حر بن یزید ریاحی]] را به نقطه‌ای در فاصله یک میل از قبر حسین (ع) منتقل و در آنجا دفن کردند. &amp;lt;ref&amp;gt;ابصار العین فی انصار الحسین، سماوی، ص٢١٩.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==نخستین زائران قبر امام حسین (ع)==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بارگاه ملکوتی [[سرور شهیدان]]، حضرت امام حسین (ع)،  از نخستین هفته‌های پس از [[واقعه عاشورا]]، به زیارتگاهی برای شیعیان تبدیل شد و از آن زمان تاکنون، همواره کانون توجه عاشقان و دوستداران آن حضرت بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===عبیدالله بن حر جعفی===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برخی گفته‌اند نخستین زائر امام حسین (ع)،  «[[عبیدالله بن حر جعفی]]» بود&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ مرقد الحسین والعباس (ع)،  آل‌طعمه، ص٧٢.&amp;lt;/ref&amp;gt; که به گزارش [[طبری]] تاریخ‌نگار، پس از واقعه عاشورا، همراه یارانش به کربلا گریخت و با دیدن اجساد یا قبور شهدا، ابیاتی در رثای امام حسین (ع) و بیان پشیمانی خود از یاری نکردن آن حضرت، سرود. &amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ الطبری، ج5، ص4٧٠.&amp;lt;/ref&amp;gt; اما در این گزارش، به زیارت کردن عبیدالله بن حر از قبر امام (ع) و یارانش، اشاره صریحی نشده است.&lt;br /&gt;
 (تصویر شماره ١١٧)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===جابر بن عبدالله انصاری===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با این حال، مشهور میان علمای شیعه آن است که نخستین زائر قبر شریف امام (ع)،  «[[جابر بن عبدالله انصاری]]»،  صحابی بزرگ [[پیامبر]] (ص) بود که در نخستین سالروز [[اربعین حسینی]] در ٢٠ صفر سال 6١ه. ق، به زیارت امام (ع) مشرف شد. &amp;lt;ref&amp;gt;مسارّ الشیعة، الشیخ المفید، ص46.&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;مصباح المتهجد، الطوسی، ج٢، ص٧٨٧.&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;العدد القویة، العلامة الحلی، ص٢١٩.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====جزئیات زیارت جابر====&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
البته منابع دیگر [[شیعه]]، جزئیات زیارت وی را دو گونه گزارش کرده‌اند:&lt;br /&gt;
نخستین گزارش از [[عمادالدین طبری]] (متوفای 5٢5 ه. ق) است که زیارت جابر را همراه با عطیه عوفی، به تفصیل گزارش کرده است. اما در آن، سخنی از ملاقات وی با [[اهل‌بیت (ع)]]،  به میان نیاورده است. &amp;lt;ref&amp;gt;بشارة المصطفی لشیعة المرتضی، عمادالدین الطبرسی، صص ١٢5 و ١٢6.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[خوارزمی]] نیز شبیه این گزارش را با تفاوت‌هایی نقل کرده است. &amp;lt;ref&amp;gt;مقتل الحسین، الخوارزمی، ج٢، صص ١٩٠ و ١٩١.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گزارش دوم از [[سید بن طاووس]] است که زیارت جابر را بدون همراهی عطیه و به اختصار بیان کرده و به دنبال آن ملاقات جابر را با اسرای اهل‌بیت (ع) که از [[شام]] بازمی‌گشتند، آورده است. &amp;lt;ref&amp;gt;اللهوف فی قتلی الطفوف، السید بن طاووس، ص١١4.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به هر حال، درباره تاریخ و جزئیات حضور جابر در [[کربلا]] و نیز امکان بازگشت اهل‌بیت (ع) از شام به کربلا در روز اربعین و دیدار جابر با آنان، میان علما و صاحب‌نظران، اختلاف‌نظر وجود دارد. &amp;lt;ref&amp;gt;برای آگاهی بیشتر، ر. ک: تاریخ در آینۀ پژوهش، «پژوهشی در اربعین حسینی (ع)»،  محسن رنجبر، ش 5، بهار ١٣٨4، صص ١5٧ و ١٩٢.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==ساختمان قبر شریف==&lt;br /&gt;
درباره نخستین ساختمان بنا شده بر قبر شریف امام حسین (ع)، در منابع تاریخی معتبر، اطلاع دقیقی در دست نیست. اما نویسندگان معاصر تاریخ کربلا و بارگاه امام حسین (ع)،  اقوال و ادعاهایی را درباره تاریخ احداث نخستین بنا روی قبر بیان کرده‌اند که از اعتبار تاریخی، برخوردار نیست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برخی گفته‌اند قبیله بنی‌اسد که امام حسین (ع) و سایر شهیدان را به خاک سپردند، نخستین کسانی بودند که بر قبور آنان، تربتی ساختند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما به نوشته برخی دیگر، [[مختار ثقفی]]، نخستین کسی بود که به ساخت‌وساز بر قبر مطهر اقدام نمود. &amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ کربلا و حائر حسینی، عبدالجواد الکلیددار، ص٢٠٨.&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;نزهة اهل الحرمین فی عمارة المشهدین، السید حسن الصدر، ص٢٣.&amp;lt;/ref&amp;gt; هیچ‌یک از این اقوال، مستند نیست و نمی‌توان به راحتی آنها را پذیرفت.&lt;br /&gt;
 (تصویر شماره ١١٨)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===نخستین ساختمان===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وجود سقیفه (سایبان) یا گنبد کوچکی روی قبر شریف امام (ع)،  در قرن دوم هجری، دور از ذهن نیست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====دلیل اول====&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در روایتی از [[امام صادق (ع)]] درباره چگونگی زیارت امام حسین (ع) و بیان [[زیارتنامه]] ایشان، آمده است: «اگر از سمت ورودی رو به مشرق آمدی، پس در ورودی بایست و بگو...»  . &amp;lt;ref&amp;gt;«اذا اتیت الباب الذی یلی الشرق فقف علی الباب وقل: ...»  . اعیان الشیعه به نقل از کامل الزیارات، ابن‌قولویه. در متن چاپ موجودِ کامل الزیارات، عبارت ایستادن بر درِ شرقی، به چشم نمی‌خورد.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همچنین در ادامه، پس از بیان زیارتنامه امام (ع) و حضرت علی‌اکبر، آمده است که «از سقیفه خارج می‌شوی و مقابل قبور شهدا می‌ایستی».  &amp;lt;ref&amp;gt;«ثم تخرج من السقیفة وتقف بازاء قبور الشهداء».  اعیان الشیعه به نقل از کامل الزیارات، ص٢56.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[سید محسن امین]] از این عبارات، چنین نتیجه‌گیری کرده است که بنای بارگاه امام حسین (ع) در آن زمان، شامل سقیفه‌ای بوده که یک درِ آن، سمت شرق قرار داشته است. اما به هر حال، در یا درهای دیگری نیز وجود داشته است. &amp;lt;ref&amp;gt;اعیان الشیعة، سیدمحسن امین عاملی، ج١، ص6٢٧.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همچنین از این زیارتنامه، چنین استنباط می‌شود که قبر حضرت علی‌اکبر (ع) نیز داخل سقیفه قرار داشته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====دلیل دوم====&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در روایت دیگری از امام صادق (ع)،  از ایستادن بیرون از «گنبد»،  پیش از ورود به روضه شریف امام حسین (ع)،  سخن به میان آمده است&amp;lt;ref&amp;gt;المزار الکبیر، ص4٢٩.&amp;lt;/ref&amp;gt; و این روایت، بر وجود گنبدی بر قبر شریف دلالت دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===تخریب قبر توسط متوکل===&lt;br /&gt;
برخی از نویسندگان معاصر، از تخریب بارگاه امام (ع) به دستور‌ [[هارون الرشید]]، سخن گفته‌اند. &amp;lt;ref&amp;gt;نزهة اهل الحرمین، ص٢٨.&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ مرقد الحسین والعباس (ع)،  ص٧4.&amp;lt;/ref&amp;gt; اما در منابع تاریخی، اشاره‌ای به این موضوع نشده است و با توجه به اهتمام‌ هارون به احداث گنبد و بارگاهی بر قبر [[امام علی (ع)]] در [[نجف]]، چنین اقدامی از وی، بعید می‌نماید.&lt;br /&gt;
 (تصویر شماره ١١٩)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما [[متوکل عباسی]] که به تصریح منابع معتبر تاریخی، دشمنی و کینه‌اش به اهل‌بیت پیامبر (ع) شناخته شده بود، دستور داد تا قبر امام حسین (ع) را تخریب نمایند و زائران را از گرد حرم آن حضرت، متفرق سازند و از زیارت ایشان منع کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====نظر نویسندگان متأخر====&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برخی نویسندگان متاخر، از چهار بار تخریب قبر امام حسین (ع) در دوره [[متوکل]]، سخن گفته‌اند. اما از منابع تاریخی و کهن، چنین برداشت می‌شود که در دوره متوکل، قبر امام حسین (ع) یک یا دو بار تخریب شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آنچه در بیشتر منابع تاریخی آمده، آن است که متوکل در سال 236ه. ق، دستور داد قبر امام حسین (ع) را خراب کنند و محل آن را شخم بزنند، بذرپاشی کنند و آب بر آن ببندند. همچنین از آمدن مردم به آنجا جلوگیری نمایند و با زائران قبر آن حضرت، برخورد کنند. &amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ الطبری، ج٩، ص١٨5.&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;الکامل فی التاریخ، ج٧، ص55.&amp;lt;/ref&amp;gt; &amp;lt;ref&amp;gt;وفیات الاعیان، ج٣، ص٣65.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====نظر طبری====&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در تاریخ طبری در این‌باره آمده است: «وفیها امر المتوکل بهدم قبر الحسین بن علی وهدم ما حوله من المنازل والدور وان یحرَث ویبذَر ویسقی موضع قبره وان یمنع الناس من اتیانه فذکر ان عامل صاحب الشرطة نادی فی الناحیة: من وجدناه عند قبره بعد ثلاثة بعثنا به الی المطبَق فهرب الناس وامتنعوا من المصیر الیه وحُرِث ذلک الموضع وزُرِع ما حوالیه.&lt;br /&gt;
 (تصویر شماره ١٢٠)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====نظر شیخ طوسی====&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما [[شیخ طوسی]] در [[امالی]] خود، چنین نقل کرده است که در سال ٢٣٧ه. ق، متوکل یکی از فرماندهان خود را با عده زیادی از لشکریان فرستاد تا قبر امام حسین (ع) را خراب کنند&amp;lt;ref&amp;gt;در برخی نسخه‌های امالی، به‌جای خراب کردن، عبارت پراکندن از قبر امام حسین (ع) آمده و علامه مجلسی در بحار الانوار، عبارت دوم را از نسخه‌های مصحّح، نقل کرده است. بنابراین معلوم نیست متوکل در سال ٢٣٧ ه. ق قبر را خراب کرده باشد. آینه پژوهش، «لغزش‌ها در تاریخ بارگاه سیدالشهداء (ع)»،  سید حسن فاطمی، ص١٠.&amp;lt;/ref&amp;gt; و مردم را از زیارت و اجتماع در آنجا منع کنند. او نیز به کربلا رفت و طبق دستور متوکل، عمل کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سپس متوکل در سال 247ه. ق متوجه شد که مردم کوفه و سواد آن، همچنان به زیارت قبر امام حسین (ع) می‌روند. ازاین‌رو فرمانده دیگری را با تعدادی از لشکریان خود به کربلا فرستاد تا این بار قبر شریف را نبش کنند و زمین آن را شخم بزنند. &amp;lt;ref&amp;gt;الامالی، صص ٣٢٨ و ٣٢٩.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
 (تصویر شماره ١٢١)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===بازسازی و توسعه آستان تا آغاز دوره صفوی===&lt;br /&gt;
تا آغاز دوره [[صفویان]] شاهد اقدام مختلفی در رابطه با توسعه آستان مقدس حسینی هستیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====گشایش زیارت در دوره منتصر عباسی====&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گفته می‌شود پس از تخریب قبر امام حسین (ع) به دستور متوکل، فرزندش [[منتصر بالله عباسی|منتصر]] که پدر خود را به علت نصب و دشمنی او با اهل‌بیت پیامبر (ع) به قتل رسانید، بارگاه امام حسین (ع) را بازسازی کرد و زائران قبر شریف آن حضرت را برای زیارت، آزاد گذاشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====مهاجرت سادات به کربلا====&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در این دوره، تعدادی از سادات و [[علویان]] و در راس آنان، ابراهیم مجاب، فرزند محمد عابد، فرزند [[امام موسی کاظم (ع)]]،  به کربلا مهاجرت کردند و اطراف حرم امام (ع) سکونت گزیدند. &amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ مرقد الحسین والعباس (ع)،  ص٧٨ به نقل از مدینة الحسین.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====ادامه گشایش‌ها در دوره معتضد عباسی====&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همچنین گفته می‌شود در دوره [[معتضد عباسی]] (حک: ٢٧٩-٢٨٩ه. ق)،  محمد بن زید علوی، از داعیان زیدی طبرستان، به زیارت دو حرم امام علی (ع) در نجف و امام حسین (ع) در کربلا آمد و به بازسازی بنای حرم امام حسین (ع) اقدام نمود. &amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ مرقد الحسین والعباس (ع)،  ص٧٩ به نقل از مدینة الحسین.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====اقدامات عضدالدوله آل بویه====&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در منابع تاریخی کهن، به این دو بازسازی، اشاره نشده است؛ اما از عمارت و ساختن بارگاه مطهر امام حسین (ع) به دستور [[عضدالدوله دیلمی]]، از امرای [[آل بویه]]، سخن به میان آمده است. &amp;lt;ref&amp;gt;نزهة القلوب، ص٣٢.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[ابن‌اثیر]] نیز در تاریخ خود به اقدامات عمرانی عضدالدوله در کربلا در سال 369ه. ق، اشاره کرده است. &amp;lt;ref&amp;gt;الکامل فی التاریخ، ج٨، ص705.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او همچنین در سال 371ه. ق، به زیارت قبر مطهر [[امام حسین (ع)]] مشرف شد و به سادات علوی و مردم ساکن مجاور بارگاه مقدس، کمک‌های مالی و غیرمالی فراوانی کرد. &amp;lt;ref&amp;gt;فرحة الغری فی تعیین قبر امیرالمؤمنین علی (ع)،  صص ٢٩٢ و ٢٩٣.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سال 369ه. ق، [[ضبّة بن محمد اسدی]] که به راهزنی می‌پرداخت، بارگاه امام حسین (ع) را غارت کرد. عضدالدوله دیلمی نیز لشکری را به مقر وی، در شهر [[عین‌التمر]]، فرستاد که البته ضُبّه خود را نجات داد و فرار کرد. اما خانواده وی، اسیر و اموالش مصادره شدند. ابن‌اثیر این حادثه را عِقابی برای وی، در نتیجه غارت بارگاه امام حسین (ع) دانسته است.&amp;lt;ref&amp;gt;الکامل فی التاریخ، ج٨، ص٧١٠.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====آتش‌سوزی حرم مطهر و بازسازی====&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سال 407ه. ق گنبد حرم امام حسین (ع) و رواق‌های آن در آتش سوخت. علت آتش‌سوزی این بود که عوام مردم، دو شمع (چراغ) بزرگ روشن کردند که در نیمه شب روی ازارها سقوط کرد و آن را آتش زد و آتش به جاهای دیگر سرایت کرد. &amp;lt;ref&amp;gt;المنتظم، ج١5، ص١٢٠.&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;الکامل فی التاریخ، ج٩، ص295.&amp;lt;/ref&amp;gt; در همین دوره، ابوالحسن بن فضل رامهرمزی، وزیر سلطان‌الدوله، حصار حرم امام حسین (ع) را بازسازی کرد. &amp;lt;ref&amp;gt;المنتظم، ابن‌جوزی، ج15، ص١٢٠.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====زیارت قبر مطهر توسط سلاطین روزگار====&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در این دوره و دوره‌های بعدی، بسیاری از [[خلفای عباسی]] و پادشاهان، به زیارت قبر امام حسین (ع) اهتمام داشتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سال 436ه. ق، سلطان ابوکالیجار مرزبان بن سلطان‌الدوله بویهی (متوفای 44٠ه. ق) به زیارت حرم امام حسین (ع) در کربلا و حرم امام علی (ع) در نجف، مشرف شد. &amp;lt;ref&amp;gt;الکامل فی التاریخ، ج٩، ص525.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سال 479ه. ق، [[سلطان ملکشاه سلجوقی]] به همراه وزیرش نظام‌الملک، بارگاه مطهر امام حسین (ع) را زیارت کردند. &amp;lt;ref&amp;gt;مرآة الزمان فی تواریخ الاعیان، یوسف بن قزاوغلی (سبط ابن الجوزی)،  ج١٩، ص407.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در ربیع‌الثانی سال 55٣ه. ق نیز المقتفی لامرالله&amp;lt;ref&amp;gt;المنتظم، ج١٨، ص125.&amp;lt;/ref&amp;gt; و در سال 696ه. ق، سلطان غازان، پادشاه ایلخانی، این بارگاه مقدس را زیارت کردند. &amp;lt;ref&amp;gt;الحوادث الجامعة، ابن الفوطی، ص٣٣٣.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بسیاری از بازدیدهای پادشاهان، بازسازی‌ها و اقدامات خیریه‌ای را از سوی آنها به دنبال داشته است؛ برای مثال، ملکشاه در زیارت خود در سال 479ه. ق دستور بازسازی دیوار حرم را صادر کرد. &amp;lt;ref&amp;gt;المنتظم، ج16، ص259.&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;مرآة الزمان فی تواریخ الاعیان، ج١٩، ص407.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
 (تصویر شماره ١٢٢)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====غارت حرم توسط المسترشد بالله====&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به گزارش [[ابن شهرآشوب]]، در نیمه اول قرن ششم هجری، المسترشد بالله، خلیفه عباسی، به این بهانه که «قبر، نیازی به خزانه ندارد»،  اموال حرم حسینی و کربلا و نجف را غارت کرد و آن را میان لشکریان خود تقسیم کرد. اما طولی نکشید که او و پسرش، به قتل رسیدند. &amp;lt;ref&amp;gt;در چاپ جدید مناقب آل ابی‌طالب، ج٢، ص٣٨٧.&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;تنها کربلا و حائر حسینی ذکر شده است. اما در چاپ قدیمی، ج٢، ص١٧١، شهر نجف نیز افزوده شده است و با توجه به اینکه ابن شهرآشوب، این حادثه را در باب معجزات امام علی (ع) آورده است، غارت اموال نجف نیز تایید می‌شود.&amp;lt;/ref&amp;gt; او در زمانی که درگیر جنگ با سلطان مسعود بن محمد ابن ملکشاه سلجوقی بود، به دست فداییان اسماعیلی، در سال 529ه. ق، کشته شد. &amp;lt;ref&amp;gt;المنتظم، ج١٧، صص ٢٩٩ و ٣٠٠.&amp;lt;/ref&amp;gt; با توجه به سال کشته شدن مسترشد، به نظر می‌رسد که قضیه غارت اموال نیز در همین سال، یعنی سال 529ه. ق، اتفاق افتاده است. &amp;lt;ref&amp;gt;آینه پژوهش، «لغزش‌ها در تاریخ بارگاه سیدالشهداء (ع)»،  ص١٠.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====درایت علمای شیعه در دوره حمله مغولان به عراق====&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در زمان حمله ویرانگر [[مغولان]]، به فرماندهی «[[هولاکو]]» به [[عراق]] در سال 656ه. ق، با درایت و تدبیر علمای شیعه، از جمله سید بن طاووس، دو بارگاه مطهر امام علی (ع) و امام حسین (ع) و دو شهر مهم شیعه، یعنی [[حله]] و کوفه، از تخریب و کشتار در امان ماندند. &amp;lt;ref&amp;gt;شهر حسین، مدرس بستان‌آبادی، صص 269 و ٢٧٢.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====گزارش ابن بطوطه====&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[ابن‌بطوطه]]، جهانگرد مسلمان که در سال ٧٢٧ه. ق از کربلا بازدید نمود، در توصیف این شهر و ساختمان آستان مقدس امام حسین (ع) می‌نویسد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کربلا شهر کوچکی است که نخلستان‌ها، اطراف آن را گرفته‌اند و از رودخانه [[فرات]]، آبیاری می‌شود. روضه مقدسه امام حسین، داخل شهر واقع شده است و مدرسه‌ای بزرگ و زاویه‌ای دارد که در آن، برای مسافران طعام می‌دهند. خادمان و حاجبان بر در روضه امام ایستاده‌اند و ورود به حرم، بدون اجازه آنان میسر نیست. هنگام ورود، باید عتبه شریفه را که از نقره است، بوسید. روی قبر، قندیل‌های زرین و سیمین گذاشته شده و از درهای آن، پرده‌های حریر، آویخته‌اند. &amp;lt;ref&amp;gt;سفرنامه ابن بطوطه، ج١، صص ٢٧٢ و ٢٧٣.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====اقدامات امین‌الدین مرجان====&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سال 767ه. ق، امین‌الدین مرجان بن عبدالله که سلطان اویس، پادشاه [[آل‌جلایر]]، او را والی بغداد، نموده بود، به کربلا آمد و در مجاورت آستان امام حسین (ع) مسجد و مناره‌ای ساخت و املاک خود در بغداد، کربلا و عین‌التمر را وقف آن نمود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مناره این مسجد که به نام «[[مناره عبد]]» شناخته می‌شد و از مناره‌های تاریخی ارزشمند عراق به شمار می‌آمد، در دوره اخیر، توسط شهرداری کربلا، از بین رفت.&lt;br /&gt;
====اقدامات سلطان اویس====&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در همین سال، سلطان اویس، نیز به بازسازی و توسعه بنای آستان مقدس اقدام نمود و پس از وی، فرزندانش به نام‌های سلطان حسن و سلطان حصین، کار تکمیل بنا و توسعه را ادامه دادند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تاریخ این توسعه بنای آستان، در کتیبه‌ای در محلی که امروزه در حرم امام حسین (ع) به نام «نخله مریم» شناخته می‌شود، ثبت شده بود. اما در سال 1216ه. ق، عثمانی‌ها آن را از محل خود برداشتند و اثری از آن، باقی نگذاشتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عبدالجواد کلیددار معتقد است که ساختمان کنونی آستان امام حسین (ع)،  مربوط به توسعه بنای آن در دوره سلطان اویس است. اما پس از آن، بارها دولتمردان شیعه وعثمانی‌ها، در آن بازسازی و تغییراتی ایجاد کرده‌اند. در نتیجه، به‌صورت اولیه خود، باقی نمانده است. &amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ کربلا و حائر حسینی، عبدالجواد کلیددار، صص 244 و 247.&amp;lt;/ref&amp;gt; می‌گویند در جریان توسعه آل جلایر، دو مناره، مجاور ایوان اصلی حرم ایجاد شد که [[علامه سماوی]] ماده تاریخ آن را عبارت «[[دو ستون زرین]]»،  معادل ٧٩٣ه. ق، گفته است. &amp;lt;ref&amp;gt;مجالی اللطف بارض الطف، الشیخ محمد السماوی، ص304.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
 (تصویر شماره ١٢٣)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===روند بازسازی و توسعه آستان در دوره صفوی===&lt;br /&gt;
در سال ٩١4ه. ق، [[شاه اسماعیل اول صفوی]]، بغداد را فتح کرد و سپس به زیارت قبر امام حسین (ع) در کربلا آمد و هدایایی به بارگاه مقدس هدیه کرد. &amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ حبیب السیر، خواند میر، ج4، ص4٩4.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همچنین گفته‌اند که او در سال ٩٢٠ه. ق، دستور ساخت شش صندوقچه چوبی خاتم و منبت‌کاری نفیس را صادر کرد تا بر قبور مطهر امامان مدفون در عراق، نصب شود که البته صندوقچه قبر امام حسین (ع)،  پس از وفات شاه اسماعیل در سال ٩٣٢ه. ق، روی قبر مطهر نصب گردید. &amp;lt;ref&amp;gt;دائرةالمعارف الحسینیة، تاریخ المراقد، محمدصادق کرباسی، ج٢، صص ٧5 و ٧٩.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
در سال ٩4١ه. ق پادشاه عثمانی، سلطان سلیمان قانونی، به زیارت کربلا آمد و دستور بازسازی و مرمت بنای آستان امام حسین (ع) را صادر کرد. در کتاب [[بیان منازل سفر العراقین]] تالیف [[نصوح مطراق‌چی]]، که موضوع آن شرح لشکرکشی‌های سلطان سلیمان قانونی به عراق عرب و عجم است، نگاره‌ای هنری از آستان مقدس وجود دارد که نشان‌دهنده تصویر و وضعیت تقریبی ساختمان آن در زمان بازدید سلطان سلیمان است.&lt;br /&gt;
در سال ٩٨٠ه. ق، [[شاه طهماسب صفوی]] با دولت عثمانی، عهدنامه صلحی امضا کرد و به زیارت کربلا آمد و دستور بازسازی آستان مقدس و مسجد واقع در شمال حرم و توسعه رواق حرم و صحن از سمت شمال را صادر کرد. در همین سال، حسن بغدادی &amp;lt;ref&amp;gt;دائرةالمعارف الحسینیة، تاریخ المراقد، محمدصادق کرباسی، ج٢، صص ٧٠ و ٧١.&amp;lt;/ref&amp;gt; تبریزی، از نزدیکان شاه طهماسب، گنبد حرم را طلاکاری کرد و در سال ٩٨٢ه. ق، بازسازی مناره عبد، به دستور شاه طهماسب، به پایان رسید. &amp;lt;ref&amp;gt;دائرةالمعارف الحسینیة، تاریخ المراقد، صص ٧5 و ٧٩.&amp;lt;/ref&amp;gt; شیخ محمد سماوی مادّه تاریخ این بازسازی را به فارسی «انگشت یار» و به عربی «خنصر الاحب» که معادل عربی همان عبارت فارسی می‌باشد، گفته است. &amp;lt;ref&amp;gt;مجالی اللطف بارض الطف، ص٣٠٧.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
در سال ١٠٣٢ه. ق، [[شاه عباس کبیر صفوی]]، وارد عراق شد و پس از زیارت قبر امیرمؤمنان (ع)،  به زیارت قبر امام حسین (ع) رفت. سپس دستور داد تا برای نخستین بار، ضریح مشبکی از جنس مس، تهیه و روی قبر نصب گردد. این ضریح تا سال ١٣5٧ه. ق، در محل خود باقی بود. سپس آن را برداشتند و صندوق و محفظه شیشه‌ای را که برای حفاظت صندوق خاتم است، به‌جای آن گذاشتند. همچنین به دستور وی، گنبد مطهر، کاشی‌کاری گردید و ساختمان حرم و صحن و رواق‌ها، بازسازی شد. &amp;lt;ref&amp;gt;شهر حسین، صص ٣١4 و ٣١6.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
در سال ١٠4٨ه. ق، [[شاه صفی اول صفوی]]، به زیارت امام حسین (ع) آمد و اموالی را برای بازسازی حرم مطهر، اختصاص داد. به دستور وی، مسجد پشت سر را بازسازی کردند و دیوار صحن را از سمت شمال، خراب کردند و مساحت صحن را توسعه دادند و رواق شمالی را ساختند. &amp;lt;ref&amp;gt;شهر حسین، ص٣١٨.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
در سال ١١5٣ه. ق، [[گوهرشاد بیگم]]، دختر شاه سلطان حسین صفوی و همسر نادرشاه افشار، به تعمیر و تزیین و کاشی‌کاری حرم، اقدام کرد. او کف حرم را با کف‌پوش نفیس، فرش نمود و برای کلیه درهای حرم، پرده‌های نفیسی نصب کرد و بالای ضریح نیز چراغی از طلای خالص قرار داد. &amp;lt;ref&amp;gt;شهر حسین، ص٣١٨.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===حمله وهابی‌ها به کربلا===&lt;br /&gt;
یکی از برجسته‌ترین و در عین حال وحشیانه‌ترین حوادث تجاوز به شهر مقدس [[کربلا]] و بارگاه مطهر [[امام حسین (ع)]]،  فاجعه [[حمله وهابی‌ها]] در سال ١٢١6ه. ق بود که ویرانی و آتش‌سوزی بارگاه مطهر و غارت و کشتار مردم را به دنبال داشت. این حادثه، در دوره حکومت [[عبدالعزیز بن سعود]]، از حاکمان دولت اول [[آل سعود]] در منطقه [[نجد]] [[عربستان]]، اتفاق افتاد. شعرای شیعه عراقی، در اشعار خود، به زشتی و شدت حادثه و تاثر خود از آن اشاره کرده‌اند و بسیاری از علما و نویسندگان نیز ابعاد و جزئیاتی از حادثه را ثبت کرده‌اند که در اینجا شرح این ماجرا را از زبان یک نویسنده غربی، یعنی [[مستر استفان همیسلی لونکریک]] در کتابش، [[چهار قرن از تاریخ عراق]]، نقل می‌کنیم: &amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ کربلا و حائر حسینی، ص٣١٠.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
خبر نزدیک شدن [[وهابی‌ها]] به کربلا، شامگاه روز دوم ماه آوریل سال ١٨٠١م و هنگامی که بیشتر ساکنان شهر، به زیارت نجف اشرف رفته بودند، منتشر شد. از این‌رو حاضران در شهر، با عجله و شتاب، درها را بستند. اما وهابی‌ها که ششصد نفر پیاده و چهارصد نفر سواره، برآورد شده‌اند، فرود آمدند و چادرهای خود را برپا کردند و نیروهای خود را به سه دسته تقسیم نمودند. آنان از زاویه یکی از زائرسراها در ناحیه «[[باب المخیم]]»،  روزنه‌ای در دیوار گشودند و به‌طور ناگهانی، داخل یک زائرسرا شدند و به نزدیک‌ترین دروازه‌های شهر حمله کردند و با گشودن ساده و راحت آن، داخل شهر شدند. ساکنان، وحشت کردند و سراسیمه پا به فرار گذاشتند و نمی‌دانستند چه کنند.&lt;br /&gt;
وهابی‌های خشن، راه خود را به‌سوی روضه مقدسه گشودند و شروع به تخریب آن کردند. تمام آرایه‌های معماری، نظیر قضیب معدنی، کتیبه‌های چوبی از جنس ساج و آیینه‌های بزرگ را از جا کندند و هدایای نفیس و نذورات گرانبها، اعم از پیشکش‌های صاحب‌منصبان و زمامداران و سلاطین و شاهان فارس را غارت نمودند.&lt;br /&gt;
همه طلاهای دیوارها و سقف را جدا ساختند و شمعدانی‌ها، سجاده و آویزهای ارزشمند و قیمتی را برداشتند و درهای منبت‌کاری شده و خلاصه هر وسیله‌ای از این قبیل را جمع‌آوری نمودند و به بیرون حرم، انتقال دادند.&lt;br /&gt;
مستر لونکریک، در ادامه، از کشته شدن بسیاری از اهالی بی‌گناه کربلا، سخن گفته و نوشته است: &amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ کربلا و حائر حسینی، صص ٣١٠ و ٣١١.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
افزون بر این کارها، حدود پنجاه نفر را نزدیک ضریح و پانصد نفر را نیز بیرون حرم در صحن، به قتل رساندند. این مهاجمان وحشی در شهر هم، دست به فساد و تخریب زدند و به هر کسی رسیدند، او را بی‌رحمانه کشتند. همچنین به هر خانه‌ای دستبرد زدند و به پیر و کودک رحم نکردند و حرمت هیچ زن و مردی را نگاه نداشتند. از همین روی، هیچ جنبنده‌ای از کشتار وحشیانه یا اسارتشان، در امان نماند. بعضی، شمار کشته‌شدگان را هزار نفر و برخی دیگر، پنج برابر آن (پنج هزار نفر) برآورد کرده‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===روند بازسازی و توسعه آستان از دوره قاجار تا زمان حاضر===&lt;br /&gt;
پس از روی کارآمدن [[قاجار]]، [[آقا محمدشاه قاجار]] دستور داد تا گنبد حرم امام حسین (ع) بازسازی و سپس به‌طور کامل، طلاکاری شود. برخی تاریخ این کار را ١٢٠6ه. ق و برخی نیز ١٢٠٧ه. ق، بیان کرده‌اند. &amp;lt;ref&amp;gt;شهر حسین، ص٣45.&amp;lt;/ref&amp;gt; اما در کتاب «[[تاریخ محمدی]]» که تالیف آن در سال ١٢١١ه. ق پایان یافته است، سال ١٢٠5ه. ق ذکر شده و ماده تاریخ آن از قول سلیمان صباحی کاشانی، چنین آمده است: «در گنبد حسین علی زیب جست زر».  اما عددی که از این مصرع به دست می‌آید، ١٢٠٧ است&amp;lt;ref&amp;gt;آینه پژوهش، «لغزش‌ها در تاریخ بارگاه سیدالشهداء (ع)»،  ص١٢.&amp;lt;/ref&amp;gt; که شاید تاریخ پایان طلاکاری گنبد باشد.&lt;br /&gt;
در سال ١٢٢٠ه. ق، [[محمدعلی میرزای قاجار]] (م١٢٣٧ه. ق) اموال فراوانی را برای بازسازی ویرانی‌های به‌جا مانده از حمله وحشیانه وهابی‌ها اختصاص داد. &amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ کربلا و حائر حسینی، ص٣5١.&amp;lt;/ref&amp;gt; در سال ١٢٣٢ه. ق نیز، به دستور یکی از زنان [[فتحعلی‌شاه قاجار]]، ایوان روضه مقدسه، طلاکاری گردید. او در سال ١٢٢٩ه. ق، به همراه چهل هزار زائر ایرانی، به کربلا می‌رود که در همان زمان، این شهر به محاصره عشایر در می‌آید. از این‌رو نذر می‌کند در صورت رهایی از محاصره، به طلاکاری ایوان اقدام نماید. &amp;lt;ref&amp;gt;شهر حسین، صص 4٠٠ و 4٠١.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
در سال ١٢٧6ه. ق [[ناصرالدین‌شاه قاجار]]، دستور داد تا پوشش طلای گنبد بارگاه امام حسین (ع) با طلاهای جدید عوض شود. او اجرای این کار را به شیخ عبدالحسین طهرانی، که به دستور وی برای اجرای خدمات عمرانی در عتبات عالیات، به عراق آمده بود، واگذار کرد. طلاهای قدیمی گنبد امام حسین (ع) نیز به [[آستان کاظمین]] انتقال یافت و بر گنبد این آستان، نصب گردید. &amp;lt;ref&amp;gt;شهر حسین، ص٣46.&amp;lt;/ref&amp;gt; بر کتیبه‌های موجود بر گردن گنبد حرم امام حسین (ع)،  به طلاکاری آن در دوره ناصرالدین‌شاه، اشاره شده و تاریخ آن، ١٢٧٣ه. ق، ثبت شده است.&lt;br /&gt;
همچنین [[شیخ عبدالحسین طهرانی]] به دستور ناصرالدین‌شاه، اقدامات عمرانی مهم دیگری نیز در آستان مقدس حسینی اجرا کرد. او در سال ١٢٧6ه. ق، دکه بزرگ واقع در نمای جنوبی حرم مطهر را که ایوان طلای حرم را پوشش می‌دهد، بنا کرد. سقف و ستون‌های ایوان، چوبی بود و ستون‌های آن، از درخت‌های جنگلی هند آورده شده بود. &amp;lt;ref&amp;gt;شهر حسین، ص4٠6.&amp;lt;/ref&amp;gt; او همچنین کارهای دیگری را آغاز کرد؛ از جمله ساختن ایوان معروف به ناصری در صحن آستان؛ ساختن مسجد ناصری در ضلع غربی آستان حسینی، ساختن مدرسه زینبیه نزدیک [[تل زینبیه]] و ساختن مدرسه صدر از ثلث اموال میرزا تقی‌خان نوری، صدراعظم ناصرالدین‌شاه. &amp;lt;ref&amp;gt;دائرة المعارف الحسینیة، تاریخ المراقد، ج٢، صص ١6٣ و ١64.&amp;lt;/ref&amp;gt; همان‌گونه که در ادامه به تفصیل بیشتری بیان خواهد شد، متاسفانه این مسجد و مدارس دینی، بعدها به بهانه احداث خیابان اطراف حرم، خراب شد و از بین رفت.&lt;br /&gt;
در سال ١٢٧٩ه. ق، کار ساخت طبقه دوم حجره‌ها و ایوانچه‌ها، گرداگرد صحن شریف امام حسین (ع) اجرا شد و سپس نمای آن، کاشی‌کاری گردید. &amp;lt;ref&amp;gt;مدینة الحسین، ج١، صص4١ و 4٩.&amp;lt;/ref&amp;gt; در سال ١٢٨٣ه. ق، شیخ عبدالحسین طهرانی به کربلا بازگشت تا بر کار تکمیل اقدامات عمرانی ناصرالدین‌شاه، نظیر ساخت مسجد و ایوان ناصری، نظارت کند. &amp;lt;ref&amp;gt;مدینة الحسین، ص٣4.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
در سال ١٢٨٧ه. ق، ناصرالدین‌شاه که از سوی پادشاه عثمانی، رسماً برای زیارت عتبات عالیات عراق دعوت شده بود، وارد کربلا شد و با توجه به خدمات عمرانی وی در آستان حسینی، مورد استقبال مردم، علما و بزرگان کربلا قرار گرفت. &amp;lt;ref&amp;gt;دائرة المعارف الحسینیة، تاریخ المراقد، ج٢، صص ١٧٣ و ١٧4.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
همچنین در دوره ناصرالدین‌شاه، گنبد حرم امام حسین (ع) از داخل آینه‌کاری و تزیین گردید و کتیبه‌هایی حاوی آیات قرآن و نیز اشعار [[محتشم کاشانی]]، بر آن قرار داده شد. &amp;lt;ref&amp;gt;شهر حسین، ص4٠٨.&amp;lt;/ref&amp;gt; سپس سقف و بخش فوقانی دیوار رواق‌های گرداگرد حرم، آینه‌کاری و تزیین گردید که در یکی از کتیبه‌های موجود در حرم، تاریخ پایان تزیینات، سال ١٢٩5ه. ق و تاریخ پایان آینه‌کاری، سال ١٣٠١ه. ق، ثبت شده است. &amp;lt;ref&amp;gt;شهر حسین، ص4٢٣.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
در سال ١٢٩6ه. ق، نمای بیرونی غربی روضه مطهره و ایوان بالاسر زیبایی به دست معمار ایرانی، استاد احمد شیرازی به شکل زیبایی کاشی‌کاری و با مقرنس‌کاری تزیین گردید. &amp;lt;ref&amp;gt;ر. ک: بغیة النبلاء فی تاریخ کربلاء، عبدالحسین الکلیددار آل طعمة، ص٧٩.&amp;lt;/ref&amp;gt; در سال ١٣١٠ه. ق حسن‌رفیق پاشا، والی بغداد، چند تار موی منسوب به پیامبر اعظم (ص) را به حرم امام حسین (ع) هدیه کرد که بدین مناسبت، مراسم باشکوهی در کربلا برگزار شد. &amp;lt;ref&amp;gt;بغیة النبلاء فی تاریخ کربلاء، ص4٩.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
در سال ١٣65ه. ق - ١٩45م همه سرداب‌های موجود زیر رواق‌ها و ایوان طلای حرم که تا پیش از این محل دفن مردگان بود، با سیمان پر شد و دفن مردگان در آنها، ممنوع اعلام شد. &amp;lt;ref&amp;gt;بغیة النبلاء فی تاریخ کربلاء، صص ١66 و ١6٧.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تاریخچه صندوقچه‌ها و ضریح قبر مطهر امام (ع)==&lt;br /&gt;
شش صندوقچه‌ چوبی خاتم و منبت‌ که شاه اسماعیل صفوی در سال ٩٢٠ه. ق، دستور ساخت‌شان صادر کرده بود بر قبور مطهر امامان مدفون در عراق نصب شد. البته صندوقچه قبر امام حسین (ع)،  پس از وفات شاه اسماعیل در سال ٩٣٢ه. ق بر قبر مطهر، نصب گردید. &amp;lt;ref&amp;gt;دائرة المعارف الحسینیة - تاریخ المراقد، ج٢، صص 5٨ و 6١.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
در سال ١١٣٣ه. ق، گوهرشاه خانم، دختر شاه سلطان حسین صفوی که به ازدواج نادرشاه درآمد، صندوقچه چوبی خاتم‌کاری نفیسی را که ساخته دست هنرمندان شیرازی بود، به حرم مطهر هدیه کرد. &amp;lt;ref&amp;gt;شهر حسین، ص٣٢5.&amp;lt;/ref&amp;gt; این صندوقچه در جریان حمله وهابی‌ها به کربلا، آسیب دید و مقداری از آن، در آتش سوخت و برای همین، در سال ١٢٢5ه. ق بازسازی گردید. &amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ جغرافیائی کربلای معلی، عمادالدین حسین اصفهانی، ص١١٣.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
به علت نشستن گرد و غبار و چربی و آلودگی بر صندوقچه، در سال ١٣6٠ه. ق، استاد «محمد صنیع خاتم شیرازی»،  صنعتگر معروف ایرانی، آن را به‌طور مناسب و شایسته‌ای، بازسازی کرد؛ به‌گونه‌ای که گویا برای نخستین بار از دست سازنده اصلی آن، بیرون آمده است. برای آنکه صندوقچه از گرد و غبار آسیب نبیند، آن را از چهار سمت و نیز از سمت بالا، با شیشه‌های سنگی مخصوصی پوشاندند و خطوط تقاطع شیشه‌ها را از پنبه و لاستیک پر کردند. &amp;lt;ref&amp;gt;شهر حسین، صص 46٣ و 464.&amp;lt;/ref&amp;gt; این صندوقچه، هنوز روی قبر شریف، موجود است و طول، عرض و ارتفاع آن، به ترتیب 4/5، ٣ و ١/٣٠ متر است.&lt;br /&gt;
در سال ١٢١٣ه. ق، فتحعلی‌شاه قاجار به ملک‌الشعرای دربار خود، فتحعلی‌خان صبای کاشانی، دستور داد که ضریحی نقره‌ای بر قبر امام حسین (ع) نصب کند. او نیز صنعتگران را مامور کرد تا ضریح را بسازند و برخی اشعار خود را در مدح و رثای امام حسین (ع) بر ضریح نوشت. ساخت ضریح، پنج ماه طول کشید و آن را دید. سپس در سال ١٢١٨ه. ق، محمدحسین قراگوزلو، حاکم همدان، این ضریح را به کربلا منتقل و بر قبر شریف حضرت سیدالشهداء (ع)،  نصب کرد. &amp;lt;ref&amp;gt;ناسخ التواریخ، تواریخ قاجاریه، محمدتقی خان سپهر، ج١، ص١١6.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
در دوره ناصرالدین‌شاه نیز یکی از زنان وی، به نام انیس‌الدوله، ضریح دیگری را از نقره، برای نصب بر قبر شریف امام (ع) هدیه نمود که طول آن، 4/٨٠ متر و ارتفاع آن، ١/٧٠ متر بود. &amp;lt;ref&amp;gt;شهر حسین، ص4٢٣.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[طاهر سیف‌الدین]]، داعی مطلق پیشین [[فرقه بُهره هند]] که از فرقه‌های [[اسماعیلیان]] به شمار می‌آید، پس از زیارت [[کربلا]] در سال ١٣55ه. ق، تصمیم گرفت ضریح جدیدی را به حرم مطهر امام حسین (ع) هدیه کند. ضریح اهدایی وی که با ضریح قاجاری تعویض شد، از نقره خالص، و طول، عرض و ارتفاع آن، به ترتیب 5/5، 4/5 و ٣/٧ متر بود. &amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ جغرافیائی کربلای معلی، صص ١٢٣ و ١٢5.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
 (تصویر شماره ١٢4)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کار ساختن این ضریح، در سال ١٣5٨ه. ق به پایان رسید و طی مراسمی رسمی با حضور داعی مزبور، رونمایی شد. برخی شعرای شیعه، از جمله عبدالکریم النایف و شیخ محمد سماوی، بدین مناسبت اشعاری سرودند که ماده تاریخ اشعارشان، به ترتیب برابر با ١٣55 و ١٣5٨ه. ق است. &amp;lt;ref&amp;gt;دائرة المعارف الحسینیة، تاریخ المراقد، ج٢، صص ٣١٧ و ٣١٨.&amp;lt;/ref&amp;gt; گفته می‌شود ضریح نقره‌ای قبلی پس از بازسازی، به آستان [[سامرا]] ارسال شد و بر قبر [[امامین عسکریین (ع)]] نصب گردید. &amp;lt;ref&amp;gt;دائرة المعارف الحسینیة، ص٣٢٢.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
در سال ١٣٧5ه. ق، [[طاهر سیف‌الدین]] برای این ضریح، تاجی از طلا نصب کرد که نمای بیرونی آن، شامل چهار نوار بود؛ به‌گونه‌ای که محیط هر نوار، به صورت متدرج، از پایین به بالا، افزایش می‌یافت. روی هریک از این نوارها، کتیبه برجسته‌ای به خط ثلث و با پوشش آب طلا، قرار گرفته بود. &amp;lt;ref&amp;gt;دائرة المعارف الحسینیة، صص ٣٨٩ و ٣٩٣.&amp;lt;/ref&amp;gt; این ضریح، بیش از 75 سال روی قبر امام حسین (ع) باقی بود؛ تا اینکه در سال ١٣٩١ ه. ش، از روی قبر شریف برداشته شد و ضریح جدیدِ ساخته شده در ایران، جایگزین آن گردید.&lt;br /&gt;
 (تصویر شماره ١٢5)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پروژه ساخت ضریح جدید امام حسین (ع)،  در سال ١٣٨5ه. ش در ایران، با تشکیل هیئت امنایی برای این کار، آغاز شد. طرح هنری ضریح را «[[استاد محمود فرشچیان]]»،  نقاش بزرگ معاصر ایران ارائه داد و خطاطی کتیبه‌های آن را «استاد سید محمدحسینی موحد»،  از خوشنویسان بزرگ جهان اسلام برعهده گرفت و قلم‌زنی روی ضریح را نیز هنرمندان اصفهانی انجام دادند.&lt;br /&gt;
کار ساخت ضریح، از خرداد ماه سال ١٣٨٧ه. ش، در شبستان مدرسه معصومیه قم آغاز شد. برای طراحی سازه ضریح، از سیستم‌های روز مهندسی استفاده شد و مهندسان مختلف رشته‌های عمران و معماری، به‌ویژه آقایان عبدالحمید توکلی‌بینا و مهدی خوش‌نژاد، در ساخت ضریح کمک و نظارت کردند.&lt;br /&gt;
جنس اصلی سازه ضریح که قطعات نقره و طلا روی آن ترکیب شده، از چوب ساج است که در سال ١٩٩٣م از جنگل‌های برمه استحصال شده و وزن چوب‌های به کار رفته در ضریح، 5350 کیلوگرم است. همچنین مقدار ١١٨ کیلو و 65٠ گرم طلا و بالغ بر 46٠٠ کیلوگرم نقره در ساخت ضریح، استفاده شده است.&lt;br /&gt;
ضریح جدید همانند ضریح قبلی، شش گوشه و تقریباً به همان ابعاد، ساخته شده است. مساحت نمای آن ٣٣/٨6 مترمربع، طول و عرض آن ٧/٣4* 5/٠4 متر و ارتفاع آن نیز 4/49 متر است. تعداد پنجره‌های مشبک گرداگرد ضریح نیز بیست پنجره است. سرانجام این ضریح پس از بدرقه مردم شهرهای مختلف ایران، به کربلا انتقال یافت و پس از نصب بر قبر شریف امام حسین (ع)،  طی مراسم باشکوهی در ١5 اسفند ١٣٩١ ه. ش رونمایی شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==معماری صحن‌ها و حجره‌های آستان مقدس==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حرم مطهر امام حسین (ع) را صحن وسیعی احاطه کرده است. صحن آستان مقدس حسینی از داخل، به شکل مستطیل و از بیرون، به شکل بیضی است. مجموع مساحت صحن به 1500 مترمربع و ارتفاع دیوارهای آن، به دوازده متر می‌رسد. دیوارهای صحن از داخل، تا ارتفاع دو متر، با سنگ و بقیه، با کاشی پوشش یافته و نقش‌های زیبا و کتیبه‌های قرآنی نیز زینت‌بخش آن است. گرداگرد صحن، ایوانچه‌ها و حجره‌ها و در پس آن، حصار بیرونی آستان مقدس قرار دارد. ایوانچه‌ها و حجره‌ها، در دو طبقه ساخته شده است که در هر طبقه، 65 ایوانچه وجود دارد. &amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ مرقد الحسین والعباس (ع)،  صص ٩٧ و ١٩٠.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
در گذشته، حجره‌های اطراف صحن، مخصوص تدریس علوم دینی و مباحثه طلاب بوده است. اما تعدادی از آنها، به مقابر خانوادگی و تعداد دیگری نیز به محل دفن علما و مشاهیر، تبدیل شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===مشاهیر مدفون در حجره‌ها===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از جمله مشاهیری که در حجره‌های اطراف صحن دفن شده‌اند، می‌توان به قبر عالم مجاهد، شیخ محمدتقی شیرازی و قبر شیخ زین‌العابدین حائری در ضلع شرقی صحن و قبر شیخ عبدالحسین تهرانی (متوفای ١٢٨6ه. ق) و قبر سید مرتضی کشمیری (متوفای ١٣4٢ه. ق)،  در ضلع غربی صحن، اشاره کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===ساعت باب القبله===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در ضلع جنوبی صحن، بالای ورودی اصلی صحن، یعنی باب القبله، ساعت بزرگی روی یک پایه سیمانی بلند قرار دارد که آن را تولیت آستان حسینی، در سال ١٣٨٢ه. ق، از آلمان خریداری کرده است. این ساعت، جایگزین ساعت قدیمی‌تری شده است که آن را ناصرالدین‌شاه قاجار در سال ١٣١٢ه. ق هدیه کرده بود. بدنه پایه یا برج ساعت نیز در سال ١٣٨٣ه. ق، کاشی‌کاری شده و بالای آن، گنبد کوچکی از طلا، نصب شده است. &amp;lt;ref&amp;gt;دائرة المعارف الحسینیة، تاریخ المراقد، ج٢، صص 4١١ و 4١٣.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===ورودی‌های صحن===&lt;br /&gt;
صحن شریف آستانه حسینی، دارای چند ورودی است که هریک به‌سوی یکی از محله‌های کربلا گشوده می‌شود. این ورودی‌ها، درون ایوان‌هایی مزین به کاشی‌کاری‌های زیبا، با نقش‌های هندسی و گیاهی، قرار دارد. در گذشته، تعداد آنها، هفت ورودی بود که در جریان توسعه صحن، دو ورودی با یکدیگر ادغام شد و چهار ورودی جدید نیز ساخته شد که بدین ترتیب، تعداد ورودی‌های صحن، به ده ورودی افزایش یافت. این ورودی‌ها عبارت‌اند از: &amp;lt;ref&amp;gt;برای تفصیل بیشتر، ر. ک: تاریخ مرقد الحسین والعباس (ع)،  صص ١٨4 و ١٩٠.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
١. باب القبله: قدیمی‌ترین در و ورودی اصلی صحن است که با توجه به قرار داشتن آن در سمت قبله (جنوب) صحن، به این نام شهرت یافته است. ارتفاع آن، حدود پانزده متر و عرض قاعده آن، هشت متر است. بر کاشی‌های آن، تاریخ‌های ١٢٧5ه. ق و ١٣٨5ه. ق، به چشم می‌خورد.&lt;br /&gt;
٢. باب الرجاء: از درهای جدید صحن است که میان باب القبله و باب قاضی الحاجات قرار دارد و ارتفاع آن، حدود پنج متر و عرض آن، ٣/5 متر است.&lt;br /&gt;
٣. باب قاضی الحاجات: این ورودی مقابل سوق‌العرب قرار دارد و ارتفاع آن، پنج متر و عرض آن، ٣/5 متر و تاریخ آن، ١٢٨6ه. ق است.&lt;br /&gt;
4. باب الشهداء: این ورودی، در میانه ضلع شرقی صحن قرار دارد و حاصل ادغام دو ورودی قدیمی، به نام‌های باب الصحن الصغیر و باب الصافی است. ارتفاع آن، چهار متر و عرض آن، سه متر است.&lt;br /&gt;
5. باب الکرامه: از درهای جدید صحن است که در گوشه شمال شرقی صحن قرار دارد و ارتفاع آن، چهار متر و عرض آن، سه متر است.&lt;br /&gt;
6. باب السلام: از درهای جدید صحن است که در میانه ضلع شمالی قرار دارد و طول آن، چهار متر و عرض آن، سه متر و تاریخ آن، ١٣٩٢ه. ق است.&lt;br /&gt;
٧. باب السدره: در گوشه شمال غربی صحن واقع است و به یاد درخت سدری که در سده نخست هجری، نزدیک قبر امام (ع) بوده است و زائران به‌وسیله آن، محل قبر را می‌یافتند، بدین نام خوانده شده است. تاریخ این در، ١٣٩٢ه. ق است.&lt;br /&gt;
٨. باب السلطانیه: در ضلع غربی صحن قرار دارد و وجه تسمیه‌اش آن است که یکی از سلاطین عثمانی، آن را ساخته است. ارتفاع آن، چهار متر و عرض آن، سه متر است.&lt;br /&gt;
٩. باب الراس الشریف: از درهای جدید صحن است و در میانه ضلع غربی صحن قرار دارد و از آنجا که روبه‌روی بالاسر حضرت قرار دارد، بدین نام شهرت یافته است. بر سردر آن، تاریخ ١٣٧٢ه. ق به چشم می‌خورد. بالای این ورودی، ساعت آونگ‌دار بزرگی، نصب شده است.&lt;br /&gt;
١٠. باب الزینبیه: این دروازه در جنوب غربی صحن قرار دارد و به علت نزدیک بودنش به تل زینبیه، به این نام شناخته می‌شود. ارتفاع آن، چهار متر و عرض آن، سه متر است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===ایوان‌های صحن===&lt;br /&gt;
اطراف صحن، ایوان‌های بزرگی وجود دارد که مهم‌ترین آنها، عبارت‌اند از ایوان وزیر و ایوان ناصری.&lt;br /&gt;
====ایوان وزیر====&lt;br /&gt;
این ایوان، وسط ضلع شمالی صحن واقع است و به یکی از وزرای دوره قاجار منسوب است که قبرش، پشت همین ایوان قرار دارد. در این ایوان، بسیاری از علمای بزرگ، به خاک سپرده شده‌اند که نامشان بر سنگ‌هایی، بر دیوار نوشته شده است که از آن جمله، می‌توان به «[[خطیب کربلا]] [[سید جواد هندی]]» و «حجت‌الاسلام سید میرزا‌هادی حسینی»،  اشاره کرد. امروزه یکی از درهای صحن، به نام «باب السلام»، در این ایوان گشوده شده است.&lt;br /&gt;
 (تصویر شماره ١٢6)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====ایوان ناصری====&lt;br /&gt;
این ایوان در ضلع غربی صحن قرار دارد و با انتساب به ناصرالدین‌شاه قاجار، به این نام شناخته می‌شد. اما بعداً با انتساب به سلطان عبدالحمید عثمانی که آن را بازسازی کرد، به ایوان حمیدی شهرت یافت. ارتفاع ایوان و طول و عرض قاعده آن، به ترتیب ١5* ٨* 5 متر است. از اشعار فارسی «شیخ جابر کاظمی» و نیز ماده تاریخ عربی آن، برمی‌آید که تاریخ ساخت آن، 1275ه. ق بوده است. این ایوان، براساس ماده تاریخ اشعار عربی موجود داخل ایوان، در سال ١٣٠٩ه. ق، در دوره سلطان عبدالحمید عثمانی، بازسازی شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====ایوان طلا====&lt;br /&gt;
ایوان طلا در ضلع جنوبی حرم قرار دارد و مشرف به صحن است و دیوارهای آن، با طلای ناب روکش شده و قسمت‌های فوقانی دیوارها با کاشی‌های زیبا، تزیین یافته است. در این ایوان و دو طرف آن، سه درِ چوبی با روکش طلا و تزیینات میناکاری وجود دارد که کتیبه‌های حاوی آیات قرآن و اشعار عربی نیز بر آنها نقش بسته است. ایوان طلا را دکه بزرگی با سقف و ستون‌های چوبی، پوشش داده است. این دکه، به شکل مستطیلی به طول 36 متر و عرض ده متر است و دارای سقف بلندی است که بخش میانی آن، ارتفاع بیشتر و دو بخش جانبی آن، ارتفاع کمتری دارد.&lt;br /&gt;
همان‌گونه که بیان شد این دکه، در دوره ناصرالدین‌شاه و با تلاش شیخ عبدالحسین طهرانی در سال 1276 ه ق، بنا شد. سقف و ستون‌های این دکه که در آن زمان، از چوب بود، در سال 1342ه. ق با چوب‌های جدیدی که از هند آورده بودند، بازسازی شد. &amp;lt;ref&amp;gt;شهر حسین، ص4١٣.&amp;lt;/ref&amp;gt; در جبهه دکه، تعداد دوازده ستون چوبی وجود داشت که دو ستون، به ارتفاع سیزده متر در بخش میانی و مرتفع آن و شش ستون به ارتفاع نه متر، در دو جناح شرقی و غربی دکه و دو نیم ستون به ارتفاع چهار متر نیز در انتهای غربی و شرقی آن، قرار داشت. جبهه و ستون‌های چوبی این دکه، در سال ١٣٨٨ه. ق، با جبهه و ستون‌هایی از سنگ مرمر فاخر، تعویض گردید. &amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ مرقد الحسین والعباس (ع)،  ص١5٨.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
افزون‌بر ایوان طلا، در ضلع غربی حرم و متصل به رواق ابراهیم مجاب، ایوان دیگری به نام ایوان راس الحسین (بالاسر) وجود دارد که طاق آن به شکل زیبایی، کاشی‌کاری شده است. در این ایوان، کتیبه‌ای به چشم می‌خورد که تاریخ ١٢٩6ه. ق بر آن ثبت شده است.&lt;br /&gt;
 (تصویر شماره ١٢٧ و ١٢٨)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==حرم و گنبدخانه==&lt;br /&gt;
حرم مطهر امام حسین (ع) که صحن وسیعی، آن را از چهار جهت احاطه کرده، 3850 مترمربع مساحت دارد. بخش مرکزی حرم، شامل گنبدخانه است که وسط آن، قبر شریف امام حسین (ع) و فرزندشان علی‌اکبر قرار دارد. روی قبر، صندوقچه چوبی خاتم‌کاری نفیسی، وجود دارد و روی این صندوقچه، ضریح فولادی و روی آن نیز ضریح نقره و طلاکوب، نصب شده است.&lt;br /&gt;
در زاویه جنوبی گنبدخانه، به فاصله حدود 1/5 متر از قبر علی‌اکبر و در حدفاصل گنبدخانه و رواق جنوبی، محل دفن شهدای کربلا قرار دارد. روی این محل، ضریح یک ضلعی از نقره، به طول 4/8 متر، نصب شده است که از پنج دهانه (پنجره) به عرض هر دهانه، 75 سانتی‌متر و ارتفاع ٧٠ سانتی‌متر، تشکیل شده است.&lt;br /&gt;
 (تصویر شماره ١٢٩)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==رواق‌های حرم==&lt;br /&gt;
اطراف گنبدخانه حرم امام حسین (ع) را رواق‌های زیبایی از چهار جهت احاطه کرده است که عرض همه این رواق‌ها، پنج متر و طول دو رواق شمالی و جنوبی، حدود چهل متر و طول دو رواق شرقی و غربی، حدود 45 متر است. دیوارها و کف رواق‌ها، دارای پوششی از سنگ مرمر و سقف رواق‌ها، آینه‌کاری شده است. هر رواق، به نام خاصی است که عبارت‌اند از:&lt;br /&gt;
 (تصویر شماره ١٣٠)&lt;br /&gt;
١. رواق ابراهیم مجاب (رواق غربی):  این رواق در غرب گنبدخانه قرار دارد و وجه تسمیه آن، وجود قبر و ضریح ابراهیم مجاب، در انتهای شمالی آن است. روی قبر ابراهیم مجاب، صندوقچه‌ای از چوب ساج مرغوب و نیز ضریحی از فولاد سبز، نصب شده است. همچنین در این رواق، قبور چند تن از علما قرار دارد که از آن جمله‌اند: سید عبدالله بحرانی، سید محسن بن عبدالله بحرانی، سید محمد بن سید محسن بحرانی و سید محمد زینی حسنی. از این رواق، دو در، به نام‌های باب حبیب ابن مظاهر و باب سید ابراهیم مجاب، به‌سوی صحن گشوده می‌شود.&lt;br /&gt;
 (تصویر شماره ١٣١)&lt;br /&gt;
٢. رواق حبیب بن مظاهر (رواق جنوبی):  وجه تسمیه این رواق، وجود قبر [[حبیب ابن مظاهر اسدی]]، شهید بزرگ کربلا می‌باشد که روی آن، ضریحی از نقره وجود دارد و در تاریخ ١4١٠ه. ق، بازسازی شده است. در این رواق، برخی از شخصیت‌های علمی مشهور دفن شده‌اند که از آن جمله‌اند: سید محمدمهدی موسوی شهرستانی (متوفای ١٢١6ه. ق)،  سید محمدحسین، پسر محمدمهدی شهرستانی، سید محمدحسین مرعشی حسینی، معروف به شهرستانی (متوفای ١٣١5ه. ق) و میرزا محمدعلی، فرزند سید محمدحسن مرعشی (متوفای ١٣44ه. ق).  همه این شخصیت‌ها، در یک مقبره، پشت قبور شهدای کربلا، به خاک سپرده شده‌اند.&lt;br /&gt;
٣. رواق فقها (رواق شرقی):  این رواق، در گذشته، به سبب دفن آقا محمدباقر وحید بهبهانی در آن، به نام رواق آقا باقر معروف بود. اما امروزه، به علت وجود قبور چند فقیه شیعه در آن، به رواق فقها شهرت یافته است. کنار وحید بهبهانی، دو تن دیگر از فقها به نام‌های سید علی طباطبایی صاحب کتاب «ریاض العلماء» و شیخ یوسف آل عصفور صاحب کتاب «الحدائق الناضره»، در یک مقبره، در سمت راست درِ حرم، دفن شده‌اند و در گذشته ضریح کوچکی بر قبر آنان بود. از دیگر شخصیت‌های مدفون در این رواق می‌توان از سید کاظم رشتی (متوفای ١٢5٩ه. ق)،  سید احمد بن سید کاظم رشتی (متوفای ١٢٩5ه. ق) و شاعر بزرگ حاج جواد بدقت (متوفای ١٢٨١ه. ق) یاد کرد. از این رواق، دری به سوی صحن و دو در، به حرم باز می‌شود.&lt;br /&gt;
 (تصویر شماره ١٣٢)&lt;br /&gt;
4. رواق سلاطین (رواق شمالی):  وجه تسمیه این رواق، وجود مقبره چند تن از شاهان قاجار در آن است که عبارت‌اند از: مظفرالدین‌شاه، محمدعلی‌شاه و احمدشاه قاجار. مقابل مقبره آنها، قبر سید عبدالحسین حجت طباطبایی و خطیب مشهور، سید حسن استرآبادی، قرار دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==گنبد و گلدسته‌ها==&lt;br /&gt;
بر فراز قبر مطهر امام حسین (ع)،  گنبد مرتفعی وجود دارد که از بیرون، با الواح طلای ناب پوشیده شده و جلوه زیبایی به آستان مقدس داده است. گنبد از بیرون، پیازی شکل و ارتفاع آن از سطح زمین، حدود ٣٧ متر است. بالای گنبد، میله‌ای از طلا و بر فراز آن، یک چراغ نصب شده است. در ساقه مدور گنبد نیز ده پنجره به عرض ١٣٣ سانتی‌متر برای نورگیری و نیز کتیبه‌هایی به نام ناصرالدین‌شاه و تاریخ طلاکاری گنبد، وجود دارد. براساس این کتیبه‌ها، طلاکاری کنونی گنبد در سال ١٢٧٣ه. ق و به دستور ناصرالدین‌شاه قاجار صورت گرفته است. همچنین براساس اسناد موجود در اداره اوقاف کربلا، تعداد خشت‌های طلای به‌کار رفته در گنبد، 7526 خشت و مجموع سطح طلاکاری آن، ٣٠١ مترمربع است.&lt;br /&gt;
 (تصویر شماره ١٣٣)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گنبد از داخل، با پوششی از کاشی‌کاری زیبا همراه با اسامی دوازده امام، تزیین یافته است. قسمت بالای نمای داخلی گنبد، کتیبه‌ای حاوی سوره فجر و در قاعده گنبد، آیاتی از سوره منافقون و تاریخ ١٣٧١ه. ق، نقش بسته است.&lt;br /&gt;
در فاصله ده متری از جنوب گنبد و در دو طرف ایوان طلای حرم مطهر، دو گلدسته بزرگ با پوشش طلا وجود دارد که ارتفاع هریک از کف صحن، حدود 25 متر و قطر آن نیز چهار متر است. در نوک هریک از این گلدسته‌ها، میله‌ای نصب شده است و بر فراز آن نیز چراغی برای روشنایی وجود دارد. این دو گلدسته، در سال 786ه. ق در دوران سلطان اویس جلایری، بنا نهاده شد و فرزند وی احمد جلایری، آنها را با کاشی‌های زرد طلایی، آراست. تعداد خشت‌های طلای به‌کار رفته در این دو گلدسته، در مجموع، 8024 خشت است.&lt;br /&gt;
 (تصویر شماره 134 و 135)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==گنجینه آستان==&lt;br /&gt;
در حال حاضر، در سالنی واقع در طبقه دوم حجره‌های واقع در نیمه غربی ضلع جنوبی صحن، گنجینه آستان تاسیس شده است که در آن، بسیاری از اشیای نفیس و ارزشمندی که شاهان و بزرگان ایران و هند و...، به این آستان هدیه کرده‌اند، به نمایش گذاشته شده است. این اشیاء، شامل انواع جواهر، قندیل‌های طلا، ظرف‌های طلا و نقره، پارچه‌های زربافت و ابریشمی، ترمه‌های زیبا، شمشیرها و ابزار جنگی، عتیقه‌جات و کاشی‌های قدیمی و نفیس می‌شود. همچنین برخی از قرآن‌ها و نسخه‌های خطی نفیس موجود در کتابخانه آستان مقدس، در این گنجینه دیده می‌شود. از جمله مهم‌ترین قرآن‌های خطی موجود در این گنجینه، قرآنی است بسیار قدیمی به خط کوفی که به امام زین‌العابدین (ع) منسوب است. قرآن دیگری نیز از تاریخ 6٩٣ه. ق، به خط یاقوت مستعصمی، خطاط مشهور مسلمان، &amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ مرقد الحسین والعباس (ع)،  ص١١٠.&amp;lt;/ref&amp;gt; در این گنجینه وجود دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آثار و اماکن از بین رفته در محدوده آستان مقدس==&lt;br /&gt;
در محدوده آستان حضرت سیدالشهداء (ع) و متصل به آن، بناهای مختلفی شامل مدارس، مقابر و غیره وجود داشت که بیانگر شکوه و عظمت این آستان مقدس و اهمیت تاریخی و جایگاه برجسته علمی و فرهنگی آن بود. متاسفانه بیشتر این بناها در یک‌صد سال اخیر، به دست برخی از مقامات عراق و شهرداران مغرض کربلا، به بهانه‌هایی چون توسعه شهری و احداث خیابان در گرداگرد آستان مقدس، از بین رفت. در اینجا، به تعدادی از این بناها، اشاره می‌کنیم:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===صحن کوچک===&lt;br /&gt;
در ضلع شرقی صحن بزرگ و اصلی آستان سیدالشهدا (ع)،  صحن کوچکی وجود داشت که راهرویی مسقف به طاق‌های مقرنس و کاشی‌کاری شده، به آن متصل می‌شد. مساحت این صحن، 48 مترمربع بود که دیوارهای بلندی داشت و از آثار تاریخی و هنری نفیس و ارزشمند به شمار می‌آمد. نمای صحن مزین به کاشی‌کاری‌های ممتاز با نقش‌های گیاهی زیبا بود. همچنین در این صحن، دو مناره کوچک مزین به آیات قرآن وجود داشت که در سال 1262ه. ق به دستور نجیب پاشا، والی عثمانی، ساخته شده بود. متاسفانه شهرداری کربلا، این اثر تاریخی بی‌نظیر را در سال 1368ه. ق برابر با 1948 م. به بهانه احداث خیابان در گرداگرد آستان امام حسین (ع)،  به‌طور کامل، ویران کرد. روحانیان شیعه نیز در اعتراض به این اقدام، از برگزاری نماز جماعت در صحن حرم امام حسین (ع) خودداری کردند. &amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ مرقد الحسین والعباس (ع)،  صص ١٨٣ و 184.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===مناره عبد===&lt;br /&gt;
در گذشته، افزون‌بر دو گلدسته موجود در دو طرف ایوان اصلی حرم امام حسین (ع)،  مناره سومی نیز در ضلع شرقی آستان مقدس وجود داشته که از نظر هنر و معماری اسلامی، بسیار ارزشمند و بااهمیت بوده است. این گلدسته که به نام «مناره عبد» شناخته می‌شد، در سال 767ه. ق، به دست مرجان بن عبدالله، حاکم عراق، در دوره سلطان اویس جلایری، ساخته شد. قطر قاعده آن، حدود بیست متر و ارتفاع آن، چهل متر بود و نمای آن با کاشی‌های زیبا، تزیین یافته بود. &amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ کربلا و حائر حسینی، ص٣١٨.&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ مرقد الحسین والعباس (ع)،  ص١٧٩.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
این مناره نفیس و ارزشمند که به مدت شش قرن، صحیح و سالم پابرجا مانده بود، متاسفانه در سال 1354ه. ق - 1935م، به دستور یاسین الهاشمی، نخست وزیر وقت عراق، خراب گردید. بهانه دولت عراق برای تخریب مناره، فرسودگی و کج شدن آن بود. اما گویا هدف اصلی آنها از این کار، دست گذاشتن بر اوقاف فراوانی بود که بانی مناره برای آن، تعیین کرده بود. به هر حال این اقدام، موجب ناراحتی و تاسف اهالی کربلا شد و شعرای شیعه عراق نیز در اشعاری که بدین مناسبت سرودند، نارضایتی خود را ابراز کردند. &amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ کربلا و حائر حسینی، صص ٣٢٠ و ٣٣٠.&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ مرقد الحسین والعباس (ع)،  صص ١٨١ و ١٨٢.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===مقبره آل بویه===&lt;br /&gt;
در گذشته، در مجاورت حرم امام حسین (ع)،  مقبره‌ای مخصوص [[آل‌بویه]] وجود داشت که پادشاهان و حاکمان این خاندان را که وصیت می‌کردند در کربلا دفن شوند، در این مقبره به خاک می‌سپردند. محل این مقبره، به مرور زمان فراموش شد و در دل خاک، پنهان شد؛ تا اینکه در سال ١٢٩٢ه. ق، یکی از سادات خاندان آل صافی، یکی از خانه‌های مجاور صحن کوچک آستان امام حسین (ع) را خریداری کرد تا در آن، مقبره خانوادگی برای خود ایجاد کند. در زمان شروع ساخت مقبره، روزنه و دریچه‌ای پیدا شد که به مقبره‌ای متصل می‌گشت و در آن قبوری وجود داشت و از کتیبه‌های روی آنها مشخص شد که مدافن آل‌بویه است. &amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ مرقد الحسین والعباس (ع)،  ص١٨٣.&amp;lt;/ref&amp;gt; این مقبره به‌طور کامل در روز چهارشنبه 22 محرم‌الحرام سال 1368ه. ق (1948/11/24 م)،  به دست [[عبدالرسول خالصی]]، شهردار کربلا، ویران گردید و از بین رفت. &amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ کربلا و حائر حسینی، ص٣6٧.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===مسجد جامع و مقام راس الحسین (ع)===&lt;br /&gt;
ابتدای خیابان سدره، نزدیک آستان امام حسین (ع)،  مسجدی تاریخی به نام [[مسجد راس الحسین(ع)|راس‌الحسین (ع)]] قرار داشت و میان آن، مقامی وجود داشت که محل قرار گرفتن سر بریده امام (ع)،  پیش از انتقال آن به کوفه، به شمار می‌آمد. متاسفانه این مسجد و مقام، به بهانه احداث خیابان پیرامون آستان حسینی، به دستور طاهر القیسی، شهردار کربلا، خراب گردید و از بین رفت. &amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ کربلا و حائر حسینی، صص361 و 366.&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;کربلاء فی الذاکرة، صص 169 و ١٧٠.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===مدرسه سردار حسن خان===&lt;br /&gt;
این مدرسه، بزرگ‌ترین مدرسه علمی کربلا بود که در شمال آستانه حسینی قرار داشت. بسیاری از علمای برجسته، در آن تحصیلات دینی خود را تکمیل کرده‌اند. این مدرسه و موقوفات آن، در روز پنج‌شنبه شانزدهم محرم‌الحرام سال 1368ه. ق (1948/١١/١٨م)،  به دستور عبدالرسول خالصی، ویران گردید. &amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ کربلا و حائر حسینی، صص362 و 367.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===مدرسه زینبیه===&lt;br /&gt;
از مدارس دینی مهم کربلا و واقع در غرب آستانه حسینی بود که ورودی آن، از داخل صحن آستان، قرار داشت. این مدرسه به همراه موقوفات آن، در روز دوشنبه سیزدهم محرم‌الحرام سال 1368ه. ق (1948/١١/15م)،  به دستور عبدالرسول خالصی، خراب شد. &amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ کربلا و حائر حسینی، صص361 و366.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===مدرسه صدراعظم نوری===&lt;br /&gt;
از مدارس علمی مهم کربلا و واقع در غرب آستانه حسینی بود که به دستور طاهر القیسی، ویران گردید. &amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ کربلا و حائر حسینی، ص361 و366.&amp;lt;/ref&amp;gt; این مدرسه را میرزا آقاخان نوری (متوفای 1243ه. ق)،  دومین صدراعظم ناصرالدین‌شاه قاجار، ساخته بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===مسجد بزرگ ناصری===&lt;br /&gt;
از مساجد باشکوه کربلا و واقع در غرب آستان مقدس بود که به دستور عبدالرسول خالصی، در ماه ربیع‌الاول سال 1368ه. ق، ویران گردید. &amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ کربلا و حائر حسینی، صص361 و 366.&amp;lt;/ref&amp;gt; این مسجد، از آثار دوره ناصرالدین‌شاه قاجار در کربلا، به شمار می‌آمد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===تکیه بکتاشیه===&lt;br /&gt;
این بنا در گذشته، از مشهورترین بناهای وابسته به آستان امام حسین (ع) بود که داخل صحن، از سمت شرق باب القبله، قرار داشت. [[تکیه بکتاشیه]]، محل گردهمایی [[صوفیان]] شیعه ترک، در روزگار حکومت عثمانی بود که به دست یکی از همین صوفیان، به نام «عبدالمؤمن دده» ساخته شد. از برجسته‌ترین صوفیانی که در جمع صوفیان این تکیه، حاضر می‌شدند، می‌توان از فضولی بغدادی (متوفای 963ه. ق، 1483 - 1556م)،  شاعر بزرگ ترک زبان، و دو فرزندش، فضلی و روحی بغدادی، یاد کرد. در اواخر دوره عثمانی که سلطان عبدالحمید دوم، با صوفیان طریقت بکتاشیه مبارزه می‌کرد، نام این تکیه را به [[تکیه نقشبندیه]]، تغییر داد. این تکیه در جریان توسعه صحن آستان در دوره اخیر، از بین رفت. &amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ مرقد الحسین والعباس (ع)،  ص١٧١.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
  ==پانویس==&lt;br /&gt;
 {{پانویس}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 ==منبع==&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Hodjat p</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikihaj.com/index.php?title=%D8%AB%D8%A7%D8%A8%D8%AA_%D8%A8%D9%86_%D8%B9%D9%85%D8%B1%D9%88_%D8%A8%D9%86_%D8%B2%D9%8A%D8%AF_%D8%A8%D9%86_%D8%B9%D8%AF%DB%8C&amp;diff=10872</id>
		<title>ثابت بن عمرو بن زيد بن عدی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikihaj.com/index.php?title=%D8%AB%D8%A7%D8%A8%D8%AA_%D8%A8%D9%86_%D8%B9%D9%85%D8%B1%D9%88_%D8%A8%D9%86_%D8%B2%D9%8A%D8%AF_%D8%A8%D9%86_%D8%B9%D8%AF%DB%8C&amp;diff=10872"/>
		<updated>2019-01-01T12:54:01Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Hodjat p: تغییرمسیر به ثابت بن عمرو&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;#تغییر_مسیر [[ثابت بن عمرو]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Hodjat p</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikihaj.com/index.php?title=%D8%AB%D8%A7%D8%A8%D8%AA_%D8%A8%D9%86_%D8%B9%D9%85%D8%B1%D9%88_%D8%A8%D9%86_%D8%B2%D9%8A%D8%AF_%D8%A8%D9%86_%D8%B9%D9%8E%D8%AF%DB%8C&amp;diff=10871</id>
		<title>ثابت بن عمرو بن زيد بن عَدی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikihaj.com/index.php?title=%D8%AB%D8%A7%D8%A8%D8%AA_%D8%A8%D9%86_%D8%B9%D9%85%D8%B1%D9%88_%D8%A8%D9%86_%D8%B2%D9%8A%D8%AF_%D8%A8%D9%86_%D8%B9%D9%8E%D8%AF%DB%8C&amp;diff=10871"/>
		<updated>2019-01-01T12:53:23Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Hodjat p: تغییرمسیر به ثابت بن عمرو&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;#تغییر_مسیر [[ثابت بن عمرو]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Hodjat p</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikihaj.com/index.php?title=%D8%AB%D8%A7%D8%A8%D8%AA_%D8%A8%D9%86_%D8%B9%D9%85%D8%B1%D9%88_%D8%A8%D9%86_%D8%B2%D9%8A%D8%AF_%D8%A8%D9%86_%D8%B9%D9%8E%D8%AF%D9%8A&amp;diff=10870</id>
		<title>ثابت بن عمرو بن زيد بن عَدي</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikihaj.com/index.php?title=%D8%AB%D8%A7%D8%A8%D8%AA_%D8%A8%D9%86_%D8%B9%D9%85%D8%B1%D9%88_%D8%A8%D9%86_%D8%B2%D9%8A%D8%AF_%D8%A8%D9%86_%D8%B9%D9%8E%D8%AF%D9%8A&amp;diff=10870"/>
		<updated>2019-01-01T12:52:52Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Hodjat p: تغییرمسیر به ثابت بن عمرو&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;#تغییر_مسیر [[ثابت بن عمرو]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Hodjat p</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikihaj.com/index.php?title=%D8%AB%D8%A7%D8%A8%D8%AA_%D8%A8%D9%86_%D8%B9%D9%85%D8%B1%D9%88_%D8%A8%D9%86_%D8%B2%D9%8A%D8%AF_%D8%A8%D9%86_%D8%B9%D8%AF%D9%8A&amp;diff=10869</id>
		<title>ثابت بن عمرو بن زيد بن عدي</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikihaj.com/index.php?title=%D8%AB%D8%A7%D8%A8%D8%AA_%D8%A8%D9%86_%D8%B9%D9%85%D8%B1%D9%88_%D8%A8%D9%86_%D8%B2%D9%8A%D8%AF_%D8%A8%D9%86_%D8%B9%D8%AF%D9%8A&amp;diff=10869"/>
		<updated>2019-01-01T12:52:15Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Hodjat p: تغییرمسیر به ثابت بن عمرو&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;#تغییر_مسیر [[ثابت بن عمرو]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Hodjat p</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikihaj.com/index.php?title=%D8%AB%D8%A7%D8%A8%D8%AA_%D8%A8%D9%86_%D8%B9%D9%85%D8%B1%D9%88_%D8%A8%D9%86_%D8%B2%DB%8C%D8%AF_%D8%A8%D9%86_%D8%B9%D8%AF%D9%8A&amp;diff=10868</id>
		<title>ثابت بن عمرو بن زید بن عدي</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikihaj.com/index.php?title=%D8%AB%D8%A7%D8%A8%D8%AA_%D8%A8%D9%86_%D8%B9%D9%85%D8%B1%D9%88_%D8%A8%D9%86_%D8%B2%DB%8C%D8%AF_%D8%A8%D9%86_%D8%B9%D8%AF%D9%8A&amp;diff=10868"/>
		<updated>2019-01-01T12:51:33Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Hodjat p: تغییرمسیر به ثابت بن عمرو&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;#تغییر_مسیر [[ثابت بن عمرو]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Hodjat p</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikihaj.com/index.php?title=%D8%AB%D8%A7%D8%A8%D8%AA_%D8%A8%D9%86_%D8%B9%D9%85%D8%B1%D9%88_%D8%A8%D9%86_%D8%B2%DB%8C%D8%AF_%D8%A8%D9%86_%D8%B9%D9%8E%D8%AF%D9%8A&amp;diff=10867</id>
		<title>ثابت بن عمرو بن زید بن عَدي</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikihaj.com/index.php?title=%D8%AB%D8%A7%D8%A8%D8%AA_%D8%A8%D9%86_%D8%B9%D9%85%D8%B1%D9%88_%D8%A8%D9%86_%D8%B2%DB%8C%D8%AF_%D8%A8%D9%86_%D8%B9%D9%8E%D8%AF%D9%8A&amp;diff=10867"/>
		<updated>2019-01-01T12:51:00Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Hodjat p: تغییرمسیر به ثابت بن عمرو&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;#تغییر_مسیر [[ثابت بن عمرو]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Hodjat p</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikihaj.com/index.php?title=%D8%AB%D8%A7%D8%A8%D8%AA_%D8%A8%D9%86_%D8%B9%D9%85%D8%B1%D9%88_%D8%A8%D9%86_%D8%B2%DB%8C%D8%AF_%D8%A8%D9%86_%D8%B9%D8%AF%DB%8C&amp;diff=10866</id>
		<title>ثابت بن عمرو بن زید بن عدی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikihaj.com/index.php?title=%D8%AB%D8%A7%D8%A8%D8%AA_%D8%A8%D9%86_%D8%B9%D9%85%D8%B1%D9%88_%D8%A8%D9%86_%D8%B2%DB%8C%D8%AF_%D8%A8%D9%86_%D8%B9%D8%AF%DB%8C&amp;diff=10866"/>
		<updated>2019-01-01T12:50:21Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Hodjat p: تغییرمسیر به ثابت بن عمرو&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;#تغییر_مسیر [[ثابت بن عمرو]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Hodjat p</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikihaj.com/index.php?title=%D8%AB%D8%A7%D8%A8%D8%AA_%D8%A8%D9%86_%D8%B9%D9%85%D8%B1%D9%88_%D8%A8%D9%86_%D8%B2%DB%8C%D8%AF_%D8%A8%D9%86_%D8%B9%D9%8E%D8%AF%DB%8C&amp;diff=10865</id>
		<title>ثابت بن عمرو بن زید بن عَدی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikihaj.com/index.php?title=%D8%AB%D8%A7%D8%A8%D8%AA_%D8%A8%D9%86_%D8%B9%D9%85%D8%B1%D9%88_%D8%A8%D9%86_%D8%B2%DB%8C%D8%AF_%D8%A8%D9%86_%D8%B9%D9%8E%D8%AF%DB%8C&amp;diff=10865"/>
		<updated>2019-01-01T12:49:50Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Hodjat p: تغییرمسیر به ثابت بن عمرو&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;#تغییر_مسیر [[ثابت بن عمرو]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Hodjat p</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikihaj.com/index.php?title=%D8%AB%D8%A7%D8%A8%D8%AA_%D8%A8%D9%86%E2%80%8C%D8%B9%D9%85%D8%B1%D9%88&amp;diff=10864</id>
		<title>ثابت بن‌عمرو</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikihaj.com/index.php?title=%D8%AB%D8%A7%D8%A8%D8%AA_%D8%A8%D9%86%E2%80%8C%D8%B9%D9%85%D8%B1%D9%88&amp;diff=10864"/>
		<updated>2019-01-01T12:48:33Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Hodjat p: تغییرمسیر به ثابت بن عمرو&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;#تغییر_مسیر [[ثابت بن عمرو]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Hodjat p</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikihaj.com/index.php?title=%D8%AB%D8%A7%D8%A8%D8%AA_%D8%A8%D9%86_%D8%B9%D9%85%D8%B1%D9%88&amp;diff=10863</id>
		<title>ثابت بن عمرو</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikihaj.com/index.php?title=%D8%AB%D8%A7%D8%A8%D8%AA_%D8%A8%D9%86_%D8%B9%D9%85%D8%B1%D9%88&amp;diff=10863"/>
		<updated>2019-01-01T12:47:57Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Hodjat p: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{در دست ویرایش|ماه=[[دی]]|روز=[[۵]]|سال=[[۱۳۹۷]]|کاربر=Hodjat p  }}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;ثابت بن عمرو&#039;&#039;&#039;: صحابی [[پیامبر(ص)]] و از [[شهدای جنگ احد|شهدای احد]] می‌باشد.&lt;br /&gt;
وی از راویان [[احادیث نبوی(ص)]] و نیز هم‌پیمان [[انصار]] بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{جعبه اطلاعات اصحاب&lt;br /&gt;
| تصویر                     = &lt;br /&gt;
| توضیح تصویر               = &lt;br /&gt;
| نام کامل                  = ثابت بن عمرو بن زید بن عَدی&lt;br /&gt;
| کنیه                      = &lt;br /&gt;
| لقب                       = &lt;br /&gt;
| زادروز/زادگاه             = یثرب&lt;br /&gt;
| محل زندگی                 = [[مدینه]]&lt;br /&gt;
| مهاجر/انصار               = [[انصار]]&lt;br /&gt;
| نسب/قبیله                 = بنی‌اشجع&lt;br /&gt;
| خویشاوندان سرشناس         = &lt;br /&gt;
| تاریخ و مکان درگذشت/شهادت = مدینه/ 3ق.&lt;br /&gt;
| نحوه درگذشت/شهادت         = شهادت&lt;br /&gt;
| مدفن                      = مدینه&lt;br /&gt;
| زمان اسلام آوردن           = &lt;br /&gt;
| نحوه اسلام آوردن           = &lt;br /&gt;
| حضور در جنگ‌ها             = غزوات بدر و احد&lt;br /&gt;
| هجرت به                   = مدینه&lt;br /&gt;
| دلیل شهرت                 = [[صحابی]] و انصار&lt;br /&gt;
| نقش‌های برجسته             = شرکت در جنگ بدر و احد، راوی احادیث نبوی(ص)&lt;br /&gt;
| دیگر فعالیت‌ها             = &lt;br /&gt;
| آثار                      = &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==نسب‌شناسی==&lt;br /&gt;
ثابت بن عمرو بن زید بن عَدی &amp;lt;ref&amp;gt; المغازی، ج1، ص162؛ الاستیعاب، ج1، ص198؛ اسد الغابه، ج1، ص273.&amp;lt;/ref&amp;gt;از قبیله بنی‌اشجع و از هم‌پیمانان انصار بود؛&amp;lt;ref&amp;gt; اسد الغابه، ج1، ص273؛ الاصابه، ج1، ص509.&amp;lt;/ref&amp;gt; اما شماری او را از تیره بنی‌نجار خزرج دانسته‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt; اسد الغابه، ج1، ص274؛ الاصابة، ج1، ص509.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==غزوات==&lt;br /&gt;
ایشان در دو غزوه شرکت داشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===شرکت در غزوه بدر===&lt;br /&gt;
برخی از سیره‌نگاران، بر خلاف ابن‌ اسحق&amp;lt;ref&amp;gt; الطبقات، ج3، ص376؛ الاستیعاب، ج1، ص198؛ اسد الغابه، ج1، ص274.&amp;lt;/ref&amp;gt;او را از حاضران در بدر (2ق.)  شمرده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt; المغازی، ج1، ص162؛ الطبقات، ج3، ص376.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===شهادت در غزوه احد===&lt;br /&gt;
ثابت بن عمرو در نبرد اُحد (3ق.)  به شهادت رسید.&amp;lt;ref&amp;gt; السیرة النبویه، ج2، ص124؛ الطبقات، ج3، ص376؛ البدایة و النهایه، ج3، ص316.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==راوی احادیث نبوی==&lt;br /&gt;
او از راویان حدیث پیامبر(ص) بود&amp;lt;ref&amp;gt; رجال الطوسی، ص31؛ نقد الرجال، ج1، ص315؛ طرائف المقال، ج2، ص129.&amp;lt;/ref&amp;gt;و نسلی از او بر جای نماند.&amp;lt;ref&amp;gt;الطبقات، ج3، ص276.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
{{منابع}}&lt;br /&gt;
{{دانشنامه&lt;br /&gt;
 | آدرس = http://phz.hajj.ir/422/7421&lt;br /&gt;
 | عنوان = ثابت بن عمرو&lt;br /&gt;
 | نویسنده = مصطفی صادقی&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;الاستیعاب&#039;&#039;&#039;: ابن عبدالبر (م. 463ق.) ، به کوشش البجاوی، بیروت، دار الجیل، 1412ق.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;اسد الغابه&#039;&#039;&#039;: ابن اثیر (م. 630ق.) ، بیروت، دار الفکر، 1409ق.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;الاصابه&#039;&#039;&#039;: ابن حجر العسقلانی (م. 852ق.) ، به کوشش علی معوض و عادل عبدالموجود، بیروت، دار الکتب العلمیه، 1415ق.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;البدایة و النهایه&#039;&#039;&#039;: ابن کثیر (م. 774ق.) ، بیروت، مکتبة المعارف.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;رجال الطوسی&#039;&#039;&#039;: الطوسی (م. 460ق.) ، به کوشش قیومی، قم، نشر اسلامی، 1415ق.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;السیرة النبویه&#039;&#039;&#039;: ابن هشام (م. 213ق./218ق.) ، به کوشش السقاء و دیگران، بیروت، دار المعرفه.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;طرائف المقال&#039;&#039;&#039;: سید علی بروجردی (م. 1313ق.) ، قم، کتابخانه نجفی، 1410ق.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;الطبقات الکبری&#039;&#039;&#039;: ابن سعد (م. 230ق.) ، بیروت، دار صادر.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;المغازی&#039;&#039;&#039;: الواقدی (م. 207ق.) ، به کوشش مارسدن جونس، بیروت، اعلمی، 1409ق.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;نقد الرجال&#039;&#039;&#039;: السید مصطفی التفرشی (م. قرن11ق.) ، قم، آل البیت، 1418ق.&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;br /&gt;
{{صحابه}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:مقاله‌های در دست ویرایش]]&lt;br /&gt;
[[رده:انصار]]&lt;br /&gt;
[[رده:اشخاص صدر اسلام]]&lt;br /&gt;
[[رده:صحابه]]&lt;br /&gt;
[[رده:شهدای غزوه احد]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Hodjat p</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikihaj.com/index.php?title=%D8%A7%D9%84%DA%AF%D9%88:%D8%B5%D8%AD%D8%A7%D8%A8%D9%87&amp;diff=10862</id>
		<title>الگو:صحابه</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikihaj.com/index.php?title=%D8%A7%D9%84%DA%AF%D9%88:%D8%B5%D8%AD%D8%A7%D8%A8%D9%87&amp;diff=10862"/>
		<updated>2019-01-01T12:47:42Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Hodjat p: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{Navbox&lt;br /&gt;
|bodyclass=&lt;br /&gt;
|name = صحابه&lt;br /&gt;
|title =صحابه&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|style    = background: rgb(255, 252, 247)&lt;br /&gt;
|titlestyle = background: rgb(201, 141, 40); color: white&lt;br /&gt;
|groupstyle = background:rgb(246, 199, 118);&lt;br /&gt;
|liststyle = &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|image =&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|group1    =  [[هجرت به حبشه|مهاجران {{سخ}} به حبشه]]&lt;br /&gt;
|list1     = {{Navbox subgroup&lt;br /&gt;
    |groupstyle = background:rgb(248, 216, 162);&lt;br /&gt;
    |liststyle = background:rgb(255, 245, 228)&lt;br /&gt;
    |oddstyle = background: rgb(255, 252, 247)&lt;br /&gt;
    | group1 = مردان&lt;br /&gt;
    | list1  = [[جعفر بن ابی‌طالب ]] • [[عبدالله بن مسعود]] • [[عبدالله بن جعفر]] • [[عبدالله بن عبدالاسد]] • [[ابو عبیده جراح]] • [[شرحبیل بن حسنه]] • [[خالد بن سعید]] • [[عثمان بن عفان]] • [[ابوحذیفه]] • [[مقداد بن عمرو]] • [[عثمان بن مظعون]] • [[مصعب بن عمیر]] • [[عبدالرحمن بن عوف]] &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
    | group2 = زنان&lt;br /&gt;
    | list2  = [[ام سلمه]] • [[ام‌حبیبه]] • [[اسماء دختر عمیس]] • [[رقیه دختر پیامبر]] • [[ام‌ ایمن]] • [[صفیه دختر عبدالمطلب]] • [[سوده دختر زمعة بن قیس]] &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
|group2    = درگذشتگان {{سخ}} قبل از [[هجرت]]&lt;br /&gt;
|list2     = {{Navbox subgroup&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
    |groupstyle = background:rgb(248, 216, 162);&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
    |liststyle = background:rgb(255, 245, 228)&lt;br /&gt;
    |oddstyle = background: rgb(255, 252, 247)&lt;br /&gt;
    | group1 = مردان&lt;br /&gt;
    | list1  = [[ابوطالب]] • [[یاسر بن عامر عنسی|یاسر]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
    | group2 = زنان&lt;br /&gt;
    | list2  = [[حضرت خدیجه(ص)|خدیجه (س)]] • [[سمیه دختر خباط|سمیه]]&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
|group3 = [[هجرت به مدینه|مهاجران {{سخ}} به مدینه]]&lt;br /&gt;
| list3  ={{Navbox subgroup&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
    |groupstyle = background:rgb(248, 216, 162);&lt;br /&gt;
    |liststyle = background:rgb(255, 245, 228)&lt;br /&gt;
    |oddstyle = background: rgb(255, 252, 247)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
    | group1 = مردان&lt;br /&gt;
    | list1  = [[امام علی(ع)]] • [[حمزة بن عبدالمطلب|حمزه]] • [[عمار یاسر]] • [[ابوذر غفاری]] • [[مقداد بن عمرو]] • [[بلال حبشی]] • [[ارقم بن ابی‌ارقم]] • [[عامر بن فهیره]] • [[بدیل بن ورقاء]] • [[ابورافع]] • [[عبدالله بن مسعود]] • [[خباب بن ارت]] • [[ابوحذیفه]] • [[ابوالعاص بن ربیع]] • [[عباس بن عبدالمطلب]] • [[طلحة بن عبیدالله|طلحه]] • [[زبیر بن عوام]] • [[عبدالله بن عباس بن عبدالمطلب|ابن عباس]] • [[شرحبیل بن حسنه]]• [[خالد بن سعید]] • [[عثمان بن عفان]] • [[سعد بن ابی‌وقاص]] • [[صهیب بن سنان]] • [[ابوبکر بن ابوقحافه]] • [[عمر بن خطاب]] • [[عثمان بن مظعون]] • [[اسامة بن زید]] • [[عمرو بن حمق خزاعی]] • [[عبیدالله بن عباس بن عبدالمطلب|عبیدالله بن عباس]] • [[زید بن حارثه]] • [[عبدالرحمن بن عوف]] • [[عبدالله بن عمر]] • [[تمیم بن اوس]]&lt;br /&gt;
    | group2 = زنان&lt;br /&gt;
    | list2  = [[حضرت فاطمه زهرا(ص)|فاطمه زهرا (س)]] • [[فاطمه بنت اسد]] • [[ام ایمن]] • [[ام سلمه]] • [[عایشه]] • [[زینب دختر جحش]] • [[رقیه دختر پیامبر]] • [[صفیه دختر عبدالمطلب]] • [[سوده دختر زمعة بن قیس]] • [[زینب دختر پیامبر]] • [[ام‌کلثوم دختر پیامبر|ام کلثوم]]• [[ام رومان]]  &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|group4  = [[انصار]]&lt;br /&gt;
|list4   ={{Navbox subgroup&lt;br /&gt;
    |groupstyle = background:rgb(248, 216, 162);&lt;br /&gt;
    |liststyle = background:rgb(255, 245, 228)&lt;br /&gt;
    |oddstyle = background: rgb(255, 252, 247)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
    | group1 = مردان&lt;br /&gt;
    | list1  = [[جابر بن عبدالله انصاری]] • [[خزیمه بن ثابت]] • [[عبدالله بن جبیر]] • [[اسعد بن زراره]] • [[ابوالهیثم بن تیهان]] • [[ابوقتاده انصاری]] • [[سهل بن حنیف]] • [[عثمان بن حنیف]] • [[ابولبابه انصاری]] • [[زید بن ارقم]] • [[بریدة بن حصیب]] • [[ابوسعید خدری]] • [[حنظلة بن ابی‌عامر]] • [[ابوایوب انصاری]] • [[زید بن سهل بن اسود بن حرام خزرجی|ابوطلحه]] • [[زید بن ثابت]] • [[براء بن عازب]] • [[شداد بن اوس]] • [[ابودجانه]] • [[خبیب بن عدی]] • [[سعد بن عباده]] • [[سعد بن معاذ]] • [[حذیفة بن یمان]] • [[حسان بن ثابت]] • [[معاذ بن جبل]] • [[بلال بن حارث]]  • [[قیس بن سعد بن عباده|قیس بن سعد]] • [[عبدالله بن رواحه]] • [[سهل بن سعد ساعدی]] • [[اوس بن ثابت خزرجی]]• [[ثابت بن قیس]]• [[ثابت بن وقش انصاری]]• [[ثعلبة بن سعد]]&lt;br /&gt;
• [[جبار بن صخر]]• [[جد بن قيس]] • [[ثابت بن عمرو]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
    | group2 = زنان&lt;br /&gt;
    | list2  = [[ام عماره]] • [[رمیصاء بنت ملحان]]&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
|group5    = [[جنگ بدر|بدریون]]&lt;br /&gt;
|list5     ={{Navbox subgroup&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
    |groupstyle = background:rgb(248, 216, 162);&lt;br /&gt;
    |liststyle = background:rgb(255, 245, 228)&lt;br /&gt;
    |oddstyle = background: rgb(255, 252, 247)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
    | group1 = مردان&lt;br /&gt;
    | list1  = [[امام علی (ع)]] • [[حمزة بن عبدالمطلب|حمزه]] • [[سهل بن حنیف]] • [[بلال حبشی]] • [[عبدالله بن مسعود]] • [[عثمان بن مظعون]] • [[صهیب بن سنان]] • [[عبدالله بن عبدالاسد]] • [[عمار بن یاسر]] • [[مقداد بن عمرو]] • [[ابوالهیثم بن تیهان|ابن تیهان]] • [[ابی بن کعب]] • [[بشیر بن سعد]] • [[مصعب بن عمیر]] • [[زید بن حارثه]]• [[جبار بن صخر]] • [[ثابت بن عمرو]]&lt;br /&gt;
 }}&lt;br /&gt;
|group6  = مسلمانان [[فتح مکه|فتح {{سخ}} مکه]] و پس از آن&lt;br /&gt;
|list6 ={{Navbox subgroup&lt;br /&gt;
    |style    = &lt;br /&gt;
    |groupstyle = background:rgb(248, 216, 162);&lt;br /&gt;
    |liststyle = background:rgb(255, 245, 228)&lt;br /&gt;
    |evenstyle = background: rgb(255, 252, 247)&lt;br /&gt;
    | group1 = مردان&lt;br /&gt;
    | list1  = [[هاشم بن عتبة بن ابی‌وقاص]] • [[ابوسفیان|ابوسفیان بن حرب]] • [[معاویه بن ابی‌سفیان|معاویه]] • [[خارجة بن حذافه]] • [[خریت بن راشد ناجی]] • [[جارود بن معلی]]• [[جبير بن مطعم]]&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
|group7  = دیگر [[صحابه]]&lt;br /&gt;
|list7   ={{Navbox subgroup&lt;br /&gt;
    |style    =&lt;br /&gt;
    |groupstyle = background:rgb(248, 216, 162);&lt;br /&gt;
    |liststyle = background:rgb(255, 245, 228)&lt;br /&gt;
    |oddstyle = background: rgb(255, 252, 247)&lt;br /&gt;
    | group1 = مردان&lt;br /&gt;
    | list1  = [[سلمان فارسی]] • [[عقیل بن ابی طالب]] • [[حجر بن عدی]] • [[حنظلة بن ربیع]] • [[سلیمان بن صرد خزاعی]] • [[سعد بن مسعود ثقفی]] • [[مالک بن نویره]] • [[عمرو بن عاص سهمی|عمرو بن عاص]] • [[خالد بن ولید]]  • [[ابان بن سعید]] • [[ابوموسی اشعری]]  • [[مسیب بن نجبه]] • [[تمیم بن اوس بن خارجه داری|تمیم داری]] • [[عامر بن واثلة]] • [[ابن ام مکتوم]] • [[ابوسفیان بن حارث بن قیس بن زید]] • [[ابودجانه انصاری]] • [[ابن ابی‌الهیجاء]] • [[ابوذر غفاری]] • [[ابورهم غفاری]] • [[ابوزمعه اسدی]] • [[ابوسفیان بن حارث]] • [[ابوایمن خریم بن فاتک]] • [[ابوایوب انصاری]] • [[ابوبکر بن ابی‌قحافه]] • [[ابوحذیفه مخزومی]] • [[ابوحبه عامر بن ثابت]] • [[ابوخفاد اسدی]] • [[ابوسفیان]] • [[عبدالله بن عباس]] • [[عبدالله بن عمر بن خطاب|عبدالله بن عمر]] • [[عبدالله بن زبیر]] • [[ابوقتاده انصاری]] • [[ابولبابه انصاری]] • [[ابوالهیثم بن تیهان]] • [[ارقم بن ابی‌ارقم]] •[[ایاس بن اوس انصاری]] • [[ایاس بن عدی]]• [[انس بن مالک]]• [[انس بن نضر]]• [[انیس بن قتاده اوسی]]• [[اوس بن ارقم]]• [[اوس بن ثابت خزرجی]]• [[بشیر بن سعد ]] • [[بدیل بن ورقاء]]• [[جاریة بن قدامه]]• [[ثقف بن فروه]]&lt;br /&gt;
    | group2 = زنان&lt;br /&gt;
    | list2  = [[صفیه دختر حیی بن اخطب|صفیه]] • [[امامه دختر ابوالعاص بن ربیع|امامه دختر ابوالعاص]] • [[میمونه دختر حارث بن حزن]] • [[عاتکه دختر عبدالمطلب]] • [[هند دختر عتبه]] • [[ثویبه]]}}&lt;br /&gt;
|belowstyle= background:#F3E5AB;&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;noinclude&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:صحابه]]&lt;br /&gt;
[[رده:الگوهای افقی]]&lt;br /&gt;
&amp;lt;/noinclude&amp;gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Hodjat p</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikihaj.com/index.php?title=%D8%AA%DB%8C%D9%85%D9%88%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%86&amp;diff=10861</id>
		<title>تیموریان</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikihaj.com/index.php?title=%D8%AA%DB%8C%D9%85%D9%88%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%86&amp;diff=10861"/>
		<updated>2019-01-01T12:23:22Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Hodjat p: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{در دست ویرایش|ماه=[[دی]]|روز=[[۵]]|سال=[[۱۳۹۷]]|کاربر=Hodjat p  }}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{جعبه اطلاعات خاندان&lt;br /&gt;
| نام             = تیموریان&lt;br /&gt;
| تصویر           = سلسله تیموریان.png&lt;br /&gt;
| اندازه تصویر    =&lt;br /&gt;
| نام کامل        = سلسله تیموریان&lt;br /&gt;
| نسب             =&lt;br /&gt;
| محل حکومت       = [[آسیای میانه]] و [[ماوراءالنهر]]، [[ایران]]، تا سواحل [[دریای مدیترانه]] و [[مسکو]] و [[هند]]&lt;br /&gt;
| مدت حکومت       = (771-916ق.)&lt;br /&gt;
| مکان قبیله      =&lt;br /&gt;
| سرسلسله         = [[تیمور لنگ]]&lt;br /&gt;
| اشخاص مهم       = تیمور لنگ، شاهرخ، ابوسعید، الغ‌بیگ، علیشیر نوایی&lt;br /&gt;
| جمعیت           =&lt;br /&gt;
| جنگ‌ها           =&lt;br /&gt;
| شاخه‌ای از       =&lt;br /&gt;
| زیرشاخه‌ها       =&lt;br /&gt;
| مهم‌ترین اقدامات = وسعت قلمرو، پیروزی بر [[دولت عثمانی]]، گسترش [[تصوف]] و [[تشیع]]، و ظهور جنبش‌های سیاسی ـ مذهبی، ارسال [[پرده کعبه]]، تامین امنیت [[مسیر حج شامی]]&lt;br /&gt;
| مناصب مهم       =&lt;br /&gt;
| مذهب            = حنفی&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;تیموریان&#039;&#039;&#039; سلسله‌ای حاکم بر ایران که بنیان‌گذار اقداماتی در [[حرمین]] بودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سلسله تیموریان (حک: 771-916ق.)  منسوب به بنیان‌گذار آن [[تیمور لنگ]] در [[ماوراء‌النهر]] به مرکزیت [[سمرقند]] بنیان نهاده شد و به زودی قلمرو آن گسترشی چشمگیر یافت. با مرگ تیمور، جانشینانش به دلیل رقابت با مدعیان قدرت، بخشی گسترده از قلمرو خود را از دست دادند و با کاهش اقتدار روبه‌رو شدند.&lt;br /&gt;
تیموریان تاثیرات فرهنگی و تمدنی درخور توجهی به ویژه در شرق [[ایران]] بر جای نهادند. وسعت قلمرو، پیروزی بر [[دولت عثمانی]]، گسترش [[تصوف]] و [[تشیع]]، و ظهور جنبش‌های سیاسی ـ مذهبی از ویژگی‌های دوره تیموریان است. از کوشش‌های مربوط به [[حج]] و [[حرمین]] در عصر تیموریان، می‌توان به ارسال [[پرده کعبه]] و تلاش برای تامین امنیت [[مسیر حج شامی]] اشاره کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==بنیان‌گذار==&lt;br /&gt;
بنیان‌گذار سلسله تیموریان، فردی از نوادگان [[چنگیز خان مغول]] به نام [[تیمور لنگ|تیمور]] پسر امیر طُرَغای از بزرگان قبیله برَلاس بود که به سال 736ق. هم‌زمان با مرگ ابوسعید بهادر خان، واپسین [[ایلخان مغول]]، در کَش نزدیک [[سمرقند]] زاده شد.&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ حبیب السیر، ج4، ص393؛ مطلع سعدین، ج1، ص132&amp;lt;/ref&amp;gt; از این هنگام تا قدرت‌گیری او گزارشی در دست نیست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===سرگذشت تیمور===&lt;br /&gt;
وی در [[ماوراء‌النهر]] با داشتن پایگاه قبیله‌ای از اوضاع آشفته آن جا که خاندان‌هایی از [[مغولان]] با یکدیگر رقابت داشتند، سود جست و با نزدیک کردن خود به تُغلُق تیمور، پادشاه [[مغولستان]]، که به سال 761ق. به ماوراءالنهر لشکر کشیده بود، از سوی وی بر آن‌جا حاکم شد؛ اما سال بعد در نبرد با الیاس خواجه، فرزند تغلق، شکست خورد.&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ ایران، ج2، ص169؛ تاریخ اجتماعی ایران، ج2، ص353&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
پس از مدتی که هنگام دقیق آن دانسته نیست، قدرتی یافت و دعوت حاکم [[سیستان]] را برای دفع شورش آن سرزمین پذیرفت. همان‌جا در هجوم سخت مخالفان، پایش مجروح شد و به [[تیمور لنگ]] مشهور گشت.&amp;lt;ref&amp;gt;احیاء الملوک، ص103؛ تاریخ ایران، ج2، ص172&amp;lt;/ref&amp;gt; بازگشت تیمور به ماوراءالنهر در حالی که اوضاع آن آشفته بود، به او یاری کرد تا با حذف رقیبان، قدرت خود را افزایش دهد و دولتی را در سمرقند تاسیس کند.&amp;lt;ref&amp;gt;سفرنامه فوروکاوا، ص62&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
ملقب شدن وی به [[گورکان]] از این‌رو بود که پس از قتل امیرحسین‌خان، شریک قدرتش در ماوراءالنهر، با یکی از زنان حرمسرای او یا دختر وی ازدواج کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;ظفرنامه، یزدی، ج1، ص400؛ تاریخ ایران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاریه، ص634&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===جنگ‌های تیمور===&lt;br /&gt;
تیمور به سوی غرب، از جمله [[ایران]]، یورش‌هایی سامان داد که با نام یورش سه ساله (788-790ق.) ، پنج ساله (794-799ق.) &amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ حبیب السیر، ج4، ص396؛ تاریخ ایران، دوره تیموریان، ص60&amp;lt;/ref&amp;gt;و هفت ساله (792-807ق.)  مشهورند. بدین ترتیب، وی قلمرو خود را افزون بر [[آسیای میانه]] و ماوراء النهر، تا سواحل دریای مدیترانه و مسکو و [[هند]] (800ق.)  گسترش داد.&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ ایران، ج2، ص169&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
از مهم‌ترین پیروزی‌های او، غلبه بر بایزید، [[سلطان عثمانی]]، و اسیر گرفتن وی به سال 804ق. است.&amp;lt;ref&amp;gt;اکبرنامه، ص602؛ تاریخ ایران، ج2، ص183؛ تاریخ ایران، دوره تیموریان، ص88&amp;lt;/ref&amp;gt; سر انجام تیمور در لشکرکشی به [[چین]] در نزدیکی شهر اُترار به سال 807 ق. در گذشت.&amp;lt;ref&amp;gt;عجائب المقدور، ص221-222؛ تاریخ ایران، دوره تیموریان، ص91؛ مطلع سعدین، ج1، ص7&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
انگیزه تیمور از این یورش‌ها را مشغول ساختن سپاهیانش، دریافت [[غنیمت]]، تسلط بر راه‌های تجاری، و شهرت‌طلبی دانسته‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ ایران، دوره تیموریان، ص79&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==مرگ تیمور و نزاع‌ بر سر جانشینی==&lt;br /&gt;
پس از مرگ تیمور، میان فرزندانش پیر محمد جهانگیر ولیعهد تیمور، [[شاهرخ]]، و خلیل سلطان فرزند میرانشاه (نوه تیمور) ستیز‌هایی درگرفت&amp;lt;ref&amp;gt;اسناد و مکاتبات تاریخی ایران، ص141؛ تاریخ اجتماعی ایران، ج2، ص360؛ تاریخ ایران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاریه، ص642&amp;lt;/ref&amp;gt;و سرانجام شاهرخ (حک: 807-850ق.)  که در [[هرات]] به سر می‌برد، به سبب اقتدار و کفایتش توانست بر مدعیان چیره شود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==سلطنت شاهرخ==&lt;br /&gt;
وی به سال 809ق. [[مازندران]]، در سال 811ق. [[کرمان]] و به سال 819ق. [[آذربایجان]] را که پس از تیمور سر به شورش نهاده بودند، فتح کرد و با شکست دادن قرایوسف، از امیران قره‌قویونلو در آذربایجان (823ق.)  بر شمال غرب ایران موقتاً تسلط یافت. سپس از [[مصر]] نمایندگانی برای تبریک پیروزی‌های وی به ایران آمدند.&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ روضة الصفا، ج6، ص4823&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===اصلاحات===&lt;br /&gt;
شاهرخ در 43 سال حکومت، با کنار نهادن شیوه کشورگشایی پدر، پایتخت را از سمرقند به هرات منتقل کرد و به بازسازی بخشی از ویرانی‌های تیمور پرداخت.&amp;lt;ref&amp;gt;شرفنامه، ج2، ص78؛ تاریخ کامل ایران، ص330؛ تاریخ ادبیات در ایران، ج4، ص48&amp;lt;/ref&amp;gt; لغو قوانین یاسای چنگیزی (815ق.) و جایگزین ساختن [[فقه اسلامی]] که پس از او نیز فرمانروایان تیموری بدان پایبند ماندند، از کارهای او به شمار می‌رود.&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ حبیب السیر، ج4 ص14؛ تاریخ ادبیات در ایران، ج4، ص41؛ تاریخ اجتماعی ایران، ج2، ص366&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==نزاع دوباره بر سر قدرت و افول نهایی==&lt;br /&gt;
با مرگ شاهرخ، فرزندش اُلَغ‌بیک (850-853ق.)  در سمرقند بر تخت نشست. وی در سال 853ق. به دست فرزندش عبداللطیف (853-854ق.)  به قتل رسید.&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ حبیب السیر، ج5، ص42؛ احسن التواریخ، ج1، ص465؛ تاریخ اجتماعی ایران، ج2، ص360&amp;lt;/ref&amp;gt; از این هنگام، افزون بر شدت یافتن نبرد میان امیران تیموری و کشته شدن برخی از آنان، در شمال غرب ایران ترکمن‌های آق‌قویونلو سر به شورش برداشتند.&amp;lt;ref&amp;gt;نک: تاریخ ادبیات در ایران، ج4، ص9؛ تاریخ ایران از زمان باستان، ص237&amp;lt;/ref&amp;gt; نیز تیموریان در شرق با یورش‌های [[ازبکان]] مواجه گشتند و در برابر یورش‌ آنان تاب نیاوردند.&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ ادبیات در ایران، ج4، ص527؛ تاریخ ایران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاریه، ص649&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سرانجام فشار ازبکان موجب پناهنده شدن بدیع‌الزمان فرزند حسین‌میرزا به سال 916ق. به [[شاه اسماعیل]] (حک: 907-930ق.)  بنیان‌گذار سلسله [[صفویان]] شد.&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ تطبیقی ایران، ص378؛ رجال کتاب حبیب السیر، ص20&amp;lt;/ref&amp;gt;نیز با پناهنده شدن محمد‌زمان‌میرزا، واپسین شاهزاده تیموری، به دربار [[ظهیرالدین بابر تیموری]]، بنیان‌گذار دولت [[بابریان]] ([[گورکانیان]] یا [[مغولان کبیر]]) در هند (933ق.)  سلسله تیموریان برچیده شد. البته دولت بابریان که به تیموریان نسبت می‌یافت و هویتی متمایز داشت، چند سده در هند دوام آورد.&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ اجتماعی ایران، ج2، ص373؛ تاریخ ادبیات در ایران، ج5، بخش1، ص47&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==مذهب تیموریان==&lt;br /&gt;
تیموریان پیرو مذهب [[حنفی]] بودند؛ اما با پیروان مذاهب دیگر مانند [[شیعیان]] با تسامح برخورد می‌کردند. توجه به شهرهای مذهبی همانند [[مشهد مقدس]] و [[زیارت]] [[امام رضا(ع)]]، ساختن مسجد گوهرشاد و تقدیم هدایا به آستان قدس رضوی مانند اهدای قندیلی از طلا به دست شاهرخ به وزن سه هزار مثقال&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ روضة الصفا، بخش2، ج6، ص5334؛ تاریخ منتظم ناصری، ج2، ص679&amp;lt;/ref&amp;gt; گویای این ادعا است. بر پایه گزارشی اثبات نشده و مبالغه‌آمیز، [[سلطان حسین بایقرا]] (حک: 875-911ق.)  در صدد رسمیت بخشیدن به [[مذهب تشیع]] بوده است.&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ ایران، دوره تیموریان، ص144؛ تاریخ ادبیات در ایران، ج4، ص54-57&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وضعیت شیعیان==&lt;br /&gt;
شیعیان در این دوره، به رغم برخی محدودیت‌ها با آزادی بیشتر نسبت به دوره‌های پیشین توانستند به تبلیغ مذهب خود بپردازند. [[شاعران شیعه]] نیز به ستایش ائمه(ع) در سطح گسترده ‌پرداختند.&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ ادبیات در ایران، ج5، بخش1، ص622؛ تاریخ ادبیات در ایران، ج4، ص56، 183&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عصر تیموریان را به لحاظ گسترش تشیع می‌توان از عوامل زمینه‌ساز رسمی شدن مذهب تشیع در دوره صفویان (حک: 907-1135ق.)  قلمداد کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ اجتماعی ایران، بخش2، ج8، ص60؛ تاریخ ادبیات در ایران، ج4، ص55-56&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
البته تیموریان شاهد ظهور نهضت‌های سیاسی‌ ـ اجتماعی مانند [[حروفیه]] (پیروان [[فضل‌الله استرآبادی حروفی]]) و [[مشعشعیه]] (از شیعیان و پیروان [[سید محمد فلاح]]) در [[خوزستان]] بودند و آن‌ها و نیز [[سادات مرعشی]] و [[سادات آل کیا]] را در شمال ایران سخت سرکوب کردند.&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ ایران، دوره تیموریان، ص144؛ ظفرنامه، شامی، ص20، «مقدمه»&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==فرقه‌های عصر تیموری==&lt;br /&gt;
از ویژگی‌های عصر تیموری، رواج [[فرقه‌های صوفی]] همانند [[نوربخشیه]] و [[نقشبندیه]] و حمایت برخی امیران تیموری از آنان و نیز دیدار با بعضی از [[متصوفه]] و یا زیارت مزار ایشان، از جمله شیخ احمد جام، شیخ ابواسحق کازرونی، شیخ معظم سیدی داود، شیخ حموی، و شیخ ابوالحسن خرقانی است.&amp;lt;ref&amp;gt;زبدة التواریخ، ج1، ص50، «مقدمه»ظ. ؛ زبدة التواریخ، ج4، ص612-615، 717-718&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==خدمات فرهنگی تیموریان==&lt;br /&gt;
از میان تیموریان، سلطان ابوسعید و الغ‌بیگ و نیز وزیر برجسته آنان امیر علیشیر نوایی در زمره امیران دانش‌پرور و حامیان دانش و ادب پارسی بودند. الغ‌بیگ رصدخانه‏‌ای در سمرقند بنا کرد. وی اهل دانش بود و دانشیان را دوست داشت. تنظیم زیج الغ‌بیگی از کارهای او است.&amp;lt;ref&amp;gt;فرهنگ جامع تاریخ ایران، ج1، ص128؛ تاریخ ایران، دوره تیموریان، ص287&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از تیموریان آثاری بر جای مانده که بیشتر آن‌ها در سمرقند و هرات بنا شده‌اند. [[مسجد جامع سمرقند]] که به دستور تیمور ساخته شد&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ حبیب السیر، ج4، ص481؛ تاریخ اجتماعی ایران، ج5، ص326&amp;lt;/ref&amp;gt; و نیز مسجد گوهرشاد که به فرمان همسر شاهرخ، گوهرشاد آغا، در [[مشهد]] ساخته شد، شهرت جهانی دارند.&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ روضة الصفا، بخش2، ج6، ص5334&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تیمور و حرمین شریفین==&lt;br /&gt;
حاکمان تیموری به انجام حج توفیق نیافتند. تیمور بیشتر عمرش را در جنگ‌ها و فتوحات گذراند و فرصت حج‌‌گزاری نیافت؛ اما خدماتی را برای حرمین و حاجیان انجام داد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===وقف برای حرمین===&lt;br /&gt;
بر پایه گزارشی، [[سید برکه]]، پیر و مقتدای تیمور و از بزرگان [[مکه]]، برای گرفتن درآمد [[اوقاف حرمین]] نزد تیمور به ماوراءالنهر رفت و تیمور ضمن وا‌گذاری [[اوقاف]] به او، برکه را در زمره ملازمان خود نهاد.&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ الفی، ج7، ص4678؛ تاریخ روضة الصفا، بخش1، ج6، ص4617؛ تاریخ طبرستان، ص234؛ مطلع سعدین، ج1، ص426&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
بر پایه گزارشی دیگر، تیمور به درخواست سید برکه،‌ [[اندخوی]] در نزدیکی [[بلخ]] را وقف حرمین کرد و سید را به سرپرستی آن برگزید. شیوه تیمور، احترام به سادات بود و آورده‌اند که در کشتارهایش سادات سرزمین‌های فتح شده را از دیگران مستثنا می‌ساخت.&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ الفی، ج7، ص4878؛ تاریخ ایران، دوره تیموریان، ص66&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به گفته [[اسفزاری]]، در روزگار سلطان حسین بایقرا (حک: 875-911ق.)  هر سال مسؤولانی از مکه و [[مدینه]] برای جمع‌‏آوری درآمد اوقاف به بلخ که مرکزیت داشت، می‌‏آمدند.&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ بخارا، ص206&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===تأمین امنیت راه‌ها===&lt;br /&gt;
از دیگر کوشش‌های تیمور در زمینه [[حج]] آن بود که وی پس از فتح [[شام]] و [[مصر]]، طوایفی را که با راهزنی، امنیت کاروان‌های حاجیان را از میان برده بودند، از شام به پیرامون بلخ تبعید کرد. بعدها این طوایف به نام او به «تیموری» معروف شدند.&amp;lt;ref&amp;gt;نک: دانشنامه جهان اسلام، ج8، ص829&amp;lt;/ref&amp;gt;البته ورود تیمور به سرزمین شام، محنتی بزرگ در پی داشت و موجب [[تعطیلی حج]] از [[راه شام]] به مدت دو یا سه سال از سال 803ق. تا 805ق. شد.&amp;lt;ref&amp;gt;اتحاف الوری، ج3، ص421-423&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آورده‌اند که تیمور نیز پس از فتح شهر [[حلب]] و [[دمشق]]، جلسات علمی در زمینه مباحث دینی و کلامی با حضور دانشمندان آن سرزمین بر‌گزار کرد. نیز وی در شام با [[ابن خلدون]] دیدار داشت و از دانش سرشار او شگفت‌زده شد.&amp;lt;ref&amp;gt;عجائب المقدور، ص141؛ تاریخ اجتماعی ایران، ج3، ص474&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در پی پیروزی‌های چشمگیر تیمور، [[سلطان فرج]] پادشاه مملوکی مصر (حک: 801-815ق.)  با تیمور روابطی دوستانه برقرار کرد و دستور داد تا به نام او افزون بر شام، در مصر نیز خطبه بخوانند و سکه ضرب کنند.&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ حبیب السیر، ج4، ص514؛ تاریخ ایران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاریه، ص637&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بر پایه گزارشی، در 16 ذی‌قعده سال 807ق. شایع شد که [[محمل عراقی]] همراه پسر تیمور با لشکری در حال ورود به [[حجاز]] هستند. از این رو، [[شریف حسن بن عجلان]]، امیر مکه، برای استقبال آماده شد و پس از تفحص آشکار شد که محمل عراقی بدون سپاه وارد شده و تیمور آنان را از [[بغداد]] تجهیز کرده است.&amp;lt;ref&amp;gt;اتحاف الوری، ج3، ص444&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جانشینان تیمور نیز همانند خود وی، توفیق حج‌‌گزاری یا انجام ارائه خدمات مستقیم در حرمین را نیافتند. شاید دلیل آن افزون بر درگیری و رقابت میان خود، تسلط و نفوذ ممالیک (حک: 648-923ق.)  بر حرمین شریفین باشد که از کوشش‌های رقبای خود به سبب بیم از نفوذ آنان پیشگیری می‌کردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==شاهرخ و حرمین شریفین==&lt;br /&gt;
از میان امیران تیموری، تنها شاهرخ به حرمین و حاجیان توجه فراوان کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===پیگیری مجازات راهزنان===&lt;br /&gt;
وی به سال 843ق. نامه‌‏ای برای سلطان مصر، [[ملک اشرف]]، درباره دادخواهی شماری از تاجران و حاجیان سرزمین‌های [[اردبیل]] و [[گیلان]] فرستاد که در [[مسیر حج شام]]، راهزنان به آنان حمله کرده بودند. شاهرخ برای تحقیق در این زمینه، برخی معتمدان خود، از جمله نظام‌الدین برلاس، غیاث‌الدین شیخ ابوالفضل کوکلتاش، نظام‌الدین احمد فیروز شاه و کمال‌الدین میرم را به دربار پادشاه مصر روانه کرد و از او خواست در صورت صحت این موضوع، به آن رسیدگی کند و اموال مظلومان و حاجیان را بازگرداند و راهزنان را مجازات کنند.&amp;lt;ref&amp;gt;اسناد و مکاتبات تاریخی ایران، ص146-148&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این گزارش تاییدگر عزیمت برخی از کاروان حاجیان ایرانی در این دوره از راه شام است. البته در برخی از سال‌های حکومت شاهرخ که از ثبات لازم برخوردار نبود و او به نبرد با ترکمن‌ها در شمال غرب ایران اشتغال داشت، حج تعطیل شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===تأمین پرده کعبه===&lt;br /&gt;
از دیگر کوشش‌های مهم شاهرخ در حرمین، فراهم کردن و فرستادن [[پرده کعبه|جامه کعبه]] بود. او مکاتباتی با حاکمان مصر داشت تا به آرزوی خود جامه عمل بپوشاند؛ زیرا فراهم‌سازی و ارسال [[پرده کعبه|پرده خانه خدا]] تا آن روزگار در انحصار پادشاهان مصر بود. سلطان مصر پس از دریافت نامه شاهرخ، قضات را گرد آورد و درباره نذر شاهرخ برای ارسال جامه کعبه با آنان رایزنی نمود و قاضی القضاة با این خواسته موافقت نکرد.&amp;lt;ref&amp;gt;النجوم الزاهره، ج15، ص49-50&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شماری از منابع از نامه‌نگاری‌ مکرر شاهرخ تیموری با ملک اشرف برای دریافت اجازه برای فرستادن جامه کعبه، گزارش داده و آورده‌اند که سلطان مصر هر بار در پاسخ، انحصار این امر به مصریان را یادآور می‌شد.&amp;lt;ref&amp;gt;النجوم الزاهره، ج15، ص49-50، 53&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====انتقاد از سلطان مصر====&lt;br /&gt;
شاهرخ در نامه‌ای دیگر با نکوهش سلطان مصر برسبای مملوکی برای رشوه ستاندن از قضات و گرفتن مالیات ([[عشور]]) از بازرگانان بندر [[جده]]، او را تهدید کرد و از سفر خود برای زیارت [[بیت‌المقدس]] گزارش داد؛ اما سلطان مصر به نامه او اعتنا نکرد.&amp;lt;ref&amp;gt;النجوم الزاهره، ج15، ص60&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====بهبود روابط====&lt;br /&gt;
با درگذشت اشرف به سال 841ق. و روی کار آمدن [[ملک ظاهر]] ([[جقمق]]) روابط حکومت مصر با شاهرخ تیموری بهبود یافت و زمینه ارسال [[پرده کعبه]] فراهم شد.&amp;lt;ref&amp;gt;اتحاف الوری، ج4، ص238؛ جامع مفیدی، ج3، ص156؛ تاریخ منتظم ناصری، ج2، ص695&amp;lt;/ref&amp;gt;منابع از مکاتبات این دو سلطان یاد کرده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ منتظم ناصری، ج2، ص693&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
بر پایه گزارشی، سلطان مصر در نامه‏‌ای از شاهرخ خواسته بود با ارسال کتاب‌های تاویلات اهل سنت از شیخ ابومنصور ماتریدی، تفسیر کبیر امام فخرالدین، شرح تلخیص جامع از خواجه مسعود حجازی، شرح کشاف مولانا علاءالدین پهلوان، و شرح روضه در [[مذهب شافعی]]، به سفیر وی اجازه دیدار از شهرهای [[شیراز]]، [[اصفهان]]، [[یزد]] و [[کاشان]] داده شود. شاهرخ با پذیرش خواسته‌های سلطان مصر، هدایایی گرانبها همراه نماینده خود مولانا حسام‌الدین مبارک شاه به مصر فرستاد. با مرگ حسام در میان راه، فرزندش امیر رحیم، نامه و هدایای شاهرخ را به سلطان مصر تقدیم کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;مطلع سعدین، ج4، ص486؛ تاریخ روضة الصفا، بخش2، ج6، ص5439&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====درخواست دوباره اجازه تأمین پرده کعبه====&lt;br /&gt;
شاهرخ به سال 843ق. سفیری به نام [[سید شمس‌الدین محمد زمزمی]] را به مصر اعزام کرد تا درخواست خود برای زیارت خانه خدا و تهیه جامه کعبه را با سلطان مصر ملک ظاهر در میان بگذارد. او در پاسخ، با فرستادن هدایایی، شاهرخ را مخیر کرد تا هر هنگام که بخواهد، [[حج]] انجام دهد.&lt;br /&gt;
برخی درخواست شاهرخ و موافقت سلطان مصر را به سال 855ق. دانسته‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;اتحاف الوری، ج4، ص13&amp;lt;/ref&amp;gt; در پی آن، شاهرخ به سال 847ق. قصد سفر حج کرد و شیخ نورالدین محمد مرشدی و مولانا شمس‌الدین محمد ابهری را برای همراهی با خود انتخاب نمود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====تحقق آرزوی دیرینه====&lt;br /&gt;
البته شاهرخ به دلیل بیماری نتوانست [[سفر حج]] انجام دهد؛ اما به دستور او جامه کعبه را که در [[یزد]] فراهم شده بود، هیئتی از بزرگان دولت تیموری به مصر فرستادند. سلطان مصر در مرز شام با مصر، به استقبال جامه و سفرای شاهرخ رفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شماری از منابع از دستگیری نمایندگان اعزامی شاهرخ در مصر گزارش داده‌اند که در پی شایعه‌ ناخرسندی سلطان مصر از آنان صورت گرفت. همین سبب شد که همه اموال و دارایی‌های فرستادگان شاهرخ، جز صندوق جامه کعبه، را غارت کنند. سلطان مصر با عذرخواهی از سفرا، مبلغی در اختیارشان نهاد و آنان با فراهم کردن وسایل سفر، همراه [[کاروان حج]] به مکه رهسپار شدند. سرانجام هیئت اعزامی از سوی شاهرخ با گزاردن مناسک حج، جامه کعبه را برقامت خانه خدا پوشاندند و به [[خراسان]] برگشتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بدین ترتیب، جامه‌ای بافته شده در ایران و فرستاده شده از جانب سلطان حاکم بر ایران بر قامت [[کعبه]] پوشانده شد.&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ روضة الصفا، بخش2، ج6، ص54-53؛ مطلع سعدین، ج4، ص563&amp;lt;/ref&amp;gt; این اقدام شاهرخ که به سال 848ق. و در شب [[عید قربان]] انجام گرفت، &amp;lt;ref&amp;gt;اتحاف الوری، ج4، ص238&amp;lt;/ref&amp;gt; در تاریخ بازتاب فراوان داشته است. در کنار این اقدام، صدقات ارسالی شاهرخ نیز در میان اهل حرمین توزیع شد.&amp;lt;ref&amp;gt;التاریخ القویم، ج3، ص560&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منابع، افزون بر این کاروان حج، از اعزام کاروان‌های دیگر در دوران تیموری در سال‌های 784 و 813 و 815ق. گزارش داده‌اند. این بیانگر روابط دوستانه تیموریان با دولت مملوکی مصر است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{|class=&amp;quot;wikitable&amp;quot; style=&amp;quot;margin-right:auto;margin-left:auto;&amp;quot;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
!  جدول امیران تیموری&amp;lt;ref&amp;gt;نک: تاریخ ایران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاریه، ص650&amp;lt;/ref&amp;gt; !! سال&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
| امیر تیمور  || 771-807ق.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
| میرزا خلیل بن میرانشاه بن تیمور || 807-812ق.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
| میرزا شاهرخ بن تیمور  || 807 -850ق.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|-         &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
| میرزا الغ بیگ بن شاهرخ || 850-853ق.&lt;br /&gt;
|-         &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
| میرزا عبدالله بن ابراهیم بن شاهرخ || 854-854ق.&lt;br /&gt;
|-         &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
| میرزا بابر بن بایسنقر بن شاهرخ || 852-861ق.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|-         &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
| ابوسعید بن محمد بن میرانشاه  || 855-873ق.&lt;br /&gt;
|-         &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
| احمد بن ابوسعید || 873-899ق.&lt;br /&gt;
|-         &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
| محمود بن ابوسعید || 809-900ق.&lt;br /&gt;
|-         &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
| حسین بایقرا || 875-911ق.&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==برای مطالعه بیشتر==&lt;br /&gt;
حج‌ از سقوط حکومت‌ ایلخا‌نا‌ن‌ تا‌ پا‌یا‌ن‌ حکومت‌ تیموریا‌ن‌، مهنا‌ز موسوی مقدم‌ تربتی‌، به‌ کوشش‌ سید محمود سا‌ما‌نی‌، حوزه‌ نما‌یندگی‌ ولی‌ فقیه‌ در امور حج‌ و زیا‌رت‌، موسسه‌ فرهنگی‌ هنری مشعر، تهران، ۱۳۹۳ش.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیوند به بیرون==&lt;br /&gt;
*[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1076419 مسأله راه حج در مناسبات حکومت های شرق و غرب ایران ( از غزنویان تا صفویه)، مقصودعلی صادقی، مجله تاریخ نامه ایران بعد از اسلام، بهار و تابستان 1393 - شماره 8]&lt;br /&gt;
* [https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1085619 تاریخ اجتماعی شیعیان ایران در دوره تیموریان با تأکید بر آداب و رسوم مذهبی، مهدی یکه خانی، مجله فرهنگ پژوهش، بهار 1392 - شماره 13]&lt;br /&gt;
* [https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1090417 گمانه زنی هایی در باب علل گرایش تیموریان به تشیع، مسعود بیات، مجله شیعه شناسی، پاییز 1392 - شماره 43]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{منابع}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{دانشنامه&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 | آدرس = http://phz.hajj.ir/422/7422&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 | عنوان = تیموریان&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 | نویسنده = سید محمود سامانی؛ مهدی پورمحیی‌ آبادی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;اتحاف الوری&#039;&#039;&#039;: عمر بن محمد بن فهد (م. 885ق.) ، به کوشش عبدالکریم، مکه، جامعة‌ام القری، 1408ق.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;احسن التواریخ&#039;&#039;&#039;: حسن بیگ روملو (م. 985ق.) ، به کوشش نوایی، تهران، اساطیر، 1384ش.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;احیاء الملوک (تاریخ سیستان)&#039;&#039;&#039;:  ملک شاه حسین بن ملک غیاث الدین (م. قرن10ق.) ، به کوشش ستوده، تهران، علمی و فرهنگی، 1383ش.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;اسناد و مکاتبات تاریخی ایران از تیمور تا شاه اسماعیل&#039;&#039;&#039;: عبدالحسین نوایی، تهران، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، 1356ش.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;اکبرنامه تاریخ گورکانیان هند&#039;&#039;&#039;: ابوالفضل مبارک (م. 1011ق.) ، به کوشش طباطبایی مجد، تهران، انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، 1385ش.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;تاریخ اجتماعی ایران&#039;&#039;&#039;: مرتضی راوندی، تهران، نگاه، 1382ش.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;تاریخ ادبیات در ایران&#039;&#039;&#039;: ذبیح الله صفا، تهران، فردوس، 1378ش.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;تاریخ الفی&#039;&#039;&#039;: قاضی احمد تتوی و آصف خان قزوینی (م. 996ق.) ، به کوشش طباطبایی مجد، تهران، علمی و فرهنگی، 1382ش.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;التاریخ القویم&#039;&#039;&#039;: محمد طاهر الکردی، به کوشش ابن دهیش، بیروت، دار خضر، 1420ق.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;تاریخ ایران از آغاز تا انقراض قاجاریه&#039;&#039;&#039;: حسن پیرنیا و عباس اقبال، تهران، خیام، 1380ش.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;تاریخ ایران از زمان باستان تا امروز&#039;&#039;&#039;: گرانتوفسکی و دیگران، ترجمه کیخسرو کشاورز، تهران، پویش، 1359ش.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;تاریخ ایران دوره تیموریان&#039;&#039;&#039;: دانشگاه کمبریج، ترجمه یعقوب آژند، تهران، جامی، 1379ش.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;تاریخ ایران&#039;&#039;&#039;: سر پرسی سایکس (م. 1965م.) ، ترجمه فخر داعی گیلانی، تهران، افسون، 1380ش.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;تاریخ بخارا، خوقند و کاشغر&#039;&#039;&#039;: میرزا شمس بخارایی، به کوشش عشیق، تهران، میراث مکتوب، 1377ش.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;تاریخ تطبیقی ایران با کشورهای جهان&#039;&#039;&#039;: عزیزالله بیات، تهران، امیرکبیر، 1384ش.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;تاریخ حبیب السیر&#039;&#039;&#039;: غیاث الدین خواند امیر (م. 942ق.) ، به کوشش سیاقی، خیام، 1380ش.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;تاریخ روضة الصفا فی سیرة الانبیاء و الملوک و الخلفاء&#039;&#039;&#039;: محمد بن خاوند شاه بن محمود میرخواند (م. 903ق.) ، به کوشش کیانفر، تهران، اساطیر، 1380ش.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;تاریخ طبرستان و رویان و مازندران&#039;&#039;&#039;: سید ظهیرالدین بن سید نصیرالدین مرعشی (م. 892ق.) ، به کوشش تسبیحی، تهران، مؤسسه مطبوعاتی شرق، 1345ش.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;تاریخ کامل ایران&#039;&#039;&#039;: سر جان ملکم (م. 1843م.) ، ترجمه میرزا اسماعیل حیرت، تهران، افسون، 1380ش.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;تاریخ منتظم ناصری&#039;&#039;&#039;: محمد حسن خان اعتماد السلطنه (م. 1313ق.) ، به کوشش رضوانی، تهران، دنیای کتاب، 1367ش.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;جامع مفیدی&#039;&#039;&#039;: محمد مفید مستوفی بافقی (م. قرن11ق.) ، به کوشش افشار، تهران، اساطیر، 1385ش.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;دانشنامه جهان اسلام&#039;&#039;&#039;: زیر نظر حداد عادل و دیگران، تهران، بنیاد دائرة المعارف اسلامی، 1378ش.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;رجال کتاب حبیب السیر&#039;&#039;&#039;: عبدالحسین نوایی، تهران، انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، 1379ش.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;زبدة التواریخ&#039;&#039;&#039;: عبدالله حافظ ابرو (م. 834ق.) ، به کوشش حاج سید جوادی، تهران، وزارت ارشاد، 1380ش.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;سفرنامه فوروکاوا&#039;&#039;&#039;: نوبویوشی فوروکاوا، ترجمه‌هاشم رجب‌زاده، تهران، انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، 1384ش.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;شرفنامه تاریخ مفصل کردستان&#039;&#039;&#039;: شرف خان بن شمس الدین بدلیسی (م. قرن10ق.) ، به کوشش ولادیمیر ولییامینوف، تهران، اساطیر، 1377ش.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;ظفرنامه تاریخ فتوحات امیر تیمور گورکانی&#039;&#039;&#039;: نظام الدین شامی (م. قرن9ق.) ، به کوشش پناهی سمنانی، تهران، بامداد، 1363ش.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;ظفرنامه&#039;&#039;&#039;: شرف‌الدین علی یزدی (م. 858ق.) ، به کوشش نوایی و میرمحمد صادق، تهران، مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی، 1387ش.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;عجائب المقدور فی نوائب تیمور&#039;&#039;&#039;: احمد الدمشقی ابن عربشاه (م. 854ق.) ، به کوشش زکار، دمشق، التکوین، 2008م.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;فرهنگ جامع تاریخ ایران&#039;&#039;&#039;: عباس قدیانی، تهران، آرون، 1387ش.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;مطلع سعدین و مجمع بحرین&#039;&#039;&#039;: عبدالرزاق السمرقندی (م. 887ق.) ، به کوشش نوایی، تهران، پژوهشگاه علوم انسانی، 1383ش.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;النجوم الزاهره&#039;&#039;&#039;: یوسف بن تغری بردی (م. 874ق.) ، قاهره، به کوشش شلتوت و دیگران، وزارة الثقافة و الارشاد القومی، 1392ق.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;br /&gt;
{{خاندان‌ها}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:مقاله‌های در دست ویرایش]]&lt;br /&gt;
[[رده:خاندان‌ها]]&lt;br /&gt;
[[رده:خاندان‌های حکومت‌گر]]&lt;br /&gt;
[[رده:خاندان‌های تاثیرگذار در حرمین]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Hodjat p</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikihaj.com/index.php?title=%D8%AD%D9%83%D9%88%D9%85%D8%AA_%D8%AA%D9%8A%D9%85%D9%88%D8%B1%D9%8A%D8%A7%D9%86&amp;diff=10860</id>
		<title>حكومت تيموريان</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikihaj.com/index.php?title=%D8%AD%D9%83%D9%88%D9%85%D8%AA_%D8%AA%D9%8A%D9%85%D9%88%D8%B1%D9%8A%D8%A7%D9%86&amp;diff=10860"/>
		<updated>2019-01-01T09:51:03Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Hodjat p: تغییرمسیر به تیموریان&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;#تغییر_مسیر [[تیموریان]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Hodjat p</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikihaj.com/index.php?title=%D8%AD%D9%83%D9%88%D9%85%D8%AA_%D8%AA%DB%8C%D9%85%D9%88%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%86&amp;diff=10859</id>
		<title>حكومت تیموریان</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikihaj.com/index.php?title=%D8%AD%D9%83%D9%88%D9%85%D8%AA_%D8%AA%DB%8C%D9%85%D9%88%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%86&amp;diff=10859"/>
		<updated>2019-01-01T09:50:00Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Hodjat p: تغییرمسیر به تیموریان&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;#تغییر_مسیر [[تیموریان]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Hodjat p</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikihaj.com/index.php?title=%D8%AD%DA%A9%D9%88%D9%85%D8%AA_%D8%AA%DB%8C%D9%85%D9%88%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%86&amp;diff=10858</id>
		<title>حکومت تیموریان</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikihaj.com/index.php?title=%D8%AD%DA%A9%D9%88%D9%85%D8%AA_%D8%AA%DB%8C%D9%85%D9%88%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%86&amp;diff=10858"/>
		<updated>2019-01-01T09:38:04Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Hodjat p: تغییرمسیر به تیموریان&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;#تغییر_مسیر [[تیموریان]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Hodjat p</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikihaj.com/index.php?title=%D8%AD%DA%A9%D9%88%D9%85%D8%AA_%D8%AA%D9%8A%D9%85%D9%88%D8%B1%D9%8A%D8%A7%D9%86&amp;diff=10857</id>
		<title>حکومت تيموريان</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikihaj.com/index.php?title=%D8%AD%DA%A9%D9%88%D9%85%D8%AA_%D8%AA%D9%8A%D9%85%D9%88%D8%B1%D9%8A%D8%A7%D9%86&amp;diff=10857"/>
		<updated>2019-01-01T09:37:30Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Hodjat p: تغییرمسیر به تیموریان&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;#تغییر_مسیر [[تیموریان]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Hodjat p</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikihaj.com/index.php?title=%D8%AA%DB%8C%D8%B1_%D8%A7%D8%AC%D9%84_%D8%AF%D8%B1_%D8%B5%D8%AF%D9%85%D8%A7%D8%AA_%D8%B1%D8%A7%D9%87_%D8%AC%D8%A8%D9%84_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8)&amp;diff=10856</id>
		<title>تیر اجل در صدمات راه جبل (کتاب)</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikihaj.com/index.php?title=%D8%AA%DB%8C%D8%B1_%D8%A7%D8%AC%D9%84_%D8%AF%D8%B1_%D8%B5%D8%AF%D9%85%D8%A7%D8%AA_%D8%B1%D8%A7%D9%87_%D8%AC%D8%A8%D9%84_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8)&amp;diff=10856"/>
		<updated>2019-01-01T09:34:41Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Hodjat p: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{در دست ویرایش|ماه=[[دی]]|روز=[[۱]]|سال=[[۱۳۹۷]]|کاربر=Hodjat p  }}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{جعبه اطلاعات کتاب&lt;br /&gt;
| عنوان           =تیر اجل در صدمات راه جبل&lt;br /&gt;
| عنوان اصلی      =&lt;br /&gt;
| تصویر           =&lt;br /&gt;
| اندازه تصویر    =&lt;br /&gt;
| توضیح_تصویر     =&lt;br /&gt;
| نویسنده         =[[ابراهیم احمدیان]]&lt;br /&gt;
| برگرداننده      =&lt;br /&gt;
| ویراستار        =&lt;br /&gt;
| به تصحیح        =[[رسول جعفریان]]&lt;br /&gt;
| تحقیق           =&lt;br /&gt;
| به کوشش         =&lt;br /&gt;
| تاریخ نگارش     =دروه [[قاجاریه]]&lt;br /&gt;
| تصویرگر         =&lt;br /&gt;
| طراح جلد        =&lt;br /&gt;
| موضوع           =سفرنامه&lt;br /&gt;
| سبک             =&lt;br /&gt;
| زبان            =فارسی&lt;br /&gt;
| تعداد جلد       =&lt;br /&gt;
| صفحه            =&lt;br /&gt;
| قطع             =&lt;br /&gt;
| ناشر            =[[مجله میقات حج]]&lt;br /&gt;
| وبسایت ناشر     =&lt;br /&gt;
| محل انتشارات    =[[ایران]]&lt;br /&gt;
| تاریخ نشر       =1380ش.&lt;br /&gt;
| ترجمه به        =&lt;br /&gt;
| مجموعه          =&lt;br /&gt;
| شابک            =&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;تیر اجل در صدمات راه جبل&#039;&#039;&#039; گزارش [[سفر حج]] و مشکلات [[راه جبل]] از نویسنده‌ای ناشناخته می‌باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رساله مذکور از جهت محتوا، رساله‌اى است منحصر به فرد كه به صورتى منظم و كاملا عالمانه، مشكلات راه جبل را كه از [[نجف]] تا [[مكه]] امتداد داشته، گزارش كرده است. نويسنده نام خود را در اين رساله نياورده، اما آگاهی‌هاى پراكنده‌اى درباره خود به دست داده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وی دوبار به سفر حج مشرف شده که برای هر دو، [[سفرنامه]] نوشته است. وی بناى آن داشته تا مطالبى درباره راه جبل به سفرنامه پيشين خود بيفزايد، اما از آنجاكه نسخه آن سفرنامه در دسترسش نبوده و ترسيده كه اطلاعاتش از ميان برود، رساله جديد را نوشته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ویژگی مهم رساله حاضر ارائه راه‌کار برای مشکلاتی‌ست که ذکر کرده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==معرفی اجمالی کتاب==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نویسنده این رساله در سفر حج سال 1299ق./1261ش. در عهد [[ناصرالدین شاه قاجار]] (حک: 1264-1313ق.) دشواری‌های حج‌‌گزاران به ویژه حاجیان ایرانی در راه جبل را شرح نموده و برای رفع آن‌ها پیشنهادهای اصلاحی عرضه کرده است. در این اثر، برخی رخدادهای سفر تنها به عنوان شاهدی بر مدعای نویسنده گزارش شده‌اند و در معرفی [[مکه]] و [[مدینه]] و آثار تاریخی و مذهبی آن‌ها گزارشی ثبت نشده است. این نوشته، بدین لحاظ، با [[سفرنامه حج|سفرنامه‌های حج]] متفاوت است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از نام و شرح حال نویسنده، آگاهی در دست نیست. از گزارش‌های این [[سفرنامه]] برمی‌آید که او بارها از جمله در سال‌های 1280 و 1297ق. نیز به [[حج]] مشرف شده و آغاز و انجام سفر او [[نجف اشرف]] بوده است. &amp;lt;ref&amp;gt;تیر اجل در صدمات راه جبل، ص692&amp;lt;/ref&amp;gt; او به پیشه یا منصب خود اشاره نکرده؛ اما به احتمال، نزد حکومت [[ایران]] اعتباری داشته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==ساختار کتاب==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این رساله 19 فصل دارد که بیشتر عناوین آن‌ها از مصحح است و با فصلی در باره حمله‌داران و مشکلات آغازین حاجیان راه جبل آغاز می‌شود &amp;lt;ref&amp;gt;تیر اجل در صدمات راه جبل، ص699&amp;lt;/ref&amp;gt; و با فصلی حاوی پیشنهاد و معرفی راهی تازه برای سفر از [[عراق]] به [[حرمین]] پایان می‌یابد. &amp;lt;ref&amp;gt;تیر اجل در صدمات راه جبل، ص729&amp;lt;/ref&amp;gt; در این فصل‌ها وظایف و مسؤولیت‌های متصدیان حمل و نقل مسافران راه جبل و نیز کسانی مانند [[امیر جبل]] که به گونه‌ای با آنان ارتباط داشته‌اند، معرفی شده‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==محتویات==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موضوع راه جبل یکی از موضوعات [[سفرنامه‌های فارسی]] [[عهد قاجار]] است &amp;lt;ref&amp;gt;نک: سفرنامه فراهانی، ص169-170، 197.&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;سفرنامه سیف الدوله، ص147.&amp;lt;/ref&amp;gt; که موضوع اصلی این اثر است. نویسنده در سفر حج 1297ق. رساله‌ای در معرفی این راه و ثبت مشکلات سفر نگاشته، با این امید که صاحبان منصب در حکومت ایران را به رفع مشکلات وادارد. اما دو سال بعد که از همان راه به حج رفته، با وضعیتی بدتر روبه‌رو شده است. از این رو، وی تصمیم گرفته است بر رساله پیشین خود توضیحاتی بیفزاید؛ اما آن را همراه نداشته است. وی از هراس آن‌که مبادا در این راه بمیرد و دستش به رساله نرسد، «طرحی نو درانداخته» و رساله‌ای دیگر نگاشته است. &amp;lt;ref&amp;gt;تیر اجل در صدمات راه جبل، ص698&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[آقا بزرگ تهرانی]] رساله اول را که به سخن او «[[الرحله]]» نام داشته و مشتمل بر 19 فصل و یک اشاره و پایان بوده، همراه &amp;quot;تیر اجل در صدمات راه جبل&amp;quot; و چند سفرنامه حج در کتابخانه [[میرزا مجدالدین نصیری]] در [[تهران]] دیده است. &amp;lt;ref&amp;gt;الذریعة، ج26، ص243.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===معرفی راه جبل===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[مسیر جبل]] یکی از چند راه اصلی مردم ایران و عراق برای سفر به حرمین بوده که از [[کوفه]] در جنوب عراق آغاز می‌شده و از [[نجد]] می‌گذشته است. &amp;lt;ref&amp;gt;تذکرة الطریق، ص22&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;نک: میقات حج، ش69، ص93-120، «راه کوفه ـ مکه، کهن‌ترین راه عراق به حجاز. &amp;lt;/ref&amp;gt; در منابع کهن، از این مسیر به «[[راه زبیده]]» یا «[[درب زبیده]]» یاد شده &amp;lt;ref&amp;gt;الاماکن، ص148&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;میقات حج، ش69، ص104-105&amp;lt;/ref&amp;gt; و عنوان راه جبل بیشتر در سفرنامه‌های فارسی سده‌های اخیر مصطلح گشته که به قصبه‌ای با همین نام در این راه اشاره دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خطرهای طبیعی مانند کم‌آبی و گرمای هوا و ناامنی‌های برآمده از غارتگری [[اعراب بدوی]] ساکن در میان راه، مسؤولیت‌ناپذیری متصدیان امور حمل و نقل و زیاده‌خواهی‌های امیر جبل، موجب شده است که دانشمندان [[شیعه]] در برخی سال‌ها سفر از راه جبل را [[تحریم]] کنند. از جمله، به سال 1320ق. [[شیخ فضل الله نوری]] پس از سفر به حج در سال 1319ق. در رساله‌ای به حرمت سفر در این راه [[فتوا]] داد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حکم تحریم بسیاری از فقیهان آن روزگار مانند [[محمد غروی فاضل شربیانی]]، آ[[خوند ملا محمد کاظم خراسانی]]، [[محمد حسن مامقانی]]، [[سید محمد کاظم یزدی]]، [[عبدالله مازندرانی]]، و [[عباس کاشف الغطاء]] در این رساله به چشم می‌خورد.&amp;lt;ref&amp;gt;نک: رسائل، اعلامیه‌ها، مکتوبات، ج1، ص25-54&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===گزارش مشکلات راه جبل===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بر پایه گزارش نویسنده، حمله‌داران عرب و غیرعرب هر ساله در شهرها و روستاهای ایران می‌گشته و به دروغ مدعی می‌شده‌اند که راه جبل از راه‌های دیگر برای سفر به مکه امن‌تر و نزدیک‌تر است و گروهی را می‌فریفته و قرارداد می‌بسته و بخشی از اجرت خود را از پیش می‌گرفته‌اند. آن‌گاه که مسافران به نجف می‌رسیده‌اند، بدعهدی و زیاده‌خواهی حمله‌داران آغاز می‌شده و به بهانه‌های گوناگون بر [[کرایه]] خود می‌افزوده و وجوهی دیگر افزون بر قرارداد از آنان می‌گرفته و از خدمات خود نیز می‌کاسته‌اند. &amp;lt;ref&amp;gt;تیر اجل در صدمات راه جبل، ص699-700&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در میان راه، امیر جبل و قبایل عرب، از مسافران مبالغ هنگفت با نام [[خاوه]] (مبلغی در برابر عبور از سرزمین) طلب می‌کرده‌اند. این روند تا مقصد و سپس در سفر بازگشت، ادامه داشته و مسافران هم چاره‌ای جز تحمل نداشته و زیان مالی و جانی بسیار به جان می‌خریده‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[گزارش‌های سفرنامه مکه]] نوشته [[عبدالحسین‌خان افشار]] مربوط به همین سال که در آن، شرح سفر از راه جبل آمده، با این رساله سازگاری دارد. بر پایه این سفرنامه، امیر جبل [[شیخ عبدالرحمن]] بوده و حرکت حج‌گزاران ایرانی از راه جبل به دستور دولت ایران صورت می‌گرفته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چند سال از جمله سال 1299ق. حج ممنوع بوده؛ اما امیر جبل با پرداخت رشوه به [[کنسول ایران]] در [[جده]]، ممنوعیت را بر‌داشته است. &amp;lt;ref&amp;gt;پنجاه سفرنامه، ج4، ص580&amp;lt;/ref&amp;gt; سفرنامه‌ای دیگر نیز با عنوان [[سفرنامه مکه]] نوشته عالمی شیعه که هویت او دانسته نیست، در همین سال، سفر در راه جبل را بسیار نکوهیده و از آن با عنوان «سفر آخرت» یاد کرده است.&amp;lt;ref&amp;gt;پنجاه سفرنامه، ج4، ص809&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===مشکلات ذکروها===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از مطالب ویژه رساله، معرفی کسانی است با عنوان [[ذُکرو]] که دو وظیفه بر عهده داشته‌اند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* محافظت از مسافران در شب در برابر دزدان محلی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* حرکت در پی کاروان و رساندن مسافرانی که از کاروان جا می‌مانده‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به سخن نویسنده، اینان نیز در گزاردن وظایف خود کوتاهی می‌کرده‌اند. &amp;lt;ref&amp;gt;تیر اجل در  صدمات راه جبل، ص702-703&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===سایر موضوعات===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شماری دیگر از موضوعات رساله عبارتند از:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* میزان خاوه پرداختی مسافران &amp;lt;ref&amp;gt;تیر اجل در صدمات راه جبل، ص703-704&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [[شیخ جبل]] و ستمگری‌های او &amp;lt;ref&amp;gt;تیر اجل در صدمات راه جبل، ص712-716&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* مسؤولیت‌ناپذیری ماموران وزارت خارجه ایران و درآمد آنان در قبال وضعیت حج‌‌گزاران ایرانی &amp;lt;ref&amp;gt;تیر اجل در صدمات راه جبل، ص706، 719&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* شمار حمله‌داران راه جبل که به سخن نویسنده 40 تن بوده‌اند &amp;lt;ref&amp;gt;تیر اجل در صدمات راه جبل، ص723&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===سرنوشت اصلاحات راه جبل===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شرحی مفصل درباره کوشش‌های [[آیت‌الله شیخ عبدالحسین تهرانی]] (م. 1286ق.)  معروف به [[شیخ العراقین]]، از دانشمندان بانفوذ سده 13‌ق. و مورد اعتماد [[امیرکبیر]] [[صدر اعظم]] [[ناصرالدین شاه]]، برای اصلاح راه جبل، در صفحاتی از رساله آمده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به سخن نویسنده، شیخ نخست به امیر جبل و [[امیر الحاج]] راه جبل درباره بدرفتاری با حج‌‌گزاران ایرانی هشدار داد و چون این هشدار سود نبخشید، از حکومت ایران خواست تا راه جبل را بر ایرانیان ممنوع کند. چون ممنوعیت برقرار شد، امیر جبل چند تن از نزدیکان خویش را نزد شیخ فرستاد و تعهد کرد که شرایط شیخ را بپذیرد. حکومت ایران به سال 1280ق. [[حسین خان شهاب الملک نظام الدوله]] &amp;lt;ref&amp;gt;نک: شرح حال رجال ایران، ج1، ص393-394&amp;lt;/ref&amp;gt; را مامور مذاکره با حمله‌داران و امیر جبل و سامان دادن به امور حج‌‌گزاران ایرانی کرد؛ اما سرانجام نتیجه‌ای به دست نیامد. &amp;lt;ref&amp;gt;تیر اجل در صدمات راه جبل، ص726-728&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===گزارش غتل و غارت حج‌گزاران===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از دیده‌های نویسنده در آن سال، ماجرای قتل و غارت حج‌‌گزاران به دست اعراب حربی است که به تفصیل همراه سوز و گداز گزارش شده است. &amp;lt;ref&amp;gt;تیر اجل در صدمات راه جبل، ص714&amp;lt;/ref&amp;gt; نویسنده برای حل مشکل راه جبل، راهی دیگر معرفی کرده که از [[کربلا]] به [[شفاثه]]/ [[شفیثه]] و از آن جا به [[هدیه]] می‌رسیده که از [[منازل حاجیان شامی]] بوده است. به باور نویسنده، این راه امن و کم‌هزینه‌تر بوده است. &amp;lt;ref&amp;gt;تیر اجل در صدمات راه جبل، ص729-730&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==چاپ‌ها==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این رساله نخست در سال 1380ش. به دست [[رسول جعفریان]] بر پایه نسخه خطی متعلق به [[اصغر مهدوی]] &amp;lt;ref&amp;gt;فهرست نسخه‌های خطی، دانش‌پژوه، ص69&amp;lt;/ref&amp;gt; تصحیح و با 68 صفحه وزیری مشتمل بر مقدمه‌ای از مصحح درباره اهمیت رساله، در [[مجله میقات حج|مجله میقات]] چاپ شد. سپس همین نسخه به سال 1380ش. در کتاب [[مقالات تاریخی]] &amp;lt;ref&amp;gt;مقالات تاریخی، ج9، ص11-43&amp;lt;/ref&amp;gt; و به سال 1389ش. در مجموعه «[[پنجاه سفرنامه حج قاجاری]]» با 43 صفحه وزیری آمده که مقاله حاضر بر پایه همان است. &amp;lt;ref&amp;gt;پنجاه سفرنامه، ج4، ص691-723&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نسخه‌ای دیگر از این سفرنامه که در تصحیح حاضر از آن استفاده نشده، در فهرست [[مرکز احیاء میراث اسلامی]] معرفی شده &amp;lt;ref&amp;gt;فهرست نسخه‌های خطی، اشکوری، ج6، ص296&amp;lt;/ref&amp;gt; که به سخن مصحح، تفاوت‌هایی اندک با این نسخه دارد. &amp;lt;ref&amp;gt;تیر اجل در صدمات راه جبل، ص695، مقدمه مصحح&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
{{منابع}}&lt;br /&gt;
{{دانشنامه&lt;br /&gt;
 | آدرس = http://phz.hajj.ir/422/7423&lt;br /&gt;
 | عنوان = تیر اجل در صدمات راه جبل&lt;br /&gt;
 | نویسنده = ابراهیم احمدیان&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;الاماکن&#039;&#039;&#039;: محمد بن موسی الحازمی (م. 584ق.).&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;پنجاه سفرنامه حج قاجاری&#039;&#039;&#039;: به کوشش رسول جعفریان، تهران، نشر علم، 1389ش.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;تذکرة الطریق فی مصائب حجاج بیت الله العتیق&#039;&#039;&#039;: محمد کربلایی (م. قرن13ق.) ، به کوشش دوغان، قم، مورخ، 1386ش.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;الذریعة الی تصانیف الشیعه&#039;&#039;&#039;: آقا بزرگ تهرانی (م. 1389ق.) ، بیروت، دار الاضواء، 1403ق.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;رسائل، اعلامیه‌ها، مکتوبات و روزنامه شیخ شهید فضل ‌الله نوری&#039;&#039;&#039;: محمد ترکمان، رسا، 1403ق.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;سفرنامه سیف ‌الدوله&#039;&#039;&#039;: سیف الدوله (م. قرن14ق.) ، تهران، نشر نی، 1364ش.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;سفرنامه میرزا محمد حسین فراهانی&#039;&#039;&#039;: محمد حسین فراهانی (م. قرن14ق.) ، به کوشش مسعود گلزاری، تهران، فردوسی، 1362ش.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;شرح حال رجال ایران&#039;&#039;&#039;: مهدی بامداد، تهران، زوار، 1357ش.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;فهرست نسخه‌های خطی&#039;&#039;&#039;: سید احمد حسینی اشکوری، قم، احیاء التراث الاسلامی، 1383ش.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;فهرست نسخه‌های خطی&#039;&#039;&#039;: محمد تقی دانش‌پژوه، تهران، دانشگاه تهران، 1341ش.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;مقالات تاریخی&#039;&#039;&#039;: رسول جعفریان، قم، دلیل ما، 1387-1388ش.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;میقات حج (فصلنامه)&#039;&#039;&#039;:  تهران، حوزه نمایندگی ولی فقیه در امور حج و زیارت.&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;br /&gt;
{{سفرنامه‌ها}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:مقاله‌های در دست ویرایش]]&lt;br /&gt;
[[رده:سفرنامه‌های حج قرن 13(قمری)]]&lt;br /&gt;
[[رده:سفرنامه‌های غیرعربی حج]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Hodjat p</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikihaj.com/index.php?title=%D8%B3%D9%81%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D8%AA%DB%8C%D8%B1_%D8%A7%D8%AC%D9%84_%D8%AF%D8%B1_%D8%B5%D8%AF%D9%85%D8%A7%D8%AA_%D8%B1%D8%A7%D9%87_%D8%AC%D8%A8%D9%84&amp;diff=10855</id>
		<title>سفرنامه تیر اجل در صدمات راه جبل</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikihaj.com/index.php?title=%D8%B3%D9%81%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D8%AA%DB%8C%D8%B1_%D8%A7%D8%AC%D9%84_%D8%AF%D8%B1_%D8%B5%D8%AF%D9%85%D8%A7%D8%AA_%D8%B1%D8%A7%D9%87_%D8%AC%D8%A8%D9%84&amp;diff=10855"/>
		<updated>2019-01-01T08:34:20Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Hodjat p: تغییرمسیر به تیر اجل در صدمات راه جبل (کتاب)&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;#تغییر_مسیر [[تیر اجل در صدمات راه جبل (کتاب)]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Hodjat p</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikihaj.com/index.php?title=%D8%B3%D9%81%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D8%AA%D9%8A%D8%B1_%D8%A7%D8%AC%D9%84_%D8%AF%D8%B1_%D8%B5%D8%AF%D9%85%D8%A7%D8%AA_%D8%B1%D8%A7%D9%87_%D8%AC%D8%A8%D9%84&amp;diff=10854</id>
		<title>سفرنامه تير اجل در صدمات راه جبل</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikihaj.com/index.php?title=%D8%B3%D9%81%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D8%AA%D9%8A%D8%B1_%D8%A7%D8%AC%D9%84_%D8%AF%D8%B1_%D8%B5%D8%AF%D9%85%D8%A7%D8%AA_%D8%B1%D8%A7%D9%87_%D8%AC%D8%A8%D9%84&amp;diff=10854"/>
		<updated>2019-01-01T08:33:19Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Hodjat p: تغییرمسیر به تیر اجل در صدمات راه جبل (کتاب)&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;#تغییر_مسیر [[تیر اجل در صدمات راه جبل (کتاب)]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Hodjat p</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikihaj.com/index.php?title=%D8%AA%D9%87%D9%84%DB%8C%D9%84&amp;diff=10853</id>
		<title>تهلیل</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikihaj.com/index.php?title=%D8%AA%D9%87%D9%84%DB%8C%D9%84&amp;diff=10853"/>
		<updated>2019-01-01T08:28:48Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Hodjat p: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&#039;&#039;&#039;تهلیل&#039;&#039;&#039; گفتن لا اله الاّ الله، از آداب حج و عمره می‌باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در واقع تهلیل مهم‌ترین شعار توحیدی [[اسلام]] است. اهمیت و جایگاه تهلیل را از اولین جملات دعوت علنی [[پیامبر(ص)|پیامبر گرامی اسلامی(ص)]] که دعوت به همین شعار توحیدی بود، می‌توان فهمید. پیامبر(ص) برای گفتن این شعار، وعده فلاح و رستگاری دادند. البته این سخن، اهمیت اعتقاد به مفاد تهلیل را نفی نمی‌کند؛ بلکه در جواب کسانی است که مسلمانان را با هر اختلاف‌نظری [[تکفیر]] کرده، عرض و جان و مال آنان را برای خود [[مباح]] می‌شمارند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تهلیل در موقعیت‌های مختلف مناسک حج وجود دارد و به ذکر آن سفارش‌های فراوانی در شریعت اسلامی، اعم از فقه شیعه و سنی شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==واژه‌شناسی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«تهلیل» از ریشه «ه ـ ل ـ ل»، به معنای بالا بردن صدا &amp;lt;ref&amp;gt;تهذیب اللغه، ج5، ص240؛ الصحاح، ج5، ص1852؛ لسان العرب، ج11، ص705، «هلل» .&amp;lt;/ref&amp;gt; در اصطلاح به گفتن «لا اله الاّ الله» اطلاق می‌شود. &amp;lt;ref&amp;gt;فتح الوهاب، ج1، ص146؛ شرح اصول الکافی، ج11، ص180؛ بحار الانوار، ج88، ص353.&amp;lt;/ref&amp;gt; به کار بردن این ریشه برای این معنا، از آن رو است که فرد هنگام گفتن لا اله الاّ الله، صدای خود را بلند می‌کند. &amp;lt;ref&amp;gt;تهذیب اللغه، ج5، ص240؛ تاج العروس، ج15، ص810، «هلل» .&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برخی لغت‌شناسان تهلیل را برگرفته از حروف «لا اله الا الله» می‌دانند. &amp;lt;ref&amp;gt;تهذیب اللغه، ج5، ص241.&amp;lt;/ref&amp;gt; گاه الفاظی مانند هَیلَله، &amp;lt;ref&amp;gt;الصحاح، ج5، ص1852؛ لسان العرب، ج11، ص705.&amp;lt;/ref&amp;gt; اهلال و تهلل &amp;lt;ref&amp;gt;مفردات، ص544؛ بصائر ذوی التمییز، ج5، ص332، «هلل» .&amp;lt;/ref&amp;gt; هم در این معنا به کار می‌رود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==کاربرد در قرآن==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عبارت «لا اله الاّ الله» دو بار در [[قرآن کریم]] به کار رفته ([[صافات]]/37، 35؛ محمد/47، 19) و به صورت‌های مشابه، مانند «لا اله الاّ انا» و «لا اله الاّ انت» و به ویژه «لا اله الا هو» بیش از سی بار در قرآن آمده است. البته مفاد تهلیل، یعنی اقرار به یگانگی معبود و نفی هر‌گونه شریک برای او &amp;lt;ref&amp;gt;علل الشرائع، ج1، ص259.&amp;lt;/ref&amp;gt; با تعابیر گوناگون در قرآن یاد شده است. مثلا بر اساس آیه 26 [[حج]]/22 نخستین آموزه خداوند به [[حضرت ابراهیم(ع)]] پس از راهنمایی او به مکان [[کعبه]]، نفی [[شرک]] به شمار رفته است: (وَ اِذْ بَوَّاْنا لِاِبْراهیمَ مَکانَ الْبَیتِ اَنْ لا تُشْرِک بی‌شَیئاً).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==کاربرد در احادیث==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بر پایه [[حدیث|احادیث]]، گفتن «لا اله الا الله» اصل و اساس دین، &amp;lt;ref&amp;gt;تفسیر فرات الکوفی، ص397.&amp;lt;/ref&amp;gt; برترین [[عبادت]]، &amp;lt;ref&amp;gt;الکافی، ج2، ص506؛ فتح الباری، ج11، ص174.&amp;lt;/ref&amp;gt; بهای بهشت، &amp;lt;ref&amp;gt;التوحید، ص21؛ کنز العمال، ج1، ص521.&amp;lt;/ref&amp;gt; برترین کلمات نزد خداوند، &amp;lt;ref&amp;gt;کمال الدین، ص669.&amp;lt;/ref&amp;gt; شکننده کمر شیطان &amp;lt;ref&amp;gt;شرح نهج البلاغه، ج20، ص316.&amp;lt;/ref&amp;gt; و کلید آسمان &amp;lt;ref&amp;gt;نور الثقلین، ج2، ص30.&amp;lt;/ref&amp;gt; است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پیامبر(ص)]] آن را برترین سخن خود و پیامبران پیش از خویش یاد کرده است. &amp;lt;ref&amp;gt;السنن الکبری، ج4، ص284؛ ج5، ص117.&amp;lt;/ref&amp;gt; ایشان در آغاز [[رسالت]]، مردم را با خطاب «قولوا «لا اله الا الله» تُفلحوا» به [[اسلام]] فرامی‌خواند &amp;lt;ref&amp;gt;مسند احمد، ج4، ص63؛ المناقب، ج1، ص51؛ بحار الانوار، ج18، ص202.&amp;lt;/ref&amp;gt; و در ادامه نیز با سفارش کردن مسلمانان به بسیار گفتن این ذکر، به تجدید اسلام دعوت می‌کرد. &amp;lt;ref&amp;gt;مسند احمد، ج2، ص359؛ المستدرک، ج4، ص256.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بر پایه [[حدیث قدسی]] [[سلسلة الذهب]] که [[امام رضا(ع)]] آن را با واسطه پدرانش از پیامبر(ص) آورده، خداوند «لا اله الاّ الله» را دژ استوار خود دانسته که ورود در آن، مایه امان از عذاب می‌شود. &amp;lt;ref&amp;gt;التوحید، ص25؛ تاریخ دمشق، ج5، ص462.&amp;lt;/ref&amp;gt; در روایات برای ترتب این آثار، شرط‌هایی چون اخلاص، پرهیز از گناهان و نیز پذیرش [[ولایت امام|ولایت امامان]] تعیین شده است. &amp;lt;ref&amp;gt;التوحید، ص25، 28.&amp;lt;/ref&amp;gt; با وجود این، گوینده «لا اله الا الله» و گواهی دهنده به آن، هر چند منافق باشد، از دیدگاه فقهی در زمره اهل توحید قرار می‌گیرد و خون و جان و مال او در امان خواهد بود. &amp;lt;ref&amp;gt;احکام القرآن ج1، ص154؛ ج2، ص312؛ صحیح مسلم، نووی، ج12، ص5؛ الهدایه، ص54.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گفتن «لا اله الا الله» به عنوان جزئی از تشهد و تسبیحات چهار‌گانه در [[نماز]]، [[واجب]] به شمار می‌رود. &amp;lt;ref&amp;gt;الخلاف، ج1، ص368-369؛ منتهی المطلب، ج5، ص76-77، 179-180؛ الفقه الاسلامی، ج2، ص45.&amp;lt;/ref&amp;gt; بر پایه روایات متعدد، تهلیل در همه حالات &amp;lt;ref&amp;gt;صحیح مسلم، نووی، ج17، ص17؛ الحاشیه، ج2، ص407؛ مصباح الهدی، ج12، ص504.&amp;lt;/ref&amp;gt; از جمله در هر صبح و شام همراه با ذکرهای دیگر &amp;lt;ref&amp;gt;الکافی، ج2، ص532-534؛ وسائل الشیعة، ج7، ص119.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[مستحب]] است؛ اما در برخی موارد، بر آن تاکید ویژه شده است، از جمله پس از گزاردن [[نمازهای واجب]]، &amp;lt;ref&amp;gt;المقنعه، ص115؛ الدروس، ج1، ص184؛ کنز العمال، ج2، ص644؛ کشف الغطاء، ج3، ص227.&amp;lt;/ref&amp;gt; در حال [[روزه]]، &amp;lt;ref&amp;gt;کنز العمال، ج8، ص455.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[ماه رمضان]]، &amp;lt;ref&amp;gt;فقه الرضا، ص204؛ النوادر، ص17؛ هدایة الامه، ج4، ص248.&amp;lt;/ref&amp;gt; بر فراز بلندی در سفر، &amp;lt;ref&amp;gt;کنز العمال، ج5، ص19؛ وسائل الشیعة، ج11، ص391-392.&amp;lt;/ref&amp;gt; در [[تلقین محتضر]] &amp;lt;ref&amp;gt;تذکرة الفقهاء، ج1، ص338؛ مدارک الاحکام، ج2، ص55.&amp;lt;/ref&amp;gt; و هنگام [[زیارت معصومان]] &amp;lt;ref&amp;gt;کامل الزیارات، ص398؛ مصباح المتهجد، ص740؛ مصباح الزائر، ص197؛ المزار، ص428، 657.&amp;lt;/ref&amp;gt; همچنین تهلیل از ذکرهای [[اذان]] و [[اقامه]] &amp;lt;ref&amp;gt;فقه الرضا، ص96؛ المقنعه، ص101-102؛ المجموع، ج3، ص90؛ الفقه الاسلامی، ج1، ص618.&amp;lt;/ref&amp;gt; و نیز از اذکار [[زیارت اهل قبور]] &amp;lt;ref&amp;gt;بحار الانوار، ج90، ص203.&amp;lt;/ref&amp;gt; است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تهلیل در حج و عمره==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بر پایه روایتی از پیامبر(ص) هر تهلیل حج‌‌گزار سبب دریافت بشارت خداوند است. &amp;lt;ref&amp;gt;شعب الایمان، ج3، ص472؛ الدر المنثور، ج1، ص210.&amp;lt;/ref&amp;gt; در حدیثی از [[امام علی(ع)]] از جمله حکمت‌های [[تشریع حج]]، گفتن «لا اله الا الله» پیرامون کعبه به شمار رفته است. &amp;lt;ref&amp;gt;الکافی، ج4، ص199؛ نهج البلاغه، خطبه 192.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به گزارش منابع روایی و تاریخی، انبیای خداوند و امامان معصوم همواره مفاد این ذکر، یعنی نفی شریک برای خداوند، را از آغاز [[مناسک حج|مناسک]] خود با جمله «لا شریک لک» تاکید کرده‌اند. &amp;lt;ref&amp;gt;تفسیر قمی، ج2، ص154؛ تاریخ جرجان، ص355.&amp;lt;/ref&amp;gt; به تصریح برخی، هیچ یک از مناسک حج، از تهلیل و [[تکبیر]] جدا نیست. &amp;lt;ref&amp;gt;السیرة النبویة، ابوشهبه، ج2، ص318.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بر پایه روایات، [[حضرت آدم(ع)]] هنگامی که از [[کوه صفا]] به [[حجرالاسود]] نگریست، تهلیل بر زبان راند. [[جبرئیل]] هنگام آموزش [[آداب حج]] به [[حضرت ابراهیم]] و [[اسماعیل(ع)]]، در آغاز ورود به [[مسجدالحرام]]، به حجرالاسود روی کرد و تکبیر و تهلیل گفت و پس از او آن دو نیز تکبیر و تهلیل گفتند. &amp;lt;ref&amp;gt;الکافی، ج4، ص186، 202-203؛ علل‌الشرائع، ج2، ص586.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پیامبر(ص) نیز پس از ورود به مسجدالحرام، در برابر حجرالاسود همین کار را انجام داد. &amp;lt;ref&amp;gt;بدائع الصنائع، ج2، ص146.&amp;lt;/ref&amp;gt; نیز ایشان درون کعبه تکبیر و تهلیل را تکرار کرد. &amp;lt;ref&amp;gt;سنن النسائی، ج5، ص220؛ سبل الهدی، ج1، ص173.&amp;lt;/ref&amp;gt; بر فراز صفا نیز این ذکر را بر زبان جاری نمود. &amp;lt;ref&amp;gt;سنن النسائی، ج5، ص240؛ دلائل النبوة، ج5، ص435.&amp;lt;/ref&amp;gt; همچنین در [[مشعرالحرام]] رو به قبله ایستاد و تهلیل گفت. &amp;lt;ref&amp;gt;صحیح مسلم، ج4، ص420؛ دعائم الاسلام، ج1، ص322.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مسلمانان در شب [[فتح مکه]] تا صبح تکبیر و تهلیل گفتند &amp;lt;ref&amp;gt;دلائل النبوة، ج5، ص103؛ تاریخ دمشق، ج23، ص457؛ السیرة النبویة، ابن کثیر، ج3، ص576؛ امتاع الاسماع، ج14، ص4.&amp;lt;/ref&amp;gt; و در بازگشت از [[مکه]] هم چنین کردند. &amp;lt;ref&amp;gt;السیرة النبویة، ابوشهبه، ج2، ص580.&amp;lt;/ref&amp;gt; امام رضا(ع) نیز هنگام وداع با کعبه، رو به آن ایستاد و دعایی همراه تهلیل خواند: «اللهم انی انقلب علی لا اله الا انت.» &amp;lt;ref&amp;gt;الکافی، ج4، ص531.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===تهلیل در مناسک حج===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با توجه به این گزارش‌ها و نیز دلیل‌های دیگر، [[فقیهان شیعیان]] و [[فقیهان اهل سنت|اهل سنت]] گفتن «لا اله الا الله» را در چندین مورد از مناسک و [[موسم حج]]، [[سنت]] شمرده‌اند؛ از جمله:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1. &#039;&#039;&#039;در سفر حج&#039;&#039;&#039;: تهلیل فراوان در طول سفر حج و به ویژه هنگام برآمدن بر بلندی سفارش شده است. نیز تهلیل از آداب اقامت در مکه است. &amp;lt;ref&amp;gt;فقه الرضا، ص215؛ المغنی، ج3، ص591؛ وسائل الشیعة، ج11، ص391-392.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2. &#039;&#039;&#039;دهه اول [[ذی‌حجه]]&#039;&#039;&#039;: در منابع روایی [[شیعیان]] و [[اهل سنت]]، به گفتن «لا اله الا الله» در دهه نخست ماه ذی‌حجه بسیار سفارش شده و برای تهلیل در این ایام الفاظی ویژه توصیه گشته است. &amp;lt;ref&amp;gt;شعب الایمان، ج3، ص353؛ ثواب الاعمال، ص72؛ عدة الداعی، ص254-255.&amp;lt;/ref&amp;gt; از آداب [[نماز عید قربان]]، گفتن تکبیر و تهلیل هنگام بیرون آمدن برای اقامه نماز است. &amp;lt;ref&amp;gt;الشمائل الشریفه، ج1، ص296.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3. &#039;&#039;&#039;هنگام [[احرام]]&#039;&#039;&#039;: بر پایه [[فقه حنفی]] &amp;lt;ref&amp;gt;المبسوط، سرخسی، ج4، ص187؛ الدر المختار، ج2، ص531؛ الفتاوی الهندیه، ج1، ص222.&amp;lt;/ref&amp;gt; و [[فقه مالکی|مالکی]] &amp;lt;ref&amp;gt;الشرح الکبیر، ج2، ص26؛ مواهب الجلیل، ج4، ص63.&amp;lt;/ref&amp;gt; اذکاری مانند تهلیل می‌تواند جایگزین [[تلبیه]] برای احرام شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
4. &#039;&#039;&#039;پس از قطع تلبیه&#039;&#039;&#039;: به تصریح [[فقیهان امامی]] &amp;lt;ref&amp;gt;من لا یحضره الفقیه، ج2، ص530؛ مجمع الفائده، ج6، ص235-236؛ نجاة العباد، ص105.&amp;lt;/ref&amp;gt; و اهل سنت &amp;lt;ref&amp;gt;التمهید، ج13، ص76.&amp;lt;/ref&amp;gt; به پشتوانه احادیث &amp;lt;ref&amp;gt;الکافی، ج4، ص399؛ التهذیب، ج5، ص94، 182.&amp;lt;/ref&amp;gt; مستحب است که [[احرام‌‌گزار]] در [[حج تمتع|حج]] و [[حج عمره|عمره]] پس از قطع تلبیه به گفتن اذکاری چون تهلیل بپردازد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
5. &#039;&#039;&#039;هنگام مشاهده کعبه&#039;&#039;&#039;: شماری از حنفیان به استحباب تهلیل هنگام دیدن کعبه باور دارند. &amp;lt;ref&amp;gt;الجوهرة النیره، ج1، ص153؛ الدر المختار، ج2، ص541؛ الفتاوی الهندیه، ج1، ص225.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
6. &#039;&#039;&#039;به عنوان جانشین [[استلام]]&#039;&#039;&#039;: به باور فقیهان اهل سنت، اگر استلام حجرالاسود ممکن نباشد، ایستادن در برابر آن و گفتن «لا اله الا الله» مستحب است. &amp;lt;ref&amp;gt;المبسوط، سرخسی، ج4، ص12؛ بدائع الصنائع، ج2، ص146؛ تحفة الفقهاء، ج1، ص401.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
7. &#039;&#039;&#039;نزد [[ارکان کعبه]]&#039;&#039;&#039;: شماری از فقیهان اهل سنت، تهلیل را نزد ارکان کعبه مستحب دانسته‌اند. &amp;lt;ref&amp;gt;نک: المجموع، ج8، ص113؛ البحر الرائق، ج2، ص587؛ نیل الاوطار، ج5، ص168.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
8. &#039;&#039;&#039;پیش از گزاردن [[سعی]]&#039;&#039;&#039;: فقیهان امامی به پشتوانه روایات &amp;lt;ref&amp;gt;الکافی، ج4، ص431.&amp;lt;/ref&amp;gt; بر آنند که مستحب است طواف‌کننده پس از انجام دادن [[طواف]] و نماز آن، بر فراز کوه صفا رو به حجرالاسود قرار گیرد و پس از حمد و ثنای خداوند، هفت بار تهلیل گوید و پس از خواندن دعاهای ویژه 100 بار دیگر تهلیل را تکرار کند. &amp;lt;ref&amp;gt;المبسوط، طوسی، ج1، ص361؛ کشف اللثام، ج6، ص13؛ ریاض المسائل، ج7، ص89.&amp;lt;/ref&amp;gt; فقیهان همه مذاهب اهل سنت نیز گفتن «لا اله الا الله» را در آغاز سعی &amp;lt;ref&amp;gt;المبسوط، سرخسی، ج4، ص13؛ بدائع الصنائع، ج2، ص148؛ المجموع، ج8، ص67؛ التاج و الاکلیل، ج4، ص155.&amp;lt;/ref&amp;gt; یا در میان آن &amp;lt;ref&amp;gt;الاختیار، ج1، ص160.&amp;lt;/ref&amp;gt; مستحب دانسته‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
9. &#039;&#039;&#039;هنگام برآمدن بر [[مروه]]&#039;&#039;&#039;: به تصریح شماری از فقیهان امامی، مستحب است انجام دهنده سعی هنگامی که به مروه رسد، تکبیر و تهلیل را هفت بار تکرار کند. &amp;lt;ref&amp;gt;المهذب، ج1، ص241؛ غنیة النزوع، ص178.&amp;lt;/ref&amp;gt; در شماری از منابع روایی نیز بر فراز صفا و مروه دعایی همراه تهلیل از امامان معصوم روایت شده است. &amp;lt;ref&amp;gt;الکافی، ج4، ص432.&amp;lt;/ref&amp;gt; شماری از حنفیان هم تهلیل بر مروه را مستحب دانسته‌اند. &amp;lt;ref&amp;gt;بدائع الصنائع، ج2، ص149؛ الاختیار، ج1، ص160؛ البحر الرائق، ج2، ص584.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
10. &#039;&#039;&#039;در [[عرفات]]&#039;&#039;&#039;: بر پایه روایات متعدد، &amp;lt;ref&amp;gt;الکافی، ج4، ص432.&amp;lt;/ref&amp;gt; یکی از اذکاری که هنگام وقوف در عرفات استحباب بسیار دارد، ذکر تهلیل است. &amp;lt;ref&amp;gt;تذکرة الفقهاء، ج8، ص181؛ جواهر الکلام، ج19، ص21؛ التقوی، ج3، ص407.&amp;lt;/ref&amp;gt; در شماری از منابع، تهلیل از آداب [[دعای روز عرفه]] نیز شمرده شده است. &amp;lt;ref&amp;gt;مصباح المتهجد، ص687؛ اقبال الاعمال، ج1، ص337؛ المجموع، ج8، ص114.&amp;lt;/ref&amp;gt; فقیهان اهل سنت نیز تهلیل را از سنن وقوف در عرفات شمرده‌اند &amp;lt;ref&amp;gt;المجموع، ج8، ص113؛ البحر الرائق، ج2، ص595؛ الفقه الاسلامی، ج3، ص494.&amp;lt;/ref&amp;gt; و بر آنند که خطبه [[امیر الحاج]] در این روز باید همراه تهلیل باشد. &amp;lt;ref&amp;gt;المبسوط، سرخسی، ج4، ص53؛ بدائع الصنائع، ج2، ص152؛ حاشیة رد المحتار، ج2، ص554.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
11. &#039;&#039;&#039;هنگام عزیمت به [[مزدلفه]]&#039;&#039;&#039;: در فقه امامی &amp;lt;ref&amp;gt;تذکرة الفقهاء، ج8، ص181.&amp;lt;/ref&amp;gt; و اهل سنت &amp;lt;ref&amp;gt;الذخیره، ج3، ص261؛ الاذکار النوویه، ص199؛ الدر المختار، ج2، ص559.&amp;lt;/ref&amp;gt; یکی از ذکرهای سفارش شده در مسیر عرفات به مزدلفه، «لا اله الا الله» است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
12. &#039;&#039;&#039;در مشعر (مزدلفه)&#039;&#039;&#039;: به تصریح بسیاری از مفسران، از مصداق‌های آشکار ذکر خدا در مشعر الحرام که مسلمانان در آیه 198بقره/2 بدان امر شده‌اند، تهلیل است. &amp;lt;ref&amp;gt;الکشاف، ج1، ص246؛ تفسیر بیضاوی، ج1، ص131؛ مسالک الافهام، ج2، ص205.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
از این رو، بر پایه منابع فقهی امامیان &amp;lt;ref&amp;gt;جواهر الکلام، ج20، ص44؛ دلیل الناسک، ص358.&amp;lt;/ref&amp;gt; و اهل سنت &amp;lt;ref&amp;gt;المقنع، ص271؛ المبسوط، سرخسی، ج4، ص19؛ الفقه الاسلامی، ج3، ص489.&amp;lt;/ref&amp;gt; تهلیل هنگام وقوف در مزدلفه مستحب است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
13. &#039;&#039;&#039;هنگام عزیمت به [[منا]]&#039;&#039;&#039;: در پاره‌ای منابع فقهی امامیان و اهل سنت، تهلیل هنگام عزیمت از [[مشعر]] به منا مستحب شمرده شده است. &amp;lt;ref&amp;gt;من لا یحضره الفقیه، ج2، ص538؛ الدر المختار، ج2، ص564.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
14. &#039;&#039;&#039;هنگام [[رمی]] و پس از آن&#039;&#039;&#039;: فقیهان امامی &amp;lt;ref&amp;gt;تذکرة الفقهاء، ج4، ص151؛ الحدائق، ج17، ص20.&amp;lt;/ref&amp;gt; و اهل سنت بر آنند که گفتن تکبیر هنگام پرتاب هر سنگ در [[رمی جمرات]] مستحب است؛ ولی به باور حنفیان، ذکر تهلیل نیز به جای تکبیر کافی است. &amp;lt;ref&amp;gt;البنایه، ج4، ص241؛ البحر الرائق، ج2، ص605؛ الفتاوی الهندیه، ج1، ص231.&amp;lt;/ref&amp;gt; به باور برخی از اهل سنت، گفتن «لا اله الا الله» پس از رمی هر یک از جمرات نیز [[استحباب]] دارد. &amp;lt;ref&amp;gt;المبسوط، سرخسی، ج4، ص23؛ بدائع الصنائع، ج2، ص159؛ الفواکه الدوانی، ج2، ص815-816.&amp;lt;/ref&amp;gt; برخی این تهلیل را تنها پس از [[رمی جمره اول]] و [[رمی جمره دوم|دوم]] مستحب دانسته‌اند. &amp;lt;ref&amp;gt;الفقه الاسلامی، ج3، ص243.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
15. &#039;&#039;&#039;در [[مسجد خیف]] و منا&#039;&#039;&#039;: فقیهان امامی بر پایه روایات، 100 بار تهلیل در مسجد خیف را مستحب دانسته‌اند. &amp;lt;ref&amp;gt;من لا یحضره الفقیه، ج1، ص230؛ وسائل الشیعة، ج5، ص269؛ الحدائق، ج17، ص331.&amp;lt;/ref&amp;gt; روایات این تکرار تهلیل را با زنده کردن یک شخص برابر خوانده‌اند. اندکی از اهل سنت هم ذکر تهلیل را از آداب اقامت در منا شمرده‌اند. &amp;lt;ref&amp;gt;الذخیره، ج3، ص261.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
16. &#039;&#039;&#039;هنگام بازگشت از منا&#039;&#039;&#039;: به تصریح شماری از فقیهان، تکرار تهلیل هنگام بازگشت حج‌‌گزار از منا به مکه مستحب است. &amp;lt;ref&amp;gt;من لا یحضره الفقیه، ج2، ص555.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
17. &#039;&#039;&#039;[[ایام تشریق]]&#039;&#039;&#039;: بر پایه آیه 203بقره/2 که به ذکر خدا در [[ایام معدودات]] فرمان داده و نیز بر اساس دستور پیامبر(ص) برای فراوان گفتن اذکاری چون تکبیر و تهلیل در ایام تشریق، &amp;lt;ref&amp;gt;المصنف، ج3، ص332.&amp;lt;/ref&amp;gt; شماری از فقیهان به استحباب تهلیل در این ایام تصریح کرده‌اند. &amp;lt;ref&amp;gt;بدائع الصنائع، ج1، ص195؛ الثمر الدانی، ص253.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
18. &#039;&#039;&#039;هنگام [[وداع با کعبه]]&#039;&#039;&#039;: به تصریح شماری از فقیهان امامی، از آداب وداع با کعبه، تاکید بر یگانگی خدا و نفی الوهیت از غیر او است. &amp;lt;ref&amp;gt;المقنعه، ص430؛ المبسوط، طوسی، ج1، ص383؛ السرائر، ج1، ص616.&amp;lt;/ref&amp;gt; برخی از اهل سنت نیز هنگام بازگشت حج‌‌گزار به سوی شهر خود، دعایی همراه تهلیل آورده‌اند. &amp;lt;ref&amp;gt;مغنی المحتاج، ج1، ص512؛ کشاف القناع، ج2، ص601.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{منابع}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{دانشنامه&lt;br /&gt;
 | آدرس = http://phz.hajj.ir/422/7424&lt;br /&gt;
 | عنوان = تهلیل&lt;br /&gt;
 | نویسنده = حمیدرضا خراسانی&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;احکام القرآن&#039;&#039;&#039;: ابن العربی (م.543ق.)، به کوشش محمد عطا، لبنان، دار الفکر.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;الاختیار لتعلیل المختار&#039;&#039;&#039;: عبدالله بن محمود الموصلی (م.683ق.)، به کوشش عبدالمطلب، بیروت، دار الکتب العلمیه، 1426ق.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;الاذکار النوویه&#039;&#039;&#039;: النووی (م.676ق.)، بیروت، دار الفکر.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;اقبال الاعمال&#039;&#039;&#039;: ابن طاوس (م.664ق.)، به کوشش القیومی، قم، دفتر تبلیغات، 1418ق.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;امتاع الاسماع&#039;&#039;&#039;: المقریزی (م.845ق.)، به کوشش محمد عبدالحمید، بیروت، دار الکتب العلمیه، 1420ق.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;بحار الانوار&#039;&#039;&#039;: المجلسی (م.1110ق.)، بیروت، دار احیاء التراث العربی، 1403ق.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;البحر الرائق&#039;&#039;&#039;: ابونجیم المصری (م.970ق.)، به کوشش زکریا عمیرات، بیروت، دار الکتب العلمیه، 1418ق.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;بدائع الصنائع&#039;&#039;&#039;: علاء الدین الکاسانی (م.587ق.)، پاکستان، المکتبة الحبیبیه، 1409ق.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;بصائر ذوی التمییز&#039;&#039;&#039;: الفیروزآبادی (م.817ق.)، محمد علی، قاهره، المجلس الاعلی، 1412ق.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;البنایة لشرح الهدایه&#039;&#039;&#039;: محمود العینی (م.855ق.)، بیروت، دار الکتب العلمیه، 1420ق.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;تاج العروس&#039;&#039;&#039;: الزبیدی (م.1205ق.)، به کوشش علی شیری، بیروت، دار الفکر، 1414ق.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;التاج و الاکلیل لمختصر خلیل&#039;&#039;&#039;: محمد بن یوسف المالکی (م.897ق.)، دار الکتب العلمیه، 1416ق.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;تاریخ جرجان&#039;&#039;&#039;: حمزة بن یوسف السهمی (م.427ق.)، به کوشش محمد عبدالمعید، بیروت، عالم الکتب، 1407ق.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;تاریخ مدینة دمشق&#039;&#039;&#039;: ابن عساکر (م.571ق.)، به کوشش علی شیری، بیروت، دار الفکر، 1415ق.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;تحفة الفقهاء&#039;&#039;&#039;: علاء الدین السمرقندی (م.535ق./539ق.)، بیروت، دار الکتب العلمیه، 1414ق.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;تذکرة الفقهاء&#039;&#039;&#039;: العلامة الحلی (م.726ق.)، قم، آل البیت، 1414ق.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;تفسیر القمی&#039;&#039;&#039;: القمی (م.307ق.)، به کوشش الجزائری، قم، دار الکتاب، 1404ق.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;تفسیر بیضاوی (انوار التنزیل)&#039;&#039;&#039;: البیضاوی (م.685ق.)، به کوشش مرعشلی، بیروت، دار احیاء التراث العربی، 1418ق.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;تفسیر فرات الکوفی&#039;&#039;&#039;: الفرات الکوفی (م.307ق.)، به کوشش محمد کاظم، تهران، وزارت ارشاد، 1374ش.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;التمهید&#039;&#039;&#039;: ابن عبدالبر (م.463ق.)، به کوشش مصطفی و محمد عبدالکبیر، وزارة الاوقاف و الشؤون الاسلامیة، 1387ق.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;التوحید&#039;&#039;&#039;: الصدوق (م.381ق.)، به کوشش حسینی تهرانی، قم، جامعه مدرسین.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;تهذیب الاحکام&#039;&#039;&#039;: الطوسی (م.460ق.)، به کوشش موسوی و آخوندی، تهران، دار الکتب الاسلامیة، 1365ش.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;تهذیب اللغه&#039;&#039;&#039;: الازهری (م.370ق.)، به کوشش محمد عوض، بیروت، دار احیاء التراث العربی، 2001م.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;الثمر الدانی&#039;&#039;&#039;: الآبی الازهری (م.1330ق.)، بیروت، المکتبة الثقافیه.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;ثواب الاعمال&#039;&#039;&#039;: الصدوق (م.381ق.)، قم، الرضی، 1368ش.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;جواهر الکلام&#039;&#039;&#039;: النجفی (م.1266ق.)، به کوشش قوچانی و دیگران، بیروت، دار احیاء التراث العربی.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;الجوهرة النیره&#039;&#039;&#039;: ابوبکر بن علی الزبیدی (م.800ق.)، المطبعة الخیریه، 1322ق.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;حاشیة رد المحتار&#039;&#039;&#039;: ابن عابدین (م.1252ق.)، بیروت، دار الفکر، 1415ق.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;الحاشیة علی مدارک الاحکام&#039;&#039;&#039;: محمد باقر بهبهانی، قم، آل البیت، 1419ق.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;الحدائق الناضره&#039;&#039;&#039;: یوسف البحرانی (م.1186ق.)، به کوشش آخوندی، قم، نشر اسلامی، 1363ش.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;الخلاف&#039;&#039;&#039;: الطوسی (م.460ق.)، به کوشش خراسانی و دیگران، قم، نشر اسلامی، 1407ق.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;الدر المختار&#039;&#039;&#039;: الحصکفی (م.1088ق.)، بیروت، دار الفکر، 1415ق.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;الدر المنثور&#039;&#039;&#039;: السیوطی (م.911ق.)، بیروت، دار المعرفه، 1365ق.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;الدروس الشرعیه&#039;&#039;&#039;: الشهید الاول (م.786ق.)، قم، نشر اسلامی، 1412ق.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;دعائم الاسلام&#039;&#039;&#039;: النعمان المغربی (م.363ق.)، به کوشش فیضی، قاهره، دار المعارف، 1383ق.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;دلائل النبوه&#039;&#039;&#039;: البیهقی (م.458ق.)، به کوشش عبدالمعطی، بیروت، دار الکتب العلمیه، 1405ق.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;دلیل الناسک&#039;&#039;&#039;: السید محسن الحکیم (م.1390ق.)، به کوشش طباطبایی، مدرسه دار الحکمه، 1374ش.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;ریاض المسائل&#039;&#039;&#039;: سید علی الطباطبائی (م.1231ق.)، قم، النشر الاسلامی، 1422ق.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;سبل الهدی&#039;&#039;&#039;: محمد بن یوسف الصالحی (م.942ق.)، به کوشش عادل احمد و علی محمد، بیروت، دار الکتب العلمیه، 1414ق.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;السرائر&#039;&#039;&#039;: ابن ادریس (م.598ق.)، قم، نشر اسلامی، 1411ق.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;السنن الکبری&#039;&#039;&#039;: البیهقی (م.458ق.)، بیروت، دار الفکر.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;سنن النسائی&#039;&#039;&#039;: النسائی (م.303ق.)، بیروت، دار الفکر، 1348ق.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;السیرة النبویة علی ضوء القران و السنه&#039;&#039;&#039;: محمد بن ابوشهبه (م.1403ق.)، دمشق، دار القلم، 1427ق.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;السیرة النبویه&#039;&#039;&#039;: ابن کثیر (م.774ق.)، به کوشش مصطفی عبدالواحد، بیروت، دار المعرفه، 1396ق.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;شرح اصول کافی&#039;&#039;&#039;: محمد صالح مازندرانی (م.1081ق.)، به کوشش سید علی عاشور، بیروت، دار احیاء التراث العربی، 1421ق.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;الشرح الکبیر&#039;&#039;&#039;: ابوالبرکات (م.1201ق.)، مصر، دار احیاء الکتب العربیه.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;شرح نهج البلاغه&#039;&#039;&#039;: ابن ابی‌الحدید (م.656ق.)، به کوشش محمد ابوالفضل، دار احیاء الکتب العربیه، 1378ق.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;شعب الایمان&#039;&#039;&#039;: البیهقی (م.458ق.)، به کوشش محمد سعید، بیروت، دار الکتب العلمیه، 1410ق.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;الشمائل الشریفة&#039;&#039;&#039;: السیوطی (م.911ق.)، به کوشش حسن بن عبید، طائر العلم.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;الصحاح&#039;&#039;&#039;: الجوهری (م.393ق.)، به کوشش العطار، بیروت، دار العلم للملایین، 1407ق.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;صحیح مسلم بشرح النووی&#039;&#039;&#039;: النووی (م.676ق.)، بیروت، دار الکتاب العربی، 1407ق.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;صحیح مسلم&#039;&#039;&#039;: مسلم (م.261ق.)، بیروت، دار الفکر.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;عدة الداعی&#039;&#039;&#039;: ابن فهد الحلی (م.841ق.)، به کوشش موحد قمی، دار الکتب الاسلامیة.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;علل الشرائع&#039;&#039;&#039;: الصدوق (م.381ق.)، به کوشش بحر العلوم، نجف، المکتبة الحیدریه، 1385ق.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;غنیة النزوع&#039;&#039;&#039;: ابن زهرة الحلبی (م.585ق.)، به کوشش بهادری، قم، مؤسسه امام صادق(ع)، 1417ق.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;الفتاوی الهندیه&#039;&#039;&#039;: نظام الدین و گروهی از علما، دار الفکر، 1411ق.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;فتح الباری&#039;&#039;&#039;: ابن حجر العسقلانی (م.852ق.)، بیروت، دار المعرفه.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;فتح الوهاب&#039;&#039;&#039;: زکریا بن محمد الانصاری (م.936ق.)، دار الکتب العلمیه، 1418ق.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;الفقه الاسلامی و ادلته&#039;&#039;&#039;: وهبة الزحیلی، دمشق، دار الفکر، 1418ق.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;فقه الرضا&#039;&#039;&#039;: علی بن بابویه (م.329ق.)، مشهد، المؤتمر العالمی للامام الرضا(ع)، 1406ق.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;الفواکه الدوانی علی رسالة ابن ابی‌زید القیروانی&#039;&#039;&#039;: احمد بن غنیم النفراوی (م.1126ق.)، به کوشش رضا فرحات، مکتبة الثقافة الدینیه.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;کشف الغطاء&#039;&#039;&#039;: کاشف الغطاء (م.1227ق.)، قم، دفتر تبلیغات اسلامی.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;الکافی&#039;&#039;&#039;: الکلینی (م.329ق.)، به کوشش غفاری، تهران، دار الکتب الاسلامیة، 1375ش.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;کامل الزیارات&#039;&#039;&#039;: ابن قولویه القمی (م.368ق.)، به کوشش القیومی، قم، نشر الفقاهة، 1417ق.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;کشاف القناع&#039;&#039;&#039;: منصور البهوتی (م.1051ق.)، به کوشش محمد حسن، بیروت، دار الکتب العلمیة، 1418ق.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;الکشاف&#039;&#039;&#039;: الزمخشری (م.538ق.)، قم، بلاغت، 1415ق.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;کشف اللثام&#039;&#039;&#039;: الفاضل الهندی (م.1137ق.)، قم، نشر اسلامی، 1416ق.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;کلمة التقوی (فتاوی)&#039;&#039;&#039;: محمد امین زین‌الدین، قم، مهر، 1413ق.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;کمال الدین&#039;&#039;&#039;: الصدوق (م.381ق.)، به کوشش غفاری، قم، نشر اسلامی، 1405ق.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;کنز العمال&#039;&#039;&#039;: المتقی الهندی (م.975ق.)، به کوشش السقاء، بیروت، الرسالة، 1413ق.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;لسان العرب&#039;&#039;&#039;: ابن منظور (م.711ق.)، قم، ادب الحوزة، 1405ق.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;المبسوط فی فقه الامامیه&#039;&#039;&#039;: الطوسی (م.460ق.)، به کوشش بهبودی، تهران، المکتبة المرتضویة.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;المبسوط&#039;&#039;&#039;: السرخسی (م.483ق.)، بیروت، دار المعرفة، 1406ق.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;مجمع الفائدة و البرهان&#039;&#039;&#039;: المحقق الاردبیلی (م.993ق.)، به کوشش عراقی و دیگران، قم، انتشارات اسلامی، 1416ق.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;المجموع شرح المهذب&#039;&#039;&#039;: النووی (م.676ق.)، دار الفکر.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;مدارک الاحکام&#039;&#039;&#039;: سید محمد بن علی الموسوی العاملی (م.1009ق.)، قم، آل البیت، 1410ق.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;المزار الکبیر&#039;&#039;&#039;: محمد بن المشهدی (م.610ق.)، به کوشش القیومی، قم، النشر الاسلامی، 1419ق.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;مسالک الافهام الی آیات الاحکام&#039;&#039;&#039;: فاضل الجواد الکاظمی (م.1065ق.)، به کوشش شریف‌زاده، تهران، مرتضوی، 1365ش.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;المستدرک علی الصحیحین&#039;&#039;&#039;: الحاکم النیشابوری (م.405ق.)، به کوشش مرعشلی، بیروت، دار المعرفة، 1406ق.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;مسند احمد&#039;&#039;&#039;: احمد بن حنبل (م.241ق.)، بیروت، دار صادر.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;مصباح الزائر&#039;&#039;&#039;: ابن طاوس (م.664ق.)، قم، آل البیت، 1417ق.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;مصباح المتهجد&#039;&#039;&#039;: الطوسی (م.460ق.)، بیروت، فقه الشیعة، 1411ق.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;مصباح الهدی فی شرح العروة الوثقی&#039;&#039;&#039;: محمد تقی آملی، تهران، ناشر مؤلف، 1380ش.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;المصنّف&#039;&#039;&#039;: ابن ابی‌شیبه (م.235ق.)، به کوشش سعید محمد، دار الفکر، 1409ق.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;مغنی المحتاج&#039;&#039;&#039;: محمد الشربینی (م.977ق.)، بیروت، دار احیاء التراث العربی، 1377ق.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;المغنی&#039;&#039;&#039;: عبدالله بن قدامه (م.620ق.)، بیروت، دار الکتب العلمیة.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;مفردات&#039;&#039;&#039;: الراغب (م.425ق.)، نشر الکتاب، 1404ق.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;المقنع&#039;&#039;&#039;: الصدوق (م.381ق.)، قم، مؤسسة الامام الهادی7، 1415ق.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;المقنعه&#039;&#039;&#039;: المفید (م.413ق.)، قم، نشر اسلامی، 1410ق.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;من لا یحضره الفقیه&#039;&#039;&#039;: الصدوق (م.381ق.)، به کوشش غفاری، قم، نشر اسلامی، 1404ق.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;مناقب آل ابی‌طالب&#039;&#039;&#039;: ابن شهرآشوب (م.588ق.)، به کوشش گروهی از اساتید نجف، المکتبة الحیدریة، 1376ق.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;منتهی المطلب&#039;&#039;&#039;: العلامة الحلی (م.726ق.)، مشهد، آستان قدس رضوی، 1412ق.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;مواهب الجلیل&#039;&#039;&#039;: الحطاب الرعینی (م.954ق.)، به کوشش زکریا عمیرات، بیروت، دار الکتب العلمیة، 1416ق.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;المهذب&#039;&#039;&#039;: القاضی ابن البراج (م.481ق.)، قم، نشر اسلامی، 1406ق.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;نجاة العباد&#039;&#039;&#039;: النجفی (م.1266ق.)، به کوشش رضوی و دیگران، 1318ق.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;النوادر&#039;&#039;&#039;: احمد بن محمد بن عیسی الاشعری (م. قرن3ق.)، قم، مدرسة الامام المهدی، 1408ق.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;نور الثقلین&#039;&#039;&#039;: العروسی الحویزی (م.1112ق.)، به کوشش رسولی محلاتی، اسماعیلیان، 1373ش.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;نهج البلاغه&#039;&#039;&#039;: صبحی صالح، تهران، دار الاسوه، 1415ق.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;نیل الاوطار&#039;&#039;&#039;: الشوکانی (م.1255ق.)، بیروت، دار الجیل، 1973م.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;وسائل الشیعه&#039;&#039;&#039;: الحر العاملی (م.1104ق.)، قم، آل البیت، 1412ق.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;هدایة الامة الی احکام الائمه&#039;&#039;&#039;: الحر العاملی (م.1104ق.)، مشهد، مجمع البحوث الاسلامیة، 1412ق.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;الهدایه&#039;&#039;&#039;: الصدوق (م.381ق.)، قم، مؤسسة الامام الهادی7، 1418ق.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{احکام حج}}&lt;br /&gt;
{{حج و عمره}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:مقاله‌های در دست ویرایش]]&lt;br /&gt;
[[رده:اصطلاحات فقهی]]&lt;br /&gt;
[[رده:مستحبات حج]]&lt;br /&gt;
[[رده:مناسک حج]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Hodjat p</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikihaj.com/index.php?title=%D9%85%D8%BA%D8%B1%D8%A8_%D8%A7%D8%AF%D9%86%D9%8A&amp;diff=10852</id>
		<title>مغرب ادني</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikihaj.com/index.php?title=%D9%85%D8%BA%D8%B1%D8%A8_%D8%A7%D8%AF%D9%86%D9%8A&amp;diff=10852"/>
		<updated>2019-01-01T07:54:28Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Hodjat p: تغییرمسیر به تونس&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;#تغییر_مسیر [[تونس]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Hodjat p</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikihaj.com/index.php?title=%D9%85%D8%BA%D8%B1%D8%A8_%D8%A3%D8%AF%D9%86%DB%8C&amp;diff=10851</id>
		<title>مغرب أدنی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikihaj.com/index.php?title=%D9%85%D8%BA%D8%B1%D8%A8_%D8%A3%D8%AF%D9%86%DB%8C&amp;diff=10851"/>
		<updated>2019-01-01T07:53:37Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Hodjat p: تغییرمسیر به تونس&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;#تغییر_مسیر [[تونس]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Hodjat p</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikihaj.com/index.php?title=%D9%85%D8%BA%D8%B1%D8%A8_%D8%A3%D8%AF%D9%86%D9%8A&amp;diff=10850</id>
		<title>مغرب أدني</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikihaj.com/index.php?title=%D9%85%D8%BA%D8%B1%D8%A8_%D8%A3%D8%AF%D9%86%D9%8A&amp;diff=10850"/>
		<updated>2019-01-01T07:52:51Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Hodjat p: تغییرمسیر به تونس&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;#تغییر_مسیر [[تونس]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Hodjat p</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikihaj.com/index.php?title=%D9%85%D8%BA%D8%B1%D8%A8_%D8%A7%D8%AF%D9%86%DB%8C&amp;diff=10849</id>
		<title>مغرب ادنی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikihaj.com/index.php?title=%D9%85%D8%BA%D8%B1%D8%A8_%D8%A7%D8%AF%D9%86%DB%8C&amp;diff=10849"/>
		<updated>2019-01-01T07:52:05Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Hodjat p: تغییرمسیر به تونس&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;#تغییر_مسیر [[تونس]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Hodjat p</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikihaj.com/index.php?title=%D8%AA%D8%B1%D8%B4%D9%8A%D8%B4&amp;diff=10848</id>
		<title>ترشيش</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikihaj.com/index.php?title=%D8%AA%D8%B1%D8%B4%D9%8A%D8%B4&amp;diff=10848"/>
		<updated>2019-01-01T07:51:37Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Hodjat p: تغییرمسیر به تونس&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;#تغییر_مسیر [[تونس]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Hodjat p</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikihaj.com/index.php?title=%D8%AA%D8%B1%D8%B4%DB%8C%D8%B4&amp;diff=10847</id>
		<title>ترشیش</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikihaj.com/index.php?title=%D8%AA%D8%B1%D8%B4%DB%8C%D8%B4&amp;diff=10847"/>
		<updated>2019-01-01T07:50:34Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Hodjat p: تغییرمسیر به تونس&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;#تغییر_مسیر [[تونس]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Hodjat p</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikihaj.com/index.php?title=%D8%AA%D9%88%D9%86%D8%B3&amp;diff=10846</id>
		<title>تونس</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikihaj.com/index.php?title=%D8%AA%D9%88%D9%86%D8%B3&amp;diff=10846"/>
		<updated>2019-01-01T07:48:34Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Hodjat p: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{در دست ویرایش|ماه=[[آذر]]|روز=[[۲۹]]|سال=[[۱۳۹۷]]|کاربر=Hodjat p  }}&lt;br /&gt;
{{جعبه اطلاعات کشور&lt;br /&gt;
| عنوان        =تونس&lt;br /&gt;
| تصویر        =تونس.png&lt;br /&gt;
| اندازه تصویر =&lt;br /&gt;
| تصویر پرچم   =پرچم تونس.png&lt;br /&gt;
| عرض پرچم          =&lt;br /&gt;
| تصویر نشان ملی    =نشان ملی تونس.png&lt;br /&gt;
| عرض تصویر نشان ملی=&lt;br /&gt;
| نام رسمی     =جمهوری تونس&lt;br /&gt;
| دین رسمی     =[[اسلام]]&lt;br /&gt;
| جمعیت کل     =10600000 نفر&lt;br /&gt;
| مساحت        =162155 کیلومتر مربع&lt;br /&gt;
| حکومت        =جمهوری پارلمانی&lt;br /&gt;
| واحد پول     =دینار تونس (TND)&lt;br /&gt;
| پایتخت       =[[تونس]]&lt;br /&gt;
| شهرهای مهم   =تونس، [[قیروان]]،&lt;br /&gt;
| ادیان(درصد)  =اسلام (99 درصد)، سایر ادیان (1 درصد)&lt;br /&gt;
| زبان رسمی    =[[زبان عربی]]&lt;br /&gt;
| سایت         =.tn&lt;br /&gt;
| پیشینه اسلام  =&lt;br /&gt;
| جمعیت مسلمانان      =&lt;br /&gt;
| جمعیت               =&lt;br /&gt;
| درصد به جمعیت کشور  = &lt;br /&gt;
| درصد به جمعیت مسلمانان=&lt;br /&gt;
| آداب و رسوم          =&lt;br /&gt;
| وقایع تاریخی        =&lt;br /&gt;
| حکومت‌ها              =&lt;br /&gt;
| احزاب                =&lt;br /&gt;
| فرق                  =&lt;br /&gt;
| خاندان‌ها             =&lt;br /&gt;
| اقوام                =بربر&lt;br /&gt;
| مراکز علمی           = الجامعة الزیتونیه، الجامعة التونسیة&lt;br /&gt;
| زیارتگاه‌ها           =&lt;br /&gt;
| مساجد                =&lt;br /&gt;
| حسینیه‌ها             =&lt;br /&gt;
| مؤسسات فرهنگی        =&lt;br /&gt;
| مؤسسات اجتماعی       =&lt;br /&gt;
| مناطق شیعه‌نشین       =&lt;br /&gt;
| مذهبی                =&lt;br /&gt;
| سیاسی                =&lt;br /&gt;
| علمی                 =&lt;br /&gt;
| اجتماعی              =&lt;br /&gt;
| آمار حج‌گزاران        = 8000 نفر&lt;br /&gt;
| متولی حج             = وزیر امور دینی تونس&lt;br /&gt;
| حج‌گزاران مشهور              =&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;تونس&#039;&#039;&#039; کوچک‌ترین کشور مسلمان شمال قارهٔ آفریقاست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[دین رسمی]] آن [[اسلام]] است و ۹۹٪ مردم آن [[مسلمان]] و بر دو [[مذهب مالکی]] و [[مذهب حنفی|حنفی]] هستند. [[شیعیان]] تونس نیز اکثرا در دو شهر قفصه و قابس، در جنوب کشور ساکن هستند. تونس امروزی بخشی گسترده از منطقه تاریخی [[افریقیه]] می‌باشد. تونسی‌ها از قوم [[بربر]] هستند که به قیام بر ضد حاکمان معروفند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ورود اسلام به تونس و [[مغرب]] با چالش‌های بزرگی چون وجود نیروهای رومی کارتاژ از سویی، و مقاومت بربرها از دیگر سو مواجه بود که باعث شد فتح آن، از زمان تصمیم خلیفه سوم به حمله، 52 سال به‌طول انجامد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در طول تاریخ موقعیت ویژه شهر تونس و قیروان باعث شده بود تا علاوه بر تبدیل شدن این دو شهر به مرکز حکومتی، اداری، نظامی و علمی شمال افریقا، به مسیری مناسب برای عبور حاجیان تونس و مراکش و الجزایر و اندلس مبدل گردد. تأسیس دارالصناعة توسط مسلمانان برای کشتی‌سازی در تونس نیز، موجب ایجاد فرصت [[راه دریایی]] برای مسافران حج شمال  افریقا گشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با وجود اشتیاق فراوان تونسی‌ها به [[حرمین]] که همواره موجب می‌شد عده‌ای از ایشان برای خدمت‌‌گزاری و دریافت معنویت و علم در حرمین اقامت دائم برگزینند و نیز وقفیات فراوانی به حرمین داشته‌ باشند، لکن طولانی بودن راه حج، وضعیت بد بهداشت و صدور برخی فتاوای فقهی مشکلات جدی برای حجاج تونس ایجاد می‌کرد؛ حتی عده‌ای با وجود استطاعت، تا آخر عمر نمی‌توانستند به این سفر مشرف شوند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تونس از سال 1293ق./1881م تحت الحمایه دولت [[فرانسه]] درآمد اما درنهایت با الهام‌گیری از [[جنبش بیداری جهان اسلام]] و مقاومت مردم مسلمان این کشور سال 1378ق./1956م. طعم استقلال را چشید. جامعه مسلمان تونس در اعتراض به عملکرد ضداسلامی [[حبیب بورقیبة]] و زین‌العابدین بن علی، دو رئیس جمهور تونس، در ادامه حرکت مردمی جهان عرب، موسوم به [[بهار عربی]]، دولت بن علی را ساقط نمودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==معرفی اجمالی==&lt;br /&gt;
جمهوری تونس کوچک‌ترین کشور در شمال [[افریقا]]، از شمال شرقی به دریای مدیترانه، از جنوب شرقی به [[لیبی]]، و از غرب به [[الجزایر]] محدود است. مساحت کشور تونس 162155 کیلومتر مربع &amp;lt;ref&amp;gt;دائرة المعارف بزرگ اسلامی، ج16، ص408-409؛ المعهد الوطنی للاحصاء؛ http://www.tunisie.gov.tn&amp;lt;/ref&amp;gt; و پایتخت آن شهر تونس است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
زبان و خط رسمی آن [[عربی]] است و فرانسوی، زبان علمی و دانشگاهی و مطبوعاتی آن به شمار می‌رود. اصطلاح «اللغة الدارجه» به [[زبان عربی]] با لهجه تونسی اشاره دارد. کمتر از 1% جمعیت تونس در جنوب جزیره جَرَبه، مُطماطِه، دوَیرات و شَنَنی هنوز به [[زبان بربری]] سخن می‌گویند. جمعیت این کشور حدود 10 میلیون و 600 هزار نفر است و بیش از 99% آن [[مسلمان]] هستند. [[اسلام]] دین رسمی تونس است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بیشتر مسلمانان این کشور، [[مالکی]] و‌ اندکی [[حنفی]] هستند. چند هزار [[اباضی]] نیز در این کشور زندگی می‌کنند که بیشتر در جزیره جربه در جنوب سکونت دارند. بر اساس آمار 1373ش./1994م. شمار اقلیت‌های [[یهودی]] و [[مسیحی]] تونس بیش از 11251 تن بوده است. آماری رسمی از [[شیعیان اثناعشری]] تونس در دست نیست. گفته‌اند که تعداد آنان 400 هزار نفر است که بیشتر در جنوب تونس، به ویژه شهرهای قَفصه و قابِس، ساکن هستند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تونس خوش آب و هواترین کشور شمال افریقا است؛ زیرا آب و هوا در شمال، معتدل مدیترانه‌ای و در جنوب، صحرایی است. میدان‌های نفتی تونس در مناطق صحرایی نزدیک به مرز لیبی و الجزایر قرار دارند. &amp;lt;ref&amp;gt;دائرة المعارف بزرگ اسلامی، ج16، ص408-409؛ دانشنامه جهان اسلام، ج8، ص627-650؛ نک: آثار البلاد، ص173-174&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تونس دو مجلس قانون‌گذاری دارد و از لحاظ تقسیمات کشوری دارای 24 فرمانداری است و شکل حکومت آن جمهوری است. رئیس جمهور با شیوه انتخابات مستقیم برگزیده می‌شود. در تونس، افزون بر [[الجامعة الزیتونیة]] که پیشینه 13 قرنی دارد، نخستین دانشگاه پس از استقلال (1956م.)  [[الجامعة التونسیة]] است که به سال 1958م. در شهر تونس تاسیس شد و سپس آموزش عالی به تدریج گسترش یافت. آموزش در تونس رایگان و در دوره ابتدایی، اجباری است. &amp;lt;ref&amp;gt;دائرة المعارف بزرگ اسلامی، ج16، ص410&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تاریخچه تونس==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کشور امروزی تونس، بخشی گسترده از منطقه تاریخی «اِفریقیه» &amp;lt;ref&amp;gt;احسن التقاسیم، ص216؛ الروض المعطار، ص76&amp;lt;/ref&amp;gt; بوده که [[طرابلس]] تا طنجه &amp;lt;ref&amp;gt;الروض المعطار، ص66&amp;lt;/ref&amp;gt; را شامل می‌شده است. از تونس تا قیروان سه روز راه است. &amp;lt;ref&amp;gt;احسن التقاسیم، ص246؛ آثار البلاد، ص174&amp;lt;/ref&amp;gt; ساکنان اصلی این منطقه، [[بربرها]] &amp;lt;ref&amp;gt;نک: الروض المعطار، ص145&amp;lt;/ref&amp;gt; بوده‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نام‌‌گذاری این کشور به تونس در روزگار اسلامی و به دست مسلمانان صورت گرفته و نام کهن‌تر آن «ترشیش» بوده است. &amp;lt;ref&amp;gt;الاستبصار، ص121؛ معجم البلدان، ج2، ص60&amp;lt;/ref&amp;gt; مردم تونس به سرکشی و قیام بر ضد حاکمان معروف بوده‌اند. این کشور شاهد جنبش‌های بسیار بوده است. &amp;lt;ref&amp;gt;معجم البلدان، ج2، ص61&amp;lt;/ref&amp;gt; تاریخ تونس تا پیش از ضمیمه شدن به قلمرو [[دولت عثمانی]]، همان تاریخ افریقیه است. فینیقی‌ها از نخستین حاکمان تونس بودند. &amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ تونس، ص10&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در منابع تاریخی اسلامی، تونس به «[[مغرب ادنی]]» معروف گشته و بخشی از [[مغرب بزرگ]] به شمار رفته است. این منطقه نقش «سرزمین موعود» را برای لشکرکشی امپراتوران حوزه دریای مدیترانه داشته &amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ تونس، ص9&amp;lt;/ref&amp;gt; و به دلیل ویژگی‌های جغرافیایی، به ویژه دشت بودن، معمولاً دارای [[وحدت سیاسی]] نبوده و در معرض هجوم و قشون‌کشی کشورهای مجاور قرار داشته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پیش از ورود [[اسلام]] به تونس، این منطقه حاکمیت فینیقی و رومی و واندالی را تجربه کرده است. فینیقی‌ها پایه‌‌گذار تمدن قرطاج (کارتاژ) &amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ تونس، ص10، 17-18&amp;lt;/ref&amp;gt; در تونس‌ بودند. این تمدن را هجوم رومی‌ها به سال 241ق. م. برچید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===ورود اسلام===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[عثمان بن عفان]] به سال 27ق. [[عبدالله بن سعد بن ابی‌سرح]]، حاکم خویش در [[مصر]] را همراه شماری از صحابه، مامور فتح افریقیه کرد. در این لشکرکشی، پاتریارک گریگوریوس (جرجیر) حاکم رومی افریقیه کشته شد. ابن ابی‌السرح نیز در برابر گرفتن غنیمت‌های بسیار، از گماردن حاکمی مسلمان بر افریقیه منصرف گشت. &amp;lt;ref&amp;gt;الروض المعطار، ص48؛ طبقات علماء افریقیه، ص15-16&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[معاویة بن خدیج]] به سال 45ق. از سوی [[معاویة بن ابوسفیان]] مامور فتح افریقیه شد. حضور [[عُقْبة بن نافع فهری]] به یورش‌های مسلمانان نظمی خاص بخشید. وی با ساختن شهر قَیروان در 160 کیلومتری شهر تونس به سال 50ق./670م. مرکز فرماندهی مسلمانان را در افریقیه بنا نهاد. حدود 52 سال (27-79ق./647-699م.)  به درازا انجامید تا همه منطقه افریقیه و مغرب در شمار قلمرو اسلامی درآمد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به سال 79ق./699م. [[حَسّان بن نعمان]] افریقیه را به طور کامل فتح نمود و پس از غلبه بر کارتاژ، نفوذ رومی‌ها را در سواحل شمال افریقا برای همیشه از میان برد و شورش بربرها را فرونشاند و بسیاری از زمین‌های زراعی را میان کشاورزان تقسیم کرد و نخستین کارخانه کشتی‌سازی (دارالصناعه) را در آن جا بنیان نهاد. &amp;lt;ref&amp;gt;فتوح البلدان، ص326-331؛ نک: دائرة المعارف بزرگ اسلامی، ج16، ص221، «تونس. &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===حاکمان اسلامی تونس===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سلسله‌هایی که در [[دوره اسلامی]] بر تونس حکومت کردند، از این قرار بودند: [[امویان]] (تا 127ق.) ، [[عباسیان]] (تا 183ق.) ، [[اغلبیان]] (تا 290ق.) ، [[فاطمیان]] (تا 341ق.) ، [[صَنهاجیان]] (تا 543ق.) ، [[حَفصیان]] (تا 981ق.)  و [[عثمانیان]] (تا 1293ق.).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تونس به سال 1293ق./1881م. تحت الحمایه [[فرانسه]] شد و سرانجام با تاثیر از [[جنبش بیداری]] در جهان اسلام و [[مقاومت]] مردم مسلمان این کشور به سال 1378ق./1956م. طعم [[استقلال]] را چشید. عملکرد دین‌ستیزانه حبیب بورقیبة و زین‌العابدین بن علی&amp;lt;ref&amp;gt;دائرة المعارف جهان نوین اسلام، ج2، ص273&amp;lt;/ref&amp;gt; دو رئیس جمهور تونس، جوانان تونسی را واداشت تا در 14 ژانویه 2011م./24 دی 1389ش. حکومت بن علی را ساقط کنند و حرکت‌های مردمی اسلامی معروف به «[[بهار عربی]]» را در [[جهان عرب]] آغاز کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تاریخ حج‌‌گزاری تونس==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ساخت شهر قیروان به دست عُقبة بن نافع در سال 51ق. نقطه عطفی در تاریخ حج‌‌گزاری مردم تونس به شمار می‌رود. این شهر تا سال‌ها مهم‌ترین پایگاه نشر اسلام در افریقیه بود. در دوران عقبة بن نافع، تعلیم اسلام به بربرهای تازه‌مسلمان آغاز شد. &amp;lt;ref&amp;gt;الصراع المذهبی بافریقیه، ص13-14&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
توجه خلیفه اموی، [[عمر بن عبدالعزیز]]، به ترویج آموزش اسلام در افریقیه موجب شد تا وی به سال 100ق. ده تن از فقیهان را به قیروان اعزام کند تا ضمن سکونت در این شهر به بالندگی فرهنگ اسلامی مردم یاری برساند. &amp;lt;ref&amp;gt;الصراع المذهبی بافریقیه، ص22&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موقعیت ویژه دینی شهرهای قیروان و تونس &amp;lt;ref&amp;gt;الصراع المذهبی بافریقیه، ص42&amp;lt;/ref&amp;gt; در نیمه نخست سده دوم ق. و دیگر شهرهای تونس مانند مهدیه &amp;lt;ref&amp;gt;نک. نفح الطیب، ج5، ص200&amp;lt;/ref&amp;gt; در قرن‌های پسین موجب شد که این شهرها به پایگاه حکومتی، اداری، نظامی، و فقهی اسلام در افریقیه و مسیر عبور حاجیان تونسی و مراکشی و الجزایری و حتی اندلسی &amp;lt;ref&amp;gt;نک: تاریخ نوشته‌های جغرافیایی، ص278-288&amp;lt;/ref&amp;gt; که از [[راه حج مصر|راه مصر]] &amp;lt;ref&amp;gt;احسن التقاسیم، ص216&amp;lt;/ref&amp;gt; به [[حجاز]] سفر می‌نمودند، تبدیل شوند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===تأثیر حج بر علما===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بسیاری از دانشمندان مشهور علوم دینی مانند [[بهلول بن راشد]] و [[اسد بن فرات]] و [[امام سحنون]] از این سرزمین‌ها برخاستند که بخشی از زندگی علمی و معنوی ایشان در [[سفر حج]] شکل می‌گرفت. نام بسیاری از این دانشوران را که به [[حج]] رفته‌اند، می‌توان در کتاب‌های تراجم [[علمای تونس]] و [[علمای افریقیه|افریقیه]] یافت؛ &amp;lt;ref&amp;gt;طبقات علماء افریقیه، ص251، 254&amp;lt;/ref&amp;gt; علمایی که به مذهب [[مالک بن انس]] (93-179ق./712-795م.)  گرویدند و خود و شاگردان‌شان به [[سرزمین حجاز]]، به ویژه در [[ایام حج]]، سفر می‌کردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کتاب [[الموطا]] [[مالک بن انس]] را باید از نخستین منابعِ مرجعِ آموزش حج‌‌گزاری در تونس و دیگر مناطق مانند الجزایر و [[مغرب]] و بخشی از مصر دانست که از سده دوم ق. تا کنون مورد توجه بسیار مسلمانان افریقیه بوده و نخستین بار به دست [[علی بن زیاد]]، از شاگردان مالک و از فقیهان طبقه سوم تونس، وارد این کشور شده است. &amp;lt;ref&amp;gt;الصراع المذهبی بافریقیه، ص45&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===راه‌ حج===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ساخت «دارالصناعه» به دست [[عبیدالله بن حبحاب موصلی]]، حاکم اموی تونس، به سال 114ق. در شهر تونس که بیشتر به ساخت کشتی اختصاص داشت، فرصتی بسیار مناسب برای تسهیل رفت و آمد دریایی حاجیان تونسی و مغرب بزرگ به سرزمین حجاز فراهم آورد. &amp;lt;ref&amp;gt;الروض المعطار، ص143&amp;lt;/ref&amp;gt; این‌که گفته‌اند تا آغاز سده سیزدهم ق. حاجیان مغرب از راه خشکی به مغرب می‌رفته‌اند، &amp;lt;ref&amp;gt;میقات حج، ش44، ص64، «حج‌گزاری در کشور مغرب سده نوزدهم. &amp;lt;/ref&amp;gt; دور از ذهن می‌نماید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آگاهی‌های مربوط به راه‌های سفر حاجیان تونسی و مغربی در سفرنامه‌های حج مغربیان آمده است. برای نمونه، [[ابن بطوطة]] (م. 779ق.)  مسیر سفر حج کاروان‌ها و حاجیان، از جمله مسیر سفر خویش را در سده هشتم ق. شرح داده که از طنجه حرکت کرده و با عبور از الجزایر، به شهر تونس رسیده و سپس مسیر ساحلی شهرهای سوسه و صفاقس و قابس را پیموده و وارد لیبی شده و از آن‌جا به بندر اسکندریه در مصر رفته است. &amp;lt;ref&amp;gt;رحلة ابن بطوطه، ج1، ص103، 169-170&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حاجیان تونسی همراه حاجیان مصری و‌ اندلسی، با عبور از شبه جزیره سینا و خلیج عقبه و [[مدین]] به سوی [[مدینه]] یا [[مکه]] می‌رفته‌اند. [[یعقوبی]] (م. 292ق.)  [[راه حج مغرب|راه حج مغربی‌ها]] را با وصف منزلگاه­ها و مسیرها، از مصر به سوی مکه و مدینه ترسیم کرده است. &amp;lt;ref&amp;gt;البلدان، ص179&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برخی از حج‌‌گزاران تونسی نیز با گذر از مناطقی، از جمله اسکندریه و رسیدن به کانال سوئز، از دریای سرخ رهسپار [[جده]] و سپس [[حرمین]] می‌شدند. آن‌ها بر دریای سرخ [[احرام]] بسته، برای انجام [[مناسک حج تمتع]] آماده می‌شدند. &amp;lt;ref&amp;gt;رحالة الغرب الاسلامی، ص251-261؛ نک: دمشق فی مرآة رحلات القرون الوسطی، ص176&amp;lt;/ref&amp;gt; درباره راه حج دریایی، گزارش یکی از حاجیان مغربی در سده 13ق. که با کشتی بخار و امکانات بهتر به حج رفته، نشان می‌دهد که در عینِ بهتر شدن وضع کشتی‌ها و بیشتر شدن امکانات برای مسافران، همچنان مشکلات بسیار فراروی حاجیان تونسی بوده است. &amp;lt;ref&amp;gt;رحالة الغرب الاسلامی، ص251-261&amp;lt;/ref&amp;gt; این سختی‌ها گاه موجب می‌شد که فقیهان مالکی به تحریم سفر دریایی حکم دهند. &amp;lt;ref&amp;gt;رحالة الغرب الاسلامی، ص251-261&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===مشکلات راه حج تونس===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دوری راه حج و نیز صدور برخی از فتواهای [[فقه مالکی]]، زمینه را برای افزایش مشکلات حج‌‌گزاری تونسی‌ها بیشتر فراهم می‌کرده و در موارد فراوان، مانع انجام این فریضه می‌شده است. برای نمونه، می‌توان به این [[فتوا]] در فقه مالکی اشاره کرد که حج‌‌گزار مرد نباید زاد و توشه‌اش را همراه داشته باشد، بلکه باید آن را در مسیر سفر به مکه فراهم کند. &amp;lt;ref&amp;gt;الفقه علی المذاهب الاربعه، ج1، ص573&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این نگاه فقهی موجب می‌شد تا به رغم [[استطاعت|مستطیع بودن]] مسلمانان تونسی در شهرشان، زمینه انجام سفر برایشان فراهم نشود. حتی بسیاری از دانشمندان تونسی در سن 60 سالگی بدون انجام [[فریضه حج]] وفات یافتند و مهم‌ترین عذر ایشان افزون بر سختی و مشقت سفر حج، نگاه فقه مالکی در مورد گرفتن اجیر برای حج هنگام سختی سفر بود. &amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ افریقیه، ج2، ص324&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شهرهای معروف ساحلی و غیر ساحلی تونس مانند قیروان، صفاقس، مهدیه، سوسه و تونس، مسیر عبور و گذر کاروان حاجیان در مغرب بزرگ بود؛ به گونه‌ای که حاجیان از منتهای مغرب بزرگ، در اول ماه محرم هر سال از مناطق خویش بیرون می‌آمدند و بیشتر سال را در راه بودند تا به مکه برسند. &amp;lt;ref&amp;gt;جغرافیای حافظ ابرو، ج1، ص263&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در روزگاران کهن، کسانی که از‌ [[اندلس]] یا مغرب رهسپار حج می‌شدند، برخی راه دریایی و بعضی راه زمینی را برمی‌گزیدند &amp;lt;ref&amp;gt;راه حج، ص5&amp;lt;/ref&amp;gt; و در پی عبور از مصر یا [[شام]]، همراه حاجیان مصری و شامی، در [[میقات جحفه]] احرام می‌بستند. &amp;lt;ref&amp;gt;سفرنامه ناصر خسرو، ص223&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وضع نامناسب بهداشت از دیگر مشکلات حج‌‌گزاران تونس بود. نبرد و درگیری و نبودِ امنیت مسیر و قحطی، از دیگر موانع سفر حج تونسی‌ها بوده است. برای نمونه، به سال 145ق. [[یزید بن حاتم]]، حکمران مصر از سوی [[ابوجعفر منصور عباسی]]، مردم مصر را از رفتن به حج به دلیل خروج نوادگان [[امام مجتبی(ع)]] بازداشت و خود به سال 147ق. و پس از کشته شدن [[ابراهیم بن عبدالله بن حسن مثنی]] حج گزارد. &amp;lt;ref&amp;gt;النجوم الزاهره، ج2، ص2&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با این حال، گزارش‌هایی از حج‌‌گزاری مردم تونس در وضع دشوار در دست است. [[ناصر خسرو قبادیانی]] گزارش می‌دهد که به سال 440ق. به رغم قحطی شدیدی که حجاز را فراگرفته بود، کاروانی بزرگ از حاجیان مغرب در مراسم حج حضور داشت. &amp;lt;ref&amp;gt;سفرنامه ناصر خسرو، ص105&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در گزارش دیگر، آمده است که به سال 430ق. هیچ کس از مصر و شام و مغرب و [[عراق]] به حج نرفت و در سال‌های 431، 436-437 و 439ق. نیز تنها مصری‌ها به حج رفتند. &amp;lt;ref&amp;gt;حسن المحاضره، ج2، ص445-446&amp;lt;/ref&amp;gt; در این گزارش‌ها، عنوان مغرب، شامل سرزمین‌های گوناگون این منطقه اعم از‌ اندلس و [[مراکش]] و تونس و الجزایر است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===فواید حج برای تونسی‌ها===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در کنار سختی‌های سفر حج برای تونسی‌ها، از فواید بسیار این سفر نیز باید سخن گفت. از مهم‌ترین فواید حج‌‌گزاری تونسی‌ها، تسهیل ارتباط مسلمانان غرب و شرق جهان اسلام بوده که نقشی بسزا در آشنایی آن‌ها با یکدیگر داشته است. تبادل کالا و تجارت نیز از دیگر فواید مهم حج‌‌گزاری تونسی‌ها به شمار می‌رفته است. عموم مغربیان و حج‌‌گزاران تونسی، کالاهای خود را از تونس آورده، در اسکندریه می‌فروخته‌اند. &amp;lt;ref&amp;gt;مواهب الجلیل، ج3، ص502&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===اقامت تونسی‌ها در مکه===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مردم تونس برای انجام حج اشتیاق فراوان داشتند و پس از حج‌گزاری، در صورت امکان، برای خدمت‌‌گزاری و دریافت معنویت و علم در حرمین اقامت دائم می‌نمودند. &amp;lt;ref&amp;gt;نصیحة المشاور، ص115-116&amp;lt;/ref&amp;gt; از این جهت، مسافران تونسی به حرمین دو دسته بودند: گروهی قصد اقامت و مجاورت دائم در حرمین داشتند و گروهی قصدشان انجام مناسک و [[زیارت]] و سپس بازگشت بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در بررسی پیرامون اسناد و نسخ خطی مربوط به [[جزیرة العرب]] در تونس، فهرستی از افراد تونسی مجاور و مهاجران به حرمین فراهم شده است. &amp;lt;ref&amp;gt;دراسات تاریخ الجزیرة العربیه، ج1، ص179&amp;lt;/ref&amp;gt; در منابع دیگر، نام شماری از دانشوران حج‌‌گزار که مجاور حرمین شده‌اند، آمده است. از جمله اینان، [[محمد تونسی لواتی]]، [[علی بن محمد تونسی]]، و [[عمر عَبدَری میانشی]] بوده‌اند. &amp;lt;ref&amp;gt;التحفة اللطیفه، ج5، ص165، 324؛ ج6، ص361-363؛ نصیحة المشاور، ص90&amp;lt;/ref&amp;gt; در منابع به نام [[مبارک تونسی]] که از فراشان [[حرم نبوی]] بوده، اشاره شده است. &amp;lt;ref&amp;gt;التحفة اللطیفه، ج5، ص500&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===بهره‌برداری فرانسه از حج تونس===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سده 19م. شماری از سازمان‌های حمل و نقل فرانسه عهده‌دار انتقال دریایی حاجیان تونس بودند و برای این کار، هزینه بسیار از مردم می‌گرفتند و آن‌ها را با کشتی‌های کهنه و نامناسب انتقال می‌دادند. آورده‌اند که دولت فرانسه در صدد بود برای پیشگیری از تشتت، امتیاز انتقال حج‌‌گزاران تونس را به شکلی خاص به فرانسه بسپارد. &amp;lt;ref&amp;gt;دراسات تاریخ الجزیرة العربیه، ج2، ص178، «الوثائق و المخطوطات العربیة لتاریخ الجزیرة العربیة فی تونس. &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تاسیس راه آهن [[دمشق]] به حجاز و نیز دمشق به [[بیروت]]، موجب افزایش سفر به مکه شد. در یکی از گزارش‌ها، از نگرانی وزیر امور خارجه فرانسه از افزایش حاجیان تونس یاد شده است. در گزارش دیگر، از همکاری فرماندار (بای) تونس با [[امیر مکه]] در اهتمام به تعمیر راه آهن سخن رفته است. &amp;lt;ref&amp;gt;دراسات تاریخ الجزیرة العربیه، ج2، ص178&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===احترام تونسی‌ها به حاجیان===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درباره ارتباط تونسیان با مسافران حجاز، گزارش [[محمد عبدری]] (م. 689ق.) در دست است. او خاطره‌ای خوش از مردم تونس دارد. وی پس از پیمودن منزلگاه‌های گوناگون به تونس رسیده است. او همراه با گزارش رفتار مردم هر شهر با حاجیان و مسافران، از مهمان‌نوازی و خوش‌رفتاری تونسیان با رهگذران و حاجیان به نیکی یاد کرده است. &amp;lt;ref&amp;gt;الرحلة العبدری، ص489&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[ابن‌رشید فهری]] (م. 721ق.)  نیز در سفر به حج و حجاز، از مناطق میان راه از‌ اندلس تا حجاز گزارش داده است. او چندی در تونس اقامت کرد و از اهل دانش و ادب آن جا توشه برگرفت. وی شرح احوال و نام‌های دانشوران این سرزمین را آورده است. او سپس از تونس به اسکندریه رفت و مسیرش را به سوی سرزمین وحی ادامه داد. &amp;lt;ref&amp;gt;رحالة الغرب، ص81&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===وقفیات تونسی‌ها به حرمین===&lt;br /&gt;
تونسیان موقوفات و صدقات فراوان در حرمین بر جای نهاده‌اند. تنوع و گستردگی این موقوفه‌ها و نیز گزارش‌هایی درباره نیکوکاران، امیران و دانشوران تونسی که اهل [[وقف]] و کارهای خیر در حرمین بوده‌اند، در پژوهش [[محمد التلیلی]] با عنوان [[اوقاف الحرمین الشریفین بالبلاد التونسیة]] آمده است. نویسنده گزارشی تفصیلی از این موقوفه‌ها، نام صاحبان آن‌ها و وضع هر موقوفه در گذر تاریخ داده است. &amp;lt;ref&amp;gt;نک: موسوعة مکة المکرمه، ج4، ص140&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==سفرنامه‌های حج تونسی==&lt;br /&gt;
[[محمد بن احمد تجانی]] که در سال 706ق. همراه [[یحیی بن زکریا]]، یکی از [[امیران بنی حفص]]، به قصد حج از تونس درآمد و بعدها که این امیر حاکم تونس شد، در شمار مقرّبان او گشت، سفرنامه‌ای مهم دارد. این [[سفرنامه]] با اسلوبی ساده از مسائل جغرافیایی و تاریخ طبیعی و اقوام و نژادها گزارش می‌دهد. یک سده بعد، [[ابن خلدون]] (م. 808ق.)  به ستایش او پرداخت و از کتابش درباره تاریخ شمال افریقا فراوان بهره برد. ‏&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ نوشته‌های جغرافیایی، ص298&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[الرحلة الحجازیة]] نوشته تاریخ‌نگار و مصلح تونسی، [[محمد بن عثمان سنوسی]]، از سفرنامه‌های مهم حج‌‌گزاران این سرزمین است. وی به سال 1267ق. در تونس زاده شد. او در تاریخ و ادبیات دست داشت و [[الرائد التونسی]] را منتشر می‌ساخت و در نگارش مقالات [[دائرة المعارف البستانیة]] مشارکت داشت. &amp;lt;ref&amp;gt;المختار من الرحلات الحجازیه، ج2، ص597&amp;lt;/ref&amp;gt; وی در پی بازگشت از سفر حج، نوشتن سفرنامه‌اش را آغاز نمود. این سفرنامه در سه بخش، حاوی گزارش سفر به [[ایتالیا]] و تونس، مکه و مدینه و رجال و شخصیت‌هایی است که در مسیر سفر با آن‌ها دیدار کرده است. &amp;lt;ref&amp;gt;دراسات تاریخ الجزیرة العربیه، ج2، ص182، «الوثائق و المخطوطات العربیة لتاریخ الجزیرة العربیة فی تونس. &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اثری از [[سید محمد بیرم تونسی]] با عنوان [[صفوة الاعتبار بمستودع الامصار و الاقطار]] از دیگر سفرنامه‌های مردم تونس است. محمد بیرم تونسی در خانواده‌ای اهل دانش به سال 1256ق. زاده شد. او در امور فرهنگی تلاش داشت و در 1296ق. به سفر حج رفت و پس از حج به شام رهسپار شد. سپس در [[استانبول]] اقامت گزید. وی رساله‌ای با عنوان [[فیما یجب لآل البیت النبوی من التبجیل]] و نیز رساله [[فی سکنی دار الحرب]] را نوشته است. وی به سال 1307ق. درگذشت. &amp;lt;ref&amp;gt;جمهرة الرحلات، ج1، ص294&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==حج‌‌گزاری تونسی‌ها در عصر حاضر==&lt;br /&gt;
با استقلال این کشور به سال 1377ق./1956م. هر سال هشت تا 10 هزار تونسی به حج اعزام می‌شوند. [[حبیب بورقیبة]]، رئیس جمهور وقت تونس، در بازدید از مدینه، از معماران تونسی خواست تا محراب فعلی [[مسجد قبا]] را گچ‌بری کنند. &amp;lt;ref&amp;gt;مدینه‌شناسی، ص18&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مردم تونس در سال 1430ق./2009م. به دلیل رواج آنفولانزای خوکی، در مراسم [[حج تمتع]] شرکت نکردند. این اقدام بازتابی منفی در میان [[کشورهای اسلامی]] داشت. به سال 1431ق./2010م. از میان 78469 تن تونسی ثبت نام کرده برای سفر حج، تنها 10 هزار تن در قالب 82 پرواز مستقیم به [[حج]] اعزام شدند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پرواز حاجیان تونسی از شهرهای گوناگون تونس به ویژه تونس، منستیر، صفاقس، جربه، نفطه، و قابس انجام می‌شود. هزینه حج تمتع برای هر تونسی به سال 1432ق./2011م. حداکثر 6000 دینار تونسی برابر با 5000 دلار اعلام شده است. هتل‌های محل اسکان حاجیان تونسی در مکه دارای سه یا چهار ستاره و در فاصله 350 تا 800 متری حرم هستند. فاصله زمانی ثبت ‌نام تا اعزام تونسی‌ها به سفر حج، پنج سال است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وزیر امور دینی، ریاست [[بعثه]] حاجیان تونسی را در [[عربستان]] بر عهده دارد و کمیته ملی حج تونس «[[اللجنة الوطنیة للحج]]» متشکل از وزارت امور دینی و وزارت بهداشت این کشور، عهده‌دار امور حج‌‌گزاری تونس است که هماهنگی‌ با مسؤولان حج عربستان در زمینه اسکان، پذیرایی، حمل و نقل، و ارسال دارو را انجام می‌دهد. &amp;lt;ref&amp;gt;مشاهدات میدانی نگارنده در تونس&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حاجی شدن، افتخاری بزرگ و آرزویی مهم برای تونسی‌ها به شمار می‌رود. بهره‌گیری از گروه‌های [[تواشیح‌خوانی]] معروف به «[[سُلامیه]]» هنگام بدرقه و استقبال، بخشی از مراسم مربوط به حاجیان در تونس است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در تونس بر اساس باوری عامیانه، در روز [[عید قربان]] از صابون برای شست‌وشوی لباس استفاده نمی‌کنند؛ زیرا ممکن است پای حاجیان بر سنگ‌های [[جبل الرحمة]] در [[منا]] بلغزد. &amp;lt;ref&amp;gt;مشاهدات میدانی نگارنده در تونس&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==برای مطالعه بیشتر==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;اسلام‌ سیا‌سی‌: نگا‌هی‌ به‌ تا‌ریخ‌ و اندیشه‌ حرکة‌ النهضة‌ تونس‌&#039;&#039;&#039;، فرانسوا بورگه‌&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;اسلام‌ گرایا‌ن‌ تونس‌ از معا‌رضه‌ تا‌ حکومت‌&#039;&#039;&#039;، اعلیه‌ علانی‌&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;اشکاليه الدين و السياسه في تونس&#039;&#039;&#039;، عبدالحکيم ابوالنور&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;اقتصا‌د تونس‌: گزارش‌ سا‌ل‌ 2000&#039;&#039;&#039;، فخرطا‌ولی‌&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;الاحزاب و الحرکات السیاسیة فی تونس&#039;&#039;&#039;، ساره فایز&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;ابحاث فی تاریخ تونس الحدیث و المعاصر&#039;&#039;&#039;، بنبلغیث الشیبانی&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;اتحاف اهل الزمان باخبار ملوک تونس و عهد الامام&#039;&#039;&#039;، احمد بن ابی الضیاف&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;آثا‌ر تونس‌ الاسلامیة‌ و مصا‌در الفن‌ الاسلامی‌&#039;&#039;&#039;، احمد فکری&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;اسلام‌ سیا‌سی‌ در تونس‌: از مشت‌ آهنین‌ بن‌ علی‌ تا‌ انقلاب‌ یا‌سمن‌&#039;&#039;&#039;،  تا‌لیف‌ جمعی‌ از نویسندگا‌ن‌&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیوند به بیرون==&lt;br /&gt;
*[http://miqat.hajj.ir/article_37895.html حج گزاری در تونس‌، مهدی سرحدی، محمد بشیر الشریف، مجله میقات حج، دوره 15، شماره 59، بهار 1386]&lt;br /&gt;
*[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/585418/شناخت-تونس شناخت تونس، رضا شهریور، مجله نامه فرهنگ، بهار 1378 - شماره 34]&lt;br /&gt;
*[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/914346/بازخوانی-اسلام-سیاسی-در-تونس بازخوانی اسلام سیاسی در تونس، محمد ذوالفقاری، مجله پژوهش‌های منطقه‌ای، بهار 1390 - شماره 6]&lt;br /&gt;
*[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/507501/تونس-و-الجزائر تونس و الجزائر،أباظة باشا فؤاد، مجله الهدایة الاسلامیة، المجلد الحادی عشر، جمادی الثانیة 1358 - الجزء 12]&lt;br /&gt;
*[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/914338/فرهنگ-تونس فرهنگ تونس، مجله پژوهش‌های منطقه‌ای، پاییز و زمستان 1389 - شماره 5]&lt;br /&gt;
*[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/644212/إنتصار-تونس-علی-الإستعمار إنتصار تونس علی الإستعمار،  جمال الدین الرمادی، مجله المجلة المصریة للعلوم السیاسیة، أغسطس 1964 - العدد 41]&lt;br /&gt;
*[http://psiw.journals.ikiu.ac.ir/?_action=article&amp;amp;keywords=بررسی+فرایند+گذار+به+دموکراسی+در+تونس بررسی فرایند گذار به دموکراسی در تونس، حسن مجیدی، محسن رحیمی نیا، مجله مطالعات سیاسی جهان اسلام، تابستان 1394 - شماره 14]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{منابع}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{دانشنامه&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
| آدرس = http://phz.hajj.ir/422/7444&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
| عنوان = تونس&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
| نویسنده = سید حسن عصمتی بایگی؛ علی احمدی میرآقا &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;آثار البلاد&#039;&#039;&#039;: زکریا بنمحمد القزوینی (م. 682ق.) ، ترجمه میرزا جهانگیر، تهران، امیر کبیر، 1373ش.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;احسن التقاسیم&#039;&#039;&#039;: المقدسی البشاری (م. 380ق.) ، قاهره، مکتبة مدبولی، 1411ق.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;الاستبصار فی عجائب الامصار&#039;&#039;&#039;: نویسنده مراکشی (م. قرن6ق.) ، به کوشش سعد زغلول، بغداد، دار الشؤون الثقافیه، 1976م.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;البلدان&#039;&#039;&#039;: ابن الفقیه (م. 365ق.) ، به کوشش یوسف الهادی، بیروت، عالم الکتب، 1416ق.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;تاریخ افریقیة فی العهد الحفصی&#039;&#039;&#039;: روبار برسفیک، ترجمه حمادی الساحلی، بیروت، دار الغرب الاسلامی، 1988م.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;تاریخ تونس من عصور ما قبل التاریخ الی الاستقلال&#039;&#039;&#039;: محمد‌هادی الشریف، به کوشش الشاوس، تونس، سراس، 2008م.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;تاریخ نوشته‌های جغرافیایی در جهان اسلام&#039;&#039;&#039;: ایگناتی یولیانوویچ کراچکوفسکی، ترجمه پاینده، تهران، علمی و فرهنگی، 1379ش.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;التحفة اللطیفه&#039;&#039;&#039;: شمس الدین السخاوی (م. 902ق.) ، بیروت، دار الکتب العلمیه، 1414ق.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;جغرافیای حافظ ابرو&#039;&#039;&#039;: حافظ ابرو (م. 833ق.) ، تهران، میراث مکتوب، 1375ش.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;جمهرة الرحلات&#039;&#039;&#039;: احمد محمد محمود، عربستان، دار السعودیه، 1430ق.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;حسن المحاضرة فی اخبار مصر و القاهره&#039;&#039;&#039;: السیوطی (م. 911ق.) ، بیروت، دار الکتب العلمیه، 1418ق.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;دانشنامه جهان اسلام&#039;&#039;&#039;: زیر نظر حداد عادل و دیگران، تهران، بنیاد دائرة المعارف اسلامی، 1378ش.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;دائرة المعارف بزرگ اسلامی&#039;&#039;&#039;: زیر نظر بجنوردی، تهران، مرکز دائرة المعارف بزرگ، 1372ش.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;دائرة المعارف جهان نوین اسلام&#039;&#039;&#039;: جان ال اسپوزیتو، ترجمه و تحقیق طارمی و دیگران، تهران، نشر کتاب مرجع، 1388ش.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;دراسات تاریخ الجزیرة العربیه&#039;&#039;&#039;: عبدالرحمن الطیب انصاری، به کوشش گروهی از محققان، عربستان، جامعة الملک السعود، 1397ق.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;دمشق فی مرآت رحلات القرون الوسطی&#039;&#039;&#039;: احمد ایبش، ابوظبی، المجمع الثقافی، 1430ق.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;راه حج&#039;&#039;&#039;: رسول جعفریان، تهران، زیتون سبز، 1389ش.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;رحالة الغرب الاسلامی&#039;&#039;&#039;: نواف عبدالعزیز، ابوظبی، دار السویدی، 2008م.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;رحلة ابن بطوطه&#039;&#039;&#039;: ابن بطوطه (م. 779ق.) ، به کوشش التازی، الرباط، المملکة المغربیه، 1417ق.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;الرحلة العبدری&#039;&#039;&#039;: محمد العبدری (م. قرن8ق.) ، به کوشش کردی، دمشق، دار سعد الدین، 1426ق.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;الروض المعطار&#039;&#039;&#039;: محمد بن عبدالمنعم الحمیری (م. 900ق.) ، به کوشش احسان عباس، بیروت، مکتبة لبنان، 1984م.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;سفرنامه ناصر خسرو&#039;&#039;&#039;: ناصر خسرو (م. 481ق.) ، تهران، زوّار، 1381ش.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;الصراع المذهبی بافریقیة الی قیام الدولة الزیریه&#039;&#039;&#039;: عبدالعزیز المجدوب، تونس، الدار التونسیه، 1985م.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;طبقات علماء افریقیه&#039;&#039;&#039;: محمد بن احمد القیروانی، به کوشش علی الشابی و الیافی، تونس، الدار التونسیه، 1968م.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;فتوح البلدان&#039;&#039;&#039;: البلاذری (م. 279ق.) ، بیروت، دار الهلال، 1988م.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;الفقه علی المذاهب الاربعه&#039;&#039;&#039;: عبدالرحمن الجزیری (م. 1360ق.) ، بیروت، دار الکتب العلمیه، 1424ق.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;مختار من الرحلات الحجازیه&#039;&#039;&#039;: محمد بن حسن، جده، دار الاندلس الخضراء، 1421ق.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;مدینه‌شناسی&#039;&#039;&#039;: سید محمد باقر نجفی، تهران، شرکت قلم، 1364ش.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;معجم البلدان&#039;&#039;&#039;: یاقوت الحموی (م. 626ق.) ، بیروت، دار صادر، 1995م.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;مواهب الجلیل&#039;&#039;&#039;: الحطاب الرعینی (م. 954ق.) ، به کوشش زکریا عمیرات، بیروت، دار الکتب العلمیه، 1416ق.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;موسوعة مکة المکرمة و المدینة المنوره&#039;&#039;&#039;: احمد زکی یمانی، مصر، مؤسسة الفرقان، 1429ق.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;میقات حج (فصلنامه)&#039;&#039;&#039;:  تهران، حوزه نمایندگی ولی فقیه در امور حج و زیارت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;النجوم الزاهره&#039;&#039;&#039;: یوسف بن تغری بردی (م. 874ق.) ، قاهره، به کوشش شلتوت و دیگران، وزارة الثقافة و الارشاد القومی، 1392ق.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;نصیحة المشاور (تاریخ المدینة المنوره)&#039;&#039;&#039;:  ابن فرحون (م. 769ق.) ، به کوشش علی عمر، قاهره، مکتبة الثفافة الدینیه، 1427ق.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;نفح الطیب&#039;&#039;&#039;: احمد بن محمد المقری (م. 1041ق.) ، به کوشش البقاعی، بیروت، دار الفکر، 1419ق.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;br /&gt;
{{کشورهای مرتبط با حج}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:مقاله‌های در دست ویرایش]]&lt;br /&gt;
[[رده:کشورهای اسلامی]]&lt;br /&gt;
[[رده:کشورهای حج‌گزار]]&lt;br /&gt;
[[رده:کشورهای مرتبط با حج]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Hodjat p</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikihaj.com/index.php?title=%D8%AA%D8%B9%D8%B7%DB%8C%D9%84_%D8%AD%D8%AC&amp;diff=10845</id>
		<title>تعطیل حج</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikihaj.com/index.php?title=%D8%AA%D8%B9%D8%B7%DB%8C%D9%84_%D8%AD%D8%AC&amp;diff=10845"/>
		<updated>2019-01-01T04:58:38Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Hodjat p: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{در دست ویرایش|ماه=[[آذر]]|روز=[[۲۶]]|سال=[[۱۳۹۷]]|کاربر=Hodjat p  }}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;تعطیل حج&#039;&#039;&#039; به معنای بر‌گزار نشدن [[حج]] از سوی همه یا شماری از مسلمانان است.&lt;br /&gt;
حج‌گزاری مسلمانان از اواخر حیات [[رسول الله(ص)]] آغاز گردیده و تا قرن سوم هجری، جز موارد بسیار معدود که بیشتر مربوط به حوادث طبیعی و غیر مترقبه بود، بی‌وقفه انجام می‌‌شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
لکن از آن زمان به بعد و با ضعف دستگاه [[خلافت عباسی]] و پدید آمدن کانون‌های متعدد قدرت در [[جهان اسلام]]، رقابت‌ها و درگیری‌های نظامی و سیاسی ممالک اسلامی با یکدیگر و نیز اختلافات سران مکه و مدینه بر سر سیادت بر [[حرمین شریفین]]، به عنوان کانون‌های مشروعیت‌زا، ناامنی راه‌های حج به‌دلیل ضعف حکومت‌ها، دخالت دولت‌های استعمارگر برای جلوگیری از آگاهی و اتحاد مسلمین، شیوع بیماری‌ها و نبود امکانات مداوای کافی در [[عربستان]] باعث تعطیلی حج می‌شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:طواف کعبه.jpeg|بندانگشتی|طواف کعبه]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اهمیت حج==&lt;br /&gt;
پس از نزول [[آیه حج]] (آل عمران/3، 97) [[وجوب حج]] به سال دهم ق. تشریع شد و [[پیامبر(ص)]] با بر‌گزاری [[حجةالوداع]]، [[وجوب حج]] را اعلام کرد. &amp;lt;ref&amp;gt;الکشاف، ج3، ص11&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;مجمع البیان، ج7، ص145&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;روح المعانی، ج17، ص143&amp;lt;/ref&amp;gt; [[قرآن کریم]] (آل عمران/3، 97) از [[ترک حج]] به کفر تعبیر کرده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روایات نیز [[تسویف]] و [[تاخیر حج]] را نهی کرده &amp;lt;ref&amp;gt;سنن الدارمی، ج1، ص455&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;سنن الترمذی، ج3، ص176&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;الکافی، ج4، ص268-269&amp;lt;/ref&amp;gt; و آن را از گناهان بزرگ و مایه خسارت دنیوی و اخروی دانسته‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;الکافی، ج4، ص270&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;وسائل الشیعه، ج11، ص137&amp;lt;/ref&amp;gt; ترک حج جنبه فردی دارد و به رغم اهمیت و [[وجوب]] آن، گاهی به سبب‌های گوناگون، حج در برخی مناطق بر‌گزار نشده است. اگر این مساله در میان همه یا شماری از مسلمانان شایع گردد، تعطیل عمومی حج رخ می‌دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیش‌گیری از تعطیل حج==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کتاب‌های حدیثی و فقهی با اختصاص دادن بابی به موضوع «[[اجبار الناس علی الحج]]» &amp;lt;ref&amp;gt;الکافی، ج4، ص386&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;من لا یحضره الفقیه، ج2، ص420&amp;lt;/ref&amp;gt; تصریح کرده‌اند که اگر ترک حج از سوی مسلمانان موجب تعطیل حج گردد، [[حاکم اسلامی]] باید مسلمانان را به [[حج]] ناچار کند و هزینه بر‌گزاری حج را از [[بیت‌المال]] در اختیار ایشان قرار دهد و از تعطیل حج پیشگیری کند. &amp;lt;ref&amp;gt;الکافی، ج4، ص272&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;الحدائق، ج14، ص22&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===دیدگاه فقه===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از دیدگاه فقهی، اگر حج‌‌گزار پس از رسیدن به [[مواقیت حج]] و [[احرام]] و حتی انجام برخی اعمال، به جهت پیدایش مانع یا رویدادی، امکان ادامه [[مناسک حج]] را از دست دهد و ناچار حج خود را ناتمام نهاد، اصطلاحاً [[احصار]] و [[صدّ]] خوانده می‌شود که احکام ویژه خود را دارد. این امر مصداق‌های فردی و گروهی متعدد در گذر زمان داشته است؛ از جمله، پیشگیری [[عبدالله بن زبیر]] از [[طواف کعبه]] و [[سعی]] میان [[صفا]] و [[مروه]] در حج سال 72ق. &amp;lt;ref&amp;gt;الکامل، ج4، ص350&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پیش از احرام نیز به سبب‌های گوناگون، بر‌گزاری حج امکان نداشته است. از جمله، در مورد ناسازگاری حج با [[پرداخت بدهی]] &amp;lt;ref&amp;gt;المجموع، ج7، ص68&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;مواهب الجلیل، ج3، ص467&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;الحدائق، ج14، ص90&amp;lt;/ref&amp;gt; و [[خمس]] و [[زکات]]، &amp;lt;ref&amp;gt;مواهب الجلیل، ج3، ص467&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;العروة الوثقی، ج4، ص433&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;مستمسک العروه، ج10، ص190&amp;lt;/ref&amp;gt; انجام [[حرام]] یا ترک [[واجب]] &amp;lt;ref&amp;gt;مناسک حج، ص14&amp;lt;/ref&amp;gt; برخی [[استطاعت]] را حاصل نمی‌دانند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با این حال، برخی از سبب‌ها، امکان بر‌گزاری حج از افراد منطقه خاص را سلب می‌کند که مصداق تعطیل حج به شمار می‌رود. فقیهان در مورد ناسازگاری حج با [[حفظ نفس]] و جایی که آدمی در معرض هلاک باشد، انجام حج را مجاز ندانسته‌اند. از همین روی، نرسیدن به [[مکه]] به سبب رویدادی طبیعی، ناامن بودن [[راه حج]]، هراس حج‌‌گزار از درندگان یا دشمنان در حفظ جان و مال و آبروی خود، &amp;lt;ref&amp;gt;مغنی المحتاج، ج1، ص465&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;نک: مستند الشیعه، ج11، ص62&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;اعانة الطالبین، ج2، ص320&amp;lt;/ref&amp;gt; تحمیل هزینه مالی سنگین به سبب مالیات یا باج‌خواهی، نبرد یا درگیری مانع رسیدن حج‌‌گزاران به مکه، و مانند آن‌ها [[استطاعت طریقی]] و [[استطاعت امنیتی|امنیتی]] را که از [[شرایط وجوب حج]] است، از میان می‌برد. &amp;lt;ref&amp;gt;مستند الشیعه، ج11، ص24-65&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;الفقه الاسلامی، ج3، ص2083&amp;lt;/ref&amp;gt; نیز به باور برخی از فقیهان، اگر حج مستلزم پیمودن مسیر دور و نامتعارف باشد، استطاعت طریقی وجود ندارد. &amp;lt;ref&amp;gt;المغنی، ج3، ص167-168&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;مستند الشیعه، ج11، ص61&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;مستمسک العروه، ج10، ص171&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==انجام سفر حج==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[مسلمانان]] مناطق گوناگون برای رسیدن به [[مکه]] در قالب کاروان‌های یکپارچه به سوی مکه رهسپار می‌شدند. از جمله، حج‌‌گزاران ایرانی در چند سده با پیوستن به حج‌‌گزاران [[عراق]]، در قالب محمل عراقی به حج می‌رفتند. حاجیان مغربی و‌ اندلسی نیز با رفتن به [[مصر]]، در قالب محمل مصری، خود را به [[حرم]] می‌رساندند. &amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ مکه، ص218&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کاروان‌های شام، مصر، عراق، [[یمن]] و [[عثمانی]] از بزرگ‌ترین و معروف‌ترین این کاروان‌ها بودند که از آن‌ها با تعبیر «[[محمل]]» نیز یاد می‌شد. از همین رو، گزارش‌های مربوط به [[کاروان حج مصر]] یا [[کاروان حج عراق|عراق]] می‌تواند شامل همه کاروان‌های [[خراسان]] یا [[مغرب]] و یا‌ [[اندلس]] باشد که در قالب کاروان اصلی به حج می‌رفتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==معنی تعطیل حج==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گاهی کاروان حج به سبب‌های گوناگون از رسیدن به [[حرم مکه]] یا [[مناسک حج]] بازمی‌ماند و حج آن کاروان تعطیل می‌شد. این امر موجب کاهش شمار حج‌‌گزاران می‌گشت که کتاب‌های تاریخی با عنوان «تعطیل حج» از آن یاد کرده‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این گزارش‌ها گاهی به صورت مطلق و با عباراتی چون «لَم یحج احد» آمده است که از آن برمی‌آید که حج در آن سال برگزار نشده است؛ از جمله گزارش مربوط به تعطیل حج در سال 317 ق.&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ الاسلام، ج23، ص374&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;النجوم الزاهره، ج3، ص227&amp;lt;/ref&amp;gt; اما این گزارش‌ها منحصر به منطقه‌ای است که نویسنده از آن گزارش می‌دهد و به معنای تعطیل عمومی حج نیست و برخی منابع از بر‌گزاری حج در همان هنگام یاد کرده‌اند. &amp;lt;ref&amp;gt;حسن الصفا، ص107&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==علل تعطیل حج==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منابع گاهی تعطیل حج را بدون یادکرد علت آن آورده‌اند؛ از جمله گزارش تعطیل حج در سال 398ق. &amp;lt;ref&amp;gt;مرآة الزمان، ص278&amp;lt;/ref&amp;gt; و 562ق. &amp;lt;ref&amp;gt;الدرر الفرائد، ج1، ص357&amp;lt;/ref&amp;gt; و 699ق. از مصر &amp;lt;ref&amp;gt;السلوک، ج2، ص72&amp;lt;/ref&amp;gt; که سبب آن یاد نشده است. بر پایه گزارش منابع، مهم‌ترین سبب‌های تعطیل حج، ناامنی راه حج، باج‌خواهی قبایل در مسیر حج، ناامنی حرم، اختلاف‌های حاکمان در مناطق گوناگون، اختلاف‌های مذهبی، [[قحطی]]، و رواج بیماری بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===ناامنی راه حج و باج‌گیری===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وجود غارتگران و حمله قبایل به کاروان‌های راه حج، از عوامل تعطیل حج است. ناامنی راه حج، برآمده از ضعف حکومت‌ها بوده است. در سال‌های پایانی سده چهارم ق. با ضعف [[آل‌بویه]]، کوشش قبایل راهزن عرب در راه حج بالا گرفت و سبب شد که در برخی سال‌ها حج کاروان عراق تعطیل گردد. &amp;lt;ref&amp;gt;اتحاف الوری، ج2، ص428-433&amp;lt;/ref&amp;gt; از جمله، به سال 393ق. به جهت نگرانی از شخصی به نام [[اصیفر اعرابی]]، [[حج عراق]] تعطیل گشت &amp;lt;ref&amp;gt;مرآة الزمان، ص267&amp;lt;/ref&amp;gt; و در 397ق. به سبب تعرض [[ابن جَراح طائی]] به کاروان عراق، کسی نتوانست به حج برود. &amp;lt;ref&amp;gt;الکامل، ج9، ص76&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;البدایة و النهایه، ج1، ص337&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;اتحاف الوری، ج2، ص432-433&amp;lt;/ref&amp;gt; به سال 409ق. نیز حاجیان از [[بغداد]] بیرون شدند؛ ولی با هجوم بعضی قبایل عرب ناچار به بازگشت شدند. &amp;lt;ref&amp;gt;النجوم الزاهره، ج4، ص242&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;الدرر الفرائد، ص252&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ناامنی راه حج تا‌ اندازه‌ای فراگیر بود که [[طغرل سلجوقی]] به سال 447ق. وارد بغداد شد و در توجیه کار خود، خطاب به [[خلیفه عباسی]]، یکی از اهداف این کار را تامین امنیت [[راه حج عراق]] دانست &amp;lt;ref&amp;gt;الانباء، ص189&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;نک: المنتظم، ج8، ص164&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;الکامل، ج9، ص609&amp;lt;/ref&amp;gt; که 30 سال تعطیل شده بود. &amp;lt;ref&amp;gt;شفاء الغرام، ج2، ص358-361&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;اتحاف الوری، ج2، ص455-466&amp;lt;/ref&amp;gt; البته وی توفیق چندانی در این امر نیافت. &amp;lt;ref&amp;gt;المنتظم، ج8، ص164&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;نک: اتحاف الوری، ج2، ص444، 446، 450&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;الدرر الفرائد، ج1، ص539&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در دوران [[حکومت ابوالفتوح]] (حک: 403-430ق.)  بر مکه، به دلیل درگیری‏‌ها و شورش و راهزنی برخی از قبایل بادیه‌نشین، در بسیاری از سال‌ها خواستاران حج از این توفیق محروم شدند. &amp;lt;ref&amp;gt;البدایة و النهایه، ج12، ص45&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;شفاء الغرام، ج2، ص255&amp;lt;/ref&amp;gt; در حکومت فرزندش [[محمد شکر]] (حک: 430-453ق.) نیز به سبب [[شورش بادیه‏‌نشین‌ها]]، شمار حج‌‌گزاران کاهش یافت. &amp;lt;ref&amp;gt;شفاء الغرام، ج2، ص256&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[حاکمان حرم]] از حاجیان وجوهی دریافت می‌کردند که گاه به جهت عدم پرداخت این وجوه، از ورود کاروان به حرم پیشگیری می‌شد. از جمله، به سال 914ق. [[شریف برکات]] حاجیان یمن را که از راه خشکی رهسپار مکه بودند، به نزدیکی مکه بازگرداند، بدین دلیل که در سال پیش بسیاری از ایشان بدون آگاهی عاملان شریف بی‌آنکه وجهی پرداخت کنند، وارد مکه شده بودند. &amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ الشحر، ص89&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
در سده‌های پسین نیز فقدان امنیت جانی و مالی در راه حج که با [[دریافت اخوه]] و باج‌خواهی فزاینده بادیه نشینان و شیوخ محلی که معروف‌ترین ایشان [[امیر جبل]] بود، باعث تعطیل حج می‌گشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====واکنش فقها====&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از همین رو، فقیهان برخی از این راه‌ها را تحریم کردند. [[میرزای قمی]] (1151-1231ق.)  که به سال 1212ق. به حج رفته بود، سال‌ها بعد با دریافت گزارش‌ رفتار [[وهابیان]] در مسیر حج با [[شیعیان]]، در پاسخ به [[استفتاء]] یکی از دانشوران معاصر خود، امنیت را از [[شروط حج]] دانست و هر چند وجود امنیت را از موضوعات وابسته به [[تشخیص مکلف]] دانست، تصریح کرد که در آن وضعیت، نه خود به حج می‌رود و نه به دیگری اجازه سفر می‌دهد. &amp;lt;ref&amp;gt;جامع الشتات، ج1، ص326-331&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همچنین [[شیخ فضل‌الله نوری]] به سال 1319ق. سفر از [[راه جبل]] را تحریم کرد. وی که خود از این مسیر به حج رفته بود، در پی بازگشت، نه تنها سفر حج از این راه را حرام دانست؛ بلکه [[مراجع تقلید شیعه]] را نیز قانع کرد که سفر از این راه را تحریم کنند. این فتاوا در کتاب [[فتاوی العلماء فی حرمة السفر الی الحج من طریق الجبل]] گرد آمده است. &amp;lt;ref&amp;gt;الذریعه، ج16، ص102&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;مقالات تاریخی، ج9، ص38، 42، «تیر اجل در صدمات راه جبل»&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ناامنی راه، منحصر به حج عراق نبود و [[حج مصر]] نیز به همین سبب تعطیل می‌گردید. از جمله، در سال 478ق. به سبب حمله شماری از بادیه‌نشینان به کاروان مصری، شماری فراوان کشته شدند و باقی‌مانده افراد به مصر بازگشتند. &amp;lt;ref&amp;gt;اتحاف الوری، ج2، ص483&amp;lt;/ref&amp;gt; نیز در سال‌های 643-650ق. به دلیل ضعف خلفای عباسی و ناامنی راه‌ها، از مناطق اسلامی عراق تا مصر حج رسمی انجام نگرفت. &amp;lt;ref&amp;gt;نک: تاریخ الاسلام، ج47، ص63&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حج‌‌گزاری از راه دریا نیز به علت ازدحام و مشکلات سفر که کشتی‌بانان پدید می‌آوردند، تحریم می‌شد. به گزارش [[فیفائی]]، پس از شرح مشکلات سفر با کشتی نزد یکی از اقطاب [[مالکی]] مصر با نام [[ابوعبدالله عایش]]، وی سفر دریایی به حج را تحریم کرد. &amp;lt;ref&amp;gt;میقات حج، ش44، ص77، «حج‌گزاری در کشور مغرب»&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===درگیری نظامی و سیاسی در حرم===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درگیری حاکمان یا مدعیان حکومت در مکه نیز از دیگر سبب‌های تعطیل حج، خوانده شده است. شاید کهن‌ترین گزارش تعطیل گسترده حج به همین سبب باشد که به تسلط [[عبدالله بن زبیر]] بر مکه (64-73ق.)  و خواندن خطبه به نام خود بازمی‌گردد. سپس [[عبدالملک مروان]] که خود را [[خلیفه]] می‌دانست، مردم را از رفتن به حج بازداشت و در برابر، به سال‌های 66-72ق. [[مسجد قبة الصخره]] در [[قدس]] را بنا کرد و آن را به جای [[کعبه]]، محل حج مردم ساخت. &amp;lt;ref&amp;gt;البدایة و النهایه، ج8، ص308&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;النجوم الزاهره، ج1، ص188&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;الانس الجلیل، ج1، ص397، 400-401&amp;lt;/ref&amp;gt; نیز شورش [[اسماعیل بن یوسف علوی]] به سال 251ق. در مکه باعث تعطیل حج گشت. &amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ طبری، ج9، ص346-347&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;مروج الذهب، ج4، ص311&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====حمله قرامطه به مکه====&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[حمله قرامطه]] به مکه نیز از علل تعطیل حج بود که در منابع تاریخی بازتاب فراوان یافته است. منابع از بر‌گزار نشدن حج در سال 317ق. به سبب حمله و کشتار [[ابوطاهر قرمطی]] در مکه یاد کرده‌اند. &amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ الاسلام، ج23، ص374&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;النجوم الزاهره، ج3، ص227&amp;lt;/ref&amp;gt; در حمله [[قرمطیان]] به مکه در سال 317ق. &amp;lt;ref&amp;gt;العبر، ج1، ص743-744&amp;lt;/ref&amp;gt; تا سال 327ق. &amp;lt;ref&amp;gt;سمط النجوم، ج3، ص489&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;سمط النجوم، ج4، ص194، 197&amp;lt;/ref&amp;gt; حج تعطیل بود و کسی نتوانست به حج برود. &amp;lt;ref&amp;gt;النجوم الزاهره، ج1، ص347&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ الاسلام، ج23، ص374&amp;lt;/ref&amp;gt; البته یورش‌های گوناگون ایشان به کاروان حاجیان پیش از تصرف مکه به سال 313ق. &amp;lt;ref&amp;gt;اتحاف الوری، ج2، ص372-374&amp;lt;/ref&amp;gt; و پس از آن نیز حرکت چند حج عراقی را با مشکل روبه‌رو کرد و بسیاری از سال‏ها حج ایشان تعطیل ‏شد. &amp;lt;ref&amp;gt;الدرر الفرائد، ج1، ص314&amp;lt;/ref&amp;gt; به سال 403ق. نیز به سبب حمله یکی از قرمطیان به نام [[ابوعیسی قرمطی|ابوعیسی]] به [[کوفه]] و محاصره این شهر، مردم عراق و خراسان ایام حج را از دست دادند و نتوانستند حج را به جا آورند. &amp;lt;ref&amp;gt;المنتظم، ج7، ص260&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;النجوم الزاهره، ج4، ص232&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;الدرر الفرائد، ص251&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====اختلاف اخشیدیان و عباسیان====&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ستیز میان [[اخشیدیان مصر]] و [[ابن‌رائق]]، از [[امیران عباسی]]، بر سر حکومت [[حرمین]]، موجب تعطیل حج در سال‌های 332 تا 338ق. شد. &amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ مکه، ص174، 227&amp;lt;/ref&amp;gt; درگیری [[هَزّاع]] و [[برکات]]، فرزندان [[محمد بن برکات]]، بر سر حکمرانی مکه در [[وادی مُرّ]] به سال 906ق. افزون بر مضطرب کردن حاجیان در مکه، باعث شد حج‌گزارانی که از مسیر دریایی قصد حج داشتند، با شنیدن این گزارش بازگردند و حج آن سال با جمعیتی‌ اندک بر‌گزار شود. &amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ الشحر، ص48&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====اختلاف اخشیدیان و آل بویه====&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درگیری سیاسی در حرمین و اختلاف به جهت وابستگی به دستگاه‌های [[خلافت]]، از دیگر سبب‌های تعطیل حج بود. از جمله این درگیری‌ها، ستیز بر سر خواندن خطبه در [[منا]] به نام افراد ویژه بود که جایگاه آن شخص در دستگاه خلافت را نشان می‌داد. برای نمونه، در روزگار نفوذ [[آل بویه]] بر دستگاه خلافت، اصحاب [[معزالدوله بویهی]] مانع نمازگزاری و خطبه‌خوانی اخشیدیان در منا شدند. آن‌ها نیز در سال‌های 341-343ق. از ورود کاروان عراق به مکه و انجام مناسک پیشگیری کردند.&amp;lt;ref&amp;gt;الدرر الفرائد، ج1، ص328&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ امراء مکه، ص387&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====اختلاف فاطمیان و عباسیان====&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[محمد شَکر]]، حاکم مکه در سال‌های430-453ق. سال‏ها حاجیان عراقی را از آمدن به حج بازداشت؛ زیرا وی مردم را به [[فاطمیان]] دعوت می‏‌کرد و با [[عباسیان]] میانه‏‌ای نداشت. ‏&amp;lt;ref&amp;gt;شفاء الغرام، ج2، ص256&amp;lt;/ref&amp;gt; نیز به سال 514ق. [[افضل بن امیر جُیوش]] (515ق.)  وزیر فاطمیان مانع حج‌‌گزاری عراقیان به سبب گرایش به عباسیان گشت. &amp;lt;ref&amp;gt;حسن الصفا، ص115&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ستیز بر سر محمل که نشان‌دهنده جایگاه فرستنده آن بود، نیز از سبب‌های تعطیل حج به شمار می‌رفت. از جمله، به سال 877ق. [[امیر الحاج مصری]] مانع&lt;br /&gt;
ورود محمل عراقی و حاجیان عراق به مکه شد و سرانجام تنها به حاجیان اجازه حج‌‌گزاری داد و از آن سال، ورود محمل عراقی ممنوع شد. &amp;lt;ref&amp;gt;سمط النجوم، ج4، ص290&amp;lt;/ref&amp;gt; نیز به سال 1346ق./ 1928م. پیشگیری از ورود محمل مصر، باعث تعطیل حج مصری گشت. &amp;lt;ref&amp;gt;الاهرام، 3 اکتبر 2009م.، «انقطاع الحج»&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===جنگ‌های داخلی ممالک اسلامی===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نبرد و آشفتگی اوضاع داخلی [[ممالک اسلامی]] نیز سببی دیگر برای تعطیل حج در برخی مناطق بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====تعطیل حج عراق====&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درگیری و اختلاف‌های مصر و عراق، به سال 372ق. و به نقلی تا 380ق. حج عراق را به تعطیل کشاند. &amp;lt;ref&amp;gt;مرآة الزمان، ص218&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====تعطیل حج مصر====&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به سال 492ق. درگیری‌های حاکمان مصر و فقدان امنیت، موجب تعطیل حج گشت. &amp;lt;ref&amp;gt;الاهرام، 3 اکتبر 2009م.، «انقطاع الحج»&amp;lt;/ref&amp;gt; در سال 563ق. به سبب درگیری داخلی در مصر حج بر‌گزار نشد. &amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ الاسلام، ج39، ص11&amp;lt;/ref&amp;gt; در سال 648ق. به جهت درگیری و آشفتگی امور، حاجیان مصر و شام نتوانستند حج بگزارند. &amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ الاسلام، ج47، ص63&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;النجوم الزاهره، ج7، ص20&amp;lt;/ref&amp;gt; نیز در سال‌های 654-658ق. تنها بخش‌هایی از حجازیان توفیق حج‌‌گزاری یافتند. &amp;lt;ref&amp;gt;حسن الصفا، ص122&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====تعطیل حج ایرانیان====&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تعطیلی حج ایرانیان نیز بیشتر برخاسته از درگیری پادشاهان محلی با یکدیگر بوده است. اختلاف‌های خاندان آل بویه در شهرهای مرکزی و شرقی [[ایران]]، کشورگشایی [[محمود غزنوی]] در [[هند]]، و دست‌اندازی به سرزمین‌های زیر سلطه آل بویه در شرق &amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ ایران در قرون نخستین اسلامی، ج1، ص202-212&amp;lt;/ref&amp;gt; از این موارد است. همچنین درگیری‌های فرزندان [[ملکشاه سلجوقی]] پس از وفاتش (485ق.)  و اختلافات حاکمان دیگر مناطق، موجب تعطیل [[حج خراسان]] و عراق می‌شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حمله [[مغول]] به ایران نه تنها [[حج ایران]] را به سال 633ق. تعطیل کرد؛ بلکه تا سال 639ق. حج عراق را نیز متوقف ساخت. &amp;lt;ref&amp;gt;اتحاف الوری، ج3، ص31-32&amp;lt;/ref&amp;gt; به سال 656ق. [[بغداد]] به دست [[هلاکو خان مغول]] سقوط کرد و با فروپاشی [[خلافت عباسی]]، حج‌‌گزاری عراقی در پرتو این رویداد بود. با مرگ [[ابوسعید ایلخان]] (736ق.) حرکت کاروان حج عراق قطع شد و یازده سال بعد به سال 748ق. محمل عراق دیگر بار به حج رفت. پس از آن حج ایرانیان به طور متناوب به سبب‌های متفاوت تعطیل می‌شد. این وضع بیش از هر چیز برآمده از درگیری‌های داخلی و ناپایداری سیاسی در ایران بود. &amp;lt;ref&amp;gt;شفاء الغرام، ج2، ص298&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;سمط النجوم، ج2، ص396&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کشور‌گشایی برخی از حاکمان این دوره همانند [[تیمور لنگ|تیمور]] نیز در تعطیل حج مؤثر بود. در سال‌های 803-806ق. به سبب حمله تیمور به [[شام]]، حج عادی کاروان شام تعطیل گشت. &amp;lt;ref&amp;gt;العقد الثمین، ج1، ص197&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;الدرر الفرائد، ص317&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===اختلاف‌های سیاسی و مذهبی===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اختلاف‌های سیاسی و مذهبی میان ایران و عثمانی از دوره [[صفویه]]، در تعطیل [[حج]] اثرگذار بوده است. در دوران صفویه، مسیر حج ایرانیان از کشور عثمانی می‌گذشت و سفر ایرانیان به کشور متخاصم به ویژه هنگام نبرد میان دو دولت، با موانع و مشکلاتی روبه‌رو بود. به سال 1042ق. به دلیل تصرف بغداد به دست ایرانیان، دولت عثمانی ایشان را از سفر حج بازداشت و در سال 1047ق. به فرمان [[سلطان سلیم عثمانی]]، ایرانیان از مکه اخراج شدند. &amp;lt;ref&amp;gt;منائح الکرم، ج4، ص182&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ مکه، ص271&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[شاه عباس صفوی]] حج‌‌گزاری ایرانیان را مایه سرازیر شدن اموال فراوان به کشور دشمن می‌دید و با این توجیه که اهمال مباشران راه در ورود و خروج، ایجاد تاخیر در حرکت کاروان‏‌ها، و ایجاد وقفه در سفر حاجیان از سوی اعراب میان راه، موجب از دست رفتن فرصت حج و درک [[وقوف عرفه]] و [[مشعر]] می‏‌شود، سفر حج را برای چند سال ممنوع کرد. &amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ منتظم، ج2، ص1037&amp;lt;/ref&amp;gt; مشکلات حج ایرانیان در این دوره و موانع راه حج، در نامه‌نگاری‌های دولت عثمانی و صفوی بازتاب یافته است. &amp;lt;ref&amp;gt;اسناد و مکاتبات سیاسی ایران، ص29&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====تعصب‌های مذهبی====&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مخالفت دولت عثمانی و دانشمندان متعصب سنی با حاجیان ایرانی و دانشوران [[شیعه]] مقیم [[حرمین]] از دوره صفویه به بعد، به بدرفتاری با ایرانیان شیعه و قتل دانشورانی مانند [[استرآبادی]] (945ق.)، [[معصوم بیک صفوی]] (976ق.) و [[میرزا زین‌العابدین کاشانی]] (1040ق.) گشت. بر اثر این دشمنی‌ها به سال 1042ق. یا 1043ق. به حاجیان ایرانی حاضر در [[مکه]] اعلام شد که در سال آینده، حق آمدن به حج را ندارند. &amp;lt;ref&amp;gt;خلاصة الکلام، ص75&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ مکه، ص444&amp;lt;/ref&amp;gt;البته برخی سبب این امر را نامعلوم می‌دانند. &amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ مکه، ص371&amp;lt;/ref&amp;gt; نیز به سال 1047ق. حاجیان ایرانی از سرزمین حج اخراج شدند و به آنان اعلام شد که از سال بعد، اجازه بر‌گزاری حج را ندارند. &amp;lt;ref&amp;gt;منائح الکرم، ج4، ص181-182&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سال‌های بعد نیز این بدرفتاری تداوم یافت و در سال 1088ق. به بهانه آن‌که [[شیعیان]] [[پرده کعبه]] را نجس کرده‌اند، در این شهر [[شیعه‌کشی]] به‌راه افتاد و دانشمندی با نام [[سید محمد مؤمن رضوی]] را در پشت [[مقام ابراهیم]] کشتند. به سال 1101ق. یا 1105ق. دانشوری دیگر با نام [[شیخ حسین بن ابراهیم تنکابنی]] را در حالی که پرده کعبه را گرفته بود، سخت کتک زدند که بیمار شد و در راه [[مدینه]] درگذشت. &amp;lt;ref&amp;gt;نک: صفویه در عرصه دین فرهنگ و سیاست، ج2، ص840&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این اختلاف‌ها در دوره [[افشاریه]] سخت‌تر شد و به سال 1157ق. که [[نادر شاه]] با دولت عثمانی درگیر بود، در حرمین اعلام شد که همه خطیبان به طور رسمی در منابر شیعیان را لعن کنند. &amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ مکه، ص428&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این مشکلات در دوره [[قاجاریه]] نیز ادامه یافت و در سال‌های آغازین این حکومت، مایه تعطیلی حج ایرانیان گشت. تامین امنیت حاجیان، رفتار مناسب، و نگرفتن [[مالیات راه]] از حاجیان ایرانی، از مفاد مذاکرات و تعهدات دولت قاجار با دولت عثمانی بود. &amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ منتظم، ج3، ص1561، 1682&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===نبودِ متولی اعزام کاروان حج===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به علت سقوط یا مرگ حاکم که اعزام کاروان حج بر عهده او بوده، نیز حج تعطیل می‌شده است. درگیری [[آل جلایر]] با همسایگان و نیز مشکلات داخلی ایشان که از سال 740ق. حدود یک سده حکومت عراق و تجهیز کاروان حج را بر عهده داشتند، موجب تعطیل متناوب حج می‌شد. &amp;lt;ref&amp;gt;سلسله‌های اسلامی جدید، ص510&amp;lt;/ref&amp;gt; از جمله، از سال 795ق. حرکت محمل عراق چند سال قطع شد که گویا به دلیل حمله تیمور به ایران بود. &amp;lt;ref&amp;gt;اتحاف الوری، ج3، ص390&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;الدرر الفرائد، ص315&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فروپاشی حکومت [[جلایریان]] به دست [[قَرایوسف قَراقویونُو]] (810-823ق.) به سال 813ق. چند سال ارسال کاروان حج عراق را به تعطیلی کشاند. &amp;lt;ref&amp;gt;اتحاف الوری، ج3، ص482&amp;lt;/ref&amp;gt; به سال 821ق. نبرد قرایوسف با [[شاهرخ تیموری]] و حاکم شام، باعث تعطیلی حج شد. &amp;lt;ref&amp;gt;الدرر الفرائد، ص321&amp;lt;/ref&amp;gt; درگذشت قرایوسف به سال 823ق. نیز حج را مدتی با تعطیلی روبه‌رو کرد. &amp;lt;ref&amp;gt;اتحاف الوری، ج3، ص574&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;الدرر الفرائد، ص321&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===تاخیر کاروان‌ها===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در دوره‌های گوناگون اسلامی، حج‌‌گزاری ایرانیان با حج عراقی آمیخته است. در منابع تاریخی، از حاجیان سرزمین‌های شرق اسلامی و خراسان و [[ماوراء النهر]] به عنوان کاروان حج عراقی یاد ‏شده است. &amp;lt;ref&amp;gt;المنتظم، ج7، ص260&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;النجوم الزاهره، ج4، ص232&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;الدرر الفرائد، ص251&amp;lt;/ref&amp;gt; حج این مناطق در حج‌‌گزاری عراق بسیار موثر بود؛ شاید از این رو که [[عمل الحرمین]] (منصب انجام امور حرمین و حج) بر عهده خراسانیان بوده است. از این رو، بارها به سبب تاخیر یا تعطیل حج خراسان، حج عراق نیز تعطیل گشت. &amp;lt;ref&amp;gt;اتحاف الوری، ج2، ص444-457&amp;lt;/ref&amp;gt; از جمله، در سال‌های 371- 378ق. مشکلات طبیعی و تاخیر کاروان‌ها از موسم مناسک، سبب تعطیلی حج عراق و خراسان گشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سال‌های 407، 410، 413 و 421ق. کاروان خراسان دیر به عراق رسید و کاروان عراق نیز که منتظر کاروان خراسان بود، فرصت درک مناسک حج را نیافت. &amp;lt;ref&amp;gt;مرآة الزمان، ص300، 306-307، 309، 324&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;الدرر الفرائد، ج1، ص339-343&amp;lt;/ref&amp;gt; البته این بدان معنا نیست که کسی از عراق به حج نمی‏‌رفت؛ بلکه برخی افراد ره‌سپار حج می‌شدند. از جمله، به سال 421ق. که حج عراق به دلیل تاخیر خراسانیان تعطیل شده بود و کاروان مصر نیز به حج نیامده بود، شماری از [[کوفیان]] با یک کاروان راهی حج شدند. &amp;lt;ref&amp;gt;البدایة و النهایه، ج12، ص29&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;الدرر الفرائد، ج1، ص342&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===ظهور وهابیت===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ظهور [[وهابیت]] و درگیری‌های دامنه‌دار آنان برای تسلط بر حرمین، به طور متناوب موجب تعطیل حج مناطق گوناگون گشت. تصرف شهرهای [[طائف]] و مکه و مدینه به سال 1217ق. در دوره اول [[آل سعود]] (1219-1223ق.)  موجب مخالفت و واکنش [[کشورهای اسلامی]]، از جمله ایران، و تعطیل حج گشت. &amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ حج‌گزاری ایرانیان، ص221-226&amp;lt;/ref&amp;gt; حمله [[وهابیان]] به مکه در سال 1219ق. مانع عزیمت بسیاری از افراد به حج گشت. &amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ حج‌گزاری ایرانیان، ص221-222&amp;lt;/ref&amp;gt; از جمله، اهل [[حجاز]] به جهت سلطه وهابیان بر راه حج، نتوانستند حج به‌جا آورند. &amp;lt;ref&amp;gt;کشف الارتیاب، ص31&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سلطه وهابیت بر مکه و پیشگیری از حج‌‌گزاری مسلمانان به شکل مرسوم و همراه آوردن محمل نیز از موارد تعطیل حج بود. به سال 1223ق. حج‌‌گزاران مصر و شام به همین سبب از حج باز ماندند. &amp;lt;ref&amp;gt;عجائب الآثار، ج4، ص141&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;مفتاح الکرامه، ج6، ص435&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;مرآة الحرمین، ص511&amp;lt;/ref&amp;gt; به گفته برخی، تعطیل حج تا دو یا سه سال &amp;lt;ref&amp;gt;مفتاح الکرامه، ج6، ص435&amp;lt;/ref&amp;gt; و حتی 10 سال به درازا انجامید. &amp;lt;ref&amp;gt;الاهرام، 3 اکتبر 2009م.، «انقطاع الحج»&amp;lt;/ref&amp;gt; حج کاروان عراقی نیز چهار سال تعطیل شد. &amp;lt;ref&amp;gt;مفتاح الکرامه، ج6، ص435&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نیز در سال‌های بعد، از جمله به سال‌های 1228، &amp;lt;ref&amp;gt;امراء البلد الحرام، ص282&amp;lt;/ref&amp;gt; 1338 و &amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ امراء مکه، ص819&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ المملکة العربیة السعودیه، ج2، ص291&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;آثار اسلامی، ص70&amp;lt;/ref&amp;gt;1339ق.&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ مکه، ص721&amp;lt;/ref&amp;gt; [[امیران مکه]] از حج‌‌گزاری [[نجدیان]]، به جهت نگرانی از جنجال وهابیت پیشگیری کردند. آنان به سبب حکم دانشمندان مکه به فساد عقیده [[محمد بن عبدالوهاب]] و پیروان وی از سال آغاز دعوتش در سال 1142ق. تا 1205ق. حج‌‌گزاری پیروان محمد بن عبدالوهاب را منع نمودند.&amp;lt;ref&amp;gt;خلاصة الکلام، ص338&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;سفرنامه حجاز، ص196&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====آل سعود و تعطیل حج====&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از استقرار حکومت آل سعود (1319ق.)  تا کنون به رغم تلاش‌های ایشان برای جلب اعتماد حج‌‌گزاران و کشورهای اسلامی، بارها به دلیل‌های گوناگون حج‌‌گزاری تعطیل شده است. در سال 1343ق. به علت نبرد میان آل سعود و [[شریف علی]] که در [[جده]] مستقر بود، مراسم حج تعطیل گشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سال بعد نیز مردم همه سرزمین‏‌های تابع عثمانی از رفتن به حج منع شدند و تنها مردم مناطق زیر سلطه [[سعودی‏‌ها]] در سرزمین‌های [[جزیرةالعرب]] و شماری‌ اندک از حاجیان مغربی حج به جا آوردند. &amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ مکه، ص593&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;فرقه‏‌ای برای تفرقه، ص108&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====آل سعود و حج ایرانیان====&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رفتار نامناسب آل سعود با حاجیان، در چند نوبت موجب تعطیل حج ایران گشت. به سال 1342ق./1322ش. پس از آن‌که [[ابوطالب یزدی]] در مکه به اتهام آلوده ساختن [[خانه خدا]] اعدام گشت، &amp;lt;ref&amp;gt;آهنگ حجاز، ص285&amp;lt;/ref&amp;gt; [[دولت ایران]] روابط خود با [[عربستان]] را قطع کرد &amp;lt;ref&amp;gt;روابط سیاسی ایران و عربستان، ص84-85&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;اسناد روابط ایران و عربستان، ص107-124&amp;lt;/ref&amp;gt; و سه سال حج ایرانیان تعطیل گشت. &amp;lt;ref&amp;gt;اسناد روابط ایران و عربستان، ص39، 130-131&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;ابوطالب یزدی، ص57، 116-117&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همچنین پس از کشتار حج‌‌گزاران در مراسم [[برائت از مشرکان]] به سال 1407ق./1366ش. در شهر مکه به دست [[رژیم سعودی]]، روابط میان ایران و عربستان قطع شد و تا سه سال &amp;lt;ref&amp;gt;کیهان، ش13104، 26/5/1366&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;آشنایی با عربستان، ص69-70&amp;lt;/ref&amp;gt; حج‌گزاری ایرانیان تعطیل گشت و پس از آن با پذیرش بر‌گزاری مراسم برائت از مشرکان، حج‌‌گزاری ایرانیان از سوی عربستان مجدداً آغاز شد. &amp;lt;ref&amp;gt;سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران، ص134&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===پیشگیری استعمارگران از حج مستعمرات===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پیشگیری استعمارگران از حج‌‌گزاری مسلمانان در مناطق گوناگون، از جمله کشورهای زیر [[استعمار]] ایشان، در شمار عوامل تعطیل حج بوده است. به سال 1213ق./1799م. به سبب یورش‌های فرانسویان و فقدان امنیت راه، حج مصری تعطیل گشت. &amp;lt;ref&amp;gt;الاهرام، 3 اکتبر 2009م.، «انقطاع الحج»&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در اواخر سده 19م. با گسترش تفکر اسلامی، کشورهای غربی مانند [[انگلستان]] و [[روسیه]] که مستعمراتی فراوان در سرزمین‌های اسلامی داشتند، نگران شدند و برای پیشگیری از سفر مسلمانان به حج، به بهانه‌های گوناگون مانند رواج وبا در میان حاجیان، به رغم وجود قرنطینه، پس از سال 1890م. از سفر حج پیشگیری می‌کردند. &amp;lt;ref&amp;gt;میقات حج، ش55، ص195-196، «حجاج ترکستان»&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از جمله، در پی قیام سال 1903م. در فرغانه، دولت روسیه حج [[ترکستانی‌ها]] را ممنوع اعلام کرد تا گزارش‌های این قیام میان مسلمانان پخش نشود. &amp;lt;ref&amp;gt;میقات حج، ش55، ص201، «حجاج ترکستان»&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وقوع [[جنگ جهانی اول]] (1914-1918م./1333-1336ق.)  و درگیری [[خاورمیانه]]، به ویژه عراق، در این جنگ‌ها، حج‌‌گزاری ایرانیان و دیگر کشورهای منطقه پنج سال جز سال 1334ق. قطع شد. &amp;lt;ref&amp;gt;خاطرات سفر مکه، ص49&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===رواج بیماری‌های واگیر===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رواج بیماری در حرمین نیز از عوامل تعطیل حج بوده است. در سال 357ق. به سبب رواج بیماری در میان حاجیان شام و مصر، بیشتر شتران ایشان تلف شدند و حاجیان از رسیدن به مکه بازماندند. برخی از ایشان نیز که به مکه رسیدند، در آن شهر جان باختند و حج مصر و شام تعطیل گشت. &amp;lt;ref&amp;gt;البدایة و النهایه، ج11، ص265&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به سال 1235ق. نیز به سبب وبا در مکه، حاجیان فراوان کشته شدند. &amp;lt;ref&amp;gt;عجائب الآثار، ج3، ص606&amp;lt;/ref&amp;gt; این بیماری در سال‌های 1890، 1892، 1893، 1895، 1902م./1307، 1309، 1310، 1312، 1319ق. در موسم حج و میان حاجیان با شدت بیشتر رواج یافت. بر پایه گزارش [[سفرنامه‌‌نویسان]]، این بیماری جان افراد فراوان را گرفت. &amp;lt;ref&amp;gt;سفرنامه حجاز، ص165-166&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;نک: پنجاه سفرنامه قاجاری&amp;lt;/ref&amp;gt; این مشکل موجب تعطیل حج نگشت؛ ولی از آمار حاجیان در برخی سال‌ها کاست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رواج بیماری آنفولانزای مرغی در جهان و احتمال سرایت آن به حاجیان در سال 2010م./1431ق. موجب کاهش پنجاه درصد زائران مصر و نیز کاسته شدن شمار حاجیان دیگر کشورها، از جمله ایران، گشت. در این سال، حج‌‌گزاری کشور [[تونس]] تعطیل شد و 30/000 تن به علت پیشگیری دولت تونس، از سفر حج بازماندند. &amp;lt;ref&amp;gt;حج30، ص167&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===قحطی===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[قحطی]] و نبود آب نیز از دیگر عوامل تعطیل حج بوده است. به سال 363ق. کاروان عراق که [[محمد بن عمر علوی]] امیر الحاج آن بود، به سبب نداشتن آب، از مکه به مدینه تغییر مسیر دادند و ناچار شدند حج را تعطیل کنند. &amp;lt;ref&amp;gt;مرآة الزمان، ص183-184&amp;lt;/ref&amp;gt; به سال 390ق. به دلیل قحطی شدید، حج مصر تعطیل شد. &amp;lt;ref&amp;gt;الاهرام، 3 اکتبر 2009م.، «انقطاع الحج»&amp;lt;/ref&amp;gt; کاروان حج عراق در سال 406 ق. از بیم عطش و بی‌آبی، حج نگزارد. &amp;lt;ref&amp;gt;مرآة الزمان، ص299&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در پایان سال 416ق. نیز قحطی بزرگی در مکه رخ داد که موجب تعطیل حج گشت. &amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ صنعاء، ص151&amp;lt;/ref&amp;gt; همچنین قحطی به سال 815ق. در مکه و تاثیر آن بر حج گزارش شده است. &amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ مکه، ص358&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===تعطیل حج، ابزار تهدید===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اهمیت دینی و سیاسی و اقتصادی حج برای حاکمان مکه به‌اندازه‌ای بوده که در گذر زمان، تعطیل حج به عنوان حربه‌ای برای تهدید آن‌ها به کار می‌رفته است. از جمله، پس از رسیدن گزارش حمله سربازان [[شریف مکه]] به کشتی‏‌های تجاری فاطمیان در حجاز و قتل و غارت آن، وزیر [[افضل بن بدر جمالی]]، یاری مالی به مکیان را قطع کرد و از حج مصریان به سال 514ق. پیشگیری کرد و دستور داد تا زمانی که شریف مکه همه اموال را بازنگرداند، سفر بازرگانان به حجاز ممنوع گردد. این کارها وضعیت اقتصادی حجاز را آشفته کرد و شریف مکه نیز ناچار به پذیرش خواسته‏‌های فاطمیان و عذرخواهی شد و اموال بازرگانان و دیه مقتولان را پرداخت کرد. &amp;lt;ref&amp;gt;العقد الثمین، ج5، ص458‌&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;اتحاف الوری، ج2، ص497&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در پی قتل ابوطالب یزدی در مکه، اعتراضات مردم و رسانه‌های ایران بالا گرفت و برخی در صدد برآمدند که با اعزام هیئتی نزد مرجع تقلید وقت، [[آیت‌الله سید ابوالحسن اصفهانی]] (1284-1365ق.) تقاضا نمایند تا مادام که [[دولت سعودی]] شیوه خود را تغییر نداده و این اقدام را جبران نکرده، حج را برای ایرانیان و شیعیان تحریم نمایند.&amp;lt;ref&amp;gt;میقات حج، ش34، ص134-135، «مظلومیت پیروان علی بن ابی طالب در کنار خانه خدا»&amp;lt;/ref&amp;gt; [[وزارت امور خارجه ایران]] نیز اعلام کرد در صورت جبران نشدن این رفتار دولت سعودی و تامین نشدن امنیت ایرانیان، از حج‌گزاری ایرانیان جلوگیری خواهد کرد. &amp;lt;ref&amp;gt;ابوطالب یزدی، ص27، 30-31&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==برای مطالعه بیشتر==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;حج‌گزاری ایرانیان در دوره پهلوی اول (1320-1300 ه.ش)&#039;&#039;&#039;، عاطفه جمالو، رسول جعفریان، فلاح زاده.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;ابوطا‌ب‌ یزدی شهید مروه‌&#039;&#039;&#039;، سید علی‌ قا‌ضی‌ عسکر.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیوند به بیرون==&lt;br /&gt;
*[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1391086/تبیینی-از-تعطیلی-حج-از-صفویه-تا-انقلاب-اسلامی-ایران?q=تعطیلی تبیینی از تعطیلی حج از صفویه تا انقلاب اسلامی ایران، سید محمود سامانی، مجله میقات حج، بهار 1397 - شماره 103]&lt;br /&gt;
*[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/926208/تاریخ-و-رجال-تاریخ-حج-گزاری-مسلمانان-و-سهم-ایرانیان-در-آن?q=تعطیلی تاریخ حج گزاری مسلمانان و سهم ایرانیان در آن، رسول جعفریان، مجله میقات حج، پاییز 1385 - شماره 57 (30 صفحه - از 67 تا 96)]&lt;br /&gt;
*[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1085618/حج-گزاری-ایرانیان-در-دوره-ضعف-و-زوال-صفویان?q=تعطیلی حج گزاری ایرانیان در دوره ضعف و زوال صفویان، معصومه کامگار، ]مجله فرهنگ پژوهش، بهار 1392 - شماره 13]&lt;br /&gt;
*[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1122404/بررسی-تاریخی-روابط-ایران-و-عربستان-در-موضع-حج?q=تعطیلی بررسی تاریخی روابط ایران و عربستان در موضع حج، مجله میقات حج، تابستان 1394 - شماره 92]&lt;br /&gt;
*[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1071539/زمینه-ها-و-موانع-برگزاری-حج-از-سوی-ایران-و-عثمانی-در-دوره-صفویه?q=تعطیلی زمینه‌ها و موانع برگزاری حج از سوی ایران و عثمانی در دوره صفویه، حسن زندیه؛ معصومه کامگار، مجله تاریخ اسلام، بهار 1393 - شماره 57]&lt;br /&gt;
*[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1131430/تعلیق-و-تعطیل-حج-از-سوی-حاکم-اسلامی?q=تعطیلی تعلیق و تعطیل حج از سوی حاکم اسلامی، محسن ملک افضلی اردکانی؛ مهدی درگاهی؛ رضا عندلیبی، مجله حکومت اسلامی، پائیز 1393 - شماره 73]&lt;br /&gt;
*[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1122094/موانع-و-مشکلات-سفر-حج-ایرانیان-در-روزگار-سلجوقیان?q=تعطیلی موانع و مشکلات سفر حج ایرانیان در روزگار سلجوقیان، علی غفرانی؛ زهرا نوروزی؛ زهرا پرگزی، مجله تاریخ فرهنگ و تمدن اسلامی، بهار 1395، سال هفتم - شماره 22]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منبع==&lt;br /&gt;
{{منابع}}&lt;br /&gt;
{{دانشنامه&lt;br /&gt;
 | آدرس = http://phz.hajj.ir/422/7475&lt;br /&gt;
 | عنوان = تعطیل حج&lt;br /&gt;
 | نویسنده = اباذر جعفری&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;آثار اسلامی مكه و مدینه&#039;&#039;&#039;: رسول جعفریان، قم، مشعر، 1386ش.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;آشنایی با عربستان&#039;&#039;&#039;: عبدالله نصیری، تهران، مشعر، 1386ش.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;آهنگ حجاز&#039;&#039;&#039;: علیرضا حجازی، قم، فارس الحجاز، 1387ش.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;ابوطالب یزدی شهید مروه&#039;&#039;&#039;: سید علی قاضی عسکر، تهران، مشعر، 1388ش.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;اتحاف الوری&#039;&#039;&#039;: عمر بن محمد بن فهد (م.885ق.)، به كوشش عبدالكریم، مكه، جامعة ام القری، 1408ق.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;اسناد و روابط ایران و عربستان سعودی 1304-1357ش&#039;&#039;&#039;: علی محقق، تهران، وزارت امور خارجه، 1379ش.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;اسناد و مکاتبات سیاسی ایران&#039;&#039;&#039;: عبدالحسین نوایی، تهران، بنیاد فرهنگ، 1360ش.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;اعانة الطالبین&#039;&#039;&#039;: السید البكری الدمیاطی (م.1310ق.)، بیروت، دار الفكر، 1418ق.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;الانباء فی تاریخ الخلفاء&#039;&#039;&#039;: ابن‌العمرانی (580ق.)، به كوشش السامرائی، قاهره، الآفاق العربیه، 1419ق.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;الانس الجلیل بتاریخ القدس و الخلیل&#039;&#039;&#039;: مجیرالدین الحنبلی (م.928ق.)، به کوشش عدنان یونس، عمان، مکتبة دنیس، 1420ق.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;الاهرام (روزنامه)&#039;&#039;&#039;: مصر.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;البدایة و النهایه&#039;&#039;&#039;: ابن كثیر (م.774ق.)، به كوشش علی شیری، بیروت، دار احیاء التراث العربی، 1408ق.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;پنجاه سفرنامه حج قاجاری&#039;&#039;&#039;: به كوشش رسول جعفریان، تهران، نشر علم، 1389ش.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;تاریخ الشحر و اخبار القرن العاشر&#039;&#039;&#039;: محمد بن عمر الطیب، به کوشش الحبشی، صنعاء، الارشاد، 1419ق.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;تاریخ امراء البلد الحرام عبر عصور الاسلام&#039;&#039;&#039;: عبدالفتاح حسین رواه، طائف، مكتبة المعارف، 1407ق.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;تاریخ الاسلام و وفیات المشاهیر&#039;&#039;&#039;: الذهبی (م.748ق.)، به كوشش عمر عبدالسلام، بیروت، دار الكتاب العربی، 1410ق.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;تاریخ امراء مکة المکرمه&#039;&#039;&#039;: عارف عبدالغنی، دمشق، دار البشائر، 1413ق.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;تاریخ ایران در قرون نخستین اسلامی&#039;&#039;&#039;: برتولد اشپولر، ترجمه میراحمدی، تهران، علمی و فرهنگی، 1373ش.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;تاریخ حج‌گزاری ایرانیان&#039;&#039;&#039;: اسراء دوغان، تهران، مشعر، 1389ش.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;تاریخ صنعاء&#039;&#039;&#039;: اسحق بن یحیی الطبری (م.450ق.)، به کوشش الحبشی، صنعاء، مکتبة السنحانی.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;تاریخ طبری (تاریخ الامم و الملوك)&#039;&#039;&#039;: الطبری (م.310ق.)، به كوشش محمد ابوالفضل، بیروت، دار احیاء التراث العربی.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;تاریخ مكه&#039;&#039;&#039;: احمد السباعی (م.1404ق.)، نادی مكة الثقافی، 1404ق.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;تاریخ المملکة العربیة السعودیه&#039;&#039;&#039;: عبدالله الصالح العثیمین، ریاض، 1997م.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;تاریخ منتظم ناصری&#039;&#039;&#039;: محمد حسن خان اعتماد السلطنه (م.1313ق.)، به کوشش رضوانی، تهران، دنیای کتاب، 1367ش.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;جامع الشتات&#039;&#039;&#039;: میرزا ابوالقاسم القمی (م.1231ق.)، به كوشش رضوی، تهران، مؤسسه كیهان، 1413ق.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;حج 30&#039;&#039;&#039;: سید جواد ورعی و جواد منصوری، تهران، مشعر.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;الحدائق الناضره&#039;&#039;&#039;: یوسف البحرانی (م.1186ق.)، به كوشش آخوندی، قم، نشر اسلامی، 1363ش.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;حسن الصفا و الابتهاج&#039;&#039;&#039;: احمد الرشیدی (م.1096ق.)، به کوشش عبداللطیف، مصر، مکتبة الخانجی، 1980م.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;خاطرات سفر مکه&#039;&#039;&#039;: محمدعلی هدایتی، تهران، ناشر مؤلف، 1343ش.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;خلاصة الكلام فی بیان امراء البلد الحرام&#039;&#039;&#039;: احمد بن زینی دحلان (م.1304ق.)، مصر، المطبعة الخیریه، 1305ق.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;الدرر الفرائد المنظمه&#039;&#039;&#039;: عبدالقادر بن محمد الجزیری (م.977ق.)، به کوشش محمد حسن، بیروت، دار الکتب العلمیة، 1422ق.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;الذریعة الی تصانیف الشیعه&#039;&#039;&#039;: آقا بزرگ تهرانی (م.1389ق.)، بیروت، دار الاضواء، 1403ق.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;روابط ایران و عربستان در سده بیستم&#039;&#039;&#039;: حمید احمدی، تهران، وزارت امور خارجه، 1386ش.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;روح المعانی&#039;&#039;&#039;: الآلوسی (م.1270ق.)، بیروت، دار احیاء التراث العربی.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;سفرنامه حجاز&#039;&#039;&#039;: محمد لبیب البتنونی، ترجمه انصاری، تهران، مشعر، 1381ش.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;سلسله‌های اسلامی جدید راهنمای گاه‌شماری و تبارشناسی&#039;&#039;&#039;: ادموند کلیفورد باسورت، ترجمه بدره‌ای، تهران، مرکز بازشناسی اسلام و ایران، 1381ش.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;السلوك لمعرفة دول الملوك&#039;&#039;&#039;: المقریزی (م.845ق.)، به كوشش محمد عبدالقادر، بیروت، دار الكتب العلمیة، 1418ق.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;سمط النجوم العوالی&#039;&#039;&#039;: عبدالملك بن حسین العصامی (م.1111ق.) به كوشش عادل احمد و معوض، بیروت، دار الكتب العلمیة، 1419ق.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;سنن الترمذی&#039;&#039;&#039;: الترمذی (م.279ق.)، به كوشش عبدالوهاب، بیروت، دار الفكر، 1402ق.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;سنن الدارمی&#039;&#039;&#039;: الدارمی (م.255ق.)، احیاء السنة النبویة.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در بستر منافع ملی با نگاهی بر روابط ایران و عربستان&#039;&#039;&#039;: احمد معنوی، تهران، کتاب دانشجو، 1387ش.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;شفاء الغرام&#039;&#039;&#039;: محمد الفأسی (م.832ق.)، به كوشش گروهی از علما، بیروت، دار الكتب العلمیة، 1421ق.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;صفویه در عرصه دین، فرهنگ و سیاست&#039;&#039;&#039;: رسول جعفریان، تهران، پژوهشکده حوزه و دانشگاه، 1379ش.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;العبر فی خبر من غبر&#039;&#039;&#039;: الذهبی (م.748ق.)، به كوشش محمد السعید، بیروت، دار الكتب العلمیة.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;عجائب الآثار&#039;&#039;&#039;: عبدالرحمن الجبرتی (م.1227ق.)، بیروت، دار الجیل.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;العروة الوثقی&#039;&#039;&#039;: سید محمد كاظم یزدی (م.1337ق.)، قم، النشر الاسلامی، 1420ق.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;العقد الثمین فی تاریخ البلد الامین&#039;&#039;&#039;: محمد الفأسی (م.832ق.) به كوشش محمد عبدالقادر، بیروت، دار الکتب العلمیة، 1419ق.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;فرقه‌ای برای تفرقه&#039;&#039;&#039;: نجم الدین طبسی، تهران، مشعر، 1386ش.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;الفقه الاسلامی و ادلته&#039;&#039;&#039;: وهبة الزحیلی، دمشق، دار الفكر، 1418ق.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;الكافی&#039;&#039;&#039;: الكلینی (م.329ق.)، به كوشش غفاری، تهران، دار الكتب الاسلامیة، 1375ش.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;الكامل فی التاریخ&#039;&#039;&#039;: علی ابن اثیر (م.630ق.)، بیروت، دار صادر، 1385ق.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;الكشاف&#039;&#039;&#039;: الزمخشری (م.538ق.)، مصطفی البابی، 1385ق.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;كشف الارتیاب&#039;&#039;&#039;: سید محسن الامین (م.1371ق.)، به كوشش امین، مكتبة الحریس، 1382ق.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;مجمع البیان&#039;&#039;&#039;: الطبرسی (م.548ق.)، به كوشش گروهی از علما، بیروت، اعلمی، 1415ق.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;المجموع شرح المهذب&#039;&#039;&#039;: النووی (م.676ق.)، دار الفكر.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;مرآة الحرمین&#039;&#039;&#039;: ابراهیم رفعت پاشا (م.1353ق.)، قم، المطبعة العلمیة، 1344ق.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;مرآة الزمان فی تاریخ الاعیان&#039;&#039;&#039;: سبط ابن الجوزی (م.654ق.)، به کوشش الهموندی، بغداد، الدار الوطنیة، 1369ق.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;مروج الذهب&#039;&#039;&#039;: المسعودی (م.346ق.)، به كوشش اسعد داغر، قم، دار الهجرة، 1409ق.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;مستمسك العروة الوثقی&#039;&#039;&#039;: سید محسن حكیم (م.1390ق.)، قم، مكتبة النجفی، 1404ق.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;مستند الشیعه&#039;&#039;&#039;: احمد النراقی (م.1245ق.)، قم، آل البیت، 1415ق.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;مغنی المحتاج&#039;&#039;&#039;: محمد الشربینی (م.977ق.)، بیروت، دار احیاء التراث العربی، 1377ق.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;المغنی&#039;&#039;&#039;: عبدالله بن قدامه (م.620ق.)، بیروت، دار الكتب العلمیة.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;مفتاح الكرامه&#039;&#039;&#039;: سید محمد جواد العاملی (م.1226ق.)، به كوشش خالصی، قم، نشر اسلامی، 1419ق.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;مقالات تاریخی&#039;&#039;&#039;: رسول جعفریان، قم، دلیل ما، 1387-1388ش.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;من لا یحضره الفقیه&#039;&#039;&#039;: الصدوق (م.381ق.)، به كوشش غفاری، قم، نشر اسلامی، 1404ق.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;مناسک حج (محشی)&#039;&#039;&#039;: به کوشش محمودی، تهران، مشعر، 1378ش.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;منائح الكرم&#039;&#039;&#039;: علی بن تاج الدین السنجاری (م.1125ق.)، به کوشش المصری، مكه، جامعة ام القری، 1419ق.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;المنتظم&#039;&#039;&#039;: ابن الجوزی (م.597ق.)، به كوشش محمد عبدالقادر و دیگران، بیروت، دار الكتب العلمیة، 1412ق.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;مواهب الجلیل&#039;&#039;&#039;: الحطاب الرعینی (م.954ق.)، به كوشش زكریا عمیرات، بیروت، دار الكتب العلمیة، 1416ق.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;میقات حج (فصلنامه)&#039;&#039;&#039;: تهران، حوزه نمایندگی ولی فقیه در امور حج و زیارت.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;النجوم الزاهره&#039;&#039;&#039;: یوسف بن تغری بردی (م.874ق.)، قاهره، به کوشش شلتوت و دیگران، وزارة الثقافة و الارشاد القومی، 1392ق.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;وسائل الشیعه&#039;&#039;&#039;: الحر العاملی (م.1104ق.)، به كوشش ربانی شیرازی، بیروت، دار احیاء التراث العربی، 1403ق.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{حج و عمره}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:مقاله‌های در دست ویرایش]]&lt;br /&gt;
[[رده:مشکلات برگزاری]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Hodjat p</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikihaj.com/index.php?title=%D8%AA%D8%B9%D8%B7%DB%8C%D9%84_%D8%AD%D8%AC&amp;diff=10833</id>
		<title>تعطیل حج</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikihaj.com/index.php?title=%D8%AA%D8%B9%D8%B7%DB%8C%D9%84_%D8%AD%D8%AC&amp;diff=10833"/>
		<updated>2018-12-31T21:20:23Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Hodjat p: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{در دست ویرایش|ماه=[[آذر]]|روز=[[۲۶]]|سال=[[۱۳۹۷]]|کاربر=Hodjat p  }}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;تعطیل حج&#039;&#039;&#039; به معنای بر‌گزار نشدن [[حج]] از سوی همه یا شماری از مسلمانان است.&lt;br /&gt;
حج‌گزاری مسلمانان از اواخر حیات [[رسول الله(ص)]] آغاز گردیده و تا قرن سوم هجری، جز موارد بسیار معدود که بیشتر مربوط به حوادث طبیعی و غیر مترقبه بود، بی‌وقفه انجام می‌‌شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
لکن از آن زمان به بعد و با ضعف دستگاه [[خلافت عباسی]] و پدید آمدن کانون‌های متعدد قدرت در [[جهان اسلام]]، رقابت‌ها و درگیری‌های نظامی و سیاسی ممالک اسلامی با یکدیگر و نیز اختلافات سران مکه و مدینه بر سر سیادت بر [[حرمین شریفین]]، به عنوان کانون‌های مشروعیت‌زا، ناامنی راه‌های حج به‌دلیل ضعف حکومت‌ها، دخالت دولت‌های استعمارگر برای جلوگیری از آگاهی و اتحاد مسلمین، شیوع بیماری‌ها و نبود امکانات مداوای کافی در عربستان باعث تعطیلی حج می‌شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:طواف کعبه.jpeg|بندانگشتی|طواف کعبه]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اهمیت حج==&lt;br /&gt;
پس از نزول [[آیه حج]] (آل عمران/3، 97) [[وجوب حج]] به سال دهم ق. تشریع شد و [[پیامبر(ص)]] با بر‌گزاری [[حجةالوداع]]، وجوب حج را اعلام کرد. &amp;lt;ref&amp;gt;الکشاف، ج3، ص11&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;مجمع البیان، ج7، ص145&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;روح المعانی، ج17، ص143&amp;lt;/ref&amp;gt; [[قرآن کریم]] (آل عمران/3، 97) از [[ترک حج]] به کفر تعبیر کرده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روایات نیز [[تسویف]] و [[تاخیر حج]] را نهی کرده &amp;lt;ref&amp;gt;سنن الدارمی، ج1، ص455&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;سنن الترمذی، ج3، ص176&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;الکافی، ج4، ص268-269&amp;lt;/ref&amp;gt; و آن را از گناهان بزرگ و مایه خسارت دنیوی و اخروی دانسته‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;الکافی، ج4، ص270&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;وسائل الشیعه، ج11، ص137&amp;lt;/ref&amp;gt; ترک حج جنبه فردی دارد و به رغم اهمیت و [[وجوب]] آن، گاهی به سبب‌های گوناگون، حج در برخی مناطق بر‌گزار نشده است. اگر این مساله در میان همه یا شماری از مسلمانان شایع گردد، تعطیل عمومی حج رخ می‌دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==جلوگیری از تعطیل حج==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کتاب‌های حدیثی و فقهی با اختصاص دادن بابی به موضوع «[[اجبار الناس علی الحج]]» &amp;lt;ref&amp;gt;الکافی، ج4، ص386&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;من لا یحضره الفقیه، ج2، ص420&amp;lt;/ref&amp;gt; تصریح کرده‌اند که اگر ترک حج از سوی مسلمانان موجب تعطیل حج گردد، [[حاکم اسلامی]] باید مسلمانان را به حج ناچار کند و هزینه بر‌گزاری حج را از [[بیت‌المال]] در اختیار ایشان قرار دهد و از تعطیل حج پیشگیری کند. &amp;lt;ref&amp;gt;الکافی، ج4، ص272&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;الحدائق، ج14، ص22&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===دیدگاه فقه===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از دیدگاه فقهی، اگر حج‌‌گزار پس از رسیدن به [[مواقیت حج]] و [[احرام]] و حتی انجام برخی اعمال، به جهت پیدایش مانع یا رویدادی، امکان ادامه [[مناسک حج]] را از دست دهد و ناچار حج خود را ناتمام نهاد، اصطلاحاً [[احصار]] و [[صدّ]] خوانده می‌شود که احکام ویژه خود را دارد. این امر مصداق‌های فردی و گروهی متعدد در گذر زمان داشته است؛ از جمله، پیشگیری [[عبدالله بن زبیر]] از [[طواف کعبه]] و [[سعی]] میان [[صفا]] و [[مروه]] در حج سال 72ق. &amp;lt;ref&amp;gt;الکامل، ج4، ص350&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پیش از احرام نیز به سبب‌های گوناگون، بر‌گزاری حج امکان نداشته است. از جمله، در مورد ناسازگاری حج با [[پرداخت بدهی]] &amp;lt;ref&amp;gt;المجموع، ج7، ص68&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;مواهب الجلیل، ج3، ص467&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;الحدائق، ج14، ص90&amp;lt;/ref&amp;gt; و [[خمس]] و [[زکات]]، &amp;lt;ref&amp;gt;مواهب الجلیل، ج3، ص467&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;العروة الوثقی، ج4، ص433&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;مستمسک العروه، ج10، ص190&amp;lt;/ref&amp;gt; انجام [[حرام]] یا ترک [[واجب]] &amp;lt;ref&amp;gt;مناسک حج، ص14&amp;lt;/ref&amp;gt; برخی [[استطاعت]] را حاصل نمی‌دانند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با این حال، برخی از سبب‌ها، امکان بر‌گزاری حج از افراد منطقه خاص را سلب می‌کند که مصداق تعطیل حج به شمار می‌رود. فقیهان در مورد ناسازگاری حج با [[حفظ نفس]] و جایی که آدمی در معرض هلاک باشد، انجام حج را مجاز ندانسته‌اند. از همین روی، نرسیدن به [[مکه]] به سبب رویدادی طبیعی، ناامن بودن راه حج، هراس حج‌‌گزار از درندگان یا دشمنان در حفظ جان و مال و آبروی خود، &amp;lt;ref&amp;gt;مغنی المحتاج، ج1، ص465&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;نک: مستند الشیعه، ج11، ص62&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;اعانة الطالبین، ج2، ص320&amp;lt;/ref&amp;gt; تحمیل هزینه مالی سنگین به سبب مالیات یا باج‌خواهی، نبرد یا درگیری مانع رسیدن حج‌‌گزاران به مکه، و مانند آن‌ها [[استطاعت طریقی]] و [[استطاعت امنیتی|امنیتی]] را که از [[شرایط وجوب حج]] است، از میان می‌برد. &amp;lt;ref&amp;gt;مستند الشیعه، ج11، ص24-65&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;الفقه الاسلامی، ج3، ص2083&amp;lt;/ref&amp;gt; نیز به باور برخی از فقیهان، اگر حج مستلزم پیمودن مسیر دور و نامتعارف باشد، استطاعت طریقی وجود ندارد. &amp;lt;ref&amp;gt;المغنی، ج3، ص167-168&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;مستند الشیعه، ج11، ص61&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;مستمسک العروه، ج10، ص171&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==قالب کاروان‌های حج==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[مسلمانان]] مناطق گوناگون برای رسیدن به [[مکه]] در قالب کاروان‌های یکپارچه به سوی مکه رهسپار می‌شدند. از جمله، حج‌‌گزاران ایرانی در چند سده با پیوستن به حج‌‌گزاران [[عراق]]، در قالب محمل عراقی به حج می‌رفتند. حاجیان مغربی و‌ اندلسی نیز با رفتن به [[مصر]]، در قالب محمل مصری، خود را به [[حرم]] می‌رساندند. &amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ مکه، ص218&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کاروان‌های شام، مصر، عراق، [[یمن]] و [[عثمانی]] از بزرگ‌ترین و معروف‌ترین این کاروان‌ها بودند که از آن‌ها با تعبیر «[[محمل]]» نیز یاد می‌شد. از همین رو، گزارش‌های مربوط به کاروان حج مصر یا عراق می‌تواند شامل همه کاروان‌های [[خراسان]] یا [[مغرب]] و یا‌ [[اندلس]] باشد که در قالب کاروان اصلی به حج می‌رفتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==واژه‌شناسی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گاهی کاروان حج به سبب‌های گوناگون از رسیدن به [[حرم مکه]] یا مناسک حج بازمی‌ماند و حج آن کاروان تعطیل می‌شد. این امر موجب کاهش شمار حج‌‌گزاران می‌گشت که کتاب‌های تاریخی با عنوان «تعطیل حج» از آن یاد کرده‌اند. این گزارش‌ها گاهی به صورت مطلق و با عباراتی چون «لَم یحج احد» آمده است که از آن برمی‌آید که حج در آن سال برگزار نشده است؛ از جمله گزارش مربوط به تعطیل حج در سال 317 ق.&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ الاسلام، ج23، ص374&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;النجوم الزاهره، ج3، ص227&amp;lt;/ref&amp;gt; اما این گزارش‌ها منحصر به منطقه‌ای است که نویسنده از آن گزارش می‌دهد و به معنای تعطیل عمومی حج نیست و برخی منابع از بر‌گزاری حج در همان هنگام یاد کرده‌اند. &amp;lt;ref&amp;gt;حسن الصفا، ص107&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==علل تعطیل حج==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منابع گاهی تعطیل حج را بدون یادکرد علت آن آورده‌اند؛ از جمله گزارش تعطیل حج در سال 398ق. &amp;lt;ref&amp;gt;مرآة الزمان، ص278&amp;lt;/ref&amp;gt; و 562ق. &amp;lt;ref&amp;gt;الدرر الفرائد، ج1، ص357&amp;lt;/ref&amp;gt; و 699ق. از مصر &amp;lt;ref&amp;gt;السلوک، ج2، ص72&amp;lt;/ref&amp;gt; که سبب آن یاد نشده است. بر پایه گزارش منابع، مهم‌ترین سبب‌های تعطیل حج، ناامنی راه حج، باج‌خواهی قبایل در مسیر حج، ناامنی حرم، اختلاف‌های حاکمان در مناطق گوناگون، اختلاف‌های مذهبی، [[قحطی]]، و رواج بیماری بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===ناامنی راه حج و باج‌گیری===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وجود غارتگران و حمله قبایل به کاروان‌های راه حج، از عوامل تعطیل حج است. ناامنی راه حج، برآمده از ضعف حکومت‌ها بوده است. در سال‌های پایانی سده چهارم ق. با ضعف [[آل‌بویه]]، کوشش قبایل راهزن عرب در راه حج بالا گرفت و سبب شد که در برخی سال‌ها حج کاروان عراق تعطیل گردد. &amp;lt;ref&amp;gt;اتحاف الوری، ج2، ص428-433&amp;lt;/ref&amp;gt; از جمله، به سال 393ق. به جهت نگرانی از شخصی به نام [[اصیفر اعرابی]]، حج عراق تعطیل گشت &amp;lt;ref&amp;gt;مرآة الزمان، ص267&amp;lt;/ref&amp;gt; و در 397ق. به سبب تعرض [[ابن‌جَراح طائی]] به کاروان عراق، کسی نتوانست به حج برود. &amp;lt;ref&amp;gt;الکامل، ج9، ص76&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;البدایة و النهایه، ج1، ص337&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;اتحاف الوری، ج2، ص432-433&amp;lt;/ref&amp;gt; به سال 409ق. نیز حاجیان از [[بغداد]] بیرون شدند؛ ولی با هجوم بعضی قبایل عرب ناچار به بازگشت شدند. &amp;lt;ref&amp;gt;النجوم الزاهره، ج4، ص242&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;الدرر الفرائد، ص252&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ناامنی راه حج تا‌ اندازه‌ای فراگیر بود که [[طغرل سلجوقی]] به سال 447ق. وارد بغداد شد و در توجیه کار خود، خطاب به [[خلیفه عباسی]]، یکی از اهداف این کار را تامین امنیت راه حج عراق دانست &amp;lt;ref&amp;gt;الانباء، ص189&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;نک: المنتظم، ج8، ص164&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;الکامل، ج9، ص609&amp;lt;/ref&amp;gt; که 30 سال تعطیل شده بود. &amp;lt;ref&amp;gt;شفاء الغرام، ج2، ص358-361&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;اتحاف الوری، ج2، ص455-466&amp;lt;/ref&amp;gt; البته وی توفیق چندانی در این امر نیافت. &amp;lt;ref&amp;gt;المنتظم، ج8، ص164&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;نک: اتحاف الوری، ج2، ص444، 446، 450&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;الدرر الفرائد، ج1، ص539&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در دوران [[حکومت ابوالفتوح]] (حک: 403-430ق.)  بر مکه، به دلیل درگیری‏‌ها و شورش و راهزنی برخی از قبایل بادیه‌نشین، در بسیاری از سال‌ها خواستاران حج از این توفیق محروم شدند. &amp;lt;ref&amp;gt;البدایة و النهایه، ج12، ص45&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;شفاء الغرام، ج2، ص255&amp;lt;/ref&amp;gt; در حکومت فرزندش [[محمد شکر]] (حک: 430-453ق.) نیز به سبب [[شورش بادیه‏‌نشین‌ها]]، شمار حج‌‌گزاران کاهش یافت. &amp;lt;ref&amp;gt;شفاء الغرام، ج2، ص256&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[حاکمان حرم]] از حاجیان وجوهی دریافت می‌کردند که گاه به جهت عدم پرداخت این وجوه، از ورود کاروان به حرم پیشگیری می‌شد. از جمله، به سال 914ق. [[شریف برکات]] حاجیان یمن را که از راه خشکی رهسپار مکه بودند، به نزدیکی مکه بازگرداند، بدین دلیل که در سال پیش بسیاری از ایشان بدون آگاهی عاملان شریف بی‌آنکه وجهی پرداخت کنند، وارد مکه شده بودند. &amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ الشحر، ص89&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
در سده‌های پسین نیز فقدان امنیت جانی و مالی در راه حج که با [[دریافت اخوه]] و باج‌خواهی فزاینده بادیه نشینان و شیوخ محلی که معروف‌ترین ایشان [[امیر جبل]] بود، باعث تعطیل حج می‌گشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====واکنش فقها====&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از همین رو، فقیهان برخی از این راه‌ها را تحریم کردند. [[میرزای قمی]] (1151-1231ق.)  که به سال 1212ق. به حج رفته بود، سال‌ها بعد با دریافت گزارش‌ رفتار [[وهابیان]] در مسیر حج با [[شیعیان]]، در پاسخ به [[استفتاء]] یکی از دانشوران معاصر خود، امنیت را از [[شروط حج]] دانست و هر چند وجود امنیت را از موضوعات وابسته به [[تشخیص مکلف]] دانست، تصریح کرد که در آن وضعیت، نه خود به حج می‌رود و نه به دیگری [[اجازه سفر]] می‌دهد. &amp;lt;ref&amp;gt;جامع الشتات، ج1، ص326-331&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
همچنین [[شیخ فضل‌الله نوری]] به سال 1319ق. سفر از راه جبل را تحریم کرد. وی که خود از این مسیر به حج رفته بود، در پی بازگشت، نه تنها سفر حج از این راه را حرام دانست؛ بلکه [[مراجع تقلید شیعه]] را نیز قانع کرد که سفر از این راه را تحریم کنند. این فتاوا در کتاب [[فتاوی العلماء فی حرمة السفر الی الحج من طریق الجبل]] گرد آمده است. &amp;lt;ref&amp;gt;الذریعه، ج16، ص102&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;مقالات تاریخی، ج9، ص38، 42، «تیر اجل در صدمات راه جبل»&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ناامنی راه، منحصر به حج عراق نبود و حج مصر نیز به همین سبب تعطیل می‌گردید. از جمله، در سال 478ق. به سبب حمله شماری از بادیه‌نشینان به کاروان مصری، شماری فراوان کشته شدند و باقی‌مانده افراد به مصر بازگشتند. &amp;lt;ref&amp;gt;اتحاف الوری، ج2، ص483&amp;lt;/ref&amp;gt; نیز در سال‌های 643-650ق. به دلیل ضعف خلفای عباسی و ناامنی راه‌ها، از مناطق اسلامی عراق تا مصر [[حج رسمی]] انجام نگرفت. &amp;lt;ref&amp;gt;نک: تاریخ الاسلام، ج47، ص63&amp;lt;/ref&amp;gt; حج‌‌گزاری از راه دریا نیز به علت ازدحام و مشکلات سفر که کشتی‌بانان پدید می‌آوردند، تحریم می‌شد. به گزارش [[فیفائی]]، پس از شرح مشکلات سفر با کشتی نزد یکی از اقطاب مالکی مصر با نام [[ابوعبدالله عایش]]، وی سفر دریایی به حج را تحریم کرد. &amp;lt;ref&amp;gt;میقات حج، ش44، ص77، «حج‌گزاری در کشور مغرب»&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===درگیری نظامی و سیاسی در حرم===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درگیری حاکمان یا مدعیان حکومت در مکه نیز از دیگر سبب‌های تعطیل حج، خوانده شده است. شاید کهن‌ترین گزارش تعطیل گسترده حج به همین سبب باشد که به تسلط [[عبدالله بن زبیر]] بر مکه (64-73ق.)  و خواندن خطبه به نام خود بازمی‌گردد. سپس [[عبدالملک مروان]] که خود را [[خلیفه]] می‌دانست، مردم را از رفتن به حج بازداشت و در برابر، به سال‌های 66-72ق. مسجد [[قبة الصخره]] در [[قدس]] را بنا کرد و آن را به جای [[کعبه]]، محل حج مردم ساخت. &amp;lt;ref&amp;gt;البدایة و النهایه، ج8، ص308&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;النجوم الزاهره، ج1، ص188&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;الانس الجلیل، ج1، ص397، 400-401&amp;lt;/ref&amp;gt; نیز شورش [[اسماعیل بن یوسف علوی]] به سال 251ق. در مکه باعث تعطیل حج گشت. &amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ طبری، ج9، ص346-347&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;مروج الذهب، ج4، ص311&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====حمله قرامطه====&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[حمله قرامطه]] به مکه نیز از علل تعطیل حج بود که در منابع تاریخی بازتاب فراوان یافته است. منابع از بر‌گزار نشدن حج در سال 317ق. به سبب حمله و کشتار [[ابوطاهر قرمطی]] در مکه یاد کرده‌اند. &amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ الاسلام، ج23، ص374&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;النجوم الزاهره، ج3، ص227&amp;lt;/ref&amp;gt; در حمله قرمطیان به مکه در سال 317ق. &amp;lt;ref&amp;gt;العبر، ج1، ص743-744&amp;lt;/ref&amp;gt; تا سال 327ق. &amp;lt;ref&amp;gt;سمط النجوم، ج3، ص489&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;سمط النجوم، ج4، ص194، 197&amp;lt;/ref&amp;gt; حج تعطیل بود و کسی نتوانست به حج برود. &amp;lt;ref&amp;gt;النجوم الزاهره، ج1، ص347&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ الاسلام، ج23، ص374&amp;lt;/ref&amp;gt; البته یورش‌های گوناگون ایشان به کاروان حاجیان پیش از تصرف مکه به سال 313ق. &amp;lt;ref&amp;gt;اتحاف الوری، ج2، ص372-374&amp;lt;/ref&amp;gt; و پس از آن نیز حرکت چند حج عراقی را با مشکل روبه‌رو کرد و بسیاری از سال‏ها حج ایشان تعطیل ‏شد. &amp;lt;ref&amp;gt;الدرر الفرائد، ج1، ص314&amp;lt;/ref&amp;gt; به سال 403ق. نیز به سبب حمله یکی از [[قرمطیان]] به نام ابوعیسی به [[کوفه]] و محاصره این شهر، مردم عراق و خراسان ایام حج را از دست دادند و نتوانستند حج را به جا آورند. &amp;lt;ref&amp;gt;المنتظم، ج7، ص260&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;النجوم الزاهره، ج4، ص232&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;الدرر الفرائد، ص251&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====اختلاف اخشیدیان و عباسیان====&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ستیز میان [[اخشیدیان مصر]] و [[ابن‌رائق]]، از [[امیران عباسی]]، بر سر حکومت [[حرمین]]، موجب تعطیل حج در سال‌های 332 تا 338ق. شد. &amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ مکه، ص174، 227&amp;lt;/ref&amp;gt; درگیری [[هَزّاع]] و [[برکات]]، فرزندان [[محمد بن برکات]]، بر سر حکمرانی مکه در وادی [[مُرّ]] به سال 906ق. افزون بر مضطرب کردن حاجیان در مکه، باعث شد حج‌گزارانی که از مسیر دریایی قصد حج داشتند، با شنیدن این گزارش بازگردند و حج آن سال با جمعیتی‌ اندک بر‌گزار شود. &amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ الشحر، ص48&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====اختلاف اخشیدیان و آل بویه====&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درگیری سیاسی در حرمین و اختلاف به جهت وابستگی به دستگاه‌های [[خلافت]]، از دیگر سبب‌های تعطیل حج بود. از جمله این درگیری‌ها، ستیز بر سر خواندن خطبه در [[منا]] به نام افراد ویژه بود که جایگاه آن شخص در دستگاه خلافت را نشان می‌داد. برای نمونه، در روزگار نفوذ [[آل بویه]] بر دستگاه خلافت، اصحاب [[معزالدوله بویهی]] مانع نمازگزاری و خطبه‌خوانی اخشیدیان در منا شدند. آن‌ها نیز در سال‌های 341-343ق. از ورود کاروان عراق به مکه و انجام مناسک پیشگیری کردند.&amp;lt;ref&amp;gt;الدرر الفرائد، ج1، ص328&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ امراء مکه، ص387&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====اختلاف فاطمیان و عباسیان====&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[محمد شَکر]]، حاکم مکه در سال‌های430-453ق. سال‏ها حاجیان عراقی را از آمدن به حج بازداشت؛ زیرا وی مردم را به [[فاطمیان]] دعوت می‏‌کرد و با [[عباسیان]] میانه‏‌ای نداشت. ‏&amp;lt;ref&amp;gt;شفاء الغرام، ج2، ص256&amp;lt;/ref&amp;gt; نیز به سال 514ق. [[افضل بن امیر جُیوش]] (515ق.)  وزیر فاطمیان مانع حج‌‌گزاری عراقیان به سبب گرایش به عباسیان گشت. &amp;lt;ref&amp;gt;حسن الصفا، ص115&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ستیز بر سر محمل که نشان‌دهنده جایگاه فرستنده آن بود، نیز از سبب‌های تعطیل حج به شمار می‌رفت. از جمله، به سال 877ق. [[امیر الحاج مصری]] مانع&lt;br /&gt;
ورود محمل عراقی و حاجیان عراق به مکه شد و سرانجام تنها به حاجیان اجازه حج‌‌گزاری داد و از آن سال، ورود محمل عراقی ممنوع شد. &amp;lt;ref&amp;gt;سمط النجوم، ج4، ص290&amp;lt;/ref&amp;gt; نیز به سال 1346ق./ 1928م. پیشگیری از ورود محمل مصر، باعث تعطیل حج مصری گشت. &amp;lt;ref&amp;gt;الاهرام، 3 اکتبر 2009م.، «انقطاع الحج»&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===جنگ‌های داخلی ممالک اسلامی===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نبرد و آشفتگی اوضاع داخلی [[ممالک اسلامی]] نیز سببی دیگر برای تعطیل حج در برخی مناطق بود. درگیری و اختلاف‌های مصر و عراق، به سال 372ق. و به نقلی تا 380ق. حج عراق را به تعطیل کشاند. &amp;lt;ref&amp;gt;مرآة الزمان، ص218&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====تعطیل حج مصر====&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به سال 492ق. درگیری‌های حاکمان مصر و فقدان امنیت، موجب تعطیل حج گشت. &amp;lt;ref&amp;gt;الاهرام، 3 اکتبر 2009م.، «انقطاع الحج»&amp;lt;/ref&amp;gt; در سال 563ق. به سبب درگیری داخلی در مصر حج بر‌گزار نشد. &amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ الاسلام، ج39، ص11&amp;lt;/ref&amp;gt; در سال 648ق. به جهت درگیری و آشفتگی امور، حاجیان مصر و شام نتوانستند حج بگزارند. &amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ الاسلام، ج47، ص63&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;النجوم الزاهره، ج7، ص20&amp;lt;/ref&amp;gt; نیز در سال‌های 654-658ق. تنها بخش‌هایی از حجازیان توفیق حج‌‌گزاری یافتند. &amp;lt;ref&amp;gt;حسن الصفا، ص122&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====تعطیل حج ایرانیان====&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تعطیلی حج ایرانیان نیز بیشتر برخاسته از درگیری پادشاهان محلی با یکدیگر بوده است. اختلاف‌های خاندان آل بویه در شهرهای مرکزی و شرقی [[ایران]]، کشورگشایی [[محمود غزنوی]] در [[هند]]، و دست‌اندازی به سرزمین‌های زیر سلطه آل بویه در شرق &amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ ایران در قرون نخستین اسلامی، ج1، ص202-212&amp;lt;/ref&amp;gt; از این موارد است. همچنین درگیری‌های فرزندان [[ملکشاه سلجوقی]] پس از وفاتش (485ق.)  و اختلافات حاکمان دیگر مناطق، موجب تعطیل حج [[خراسان]] و [[عراق]] می‌شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حمله [[مغول]] به ایران نه تنها حج ایران را به سال 633ق. تعطیل کرد؛ بلکه تا سال 639ق. حج عراق را نیز متوقف ساخت. &amp;lt;ref&amp;gt;اتحاف الوری، ج3، ص31-32&amp;lt;/ref&amp;gt; به سال 656ق. [[بغداد]] به دست [[هلاکو خان مغول]] سقوط کرد و با فروپاشی [[خلافت عباسی]]، حج‌‌گزاری عراقی در پرتو این رویداد بود. با مرگ [[ابوسعید ایلخان]] (736ق.) حرکت کاروان حج عراق قطع شد و یازده سال بعد به سال 748ق. محمل عراق دیگر بار به حج رفت. پس از آن حج ایرانیان به طور متناوب به سبب‌های متفاوت تعطیل می‌شد. این وضع بیش از هر چیز برآمده از درگیری‌های داخلی و ناپایداری سیاسی در ایران بود. &amp;lt;ref&amp;gt;شفاء الغرام، ج2، ص298&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;سمط النجوم، ج2، ص396&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کشور‌گشایی برخی از حاکمان این دوره همانند [[تیمور]] نیز در تعطیل حج مؤثر بود. در سال‌های 803-806ق. به سبب حمله تیمور به [[شام]]، حج عادی کاروان شام تعطیل گشت. &amp;lt;ref&amp;gt;العقد الثمین، ج1، ص197&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;الدرر الفرائد، ص317&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===اختلاف‌های سیاسی و مذهبی===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اختلاف‌های سیاسی و مذهبی میان ایران و عثمانی از دوره [[صفویه]]، در تعطیل [[حج]] اثرگذار بوده است. در دوران صفویه، مسیر حج ایرانیان از کشور عثمانی می‌گذشت و سفر ایرانیان به کشور متخاصم به ویژه هنگام نبرد میان دو دولت، با موانع و مشکلاتی روبه‌رو بود. به سال 1042ق. به دلیل تصرف بغداد به دست ایرانیان، دولت عثمانی ایشان را از سفر حج بازداشت و در سال 1047ق. به فرمان [[سلطان سلیم عثمانی]]، ایرانیان از مکه اخراج شدند. &amp;lt;ref&amp;gt;منائح الکرم، ج4، ص182&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ مکه، ص271&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[شاه عباس صفوی]] حج‌‌گزاری ایرانیان را مایه سرازیر شدن اموال فراوان به کشور دشمن می‌دید و با این توجیه که اهمال مباشران راه در ورود و خروج، ایجاد تاخیر در حرکت کاروان‏‌ها، و ایجاد وقفه در سفر حاجیان از سوی اعراب میان‌راه، موجب از دست رفتن فرصت حج و درک [[وقوف عرفه]] و [[مشعر]] می‏‌شود، سفر حج را برای چند سال ممنوع کرد. &amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ منتظم، ج2، ص1037&amp;lt;/ref&amp;gt; مشکلات حج ایرانیان در این دوره و موانع راه حج، در نامه‌نگاری‌های دولت عثمانی و صفوی بازتاب یافته است. &amp;lt;ref&amp;gt;اسناد و مکاتبات سیاسی ایران، ص29&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====تعصب‌های مذهبی====&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مخالفت دولت عثمانی و دانشمندان متعصب سنی با حاجیان ایرانی و دانشوران شیعه مقیم [[حرمین]] از دوره صفویه به بعد، به بدرفتاری با ایرانیان [[شیعه]] و قتل دانشورانی مانند [[استرآبادی]] (945ق.)، [[معصوم بیک صفوی]] (976ق.) و [[میرزا زین‌العابدین کاشانی]] (1040ق.) گشت. بر اثر این دشمنی‌ها به سال 1042ق. یا 1043ق. به حاجیان ایرانی حاضر در [[مکه]] اعلام شد که در سال آینده، حق آمدن به حج را ندارند. &amp;lt;ref&amp;gt;خلاصة الکلام، ص75&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ مکه، ص444&amp;lt;/ref&amp;gt;البته برخی سبب این امر را نامعلوم می‌دانند. &amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ مکه، ص371&amp;lt;/ref&amp;gt; نیز به سال 1047ق. حاجیان ایرانی از [[سرزمین حج]] اخراج شدند و به آنان اعلام شد که از سال بعد، اجازه بر‌گزاری حج را ندارند. &amp;lt;ref&amp;gt;منائح الکرم، ج4، ص181-182&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سال‌های بعد نیز این بدرفتاری تداوم یافت و در سال 1088ق. به بهانه آن‌که [[شیعیان]] [[پرده کعبه]] را نجس کرده‌اند، در این شهر [[شیعه‌کشی]] به راه افتاد و دانشمندی با نام [[سید محمد مؤمن رضوی]] را در پشت [[مقام ابراهیم]] کشتند. به سال 1101ق. یا 1105ق. دانشوری دیگر با نام [[شیخ حسین بن ابراهیم تنکابنی]] را در حالی که پرده کعبه را گرفته بود، سخت کتک زدند که بیمار شد و در راه [[مدینه]] درگذشت. &amp;lt;ref&amp;gt;نک: صفویه در عرصه دین فرهنگ و سیاست، ج2، ص840&amp;lt;/ref&amp;gt; این اختلاف‌ها در دوره [[افشاریه]] سخت‌تر شد و به سال 1157ق. که [[نادر شاه]] با دولت عثمانی درگیر بود، در حرمین اعلام شد که همه خطیبان به طور رسمی در منابر شیعیان را لعن کنند. &amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ مکه، ص428&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این مشکلات در دوره [[قاجاریه]] نیز ادامه یافت و در سال‌های آغازین این حکومت، مایه تعطیلی حج ایرانیان گشت. تامین امنیت حاجیان، رفتار مناسب، و نگرفتن [[مالیات راه]] از حاجیان ایرانی، از مفاد مذاکرات و تعهدات دولت قاجار با دولت عثمانی بود. &amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ منتظم، ج3، ص1561، 1682&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===نبودِ متولی اعزام کاروان حج===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به علت سقوط یا مرگ حاکم که اعزام کاروان حج بر عهده او بوده، نیز حج تعطیل می‌شده است. درگیری [[آل جلایر]] با همسایگان و نیز مشکلات داخلی ایشان که از سال 740ق. حدود یک سده حکومت عراق و تجهیز کاروان حج را بر عهده داشتند، موجب تعطیل متناوب حج می‌شد. &amp;lt;ref&amp;gt;سلسله‌های اسلامی جدید، ص510&amp;lt;/ref&amp;gt; از جمله، از سال 795ق. حرکت محمل عراق چند سال قطع شد که گویا به دلیل حمله تیمور به ایران بود. &amp;lt;ref&amp;gt;اتحاف الوری، ج3، ص390&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;الدرر الفرائد، ص315&amp;lt;/ref&amp;gt; فروپاشی حکومت [[جلایریان]] به دست [[قَرایوسف قَراقویونُو]] (810-823ق.) به سال 813ق. چند سال ارسال کاروان حج عراق را به تعطیلی کشاند. &amp;lt;ref&amp;gt;اتحاف الوری، ج3، ص482&amp;lt;/ref&amp;gt; به سال 821ق. نبرد قرایوسف با شاهرخ تیموری و حاکم شام، باعث تعطیلی حج شد. &amp;lt;ref&amp;gt;الدرر الفرائد، ص321&amp;lt;/ref&amp;gt; درگذشت قرایوسف به سال 823ق. نیز حج را مدتی با تعطیلی روبه‌رو کرد. &amp;lt;ref&amp;gt;اتحاف الوری، ج3، ص574&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;الدرر الفرائد، ص321&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===تاخیر کاروان‌ها===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در دوره‌های گوناگون اسلامی، حج‌‌گزاری ایرانیان با حج عراقی آمیخته است. در منابع تاریخی، از حاجیان [[سرزمین‌های شرق اسلامی]] و خراسان و [[ماوراء النهر]] به عنوان کاروان حج عراقی یاد ‏شده است. &amp;lt;ref&amp;gt;المنتظم، ج7، ص260&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;النجوم الزاهره، ج4، ص232&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;الدرر الفرائد، ص251&amp;lt;/ref&amp;gt; حج این مناطق در حج‌‌گزاری عراق بسیار موثر بود؛ شاید از این رو که [[عمل الحرمین]] (منصب انجام امور حرمین و حج) بر عهده [[خراسانیان]] بوده است. از این رو، بارها به سبب تاخیر یا تعطیل حج خراسان، حج عراق نیز تعطیل گشت. &amp;lt;ref&amp;gt;اتحاف الوری، ج2، ص444-457&amp;lt;/ref&amp;gt; از جمله، در سال‌های 371- 378ق. مشکلات طبیعی و تاخیر کاروان‌ها از موسم [[مناسک حج|مناسک]]، سبب تعطیلی حج عراق و خراسان گشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سال‌های 407، 410، 413 و 421ق. کاروان خراسان دیر به عراق رسید و کاروان عراق نیز که منتظر کاروان خراسان بود، فرصت درک مناسک حج را نیافت. &amp;lt;ref&amp;gt;مرآة الزمان، ص300، 306-307، 309، 324&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;الدرر الفرائد، ج1، ص339-343&amp;lt;/ref&amp;gt; البته این بدان معنا نیست که کسی از عراق به حج نمی‏‌رفت؛ بلکه برخی افراد ره‌سپار حج می‌شدند. از جمله، به سال 421ق. که حج عراق به دلیل تاخیر خراسانیان تعطیل شده بود و کاروان مصر نیز به حج نیامده بود، شماری از [[کوفیان]] با یک کاروان راهی حج شدند. &amp;lt;ref&amp;gt;البدایة و النهایه، ج12، ص29&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;الدرر الفرائد، ج1، ص342&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===ظهور وهابیت===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ظهور [[وهابیت]] و درگیری‌های دامنه‌دار آنان برای تسلط بر حرمین، به طور متناوب موجب تعطیل حج مناطق گوناگون گشت. تصرف شهرهای [[طائف]] و مکه و مدینه به سال 1217ق. در دوره اول [[آل سعود]] (1219-1223ق.)  موجب مخالفت و واکنش [[کشورهای اسلامی]]، از جمله ایران، و تعطیل حج گشت. &amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ حج‌گزاری ایرانیان، ص221-226&amp;lt;/ref&amp;gt; حمله [[وهابیان]] به مکه در سال 1219ق. مانع عزیمت بسیاری از افراد به حج گشت. &amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ حج‌گزاری ایرانیان، ص221-222&amp;lt;/ref&amp;gt; از جمله، اهل [[حجاز]] به جهت سلطه وهابیان بر راه حج، نتوانستند حج به جا آورند. &amp;lt;ref&amp;gt;کشف الارتیاب، ص31&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سلطه وهابیت بر مکه و پیشگیری از حج‌‌گزاری مسلمانان به شکل مرسوم و همراه آوردن محمل نیز از موارد تعطیل حج بود. به سال 1223ق. حج‌‌گزاران مصر و شام به همین سبب از حج باز ماندند. &amp;lt;ref&amp;gt;عجائب الآثار، ج4، ص141&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;مفتاح الکرامه، ج6، ص435&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;مرآة الحرمین، ص511&amp;lt;/ref&amp;gt; به گفته برخی، تعطیل حج تا دو یا سه سال &amp;lt;ref&amp;gt;مفتاح الکرامه، ج6، ص435&amp;lt;/ref&amp;gt; و حتی 10 سال به درازا انجامید. &amp;lt;ref&amp;gt;الاهرام، 3 اکتبر 2009م.، «انقطاع الحج»&amp;lt;/ref&amp;gt; حج کاروان عراقی نیز چهار سال تعطیل شد. &amp;lt;ref&amp;gt;مفتاح الکرامه، ج6، ص435&amp;lt;/ref&amp;gt; نیز در سال‌های بعد، از جمله به سال‌های 1228، &amp;lt;ref&amp;gt;امراء البلد الحرام، ص282&amp;lt;/ref&amp;gt; 1338 و &amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ امراء مکه، ص819&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ المملکة العربیة السعودیه، ج2، ص291&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;آثار اسلامی، ص70&amp;lt;/ref&amp;gt;1339ق.&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ مکه، ص721&amp;lt;/ref&amp;gt; [[امیران مکه]] از حج‌‌گزاری [[نجدیان]]، به جهت نگرانی از جنجال وهابیت پیشگیری کردند. آنان به سبب حکم دانشمندان مکه به فساد عقیده [[محمد بن عبدالوهاب]] و پیروان وی از سال آغاز دعوتش در سال 1142ق. تا 1205ق. حج‌‌گزاری پیروان محمد بن عبدالوهاب را منع نمودند.&amp;lt;ref&amp;gt;خلاصة الکلام، ص338&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;سفرنامه حجاز، ص196&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====آل سعود و تعطیل حج====&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از استقرار حکومت آل سعود (1319ق.)  تا کنون به رغم تلاش‌های ایشان برای جلب اعتماد حج‌‌گزاران و کشورهای اسلامی، بارها به دلیل‌های گوناگون حج‌‌گزاری تعطیل شده است. در سال 1343ق. به علت نبرد میان آل سعود و [[شریف علی]] که در جده مستقر بود، مراسم حج تعطیل گشت. در سال بعد نیز مردم همه سرزمین‏‌های تابع عثمانی از رفتن به حج منع شدند و تنها مردم مناطق زیر سلطه [[سعودی‏‌ها]] در سرزمین‌های [[جزیرةالعرب]] و شماری‌ اندک از حاجیان مغربی حج به جا آوردند. &amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ مکه، ص593&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;فرقه‏‌ای برای تفرقه، ص108&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====آل سعود و حج ایرانیان====&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رفتار نامناسب آل سعود با حاجیان، در چند نوبت موجب تعطیل حج ایران گشت. به سال 1342ق./1322ش. پس از آن‌که [[ابوطالب یزدی]] در مکه به اتهام آلوده ساختن [[خانه خدا]] اعدام گشت، &amp;lt;ref&amp;gt;آهنگ حجاز، ص285&amp;lt;/ref&amp;gt; [[دولت ایران]] روابط خود با [[عربستان]] را قطع کرد &amp;lt;ref&amp;gt;روابط سیاسی ایران و عربستان، ص84-85&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;اسناد روابط ایران و عربستان، ص107-124&amp;lt;/ref&amp;gt; و سه سال حج ایرانیان تعطیل گشت. &amp;lt;ref&amp;gt;اسناد روابط ایران و عربستان، ص39، 130-131&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;ابوطالب یزدی، ص57، 116-117&amp;lt;/ref&amp;gt; همچنین پس از کشتار حج‌‌گزاران در مراسم [[برائت از مشرکان]] به سال 1407ق./1366ش. در شهر مکه به دست [[رژیم سعودی]]، روابط میان ایران و عربستان قطع شد و تا سه سال &amp;lt;ref&amp;gt;کیهان، ش13104، 26/5/1366&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;آشنایی با عربستان، ص69-70&amp;lt;/ref&amp;gt; حج‌گزاری ایرانیان تعطیل گشت و پس از آن با پذیرش بر‌گزاری مراسم برائت از مشرکان، حج‌‌گزاری ایرانیان از سوی عربستان مجدداً آغاز شد. &amp;lt;ref&amp;gt;سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران، ص134&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===پیشگیری استعمارگران از حج مستعمرات===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پیشگیری [[استعمارگران]] از حج‌‌گزاری [[مسلمانان]] در مناطق گوناگون، از جمله کشورهای زیر [[استعمار]] ایشان، در شمار عوامل تعطیل حج بوده است. به سال 1213ق./1799م. به سبب یورش‌های [[فرانسویان]] و فقدان امنیت راه، حج مصری تعطیل گشت. &amp;lt;ref&amp;gt;الاهرام، 3 اکتبر 2009م.، «انقطاع الحج»&amp;lt;/ref&amp;gt; در اواخر سده 19م. با گسترش تفکر اسلامی، کشورهای غربی مانند [[انگلستان]] و [[روسیه]] که مستعمراتی فراوان در سرزمین‌های اسلامی داشتند، نگران شدند و برای پیشگیری از سفر مسلمانان به حج، به بهانه‌های گوناگون مانند رواج [[وبا]] در میان حاجیان، به رغم وجود [[قرنطینه]]، پس از سال 1890م. از سفر حج پیشگیری می‌کردند. &amp;lt;ref&amp;gt;میقات حج، ش55، ص195-196، «حجاج ترکستان»&amp;lt;/ref&amp;gt; از جمله، در پی قیام سال 1903م. در [[فرغانه]]، دولت روسیه حج [[ترکستانی‌ها]] را ممنوع اعلام کرد تا گزارش‌های این قیام میان مسلمانان پخش نشود. &amp;lt;ref&amp;gt;میقات حج، ش55، ص201، «حجاج ترکستان»&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
وقوع [[جنگ جهانی اول]] (1914-1918م./1333-1336ق.)  و درگیری [[خاورمیانه]]، به ویژه عراق، در این جنگ‌ها، حج‌‌گزاری ایرانیان و دیگر کشورهای منطقه پنج سال جز سال 1334ق. قطع شد. &amp;lt;ref&amp;gt;خاطرات سفر مکه، ص49&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===رواج بیماری‌های واگیر===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رواج بیماری در حرمین نیز از عوامل تعطیل حج بوده است. در سال 357ق. به سبب رواج بیماری در میان حاجیان شام و مصر، بیشتر شتران ایشان تلف شدند و حاجیان از رسیدن به مکه بازماندند. برخی از ایشان نیز که به مکه رسیدند، در آن شهر جان باختند و حج مصر و شام تعطیل گشت. &amp;lt;ref&amp;gt;البدایة و النهایه، ج11، ص265&amp;lt;/ref&amp;gt; به سال 1235ق. نیز به سبب وبا در مکه، حاجیان فراوان کشته شدند. &amp;lt;ref&amp;gt;عجائب الآثار، ج3، ص606&amp;lt;/ref&amp;gt; این بیماری در سال‌های 1890، 1892، 1893، 1895، 1902م./1307، 1309، 1310، 1312، 1319ق. در موسم حج و میان حاجیان با شدت بیشتر رواج یافت. بر پایه گزارش [[سفرنامه‌‌نویسان]]، این بیماری جان افراد فراوان را گرفت. &amp;lt;ref&amp;gt;سفرنامه حجاز، ص165-166&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;نک: پنجاه سفرنامه قاجاری&amp;lt;/ref&amp;gt; این مشکل موجب تعطیل حج نگشت؛ ولی از آمار حاجیان در برخی سال‌ها کاست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رواج بیماری [[آنفولانزای مرغی]] در جهان و احتمال سرایت آن به حاجیان در سال 2010م./1431ق. موجب کاهش پنجاه درصد زائران مصر و نیز کاسته شدن شمار حاجیان دیگر کشورها، از جمله ایران، گشت. در این سال، حج‌‌گزاری کشور [[تونس]] تعطیل شد و 000/30 تن به علت پیشگیری دولت تونس، از سفر حج بازماندند. &amp;lt;ref&amp;gt;حج30، ص167&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===قحطی===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[قحطی]] و نبود آب نیز از دیگر عوامل تعطیل حج بوده است. به سال 363ق. کاروان عراق که [[محمد بن عمر علوی]] امیر الحاج آن بود، ‌ به سبب نداشتن آب، از مکه به مدینه تغییر مسیر دادند و ناچار شدند حج را تعطیل کنند. &amp;lt;ref&amp;gt;مرآة الزمان، ص183-184&amp;lt;/ref&amp;gt; به سال 390ق. به دلیل قحطی شدید، حج مصر تعطیل شد. &amp;lt;ref&amp;gt;الاهرام، 3 اکتبر 2009م.، «انقطاع الحج»&amp;lt;/ref&amp;gt; کاروان حج عراق در سال 406 ق. از بیم عطش و بی‌آبی، حج نگزارد. &amp;lt;ref&amp;gt;مرآة الزمان، ص299&amp;lt;/ref&amp;gt; در پایان سال 416ق. نیز قحطی بزرگی در مکه رخ داد که موجب تعطیل حج گشت. &amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ صنعاء، ص151&amp;lt;/ref&amp;gt; همچنین قحطی به سال 815ق. در مکه و تاثیر آن بر حج گزارش شده است. &amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ مکه، ص358&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===تعطیل حج، ابزار تهدید===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اهمیت دینی و سیاسی و اقتصادی حج برای حاکمان مکه به‌اندازه‌ای بوده که در گذر زمان، تعطیل حج به عنوان حربه‌ای برای تهدید آن‌ها به کار می‌رفته است. از جمله، پس از رسیدن گزارش حمله سربازان [[شریف مکه]] به کشتی‏‌های تجاری فاطمیان در حجاز و قتل و غارت آن، وزیر [[افضل بن بدر جمالی]]، یاری مالی به مکیان را قطع کرد و از حج مصریان به سال 514ق. پیشگیری کرد و دستور داد تا زمانی که شریف مکه همه اموال را بازنگرداند، سفر بازرگانان به حجاز ممنوع گردد. این کارها وضعیت اقتصادی حجاز را آشفته کرد و شریف مکه نیز ناچار به پذیرش خواسته‏‌های فاطمیان و عذرخواهی شد و اموال بازرگانان و دیه مقتولان را پرداخت کرد. &amp;lt;ref&amp;gt;العقد الثمین، ج5، ص458‌&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;اتحاف الوری، ج2، ص497&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در پی قتل ابوطالب یزدی در مکه، اعتراضات مردم و رسانه‌های ایران بالا گرفت و برخی در صدد برآمدند که با اعزام هیئتی نزد مرجع تقلید وقت، [[آیت‌الله سید ابوالحسن اصفهانی]] (1284-1365ق.) تقاضا نمایند تا مادام که [[دولت سعودی]] شیوه خود را تغییر نداده و این اقدام را جبران نکرده، حج را برای ایرانیان و شیعیان تحریم نمایند.&amp;lt;ref&amp;gt;میقات حج، ش34، ص134-135، «مظلومیت پیروان علی بن ابی طالب در کنار خانه خدا»&amp;lt;/ref&amp;gt; [[وزارت امور خارجه ایران]] نیز اعلام کرد در صورت جبران نشدن این رفتار دولت سعودی و تامین نشدن امنیت ایرانیان، از حج‌گزاری ایرانیان جلوگیری خواهد کرد. &amp;lt;ref&amp;gt;ابوطالب یزدی، ص27، 30-31&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==برای مطالعه بیشتر==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;حج‌گزاری ایرانیان در دوره پهلوی اول (1320-1300 ه.ش)&#039;&#039;&#039;، عاطفه جمالو، رسول جعفریان، فلاح زاده.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;ابوطا‌ب‌ یزدی شهید مروه‌&#039;&#039;&#039;، سید علی‌ قا‌ضی‌ عسکر.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیوند به بیرون==&lt;br /&gt;
*[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1391086/تبیینی-از-تعطیلی-حج-از-صفویه-تا-انقلاب-اسلامی-ایران?q=تعطیلی تبیینی از تعطیلی حج از صفویه تا انقلاب اسلامی ایران، سید محمود سامانی، مجله میقات حج، بهار 1397 - شماره 103]&lt;br /&gt;
*[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/926208/تاریخ-و-رجال-تاریخ-حج-گزاری-مسلمانان-و-سهم-ایرانیان-در-آن?q=تعطیلی تاریخ حج گزاری مسلمانان و سهم ایرانیان در آن، رسول جعفریان، مجله میقات حج، پاییز 1385 - شماره 57 (30 صفحه - از 67 تا 96)]&lt;br /&gt;
*[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1085618/حج-گزاری-ایرانیان-در-دوره-ضعف-و-زوال-صفویان?q=تعطیلی حج گزاری ایرانیان در دوره ضعف و زوال صفویان، معصومه کامگار، ]مجله فرهنگ پژوهش، بهار 1392 - شماره 13]&lt;br /&gt;
*[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1122404/بررسی-تاریخی-روابط-ایران-و-عربستان-در-موضع-حج?q=تعطیلی بررسی تاریخی روابط ایران و عربستان در موضع حج، مجله میقات حج، تابستان 1394 - شماره 92]&lt;br /&gt;
*[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1071539/زمینه-ها-و-موانع-برگزاری-حج-از-سوی-ایران-و-عثمانی-در-دوره-صفویه?q=تعطیلی زمینه‌ها و موانع برگزاری حج از سوی ایران و عثمانی در دوره صفویه، حسن زندیه؛ معصومه کامگار، مجله تاریخ اسلام، بهار 1393 - شماره 57]&lt;br /&gt;
*[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1131430/تعلیق-و-تعطیل-حج-از-سوی-حاکم-اسلامی?q=تعطیلی تعلیق و تعطیل حج از سوی حاکم اسلامی، محسن ملک افضلی اردکانی؛ مهدی درگاهی؛ رضا عندلیبی، مجله حکومت اسلامی، پائیز 1393 - شماره 73]&lt;br /&gt;
*[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1122094/موانع-و-مشکلات-سفر-حج-ایرانیان-در-روزگار-سلجوقیان?q=تعطیلی موانع و مشکلات سفر حج ایرانیان در روزگار سلجوقیان، علی غفرانی؛ زهرا نوروزی؛ زهرا پرگزی، مجله تاریخ فرهنگ و تمدن اسلامی، بهار 1395، سال هفتم - شماره 22]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منبع==&lt;br /&gt;
{{منابع}}&lt;br /&gt;
{{دانشنامه&lt;br /&gt;
 | آدرس = http://phz.hajj.ir/422/7475&lt;br /&gt;
 | عنوان = تعطیل حج&lt;br /&gt;
 | نویسنده = اباذر جعفری&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;آثار اسلامی مكه و مدینه&#039;&#039;&#039;: رسول جعفریان، قم، مشعر، 1386ش.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;آشنایی با عربستان&#039;&#039;&#039;: عبدالله نصیری، تهران، مشعر، 1386ش.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;آهنگ حجاز&#039;&#039;&#039;: علیرضا حجازی، قم، فارس الحجاز، 1387ش.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;ابوطالب یزدی شهید مروه&#039;&#039;&#039;: سید علی قاضی عسکر، تهران، مشعر، 1388ش.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;اتحاف الوری&#039;&#039;&#039;: عمر بن محمد بن فهد (م.885ق.)، به كوشش عبدالكریم، مكه، جامعة ام القری، 1408ق.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;اسناد و روابط ایران و عربستان سعودی 1304-1357ش&#039;&#039;&#039;: علی محقق، تهران، وزارت امور خارجه، 1379ش.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;اسناد و مکاتبات سیاسی ایران&#039;&#039;&#039;: عبدالحسین نوایی، تهران، بنیاد فرهنگ، 1360ش.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;اعانة الطالبین&#039;&#039;&#039;: السید البكری الدمیاطی (م.1310ق.)، بیروت، دار الفكر، 1418ق.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;الانباء فی تاریخ الخلفاء&#039;&#039;&#039;: ابن‌العمرانی (580ق.)، به كوشش السامرائی، قاهره، الآفاق العربیه، 1419ق.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;الانس الجلیل بتاریخ القدس و الخلیل&#039;&#039;&#039;: مجیرالدین الحنبلی (م.928ق.)، به کوشش عدنان یونس، عمان، مکتبة دنیس، 1420ق.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;الاهرام (روزنامه)&#039;&#039;&#039;: مصر.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;البدایة و النهایه&#039;&#039;&#039;: ابن كثیر (م.774ق.)، به كوشش علی شیری، بیروت، دار احیاء التراث العربی، 1408ق.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;پنجاه سفرنامه حج قاجاری&#039;&#039;&#039;: به كوشش رسول جعفریان، تهران، نشر علم، 1389ش.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;تاریخ الشحر و اخبار القرن العاشر&#039;&#039;&#039;: محمد بن عمر الطیب، به کوشش الحبشی، صنعاء، الارشاد، 1419ق.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;تاریخ امراء البلد الحرام عبر عصور الاسلام&#039;&#039;&#039;: عبدالفتاح حسین رواه، طائف، مكتبة المعارف، 1407ق.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;تاریخ الاسلام و وفیات المشاهیر&#039;&#039;&#039;: الذهبی (م.748ق.)، به كوشش عمر عبدالسلام، بیروت، دار الكتاب العربی، 1410ق.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;تاریخ امراء مکة المکرمه&#039;&#039;&#039;: عارف عبدالغنی، دمشق، دار البشائر، 1413ق.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;تاریخ ایران در قرون نخستین اسلامی&#039;&#039;&#039;: برتولد اشپولر، ترجمه میراحمدی، تهران، علمی و فرهنگی، 1373ش.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;تاریخ حج‌گزاری ایرانیان&#039;&#039;&#039;: اسراء دوغان، تهران، مشعر، 1389ش.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;تاریخ صنعاء&#039;&#039;&#039;: اسحق بن یحیی الطبری (م.450ق.)، به کوشش الحبشی، صنعاء، مکتبة السنحانی.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;تاریخ طبری (تاریخ الامم و الملوك)&#039;&#039;&#039;: الطبری (م.310ق.)، به كوشش محمد ابوالفضل، بیروت، دار احیاء التراث العربی.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;تاریخ مكه&#039;&#039;&#039;: احمد السباعی (م.1404ق.)، نادی مكة الثقافی، 1404ق.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;تاریخ المملکة العربیة السعودیه&#039;&#039;&#039;: عبدالله الصالح العثیمین، ریاض، 1997م.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;تاریخ منتظم ناصری&#039;&#039;&#039;: محمد حسن خان اعتماد السلطنه (م.1313ق.)، به کوشش رضوانی، تهران، دنیای کتاب، 1367ش.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;جامع الشتات&#039;&#039;&#039;: میرزا ابوالقاسم القمی (م.1231ق.)، به كوشش رضوی، تهران، مؤسسه كیهان، 1413ق.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;حج 30&#039;&#039;&#039;: سید جواد ورعی و جواد منصوری، تهران، مشعر.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;الحدائق الناضره&#039;&#039;&#039;: یوسف البحرانی (م.1186ق.)، به كوشش آخوندی، قم، نشر اسلامی، 1363ش.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;حسن الصفا و الابتهاج&#039;&#039;&#039;: احمد الرشیدی (م.1096ق.)، به کوشش عبداللطیف، مصر، مکتبة الخانجی، 1980م.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;خاطرات سفر مکه&#039;&#039;&#039;: محمدعلی هدایتی، تهران، ناشر مؤلف، 1343ش.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;خلاصة الكلام فی بیان امراء البلد الحرام&#039;&#039;&#039;: احمد بن زینی دحلان (م.1304ق.)، مصر، المطبعة الخیریه، 1305ق.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;الدرر الفرائد المنظمه&#039;&#039;&#039;: عبدالقادر بن محمد الجزیری (م.977ق.)، به کوشش محمد حسن، بیروت، دار الکتب العلمیة، 1422ق.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;الذریعة الی تصانیف الشیعه&#039;&#039;&#039;: آقا بزرگ تهرانی (م.1389ق.)، بیروت، دار الاضواء، 1403ق.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;روابط ایران و عربستان در سده بیستم&#039;&#039;&#039;: حمید احمدی، تهران، وزارت امور خارجه، 1386ش.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;روح المعانی&#039;&#039;&#039;: الآلوسی (م.1270ق.)، بیروت، دار احیاء التراث العربی.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;سفرنامه حجاز&#039;&#039;&#039;: محمد لبیب البتنونی، ترجمه انصاری، تهران، مشعر، 1381ش.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;سلسله‌های اسلامی جدید راهنمای گاه‌شماری و تبارشناسی&#039;&#039;&#039;: ادموند کلیفورد باسورت، ترجمه بدره‌ای، تهران، مرکز بازشناسی اسلام و ایران، 1381ش.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;السلوك لمعرفة دول الملوك&#039;&#039;&#039;: المقریزی (م.845ق.)، به كوشش محمد عبدالقادر، بیروت، دار الكتب العلمیة، 1418ق.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;سمط النجوم العوالی&#039;&#039;&#039;: عبدالملك بن حسین العصامی (م.1111ق.) به كوشش عادل احمد و معوض، بیروت، دار الكتب العلمیة، 1419ق.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;سنن الترمذی&#039;&#039;&#039;: الترمذی (م.279ق.)، به كوشش عبدالوهاب، بیروت، دار الفكر، 1402ق.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;سنن الدارمی&#039;&#039;&#039;: الدارمی (م.255ق.)، احیاء السنة النبویة.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در بستر منافع ملی با نگاهی بر روابط ایران و عربستان&#039;&#039;&#039;: احمد معنوی، تهران، کتاب دانشجو، 1387ش.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;شفاء الغرام&#039;&#039;&#039;: محمد الفأسی (م.832ق.)، به كوشش گروهی از علما، بیروت، دار الكتب العلمیة، 1421ق.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;صفویه در عرصه دین، فرهنگ و سیاست&#039;&#039;&#039;: رسول جعفریان، تهران، پژوهشکده حوزه و دانشگاه، 1379ش.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;العبر فی خبر من غبر&#039;&#039;&#039;: الذهبی (م.748ق.)، به كوشش محمد السعید، بیروت، دار الكتب العلمیة.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;عجائب الآثار&#039;&#039;&#039;: عبدالرحمن الجبرتی (م.1227ق.)، بیروت، دار الجیل.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;العروة الوثقی&#039;&#039;&#039;: سید محمد كاظم یزدی (م.1337ق.)، قم، النشر الاسلامی، 1420ق.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;العقد الثمین فی تاریخ البلد الامین&#039;&#039;&#039;: محمد الفأسی (م.832ق.) به كوشش محمد عبدالقادر، بیروت، دار الکتب العلمیة، 1419ق.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;فرقه‌ای برای تفرقه&#039;&#039;&#039;: نجم الدین طبسی، تهران، مشعر، 1386ش.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;الفقه الاسلامی و ادلته&#039;&#039;&#039;: وهبة الزحیلی، دمشق، دار الفكر، 1418ق.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;الكافی&#039;&#039;&#039;: الكلینی (م.329ق.)، به كوشش غفاری، تهران، دار الكتب الاسلامیة، 1375ش.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;الكامل فی التاریخ&#039;&#039;&#039;: علی ابن اثیر (م.630ق.)، بیروت، دار صادر، 1385ق.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;الكشاف&#039;&#039;&#039;: الزمخشری (م.538ق.)، مصطفی البابی، 1385ق.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;كشف الارتیاب&#039;&#039;&#039;: سید محسن الامین (م.1371ق.)، به كوشش امین، مكتبة الحریس، 1382ق.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;مجمع البیان&#039;&#039;&#039;: الطبرسی (م.548ق.)، به كوشش گروهی از علما، بیروت، اعلمی، 1415ق.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;المجموع شرح المهذب&#039;&#039;&#039;: النووی (م.676ق.)، دار الفكر.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;مرآة الحرمین&#039;&#039;&#039;: ابراهیم رفعت پاشا (م.1353ق.)، قم، المطبعة العلمیة، 1344ق.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;مرآة الزمان فی تاریخ الاعیان&#039;&#039;&#039;: سبط ابن الجوزی (م.654ق.)، به کوشش الهموندی، بغداد، الدار الوطنیة، 1369ق.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;مروج الذهب&#039;&#039;&#039;: المسعودی (م.346ق.)، به كوشش اسعد داغر، قم، دار الهجرة، 1409ق.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;مستمسك العروة الوثقی&#039;&#039;&#039;: سید محسن حكیم (م.1390ق.)، قم، مكتبة النجفی، 1404ق.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;مستند الشیعه&#039;&#039;&#039;: احمد النراقی (م.1245ق.)، قم، آل البیت، 1415ق.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;مغنی المحتاج&#039;&#039;&#039;: محمد الشربینی (م.977ق.)، بیروت، دار احیاء التراث العربی، 1377ق.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;المغنی&#039;&#039;&#039;: عبدالله بن قدامه (م.620ق.)، بیروت، دار الكتب العلمیة.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;مفتاح الكرامه&#039;&#039;&#039;: سید محمد جواد العاملی (م.1226ق.)، به كوشش خالصی، قم، نشر اسلامی، 1419ق.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;مقالات تاریخی&#039;&#039;&#039;: رسول جعفریان، قم، دلیل ما، 1387-1388ش.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;من لا یحضره الفقیه&#039;&#039;&#039;: الصدوق (م.381ق.)، به كوشش غفاری، قم، نشر اسلامی، 1404ق.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;مناسک حج (محشی)&#039;&#039;&#039;: به کوشش محمودی، تهران، مشعر، 1378ش.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;منائح الكرم&#039;&#039;&#039;: علی بن تاج الدین السنجاری (م.1125ق.)، به کوشش المصری، مكه، جامعة ام القری، 1419ق.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;المنتظم&#039;&#039;&#039;: ابن الجوزی (م.597ق.)، به كوشش محمد عبدالقادر و دیگران، بیروت، دار الكتب العلمیة، 1412ق.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;مواهب الجلیل&#039;&#039;&#039;: الحطاب الرعینی (م.954ق.)، به كوشش زكریا عمیرات، بیروت، دار الكتب العلمیة، 1416ق.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;میقات حج (فصلنامه)&#039;&#039;&#039;: تهران، حوزه نمایندگی ولی فقیه در امور حج و زیارت.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;النجوم الزاهره&#039;&#039;&#039;: یوسف بن تغری بردی (م.874ق.)، قاهره، به کوشش شلتوت و دیگران، وزارة الثقافة و الارشاد القومی، 1392ق.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;وسائل الشیعه&#039;&#039;&#039;: الحر العاملی (م.1104ق.)، به كوشش ربانی شیرازی، بیروت، دار احیاء التراث العربی، 1403ق.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{حج و عمره}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:مقاله‌های در دست ویرایش]]&lt;br /&gt;
[[رده:مشکلات برگزاری]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Hodjat p</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikihaj.com/index.php?title=%D8%AA%D8%B9%D8%B7%DB%8C%D9%84%D9%8A_%D8%AD%D8%AC&amp;diff=10776</id>
		<title>تعطیلي حج</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikihaj.com/index.php?title=%D8%AA%D8%B9%D8%B7%DB%8C%D9%84%D9%8A_%D8%AD%D8%AC&amp;diff=10776"/>
		<updated>2018-12-31T10:22:01Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Hodjat p: تغییرمسیر به تعطیل حج&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;#تغییر_مسیر [[تعطیل حج]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Hodjat p</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikihaj.com/index.php?title=%D8%AA%D8%B9%D8%B7%D9%8A%D9%84%DB%8C_%D8%AD%D8%AC&amp;diff=10775</id>
		<title>تعطيلی حج</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikihaj.com/index.php?title=%D8%AA%D8%B9%D8%B7%D9%8A%D9%84%DB%8C_%D8%AD%D8%AC&amp;diff=10775"/>
		<updated>2018-12-31T10:21:08Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Hodjat p: تغییرمسیر به تعطیل حج&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;#تغییر_مسیر [[تعطیل حج]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Hodjat p</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikihaj.com/index.php?title=%D8%AA%D8%B9%D8%B7%D9%8A%D9%84%D9%8A_%D8%AD%D8%AC&amp;diff=10774</id>
		<title>تعطيلي حج</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikihaj.com/index.php?title=%D8%AA%D8%B9%D8%B7%D9%8A%D9%84%D9%8A_%D8%AD%D8%AC&amp;diff=10774"/>
		<updated>2018-12-31T10:20:45Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Hodjat p: تغییرمسیر به تعطیل حج&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;#تغییر_مسیر [[تعطیل حج]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Hodjat p</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikihaj.com/index.php?title=%D8%AA%D8%B9%D8%B7%D9%8A%D9%84_%D8%AD%D8%AC&amp;diff=10772</id>
		<title>تعطيل حج</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikihaj.com/index.php?title=%D8%AA%D8%B9%D8%B7%D9%8A%D9%84_%D8%AD%D8%AC&amp;diff=10772"/>
		<updated>2018-12-31T10:20:08Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Hodjat p: تغییرمسیر به تعطیل حج&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;#تغییر_مسیر [[تعطیل حج]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Hodjat p</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikihaj.com/index.php?title=%D8%A7%D9%84%D8%AA%D8%B9%D8%B1%DB%8C%D9%81_%D8%A8%D9%85%D8%A7_%D8%A3%D9%86%D8%B3%D8%AA_%D8%A7%D9%84%D9%87%D8%AC%D8%B1%D8%A9_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8)&amp;diff=10771</id>
		<title>التعریف بما أنست الهجرة (کتاب)</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikihaj.com/index.php?title=%D8%A7%D9%84%D8%AA%D8%B9%D8%B1%DB%8C%D9%81_%D8%A8%D9%85%D8%A7_%D8%A3%D9%86%D8%B3%D8%AA_%D8%A7%D9%84%D9%87%D8%AC%D8%B1%D8%A9_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8)&amp;diff=10771"/>
		<updated>2018-12-31T10:15:32Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Hodjat p: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{در دست ویرایش|ماه=[[آذر]]|روز=[[۲۵]]|سال=[[۱۳۹۷]]|کاربر=Hodjat p  }}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{جعبه اطلاعات کتاب&lt;br /&gt;
| عنوان           = التعریف بما أنسَت الهجرة&lt;br /&gt;
| عنوان اصلی      = التعريف بما أنست الهجرة من معالم دار الهجرة&lt;br /&gt;
| تصویر           = کتاب التعریف بما آنست الهجرة.jpeg&lt;br /&gt;
| اندازه تصویر    =&lt;br /&gt;
| توضیح_تصویر     =&lt;br /&gt;
| نویسنده         = محمد بن احمد بن خلف مطری&lt;br /&gt;
| برگرداننده      =&lt;br /&gt;
| ویراستار        =&lt;br /&gt;
| به تصحیح        = [[سلیمان رحیلی]]&lt;br /&gt;
| به کوشش         =&lt;br /&gt;
| تاریخ نگارش     = 740ق.&lt;br /&gt;
| تصویرگر         =&lt;br /&gt;
| طراح جلد        =&lt;br /&gt;
| موضوع           = آثار و تاریخ محلی [[مدینه]]&lt;br /&gt;
| سبک             =&lt;br /&gt;
| زبان            = عربی&lt;br /&gt;
| تعداد جلد       = یک مجلد&lt;br /&gt;
| صفحه            = 292 صفحه&lt;br /&gt;
| قطع             =&lt;br /&gt;
| ناشر            = دارالملک عبدالعزیز&lt;br /&gt;
| وبسایت ناشر     =  &lt;br /&gt;
| محل انتشارات    = ریاض&lt;br /&gt;
| تاریخ نشر       = 1426 هـ / 2005 م &lt;br /&gt;
| ترجمه به        =&lt;br /&gt;
| مجموعه          =&lt;br /&gt;
| شابک            = 9960880877&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;التعریف بما أنسَت الهجرة&#039;&#039;&#039; کتابی درباره تاریخ محلی [[مدینه]] است که در سده هشتم توسط [[محمد بن احمد مطری]] نوشته شده است. اهمیت این کتاب علاوه بر قدمتش، نقل تاریخ مدینه از کتاب‌هایی است که در عصر نویسنده موجود بوده ولی امروزه از بین رفته‌اند و این کتاب نقل ارزشمندی از آن‌هاست. به همین دلیل، کتاب مذکور از منابع مورد مراجعه بسیاری از تاریخ‌نگاران بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ساختار کتاب التعریف نیز به مثابه دیگر کتاب‌های تاریخ مدینه، از کتاب [[اخبار مدینه ابن زبالة]] که امروزه در دسترس نیست، الگوبرداری نموده است. همچنین مطری از کتاب [[الدرة الثمینة فی تاریخ المدینة]] نوشته [[ابن نجار]] نیز بسیار سود برده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نویسنده در هر فصل از کتاب که به دسته‌ای از مکان‌ها و بناهای مدینه پرداخته، ابتدا به ذکر احادیث یا روایاتی تاریخی درباره فضیلت آن مکان‌ها، با ذکر سند کامل از کتب معتبری همچون [[صحیح بخاری]] و [[صحیح مسلم]] پرداخته است. به‌خاطر همین نقاط قوت، نویسندگانی چون [[مراغی]] از التعریف بسیار استفاده نموده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گزارش بازسازی [[مسجد نبوی]] که به‌واسطه آتش‌سوزی تخریب شده بود، گزارش ماجرای ساختن دیوار برای مدینه و خندق سرب به دور [[قبر حضرت رسول اکرم(ص)]] و نیز گزارشی از مساجد معروف و غیر معروف مدینه از مهم‌ترین محتواهای کتاب التعریف بما أنسَت الهجرة می‌باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==معرفی کتاب==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این کتاب از منابع مهم تاریخ محلی [[مدینه]] در سده هشتم ق. است که افزون بر گزارش فضایل و آثار و مکان‌های این شهر مقدس، وصفی دقیق از تغییرات و نوسازی‌های آن‌ها به دست داده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==معرفی نویسنده==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[محمد بن احمد بن خلف مطری]]، ملقب به [[جمال‌الدین]] و [[جمال مطری]]، به سال 676ق. و به گزارش دیگر 671 یا 673ق. در مدینه زاده شد. پدرش از شهر مطریه [[مصر]] به مدینه مهاجرت کرد و در مدینه به مطری مشهور بود. جمال‌الدین از دانشمندان [[شافعی]] مدینه به شمار می‌رفت و نیابت منصب قضا و امامت نماز جماعت را بر عهده داشت. محمد مطری آموختن دانش را در مدینه آغاز نمود و چند بار نیز به مصر سفر کرد و از برخی دانشمندان آن سرزمین حدیث شنید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عبدالصمد بن عساکر (م. 686ق.)، عبدالمؤمن بن خلف دمیاطی (م. 705ق.)، التاج علی بن احمد عراقی (م. 704ق.)، عبدالسلام بن محمد بن مزروع بن احمد (م. 699ق.)، و احمد بن اسحق ابرقوهی (م. 701ق.)  از مشایخ مطری بودند. &amp;lt;ref&amp;gt;التعریف بما أنسَت الهجرة، ص16-18&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از جمله شاگردان مطری، باید از ابوعبدالله بن مرزوق و نیز فرزندش [[عفیف‌الدین مطری]] نام برد که بعدها از تاریخ‌نگاران مهم مدینه شد. مطری از [[مؤذنان مسجد نبوی]] بود و به صدای خوش شهرت داشت و پس از پدرش ریاست مؤذنان [[مسجد نبوی]] را بر عهده گرفت. هنگامی که به سال 726ق.&amp;lt;ref&amp;gt;سفرنامه ابن بطوطة، ص17، «مقدمه» &amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;مدینه‌شناسی، ص183&amp;lt;/ref&amp;gt; [[ابن بطوطة]] به مدینه سفر کرد، ریاست مؤذنان حرم با او بود. [[عبدالله بن فرحون]]، دانشور معاصر محمد مطری، در کتاب خود به نیکی از او یاد کرده است. مطری به سال 741ق. در مدینه درگذشت و در [[قبرستان بقیع]] به خاک سپرده شد.&amp;lt;ref&amp;gt;التحفة اللطیفة، ج5، ص538-542&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;نصیحة المشاور، ص28&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;رحلة ابن‌ بطوطة، ج1، ص357&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==نام کتاب==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نام کتاب که به سال 740ق. نگاشته شده است، &amp;lt;ref&amp;gt;التعریف بما أنسَت الهجرة، ص207&amp;lt;/ref&amp;gt; در برخی نسخه‌های خطی و چاپی کهن «التعریف بما آنست الهجرة» ضبط شده است؛ اما به گفته مصحح کتاب و با توجه به ضبط نام کتاب در مقدمه آن، عنوان درست «التعریف بما اَنسَت الهجرة» است که بر انگیزه نویسنده از تالیف کتاب یعنی معرفی و وصف معالم و مکان‌های فراموش شده شهر مدینه، دلالت دارد. &amp;lt;ref&amp;gt;التعریف بما أنسَت الهجرة، ص19&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از مطری کتابی دیگر در دست نیست. [[ابن‌حجر]] در [[الدرر الکامنة]] و [[سخاوی]] در [[الاعلان بالتوبیخ]] مطری را صاحب کتابی مفید در تاریخ مدینه دانسته‌اند و نام کتاب را یاد نکرده‌اند. به احتمال، مقصود آنان، همین کتاب است.&amp;lt;ref&amp;gt;الدرر الکامنة، ج3، ص214&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;الاعلان بالتوبیخ، ص274&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==موضوع کتاب==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
التعریف اثری است در تاریخ و جغرافیای مدینه و مانند بسیاری از کتاب‌های تاریخ محلی کهن [[مکه]] و مدینه، تلفیقی از روایات فضیلت‌ها و روایات دینی و تاریخی درباره مکان‌ها و بناها است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==ساختار کتاب==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ساختار کتاب مانند دیگر کتاب‌های تاریخ مدینه، از الگوی کتاب [[اخبار مدینه ابن‌ زبالة]] که امروزه مفقود گشته و بخش‌هایی از آن گردآوری و در یک جلد چاپ شده است، پیروی می‌کند.&amp;lt;ref&amp;gt;اخبار المدینة، ص267&amp;lt;/ref&amp;gt; این کتاب در روزگار مطری، در دسترس و از منابع اصلی وی در نگارش التعریف بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع دیگری که مطری فراوان از آن گزارش کرده، کتاب [[الدرة الثمینة فی تاریخ المدینة]] نوشته [[ابن‌ نجار]] (م. 641ق.)  است تا جایی که شماری از محققان کتاب التعریف را ذیلی بر آن به شمار آورده‌اند. &amp;lt;ref&amp;gt;التعریف بما أنسَت الهجرة، ص21&amp;lt;/ref&amp;gt; با این حال، او در التعریف از حجم محتوای اثر ابن‌ نجار فراتر رفته و آگاهی‌هایی ارزشمند را بدان افزوده است.&amp;lt;ref&amp;gt;التعریف بما أنسَت الهجرة، ص57، 81، 103، 111، 113، 133، 151&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اهمیت کتاب==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تاریخ‌نگاران پسین مدینه، از التعریف بسیار سود برده‌اند. از جمله، [[زین‌الدین مراغی]] کتاب خود را با عنوان [[تحقیق النصرة]] با نگاه به این کتاب نگاشته و [[ابومحمد عفیف‌الدین مرجانی]] نویسنده [[بهجة النفوس]] و [[سمهودی]] در کتاب مشهور خود [[وفاء الوفاء]] بارها بدان استناد کرده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;نک: وفاء الوفاء، ج1، ص62-63، 89&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;وفاء الوفاء، ج2، ص57، 65&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;تحقیق النصرة، ص93-94&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==ویژگی کتاب==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مطری بر خلاف ابن نجار و بیشتر نویسندگان تاریخ مکه و مدینه، در نقل روایات مربوط به تاریخ و فضیلت‌های مدینه، سند روایات را به طور کامل از شیخ بی‌واسطه خود تا گوینده سخن یاد کرده است. &amp;lt;ref&amp;gt;التعریف بما أنسَت الهجرة، ص43-71&amp;lt;/ref&amp;gt; هر فصل از کتاب که به دسته‌ای از مکان‌ها و بناهای مدینه پرداخته، بیشتر با یادکرد احادیثی در فضیلت آن‌ها یا روایاتی درباره رخدادهای تاریخی در آن جای‌ها آغاز شده است. &amp;lt;ref&amp;gt;التعریف بما أنسَت الهجرة، ص43، 61، 99، 115&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مطری سپس آگاهی‌های جغرافیایی را از منابع پیشین، به ویژه کتاب [[ابن زبالة]] و ابن نجار، آورده و تحلیل خود از مطالب آن منابع و نیز دیده‌های خویش را ذیل تعبیر «قلت» افزوده است. این مطالب بیشتر به تغییرات بناها در فاصله نگارش الدرة الثمینة تا زمان زندگی نویسنده اشاره دارند و بر دیده‌های مطری که به دلیل سکونت دائمش در مدینه بسیار گسترده بوده، استوارند. &amp;lt;ref&amp;gt;التعریف بما أنسَت الهجرة،  ص82، 113، 119، 135-136&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==محتوای کتاب==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کتاب التعریف با یادکرد روایات [[پیامبر(ص)]] در [[فضیلت‌های مدینه]] و [[مسجدالحرام]] و پاداش و [[شیوه زیارت پیامبر(ص)]] آغاز شده و شامل احادیثی است که بیشتر آن‌ها را نویسنده با واسطه مشایخ خود از کتاب [[صحیح بخاری]] و [[صحیح مسلم]] آورده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او در فصلی با عنوان «ذکر زیارة سیدنا رسول الله(ص)» اذکار و آداب [[زیارت پیامبر(ص)]] و نیز اشعاری در ستایش ایشان آورده و زیارت آثار و مساجدی را که پیامبر(ص) در آن‌ها نماز خوانده، به قصد [[تبرک به پیامبر(ص)|تبرک]] و تاسی به پیامبر(ص) مستحب دانسته است. &amp;lt;ref&amp;gt;التعریف بما أنسَت الهجرة، ص71-80&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===گزارش بازسازی مسجدالنبی===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مطری در ادامه کتاب به ساختمان حرم پرداخته و از [[منبر]]، ستون‌ها و محل نماز شب پیامبر(ص) در مسجد و خانه‌ها و باب‌های مسجد سخن رانده است. &amp;lt;ref&amp;gt;التعریف بما أنسَت الهجرة، ص81-114&amp;lt;/ref&amp;gt; این بخش از کتاب به دلیل آگاهی‌هایی که مطری از نخستین [[آتش‌سوزی مسجد نبوی]] بیان کرده و از کهن‌ترین گزارش‌ها از این رخداد است، اهمیت فراوان دارد. این آتش‌سوزی که به سال 654ق. روی داد، خسارات فراوان به مسجد وارد کرد و به فروریختن سقف آن انجامید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خلیفه عباسی [[المستعصم بالله]] (م. 656ق.)  معماران و وسایل تعمیر حرم را با حاجیان عراقی به مدینه فرستاد. [[بازسازی حرم نبوی|بازسازی حرم]] به سال 655ق. آغاز شد؛ اما به دلیل هم‌زمانی با حمله [[هلاکوخان مغول]] به [[بغداد]] و کشته شدن [[خلیفه]] به دست [[مغولان]] به سال 656ق. به تعویق افتاد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این رخداد نفوذ حاکمان مصر بر [[حجاز]] را افزایش داد. بازسازی حرم با حمایت حاکم مصر [[ملک منصور نورالدین علی مملوکی]] (حک: 655-657ق.)  ادامه یافت. بازسازی کامل حرم تا 708ق. طول کشید و چند تن از حاکمان مصر، از جمله [[مظفر سیف‌الدین قطز]] (حک: 657-658ق.)، [[ملک الظاهر بیبرس]] (حک: 658-676ق.)، و [[ناصر محمد بن قلاوون]] (حک: 693-694ق.)  در آن مشارکت داشتند. &amp;lt;ref&amp;gt;التعریف بما أنسَت الهجرة، ص82-86&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در بازسازی مسجد نبوی، تغییرات عمده در ساختمان آن ایجاد نشد. برخی از تغییرات را مطری در کتاب خود یاد کرده است. از جمله، در بازسازی حرم به سال 667ق. نرده‌ای چوبی گرداگرد [[حجره پیامبر(ص)]] کشیدند و به سال 678ق. قبه‌ای بر آن نهادند. &amp;lt;ref&amp;gt;التعریف بما أنسَت الهجرة، ص108، 111&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نیز به سال 729ق. به فرمان [[ملک ناصر]]، دو رواق در صحن حرم ساختند. &amp;lt;ref&amp;gt;التعریف بما أنسَت الهجرة، ص112&amp;lt;/ref&amp;gt; به سال 656ق. [[سلطان یمن الملک مظفر]] منبری برای مسجد ساخت که در سال 666ق. [[ملک الظاهر مملوکی]] دستور داد آن را از مسجد بیرون نهند و خود، منبری تازه برای مسجد فرستاد. &amp;lt;ref&amp;gt;التعریف بما أنسَت الهجرة، ص86&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در پی بازسازی حرم و در دوران زندگی مطری، برخی از درهای مسجدالحرام تغییر نام یافتند که مطری به آن‌ها اشاره کرده است. از جمله، دری که از دیرباز با نام [[باب عثمان]] شناخته می‌شد، به [[باب جبرئیل]] معروف گشت و [[باب عاتکة]] به نام [[باب الرحمة]] خوانده ‌شد. &amp;lt;ref&amp;gt;التعریف بما أنسَت الهجرة، ص84، 86&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===گزارش ساختن دیوار مدینه===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گزارش مطری از ساخته شدن دیواری به دست [[محمود بن زنگی]] برای مدینه، نخستین گزارش در این زمینه است. مطری این رویداد را از یکی از دانشمندان مدینه شنیده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بر پایه گزارش او، چون [[محمد بن زنگی]] به سال 557ق. به مدینه آمد، سه بار پیامبر(ص) را در خواب دید که از او یاری می‌خواهد. این خواب‌ها او را به پیگیری واداشت. دریافتند که دو فرد [[مسیحی]] که خود را به شکل [[مسلمانان]] درآورده‌اند، نزدیک مسجد خانه گرفته‌اند و قصد دارند با کندن نقبی، پیکر پیامبر(ص) را بربایند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به گزارش مطری، پس از بیرون آمدن سلطان به درخواست مردم، وی فرمان ساخته شدن دیوار شهر مدینه را صادر کرد. در گزارش [[اسنوی]] که سمهودی در کتاب خود آورده است، این رخداد به فرمان سلطان برای ساختن خندقی پر از سرب گرداگرد قبر پیامبر(ص) انجامید.&amp;lt;ref&amp;gt;وفاء الوفاء، ج2، ص431&amp;lt;/ref&amp;gt; &amp;lt;ref&amp;gt;التعریف بما أنسَت الهجرة، ص208-209&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===گزارش از بقیع===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بیان فضیلت بقیع و معرفی کسانی که در آن دفن شده‌اند و نیز فضیلت [[جنگ احد|احد]] و [[شهیدان احد|شهیدان]] آن، از دیگر مطالب کتاب است. نویسنده پس از یادکرد روایاتی در فضیلت بقیع، بیشتر مطالب این بخش را به دفن شدگان از [[اهل بیت پیامبر(ص)]] در این قبرستان اختصاص داده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وی از قبر [[عباس بن عبدالمطلب|عباس]]، [[حضرت فاطمه(س)]]، [[حسن بن علی(ع)]]، [[علی بن حسین(ع)]]، [[محمد باقر(ع)]] و [[جعفر صادق(ع)]]، [[عقیل بن ابی‌طالب|عقیل]]، [[اسماعیل بن صادق(ع)]]، [[نفس الزکیة]] و... سخن رانده است. &amp;lt;ref&amp;gt;التعریف بما أنسَت الهجرة، ص115-122&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===معرفی مساجد مدینه===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مطری در ادامه به معرفی [[مساجد معروف مدینه]] مانند [[مسجد قبا|قبا]]، [[مسجد فضیخ|فضیخ]] یا [[مسجد شمس|شمس]]، [[مسجد بنی‌قریظه|بنی‌قریظة]]، [[مسجد مشربة ام ابراهیم|مشربة ام ابراهیم]]، [[مسجد بنی‌ظفر|بنی‌ظفر]]، [[مسجد بنی‌معاویه|بنی‌معاویه]]، [[مسجد فتح|فتح]]، و [[مسجد قبلتین|قبلتین]] &amp;lt;ref&amp;gt;التعریف بما أنسَت الهجرة، ص129-144&amp;lt;/ref&amp;gt; و [[چاه‌های مدینه]] همچون [[بئر اریس]]، [[بئر غرس|غرس]]، [[بئر بُصَّة|بُصَّة]]، [[بئر حاء|حاء]]، [[بئر بُضاعة|بُضاعة]]، [[بئر رومة|رومة]]، و [[عین‌النبی]] &amp;lt;ref&amp;gt;التعریف بما أنسَت الهجرة، ص149-166&amp;lt;/ref&amp;gt; و [[وادی‌های مدینه]] از جمله [[وادی العقیق]]، [[وادی رانونة|رانونة]]، [[وادی جفاف|جفاف]]، [[وادی مُذَینب|مُذَینب]]، [[وادی مهروز|مهروز]]، و... &amp;lt;ref&amp;gt;التعریف بما أنسَت الهجرة، ص167-180&amp;lt;/ref&amp;gt; و نیز [[حدود حرم]] &amp;lt;ref&amp;gt;التعریف بما أنسَت الهجرة، ص181-188&amp;lt;/ref&amp;gt; پرداخته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وی نیز بخشی از کتاب را به معرفی [[مساجد غیر معروف مدینه]] اختصاص داده و در آن، از مساجدی که ابن زبالة در کتاب خود آورده، ولی در روزگار مؤلف از میان رفته و نیز از مکان احتمالی آن‌ها سخن رانده است. از جمله این مساجد، می‌توان به [[مسجدبنی‌زُریق|بنی‌زُریق]]، [[مسجد دار النابغة|دار النابغة]]، [[مسجد عدی بن نجار|عدی بن نجار]]، [[مسجد بنی‌خدرة|بنی‌خدرة]]، و نیز [[مسجد دار غنم بن مالک|دار غنم بن مالک]]، [[مسجد دار بنی‌حدیلة|دار بنی‌حدیلة]]، و [[مسجد دار بنی اشهل|دار بنی‌اشهل]] اشاره کرد. &amp;lt;ref&amp;gt;التعریف بما أنسَت الهجرة، ص205-221&amp;lt;/ref&amp;gt; بخش دیگر کتاب، گزارشی است از مساجدی که پیامبر(ص) در راه مدینه به مکه و [[مسجد تبوک|تبوک]] و نیز در دیگر [[غزوات یامبر(ص)|غزوات]] خود در آن‌ها نماز گزارده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مطری در معرفی مساجدی که در زمانه وی از میان رفته، از کتاب‌های گذشتگان به ویژه [[سیره ابن اسحق]] و کتاب ابن زبالة و اثری ناشناخته از [[حافظ عبدالغنی بن سعید ازدی]]، بهره برده و در وصف مساجد باقی مانده تا روزگار خود، برخی از دیده‌هایش را افزوده است. این بخش از کتاب مطری و نیز قسمت مربوط به مساجد غیر معروف مدینه، در قیاس با کتاب‌های پیشین تاریخ مدینه، مفصل‌تر و از نظر ثبت پاره‌ای از منابع مفقود گذشته، به ویژه کتاب ابن زبالة، ارزشمند است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وی در معرفی مساجد راه مدینه به مکه، از [[مسجد ذوالحلیفة|ذوالحلیفة]]، [[مسجد شرف الروحاء|شرف الروحاء]]، [[مسجد غزالة|غزالة]]، و مساجدی در [[عَرْج]]، [[مسیل دون ثنیة]]، [[مر الظهران]]، [[اَثایة]]، [[ذی طوی]] و... سخن رانده است. &amp;lt;ref&amp;gt;التعریف بما أنسَت الهجرة، ص189-200&amp;lt;/ref&amp;gt; از جمله [[مساجد راه تبوک]] نیز نویسنده از [[مسجد توبة|توبة]]، [[مسجد ثنیة المدران|ثنیة المدران]]، [[مسجد ذات الزِراب|ذات الزِراب]]، [[مسجد اخضر|اخضر]]، [[مسجد ذات الخطیم|ذات الخطیم]] و... یاد کرده است. &amp;lt;ref&amp;gt;التعریف بما أنسَت الهجرة، ص201-203&amp;lt;/ref&amp;gt; نیز به معرفی مساجدی که پیامبر(ص) در غزوه‌های خود در [[خیبر]]، [[بدر]]، [[حدیبیة]] و [[طائف]] در آن‌ها نماز گزارده، پرداخته است. &amp;lt;ref&amp;gt;التعریف بما أنسَت الهجرة، ص223-227&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==نسخه‌شناسی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
التعریف بما آنست الهجرة را نخستین بار [[اسعد درابزونی]] بدون تحقیق و حواشی به سال 1372ق. به چاپ رساند. این اثر در سال 1402ق. با همت [[المکتبة العلمیة للمدینة المنورة]] در [[بیروت]] دیگر بار چاپ شد. نسخه تصحیح شده این کتاب به سال 1426ق./2005م. با تصحیح [[سلیمان رحیلی]] بر پایه سه نسخه خطی نزدیک به زمانه زندگی مؤلف همراه با نمایه و توضیحات نگاشته شده در پاورقی، در [[ریاض]] با همت [[انتشارات دارالملک عبدالعزیز]] منتشر شده است. &amp;lt;ref&amp;gt;التعریف بما أنسَت الهجرة، ص9-13&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{منابع}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{دانشنامه&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 | آدرس = http://phz.hajj.ir/422/7476&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 | عنوان = التعریف بما أنسَت الهجرة&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 | نویسنده = کامران محمد حسینی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;اخبار المدینة&#039;&#039;&#039;: محمد ابن زبالة (م. 199ق.) ، به کوشش ابن سلامة، مرکز بحوث و دراسات المدینة، 1424ق؛&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;الاعلان بالتوبیخ&#039;&#039;&#039;: شمس‌الدین السخاوی (م. 902ق.) ، به کوشش فرانز روز، بیروت، دار الکتب العلمیة؛&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;التحفة اللطیفة&#039;&#039;&#039;: شمس‌الدین السخاوی (م. 902ق.) ، به کوشش گروهی از محققان، مدینة، مرکز بحوث و دراسات المدینة، 1429ق؛&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;تحقیق النصرة&#039;&#039;&#039;: الحسن المراغی (م. 816ق.) ، به کوشش ابویعقوب، قاهرة، دار الفلاح، 1430ق؛&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;الدرر الکامنة&#039;&#039;&#039;: ابن حجر العسقلانی (م. 852ق.) ، به کوشش عبدالمعید خان، حیدرآباد، دائرة المعارف العثمانیة، 1392ق؛&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;رحلة ابن بطوطة&#039;&#039;&#039;: ابن بطوطة (م. 779ق.) ، به کوشش التازی، الرباط، المملکة المغربیة، 1417ق؛&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;سفرنامه ابن بطوطة (رحلة ابن بطوطة)&#039;&#039;&#039;:  ترجمه موحد، تهران، علمی و فرهنگی، 1361ش؛&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;مدینه‌شناسی&#039;&#039;&#039;: سید محمد باقر نجفی، تهران، شرکت قلم، 1364ش؛&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;نصیحة المشاور (تاریخ المدینة المنورة)&#039;&#039;&#039;: ابن‌فرحون (م. 769ق.) ، به کوشش علی عمر، قاهرة، مکتبة الثفافة الدینیة، 1427ق؛&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;وفاء الوفاء&#039;&#039;&#039;: السمهودی (م. 911ق.) ، به کوشش السامرائی، مؤسسة الفرقان، 1422ق.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{کتاب‌های مرتبط با مدینه}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:مقاله‌های در دست ویرایش]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب‌های قرن هشتم قمری]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب‌های محمد بن احمد مطری]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب‌های مرتبط با مدینه]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Hodjat p</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikihaj.com/index.php?title=%D8%A7%D9%84%D8%AA%D8%B9%D8%B1%DB%8C%D9%81_%D8%A8%D9%85%D8%A7_%D8%A2%D9%86%D8%B3%D9%8E%D8%AA_%D8%A7%D9%84%D9%87%D8%AC%D8%B1%D9%87&amp;diff=10770</id>
		<title>التعریف بما آنسَت الهجره</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikihaj.com/index.php?title=%D8%A7%D9%84%D8%AA%D8%B9%D8%B1%DB%8C%D9%81_%D8%A8%D9%85%D8%A7_%D8%A2%D9%86%D8%B3%D9%8E%D8%AA_%D8%A7%D9%84%D9%87%D8%AC%D8%B1%D9%87&amp;diff=10770"/>
		<updated>2018-12-31T09:16:08Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Hodjat p: تغییرمسیر به التعریف بما أنست الهجرة (کتاب)&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;#تغییر_مسیر [[التعریف بما أنست الهجرة (کتاب)]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Hodjat p</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikihaj.com/index.php?title=%D8%A7%D9%84%D8%AA%D8%B9%D8%B1%DB%8C%D9%81_%D8%A8%D9%85%D8%A7_%D8%A2%D9%86%D8%B3%D9%8E%D8%AA_%D8%A7%D9%84%D9%87%D8%AC%D8%B1%D8%A9&amp;diff=10769</id>
		<title>التعریف بما آنسَت الهجرة</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikihaj.com/index.php?title=%D8%A7%D9%84%D8%AA%D8%B9%D8%B1%DB%8C%D9%81_%D8%A8%D9%85%D8%A7_%D8%A2%D9%86%D8%B3%D9%8E%D8%AA_%D8%A7%D9%84%D9%87%D8%AC%D8%B1%D8%A9&amp;diff=10769"/>
		<updated>2018-12-31T09:15:47Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Hodjat p: تغییرمسیر به التعریف بما أنست الهجرة (کتاب)&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;#تغییر_مسیر [[التعریف بما أنست الهجرة (کتاب)]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Hodjat p</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikihaj.com/index.php?title=%D8%A7%D9%84%D8%AA%D8%B9%D8%B1%D9%8A%D9%81_%D8%A8%D9%85%D8%A7_%D8%A2%D9%86%D8%B3%D9%8E%D8%AA_%D8%A7%D9%84%D9%87%D8%AC%D8%B1%D8%A9&amp;diff=10768</id>
		<title>التعريف بما آنسَت الهجرة</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikihaj.com/index.php?title=%D8%A7%D9%84%D8%AA%D8%B9%D8%B1%D9%8A%D9%81_%D8%A8%D9%85%D8%A7_%D8%A2%D9%86%D8%B3%D9%8E%D8%AA_%D8%A7%D9%84%D9%87%D8%AC%D8%B1%D8%A9&amp;diff=10768"/>
		<updated>2018-12-31T09:15:15Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Hodjat p: تغییرمسیر به التعریف بما أنست الهجرة (کتاب)&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;#تغییر_مسیر [[التعریف بما أنست الهجرة (کتاب)]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Hodjat p</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikihaj.com/index.php?title=%D8%A7%D9%84%D8%AA%D8%B9%D8%B1%D9%8A%D9%81_%D8%A8%D9%85%D8%A7_%D8%A2%D9%86%D8%B3%D9%8E%D8%AA_%D8%A7%D9%84%D9%87%D8%AC%D8%B1%D9%87&amp;diff=10767</id>
		<title>التعريف بما آنسَت الهجره</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikihaj.com/index.php?title=%D8%A7%D9%84%D8%AA%D8%B9%D8%B1%D9%8A%D9%81_%D8%A8%D9%85%D8%A7_%D8%A2%D9%86%D8%B3%D9%8E%D8%AA_%D8%A7%D9%84%D9%87%D8%AC%D8%B1%D9%87&amp;diff=10767"/>
		<updated>2018-12-31T09:14:54Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Hodjat p: تغییرمسیر به التعریف بما أنست الهجرة (کتاب)&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;#تغییر_مسیر [[التعریف بما أنست الهجرة (کتاب)]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Hodjat p</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikihaj.com/index.php?title=%D8%A7%D9%84%D8%AA%D8%B9%D8%B1%D9%8A%D9%81_%D8%A8%D9%85%D8%A7_%D8%A2%D9%86%D8%B3%D8%AA_%D8%A7%D9%84%D9%87%D8%AC%D8%B1%D9%87&amp;diff=10766</id>
		<title>التعريف بما آنست الهجره</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikihaj.com/index.php?title=%D8%A7%D9%84%D8%AA%D8%B9%D8%B1%D9%8A%D9%81_%D8%A8%D9%85%D8%A7_%D8%A2%D9%86%D8%B3%D8%AA_%D8%A7%D9%84%D9%87%D8%AC%D8%B1%D9%87&amp;diff=10766"/>
		<updated>2018-12-31T09:14:31Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Hodjat p: تغییرمسیر به التعریف بما أنست الهجرة (کتاب)&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;#تغییر_مسیر [[التعریف بما أنست الهجرة (کتاب)]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Hodjat p</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikihaj.com/index.php?title=%D8%A7%D9%84%D8%AA%D8%B9%D8%B1%D9%8A%D9%81_%D8%A8%D9%85%D8%A7_%D8%A2%D9%86%D8%B3%D8%AA_%D8%A7%D9%84%D9%87%D8%AC%D8%B1%D8%A9&amp;diff=10765</id>
		<title>التعريف بما آنست الهجرة</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikihaj.com/index.php?title=%D8%A7%D9%84%D8%AA%D8%B9%D8%B1%D9%8A%D9%81_%D8%A8%D9%85%D8%A7_%D8%A2%D9%86%D8%B3%D8%AA_%D8%A7%D9%84%D9%87%D8%AC%D8%B1%D8%A9&amp;diff=10765"/>
		<updated>2018-12-31T09:14:06Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Hodjat p: تغییرمسیر به التعریف بما أنست الهجرة (کتاب)&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;#تغییر_مسیر [[التعریف بما أنست الهجرة (کتاب)]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Hodjat p</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikihaj.com/index.php?title=%D8%A7%D9%84%D8%AA%D8%B9%D8%B1%D9%8A%D9%81_%D8%A8%D9%85%D8%A7_%D8%A7%D9%86%D8%B3%D9%8E%D8%AA_%D8%A7%D9%84%D9%87%D8%AC%D8%B1%D8%A9&amp;diff=10764</id>
		<title>التعريف بما انسَت الهجرة</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikihaj.com/index.php?title=%D8%A7%D9%84%D8%AA%D8%B9%D8%B1%D9%8A%D9%81_%D8%A8%D9%85%D8%A7_%D8%A7%D9%86%D8%B3%D9%8E%D8%AA_%D8%A7%D9%84%D9%87%D8%AC%D8%B1%D8%A9&amp;diff=10764"/>
		<updated>2018-12-31T09:13:05Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Hodjat p: تغییرمسیر به التعریف بما أنست الهجرة (کتاب)&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;#تغییر_مسیر [[التعریف بما أنست الهجرة (کتاب)]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Hodjat p</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikihaj.com/index.php?title=%D8%A7%D9%84%D8%AA%D8%B9%D8%B1%D9%8A%D9%81_%D8%A8%D9%85%D8%A7_%D8%A7%D9%86%D8%B3%D9%8E%D8%AA_%D8%A7%D9%84%D9%87%D8%AC%D8%B1%D9%87&amp;diff=10763</id>
		<title>التعريف بما انسَت الهجره</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikihaj.com/index.php?title=%D8%A7%D9%84%D8%AA%D8%B9%D8%B1%D9%8A%D9%81_%D8%A8%D9%85%D8%A7_%D8%A7%D9%86%D8%B3%D9%8E%D8%AA_%D8%A7%D9%84%D9%87%D8%AC%D8%B1%D9%87&amp;diff=10763"/>
		<updated>2018-12-31T09:12:40Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Hodjat p: تغییرمسیر به التعریف بما أنست الهجرة (کتاب)&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;#تغییر_مسیر [[التعریف بما أنست الهجرة (کتاب)]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Hodjat p</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikihaj.com/index.php?title=%D8%A7%D9%84%D8%AA%D8%B9%D8%B1%D9%8A%D9%81_%D8%A8%D9%85%D8%A7_%D8%A7%D9%8E%D9%86%D8%B3%D8%AA_%D8%A7%D9%84%D9%87%D8%AC%D8%B1%D8%A9&amp;diff=10762</id>
		<title>التعريف بما اَنست الهجرة</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikihaj.com/index.php?title=%D8%A7%D9%84%D8%AA%D8%B9%D8%B1%D9%8A%D9%81_%D8%A8%D9%85%D8%A7_%D8%A7%D9%8E%D9%86%D8%B3%D8%AA_%D8%A7%D9%84%D9%87%D8%AC%D8%B1%D8%A9&amp;diff=10762"/>
		<updated>2018-12-31T09:12:02Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Hodjat p: تغییرمسیر به التعریف بما أنست الهجرة (کتاب)&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;#تغییر_مسیر [[التعریف بما أنست الهجرة (کتاب)]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Hodjat p</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikihaj.com/index.php?title=%D8%A7%D9%84%D8%AA%D8%B9%D8%B1%DB%8C%D9%81_%D8%A8%D9%85%D8%A7_%D8%A7%D9%8E%D9%86%D8%B3%D8%AA_%D8%A7%D9%84%D9%87%D8%AC%D8%B1%D8%A9&amp;diff=10761</id>
		<title>التعریف بما اَنست الهجرة</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikihaj.com/index.php?title=%D8%A7%D9%84%D8%AA%D8%B9%D8%B1%DB%8C%D9%81_%D8%A8%D9%85%D8%A7_%D8%A7%D9%8E%D9%86%D8%B3%D8%AA_%D8%A7%D9%84%D9%87%D8%AC%D8%B1%D8%A9&amp;diff=10761"/>
		<updated>2018-12-31T08:57:05Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Hodjat p: تغییرمسیر به التعریف بما أنست الهجرة (کتاب)&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;#تغییر_مسیر [[التعریف بما أنست الهجرة (کتاب)]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Hodjat p</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikihaj.com/index.php?title=%D8%A7%D9%84%D8%AA%D8%B9%D8%B1%DB%8C%D9%81_%D8%A8%D9%85%D8%A7_%D8%A7%D9%86%D8%B3%D9%8E%D8%AA_%D8%A7%D9%84%D9%87%D8%AC%D8%B1%D8%A9&amp;diff=10760</id>
		<title>التعریف بما انسَت الهجرة</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikihaj.com/index.php?title=%D8%A7%D9%84%D8%AA%D8%B9%D8%B1%DB%8C%D9%81_%D8%A8%D9%85%D8%A7_%D8%A7%D9%86%D8%B3%D9%8E%D8%AA_%D8%A7%D9%84%D9%87%D8%AC%D8%B1%D8%A9&amp;diff=10760"/>
		<updated>2018-12-31T08:56:38Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Hodjat p: تغییرمسیر به التعریف بما أنست الهجرة (کتاب)&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;#تغییر_مسیر [[التعریف بما أنست الهجرة (کتاب)]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Hodjat p</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikihaj.com/index.php?title=%D8%A7%D9%84%D8%AA%D8%B9%D8%B1%DB%8C%D9%81_%D8%A8%D9%85%D8%A7_%D8%A7%D9%86%D8%B3%D9%8E%D8%AA_%D8%A7%D9%84%D9%87%D8%AC%D8%B1%D9%87&amp;diff=10759</id>
		<title>التعریف بما انسَت الهجره</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikihaj.com/index.php?title=%D8%A7%D9%84%D8%AA%D8%B9%D8%B1%DB%8C%D9%81_%D8%A8%D9%85%D8%A7_%D8%A7%D9%86%D8%B3%D9%8E%D8%AA_%D8%A7%D9%84%D9%87%D8%AC%D8%B1%D9%87&amp;diff=10759"/>
		<updated>2018-12-31T08:56:08Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Hodjat p: تغییرمسیر به التعریف بما أنست الهجرة (کتاب)&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;#تغییر_مسیر [[التعریف بما أنست الهجرة (کتاب)]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Hodjat p</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikihaj.com/index.php?title=%D8%A7%D9%84%D8%AA%D8%B9%D8%B1%DB%8C%D9%81_%D8%A8%D9%85%D8%A7_%D8%A7%D9%8E%D9%86%D8%B3%D8%AA_%D8%A7%D9%84%D9%87%D8%AC%D8%B1%D9%87&amp;diff=10758</id>
		<title>التعریف بما اَنست الهجره</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikihaj.com/index.php?title=%D8%A7%D9%84%D8%AA%D8%B9%D8%B1%DB%8C%D9%81_%D8%A8%D9%85%D8%A7_%D8%A7%D9%8E%D9%86%D8%B3%D8%AA_%D8%A7%D9%84%D9%87%D8%AC%D8%B1%D9%87&amp;diff=10758"/>
		<updated>2018-12-31T08:55:24Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Hodjat p: تغییرمسیر به التعریف بما أنست الهجرة (کتاب)&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;#تغییر_مسیر [[التعریف بما أنست الهجرة (کتاب)]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Hodjat p</name></author>
	</entry>
</feed>