<?xml version="1.0"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom" xml:lang="fa">
	<id>https://wikihaj.com/api.php?action=feedcontributions&amp;feedformat=atom&amp;user=Rezashams</id>
	<title>ویکی حج - مشارکت‌های کاربر [fa]</title>
	<link rel="self" type="application/atom+xml" href="https://wikihaj.com/api.php?action=feedcontributions&amp;feedformat=atom&amp;user=Rezashams"/>
	<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikihaj.com/view/%D9%88%DB%8C%DA%98%D9%87:%D9%85%D8%B4%D8%A7%D8%B1%DA%A9%D8%AA%E2%80%8C%D9%87%D8%A7/Rezashams"/>
	<updated>2026-08-13T00:34:54Z</updated>
	<subtitle>مشارکت‌های کاربر</subtitle>
	<generator>MediaWiki 1.43.0</generator>
	<entry>
		<id>https://wikihaj.com/index.php?title=%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE_%D8%AD%D8%AC_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86&amp;diff=68111</id>
		<title>تاریخ حج ایرانیان</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikihaj.com/index.php?title=%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE_%D8%AD%D8%AC_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86&amp;diff=68111"/>
		<updated>2026-06-01T15:27:30Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Rezashams: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&#039;&#039;&#039;تاریخ حج ایرانیان&#039;&#039;&#039; گزارشی از شیوه، مسیرهای حرکت کاروانان و تاریخچه‌ای از سفرهای حج در ادوار حکومت‌های مختلف است. امروزه سفر حج ایرانیان تنها از راه هواپیما و با پروازهای مستقیم از [[ایران]] به شهرهای [[عربستان]] صورت می‌گیرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گزارشات تاریخی نشان از وجود راه‌های دریایی و زمینی مختلفی در طول دوره حج‌گزاری ایرانیان است. در گذشته شیوه حج‌گزاری ایرانیان در قالب کاروان‌هایی بوده است که به طور دسته جمعی با برداشتن توشه سفر سوار بر حیوانات رخ می‌داده است. کهن‌ترین و مهم‌ترین راه حج ایرانیان، از راه عراق بود و در طول تاریخ با عناوینی مانند راه کوفه و راه نجد و شناخته می‌شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حج‌گزاری ایرانیان معمولا با همکاری حکومت‌های وقت صورت می‌گرفته و در برخی زمانها به جهت ناامنی جاده‌ها و یا بر قرار نبودن روابط حسنه میان حکومتهای ایران و عربستان، تعطیل شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== شیوه حج ایرانیان ==&lt;br /&gt;
[[حج|سفر حج]] ایرانیان تا پیش از رواج وسایل حمل و نقل جدید، در قالب کاروان‌های محلی صورت می‌گرفت و معمولاً شماری از اهالی یک شهر و روستا گرد می‌آمدند و به راهنمایی یک ساربان و قافله‌دار که به آن «[[حمله‌دار]]» گفته می‌شد، به سوی [[حجاز|سرزمین حجاز]] راهی می‌شدند. حمله‌داران کسانی بودند که در برابر پولی که از حاجیان می‌گرفتند، به سازمان‌دهی کاروان‌های حج در شهرهای ایران می‌پرداختند؛ مانند راهنمایی [[حاجی|حاجیان]]، تهیه محل اسکان، فراهم نمودن مرکب، و مذاکره و ارتباط با امیران و حاکمان محلی.&amp;lt;ref&amp;gt;نک: مقالات تاریخی، دفتر9، ص16-17؛ لغت‌نامه، ج6، ص8084، «حمل‌دار.&amp;lt;/ref&amp;gt; گاه نیز یک کاروانِ حج، تنها از برخی دوستان و بستگان و با اسباب سفر محدود تشکیل می‌شد.&amp;lt;ref&amp;gt;نک: حیات یحیی، ج1، ص68.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرکب اصلی سفر در کاروان حج به ویژه در صحراهای شبه جزیره عربستان شتر بود. کاروانیان معمولاً شتر را از شترداران (جمّال‌ها) اجاره می‌کردند. کسانی که پولی بیشتر داشتند، بر کجاوه می‌نشستند. معمولاً هر فرد یک شتر برای آب و یک شتر برای بار کرایه می‌کرد. برخی حاجیان نیز به صورت پیاده و بدون شتر سفر می‌نمودند؛ چنان‌که در سفرنامه‌های دوران قاجار آمده است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
افزون بر کاروان‌دار و شتردار، عکام‌ها که خدمت‌گزاران حاجیان بودند، آنان را در برابر گرفتن پولی همراهی می‌کردند و برخی کارها را از جمله گذاردن بار بر شتر، گردآوری هیزم برای آتش، گرفتن افسار شتر، گردآوری آب در منازل سفر، پختن نان و… بر عهده داشتند.&amp;lt;ref&amp;gt;روزنامه خاطرات عین السلطنه، ج2، ص1509؛ سفرنامه فرهاد میرزا، ص160؛ حدیث قافله‌ها، ص202؛ به سوی‌ام القری، ص241، 279؛ پنجاه سفرنامه، ج5، ص436.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گاه سامان‌دهی کاروان حج زیر نظر حکمرانان انجام می‌شد که گزارش‌های آن در کتاب‌های تاریخ آمده است. مردم از شهرها و روستاهای پیرامون به این کاروان می‌پیوستند یا با رسیدن کاروان به هر یک از شهرها، دلبستگان حج با آن همراه می‌شدند. این کاروان‌ها معمولاً با نظامیانی همراهی می‌شد تا در برابر راهزنان از حاجیان محافظت کنند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در کاروان‌های دولتی، معمولاً فردی به عنوان [[امیرالحاج]] که از بزرگان حکومت بود، انتخاب می‌شد.&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ بیهقی، ج3، ص1151؛ احسن التواریخ، ج2، ص748؛ روضات الجنات، ج1، ص513-516؛ سفرنامه منظوم حج، ص45.&amp;lt;/ref&amp;gt; پادشاهان چون تصمیم به آماده‌سازی و راهی کردن کاروان حج می‌گرفتند، جارچیان را به سراسر مملکت می‌فرستادند و اعلان می‌کردند که پادشاه قصد دارد کاروان حج را با ساز و برگ راهی حجاز کند و هرکس می‌خواهد، می‌تواند خود را آماده سفر نماید. منشیان نیز نامه‌هایی به والیان شهرها می‌فرستادند و این موضوع را خبر می‌دادند.&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ عالم‌آرای امینی، ص222-223.&amp;lt;/ref&amp;gt; معمولاً این‌گونه دستورها با این وعده همراه بود که به فرمان پادشاه، والیان و راهداران از حاجیان هیچ مالیات و باج و خراج نخواهند گرفت.&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ عالم‌آرای امینی، ص222-224.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==راه‌های حج ایرانیان==&lt;br /&gt;
{{اصلی|راه‌های حج ایرانیان}}امروزه سفر حج ایرانیان تنها از راه هواپیما و با پروازهای مستقیم از [[ایران]] به شهرهای [[عربستان]] صورت می‌گیرد. راه هوایی از سال ۱۳۲۸ش به راه‌های حج ایرانیان افزوده شد. در سال‌های آغازین، مسیر هوایی میان ایران تا [[جده]] به‌طور مستقیم وجود نداشت و حاجیان یا از راه زمینی یا با هواپیما از [[تهران]] به بغداد، بصره، بیروت یا شهرهای [[اردن]] و سوریه می‌رفتند و از فرودگاه این شهرها راهی جده می‌شدند.&amp;lt;ref&amp;gt;مجله خاطرات وحید، ش7، اردیبهشت1351، ص38، «مقدمات عزیمت به مکه.&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;خاطرات زیارت خانه خدا، ص35، 39؛ خاطرات سفر حج، ص12؛ به سوی خدا می‌رویم، ص105، 113؛ سفرنامه حج و راهنمای حاج، ص9.&amp;lt;/ref&amp;gt; در سال ۱۳۲۷ش. حدود ۶۰۰ نفر از ایرانیان با هواپیما به مکه رفتند.&amp;lt;ref&amp;gt;میقات حج، ش51، ص170، 185.&amp;lt;/ref&amp;gt; راه هوایی به تدریج رونق گرفت و پس از چندی پرواز مستقیم از ایران به جده برقرار و این راه به مسیر اصلی حج ایرانیان تبدیل شد. البته سفر حج در برخی برهه‌ها به صورت زمینی انجام شد؛ به‌عنوان نمونه در سال 1405ش با بروز جنگ میان ایران و اسرائیل و ممنوعیت پرواز، اجازه برقراری حج به صورت زمینی داده شده است.&amp;lt;ref&amp;gt;جزییات اعزام ایرانی‌ها به حج مشخص شد؛ از راه زمینی و فقط ۳۰۶۷۰ نفر، ایسنا.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در گذشته، ایرانیان از راه‌های مختلفی خود را به مکه می‌رساندند تا حج خود را به‌جای آورند:&lt;br /&gt;
{{ستون-شروع|۲}}&lt;br /&gt;
# راه عراق&lt;br /&gt;
# راه احساء&lt;br /&gt;
# راه شام&lt;br /&gt;
# راه دریایی جنوب ایران&lt;br /&gt;
# راه استانبول&lt;br /&gt;
# راه دریایی از بیروت&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== راه عراق ===&lt;br /&gt;
کهن‌ترین و مهم‌ترین راه حج ایرانیان، از راه عراق بود و در طول تاریخ با عناوینی مانند [[درب زبیده]]، راه کوفه، راه نجد و راه جبل شناخته می‌شد.&amp;lt;ref&amp;gt;نک: الکامل، ج8، ص147؛ درب زبیده، ص65؛ نک: فارسنامه ناصری، ج1، ص710؛ سفرنامه میرزا محمد حسین فراهانی، ص171.&amp;lt;/ref&amp;gt; مسافران از [[بغداد]] به [[کوفه]] و از آن‌جا به جنوب عراق می‌رفتند و با عبور از صحرای نفود و نجد و گذر از منازلی مانند قادسیه، عذیب، مغیثه، زباله، ثعلبیه، فید، حاجر و معدن النقره به [[حجاز]] می‌رسیدند و به [[مدینه]] یا [[مکه]] می‌رفتند.&amp;lt;ref&amp;gt;المناسک، ص269-356؛ المسالک و الممالک، ص125-127؛ البلدان، ص150؛ رحلة ابن جبیر، ص162-163.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
راه دیگر که از [[عراق]] به مکه می‌رفت، راه [[بصره]] بود که از بصره آغاز می‌شد و در معدن النقره به راه کوفه می‌پیوست.&amp;lt;ref&amp;gt;المسالک و الممالک، ص146-147؛ احسن التقاسیم، ج1، ص361؛ الخراج، ص84؛ جغرافیای حافظ ابرو، ج1، ص232.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
راه عراق برای حاجیان ایرانی کوتاه‌ترین راه بود؛ اما به دلیل وضعیت بد آب و هوایی و خطر همیشگی حمله راهزنان، بدترین راه حج نیز به شمار می‌رفت. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در بیابان‌های راه مکه، تهیه آب تنها از چاه‌ها و برکه‌های محدود و شناخته شده‌ای میسر بود که میزان آب آن‌ها همیشه به یک‌اندازه نبود و بعضی سال‌ها کاروانیان را به دشواری می‌انداخت. نبود آب و وقوع طوفان در برخی سال‌ها باعث توقف کاروان حج یا کشته شدن بسیاری از حاجیان می‌شد.&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ طبری، ج8، ص150؛ ج9، ص150، 501؛ ج10، ص139؛ الکامل، ج7، ص34؛ ج9، ص205؛ درب زبیده، ص99-100.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== اهمیت‌یافتن راه عراق در دوره صفویه و قاجار ====&lt;br /&gt;
پس از تشکیل [[صفویان|دولت صفوی]] در [[ایران]] و فراگیری [[شیعه|مذهب تشیع]] در این سرزمین، راه عراق به دلیل وجود مزارهای امامان شیعه در عتبات برای ایرانیان اهمیتی بیشتر یافت. در این دوران، راه عراق در سرزمین‌های زیر سلطه [[دولت عثمانی]] قرار داشت. حکومت عثمانی بر سرزمین‌های جنوب عراق نظارت کامل نداشت و این سرزمین‌ها معمولاً شاهد قدرت یافتن قبایل عرب بود. ناامنی، گرفتن مالیات فراوان از حاجیان در طول مسیر، و معطل کردن آنان به بهانه‌های گوناگون باعث می‌شد گاه عبور کاروان‌های حج از این مسیر، از سوی شاهان ایران ممنوع شود. در نامه‌ای که شاه عباس دوم به شریف مکه نوشت، به منع حاجیان برای عبور از راه بصره اشاره و بازگشایی راه حج وابسته به تعهد حاکم بصره و شریف مکه به برقراری امنیت در طول مسیر شده است.&amp;lt;ref&amp;gt;سفرنامه شاردن، ج2، ص616؛ نک: احیاء الملوک، ص479؛ مقالات تاریخی، دفتر11، ص62-68.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در دوران حکومت قاجار، راه عراق را بیشتر با عنوان راه نجد یا راه جبل می‌شناختند.&amp;lt;ref&amp;gt;نک: سفرنامه میرزا محمد حسین فراهانی، ص171؛ تذکرة الطریق، ص22؛ سفرنامه فرهاد میرزا، ص196.&amp;lt;/ref&amp;gt; از نیمه سده سیزدهم ق دولتی نیمه مستقل در سرزمین نجد یا جبل با نام آل‌رشید (۱۲۵۲–۱۳۴۰ق) تشکیل شد. آل‌رشید مسؤولیت حفظ امنیت راه جبل را بر عهده داشتند و در برابر آن، از کاروان‌داران مالیات می‌گرفتند.&amp;lt;ref&amp;gt;خاطرات سرهارد فورد، ص13.&amp;lt;/ref&amp;gt; مسافران نیز زیر نظر شخصی که از سوی او به عنوان امیرالحاج تعیین می‌شد، سفر می‌کردند.&amp;lt;ref&amp;gt;مقالات تاریخی، دفتر8، ص187.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== راه احساء ===&lt;br /&gt;
از دیگر راه‌های حاجیان ایرانی که از صحراهای شبه جزیره می‌گذشت، راه [[احساء]] یا لحساء بود. احساء، سرزمینی در جنوب غرب [[خلیج فارس]] و نام قدیم آن بحرین بود.&amp;lt;ref&amp;gt;احسن التقاسیم، ص93؛ معجم البلدان، ج1، ص112؛ جغرافیای تاریخی کشورهای اسلامی، ج1، ص234.&amp;lt;/ref&amp;gt; حاجیان ایرانی برای گذر از راه احساء معمولاً با عبور از عرض خلیج فارس، نخست به بحرین می‌رفتند و سپس با عبور از [[یمامه]] به حجاز می‌رسیدند. این راه از دیرباز مورد استفاده ایرانیان بوده است. سفر از راه خلیج فارس به بحرین و احساء در دوران صفویه رونقی بیشتر یافت و مورد استفاده برخی دانشوران شیعه ایرانی قرار گرفت.&amp;lt;ref&amp;gt;نک: تاریخ و سفرنامه حزین، ص243؛ تاریخ عالم‌آرای عباسی، ج1، ص156.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== راه شام ===&lt;br /&gt;
این راه از شهرهای شام آغاز می‌شد و با گذشتن از سرزمین‌های [[سوریه]] و اردن امروزی و منازلی چون بصری، کرک، معان، عقبه، ذات حج، و [[تبوک]] به مدینه و مکه می‌رسید.&amp;lt;ref&amp;gt;درباره راه شام، نک: الحقیقة و المجاز، ج3، ص387-411.&amp;lt;/ref&amp;gt; این راه معمولاً مسیر اصلی ایرانیان نبود؛ اما در برخی دوره‌ها بیشتر مورد استفاده ایرانیان قرار می‌گرفت. تا پیش از دوران صفویه، این راه یا از سوی افرادی که می‌خواستند در مسیر حج از [[بیت‌المقدس]] یا [[مصر]] دیدن کنند، استفاده می‌شد یا هنگامی که راه عراق به دلیل خطر هجوم راهزنان بسته بود. با قدرت یافتن حکومت عثمانی در عراق و آناتولی و [[شبه جزیره عربستان|شبه جزیره]]، راه عراق اهمیت خود را از دست داد و راه شام به عنوان مسیر اصلی حج از سوی دولت عثمانی مورد توجه قرار گرفت. از این دوران، معمولاً ایرانیان از دو راه به شام می‌رفتند. راه معمول، [[عراق]] و [[بغداد]] و سپس [[کرکوک]]، [[موصل]] و عرفه به [[حلب]] و [[دمشق]] بود. راه دیگر، شمال ایران و نخجوان و اردوباد و آناتولی و حلب و دمشق بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== راه دریایی جنوب ایران ===&lt;br /&gt;
راه دریایی جنوب ایران نیز از راه‌های قدیم بود که از دوران صفویه و در پی رواج کشتیرانی اروپاییان در اقیانوس هند، رونقی بیشتر یافت. برای عبور از این راه، حاجیان در بنادر جنوبی ایران مانند بندر کنگ و [[بوشهر]] به کشتی می‌نشستند و با گذر از خلیج فارس و دریای عمان و اقیانوس هند و جنوب شبه جزیره عربی، وارد دریای سرخ می‌شدند و به بندر جده می‌رفتند.&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ حج‌گزاری ایرانیان، ص192-194؛ مقالات تاریخی، دفتر8، ص183؛ وقایع السنین، ص557؛ تاریخ و سفرنامه حزین، ص241.&amp;lt;/ref&amp;gt; بهره‌وری از این راه در دوران قاجار بیشتر شد. در این دوران، افزون بر بهره‌وری از بنادر جنوب ایران، برخی از حاجیان نخست به عتبات می‌رفتند و پس از زیارت عتبات، از بصره به قصد جده سوار کشتی می‌شدند.&amp;lt;ref&amp;gt;نک: شرح زندگانی من، ج2، ص80؛ فارسنامه ناصری، ج1، ص27؛ روزنامه سفر حج، ص45-62.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
راهی دیگر که در اوایل دوران پهلوی استفاده می‌شد، مسیر زمینی از ایران به [[بمبئی]] و از آن‌جا با کشتی به سوی جده بود.&amp;lt;ref&amp;gt;میقات حج، ش54، ص1492، «حج‌گزاری در سال‌های آغازین انقلاب.&amp;lt;/ref&amp;gt; سفر دریایی در این دوران معمولاً با کشتی‌های اروپایی موجود در خلیج فارس انجام می‌شد.&amp;lt;ref&amp;gt;پنجاه سفرنامه، ج1، ص596؛ سفرنامه حاج ایاز خان قشقایی، ص66، 77؛ نک: خاطرات سفر مکه، ص62.&amp;lt;/ref&amp;gt;  راه طولانی دریایی که بیشتر با بیم از طوفان و غرق شدن می‌گذشت، برای حاجی دشوار بود.&amp;lt;ref&amp;gt;روزنامه سفر حج، ص57.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== راه استانبول ===&lt;br /&gt;
راه دیگر که تنها از دوران قاجاریه استفاده می‌شد، راه استانبول بود. ایرانیانی که این مسیر را انتخاب می‌کردند، معمولاً از شهرهای نیمه شمالی کشور به سوی انزلی راهی می‌شدند. در انزلی با کشتی به باکو می‌رفتند و از باکو به سوی باتوم یا یکی از دیگر بنادر دریای سیاه می‌رفتند. مسافرت در این مسیر پس از احداث راه‌آهن باکو تا باتوم بسیار رونق گرفت و مورد استفاده ایرانیان به ویژه ثروتمندان بود. مسافران معمولاً از باتوم با کشتی به استانبول می‌رفتند و از استانبول با کشتی به [[اسکندریه]] در مصر رهسپار می‌شدند و سپس در خاک مصر به بندر سوئز می‌رسیدند و با کشتی به سوی جده راهی می‌گشتند. کسانی که قصد داشتند نخست به [[مدینه]] بروند، در ینبع؛ و آنان که نخست به مکه می‌رفتند، در جده پیاده می‌شدند.&amp;lt;ref&amp;gt;سفرنامه فرهاد میرزا، ص19-127؛ سفرنامه میرزا محمد حسین فراهانی، ص57-158؛ سفرنامه امین الدوله، ص58-156؛ پنجاه سفرنامه، ج6، ص18؛ ج7، ص200.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== راه دریایی از بیروت ===&lt;br /&gt;
در دوران معاصر و پیش از رواج هواپیما، برای سفر به حج، راه دریایی بیروت مورد استفاده حاجیان ایرانی قرار می‌گرفت. در این مسیر، حاجیان ایرانی نخست از راه زمینی و با اتومبیل و قطار به عراق سفر و سپس بیروت سفر می‌کردند و با کشتی‌های اروپایی به جده راهی می‌شدند. بهره‌وری از راه دریایی بیروت تا مدت‌ها ادامه داشت و در دوران پهلوی اول، از راه‌های اصلی حاجیان ایرانی بود. در سال‌های پیش از جنگ جهانی دوم، سفیر ایران در جده برای حمل و نقل حاجیان ایرانی از بیروت به جده و بر عکس، با یک شرکت فرانسوی قراردادی امضا کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;روابط سیاسی ایران و عربستان، ص71.&amp;lt;/ref&amp;gt; به سال ۱۳۲۷ش؛ که پس از جنگ جهانی دوم نخستین بار حج ایرانیان به‌طور رسمی انجام شد، حدود دو هزار تن از جمعیت چهارده هزار نفری حاجیان ایرانی، از این راه به حج رفتند.&amp;lt;ref&amp;gt;میقات حج، ش51، ص170، 185، «خاطرات سرپرست حجاج در سفر سال 1327ش.».&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== گزارش‌ها از تاریخ حج‌گزاری ایرانیان ==&lt;br /&gt;
گزارش‌های تاریخی در حکومت‌های مختلف نشان دهنده اهمیت به حج در ادوار مختلف تاریخ ایران است. گزارش‌هایی در مورد حج در ادوار مختلف چنین آمده است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== حج‌گزاری قبل از حکومت مغول‌ها ===&lt;br /&gt;
قدیمی‌ترین گزارش‌ها حاکی از ارسال کاروان حج به مکه همراه با هدایایی از سوی شاهان سامانی است.&amp;lt;ref&amp;gt;ترجمه تاریخ یمینی، ص36.&amp;lt;/ref&amp;gt;درباره حج‌گزاری در دوران غزنویان نیز مهم‌ترین گزارش‌ها مربوط به سال ۴۱۲ق است. در این سال، در حالی که حج ایرانیان چند سالی تعطیل شده بود، [[محمود غزنوی]] کاروانی بزرگ را همراه سپاهی برای محافظت از آن به [[حج]] فرستاد. سپس سفر حج ایرانیان از قلمرو غزنویان مدتی تعطیل بود تا این‌که به سال ۴۱۵ق کاروانی دیگر از سوی غزنویان و با [[امارت حج|امارت]] حسنک وزیر به حج رفت.&amp;lt;ref&amp;gt;الکامل، ج9، ص325، 341؛ اتحاف الوری، ج2، ص447، 450-451.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گزارش شده در نیمه اول قرن پنجم کاروان حج عراق در برخی سالها تعطیل شده است&amp;lt;ref&amp;gt;الکامل، ج9، ص325، 356، 363، 370، 432؛ اتحاف الوری، ج2، ص444-457.&amp;lt;/ref&amp;gt; و این بدین معنا است که حاجیان ایرانی در این سال‌ها به حج نمی‌رفته‌اند و محمل عراق که منتظر ورود حاجیان ایرانی بوده، به دلیل گذشت زمان، از حج بازمی‌مانده است. ممکن است به خاطر تضعیف حکومت آل‌بویه و هجوم قبایل راهزن عرب در راه حج بوده باشد.&amp;lt;ref&amp;gt;نک: اتحاف الوری، ج2، ص428-433؛ تاریخ ایران در قرون نخستین اسلامی، ج1، ص185.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از دهه سوم سده پنجم ق هجوم سلجوقیان به ایران، به عوامل ناامنی اوضاع درونی ایران افزوده شد. گویا به دلیل ناپایداری سیاسی در نخستین سال‌های قدرت این دولت، توقف [[کاروان حج]] تا سال ۴۵۶ق. ادامه یافت و در این سال نخستین کاروان حج به مکه راهی شد.&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ ابن خلدون، ج4، ص132؛ اتحاف الوری، ج2، ص470.&amp;lt;/ref&amp;gt; پس از آن کاروان حج عراق که شامل حاجیان ایرانی هم بود هر سال به حج اعزام می‌شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== حج‌گزاری در زمان مغول‌ها ===&lt;br /&gt;
با آغاز حمله مغول به شرق ایران (۶۱۶ق) گزارش‌هایی از قطع حرکت کاروان حاجیان از شهرهای ایران در سال‌های ۶۱۷ و ۶۱۸ق در دست است.&amp;lt;ref&amp;gt;اتحاف الوری، ج3، ص31-32؛ تاریخ مغول در ایران، ص28؛ تاریخ مغول، ص25.&amp;lt;/ref&amp;gt; با نفوذ مغول‌ها به مناطق ایران و آغاز هجوم آنان به بغداد، کاروان حج عراق نیز از رفتن به حج بازماند.&amp;lt;ref&amp;gt;اتحاف الوری، ج3، ص51-52، 55.&amp;lt;/ref&amp;gt; پس از هفت سال، با سرد شدن آتش نبردها، حرکت کاروان عراق به سال ۶۴۰ق از سر گرفته شد.&amp;lt;ref&amp;gt;اتحاف الوری، ج3، ص59.&amp;lt;/ref&amp;gt; از این‌ که حضور ایرانیان در این سال‌ها در کاروان حج عراقی چه‌ اندازه بوده، آگاهی دقیق در دست نیست. به گزارش منابع تاریخ مکه، در دو دهه پایانی [[بنی‌عباس|خلافت عباسی]]، در چندین سال، کاروان حج از عراق حرکت نکرد که عامل اصلی آن، نبردهای پراکنده با مغولان بود.&amp;lt;ref&amp;gt;شفاء الغرام، ج2، ص403-404.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فرمانروایان نخست ایلخان مسلمان نبودند و به حج توجهی نداشتند. با این حال، گزارش‌هایی از سفر حج ایرانیان در دوران ایلخانان غیر مسلمان نیز در دست است. &amp;lt;ref&amp;gt;العقد الثمین، ج1، ص192؛ اتحاف الوری، ج3، ص119-120؛ تحریر تاریخ وصاف، ص135.&amp;lt;/ref&amp;gt; با مسلمان شدن ایلخانان، حج‌گزاری ایرانیان رونقی بیشتر یافت. از راهی شدن کاروان حج در دوران احمد تکودار (حک: ۶۸۱–۶۸۳ق) نخستین ایلخان مسلمان گزارش‌هایی در دست است.&amp;lt;ref&amp;gt;تحریر تاریخ وصاف، ص69؛ تاریخ ایران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاریه، ص499.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در دوران غازان خان (حک: ۶۹۴–۷۰۳ق) دومین ایلخان مسلمان که کارهایی فراوان برای گسترش اسلام میان مغولان انجام داد، او کارهایی چون تکریم سادات مکه و فرستادن هدایایی برای کعبه و مکیان انجام داد و برای حفظ امنیت حج، امیر قتلغ شاه را امیرالحاج کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;تحریر تاریخ وصاف، ص215؛ دین و دولت در ایران عهد مغول، ج2، ص464.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حج‌گزاری ایرانیان در زمان مغولان در دوران حکومت ابوسعید (حک: ۷۱۶–۷۳۶ق) به اوج رونق رسید. &amp;lt;ref&amp;gt;اتحاف الوری، ج3، ص171، 181.&amp;lt;/ref&amp;gt; گزارش‌هایی از اهتمام ابوسعید ایلخان به امور حج، از جمله آراستن محمل عراق با گوهرهای گرانبها و حمایت از کاروان و حتی پرداخت خسارت وارد شده بر حاجیان بر اثر حمله دزدان، مورد توجه منابع قرار گرفته است.&amp;lt;ref&amp;gt;اتحاف الوری، ج3، ص167، 171.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== حج‌گزاری پس از مغولان تا صفویه ===&lt;br /&gt;
از سال ۷۴۰ق حدود یک سده عراق به دست آل‌جلایر (ق۸۳۶ق) افتاد. در این دوران، تجهیز کاروان عراق بر عهده حکومت آل‌جلایر بود. حرکت کاروان عراق در این دوران منظم نبود و درگیری آل‌جلایر با همسایگان و نیز مشکلات داخلی، حج را به تعطیلی می‌کشاند. در برخی از سال‌های حکومت جلایریان، کاروان عراق از رونق فراوان برخوردار بود. از جمله در سال‌های سلطنت اویس جلایری (حک: ۷۵۷–۷۷۶ق) کاروان عراق بسیار پر شمار و با شکوه بود. &amp;lt;ref&amp;gt;شفاء الغرام، ج2، ص422.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از میان رفتن حکومت جلایریان به دست قرایوسف قراقویونلو (حک: ۸۱۰–۸۱۲ق) به سال ۸۱۳ق. مدتی اعزام کاروان حج عراق را به تعطیلی کشاند.&amp;lt;ref&amp;gt;اتحاف الوری، ج3، ص482؛ تاریخ حبیب السیر، ج4، ص577؛ تاریخ ایران از آغاز تا انقراض سلسله قاجار، ص652-653.&amp;lt;/ref&amp;gt; اما از سال ۸۱۶ق. قرایوسف کاروان عراق را که ایرانیان نیز با آن همراه بودند، تجهیز کرد و به مکه فرستاد.&amp;lt;ref&amp;gt;اتحاف الوری، ج3، ص510؛ شفاء الغرام، ج2، ص431؛ درر الفوائد المنظمه، ص320.&amp;lt;/ref&amp;gt; از ۸۲۱ تا ۸۲۳ق. نبرد قرایوسف با شاهرخ تیموری و حاکم شام، باعث تعطیلی حج شد.&amp;lt;ref&amp;gt;شفاء الغرام، ج2، ص434-435؛ درر الفوائد المنظمه، ص321.&amp;lt;/ref&amp;gt; درگذشت قرایوسف به سال ۸۲۳ق. نیز حج را مدتی با تعطیلی روبه‌رو کرد. این تعطیلی تا سال ۸۳۱ق؛ که امیر حله حسین بن علی بن اویس کاروان عراق را تجهیز کرد، ادامه داشت.&amp;lt;ref&amp;gt;اتحاف الوری، ج3، ص574؛ ج4، ص23؛ درر الفوائد المنظمه، ص321-325.&amp;lt;/ref&amp;gt; از این هنگام تا دهه ۸۵۰ق؛ که گزارش‌هایی از حج محمل عراق به دستور احمد شاه پسر قرایوسف در دست است، خبری از حرکت کاروان عراق بازتاب نیافته است.&amp;lt;ref&amp;gt;درر الفوائد المنظمه، ص330-331.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حکومت تیموریان (۷۷۱–۹۱۳ق) در قسمتی از مرکز و شرق ایران که شماری از آنان مانند شاهرخ تیموری (حک: ۸۱۱–۸۵۰ق) به امور حج و [[حرمین]] اهتمام فراوان داشتند.&amp;lt;ref&amp;gt;اسناد و مکاتبات تاریخی ایران از تیمور تا شاه اسماعیل، ص146-148.&amp;lt;/ref&amp;gt; این گزارش از حرکت کاروان حاجیان شرق و مرکز ایران از راه شام حکایت دارد. کاروانی دیگر که در این دوران از ایران به حج راهی می‌شد، کاروان حاجیان شیرازی بود. نخستین گزارش از حضور این کاروان مربوط به سال ۷۵۸ق. در دوران حکومت آل‌مظفر (حک: ۷۱۳–۷۹۵ق) در [[شیراز]] و مناطق مرکزی ایران است.&amp;lt;ref&amp;gt;اتحاف الوری، ج3، ص272؛ درر الفوائد المنظمه، ص310؛ درباره حکومت آل مظفر، نک: تاریخ ایران کمبریج، دوره تیموریان، ص21-26.&amp;lt;/ref&amp;gt; مسیر حرکت این کاروان از راه [[احساء]] و [[قطیف]] بود.&amp;lt;ref&amp;gt;اتحاف الوری، ج3، ص272، 491، 500.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== صفویان ===&lt;br /&gt;
در [[صفویان|دوران صفویه]]، اختلاف‌های سیاسی ایران و عثمانی، در حج‌گزاری ایرانیان اثر فراوان داشت. مسیر حج ایرانیان از سرزمین‌های زیر نظر دولت عثمانی می‌گذشت و سفر آنان به قلمرو دشمن، به ویژه هنگامی که آتش نبرد میان دو دولت برافروخته بود، با موانع و مشکلاتی روبه‌رو می‌شد. گزارش‌ها حاکی از تعطیلی حج به دلیل‌های سیاسی در برخی سال‌ها بوده است؛ از جمله به سال۱۰۴۷ق؛ که نبرد صفوی با عثمانی جریان داشت، ایرانیان به فرمان سلطان عثمانی مراد چهارم (حک: ۱۰۳۲–۱۰۴۹ق) از مکه اخراج و برای چند سال از حج‌گزاری بازداشته شدند.&amp;lt;ref&amp;gt;منائح الکرم، ج4، ص181-182.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[شاه عباس صفوی]] (حک: ۹۹۵–۱۰۳۸ق) که حج‌گزاری ایرانیان را عامل سرازیر شدن پول بسیار به کشور دشمن می‌دید، سفر حج را مدتی ممنوع کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;سفرنامه کروسینسکی، ص25؛ تاریخ منتظم ناصری، ج2، ص1037.&amp;lt;/ref&amp;gt; دولت عثمانی برای حفظ وجهه دینی خود به عنوان [[خادم حرمین]]، از ممنوع کردن حج ایرانیان پرهیز می‌کرد. اما با توجه به روابط ایران و عثمانی در این دوران، می‌توان حدس زد که حج‌گزاری ایرانیان در زمانی که دو دولت در نبرد بوده‌اند، متوقف یا سخت محدود بوده است. توقف حج ایرانیان و مشکلات آن‌ها را از نامه‌های دو دولت عثمانی و صفوی می‌توان دریافت. در این نامه‌ها به مشکلات حج ایرانیان و بسته بودن راه آنان اشاره و رسیدن به صلح برای آسایش حاجیان ضروری دانسته شده است.&amp;lt;ref&amp;gt;اسناد و مکاتبات سیاسی ایران از سال 1038 تا 1105، ص29؛ شاه طهماسب صفوی، ص203-237؛ نک: از شیخ صفی تا شاه صفی، ص213.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== قاجار ===&lt;br /&gt;
در [[قاجاریان|دوران قاجار]]، کنسولگری ایران در جده افتتاح شد. با این‌که کنسول ایران در سامان‌دهی حاجیان ایرانی نقش داشته و برخی سفرنامه‌ها از خدمات این کنسولگری در حمایت از ایرانیان شیعه خبر داده‌اند،&amp;lt;ref&amp;gt;حدیث قافله‌ها، ص110.&amp;lt;/ref&amp;gt; بیشتر سفرنامه‌های قاجاری از رفتار کنسولگری با شهروندان ایرانی، به ویژه دریافت پول از حاجیان به بهانه‌های گوناگون، شکایت کرده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;پنجاه سفرنامه، ج7، ص263-264؛ ج5، ص403، 406.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== پهلوی ===&lt;br /&gt;
ممنوعیت حج از سوی دولت ایران تا سال ۱۳۰۷ش. ادامه یافت. در این مدت، حکومت ایران هنوز دولت سعودی را به رسمیت نشناخته بود. با وجود این، برخی ایرانیان از راه‌های غیررسمی به حج می‌رفتند و دولت ایران نیز در برخی سال‌ها سفر ایرانیان را از راه‌هایی جز راه عراق آزاد گذاشته بود. در برخی از این سال‌ها، شمار حاجیان به حدود سه هزار تن نیز می‌رسید.&amp;lt;ref&amp;gt;روابط سیاسی ایران و عربستان، ص58-59.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با آغاز جنگ جهانی دوم به سال ۱۹۴۵م. /۱۳۲۰ش؛ که با آغاز حکومت محمدرضا شاه پهلوی همراه شد، وضعیت منطقه سخت رو به وخامت رفت و سفر حج به ویژه از راه عراق بسیار خطرناک گشت. از این‌رو، مقام‌های ایران صدور گذرنامه حج را در سال ۱۳۲۱ش ممنوع کردند. با این حال، سفر حاجیان ایرانی به مکه و مدینه قطع نشد و به سال ۱۳۲۱ش حدود ۱۶۰۰ تن و به سال ۱۳۲۲ش. حدود ۴۰۰۰ تن از حاجیان ایرانی از راه [[کویت]] و راه‌های دیگر به صورت غیرقانونی به حج رفتند. در این سال‌ها، به دلیل مشکلات مالی پدید آمده از جنگ جهانی، دولت ایران کنسولگری خود را در جده تعطیل کرد و دولت عربستان نیز به دلیل همین مشکلات، امکانات سازمان‌دهی حاجیان را نداشت.&amp;lt;ref&amp;gt;اسناد روابط ایران و عربستان، ص99-100؛ روزنامه خاطرات عین السلطنه، ج10، ص8017، 9 802.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== انقلاب اسلامی ===&lt;br /&gt;
حج‌گزاری ایرانیان پس از انقلاب، بیش از هر چیز زیر تأثیر روابط سیاسی پر نوسان ایران و عربستان قرار گرفت. در همان سال‌های نخست انقلاب اسلامی ایران، با این‌ که دو دولت موضع دشمنانه آشکاری در برابر هم نداشتند،&amp;lt;ref&amp;gt;مروری بر روابط ایران و عربستان، ص21-22.&amp;lt;/ref&amp;gt; اختلاف‌های سیاسی ایران و عربستان در دوران جنگ تحمیلی عراق بر ضد ایران، به دلیل حمایت عربستان از [[عراق]] بیشتر شد.&amp;lt;ref&amp;gt;مروری بر روابط ایران و عربستان، ص31-32.&amp;lt;/ref&amp;gt; اوج اختلاف دو کشور که به سال ۱۳۶۶ش. به قطع روابط سیاسی آن دو به مدت سه سال انجامید، به دلیل برگزاری [[برائت از مشرکان|مراسم برائت از مشرکین]] از جانب حاجیان ایرانی در [[ایام الحج|موسم حج]] بود. حج‌گزاری ایرانیان در سال ۱۳۷۰ش از سر گرفته شد.&amp;lt;ref&amp;gt;دشتی، «برائت از مشرکین»، ۱۳۷۷ش، ج۲، ص۶۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== فاجعه منا ====&lt;br /&gt;
فاجعه منا، حادثه‌ای مرگبار در حج تمتع که ۲ مهر ۱۳۹۴ش، روی داد.&amp;lt;ref&amp;gt;روایتی نزدیک از اتفاقات خیابان ۲۰۴ منا، خبرگزاری ایسنا.&amp;lt;/ref&amp;gt; مقامات دولت عربستان پس از حدود سه هفته از حادثه، تعداد رسمی جان‌باختگان را ۷۴۷۷ نفر اعلام کردند.&amp;lt;ref&amp;gt;آمار قابل تامل وزارت بهداشت عربستان از تعداد جان‌باختگان فاجعه منا، خبرگزاری میزان.&amp;lt;/ref&amp;gt; بر اساس آخرین آمارهای منتشر شده از سوی کشورهای آسیب‌دیده، جمهوری اسلامی ایران با ۴۶۴ کشته، بیشترین تلفات را در این فاجعه متحمل شده است.&amp;lt;ref&amp;gt;آمار کشته‌های کشورها در منا، خبرگزاری ایسنا.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== آداب و رسوم حج ایرانیان ==&lt;br /&gt;
{{اصلی|آداب و رسوم حج ایرانیان}}&lt;br /&gt;
فرهنگ ایرانیان در مورد سفر حج بر اساس دانسته‌ها و نوشته‌جات تاریخ‌نگاران و یا سفرنامه‌نویسان گزارش شده است. در این گزارشات، شوق به حج و ازدحام ایرانیان در این سفر و همچنین استخاره [[حاجی|حاجیان]] برای شروع، تعیین طالع سفر، شیوه بدرقه حاجیان و استقبال از آنان و شیوه جمع‌آوری هزینه‌های حج سخن رفته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به گزارش برخی تاریخ‌نگاران، رفتار ایرانیان در حج نسبت به حاجیان سایر کشورها فرق داشته. لمس و بوسیدن کعبه، روشن کردن شمع و مشعل در [[مکه]] و [[مدینه]] و گریه‌هایی از روی ابراز احساسات نمونه‌ای از رفتار ایرانیان است که گزارش شده است. پایبندی ایرانیان به زیارت ائمه بقیع و اجرای مراسمات ماه محرم در عربستان و مشکلات موجود میان زائران ایرانی و ماموران عربستان در این زمینه‌ها نیز از دیگر نمونه‌های گزارش شده درمورد حج‌گزاری ایرانیان در [[حجاز]] است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بازتاب فرهنگی سفر حج در اشعار شاعران ایرانی و ضرب‌المثل‌ها قابل توجه است. شعرهای زیادی در باب دشواری راه، طعنه به وضعیت مالی حاجیان که معمولا متمولان جامعه بودند و سایر اوضاع سفر حج در ادبیات کهن فارسی وجود دارد که نشان از توجه ویژه ایرانیان به سفر حج بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
{{منابع}}&lt;br /&gt;
[[رده:مقاله‌های در حال ویرایش]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Rezashams</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikihaj.com/index.php?title=%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE_%D8%AD%D8%AC_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86&amp;diff=67968</id>
		<title>تاریخ حج ایرانیان</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikihaj.com/index.php?title=%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE_%D8%AD%D8%AC_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86&amp;diff=67968"/>
		<updated>2026-05-27T08:07:51Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Rezashams: /* فاجعه منا */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&#039;&#039;&#039;تاریخ حج ایرانیان&#039;&#039;&#039; گزارشی از شیوه، مسیرهای حرکت کاروانان و تاریخچه‌ای از سفرهای حج در ادوار حکومت‌های مختلف است. امروزه سفر حج ایرانیان تنها از راه هواپیما و با پروازهای مستقیم از [[ایران]] به شهرهای [[عربستان]] صورت می‌گیرد. گزارشات تاریخی نشان از وجود راه‌های دریایی و زمینی مختلفی در طول دوره حج‌گزاری ایرانیان است. در گذشته شیوه حج‌گزاری ایرانیان در قالب کاروان‌هایی بوده است که به طور دسته جمعی با برداشتن توشه سفر سوار بر حیوانات رخ می‌داده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حج‌گزاری ایرانیان معمولا با همکاری حکومت‌های وقت صورت می‌گرفته و در برخی زمانها به جهت ناامنی جاده‌ها و یا بر قرار نبودن روابط حسنه میان حکومتهای ایران و عربستان، تعطیل شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== شیوه حج ایرانیان ==&lt;br /&gt;
[[حج|سفر حج]] ایرانیان تا پیش از رواج وسایل حمل و نقل جدید، در قالب کاروان‌های محلی صورت می‌گرفت. در این کاروان‌ها، معمولاً شماری از اهالی یک شهر و روستا گرد می‌آمدند و به راهنمایی یک ساربان و قافله‌دار که به آن «[[حمله‌دار]]» گفته می‌شد، به سوی [[حجاز|سرزمین حجاز]] راهی می‌شدند. حمله‌داران کسانی بودند که به سازمان‌دهی کاروان‌های حج در شهرهای ایران می‌پرداختند و راهنمایی [[حاجی|حاجیان]]، تهیه محل اسکان، فراهم نمودن مرکب، و مذاکره و ارتباط با امیران و حاکمان محلی را در برابر پولی که از حاجیان می‌گرفتند، بر عهده داشتند.&amp;lt;ref&amp;gt;نک: مقالات تاریخی، دفتر9، ص16-17؛ لغت‌نامه، ج6، ص8084، «حمل‌دار.&amp;lt;/ref&amp;gt; گاه نیز یک کاروان حج تنها از برخی دوستان و بستگان و با اسباب سفر محدود تشکیل می‌شد.&amp;lt;ref&amp;gt;نک: حیات یحیی، ج1، ص68.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرکب اصلی سفر در کاروان حج به ویژه در صحراهای شبه جزیره عربی شتر بود. کاروانیان معمولاً شتر را از شترداران (جمّال‌ها) اجاره می‌کردند. کسانی که پولی بیشتر داشتند، بر کجاوه می‌نشستند. معمولاً هر فرد یک شتر برای آب و یک شتر برای بار کرایه می‌کرد. برخی حاجیان نیز به صورت پیاده و بدون شتر سفر می‌نمودند؛ چنان‌که در سفرنامه‌های دوران قاجار آمده است. افزون بر کاروان‌دار و شتردار، عکام‌ها که خدمت‌گزاران حاجیان بودند، آنان را در برابر گرفتن پولی همراهی می‌کردند و برخی کارها را از جمله گذاردن بار بر شتر، گردآوری هیزم برای آتش، گرفتن افسار شتر، گردآوری آب در منازل سفر، پختن نان و… بر عهده داشتند.&amp;lt;ref&amp;gt;روزنامه خاطرات عین السلطنه، ج2، ص1509؛ سفرنامه فرهاد میرزا، ص160؛ حدیث قافله‌ها، ص202؛ به سوی‌ام القری، ص241، 279؛ پنجاه سفرنامه، ج5، ص436.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گاه سامان‌دهی کاروان حج زیر نظر حکمرانان انجام می‌شد که گزارش‌های آن در کتاب‌های تاریخ آمده است. مردم از شهرها و روستاهای پیرامون به این کاروان می‌پیوستند یا با رسیدن کاروان به هر یک از شهرها، دلبستگان حج با آن همراه می‌شدند. این کاروان‌ها معمولاً با نظامیانی همراهی می‌شد تا در برابر راهزنان از حاجیان محافظت کنند. در کاروان‌های دولتی، معمولاً فردی به عنوان [[امیرالحاج]] که از بزرگان حکومت بود، انتخاب می‌شد.&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ بیهقی، ج3، ص1151؛ احسن التواریخ، ج2، ص748؛ روضات الجنات، ج1، ص513-516؛ سفرنامه منظوم حج، ص45.&amp;lt;/ref&amp;gt; پادشاهان چون تصمیم به آماده‌سازی و راهی کردن کاروان حج می‌گرفتند، جارچیان را به سراسر مملکت می‌فرستادند و اعلان می‌کردند که پادشاه قصد دارد کاروان حج را با ساز و برگ راهی حجاز کند و هرکس می‌خواهد، می‌تواند خود را آماده سفر نماید. منشیان نیز نامه‌هایی به والیان شهرها می‌فرستادند و این موضوع را خبر می‌دادند.&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ عالم‌آرای امینی، ص222-223.&amp;lt;/ref&amp;gt; معمولاً این‌گونه دستورها با این وعده همراه بود که به فرمان پادشاه، والیان و راهداران از حاجیان هیچ مالیات و باج و خراج نخواهند گرفت.&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ عالم‌آرای امینی، ص222-224.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==راه‌های حج ایرانیان==&lt;br /&gt;
{{اصلی|راه‌های حج ایرانیان}}امروزه سفر حج ایرانیان تنها از راه هواپیما و با پروازهای مستقیم از [[ایران]] به شهرهای [[عربستان]] صورت می‌گیرد. راه هوایی از سال ۱۳۲۸ش به راه‌های حج ایرانیان افزوده شد. در سال‌های آغازین، مسیر هوایی میان ایران تا [[جده]] به‌طور مستقیم وجود نداشت و حاجیان یا از راه زمینی یا با هواپیما از [[تهران]] به بغداد، بصره، بیروت یا شهرهای [[اردن]] و سوریه می‌رفتند و از فرودگاه این شهرها راهی جده می‌شدند.&amp;lt;ref&amp;gt;مجله خاطرات وحید، ش7، اردیبهشت1351، ص38، «مقدمات عزیمت به مکه.&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;خاطرات زیارت خانه خدا، ص35، 39؛ خاطرات سفر حج، ص12؛ به سوی خدا می‌رویم، ص105، 113؛ سفرنامه حج و راهنمای حاج، ص9.&amp;lt;/ref&amp;gt; در سال ۱۳۲۷ش. حدود ۶۰۰ تن از ایرانیان با هواپیما به مکه رفتند.&amp;lt;ref&amp;gt;میقات حج، ش51، ص170، 185.&amp;lt;/ref&amp;gt; راه هوایی به تدریج رونق گرفت و پس از چندی پرواز مستقیم از ایران به جده برقرار و این راه به مسیر اصلی حج ایرانیان تبدیل شد. البته سفر حج در برخی برهه‌ها به صورت زمینی انجام میشود. به‌عنوان نمونه در سال 1405ش با بروز جنگ میان ایران و اسرائیل و ممنوعیت پرواز، اجازه برقراری حج به صورت زمینی داده شده است.&amp;lt;ref&amp;gt;جزییات اعزام ایرانی‌ها به حج مشخص شد؛ از راه زمینی و فقط ۳۰۶۷۰ نفر، ایسنا.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== راه عراق ===&lt;br /&gt;
کهن‌ترین و مهم‌ترین راه حج ایرانیان،  مسافران کاروان عراق در این راه که در طول تاریخ با عناوینی مانند [[درب زبیده]]، راه کوفه، راه نجد و راه جبل شناخته شده،&amp;lt;ref&amp;gt;نک: الکامل، ج8، ص147؛ درب زبیده، ص65؛ نک: فارسنامه ناصری، ج1، ص710؛ سفرنامه میرزا محمد حسین فراهانی، ص171.&amp;lt;/ref&amp;gt; از بغداد به کوفه و از آن‌جا به جنوب عراق می‌رفتند و با عبور از صحرای نفود و نجد و گذر از منازلی مانند قادسیه، عذیب، مغیثه، زباله، ثعلبیه، فید، حاجر و معدن النقره به حجاز می‌رسیدند و به [[مدینه]] یا [[مکه]] می‌رفتند.&amp;lt;ref&amp;gt;المناسک، ص269-356؛ المسالک و الممالک، ص125-127؛ البلدان، ص150؛ رحلة ابن جبیر، ص162-163.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
راه دیگر که از [[عراق]] به مکه می‌رفت، راه [[بصره]] بود که از بصره آغاز می‌شد و در معدن النقره به راه کوفه می‌پیوست.&amp;lt;ref&amp;gt;المسالک و الممالک، ص146-147؛ احسن التقاسیم، ج1، ص361؛ الخراج، ص84؛ جغرافیای حافظ ابرو، ج1، ص232.&amp;lt;/ref&amp;gt; راه عراق برای حاجی ایرانی کوتاه‌ترین راه بود؛ اما به دلیل وضعیت بد آب و هوایی و خطر همیشگی حمله راهزنان، بدترین راه حج نیز به شمار می‌رفت. در بیابان‌های راه مکه، تهیه آب تنها از چاه‌ها و برکه‌های محدود و شناخته شده‌ای میسر بود که میزان آب آن‌ها همیشه به یک‌اندازه نبود و بعضی سال‌ها کاروانیان را به دشواری می‌انداخت. نبود آب و وقوع طوفان در برخی سال‌ها باعث توقف کاروان حج یا کشته شدن بسیاری از حاجیان می‌شد.&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ طبری، ج8، ص150؛ ج9، ص150، 501؛ ج10، ص139؛ الکامل، ج7، ص34؛ ج9، ص205؛ درب زبیده، ص99-100.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از تشکیل [[صفویان|دولت صفوی]] در ایران و فراگیری [[شیعه|مذهب تشیع]] در این سرزمین، راه عراق به دلیل وجود مزارهای امامان شیعه در عتبات برای ایرانیان اهمیتی بیشتر یافت. در این دوران، راه عراق در سرزمین‌های زیر سلطه [[دولت عثمانی]] قرار داشت. حکومت عثمانی بر سرزمین‌های جنوب عراق نظارت کامل نداشت و این سرزمین‌ها معمولاً شاهد قدرت یافتن قبایل عرب بود. ناامنی، گرفتن مالیات فراوان از حاجیان در طول مسیر، و معطل کردن آنان به بهانه‌های گوناگون باعث می‌شد گاه عبور کاروان‌های حج از این مسیر، از سوی شاهان ایران ممنوع شود. در نامه‌ای که شاه عباس دوم به شریف مکه نوشت، به منع حاجیان برای عبور از راه بصره اشاره و بازگشایی راه حج وابسته به تعهد حاکم بصره و شریف مکه به برقراری امنیت در طول مسیر شده است.&amp;lt;ref&amp;gt;سفرنامه شاردن، ج2، ص616؛ نک: احیاء الملوک، ص479؛ مقالات تاریخی، دفتر11، ص62-68.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در دوران حکومت قاجار، راه عراق را بیشتر با عنوان راه نجد یا راه جبل می‌شناختند.&amp;lt;ref&amp;gt;نک: سفرنامه میرزا محمد حسین فراهانی، ص171؛ تذکرة الطریق، ص22؛ سفرنامه فرهاد میرزا، ص196.&amp;lt;/ref&amp;gt; از نیمه سده سیزدهم ق دولتی نیمه مستقل در سرزمین نجد یا جبل با نام آل‌رشید (۱۲۵۲–۱۳۴۰ق) تشکیل شد. آل‌رشید مسؤولیت حفظ امنیت راه جبل را بر عهده داشتند و در برابر از کاروان‌داران مالیات می‌گرفتند.&amp;lt;ref&amp;gt;خاطرات سرهارد فورد، ص13.&amp;lt;/ref&amp;gt; مسافران زیر نظر شخصی که از سوی او به عنوان امیرالحاج تعیین می‌شد، سفر می‌کردند.&amp;lt;ref&amp;gt;مقالات تاریخی، دفتر8، ص187.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== راه احساء ===&lt;br /&gt;
از دیگر راه‌های حاجیان ایرانی که از صحراهای شبه جزیره می‌گذشت، راه [[احساء]] یا لحساء بود. احساء یا لحساء، سرزمینی در جنوب غرب [[خلیج فارس]] و نام قدیم آن بحرین بود.&amp;lt;ref&amp;gt;احسن التقاسیم، ص93؛ معجم البلدان، ج1، ص112؛ جغرافیای تاریخی کشورهای اسلامی، ج1، ص234.&amp;lt;/ref&amp;gt; حاجیان ایرانی برای گذر از راه احساء معمولاً با عبور از عرض خلیج فارس، نخست به بحرین می‌رفتند و سپس با عبور از [[یمامه]] به حجاز می‌رسیدند. این راه از دیرباز مورد استفاده ایرانیان بوده است. سفر از راه خلیج فارس به بحرین و احساء در دوران صفویه رونقی بیشتر یافت و مورد استفاده برخی دانشوران شیعه ایرانی قرار گرفت.&amp;lt;ref&amp;gt;نک: تاریخ و سفرنامه حزین، ص243؛ تاریخ عالم‌آرای عباسی، ج1، ص156.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== راه شام ===&lt;br /&gt;
این راه از شهرهای شام آغاز می‌شد و با گذشتن از سرزمین‌های [[سوریه]] و اردن امروزی و منازلی چون بصری، کرک، معان، عقبه، ذات حج، و [[تبوک]] به مدینه و مکه می‌رسید.&amp;lt;ref&amp;gt;درباره راه شام، نک: الحقیقة و المجاز، ج3، ص387-411.&amp;lt;/ref&amp;gt; این راه معمولاً مسیر اصلی ایرانیان نبود؛ اما در برخی دوره‌ها بیشتر مورد استفاده ایرانیان قرار می‌گرفت. تا پیش از دوران صفویه، این راه یا از سوی افرادی که می‌خواستند در مسیر حج از [[بیت‌المقدس]] یا [[مصر]] دیدن کنند، استفاده می‌شد یا هنگامی که راه عراق به دلیل خطر هجوم راهزنان بسته بود. با قدرت یافتن حکومت عثمانی در عراق و آناتولی و [[شبه جزیره عربستان|شبه جزیره]]، راه عراق اهمیت خود را از دست داد و راه شام به عنوان مسیر اصلی حج از سوی دولت عثمانی مورد توجه قرار گرفت. از این دوران، معمولاً ایرانیان از دو راه به شام می‌رفتند. راه معمول، [[عراق]] و [[بغداد]] و سپس [[کرکوک]]، [[موصل]] و عرفه به [[حلب]] و [[دمشق]] بود. راه دیگر، شمال ایران و نخجوان و اردوباد و آناتولی و حلب و دمشق بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== راه دریایی جنوب ایران ===&lt;br /&gt;
راه دریایی جنوب ایران نیز از راه‌های قدیم بود که از دوران صفویه و در پی رواج کشتیرانی اروپاییان در اقیانوس هند، رونقی بیشتر یافت. برای عبور از این راه، حاجیان در بنادر جنوبی ایران مانند بندر کنگ و [[بوشهر]] به کشتی می‌نشستند و با گذر از خلیج فارس و دریای عمان و اقیانوس هند و جنوب شبه جزیره عربی، وارد دریای سرخ می‌شدند و به بندر جده می‌رفتند.&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ حج‌گزاری ایرانیان، ص192-194؛ مقالات تاریخی، دفتر8، ص183؛ وقایع السنین، ص557؛ تاریخ و سفرنامه حزین، ص241.&amp;lt;/ref&amp;gt; بهره‌وری از این راه در دوران قاجار بیشتر شد. در این دوران، افزون بر بهره‌وری از بنادر جنوب ایران، برخی از حاجیان نخست به عتبات می‌رفتند و پس از زیارت عتبات، از بصره به قصد جده سوار کشتی می‌شدند.&amp;lt;ref&amp;gt;نک: شرح زندگانی من، ج2، ص80؛ فارسنامه ناصری، ج1، ص27؛ روزنامه سفر حج، ص45-62.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
راهی دیگر که در اوایل دوران پهلوی استفاده می‌شد، مسیر زمینی از ایران به [[بمبئی]] و از آن‌جا با کشتی به سوی جده بود.&amp;lt;ref&amp;gt;میقات حج، ش54، ص1492، «حج‌گزاری در سال‌های آغازین انقلاب.&amp;lt;/ref&amp;gt; سفر دریایی در این دوران معمولاً با کشتی‌های اروپایی موجود در خلیج فارس انجام می‌شد.&amp;lt;ref&amp;gt;پنجاه سفرنامه، ج1، ص596؛ سفرنامه حاج ایاز خان قشقایی، ص66، 77؛ نک: خاطرات سفر مکه، ص62.&amp;lt;/ref&amp;gt;  راه طولانی دریایی که بیشتر با بیم از طوفان و غرق شدن می‌گذشت، برای حاجی دشوار بود.&amp;lt;ref&amp;gt;روزنامه سفر حج، ص57.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== راه استانبول ===&lt;br /&gt;
راه دیگر که تنها از دوران قاجاریه استفاده می‌شد، راه [[استانبول]] بود. ایرانیانی که این مسیر را انتخاب می‌کردند، معمولاً از شهرهای نیمه شمالی کشور به سوی انزلی راهی می‌شدند. در انزلی با کشتی به باکو می‌رفتند و از باکو به سوی باتوم یا یکی از دیگر بنادر دریای سیاه می‌رفتند. مسافرت در این مسیر پس از احداث راه‌آهن باکو تا باتوم بسیار رونق گرفت و مورد استفاده ایرانیان به ویژه ثروتمندان بود. مسافران معمولاً از باتوم با کشتی به استانبول می‌رفتند و از استانبول با کشتی به [[اسکندریه]] در مصر رهسپار می‌شدند و سپس در خاک مصر به بندر سوئز می‌رسیدند و با کشتی به سوی جده راهی می‌گشتند. کسانی که قصد داشتند نخست به [[مدینه]] بروند، در ینبع؛ و آنان که نخست به مکه می‌رفتند، در جده پیاده می‌شدند.&amp;lt;ref&amp;gt;سفرنامه فرهاد میرزا، ص19-127؛ سفرنامه میرزا محمد حسین فراهانی، ص57-158؛ سفرنامه امین الدوله، ص58-156؛ پنجاه سفرنامه، ج6، ص18؛ ج7، ص200.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== راه دریایی از بیروت ===&lt;br /&gt;
در دوران معاصر و پیش از رواج هواپیما، برای سفر به حج، راه دریایی بیروت مورد استفاده حاجیان ایرانی قرار می‌گرفت. در این مسیر، حاجیان ایرانی نخست از راه زمینی و با اتومبیل و قطار به عراق سفر و سپس بیروت سفر می‌کردند و با کشتی‌های اروپایی به جده راهی می‌شدند. بهره‌وری از راه دریایی بیروت تا مدت‌ها ادامه داشت و در دوران پهلوی اول، از راه‌های اصلی حاجیان ایرانی بود. در سال‌های پیش از جنگ جهانی دوم، سفیر ایران در جده برای حمل و نقل حاجیان ایرانی از بیروت به جده و بر عکس، با یک شرکت فرانسوی قراردادی امضا کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;روابط سیاسی ایران و عربستان، ص71.&amp;lt;/ref&amp;gt; به سال ۱۳۲۷ش؛ که پس از جنگ جهانی دوم نخستین بار حج ایرانیان به‌طور رسمی انجام شد، حدود دو هزار تن از جمعیت چهارده هزار نفری حاجیان ایرانی، از این راه به حج رفتند.&amp;lt;ref&amp;gt;میقات حج، ش51، ص170، 185، «خاطرات سرپرست حجاج در سفر سال 1327ش.».&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== گزارش‌ها از تاریخ حج‌گزاری ایرانیان ==&lt;br /&gt;
گزارش‌های تاریخی در حکومت‌های مختلف نشان دهنده اهمیت به حج در ادوار مختلف تاریخ ایران است. گزارش‌هایی در مورد حج در ادوار مختلف چنین آمده است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== حج‌گزاری قبل از حکومت مغول‌ها ===&lt;br /&gt;
قدیمی‌ترین گزارش‌ها حاکی از ارسال کاروان حج به مکه همراه با هدایایی از سوی شاهان سامانی است.&amp;lt;ref&amp;gt;ترجمه تاریخ یمینی، ص36.&amp;lt;/ref&amp;gt;درباره حج‌گزاری در دوران غزنویان نیز مهم‌ترین گزارش‌ها مربوط به سال ۴۱۲ق است. در این سال، در حالی که حج ایرانیان چند سالی تعطیل شده بود، [[محمود غزنوی]] کاروانی بزرگ را همراه سپاهی برای محافظت از آن به [[حج]] فرستاد. سپس سفر حج ایرانیان از قلمرو غزنویان مدتی تعطیل بود تا این‌که به سال ۴۱۵ق کاروانی دیگر از سوی غزنویان و با [[امارت حج|امارت]] حسنک وزیر به حج رفت.&amp;lt;ref&amp;gt;الکامل، ج9، ص325، 341؛ اتحاف الوری، ج2، ص447، 450-451.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گزارش شده در نیمه اول قرن پنجم کاروان حج عراق در برخی سالها تعطیل شده است&amp;lt;ref&amp;gt;الکامل، ج9، ص325، 356، 363، 370، 432؛ اتحاف الوری، ج2، ص444-457.&amp;lt;/ref&amp;gt; و این بدین معنا است که حاجیان ایرانی در این سال‌ها به حج نمی‌رفته‌اند و محمل عراق که منتظر ورود حاجیان ایرانی بوده، به دلیل گذشت زمان، از حج بازمی‌مانده است. ممکن است به خاطر تضعیف حکومت آل‌بویه و هجوم قبایل راهزن عرب در راه حج بوده باشد.&amp;lt;ref&amp;gt;نک: اتحاف الوری، ج2، ص428-433؛ تاریخ ایران در قرون نخستین اسلامی، ج1، ص185.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از دهه سوم سده پنجم ق هجوم سلجوقیان به ایران، به عوامل ناامنی اوضاع درونی ایران افزوده شد. گویا به دلیل ناپایداری سیاسی در نخستین سال‌های قدرت این دولت، توقف [[کاروان حج]] تا سال ۴۵۶ق. ادامه یافت و در این سال نخستین کاروان حج به مکه راهی شد.&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ ابن خلدون، ج4، ص132؛ اتحاف الوری، ج2، ص470.&amp;lt;/ref&amp;gt; پس از آن کاروان حج عراق که شامل حاجیان ایرانی هم بود هر سال به حج اعزام می‌شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== حج‌گزاری در زمان مغول‌ها ===&lt;br /&gt;
با آغاز حمله مغول به شرق ایران (۶۱۶ق) گزارش‌هایی از قطع حرکت کاروان حاجیان از شهرهای ایران در سال‌های ۶۱۷ و ۶۱۸ق در دست است.&amp;lt;ref&amp;gt;اتحاف الوری، ج3، ص31-32؛ تاریخ مغول در ایران، ص28؛ تاریخ مغول، ص25.&amp;lt;/ref&amp;gt; با نفوذ مغول‌ها به مناطق ایران و آغاز هجوم آنان به بغداد، کاروان حج عراق نیز از رفتن به حج بازماند.&amp;lt;ref&amp;gt;اتحاف الوری، ج3، ص51-52، 55.&amp;lt;/ref&amp;gt; پس از هفت سال، با سرد شدن آتش نبردها، حرکت کاروان عراق به سال ۶۴۰ق از سر گرفته شد.&amp;lt;ref&amp;gt;اتحاف الوری، ج3، ص59.&amp;lt;/ref&amp;gt; از این‌ که حضور ایرانیان در این سال‌ها در کاروان حج عراقی چه‌ اندازه بوده، آگاهی دقیق در دست نیست. به گزارش منابع تاریخ مکه، در دو دهه پایانی [[بنی‌عباس|خلافت عباسی]]، در چندین سال، کاروان حج از عراق حرکت نکرد که عامل اصلی آن، نبردهای پراکنده با مغولان بود.&amp;lt;ref&amp;gt;شفاء الغرام، ج2، ص403-404.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فرمانروایان نخست ایلخان مسلمان نبودند و به حج توجهی نداشتند. با این حال، گزارش‌هایی از سفر حج ایرانیان در دوران ایلخانان غیر مسلمان نیز در دست است. &amp;lt;ref&amp;gt;العقد الثمین، ج1، ص192؛ اتحاف الوری، ج3، ص119-120؛ تحریر تاریخ وصاف، ص135.&amp;lt;/ref&amp;gt; با مسلمان شدن ایلخانان، حج‌گزاری ایرانیان رونقی بیشتر یافت. از راهی شدن کاروان حج در دوران احمد تکودار (حک: ۶۸۱–۶۸۳ق) نخستین ایلخان مسلمان گزارش‌هایی در دست است.&amp;lt;ref&amp;gt;تحریر تاریخ وصاف، ص69؛ تاریخ ایران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاریه، ص499.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در دوران غازان خان (حک: ۶۹۴–۷۰۳ق) دومین ایلخان مسلمان که کارهایی فراوان برای گسترش اسلام میان مغولان انجام داد، او کارهایی چون تکریم سادات مکه و فرستادن هدایایی برای کعبه و مکیان انجام داد و برای حفظ امنیت حج، امیر قتلغ شاه را امیرالحاج کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;تحریر تاریخ وصاف، ص215؛ دین و دولت در ایران عهد مغول، ج2، ص464.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حج‌گزاری ایرانیان در زمان مغولان در دوران حکومت ابوسعید (حک: ۷۱۶–۷۳۶ق) به اوج رونق رسید. &amp;lt;ref&amp;gt;اتحاف الوری، ج3، ص171، 181.&amp;lt;/ref&amp;gt; گزارش‌هایی از اهتمام ابوسعید ایلخان به امور حج، از جمله آراستن محمل عراق با گوهرهای گرانبها و حمایت از کاروان و حتی پرداخت خسارت وارد شده بر حاجیان بر اثر حمله دزدان، مورد توجه منابع قرار گرفته است.&amp;lt;ref&amp;gt;اتحاف الوری، ج3، ص167، 171.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== حج‌گزاری پس از مغولان تا صفویه ===&lt;br /&gt;
از سال ۷۴۰ق حدود یک سده عراق به دست آل‌جلایر (ق۸۳۶ق) افتاد. در این دوران، تجهیز کاروان عراق بر عهده حکومت آل‌جلایر بود. حرکت کاروان عراق در این دوران منظم نبود و درگیری آل‌جلایر با همسایگان و نیز مشکلات داخلی، حج را به تعطیلی می‌کشاند. در برخی از سال‌های حکومت جلایریان، کاروان عراق از رونق فراوان برخوردار بود. از جمله در سال‌های سلطنت اویس جلایری (حک: ۷۵۷–۷۷۶ق) کاروان عراق بسیار پر شمار و با شکوه بود. &amp;lt;ref&amp;gt;شفاء الغرام، ج2، ص422.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از میان رفتن حکومت جلایریان به دست قرایوسف قراقویونلو (حک: ۸۱۰–۸۱۲ق) به سال ۸۱۳ق. مدتی اعزام کاروان حج عراق را به تعطیلی کشاند.&amp;lt;ref&amp;gt;اتحاف الوری، ج3، ص482؛ تاریخ حبیب السیر، ج4، ص577؛ تاریخ ایران از آغاز تا انقراض سلسله قاجار، ص652-653.&amp;lt;/ref&amp;gt; اما از سال ۸۱۶ق. قرایوسف کاروان عراق را که ایرانیان نیز با آن همراه بودند، تجهیز کرد و به مکه فرستاد.&amp;lt;ref&amp;gt;اتحاف الوری، ج3، ص510؛ شفاء الغرام، ج2، ص431؛ درر الفوائد المنظمه، ص320.&amp;lt;/ref&amp;gt; از ۸۲۱ تا ۸۲۳ق. نبرد قرایوسف با شاهرخ تیموری و حاکم شام، باعث تعطیلی حج شد.&amp;lt;ref&amp;gt;شفاء الغرام، ج2، ص434-435؛ درر الفوائد المنظمه، ص321.&amp;lt;/ref&amp;gt; درگذشت قرایوسف به سال ۸۲۳ق. نیز حج را مدتی با تعطیلی روبه‌رو کرد. این تعطیلی تا سال ۸۳۱ق؛ که امیر حله حسین بن علی بن اویس کاروان عراق را تجهیز کرد، ادامه داشت.&amp;lt;ref&amp;gt;اتحاف الوری، ج3، ص574؛ ج4، ص23؛ درر الفوائد المنظمه، ص321-325.&amp;lt;/ref&amp;gt; از این هنگام تا دهه ۸۵۰ق؛ که گزارش‌هایی از حج محمل عراق به دستور احمد شاه پسر قرایوسف در دست است، خبری از حرکت کاروان عراق بازتاب نیافته است.&amp;lt;ref&amp;gt;درر الفوائد المنظمه، ص330-331.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حکومت تیموریان (۷۷۱–۹۱۳ق) در قسمتی از مرکز و شرق ایران که شماری از آنان مانند شاهرخ تیموری (حک: ۸۱۱–۸۵۰ق) به امور حج و [[حرمین]] اهتمام فراوان داشتند.&amp;lt;ref&amp;gt;اسناد و مکاتبات تاریخی ایران از تیمور تا شاه اسماعیل، ص146-148.&amp;lt;/ref&amp;gt; این گزارش از حرکت کاروان حاجیان شرق و مرکز ایران از راه شام حکایت دارد. کاروانی دیگر که در این دوران از ایران به حج راهی می‌شد، کاروان حاجیان شیرازی بود. نخستین گزارش از حضور این کاروان مربوط به سال ۷۵۸ق. در دوران حکومت آل‌مظفر (حک: ۷۱۳–۷۹۵ق) در [[شیراز]] و مناطق مرکزی ایران است.&amp;lt;ref&amp;gt;اتحاف الوری، ج3، ص272؛ درر الفوائد المنظمه، ص310؛ درباره حکومت آل مظفر، نک: تاریخ ایران کمبریج، دوره تیموریان، ص21-26.&amp;lt;/ref&amp;gt; مسیر حرکت این کاروان از راه [[احساء]] و [[قطیف]] بود.&amp;lt;ref&amp;gt;اتحاف الوری، ج3، ص272، 491، 500.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== صفویان ===&lt;br /&gt;
در [[صفویان|دوران صفویه]]، اختلاف‌های سیاسی ایران و عثمانی، در حج‌گزاری ایرانیان اثر فراوان داشت. مسیر حج ایرانیان از سرزمین‌های زیر نظر دولت عثمانی می‌گذشت و سفر آنان به قلمرو دشمن، به ویژه هنگامی که آتش نبرد میان دو دولت برافروخته بود، با موانع و مشکلاتی روبه‌رو می‌شد. گزارش‌ها حاکی از تعطیلی حج به دلیل‌های سیاسی در برخی سال‌ها بوده است؛ از جمله به سال۱۰۴۷ق؛ که نبرد صفوی با عثمانی جریان داشت، ایرانیان به فرمان سلطان عثمانی مراد چهارم (حک: ۱۰۳۲–۱۰۴۹ق) از مکه اخراج و برای چند سال از حج‌گزاری بازداشته شدند.&amp;lt;ref&amp;gt;منائح الکرم، ج4، ص181-182.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[شاه عباس صفوی]] (حک: ۹۹۵–۱۰۳۸ق) که حج‌گزاری ایرانیان را عامل سرازیر شدن پول بسیار به کشور دشمن می‌دید، سفر حج را مدتی ممنوع کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;سفرنامه کروسینسکی، ص25؛ تاریخ منتظم ناصری، ج2، ص1037.&amp;lt;/ref&amp;gt; دولت عثمانی برای حفظ وجهه دینی خود به عنوان [[خادم حرمین]]، از ممنوع کردن حج ایرانیان پرهیز می‌کرد. اما با توجه به روابط ایران و عثمانی در این دوران، می‌توان حدس زد که حج‌گزاری ایرانیان در زمانی که دو دولت در نبرد بوده‌اند، متوقف یا سخت محدود بوده است. توقف حج ایرانیان و مشکلات آن‌ها را از نامه‌های دو دولت عثمانی و صفوی می‌توان دریافت. در این نامه‌ها به مشکلات حج ایرانیان و بسته بودن راه آنان اشاره و رسیدن به صلح برای آسایش حاجیان ضروری دانسته شده است.&amp;lt;ref&amp;gt;اسناد و مکاتبات سیاسی ایران از سال 1038 تا 1105، ص29؛ شاه طهماسب صفوی، ص203-237؛ نک: از شیخ صفی تا شاه صفی، ص213.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== قاجار ===&lt;br /&gt;
در [[قاجاریان|دوران قاجار]]، کنسولگری ایران در جده افتتاح شد. با این‌که کنسول ایران در سامان‌دهی حاجیان ایرانی نقش داشته و برخی سفرنامه‌ها از خدمات این کنسولگری در حمایت از ایرانیان شیعه خبر داده‌اند،&amp;lt;ref&amp;gt;حدیث قافله‌ها، ص110.&amp;lt;/ref&amp;gt; بیشتر سفرنامه‌های قاجاری از رفتار کنسولگری با شهروندان ایرانی، به ویژه دریافت پول از حاجیان به بهانه‌های گوناگون، شکایت کرده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;پنجاه سفرنامه، ج7، ص263-264؛ ج5، ص403، 406.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== پهلوی ===&lt;br /&gt;
ممنوعیت حج از سوی دولت ایران تا سال ۱۳۰۷ش. ادامه یافت. در این مدت، حکومت ایران هنوز دولت سعودی را به رسمیت نشناخته بود. با وجود این، برخی ایرانیان از راه‌های غیررسمی به حج می‌رفتند و دولت ایران نیز در برخی سال‌ها سفر ایرانیان را از راه‌هایی جز راه عراق آزاد گذاشته بود. در برخی از این سال‌ها، شمار حاجیان به حدود سه هزار تن نیز می‌رسید.&amp;lt;ref&amp;gt;روابط سیاسی ایران و عربستان، ص58-59.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با آغاز جنگ جهانی دوم به سال ۱۹۴۵م. /۱۳۲۰ش؛ که با آغاز حکومت محمدرضا شاه پهلوی همراه شد، وضعیت منطقه سخت رو به وخامت رفت و سفر حج به ویژه از راه عراق بسیار خطرناک گشت. از این‌رو، مقام‌های ایران صدور گذرنامه حج را در سال ۱۳۲۱ش ممنوع کردند. با این حال، سفر حاجیان ایرانی به مکه و مدینه قطع نشد و به سال ۱۳۲۱ش حدود ۱۶۰۰ تن و به سال ۱۳۲۲ش. حدود ۴۰۰۰ تن از حاجیان ایرانی از راه [[کویت]] و راه‌های دیگر به صورت غیرقانونی به حج رفتند. در این سال‌ها، به دلیل مشکلات مالی پدید آمده از جنگ جهانی، دولت ایران کنسولگری خود را در جده تعطیل کرد و دولت عربستان نیز به دلیل همین مشکلات، امکانات سازمان‌دهی حاجیان را نداشت.&amp;lt;ref&amp;gt;اسناد روابط ایران و عربستان، ص99-100؛ روزنامه خاطرات عین السلطنه، ج10، ص8017، 9 802.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== انقلاب اسلامی ===&lt;br /&gt;
حج‌گزاری ایرانیان پس از انقلاب، بیش از هر چیز زیر تأثیر روابط سیاسی پر نوسان ایران و عربستان قرار گرفت. در همان سال‌های نخست انقلاب اسلامی ایران، با این‌ که دو دولت موضع دشمنانه آشکاری در برابر هم نداشتند،&amp;lt;ref&amp;gt;مروری بر روابط ایران و عربستان، ص21-22.&amp;lt;/ref&amp;gt; اختلاف‌های سیاسی ایران و عربستان در دوران جنگ تحمیلی عراق بر ضد ایران، به دلیل حمایت عربستان از [[عراق]] بیشتر شد.&amp;lt;ref&amp;gt;مروری بر روابط ایران و عربستان، ص31-32.&amp;lt;/ref&amp;gt; اوج اختلاف دو کشور که به سال ۱۳۶۶ش. به قطع روابط سیاسی آن دو به مدت سه سال انجامید، به دلیل برگزاری مراسم برائت از مشرکین از جانب حاجیان ایرانی در موسم حج بود. حج‌گزاری ایرانیان در سال ۱۳۷۰ از سر گرفته شد.&amp;lt;ref&amp;gt;دشتی، «برائت از مشرکین»، ۱۳۷۷ش، ج۲، ص۶۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== فاجعه منا ====&lt;br /&gt;
فاجعه منا، حادثه‌ای مرگبار در حج تمتع که ۲ مهر ۱۳۹۴ش، روی داد.&amp;lt;ref&amp;gt;روایتی نزدیک از اتفاقات خیابان ۲۰۴ منا، خبرگزاری ایسنا.&amp;lt;/ref&amp;gt; مقامات دولت عربستان پس از حدود سه هفته از حادثه، تعداد رسمی جان‌باختگان را ۷۴۷۷ نفر اعلام کردند.&amp;lt;ref&amp;gt;آمار قابل تامل وزارت بهداشت عربستان از تعداد جان‌باختگان فاجعه منا، خبرگزاری میزان.&amp;lt;/ref&amp;gt; بر اساس آخرین آمارهای منتشر شده از سوی کشورهای آسیب‌دیده، جمهوری اسلامی ایران با ۴۶۴ کشته، بیشترین تلفات را در این فاجعه متحمل شده است.&amp;lt;ref&amp;gt;آمار کشته‌های کشورها در منا، خبرگزاری ایسنا.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== آداب و رسوم حج ایرانیان ==&lt;br /&gt;
{{اصلی|آداب و رسوم حج ایرانیان}}&lt;br /&gt;
فرهنگ ایرانیان در مورد سفر حج بر اساس دانسته‌ها و نوشته‌جات تاریخ‌نگاران و یا سفرنامه‌نویسان گزارش شده است. در این گزارشات، شوق به حج و ازدحام ایرانیان در این سفر و همچنین استخاره [[حاجی|حاجیان]] برای شروع، تعیین طالع سفر، شیوه بدرقه حاجیان و استقبال از آنان و شیوه جمع‌آوری هزینه‌های حج سخن رفته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به گزارش برخی تاریخ‌نگاران، رفتار ایرانیان در حج نسبت به حاجیان سایر کشورها فرق داشته. لمس و بوسیدن کعبه، روشن کردن شمع و مشعل در [[مکه]] و [[مدینه]] و گریه‌هایی از روی ابراز احساسات نمونه‌ای از رفتار ایرانیان است که گزارش شده است. پایبندی ایرانیان به زیارت ائمه بقیع و اجرای مراسمات ماه محرم در عربستان و مشکلات موجود میان زائران ایرانی و ماموران عربستان در این زمینه‌ها نیز از دیگر نمونه‌های گزارش شده درمورد حج‌گزاری ایرانیان در [[حجاز]] است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بازتاب فرهنگی سفر حج در اشعار شاعران ایرانی و ضرب‌المثل‌ها قابل توجه است. شعرهای زیادی در باب دشواری راه، طعنه به وضعیت مالی حاجیان که معمولا متمولان جامعه بودند و سایر اوضاع سفر حج در ادبیات کهن فارسی وجود دارد که نشان از توجه ویژه ایرانیان به سفر حج بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
[[رده:مقاله‌های در حال ویرایش]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Rezashams</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikihaj.com/index.php?title=%D8%A2%D8%AF%D8%A7%D8%A8_%D9%88_%D8%B1%D8%B3%D9%88%D9%85_%D8%AD%D8%AC_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86&amp;diff=67958</id>
		<title>آداب و رسوم حج ایرانیان</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikihaj.com/index.php?title=%D8%A2%D8%AF%D8%A7%D8%A8_%D9%88_%D8%B1%D8%B3%D9%88%D9%85_%D8%AD%D8%AC_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86&amp;diff=67958"/>
		<updated>2026-05-26T23:47:11Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Rezashams: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[رده:مقاله‌های در حال ویرایش]]&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;آداب و رسوم حج ایرانیان&#039;&#039;&#039; مجموعه‌ای از آداب و رفتار ایرانیان در مورد [[حج|سفر حج]] است. فرهنگ ایرانیان در مورد سفر حج بر اساس دانسته‌ها و نوشته‌جات تاریخ‌نگاران و یا سفرنامه‌نویسان گزارش شده است. در این گزارشات، شوق به حج و ازدحام ایرانیان در این سفر و همچنین استخاره [[حاجی|حاجیان]] برای شروع، تعیین طالع سفر، شیوه بدرقه حاجیان و استقبال از آنان و شیوه جمع‌آوری هزینه‌های حج سخن رفته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به گزارش برخی تاریخ‌نگاران، رفتار ایرانیان در حج نسبت به حاجیان سایر کشورها فرق داشته. لمس و بوسیدن کعبه، روشن کردن شمع و مشعل در [[مکه]] و [[مدینه]] و گریه‌هایی از روی ابراز احساسات نمونه‌ای از رفتار ایرانیان است که گزارش شده است. پایبندی ایرانیان به زیارت ائمه بقیع و اجرای مراسمات ماه محرم در عربستان و مشکلات موجود میان زائران ایرانی و ماموران عربستان در این زمینه‌ها نیز از دیگر نمونه‌های گزارش شده درمورد حج‌گزاری ایرانیان در [[حجاز]] است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بازتاب فرهنگی سفر حج در اشعار شاعران ایرانی و ضرب‌المثل‌ها قابل توجه است. شعرهای زیادی در باب دشواری راه، طعنه به وضعیت مالی حاجیان که معمولا متمولان جامعه بودند و سایر اوضاع سفر حج در ادبیات کهن فارسی وجود دارد که نشان از توجه ویژه ایرانیان به سفر حج بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اهمیت حج نزد ایرانیان ==&lt;br /&gt;
سفر حج نزد ایرانیان از اهمیت فراوان برخوردار بوده و [[حاجی|حاجیان]] پس از بازگشت از [[مکه]]، در جامعه از احترام فراوان بهره داشته و مورد اعتماد مردم و بازرگانان بوده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;سفرنامه کازاما، ص113.&amp;lt;/ref&amp;gt; امروزه نیز اشتیاق فراوان ایرانیان به حج‌گزاری باعث شده که خواستاران [[حج]] و [[عمره]] در هر نوبت ثبت نام به میلیون‌ها تن برسد و امکان حج‌گزاری و سفر عمره تنها پس از چند سال برای ثبت نام کنندگان فراهم شود. در زمان‌های پیشین، با وجود احترام و اهمیتی که ایرانیان برای سفر حج باور داشتند، شاید مهم‌ترین ویژگی این سفر در ذهن ایرانیان، دوری و دشواری راه بود.&amp;lt;ref&amp;gt;فرهنگ امثال سخن، ج1، ص273، 328.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دشواری راه حج در ادبیات فارسی بازتابی گسترده یافته و این سفر را به نمادی برای تحمل دشواری در راه رسیدن به معشوق تبدیل کرده است. برخی از این سروده‌ها حالت ضرب‌المثل گرفته‌اند؛ همچون: «جمال کعبه چنان می‌دواندم به نشاط/ که خارهای مغیلان حریر می‌آید» و «چون عشق حرم باشد، سهل است بیابان‌ها».&amp;lt;ref&amp;gt;فرهنگ امثال سخن، ج1، ص273، 328.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از آن‌جا که احتمال مرگ و میر در راه حج بسیار بوده، مسافر حج معمولاً پیش از سفر، از دوستان و نزدیکانش حلالیت می‌طلبید. تعیین طالع سعد برای آغاز سفر و گرفتن استخاره برای زمان آغاز حرکت، کاری بود که بسیاری از حاجیان پیش از سفر برای تعیین هنگام سفر انجام می‌دادند و اگر نتیجه استخاره بد بود، سفر را تا سال بعد به تعویق می‌انداختند و سال بعد دیگر بار استخاره می‌کردند. مسافران گاه حتی در تعیین مسیرهای حرکت در میانه راه نیز استخاره می‌کردند.&amp;lt;ref&amp;gt;سفرنامه فرهاد میرزا، ص19؛ خاطرات سفر مکه، ص5؛ پنجاه سفرنامه، ج7، ص165؛ سفرنامه میرزا داود میروظایف، ص23.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== هزینه‌های سفر ==&lt;br /&gt;
سفر حج هزینه فراوان داشت. اگر حاجی تنها سفر می‌کرد، باید هزینه خانواده خود را دست کم برای یک سال تهیه می‌نمود و سپس راهی سفر حج می‌شد. این استطاعت مالی برای حاجیان به آسانی حاصل نمی‌شد و حج‌گزاری همیشه ویژه توانگران بود.&amp;lt;ref&amp;gt;قابوس نامه، ص16.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همین موضوع سبب رواج پاره‌ای از ضرب‌المثل‌های کنایه‌آمیز درباره حاجیان در میان مردم بود که به بی‌عدالتی اجتماعی در توزیع ثروت در جامعه اعتراض می‌کردند. درون‌مایه این ضرب‌المثل‌ها و همانندهای آن‌ها در ادبیات منظوم و منثور، مخالفت با ریاکاری و دل خوش کردن به ظواهر شریعت است؛ ضرب‌المثل‌هایی چون: «انگور بدزد شیره کن/ خرجی راه مکه کن»؛ «حاجی را از شکمش باید شناخت»؛ «سه دزد بی‌صدا دارم الهی/ حاجی و مشهدی و کربلایی»؛ «افزون ز هزار کعبه باشد یک دل»؛ «دل به دست آور که حج اکبر است».&amp;lt;ref&amp;gt;فرهنگ امثال سخن، ج1، ص16، 85، 119، 346، 682.&amp;lt;/ref&amp;gt; در ادبیات مکتوب حج، آنچه از میراث گذشتگان تا پیش از دوران معاصر برای ما باقی مانده، بیشتر درباره حج‌گزاری ثروتمندان است. به ویژه در دوران حکومت قاجار، بیشتر سفرنامه‌ها از آنِ اشراف است. از حج‌گزاری طبقه فرودست ایرانی، گزارشی چندان در دست نیست؛ جز آنچه در داستان‌های مربوط به حج‌گزاری عارفان و صوفیان آمده است. صوفیان معمولاً بر اندیشه توکل، بدون زاد و توشه در راه دشوار حج گام می‌نهادند و گاه روزهای فراوان گرسنگی را تحمل می‌کردند.&amp;lt;ref&amp;gt;نک: گلستان سعدی، ص58، 124.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امروزه حج‌گزاری اختصاصی به ثروتمندان ندارد و بسیاری از مردم طبقه متوسط جامعه نیز به حج می‌روند. رفتن به مکان‌های زیارتی در طول مسیر حج به ویژه تا پیش از دوران معاصر که مسافرت‌ها از راه زمینی انجام می‌شد، بسیار رواج داشته است. کاروان‌های حج در مسیر خود، مزار بزرگان صوفیه و عالمان و صالحان را زیارت می‌کردند.&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ بیهق، ص188-189.&amp;lt;/ref&amp;gt; ایرانیان شیعه مذهب پایبند بودند که در راه حج، قبور امامان در عراق را زیارت کنند و ثواب حج و زیارت امامان را در یک سفر جمع نمایند.&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ حج‌گزاری ایرانیان، ص178، 318.&amp;lt;/ref&amp;gt; گروهی از مردم ایران زیارت مشهد [[امام رضا(ع)]] در [[خراسان]] را نیز پیش یا پس از سفر حج خود به جا می‌آورده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;نک: زبور آل داود، ص136-137.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== بدرقه و استقبال ==&lt;br /&gt;
از آداب سفر حج در ایران، بدرقه و استقبال حاجیان بوده است که در نقاط گوناگون ایران با آداب و رسوم محلی آمیخته شده و امروزه نیز کم و بیش اجرا می‌شود. در گذشته، بستگان و آشنایان حاجی تا قسمتی از بیرون شهر یا روستای محل اقامت حاجی یا گاه تا نخستین آبادی یا شهرهای دورتر، او را بدرقه و در آن‌جا وداع می‌کردند. در دوران معاصر نیز بدرقه‌کنندگان تا محل گرد آمدن و حرکت حاجیان مانند اداره درشکه یا گاراژ اتومبیل، او را همراهی می‌کردند.&amp;lt;ref&amp;gt;خاطرات سفر مکه، ص6.&amp;lt;/ref&amp;gt; از آن‌جا که معمولاً شماری از مردم یک محل یا روستا با هم سفر می‌نمودند، شمار این بدرقه‌کنندگان بسیار فراوان بوده است؛ به حدی که روبوسی و خداحافظی با همه افراد گاه موجب خستگی و آزار حاجی می‌شد.&amp;lt;ref&amp;gt;پنجاه سفرنامه، ج8، ص760-761.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هنگام استقبال از حاجی نیز مردم معمولاً به بیرون از شهر می‌رفتند. برخی نزدیکان حاجی گاه به شهرهای سر راه وی و حتی شهرهای مرزی ایران سفر می‌کردند و آن‌جا منتظر ورود حاجیان می‌ماندند.&amp;lt;ref&amp;gt;پنجاه سفرنامه، ج6، ص137؛ ج8، ص822؛ میراث شهاب، ش41-42، ص21-22، «روزنگار استقبال از حجاج.&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;سفرنامه مکه معظمه، ص259.&amp;lt;/ref&amp;gt; مراسم استقبال از حاجیان برای مردم شهر اهمیت فراوان داشته و با شادی بسیار و جشن همراه بوده است. در گلستان سعدی حکایتی است که نشان می‌دهد گاه والیان شهر به یُمن ورود حاجیان و سلامت آنان، زندانیان را آزاد می‌کرده‌اند. داستانی دیگر در گلستان سعدی، ماجرای فردی را حکایت می‌کند که برای کسب احترام حاکم خود را حاجی خواند و با حاجیان به شهر وارد شد. این نیز نشانگر احترام بسیار حاجی هنگام بازگشت به زادگاه خود است.&amp;lt;ref&amp;gt;گلستان سعدی، ص42.&amp;lt;/ref&amp;gt; افزون بر همشهری‌های حاجی، مردم شهرهای سر راه که عبور کاروان حاجیان را می‌دیدند، شادی می‌کردند و به آنان خوش‌آمد می‌گفتند.&amp;lt;ref&amp;gt;سفرنامه حاج ایاز خان قشقایی، ص180.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امروزه بستگان و نزدیکان حاجی معمولاً تا فرودگاه به بدرقه یا استقبال او می‌روند. گاه برخی بستگان برای بدرقه حاجی از نقاط دور به فرودگاه محل اعزام وی می‌روند.&amp;lt;ref&amp;gt;با من به خانه خدا بیایید، ص129.&amp;lt;/ref&amp;gt; دوستان و آشنایان حاجی با نصب پارچه‌نوشته‌هایی در پیرامون منزل وی، ورود او را تبریک می‌گویند. در روز ورود حاجی نیز افزون بر گروهی که به بدرقه او می‌روند، شماری در منزل منتظر ورودش می‌مانند و با قربانی‌کردن و فرستادن صلوات از وی استقبال می‌کنند. حاجی پس از بازگشت از حج، بستگان و آشنایان را به یک مهمانی دعوت کرده، به آنان ولیمه می‌دهد. حاجیان ایرانی معمولاً به آوردن سوغاتی از سفر مکه پایبندی دارند. این سوغاتی‌ها شامل هدیه‌های مذهبی مانند [[آب زمزم]] و نیز دیگر سوغاتی‌هایی است که از بازار مکه و مدینه خریداری می‌شود و برای یادبود به افراد دور و نزدیک فامیل داده می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;‌ای قوم به حج رفته، ص11، 18-21؛ آداب سفر حج، ص227؛ زمزم، ص108؛ سفرهای زیارتی در فرهنگ مردم، ص176.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ویژگی‌های ایرانیان در اعمال حج ==&lt;br /&gt;
کهن‌ترین منبعی که درباره آداب و رفتار ایرانیان در حج سخن گفته، سفرنامه ابن‌جبیر است که از شور و شوق ایرانیان برای زیارت کعبه خبر داده که در سال حضور او بسیار پرشمار بوده‌اند. با ورود ایرانیان به مکه، دیگر امکان ورود به درون خانه خدا برای ابن‌جبیر پیش نیامده و ازدحام ایرانیان به‌اندازه‌ای بوده که تلف‌شدن حاجیان زیر دست و پا احتمال فراوان داشته است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او همچنین از تعویض پوشش چوبین روی سنگ مقام با پوشش آهنین به مناسبت ورود حاجیان ایرانی و از بیم نابود شدن سنگ به دلیل ازدحام ایرانیان برای لمس آن گزارش می‌دهد. سبقت جستن برای روشن کردن شمع در مکه و مدینه، از آدابی بوده که به احترام مکه و مدینه رواج داشته و به گفته ابن‌جبیر، ایرانیان در آن سال‌ها، در انجام این کار از دیگران پیشی می‌گرفته‌اند. به گفته او، [[مسجدالحرام]] در مدت اقامت ایرانیان شب‌ها کاملاً روشن بود؛ زیرا هر یک از ایرانیان شمع و مشعلی در دست داشت و حتی برخی شمع‌ها به قدری بزرگ بود که آن را روی دوش حمل می‌کردند.&amp;lt;ref&amp;gt;رحلة ابن جبیر، ص107-108، 128-129، 139، 141.&amp;lt;/ref&amp;gt; پنج سده پس از ابن‌جبیر، نویسنده‌ای روسی که در آستانه سده بیستم م (۱۸۹۸م) به حج رفته، حاجیان ایرانی را از نظر ابراز احساسات فراوان هنگام انجام اعمال حج، ممتاز دانسته و به سر و صدای حاجیان ایرانی، گریه‌های آنان و همچنین رفتار آنان در بوسیدن و لمس کردن در و دیوار [[مسجدالحرام]] اشاره کرده است.&amp;lt;ref&amp;gt;الرحلة السریه، ص124، 297.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از [[صفویان|دوران صفویه]]، حضور ایرانیان به دلیل تفاوت مذهب با دیگر مسلمانان، جلوه‌هایی ویژه یافت. سفرنامه‌نویسان از آداب ویژه ایرانیان در حرمین سخن گفته‌اند. مهم‌ترین این آداب، پایبندی ایرانیان به زیارت قبور امامان در [[بقیع]] بوده است. امروزه نیز رفتار ایرانیان در پایبندی و دلبستگی به زیارت بقیع در مدینه، آنان را از دیگر حاجیان متمایز می‌کند؛ هر چند به دلیل مخالفت پلیس [[عربستان]]، ایرانیان امکان بوسیدن مکان‌ها و خواندن زیارت برای قبور یا نماز گزاردن در بقیع را ندارند. برگزاری مراسم دعای کمیل که دو شب جمعه در مدینه در جوار بقیع با حضور زائران ایرانی به صورت رسمی برگزار می‌شود، از ویژگی‌های زیارت آنان در [[موسم حج]] است.&amp;lt;ref&amp;gt;نک: با کاروان ابراهیم، ص146-147؛ با کاروان عشق، ص297-298؛ حج25، ص63.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از دیگر ویژگی‌های حج ایرانیان که در مکه و مدینه، آنان را متمایز می‌ساخت و گاه دردسرهایی برایشان پدیدمی‌آورد، مراسم عزاداری در محرم‌الحرام بود. گاه حضور ایرانیان در مکه و مدینه تا پس از ماه ذی‌حجه و آغاز ماه محرم ادامه داشت و در این هنگام، ایرانیان به برگزاری مراسم عزاداری در خانه‌های خود و منازل ایرانیان ساکن در [[حجاز]] می‌پرداختند. گزارش‌های این گونه مراسم در برخی سفرنامه‌های ایرانی [[قاجاریان|دوران قاجار]] بازتاب یافته است.&amp;lt;ref&amp;gt;پنجاه سفرنامه، ج5، ص480؛ نک: تذکرة الطریق، ص123.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایرانیان همچنین در موسم حج ارتباطی ویژه با اقلیت [[شیعه|شیعیان]] ساکن در مدینه که [[نخاوله]] خوانده می‌شوند، برقرار می‌کردند و امروزه نیز این ارتباط برقرار است. ایرانیان از دوران قاجار افزون بر دیدار با نخاوله، در خانه آنان در مدینه ساکن می‌شدند و از آن‌جا که این گروه از طبقه فقیر مدینه بودند، ایرانیان به روش‌های گوناگون به آنان یاری مالی می‌رساندند.&amp;lt;ref&amp;gt;سفرنامه حاج ایاز خان قشقایی، ص147-148؛ پنجاه سفرنامه، ج4، ص154؛ ج5، ص482؛ سفرنامه میرزا داود میروظایف، ص157.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Rezashams</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikihaj.com/index.php?title=%D8%A2%D8%AF%D8%A7%D8%A8_%D9%88_%D8%B1%D8%B3%D9%88%D9%85_%D8%AD%D8%AC_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86&amp;diff=67957</id>
		<title>آداب و رسوم حج ایرانیان</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikihaj.com/index.php?title=%D8%A2%D8%AF%D8%A7%D8%A8_%D9%88_%D8%B1%D8%B3%D9%88%D9%85_%D8%AD%D8%AC_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86&amp;diff=67957"/>
		<updated>2026-05-26T23:19:02Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Rezashams: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[رده:مقاله‌های در حال ویرایش]]&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;آداب و رسوم حج ایرانیان&#039;&#039;&#039; مجموعه‌ای از آداب و رفتار ایرانیان در مورد سفر حج است. فرهنگ ایرانیان در مورد سفر حج بر اساس دانسته‌ها و نوشته‌جات تاریخ‌نگاران و یا سفرنامه‌نویسان گزارش شده است. در این گزارشات، شوق به حج و ازدحام ایرانیان در این سفر و همچنین استخاره حاجیان برای شروع، تعیین طالع سفر، شیوه بدرقه حاجیان و استقبال از آنان و شیوه جمع‌آوری هزینه‌های حج سخن رفته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به گزارش برخی تاریخ‌نگاران، ایرانیان در أعمال حج نسبت به حاجیان سایر کشورها فرق داشتند. لمس و بوسیدن کعبه، روشن کردن شمع و مشعل در مکه و مدینه و گریه‌هایی از روی ابراز احساسات نمونه‌ای از رفتار ایرانیان است که گزارش شده است. پایبندی ایرانیان به زیارت ائمه بقیع و اجرای مراسمات ماه محرم در عربستان و مشکلات موجود میان زائران ایرانی و ماموران عربستان در این زمینه‌ها نیز از دیگر نمونه‌های گزارش شده درمورد حج‌گزاری ایرانیان در حجاز است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بازتاب فرهنگی سفر حج در اشعار شاعران ایرانی و ضرب‌المثل‌ها قابل توجه است. شعرهای زیادی در باب دشواری راه، طعنه به وضعیت مالی حاجیان که معمولا متمولان جامعه بودند و سایر اوضاع سفر حج در ادبیات کهن فارسی وجود دارد که نشان از توجه ویژه ایرانیان به سفر حج بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اهمیت حج نزد ایرانیان ==&lt;br /&gt;
سفر حج نزد ایرانیان از اهمیت فراوان برخوردار بوده و حاجیان پس از بازگشت از مکه، در جامعه از احترام فراوان بهره داشته و مورد اعتماد مردم و بازرگانان بوده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;سفرنامه کازاما، ص113.&amp;lt;/ref&amp;gt; امروزه نیز اشتیاق فراوان ایرانیان به حج‌گزاری باعث شده که خواستاران [[حج و عمره]] در هر نوبت ثبت نام به میلیون‌ها تن برسد و امکان حج‌گزاری و سفر عمره تنها پس از چند سال برای ثبت نام کنندگان فراهم شود. در زمان‌های پیشین، با وجود احترام و اهمیتی که ایرانیان برای سفر حج باور داشتند، شاید مهم‌ترین ویژگی این سفر در ذهن ایرانیان، دوری و دشواری راه بود.&amp;lt;ref&amp;gt;فرهنگ امثال سخن، ج1، ص273، 328.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دشواری راه حج در ادبیات فارسی بازتابی گسترده یافته و این سفر را به نمادی برای تحمل دشواری در راه رسیدن به معشوق تبدیل کرده است. برخی از این سروده‌ها حالت ضرب‌المثل گرفته‌اند؛ همچون: «جمال کعبه چنان می‌دواندم به نشاط/ که خارهای مغیلان حریر می‌آید» و «چون عشق حرم باشد، سهل است بیابان‌ها».&amp;lt;ref&amp;gt;فرهنگ امثال سخن، ج1، ص273، 328.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از آن‌جا که احتمال مرگ و میر در راه حج بسیار بوده، مسافر حج معمولاً پیش از سفر، از دوستان و نزدیکانش حلالیت می‌طلبید. تعیین طالع سعد برای آغاز سفر و گرفتن استخاره برای زمان آغاز حرکت، کاری بود که بسیاری از حاجیان پیش از سفر برای تعیین هنگام سفر انجام می‌دادند و اگر نتیجه استخاره بد بود، سفر را تا سال بعد به تعویق می‌انداختند و سال بعد دیگر بار استخاره می‌کردند. مسافران گاه حتی در تعیین مسیرهای حرکت در میانه راه نیز استخاره می‌کردند.&amp;lt;ref&amp;gt;سفرنامه فرهاد میرزا، ص19؛ خاطرات سفر مکه، ص5؛ پنجاه سفرنامه، ج7، ص165؛ سفرنامه میرزا داود میروظایف، ص23.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== هزینه‌های سفر ==&lt;br /&gt;
سفر حج هزینه فراوان داشت. اگر حاجی تنها سفر می‌کرد، باید هزینه خانواده خود را دست کم برای یک سال تهیه می‌نمود و سپس راهی سفر حج می‌شد. این استطاعت مالی برای حاجیان به آسانی حاصل نمی‌شد و حج‌گزاری همیشه ویژه توانگران بود.&amp;lt;ref&amp;gt;قابوس نامه، ص16.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همین موضوع سبب رواج پاره‌ای از ضرب‌المثل‌های کنایه‌آمیز درباره حاجیان در میان مردم بود که به بی‌عدالتی اجتماعی در توزیع ثروت در جامعه اعتراض می‌کردند. درون‌مایه این ضرب‌المثل‌ها و همانندهای آن‌ها در ادبیات منظوم و منثور، مخالفت با ریاکاری و دل خوش کردن به ظواهر شریعت است؛ ضرب‌المثل‌هایی چون: «انگور بدزد شیره کن/ خرجی راه مکه کن»؛ «حاجی را از شکمش باید شناخت»؛ «سه دزد بی‌صدا دارم الهی/ حاجی و مشهدی و کربلایی»؛ «افزون ز هزار کعبه باشد یک دل»؛ «دل به دست آور که حج اکبر است».&amp;lt;ref&amp;gt;فرهنگ امثال سخن، ج1، ص16، 85، 119، 346، 682.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
در ادبیات مکتوب حج، آنچه از میراث گذشتگان تا پیش از دوران معاصر برای ما باقی مانده، بیشتر درباره حج‌گزاری ثروتمندان است. به ویژه در دوران حکومت قاجار، بیشتر سفرنامه‌ها از آنِ اشراف است. از حج‌گزاری طبقه فرودست ایرانی، گزارشی چندان در دست نیست؛ جز آنچه در داستان‌های مربوط به حج‌گزاری عارفان و صوفیان آمده است. صوفیان معمولاً بر اندیشه توکل، بدون زاد و توشه در راه دشوار حج گام می‌نهادند و گاه روزهای فراوان گرسنگی را تحمل می‌کردند.&amp;lt;ref&amp;gt;نک: گلستان سعدی، ص58، 124.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امروزه حج‌گزاری اختصاصی به ثروتمندان ندارد و بسیاری از مردم طبقه متوسط جامعه نیز به حج می‌روند. رفتن به مکان‌های زیارتی در طول مسیر حج به ویژه تا پیش از دوران معاصر که مسافرت‌ها از راه زمینی انجام می‌شد، بسیار رواج داشته است. کاروان‌های حج در مسیر خود، مزار بزرگان صوفیه و عالمان و صالحان را زیارت می‌کردند.&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ بیهق، ص188-189.&amp;lt;/ref&amp;gt; ایرانیان شیعه مذهب پایبند بودند که در راه حج، قبور امامان در عراق را زیارت کنند و ثواب حج و زیارت امامان را در یک سفر جمع نمایند.&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ حج‌گزاری ایرانیان، ص178، 318.&amp;lt;/ref&amp;gt; گروهی از مردم ایران زیارت مشهد [[امام رضا(ع)]] در [[خراسان]] را نیز پیش یا پس از سفر حج خود به جا می‌آورده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;نک: زبور آل داود، ص136-137.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== بدرقه و استقبال ==&lt;br /&gt;
از آداب سفر حج در ایران، بدرقه و استقبال حاجیان بوده است که در نقاط گوناگون ایران با آداب و رسوم محلی آمیخته شده و امروزه نیز کم و بیش اجرا می‌شود. در گذشته، بستگان و آشنایان حاجی تا قسمتی از بیرون شهر یا روستای محل اقامت حاجی یا گاه تا نخستین آبادی یا شهرهای دورتر، او را بدرقه و در آن‌جا وداع می‌کردند. در دوران معاصر نیز بدرقه‌کنندگان تا محل گرد آمدن و حرکت حاجیان مانند اداره درشکه یا گاراژ اتومبیل، او را همراهی می‌کردند.&amp;lt;ref&amp;gt;خاطرات سفر مکه، ص6.&amp;lt;/ref&amp;gt; از آن‌جا که معمولاً شماری از مردم یک محل یا روستا با هم سفر می‌نمودند، شمار این بدرقه‌کنندگان بسیار فراوان بوده است؛ به حدی که روبوسی و خداحافظی با همه افراد گاه موجب خستگی و آزار حاجی می‌شد.&amp;lt;ref&amp;gt;پنجاه سفرنامه، ج8، ص760-761.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هنگام استقبال از حاجی نیز مردم معمولاً به بیرون از شهر می‌رفتند. برخی نزدیکان حاجی گاه به شهرهای سر راه وی و حتی شهرهای مرزی ایران سفر می‌کردند و آن‌جا منتظر ورود حاجیان می‌ماندند.&amp;lt;ref&amp;gt;پنجاه سفرنامه، ج6، ص137؛ ج8، ص822؛ میراث شهاب، ش41-42، ص21-22، «روزنگار استقبال از حجاج.&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;سفرنامه مکه معظمه، ص259.&amp;lt;/ref&amp;gt; مراسم استقبال از حاجیان برای مردم شهر اهمیت فراوان داشته و با شادی بسیار و جشن همراه بوده است. در گلستان سعدی حکایتی است که نشان می‌دهد گاه والیان شهر به یُمن ورود حاجیان و سلامت آنان، زندانیان را آزاد می‌کرده‌اند. داستانی دیگر در گلستان سعدی، ماجرای فردی را حکایت می‌کند که برای کسب احترام حاکم خود را حاجی خواند و با حاجیان به شهر وارد شد. این نیز نشانگر احترام بسیار حاجی هنگام بازگشت به زادگاه خود است.&amp;lt;ref&amp;gt;گلستان سعدی، ص42.&amp;lt;/ref&amp;gt; افزون بر همشهری‌های حاجی، مردم شهرهای سر راه که عبور کاروان حاجیان را می‌دیدند، شادی می‌کردند و به آنان خوش‌آمد می‌گفتند.&amp;lt;ref&amp;gt;سفرنامه حاج ایاز خان قشقایی، ص180.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امروزه بستگان و نزدیکان حاجی معمولاً تا فرودگاه به بدرقه یا استقبال او می‌روند. گاه برخی بستگان برای بدرقه حاجی از نقاط دور به فرودگاه محل اعزام وی می‌روند.&amp;lt;ref&amp;gt;با من به خانه خدا بیایید، ص129.&amp;lt;/ref&amp;gt; دوستان و آشنایان حاجی با نصب پارچه‌نوشته‌هایی در پیرامون منزل وی، ورود او را تبریک می‌گویند. در روز ورود حاجی نیز افزون بر گروهی که به بدرقه او می‌روند، شماری در منزل منتظر ورودش می‌مانند و با قربانی‌کردن و فرستادن صلوات از وی استقبال می‌کنند. حاجی پس از بازگشت از حج، بستگان و آشنایان را به یک مهمانی دعوت کرده، به آنان ولیمه می‌دهد. حاجیان ایرانی معمولاً به آوردن سوغاتی از سفر مکه پایبندی دارند. این سوغاتی‌ها شامل هدیه‌های مذهبی مانند [[آب زمزم]] و نیز دیگر سوغاتی‌هایی است که از بازار مکه و مدینه خریداری می‌شود و برای یادبود به افراد دور و نزدیک فامیل داده می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;‌ای قوم به حج رفته، ص11، 18-21؛ آداب سفر حج، ص227؛ زمزم، ص108؛ سفرهای زیارتی در فرهنگ مردم، ص176.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ویژگی‌های ایرانیان در اعمال حج ==&lt;br /&gt;
کهن‌ترین منبعی که درباره آداب و رفتار ایرانیان در حج سخن گفته، سفرنامه ابن‌جبیر است که از شور و شوق ایرانیان برای زیارت کعبه خبر داده که در سال حضور او بسیار پرشمار بوده‌اند. با ورود ایرانیان به مکه، دیگر امکان ورود به درون خانه خدا برای ابن‌جبیر پیش نیامده و ازدحام ایرانیان به‌اندازه‌ای بوده که تلف‌شدن حاجیان زیر دست و پا احتمال فراوان داشته است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او همچنین از تعویض پوشش چوبین روی سنگ مقام با پوشش آهنین به مناسبت ورود حاجیان ایرانی و از بیم نابود شدن سنگ به دلیل ازدحام ایرانیان برای لمس آن گزارش می‌دهد. سبقت جستن برای روشن کردن شمع در مکه و مدینه، از آدابی بوده که به احترام مکه و مدینه رواج داشته و به گفته ابن‌جبیر، ایرانیان در آن سال‌ها، در انجام این کار از دیگران پیشی می‌گرفته‌اند. به گفته او، [[مسجدالحرام]] در مدت اقامت ایرانیان شب‌ها کاملاً روشن بود؛ زیرا هر یک از ایرانیان شمع و مشعلی در دست داشت و حتی برخی شمع‌ها به قدری بزرگ بود که آن را روی دوش حمل می‌کردند.&amp;lt;ref&amp;gt;رحلة ابن جبیر، ص107-108، 128-129، 139، 141.&amp;lt;/ref&amp;gt; پنج سده پس از ابن‌جبیر، نویسنده‌ای روسی که در آستانه سده بیستم م (۱۸۹۸م) به حج رفته، حاجیان ایرانی را از نظر ابراز احساسات فراوان هنگام انجام اعمال حج، ممتاز دانسته و به سر و صدای حاجیان ایرانی، گریه‌های آنان و همچنین رفتار آنان در بوسیدن و لمس کردن در و دیوار مسجدالحرام اشاره کرده است.&amp;lt;ref&amp;gt;الرحلة السریه، ص124، 297.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از دوران صفویه، حضور ایرانیان به دلیل تفاوت مذهب با دیگر مسلمانان، جلوه‌هایی ویژه یافت. سفرنامه‌نویسان از آداب ویژه ایرانیان در حرمین سخن گفته‌اند. مهم‌ترین این آداب، پایبندی ایرانیان به زیارت قبور امامان در بقیع بوده است. مشکلاتی که حاجیان ایرانی در این زمینه داشتند، در بخش‌های دیگر این مقاله به میان آمده است. امروزه نیز رفتار ایرانیان در پایبندی و دلبستگی به زیارت بقیع در مدینه، آنان را از دیگر حاجیان متمایز می‌کند؛ هر چند به دلیل مخالفت پلیس عربستان، ایرانیان امکان بوسیدن مکان‌ها و خواندن زیارت برای قبور یا نماز گزاردن در بقیع را ندارند. برگزاری مراسم دعای کمیل که دو شب جمعه در مدینه در جوار بقیع با حضور زائران ایرانی به صورت رسمی برگزار می‌شود، از ویژگی‌های زیارت آنان در [[موسم حج]] است.&amp;lt;ref&amp;gt;نک: با کاروان ابراهیم، ص146-147؛ با کاروان عشق، ص297-298؛ حج25، ص63.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از دیگر ویژگی‌های حج ایرانیان که در مکه و مدینه، آنان را متمایز می‌ساخت و گاه دردسرهایی برایشان پدیدمی‌آورد، مراسم عزاداری در محرم‌الحرام بود. گاه حضور ایرانیان در مکه و مدینه تا پس از ماه ذی‌حجه و آغاز ماه محرم ادامه داشت و در این هنگام، ایرانیان به برگزاری مراسم عزاداری در خانه‌های خود و منازل ایرانیان ساکن در [[حجاز]] می‌پرداختند. گزارش‌های این گونه مراسم در برخی سفرنامه‌های ایرانی دوران قاجار بازتاب یافته است.&amp;lt;ref&amp;gt;پنجاه سفرنامه، ج5، ص480؛ نک: تذکرة الطریق، ص123.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایرانیان همچنین در موسم حج ارتباطی ویژه با اقلیت شیعیان ساکن در مدینه که نخاوله خوانده می‌شوند، برقرار می‌کردند و امروزه نیز این ارتباط برقرار است. ایرانیان از دوران قاجار افزون بر دیدار با نخاوله، در خانه آنان در مدینه ساکن می‌شدند و از آن‌جا که این گروه از طبقه فقیر مدینه بودند، ایرانیان به روش‌های گوناگون به آنان یاری مالی می‌رساندند.&amp;lt;ref&amp;gt;سفرنامه حاج ایاز خان قشقایی، ص147-148؛ پنجاه سفرنامه، ج4، ص154؛ ج5، ص482؛ سفرنامه میرزا داود میروظایف، ص157.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Rezashams</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikihaj.com/index.php?title=%D8%A2%D8%AF%D8%A7%D8%A8_%D9%88_%D8%B1%D8%B3%D9%88%D9%85_%D8%AD%D8%AC_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86&amp;diff=67951</id>
		<title>آداب و رسوم حج ایرانیان</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikihaj.com/index.php?title=%D8%A2%D8%AF%D8%A7%D8%A8_%D9%88_%D8%B1%D8%B3%D9%88%D9%85_%D8%AD%D8%AC_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86&amp;diff=67951"/>
		<updated>2026-05-26T17:43:44Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Rezashams: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{در دست ویرایش|ماه=[[خرداد]]|روز=[[4]]|سال=[[۱۴۰۵]]|کاربر=Rezashams  }}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:مقاله‌های در حال ویرایش]]&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;آداب و رسوم حج ایرانیان&#039;&#039;&#039; مجموعه‌ای از آداب و رفتار ایرانیان در مورد سفر حج است. فرهنگ ایرانیان در مورد سفر حج بر اساس دانسته‌ها و نوشته‌جات تاریخ‌نگاران و یا سفرنامه‌نویسان گزارش شده است. در این گزارشات به شوق به حج و ازدحام ایرانیان در این سفر و همچنین استخاره حاجیان برای شروع، تعیین طالع سفر، شیوه بدرقه حاجیان و استقبال از آنان و شیوه جمع‌آوری هزینه‌های حج سخن رفته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به گزارش برخی تاریخ‌نگاران، ایرانیان در اعمال حج نسبت به حاجیان سایر کشورها فرق داشتند. اعمالی چون لمس و بوسیدن کعبه، روشن کردن شمع و مشعل در مکه و مدینه و گریه‌هایی از روی ابراز احساسات نمونه‌ای از رفتار ایرانیان است که گزارش شده است. پایبندی ایرانیان به زیارت ائمه بقیع و اجرای مراسمات ماه محرم در عربستان و مشکلات موجود میان زائران ایرانی و ماموران عربستان در این زمینه‌ها نیز از دیگر نمونه‌های گزارش شده درمورد حج‌گزاری ایرانیان در حجاز است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بازتاب فرهنگی سفر حج در اشعار شاعران ایرانی و ضرب‌المثل‌ها قابل توجه است. شعرهای زیادی در باب دشواری راه، طعنه به وضعیت مالی حاجیان که معمولا متمولان جامعه بودند و سایر اوضاع سفر حج در ادبیات کهن فارسی وجود دارد که نشان از توجه ویژه ایرانیان به سفر حج بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اهمیت حج نزد ایرانیان ==&lt;br /&gt;
سفر حج نزد ایرانیان از اهمیت فراوان برخوردار بوده و حاجیان پس از بازگشت از مکه، در جامعه از احترام فراوان بهره داشته و مورد اعتماد مردم و بازرگانان بوده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;سفرنامه کازاما، ص113.&amp;lt;/ref&amp;gt; امروزه نیز اشتیاق فراوان ایرانیان به حج‌گزاری باعث شده که خواستاران [[حج و عمره]] در هر نوبت ثبت نام به میلیون‌ها تن برسد و امکان حج‌گزاری و سفر عمره تنها پس از چند سال برای ثبت نام کنندگان فراهم شود. در زمان‌های پیشین، با وجود احترام و اهمیتی که ایرانیان برای سفر حج باور داشتند، شاید مهم‌ترین ویژگی این سفر در ذهن ایرانیان، دوری و دشواری راه بود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دشواری راه حج در ادبیات فارسی بازتابی گسترده یافته و این سفر را به نمادی برای تحمل دشواری در راه رسیدن به معشوق تبدیل کرده است. برخی از این سروده‌ها حالت ضرب‌المثل گرفته‌اند؛ همچون: «جمال کعبه چنان می‌دواندم به نشاط/ که خارهای مغیلان حریر می‌آید» و «چون عشق حرم باشد، سهل است بیابان‌ها».&amp;lt;ref&amp;gt;فرهنگ امثال سخن، ج1، ص273، 328.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از آن‌جا که احتمال مرگ و میر در راه حج بسیار بوده، مسافر حج معمولاً پیش از سفر، از دوستان و نزدیکانش حلالیت می‌طلبید. تعیین طالع سعد برای آغاز سفر و گرفتن استخاره برای زمان آغاز حرکت، کاری بود که بسیاری از حاجیان پیش از سفر برای تعیین هنگام سفر انجام می‌دادند و اگر نتیجه استخاره بد بود، سفر را تا سال بعد به تعویق می‌انداختند و سال بعد دیگر بار استخاره می‌کردند. مسافران گاه حتی در تعیین مسیرهای حرکت در میانه راه نیز استخاره می‌کردند.&amp;lt;ref&amp;gt;سفرنامه فرهاد میرزا، ص19؛ خاطرات سفر مکه، ص5؛ پنجاه سفرنامه، ج7، ص165؛ سفرنامه میرزا داود میروظایف، ص23.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== هزینه‌های سفر ==&lt;br /&gt;
سفر حج هزینه فراوان داشت. اگر حاجی تنها سفر می‌کرد، باید هزینه خانواده خود را دست کم برای یک سال تهیه می‌نمود و سپس راهی سفر حج می‌شد. این استطاعت مالی برای حاجیان به آسانی حاصل نمی‌شد و حج‌گزاری همیشه ویژه توانگران بود.&amp;lt;ref&amp;gt;قابوس نامه، ص16.&amp;lt;/ref&amp;gt; همین موضوع سبب رواج پاره‌ای از ضرب‌المثل‌های کنایه‌آمیز درباره حاجیان در میان مردم بود که به بی‌عدالتی اجتماعی در توزیع ثروت در جامعه اعتراض می‌کردند. درون‌مایه این ضرب‌المثل‌ها و همانندهای آن‌ها در ادبیات منظوم و منثور، مخالفت با ریاکاری و دل خوش کردن به ظواهر شریعت است؛ ضرب‌المثل‌هایی چون: «انگور بدزد شیره کن/ خرجی راه مکه کن»؛ «حاجی را از شکمش باید شناخت»؛ «سه دزد بی‌صدا دارم الهی/ حاجی و مشهدی و کربلایی»؛ «افزون ز هزار کعبه باشد یک دل»؛ «دل به دست آور که حج اکبر است».&amp;lt;ref&amp;gt;فرهنگ امثال سخن، ج1، ص16، 85، 119، 346، 682.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
در ادبیات مکتوب حج، آنچه از میراث گذشتگان تا پیش از دوران معاصر برای ما باقی مانده، بیشتر درباره حج‌گزاری ثروتمندان است. به ویژه در دوران حکومت قاجار، بیشتر سفرنامه‌ها از آنِ اشراف است. از حج‌گزاری طبقه فرودست ایرانی، گزارشی چندان در دست نیست؛ جز آنچه در داستان‌های مربوط به حج‌گزاری عارفان و صوفیان آمده است. صوفیان معمولاً بر پایه‌اندیشه توکل، بدون زاد و توشه در راه دشوار حج گام می‌نهادند و گاه روزهای فراوان گرسنگی را تحمل می‌کردند.&amp;lt;ref&amp;gt;نک: گلستان سعدی، ص58، 124.&amp;lt;/ref&amp;gt; اما امروزه حج‌گزاری اختصاصی به ثروتمندان ندارد و بسیاری از مردم طبقه متوسط جامعه نیز به حج می‌روند.&lt;br /&gt;
رفتن به مکان‌های زیارتی در طول مسیر حج به ویژه تا پیش از دوران معاصر که مسافرت‌ها از راه زمینی انجام می‌شد، بسیار رواج داشته است. کاروان‌های حج در مسیر خود، مزار بزرگان صوفیه و عالمان و صالحان را زیارت می‌کردند.&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ بیهق، ص188-189.&amp;lt;/ref&amp;gt; ایرانیان شیعه مذهب پایبند بودند که در راه حج، قبور امامان در عراق را زیارت کنند و ثواب حج و زیارت امامان را در یک سفر جمع نمایند.&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ حج‌گزاری ایرانیان، ص178، 318.&amp;lt;/ref&amp;gt; گروهی از مردم ایران زیارت مشهد [[امام رضا(ع)]] در [[خراسان]] را نیز پیش یا پس از سفر حج خود به جا می‌آورده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;نک: زبور آل داود، ص136-137.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== بدرقه و استقبال ==&lt;br /&gt;
از آداب سفر حج در ایران، بدرقه و استقبال حاجیان بوده است که در نقاط گوناگون ایران با آداب و رسوم محلی آمیخته شده و امروزه نیز کم و بیش اجرا می‌شود. در گذشته، بستگان و آشنایان حاجی تا قسمتی از بیرون شهر یا روستای محل اقامت حاجی یا گاه تا نخستین آبادی یا شهرهای دورتر، او را بدرقه و در آن‌جا وداع می‌کردند. در دوران معاصر نیز بدرقه‌کنندگان تا محل گرد آمدن و حرکت حاجیان مانند اداره درشکه یا گاراژ اتومبیل، او را همراهی می‌کردند.&amp;lt;ref&amp;gt;خاطرات سفر مکه، ص6.&amp;lt;/ref&amp;gt; از آن‌جا که معمولاً شماری از مردم یک محل یا روستا با هم سفر می‌نمودند، شمار این بدرقه‌کنندگان بسیار فراوان بوده است؛ به حدی که روبوسی و خداحافظی با همه افراد گاه موجب خستگی و آزار حاجی می‌شد.&amp;lt;ref&amp;gt;پنجاه سفرنامه، ج8، ص760-761.&amp;lt;/ref&amp;gt; هنگام استقبال از حاجی نیز مردم معمولاً به بیرون از شهر می‌رفتند. برخی نزدیکان حاجی گاه به شهرهای سر راه وی و حتی شهرهای مرزی ایران سفر می‌کردند و آن‌جا منتظر ورود حاجیان می‌ماندند.&amp;lt;ref&amp;gt;پنجاه سفرنامه، ج6، ص137؛ ج8، ص822؛ میراث شهاب، ش41-42، ص21-22، «روزنگار استقبال از حجاج.&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;سفرنامه مکه معظمه، ص259.&amp;lt;/ref&amp;gt; مراسم استقبال از حاجیان برای مردم شهر اهمیت فراوان داشته و با شادی بسیار و جشن همراه بوده است. در گلستان سعدی حکایتی است که نشان می‌دهد گاه والیان شهر به یُمن ورود حاجیان و سلامت آنان، زندانیان را آزاد می‌کرده‌اند. داستانی دیگر در گلستان سعدی، ماجرای فردی را حکایت می‌کند که برای کسب احترام حاکم خود را حاجی خواند و با حاجیان به شهر وارد شد. این نیز نشانگر احترام بسیار حاجی هنگام بازگشت به زادگاه خود است.&amp;lt;ref&amp;gt;گلستان سعدی، ص42.&amp;lt;/ref&amp;gt; افزون بر همشهری‌های حاجی، مردم شهرهای سر راه که عبور کاروان حاجیان را می‌دیدند، شادی می‌کردند و به آنان خوش‌آمد می‌گفتند.&amp;lt;ref&amp;gt;سفرنامه حاج ایاز خان قشقایی، ص180.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
امروزه بستگان و نزدیکان حاجی معمولاً تا فرودگاه به بدرقه یا استقبال او می‌روند. گاه برخی بستگان برای بدرقه حاجی از نقاط دور به فرودگاه محل اعزام وی می‌روند.&amp;lt;ref&amp;gt;با من به خانه خدا بیایید، ص129.&amp;lt;/ref&amp;gt; دوستان و آشنایان حاجی با نصب پارچه‌نوشته‌هایی در پیرامون منزل وی، ورود او را تبریک می‌گویند. در روز ورود حاجی نیز افزون بر گروهی که به بدرقه او می‌روند، شماری در منزل منتظر ورودش می‌مانند و با قربانی‌کردن و فرستادن صلوات از وی استقبال می‌کنند. حاجی پس از بازگشت از حج، بستگان و آشنایان را به یک مهمانی دعوت کرده، به آنان ولیمه می‌دهد. حاجیان ایرانی معمولاً به آوردن سوغاتی از سفر مکه پایبندی دارند. این سوغاتی‌ها شامل هدیه‌های مذهبی مانند [[آب زمزم]] و نیز دیگر سوغاتی‌هایی است که از بازار مکه و مدینه خریداری می‌شود و برای یادبود به افراد دور و نزدیک فامیل داده می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;‌ای قوم به حج رفته، ص11، 18-21؛ آداب سفر حج، ص227؛ زمزم، ص108؛ سفرهای زیارتی در فرهنگ مردم، ص176.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ویژگی‌های ایرانیان در حج ==&lt;br /&gt;
کهن‌ترین منبعی که درباره آداب و رفتار ایرانیان در حج سخن گفته، سفرنامه ابن‌جبیر است که از شور و شوق ایرانیان برای زیارت کعبه خبر داده که در سال حضور او بسیار پرشمار بوده‌اند. با ورود ایرانیان به مکه، دیگر امکان ورود به درون خانه خدا برای ابن‌جبیر پیش نیامده و ازدحام ایرانیان به‌اندازه‌ای بوده که تلف‌شدن حاجیان زیر دست و پا احتمال فراوان داشته است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او همچنین از تعویض پوشش چوبین روی سنگ مقام با پوشش آهنین به مناسبت ورود حاجیان ایرانی و از بیم نابود شدن سنگ به دلیل ازدحام ایرانیان برای لمس آن گزارش می‌دهد. سبقت جستن برای روشن کردن شمع در مکه و مدینه، از آدابی بوده که به احترام مکه و مدینه رواج داشته و به گفته ابن‌جبیر، ایرانیان در آن سال‌ها، در انجام این کار از دیگران پیشی می‌گرفته‌اند. به گفته او، [[مسجدالحرام]] در مدت اقامت ایرانیان شب‌ها کاملاً روشن بود؛ زیرا هر یک از ایرانیان شمع و مشعلی در دست داشت و حتی برخی شمع‌ها به قدری بزرگ بود که آن را روی دوش حمل می‌کردند.&amp;lt;ref&amp;gt;رحلة ابن جبیر، ص107-108، 128-129، 139، 141.&amp;lt;/ref&amp;gt; پنج سده پس از ابن‌جبیر، نویسنده‌ای روسی که در آستانه سده بیستم م (۱۸۹۸م) به حج رفته، حاجیان ایرانی را از نظر ابراز احساسات فراوان هنگام انجام اعمال حج، ممتاز دانسته و به سر و صدای حاجیان ایرانی، گریه‌های آنان و همچنین رفتار آنان در بوسیدن و لمس کردن در و دیوار مسجدالحرام اشاره کرده است.&amp;lt;ref&amp;gt;الرحلة السریه، ص124، 297.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از دوران صفویه، حضور ایرانیان به دلیل تفاوت مذهب با دیگر مسلمانان، جلوه‌هایی ویژه یافت. سفرنامه‌نویسان از آداب ویژه ایرانیان در حرمین سخن گفته‌اند. مهم‌ترین این آداب، پایبندی ایرانیان به زیارت قبور امامان در بقیع بوده است. مشکلاتی که حاجیان ایرانی در این زمینه داشتند، در بخش‌های دیگر این مقاله به میان آمده است. امروزه نیز رفتار ایرانیان در پایبندی و دلبستگی به زیارت بقیع در مدینه، آنان را از دیگر حاجیان متمایز می‌کند؛ هر چند به دلیل مخالفت پلیس عربستان، ایرانیان امکان بوسیدن مکان‌ها و خواندن زیارت برای قبور یا نماز گزاردن در بقیع را ندارند. برگزاری مراسم دعای کمیل که دو شب جمعه در مدینه در جوار بقیع با حضور زائران ایرانی به صورت رسمی برگزار می‌شود، از ویژگی‌های زیارت آنان در [[موسم حج]] است.&amp;lt;ref&amp;gt;نک: با کاروان ابراهیم، ص146-147؛ با کاروان عشق، ص297-298؛ حج25، ص63.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از دیگر ویژگی‌های حج ایرانیان که در مکه و مدینه، آنان را متمایز می‌ساخت و گاه دردسرهایی برایشان پدیدمی‌آورد، مراسم عزاداری در محرم‌الحرام بود. گاه حضور ایرانیان در مکه و مدینه تا پس از ماه ذی‌حجه و آغاز ماه محرم ادامه داشت و در این هنگام، ایرانیان به برگزاری مراسم عزاداری در خانه‌های خود و منازل ایرانیان ساکن در [[حجاز]] می‌پرداختند. گزارش‌های این گونه مراسم در برخی سفرنامه‌های ایرانی دوران قاجار بازتاب یافته است.&amp;lt;ref&amp;gt;پنجاه سفرنامه، ج5، ص480؛ نک: تذکرة الطریق، ص123.&amp;lt;/ref&amp;gt; ایرانیان همچنین در موسم حج ارتباطی ویژه با اقلیت شیعیان ساکن در مدینه که نخاوله خوانده می‌شوند، برقرار می‌کردند و امروزه نیز این ارتباط برقرار است. ایرانیان از دوران قاجار افزون بر دیدار با نخاوله، در خانه آنان در مدینه ساکن می‌شدند و از آن‌جا که این گروه از طبقه فقیر مدینه بودند، ایرانیان به روش‌های گوناگون به آنان یاری مالی می‌رساندند.&amp;lt;ref&amp;gt;سفرنامه حاج ایاز خان قشقایی، ص147-148؛ پنجاه سفرنامه، ج4، ص154؛ ج5، ص482؛ سفرنامه میرزا داود میروظایف، ص157.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Rezashams</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikihaj.com/index.php?title=%D8%A2%D8%AF%D8%A7%D8%A8_%D9%88_%D8%B1%D8%B3%D9%88%D9%85_%D8%AD%D8%AC_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86&amp;diff=67946</id>
		<title>آداب و رسوم حج ایرانیان</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikihaj.com/index.php?title=%D8%A2%D8%AF%D8%A7%D8%A8_%D9%88_%D8%B1%D8%B3%D9%88%D9%85_%D8%AD%D8%AC_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86&amp;diff=67946"/>
		<updated>2026-05-26T16:01:01Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Rezashams: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{در دست ویرایش|ماه=[[خرداد]]|روز=[[4]]|سال=[[۱۴۰۵]]|کاربر=Rezashams  }}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:مقاله‌های در حال ویرایش]]&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;آداب و رسوم حج ایرانیان&#039;&#039;&#039; مجموعه‌ای از آداب و رفتار ایرانیان در مورد سفر است. فرهنگ ایرانیان در مورد سفر حج بر اساس دانسته‌ها و نوشته‌جات تاریخ‌نگاران و یا سفرنامه‌نویسان گزارش شده است. در این گزارشات به شوق به حج و ازدحام ایرانیان در این سفر و همچنین استخاره حاجیان برای شروع، تعیین طالع سفر، شیوه بدرقه حاجیان و استقبال از آنان و شیوه جمع‌آوری هزینه‌های حج سخن رفته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به گزارش برخی تاریخ‌نگاران، ایرانیان در اعمال حج نسبت به حاجیان سایر کشورها فرق داشتند. اعمالی چون لمس و بوسیدن کعبه، روشن کردن شمع و مشعل در مکه و مدینه و گریه‌هایی از روی ابراز احساسات نمونه‌ای از رفتار ایرانیان است که گزارش شده است. پایبندی ایرانیان به زیارت ائمه بقیع و اجرای مراسمات ماه محرم در عربستان و مشکلات موجود میان زائران ایرانی و ماموران عربستان در این زمینه‌ها نیز از دیگر نمونه‌های گزارش شده درمورد حج‌گزاری ایرانیان در حجاز است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بازتاب فرهنگی سفر حج در اشعار شاعران ایرانی و ضرب‌المثل‌ها قابل توجه است. شعرهای زیادی در باب دشواری راه، طعنه به وضعیت مالی حاجیان که معمولا متمولان جامعه بودند و سایر اوضاع سفر حج در ادبیات کهن فارسی وجود دارد که نشان از توجه ویژه ایرانیان به سفر حج بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اهمیت حج نزد ایرانیان ==&lt;br /&gt;
سفر حج نزد ایرانیان از اهمیت فراوان برخوردار بوده و حاجیان پس از بازگشت از مکه، در جامعه از احترام فراوان بهره داشته و مورد اعتماد مردم و بازرگانان بوده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;سفرنامه کازاما، ص113.&amp;lt;/ref&amp;gt; امروزه نیز اشتیاق فراوان ایرانیان به حج‌گزاری باعث شده که خواستاران [[حج و عمره]] در هر نوبت ثبت نام به میلیون‌ها تن برسد و امکان حج‌گزاری و سفر عمره تنها پس از چند سال برای ثبت نام کنندگان فراهم شود. در زمان‌های پیشین، با وجود احترام و اهمیتی که ایرانیان برای سفر حج باور داشتند، شاید مهم‌ترین ویژگی این سفر در ذهن ایرانیان، دوری و دشواری راه بود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دشواری راه حج در ادبیات فارسی بازتابی گسترده یافته و این سفر را به نمادی برای تحمل دشواری در راه رسیدن به معشوق تبدیل کرده است. برخی از این سروده‌ها حالت ضرب‌المثل گرفته‌اند؛ همچون: «جمال کعبه چنان می‌دواندم به نشاط/ که خارهای مغیلان حریر می‌آید» و «چون عشق حرم باشد، سهل است بیابان‌ها».&amp;lt;ref&amp;gt;فرهنگ امثال سخن، ج1، ص273، 328.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از آن‌جا که احتمال مرگ و میر در راه حج بسیار بوده، مسافر حج معمولاً پیش از سفر، از دوستان و نزدیکانش حلالیت می‌طلبید. تعیین طالع سعد برای آغاز سفر و گرفتن استخاره برای زمان آغاز حرکت، کاری بود که بسیاری از حاجیان پیش از سفر برای تعیین هنگام سفر انجام می‌دادند و اگر نتیجه استخاره بد بود، سفر را تا سال بعد به تعویق می‌انداختند و سال بعد دیگر بار استخاره می‌کردند. مسافران گاه حتی در تعیین مسیرهای حرکت در میانه راه نیز استخاره می‌کردند.&amp;lt;ref&amp;gt;سفرنامه فرهاد میرزا، ص19؛ خاطرات سفر مکه، ص5؛ پنجاه سفرنامه، ج7، ص165؛ سفرنامه میرزا داود میروظایف، ص23.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== هزینه‌های سفر ==&lt;br /&gt;
سفر حج هزینه فراوان داشت. اگر حاجی تنها سفر می‌کرد، باید هزینه خانواده خود را دست کم برای یک سال تهیه می‌نمود و سپس راهی سفر حج می‌شد. این استطاعت مالی برای حاجیان به آسانی حاصل نمی‌شد و حج‌گزاری همیشه ویژه توانگران بود.&amp;lt;ref&amp;gt;قابوس نامه، ص16.&amp;lt;/ref&amp;gt; همین موضوع سبب رواج پاره‌ای از ضرب‌المثل‌های کنایه‌آمیز درباره حاجیان در میان مردم بود که به بی‌عدالتی اجتماعی در توزیع ثروت در جامعه اعتراض می‌کردند. درون‌مایه این ضرب‌المثل‌ها و همانندهای آن‌ها در ادبیات منظوم و منثور، مخالفت با ریاکاری و دل خوش کردن به ظواهر شریعت است؛ ضرب‌المثل‌هایی چون: «انگور بدزد شیره کن/ خرجی راه مکه کن»؛ «حاجی را از شکمش باید شناخت»؛ «سه دزد بی‌صدا دارم الهی/ حاجی و مشهدی و کربلایی»؛ «افزون ز هزار کعبه باشد یک دل»؛ «دل به دست آور که حج اکبر است».&amp;lt;ref&amp;gt;فرهنگ امثال سخن، ج1، ص16، 85، 119، 346، 682.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
در ادبیات مکتوب حج، آنچه از میراث گذشتگان تا پیش از دوران معاصر برای ما باقی مانده، بیشتر درباره حج‌گزاری ثروتمندان است. به ویژه در دوران حکومت قاجار، بیشتر سفرنامه‌ها از آنِ اشراف است. از حج‌گزاری طبقه فرودست ایرانی، گزارشی چندان در دست نیست؛ جز آنچه در داستان‌های مربوط به حج‌گزاری عارفان و صوفیان آمده است. صوفیان معمولاً بر پایه‌اندیشه توکل، بدون زاد و توشه در راه دشوار حج گام می‌نهادند و گاه روزهای فراوان گرسنگی را تحمل می‌کردند.&amp;lt;ref&amp;gt;نک: گلستان سعدی، ص58، 124.&amp;lt;/ref&amp;gt; اما امروزه حج‌گزاری اختصاصی به ثروتمندان ندارد و بسیاری از مردم طبقه متوسط جامعه نیز به حج می‌روند.&lt;br /&gt;
رفتن به مکان‌های زیارتی در طول مسیر حج به ویژه تا پیش از دوران معاصر که مسافرت‌ها از راه زمینی انجام می‌شد، بسیار رواج داشته است. کاروان‌های حج در مسیر خود، مزار بزرگان صوفیه و عالمان و صالحان را زیارت می‌کردند.&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ بیهق، ص188-189.&amp;lt;/ref&amp;gt; ایرانیان شیعه مذهب پایبند بودند که در راه حج، قبور امامان در عراق را زیارت کنند و ثواب حج و زیارت امامان را در یک سفر جمع نمایند.&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ حج‌گزاری ایرانیان، ص178، 318.&amp;lt;/ref&amp;gt; گروهی از مردم ایران زیارت مشهد [[امام رضا(ع)]] در [[خراسان]] را نیز پیش یا پس از سفر حج خود به جا می‌آورده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;نک: زبور آل داود، ص136-137.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== بدرقه و استقبال ==&lt;br /&gt;
از آداب سفر حج در ایران، بدرقه و استقبال حاجیان بوده است که در نقاط گوناگون ایران با آداب و رسوم محلی آمیخته شده و امروزه نیز کم و بیش اجرا می‌شود. در گذشته، بستگان و آشنایان حاجی تا قسمتی از بیرون شهر یا روستای محل اقامت حاجی یا گاه تا نخستین آبادی یا شهرهای دورتر، او را بدرقه و در آن‌جا وداع می‌کردند. در دوران معاصر نیز بدرقه‌کنندگان تا محل گرد آمدن و حرکت حاجیان مانند اداره درشکه یا گاراژ اتومبیل، او را همراهی می‌کردند.&amp;lt;ref&amp;gt;خاطرات سفر مکه، ص6.&amp;lt;/ref&amp;gt; از آن‌جا که معمولاً شماری از مردم یک محل یا روستا با هم سفر می‌نمودند، شمار این بدرقه‌کنندگان بسیار فراوان بوده است؛ به حدی که روبوسی و خداحافظی با همه افراد گاه موجب خستگی و آزار حاجی می‌شد.&amp;lt;ref&amp;gt;پنجاه سفرنامه، ج8، ص760-761.&amp;lt;/ref&amp;gt; هنگام استقبال از حاجی نیز مردم معمولاً به بیرون از شهر می‌رفتند. برخی نزدیکان حاجی گاه به شهرهای سر راه وی و حتی شهرهای مرزی ایران سفر می‌کردند و آن‌جا منتظر ورود حاجیان می‌ماندند.&amp;lt;ref&amp;gt;پنجاه سفرنامه، ج6، ص137؛ ج8، ص822؛ میراث شهاب، ش41-42، ص21-22، «روزنگار استقبال از حجاج.&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;سفرنامه مکه معظمه، ص259.&amp;lt;/ref&amp;gt; مراسم استقبال از حاجیان برای مردم شهر اهمیت فراوان داشته و با شادی بسیار و جشن همراه بوده است. در گلستان سعدی حکایتی است که نشان می‌دهد گاه والیان شهر به یُمن ورود حاجیان و سلامت آنان، زندانیان را آزاد می‌کرده‌اند. داستانی دیگر در گلستان سعدی، ماجرای فردی را حکایت می‌کند که برای کسب احترام حاکم خود را حاجی خواند و با حاجیان به شهر وارد شد. این نیز نشانگر احترام بسیار حاجی هنگام بازگشت به زادگاه خود است.&amp;lt;ref&amp;gt;گلستان سعدی، ص42.&amp;lt;/ref&amp;gt; افزون بر همشهری‌های حاجی، مردم شهرهای سر راه که عبور کاروان حاجیان را می‌دیدند، شادی می‌کردند و به آنان خوش‌آمد می‌گفتند.&amp;lt;ref&amp;gt;سفرنامه حاج ایاز خان قشقایی، ص180.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
امروزه بستگان و نزدیکان حاجی معمولاً تا فرودگاه به بدرقه یا استقبال او می‌روند. گاه برخی بستگان برای بدرقه حاجی از نقاط دور به فرودگاه محل اعزام وی می‌روند.&amp;lt;ref&amp;gt;با من به خانه خدا بیایید، ص129.&amp;lt;/ref&amp;gt; دوستان و آشنایان حاجی با نصب پارچه‌نوشته‌هایی در پیرامون منزل وی، ورود او را تبریک می‌گویند. در روز ورود حاجی نیز افزون بر گروهی که به بدرقه او می‌روند، شماری در منزل منتظر ورودش می‌مانند و با قربانی‌کردن و فرستادن صلوات از وی استقبال می‌کنند. حاجی پس از بازگشت از حج، بستگان و آشنایان را به یک مهمانی دعوت کرده، به آنان ولیمه می‌دهد. حاجیان ایرانی معمولاً به آوردن سوغاتی از سفر مکه پایبندی دارند. این سوغاتی‌ها شامل هدیه‌های مذهبی مانند [[آب زمزم]] و نیز دیگر سوغاتی‌هایی است که از بازار مکه و مدینه خریداری می‌شود و برای یادبود به افراد دور و نزدیک فامیل داده می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;‌ای قوم به حج رفته، ص11، 18-21؛ آداب سفر حج، ص227؛ زمزم، ص108؛ سفرهای زیارتی در فرهنگ مردم، ص176.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ویژگی‌های ایرانیان در حج ==&lt;br /&gt;
کهن‌ترین منبعی که درباره آداب و رفتار ایرانیان در حج سخن گفته، سفرنامه ابن‌جبیر است که از شور و شوق ایرانیان برای زیارت کعبه خبر داده که در سال حضور او بسیار پرشمار بوده‌اند. با ورود ایرانیان به مکه، دیگر امکان ورود به درون خانه خدا برای ابن‌جبیر پیش نیامده و ازدحام ایرانیان به‌اندازه‌ای بوده که تلف‌شدن حاجیان زیر دست و پا احتمال فراوان داشته است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او همچنین از تعویض پوشش چوبین روی سنگ مقام با پوشش آهنین به مناسبت ورود حاجیان ایرانی و از بیم نابود شدن سنگ به دلیل ازدحام ایرانیان برای لمس آن گزارش می‌دهد. سبقت جستن برای روشن کردن شمع در مکه و مدینه، از آدابی بوده که به احترام مکه و مدینه رواج داشته و به گفته ابن‌جبیر، ایرانیان در آن سال‌ها، در انجام این کار از دیگران پیشی می‌گرفته‌اند. به گفته او، [[مسجدالحرام]] در مدت اقامت ایرانیان شب‌ها کاملاً روشن بود؛ زیرا هر یک از ایرانیان شمع و مشعلی در دست داشت و حتی برخی شمع‌ها به قدری بزرگ بود که آن را روی دوش حمل می‌کردند.&amp;lt;ref&amp;gt;رحلة ابن جبیر، ص107-108، 128-129، 139، 141.&amp;lt;/ref&amp;gt; پنج سده پس از ابن‌جبیر، نویسنده‌ای روسی که در آستانه سده بیستم م (۱۸۹۸م) به حج رفته، حاجیان ایرانی را از نظر ابراز احساسات فراوان هنگام انجام اعمال حج، ممتاز دانسته و به سر و صدای حاجیان ایرانی، گریه‌های آنان و همچنین رفتار آنان در بوسیدن و لمس کردن در و دیوار مسجدالحرام اشاره کرده است.&amp;lt;ref&amp;gt;الرحلة السریه، ص124، 297.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از دوران صفویه، حضور ایرانیان به دلیل تفاوت مذهب با دیگر مسلمانان، جلوه‌هایی ویژه یافت. سفرنامه‌نویسان از آداب ویژه ایرانیان در حرمین سخن گفته‌اند. مهم‌ترین این آداب، پایبندی ایرانیان به زیارت قبور امامان در بقیع بوده است. مشکلاتی که حاجیان ایرانی در این زمینه داشتند، در بخش‌های دیگر این مقاله به میان آمده است. امروزه نیز رفتار ایرانیان در پایبندی و دلبستگی به زیارت بقیع در مدینه، آنان را از دیگر حاجیان متمایز می‌کند؛ هر چند به دلیل مخالفت پلیس عربستان، ایرانیان امکان بوسیدن مکان‌ها و خواندن زیارت برای قبور یا نماز گزاردن در بقیع را ندارند. برگزاری مراسم دعای کمیل که دو شب جمعه در مدینه در جوار بقیع با حضور زائران ایرانی به صورت رسمی برگزار می‌شود، از ویژگی‌های زیارت آنان در [[موسم حج]] است.&amp;lt;ref&amp;gt;نک: با کاروان ابراهیم، ص146-147؛ با کاروان عشق، ص297-298؛ حج25، ص63.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از دیگر ویژگی‌های حج ایرانیان که در مکه و مدینه، آنان را متمایز می‌ساخت و گاه دردسرهایی برایشان پدیدمی‌آورد، مراسم عزاداری در محرم‌الحرام بود. گاه حضور ایرانیان در مکه و مدینه تا پس از ماه ذی‌حجه و آغاز ماه محرم ادامه داشت و در این هنگام، ایرانیان به برگزاری مراسم عزاداری در خانه‌های خود و منازل ایرانیان ساکن در [[حجاز]] می‌پرداختند. گزارش‌های این گونه مراسم در برخی سفرنامه‌های ایرانی دوران قاجار بازتاب یافته است.&amp;lt;ref&amp;gt;پنجاه سفرنامه، ج5، ص480؛ نک: تذکرة الطریق، ص123.&amp;lt;/ref&amp;gt; ایرانیان همچنین در موسم حج ارتباطی ویژه با اقلیت شیعیان ساکن در مدینه که نخاوله خوانده می‌شوند، برقرار می‌کردند و امروزه نیز این ارتباط برقرار است. ایرانیان از دوران قاجار افزون بر دیدار با نخاوله، در خانه آنان در مدینه ساکن می‌شدند و از آن‌جا که این گروه از طبقه فقیر مدینه بودند، ایرانیان به روش‌های گوناگون به آنان یاری مالی می‌رساندند.&amp;lt;ref&amp;gt;سفرنامه حاج ایاز خان قشقایی، ص147-148؛ پنجاه سفرنامه، ج4، ص154؛ ج5، ص482؛ سفرنامه میرزا داود میروظایف، ص157.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Rezashams</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikihaj.com/index.php?title=%D8%A2%D8%AF%D8%A7%D8%A8_%D9%88_%D8%B1%D8%B3%D9%88%D9%85_%D8%AD%D8%AC_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86&amp;diff=67945</id>
		<title>آداب و رسوم حج ایرانیان</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikihaj.com/index.php?title=%D8%A2%D8%AF%D8%A7%D8%A8_%D9%88_%D8%B1%D8%B3%D9%88%D9%85_%D8%AD%D8%AC_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86&amp;diff=67945"/>
		<updated>2026-05-26T16:00:02Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Rezashams: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{در دست ویرایش|ماه=[[خرداد]]|روز=[[4]]|سال=[[۱۴۰۵]]|کاربر=Rezashams  }}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:مقاله‌های در حال ویرایش]]&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;آداب و رسوم حج ایرانیان&#039;&#039;&#039; مجموعه‌ای از آداب و رفتار ایرانیان در مورد سفر است. فرهنگ ایرانیان در مورد سفر حج بر اساس دانسته‌ها و نوشته‌جات تاریخ‌نگاران و یا سفرنامه‌نویسان گزارش شده است. در این گزارشات به شوق به حج و ازدحام ایرانیان در این سفر و همچنین استخاره حاجیان برای شروع، تعیین طالع سفر، شیوه بدرقه حاجیان و استقبال از آنان و شیوه جمع‌آوری هزینه‌های حج سخن رفته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به گزارش برخی تاریخ‌نگاران، ایرانیان در اعمال حج نسبت به حاجیان سایر کشورها فرق داشتند. اعمالی چون لمس و بوسیدن کعبه، روشن کردن شمع و مشعل در مکه و مدینه و گریه‌هایی از روی ابراز احساسات نمونه‌ای از رفتار ایرانیان است که گزارش شده است. پایبندی ایرانیان به زیارت ائمه بقیع و اجرای مراسمات ماه محرم در عربستان و مشکلات موجود میان زائران ایرانی و ماموران عربستان در این زمینه‌ها نیز از دیگر نمونه‌های گزارش شده درمورد حج‌گزاری ایرانیان در حجاز است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بازتاب فرهنگی سفر حج در اشعار شاعران ایرانی و ضرب‌المثل‌ها قابل توجه است. شعرهای زیادی در باب دشواری راه، طعنه به وضعیت مالی حاجیان که معمولا متمولان جامعه بودند و سایر اوضاع سفر حج در ادبیات کهن فارسی وجود دارد که نشان از توجه ویژه ایرانیان به سفر حج بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سفر حج نزد ایرانیان از اهمیت فراوان برخوردار بوده و حاجیان پس از بازگشت از مکه، در جامعه از احترام فراوان بهره داشته و مورد اعتماد مردم و بازرگانان بوده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;سفرنامه کازاما، ص113.&amp;lt;/ref&amp;gt; امروزه نیز اشتیاق فراوان ایرانیان به حج‌گزاری باعث شده که خواستاران [[حج و عمره]] در هر نوبت ثبت نام به میلیون‌ها تن برسد و امکان حج‌گزاری و سفر عمره تنها پس از چند سال برای ثبت نام کنندگان فراهم شود. در زمان‌های پیشین، با وجود احترام و اهمیتی که ایرانیان برای سفر حج باور داشتند، شاید مهم‌ترین ویژگی این سفر در ذهن ایرانیان، دوری و دشواری راه بود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دشواری راه حج در ادبیات فارسی بازتابی گسترده یافته و این سفر را به نمادی برای تحمل دشواری در راه رسیدن به معشوق تبدیل کرده است. برخی از این سروده‌ها حالت ضرب‌المثل گرفته‌اند؛ همچون: «جمال کعبه چنان می‌دواندم به نشاط/ که خارهای مغیلان حریر می‌آید» و «چون عشق حرم باشد، سهل است بیابان‌ها».&amp;lt;ref&amp;gt;فرهنگ امثال سخن، ج1، ص273، 328.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از آن‌جا که احتمال مرگ و میر در راه حج بسیار بوده، مسافر حج معمولاً پیش از سفر، از دوستان و نزدیکانش حلالیت می‌طلبید. تعیین طالع سعد برای آغاز سفر و گرفتن استخاره برای زمان آغاز حرکت، کاری بود که بسیاری از حاجیان پیش از سفر برای تعیین هنگام سفر انجام می‌دادند و اگر نتیجه استخاره بد بود، سفر را تا سال بعد به تعویق می‌انداختند و سال بعد دیگر بار استخاره می‌کردند. مسافران گاه حتی در تعیین مسیرهای حرکت در میانه راه نیز استخاره می‌کردند.&amp;lt;ref&amp;gt;سفرنامه فرهاد میرزا، ص19؛ خاطرات سفر مکه، ص5؛ پنجاه سفرنامه، ج7، ص165؛ سفرنامه میرزا داود میروظایف، ص23.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== هزینه‌های سفر ===&lt;br /&gt;
سفر حج هزینه فراوان داشت. اگر حاجی تنها سفر می‌کرد، باید هزینه خانواده خود را دست کم برای یک سال تهیه می‌نمود و سپس راهی سفر حج می‌شد. این استطاعت مالی برای حاجیان به آسانی حاصل نمی‌شد و حج‌گزاری همیشه ویژه توانگران بود.&amp;lt;ref&amp;gt;قابوس نامه، ص16.&amp;lt;/ref&amp;gt; همین موضوع سبب رواج پاره‌ای از ضرب‌المثل‌های کنایه‌آمیز درباره حاجیان در میان مردم بود که به بی‌عدالتی اجتماعی در توزیع ثروت در جامعه اعتراض می‌کردند. درون‌مایه این ضرب‌المثل‌ها و همانندهای آن‌ها در ادبیات منظوم و منثور، مخالفت با ریاکاری و دل خوش کردن به ظواهر شریعت است؛ ضرب‌المثل‌هایی چون: «انگور بدزد شیره کن/ خرجی راه مکه کن»؛ «حاجی را از شکمش باید شناخت»؛ «سه دزد بی‌صدا دارم الهی/ حاجی و مشهدی و کربلایی»؛ «افزون ز هزار کعبه باشد یک دل»؛ «دل به دست آور که حج اکبر است».&amp;lt;ref&amp;gt;فرهنگ امثال سخن، ج1، ص16، 85، 119، 346، 682.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
در ادبیات مکتوب حج، آنچه از میراث گذشتگان تا پیش از دوران معاصر برای ما باقی مانده، بیشتر درباره حج‌گزاری ثروتمندان است. به ویژه در دوران حکومت قاجار، بیشتر سفرنامه‌ها از آنِ اشراف است. از حج‌گزاری طبقه فرودست ایرانی، گزارشی چندان در دست نیست؛ جز آنچه در داستان‌های مربوط به حج‌گزاری عارفان و صوفیان آمده است. صوفیان معمولاً بر پایه‌اندیشه توکل، بدون زاد و توشه در راه دشوار حج گام می‌نهادند و گاه روزهای فراوان گرسنگی را تحمل می‌کردند.&amp;lt;ref&amp;gt;نک: گلستان سعدی، ص58، 124.&amp;lt;/ref&amp;gt; اما امروزه حج‌گزاری اختصاصی به ثروتمندان ندارد و بسیاری از مردم طبقه متوسط جامعه نیز به حج می‌روند.&lt;br /&gt;
رفتن به مکان‌های زیارتی در طول مسیر حج به ویژه تا پیش از دوران معاصر که مسافرت‌ها از راه زمینی انجام می‌شد، بسیار رواج داشته است. کاروان‌های حج در مسیر خود، مزار بزرگان صوفیه و عالمان و صالحان را زیارت می‌کردند.&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ بیهق، ص188-189.&amp;lt;/ref&amp;gt; ایرانیان شیعه مذهب پایبند بودند که در راه حج، قبور امامان در عراق را زیارت کنند و ثواب حج و زیارت امامان را در یک سفر جمع نمایند.&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ حج‌گزاری ایرانیان، ص178، 318.&amp;lt;/ref&amp;gt; گروهی از مردم ایران زیارت مشهد [[امام رضا(ع)]] در [[خراسان]] را نیز پیش یا پس از سفر حج خود به جا می‌آورده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;نک: زبور آل داود، ص136-137.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== بدرقه و استقبال ===&lt;br /&gt;
از آداب سفر حج در ایران، بدرقه و استقبال حاجیان بوده است که در نقاط گوناگون ایران با آداب و رسوم محلی آمیخته شده و امروزه نیز کم و بیش اجرا می‌شود. در گذشته، بستگان و آشنایان حاجی تا قسمتی از بیرون شهر یا روستای محل اقامت حاجی یا گاه تا نخستین آبادی یا شهرهای دورتر، او را بدرقه و در آن‌جا وداع می‌کردند. در دوران معاصر نیز بدرقه‌کنندگان تا محل گرد آمدن و حرکت حاجیان مانند اداره درشکه یا گاراژ اتومبیل، او را همراهی می‌کردند.&amp;lt;ref&amp;gt;خاطرات سفر مکه، ص6.&amp;lt;/ref&amp;gt; از آن‌جا که معمولاً شماری از مردم یک محل یا روستا با هم سفر می‌نمودند، شمار این بدرقه‌کنندگان بسیار فراوان بوده است؛ به حدی که روبوسی و خداحافظی با همه افراد گاه موجب خستگی و آزار حاجی می‌شد.&amp;lt;ref&amp;gt;پنجاه سفرنامه، ج8، ص760-761.&amp;lt;/ref&amp;gt; هنگام استقبال از حاجی نیز مردم معمولاً به بیرون از شهر می‌رفتند. برخی نزدیکان حاجی گاه به شهرهای سر راه وی و حتی شهرهای مرزی ایران سفر می‌کردند و آن‌جا منتظر ورود حاجیان می‌ماندند.&amp;lt;ref&amp;gt;پنجاه سفرنامه، ج6، ص137؛ ج8، ص822؛ میراث شهاب، ش41-42، ص21-22، «روزنگار استقبال از حجاج.&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;سفرنامه مکه معظمه، ص259.&amp;lt;/ref&amp;gt; مراسم استقبال از حاجیان برای مردم شهر اهمیت فراوان داشته و با شادی بسیار و جشن همراه بوده است. در گلستان سعدی حکایتی است که نشان می‌دهد گاه والیان شهر به یُمن ورود حاجیان و سلامت آنان، زندانیان را آزاد می‌کرده‌اند. داستانی دیگر در گلستان سعدی، ماجرای فردی را حکایت می‌کند که برای کسب احترام حاکم خود را حاجی خواند و با حاجیان به شهر وارد شد. این نیز نشانگر احترام بسیار حاجی هنگام بازگشت به زادگاه خود است.&amp;lt;ref&amp;gt;گلستان سعدی، ص42.&amp;lt;/ref&amp;gt; افزون بر همشهری‌های حاجی، مردم شهرهای سر راه که عبور کاروان حاجیان را می‌دیدند، شادی می‌کردند و به آنان خوش‌آمد می‌گفتند.&amp;lt;ref&amp;gt;سفرنامه حاج ایاز خان قشقایی، ص180.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
امروزه بستگان و نزدیکان حاجی معمولاً تا فرودگاه به بدرقه یا استقبال او می‌روند. گاه برخی بستگان برای بدرقه حاجی از نقاط دور به فرودگاه محل اعزام وی می‌روند.&amp;lt;ref&amp;gt;با من به خانه خدا بیایید، ص129.&amp;lt;/ref&amp;gt; دوستان و آشنایان حاجی با نصب پارچه‌نوشته‌هایی در پیرامون منزل وی، ورود او را تبریک می‌گویند. در روز ورود حاجی نیز افزون بر گروهی که به بدرقه او می‌روند، شماری در منزل منتظر ورودش می‌مانند و با قربانی‌کردن و فرستادن صلوات از وی استقبال می‌کنند. حاجی پس از بازگشت از حج، بستگان و آشنایان را به یک مهمانی دعوت کرده، به آنان ولیمه می‌دهد. حاجیان ایرانی معمولاً به آوردن سوغاتی از سفر مکه پایبندی دارند. این سوغاتی‌ها شامل هدیه‌های مذهبی مانند [[آب زمزم]] و نیز دیگر سوغاتی‌هایی است که از بازار مکه و مدینه خریداری می‌شود و برای یادبود به افراد دور و نزدیک فامیل داده می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;‌ای قوم به حج رفته، ص11، 18-21؛ آداب سفر حج، ص227؛ زمزم، ص108؛ سفرهای زیارتی در فرهنگ مردم، ص176.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===ویژگی‌های ایرانیان در حج===&lt;br /&gt;
کهن‌ترین منبعی که درباره آداب و رفتار ایرانیان در حج سخن گفته، سفرنامه ابن‌جبیر است که از شور و شوق ایرانیان برای زیارت کعبه خبر داده که در سال حضور او بسیار پرشمار بوده‌اند. با ورود ایرانیان به مکه، دیگر امکان ورود به درون خانه خدا برای ابن‌جبیر پیش نیامده و ازدحام ایرانیان به‌اندازه‌ای بوده که تلف‌شدن حاجیان زیر دست و پا احتمال فراوان داشته است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او همچنین از تعویض پوشش چوبین روی سنگ مقام با پوشش آهنین به مناسبت ورود حاجیان ایرانی و از بیم نابود شدن سنگ به دلیل ازدحام ایرانیان برای لمس آن گزارش می‌دهد. سبقت جستن برای روشن کردن شمع در مکه و مدینه، از آدابی بوده که به احترام مکه و مدینه رواج داشته و به گفته ابن‌جبیر، ایرانیان در آن سال‌ها، در انجام این کار از دیگران پیشی می‌گرفته‌اند. به گفته او، [[مسجدالحرام]] در مدت اقامت ایرانیان شب‌ها کاملاً روشن بود؛ زیرا هر یک از ایرانیان شمع و مشعلی در دست داشت و حتی برخی شمع‌ها به قدری بزرگ بود که آن را روی دوش حمل می‌کردند.&amp;lt;ref&amp;gt;رحلة ابن جبیر، ص107-108، 128-129، 139، 141.&amp;lt;/ref&amp;gt; پنج سده پس از ابن‌جبیر، نویسنده‌ای روسی که در آستانه سده بیستم م (۱۸۹۸م) به حج رفته، حاجیان ایرانی را از نظر ابراز احساسات فراوان هنگام انجام اعمال حج، ممتاز دانسته و به سر و صدای حاجیان ایرانی، گریه‌های آنان و همچنین رفتار آنان در بوسیدن و لمس کردن در و دیوار مسجدالحرام اشاره کرده است.&amp;lt;ref&amp;gt;الرحلة السریه، ص124، 297.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از دوران صفویه، حضور ایرانیان به دلیل تفاوت مذهب با دیگر مسلمانان، جلوه‌هایی ویژه یافت. سفرنامه‌نویسان از آداب ویژه ایرانیان در حرمین سخن گفته‌اند. مهم‌ترین این آداب، پایبندی ایرانیان به زیارت قبور امامان در بقیع بوده است. مشکلاتی که حاجیان ایرانی در این زمینه داشتند، در بخش‌های دیگر این مقاله به میان آمده است. امروزه نیز رفتار ایرانیان در پایبندی و دلبستگی به زیارت بقیع در مدینه، آنان را از دیگر حاجیان متمایز می‌کند؛ هر چند به دلیل مخالفت پلیس عربستان، ایرانیان امکان بوسیدن مکان‌ها و خواندن زیارت برای قبور یا نماز گزاردن در بقیع را ندارند. برگزاری مراسم دعای کمیل که دو شب جمعه در مدینه در جوار بقیع با حضور زائران ایرانی به صورت رسمی برگزار می‌شود، از ویژگی‌های زیارت آنان در [[موسم حج]] است.&amp;lt;ref&amp;gt;نک: با کاروان ابراهیم، ص146-147؛ با کاروان عشق، ص297-298؛ حج25، ص63.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از دیگر ویژگی‌های حج ایرانیان که در مکه و مدینه، آنان را متمایز می‌ساخت و گاه دردسرهایی برایشان پدیدمی‌آورد، مراسم عزاداری در محرم‌الحرام بود. گاه حضور ایرانیان در مکه و مدینه تا پس از ماه ذی‌حجه و آغاز ماه محرم ادامه داشت و در این هنگام، ایرانیان به برگزاری مراسم عزاداری در خانه‌های خود و منازل ایرانیان ساکن در [[حجاز]] می‌پرداختند. گزارش‌های این گونه مراسم در برخی سفرنامه‌های ایرانی دوران قاجار بازتاب یافته است.&amp;lt;ref&amp;gt;پنجاه سفرنامه، ج5، ص480؛ نک: تذکرة الطریق، ص123.&amp;lt;/ref&amp;gt; ایرانیان همچنین در موسم حج ارتباطی ویژه با اقلیت شیعیان ساکن در مدینه که نخاوله خوانده می‌شوند، برقرار می‌کردند و امروزه نیز این ارتباط برقرار است. ایرانیان از دوران قاجار افزون بر دیدار با نخاوله، در خانه آنان در مدینه ساکن می‌شدند و از آن‌جا که این گروه از طبقه فقیر مدینه بودند، ایرانیان به روش‌های گوناگون به آنان یاری مالی می‌رساندند.&amp;lt;ref&amp;gt;سفرنامه حاج ایاز خان قشقایی، ص147-148؛ پنجاه سفرنامه، ج4، ص154؛ ج5، ص482؛ سفرنامه میرزا داود میروظایف، ص157.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Rezashams</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikihaj.com/index.php?title=%D8%A2%D8%AF%D8%A7%D8%A8_%D9%88_%D8%B1%D8%B3%D9%88%D9%85_%D8%AD%D8%AC_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86&amp;diff=67944</id>
		<title>آداب و رسوم حج ایرانیان</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikihaj.com/index.php?title=%D8%A2%D8%AF%D8%A7%D8%A8_%D9%88_%D8%B1%D8%B3%D9%88%D9%85_%D8%AD%D8%AC_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86&amp;diff=67944"/>
		<updated>2026-05-26T15:31:50Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Rezashams: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{در دست ویرایش|ماه=[[خرداد]]|روز=[[4]]|سال=[[۱۴۰۵]]|کاربر=Rezashams  }}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:مقاله‌های در حال ویرایش]]&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;آداب و رسوم حج ایرانیان&#039;&#039;&#039; مجموعه‌ای از افعال است که ایرانیان در مورد سفر حج انجام می‌دادند&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سفر حج نزد ایرانیان از اهمیت فراوان برخوردار بوده و حاجیان پس از بازگشت از مکه، در جامعه از احترام فراوان بهره داشته و مورد اعتماد مردم و بازرگانان بوده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;سفرنامه کازاما، ص113.&amp;lt;/ref&amp;gt; امروزه نیز اشتیاق فراوان ایرانیان به حج‌گزاری باعث شده که خواستاران [[حج و عمره]] در هر نوبت ثبت نام به میلیون‌ها تن برسد و امکان حج‌گزاری و سفر عمره تنها پس از چند سال برای ثبت نام کنندگان فراهم شود. در زمان‌های پیشین، با وجود احترام و اهمیتی که ایرانیان برای سفر حج باور داشتند، شاید مهم‌ترین ویژگی این سفر در ذهن ایرانیان، دوری و دشواری راه بود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دشواری راه حج در ادبیات فارسی بازتابی گسترده یافته و این سفر را به نمادی برای تحمل دشواری در راه رسیدن به معشوق تبدیل کرده است. برخی از این سروده‌ها حالت ضرب‌المثل گرفته‌اند؛ همچون: «جمال کعبه چنان می‌دواندم به نشاط/ که خارهای مغیلان حریر می‌آید» و «چون عشق حرم باشد، سهل است بیابان‌ها».&amp;lt;ref&amp;gt;فرهنگ امثال سخن، ج1، ص273، 328.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از آن‌جا که احتمال مرگ و میر در راه حج بسیار بوده، مسافر حج معمولاً پیش از سفر، از دوستان و نزدیکانش حلالیت می‌طلبید. تعیین طالع سعد برای آغاز سفر و گرفتن استخاره برای زمان آغاز حرکت، کاری بود که بسیاری از حاجیان پیش از سفر برای تعیین هنگام سفر انجام می‌دادند و اگر نتیجه استخاره بد بود، سفر را تا سال بعد به تعویق می‌انداختند و سال بعد دیگر بار استخاره می‌کردند. مسافران گاه حتی در تعیین مسیرهای حرکت در میانه راه نیز استخاره می‌کردند.&amp;lt;ref&amp;gt;سفرنامه فرهاد میرزا، ص19؛ خاطرات سفر مکه، ص5؛ پنجاه سفرنامه، ج7، ص165؛ سفرنامه میرزا داود میروظایف، ص23.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== هزینه‌های سفر ===&lt;br /&gt;
سفر حج هزینه فراوان داشت. اگر حاجی تنها سفر می‌کرد، باید هزینه خانواده خود را دست کم برای یک سال تهیه می‌نمود و سپس راهی سفر حج می‌شد. این استطاعت مالی برای حاجیان به آسانی حاصل نمی‌شد و حج‌گزاری همیشه ویژه توانگران بود.&amp;lt;ref&amp;gt;قابوس نامه، ص16.&amp;lt;/ref&amp;gt; همین موضوع سبب رواج پاره‌ای از ضرب‌المثل‌های کنایه‌آمیز درباره حاجیان در میان مردم بود که به بی‌عدالتی اجتماعی در توزیع ثروت در جامعه اعتراض می‌کردند. درون‌مایه این ضرب‌المثل‌ها و همانندهای آن‌ها در ادبیات منظوم و منثور، مخالفت با ریاکاری و دل خوش کردن به ظواهر شریعت است؛ ضرب‌المثل‌هایی چون: «انگور بدزد شیره کن/ خرجی راه مکه کن»؛ «حاجی را از شکمش باید شناخت»؛ «سه دزد بی‌صدا دارم الهی/ حاجی و مشهدی و کربلایی»؛ «افزون ز هزار کعبه باشد یک دل»؛ «دل به دست آور که حج اکبر است».&amp;lt;ref&amp;gt;فرهنگ امثال سخن، ج1، ص16، 85، 119، 346، 682.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
در ادبیات مکتوب حج، آنچه از میراث گذشتگان تا پیش از دوران معاصر برای ما باقی مانده، بیشتر درباره حج‌گزاری ثروتمندان است. به ویژه در دوران حکومت قاجار، بیشتر سفرنامه‌ها از آنِ اشراف است. از حج‌گزاری طبقه فرودست ایرانی، گزارشی چندان در دست نیست؛ جز آنچه در داستان‌های مربوط به حج‌گزاری عارفان و صوفیان آمده است. صوفیان معمولاً بر پایه‌اندیشه توکل، بدون زاد و توشه در راه دشوار حج گام می‌نهادند و گاه روزهای فراوان گرسنگی را تحمل می‌کردند.&amp;lt;ref&amp;gt;نک: گلستان سعدی، ص58، 124.&amp;lt;/ref&amp;gt; اما امروزه حج‌گزاری اختصاصی به ثروتمندان ندارد و بسیاری از مردم طبقه متوسط جامعه نیز به حج می‌روند.&lt;br /&gt;
رفتن به مکان‌های زیارتی در طول مسیر حج به ویژه تا پیش از دوران معاصر که مسافرت‌ها از راه زمینی انجام می‌شد، بسیار رواج داشته است. کاروان‌های حج در مسیر خود، مزار بزرگان صوفیه و عالمان و صالحان را زیارت می‌کردند.&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ بیهق، ص188-189.&amp;lt;/ref&amp;gt; ایرانیان شیعه مذهب پایبند بودند که در راه حج، قبور امامان در عراق را زیارت کنند و ثواب حج و زیارت امامان را در یک سفر جمع نمایند.&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ حج‌گزاری ایرانیان، ص178، 318.&amp;lt;/ref&amp;gt; گروهی از مردم ایران زیارت مشهد [[امام رضا(ع)]] در [[خراسان]] را نیز پیش یا پس از سفر حج خود به جا می‌آورده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;نک: زبور آل داود، ص136-137.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== بدرقه و استقبال ===&lt;br /&gt;
از آداب سفر حج در ایران، بدرقه و استقبال حاجیان بوده است که در نقاط گوناگون ایران با آداب و رسوم محلی آمیخته شده و امروزه نیز کم و بیش اجرا می‌شود. در گذشته، بستگان و آشنایان حاجی تا قسمتی از بیرون شهر یا روستای محل اقامت حاجی یا گاه تا نخستین آبادی یا شهرهای دورتر، او را بدرقه و در آن‌جا وداع می‌کردند. در دوران معاصر نیز بدرقه‌کنندگان تا محل گرد آمدن و حرکت حاجیان مانند اداره درشکه یا گاراژ اتومبیل، او را همراهی می‌کردند.&amp;lt;ref&amp;gt;خاطرات سفر مکه، ص6.&amp;lt;/ref&amp;gt; از آن‌جا که معمولاً شماری از مردم یک محل یا روستا با هم سفر می‌نمودند، شمار این بدرقه‌کنندگان بسیار فراوان بوده است؛ به حدی که روبوسی و خداحافظی با همه افراد گاه موجب خستگی و آزار حاجی می‌شد.&amp;lt;ref&amp;gt;پنجاه سفرنامه، ج8، ص760-761.&amp;lt;/ref&amp;gt; هنگام استقبال از حاجی نیز مردم معمولاً به بیرون از شهر می‌رفتند. برخی نزدیکان حاجی گاه به شهرهای سر راه وی و حتی شهرهای مرزی ایران سفر می‌کردند و آن‌جا منتظر ورود حاجیان می‌ماندند.&amp;lt;ref&amp;gt;پنجاه سفرنامه، ج6، ص137؛ ج8، ص822؛ میراث شهاب، ش41-42، ص21-22، «روزنگار استقبال از حجاج.&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;سفرنامه مکه معظمه، ص259.&amp;lt;/ref&amp;gt; مراسم استقبال از حاجیان برای مردم شهر اهمیت فراوان داشته و با شادی بسیار و جشن همراه بوده است. در گلستان سعدی حکایتی است که نشان می‌دهد گاه والیان شهر به یُمن ورود حاجیان و سلامت آنان، زندانیان را آزاد می‌کرده‌اند. داستانی دیگر در گلستان سعدی، ماجرای فردی را حکایت می‌کند که برای کسب احترام حاکم خود را حاجی خواند و با حاجیان به شهر وارد شد. این نیز نشانگر احترام بسیار حاجی هنگام بازگشت به زادگاه خود است.&amp;lt;ref&amp;gt;گلستان سعدی، ص42.&amp;lt;/ref&amp;gt; افزون بر همشهری‌های حاجی، مردم شهرهای سر راه که عبور کاروان حاجیان را می‌دیدند، شادی می‌کردند و به آنان خوش‌آمد می‌گفتند.&amp;lt;ref&amp;gt;سفرنامه حاج ایاز خان قشقایی، ص180.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
امروزه بستگان و نزدیکان حاجی معمولاً تا فرودگاه به بدرقه یا استقبال او می‌روند. گاه برخی بستگان برای بدرقه حاجی از نقاط دور به فرودگاه محل اعزام وی می‌روند.&amp;lt;ref&amp;gt;با من به خانه خدا بیایید، ص129.&amp;lt;/ref&amp;gt; دوستان و آشنایان حاجی با نصب پارچه‌نوشته‌هایی در پیرامون منزل وی، ورود او را تبریک می‌گویند. در روز ورود حاجی نیز افزون بر گروهی که به بدرقه او می‌روند، شماری در منزل منتظر ورودش می‌مانند و با قربانی‌کردن و فرستادن صلوات از وی استقبال می‌کنند. حاجی پس از بازگشت از حج، بستگان و آشنایان را به یک مهمانی دعوت کرده، به آنان ولیمه می‌دهد. حاجیان ایرانی معمولاً به آوردن سوغاتی از سفر مکه پایبندی دارند. این سوغاتی‌ها شامل هدیه‌های مذهبی مانند [[آب زمزم]] و نیز دیگر سوغاتی‌هایی است که از بازار مکه و مدینه خریداری می‌شود و برای یادبود به افراد دور و نزدیک فامیل داده می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;‌ای قوم به حج رفته، ص11، 18-21؛ آداب سفر حج، ص227؛ زمزم، ص108؛ سفرهای زیارتی در فرهنگ مردم، ص176.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===ویژگی‌های ایرانیان در حج===&lt;br /&gt;
کهن‌ترین منبعی که درباره آداب و رفتار ایرانیان در حج سخن گفته، سفرنامه ابن‌جبیر است که از شور و شوق ایرانیان برای زیارت کعبه خبر داده که در سال حضور او بسیار پرشمار بوده‌اند. با ورود ایرانیان به مکه، دیگر امکان ورود به درون خانه خدا برای ابن‌جبیر پیش نیامده و ازدحام ایرانیان به‌اندازه‌ای بوده که تلف‌شدن حاجیان زیر دست و پا احتمال فراوان داشته است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او همچنین از تعویض پوشش چوبین روی سنگ مقام با پوشش آهنین به مناسبت ورود حاجیان ایرانی و از بیم نابود شدن سنگ به دلیل ازدحام ایرانیان برای لمس آن گزارش می‌دهد. سبقت جستن برای روشن کردن شمع در مکه و مدینه، از آدابی بوده که به احترام مکه و مدینه رواج داشته و به گفته ابن‌جبیر، ایرانیان در آن سال‌ها، در انجام این کار از دیگران پیشی می‌گرفته‌اند. به گفته او، [[مسجدالحرام]] در مدت اقامت ایرانیان شب‌ها کاملاً روشن بود؛ زیرا هر یک از ایرانیان شمع و مشعلی در دست داشت و حتی برخی شمع‌ها به قدری بزرگ بود که آن را روی دوش حمل می‌کردند.&amp;lt;ref&amp;gt;رحلة ابن جبیر، ص107-108، 128-129، 139، 141.&amp;lt;/ref&amp;gt; پنج سده پس از ابن‌جبیر، نویسنده‌ای روسی که در آستانه سده بیستم م (۱۸۹۸م) به حج رفته، حاجیان ایرانی را از نظر ابراز احساسات فراوان هنگام انجام اعمال حج، ممتاز دانسته و به سر و صدای حاجیان ایرانی، گریه‌های آنان و همچنین رفتار آنان در بوسیدن و لمس کردن در و دیوار مسجدالحرام اشاره کرده است.&amp;lt;ref&amp;gt;الرحلة السریه، ص124، 297.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از دوران صفویه، حضور ایرانیان به دلیل تفاوت مذهب با دیگر مسلمانان، جلوه‌هایی ویژه یافت. سفرنامه‌نویسان از آداب ویژه ایرانیان در حرمین سخن گفته‌اند. مهم‌ترین این آداب، پایبندی ایرانیان به زیارت قبور امامان در بقیع بوده است. مشکلاتی که حاجیان ایرانی در این زمینه داشتند، در بخش‌های دیگر این مقاله به میان آمده است. امروزه نیز رفتار ایرانیان در پایبندی و دلبستگی به زیارت بقیع در مدینه، آنان را از دیگر حاجیان متمایز می‌کند؛ هر چند به دلیل مخالفت پلیس عربستان، ایرانیان امکان بوسیدن مکان‌ها و خواندن زیارت برای قبور یا نماز گزاردن در بقیع را ندارند. برگزاری مراسم دعای کمیل که دو شب جمعه در مدینه در جوار بقیع با حضور زائران ایرانی به صورت رسمی برگزار می‌شود، از ویژگی‌های زیارت آنان در [[موسم حج]] است.&amp;lt;ref&amp;gt;نک: با کاروان ابراهیم، ص146-147؛ با کاروان عشق، ص297-298؛ حج25، ص63.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از دیگر ویژگی‌های حج ایرانیان که در مکه و مدینه، آنان را متمایز می‌ساخت و گاه دردسرهایی برایشان پدیدمی‌آورد، مراسم عزاداری در محرم‌الحرام بود. گاه حضور ایرانیان در مکه و مدینه تا پس از ماه ذی‌حجه و آغاز ماه محرم ادامه داشت و در این هنگام، ایرانیان به برگزاری مراسم عزاداری در خانه‌های خود و منازل ایرانیان ساکن در [[حجاز]] می‌پرداختند. گزارش‌های این گونه مراسم در برخی سفرنامه‌های ایرانی دوران قاجار بازتاب یافته است.&amp;lt;ref&amp;gt;پنجاه سفرنامه، ج5، ص480؛ نک: تذکرة الطریق، ص123.&amp;lt;/ref&amp;gt; ایرانیان همچنین در موسم حج ارتباطی ویژه با اقلیت شیعیان ساکن در مدینه که نخاوله خوانده می‌شوند، برقرار می‌کردند و امروزه نیز این ارتباط برقرار است. ایرانیان از دوران قاجار افزون بر دیدار با نخاوله، در خانه آنان در مدینه ساکن می‌شدند و از آن‌جا که این گروه از طبقه فقیر مدینه بودند، ایرانیان به روش‌های گوناگون به آنان یاری مالی می‌رساندند.&amp;lt;ref&amp;gt;سفرنامه حاج ایاز خان قشقایی، ص147-148؛ پنجاه سفرنامه، ج4، ص154؛ ج5، ص482؛ سفرنامه میرزا داود میروظایف، ص157.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Rezashams</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikihaj.com/index.php?title=%D8%A2%D8%AF%D8%A7%D8%A8_%D9%88_%D8%B1%D8%B3%D9%88%D9%85_%D8%AD%D8%AC_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86&amp;diff=67937</id>
		<title>آداب و رسوم حج ایرانیان</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikihaj.com/index.php?title=%D8%A2%D8%AF%D8%A7%D8%A8_%D9%88_%D8%B1%D8%B3%D9%88%D9%85_%D8%AD%D8%AC_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86&amp;diff=67937"/>
		<updated>2026-05-26T11:02:34Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Rezashams: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{در دست ویرایش|ماه=[[خرداد]]|روز=[[4]]|سال=[[۱۴۰۵]]|کاربر=Rezashams  }}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:مقاله‌های در حال ویرایش]]&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;آداب و رسوم حج ایرانیان&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سفر حج نزد ایرانیان از اهمیت فراوان برخوردار بوده و حاجیان پس از بازگشت از مکه، در جامعه از احترام فراوان بهره داشته و مورد اعتماد مردم و بازرگانان بوده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;سفرنامه کازاما، ص113.&amp;lt;/ref&amp;gt; امروزه نیز اشتیاق فراوان ایرانیان به حج‌گزاری باعث شده که خواستاران [[حج و عمره]] در هر نوبت ثبت نام به میلیون‌ها تن برسد و امکان حج‌گزاری و سفر عمره تنها پس از چند سال برای ثبت نام کنندگان فراهم شود. در زمان‌های پیشین، با وجود احترام و اهمیتی که ایرانیان برای سفر حج باور داشتند، شاید مهم‌ترین ویژگی این سفر در ذهن ایرانیان، دوری و دشواری راه بود. دشواری راه حج در ادبیات فارسی بازتابی گسترده یافته و این سفر را به نمادی برای تحمل دشواری در راه رسیدن به معشوق تبدیل کرده است. برخی از این سروده‌ها حالت ضرب‌المثل گرفته‌اند؛ همچون: «جمال کعبه چنان می‌دواندم به نشاط/ که خارهای مغیلان حریر می‌آید» و «چون عشق حرم باشد، سهل است بیابان‌ها».&amp;lt;ref&amp;gt;فرهنگ امثال سخن، ج1، ص273، 328.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از آن‌جا که احتمال مرگ و میر در راه حج بسیار بوده، مسافر حج معمولاً پیش از سفر، از دوستان و نزدیکانش حلالیت می‌طلبید. تعیین طالع سعد برای آغاز سفر و گرفتن استخاره برای زمان آغاز حرکت، کاری بود که بسیاری از حاجیان پیش از سفر برای تعیین هنگام سفر انجام می‌دادند و اگر نتیجه استخاره بد بود، سفر را تا سال بعد به تعویق می‌انداختند و سال بعد دیگر بار استخاره می‌کردند. مسافران گاه حتی در تعیین مسیرهای حرکت در میانه راه نیز استخاره می‌کردند.&amp;lt;ref&amp;gt;سفرنامه فرهاد میرزا، ص19؛ خاطرات سفر مکه، ص5؛ پنجاه سفرنامه، ج7، ص165؛ سفرنامه میرزا داود میروظایف، ص23.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== هزینه‌های سفر ===&lt;br /&gt;
سفر حج هزینه فراوان داشت. اگر حاجی تنها سفر می‌کرد، باید هزینه خانواده خود را دست کم برای یک سال تهیه می‌نمود و سپس راهی سفر حج می‌شد. این استطاعت مالی برای حاجیان به آسانی حاصل نمی‌شد و حج‌گزاری همیشه ویژه توانگران بود.&amp;lt;ref&amp;gt;قابوس نامه، ص16.&amp;lt;/ref&amp;gt; همین موضوع سبب رواج پاره‌ای از ضرب‌المثل‌های کنایه‌آمیز درباره حاجیان در میان مردم بود که به بی‌عدالتی اجتماعی در توزیع ثروت در جامعه اعتراض می‌کردند. درون‌مایه این ضرب‌المثل‌ها و همانندهای آن‌ها در ادبیات منظوم و منثور، مخالفت با ریاکاری و دل خوش کردن به ظواهر شریعت است؛ ضرب‌المثل‌هایی چون: «انگور بدزد شیره کن/ خرجی راه مکه کن»؛ «حاجی را از شکمش باید شناخت»؛ «سه دزد بی‌صدا دارم الهی/ حاجی و مشهدی و کربلایی»؛ «افزون ز هزار کعبه باشد یک دل»؛ «دل به دست آور که حج اکبر است».&amp;lt;ref&amp;gt;فرهنگ امثال سخن، ج1، ص16، 85، 119، 346، 682.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
در ادبیات مکتوب حج، آنچه از میراث گذشتگان تا پیش از دوران معاصر برای ما باقی مانده، بیشتر درباره حج‌گزاری ثروتمندان است. به ویژه در دوران حکومت قاجار، بیشتر سفرنامه‌ها از آنِ اشراف است. از حج‌گزاری طبقه فرودست ایرانی، گزارشی چندان در دست نیست؛ جز آنچه در داستان‌های مربوط به حج‌گزاری عارفان و صوفیان آمده است. صوفیان معمولاً بر پایه‌اندیشه توکل، بدون زاد و توشه در راه دشوار حج گام می‌نهادند و گاه روزهای فراوان گرسنگی را تحمل می‌کردند.&amp;lt;ref&amp;gt;نک: گلستان سعدی، ص58، 124.&amp;lt;/ref&amp;gt; اما امروزه حج‌گزاری اختصاصی به ثروتمندان ندارد و بسیاری از مردم طبقه متوسط جامعه نیز به حج می‌روند.&lt;br /&gt;
رفتن به مکان‌های زیارتی در طول مسیر حج به ویژه تا پیش از دوران معاصر که مسافرت‌ها از راه زمینی انجام می‌شد، بسیار رواج داشته است. کاروان‌های حج در مسیر خود، مزار بزرگان صوفیه و عالمان و صالحان را زیارت می‌کردند.&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ بیهق، ص188-189.&amp;lt;/ref&amp;gt; ایرانیان شیعه مذهب پایبند بودند که در راه حج، قبور امامان در عراق را زیارت کنند و ثواب حج و زیارت امامان را در یک سفر جمع نمایند.&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ حج‌گزاری ایرانیان، ص178، 318.&amp;lt;/ref&amp;gt; گروهی از مردم ایران زیارت مشهد [[امام رضا(ع)]] در [[خراسان]] را نیز پیش یا پس از سفر حج خود به جا می‌آورده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;نک: زبور آل داود، ص136-137.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== بدرقه و استقبال ===&lt;br /&gt;
از آداب سفر حج در ایران، بدرقه و استقبال حاجیان بوده است که در نقاط گوناگون ایران با آداب و رسوم محلی آمیخته شده و امروزه نیز کم و بیش اجرا می‌شود. در گذشته، بستگان و آشنایان حاجی تا قسمتی از بیرون شهر یا روستای محل اقامت حاجی یا گاه تا نخستین آبادی یا شهرهای دورتر، او را بدرقه و در آن‌جا وداع می‌کردند. در دوران معاصر نیز بدرقه‌کنندگان تا محل گرد آمدن و حرکت حاجیان مانند اداره درشکه یا گاراژ اتومبیل، او را همراهی می‌کردند.&amp;lt;ref&amp;gt;خاطرات سفر مکه، ص6.&amp;lt;/ref&amp;gt; از آن‌جا که معمولاً شماری از مردم یک محل یا روستا با هم سفر می‌نمودند، شمار این بدرقه‌کنندگان بسیار فراوان بوده است؛ به حدی که روبوسی و خداحافظی با همه افراد گاه موجب خستگی و آزار حاجی می‌شد.&amp;lt;ref&amp;gt;پنجاه سفرنامه، ج8، ص760-761.&amp;lt;/ref&amp;gt; هنگام استقبال از حاجی نیز مردم معمولاً به بیرون از شهر می‌رفتند. برخی نزدیکان حاجی گاه به شهرهای سر راه وی و حتی شهرهای مرزی ایران سفر می‌کردند و آن‌جا منتظر ورود حاجیان می‌ماندند.&amp;lt;ref&amp;gt;پنجاه سفرنامه، ج6، ص137؛ ج8، ص822؛ میراث شهاب، ش41-42، ص21-22، «روزنگار استقبال از حجاج.&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;سفرنامه مکه معظمه، ص259.&amp;lt;/ref&amp;gt; مراسم استقبال از حاجیان برای مردم شهر اهمیت فراوان داشته و با شادی بسیار و جشن همراه بوده است. در گلستان سعدی حکایتی است که نشان می‌دهد گاه والیان شهر به یُمن ورود حاجیان و سلامت آنان، زندانیان را آزاد می‌کرده‌اند. داستانی دیگر در گلستان سعدی، ماجرای فردی را حکایت می‌کند که برای کسب احترام حاکم خود را حاجی خواند و با حاجیان به شهر وارد شد. این نیز نشانگر احترام بسیار حاجی هنگام بازگشت به زادگاه خود است.&amp;lt;ref&amp;gt;گلستان سعدی، ص42.&amp;lt;/ref&amp;gt; افزون بر همشهری‌های حاجی، مردم شهرهای سر راه که عبور کاروان حاجیان را می‌دیدند، شادی می‌کردند و به آنان خوش‌آمد می‌گفتند.&amp;lt;ref&amp;gt;سفرنامه حاج ایاز خان قشقایی، ص180.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
امروزه بستگان و نزدیکان حاجی معمولاً تا فرودگاه به بدرقه یا استقبال او می‌روند. گاه برخی بستگان برای بدرقه حاجی از نقاط دور به فرودگاه محل اعزام وی می‌روند.&amp;lt;ref&amp;gt;با من به خانه خدا بیایید، ص129.&amp;lt;/ref&amp;gt; دوستان و آشنایان حاجی با نصب پارچه‌نوشته‌هایی در پیرامون منزل وی، ورود او را تبریک می‌گویند. در روز ورود حاجی نیز افزون بر گروهی که به بدرقه او می‌روند، شماری در منزل منتظر ورودش می‌مانند و با قربانی‌کردن و فرستادن صلوات از وی استقبال می‌کنند. حاجی پس از بازگشت از حج، بستگان و آشنایان را به یک مهمانی دعوت کرده، به آنان ولیمه می‌دهد. حاجیان ایرانی معمولاً به آوردن سوغاتی از سفر مکه پایبندی دارند. این سوغاتی‌ها شامل هدیه‌های مذهبی مانند [[آب زمزم]] و نیز دیگر سوغاتی‌هایی است که از بازار مکه و مدینه خریداری می‌شود و برای یادبود به افراد دور و نزدیک فامیل داده می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;‌ای قوم به حج رفته، ص11، 18-21؛ آداب سفر حج، ص227؛ زمزم، ص108؛ سفرهای زیارتی در فرهنگ مردم، ص176.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===ویژگی‌های ایرانیان در حج===&lt;br /&gt;
کهن‌ترین منبعی که درباره آداب و رفتار ایرانیان در حج سخن گفته، سفرنامه ابن‌جبیر است که از شور و شوق ایرانیان برای زیارت کعبه خبر داده که در سال حضور او بسیار پرشمار بوده‌اند. با ورود ایرانیان به مکه، دیگر امکان ورود به درون خانه خدا برای ابن‌جبیر پیش نیامده و ازدحام ایرانیان به‌اندازه‌ای بوده که تلف‌شدن حاجیان زیر دست و پا احتمال فراوان داشته است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او همچنین از تعویض پوشش چوبین روی سنگ مقام با پوشش آهنین به مناسبت ورود حاجیان ایرانی و از بیم نابود شدن سنگ به دلیل ازدحام ایرانیان برای لمس آن گزارش می‌دهد. سبقت جستن برای روشن کردن شمع در مکه و مدینه، از آدابی بوده که به احترام مکه و مدینه رواج داشته و به گفته ابن‌جبیر، ایرانیان در آن سال‌ها، در انجام این کار از دیگران پیشی می‌گرفته‌اند. به گفته او، [[مسجدالحرام]] در مدت اقامت ایرانیان شب‌ها کاملاً روشن بود؛ زیرا هر یک از ایرانیان شمع و مشعلی در دست داشت و حتی برخی شمع‌ها به قدری بزرگ بود که آن را روی دوش حمل می‌کردند.&amp;lt;ref&amp;gt;رحلة ابن جبیر، ص107-108، 128-129، 139، 141.&amp;lt;/ref&amp;gt; پنج سده پس از ابن‌جبیر، نویسنده‌ای روسی که در آستانه سده بیستم م (۱۸۹۸م) به حج رفته، حاجیان ایرانی را از نظر ابراز احساسات فراوان هنگام انجام اعمال حج، ممتاز دانسته و به سر و صدای حاجیان ایرانی، گریه‌های آنان و همچنین رفتار آنان در بوسیدن و لمس کردن در و دیوار مسجدالحرام اشاره کرده است.&amp;lt;ref&amp;gt;الرحلة السریه، ص124، 297.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از دوران صفویه، حضور ایرانیان به دلیل تفاوت مذهب با دیگر مسلمانان، جلوه‌هایی ویژه یافت. سفرنامه‌نویسان از آداب ویژه ایرانیان در حرمین سخن گفته‌اند. مهم‌ترین این آداب، پایبندی ایرانیان به زیارت قبور امامان در بقیع بوده است. مشکلاتی که حاجیان ایرانی در این زمینه داشتند، در بخش‌های دیگر این مقاله به میان آمده است. امروزه نیز رفتار ایرانیان در پایبندی و دلبستگی به زیارت بقیع در مدینه، آنان را از دیگر حاجیان متمایز می‌کند؛ هر چند به دلیل مخالفت پلیس عربستان، ایرانیان امکان بوسیدن مکان‌ها و خواندن زیارت برای قبور یا نماز گزاردن در بقیع را ندارند. برگزاری مراسم دعای کمیل که دو شب جمعه در مدینه در جوار بقیع با حضور زائران ایرانی به صورت رسمی برگزار می‌شود، از ویژگی‌های زیارت آنان در [[موسم حج]] است.&amp;lt;ref&amp;gt;نک: با کاروان ابراهیم، ص146-147؛ با کاروان عشق، ص297-298؛ حج25، ص63.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از دیگر ویژگی‌های حج ایرانیان که در مکه و مدینه، آنان را متمایز می‌ساخت و گاه دردسرهایی برایشان پدیدمی‌آورد، مراسم عزاداری در محرم‌الحرام بود. گاه حضور ایرانیان در مکه و مدینه تا پس از ماه ذی‌حجه و آغاز ماه محرم ادامه داشت و در این هنگام، ایرانیان به برگزاری مراسم عزاداری در خانه‌های خود و منازل ایرانیان ساکن در [[حجاز]] می‌پرداختند. گزارش‌های این گونه مراسم در برخی سفرنامه‌های ایرانی دوران قاجار بازتاب یافته است.&amp;lt;ref&amp;gt;پنجاه سفرنامه، ج5، ص480؛ نک: تذکرة الطریق، ص123.&amp;lt;/ref&amp;gt; ایرانیان همچنین در موسم حج ارتباطی ویژه با اقلیت شیعیان ساکن در مدینه که نخاوله خوانده می‌شوند، برقرار می‌کردند و امروزه نیز این ارتباط برقرار است. ایرانیان از دوران قاجار افزون بر دیدار با نخاوله، در خانه آنان در مدینه ساکن می‌شدند و از آن‌جا که این گروه از طبقه فقیر مدینه بودند، ایرانیان به روش‌های گوناگون به آنان یاری مالی می‌رساندند.&amp;lt;ref&amp;gt;سفرنامه حاج ایاز خان قشقایی، ص147-148؛ پنجاه سفرنامه، ج4، ص154؛ ج5، ص482؛ سفرنامه میرزا داود میروظایف، ص157.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Rezashams</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikihaj.com/index.php?title=%D8%A2%D8%AF%D8%A7%D8%A8_%D9%88_%D8%B1%D8%B3%D9%88%D9%85_%D8%AD%D8%AC_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86&amp;diff=67910</id>
		<title>آداب و رسوم حج ایرانیان</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikihaj.com/index.php?title=%D8%A2%D8%AF%D8%A7%D8%A8_%D9%88_%D8%B1%D8%B3%D9%88%D9%85_%D8%AD%D8%AC_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86&amp;diff=67910"/>
		<updated>2026-05-25T20:16:22Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Rezashams: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{در دست ویرایش|ماه=[[خرداد]]|روز=[[4]]|سال=[[۱۴۰۵]]|کاربر=Rezashams  }}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:مقاله‌های در حال ویرایش]]&lt;br /&gt;
سفر حج نزد ایرانیان از اهمیت فراوان برخوردار بوده و حاجیان پس از بازگشت از مکه، در جامعه از احترام فراوان بهره داشته و مورد اعتماد مردم و بازرگانان بوده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;سفرنامه کازاما، ص113.&amp;lt;/ref&amp;gt; امروزه نیز اشتیاق فراوان ایرانیان به حج‌گزاری باعث شده که خواستاران [[حج و عمره]] در هر نوبت ثبت نام به میلیون‌ها تن برسد و امکان حج‌گزاری و سفر عمره تنها پس از چند سال برای ثبت نام کنندگان فراهم شود.&lt;br /&gt;
در زمان‌های پیشین، با وجود احترام و اهمیتی که ایرانیان برای سفر حج باور داشتند، شاید مهم‌ترین ویژگی این سفر در ذهن ایرانیان، دوری و دشواری راه بود. دشواری راه حج در ادبیات فارسی بازتابی گسترده یافته و این سفر را به نمادی برای تحمل دشواری در راه رسیدن به معشوق تبدیل کرده است. برخی از این سروده‌ها حالت ضرب‌المثل گرفته‌اند؛ همچون: «جمال کعبه چنان می‌دواندم به نشاط/ که خارهای مغیلان حریر می‌آید» و «چون عشق حرم باشد، سهل است بیابان‌ها».&amp;lt;ref&amp;gt;فرهنگ امثال سخن، ج1، ص273، 328.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
از آن‌جا که احتمال مرگ و میر در راه حج بسیار بوده، مسافر حج معمولاً پیش از سفر، از دوستان و نزدیکانش حلالیت می‌طلبید. تعیین طالع سعد برای آغاز سفر و گرفتن استخاره برای زمان آغاز حرکت، کاری بود که بسیاری از حاجیان پیش از سفر برای تعیین هنگام سفر انجام می‌دادند و اگر نتیجه استخاره بد بود، سفر را تا سال بعد به تعویق می‌انداختند و سال بعد دیگر بار استخاره می‌کردند. مسافران گاه حتی در تعیین مسیرهای حرکت در میانه راه نیز استخاره می‌کردند.&amp;lt;ref&amp;gt;سفرنامه فرهاد میرزا، ص19؛ خاطرات سفر مکه، ص5؛ پنجاه سفرنامه، ج7، ص165؛ سفرنامه میرزا داود میروظایف، ص23.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
سفر حج هزینه فراوان داشت. اگر حاجی تنها سفر می‌کرد، باید هزینه خانواده خود را دست کم برای یک سال تهیه می‌نمود و سپس راهی سفر حج می‌شد. این استطاعت مالی برای حاجیان به آسانی حاصل نمی‌شد و حج‌گزاری همیشه ویژه توانگران بود.&amp;lt;ref&amp;gt;قابوس نامه، ص16.&amp;lt;/ref&amp;gt; همین موضوع سبب رواج پاره‌ای از ضرب‌المثل‌های کنایه‌آمیز درباره حاجیان در میان مردم بود که به بی‌عدالتی اجتماعی در توزیع ثروت در جامعه اعتراض می‌کردند. درون‌مایه این ضرب‌المثل‌ها و همانندهای آن‌ها در ادبیات منظوم و منثور، مخالفت با ریاکاری و دل خوش کردن به ظواهر شریعت است؛ ضرب‌المثل‌هایی چون: «انگور بدزد شیره کن/ خرجی راه مکه کن»؛ «حاجی را از شکمش باید شناخت»؛ «سه دزد بی‌صدا دارم الهی/ حاجی و مشهدی و کربلایی»؛ «افزون ز هزار کعبه باشد یک دل»؛ «دل به دست آور که حج اکبر است».&amp;lt;ref&amp;gt;فرهنگ امثال سخن، ج1، ص16، 85، 119، 346، 682.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
در ادبیات مکتوب حج، آنچه از میراث گذشتگان تا پیش از دوران معاصر برای ما باقی مانده، بیشتر درباره حج‌گزاری ثروتمندان است. به ویژه در دوران حکومت قاجار، بیشتر سفرنامه‌ها از آنِ اشراف است. از حج‌گزاری طبقه فرودست ایرانی، گزارشی چندان در دست نیست؛ جز آنچه در داستان‌های مربوط به حج‌گزاری عارفان و صوفیان آمده است. صوفیان معمولاً بر پایه‌اندیشه توکل، بدون زاد و توشه در راه دشوار حج گام می‌نهادند و گاه روزهای فراوان گرسنگی را تحمل می‌کردند.&amp;lt;ref&amp;gt;نک: گلستان سعدی، ص58، 124.&amp;lt;/ref&amp;gt; اما امروزه حج‌گزاری اختصاصی به ثروتمندان ندارد و بسیاری از مردم طبقه متوسط جامعه نیز به حج می‌روند.&lt;br /&gt;
رفتن به مکان‌های زیارتی در طول مسیر حج به ویژه تا پیش از دوران معاصر که مسافرت‌ها از راه زمینی انجام می‌شد، بسیار رواج داشته است. کاروان‌های حج در مسیر خود، مزار بزرگان صوفیه و عالمان و صالحان را زیارت می‌کردند.&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ بیهق، ص188-189.&amp;lt;/ref&amp;gt; ایرانیان شیعه مذهب پایبند بودند که در راه حج، قبور امامان در عراق را زیارت کنند و ثواب حج و زیارت امامان را در یک سفر جمع نمایند.&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ حج‌گزاری ایرانیان، ص178، 318.&amp;lt;/ref&amp;gt; گروهی از مردم ایران زیارت مشهد [[امام رضا(ع)]] در [[خراسان]] را نیز پیش یا پس از سفر حج خود به جا می‌آورده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;نک: زبور آل داود، ص136-137.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
از آداب سفر حج در ایران، بدرقه و استقبال حاجیان بوده است که در نقاط گوناگون ایران با آداب و رسوم محلی آمیخته شده و امروزه نیز کم و بیش اجرا می‌شود. در گذشته، بستگان و آشنایان حاجی تا قسمتی از بیرون شهر یا روستای محل اقامت حاجی یا گاه تا نخستین آبادی یا شهرهای دورتر، او را بدرقه و در آن‌جا وداع می‌کردند. در دوران معاصر نیز بدرقه‌کنندگان تا محل گرد آمدن و حرکت حاجیان مانند اداره درشکه یا گاراژ اتومبیل، او را همراهی می‌کردند.&amp;lt;ref&amp;gt;خاطرات سفر مکه، ص6.&amp;lt;/ref&amp;gt; از آن‌جا که معمولاً شماری از مردم یک محل یا روستا با هم سفر می‌نمودند، شمار این بدرقه‌کنندگان بسیار فراوان بوده است؛ به حدی که روبوسی و خداحافظی با همه افراد گاه موجب خستگی و آزار حاجی می‌شد.&amp;lt;ref&amp;gt;پنجاه سفرنامه، ج8، ص760-761.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
هنگام استقبال از حاجی نیز مردم معمولاً به بیرون از شهر می‌رفتند. برخی نزدیکان حاجی گاه به شهرهای سر راه وی و حتی شهرهای مرزی ایران سفر می‌کردند و آن‌جا منتظر ورود حاجیان می‌ماندند.&amp;lt;ref&amp;gt;پنجاه سفرنامه، ج6، ص137؛ ج8، ص822؛ میراث شهاب، ش41-42، ص21-22، «روزنگار استقبال از حجاج.&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;سفرنامه مکه معظمه، ص259.&amp;lt;/ref&amp;gt; مراسم استقبال از حاجیان برای مردم شهر اهمیت فراوان داشته و با شادی بسیار و جشن همراه بوده است. در گلستان سعدی حکایتی است که نشان می‌دهد گاه والیان شهر به یُمن ورود حاجیان و سلامت آنان، زندانیان را آزاد می‌کرده‌اند. داستانی دیگر در گلستان سعدی، ماجرای فردی را حکایت می‌کند که برای کسب احترام حاکم خود را حاجی خواند و با حاجیان به شهر وارد شد. این نیز نشانگر احترام بسیار حاجی هنگام بازگشت به زادگاه خود است.&amp;lt;ref&amp;gt;گلستان سعدی، ص42.&amp;lt;/ref&amp;gt; افزون بر همشهری‌های حاجی، مردم شهرهای سر راه که عبور کاروان حاجیان را می‌دیدند، شادی می‌کردند و به آنان خوش‌آمد می‌گفتند.&amp;lt;ref&amp;gt;سفرنامه حاج ایاز خان قشقایی، ص180.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
امروزه بستگان و نزدیکان حاجی معمولاً تا فرودگاه به بدرقه یا استقبال او می‌روند. گاه برخی بستگان برای بدرقه حاجی از نقاط دور به فرودگاه محل اعزام وی می‌روند.&amp;lt;ref&amp;gt;با من به خانه خدا بیایید، ص129.&amp;lt;/ref&amp;gt; دوستان و آشنایان حاجی با نصب پارچه‌نوشته‌هایی در پیرامون منزل وی، ورود او را تبریک می‌گویند. در روز ورود حاجی نیز افزون بر گروهی که به بدرقه او می‌روند، شماری در منزل منتظر ورودش می‌مانند و با قربانی‌کردن و فرستادن صلوات از وی استقبال می‌کنند.&lt;br /&gt;
حاجی پس از بازگشت از حج، بستگان و آشنایان را به یک مهمانی دعوت کرده، به آنان ولیمه می‌دهد. حاجیان ایرانی معمولاً به آوردن سوغاتی از سفر مکه پایبندی دارند. این سوغاتی‌ها شامل هدیه‌های مذهبی مانند [[آب زمزم]] و نیز دیگر سوغاتی‌هایی است که از بازار مکه و مدینه خریداری می‌شود و برای یادبود به افراد دور و نزدیک فامیل داده می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;‌ای قوم به حج رفته، ص11، 18-21؛ آداب سفر حج، ص227؛ زمزم، ص108؛ سفرهای زیارتی در فرهنگ مردم، ص176.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===ویژگی‌های ایرانیان در حج===&lt;br /&gt;
درباره ویژگی‌های ایرانیان در حج و رفتارهای خاص آن‌ها، به چند موضوع می‌توان اشاره کرد. کهن‌ترین منبعی که درباره آداب و رفتار ایرانیان در حج سخن گفته، سفرنامه ابن‌جبیر است که از شور و شوق ایرانیان برای زیارت کعبه خبر داده که در سال حضور او بسیار پرشمار بوده‌اند. با ورود ایرانیان به مکه، دیگر امکان ورود به درون خانه خدا برای ابن‌جبیر پیش نیامده و ازدحام ایرانیان به‌اندازه‌ای بوده که تلف‌شدن حاجیان زیر دست و پا احتمال فراوان داشته است. او همچنین از تعویض پوشش چوبین روی سنگ مقام با پوشش آهنین به مناسبت ورود حاجیان ایرانی و از بیم نابود شدن سنگ به دلیل ازدحام ایرانیان برای لمس آن گزارش می‌دهد. سبقت جستن برای روشن کردن شمع در مکه و مدینه، از آدابی بوده که به احترام مکه و مدینه رواج داشته و به گفته ابن‌جبیر، ایرانیان در آن سال‌ها، در انجام این کار از دیگران پیشی می‌گرفته‌اند. به گفته او، [[مسجدالحرام]] در مدت اقامت ایرانیان شب‌ها کاملاً روشن بود؛ زیرا هر یک از ایرانیان شمع و مشعلی در دست داشت و حتی برخی شمع‌ها به قدری بزرگ بود که آن را روی دوش حمل می‌کردند.&amp;lt;ref&amp;gt;رحلة ابن جبیر، ص107-108، 128-129، 139، 141.&amp;lt;/ref&amp;gt; پنج سده پس از ابن‌جبیر، نویسنده‌ای روسی که در آستانه سده بیستم م. (۱۸۹۸م) به حج رفته، حاجیان ایرانی را از نظر ابراز احساسات فراوان هنگام انجام اعمال حج، ممتاز دانسته و به سر و صدای حاجیان ایرانی، گریه‌های آنان و همچنین رفتار آنان در بوسیدن و لمس کردن در و دیوار مسجدالحرام اشاره کرده است.&amp;lt;ref&amp;gt;الرحلة السریه، ص124، 297.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
پس از دوران صفویه، حضور ایرانیان به دلیل تفاوت مذهب با دیگر مسلمانان، جلوه‌هایی ویژه یافت. سفرنامه‌نویسان از آداب ویژه ایرانیان در حرمین سخن گفته‌اند. مهم‌ترین این آداب، پایبندی ایرانیان به زیارت قبور امامان در بقیع بوده است. مشکلاتی که حاجیان ایرانی در این زمینه داشتند، در بخش‌های دیگر این مقاله به میان آمده است. امروزه نیز رفتار ایرانیان در پایبندی و دلبستگی به زیارت بقیع در مدینه، آنان را از دیگر حاجیان متمایز می‌کند؛ هر چند به دلیل مخالفت پلیس عربستان، ایرانیان امکان بوسیدن مکان‌ها و خواندن زیارت برای قبور یا نماز گزاردن در بقیع را ندارند. برگزاری مراسم دعای کمیل که دو شب جمعه در مدینه در جوار بقیع با حضور زائران ایرانی به صورت رسمی برگزار می‌شود، از ویژگی‌های زیارت آنان در [[موسم حج]] است.&amp;lt;ref&amp;gt;نک: با کاروان ابراهیم، ص146-147؛ با کاروان عشق، ص297-298؛ حج25، ص63.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
از دیگر ویژگی‌های حج ایرانیان که در مکه و مدینه، آنان را متمایز می‌ساخت و گاه دردسرهایی برایشان پدیدمی‌آورد، مراسم عزاداری در محرم‌الحرام بود. گاه حضور ایرانیان در مکه و مدینه تا پس از ماه ذی‌حجه و آغاز ماه محرم ادامه داشت و در این هنگام، ایرانیان به برگزاری مراسم عزاداری در خانه‌های خود و منازل ایرانیان ساکن در [[حجاز]] می‌پرداختند. گزارش‌های این گونه مراسم در برخی سفرنامه‌های ایرانی دوران قاجار بازتاب یافته است.&amp;lt;ref&amp;gt;پنجاه سفرنامه، ج5، ص480؛ نک: تذکرة الطریق، ص123.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
ایرانیان همچنین در موسم حج ارتباطی ویژه با اقلیت شیعیان ساکن در مدینه که نخاوله خوانده می‌شوند، برقرار می‌کردند و امروزه نیز این ارتباط برقرار است. ایرانیان از دوران قاجار افزون بر دیدار با نخاوله، در خانه آنان در مدینه ساکن می‌شدند و از آن‌جا که این گروه از طبقه فقیر مدینه بودند، ایرانیان به روش‌های گوناگون به آنان یاری مالی می‌رساندند.&amp;lt;ref&amp;gt;سفرنامه حاج ایاز خان قشقایی، ص147-148؛ پنجاه سفرنامه، ج4، ص154؛ ج5، ص482؛ سفرنامه میرزا داود میروظایف، ص157.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Rezashams</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikihaj.com/index.php?title=%D8%B1%D8%A7%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%AD%D8%AC_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86&amp;diff=67908</id>
		<title>راه‌های حج ایرانیان</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikihaj.com/index.php?title=%D8%B1%D8%A7%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%AD%D8%AC_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86&amp;diff=67908"/>
		<updated>2026-05-25T19:39:35Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Rezashams: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&#039;&#039;&#039;راه‌های حج ایرانیان&#039;&#039;&#039; در طول تاریخ تغییرهای بسیار به خود دیده است. عوامل سیاسی و بسته شدن مرزها به دلیل نبرد میان حکومت‌ها، قدرت یافتن راهزنان، عوامل طبیعی و آب و هوا، و نیز پیشرفت فناوری حمل و نقل از عوامل تغییر و تحول در راه‌های حج ایرانیان بوده است. در این میان راه‌های ایرانیان برای سفر حج از سه طریق دریایی، زمینی و اخیرا هوایی برقرار بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== راه‌های زمینی ==&lt;br /&gt;
راه‌های زمینی حج ایرانیان از طریق سرزمین‌های غربی پیموده می‌شده است که مشروح این راه‌ها چنین گزارش شده است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== راه عراق ===&lt;br /&gt;
کهن‌ترین و مهم‌ترین راه حج ایرانیان، راه [[عراق]] بود. در سده‌های نخستین اسلامی که ایران زیر نظر خلافت اسلامی و والیان عراق اداره می‌شد، مسافران مکه از نقاط گوناگون ایران به سوی شهرهای عراق راهی می‌شدند و از آن‌جا همراه کاروان عراق به سوی [[حجاز]] می‌رفتند.&amp;lt;ref&amp;gt;راه حج، ص12.&amp;lt;/ref&amp;gt; راه عراق برای حاجی ایرانی کوتاه‌ترین راه بود؛ اما به دلیل وضعیت بد آب و هوایی و خطر همیشگی حمله راهزنان، بدترین راه حج نیز به شمار می‌رفت. در بیابان‌های راه [[مکه]]، تهیه آب تنها از چاه‌ها و برکه‌های محدود و شناخته شده‌ای میسّر بود که میزان آب آن‌ها همیشه به یک‌ اندازه نبود و بعضی سال‌ها کاروانیان را به دشواری می‌انداخت. نبود آب و وقوع طوفان در برخی سال‌ها باعث توقف کاروان حج یا کشته‌شدن بسیاری از حاجیان می‌شد.&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ طبری، ج8، ص150؛ ج9، ص150، 501؛ ج10، ص139؛ الکامل، ج7، ص34؛ ج9، ص205؛ درب زبیده، ص99-100.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حمله راهزنان و قبایل عرب به کاروان حاجیان، مشکل دیگر مسافران مکه در راه عراق بود که تا روزگار معاصر نیز ادامه داشته است. این راهزنان با حمله به کاروان حاجیان، گاه به کشتار و غارت می‌پرداختند و گاه در ازای دریافت اموال کاروانیان، به آنان اجازه بازگشت یا ادامه مسیر می‌دادند. رویارویی با این قبایل به نیروی نظامی نیاز داشت و در مواردی که پادشاهان و خلفا ضعیف بودند یا به دلیل مشکلات داخلی، به حج بها نمی‌دادند، قدرت‌نمایی این بادیه‌نشینان چنان بالا می‌گرفت که سفر حج را سال‌ها به تعطیلی می‌کشاند.&amp;lt;ref&amp;gt;درب زبیده، ص91-98.&amp;lt;/ref&amp;gt; ناامنی حاصل از ظهور قرمطیان (۲۷۳–۴۷۰ق) یعنی پیروان [[ابوطاهر قرمطی]] در [[جزیرةالعرب]] نخستین مورد مهم راهزنی است که از سال ۲۹۴ق آغاز شد و با حمله قرمطیان به مکه در سال ۳۱۶ق به اوج رسید و حج‌گزاری ایرانیان و حرکت کاروان عراق را سال‌ها با دشواری روبه‌رو کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ طبری، ج11، ص22، 119؛ تاریخ ابن خلدون، ج4، ص129.&amp;lt;/ref&amp;gt; حتی پیش از آن نیز حمله قبایل عرب به کاروان حاجیان از جمله به سال ۲۸۷ق رخ داده بود.&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ طبری، ج10، ص74؛ اتحاف الوری، ج2، ص355.&amp;lt;/ref&amp;gt; در هر دوره، یکی از قبایل عرب مانند [[بنی‌سلیم|بنو سلیم]]، [[قبیله طی|طی]]، خفاجه و بنی‌حرب قدرتی بیشتر می‌یافت و مدتی عامل اصلی ناامنی در راه حج می‌شد.&amp;lt;ref&amp;gt;تجارب الامم، ج7، ص515؛ الکامل، ج8، ص574؛ ج9، ص69، 105، 205، 236؛ درب زبیده، ص92-98.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== مسیرهای راه عراق ====&lt;br /&gt;
حاجیان از راه عراق، معمولا از دو مسیر [[کوفه]] و یا [[بصره]] به حج می‌رفتند. راه [[بصره]] از بصره آغاز می‌شد و در معدن النقره به راه کوفه می‌پیوست.&amp;lt;ref&amp;gt;المسالک و الممالک، ص146-147؛ احسن التقاسیم، ج1، ص361؛ الخراج، ص84؛ جغرافیای حافظ ابرو، ج1، ص232.&amp;lt;/ref&amp;gt; راه کوفه که در طول تاریخ با عناوینی مانند [[درب زبیده]]، راه کوفه، راه نجد و راه جبل شناخته شده،&amp;lt;ref&amp;gt;نک: الکامل، ج8، ص147؛ درب زبیده، ص65؛ نک: فارسنامه ناصری، ج1، ص710؛ سفرنامه میرزا محمد حسین فراهانی، ص171.&amp;lt;/ref&amp;gt; حاجیان را از [[بغداد]] به کوفه و از آن‌جا به جنوب عراق می‌برد. آنها با عبور از [[صحرای نفود]] و نجد و گذر از منازلی مانند [[قادسیه]]، عذیب، مغیثه، [[زباله]]، ثعلبیه، فید، حاجر و معدن النقره به حجاز می‌رسیدند و به [[مدینه]] یا [[مکه]] می‌رفتند.&amp;lt;ref&amp;gt;المناسک، ص269-356؛ المسالک و الممالک، ص125-127؛ البلدان، ص150؛ رحلة ابن جبیر، ص162-163.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== راه عراق در زمان صفویه ====&lt;br /&gt;
پس از تشکیل [[صفویان|دولت صفوی]] در ایران و فراگیری [[شیعه دوازده امامی|مذهب تشیع]] در این سرزمین، راه عراق به دلیل وجود مزارهای [[امامان شیعه]] در عتبات برای ایرانیان اهمیتی بیشتر یافت. در این دوران، راه عراق در سرزمین‌های زیر سلطه دولت عثمانی قرار داشت. حکومت عثمانی بر سرزمین‌های جنوب عراق نظارت کامل نداشت و این سرزمین‌ها معمولاً شاهد قدرت یافتن قبایل عرب بود. ناامنی، گرفتن مالیات فراوان از حاجیان در طول مسیر، و معطل کردن آنان به بهانه‌های گوناگون باعث می‌شد گاه عبور کاروان‌های حج از این مسیر، از سوی شاهان ایران ممنوع شود. در نامه‌ای که شاه عباس دوم به شریف مکه نوشت، به منع حاجیان برای عبور از راه بصره اشاره و بازگشایی راه حج وابسته به تعهد حاکم بصره و شریف مکه به برقراری امنیت در طول مسیر شده است.&amp;lt;ref&amp;gt;سفرنامه شاردن، ج2، ص616؛ نک: احیاء الملوک، ص479؛ مقالات تاریخی، دفتر11، ص62-68.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== راه عراق در زمان قاجاریه ====&lt;br /&gt;
در دوران [[قاجاریان|حکومت قاجار]]، راه عراق را بیشتر با عنوان راه نجد یا راه جبل می‌شناختند.&amp;lt;ref&amp;gt;نک: سفرنامه میرزا محمد حسین فراهانی، ص171؛ تذکرة الطریق، ص22؛ سفرنامه فرهاد میرزا، ص196.&amp;lt;/ref&amp;gt; از نیمه سده سیزدهم قمری، دولتی نیمه مستقل در سرزمین نجد یا جبل با نام آل‌رشید (۱۲۵۲–۱۳۴۰ق) تشکیل شد. آل‌رشید مسؤولیت حفظ امنیت راه جبل را بر عهده داشتند و در مقابل از کاروان‌داران مالیات می‌گرفتند.&amp;lt;ref&amp;gt;خاطرات سرهارد فورد، ص13.&amp;lt;/ref&amp;gt; مسافران زیر نظر شخصی که از سوی او به عنوان [[امیرالحاج]] تعیین می‌شد، سفر می‌کردند.&amp;lt;ref&amp;gt;مقالات تاریخی، دفتر8، ص187.&amp;lt;/ref&amp;gt; هر چند حاکمان آل‌رشید از اقتدار بسیاری برخوردار بودند، باز هم احتمال حمله راهزنان و قبایل در راه جبل بسیار بود.&amp;lt;ref&amp;gt;به سوی‌ام القری، ص242، 244؛ تذکرة الطریق، ص50.&amp;lt;/ref&amp;gt; با این حال، مشکل اصلی راه جبل برای حاجی، نه حمله راهزنان، که بدرفتاری و زیاده‌خواهی خود حاکمان جبل بود. امیر جبل به بهانه‌های گوناگون بیش ازاندازه از مردم پول می‌گرفت و برای دریافت آن با مردم بدرفتاری می‌کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;حدیث قافله‌ها، ص113-114.&amp;lt;/ref&amp;gt; به دلیل این گونه مشکلات، راه جبل بدترین راه حج شناخته می‌شد و سفرنامه‌های حج دوران قاجاری لبریز از شرح مشکلات راه جبل است تا آن‌جا که برخی سفرنامه‌ها مانند «تیر اجل در صدمات راه جبل» اصولاً برای تذکر سختی‌های این راه و منع حاجیان از انتخاب این راه نوشته شده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;مقالات تاریخی، دفتر9، ص16.&amp;lt;/ref&amp;gt; این وضعیت باعث شد که بعضی از دانشوران و شاهان قاجار، سفر از راه جبل را گاهی ممنوع کنند.&amp;lt;ref&amp;gt;سفرنامه مکه معظمه، ص158.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===راه شام===&lt;br /&gt;
این راه از شهرهای شام آغاز می‌شد و با گذشتن از سرزمین‌های [[سوریه]] و [[اردن]] امروزی و منازلی چون بصری، کرک، معان، عقبه، ذات حج، و [[تبوک]] به مدینه و مکه می‌رسید.&amp;lt;ref&amp;gt;درباره راه شام، نک: الحقیقة و المجاز، ج3، ص387-411.&amp;lt;/ref&amp;gt; این راه معمولاً مسیر اصلی ایرانیان نبود؛ اما در برخی دوره‌ها بیشتر مورد استفاده ایرانیان قرار می‌گرفت. تا پیش از دوران صفویه، این راه یا از سوی افرادی که می‌خواستند در مسیر حج از [[بیت‌المقدس]] یا [[مصر]] دیدن کنند، استفاده می‌شد یا هنگامی که راه عراق به دلیل خطر هجوم راهزنان بسته بود.&amp;lt;ref&amp;gt;عالم‌آرای نادری، ج3، ص887؛ اسناد و مکاتبات سیاسی ایران از 1105 تا 1135، ص174؛ بیان واقع، ص150- 151.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با قدرت یافتن حکومت عثمانی در عراق و آناتولی و [[شبه جزیره عربستان|شبه جزیره]]، راه عراق اهمیت خود را از دست داد و راه شام به عنوان مسیر اصلی حج از سوی دولت عثمانی مورد توجه قرار گرفت. از این دوران، معمولاً ایرانیان از دو راه به شام می‌رفتند. راه معمول، [[عراق]] و [[بغداد]] و سپس [[کرکوک]]، [[موصل]] و عرفه به [[حلب]] و [[دمشق]] بود. راه شام برای مسافر ایرانی بسیار طولانی‌تر از راه عراق بود. با آن‌که این راه با سربازان عثمانی محافظت می‌شد، همچنان احتمال حمله راهزنان وجود داشت. قسمتی از راه نیز از بیابان‌های خشک عبور می‌کرد. افزون بر این‌ها، به دلیل اختلاف عثمانی با حکومت‌های ایران، مسافر ایرانی دچار برخی مشکلات نیز بود؛ از جمله آن‌که ناچار بود مالیات بیشتر بپردازد.&amp;lt;ref&amp;gt;عالم‌آرای نادری، ج3، ص887؛ اسناد و مکاتبات سیاسی ایران از 1105 تا 1135، ص174؛ بیان واقع، ص150- 151.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== راه نخجوان از دمشق ===&lt;br /&gt;
راه دیگر، شمال ایران و نخجوان و اردوباد و آناتولی و حلب و دمشق بود. نویسنده یک سفرنامه به جای مانده از دوران صفوی، از سفر کاروان رسمی یا بخشی از کاروان رسمی حاجیان ایرانی که با گروهی از تفنگداران حمایت می‌شده‌اند، از این راه خبر داده است. این مسیر افزون بر این‌ که کوهستانی و بسیار خطرناک و دشوار بود، در معرض حمله راهزنان نیز قرار داشت و دانسته نیست که چرا ایرانیان از این راه استفاده می‌کردند.&amp;lt;ref&amp;gt;سفرنامه منظوم حج، ص41-62؛ بیان واقع، ص130-135؛ مقالات تاریخی، دفتر8، ص194-196؛ تاریخ حج‌گزاری ایرانیان، ص173-176.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== راه‌های زمینی - دریایی ==&lt;br /&gt;
گزارشات سفرهای حج مسیرهایی را معرفی می‌کند که به صورت ترکیبی از طریق دریا و زمین حاجیان را به مقصد خود می‌رساندند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===راه احساء===&lt;br /&gt;
از دیگر راه‌های حاجیان ایرانی که از صحراهای شبه جزیره می‌گذشت، راه [[احساء]] یا لحساء بود. احساء یا لحساء، سرزمینی در جنوب غرب [[خلیج فارس]] و نام قدیم آن بحرین بود.&amp;lt;ref&amp;gt;احسن التقاسیم، ص93؛ معجم البلدان، ج1، ص112؛ جغرافیای تاریخی کشورهای اسلامی، ج1، ص234.&amp;lt;/ref&amp;gt; حاجیان ایرانی برای گذر از راه احساء معمولاً با عبور از عرض خلیج فارس، نخست به بحرین می‌رفتند و سپس با عبور از [[یمامه]] به حجاز می‌رسیدند. این راه از دیرباز مورد استفاده ایرانیان بوده است. ناصر خسرو هنگام بازگشت به ایران از مکه، به سال ۴۴۳ق از این راه بهره برد. او از مکه به یمامه و سپس به احساء رفت و از آن‌جا به بصره و آبادان و سرزمین‌های ایران سفر کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;سفرنامه ناصر خسرو، ص147-152.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[ابن‌بطوطه]] نیز به سال ۷۳۲ق از راه احساء به [[مکه]] رفت. او از بندر سیراف و با عبور از عرض خلیج فارس، به بحرین سفر کرد و از آن‌جا به احساء و یمامه و مکه رسید.&amp;lt;ref&amp;gt;رحلة ابن بطوطه، ج2، ص151-154.&amp;lt;/ref&amp;gt; سفر از راه خلیج فارس به بحرین و احساء در دوران صفویه رونقی بیشتر یافت و مورد استفاده برخی دانشوران شیعه ایرانی قرار گرفت.&amp;lt;ref&amp;gt;نک: تاریخ و سفرنامه حزین، ص243؛ تاریخ عالم‌آرای عباسی، ج1، ص156.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== راه بمبئی - جده ===&lt;br /&gt;
راهی دیگر که در اوایل [[حکومت پهلوی|دوران پهلوی]] استفاده می‌شد، مسیر زمینی از ایران به [[بمبئی]] و از آن‌جا با کشتی به سوی جده بود.&amp;lt;ref&amp;gt;میقات حج، ش54، ص1492، «حج‌گزاری در سال‌های آغازین انقلاب.&amp;lt;/ref&amp;gt; سفر دریایی در این دوران معمولاً با کشتی‌های اروپایی موجود در خلیج فارس انجام می‌شد و حاجیان بهره‌وری از کشتی‌های خارجی را که از لحاظ امکانات مناسب‌تر بودند، سفارش می‌کردند.&amp;lt;ref&amp;gt;پنجاه سفرنامه، ج1، ص596؛ سفرنامه حاج ایاز خان قشقایی، ص66، 77؛ نک: خاطرات سفر مکه، ص62.&amp;lt;/ref&amp;gt; کشتی‌هایی که حاجیان را جابه‌جا می‌کردند، معمولاً شلوغ بودند و همین باعث ناراحتی زائران می‌شد. مسافران برای انتخاب جای مناسب در کشتی و نیز از نظر بهداشتی بسیار در تنگنا بودند.&amp;lt;ref&amp;gt;پنجاه سفرنامه، ج2، ص476-479؛ ج8، ص30؛ ج4، ص420.&amp;lt;/ref&amp;gt; راه طولانی دریایی که بیشتر با بیم از طوفان و غرق شدن می‌گذشت، برای حاجی دشوار بود.&amp;lt;ref&amp;gt;روزنامه سفر حج، ص57.&amp;lt;/ref&amp;gt; در دوران قاجار، برخی ایرانیان از جمله پسر حاجی زین‌العابدین بازرگان شیرازی با خرید کشتی به حمل و نقل ایرانیان در این مسیر پرداختند.&amp;lt;ref&amp;gt;حدیث قافله‌ها، ص101.&amp;lt;/ref&amp;gt; کشتی ایرانی دیگر که در منابع این دوره از آن یاد شده، احمدی خوانده می‌شد که به سال ۱۳۱۹ق فعال بوده است.&amp;lt;ref&amp;gt;پنجاه سفرنامه، ج7، ص255.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===راه استانبول===&lt;br /&gt;
راه دیگر که تنها از دوران قاجاریه استفاده می‌شد، راه [[استانبول]] بود. ایرانیانی که این مسیر را انتخاب می‌کردند، معمولاً از شهرهای نیمه شمالی کشور به سوی انزلی راهی می‌شدند. در انزلی با کشتی به باکو می‌رفتند و از باکو به سوی باتوم یا یکی از دیگر بنادر دریای سیاه می‌رفتند. مسافرت در این مسیر پس از احداث راه‌آهن باکو تا باتوم بسیار رونق گرفت و مورد استفاده ایرانیان به ویژه ثروتمندان بود. مسافران معمولاً از باتوم با کشتی به استانبول می‌رفتند و از استانبول با کشتی به [[اسکندریه]] در مصر رهسپار می‌شدند و سپس در خاک مصر به بندر سوئز می‌رسیدند و با کشتی به سوی جده راهی می‌گشتند. کسانی که قصد داشتند نخست به [[مدینه]] بروند، در [[ینبع]]؛ و آنان که نخست به مکه می‌رفتند، در جده پیاده می‌شدند.&amp;lt;ref&amp;gt;سفرنامه فرهاد میرزا، ص19-127؛ سفرنامه میرزا محمد حسین فراهانی، ص57-158؛ سفرنامه امین الدوله، ص58-156؛ پنجاه سفرنامه، ج6، ص18؛ ج7، ص200.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[احرام]] حاجیانی که با کشتی به جده می‌رفتند، همسو با [[میقات]]، درون کشتی انجام می‌شد. این حاجیان نیز مانند آن‌ها که از جنوب ایران به [[دریای سرخ]] می‌آمدند، با مشکل کمبود آب در کشتی برای [[غسل احرام|غسل]] و احرام مواجه بودند.&amp;lt;ref&amp;gt;پنجاه سفرنامه، ج7، ص251؛ سفرنامه فرهاد میرزا، ص164.&amp;lt;/ref&amp;gt; مسافر راه استانبول با عبور از شهرهای امپراتوری روسیه و دولت عثمانی، با بخشی از پیشرفت‌های فنی به ویژه در امر حمل و نقل آشنا می‌شد و برخی از جلوه‌های تمدن جدید غرب را تجربه می‌کرد. سفرنامه‌های این دوران شامل وصف پیشرفت تکنولوژیک، وضع اجتماعی و اقتصادی، سیمای شهرهای قفقاز و استانبول، و بیان تجربه‌های حاجیان از شرکت در مکان‌ها و اجتماعاتی مانند تئاتر، پارک و تالار کنسرت است. در حقیقت، بخشی از تجربه آشنایی ایرانیان با مظاهر تمدن غرب، حاصل همین سفرها بوده است.&amp;lt;ref&amp;gt;سفرنامه میرزا داود وزیر وظایف، ص77-78؛ سفرنامه میرزا محمد حسین فراهانی، ص112-113؛ پنجاه سفرنامه، ج7، ص194، 197، 204-209.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===راه دریایی از بیروت===&lt;br /&gt;
در دوران معاصر و پیش از رواج هواپیما، برای سفر به حج، راه دریایی [[بیروت]] مورد استفاده حاجیان ایرانی قرار می‌گرفت. در این مسیر، حاجیان ایرانی نخست از راه زمینی و با اتومبیل و قطار به عراق سفر و سپس بیروت سفر می‌کردند و با کشتی‌های اروپایی به جده راهی می‌شدند. بهره‌وری از راه دریایی بیروت تا مدت‌ها ادامه داشت و در دوران پهلوی اول، از راه‌های اصلی حاجیان ایرانی بود. در سال‌های پیش از جنگ جهانی دوم، سفیر ایران در جده برای حمل و نقل حاجیان ایرانی از بیروت به جده و بر عکس، با یک شرکت فرانسوی قراردادی امضا کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;روابط سیاسی ایران و عربستان، ص71.&amp;lt;/ref&amp;gt; به سال ۱۳۲۷ش که پس از جنگ جهانی دوم نخستین بار حج ایرانیان به‌طور رسمی انجام شد، حدود دو هزار تَن از جمعیت چهارده هزار نفری حاجیان ایرانی، از این راه به حج رفتند.&amp;lt;ref&amp;gt;میقات حج، ش51، ص170، 185، «خاطرات سرپرست حجاج در سفر سال 1327ش.».&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== راه دریایی ==&lt;br /&gt;
راه دریایی جنوب ایران نیز از راه‌های قدیم بود که از دوران صفویه و در پی رواج کشتیرانی اروپاییان در اقیانوس هند، رونقی بیشتر یافت. برای عبور از این راه، حاجیان در بنادر جنوبی ایران مانند بندر کنگ و [[بوشهر]] به کشتی می‌نشستند و با گذر از خلیج فارس و دریای عمان و اقیانوس هند و جنوب شبه جزیره عربی، وارد دریای سرخ می‌شدند و به بندر جده می‌رفتند.&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ حج‌گزاری ایرانیان، ص192-194؛ مقالات تاریخی، دفتر8، ص183؛ وقایع السنین، ص557؛ تاریخ و سفرنامه حزین، ص241.&amp;lt;/ref&amp;gt; بهره‌وری از این راه در دوران قاجار بیشتر شد. در این دوران، افزون بر بهره‌وری از بنادر جنوب ایران، برخی از حاجیان نخست به عتبات می‌رفتند و پس از زیارت عتبات، از بصره به قصد جده سوار کشتی می‌شدند.&amp;lt;ref&amp;gt;نک: شرح زندگانی من، ج2، ص80؛ فارسنامه ناصری، ج1، ص27؛ روزنامه سفر حج، ص45-62.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
== راه هوایی ==&lt;br /&gt;
از سال ۱۳۲۸ش راه هوایی به راه‌های حج ایرانیان افزوده شد. در سال‌های آغازین، مسیر هوایی میان ایران تا جده به‌طور مستقیم وجود نداشت و حاجیان یا از راه زمینی یا با هواپیما از [[تهران]] به بغداد، بصره، بیروت یا شهرهای [[اردن]] و سوریه می‌رفتند و از فرودگاه این شهرها راهی جده می‌شدند.&amp;lt;ref&amp;gt;مجله خاطرات وحید، ش7، اردیبهشت1351، ص38، «مقدمات عزیمت به مکه؛ خاطرات زیارت خانه خدا، ص35، 39؛ خاطرات سفر حج، ص12؛ به سوی خدا می‌رویم، ص105، 113؛ سفرنامه حج و راهنمای حاج، ص9.&amp;lt;/ref&amp;gt; در سال ۱۳۲۷ش. حدود ۶۰۰ تن از ایرانیان با هواپیما به مکه رفتند.&amp;lt;ref&amp;gt;میقات حج، ش51، ص170، 185.&amp;lt;/ref&amp;gt; راه هوایی به تدریج رونق گرفت و پس از چندی پرواز مستقیم از ایران به جده برقرار و این راه به مسیر اصلی حج ایرانیان تبدیل شد. امروز نیز سفر حج ایرانیان تنها از راه هواپیما و با پروازهای مستقیم از ایران به شهرهای عربستان صورت می‌گیرد.&amp;lt;ref&amp;gt;جزییات اعزام ایرانی‌ها به حج مشخص شد؛ از راه زمینی و فقط ۳۰۶۷۰ نفر، ایسنا.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:مقاله‌های در حال ویرایش]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Rezashams</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikihaj.com/index.php?title=%D8%B1%D8%A7%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%AD%D8%AC_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86&amp;diff=67902</id>
		<title>راه‌های حج ایرانیان</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikihaj.com/index.php?title=%D8%B1%D8%A7%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%AD%D8%AC_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86&amp;diff=67902"/>
		<updated>2026-05-25T18:25:18Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Rezashams: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;راه [[حج]] [[حاجی|حاجیان]] [[ایران|ایرانی]] در طول تاریخ تغییرهای بسیار به خود دیده است. عوامل سیاسی و بسته شدن مرزها به دلیل نبرد میان حکومت‌ها، قدرت یافتن راهزنان، عوامل طبیعی و آب و هوا، و نیز پیشرفت فناوری حمل و نقل از عوامل تغییر و تحول در راه‌های حج ایرانیان بوده است. در این میان راه‌های ایرانیان برای سفر حج از سه طریق دریایی، زمینی و اخیرا هوایی برقرار بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== راه‌های زمینی ==&lt;br /&gt;
راه‌های زمینی حج ایرانیان از طریق سرزمین‌های غربی پیموده می‌شده است که مشروح این راه‌ها چنین گزارش شده است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== راه عراق ===&lt;br /&gt;
کهن‌ترین و مهم‌ترین راه حج ایرانیان، راه [[عراق]] بود. در سده‌های نخستین اسلامی که ایران زیر نظر خلافت اسلامی و والیان عراق اداره می‌شد، مسافران مکه از نقاط گوناگون ایران به سوی شهرهای عراق راهی می‌شدند و از آن‌جا همراه کاروان عراق به سوی [[حجاز]] می‌رفتند.&amp;lt;ref&amp;gt;راه حج، ص12.&amp;lt;/ref&amp;gt; راه عراق برای حاجی ایرانی کوتاه‌ترین راه بود؛ اما به دلیل وضعیت بد آب و هوایی و خطر همیشگی حمله راهزنان، بدترین راه حج نیز به شمار می‌رفت. در بیابان‌های راه [[مکه]]، تهیه آب تنها از چاه‌ها و برکه‌های محدود و شناخته شده‌ای میسّر بود که میزان آب آن‌ها همیشه به یک‌ اندازه نبود و بعضی سال‌ها کاروانیان را به دشواری می‌انداخت. نبود آب و وقوع طوفان در برخی سال‌ها باعث توقف کاروان حج یا کشته‌شدن بسیاری از حاجیان می‌شد.&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ طبری، ج8، ص150؛ ج9، ص150، 501؛ ج10، ص139؛ الکامل، ج7، ص34؛ ج9، ص205؛ درب زبیده، ص99-100.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حمله راهزنان و قبایل عرب به کاروان حاجیان، مشکل دیگر مسافران مکه در راه عراق بود که تا روزگار معاصر نیز ادامه داشته است. این راهزنان با حمله به کاروان حاجیان، گاه به کشتار و غارت می‌پرداختند و گاه در ازای دریافت اموال کاروانیان، به آنان اجازه بازگشت یا ادامه مسیر می‌دادند. رویارویی با این قبایل به نیروی نظامی نیاز داشت و در مواردی که پادشاهان و خلفا ضعیف بودند یا به دلیل مشکلات داخلی، به حج بها نمی‌دادند، قدرت‌نمایی این بادیه‌نشینان چنان بالا می‌گرفت که سفر حج را سال‌ها به تعطیلی می‌کشاند.&amp;lt;ref&amp;gt;درب زبیده، ص91-98.&amp;lt;/ref&amp;gt; ناامنی حاصل از ظهور قرمطیان (۲۷۳–۴۷۰ق) یعنی پیروان [[ابوطاهر قرمطی]] در [[جزیرةالعرب]] نخستین مورد مهم راهزنی است که از سال ۲۹۴ق آغاز شد و با حمله قرمطیان به مکه در سال ۳۱۶ق به اوج رسید و حج‌گزاری ایرانیان و حرکت کاروان عراق را سال‌ها با دشواری روبه‌رو کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ طبری، ج11، ص22، 119؛ تاریخ ابن خلدون، ج4، ص129.&amp;lt;/ref&amp;gt; حتی پیش از آن نیز حمله قبایل عرب به کاروان حاجیان از جمله به سال ۲۸۷ق رخ داده بود.&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ طبری، ج10، ص74؛ اتحاف الوری، ج2، ص355.&amp;lt;/ref&amp;gt; در هر دوره، یکی از قبایل عرب مانند [[بنی‌سلیم|بنو سلیم]]، [[قبیله طی|طی]]، خفاجه و بنی‌حرب قدرتی بیشتر می‌یافت و مدتی عامل اصلی ناامنی در راه حج می‌شد.&amp;lt;ref&amp;gt;تجارب الامم، ج7، ص515؛ الکامل، ج8، ص574؛ ج9، ص69، 105، 205، 236؛ درب زبیده، ص92-98.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== مسیرهای راه عراق ====&lt;br /&gt;
حاجیان از راه عراق، معمولا از دو مسیر [[کوفه]] و یا [[بصره]] به حج می‌رفتند. راه [[بصره]] از بصره آغاز می‌شد و در معدن النقره به راه کوفه می‌پیوست.&amp;lt;ref&amp;gt;المسالک و الممالک، ص146-147؛ احسن التقاسیم، ج1، ص361؛ الخراج، ص84؛ جغرافیای حافظ ابرو، ج1، ص232.&amp;lt;/ref&amp;gt; راه کوفه که در طول تاریخ با عناوینی مانند [[درب زبیده]]، راه کوفه، راه نجد و راه جبل شناخته شده،&amp;lt;ref&amp;gt;نک: الکامل، ج8، ص147؛ درب زبیده، ص65؛ نک: فارسنامه ناصری، ج1، ص710؛ سفرنامه میرزا محمد حسین فراهانی، ص171.&amp;lt;/ref&amp;gt; حاجیان را از [[بغداد]] به کوفه و از آن‌جا به جنوب عراق می‌برد. آنها با عبور از [[صحرای نفود]] و نجد و گذر از منازلی مانند [[قادسیه]]، عذیب، مغیثه، [[زباله]]، ثعلبیه، فید، حاجر و معدن النقره به حجاز می‌رسیدند و به [[مدینه]] یا [[مکه]] می‌رفتند.&amp;lt;ref&amp;gt;المناسک، ص269-356؛ المسالک و الممالک، ص125-127؛ البلدان، ص150؛ رحلة ابن جبیر، ص162-163.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== راه عراق در زمان صفویه ====&lt;br /&gt;
پس از تشکیل [[صفویان|دولت صفوی]] در ایران و فراگیری [[شیعه دوازده امامی|مذهب تشیع]] در این سرزمین، راه عراق به دلیل وجود مزارهای [[امامان شیعه]] در عتبات برای ایرانیان اهمیتی بیشتر یافت. در این دوران، راه عراق در سرزمین‌های زیر سلطه دولت عثمانی قرار داشت. حکومت عثمانی بر سرزمین‌های جنوب عراق نظارت کامل نداشت و این سرزمین‌ها معمولاً شاهد قدرت یافتن قبایل عرب بود. ناامنی، گرفتن مالیات فراوان از حاجیان در طول مسیر، و معطل کردن آنان به بهانه‌های گوناگون باعث می‌شد گاه عبور کاروان‌های حج از این مسیر، از سوی شاهان ایران ممنوع شود. در نامه‌ای که شاه عباس دوم به شریف مکه نوشت، به منع حاجیان برای عبور از راه بصره اشاره و بازگشایی راه حج وابسته به تعهد حاکم بصره و شریف مکه به برقراری امنیت در طول مسیر شده است.&amp;lt;ref&amp;gt;سفرنامه شاردن، ج2، ص616؛ نک: احیاء الملوک، ص479؛ مقالات تاریخی، دفتر11، ص62-68.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== راه عراق در زمان قاجاریه ====&lt;br /&gt;
در دوران [[قاجاریان|حکومت قاجار]]، راه عراق را بیشتر با عنوان راه نجد یا راه جبل می‌شناختند.&amp;lt;ref&amp;gt;نک: سفرنامه میرزا محمد حسین فراهانی، ص171؛ تذکرة الطریق، ص22؛ سفرنامه فرهاد میرزا، ص196.&amp;lt;/ref&amp;gt; از نیمه سده سیزدهم قمری، دولتی نیمه مستقل در سرزمین نجد یا جبل با نام آل‌رشید (۱۲۵۲–۱۳۴۰ق) تشکیل شد. آل‌رشید مسؤولیت حفظ امنیت راه جبل را بر عهده داشتند و در مقابل از کاروان‌داران مالیات می‌گرفتند.&amp;lt;ref&amp;gt;خاطرات سرهارد فورد، ص13.&amp;lt;/ref&amp;gt; مسافران زیر نظر شخصی که از سوی او به عنوان [[امیرالحاج]] تعیین می‌شد، سفر می‌کردند.&amp;lt;ref&amp;gt;مقالات تاریخی، دفتر8، ص187.&amp;lt;/ref&amp;gt; هر چند حاکمان آل‌رشید از اقتدار بسیاری برخوردار بودند، باز هم احتمال حمله راهزنان و قبایل در راه جبل بسیار بود.&amp;lt;ref&amp;gt;به سوی‌ام القری، ص242، 244؛ تذکرة الطریق، ص50.&amp;lt;/ref&amp;gt; با این حال، مشکل اصلی راه جبل برای حاجی، نه حمله راهزنان، که بدرفتاری و زیاده‌خواهی خود حاکمان جبل بود. امیر جبل به بهانه‌های گوناگون بیش ازاندازه از مردم پول می‌گرفت و برای دریافت آن با مردم بدرفتاری می‌کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;حدیث قافله‌ها، ص113-114.&amp;lt;/ref&amp;gt; به دلیل این گونه مشکلات، راه جبل بدترین راه حج شناخته می‌شد و سفرنامه‌های حج دوران قاجاری لبریز از شرح مشکلات راه جبل است تا آن‌جا که برخی سفرنامه‌ها مانند «تیر اجل در صدمات راه جبل» اصولاً برای تذکر سختی‌های این راه و منع حاجیان از انتخاب این راه نوشته شده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;مقالات تاریخی، دفتر9، ص16.&amp;lt;/ref&amp;gt; این وضعیت باعث شد که بعضی از دانشوران و شاهان قاجار، سفر از راه جبل را گاهی ممنوع کنند.&amp;lt;ref&amp;gt;سفرنامه مکه معظمه، ص158.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===راه شام===&lt;br /&gt;
این راه از شهرهای شام آغاز می‌شد و با گذشتن از سرزمین‌های [[سوریه]] و [[اردن]] امروزی و منازلی چون بصری، کرک، معان، عقبه، ذات حج، و [[تبوک]] به مدینه و مکه می‌رسید.&amp;lt;ref&amp;gt;درباره راه شام، نک: الحقیقة و المجاز، ج3، ص387-411.&amp;lt;/ref&amp;gt; این راه معمولاً مسیر اصلی ایرانیان نبود؛ اما در برخی دوره‌ها بیشتر مورد استفاده ایرانیان قرار می‌گرفت. تا پیش از دوران صفویه، این راه یا از سوی افرادی که می‌خواستند در مسیر حج از [[بیت‌المقدس]] یا [[مصر]] دیدن کنند، استفاده می‌شد یا هنگامی که راه عراق به دلیل خطر هجوم راهزنان بسته بود.&amp;lt;ref&amp;gt;عالم‌آرای نادری، ج3، ص887؛ اسناد و مکاتبات سیاسی ایران از 1105 تا 1135، ص174؛ بیان واقع، ص150- 151.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با قدرت یافتن حکومت عثمانی در عراق و آناتولی و [[شبه جزیره عربستان|شبه جزیره]]، راه عراق اهمیت خود را از دست داد و راه شام به عنوان مسیر اصلی حج از سوی دولت عثمانی مورد توجه قرار گرفت. از این دوران، معمولاً ایرانیان از دو راه به شام می‌رفتند. راه معمول، [[عراق]] و [[بغداد]] و سپس [[کرکوک]]، [[موصل]] و عرفه به [[حلب]] و [[دمشق]] بود. راه شام برای مسافر ایرانی بسیار طولانی‌تر از راه عراق بود. با آن‌که این راه با سربازان عثمانی محافظت می‌شد، همچنان احتمال حمله راهزنان وجود داشت. قسمتی از راه نیز از بیابان‌های خشک عبور می‌کرد. افزون بر این‌ها، به دلیل اختلاف عثمانی با حکومت‌های ایران، مسافر ایرانی دچار برخی مشکلات نیز بود؛ از جمله آن‌که ناچار بود مالیات بیشتر بپردازد.&amp;lt;ref&amp;gt;عالم‌آرای نادری، ج3، ص887؛ اسناد و مکاتبات سیاسی ایران از 1105 تا 1135، ص174؛ بیان واقع، ص150- 151.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== راه نخجوان از دمشق ===&lt;br /&gt;
راه دیگر، شمال ایران و نخجوان و اردوباد و آناتولی و حلب و دمشق بود. نویسنده یک سفرنامه به جای مانده از دوران صفوی، از سفر کاروان رسمی یا بخشی از کاروان رسمی حاجیان ایرانی که با گروهی از تفنگداران حمایت می‌شده‌اند، از این راه خبر داده است. این مسیر افزون بر این‌ که کوهستانی و بسیار خطرناک و دشوار بود، در معرض حمله راهزنان نیز قرار داشت و دانسته نیست که چرا ایرانیان از این راه استفاده می‌کردند.&amp;lt;ref&amp;gt;سفرنامه منظوم حج، ص41-62؛ بیان واقع، ص130-135؛ مقالات تاریخی، دفتر8، ص194-196؛ تاریخ حج‌گزاری ایرانیان، ص173-176.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== راه‌های زمینی - دریایی ==&lt;br /&gt;
گزارشات سفرهای حج مسیرهایی را معرفی می‌کند که به صورت ترکیبی از طریق دریا و زمین حاجیان را به مقصد خود می‌رساندند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===راه احساء===&lt;br /&gt;
از دیگر راه‌های حاجیان ایرانی که از صحراهای شبه جزیره می‌گذشت، راه [[احساء]] یا لحساء بود. احساء یا لحساء، سرزمینی در جنوب غرب [[خلیج فارس]] و نام قدیم آن بحرین بود.&amp;lt;ref&amp;gt;احسن التقاسیم، ص93؛ معجم البلدان، ج1، ص112؛ جغرافیای تاریخی کشورهای اسلامی، ج1، ص234.&amp;lt;/ref&amp;gt; حاجیان ایرانی برای گذر از راه احساء معمولاً با عبور از عرض خلیج فارس، نخست به بحرین می‌رفتند و سپس با عبور از [[یمامه]] به حجاز می‌رسیدند. این راه از دیرباز مورد استفاده ایرانیان بوده است. ناصر خسرو هنگام بازگشت به ایران از مکه، به سال ۴۴۳ق از این راه بهره برد. او از مکه به یمامه و سپس به احساء رفت و از آن‌جا به بصره و آبادان و سرزمین‌های ایران سفر کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;سفرنامه ناصر خسرو، ص147-152.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[ابن‌بطوطه]] نیز به سال ۷۳۲ق از راه احساء به [[مکه]] رفت. او از بندر سیراف و با عبور از عرض خلیج فارس، به بحرین سفر کرد و از آن‌جا به احساء و یمامه و مکه رسید.&amp;lt;ref&amp;gt;رحلة ابن بطوطه، ج2، ص151-154.&amp;lt;/ref&amp;gt; سفر از راه خلیج فارس به بحرین و احساء در دوران صفویه رونقی بیشتر یافت و مورد استفاده برخی دانشوران شیعه ایرانی قرار گرفت.&amp;lt;ref&amp;gt;نک: تاریخ و سفرنامه حزین، ص243؛ تاریخ عالم‌آرای عباسی، ج1، ص156.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== راه بمبئی - جده ===&lt;br /&gt;
راهی دیگر که در اوایل [[حکومت پهلوی|دوران پهلوی]] استفاده می‌شد، مسیر زمینی از ایران به [[بمبئی]] و از آن‌جا با کشتی به سوی جده بود.&amp;lt;ref&amp;gt;میقات حج، ش54، ص1492، «حج‌گزاری در سال‌های آغازین انقلاب.&amp;lt;/ref&amp;gt; سفر دریایی در این دوران معمولاً با کشتی‌های اروپایی موجود در خلیج فارس انجام می‌شد و حاجیان بهره‌وری از کشتی‌های خارجی را که از لحاظ امکانات مناسب‌تر بودند، سفارش می‌کردند.&amp;lt;ref&amp;gt;پنجاه سفرنامه، ج1، ص596؛ سفرنامه حاج ایاز خان قشقایی، ص66، 77؛ نک: خاطرات سفر مکه، ص62.&amp;lt;/ref&amp;gt; کشتی‌هایی که حاجیان را جابه‌جا می‌کردند، معمولاً شلوغ بودند و همین باعث ناراحتی زائران می‌شد. مسافران برای انتخاب جای مناسب در کشتی و نیز از نظر بهداشتی بسیار در تنگنا بودند.&amp;lt;ref&amp;gt;پنجاه سفرنامه، ج2، ص476-479؛ ج8، ص30؛ ج4، ص420.&amp;lt;/ref&amp;gt; راه طولانی دریایی که بیشتر با بیم از طوفان و غرق شدن می‌گذشت، برای حاجی دشوار بود.&amp;lt;ref&amp;gt;روزنامه سفر حج، ص57.&amp;lt;/ref&amp;gt; در دوران قاجار، برخی ایرانیان از جمله پسر حاجی زین‌العابدین بازرگان شیرازی با خرید کشتی به حمل و نقل ایرانیان در این مسیر پرداختند.&amp;lt;ref&amp;gt;حدیث قافله‌ها، ص101.&amp;lt;/ref&amp;gt; کشتی ایرانی دیگر که در منابع این دوره از آن یاد شده، احمدی خوانده می‌شد که به سال ۱۳۱۹ق فعال بوده است.&amp;lt;ref&amp;gt;پنجاه سفرنامه، ج7، ص255.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===راه استانبول===&lt;br /&gt;
راه دیگر که تنها از دوران قاجاریه استفاده می‌شد، راه [[استانبول]] بود. ایرانیانی که این مسیر را انتخاب می‌کردند، معمولاً از شهرهای نیمه شمالی کشور به سوی انزلی راهی می‌شدند. در انزلی با کشتی به باکو می‌رفتند و از باکو به سوی باتوم یا یکی از دیگر بنادر دریای سیاه می‌رفتند. مسافرت در این مسیر پس از احداث راه‌آهن باکو تا باتوم بسیار رونق گرفت و مورد استفاده ایرانیان به ویژه ثروتمندان بود. مسافران معمولاً از باتوم با کشتی به استانبول می‌رفتند و از استانبول با کشتی به [[اسکندریه]] در مصر رهسپار می‌شدند و سپس در خاک مصر به بندر سوئز می‌رسیدند و با کشتی به سوی جده راهی می‌گشتند. کسانی که قصد داشتند نخست به [[مدینه]] بروند، در [[ینبع]]؛ و آنان که نخست به مکه می‌رفتند، در جده پیاده می‌شدند.&amp;lt;ref&amp;gt;سفرنامه فرهاد میرزا، ص19-127؛ سفرنامه میرزا محمد حسین فراهانی، ص57-158؛ سفرنامه امین الدوله، ص58-156؛ پنجاه سفرنامه، ج6، ص18؛ ج7، ص200.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[احرام]] حاجیانی که با کشتی به جده می‌رفتند، همسو با [[میقات]]، درون کشتی انجام می‌شد. این حاجیان نیز مانند آن‌ها که از جنوب ایران به [[دریای سرخ]] می‌آمدند، با مشکل کمبود آب در کشتی برای [[غسل احرام|غسل]] و احرام مواجه بودند.&amp;lt;ref&amp;gt;پنجاه سفرنامه، ج7، ص251؛ سفرنامه فرهاد میرزا، ص164.&amp;lt;/ref&amp;gt; مسافر راه استانبول با عبور از شهرهای امپراتوری روسیه و دولت عثمانی، با بخشی از پیشرفت‌های فنی به ویژه در امر حمل و نقل آشنا می‌شد و برخی از جلوه‌های تمدن جدید غرب را تجربه می‌کرد. سفرنامه‌های این دوران شامل وصف پیشرفت تکنولوژیک، وضع اجتماعی و اقتصادی، سیمای شهرهای قفقاز و استانبول، و بیان تجربه‌های حاجیان از شرکت در مکان‌ها و اجتماعاتی مانند تئاتر، پارک و تالار کنسرت است. در حقیقت، بخشی از تجربه آشنایی ایرانیان با مظاهر تمدن غرب، حاصل همین سفرها بوده است.&amp;lt;ref&amp;gt;سفرنامه میرزا داود وزیر وظایف، ص77-78؛ سفرنامه میرزا محمد حسین فراهانی، ص112-113؛ پنجاه سفرنامه، ج7، ص194، 197، 204-209.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===راه دریایی از بیروت===&lt;br /&gt;
در دوران معاصر و پیش از رواج هواپیما، برای سفر به حج، راه دریایی [[بیروت]] مورد استفاده حاجیان ایرانی قرار می‌گرفت. در این مسیر، حاجیان ایرانی نخست از راه زمینی و با اتومبیل و قطار به عراق سفر و سپس بیروت سفر می‌کردند و با کشتی‌های اروپایی به جده راهی می‌شدند. بهره‌وری از راه دریایی بیروت تا مدت‌ها ادامه داشت و در دوران پهلوی اول، از راه‌های اصلی حاجیان ایرانی بود. در سال‌های پیش از جنگ جهانی دوم، سفیر ایران در جده برای حمل و نقل حاجیان ایرانی از بیروت به جده و بر عکس، با یک شرکت فرانسوی قراردادی امضا کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;روابط سیاسی ایران و عربستان، ص71.&amp;lt;/ref&amp;gt; به سال ۱۳۲۷ش که پس از جنگ جهانی دوم نخستین بار حج ایرانیان به‌طور رسمی انجام شد، حدود دو هزار تَن از جمعیت چهارده هزار نفری حاجیان ایرانی، از این راه به حج رفتند.&amp;lt;ref&amp;gt;میقات حج، ش51، ص170، 185، «خاطرات سرپرست حجاج در سفر سال 1327ش.».&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== راه دریایی ==&lt;br /&gt;
راه دریایی جنوب ایران نیز از راه‌های قدیم بود که از دوران صفویه و در پی رواج کشتیرانی اروپاییان در اقیانوس هند، رونقی بیشتر یافت. برای عبور از این راه، حاجیان در بنادر جنوبی ایران مانند بندر کنگ و [[بوشهر]] به کشتی می‌نشستند و با گذر از خلیج فارس و دریای عمان و اقیانوس هند و جنوب شبه جزیره عربی، وارد دریای سرخ می‌شدند و به بندر جده می‌رفتند.&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ حج‌گزاری ایرانیان، ص192-194؛ مقالات تاریخی، دفتر8، ص183؛ وقایع السنین، ص557؛ تاریخ و سفرنامه حزین، ص241.&amp;lt;/ref&amp;gt; بهره‌وری از این راه در دوران قاجار بیشتر شد. در این دوران، افزون بر بهره‌وری از بنادر جنوب ایران، برخی از حاجیان نخست به عتبات می‌رفتند و پس از زیارت عتبات، از بصره به قصد جده سوار کشتی می‌شدند.&amp;lt;ref&amp;gt;نک: شرح زندگانی من، ج2، ص80؛ فارسنامه ناصری، ج1، ص27؛ روزنامه سفر حج، ص45-62.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
== راه هوایی ==&lt;br /&gt;
از سال ۱۳۲۸ش راه هوایی به راه‌های حج ایرانیان افزوده شد. در سال‌های آغازین، مسیر هوایی میان ایران تا جده به‌طور مستقیم وجود نداشت و حاجیان یا از راه زمینی یا با هواپیما از [[تهران]] به بغداد، بصره، بیروت یا شهرهای [[اردن]] و سوریه می‌رفتند و از فرودگاه این شهرها راهی جده می‌شدند.&amp;lt;ref&amp;gt;مجله خاطرات وحید، ش7، اردیبهشت1351، ص38، «مقدمات عزیمت به مکه؛ خاطرات زیارت خانه خدا، ص35، 39؛ خاطرات سفر حج، ص12؛ به سوی خدا می‌رویم، ص105، 113؛ سفرنامه حج و راهنمای حاج، ص9.&amp;lt;/ref&amp;gt; در سال ۱۳۲۷ش. حدود ۶۰۰ تن از ایرانیان با هواپیما به مکه رفتند.&amp;lt;ref&amp;gt;میقات حج، ش51، ص170، 185.&amp;lt;/ref&amp;gt; راه هوایی به تدریج رونق گرفت و پس از چندی پرواز مستقیم از ایران به جده برقرار و این راه به مسیر اصلی حج ایرانیان تبدیل شد. امروز نیز سفر حج ایرانیان تنها از راه هواپیما و با پروازهای مستقیم از ایران به شهرهای عربستان صورت می‌گیرد.&amp;lt;ref&amp;gt;جزییات اعزام ایرانی‌ها به حج مشخص شد؛ از راه زمینی و فقط ۳۰۶۷۰ نفر، ایسنا.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:مقاله‌های در حال ویرایش]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Rezashams</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikihaj.com/index.php?title=%D8%B1%D8%A7%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%AD%D8%AC_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86&amp;diff=67901</id>
		<title>راه‌های حج ایرانیان</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikihaj.com/index.php?title=%D8%B1%D8%A7%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%AD%D8%AC_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86&amp;diff=67901"/>
		<updated>2026-05-25T17:59:26Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Rezashams: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{در دست ویرایش|ماه=[[اردیبهشت]]|روز=[[30]]|سال=[[۱۴۰۵]]|کاربر=Rezashams  }}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
راه حج حاجیان ایرانی در طول تاریخ تغییرهای بسیار به خود دیده است. عوامل سیاسی و بسته شدن مرزها به دلیل نبرد میان حکومت‌ها، قدرت یافتن راهزنان، عوامل طبیعی و آب و هوا، و نیز پیشرفت فناوری حمل و نقل از عوامل تغییر و تحول در راه‌های حج ایرانیان بوده است. در این میان راه‌های ایرانیان برای سفر حج از سه طریق دریایی، زمینی و اخیرا هوایی برقرار بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== راه‌های زمینی ==&lt;br /&gt;
راه‌های زمینی حج ایرانیان از طریق سرزمین‌های غربی پیموده می‌شده است که مشروح این راه‌ها چنین گزارش شده است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== راه عراق ===&lt;br /&gt;
کهن‌ترین و مهم‌ترین راه حج ایرانیان، راه عراق بود. در سده‌های نخستین اسلامی که ایران زیر نظر خلافت اسلامی و والیان عراق اداره می‌شد، مسافران مکه از نقاط گوناگون ایران به سوی شهرهای عراق راهی می‌شدند و از آن‌جا همراه کاروان عراق به سوی حجاز می‌رفتند.&amp;lt;ref&amp;gt;راه حج، ص12.&amp;lt;/ref&amp;gt; راه عراق برای حاجی ایرانی کوتاه‌ترین راه بود؛ اما به دلیل وضعیت بد آب و هوایی و خطر همیشگی حمله راهزنان، بدترین راه حج نیز به شمار می‌رفت. در بیابان‌های راه مکه، تهیه آب تنها از چاه‌ها و برکه‌های محدود و شناخته شده‌ای میسر بود که میزان آب آن‌ها همیشه به یک‌اندازه نبود و بعضی سال‌ها کاروانیان را به دشواری می‌انداخت. نبود آب و وقوع طوفان در برخی سال‌ها باعث توقف کاروان حج یا کشته شدن بسیاری از حاجیان می‌شد.&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ طبری، ج8، ص150؛ ج9، ص150، 501؛ ج10، ص139؛ الکامل، ج7، ص34؛ ج9، ص205؛ درب زبیده، ص99-100.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حمله راهزنان و قبایل عرب به کاروان حاجیان، مشکل دیگر مسافران مکه در راه عراق بود که تا روزگار معاصر نیز ادامه داشته است. این راهزنان با حمله به کاروان حاجیان، گاه به کشتار و غارت می‌پرداختند و گاه در ازای دریافت اموال کاروانیان، به آنان اجازه بازگشت یا ادامه مسیر می‌دادند. رویارویی با این قبایل به نیروی نظامی نیاز داشت و در مواردی که پادشاهان و خلفا ضعیف بودند یا به دلیل مشکلات داخلی، به حج بها نمی‌دادند، قدرت‌نمایی این بادیه‌نشینان چنان بالا می‌گرفت که سفر حج را سال‌ها به تعطیلی می‌کشاند.&amp;lt;ref&amp;gt;درب زبیده، ص91-98.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
ناامنی حاصل از ظهور قرمطیان (۲۷۳–۴۷۰ق) یعنی پیروان ابوطاهر قرمطی در [[جزیرةالعرب]] نخستین مورد مهم راهزنی است که از سال ۲۹۴ق. آغاز شد و با حمله قرمطیان به مکه در سال ۳۱۶ق. به اوج رسید و حج‌گزاری ایرانیان و حرکت کاروان عراق را سال‌ها با دشواری روبه‌رو کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ طبری، ج11، ص22، 119؛ تاریخ ابن خلدون، ج4، ص129.&amp;lt;/ref&amp;gt; حتی پیش از آن نیز حمله قبایل عرب به کاروان حاجیان از جمله به سال ۲۸۷ق. رخ داده بود.&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ طبری، ج10، ص74؛ اتحاف الوری، ج2، ص355.&amp;lt;/ref&amp;gt; در هر دوره، یکی از قبایل عرب مانند بنو سلیم، طی، خفاجه و بنی‌حرب قدرتی بیشتر می‌یافت و مدتی عامل اصلی ناامنی در راه حج می‌شد.&amp;lt;ref&amp;gt;تجارب الامم، ج7، ص515؛ الکامل، ج8، ص574؛ ج9، ص69، 105، 205، 236؛ درب زبیده، ص92-98.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== مسیرهای راه عراق ====&lt;br /&gt;
حاجیان از راه عراق معمولا از دو مسیر کوفه و یا بصره به حج می‌رفتند. راه [[بصره]] بود که از بصره آغاز می‌شد و در معدن النقره به راه کوفه می‌پیوست.&amp;lt;ref&amp;gt;المسالک و الممالک، ص146-147؛ احسن التقاسیم، ج1، ص361؛ الخراج، ص84؛ جغرافیای حافظ ابرو، ج1، ص232.&amp;lt;/ref&amp;gt; راه کوفه که در طول تاریخ با عناوینی مانند [[درب زبیده]]، راه کوفه، راه نجد و راه جبل شناخته شده،&amp;lt;ref&amp;gt;نک: الکامل، ج8، ص147؛ درب زبیده، ص65؛ نک: فارسنامه ناصری، ج1، ص710؛ سفرنامه میرزا محمد حسین فراهانی، ص171.&amp;lt;/ref&amp;gt; حاجیان را از بغداد به کوفه و از آن‌جا به جنوب عراق می‌برد. آنها با عبور از صحرای نفود و نجد و گذر از منازلی مانند قادسیه، عذیب، مغیثه، زباله، ثعلبیه، فید، حاجر و معدن النقره به حجاز می‌رسیدند و به مدینه یا مکه می‌رفتند.&amp;lt;ref&amp;gt;المناسک، ص269-356؛ المسالک و الممالک، ص125-127؛ البلدان، ص150؛ رحلة ابن جبیر، ص162-163.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== راه عراق در زمان صفویه ====&lt;br /&gt;
پس از تشکیل دولت صفوی در ایران و فراگیری مذهب تشیع در این سرزمین، راه عراق به دلیل وجود مزارهای [[امامان شیعه]] در عتبات برای ایرانیان اهمیتی بیشتر یافت. در این دوران، راه عراق در سرزمین‌های زیر سلطه دولت عثمانی قرار داشت. حکومت عثمانی بر سرزمین‌های جنوب عراق نظارت کامل نداشت و این سرزمین‌ها معمولاً شاهد قدرت یافتن قبایل عرب بود. ناامنی، گرفتن مالیات فراوان از حاجیان در طول مسیر، و معطل کردن آنان به بهانه‌های گوناگون باعث می‌شد گاه عبور کاروان‌های حج از این مسیر، از سوی شاهان ایران ممنوع شود. در نامه‌ای که شاه عباس دوم به شریف مکه نوشت، به منع حاجیان برای عبور از راه بصره اشاره و بازگشایی راه حج وابسته به تعهد حاکم بصره و شریف مکه به برقراری امنیت در طول مسیر شده است.&amp;lt;ref&amp;gt;سفرنامه شاردن، ج2، ص616؛ نک: احیاء الملوک، ص479؛ مقالات تاریخی، دفتر11، ص62-68.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== راه عراق در زمان قاجاریه ====&lt;br /&gt;
در دوران حکومت قاجار، راه عراق را بیشتر با عنوان راه نجد یا راه جبل می‌شناختند.&amp;lt;ref&amp;gt;نک: سفرنامه میرزا محمد حسین فراهانی، ص171؛ تذکرة الطریق، ص22؛ سفرنامه فرهاد میرزا، ص196.&amp;lt;/ref&amp;gt; از نیمه سده سیزدهم ق دولتی نیمه مستقل در سرزمین نجد یا جبل با نام آل‌رشید (۱۲۵۲–۱۳۴۰ق) تشکیل شد. آل‌رشید مسؤولیت حفظ امنیت راه جبل را بر عهده داشتند و در برابر از کاروان‌داران مالیات می‌گرفتند.&amp;lt;ref&amp;gt;خاطرات سرهارد فورد، ص13.&amp;lt;/ref&amp;gt; مسافران زیر نظر شخصی که از سوی او به عنوان امیرالحاج تعیین می‌شد، سفر می‌کردند.&amp;lt;ref&amp;gt;مقالات تاریخی، دفتر8، ص187.&amp;lt;/ref&amp;gt; هر چند حاکمان آل‌رشید از اقتدار بسیاری برخوردار بودند، باز هم احتمال حمله راهزنان و قبایل در راه جبل بسیار بود.&amp;lt;ref&amp;gt;به سوی‌ام القری، ص242، 244؛ تذکرة الطریق، ص50.&amp;lt;/ref&amp;gt; با این حال، مشکل اصلی راه جبل برای حاجی، نه حمله راهزنان، که بدرفتاری و زیاده‌خواهی خود حاکمان جبل بود. امیر جبل به بهانه‌های گوناگون بیش ازاندازه از مردم پول می‌گرفت و برای دریافت آن با مردم بدرفتاری می‌کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;حدیث قافله‌ها، ص113-114.&amp;lt;/ref&amp;gt; به دلیل این گونه مشکلات، راه جبل بدترین راه حج شناخته می‌شد و سفرنامه‌های حج دوران قاجاری لبریز از شرح مشکلات راه جبل است تا آن‌جا که برخی سفرنامه‌ها مانند «تیر اجل در صدمات راه جبل» اصولاً برای تذکر سختی‌های این راه و منع حاجیان از انتخاب این راه نوشته شده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;مقالات تاریخی، دفتر9، ص16.&amp;lt;/ref&amp;gt; این وضعیت باعث شد که بعضی از دانشوران و شاهان قاجار، سفر از راه جبل را گاهی ممنوع کنند.&amp;lt;ref&amp;gt;سفرنامه مکه معظمه، ص158.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===راه شام===&lt;br /&gt;
این راه از شهرهای شام آغاز می‌شد و با گذشتن از سرزمین‌های [[سوریه]] و اردن امروزی و منازلی چون بصری، کرک، معان، عقبه، ذات حج، و تبوک به مدینه و مکه می‌رسید.&amp;lt;ref&amp;gt;درباره راه شام، نک: الحقیقة و المجاز، ج3، ص387-411.&amp;lt;/ref&amp;gt; این راه معمولاً مسیر اصلی ایرانیان نبود؛ اما در برخی دوره‌ها بیشتر مورد استفاده ایرانیان قرار می‌گرفت. تا پیش از دوران صفویه، این راه یا از سوی افرادی که می‌خواستند در مسیر حج از [[بیت‌المقدس]] یا مصر دیدن کنند، استفاده می‌شد یا هنگامی که راه عراق به دلیل خطر هجوم راهزنان بسته بود.&amp;lt;ref&amp;gt;عالم‌آرای نادری، ج3، ص887؛ اسناد و مکاتبات سیاسی ایران از 1105 تا 1135، ص174؛ بیان واقع، ص150- 151.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با قدرت یافتن حکومت عثمانی در عراق و آناتولی و شبه جزیره، راه عراق اهمیت خود را از دست داد و راه شام به عنوان مسیر اصلی حج از سوی دولت عثمانی مورد توجه قرار گرفت. از این دوران، معمولاً ایرانیان از دو راه به شام می‌رفتند. راه معمول، [[عراق]] و [[بغداد]] و سپس [[کرکوک]]، [[موصل]] و عرفه به [[حلب]] و [[دمشق]] بود. راه شام برای مسافر ایرانی بسیار طولانی‌تر از راه عراق بود. با آن‌که این راه با سربازان عثمانی محافظت می‌شد، همچنان احتمال حمله راهزنان وجود داشت. قسمتی از راه نیز از بیابان‌های خشک عبور می‌کرد. افزون بر این‌ها، به دلیل اختلاف عثمانی با حکومت‌های ایران، مسافر ایرانی دچار برخی مشکلات نیز بود؛ از جمله آن‌که ناچار بود مالیات بیشتر بپردازد.&amp;lt;ref&amp;gt;عالم‌آرای نادری، ج3، ص887؛ اسناد و مکاتبات سیاسی ایران از 1105 تا 1135، ص174؛ بیان واقع، ص150- 151.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== راه نخجوان از دمشق ===&lt;br /&gt;
راه دیگر، شمال ایران و نخجوان و اردوباد و آناتولی و حلب و دمشق بود. نویسنده یک سفرنامه به جای مانده از دوران صفوی، از سفر کاروان رسمی یا بخشی از کاروان رسمی حاجیان ایرانی که با گروهی از تفنگداران حمایت می‌شده‌اند، از این راه خبر داده است. این مسیر افزون بر این‌که کوهستانی و بسیار خطرناک و دشوار بود، در معرض حمله راهزنان نیز قرار داشت و دانسته نیست که چرا ایرانیان از این راه استفاده می‌کردند.&amp;lt;ref&amp;gt;سفرنامه منظوم حج، ص41-62؛ بیان واقع، ص130-135؛ مقالات تاریخی، دفتر8، ص194-196؛ تاریخ حج‌گزاری ایرانیان، ص173-176.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== راه‌های زمینی - دریایی ==&lt;br /&gt;
گزارشات سفرهای حج مسیرهایی را معرفی می‌کند که به صورت ترکیبی از طریق دریا و زمین حاجیان را به مقصد خود می‌رساندند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===راه احساء===&lt;br /&gt;
از دیگر راه‌های حاجیان ایرانی که از صحراهای شبه جزیره می‌گذشت، راه [[احساء]] یا لحساء بود. احساء یا لحساء، سرزمینی در جنوب غرب [[خلیج فارس]] و نام قدیم آن بحرین بود.&amp;lt;ref&amp;gt;احسن التقاسیم، ص93؛ معجم البلدان، ج1، ص112؛ جغرافیای تاریخی کشورهای اسلامی، ج1، ص234.&amp;lt;/ref&amp;gt; حاجیان ایرانی برای گذر از راه احساء معمولاً با عبور از عرض خلیج فارس، نخست به بحرین می‌رفتند و سپس با عبور از [[یمامه]] به حجاز می‌رسیدند. این راه از دیرباز مورد استفاده ایرانیان بوده است. ناصر خسرو هنگام بازگشت به ایران از مکه، به سال ۴۴۳ق از این راه بهره برد. او از مکه به یمامه و سپس به احساء رفت و از آن‌جا به بصره و آبادان و سرزمین‌های ایران سفر کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;سفرنامه ناصر خسرو، ص147-152.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[ابن‌بطوطه]] نیز به سال ۷۳۲ق. از راه احساء به [[مکه]] رفت. او از بندر سیراف و با عبور از عرض خلیج فارس، به بحرین سفر کرد و از آن‌جا به احساء و یمامه و مکه رسید.&amp;lt;ref&amp;gt;رحلة ابن بطوطه، ج2، ص151-154.&amp;lt;/ref&amp;gt; سفر از راه خلیج فارس به بحرین و احساء در دوران صفویه رونقی بیشتر یافت و مورد استفاده برخی دانشوران شیعه ایرانی قرار گرفت.&amp;lt;ref&amp;gt;نک: تاریخ و سفرنامه حزین، ص243؛ تاریخ عالم‌آرای عباسی، ج1، ص156.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== راه بمبئی - جده ===&lt;br /&gt;
راهی دیگر که در اوایل دوران پهلوی استفاده می‌شد، مسیر زمینی از ایران به [[بمبئی]] و از آن‌جا با کشتی به سوی جده بود.&amp;lt;ref&amp;gt;میقات حج، ش54، ص1492، «حج‌گزاری در سال‌های آغازین انقلاب.&amp;lt;/ref&amp;gt; سفر دریایی در این دوران معمولاً با کشتی‌های اروپایی موجود در خلیج فارس انجام می‌شد و حاجیان بهره‌وری از کشتی‌های خارجی را که از لحاظ امکانات مناسب‌تر بودند، سفارش می‌کردند.&amp;lt;ref&amp;gt;پنجاه سفرنامه، ج1، ص596؛ سفرنامه حاج ایاز خان قشقایی، ص66، 77؛ نک: خاطرات سفر مکه، ص62.&amp;lt;/ref&amp;gt; کشتی‌هایی که حاجیان را جابه‌جا می‌کردند، معمولاً شلوغ بودند و همین باعث ناراحتی زائران می‌شد. مسافران برای انتخاب جای مناسب در کشتی و نیز از نظر بهداشتی بسیار در تنگنا بودند.&amp;lt;ref&amp;gt;پنجاه سفرنامه، ج2، ص476-479؛ ج8، ص30؛ ج4، ص420.&amp;lt;/ref&amp;gt; راه طولانی دریایی که بیشتر با بیم از طوفان و غرق شدن می‌گذشت، برای حاجی دشوار بود.&amp;lt;ref&amp;gt;روزنامه سفر حج، ص57.&amp;lt;/ref&amp;gt; در دوران قاجار، برخی ایرانیان از جمله پسر حاجی زین‌العابدین بازرگان شیرازی با خرید کشتی به حمل و نقل ایرانیان در این مسیر پرداختند.&amp;lt;ref&amp;gt;حدیث قافله‌ها، ص101.&amp;lt;/ref&amp;gt; کشتی ایرانی دیگر که در منابع این دوره از آن یاد شده، احمدی خوانده می‌شد که به سال ۱۳۱۹ق فعال بوده است.&amp;lt;ref&amp;gt;پنجاه سفرنامه، ج7، ص255.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===راه استانبول===&lt;br /&gt;
راه دیگر که تنها از دوران قاجاریه استفاده می‌شد، راه [[استانبول]] بود. ایرانیانی که این مسیر را انتخاب می‌کردند، معمولاً از شهرهای نیمه شمالی کشور به سوی انزلی راهی می‌شدند. در انزلی با کشتی به باکو می‌رفتند و از باکو به سوی باتوم یا یکی از دیگر بنادر دریای سیاه می‌رفتند. مسافرت در این مسیر پس از احداث راه‌آهن باکو تا باتوم بسیار رونق گرفت و مورد استفاده ایرانیان به ویژه ثروتمندان بود. مسافران معمولاً از باتوم با کشتی به استانبول می‌رفتند و از استانبول با کشتی به [[اسکندریه]] در مصر رهسپار می‌شدند و سپس در خاک مصر به بندر سوئز می‌رسیدند و با کشتی به سوی جده راهی می‌گشتند. کسانی که قصد داشتند نخست به [[مدینه]] بروند، در ینبع؛ و آنان که نخست به مکه می‌رفتند، در جده پیاده می‌شدند.&amp;lt;ref&amp;gt;سفرنامه فرهاد میرزا، ص19-127؛ سفرنامه میرزا محمد حسین فراهانی، ص57-158؛ سفرنامه امین الدوله، ص58-156؛ پنجاه سفرنامه، ج6، ص18؛ ج7، ص200.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
احرام حاجیانی که با کشتی به جده می‌رفتند، همسو با میقات، درون کشتی انجام می‌شد. این حاجیان نیز مانند آن‌ها که از جنوب ایران به دریای سرخ می‌آمدند، با مشکل کمبود آب در کشتی برای غسل و [[احرام]] رویارو بودند.&amp;lt;ref&amp;gt;پنجاه سفرنامه، ج7، ص251؛ سفرنامه فرهاد میرزا، ص164.&amp;lt;/ref&amp;gt; مسافر راه استانبول با عبور از شهرهای امپراتوری روسیه و دولت عثمانی، با بخشی از پیشرفت‌های فنی به ویژه در امر حمل و نقل آشنا می‌شد و برخی از جلوه‌های تمدن جدید غرب را تجربه می‌کرد. سفرنامه‌های این دوران شامل وصف پیشرفت تکنولوژیک، وضع اجتماعی و اقتصادی، سیمای شهرهای قفقاز و استانبول، و بیان تجربه‌های حاجیان از شرکت در مکان‌ها و اجتماعاتی مانند تئاتر، پارک و تالار کنسرت است. در حقیقت، بخشی از تجربه آشنایی ایرانیان با مظاهر تمدن غرب، حاصل همین سفرها بوده است.&amp;lt;ref&amp;gt;سفرنامه میرزا داود وزیر وظایف، ص77-78؛ سفرنامه میرزا محمد حسین فراهانی، ص112-113؛ پنجاه سفرنامه، ج7، ص194، 197، 204-209.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===راه دریایی از بیروت===&lt;br /&gt;
در دوران معاصر و پیش از رواج هواپیما، برای سفر به حج، راه دریایی بیروت مورد استفاده حاجیان ایرانی قرار می‌گرفت. در این مسیر، حاجیان ایرانی نخست از راه زمینی و با اتومبیل و قطار به عراق سفر و سپس بیروت سفر می‌کردند و با کشتی‌های اروپایی به جده راهی می‌شدند. بهره‌وری از راه دریایی بیروت تا مدت‌ها ادامه داشت و در دوران پهلوی اول، از راه‌های اصلی حاجیان ایرانی بود. در سال‌های پیش از جنگ جهانی دوم، سفیر ایران در جده برای حمل و نقل حاجیان ایرانی از بیروت به جده و بر عکس، با یک شرکت فرانسوی قراردادی امضا کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;روابط سیاسی ایران و عربستان، ص71.&amp;lt;/ref&amp;gt; به سال ۱۳۲۷ش؛ که پس از جنگ جهانی دوم نخستین بار حج ایرانیان به‌طور رسمی انجام شد، حدود دو هزار تن از جمعیت چهارده هزار نفری حاجیان ایرانی، از این راه به حج رفتند.&amp;lt;ref&amp;gt;میقات حج، ش51، ص170، 185، «خاطرات سرپرست حجاج در سفر سال 1327ش.».&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== راه دریایی ==&lt;br /&gt;
راه دریایی جنوب ایران نیز از راه‌های قدیم بود که از دوران صفویه و در پی رواج کشتیرانی اروپاییان در اقیانوس هند، رونقی بیشتر یافت. برای عبور از این راه، حاجیان در بنادر جنوبی ایران مانند بندر کنگ و [[بوشهر]] به کشتی می‌نشستند و با گذر از خلیج فارس و دریای عمان و اقیانوس هند و جنوب شبه جزیره عربی، وارد دریای سرخ می‌شدند و به بندر جده می‌رفتند.&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ حج‌گزاری ایرانیان، ص192-194؛ مقالات تاریخی، دفتر8، ص183؛ وقایع السنین، ص557؛ تاریخ و سفرنامه حزین، ص241.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
بهره‌وری از این راه در دوران قاجار بیشتر شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در این دوران، افزون بر بهره‌وری از بنادر جنوب ایران، برخی از حاجیان نخست به عتبات می‌رفتند و پس از زیارت عتبات، از بصره به قصد جده سوار کشتی می‌شدند.&amp;lt;ref&amp;gt;نک: شرح زندگانی من، ج2، ص80؛ فارسنامه ناصری، ج1، ص27؛ روزنامه سفر حج، ص45-62.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
== راه هوایی ==&lt;br /&gt;
از سال ۱۳۲۸ش. راه هوایی به راه‌های حج ایرانیان افزوده شد. در سال‌های آغازین، مسیر هوایی میان ایران تا جده به‌طور مستقیم وجود نداشت و حاجیان یا از راه زمینی یا با هواپیما از [[تهران]] به بغداد، بصره، بیروت یا شهرهای [[اردن]] و سوریه می‌رفتند و از فرودگاه این شهرها راهی جده می‌شدند.&amp;lt;ref&amp;gt;مجله خاطرات وحید، ش7، اردیبهشت1351، ص38، «مقدمات عزیمت به مکه.&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;خاطرات زیارت خانه خدا، ص35، 39؛ خاطرات سفر حج، ص12؛ به سوی خدا می‌رویم، ص105، 113؛ سفرنامه حج و راهنمای حاج، ص9.&amp;lt;/ref&amp;gt; در سال ۱۳۲۷ش. حدود ۶۰۰ تن از ایرانیان با هواپیما به مکه رفتند.&amp;lt;ref&amp;gt;میقات حج، ش51، ص170، 185.&amp;lt;/ref&amp;gt; راه هوایی به تدریج رونق گرفت و پس از چندی پرواز مستقیم از ایران به جده برقرار و این راه به مسیر اصلی حج ایرانیان تبدیل شد و حج‌گزاری از راه زمینی ممنوع گشت. امروز نیز سفر حج ایرانیان تنها از راه هواپیما و با پروازهای مستقیم از ایران به شهرهای عربستان صورت می‌گیرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:مقاله‌های در حال ویرایش]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Rezashams</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikihaj.com/index.php?title=%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE_%D8%AD%D8%AC_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86&amp;diff=67900</id>
		<title>تاریخ حج ایرانیان</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikihaj.com/index.php?title=%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE_%D8%AD%D8%AC_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86&amp;diff=67900"/>
		<updated>2026-05-25T14:30:07Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Rezashams: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&#039;&#039;&#039;تاریخ حج ایرانیان&#039;&#039;&#039; گزارشی از شیوه، مسیرهای حرکت کاروانان و تاریخچه‌ای از سفرهای حج در ادوار حکومت‌های مختلف است. امروزه سفر حج ایرانیان تنها از راه هواپیما و با پروازهای مستقیم از [[ایران]] به شهرهای [[عربستان]] صورت می‌گیرد. گزارشات تاریخی نشان از وجود راه‌های دریایی و زمینی مختلفی در طول دوره حج‌گزاری ایرانیان است. در گذشته شیوه حج‌گزاری ایرانیان در قالب کاروان‌هایی بوده است که به طور دسته جمعی با برداشتن توشه سفر سوار بر حیوانات رخ می‌داده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حج‌گزاری ایرانیان معمولا با همکاری حکومت‌های وقت صورت می‌گرفته و در برخی زمانها به جهت ناامنی جاده‌ها و یا بر قرار نبودن روابط حسنه میان حکومتهای ایران و عربستان، تعطیل شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== شیوه حج ایرانیان ==&lt;br /&gt;
[[حج|سفر حج]] ایرانیان تا پیش از رواج وسایل حمل و نقل جدید، در قالب کاروان‌های محلی صورت می‌گرفت. در این کاروان‌ها، معمولاً شماری از اهالی یک شهر و روستا گرد می‌آمدند و به راهنمایی یک ساربان و قافله‌دار که به آن «[[حمله‌دار]]» گفته می‌شد، به سوی [[حجاز|سرزمین حجاز]] راهی می‌شدند. حمله‌داران کسانی بودند که به سازمان‌دهی کاروان‌های حج در شهرهای ایران می‌پرداختند و راهنمایی [[حاجی|حاجیان]]، تهیه محل اسکان، فراهم نمودن مرکب، و مذاکره و ارتباط با امیران و حاکمان محلی را در برابر پولی که از حاجیان می‌گرفتند، بر عهده داشتند.&amp;lt;ref&amp;gt;نک: مقالات تاریخی، دفتر9، ص16-17؛ لغت‌نامه، ج6، ص8084، «حمل‌دار.&amp;lt;/ref&amp;gt; گاه نیز یک کاروان حج تنها از برخی دوستان و بستگان و با اسباب سفر محدود تشکیل می‌شد.&amp;lt;ref&amp;gt;نک: حیات یحیی، ج1، ص68.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرکب اصلی سفر در کاروان حج به ویژه در صحراهای شبه جزیره عربی شتر بود. کاروانیان معمولاً شتر را از شترداران (جمّال‌ها) اجاره می‌کردند. کسانی که پولی بیشتر داشتند، بر کجاوه می‌نشستند. معمولاً هر فرد یک شتر برای آب و یک شتر برای بار کرایه می‌کرد. برخی حاجیان نیز به صورت پیاده و بدون شتر سفر می‌نمودند؛ چنان‌که در سفرنامه‌های دوران قاجار آمده است. افزون بر کاروان‌دار و شتردار، عکام‌ها که خدمت‌گزاران حاجیان بودند، آنان را در برابر گرفتن پولی همراهی می‌کردند و برخی کارها را از جمله گذاردن بار بر شتر، گردآوری هیزم برای آتش، گرفتن افسار شتر، گردآوری آب در منازل سفر، پختن نان و… بر عهده داشتند.&amp;lt;ref&amp;gt;روزنامه خاطرات عین السلطنه، ج2، ص1509؛ سفرنامه فرهاد میرزا، ص160؛ حدیث قافله‌ها، ص202؛ به سوی‌ام القری، ص241، 279؛ پنجاه سفرنامه، ج5، ص436.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گاه سامان‌دهی کاروان حج زیر نظر حکمرانان انجام می‌شد که گزارش‌های آن در کتاب‌های تاریخ آمده است. مردم از شهرها و روستاهای پیرامون به این کاروان می‌پیوستند یا با رسیدن کاروان به هر یک از شهرها، دلبستگان حج با آن همراه می‌شدند. این کاروان‌ها معمولاً با نظامیانی همراهی می‌شد تا در برابر راهزنان از حاجیان محافظت کنند. در کاروان‌های دولتی، معمولاً فردی به عنوان [[امیرالحاج]] که از بزرگان حکومت بود، انتخاب می‌شد.&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ بیهقی، ج3، ص1151؛ احسن التواریخ، ج2، ص748؛ روضات الجنات، ج1، ص513-516؛ سفرنامه منظوم حج، ص45.&amp;lt;/ref&amp;gt; پادشاهان چون تصمیم به آماده‌سازی و راهی کردن کاروان حج می‌گرفتند، جارچیان را به سراسر مملکت می‌فرستادند و اعلان می‌کردند که پادشاه قصد دارد کاروان حج را با ساز و برگ راهی حجاز کند و هرکس می‌خواهد، می‌تواند خود را آماده سفر نماید. منشیان نیز نامه‌هایی به والیان شهرها می‌فرستادند و این موضوع را خبر می‌دادند.&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ عالم‌آرای امینی، ص222-223.&amp;lt;/ref&amp;gt; معمولاً این‌گونه دستورها با این وعده همراه بود که به فرمان پادشاه، والیان و راهداران از حاجیان هیچ مالیات و باج و خراج نخواهند گرفت.&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ عالم‌آرای امینی، ص222-224.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==راه‌های حج ایرانیان==&lt;br /&gt;
{{اصلی|راه‌های حج ایرانیان}}امروزه سفر حج ایرانیان تنها از راه هواپیما و با پروازهای مستقیم از [[ایران]] به شهرهای [[عربستان]] صورت می‌گیرد. راه هوایی از سال ۱۳۲۸ش به راه‌های حج ایرانیان افزوده شد. در سال‌های آغازین، مسیر هوایی میان ایران تا [[جده]] به‌طور مستقیم وجود نداشت و حاجیان یا از راه زمینی یا با هواپیما از [[تهران]] به بغداد، بصره، بیروت یا شهرهای [[اردن]] و سوریه می‌رفتند و از فرودگاه این شهرها راهی جده می‌شدند.&amp;lt;ref&amp;gt;مجله خاطرات وحید، ش7، اردیبهشت1351، ص38، «مقدمات عزیمت به مکه.&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;خاطرات زیارت خانه خدا، ص35، 39؛ خاطرات سفر حج، ص12؛ به سوی خدا می‌رویم، ص105، 113؛ سفرنامه حج و راهنمای حاج، ص9.&amp;lt;/ref&amp;gt; در سال ۱۳۲۷ش. حدود ۶۰۰ تن از ایرانیان با هواپیما به مکه رفتند.&amp;lt;ref&amp;gt;میقات حج، ش51، ص170، 185.&amp;lt;/ref&amp;gt; راه هوایی به تدریج رونق گرفت و پس از چندی پرواز مستقیم از ایران به جده برقرار و این راه به مسیر اصلی حج ایرانیان تبدیل شد. البته سفر حج در برخی برهه‌ها به صورت زمینی انجام میشود. به‌عنوان نمونه در سال 1405ش با بروز جنگ میان ایران و اسرائیل و ممنوعیت پرواز، اجازه برقراری حج به صورت زمینی داده شده است.&amp;lt;ref&amp;gt;جزییات اعزام ایرانی‌ها به حج مشخص شد؛ از راه زمینی و فقط ۳۰۶۷۰ نفر، ایسنا.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== راه عراق ===&lt;br /&gt;
کهن‌ترین و مهم‌ترین راه حج ایرانیان،  مسافران کاروان عراق در این راه که در طول تاریخ با عناوینی مانند [[درب زبیده]]، راه کوفه، راه نجد و راه جبل شناخته شده،&amp;lt;ref&amp;gt;نک: الکامل، ج8، ص147؛ درب زبیده، ص65؛ نک: فارسنامه ناصری، ج1، ص710؛ سفرنامه میرزا محمد حسین فراهانی، ص171.&amp;lt;/ref&amp;gt; از بغداد به کوفه و از آن‌جا به جنوب عراق می‌رفتند و با عبور از صحرای نفود و نجد و گذر از منازلی مانند قادسیه، عذیب، مغیثه، زباله، ثعلبیه، فید، حاجر و معدن النقره به حجاز می‌رسیدند و به [[مدینه]] یا [[مکه]] می‌رفتند.&amp;lt;ref&amp;gt;المناسک، ص269-356؛ المسالک و الممالک، ص125-127؛ البلدان، ص150؛ رحلة ابن جبیر، ص162-163.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
راه دیگر که از [[عراق]] به مکه می‌رفت، راه [[بصره]] بود که از بصره آغاز می‌شد و در معدن النقره به راه کوفه می‌پیوست.&amp;lt;ref&amp;gt;المسالک و الممالک، ص146-147؛ احسن التقاسیم، ج1، ص361؛ الخراج، ص84؛ جغرافیای حافظ ابرو، ج1، ص232.&amp;lt;/ref&amp;gt; راه عراق برای حاجی ایرانی کوتاه‌ترین راه بود؛ اما به دلیل وضعیت بد آب و هوایی و خطر همیشگی حمله راهزنان، بدترین راه حج نیز به شمار می‌رفت. در بیابان‌های راه مکه، تهیه آب تنها از چاه‌ها و برکه‌های محدود و شناخته شده‌ای میسر بود که میزان آب آن‌ها همیشه به یک‌اندازه نبود و بعضی سال‌ها کاروانیان را به دشواری می‌انداخت. نبود آب و وقوع طوفان در برخی سال‌ها باعث توقف کاروان حج یا کشته شدن بسیاری از حاجیان می‌شد.&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ طبری، ج8، ص150؛ ج9، ص150، 501؛ ج10، ص139؛ الکامل، ج7، ص34؛ ج9، ص205؛ درب زبیده، ص99-100.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از تشکیل [[صفویان|دولت صفوی]] در ایران و فراگیری [[شیعه|مذهب تشیع]] در این سرزمین، راه عراق به دلیل وجود مزارهای امامان شیعه در عتبات برای ایرانیان اهمیتی بیشتر یافت. در این دوران، راه عراق در سرزمین‌های زیر سلطه [[دولت عثمانی]] قرار داشت. حکومت عثمانی بر سرزمین‌های جنوب عراق نظارت کامل نداشت و این سرزمین‌ها معمولاً شاهد قدرت یافتن قبایل عرب بود. ناامنی، گرفتن مالیات فراوان از حاجیان در طول مسیر، و معطل کردن آنان به بهانه‌های گوناگون باعث می‌شد گاه عبور کاروان‌های حج از این مسیر، از سوی شاهان ایران ممنوع شود. در نامه‌ای که شاه عباس دوم به شریف مکه نوشت، به منع حاجیان برای عبور از راه بصره اشاره و بازگشایی راه حج وابسته به تعهد حاکم بصره و شریف مکه به برقراری امنیت در طول مسیر شده است.&amp;lt;ref&amp;gt;سفرنامه شاردن، ج2، ص616؛ نک: احیاء الملوک، ص479؛ مقالات تاریخی، دفتر11، ص62-68.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در دوران حکومت قاجار، راه عراق را بیشتر با عنوان راه نجد یا راه جبل می‌شناختند.&amp;lt;ref&amp;gt;نک: سفرنامه میرزا محمد حسین فراهانی، ص171؛ تذکرة الطریق، ص22؛ سفرنامه فرهاد میرزا، ص196.&amp;lt;/ref&amp;gt; از نیمه سده سیزدهم ق دولتی نیمه مستقل در سرزمین نجد یا جبل با نام آل‌رشید (۱۲۵۲–۱۳۴۰ق) تشکیل شد. آل‌رشید مسؤولیت حفظ امنیت راه جبل را بر عهده داشتند و در برابر از کاروان‌داران مالیات می‌گرفتند.&amp;lt;ref&amp;gt;خاطرات سرهارد فورد، ص13.&amp;lt;/ref&amp;gt; مسافران زیر نظر شخصی که از سوی او به عنوان امیرالحاج تعیین می‌شد، سفر می‌کردند.&amp;lt;ref&amp;gt;مقالات تاریخی، دفتر8، ص187.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== راه احساء ===&lt;br /&gt;
از دیگر راه‌های حاجیان ایرانی که از صحراهای شبه جزیره می‌گذشت، راه [[احساء]] یا لحساء بود. احساء یا لحساء، سرزمینی در جنوب غرب [[خلیج فارس]] و نام قدیم آن بحرین بود.&amp;lt;ref&amp;gt;احسن التقاسیم، ص93؛ معجم البلدان، ج1، ص112؛ جغرافیای تاریخی کشورهای اسلامی، ج1، ص234.&amp;lt;/ref&amp;gt; حاجیان ایرانی برای گذر از راه احساء معمولاً با عبور از عرض خلیج فارس، نخست به بحرین می‌رفتند و سپس با عبور از [[یمامه]] به حجاز می‌رسیدند. این راه از دیرباز مورد استفاده ایرانیان بوده است. سفر از راه خلیج فارس به بحرین و احساء در دوران صفویه رونقی بیشتر یافت و مورد استفاده برخی دانشوران شیعه ایرانی قرار گرفت.&amp;lt;ref&amp;gt;نک: تاریخ و سفرنامه حزین، ص243؛ تاریخ عالم‌آرای عباسی، ج1، ص156.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== راه شام ===&lt;br /&gt;
این راه از شهرهای شام آغاز می‌شد و با گذشتن از سرزمین‌های [[سوریه]] و اردن امروزی و منازلی چون بصری، کرک، معان، عقبه، ذات حج، و [[تبوک]] به مدینه و مکه می‌رسید.&amp;lt;ref&amp;gt;درباره راه شام، نک: الحقیقة و المجاز، ج3، ص387-411.&amp;lt;/ref&amp;gt; این راه معمولاً مسیر اصلی ایرانیان نبود؛ اما در برخی دوره‌ها بیشتر مورد استفاده ایرانیان قرار می‌گرفت. تا پیش از دوران صفویه، این راه یا از سوی افرادی که می‌خواستند در مسیر حج از [[بیت‌المقدس]] یا [[مصر]] دیدن کنند، استفاده می‌شد یا هنگامی که راه عراق به دلیل خطر هجوم راهزنان بسته بود. با قدرت یافتن حکومت عثمانی در عراق و آناتولی و [[شبه جزیره عربستان|شبه جزیره]]، راه عراق اهمیت خود را از دست داد و راه شام به عنوان مسیر اصلی حج از سوی دولت عثمانی مورد توجه قرار گرفت. از این دوران، معمولاً ایرانیان از دو راه به شام می‌رفتند. راه معمول، [[عراق]] و [[بغداد]] و سپس [[کرکوک]]، [[موصل]] و عرفه به [[حلب]] و [[دمشق]] بود. راه دیگر، شمال ایران و نخجوان و اردوباد و آناتولی و حلب و دمشق بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== راه دریایی جنوب ایران ===&lt;br /&gt;
راه دریایی جنوب ایران نیز از راه‌های قدیم بود که از دوران صفویه و در پی رواج کشتیرانی اروپاییان در اقیانوس هند، رونقی بیشتر یافت. برای عبور از این راه، حاجیان در بنادر جنوبی ایران مانند بندر کنگ و [[بوشهر]] به کشتی می‌نشستند و با گذر از خلیج فارس و دریای عمان و اقیانوس هند و جنوب شبه جزیره عربی، وارد دریای سرخ می‌شدند و به بندر جده می‌رفتند.&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ حج‌گزاری ایرانیان، ص192-194؛ مقالات تاریخی، دفتر8، ص183؛ وقایع السنین، ص557؛ تاریخ و سفرنامه حزین، ص241.&amp;lt;/ref&amp;gt; بهره‌وری از این راه در دوران قاجار بیشتر شد. در این دوران، افزون بر بهره‌وری از بنادر جنوب ایران، برخی از حاجیان نخست به عتبات می‌رفتند و پس از زیارت عتبات، از بصره به قصد جده سوار کشتی می‌شدند.&amp;lt;ref&amp;gt;نک: شرح زندگانی من، ج2، ص80؛ فارسنامه ناصری، ج1، ص27؛ روزنامه سفر حج، ص45-62.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
راهی دیگر که در اوایل دوران پهلوی استفاده می‌شد، مسیر زمینی از ایران به [[بمبئی]] و از آن‌جا با کشتی به سوی جده بود.&amp;lt;ref&amp;gt;میقات حج، ش54، ص1492، «حج‌گزاری در سال‌های آغازین انقلاب.&amp;lt;/ref&amp;gt; سفر دریایی در این دوران معمولاً با کشتی‌های اروپایی موجود در خلیج فارس انجام می‌شد.&amp;lt;ref&amp;gt;پنجاه سفرنامه، ج1، ص596؛ سفرنامه حاج ایاز خان قشقایی، ص66، 77؛ نک: خاطرات سفر مکه، ص62.&amp;lt;/ref&amp;gt;  راه طولانی دریایی که بیشتر با بیم از طوفان و غرق شدن می‌گذشت، برای حاجی دشوار بود.&amp;lt;ref&amp;gt;روزنامه سفر حج، ص57.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== راه استانبول ===&lt;br /&gt;
راه دیگر که تنها از دوران قاجاریه استفاده می‌شد، راه [[استانبول]] بود. ایرانیانی که این مسیر را انتخاب می‌کردند، معمولاً از شهرهای نیمه شمالی کشور به سوی انزلی راهی می‌شدند. در انزلی با کشتی به باکو می‌رفتند و از باکو به سوی باتوم یا یکی از دیگر بنادر دریای سیاه می‌رفتند. مسافرت در این مسیر پس از احداث راه‌آهن باکو تا باتوم بسیار رونق گرفت و مورد استفاده ایرانیان به ویژه ثروتمندان بود. مسافران معمولاً از باتوم با کشتی به استانبول می‌رفتند و از استانبول با کشتی به [[اسکندریه]] در مصر رهسپار می‌شدند و سپس در خاک مصر به بندر سوئز می‌رسیدند و با کشتی به سوی جده راهی می‌گشتند. کسانی که قصد داشتند نخست به [[مدینه]] بروند، در ینبع؛ و آنان که نخست به مکه می‌رفتند، در جده پیاده می‌شدند.&amp;lt;ref&amp;gt;سفرنامه فرهاد میرزا، ص19-127؛ سفرنامه میرزا محمد حسین فراهانی، ص57-158؛ سفرنامه امین الدوله، ص58-156؛ پنجاه سفرنامه، ج6، ص18؛ ج7، ص200.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== راه دریایی از بیروت ===&lt;br /&gt;
در دوران معاصر و پیش از رواج هواپیما، برای سفر به حج، راه دریایی بیروت مورد استفاده حاجیان ایرانی قرار می‌گرفت. در این مسیر، حاجیان ایرانی نخست از راه زمینی و با اتومبیل و قطار به عراق سفر و سپس بیروت سفر می‌کردند و با کشتی‌های اروپایی به جده راهی می‌شدند. بهره‌وری از راه دریایی بیروت تا مدت‌ها ادامه داشت و در دوران پهلوی اول، از راه‌های اصلی حاجیان ایرانی بود. در سال‌های پیش از جنگ جهانی دوم، سفیر ایران در جده برای حمل و نقل حاجیان ایرانی از بیروت به جده و بر عکس، با یک شرکت فرانسوی قراردادی امضا کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;روابط سیاسی ایران و عربستان، ص71.&amp;lt;/ref&amp;gt; به سال ۱۳۲۷ش؛ که پس از جنگ جهانی دوم نخستین بار حج ایرانیان به‌طور رسمی انجام شد، حدود دو هزار تن از جمعیت چهارده هزار نفری حاجیان ایرانی، از این راه به حج رفتند.&amp;lt;ref&amp;gt;میقات حج، ش51، ص170، 185، «خاطرات سرپرست حجاج در سفر سال 1327ش.».&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== گزارش‌ها از تاریخ حج‌گزاری ایرانیان ==&lt;br /&gt;
گزارش‌های تاریخی در حکومت‌های مختلف نشان دهنده اهمیت به حج در ادوار مختلف تاریخ ایران است. گزارش‌هایی در مورد حج در ادوار مختلف چنین آمده است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== حج‌گزاری قبل از حکومت مغول‌ها ===&lt;br /&gt;
قدیمی‌ترین گزارش‌ها حاکی از ارسال کاروان حج به مکه همراه با هدایایی از سوی شاهان سامانی است.&amp;lt;ref&amp;gt;ترجمه تاریخ یمینی، ص36.&amp;lt;/ref&amp;gt;درباره حج‌گزاری در دوران غزنویان نیز مهم‌ترین گزارش‌ها مربوط به سال ۴۱۲ق است. در این سال، در حالی که حج ایرانیان چند سالی تعطیل شده بود، [[محمود غزنوی]] کاروانی بزرگ را همراه سپاهی برای محافظت از آن به [[حج]] فرستاد. سپس سفر حج ایرانیان از قلمرو غزنویان مدتی تعطیل بود تا این‌که به سال ۴۱۵ق کاروانی دیگر از سوی غزنویان و با [[امارت حج|امارت]] حسنک وزیر به حج رفت.&amp;lt;ref&amp;gt;الکامل، ج9، ص325، 341؛ اتحاف الوری، ج2، ص447، 450-451.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گزارش شده در نیمه اول قرن پنجم کاروان حج عراق در برخی سالها تعطیل شده است&amp;lt;ref&amp;gt;الکامل، ج9، ص325، 356، 363، 370، 432؛ اتحاف الوری، ج2، ص444-457.&amp;lt;/ref&amp;gt; و این بدین معنا است که حاجیان ایرانی در این سال‌ها به حج نمی‌رفته‌اند و محمل عراق که منتظر ورود حاجیان ایرانی بوده، به دلیل گذشت زمان، از حج بازمی‌مانده است. ممکن است به خاطر تضعیف حکومت آل‌بویه و هجوم قبایل راهزن عرب در راه حج بوده باشد.&amp;lt;ref&amp;gt;نک: اتحاف الوری، ج2، ص428-433؛ تاریخ ایران در قرون نخستین اسلامی، ج1، ص185.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از دهه سوم سده پنجم ق هجوم سلجوقیان به ایران، به عوامل ناامنی اوضاع درونی ایران افزوده شد. گویا به دلیل ناپایداری سیاسی در نخستین سال‌های قدرت این دولت، توقف [[کاروان حج]] تا سال ۴۵۶ق. ادامه یافت و در این سال نخستین کاروان حج به مکه راهی شد.&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ ابن خلدون، ج4، ص132؛ اتحاف الوری، ج2، ص470.&amp;lt;/ref&amp;gt; پس از آن کاروان حج عراق که شامل حاجیان ایرانی هم بود هر سال به حج اعزام می‌شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== حج‌گزاری در زمان مغول‌ها ===&lt;br /&gt;
با آغاز حمله مغول به شرق ایران (۶۱۶ق) گزارش‌هایی از قطع حرکت کاروان حاجیان از شهرهای ایران در سال‌های ۶۱۷ و ۶۱۸ق در دست است.&amp;lt;ref&amp;gt;اتحاف الوری، ج3، ص31-32؛ تاریخ مغول در ایران، ص28؛ تاریخ مغول، ص25.&amp;lt;/ref&amp;gt; با نفوذ مغول‌ها به مناطق ایران و آغاز هجوم آنان به بغداد، کاروان حج عراق نیز از رفتن به حج بازماند.&amp;lt;ref&amp;gt;اتحاف الوری، ج3، ص51-52، 55.&amp;lt;/ref&amp;gt; پس از هفت سال، با سرد شدن آتش نبردها، حرکت کاروان عراق به سال ۶۴۰ق از سر گرفته شد.&amp;lt;ref&amp;gt;اتحاف الوری، ج3، ص59.&amp;lt;/ref&amp;gt; از این‌ که حضور ایرانیان در این سال‌ها در کاروان حج عراقی چه‌ اندازه بوده، آگاهی دقیق در دست نیست. به گزارش منابع تاریخ مکه، در دو دهه پایانی [[بنی‌عباس|خلافت عباسی]]، در چندین سال، کاروان حج از عراق حرکت نکرد که عامل اصلی آن، نبردهای پراکنده با مغولان بود.&amp;lt;ref&amp;gt;شفاء الغرام، ج2، ص403-404.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فرمانروایان نخست ایلخان مسلمان نبودند و به حج توجهی نداشتند. با این حال، گزارش‌هایی از سفر حج ایرانیان در دوران ایلخانان غیر مسلمان نیز در دست است. &amp;lt;ref&amp;gt;العقد الثمین، ج1، ص192؛ اتحاف الوری، ج3، ص119-120؛ تحریر تاریخ وصاف، ص135.&amp;lt;/ref&amp;gt; با مسلمان شدن ایلخانان، حج‌گزاری ایرانیان رونقی بیشتر یافت. از راهی شدن کاروان حج در دوران احمد تکودار (حک: ۶۸۱–۶۸۳ق) نخستین ایلخان مسلمان گزارش‌هایی در دست است.&amp;lt;ref&amp;gt;تحریر تاریخ وصاف، ص69؛ تاریخ ایران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاریه، ص499.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در دوران غازان خان (حک: ۶۹۴–۷۰۳ق) دومین ایلخان مسلمان که کارهایی فراوان برای گسترش اسلام میان مغولان انجام داد، او کارهایی چون تکریم سادات مکه و فرستادن هدایایی برای کعبه و مکیان انجام داد و برای حفظ امنیت حج، امیر قتلغ شاه را امیرالحاج کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;تحریر تاریخ وصاف، ص215؛ دین و دولت در ایران عهد مغول، ج2، ص464.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حج‌گزاری ایرانیان در زمان مغولان در دوران حکومت ابوسعید (حک: ۷۱۶–۷۳۶ق) به اوج رونق رسید. &amp;lt;ref&amp;gt;اتحاف الوری، ج3، ص171، 181.&amp;lt;/ref&amp;gt; گزارش‌هایی از اهتمام ابوسعید ایلخان به امور حج، از جمله آراستن محمل عراق با گوهرهای گرانبها و حمایت از کاروان و حتی پرداخت خسارت وارد شده بر حاجیان بر اثر حمله دزدان، مورد توجه منابع قرار گرفته است.&amp;lt;ref&amp;gt;اتحاف الوری، ج3، ص167، 171.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== حج‌گزاری پس از مغولان تا صفویه ===&lt;br /&gt;
از سال ۷۴۰ق حدود یک سده عراق به دست آل‌جلایر (ق۸۳۶ق) افتاد. در این دوران، تجهیز کاروان عراق بر عهده حکومت آل‌جلایر بود. حرکت کاروان عراق در این دوران منظم نبود و درگیری آل‌جلایر با همسایگان و نیز مشکلات داخلی، حج را به تعطیلی می‌کشاند. در برخی از سال‌های حکومت جلایریان، کاروان عراق از رونق فراوان برخوردار بود. از جمله در سال‌های سلطنت اویس جلایری (حک: ۷۵۷–۷۷۶ق) کاروان عراق بسیار پر شمار و با شکوه بود. &amp;lt;ref&amp;gt;شفاء الغرام، ج2، ص422.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از میان رفتن حکومت جلایریان به دست قرایوسف قراقویونلو (حک: ۸۱۰–۸۱۲ق) به سال ۸۱۳ق. مدتی اعزام کاروان حج عراق را به تعطیلی کشاند.&amp;lt;ref&amp;gt;اتحاف الوری، ج3، ص482؛ تاریخ حبیب السیر، ج4، ص577؛ تاریخ ایران از آغاز تا انقراض سلسله قاجار، ص652-653.&amp;lt;/ref&amp;gt; اما از سال ۸۱۶ق. قرایوسف کاروان عراق را که ایرانیان نیز با آن همراه بودند، تجهیز کرد و به مکه فرستاد.&amp;lt;ref&amp;gt;اتحاف الوری، ج3، ص510؛ شفاء الغرام، ج2، ص431؛ درر الفوائد المنظمه، ص320.&amp;lt;/ref&amp;gt; از ۸۲۱ تا ۸۲۳ق. نبرد قرایوسف با شاهرخ تیموری و حاکم شام، باعث تعطیلی حج شد.&amp;lt;ref&amp;gt;شفاء الغرام، ج2، ص434-435؛ درر الفوائد المنظمه، ص321.&amp;lt;/ref&amp;gt; درگذشت قرایوسف به سال ۸۲۳ق. نیز حج را مدتی با تعطیلی روبه‌رو کرد. این تعطیلی تا سال ۸۳۱ق؛ که امیر حله حسین بن علی بن اویس کاروان عراق را تجهیز کرد، ادامه داشت.&amp;lt;ref&amp;gt;اتحاف الوری، ج3، ص574؛ ج4، ص23؛ درر الفوائد المنظمه، ص321-325.&amp;lt;/ref&amp;gt; از این هنگام تا دهه ۸۵۰ق؛ که گزارش‌هایی از حج محمل عراق به دستور احمد شاه پسر قرایوسف در دست است، خبری از حرکت کاروان عراق بازتاب نیافته است.&amp;lt;ref&amp;gt;درر الفوائد المنظمه، ص330-331.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حکومت تیموریان (۷۷۱–۹۱۳ق) در قسمتی از مرکز و شرق ایران که شماری از آنان مانند شاهرخ تیموری (حک: ۸۱۱–۸۵۰ق) به امور حج و [[حرمین]] اهتمام فراوان داشتند.&amp;lt;ref&amp;gt;اسناد و مکاتبات تاریخی ایران از تیمور تا شاه اسماعیل، ص146-148.&amp;lt;/ref&amp;gt; این گزارش از حرکت کاروان حاجیان شرق و مرکز ایران از راه شام حکایت دارد. کاروانی دیگر که در این دوران از ایران به حج راهی می‌شد، کاروان حاجیان شیرازی بود. نخستین گزارش از حضور این کاروان مربوط به سال ۷۵۸ق. در دوران حکومت آل‌مظفر (حک: ۷۱۳–۷۹۵ق) در [[شیراز]] و مناطق مرکزی ایران است.&amp;lt;ref&amp;gt;اتحاف الوری، ج3، ص272؛ درر الفوائد المنظمه، ص310؛ درباره حکومت آل مظفر، نک: تاریخ ایران کمبریج، دوره تیموریان، ص21-26.&amp;lt;/ref&amp;gt; مسیر حرکت این کاروان از راه [[احساء]] و [[قطیف]] بود.&amp;lt;ref&amp;gt;اتحاف الوری، ج3، ص272، 491، 500.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== صفویان ===&lt;br /&gt;
در [[صفویان|دوران صفویه]]، اختلاف‌های سیاسی ایران و عثمانی، در حج‌گزاری ایرانیان اثر فراوان داشت. مسیر حج ایرانیان از سرزمین‌های زیر نظر دولت عثمانی می‌گذشت و سفر آنان به قلمرو دشمن، به ویژه هنگامی که آتش نبرد میان دو دولت برافروخته بود، با موانع و مشکلاتی روبه‌رو می‌شد. گزارش‌ها حاکی از تعطیلی حج به دلیل‌های سیاسی در برخی سال‌ها بوده است؛ از جمله به سال۱۰۴۷ق؛ که نبرد صفوی با عثمانی جریان داشت، ایرانیان به فرمان سلطان عثمانی مراد چهارم (حک: ۱۰۳۲–۱۰۴۹ق) از مکه اخراج و برای چند سال از حج‌گزاری بازداشته شدند.&amp;lt;ref&amp;gt;منائح الکرم، ج4، ص181-182.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[شاه عباس صفوی]] (حک: ۹۹۵–۱۰۳۸ق) که حج‌گزاری ایرانیان را عامل سرازیر شدن پول بسیار به کشور دشمن می‌دید، سفر حج را مدتی ممنوع کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;سفرنامه کروسینسکی، ص25؛ تاریخ منتظم ناصری، ج2، ص1037.&amp;lt;/ref&amp;gt; دولت عثمانی برای حفظ وجهه دینی خود به عنوان [[خادم حرمین]]، از ممنوع کردن حج ایرانیان پرهیز می‌کرد. اما با توجه به روابط ایران و عثمانی در این دوران، می‌توان حدس زد که حج‌گزاری ایرانیان در زمانی که دو دولت در نبرد بوده‌اند، متوقف یا سخت محدود بوده است. توقف حج ایرانیان و مشکلات آن‌ها را از نامه‌های دو دولت عثمانی و صفوی می‌توان دریافت. در این نامه‌ها به مشکلات حج ایرانیان و بسته بودن راه آنان اشاره و رسیدن به صلح برای آسایش حاجیان ضروری دانسته شده است.&amp;lt;ref&amp;gt;اسناد و مکاتبات سیاسی ایران از سال 1038 تا 1105، ص29؛ شاه طهماسب صفوی، ص203-237؛ نک: از شیخ صفی تا شاه صفی، ص213.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== قاجار ===&lt;br /&gt;
در [[قاجاریان|دوران قاجار]]، کنسولگری ایران در جده افتتاح شد. با این‌که کنسول ایران در سامان‌دهی حاجیان ایرانی نقش داشته و برخی سفرنامه‌ها از خدمات این کنسولگری در حمایت از ایرانیان شیعه خبر داده‌اند،&amp;lt;ref&amp;gt;حدیث قافله‌ها، ص110.&amp;lt;/ref&amp;gt; بیشتر سفرنامه‌های قاجاری از رفتار کنسولگری با شهروندان ایرانی، به ویژه دریافت پول از حاجیان به بهانه‌های گوناگون، شکایت کرده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;پنجاه سفرنامه، ج7، ص263-264؛ ج5، ص403، 406.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== پهلوی ===&lt;br /&gt;
ممنوعیت حج از سوی دولت ایران تا سال ۱۳۰۷ش. ادامه یافت. در این مدت، حکومت ایران هنوز دولت سعودی را به رسمیت نشناخته بود. با وجود این، برخی ایرانیان از راه‌های غیررسمی به حج می‌رفتند و دولت ایران نیز در برخی سال‌ها سفر ایرانیان را از راه‌هایی جز راه عراق آزاد گذاشته بود. در برخی از این سال‌ها، شمار حاجیان به حدود سه هزار تن نیز می‌رسید.&amp;lt;ref&amp;gt;روابط سیاسی ایران و عربستان، ص58-59.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با آغاز جنگ جهانی دوم به سال ۱۹۴۵م. /۱۳۲۰ش؛ که با آغاز حکومت محمدرضا شاه پهلوی همراه شد، وضعیت منطقه سخت رو به وخامت رفت و سفر حج به ویژه از راه عراق بسیار خطرناک گشت. از این‌رو، مقام‌های ایران صدور گذرنامه حج را در سال ۱۳۲۱ش ممنوع کردند. با این حال، سفر حاجیان ایرانی به مکه و مدینه قطع نشد و به سال ۱۳۲۱ش حدود ۱۶۰۰ تن و به سال ۱۳۲۲ش. حدود ۴۰۰۰ تن از حاجیان ایرانی از راه [[کویت]] و راه‌های دیگر به صورت غیرقانونی به حج رفتند. در این سال‌ها، به دلیل مشکلات مالی پدید آمده از جنگ جهانی، دولت ایران کنسولگری خود را در جده تعطیل کرد و دولت عربستان نیز به دلیل همین مشکلات، امکانات سازمان‌دهی حاجیان را نداشت.&amp;lt;ref&amp;gt;اسناد روابط ایران و عربستان، ص99-100؛ روزنامه خاطرات عین السلطنه، ج10، ص8017، 9 802.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== انقلاب اسلامی ===&lt;br /&gt;
حج‌گزاری ایرانیان پس از انقلاب، بیش از هر چیز زیر تأثیر روابط سیاسی پر نوسان ایران و عربستان قرار گرفت. در همان سال‌های نخست انقلاب اسلامی ایران، با این‌ که دو دولت موضع دشمنانه آشکاری در برابر هم نداشتند،&amp;lt;ref&amp;gt;مروری بر روابط ایران و عربستان، ص21-22.&amp;lt;/ref&amp;gt; اختلاف‌های سیاسی ایران و عربستان در دوران جنگ تحمیلی عراق بر ضد ایران، به دلیل حمایت عربستان از [[عراق]] بیشتر شد.&amp;lt;ref&amp;gt;مروری بر روابط ایران و عربستان، ص31-32.&amp;lt;/ref&amp;gt; اوج اختلاف دو کشور که به سال ۱۳۶۶ش. به قطع روابط سیاسی آن دو به مدت سه سال انجامید، به دلیل برگزاری مراسم برائت از مشرکین از جانب حاجیان ایرانی در موسم حج بود. حج‌گزاری ایرانیان در سال ۱۳۷۰ از سر گرفته شد.&amp;lt;ref&amp;gt;دشتی، «برائت از مشرکین»، ۱۳۷۷ش، ج۲، ص۶۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== فاجعه منا ====&lt;br /&gt;
فاجعه منا، حادثه‌ای مرگبار در حج تمتع که ۲ مهر ۱۳۹۴ش، روی داد.&amp;lt;ref&amp;gt;روایتی نزدیک از اتفاقات خیابان ۲۰۴ منا، خبرگزاری ایسنا.&amp;lt;/ref&amp;gt; مقامات دولت عربستان پس از حدود سه هفته از حادثه، تعداد رسمی جان‌باختگان را ۷۴۷۷ نفر اعلام کردند.&amp;lt;ref&amp;gt;آمار قابل تامل وزارت بهداشت عربستان از تعداد جان‌باختگان فاجعه منا، خبرگزاری میزان.&amp;lt;/ref&amp;gt; بر اساس آخرین آمارهای منتشر شده از سوی کشورهای آسیب‌دیده، جمهوری اسلامی ایران با ۴۶۴ کشته، بیشترین تلفات را در این فاجعه متحمل شده است.&amp;lt;ref&amp;gt;آمار کشته‌های کشورها در منا، خبرگزاری ایسنا.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
[[رده:مقاله‌های در حال ویرایش]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Rezashams</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikihaj.com/index.php?title=%D8%B1%D8%A7%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%AD%D8%AC_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86&amp;diff=67824</id>
		<title>راه‌های حج ایرانیان</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikihaj.com/index.php?title=%D8%B1%D8%A7%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%AD%D8%AC_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86&amp;diff=67824"/>
		<updated>2026-05-20T15:34:50Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Rezashams: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{در دست ویرایش|ماه=[[اردیبهشت]]|روز=[[30]]|سال=[[۱۴۰۵]]|کاربر=Rezashams  }}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
راه حج حاجیان ایرانی در طول تاریخ تغییرهای بسیار به خود دیده است. عوامل سیاسی و بسته شدن مرزها به دلیل نبرد میان حکومت‌ها، قدرت یافتن راهزنان، عوامل طبیعی و آب و هوا، و نیز پیشرفت فناوری حمل و نقل از عوامل تغییر و تحول در راه‌های حج ایرانیان بوده است. در این میان راه‌های ایرانیان برای سفر حج از سه طریق دریایی، زمینی و اخیرا هوایی برقرار بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== راه‌های زمینی ==&lt;br /&gt;
راه‌های زمینی حج ایرانیان از طریق سرزمین‌های غربی پیموده می‌شده است که مشروح این راه‌ها چنین گزارش شده است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== راه عراق از کوفه ===&lt;br /&gt;
کهن‌ترین و مهم‌ترین راه حج ایرانیان، راه عراق بود. در سده‌های نخستین اسلامی که ایران زیر نظر خلافت اسلامی و والیان عراق اداره می‌شد، مسافران مکه از نقاط گوناگون ایران به سوی شهرهای عراق راهی می‌شدند و از آن‌جا همراه کاروان عراق به سوی حجاز می‌رفتند. محل اجتماع ایرانیان در دوران حکومت امویان، شهر [[کوفه]] بود. پس از قدرت یافتن عباسیان و تأسیس شهر بغداد، کاروان عراقی از این شهر راهی مکه می‌شد.&amp;lt;ref&amp;gt;راه حج، ص12.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
مسافران کاروان عراق در این راه که در طول تاریخ با عناوینی مانند [[درب زبیده]]، راه کوفه، راه نجد و راه جبل شناخته شده،&amp;lt;ref&amp;gt;نک: الکامل، ج8، ص147؛ درب زبیده، ص65؛ نک: فارسنامه ناصری، ج1، ص710؛ سفرنامه میرزا محمد حسین فراهانی، ص171.&amp;lt;/ref&amp;gt; از بغداد به کوفه و از آن‌جا به جنوب عراق می‌رفتند و با عبور از صحرای نفود و نجد و گذر از منازلی مانند قادسیه، عذیب، مغیثه، زباله، ثعلبیه، فید، حاجر و معدن النقره به حجاز می‌رسیدند و به مدینه یا مکه می‌رفتند.&amp;lt;ref&amp;gt;المناسک، ص269-356؛ المسالک و الممالک، ص125-127؛ البلدان، ص150؛ رحلة ابن جبیر، ص162-163.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== راه عراق از بصره ===&lt;br /&gt;
راه دیگر که از عراق به مکه می‌رفت، راه [[بصره]] بود که از بصره آغاز می‌شد و در معدن النقره به راه کوفه می‌پیوست.&amp;lt;ref&amp;gt;المسالک و الممالک، ص146-147؛ احسن التقاسیم، ج1، ص361؛ الخراج، ص84؛ جغرافیای حافظ ابرو، ج1، ص232.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
راه عراق برای حاجی ایرانی کوتاه‌ترین راه بود؛ اما به دلیل وضعیت بد آب و هوایی و خطر همیشگی حمله راهزنان، بدترین راه حج نیز به شمار می‌رفت. در بیابان‌های راه مکه، تهیه آب تنها از چاه‌ها و برکه‌های محدود و شناخته شده‌ای میسر بود که میزان آب آن‌ها همیشه به یک‌اندازه نبود و بعضی سال‌ها کاروانیان را به دشواری می‌انداخت. نبود آب و وقوع طوفان در برخی سال‌ها باعث توقف کاروان حج یا کشته شدن بسیاری از حاجیان می‌شد.&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ طبری، ج8، ص150؛ ج9، ص150، 501؛ ج10، ص139؛ الکامل، ج7، ص34؛ ج9، ص205؛ درب زبیده، ص99-100.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
حمله راهزنان و قبایل عرب به کاروان حاجیان، مشکل دیگر مسافران مکه در راه عراق بود که تا روزگار معاصر نیز ادامه داشته است. این راهزنان با حمله به کاروان حاجیان، گاه به کشتار و غارت می‌پرداختند و گاه در ازای دریافت اموال کاروانیان، به آنان اجازه بازگشت یا ادامه مسیر می‌دادند. رویارویی با این قبایل به نیروی نظامی نیاز داشت و در مواردی که پادشاهان و خلفا ضعیف بودند یا به دلیل مشکلات داخلی، به حج بها نمی‌دادند، قدرت‌نمایی این بادیه‌نشینان چنان بالا می‌گرفت که سفر حج را سال‌ها به تعطیلی می‌کشاند.&amp;lt;ref&amp;gt;درب زبیده، ص91-98.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
ناامنی حاصل از ظهور قرمطیان (۲۷۳–۴۷۰ق) یعنی پیروان ابوطاهر قرمطی در [[جزیرةالعرب]] نخستین مورد مهم راهزنی است که از سال ۲۹۴ق. آغاز شد و با حمله قرمطیان به مکه در سال ۳۱۶ق. به اوج رسید و حج‌گزاری ایرانیان و حرکت کاروان عراق را سال‌ها با دشواری روبه‌رو کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ طبری، ج11، ص22، 119؛ تاریخ ابن خلدون، ج4، ص129.&amp;lt;/ref&amp;gt; حتی پیش از آن نیز حمله قبایل عرب به کاروان حاجیان از جمله به سال ۲۸۷ق. رخ داده بود.&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ طبری، ج10، ص74؛ اتحاف الوری، ج2، ص355.&amp;lt;/ref&amp;gt; در هر دوره، یکی از قبایل عرب مانند بنو سلیم، طی، خفاجه و بنی‌حرب قدرتی بیشتر می‌یافت و مدتی عامل اصلی ناامنی در راه حج می‌شد.&amp;lt;ref&amp;gt;تجارب الامم، ج7، ص515؛ الکامل، ج8، ص574؛ ج9، ص69، 105، 205، 236؛ درب زبیده، ص92-98.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از تشکیل دولت صفوی در ایران و فراگیری مذهب تشیع در این سرزمین، راه عراق به دلیل وجود مزارهای [[امامان شیعه]] در عتبات برای ایرانیان اهمیتی بیشتر یافت. در این دوران، راه عراق در سرزمین‌های زیر سلطه دولت عثمانی قرار داشت. حکومت عثمانی بر سرزمین‌های جنوب عراق نظارت کامل نداشت و این سرزمین‌ها معمولاً شاهد قدرت یافتن قبایل عرب بود. ناامنی، گرفتن مالیات فراوان از حاجیان در طول مسیر، و معطل کردن آنان به بهانه‌های گوناگون باعث می‌شد گاه عبور کاروان‌های حج از این مسیر، از سوی شاهان ایران ممنوع شود. در نامه‌ای که شاه عباس دوم به شریف مکه نوشت، به منع حاجیان برای عبور از راه بصره اشاره و بازگشایی راه حج وابسته به تعهد حاکم بصره و شریف مکه به برقراری امنیت در طول مسیر شده است.&amp;lt;ref&amp;gt;سفرنامه شاردن، ج2، ص616؛ نک: احیاء الملوک، ص479؛ مقالات تاریخی، دفتر11، ص62-68.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
در دوران حکومت قاجار، راه عراق را بیشتر با عنوان راه نجد یا راه جبل می‌شناختند.&amp;lt;ref&amp;gt;نک: سفرنامه میرزا محمد حسین فراهانی، ص171؛ تذکرة الطریق، ص22؛ سفرنامه فرهاد میرزا، ص196.&amp;lt;/ref&amp;gt; از نیمه سده سیزدهم ق. دولتی نیمه مستقل در سرزمین نجد یا جبل با نام آل‌رشید (۱۲۵۲–۱۳۴۰ق) تشکیل شد. آل‌رشید مسؤولیت حفظ امنیت راه جبل را بر عهده داشتند و در برابر از کاروان‌داران مالیات می‌گرفتند.&amp;lt;ref&amp;gt;خاطرات سرهارد فورد، ص13.&amp;lt;/ref&amp;gt; مسافران زیر نظر شخصی که از سوی او به عنوان امیرالحاج تعیین می‌شد، سفر می‌کردند.&amp;lt;ref&amp;gt;مقالات تاریخی، دفتر8، ص187.&amp;lt;/ref&amp;gt; هر چند حاکمان آل‌رشید از اقتدار بسیاری برخوردار بودند، باز هم احتمال حمله راهزنان و قبایل در راه جبل بسیار بود.&amp;lt;ref&amp;gt;به سوی‌ام القری، ص242، 244؛ تذکرة الطریق، ص50.&amp;lt;/ref&amp;gt; با این حال، مشکل اصلی راه جبل برای حاجی، نه حمله راهزنان، که بدرفتاری و زیاده‌خواهی خود حاکمان جبل بود. امیر جبل به بهانه‌های گوناگون بیش ازاندازه از مردم پول می‌گرفت و برای دریافت آن با مردم بدرفتاری می‌کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;حدیث قافله‌ها، ص113-114.&amp;lt;/ref&amp;gt; پول فراوان که امیر جبل از حمله‌داران طلب می‌کرد، باعث می‌شد حمله‌داران بیشتر به حاجی فشار بیاورند و به بهانه‌های گوناگون از او پول بگیرند. گاه حمله‌داران در شهرهای درون ایران یا در راه برگشت در مدینه، با حاجی بر مبلغی معین قرارداد می‌بستند و در میان بیابان که حاجی هیچ‌کس را نداشت و به دلیل بلد نبودن راه کاملاً به حمله‌داران محتاج بود، بیش از توافق پیشین طلب می‌کردند.&amp;lt;ref&amp;gt;مقالات تاریخی، دفتر9، ص16-20؛ سفرنامه مکه معظمه، ص185؛ حدیث قافله‌ها، ص204.&amp;lt;/ref&amp;gt; با وجود دریافت این مبالغ، خدمات ارائه شده به حاجی بسیار اندک بود و در برخی سال‌ها به دلیل کمبود شتر، مسافران مدت‌ها در مسیر معطل می‌شدند.&amp;lt;ref&amp;gt;سفرنامه مکه معظمه، ص186، 189.&amp;lt;/ref&amp;gt; رفتار عوامل امیر جبل، حمله‌دار، شتردار و عکام (خدمتکار) با حاجی، بسیار بد بود. گاه عکام و جمّال (اجاره دهنده شتر به کاروانیان) به دلیل‌های گوناگون حاجی را به قصد کشت، کتک می‌زدند و اگر درخواستی اضافی داشت و مثلاً نان فراوان می‌خواست یا بیش از اندازه برای قضای حاجت می‌ایستاد یا شترش بر زمین‌می‌خورد، او را به باد فحش و ناسزا می‌گرفتند.&amp;lt;ref&amp;gt;سفرنامه مکه معظمه، ص196-198.&amp;lt;/ref&amp;gt; اگر کسی از حاجیان در میانه راه می‌مرد، برای حمل جسدش از بستگانش پول فراوان طلب می‌کردند.&amp;lt;ref&amp;gt;مقالات تاریخی، دفتر9، ص23-25.&amp;lt;/ref&amp;gt; اگر حاجی ناخوش و بیمار بود و نمی‌توانست به راه ادامه دهد، برای آزاد کردن شتر در فرصتی او را در بیابان می‌نهادند و به دیگران خبر مرگ حاجی را می‌دادند.&amp;lt;ref&amp;gt;نک: سفرنامه مکه معظمه، ص195-197.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
به دلیل این گونه مشکلات، راه جبل بدترین راه حج شناخته می‌شد و سفرنامه‌های حج دوران قاجاری لبریز از شرح مشکلات راه جبل است تا آن‌جا که برخی سفرنامه‌ها مانند «تیر اجل در صدمات راه جبل» اصولاً برای تذکر سختی‌های این راه و منع حاجیان از انتخاب این راه نوشته شده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;مقالات تاریخی، دفتر9، ص16.&amp;lt;/ref&amp;gt; این وضعیت باعث شد که بعضی از دانشوران و شاهان قاجار، سفر از راه جبل را گاهی ممنوع کنند.&amp;lt;ref&amp;gt;سفرنامه مکه معظمه، ص158.&amp;lt;/ref&amp;gt; در این زمان‌ها، امیر جبل که به درآمد سفر حاجیان نیاز داشت، به‌طور موقت خدماتی بهتر به حاجیان ارائه می‌نمود و برای لغو ممنوعیت با دولت ایران مذاکره می‌کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===راه شام===&lt;br /&gt;
این راه از شهرهای شام آغاز می‌شد و با گذشتن از سرزمین‌های [[سوریه]] و اردن امروزی و منازلی چون بصری، کرک، معان، عقبه، ذات حج، و تبوک به مدینه و مکه می‌رسید.&amp;lt;ref&amp;gt;درباره راه شام، نک: الحقیقة و المجاز، ج3، ص387-411.&amp;lt;/ref&amp;gt; این راه معمولاً مسیر اصلی ایرانیان نبود؛ اما در برخی دوره‌ها بیشتر مورد استفاده ایرانیان قرار می‌گرفت. تا پیش از دوران صفویه، این راه یا از سوی افرادی که می‌خواستند در مسیر حج از [[بیت‌المقدس]] یا مصر دیدن کنند، استفاده می‌شد یا هنگامی که راه عراق به دلیل خطر هجوم راهزنان بسته بود.&lt;br /&gt;
با قدرت یافتن حکومت عثمانی در عراق و آناتولی و شبه جزیره، راه عراق اهمیت خود را از دست داد و راه شام به عنوان مسیر اصلی حج از سوی دولت عثمانی مورد توجه قرار گرفت. از این دوران، معمولاً ایرانیان از دو راه به شام می‌رفتند. راه معمول، [[عراق]] و [[بغداد]] و سپس [[کرکوک]]، [[موصل]] و عرفه به [[حلب]] و [[دمشق]] بود.&lt;br /&gt;
راه شام برای مسافر ایرانی بسیار طولانی‌تر از راه عراق بود. با آن‌که این راه با سربازان عثمانی محافظت می‌شد، همچنان احتمال حمله راهزنان وجود داشت. قسمتی از راه نیز از بیابان‌های خشک عبور می‌کرد. افزون بر این‌ها، به دلیل اختلاف عثمانی با حکومت‌های ایران، مسافر ایرانی دچار برخی مشکلات نیز بود؛ از جمله آن‌که ناچار بود مالیات بیشتر بپردازد.&amp;lt;ref&amp;gt;عالم‌آرای نادری، ج3، ص887؛ اسناد و مکاتبات سیاسی ایران از 1105 تا 1135، ص174؛ بیان واقع، ص150- 151.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== راه نخجوان از دمشق ===&lt;br /&gt;
راه دیگر، شمال ایران و نخجوان و اردوباد و آناتولی و حلب و دمشق بود. نویسنده یک سفرنامه به جای مانده از دوران صفوی، از سفر کاروان رسمی یا بخشی از کاروان رسمی حاجیان ایرانی که با گروهی از تفنگداران حمایت می‌شده‌اند، از این راه خبر داده است. این مسیر افزون بر این‌که کوهستانی و بسیار خطرناک و دشوار بود، در معرض حمله راهزنان نیز قرار داشت و دانسته نیست که چرا ایرانیان از این راه استفاده می‌کردند.&amp;lt;ref&amp;gt;سفرنامه منظوم حج، ص41-62؛ بیان واقع، ص130-135؛ مقالات تاریخی، دفتر8، ص194-196؛ تاریخ حج‌گزاری ایرانیان، ص173-176.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== راه‌های زمینی - دریایی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===راه احساء===&lt;br /&gt;
از دیگر راه‌های حاجیان ایرانی که از صحراهای شبه جزیره می‌گذشت، راه [[احساء]] یا لحساء بود. احساء یا لحساء، سرزمینی در جنوب غرب [[خلیج فارس]] و نام قدیم آن بحرین بود.&amp;lt;ref&amp;gt;احسن التقاسیم، ص93؛ معجم البلدان، ج1، ص112؛ جغرافیای تاریخی کشورهای اسلامی، ج1، ص234.&amp;lt;/ref&amp;gt; حاجیان ایرانی برای گذر از راه احساء معمولاً با عبور از عرض خلیج فارس، نخست به بحرین می‌رفتند و سپس با عبور از [[یمامه]] به حجاز می‌رسیدند. این راه از دیرباز مورد استفاده ایرانیان بوده است. ناصر خسرو هنگام بازگشت به ایران از مکه، به سال ۴۴۳ق. از این راه بهره برد. او از مکه به یمامه و سپس به احساء رفت و از آن‌جا به بصره و آبادان و سرزمین‌های ایران سفر کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;سفرنامه ناصر خسرو، ص147-152.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[ابن‌بطوطه]] نیز به سال ۷۳۲ق. از راه احساء به [[مکه]] رفت. او از بندر سیراف و با عبور از عرض خلیج فارس، به بحرین سفر کرد و از آن‌جا به احساء و یمامه و مکه رسید.&amp;lt;ref&amp;gt;رحلة ابن بطوطه، ج2، ص151-154.&amp;lt;/ref&amp;gt; سفر از راه خلیج فارس به بحرین و احساء در دوران صفویه رونقی بیشتر یافت و مورد استفاده برخی دانشوران شیعه ایرانی قرار گرفت.&amp;lt;ref&amp;gt;نک: تاریخ و سفرنامه حزین، ص243؛ تاریخ عالم‌آرای عباسی، ج1، ص156.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== راه بمبئی - جده ===&lt;br /&gt;
راهی دیگر که در اوایل دوران پهلوی استفاده می‌شد، مسیر زمینی از ایران به [[بمبئی]] و از آن‌جا با کشتی به سوی جده بود.&amp;lt;ref&amp;gt;میقات حج، ش54، ص1492، «حج‌گزاری در سال‌های آغازین انقلاب.&amp;lt;/ref&amp;gt; سفر دریایی در این دوران معمولاً با کشتی‌های اروپایی موجود در خلیج فارس انجام می‌شد و حاجیان بهره‌وری از کشتی‌های خارجی را که از لحاظ امکانات مناسب‌تر بودند، سفارش می‌کردند.&amp;lt;ref&amp;gt;پنجاه سفرنامه، ج1، ص596؛ سفرنامه حاج ایاز خان قشقایی، ص66، 77؛ نک: خاطرات سفر مکه، ص62.&amp;lt;/ref&amp;gt; کشتی‌هایی که حاجیان را جابه‌جا می‌کردند، معمولاً شلوغ بودند و همین باعث ناراحتی زائران می‌شد. مسافران برای انتخاب جای مناسب در کشتی و نیز از نظر بهداشتی بسیار در تنگنا بودند.&amp;lt;ref&amp;gt;پنجاه سفرنامه، ج2، ص476-479؛ ج8، ص30؛ ج4، ص420.&amp;lt;/ref&amp;gt; راه طولانی دریایی که بیشتر با بیم از طوفان و غرق شدن می‌گذشت، برای حاجی دشوار بود.&amp;lt;ref&amp;gt;روزنامه سفر حج، ص57.&amp;lt;/ref&amp;gt; در دوران قاجار، برخی ایرانیان از جمله پسر حاجی زین‌العابدین بازرگان شیرازی با خرید کشتی به حمل و نقل ایرانیان در این مسیر پرداختند.&amp;lt;ref&amp;gt;حدیث قافله‌ها، ص101.&amp;lt;/ref&amp;gt; کشتی ایرانی دیگر که در منابع این دوره از آن یاد شده، احمدی خوانده می‌شد که به سال ۱۳۱۹ق. فعال بوده است.&amp;lt;ref&amp;gt;پنجاه سفرنامه، ج7، ص255.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===راه استانبول===&lt;br /&gt;
راه دیگر که تنها از دوران قاجاریه استفاده می‌شد، راه [[استانبول]] بود. ایرانیانی که این مسیر را انتخاب می‌کردند، معمولاً از شهرهای نیمه شمالی کشور به سوی انزلی راهی می‌شدند. در انزلی با کشتی به باکو می‌رفتند و از باکو به سوی باتوم یا یکی از دیگر بنادر دریای سیاه می‌رفتند. مسافرت در این مسیر پس از احداث راه‌آهن باکو تا باتوم بسیار رونق گرفت و مورد استفاده ایرانیان به ویژه ثروتمندان بود. مسافران معمولاً از باتوم با کشتی به استانبول می‌رفتند و از استانبول با کشتی به [[اسکندریه]] در مصر رهسپار می‌شدند و سپس در خاک مصر به بندر سوئز می‌رسیدند و با کشتی به سوی جده راهی می‌گشتند. کسانی که قصد داشتند نخست به [[مدینه]] بروند، در ینبع؛ و آنان که نخست به مکه می‌رفتند، در جده پیاده می‌شدند.&amp;lt;ref&amp;gt;سفرنامه فرهاد میرزا، ص19-127؛ سفرنامه میرزا محمد حسین فراهانی، ص57-158؛ سفرنامه امین الدوله، ص58-156؛ پنجاه سفرنامه، ج6، ص18؛ ج7، ص200.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
احرام حاجیانی که با کشتی به جده می‌رفتند، همسو با میقات، درون کشتی انجام می‌شد. این حاجیان نیز مانند آن‌ها که از جنوب ایران به دریای سرخ می‌آمدند، با مشکل کمبود آب در کشتی برای غسل و [[احرام]] رویارو بودند.&amp;lt;ref&amp;gt;پنجاه سفرنامه، ج7، ص251؛ سفرنامه فرهاد میرزا، ص164.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
مسافر راه استانبول با عبور از شهرهای امپراتوری روسیه و دولت عثمانی، با بخشی از پیشرفت‌های فنی به ویژه در امر حمل و نقل آشنا می‌شد و برخی از جلوه‌های تمدن جدید غرب را تجربه می‌کرد. سفرنامه‌های این دوران شامل وصف پیشرفت تکنولوژیک، وضع اجتماعی و اقتصادی، سیمای شهرهای قفقاز و استانبول، و بیان تجربه‌های حاجیان از شرکت در مکان‌ها و اجتماعاتی مانند تئاتر، پارک و تالار کنسرت است. در حقیقت، بخشی از تجربه آشنایی ایرانیان با مظاهر تمدن غرب، حاصل همین سفرها بوده است.&amp;lt;ref&amp;gt;سفرنامه میرزا داود وزیر وظایف، ص77-78؛ سفرنامه میرزا محمد حسین فراهانی، ص112-113؛ پنجاه سفرنامه، ج7، ص194، 197، 204-209.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== راه دریایی ==&lt;br /&gt;
راه دریایی جنوب ایران نیز از راه‌های قدیم بود که از دوران صفویه و در پی رواج کشتیرانی اروپاییان در اقیانوس هند، رونقی بیشتر یافت. برای عبور از این راه، حاجیان در بنادر جنوبی ایران مانند بندر کنگ و [[بوشهر]] به کشتی می‌نشستند و با گذر از خلیج فارس و دریای عمان و اقیانوس هند و جنوب شبه جزیره عربی، وارد دریای سرخ می‌شدند و به بندر جده می‌رفتند.&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ حج‌گزاری ایرانیان، ص192-194؛ مقالات تاریخی، دفتر8، ص183؛ وقایع السنین، ص557؛ تاریخ و سفرنامه حزین، ص241.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
بهره‌وری از این راه در دوران قاجار بیشتر شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در این دوران، افزون بر بهره‌وری از بنادر جنوب ایران، برخی از حاجیان نخست به عتبات می‌رفتند و پس از زیارت عتبات، از بصره به قصد جده سوار کشتی می‌شدند.&amp;lt;ref&amp;gt;نک: شرح زندگانی من، ج2، ص80؛ فارسنامه ناصری، ج1، ص27؛ روزنامه سفر حج، ص45-62.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===راه دریایی از بیروت===&lt;br /&gt;
در دوران معاصر و پیش از رواج هواپیما، برای سفر به حج، راه دریایی بیروت مورد استفاده حاجیان ایرانی قرار می‌گرفت. در این مسیر، حاجیان ایرانی نخست از راه زمینی و با اتومبیل و قطار به عراق سفر و سپس بیروت سفر می‌کردند و با کشتی‌های اروپایی به جده راهی می‌شدند. بهره‌وری از راه دریایی بیروت تا مدت‌ها ادامه داشت و در دوران پهلوی اول، از راه‌های اصلی حاجیان ایرانی بود. در سال‌های پیش از جنگ جهانی دوم، سفیر ایران در جده برای حمل و نقل حاجیان ایرانی از بیروت به جده و بر عکس، با یک شرکت فرانسوی قراردادی امضا کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;روابط سیاسی ایران و عربستان، ص71.&amp;lt;/ref&amp;gt; به سال ۱۳۲۷ش؛ که پس از جنگ جهانی دوم نخستین بار حج ایرانیان به‌طور رسمی انجام شد، حدود دو هزار تن از جمعیت چهارده هزار نفری حاجیان ایرانی، از این راه به حج رفتند.&amp;lt;ref&amp;gt;میقات حج، ش51، ص170، 185، «خاطرات سرپرست حجاج در سفر سال 1327ش.».&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== راه هوایی ==&lt;br /&gt;
از سال ۱۳۲۸ش. راه هوایی به راه‌های حج ایرانیان افزوده شد. در سال‌های آغازین، مسیر هوایی میان ایران تا جده به‌طور مستقیم وجود نداشت و حاجیان یا از راه زمینی یا با هواپیما از [[تهران]] به بغداد، بصره، بیروت یا شهرهای [[اردن]] و سوریه می‌رفتند و از فرودگاه این شهرها راهی جده می‌شدند.&amp;lt;ref&amp;gt;مجله خاطرات وحید، ش7، اردیبهشت1351، ص38، «مقدمات عزیمت به مکه.&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;خاطرات زیارت خانه خدا، ص35، 39؛ خاطرات سفر حج، ص12؛ به سوی خدا می‌رویم، ص105، 113؛ سفرنامه حج و راهنمای حاج، ص9.&amp;lt;/ref&amp;gt; در سال ۱۳۲۷ش. حدود ۶۰۰ تن از ایرانیان با هواپیما به مکه رفتند.&amp;lt;ref&amp;gt;میقات حج، ش51، ص170، 185.&amp;lt;/ref&amp;gt; راه هوایی به تدریج رونق گرفت و پس از چندی پرواز مستقیم از ایران به جده برقرار و این راه به مسیر اصلی حج ایرانیان تبدیل شد و حج‌گزاری از راه زمینی ممنوع گشت. امروز نیز سفر حج ایرانیان تنها از راه هواپیما و با پروازهای مستقیم از ایران به شهرهای عربستان صورت می‌گیرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:مقاله‌های در حال ویرایش]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Rezashams</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikihaj.com/index.php?title=%D8%B1%D8%A7%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%AD%D8%AC_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86&amp;diff=67823</id>
		<title>راه‌های حج ایرانیان</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikihaj.com/index.php?title=%D8%B1%D8%A7%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%AD%D8%AC_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86&amp;diff=67823"/>
		<updated>2026-05-20T15:30:48Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Rezashams: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{در دست ویرایش|ماه=[[فروردین]]|روز=[[۲۶]]|سال=[[۱۴۰۵]]|کاربر=Kamran  }}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:مقاله‌های در حال ویرایش]]&lt;br /&gt;
راه حج حاجیان ایرانی در طول تاریخ تغییرهای بسیار به خود دیده است. عوامل سیاسی و بسته شدن مرزها به دلیل نبرد میان حکومت‌ها، قدرت یافتن راهزنان، عوامل طبیعی و آب و هوا، و نیز پیشرفت فناوری حمل و نقل از عوامل تغییر و تحول در راه‌های حج ایرانیان بوده است. در این میان راه‌های ایرانیان برای سفر حج از سه طریق دریایی، زمینی و اخیرا هوایی برقرار بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== راه‌های زمینی ==&lt;br /&gt;
راه‌های زمینی حج ایرانیان از طریق سرزمین‌های غربی پیموده می‌شده است که مشروح این راه‌ها چنین گزارش شده است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== راه عراق از کوفه ===&lt;br /&gt;
کهن‌ترین و مهم‌ترین راه حج ایرانیان، راه عراق بود. در سده‌های نخستین اسلامی که ایران زیر نظر خلافت اسلامی و والیان عراق اداره می‌شد، مسافران مکه از نقاط گوناگون ایران به سوی شهرهای عراق راهی می‌شدند و از آن‌جا همراه کاروان عراق به سوی حجاز می‌رفتند. محل اجتماع ایرانیان در دوران حکومت امویان، شهر [[کوفه]] بود. پس از قدرت یافتن عباسیان و تأسیس شهر بغداد، کاروان عراقی از این شهر راهی مکه می‌شد.&amp;lt;ref&amp;gt;راه حج، ص12.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
مسافران کاروان عراق در این راه که در طول تاریخ با عناوینی مانند [[درب زبیده]]، راه کوفه، راه نجد و راه جبل شناخته شده،&amp;lt;ref&amp;gt;نک: الکامل، ج8، ص147؛ درب زبیده، ص65؛ نک: فارسنامه ناصری، ج1، ص710؛ سفرنامه میرزا محمد حسین فراهانی، ص171.&amp;lt;/ref&amp;gt; از بغداد به کوفه و از آن‌جا به جنوب عراق می‌رفتند و با عبور از صحرای نفود و نجد و گذر از منازلی مانند قادسیه، عذیب، مغیثه، زباله، ثعلبیه، فید، حاجر و معدن النقره به حجاز می‌رسیدند و به مدینه یا مکه می‌رفتند.&amp;lt;ref&amp;gt;المناسک، ص269-356؛ المسالک و الممالک، ص125-127؛ البلدان، ص150؛ رحلة ابن جبیر، ص162-163.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== راه عراق از بصره ===&lt;br /&gt;
راه دیگر که از عراق به مکه می‌رفت، راه [[بصره]] بود که از بصره آغاز می‌شد و در معدن النقره به راه کوفه می‌پیوست.&amp;lt;ref&amp;gt;المسالک و الممالک، ص146-147؛ احسن التقاسیم، ج1، ص361؛ الخراج، ص84؛ جغرافیای حافظ ابرو، ج1، ص232.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
راه عراق برای حاجی ایرانی کوتاه‌ترین راه بود؛ اما به دلیل وضعیت بد آب و هوایی و خطر همیشگی حمله راهزنان، بدترین راه حج نیز به شمار می‌رفت. در بیابان‌های راه مکه، تهیه آب تنها از چاه‌ها و برکه‌های محدود و شناخته شده‌ای میسر بود که میزان آب آن‌ها همیشه به یک‌اندازه نبود و بعضی سال‌ها کاروانیان را به دشواری می‌انداخت. نبود آب و وقوع طوفان در برخی سال‌ها باعث توقف کاروان حج یا کشته شدن بسیاری از حاجیان می‌شد.&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ طبری، ج8، ص150؛ ج9، ص150، 501؛ ج10، ص139؛ الکامل، ج7، ص34؛ ج9، ص205؛ درب زبیده، ص99-100.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
حمله راهزنان و قبایل عرب به کاروان حاجیان، مشکل دیگر مسافران مکه در راه عراق بود که تا روزگار معاصر نیز ادامه داشته است. این راهزنان با حمله به کاروان حاجیان، گاه به کشتار و غارت می‌پرداختند و گاه در ازای دریافت اموال کاروانیان، به آنان اجازه بازگشت یا ادامه مسیر می‌دادند. رویارویی با این قبایل به نیروی نظامی نیاز داشت و در مواردی که پادشاهان و خلفا ضعیف بودند یا به دلیل مشکلات داخلی، به حج بها نمی‌دادند، قدرت‌نمایی این بادیه‌نشینان چنان بالا می‌گرفت که سفر حج را سال‌ها به تعطیلی می‌کشاند.&amp;lt;ref&amp;gt;درب زبیده، ص91-98.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
ناامنی حاصل از ظهور قرمطیان (۲۷۳–۴۷۰ق) یعنی پیروان ابوطاهر قرمطی در [[جزیرةالعرب]] نخستین مورد مهم راهزنی است که از سال ۲۹۴ق. آغاز شد و با حمله قرمطیان به مکه در سال ۳۱۶ق. به اوج رسید و حج‌گزاری ایرانیان و حرکت کاروان عراق را سال‌ها با دشواری روبه‌رو کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ طبری، ج11، ص22، 119؛ تاریخ ابن خلدون، ج4، ص129.&amp;lt;/ref&amp;gt; حتی پیش از آن نیز حمله قبایل عرب به کاروان حاجیان از جمله به سال ۲۸۷ق. رخ داده بود.&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ طبری، ج10، ص74؛ اتحاف الوری، ج2، ص355.&amp;lt;/ref&amp;gt; در هر دوره، یکی از قبایل عرب مانند بنو سلیم، طی، خفاجه و بنی‌حرب قدرتی بیشتر می‌یافت و مدتی عامل اصلی ناامنی در راه حج می‌شد.&amp;lt;ref&amp;gt;تجارب الامم، ج7، ص515؛ الکامل، ج8، ص574؛ ج9، ص69، 105، 205، 236؛ درب زبیده، ص92-98.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از تشکیل دولت صفوی در ایران و فراگیری مذهب تشیع در این سرزمین، راه عراق به دلیل وجود مزارهای [[امامان شیعه]] در عتبات برای ایرانیان اهمیتی بیشتر یافت. در این دوران، راه عراق در سرزمین‌های زیر سلطه دولت عثمانی قرار داشت. حکومت عثمانی بر سرزمین‌های جنوب عراق نظارت کامل نداشت و این سرزمین‌ها معمولاً شاهد قدرت یافتن قبایل عرب بود. ناامنی، گرفتن مالیات فراوان از حاجیان در طول مسیر، و معطل کردن آنان به بهانه‌های گوناگون باعث می‌شد گاه عبور کاروان‌های حج از این مسیر، از سوی شاهان ایران ممنوع شود. در نامه‌ای که شاه عباس دوم به شریف مکه نوشت، به منع حاجیان برای عبور از راه بصره اشاره و بازگشایی راه حج وابسته به تعهد حاکم بصره و شریف مکه به برقراری امنیت در طول مسیر شده است.&amp;lt;ref&amp;gt;سفرنامه شاردن، ج2، ص616؛ نک: احیاء الملوک، ص479؛ مقالات تاریخی، دفتر11، ص62-68.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
در دوران حکومت قاجار، راه عراق را بیشتر با عنوان راه نجد یا راه جبل می‌شناختند.&amp;lt;ref&amp;gt;نک: سفرنامه میرزا محمد حسین فراهانی، ص171؛ تذکرة الطریق، ص22؛ سفرنامه فرهاد میرزا، ص196.&amp;lt;/ref&amp;gt; از نیمه سده سیزدهم ق. دولتی نیمه مستقل در سرزمین نجد یا جبل با نام آل‌رشید (۱۲۵۲–۱۳۴۰ق) تشکیل شد. آل‌رشید مسؤولیت حفظ امنیت راه جبل را بر عهده داشتند و در برابر از کاروان‌داران مالیات می‌گرفتند.&amp;lt;ref&amp;gt;خاطرات سرهارد فورد، ص13.&amp;lt;/ref&amp;gt; مسافران زیر نظر شخصی که از سوی او به عنوان امیرالحاج تعیین می‌شد، سفر می‌کردند.&amp;lt;ref&amp;gt;مقالات تاریخی، دفتر8، ص187.&amp;lt;/ref&amp;gt; هر چند حاکمان آل‌رشید از اقتدار بسیاری برخوردار بودند، باز هم احتمال حمله راهزنان و قبایل در راه جبل بسیار بود.&amp;lt;ref&amp;gt;به سوی‌ام القری، ص242، 244؛ تذکرة الطریق، ص50.&amp;lt;/ref&amp;gt; با این حال، مشکل اصلی راه جبل برای حاجی، نه حمله راهزنان، که بدرفتاری و زیاده‌خواهی خود حاکمان جبل بود. امیر جبل به بهانه‌های گوناگون بیش ازاندازه از مردم پول می‌گرفت و برای دریافت آن با مردم بدرفتاری می‌کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;حدیث قافله‌ها، ص113-114.&amp;lt;/ref&amp;gt; پول فراوان که امیر جبل از حمله‌داران طلب می‌کرد، باعث می‌شد حمله‌داران بیشتر به حاجی فشار بیاورند و به بهانه‌های گوناگون از او پول بگیرند. گاه حمله‌داران در شهرهای درون ایران یا در راه برگشت در مدینه، با حاجی بر مبلغی معین قرارداد می‌بستند و در میان بیابان که حاجی هیچ‌کس را نداشت و به دلیل بلد نبودن راه کاملاً به حمله‌داران محتاج بود، بیش از توافق پیشین طلب می‌کردند.&amp;lt;ref&amp;gt;مقالات تاریخی، دفتر9، ص16-20؛ سفرنامه مکه معظمه، ص185؛ حدیث قافله‌ها، ص204.&amp;lt;/ref&amp;gt; با وجود دریافت این مبالغ، خدمات ارائه شده به حاجی بسیار اندک بود و در برخی سال‌ها به دلیل کمبود شتر، مسافران مدت‌ها در مسیر معطل می‌شدند.&amp;lt;ref&amp;gt;سفرنامه مکه معظمه، ص186، 189.&amp;lt;/ref&amp;gt; رفتار عوامل امیر جبل، حمله‌دار، شتردار و عکام (خدمتکار) با حاجی، بسیار بد بود. گاه عکام و جمّال (اجاره دهنده شتر به کاروانیان) به دلیل‌های گوناگون حاجی را به قصد کشت، کتک می‌زدند و اگر درخواستی اضافی داشت و مثلاً نان فراوان می‌خواست یا بیش از اندازه برای قضای حاجت می‌ایستاد یا شترش بر زمین‌می‌خورد، او را به باد فحش و ناسزا می‌گرفتند.&amp;lt;ref&amp;gt;سفرنامه مکه معظمه، ص196-198.&amp;lt;/ref&amp;gt; اگر کسی از حاجیان در میانه راه می‌مرد، برای حمل جسدش از بستگانش پول فراوان طلب می‌کردند.&amp;lt;ref&amp;gt;مقالات تاریخی، دفتر9، ص23-25.&amp;lt;/ref&amp;gt; اگر حاجی ناخوش و بیمار بود و نمی‌توانست به راه ادامه دهد، برای آزاد کردن شتر در فرصتی او را در بیابان می‌نهادند و به دیگران خبر مرگ حاجی را می‌دادند.&amp;lt;ref&amp;gt;نک: سفرنامه مکه معظمه، ص195-197.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
به دلیل این گونه مشکلات، راه جبل بدترین راه حج شناخته می‌شد و سفرنامه‌های حج دوران قاجاری لبریز از شرح مشکلات راه جبل است تا آن‌جا که برخی سفرنامه‌ها مانند «تیر اجل در صدمات راه جبل» اصولاً برای تذکر سختی‌های این راه و منع حاجیان از انتخاب این راه نوشته شده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;مقالات تاریخی، دفتر9، ص16.&amp;lt;/ref&amp;gt; این وضعیت باعث شد که بعضی از دانشوران و شاهان قاجار، سفر از راه جبل را گاهی ممنوع کنند.&amp;lt;ref&amp;gt;سفرنامه مکه معظمه، ص158.&amp;lt;/ref&amp;gt; در این زمان‌ها، امیر جبل که به درآمد سفر حاجیان نیاز داشت، به‌طور موقت خدماتی بهتر به حاجیان ارائه می‌نمود و برای لغو ممنوعیت با دولت ایران مذاکره می‌کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===راه شام===&lt;br /&gt;
این راه از شهرهای شام آغاز می‌شد و با گذشتن از سرزمین‌های [[سوریه]] و اردن امروزی و منازلی چون بصری، کرک، معان، عقبه، ذات حج، و تبوک به مدینه و مکه می‌رسید.&amp;lt;ref&amp;gt;درباره راه شام، نک: الحقیقة و المجاز، ج3، ص387-411.&amp;lt;/ref&amp;gt; این راه معمولاً مسیر اصلی ایرانیان نبود؛ اما در برخی دوره‌ها بیشتر مورد استفاده ایرانیان قرار می‌گرفت. تا پیش از دوران صفویه، این راه یا از سوی افرادی که می‌خواستند در مسیر حج از [[بیت‌المقدس]] یا مصر دیدن کنند، استفاده می‌شد یا هنگامی که راه عراق به دلیل خطر هجوم راهزنان بسته بود.&lt;br /&gt;
با قدرت یافتن حکومت عثمانی در عراق و آناتولی و شبه جزیره، راه عراق اهمیت خود را از دست داد و راه شام به عنوان مسیر اصلی حج از سوی دولت عثمانی مورد توجه قرار گرفت. از این دوران، معمولاً ایرانیان از دو راه به شام می‌رفتند. راه معمول، [[عراق]] و [[بغداد]] و سپس [[کرکوک]]، [[موصل]] و عرفه به [[حلب]] و [[دمشق]] بود.&lt;br /&gt;
راه شام برای مسافر ایرانی بسیار طولانی‌تر از راه عراق بود. با آن‌که این راه با سربازان عثمانی محافظت می‌شد، همچنان احتمال حمله راهزنان وجود داشت. قسمتی از راه نیز از بیابان‌های خشک عبور می‌کرد. افزون بر این‌ها، به دلیل اختلاف عثمانی با حکومت‌های ایران، مسافر ایرانی دچار برخی مشکلات نیز بود؛ از جمله آن‌که ناچار بود مالیات بیشتر بپردازد.&amp;lt;ref&amp;gt;عالم‌آرای نادری، ج3، ص887؛ اسناد و مکاتبات سیاسی ایران از 1105 تا 1135، ص174؛ بیان واقع، ص150- 151.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== راه نخجوان از دمشق ===&lt;br /&gt;
راه دیگر، شمال ایران و نخجوان و اردوباد و آناتولی و حلب و دمشق بود. نویسنده یک سفرنامه به جای مانده از دوران صفوی، از سفر کاروان رسمی یا بخشی از کاروان رسمی حاجیان ایرانی که با گروهی از تفنگداران حمایت می‌شده‌اند، از این راه خبر داده است. این مسیر افزون بر این‌که کوهستانی و بسیار خطرناک و دشوار بود، در معرض حمله راهزنان نیز قرار داشت و دانسته نیست که چرا ایرانیان از این راه استفاده می‌کردند.&amp;lt;ref&amp;gt;سفرنامه منظوم حج، ص41-62؛ بیان واقع، ص130-135؛ مقالات تاریخی، دفتر8، ص194-196؛ تاریخ حج‌گزاری ایرانیان، ص173-176.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== راه‌های زمینی - دریایی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===راه احساء===&lt;br /&gt;
از دیگر راه‌های حاجیان ایرانی که از صحراهای شبه جزیره می‌گذشت، راه [[احساء]] یا لحساء بود. احساء یا لحساء، سرزمینی در جنوب غرب [[خلیج فارس]] و نام قدیم آن بحرین بود.&amp;lt;ref&amp;gt;احسن التقاسیم، ص93؛ معجم البلدان، ج1، ص112؛ جغرافیای تاریخی کشورهای اسلامی، ج1، ص234.&amp;lt;/ref&amp;gt; حاجیان ایرانی برای گذر از راه احساء معمولاً با عبور از عرض خلیج فارس، نخست به بحرین می‌رفتند و سپس با عبور از [[یمامه]] به حجاز می‌رسیدند. این راه از دیرباز مورد استفاده ایرانیان بوده است. ناصر خسرو هنگام بازگشت به ایران از مکه، به سال ۴۴۳ق. از این راه بهره برد. او از مکه به یمامه و سپس به احساء رفت و از آن‌جا به بصره و آبادان و سرزمین‌های ایران سفر کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;سفرنامه ناصر خسرو، ص147-152.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[ابن‌بطوطه]] نیز به سال ۷۳۲ق. از راه احساء به [[مکه]] رفت. او از بندر سیراف و با عبور از عرض خلیج فارس، به بحرین سفر کرد و از آن‌جا به احساء و یمامه و مکه رسید.&amp;lt;ref&amp;gt;رحلة ابن بطوطه، ج2، ص151-154.&amp;lt;/ref&amp;gt; سفر از راه خلیج فارس به بحرین و احساء در دوران صفویه رونقی بیشتر یافت و مورد استفاده برخی دانشوران شیعه ایرانی قرار گرفت.&amp;lt;ref&amp;gt;نک: تاریخ و سفرنامه حزین، ص243؛ تاریخ عالم‌آرای عباسی، ج1، ص156.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== راه بمبئی - جده ===&lt;br /&gt;
راهی دیگر که در اوایل دوران پهلوی استفاده می‌شد، مسیر زمینی از ایران به [[بمبئی]] و از آن‌جا با کشتی به سوی جده بود.&amp;lt;ref&amp;gt;میقات حج، ش54، ص1492، «حج‌گزاری در سال‌های آغازین انقلاب.&amp;lt;/ref&amp;gt; سفر دریایی در این دوران معمولاً با کشتی‌های اروپایی موجود در خلیج فارس انجام می‌شد و حاجیان بهره‌وری از کشتی‌های خارجی را که از لحاظ امکانات مناسب‌تر بودند، سفارش می‌کردند.&amp;lt;ref&amp;gt;پنجاه سفرنامه، ج1، ص596؛ سفرنامه حاج ایاز خان قشقایی، ص66، 77؛ نک: خاطرات سفر مکه، ص62.&amp;lt;/ref&amp;gt; کشتی‌هایی که حاجیان را جابه‌جا می‌کردند، معمولاً شلوغ بودند و همین باعث ناراحتی زائران می‌شد. مسافران برای انتخاب جای مناسب در کشتی و نیز از نظر بهداشتی بسیار در تنگنا بودند.&amp;lt;ref&amp;gt;پنجاه سفرنامه، ج2، ص476-479؛ ج8، ص30؛ ج4، ص420.&amp;lt;/ref&amp;gt; راه طولانی دریایی که بیشتر با بیم از طوفان و غرق شدن می‌گذشت، برای حاجی دشوار بود.&amp;lt;ref&amp;gt;روزنامه سفر حج، ص57.&amp;lt;/ref&amp;gt; در دوران قاجار، برخی ایرانیان از جمله پسر حاجی زین‌العابدین بازرگان شیرازی با خرید کشتی به حمل و نقل ایرانیان در این مسیر پرداختند.&amp;lt;ref&amp;gt;حدیث قافله‌ها، ص101.&amp;lt;/ref&amp;gt; کشتی ایرانی دیگر که در منابع این دوره از آن یاد شده، احمدی خوانده می‌شد که به سال ۱۳۱۹ق. فعال بوده است.&amp;lt;ref&amp;gt;پنجاه سفرنامه، ج7، ص255.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===راه استانبول===&lt;br /&gt;
راه دیگر که تنها از دوران قاجاریه استفاده می‌شد، راه [[استانبول]] بود. ایرانیانی که این مسیر را انتخاب می‌کردند، معمولاً از شهرهای نیمه شمالی کشور به سوی انزلی راهی می‌شدند. در انزلی با کشتی به باکو می‌رفتند و از باکو به سوی باتوم یا یکی از دیگر بنادر دریای سیاه می‌رفتند. مسافرت در این مسیر پس از احداث راه‌آهن باکو تا باتوم بسیار رونق گرفت و مورد استفاده ایرانیان به ویژه ثروتمندان بود. مسافران معمولاً از باتوم با کشتی به استانبول می‌رفتند و از استانبول با کشتی به [[اسکندریه]] در مصر رهسپار می‌شدند و سپس در خاک مصر به بندر سوئز می‌رسیدند و با کشتی به سوی جده راهی می‌گشتند. کسانی که قصد داشتند نخست به [[مدینه]] بروند، در ینبع؛ و آنان که نخست به مکه می‌رفتند، در جده پیاده می‌شدند.&amp;lt;ref&amp;gt;سفرنامه فرهاد میرزا، ص19-127؛ سفرنامه میرزا محمد حسین فراهانی، ص57-158؛ سفرنامه امین الدوله، ص58-156؛ پنجاه سفرنامه، ج6، ص18؛ ج7، ص200.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
احرام حاجیانی که با کشتی به جده می‌رفتند، همسو با میقات، درون کشتی انجام می‌شد. این حاجیان نیز مانند آن‌ها که از جنوب ایران به دریای سرخ می‌آمدند، با مشکل کمبود آب در کشتی برای غسل و [[احرام]] رویارو بودند.&amp;lt;ref&amp;gt;پنجاه سفرنامه، ج7، ص251؛ سفرنامه فرهاد میرزا، ص164.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
مسافر راه استانبول با عبور از شهرهای امپراتوری روسیه و دولت عثمانی، با بخشی از پیشرفت‌های فنی به ویژه در امر حمل و نقل آشنا می‌شد و برخی از جلوه‌های تمدن جدید غرب را تجربه می‌کرد. سفرنامه‌های این دوران شامل وصف پیشرفت تکنولوژیک، وضع اجتماعی و اقتصادی، سیمای شهرهای قفقاز و استانبول، و بیان تجربه‌های حاجیان از شرکت در مکان‌ها و اجتماعاتی مانند تئاتر، پارک و تالار کنسرت است. در حقیقت، بخشی از تجربه آشنایی ایرانیان با مظاهر تمدن غرب، حاصل همین سفرها بوده است.&amp;lt;ref&amp;gt;سفرنامه میرزا داود وزیر وظایف، ص77-78؛ سفرنامه میرزا محمد حسین فراهانی، ص112-113؛ پنجاه سفرنامه، ج7، ص194، 197، 204-209.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== راه دریایی ==&lt;br /&gt;
راه دریایی جنوب ایران نیز از راه‌های قدیم بود که از دوران صفویه و در پی رواج کشتیرانی اروپاییان در اقیانوس هند، رونقی بیشتر یافت. برای عبور از این راه، حاجیان در بنادر جنوبی ایران مانند بندر کنگ و [[بوشهر]] به کشتی می‌نشستند و با گذر از خلیج فارس و دریای عمان و اقیانوس هند و جنوب شبه جزیره عربی، وارد دریای سرخ می‌شدند و به بندر جده می‌رفتند.&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ حج‌گزاری ایرانیان، ص192-194؛ مقالات تاریخی، دفتر8، ص183؛ وقایع السنین، ص557؛ تاریخ و سفرنامه حزین، ص241.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
بهره‌وری از این راه در دوران قاجار بیشتر شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در این دوران، افزون بر بهره‌وری از بنادر جنوب ایران، برخی از حاجیان نخست به عتبات می‌رفتند و پس از زیارت عتبات، از بصره به قصد جده سوار کشتی می‌شدند.&amp;lt;ref&amp;gt;نک: شرح زندگانی من، ج2، ص80؛ فارسنامه ناصری، ج1، ص27؛ روزنامه سفر حج، ص45-62.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===راه دریایی از بیروت===&lt;br /&gt;
در دوران معاصر و پیش از رواج هواپیما، برای سفر به حج، راه دریایی بیروت مورد استفاده حاجیان ایرانی قرار می‌گرفت. در این مسیر، حاجیان ایرانی نخست از راه زمینی و با اتومبیل و قطار به عراق سفر و سپس بیروت سفر می‌کردند و با کشتی‌های اروپایی به جده راهی می‌شدند. بهره‌وری از راه دریایی بیروت تا مدت‌ها ادامه داشت و در دوران پهلوی اول، از راه‌های اصلی حاجیان ایرانی بود. در سال‌های پیش از جنگ جهانی دوم، سفیر ایران در جده برای حمل و نقل حاجیان ایرانی از بیروت به جده و بر عکس، با یک شرکت فرانسوی قراردادی امضا کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;روابط سیاسی ایران و عربستان، ص71.&amp;lt;/ref&amp;gt; به سال ۱۳۲۷ش؛ که پس از جنگ جهانی دوم نخستین بار حج ایرانیان به‌طور رسمی انجام شد، حدود دو هزار تن از جمعیت چهارده هزار نفری حاجیان ایرانی، از این راه به حج رفتند.&amp;lt;ref&amp;gt;میقات حج، ش51، ص170، 185، «خاطرات سرپرست حجاج در سفر سال 1327ش.».&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== راه هوایی ==&lt;br /&gt;
از سال ۱۳۲۸ش. راه هوایی به راه‌های حج ایرانیان افزوده شد. در سال‌های آغازین، مسیر هوایی میان ایران تا جده به‌طور مستقیم وجود نداشت و حاجیان یا از راه زمینی یا با هواپیما از [[تهران]] به بغداد، بصره، بیروت یا شهرهای [[اردن]] و سوریه می‌رفتند و از فرودگاه این شهرها راهی جده می‌شدند.&amp;lt;ref&amp;gt;مجله خاطرات وحید، ش7، اردیبهشت1351، ص38، «مقدمات عزیمت به مکه.&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;خاطرات زیارت خانه خدا، ص35، 39؛ خاطرات سفر حج، ص12؛ به سوی خدا می‌رویم، ص105، 113؛ سفرنامه حج و راهنمای حاج، ص9.&amp;lt;/ref&amp;gt; در سال ۱۳۲۷ش. حدود ۶۰۰ تن از ایرانیان با هواپیما به مکه رفتند.&amp;lt;ref&amp;gt;میقات حج، ش51، ص170، 185.&amp;lt;/ref&amp;gt; راه هوایی به تدریج رونق گرفت و پس از چندی پرواز مستقیم از ایران به جده برقرار و این راه به مسیر اصلی حج ایرانیان تبدیل شد و حج‌گزاری از راه زمینی ممنوع گشت. امروز نیز سفر حج ایرانیان تنها از راه هواپیما و با پروازهای مستقیم از ایران به شهرهای عربستان صورت می‌گیرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Rezashams</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikihaj.com/index.php?title=%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE_%D8%AD%D8%AC_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86&amp;diff=67822</id>
		<title>تاریخ حج ایرانیان</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikihaj.com/index.php?title=%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE_%D8%AD%D8%AC_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86&amp;diff=67822"/>
		<updated>2026-05-20T13:06:39Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Rezashams: /* حج‌گزاری پس از مغولان */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{در دست ویرایش|ماه=[[اردیبهشت]]|روز=[[26]]|سال=[[۱۴۰۵]]|کاربر=Rezashams}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;تاریخ حج ایرانیان&#039;&#039;&#039; گزارشی از شیوه، مسیرهای حرکت کاروانان و تاریخچه‌ای از سفرهای حج در ادوار حکومت‌های مختلف است. امروزه سفر حج ایرانیان تنها از راه هواپیما و با پروازهای مستقیم از [[ایران]] به شهرهای [[عربستان]] صورت می‌گیرد. گزارشات تاریخی نشان از وجود راه‌های دریایی و زمینی مختلفی در طول دوره حج‌گزاری ایرانیان است. در گذشته شیوه حج‌گزاری ایرانیان در قالب کاروان‌هایی بوده است که به طور دسته جمعی با برداشتن توشه سفر سوار بر حیوانات رخ می‌داده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حج‌گزاری ایرانیان معمولا با همکاری حکومت‌های وقت صورت می‌گرفته و در برخی زمانها به جهت ناامنی جاده‌ها و یا بر قرار نبودن روابط حسنه میان حکومتهای ایران و عربستان، تعطیل شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== شیوه حج ایرانیان ==&lt;br /&gt;
[[حج|سفر حج]] ایرانیان تا پیش از رواج وسایل حمل و نقل جدید، در قالب کاروان‌های محلی صورت می‌گرفت. در این کاروان‌ها، معمولاً شماری از اهالی یک شهر و روستا گرد می‌آمدند و به راهنمایی یک ساربان و قافله‌دار که به آن «[[حمله‌دار]]» گفته می‌شد، به سوی [[حجاز|سرزمین حجاز]] راهی می‌شدند. حمله‌داران کسانی بودند که به سازمان‌دهی کاروان‌های حج در شهرهای ایران می‌پرداختند و راهنمایی [[حاجی|حاجیان]]، تهیه محل اسکان، فراهم نمودن مرکب، و مذاکره و ارتباط با امیران و حاکمان محلی را در برابر پولی که از حاجیان می‌گرفتند، بر عهده داشتند.&amp;lt;ref&amp;gt;نک: مقالات تاریخی، دفتر9، ص16-17؛ لغت‌نامه، ج6، ص8084، «حمل‌دار.&amp;lt;/ref&amp;gt; گاه نیز یک کاروان حج تنها از برخی دوستان و بستگان و با اسباب سفر محدود تشکیل می‌شد.&amp;lt;ref&amp;gt;نک: حیات یحیی، ج1، ص68.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرکب اصلی سفر در کاروان حج به ویژه در صحراهای شبه جزیره عربی شتر بود. کاروانیان معمولاً شتر را از شترداران (جمّال‌ها) اجاره می‌کردند. کسانی که پولی بیشتر داشتند، بر کجاوه می‌نشستند. معمولاً هر فرد یک شتر برای آب و یک شتر برای بار کرایه می‌کرد. برخی حاجیان نیز به صورت پیاده و بدون شتر سفر می‌نمودند؛ چنان‌که در سفرنامه‌های دوران قاجار آمده است. افزون بر کاروان‌دار و شتردار، عکام‌ها که خدمت‌گزاران حاجیان بودند، آنان را در برابر گرفتن پولی همراهی می‌کردند و برخی کارها را از جمله گذاردن بار بر شتر، گردآوری هیزم برای آتش، گرفتن افسار شتر، گردآوری آب در منازل سفر، پختن نان و… بر عهده داشتند.&amp;lt;ref&amp;gt;روزنامه خاطرات عین السلطنه، ج2، ص1509؛ سفرنامه فرهاد میرزا، ص160؛ حدیث قافله‌ها، ص202؛ به سوی‌ام القری، ص241، 279؛ پنجاه سفرنامه، ج5، ص436.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گاه سامان‌دهی کاروان حج زیر نظر حکمرانان انجام می‌شد که گزارش‌های آن در کتاب‌های تاریخ آمده است. مردم از شهرها و روستاهای پیرامون به این کاروان می‌پیوستند یا با رسیدن کاروان به هر یک از شهرها، دلبستگان حج با آن همراه می‌شدند. این کاروان‌ها معمولاً با نظامیانی همراهی می‌شد تا در برابر راهزنان از حاجیان محافظت کنند. در کاروان‌های دولتی، معمولاً فردی به عنوان [[امیرالحاج]] که از بزرگان حکومت بود، انتخاب می‌شد.&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ بیهقی، ج3، ص1151؛ احسن التواریخ، ج2، ص748؛ روضات الجنات، ج1، ص513-516؛ سفرنامه منظوم حج، ص45.&amp;lt;/ref&amp;gt; پادشاهان چون تصمیم به آماده‌سازی و راهی کردن کاروان حج می‌گرفتند، جارچیان را به سراسر مملکت می‌فرستادند و اعلان می‌کردند که پادشاه قصد دارد کاروان حج را با ساز و برگ راهی حجاز کند و هرکس می‌خواهد، می‌تواند خود را آماده سفر نماید. منشیان نیز نامه‌هایی به والیان شهرها می‌فرستادند و این موضوع را خبر می‌دادند.&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ عالم‌آرای امینی، ص222-223.&amp;lt;/ref&amp;gt; معمولاً این‌گونه دستورها با این وعده همراه بود که به فرمان پادشاه، والیان و راهداران از حاجیان هیچ مالیات و باج و خراج نخواهند گرفت.&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ عالم‌آرای امینی، ص222-224.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==راه‌های حج ایرانیان==&lt;br /&gt;
{{اصلی|راه‌های حج ایرانیان}}امروزه سفر حج ایرانیان تنها از راه هواپیما و با پروازهای مستقیم از [[ایران]] به شهرهای [[عربستان]] صورت می‌گیرد. راه هوایی از سال ۱۳۲۸ش به راه‌های حج ایرانیان افزوده شد. در سال‌های آغازین، مسیر هوایی میان ایران تا [[جده]] به‌طور مستقیم وجود نداشت و حاجیان یا از راه زمینی یا با هواپیما از [[تهران]] به بغداد، بصره، بیروت یا شهرهای [[اردن]] و سوریه می‌رفتند و از فرودگاه این شهرها راهی جده می‌شدند.&amp;lt;ref&amp;gt;مجله خاطرات وحید، ش7، اردیبهشت1351، ص38، «مقدمات عزیمت به مکه.&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;خاطرات زیارت خانه خدا، ص35، 39؛ خاطرات سفر حج، ص12؛ به سوی خدا می‌رویم، ص105، 113؛ سفرنامه حج و راهنمای حاج، ص9.&amp;lt;/ref&amp;gt; در سال ۱۳۲۷ش. حدود ۶۰۰ تن از ایرانیان با هواپیما به مکه رفتند.&amp;lt;ref&amp;gt;میقات حج، ش51، ص170، 185.&amp;lt;/ref&amp;gt; راه هوایی به تدریج رونق گرفت و پس از چندی پرواز مستقیم از ایران به جده برقرار و این راه به مسیر اصلی حج ایرانیان تبدیل شد. البته سفر حج در برخی برهه‌ها به صورت زمینی انجام میشود. به‌عنوان نمونه در سال 1405ش با بروز جنگ میان ایران و اسرائیل و ممنوعیت پرواز، اجازه برقراری حج به صورت زمینی داده شده است.&amp;lt;ref&amp;gt;جزییات اعزام ایرانی‌ها به حج مشخص شد؛ از راه زمینی و فقط ۳۰۶۷۰ نفر، ایسنا.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== راه عراق ===&lt;br /&gt;
کهن‌ترین و مهم‌ترین راه حج ایرانیان،  مسافران کاروان عراق در این راه که در طول تاریخ با عناوینی مانند [[درب زبیده]]، راه کوفه، راه نجد و راه جبل شناخته شده،&amp;lt;ref&amp;gt;نک: الکامل، ج8، ص147؛ درب زبیده، ص65؛ نک: فارسنامه ناصری، ج1، ص710؛ سفرنامه میرزا محمد حسین فراهانی، ص171.&amp;lt;/ref&amp;gt; از بغداد به کوفه و از آن‌جا به جنوب عراق می‌رفتند و با عبور از صحرای نفود و نجد و گذر از منازلی مانند قادسیه، عذیب، مغیثه، زباله، ثعلبیه، فید، حاجر و معدن النقره به حجاز می‌رسیدند و به [[مدینه]] یا [[مکه]] می‌رفتند.&amp;lt;ref&amp;gt;المناسک، ص269-356؛ المسالک و الممالک، ص125-127؛ البلدان، ص150؛ رحلة ابن جبیر، ص162-163.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
راه دیگر که از [[عراق]] به مکه می‌رفت، راه [[بصره]] بود که از بصره آغاز می‌شد و در معدن النقره به راه کوفه می‌پیوست.&amp;lt;ref&amp;gt;المسالک و الممالک، ص146-147؛ احسن التقاسیم، ج1، ص361؛ الخراج، ص84؛ جغرافیای حافظ ابرو، ج1، ص232.&amp;lt;/ref&amp;gt; راه عراق برای حاجی ایرانی کوتاه‌ترین راه بود؛ اما به دلیل وضعیت بد آب و هوایی و خطر همیشگی حمله راهزنان، بدترین راه حج نیز به شمار می‌رفت. در بیابان‌های راه مکه، تهیه آب تنها از چاه‌ها و برکه‌های محدود و شناخته شده‌ای میسر بود که میزان آب آن‌ها همیشه به یک‌اندازه نبود و بعضی سال‌ها کاروانیان را به دشواری می‌انداخت. نبود آب و وقوع طوفان در برخی سال‌ها باعث توقف کاروان حج یا کشته شدن بسیاری از حاجیان می‌شد.&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ طبری، ج8، ص150؛ ج9، ص150، 501؛ ج10، ص139؛ الکامل، ج7، ص34؛ ج9، ص205؛ درب زبیده، ص99-100.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از تشکیل [[صفویان|دولت صفوی]] در ایران و فراگیری [[شیعه|مذهب تشیع]] در این سرزمین، راه عراق به دلیل وجود مزارهای امامان شیعه در عتبات برای ایرانیان اهمیتی بیشتر یافت. در این دوران، راه عراق در سرزمین‌های زیر سلطه [[دولت عثمانی]] قرار داشت. حکومت عثمانی بر سرزمین‌های جنوب عراق نظارت کامل نداشت و این سرزمین‌ها معمولاً شاهد قدرت یافتن قبایل عرب بود. ناامنی، گرفتن مالیات فراوان از حاجیان در طول مسیر، و معطل کردن آنان به بهانه‌های گوناگون باعث می‌شد گاه عبور کاروان‌های حج از این مسیر، از سوی شاهان ایران ممنوع شود. در نامه‌ای که شاه عباس دوم به شریف مکه نوشت، به منع حاجیان برای عبور از راه بصره اشاره و بازگشایی راه حج وابسته به تعهد حاکم بصره و شریف مکه به برقراری امنیت در طول مسیر شده است.&amp;lt;ref&amp;gt;سفرنامه شاردن، ج2، ص616؛ نک: احیاء الملوک، ص479؛ مقالات تاریخی، دفتر11، ص62-68.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در دوران حکومت قاجار، راه عراق را بیشتر با عنوان راه نجد یا راه جبل می‌شناختند.&amp;lt;ref&amp;gt;نک: سفرنامه میرزا محمد حسین فراهانی، ص171؛ تذکرة الطریق، ص22؛ سفرنامه فرهاد میرزا، ص196.&amp;lt;/ref&amp;gt; از نیمه سده سیزدهم ق دولتی نیمه مستقل در سرزمین نجد یا جبل با نام آل‌رشید (۱۲۵۲–۱۳۴۰ق) تشکیل شد. آل‌رشید مسؤولیت حفظ امنیت راه جبل را بر عهده داشتند و در برابر از کاروان‌داران مالیات می‌گرفتند.&amp;lt;ref&amp;gt;خاطرات سرهارد فورد، ص13.&amp;lt;/ref&amp;gt; مسافران زیر نظر شخصی که از سوی او به عنوان امیرالحاج تعیین می‌شد، سفر می‌کردند.&amp;lt;ref&amp;gt;مقالات تاریخی، دفتر8، ص187.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== راه احساء ===&lt;br /&gt;
از دیگر راه‌های حاجیان ایرانی که از صحراهای شبه جزیره می‌گذشت، راه [[احساء]] یا لحساء بود. احساء یا لحساء، سرزمینی در جنوب غرب [[خلیج فارس]] و نام قدیم آن بحرین بود.&amp;lt;ref&amp;gt;احسن التقاسیم، ص93؛ معجم البلدان، ج1، ص112؛ جغرافیای تاریخی کشورهای اسلامی، ج1، ص234.&amp;lt;/ref&amp;gt; حاجیان ایرانی برای گذر از راه احساء معمولاً با عبور از عرض خلیج فارس، نخست به بحرین می‌رفتند و سپس با عبور از [[یمامه]] به حجاز می‌رسیدند. این راه از دیرباز مورد استفاده ایرانیان بوده است. سفر از راه خلیج فارس به بحرین و احساء در دوران صفویه رونقی بیشتر یافت و مورد استفاده برخی دانشوران شیعه ایرانی قرار گرفت.&amp;lt;ref&amp;gt;نک: تاریخ و سفرنامه حزین، ص243؛ تاریخ عالم‌آرای عباسی، ج1، ص156.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== راه شام ===&lt;br /&gt;
این راه از شهرهای شام آغاز می‌شد و با گذشتن از سرزمین‌های [[سوریه]] و اردن امروزی و منازلی چون بصری، کرک، معان، عقبه، ذات حج، و [[تبوک]] به مدینه و مکه می‌رسید.&amp;lt;ref&amp;gt;درباره راه شام، نک: الحقیقة و المجاز، ج3، ص387-411.&amp;lt;/ref&amp;gt; این راه معمولاً مسیر اصلی ایرانیان نبود؛ اما در برخی دوره‌ها بیشتر مورد استفاده ایرانیان قرار می‌گرفت. تا پیش از دوران صفویه، این راه یا از سوی افرادی که می‌خواستند در مسیر حج از [[بیت‌المقدس]] یا [[مصر]] دیدن کنند، استفاده می‌شد یا هنگامی که راه عراق به دلیل خطر هجوم راهزنان بسته بود. با قدرت یافتن حکومت عثمانی در عراق و آناتولی و [[شبه جزیره عربستان|شبه جزیره]]، راه عراق اهمیت خود را از دست داد و راه شام به عنوان مسیر اصلی حج از سوی دولت عثمانی مورد توجه قرار گرفت. از این دوران، معمولاً ایرانیان از دو راه به شام می‌رفتند. راه معمول، [[عراق]] و [[بغداد]] و سپس [[کرکوک]]، [[موصل]] و عرفه به [[حلب]] و [[دمشق]] بود. راه دیگر، شمال ایران و نخجوان و اردوباد و آناتولی و حلب و دمشق بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== راه دریایی جنوب ایران ===&lt;br /&gt;
راه دریایی جنوب ایران نیز از راه‌های قدیم بود که از دوران صفویه و در پی رواج کشتیرانی اروپاییان در اقیانوس هند، رونقی بیشتر یافت. برای عبور از این راه، حاجیان در بنادر جنوبی ایران مانند بندر کنگ و [[بوشهر]] به کشتی می‌نشستند و با گذر از خلیج فارس و دریای عمان و اقیانوس هند و جنوب شبه جزیره عربی، وارد دریای سرخ می‌شدند و به بندر جده می‌رفتند.&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ حج‌گزاری ایرانیان، ص192-194؛ مقالات تاریخی، دفتر8، ص183؛ وقایع السنین، ص557؛ تاریخ و سفرنامه حزین، ص241.&amp;lt;/ref&amp;gt; بهره‌وری از این راه در دوران قاجار بیشتر شد. در این دوران، افزون بر بهره‌وری از بنادر جنوب ایران، برخی از حاجیان نخست به عتبات می‌رفتند و پس از زیارت عتبات، از بصره به قصد جده سوار کشتی می‌شدند.&amp;lt;ref&amp;gt;نک: شرح زندگانی من، ج2، ص80؛ فارسنامه ناصری، ج1، ص27؛ روزنامه سفر حج، ص45-62.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
راهی دیگر که در اوایل دوران پهلوی استفاده می‌شد، مسیر زمینی از ایران به [[بمبئی]] و از آن‌جا با کشتی به سوی جده بود.&amp;lt;ref&amp;gt;میقات حج، ش54، ص1492، «حج‌گزاری در سال‌های آغازین انقلاب.&amp;lt;/ref&amp;gt; سفر دریایی در این دوران معمولاً با کشتی‌های اروپایی موجود در خلیج فارس انجام می‌شد.&amp;lt;ref&amp;gt;پنجاه سفرنامه، ج1، ص596؛ سفرنامه حاج ایاز خان قشقایی، ص66، 77؛ نک: خاطرات سفر مکه، ص62.&amp;lt;/ref&amp;gt;  راه طولانی دریایی که بیشتر با بیم از طوفان و غرق شدن می‌گذشت، برای حاجی دشوار بود.&amp;lt;ref&amp;gt;روزنامه سفر حج، ص57.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== راه استانبول ===&lt;br /&gt;
راه دیگر که تنها از دوران قاجاریه استفاده می‌شد، راه [[استانبول]] بود. ایرانیانی که این مسیر را انتخاب می‌کردند، معمولاً از شهرهای نیمه شمالی کشور به سوی انزلی راهی می‌شدند. در انزلی با کشتی به باکو می‌رفتند و از باکو به سوی باتوم یا یکی از دیگر بنادر دریای سیاه می‌رفتند. مسافرت در این مسیر پس از احداث راه‌آهن باکو تا باتوم بسیار رونق گرفت و مورد استفاده ایرانیان به ویژه ثروتمندان بود. مسافران معمولاً از باتوم با کشتی به استانبول می‌رفتند و از استانبول با کشتی به [[اسکندریه]] در مصر رهسپار می‌شدند و سپس در خاک مصر به بندر سوئز می‌رسیدند و با کشتی به سوی جده راهی می‌گشتند. کسانی که قصد داشتند نخست به [[مدینه]] بروند، در ینبع؛ و آنان که نخست به مکه می‌رفتند، در جده پیاده می‌شدند.&amp;lt;ref&amp;gt;سفرنامه فرهاد میرزا، ص19-127؛ سفرنامه میرزا محمد حسین فراهانی، ص57-158؛ سفرنامه امین الدوله، ص58-156؛ پنجاه سفرنامه، ج6، ص18؛ ج7، ص200.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== راه دریایی از بیروت ===&lt;br /&gt;
در دوران معاصر و پیش از رواج هواپیما، برای سفر به حج، راه دریایی بیروت مورد استفاده حاجیان ایرانی قرار می‌گرفت. در این مسیر، حاجیان ایرانی نخست از راه زمینی و با اتومبیل و قطار به عراق سفر و سپس بیروت سفر می‌کردند و با کشتی‌های اروپایی به جده راهی می‌شدند. بهره‌وری از راه دریایی بیروت تا مدت‌ها ادامه داشت و در دوران پهلوی اول، از راه‌های اصلی حاجیان ایرانی بود. در سال‌های پیش از جنگ جهانی دوم، سفیر ایران در جده برای حمل و نقل حاجیان ایرانی از بیروت به جده و بر عکس، با یک شرکت فرانسوی قراردادی امضا کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;روابط سیاسی ایران و عربستان، ص71.&amp;lt;/ref&amp;gt; به سال ۱۳۲۷ش؛ که پس از جنگ جهانی دوم نخستین بار حج ایرانیان به‌طور رسمی انجام شد، حدود دو هزار تن از جمعیت چهارده هزار نفری حاجیان ایرانی، از این راه به حج رفتند.&amp;lt;ref&amp;gt;میقات حج، ش51، ص170، 185، «خاطرات سرپرست حجاج در سفر سال 1327ش.».&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== گزارش‌ها از تاریخ حج‌گزاری ایرانیان ==&lt;br /&gt;
گزارش‌های تاریخی در حکومت‌های مختلف نشان دهنده اهمیت به حج در ادوار مختلف تاریخ ایران است. گزارش‌هایی در مورد حج در ادوار مختلف چنین آمده است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== حج‌گزاری قبل از حکومت مغول‌ها ===&lt;br /&gt;
قدیمی‌ترین گزارش‌ها حاکی از ارسال کاروان حج به مکه همراه با هدایایی از سوی شاهان سامانی است.&amp;lt;ref&amp;gt;ترجمه تاریخ یمینی، ص36.&amp;lt;/ref&amp;gt;درباره حج‌گزاری در دوران غزنویان نیز مهم‌ترین گزارش‌ها مربوط به سال ۴۱۲ق است. در این سال، در حالی که حج ایرانیان چند سالی تعطیل شده بود، [[محمود غزنوی]] کاروانی بزرگ را همراه سپاهی برای محافظت از آن به [[حج]] فرستاد. سپس سفر حج ایرانیان از قلمرو غزنویان مدتی تعطیل بود تا این‌که به سال ۴۱۵ق کاروانی دیگر از سوی غزنویان و با [[امارت حج|امارت]] حسنک وزیر به حج رفت.&amp;lt;ref&amp;gt;الکامل، ج9، ص325، 341؛ اتحاف الوری، ج2، ص447، 450-451.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گزارش شده در نیمه اول قرن پنجم کاروان حج عراق در برخی سالها تعطیل شده است&amp;lt;ref&amp;gt;الکامل، ج9، ص325، 356، 363، 370، 432؛ اتحاف الوری، ج2، ص444-457.&amp;lt;/ref&amp;gt; و این بدین معنا است که حاجیان ایرانی در این سال‌ها به حج نمی‌رفته‌اند و محمل عراق که منتظر ورود حاجیان ایرانی بوده، به دلیل گذشت زمان، از حج بازمی‌مانده است. ممکن است به خاطر تضعیف حکومت آل‌بویه و هجوم قبایل راهزن عرب در راه حج بوده باشد.&amp;lt;ref&amp;gt;نک: اتحاف الوری، ج2، ص428-433؛ تاریخ ایران در قرون نخستین اسلامی، ج1، ص185.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از دهه سوم سده پنجم ق هجوم سلجوقیان به ایران، به عوامل ناامنی اوضاع درونی ایران افزوده شد. گویا به دلیل ناپایداری سیاسی در نخستین سال‌های قدرت این دولت، توقف [[کاروان حج]] تا سال ۴۵۶ق. ادامه یافت و در این سال نخستین کاروان حج به مکه راهی شد.&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ ابن خلدون، ج4، ص132؛ اتحاف الوری، ج2، ص470.&amp;lt;/ref&amp;gt; پس از آن کاروان حج عراق که شامل حاجیان ایرانی هم بود هر سال به حج اعزام می‌شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== حج‌گزاری در زمان مغول‌ها ===&lt;br /&gt;
با آغاز حمله مغول به شرق ایران (۶۱۶ق) گزارش‌هایی از قطع حرکت کاروان حاجیان از شهرهای ایران در سال‌های ۶۱۷ و ۶۱۸ق در دست است.&amp;lt;ref&amp;gt;اتحاف الوری، ج3، ص31-32؛ تاریخ مغول در ایران، ص28؛ تاریخ مغول، ص25.&amp;lt;/ref&amp;gt; با نفوذ مغول‌ها به مناطق ایران و آغاز هجوم آنان به بغداد، کاروان حج عراق نیز از رفتن به حج بازماند.&amp;lt;ref&amp;gt;اتحاف الوری، ج3، ص51-52، 55.&amp;lt;/ref&amp;gt; پس از هفت سال، با سرد شدن آتش نبردها، حرکت کاروان عراق به سال ۶۴۰ق از سر گرفته شد.&amp;lt;ref&amp;gt;اتحاف الوری، ج3، ص59.&amp;lt;/ref&amp;gt; از این‌ که حضور ایرانیان در این سال‌ها در کاروان حج عراقی چه‌ اندازه بوده، آگاهی دقیق در دست نیست. به گزارش منابع تاریخ مکه، در دو دهه پایانی [[بنی‌عباس|خلافت عباسی]]، در چندین سال، کاروان حج از عراق حرکت نکرد که عامل اصلی آن، نبردهای پراکنده با مغولان بود.&amp;lt;ref&amp;gt;شفاء الغرام، ج2، ص403-404.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فرمانروایان نخست ایلخان مسلمان نبودند و به حج توجهی نداشتند. با این حال، گزارش‌هایی از سفر حج ایرانیان در دوران ایلخانان غیر مسلمان نیز در دست است. &amp;lt;ref&amp;gt;العقد الثمین، ج1، ص192؛ اتحاف الوری، ج3، ص119-120؛ تحریر تاریخ وصاف، ص135.&amp;lt;/ref&amp;gt; با مسلمان شدن ایلخانان، حج‌گزاری ایرانیان رونقی بیشتر یافت. از راهی شدن کاروان حج در دوران احمد تکودار (حک: ۶۸۱–۶۸۳ق) نخستین ایلخان مسلمان گزارش‌هایی در دست است.&amp;lt;ref&amp;gt;تحریر تاریخ وصاف، ص69؛ تاریخ ایران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاریه، ص499.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در دوران غازان خان (حک: ۶۹۴–۷۰۳ق) دومین ایلخان مسلمان که کارهایی فراوان برای گسترش اسلام میان مغولان انجام داد، او کارهایی چون تکریم سادات مکه و فرستادن هدایایی برای کعبه و مکیان انجام داد و برای حفظ امنیت حج، امیر قتلغ شاه را امیرالحاج کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;تحریر تاریخ وصاف، ص215؛ دین و دولت در ایران عهد مغول، ج2، ص464.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حج‌گزاری ایرانیان در زمان مغولان در دوران حکومت ابوسعید (حک: ۷۱۶–۷۳۶ق) به اوج رونق رسید. &amp;lt;ref&amp;gt;اتحاف الوری، ج3، ص171، 181.&amp;lt;/ref&amp;gt; گزارش‌هایی از اهتمام ابوسعید ایلخان به امور حج، از جمله آراستن محمل عراق با گوهرهای گرانبها و حمایت از کاروان و حتی پرداخت خسارت وارد شده بر حاجیان بر اثر حمله دزدان، مورد توجه منابع قرار گرفته است.&amp;lt;ref&amp;gt;اتحاف الوری، ج3، ص167، 171.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== حج‌گزاری پس از مغولان تا صفویه ===&lt;br /&gt;
از سال ۷۴۰ق حدود یک سده عراق به دست آل‌جلایر (ق۸۳۶ق) افتاد. در این دوران، تجهیز کاروان عراق بر عهده حکومت آل‌جلایر بود. حرکت کاروان عراق در این دوران منظم نبود و درگیری آل‌جلایر با همسایگان و نیز مشکلات داخلی، حج را به تعطیلی می‌کشاند. در برخی از سال‌های حکومت جلایریان، کاروان عراق از رونق فراوان برخوردار بود. از جمله در سال‌های سلطنت اویس جلایری (حک: ۷۵۷–۷۷۶ق) کاروان عراق بسیار پر شمار و با شکوه بود. &amp;lt;ref&amp;gt;شفاء الغرام، ج2، ص422.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از میان رفتن حکومت جلایریان به دست قرایوسف قراقویونلو (حک: ۸۱۰–۸۱۲ق) به سال ۸۱۳ق. مدتی اعزام کاروان حج عراق را به تعطیلی کشاند.&amp;lt;ref&amp;gt;اتحاف الوری، ج3، ص482؛ تاریخ حبیب السیر، ج4، ص577؛ تاریخ ایران از آغاز تا انقراض سلسله قاجار، ص652-653.&amp;lt;/ref&amp;gt; اما از سال ۸۱۶ق. قرایوسف کاروان عراق را که ایرانیان نیز با آن همراه بودند، تجهیز کرد و به مکه فرستاد.&amp;lt;ref&amp;gt;اتحاف الوری، ج3، ص510؛ شفاء الغرام، ج2، ص431؛ درر الفوائد المنظمه، ص320.&amp;lt;/ref&amp;gt; از ۸۲۱ تا ۸۲۳ق. نبرد قرایوسف با شاهرخ تیموری و حاکم شام، باعث تعطیلی حج شد.&amp;lt;ref&amp;gt;شفاء الغرام، ج2، ص434-435؛ درر الفوائد المنظمه، ص321.&amp;lt;/ref&amp;gt; درگذشت قرایوسف به سال ۸۲۳ق. نیز حج را مدتی با تعطیلی روبه‌رو کرد. این تعطیلی تا سال ۸۳۱ق؛ که امیر حله حسین بن علی بن اویس کاروان عراق را تجهیز کرد، ادامه داشت.&amp;lt;ref&amp;gt;اتحاف الوری، ج3، ص574؛ ج4، ص23؛ درر الفوائد المنظمه، ص321-325.&amp;lt;/ref&amp;gt; از این هنگام تا دهه ۸۵۰ق؛ که گزارش‌هایی از حج محمل عراق به دستور احمد شاه پسر قرایوسف در دست است، خبری از حرکت کاروان عراق بازتاب نیافته است.&amp;lt;ref&amp;gt;درر الفوائد المنظمه، ص330-331.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حکومت تیموریان (۷۷۱–۹۱۳ق) در قسمتی از مرکز و شرق ایران که شماری از آنان مانند شاهرخ تیموری (حک: ۸۱۱–۸۵۰ق) به امور حج و [[حرمین]] اهتمام فراوان داشتند.&amp;lt;ref&amp;gt;اسناد و مکاتبات تاریخی ایران از تیمور تا شاه اسماعیل، ص146-148.&amp;lt;/ref&amp;gt; این گزارش از حرکت کاروان حاجیان شرق و مرکز ایران از راه شام حکایت دارد. کاروانی دیگر که در این دوران از ایران به حج راهی می‌شد، کاروان حاجیان شیرازی بود. نخستین گزارش از حضور این کاروان مربوط به سال ۷۵۸ق. در دوران حکومت آل‌مظفر (حک: ۷۱۳–۷۹۵ق) در [[شیراز]] و مناطق مرکزی ایران است.&amp;lt;ref&amp;gt;اتحاف الوری، ج3، ص272؛ درر الفوائد المنظمه، ص310؛ درباره حکومت آل مظفر، نک: تاریخ ایران کمبریج، دوره تیموریان، ص21-26.&amp;lt;/ref&amp;gt; مسیر حرکت این کاروان از راه [[احساء]] و [[قطیف]] بود.&amp;lt;ref&amp;gt;اتحاف الوری، ج3، ص272، 491، 500.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== صفویان ===&lt;br /&gt;
در [[صفویان|دوران صفویه]]، اختلاف‌های سیاسی ایران و عثمانی، در حج‌گزاری ایرانیان اثر فراوان داشت. مسیر حج ایرانیان از سرزمین‌های زیر نظر دولت عثمانی می‌گذشت و سفر آنان به قلمرو دشمن، به ویژه هنگامی که آتش نبرد میان دو دولت برافروخته بود، با موانع و مشکلاتی روبه‌رو می‌شد. گزارش‌ها حاکی از تعطیلی حج به دلیل‌های سیاسی در برخی سال‌ها بوده است؛ از جمله به سال۱۰۴۷ق؛ که نبرد صفوی با عثمانی جریان داشت، ایرانیان به فرمان سلطان عثمانی مراد چهارم (حک: ۱۰۳۲–۱۰۴۹ق) از مکه اخراج و برای چند سال از حج‌گزاری بازداشته شدند.&amp;lt;ref&amp;gt;منائح الکرم، ج4، ص181-182.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[شاه عباس صفوی]] (حک: ۹۹۵–۱۰۳۸ق) که حج‌گزاری ایرانیان را عامل سرازیر شدن پول بسیار به کشور دشمن می‌دید، سفر حج را مدتی ممنوع کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;سفرنامه کروسینسکی، ص25؛ تاریخ منتظم ناصری، ج2، ص1037.&amp;lt;/ref&amp;gt; دولت عثمانی برای حفظ وجهه دینی خود به عنوان [[خادم حرمین]]، از ممنوع کردن حج ایرانیان پرهیز می‌کرد. اما با توجه به روابط ایران و عثمانی در این دوران، می‌توان حدس زد که حج‌گزاری ایرانیان در زمانی که دو دولت در نبرد بوده‌اند، متوقف یا سخت محدود بوده است. توقف حج ایرانیان و مشکلات آن‌ها را از نامه‌های دو دولت عثمانی و صفوی می‌توان دریافت. در این نامه‌ها به مشکلات حج ایرانیان و بسته بودن راه آنان اشاره و رسیدن به صلح برای آسایش حاجیان ضروری دانسته شده است.&amp;lt;ref&amp;gt;اسناد و مکاتبات سیاسی ایران از سال 1038 تا 1105، ص29؛ شاه طهماسب صفوی، ص203-237؛ نک: از شیخ صفی تا شاه صفی، ص213.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== قاجار ===&lt;br /&gt;
در [[قاجاریان|دوران قاجار]]، کنسولگری ایران در جده افتتاح شد. با این‌که کنسول ایران در سامان‌دهی حاجیان ایرانی نقش داشته و برخی سفرنامه‌ها از خدمات این کنسولگری در حمایت از ایرانیان شیعه خبر داده‌اند،&amp;lt;ref&amp;gt;حدیث قافله‌ها، ص110.&amp;lt;/ref&amp;gt; بیشتر سفرنامه‌های قاجاری از رفتار کنسولگری با شهروندان ایرانی، به ویژه دریافت پول از حاجیان به بهانه‌های گوناگون، شکایت کرده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;پنجاه سفرنامه، ج7، ص263-264؛ ج5، ص403، 406.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== پهلوی ===&lt;br /&gt;
ممنوعیت حج از سوی دولت ایران تا سال ۱۳۰۷ش. ادامه یافت. در این مدت، حکومت ایران هنوز دولت سعودی را به رسمیت نشناخته بود. با وجود این، برخی ایرانیان از راه‌های غیررسمی به حج می‌رفتند و دولت ایران نیز در برخی سال‌ها سفر ایرانیان را از راه‌هایی جز راه عراق آزاد گذاشته بود. در برخی از این سال‌ها، شمار حاجیان به حدود سه هزار تن نیز می‌رسید.&amp;lt;ref&amp;gt;روابط سیاسی ایران و عربستان، ص58-59.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با آغاز جنگ جهانی دوم به سال ۱۹۴۵م. /۱۳۲۰ش؛ که با آغاز حکومت محمدرضا شاه پهلوی همراه شد، وضعیت منطقه سخت رو به وخامت رفت و سفر حج به ویژه از راه عراق بسیار خطرناک گشت. از این‌رو، مقام‌های ایران صدور گذرنامه حج را در سال ۱۳۲۱ش ممنوع کردند. با این حال، سفر حاجیان ایرانی به مکه و مدینه قطع نشد و به سال ۱۳۲۱ش حدود ۱۶۰۰ تن و به سال ۱۳۲۲ش. حدود ۴۰۰۰ تن از حاجیان ایرانی از راه [[کویت]] و راه‌های دیگر به صورت غیرقانونی به حج رفتند. در این سال‌ها، به دلیل مشکلات مالی پدید آمده از جنگ جهانی، دولت ایران کنسولگری خود را در جده تعطیل کرد و دولت عربستان نیز به دلیل همین مشکلات، امکانات سازمان‌دهی حاجیان را نداشت.&amp;lt;ref&amp;gt;اسناد روابط ایران و عربستان، ص99-100؛ روزنامه خاطرات عین السلطنه، ج10، ص8017، 9 802.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== انقلاب اسلامی ===&lt;br /&gt;
حج‌گزاری ایرانیان پس از انقلاب، بیش از هر چیز زیر تأثیر روابط سیاسی پر نوسان ایران و عربستان قرار گرفت. در همان سال‌های نخست انقلاب اسلامی ایران، با این‌ که دو دولت موضع دشمنانه آشکاری در برابر هم نداشتند،&amp;lt;ref&amp;gt;مروری بر روابط ایران و عربستان، ص21-22.&amp;lt;/ref&amp;gt; اختلاف‌های سیاسی ایران و عربستان در دوران جنگ تحمیلی عراق بر ضد ایران، به دلیل حمایت عربستان از [[عراق]] بیشتر شد.&amp;lt;ref&amp;gt;مروری بر روابط ایران و عربستان، ص31-32.&amp;lt;/ref&amp;gt; اوج اختلاف دو کشور که به سال ۱۳۶۶ش. به قطع روابط سیاسی آن دو به مدت سه سال انجامید، به دلیل برگزاری مراسم برائت از مشرکین از جانب حاجیان ایرانی در موسم حج بود. حج‌گزاری ایرانیان در سال ۱۳۷۰ از سر گرفته شد.&amp;lt;ref&amp;gt;دشتی، «برائت از مشرکین»، ۱۳۷۷ش، ج۲، ص۶۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== فاجعه منا ====&lt;br /&gt;
فاجعه منا، حادثه‌ای مرگبار در حج تمتع که ۲ مهر ۱۳۹۴ش، روی داد.&amp;lt;ref&amp;gt;روایتی نزدیک از اتفاقات خیابان ۲۰۴ منا، خبرگزاری ایسنا.&amp;lt;/ref&amp;gt; مقامات دولت عربستان پس از حدود سه هفته از حادثه، تعداد رسمی جان‌باختگان را ۷۴۷۷ نفر اعلام کردند.&amp;lt;ref&amp;gt;آمار قابل تامل وزارت بهداشت عربستان از تعداد جان‌باختگان فاجعه منا، خبرگزاری میزان.&amp;lt;/ref&amp;gt; بر اساس آخرین آمارهای منتشر شده از سوی کشورهای آسیب‌دیده، جمهوری اسلامی ایران با ۴۶۴ کشته، بیشترین تلفات را در این فاجعه متحمل شده است.&amp;lt;ref&amp;gt;آمار کشته‌های کشورها در منا، خبرگزاری ایسنا.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
[[رده:مقاله‌های در حال ویرایش]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Rezashams</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikihaj.com/index.php?title=%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE_%D8%AD%D8%AC_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86&amp;diff=67821</id>
		<title>تاریخ حج ایرانیان</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikihaj.com/index.php?title=%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE_%D8%AD%D8%AC_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86&amp;diff=67821"/>
		<updated>2026-05-20T13:03:26Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Rezashams: /* راه‌های حج ایرانیان */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{در دست ویرایش|ماه=[[اردیبهشت]]|روز=[[26]]|سال=[[۱۴۰۵]]|کاربر=Rezashams}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;تاریخ حج ایرانیان&#039;&#039;&#039; گزارشی از شیوه، مسیرهای حرکت کاروانان و تاریخچه‌ای از سفرهای حج در ادوار حکومت‌های مختلف است. امروزه سفر حج ایرانیان تنها از راه هواپیما و با پروازهای مستقیم از [[ایران]] به شهرهای [[عربستان]] صورت می‌گیرد. گزارشات تاریخی نشان از وجود راه‌های دریایی و زمینی مختلفی در طول دوره حج‌گزاری ایرانیان است. در گذشته شیوه حج‌گزاری ایرانیان در قالب کاروان‌هایی بوده است که به طور دسته جمعی با برداشتن توشه سفر سوار بر حیوانات رخ می‌داده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حج‌گزاری ایرانیان معمولا با همکاری حکومت‌های وقت صورت می‌گرفته و در برخی زمانها به جهت ناامنی جاده‌ها و یا بر قرار نبودن روابط حسنه میان حکومتهای ایران و عربستان، تعطیل شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== شیوه حج ایرانیان ==&lt;br /&gt;
[[حج|سفر حج]] ایرانیان تا پیش از رواج وسایل حمل و نقل جدید، در قالب کاروان‌های محلی صورت می‌گرفت. در این کاروان‌ها، معمولاً شماری از اهالی یک شهر و روستا گرد می‌آمدند و به راهنمایی یک ساربان و قافله‌دار که به آن «[[حمله‌دار]]» گفته می‌شد، به سوی [[حجاز|سرزمین حجاز]] راهی می‌شدند. حمله‌داران کسانی بودند که به سازمان‌دهی کاروان‌های حج در شهرهای ایران می‌پرداختند و راهنمایی [[حاجی|حاجیان]]، تهیه محل اسکان، فراهم نمودن مرکب، و مذاکره و ارتباط با امیران و حاکمان محلی را در برابر پولی که از حاجیان می‌گرفتند، بر عهده داشتند.&amp;lt;ref&amp;gt;نک: مقالات تاریخی، دفتر9، ص16-17؛ لغت‌نامه، ج6، ص8084، «حمل‌دار.&amp;lt;/ref&amp;gt; گاه نیز یک کاروان حج تنها از برخی دوستان و بستگان و با اسباب سفر محدود تشکیل می‌شد.&amp;lt;ref&amp;gt;نک: حیات یحیی، ج1، ص68.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرکب اصلی سفر در کاروان حج به ویژه در صحراهای شبه جزیره عربی شتر بود. کاروانیان معمولاً شتر را از شترداران (جمّال‌ها) اجاره می‌کردند. کسانی که پولی بیشتر داشتند، بر کجاوه می‌نشستند. معمولاً هر فرد یک شتر برای آب و یک شتر برای بار کرایه می‌کرد. برخی حاجیان نیز به صورت پیاده و بدون شتر سفر می‌نمودند؛ چنان‌که در سفرنامه‌های دوران قاجار آمده است. افزون بر کاروان‌دار و شتردار، عکام‌ها که خدمت‌گزاران حاجیان بودند، آنان را در برابر گرفتن پولی همراهی می‌کردند و برخی کارها را از جمله گذاردن بار بر شتر، گردآوری هیزم برای آتش، گرفتن افسار شتر، گردآوری آب در منازل سفر، پختن نان و… بر عهده داشتند.&amp;lt;ref&amp;gt;روزنامه خاطرات عین السلطنه، ج2، ص1509؛ سفرنامه فرهاد میرزا، ص160؛ حدیث قافله‌ها، ص202؛ به سوی‌ام القری، ص241، 279؛ پنجاه سفرنامه، ج5، ص436.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گاه سامان‌دهی کاروان حج زیر نظر حکمرانان انجام می‌شد که گزارش‌های آن در کتاب‌های تاریخ آمده است. مردم از شهرها و روستاهای پیرامون به این کاروان می‌پیوستند یا با رسیدن کاروان به هر یک از شهرها، دلبستگان حج با آن همراه می‌شدند. این کاروان‌ها معمولاً با نظامیانی همراهی می‌شد تا در برابر راهزنان از حاجیان محافظت کنند. در کاروان‌های دولتی، معمولاً فردی به عنوان [[امیرالحاج]] که از بزرگان حکومت بود، انتخاب می‌شد.&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ بیهقی، ج3، ص1151؛ احسن التواریخ، ج2، ص748؛ روضات الجنات، ج1، ص513-516؛ سفرنامه منظوم حج، ص45.&amp;lt;/ref&amp;gt; پادشاهان چون تصمیم به آماده‌سازی و راهی کردن کاروان حج می‌گرفتند، جارچیان را به سراسر مملکت می‌فرستادند و اعلان می‌کردند که پادشاه قصد دارد کاروان حج را با ساز و برگ راهی حجاز کند و هرکس می‌خواهد، می‌تواند خود را آماده سفر نماید. منشیان نیز نامه‌هایی به والیان شهرها می‌فرستادند و این موضوع را خبر می‌دادند.&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ عالم‌آرای امینی، ص222-223.&amp;lt;/ref&amp;gt; معمولاً این‌گونه دستورها با این وعده همراه بود که به فرمان پادشاه، والیان و راهداران از حاجیان هیچ مالیات و باج و خراج نخواهند گرفت.&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ عالم‌آرای امینی، ص222-224.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==راه‌های حج ایرانیان==&lt;br /&gt;
{{اصلی|راه‌های حج ایرانیان}}امروزه سفر حج ایرانیان تنها از راه هواپیما و با پروازهای مستقیم از [[ایران]] به شهرهای [[عربستان]] صورت می‌گیرد. راه هوایی از سال ۱۳۲۸ش به راه‌های حج ایرانیان افزوده شد. در سال‌های آغازین، مسیر هوایی میان ایران تا [[جده]] به‌طور مستقیم وجود نداشت و حاجیان یا از راه زمینی یا با هواپیما از [[تهران]] به بغداد، بصره، بیروت یا شهرهای [[اردن]] و سوریه می‌رفتند و از فرودگاه این شهرها راهی جده می‌شدند.&amp;lt;ref&amp;gt;مجله خاطرات وحید، ش7، اردیبهشت1351، ص38، «مقدمات عزیمت به مکه.&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;خاطرات زیارت خانه خدا، ص35، 39؛ خاطرات سفر حج، ص12؛ به سوی خدا می‌رویم، ص105، 113؛ سفرنامه حج و راهنمای حاج، ص9.&amp;lt;/ref&amp;gt; در سال ۱۳۲۷ش. حدود ۶۰۰ تن از ایرانیان با هواپیما به مکه رفتند.&amp;lt;ref&amp;gt;میقات حج، ش51، ص170، 185.&amp;lt;/ref&amp;gt; راه هوایی به تدریج رونق گرفت و پس از چندی پرواز مستقیم از ایران به جده برقرار و این راه به مسیر اصلی حج ایرانیان تبدیل شد. البته سفر حج در برخی برهه‌ها به صورت زمینی انجام میشود. به‌عنوان نمونه در سال 1405ش با بروز جنگ میان ایران و اسرائیل و ممنوعیت پرواز، اجازه برقراری حج به صورت زمینی داده شده است.&amp;lt;ref&amp;gt;جزییات اعزام ایرانی‌ها به حج مشخص شد؛ از راه زمینی و فقط ۳۰۶۷۰ نفر، ایسنا.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== راه عراق ===&lt;br /&gt;
کهن‌ترین و مهم‌ترین راه حج ایرانیان،  مسافران کاروان عراق در این راه که در طول تاریخ با عناوینی مانند [[درب زبیده]]، راه کوفه، راه نجد و راه جبل شناخته شده،&amp;lt;ref&amp;gt;نک: الکامل، ج8، ص147؛ درب زبیده، ص65؛ نک: فارسنامه ناصری، ج1، ص710؛ سفرنامه میرزا محمد حسین فراهانی، ص171.&amp;lt;/ref&amp;gt; از بغداد به کوفه و از آن‌جا به جنوب عراق می‌رفتند و با عبور از صحرای نفود و نجد و گذر از منازلی مانند قادسیه، عذیب، مغیثه، زباله، ثعلبیه، فید، حاجر و معدن النقره به حجاز می‌رسیدند و به [[مدینه]] یا [[مکه]] می‌رفتند.&amp;lt;ref&amp;gt;المناسک، ص269-356؛ المسالک و الممالک، ص125-127؛ البلدان، ص150؛ رحلة ابن جبیر، ص162-163.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
راه دیگر که از [[عراق]] به مکه می‌رفت، راه [[بصره]] بود که از بصره آغاز می‌شد و در معدن النقره به راه کوفه می‌پیوست.&amp;lt;ref&amp;gt;المسالک و الممالک، ص146-147؛ احسن التقاسیم، ج1، ص361؛ الخراج، ص84؛ جغرافیای حافظ ابرو، ج1، ص232.&amp;lt;/ref&amp;gt; راه عراق برای حاجی ایرانی کوتاه‌ترین راه بود؛ اما به دلیل وضعیت بد آب و هوایی و خطر همیشگی حمله راهزنان، بدترین راه حج نیز به شمار می‌رفت. در بیابان‌های راه مکه، تهیه آب تنها از چاه‌ها و برکه‌های محدود و شناخته شده‌ای میسر بود که میزان آب آن‌ها همیشه به یک‌اندازه نبود و بعضی سال‌ها کاروانیان را به دشواری می‌انداخت. نبود آب و وقوع طوفان در برخی سال‌ها باعث توقف کاروان حج یا کشته شدن بسیاری از حاجیان می‌شد.&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ طبری، ج8، ص150؛ ج9، ص150، 501؛ ج10، ص139؛ الکامل، ج7، ص34؛ ج9، ص205؛ درب زبیده، ص99-100.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از تشکیل [[صفویان|دولت صفوی]] در ایران و فراگیری [[شیعه|مذهب تشیع]] در این سرزمین، راه عراق به دلیل وجود مزارهای امامان شیعه در عتبات برای ایرانیان اهمیتی بیشتر یافت. در این دوران، راه عراق در سرزمین‌های زیر سلطه [[دولت عثمانی]] قرار داشت. حکومت عثمانی بر سرزمین‌های جنوب عراق نظارت کامل نداشت و این سرزمین‌ها معمولاً شاهد قدرت یافتن قبایل عرب بود. ناامنی، گرفتن مالیات فراوان از حاجیان در طول مسیر، و معطل کردن آنان به بهانه‌های گوناگون باعث می‌شد گاه عبور کاروان‌های حج از این مسیر، از سوی شاهان ایران ممنوع شود. در نامه‌ای که شاه عباس دوم به شریف مکه نوشت، به منع حاجیان برای عبور از راه بصره اشاره و بازگشایی راه حج وابسته به تعهد حاکم بصره و شریف مکه به برقراری امنیت در طول مسیر شده است.&amp;lt;ref&amp;gt;سفرنامه شاردن، ج2، ص616؛ نک: احیاء الملوک، ص479؛ مقالات تاریخی، دفتر11، ص62-68.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در دوران حکومت قاجار، راه عراق را بیشتر با عنوان راه نجد یا راه جبل می‌شناختند.&amp;lt;ref&amp;gt;نک: سفرنامه میرزا محمد حسین فراهانی، ص171؛ تذکرة الطریق، ص22؛ سفرنامه فرهاد میرزا، ص196.&amp;lt;/ref&amp;gt; از نیمه سده سیزدهم ق دولتی نیمه مستقل در سرزمین نجد یا جبل با نام آل‌رشید (۱۲۵۲–۱۳۴۰ق) تشکیل شد. آل‌رشید مسؤولیت حفظ امنیت راه جبل را بر عهده داشتند و در برابر از کاروان‌داران مالیات می‌گرفتند.&amp;lt;ref&amp;gt;خاطرات سرهارد فورد، ص13.&amp;lt;/ref&amp;gt; مسافران زیر نظر شخصی که از سوی او به عنوان امیرالحاج تعیین می‌شد، سفر می‌کردند.&amp;lt;ref&amp;gt;مقالات تاریخی، دفتر8، ص187.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== راه احساء ===&lt;br /&gt;
از دیگر راه‌های حاجیان ایرانی که از صحراهای شبه جزیره می‌گذشت، راه [[احساء]] یا لحساء بود. احساء یا لحساء، سرزمینی در جنوب غرب [[خلیج فارس]] و نام قدیم آن بحرین بود.&amp;lt;ref&amp;gt;احسن التقاسیم، ص93؛ معجم البلدان، ج1، ص112؛ جغرافیای تاریخی کشورهای اسلامی، ج1، ص234.&amp;lt;/ref&amp;gt; حاجیان ایرانی برای گذر از راه احساء معمولاً با عبور از عرض خلیج فارس، نخست به بحرین می‌رفتند و سپس با عبور از [[یمامه]] به حجاز می‌رسیدند. این راه از دیرباز مورد استفاده ایرانیان بوده است. سفر از راه خلیج فارس به بحرین و احساء در دوران صفویه رونقی بیشتر یافت و مورد استفاده برخی دانشوران شیعه ایرانی قرار گرفت.&amp;lt;ref&amp;gt;نک: تاریخ و سفرنامه حزین، ص243؛ تاریخ عالم‌آرای عباسی، ج1، ص156.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== راه شام ===&lt;br /&gt;
این راه از شهرهای شام آغاز می‌شد و با گذشتن از سرزمین‌های [[سوریه]] و اردن امروزی و منازلی چون بصری، کرک، معان، عقبه، ذات حج، و [[تبوک]] به مدینه و مکه می‌رسید.&amp;lt;ref&amp;gt;درباره راه شام، نک: الحقیقة و المجاز، ج3، ص387-411.&amp;lt;/ref&amp;gt; این راه معمولاً مسیر اصلی ایرانیان نبود؛ اما در برخی دوره‌ها بیشتر مورد استفاده ایرانیان قرار می‌گرفت. تا پیش از دوران صفویه، این راه یا از سوی افرادی که می‌خواستند در مسیر حج از [[بیت‌المقدس]] یا [[مصر]] دیدن کنند، استفاده می‌شد یا هنگامی که راه عراق به دلیل خطر هجوم راهزنان بسته بود. با قدرت یافتن حکومت عثمانی در عراق و آناتولی و [[شبه جزیره عربستان|شبه جزیره]]، راه عراق اهمیت خود را از دست داد و راه شام به عنوان مسیر اصلی حج از سوی دولت عثمانی مورد توجه قرار گرفت. از این دوران، معمولاً ایرانیان از دو راه به شام می‌رفتند. راه معمول، [[عراق]] و [[بغداد]] و سپس [[کرکوک]]، [[موصل]] و عرفه به [[حلب]] و [[دمشق]] بود. راه دیگر، شمال ایران و نخجوان و اردوباد و آناتولی و حلب و دمشق بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== راه دریایی جنوب ایران ===&lt;br /&gt;
راه دریایی جنوب ایران نیز از راه‌های قدیم بود که از دوران صفویه و در پی رواج کشتیرانی اروپاییان در اقیانوس هند، رونقی بیشتر یافت. برای عبور از این راه، حاجیان در بنادر جنوبی ایران مانند بندر کنگ و [[بوشهر]] به کشتی می‌نشستند و با گذر از خلیج فارس و دریای عمان و اقیانوس هند و جنوب شبه جزیره عربی، وارد دریای سرخ می‌شدند و به بندر جده می‌رفتند.&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ حج‌گزاری ایرانیان، ص192-194؛ مقالات تاریخی، دفتر8، ص183؛ وقایع السنین، ص557؛ تاریخ و سفرنامه حزین، ص241.&amp;lt;/ref&amp;gt; بهره‌وری از این راه در دوران قاجار بیشتر شد. در این دوران، افزون بر بهره‌وری از بنادر جنوب ایران، برخی از حاجیان نخست به عتبات می‌رفتند و پس از زیارت عتبات، از بصره به قصد جده سوار کشتی می‌شدند.&amp;lt;ref&amp;gt;نک: شرح زندگانی من، ج2، ص80؛ فارسنامه ناصری، ج1، ص27؛ روزنامه سفر حج، ص45-62.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
راهی دیگر که در اوایل دوران پهلوی استفاده می‌شد، مسیر زمینی از ایران به [[بمبئی]] و از آن‌جا با کشتی به سوی جده بود.&amp;lt;ref&amp;gt;میقات حج، ش54، ص1492، «حج‌گزاری در سال‌های آغازین انقلاب.&amp;lt;/ref&amp;gt; سفر دریایی در این دوران معمولاً با کشتی‌های اروپایی موجود در خلیج فارس انجام می‌شد.&amp;lt;ref&amp;gt;پنجاه سفرنامه، ج1، ص596؛ سفرنامه حاج ایاز خان قشقایی، ص66، 77؛ نک: خاطرات سفر مکه، ص62.&amp;lt;/ref&amp;gt;  راه طولانی دریایی که بیشتر با بیم از طوفان و غرق شدن می‌گذشت، برای حاجی دشوار بود.&amp;lt;ref&amp;gt;روزنامه سفر حج، ص57.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== راه استانبول ===&lt;br /&gt;
راه دیگر که تنها از دوران قاجاریه استفاده می‌شد، راه [[استانبول]] بود. ایرانیانی که این مسیر را انتخاب می‌کردند، معمولاً از شهرهای نیمه شمالی کشور به سوی انزلی راهی می‌شدند. در انزلی با کشتی به باکو می‌رفتند و از باکو به سوی باتوم یا یکی از دیگر بنادر دریای سیاه می‌رفتند. مسافرت در این مسیر پس از احداث راه‌آهن باکو تا باتوم بسیار رونق گرفت و مورد استفاده ایرانیان به ویژه ثروتمندان بود. مسافران معمولاً از باتوم با کشتی به استانبول می‌رفتند و از استانبول با کشتی به [[اسکندریه]] در مصر رهسپار می‌شدند و سپس در خاک مصر به بندر سوئز می‌رسیدند و با کشتی به سوی جده راهی می‌گشتند. کسانی که قصد داشتند نخست به [[مدینه]] بروند، در ینبع؛ و آنان که نخست به مکه می‌رفتند، در جده پیاده می‌شدند.&amp;lt;ref&amp;gt;سفرنامه فرهاد میرزا، ص19-127؛ سفرنامه میرزا محمد حسین فراهانی، ص57-158؛ سفرنامه امین الدوله، ص58-156؛ پنجاه سفرنامه، ج6، ص18؛ ج7، ص200.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== راه دریایی از بیروت ===&lt;br /&gt;
در دوران معاصر و پیش از رواج هواپیما، برای سفر به حج، راه دریایی بیروت مورد استفاده حاجیان ایرانی قرار می‌گرفت. در این مسیر، حاجیان ایرانی نخست از راه زمینی و با اتومبیل و قطار به عراق سفر و سپس بیروت سفر می‌کردند و با کشتی‌های اروپایی به جده راهی می‌شدند. بهره‌وری از راه دریایی بیروت تا مدت‌ها ادامه داشت و در دوران پهلوی اول، از راه‌های اصلی حاجیان ایرانی بود. در سال‌های پیش از جنگ جهانی دوم، سفیر ایران در جده برای حمل و نقل حاجیان ایرانی از بیروت به جده و بر عکس، با یک شرکت فرانسوی قراردادی امضا کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;روابط سیاسی ایران و عربستان، ص71.&amp;lt;/ref&amp;gt; به سال ۱۳۲۷ش؛ که پس از جنگ جهانی دوم نخستین بار حج ایرانیان به‌طور رسمی انجام شد، حدود دو هزار تن از جمعیت چهارده هزار نفری حاجیان ایرانی، از این راه به حج رفتند.&amp;lt;ref&amp;gt;میقات حج، ش51، ص170، 185، «خاطرات سرپرست حجاج در سفر سال 1327ش.».&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== گزارش‌ها از تاریخ حج‌گزاری ایرانیان ==&lt;br /&gt;
گزارش‌های تاریخی در حکومت‌های مختلف نشان دهنده اهمیت به حج در ادوار مختلف تاریخ ایران است. گزارش‌هایی در مورد حج در ادوار مختلف چنین آمده است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== حج‌گزاری قبل از حکومت مغول‌ها ===&lt;br /&gt;
قدیمی‌ترین گزارش‌ها حاکی از ارسال کاروان حج به مکه همراه با هدایایی از سوی شاهان سامانی است.&amp;lt;ref&amp;gt;ترجمه تاریخ یمینی، ص36.&amp;lt;/ref&amp;gt;درباره حج‌گزاری در دوران غزنویان نیز مهم‌ترین گزارش‌ها مربوط به سال ۴۱۲ق است. در این سال، در حالی که حج ایرانیان چند سالی تعطیل شده بود، [[محمود غزنوی]] کاروانی بزرگ را همراه سپاهی برای محافظت از آن به [[حج]] فرستاد. سپس سفر حج ایرانیان از قلمرو غزنویان مدتی تعطیل بود تا این‌که به سال ۴۱۵ق کاروانی دیگر از سوی غزنویان و با [[امارت حج|امارت]] حسنک وزیر به حج رفت.&amp;lt;ref&amp;gt;الکامل، ج9، ص325، 341؛ اتحاف الوری، ج2، ص447، 450-451.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گزارش شده در نیمه اول قرن پنجم کاروان حج عراق در برخی سالها تعطیل شده است&amp;lt;ref&amp;gt;الکامل، ج9، ص325، 356، 363، 370، 432؛ اتحاف الوری، ج2، ص444-457.&amp;lt;/ref&amp;gt; و این بدین معنا است که حاجیان ایرانی در این سال‌ها به حج نمی‌رفته‌اند و محمل عراق که منتظر ورود حاجیان ایرانی بوده، به دلیل گذشت زمان، از حج بازمی‌مانده است. ممکن است به خاطر تضعیف حکومت آل‌بویه و هجوم قبایل راهزن عرب در راه حج بوده باشد.&amp;lt;ref&amp;gt;نک: اتحاف الوری، ج2، ص428-433؛ تاریخ ایران در قرون نخستین اسلامی، ج1، ص185.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از دهه سوم سده پنجم ق هجوم سلجوقیان به ایران، به عوامل ناامنی اوضاع درونی ایران افزوده شد. گویا به دلیل ناپایداری سیاسی در نخستین سال‌های قدرت این دولت، توقف [[کاروان حج]] تا سال ۴۵۶ق. ادامه یافت و در این سال نخستین کاروان حج به مکه راهی شد.&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ ابن خلدون، ج4، ص132؛ اتحاف الوری، ج2، ص470.&amp;lt;/ref&amp;gt; پس از آن کاروان حج عراق که شامل حاجیان ایرانی هم بود هر سال به حج اعزام می‌شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== حج‌گزاری در زمان مغول‌ها ===&lt;br /&gt;
با آغاز حمله مغول به شرق ایران (۶۱۶ق) گزارش‌هایی از قطع حرکت کاروان حاجیان از شهرهای ایران در سال‌های ۶۱۷ و ۶۱۸ق در دست است.&amp;lt;ref&amp;gt;اتحاف الوری، ج3، ص31-32؛ تاریخ مغول در ایران، ص28؛ تاریخ مغول، ص25.&amp;lt;/ref&amp;gt; با نفوذ مغول‌ها به مناطق ایران و آغاز هجوم آنان به بغداد، کاروان حج عراق نیز از رفتن به حج بازماند.&amp;lt;ref&amp;gt;اتحاف الوری، ج3، ص51-52، 55.&amp;lt;/ref&amp;gt; پس از هفت سال، با سرد شدن آتش نبردها، حرکت کاروان عراق به سال ۶۴۰ق از سر گرفته شد.&amp;lt;ref&amp;gt;اتحاف الوری، ج3، ص59.&amp;lt;/ref&amp;gt; از این‌ که حضور ایرانیان در این سال‌ها در کاروان حج عراقی چه‌ اندازه بوده، آگاهی دقیق در دست نیست. به گزارش منابع تاریخ مکه، در دو دهه پایانی [[بنی‌عباس|خلافت عباسی]]، در چندین سال، کاروان حج از عراق حرکت نکرد که عامل اصلی آن، نبردهای پراکنده با مغولان بود.&amp;lt;ref&amp;gt;شفاء الغرام، ج2، ص403-404.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فرمانروایان نخست ایلخان مسلمان نبودند و به حج توجهی نداشتند. با این حال، گزارش‌هایی از سفر حج ایرانیان در دوران ایلخانان غیر مسلمان نیز در دست است. &amp;lt;ref&amp;gt;العقد الثمین، ج1، ص192؛ اتحاف الوری، ج3، ص119-120؛ تحریر تاریخ وصاف، ص135.&amp;lt;/ref&amp;gt; با مسلمان شدن ایلخانان، حج‌گزاری ایرانیان رونقی بیشتر یافت. از راهی شدن کاروان حج در دوران احمد تکودار (حک: ۶۸۱–۶۸۳ق) نخستین ایلخان مسلمان گزارش‌هایی در دست است.&amp;lt;ref&amp;gt;تحریر تاریخ وصاف، ص69؛ تاریخ ایران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاریه، ص499.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در دوران غازان خان (حک: ۶۹۴–۷۰۳ق) دومین ایلخان مسلمان که کارهایی فراوان برای گسترش اسلام میان مغولان انجام داد، او کارهایی چون تکریم سادات مکه و فرستادن هدایایی برای کعبه و مکیان انجام داد و برای حفظ امنیت حج، امیر قتلغ شاه را امیرالحاج کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;تحریر تاریخ وصاف، ص215؛ دین و دولت در ایران عهد مغول، ج2، ص464.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حج‌گزاری ایرانیان در زمان مغولان در دوران حکومت ابوسعید (حک: ۷۱۶–۷۳۶ق) به اوج رونق رسید. &amp;lt;ref&amp;gt;اتحاف الوری، ج3، ص171، 181.&amp;lt;/ref&amp;gt; گزارش‌هایی از اهتمام ابوسعید ایلخان به امور حج، از جمله آراستن محمل عراق با گوهرهای گرانبها و حمایت از کاروان و حتی پرداخت خسارت وارد شده بر حاجیان بر اثر حمله دزدان، مورد توجه منابع قرار گرفته است.&amp;lt;ref&amp;gt;اتحاف الوری، ج3، ص167، 171.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== حج‌گزاری پس از مغولان ===&lt;br /&gt;
از سال ۷۴۰ق حدود یک سده عراق به دست آل‌جلایر (ق۸۳۶ق) افتاد. در این دوران، تجهیز کاروان عراق بر عهده حکومت آل‌جلایر بود. حرکت کاروان عراق در این دوران منظم نبود و درگیری آل‌جلایر با همسایگان و نیز مشکلات داخلی، حج را به تعطیلی می‌کشاند. در برخی از سال‌های حکومت جلایریان، کاروان عراق از رونق فراوان برخوردار بود. از جمله در سال‌های سلطنت اویس جلایری (حک: ۷۵۷–۷۷۶ق) کاروان عراق بسیار پر شمار و با شکوه بود. &amp;lt;ref&amp;gt;شفاء الغرام، ج2، ص422.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از میان رفتن حکومت جلایریان به دست قرایوسف قراقویونلو (حک: ۸۱۰–۸۱۲ق) به سال ۸۱۳ق. مدتی اعزام کاروان حج عراق را به تعطیلی کشاند.&amp;lt;ref&amp;gt;اتحاف الوری، ج3، ص482؛ تاریخ حبیب السیر، ج4، ص577؛ تاریخ ایران از آغاز تا انقراض سلسله قاجار، ص652-653.&amp;lt;/ref&amp;gt; اما از سال ۸۱۶ق. قرایوسف کاروان عراق را که ایرانیان نیز با آن همراه بودند، تجهیز کرد و به مکه فرستاد.&amp;lt;ref&amp;gt;اتحاف الوری، ج3، ص510؛ شفاء الغرام، ج2، ص431؛ درر الفوائد المنظمه، ص320.&amp;lt;/ref&amp;gt; از ۸۲۱ تا ۸۲۳ق. نبرد قرایوسف با شاهرخ تیموری و حاکم شام، باعث تعطیلی حج شد.&amp;lt;ref&amp;gt;شفاء الغرام، ج2، ص434-435؛ درر الفوائد المنظمه، ص321.&amp;lt;/ref&amp;gt; درگذشت قرایوسف به سال ۸۲۳ق. نیز حج را مدتی با تعطیلی روبه‌رو کرد. این تعطیلی تا سال ۸۳۱ق؛ که امیر حله حسین بن علی بن اویس کاروان عراق را تجهیز کرد، ادامه داشت.&amp;lt;ref&amp;gt;اتحاف الوری، ج3، ص574؛ ج4، ص23؛ درر الفوائد المنظمه، ص321-325.&amp;lt;/ref&amp;gt; از این هنگام تا دهه ۸۵۰ق؛ که گزارش‌هایی از حج محمل عراق به دستور احمد شاه پسر قرایوسف در دست است، خبری از حرکت کاروان عراق بازتاب نیافته است.&amp;lt;ref&amp;gt;درر الفوائد المنظمه، ص330-331.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حکومت تیموریان (۷۷۱–۹۱۳ق) در قسمتی از مرکز و شرق ایران که شماری از آنان مانند شاهرخ تیموری (حک: ۸۱۱–۸۵۰ق) به امور حج و [[حرمین]] اهتمام فراوان داشتند.&amp;lt;ref&amp;gt;اسناد و مکاتبات تاریخی ایران از تیمور تا شاه اسماعیل، ص146-148.&amp;lt;/ref&amp;gt; این گزارش از حرکت کاروان حاجیان شرق و مرکز ایران از راه شام حکایت دارد. کاروانی دیگر که در این دوران از ایران به حج راهی می‌شد، کاروان حاجیان شیرازی بود. نخستین گزارش از حضور این کاروان مربوط به سال ۷۵۸ق. در دوران حکومت آل‌مظفر (حک: ۷۱۳–۷۹۵ق) در [[شیراز]] و مناطق مرکزی ایران است.&amp;lt;ref&amp;gt;اتحاف الوری، ج3، ص272؛ درر الفوائد المنظمه، ص310؛ درباره حکومت آل مظفر، نک: تاریخ ایران کمبریج، دوره تیموریان، ص21-26.&amp;lt;/ref&amp;gt; مسیر حرکت این کاروان از راه [[احساء]] و [[قطیف]] بود.&amp;lt;ref&amp;gt;اتحاف الوری، ج3، ص272، 491، 500.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== صفویان ===&lt;br /&gt;
در [[صفویان|دوران صفویه]]، اختلاف‌های سیاسی ایران و عثمانی، در حج‌گزاری ایرانیان اثر فراوان داشت. مسیر حج ایرانیان از سرزمین‌های زیر نظر دولت عثمانی می‌گذشت و سفر آنان به قلمرو دشمن، به ویژه هنگامی که آتش نبرد میان دو دولت برافروخته بود، با موانع و مشکلاتی روبه‌رو می‌شد. گزارش‌ها حاکی از تعطیلی حج به دلیل‌های سیاسی در برخی سال‌ها بوده است؛ از جمله به سال۱۰۴۷ق؛ که نبرد صفوی با عثمانی جریان داشت، ایرانیان به فرمان سلطان عثمانی مراد چهارم (حک: ۱۰۳۲–۱۰۴۹ق) از مکه اخراج و برای چند سال از حج‌گزاری بازداشته شدند.&amp;lt;ref&amp;gt;منائح الکرم، ج4، ص181-182.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[شاه عباس صفوی]] (حک: ۹۹۵–۱۰۳۸ق) که حج‌گزاری ایرانیان را عامل سرازیر شدن پول بسیار به کشور دشمن می‌دید، سفر حج را مدتی ممنوع کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;سفرنامه کروسینسکی، ص25؛ تاریخ منتظم ناصری، ج2، ص1037.&amp;lt;/ref&amp;gt; دولت عثمانی برای حفظ وجهه دینی خود به عنوان [[خادم حرمین]]، از ممنوع کردن حج ایرانیان پرهیز می‌کرد. اما با توجه به روابط ایران و عثمانی در این دوران، می‌توان حدس زد که حج‌گزاری ایرانیان در زمانی که دو دولت در نبرد بوده‌اند، متوقف یا سخت محدود بوده است. توقف حج ایرانیان و مشکلات آن‌ها را از نامه‌های دو دولت عثمانی و صفوی می‌توان دریافت. در این نامه‌ها به مشکلات حج ایرانیان و بسته بودن راه آنان اشاره و رسیدن به صلح برای آسایش حاجیان ضروری دانسته شده است.&amp;lt;ref&amp;gt;اسناد و مکاتبات سیاسی ایران از سال 1038 تا 1105، ص29؛ شاه طهماسب صفوی، ص203-237؛ نک: از شیخ صفی تا شاه صفی، ص213.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== قاجار ===&lt;br /&gt;
در [[قاجاریان|دوران قاجار]]، کنسولگری ایران در جده افتتاح شد. با این‌که کنسول ایران در سامان‌دهی حاجیان ایرانی نقش داشته و برخی سفرنامه‌ها از خدمات این کنسولگری در حمایت از ایرانیان شیعه خبر داده‌اند،&amp;lt;ref&amp;gt;حدیث قافله‌ها، ص110.&amp;lt;/ref&amp;gt; بیشتر سفرنامه‌های قاجاری از رفتار کنسولگری با شهروندان ایرانی، به ویژه دریافت پول از حاجیان به بهانه‌های گوناگون، شکایت کرده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;پنجاه سفرنامه، ج7، ص263-264؛ ج5، ص403، 406.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== پهلوی ===&lt;br /&gt;
ممنوعیت حج از سوی دولت ایران تا سال ۱۳۰۷ش. ادامه یافت. در این مدت، حکومت ایران هنوز دولت سعودی را به رسمیت نشناخته بود. با وجود این، برخی ایرانیان از راه‌های غیررسمی به حج می‌رفتند و دولت ایران نیز در برخی سال‌ها سفر ایرانیان را از راه‌هایی جز راه عراق آزاد گذاشته بود. در برخی از این سال‌ها، شمار حاجیان به حدود سه هزار تن نیز می‌رسید.&amp;lt;ref&amp;gt;روابط سیاسی ایران و عربستان، ص58-59.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با آغاز جنگ جهانی دوم به سال ۱۹۴۵م. /۱۳۲۰ش؛ که با آغاز حکومت محمدرضا شاه پهلوی همراه شد، وضعیت منطقه سخت رو به وخامت رفت و سفر حج به ویژه از راه عراق بسیار خطرناک گشت. از این‌رو، مقام‌های ایران صدور گذرنامه حج را در سال ۱۳۲۱ش ممنوع کردند. با این حال، سفر حاجیان ایرانی به مکه و مدینه قطع نشد و به سال ۱۳۲۱ش حدود ۱۶۰۰ تن و به سال ۱۳۲۲ش. حدود ۴۰۰۰ تن از حاجیان ایرانی از راه [[کویت]] و راه‌های دیگر به صورت غیرقانونی به حج رفتند. در این سال‌ها، به دلیل مشکلات مالی پدید آمده از جنگ جهانی، دولت ایران کنسولگری خود را در جده تعطیل کرد و دولت عربستان نیز به دلیل همین مشکلات، امکانات سازمان‌دهی حاجیان را نداشت.&amp;lt;ref&amp;gt;اسناد روابط ایران و عربستان، ص99-100؛ روزنامه خاطرات عین السلطنه، ج10، ص8017، 9 802.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== انقلاب اسلامی ===&lt;br /&gt;
حج‌گزاری ایرانیان پس از انقلاب، بیش از هر چیز زیر تأثیر روابط سیاسی پر نوسان ایران و عربستان قرار گرفت. در همان سال‌های نخست انقلاب اسلامی ایران، با این‌ که دو دولت موضع دشمنانه آشکاری در برابر هم نداشتند،&amp;lt;ref&amp;gt;مروری بر روابط ایران و عربستان، ص21-22.&amp;lt;/ref&amp;gt; اختلاف‌های سیاسی ایران و عربستان در دوران جنگ تحمیلی عراق بر ضد ایران، به دلیل حمایت عربستان از [[عراق]] بیشتر شد.&amp;lt;ref&amp;gt;مروری بر روابط ایران و عربستان، ص31-32.&amp;lt;/ref&amp;gt; اوج اختلاف دو کشور که به سال ۱۳۶۶ش. به قطع روابط سیاسی آن دو به مدت سه سال انجامید، به دلیل برگزاری مراسم برائت از مشرکین از جانب حاجیان ایرانی در موسم حج بود. حج‌گزاری ایرانیان در سال ۱۳۷۰ از سر گرفته شد.&amp;lt;ref&amp;gt;دشتی، «برائت از مشرکین»، ۱۳۷۷ش، ج۲، ص۶۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== فاجعه منا ====&lt;br /&gt;
فاجعه منا، حادثه‌ای مرگبار در حج تمتع که ۲ مهر ۱۳۹۴ش، روی داد.&amp;lt;ref&amp;gt;روایتی نزدیک از اتفاقات خیابان ۲۰۴ منا، خبرگزاری ایسنا.&amp;lt;/ref&amp;gt; مقامات دولت عربستان پس از حدود سه هفته از حادثه، تعداد رسمی جان‌باختگان را ۷۴۷۷ نفر اعلام کردند.&amp;lt;ref&amp;gt;آمار قابل تامل وزارت بهداشت عربستان از تعداد جان‌باختگان فاجعه منا، خبرگزاری میزان.&amp;lt;/ref&amp;gt; بر اساس آخرین آمارهای منتشر شده از سوی کشورهای آسیب‌دیده، جمهوری اسلامی ایران با ۴۶۴ کشته، بیشترین تلفات را در این فاجعه متحمل شده است.&amp;lt;ref&amp;gt;آمار کشته‌های کشورها در منا، خبرگزاری ایسنا.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
[[رده:مقاله‌های در حال ویرایش]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Rezashams</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikihaj.com/index.php?title=%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE_%D8%AD%D8%AC_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86&amp;diff=67820</id>
		<title>تاریخ حج ایرانیان</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikihaj.com/index.php?title=%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE_%D8%AD%D8%AC_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86&amp;diff=67820"/>
		<updated>2026-05-20T12:36:26Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Rezashams: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{در دست ویرایش|ماه=[[اردیبهشت]]|روز=[[26]]|سال=[[۱۴۰۵]]|کاربر=Rezashams}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;تاریخ حج ایرانیان&#039;&#039;&#039; گزارشی از شیوه، مسیرهای حرکت کاروانان و تاریخچه‌ای از سفرهای حج در ادوار حکومت‌های مختلف است. امروزه سفر حج ایرانیان تنها از راه هواپیما و با پروازهای مستقیم از [[ایران]] به شهرهای [[عربستان]] صورت می‌گیرد. گزارشات تاریخی نشان از وجود راه‌های دریایی و زمینی مختلفی در طول دوره حج‌گزاری ایرانیان است. در گذشته شیوه حج‌گزاری ایرانیان در قالب کاروان‌هایی بوده است که به طور دسته جمعی با برداشتن توشه سفر سوار بر حیوانات رخ می‌داده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حج‌گزاری ایرانیان معمولا با همکاری حکومت‌های وقت صورت می‌گرفته و در برخی زمانها به جهت ناامنی جاده‌ها و یا بر قرار نبودن روابط حسنه میان حکومتهای ایران و عربستان، تعطیل شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== شیوه حج ایرانیان ==&lt;br /&gt;
[[حج|سفر حج]] ایرانیان تا پیش از رواج وسایل حمل و نقل جدید، در قالب کاروان‌های محلی صورت می‌گرفت. در این کاروان‌ها، معمولاً شماری از اهالی یک شهر و روستا گرد می‌آمدند و به راهنمایی یک ساربان و قافله‌دار که به آن «[[حمله‌دار]]» گفته می‌شد، به سوی [[حجاز|سرزمین حجاز]] راهی می‌شدند. حمله‌داران کسانی بودند که به سازمان‌دهی کاروان‌های حج در شهرهای ایران می‌پرداختند و راهنمایی [[حاجی|حاجیان]]، تهیه محل اسکان، فراهم نمودن مرکب، و مذاکره و ارتباط با امیران و حاکمان محلی را در برابر پولی که از حاجیان می‌گرفتند، بر عهده داشتند.&amp;lt;ref&amp;gt;نک: مقالات تاریخی، دفتر9، ص16-17؛ لغت‌نامه، ج6، ص8084، «حمل‌دار.&amp;lt;/ref&amp;gt; گاه نیز یک کاروان حج تنها از برخی دوستان و بستگان و با اسباب سفر محدود تشکیل می‌شد.&amp;lt;ref&amp;gt;نک: حیات یحیی، ج1، ص68.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرکب اصلی سفر در کاروان حج به ویژه در صحراهای شبه جزیره عربی شتر بود. کاروانیان معمولاً شتر را از شترداران (جمّال‌ها) اجاره می‌کردند. کسانی که پولی بیشتر داشتند، بر کجاوه می‌نشستند. معمولاً هر فرد یک شتر برای آب و یک شتر برای بار کرایه می‌کرد. برخی حاجیان نیز به صورت پیاده و بدون شتر سفر می‌نمودند؛ چنان‌که در سفرنامه‌های دوران قاجار آمده است. افزون بر کاروان‌دار و شتردار، عکام‌ها که خدمت‌گزاران حاجیان بودند، آنان را در برابر گرفتن پولی همراهی می‌کردند و برخی کارها را از جمله گذاردن بار بر شتر، گردآوری هیزم برای آتش، گرفتن افسار شتر، گردآوری آب در منازل سفر، پختن نان و… بر عهده داشتند.&amp;lt;ref&amp;gt;روزنامه خاطرات عین السلطنه، ج2، ص1509؛ سفرنامه فرهاد میرزا، ص160؛ حدیث قافله‌ها، ص202؛ به سوی‌ام القری، ص241، 279؛ پنجاه سفرنامه، ج5، ص436.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گاه سامان‌دهی کاروان حج زیر نظر حکمرانان انجام می‌شد که گزارش‌های آن در کتاب‌های تاریخ آمده است. مردم از شهرها و روستاهای پیرامون به این کاروان می‌پیوستند یا با رسیدن کاروان به هر یک از شهرها، دلبستگان حج با آن همراه می‌شدند. این کاروان‌ها معمولاً با نظامیانی همراهی می‌شد تا در برابر راهزنان از حاجیان محافظت کنند. در کاروان‌های دولتی، معمولاً فردی به عنوان [[امیرالحاج]] که از بزرگان حکومت بود، انتخاب می‌شد.&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ بیهقی، ج3، ص1151؛ احسن التواریخ، ج2، ص748؛ روضات الجنات، ج1، ص513-516؛ سفرنامه منظوم حج، ص45.&amp;lt;/ref&amp;gt; پادشاهان چون تصمیم به آماده‌سازی و راهی کردن کاروان حج می‌گرفتند، جارچیان را به سراسر مملکت می‌فرستادند و اعلان می‌کردند که پادشاه قصد دارد کاروان حج را با ساز و برگ راهی حجاز کند و هرکس می‌خواهد، می‌تواند خود را آماده سفر نماید. منشیان نیز نامه‌هایی به والیان شهرها می‌فرستادند و این موضوع را خبر می‌دادند.&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ عالم‌آرای امینی، ص222-223.&amp;lt;/ref&amp;gt; معمولاً این‌گونه دستورها با این وعده همراه بود که به فرمان پادشاه، والیان و راهداران از حاجیان هیچ مالیات و باج و خراج نخواهند گرفت.&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ عالم‌آرای امینی، ص222-224.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==راه‌های حج ایرانیان==&lt;br /&gt;
{{اصلی|راه‌های حج ایرانیان}}امروزه سفر حج ایرانیان تنها از راه هواپیما و با پروازهای مستقیم از [[ایران]] به شهرهای [[عربستان]] صورت می‌گیرد. راه هوایی از سال ۱۳۲۸ش به راه‌های حج ایرانیان افزوده شد. در سال‌های آغازین، مسیر هوایی میان ایران تا [[جده]] به‌طور مستقیم وجود نداشت و حاجیان یا از راه زمینی یا با هواپیما از [[تهران]] به بغداد، بصره، بیروت یا شهرهای [[اردن]] و سوریه می‌رفتند و از فرودگاه این شهرها راهی جده می‌شدند.&amp;lt;ref&amp;gt;مجله خاطرات وحید، ش7، اردیبهشت1351، ص38، «مقدمات عزیمت به مکه.&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;خاطرات زیارت خانه خدا، ص35، 39؛ خاطرات سفر حج، ص12؛ به سوی خدا می‌رویم، ص105، 113؛ سفرنامه حج و راهنمای حاج، ص9.&amp;lt;/ref&amp;gt; در سال ۱۳۲۷ش. حدود ۶۰۰ تن از ایرانیان با هواپیما به مکه رفتند.&amp;lt;ref&amp;gt;میقات حج، ش51، ص170، 185.&amp;lt;/ref&amp;gt; راه هوایی به تدریج رونق گرفت و پس از چندی پرواز مستقیم از ایران به جده برقرار و این راه به مسیر اصلی حج ایرانیان تبدیل شد و حج‌گزاری از راه زمینی ممنوع گشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== راه عراق ===&lt;br /&gt;
کهن‌ترین و مهم‌ترین راه حج ایرانیان،  مسافران کاروان عراق در این راه که در طول تاریخ با عناوینی مانند [[درب زبیده]]، راه کوفه، راه نجد و راه جبل شناخته شده،&amp;lt;ref&amp;gt;نک: الکامل، ج8، ص147؛ درب زبیده، ص65؛ نک: فارسنامه ناصری، ج1، ص710؛ سفرنامه میرزا محمد حسین فراهانی، ص171.&amp;lt;/ref&amp;gt; از بغداد به کوفه و از آن‌جا به جنوب عراق می‌رفتند و با عبور از صحرای نفود و نجد و گذر از منازلی مانند قادسیه، عذیب، مغیثه، زباله، ثعلبیه، فید، حاجر و معدن النقره به حجاز می‌رسیدند و به [[مدینه]] یا [[مکه]] می‌رفتند.&amp;lt;ref&amp;gt;المناسک، ص269-356؛ المسالک و الممالک، ص125-127؛ البلدان، ص150؛ رحلة ابن جبیر، ص162-163.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
راه دیگر که از [[عراق]] به مکه می‌رفت، راه [[بصره]] بود که از بصره آغاز می‌شد و در معدن النقره به راه کوفه می‌پیوست.&amp;lt;ref&amp;gt;المسالک و الممالک، ص146-147؛ احسن التقاسیم، ج1، ص361؛ الخراج، ص84؛ جغرافیای حافظ ابرو، ج1، ص232.&amp;lt;/ref&amp;gt; راه عراق برای حاجی ایرانی کوتاه‌ترین راه بود؛ اما به دلیل وضعیت بد آب و هوایی و خطر همیشگی حمله راهزنان، بدترین راه حج نیز به شمار می‌رفت. در بیابان‌های راه مکه، تهیه آب تنها از چاه‌ها و برکه‌های محدود و شناخته شده‌ای میسر بود که میزان آب آن‌ها همیشه به یک‌اندازه نبود و بعضی سال‌ها کاروانیان را به دشواری می‌انداخت. نبود آب و وقوع طوفان در برخی سال‌ها باعث توقف کاروان حج یا کشته شدن بسیاری از حاجیان می‌شد.&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ طبری، ج8، ص150؛ ج9، ص150، 501؛ ج10، ص139؛ الکامل، ج7، ص34؛ ج9، ص205؛ درب زبیده، ص99-100.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از تشکیل [[صفویان|دولت صفوی]] در ایران و فراگیری [[شیعه|مذهب تشیع]] در این سرزمین، راه عراق به دلیل وجود مزارهای امامان شیعه در عتبات برای ایرانیان اهمیتی بیشتر یافت. در این دوران، راه عراق در سرزمین‌های زیر سلطه [[دولت عثمانی]] قرار داشت. حکومت عثمانی بر سرزمین‌های جنوب عراق نظارت کامل نداشت و این سرزمین‌ها معمولاً شاهد قدرت یافتن قبایل عرب بود. ناامنی، گرفتن مالیات فراوان از حاجیان در طول مسیر، و معطل کردن آنان به بهانه‌های گوناگون باعث می‌شد گاه عبور کاروان‌های حج از این مسیر، از سوی شاهان ایران ممنوع شود. در نامه‌ای که شاه عباس دوم به شریف مکه نوشت، به منع حاجیان برای عبور از راه بصره اشاره و بازگشایی راه حج وابسته به تعهد حاکم بصره و شریف مکه به برقراری امنیت در طول مسیر شده است.&amp;lt;ref&amp;gt;سفرنامه شاردن، ج2، ص616؛ نک: احیاء الملوک، ص479؛ مقالات تاریخی، دفتر11، ص62-68.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در دوران حکومت قاجار، راه عراق را بیشتر با عنوان راه نجد یا راه جبل می‌شناختند.&amp;lt;ref&amp;gt;نک: سفرنامه میرزا محمد حسین فراهانی، ص171؛ تذکرة الطریق، ص22؛ سفرنامه فرهاد میرزا، ص196.&amp;lt;/ref&amp;gt; از نیمه سده سیزدهم ق دولتی نیمه مستقل در سرزمین نجد یا جبل با نام آل‌رشید (۱۲۵۲–۱۳۴۰ق) تشکیل شد. آل‌رشید مسؤولیت حفظ امنیت راه جبل را بر عهده داشتند و در برابر از کاروان‌داران مالیات می‌گرفتند.&amp;lt;ref&amp;gt;خاطرات سرهارد فورد، ص13.&amp;lt;/ref&amp;gt; مسافران زیر نظر شخصی که از سوی او به عنوان امیرالحاج تعیین می‌شد، سفر می‌کردند.&amp;lt;ref&amp;gt;مقالات تاریخی، دفتر8، ص187.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== راه احساء ===&lt;br /&gt;
از دیگر راه‌های حاجیان ایرانی که از صحراهای شبه جزیره می‌گذشت، راه [[احساء]] یا لحساء بود. احساء یا لحساء، سرزمینی در جنوب غرب [[خلیج فارس]] و نام قدیم آن بحرین بود.&amp;lt;ref&amp;gt;احسن التقاسیم، ص93؛ معجم البلدان، ج1، ص112؛ جغرافیای تاریخی کشورهای اسلامی، ج1، ص234.&amp;lt;/ref&amp;gt; حاجیان ایرانی برای گذر از راه احساء معمولاً با عبور از عرض خلیج فارس، نخست به بحرین می‌رفتند و سپس با عبور از [[یمامه]] به حجاز می‌رسیدند. این راه از دیرباز مورد استفاده ایرانیان بوده است. سفر از راه خلیج فارس به بحرین و احساء در دوران صفویه رونقی بیشتر یافت و مورد استفاده برخی دانشوران شیعه ایرانی قرار گرفت.&amp;lt;ref&amp;gt;نک: تاریخ و سفرنامه حزین، ص243؛ تاریخ عالم‌آرای عباسی، ج1، ص156.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== راه شام ===&lt;br /&gt;
این راه از شهرهای شام آغاز می‌شد و با گذشتن از سرزمین‌های [[سوریه]] و اردن امروزی و منازلی چون بصری، کرک، معان، عقبه، ذات حج، و [[تبوک]] به مدینه و مکه می‌رسید.&amp;lt;ref&amp;gt;درباره راه شام، نک: الحقیقة و المجاز، ج3، ص387-411.&amp;lt;/ref&amp;gt; این راه معمولاً مسیر اصلی ایرانیان نبود؛ اما در برخی دوره‌ها بیشتر مورد استفاده ایرانیان قرار می‌گرفت. تا پیش از دوران صفویه، این راه یا از سوی افرادی که می‌خواستند در مسیر حج از [[بیت‌المقدس]] یا [[مصر]] دیدن کنند، استفاده می‌شد یا هنگامی که راه عراق به دلیل خطر هجوم راهزنان بسته بود. با قدرت یافتن حکومت عثمانی در عراق و آناتولی و [[شبه جزیره عربستان|شبه جزیره]]، راه عراق اهمیت خود را از دست داد و راه شام به عنوان مسیر اصلی حج از سوی دولت عثمانی مورد توجه قرار گرفت. از این دوران، معمولاً ایرانیان از دو راه به شام می‌رفتند. راه معمول، [[عراق]] و [[بغداد]] و سپس [[کرکوک]]، [[موصل]] و عرفه به [[حلب]] و [[دمشق]] بود. راه دیگر، شمال ایران و نخجوان و اردوباد و آناتولی و حلب و دمشق بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== راه دریایی جنوب ایران ===&lt;br /&gt;
راه دریایی جنوب ایران نیز از راه‌های قدیم بود که از دوران صفویه و در پی رواج کشتیرانی اروپاییان در اقیانوس هند، رونقی بیشتر یافت. برای عبور از این راه، حاجیان در بنادر جنوبی ایران مانند بندر کنگ و [[بوشهر]] به کشتی می‌نشستند و با گذر از خلیج فارس و دریای عمان و اقیانوس هند و جنوب شبه جزیره عربی، وارد دریای سرخ می‌شدند و به بندر جده می‌رفتند.&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ حج‌گزاری ایرانیان، ص192-194؛ مقالات تاریخی، دفتر8، ص183؛ وقایع السنین، ص557؛ تاریخ و سفرنامه حزین، ص241.&amp;lt;/ref&amp;gt; بهره‌وری از این راه در دوران قاجار بیشتر شد. در این دوران، افزون بر بهره‌وری از بنادر جنوب ایران، برخی از حاجیان نخست به عتبات می‌رفتند و پس از زیارت عتبات، از بصره به قصد جده سوار کشتی می‌شدند.&amp;lt;ref&amp;gt;نک: شرح زندگانی من، ج2، ص80؛ فارسنامه ناصری، ج1، ص27؛ روزنامه سفر حج، ص45-62.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
راهی دیگر که در اوایل دوران پهلوی استفاده می‌شد، مسیر زمینی از ایران به [[بمبئی]] و از آن‌جا با کشتی به سوی جده بود.&amp;lt;ref&amp;gt;میقات حج، ش54، ص1492، «حج‌گزاری در سال‌های آغازین انقلاب.&amp;lt;/ref&amp;gt; سفر دریایی در این دوران معمولاً با کشتی‌های اروپایی موجود در خلیج فارس انجام می‌شد.&amp;lt;ref&amp;gt;پنجاه سفرنامه، ج1، ص596؛ سفرنامه حاج ایاز خان قشقایی، ص66، 77؛ نک: خاطرات سفر مکه، ص62.&amp;lt;/ref&amp;gt;  راه طولانی دریایی که بیشتر با بیم از طوفان و غرق شدن می‌گذشت، برای حاجی دشوار بود.&amp;lt;ref&amp;gt;روزنامه سفر حج، ص57.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== راه استانبول ===&lt;br /&gt;
راه دیگر که تنها از دوران قاجاریه استفاده می‌شد، راه [[استانبول]] بود. ایرانیانی که این مسیر را انتخاب می‌کردند، معمولاً از شهرهای نیمه شمالی کشور به سوی انزلی راهی می‌شدند. در انزلی با کشتی به باکو می‌رفتند و از باکو به سوی باتوم یا یکی از دیگر بنادر دریای سیاه می‌رفتند. مسافرت در این مسیر پس از احداث راه‌آهن باکو تا باتوم بسیار رونق گرفت و مورد استفاده ایرانیان به ویژه ثروتمندان بود. مسافران معمولاً از باتوم با کشتی به استانبول می‌رفتند و از استانبول با کشتی به [[اسکندریه]] در مصر رهسپار می‌شدند و سپس در خاک مصر به بندر سوئز می‌رسیدند و با کشتی به سوی جده راهی می‌گشتند. کسانی که قصد داشتند نخست به [[مدینه]] بروند، در ینبع؛ و آنان که نخست به مکه می‌رفتند، در جده پیاده می‌شدند.&amp;lt;ref&amp;gt;سفرنامه فرهاد میرزا، ص19-127؛ سفرنامه میرزا محمد حسین فراهانی، ص57-158؛ سفرنامه امین الدوله، ص58-156؛ پنجاه سفرنامه، ج6، ص18؛ ج7، ص200.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== راه دریایی از بیروت ===&lt;br /&gt;
در دوران معاصر و پیش از رواج هواپیما، برای سفر به حج، راه دریایی بیروت مورد استفاده حاجیان ایرانی قرار می‌گرفت. در این مسیر، حاجیان ایرانی نخست از راه زمینی و با اتومبیل و قطار به عراق سفر و سپس بیروت سفر می‌کردند و با کشتی‌های اروپایی به جده راهی می‌شدند. بهره‌وری از راه دریایی بیروت تا مدت‌ها ادامه داشت و در دوران پهلوی اول، از راه‌های اصلی حاجیان ایرانی بود. در سال‌های پیش از جنگ جهانی دوم، سفیر ایران در جده برای حمل و نقل حاجیان ایرانی از بیروت به جده و بر عکس، با یک شرکت فرانسوی قراردادی امضا کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;روابط سیاسی ایران و عربستان، ص71.&amp;lt;/ref&amp;gt; به سال ۱۳۲۷ش؛ که پس از جنگ جهانی دوم نخستین بار حج ایرانیان به‌طور رسمی انجام شد، حدود دو هزار تن از جمعیت چهارده هزار نفری حاجیان ایرانی، از این راه به حج رفتند.&amp;lt;ref&amp;gt;میقات حج، ش51، ص170، 185، «خاطرات سرپرست حجاج در سفر سال 1327ش.».&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== گزارش‌ها از تاریخ حج‌گزاری ایرانیان ==&lt;br /&gt;
گزارش‌های تاریخی در حکومت‌های مختلف نشان دهنده اهمیت به حج در ادوار مختلف تاریخ ایران است. گزارش‌هایی در مورد حج در ادوار مختلف چنین آمده است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== حج‌گزاری قبل از حکومت مغول‌ها ===&lt;br /&gt;
قدیمی‌ترین گزارش‌ها حاکی از ارسال کاروان حج به مکه همراه با هدایایی از سوی شاهان سامانی است.&amp;lt;ref&amp;gt;ترجمه تاریخ یمینی، ص36.&amp;lt;/ref&amp;gt;درباره حج‌گزاری در دوران غزنویان نیز مهم‌ترین گزارش‌ها مربوط به سال ۴۱۲ق است. در این سال، در حالی که حج ایرانیان چند سالی تعطیل شده بود، [[محمود غزنوی]] کاروانی بزرگ را همراه سپاهی برای محافظت از آن به [[حج]] فرستاد. سپس سفر حج ایرانیان از قلمرو غزنویان مدتی تعطیل بود تا این‌که به سال ۴۱۵ق کاروانی دیگر از سوی غزنویان و با [[امارت حج|امارت]] حسنک وزیر به حج رفت.&amp;lt;ref&amp;gt;الکامل، ج9، ص325، 341؛ اتحاف الوری، ج2، ص447، 450-451.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گزارش شده در نیمه اول قرن پنجم کاروان حج عراق در برخی سالها تعطیل شده است&amp;lt;ref&amp;gt;الکامل، ج9، ص325، 356، 363، 370، 432؛ اتحاف الوری، ج2، ص444-457.&amp;lt;/ref&amp;gt; و این بدین معنا است که حاجیان ایرانی در این سال‌ها به حج نمی‌رفته‌اند و محمل عراق که منتظر ورود حاجیان ایرانی بوده، به دلیل گذشت زمان، از حج بازمی‌مانده است. ممکن است به خاطر تضعیف حکومت آل‌بویه و هجوم قبایل راهزن عرب در راه حج بوده باشد.&amp;lt;ref&amp;gt;نک: اتحاف الوری، ج2، ص428-433؛ تاریخ ایران در قرون نخستین اسلامی، ج1، ص185.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از دهه سوم سده پنجم ق هجوم سلجوقیان به ایران، به عوامل ناامنی اوضاع درونی ایران افزوده شد. گویا به دلیل ناپایداری سیاسی در نخستین سال‌های قدرت این دولت، توقف [[کاروان حج]] تا سال ۴۵۶ق. ادامه یافت و در این سال نخستین کاروان حج به مکه راهی شد.&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ ابن خلدون، ج4، ص132؛ اتحاف الوری، ج2، ص470.&amp;lt;/ref&amp;gt; پس از آن کاروان حج عراق که شامل حاجیان ایرانی هم بود هر سال به حج اعزام می‌شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== حج‌گزاری در زمان مغول‌ها ===&lt;br /&gt;
با آغاز حمله مغول به شرق ایران (۶۱۶ق) گزارش‌هایی از قطع حرکت کاروان حاجیان از شهرهای ایران در سال‌های ۶۱۷ و ۶۱۸ق در دست است.&amp;lt;ref&amp;gt;اتحاف الوری، ج3، ص31-32؛ تاریخ مغول در ایران، ص28؛ تاریخ مغول، ص25.&amp;lt;/ref&amp;gt; با نفوذ مغول‌ها به مناطق ایران و آغاز هجوم آنان به بغداد، کاروان حج عراق نیز از رفتن به حج بازماند.&amp;lt;ref&amp;gt;اتحاف الوری، ج3، ص51-52، 55.&amp;lt;/ref&amp;gt; پس از هفت سال، با سرد شدن آتش نبردها، حرکت کاروان عراق به سال ۶۴۰ق از سر گرفته شد.&amp;lt;ref&amp;gt;اتحاف الوری، ج3، ص59.&amp;lt;/ref&amp;gt; از این‌ که حضور ایرانیان در این سال‌ها در کاروان حج عراقی چه‌ اندازه بوده، آگاهی دقیق در دست نیست. به گزارش منابع تاریخ مکه، در دو دهه پایانی [[بنی‌عباس|خلافت عباسی]]، در چندین سال، کاروان حج از عراق حرکت نکرد که عامل اصلی آن، نبردهای پراکنده با مغولان بود.&amp;lt;ref&amp;gt;شفاء الغرام، ج2، ص403-404.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فرمانروایان نخست ایلخان مسلمان نبودند و به حج توجهی نداشتند. با این حال، گزارش‌هایی از سفر حج ایرانیان در دوران ایلخانان غیر مسلمان نیز در دست است. &amp;lt;ref&amp;gt;العقد الثمین، ج1، ص192؛ اتحاف الوری، ج3، ص119-120؛ تحریر تاریخ وصاف، ص135.&amp;lt;/ref&amp;gt; با مسلمان شدن ایلخانان، حج‌گزاری ایرانیان رونقی بیشتر یافت. از راهی شدن کاروان حج در دوران احمد تکودار (حک: ۶۸۱–۶۸۳ق) نخستین ایلخان مسلمان گزارش‌هایی در دست است.&amp;lt;ref&amp;gt;تحریر تاریخ وصاف، ص69؛ تاریخ ایران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاریه، ص499.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در دوران غازان خان (حک: ۶۹۴–۷۰۳ق) دومین ایلخان مسلمان که کارهایی فراوان برای گسترش اسلام میان مغولان انجام داد، او کارهایی چون تکریم سادات مکه و فرستادن هدایایی برای کعبه و مکیان انجام داد و برای حفظ امنیت حج، امیر قتلغ شاه را امیرالحاج کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;تحریر تاریخ وصاف، ص215؛ دین و دولت در ایران عهد مغول، ج2، ص464.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حج‌گزاری ایرانیان در زمان مغولان در دوران حکومت ابوسعید (حک: ۷۱۶–۷۳۶ق) به اوج رونق رسید. &amp;lt;ref&amp;gt;اتحاف الوری، ج3، ص171، 181.&amp;lt;/ref&amp;gt; گزارش‌هایی از اهتمام ابوسعید ایلخان به امور حج، از جمله آراستن محمل عراق با گوهرهای گرانبها و حمایت از کاروان و حتی پرداخت خسارت وارد شده بر حاجیان بر اثر حمله دزدان، مورد توجه منابع قرار گرفته است.&amp;lt;ref&amp;gt;اتحاف الوری، ج3، ص167، 171.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== حج‌گزاری پس از مغولان ===&lt;br /&gt;
از سال ۷۴۰ق حدود یک سده عراق به دست آل‌جلایر (ق۸۳۶ق) افتاد. در این دوران، تجهیز کاروان عراق بر عهده حکومت آل‌جلایر بود. حرکت کاروان عراق در این دوران منظم نبود و درگیری آل‌جلایر با همسایگان و نیز مشکلات داخلی، حج را به تعطیلی می‌کشاند. در برخی از سال‌های حکومت جلایریان، کاروان عراق از رونق فراوان برخوردار بود. از جمله در سال‌های سلطنت اویس جلایری (حک: ۷۵۷–۷۷۶ق) کاروان عراق بسیار پر شمار و با شکوه بود. &amp;lt;ref&amp;gt;شفاء الغرام، ج2، ص422.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از میان رفتن حکومت جلایریان به دست قرایوسف قراقویونلو (حک: ۸۱۰–۸۱۲ق) به سال ۸۱۳ق. مدتی اعزام کاروان حج عراق را به تعطیلی کشاند.&amp;lt;ref&amp;gt;اتحاف الوری، ج3، ص482؛ تاریخ حبیب السیر، ج4، ص577؛ تاریخ ایران از آغاز تا انقراض سلسله قاجار، ص652-653.&amp;lt;/ref&amp;gt; اما از سال ۸۱۶ق. قرایوسف کاروان عراق را که ایرانیان نیز با آن همراه بودند، تجهیز کرد و به مکه فرستاد.&amp;lt;ref&amp;gt;اتحاف الوری، ج3، ص510؛ شفاء الغرام، ج2، ص431؛ درر الفوائد المنظمه، ص320.&amp;lt;/ref&amp;gt; از ۸۲۱ تا ۸۲۳ق. نبرد قرایوسف با شاهرخ تیموری و حاکم شام، باعث تعطیلی حج شد.&amp;lt;ref&amp;gt;شفاء الغرام، ج2، ص434-435؛ درر الفوائد المنظمه، ص321.&amp;lt;/ref&amp;gt; درگذشت قرایوسف به سال ۸۲۳ق. نیز حج را مدتی با تعطیلی روبه‌رو کرد. این تعطیلی تا سال ۸۳۱ق؛ که امیر حله حسین بن علی بن اویس کاروان عراق را تجهیز کرد، ادامه داشت.&amp;lt;ref&amp;gt;اتحاف الوری، ج3، ص574؛ ج4، ص23؛ درر الفوائد المنظمه، ص321-325.&amp;lt;/ref&amp;gt; از این هنگام تا دهه ۸۵۰ق؛ که گزارش‌هایی از حج محمل عراق به دستور احمد شاه پسر قرایوسف در دست است، خبری از حرکت کاروان عراق بازتاب نیافته است.&amp;lt;ref&amp;gt;درر الفوائد المنظمه، ص330-331.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حکومت تیموریان (۷۷۱–۹۱۳ق) در قسمتی از مرکز و شرق ایران که شماری از آنان مانند شاهرخ تیموری (حک: ۸۱۱–۸۵۰ق) به امور حج و [[حرمین]] اهتمام فراوان داشتند.&amp;lt;ref&amp;gt;اسناد و مکاتبات تاریخی ایران از تیمور تا شاه اسماعیل، ص146-148.&amp;lt;/ref&amp;gt; این گزارش از حرکت کاروان حاجیان شرق و مرکز ایران از راه شام حکایت دارد. کاروانی دیگر که در این دوران از ایران به حج راهی می‌شد، کاروان حاجیان شیرازی بود. نخستین گزارش از حضور این کاروان مربوط به سال ۷۵۸ق. در دوران حکومت آل‌مظفر (حک: ۷۱۳–۷۹۵ق) در [[شیراز]] و مناطق مرکزی ایران است.&amp;lt;ref&amp;gt;اتحاف الوری، ج3، ص272؛ درر الفوائد المنظمه، ص310؛ درباره حکومت آل مظفر، نک: تاریخ ایران کمبریج، دوره تیموریان، ص21-26.&amp;lt;/ref&amp;gt; مسیر حرکت این کاروان از راه [[احساء]] و [[قطیف]] بود.&amp;lt;ref&amp;gt;اتحاف الوری، ج3، ص272، 491، 500.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== صفویان ===&lt;br /&gt;
در [[صفویان|دوران صفویه]]، اختلاف‌های سیاسی ایران و عثمانی، در حج‌گزاری ایرانیان اثر فراوان داشت. مسیر حج ایرانیان از سرزمین‌های زیر نظر دولت عثمانی می‌گذشت و سفر آنان به قلمرو دشمن، به ویژه هنگامی که آتش نبرد میان دو دولت برافروخته بود، با موانع و مشکلاتی روبه‌رو می‌شد. گزارش‌ها حاکی از تعطیلی حج به دلیل‌های سیاسی در برخی سال‌ها بوده است؛ از جمله به سال۱۰۴۷ق؛ که نبرد صفوی با عثمانی جریان داشت، ایرانیان به فرمان سلطان عثمانی مراد چهارم (حک: ۱۰۳۲–۱۰۴۹ق) از مکه اخراج و برای چند سال از حج‌گزاری بازداشته شدند.&amp;lt;ref&amp;gt;منائح الکرم، ج4، ص181-182.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[شاه عباس صفوی]] (حک: ۹۹۵–۱۰۳۸ق) که حج‌گزاری ایرانیان را عامل سرازیر شدن پول بسیار به کشور دشمن می‌دید، سفر حج را مدتی ممنوع کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;سفرنامه کروسینسکی، ص25؛ تاریخ منتظم ناصری، ج2، ص1037.&amp;lt;/ref&amp;gt; دولت عثمانی برای حفظ وجهه دینی خود به عنوان [[خادم حرمین]]، از ممنوع کردن حج ایرانیان پرهیز می‌کرد. اما با توجه به روابط ایران و عثمانی در این دوران، می‌توان حدس زد که حج‌گزاری ایرانیان در زمانی که دو دولت در نبرد بوده‌اند، متوقف یا سخت محدود بوده است. توقف حج ایرانیان و مشکلات آن‌ها را از نامه‌های دو دولت عثمانی و صفوی می‌توان دریافت. در این نامه‌ها به مشکلات حج ایرانیان و بسته بودن راه آنان اشاره و رسیدن به صلح برای آسایش حاجیان ضروری دانسته شده است.&amp;lt;ref&amp;gt;اسناد و مکاتبات سیاسی ایران از سال 1038 تا 1105، ص29؛ شاه طهماسب صفوی، ص203-237؛ نک: از شیخ صفی تا شاه صفی، ص213.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== قاجار ===&lt;br /&gt;
در [[قاجاریان|دوران قاجار]]، کنسولگری ایران در جده افتتاح شد. با این‌که کنسول ایران در سامان‌دهی حاجیان ایرانی نقش داشته و برخی سفرنامه‌ها از خدمات این کنسولگری در حمایت از ایرانیان شیعه خبر داده‌اند،&amp;lt;ref&amp;gt;حدیث قافله‌ها، ص110.&amp;lt;/ref&amp;gt; بیشتر سفرنامه‌های قاجاری از رفتار کنسولگری با شهروندان ایرانی، به ویژه دریافت پول از حاجیان به بهانه‌های گوناگون، شکایت کرده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;پنجاه سفرنامه، ج7، ص263-264؛ ج5، ص403، 406.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== پهلوی ===&lt;br /&gt;
ممنوعیت حج از سوی دولت ایران تا سال ۱۳۰۷ش. ادامه یافت. در این مدت، حکومت ایران هنوز دولت سعودی را به رسمیت نشناخته بود. با وجود این، برخی ایرانیان از راه‌های غیررسمی به حج می‌رفتند و دولت ایران نیز در برخی سال‌ها سفر ایرانیان را از راه‌هایی جز راه عراق آزاد گذاشته بود. در برخی از این سال‌ها، شمار حاجیان به حدود سه هزار تن نیز می‌رسید.&amp;lt;ref&amp;gt;روابط سیاسی ایران و عربستان، ص58-59.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با آغاز جنگ جهانی دوم به سال ۱۹۴۵م. /۱۳۲۰ش؛ که با آغاز حکومت محمدرضا شاه پهلوی همراه شد، وضعیت منطقه سخت رو به وخامت رفت و سفر حج به ویژه از راه عراق بسیار خطرناک گشت. از این‌رو، مقام‌های ایران صدور گذرنامه حج را در سال ۱۳۲۱ش ممنوع کردند. با این حال، سفر حاجیان ایرانی به مکه و مدینه قطع نشد و به سال ۱۳۲۱ش حدود ۱۶۰۰ تن و به سال ۱۳۲۲ش. حدود ۴۰۰۰ تن از حاجیان ایرانی از راه [[کویت]] و راه‌های دیگر به صورت غیرقانونی به حج رفتند. در این سال‌ها، به دلیل مشکلات مالی پدید آمده از جنگ جهانی، دولت ایران کنسولگری خود را در جده تعطیل کرد و دولت عربستان نیز به دلیل همین مشکلات، امکانات سازمان‌دهی حاجیان را نداشت.&amp;lt;ref&amp;gt;اسناد روابط ایران و عربستان، ص99-100؛ روزنامه خاطرات عین السلطنه، ج10، ص8017، 9 802.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== انقلاب اسلامی ===&lt;br /&gt;
حج‌گزاری ایرانیان پس از انقلاب، بیش از هر چیز زیر تأثیر روابط سیاسی پر نوسان ایران و عربستان قرار گرفت. در همان سال‌های نخست انقلاب اسلامی ایران، با این‌ که دو دولت موضع دشمنانه آشکاری در برابر هم نداشتند،&amp;lt;ref&amp;gt;مروری بر روابط ایران و عربستان، ص21-22.&amp;lt;/ref&amp;gt; اختلاف‌های سیاسی ایران و عربستان در دوران جنگ تحمیلی عراق بر ضد ایران، به دلیل حمایت عربستان از [[عراق]] بیشتر شد.&amp;lt;ref&amp;gt;مروری بر روابط ایران و عربستان، ص31-32.&amp;lt;/ref&amp;gt; اوج اختلاف دو کشور که به سال ۱۳۶۶ش. به قطع روابط سیاسی آن دو به مدت سه سال انجامید، به دلیل برگزاری مراسم برائت از مشرکین از جانب حاجیان ایرانی در موسم حج بود. حج‌گزاری ایرانیان در سال ۱۳۷۰ از سر گرفته شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== فاجعه منا ====&lt;br /&gt;
فاجعه منا، حادثه‌ای مرگبار در حج تمتع که ۲ مهر ۱۳۹۴ش، روی داد.&amp;lt;ref&amp;gt;روایتی نزدیک از اتفاقات خیابان ۲۰۴ منا، خبرگزاری ایسنا.&amp;lt;/ref&amp;gt; مقامات دولت عربستان پس از حدود سه هفته از حادثه، تعداد رسمی جان‌باختگان را ۷۴۷۷ نفر اعلام کردند.&amp;lt;ref&amp;gt;آمار قابل تامل وزارت بهداشت عربستان از تعداد جان‌باختگان فاجعه منا، خبرگزاری میزان.&amp;lt;/ref&amp;gt; بر اساس آخرین آمارهای منتشر شده از سوی کشورهای آسیب‌دیده، جمهوری اسلامی ایران با ۴۶۴ کشته، بیشترین تلفات را در این فاجعه متحمل شده است.&amp;lt;ref&amp;gt;آمار کشته‌های کشورها در منا، خبرگزاری ایسنا.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
[[رده:مقاله‌های در حال ویرایش]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Rezashams</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikihaj.com/index.php?title=%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE_%D8%AD%D8%AC_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86&amp;diff=67819</id>
		<title>تاریخ حج ایرانیان</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikihaj.com/index.php?title=%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE_%D8%AD%D8%AC_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86&amp;diff=67819"/>
		<updated>2026-05-20T12:20:40Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Rezashams: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{در دست ویرایش|ماه=[[اردیبهشت]]|روز=[[26]]|سال=[[۱۴۰۵]]|کاربر=Rezashams}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;تاریخ حج ایرانیان&#039;&#039;&#039; گزارشی از شیوه، مسیرهای حرکت کاروانان و تاریخچه‌ای از سفرهای حج در ادوار حکومت‌های مختلف است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== شیوه حج ایرانیان ==&lt;br /&gt;
[[حج|سفر حج]] ایرانیان تا پیش از رواج وسایل حمل و نقل جدید، در قالب کاروان‌های محلی صورت می‌گرفت. در این کاروان‌ها، معمولاً شماری از اهالی یک شهر و روستا گرد می‌آمدند و به راهنمایی یک ساربان و قافله‌دار که به آن «[[حمله‌دار]]» گفته می‌شد، به سوی [[حجاز|سرزمین حجاز]] راهی می‌شدند. حمله‌داران کسانی بودند که به سازمان‌دهی کاروان‌های حج در شهرهای ایران می‌پرداختند و راهنمایی [[حاجی|حاجیان]]، تهیه محل اسکان، فراهم نمودن مرکب، و مذاکره و ارتباط با امیران و حاکمان محلی را در برابر پولی که از حاجیان می‌گرفتند، بر عهده داشتند.&amp;lt;ref&amp;gt;نک: مقالات تاریخی، دفتر9، ص16-17؛ لغت‌نامه، ج6، ص8084، «حمل‌دار.&amp;lt;/ref&amp;gt; گاه نیز یک کاروان حج تنها از برخی دوستان و بستگان و با اسباب سفر محدود تشکیل می‌شد.&amp;lt;ref&amp;gt;نک: حیات یحیی، ج1، ص68.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرکب اصلی سفر در کاروان حج به ویژه در صحراهای شبه جزیره عربی شتر بود. کاروانیان معمولاً شتر را از شترداران (جمّال‌ها) اجاره می‌کردند. کسانی که پولی بیشتر داشتند، بر کجاوه می‌نشستند. معمولاً هر فرد یک شتر برای آب و یک شتر برای بار کرایه می‌کرد. برخی حاجیان نیز به صورت پیاده و بدون شتر سفر می‌نمودند؛ چنان‌که در سفرنامه‌های دوران قاجار آمده است. افزون بر کاروان‌دار و شتردار، عکام‌ها که خدمت‌گزاران حاجیان بودند، آنان را در برابر گرفتن پولی همراهی می‌کردند و برخی کارها را از جمله گذاردن بار بر شتر، گردآوری هیزم برای آتش، گرفتن افسار شتر، گردآوری آب در منازل سفر، پختن نان و… بر عهده داشتند.&amp;lt;ref&amp;gt;روزنامه خاطرات عین السلطنه، ج2، ص1509؛ سفرنامه فرهاد میرزا، ص160؛ حدیث قافله‌ها، ص202؛ به سوی‌ام القری، ص241، 279؛ پنجاه سفرنامه، ج5، ص436.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گاه سامان‌دهی کاروان حج زیر نظر حکمرانان انجام می‌شد که گزارش‌های آن در کتاب‌های تاریخ آمده است. مردم از شهرها و روستاهای پیرامون به این کاروان می‌پیوستند یا با رسیدن کاروان به هر یک از شهرها، دلبستگان حج با آن همراه می‌شدند. این کاروان‌ها معمولاً با نظامیانی همراهی می‌شد تا در برابر راهزنان از حاجیان محافظت کنند. در کاروان‌های دولتی، معمولاً فردی به عنوان [[امیرالحاج]] که از بزرگان حکومت بود، انتخاب می‌شد.&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ بیهقی، ج3، ص1151؛ احسن التواریخ، ج2، ص748؛ روضات الجنات، ج1، ص513-516؛ سفرنامه منظوم حج، ص45.&amp;lt;/ref&amp;gt; پادشاهان چون تصمیم به آماده‌سازی و راهی کردن کاروان حج می‌گرفتند، جارچیان را به سراسر مملکت می‌فرستادند و اعلان می‌کردند که پادشاه قصد دارد کاروان حج را با ساز و برگ راهی حجاز کند و هرکس می‌خواهد، می‌تواند خود را آماده سفر نماید. منشیان نیز نامه‌هایی به والیان شهرها می‌فرستادند و این موضوع را خبر می‌دادند.&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ عالم‌آرای امینی، ص222-223.&amp;lt;/ref&amp;gt; معمولاً این‌گونه دستورها با این وعده همراه بود که به فرمان پادشاه، والیان و راهداران از حاجیان هیچ مالیات و باج و خراج نخواهند گرفت.&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ عالم‌آرای امینی، ص222-224.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==راه‌های حج ایرانیان==&lt;br /&gt;
{{اصلی|راه‌های حج ایرانیان}}امروزه سفر حج ایرانیان تنها از راه هواپیما و با پروازهای مستقیم از [[ایران]] به شهرهای [[عربستان]] صورت می‌گیرد. راه هوایی از سال ۱۳۲۸ش به راه‌های حج ایرانیان افزوده شد. در سال‌های آغازین، مسیر هوایی میان ایران تا [[جده]] به‌طور مستقیم وجود نداشت و حاجیان یا از راه زمینی یا با هواپیما از [[تهران]] به بغداد، بصره، بیروت یا شهرهای [[اردن]] و سوریه می‌رفتند و از فرودگاه این شهرها راهی جده می‌شدند.&amp;lt;ref&amp;gt;مجله خاطرات وحید، ش7، اردیبهشت1351، ص38، «مقدمات عزیمت به مکه.&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;خاطرات زیارت خانه خدا، ص35، 39؛ خاطرات سفر حج، ص12؛ به سوی خدا می‌رویم، ص105، 113؛ سفرنامه حج و راهنمای حاج، ص9.&amp;lt;/ref&amp;gt; در سال ۱۳۲۷ش. حدود ۶۰۰ تن از ایرانیان با هواپیما به مکه رفتند.&amp;lt;ref&amp;gt;میقات حج، ش51، ص170، 185.&amp;lt;/ref&amp;gt; راه هوایی به تدریج رونق گرفت و پس از چندی پرواز مستقیم از ایران به جده برقرار و این راه به مسیر اصلی حج ایرانیان تبدیل شد و حج‌گزاری از راه زمینی ممنوع گشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== راه عراق ===&lt;br /&gt;
کهن‌ترین و مهم‌ترین راه حج ایرانیان،  مسافران کاروان عراق در این راه که در طول تاریخ با عناوینی مانند [[درب زبیده]]، راه کوفه، راه نجد و راه جبل شناخته شده،&amp;lt;ref&amp;gt;نک: الکامل، ج8، ص147؛ درب زبیده، ص65؛ نک: فارسنامه ناصری، ج1، ص710؛ سفرنامه میرزا محمد حسین فراهانی، ص171.&amp;lt;/ref&amp;gt; از بغداد به کوفه و از آن‌جا به جنوب عراق می‌رفتند و با عبور از صحرای نفود و نجد و گذر از منازلی مانند قادسیه، عذیب، مغیثه، زباله، ثعلبیه، فید، حاجر و معدن النقره به حجاز می‌رسیدند و به [[مدینه]] یا [[مکه]] می‌رفتند.&amp;lt;ref&amp;gt;المناسک، ص269-356؛ المسالک و الممالک، ص125-127؛ البلدان، ص150؛ رحلة ابن جبیر، ص162-163.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
راه دیگر که از [[عراق]] به مکه می‌رفت، راه [[بصره]] بود که از بصره آغاز می‌شد و در معدن النقره به راه کوفه می‌پیوست.&amp;lt;ref&amp;gt;المسالک و الممالک، ص146-147؛ احسن التقاسیم، ج1، ص361؛ الخراج، ص84؛ جغرافیای حافظ ابرو، ج1، ص232.&amp;lt;/ref&amp;gt; راه عراق برای حاجی ایرانی کوتاه‌ترین راه بود؛ اما به دلیل وضعیت بد آب و هوایی و خطر همیشگی حمله راهزنان، بدترین راه حج نیز به شمار می‌رفت. در بیابان‌های راه مکه، تهیه آب تنها از چاه‌ها و برکه‌های محدود و شناخته شده‌ای میسر بود که میزان آب آن‌ها همیشه به یک‌اندازه نبود و بعضی سال‌ها کاروانیان را به دشواری می‌انداخت. نبود آب و وقوع طوفان در برخی سال‌ها باعث توقف کاروان حج یا کشته شدن بسیاری از حاجیان می‌شد.&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ طبری، ج8، ص150؛ ج9، ص150، 501؛ ج10، ص139؛ الکامل، ج7، ص34؛ ج9، ص205؛ درب زبیده، ص99-100.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از تشکیل [[صفویان|دولت صفوی]] در ایران و فراگیری [[شیعه|مذهب تشیع]] در این سرزمین، راه عراق به دلیل وجود مزارهای امامان شیعه در عتبات برای ایرانیان اهمیتی بیشتر یافت. در این دوران، راه عراق در سرزمین‌های زیر سلطه [[دولت عثمانی]] قرار داشت. حکومت عثمانی بر سرزمین‌های جنوب عراق نظارت کامل نداشت و این سرزمین‌ها معمولاً شاهد قدرت یافتن قبایل عرب بود. ناامنی، گرفتن مالیات فراوان از حاجیان در طول مسیر، و معطل کردن آنان به بهانه‌های گوناگون باعث می‌شد گاه عبور کاروان‌های حج از این مسیر، از سوی شاهان ایران ممنوع شود. در نامه‌ای که شاه عباس دوم به شریف مکه نوشت، به منع حاجیان برای عبور از راه بصره اشاره و بازگشایی راه حج وابسته به تعهد حاکم بصره و شریف مکه به برقراری امنیت در طول مسیر شده است.&amp;lt;ref&amp;gt;سفرنامه شاردن، ج2، ص616؛ نک: احیاء الملوک، ص479؛ مقالات تاریخی، دفتر11، ص62-68.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در دوران حکومت قاجار، راه عراق را بیشتر با عنوان راه نجد یا راه جبل می‌شناختند.&amp;lt;ref&amp;gt;نک: سفرنامه میرزا محمد حسین فراهانی، ص171؛ تذکرة الطریق، ص22؛ سفرنامه فرهاد میرزا، ص196.&amp;lt;/ref&amp;gt; از نیمه سده سیزدهم ق دولتی نیمه مستقل در سرزمین نجد یا جبل با نام آل‌رشید (۱۲۵۲–۱۳۴۰ق) تشکیل شد. آل‌رشید مسؤولیت حفظ امنیت راه جبل را بر عهده داشتند و در برابر از کاروان‌داران مالیات می‌گرفتند.&amp;lt;ref&amp;gt;خاطرات سرهارد فورد، ص13.&amp;lt;/ref&amp;gt; مسافران زیر نظر شخصی که از سوی او به عنوان امیرالحاج تعیین می‌شد، سفر می‌کردند.&amp;lt;ref&amp;gt;مقالات تاریخی، دفتر8، ص187.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== راه احساء ===&lt;br /&gt;
از دیگر راه‌های حاجیان ایرانی که از صحراهای شبه جزیره می‌گذشت، راه [[احساء]] یا لحساء بود. احساء یا لحساء، سرزمینی در جنوب غرب [[خلیج فارس]] و نام قدیم آن بحرین بود.&amp;lt;ref&amp;gt;احسن التقاسیم، ص93؛ معجم البلدان، ج1، ص112؛ جغرافیای تاریخی کشورهای اسلامی، ج1، ص234.&amp;lt;/ref&amp;gt; حاجیان ایرانی برای گذر از راه احساء معمولاً با عبور از عرض خلیج فارس، نخست به بحرین می‌رفتند و سپس با عبور از [[یمامه]] به حجاز می‌رسیدند. این راه از دیرباز مورد استفاده ایرانیان بوده است. سفر از راه خلیج فارس به بحرین و احساء در دوران صفویه رونقی بیشتر یافت و مورد استفاده برخی دانشوران شیعه ایرانی قرار گرفت.&amp;lt;ref&amp;gt;نک: تاریخ و سفرنامه حزین، ص243؛ تاریخ عالم‌آرای عباسی، ج1، ص156.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== راه شام ===&lt;br /&gt;
این راه از شهرهای شام آغاز می‌شد و با گذشتن از سرزمین‌های [[سوریه]] و اردن امروزی و منازلی چون بصری، کرک، معان، عقبه، ذات حج، و [[تبوک]] به مدینه و مکه می‌رسید.&amp;lt;ref&amp;gt;درباره راه شام، نک: الحقیقة و المجاز، ج3، ص387-411.&amp;lt;/ref&amp;gt; این راه معمولاً مسیر اصلی ایرانیان نبود؛ اما در برخی دوره‌ها بیشتر مورد استفاده ایرانیان قرار می‌گرفت. تا پیش از دوران صفویه، این راه یا از سوی افرادی که می‌خواستند در مسیر حج از [[بیت‌المقدس]] یا [[مصر]] دیدن کنند، استفاده می‌شد یا هنگامی که راه عراق به دلیل خطر هجوم راهزنان بسته بود. با قدرت یافتن حکومت عثمانی در عراق و آناتولی و [[شبه جزیره عربستان|شبه جزیره]]، راه عراق اهمیت خود را از دست داد و راه شام به عنوان مسیر اصلی حج از سوی دولت عثمانی مورد توجه قرار گرفت. از این دوران، معمولاً ایرانیان از دو راه به شام می‌رفتند. راه معمول، [[عراق]] و [[بغداد]] و سپس [[کرکوک]]، [[موصل]] و عرفه به [[حلب]] و [[دمشق]] بود. راه دیگر، شمال ایران و نخجوان و اردوباد و آناتولی و حلب و دمشق بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== راه دریایی جنوب ایران ===&lt;br /&gt;
راه دریایی جنوب ایران نیز از راه‌های قدیم بود که از دوران صفویه و در پی رواج کشتیرانی اروپاییان در اقیانوس هند، رونقی بیشتر یافت. برای عبور از این راه، حاجیان در بنادر جنوبی ایران مانند بندر کنگ و [[بوشهر]] به کشتی می‌نشستند و با گذر از خلیج فارس و دریای عمان و اقیانوس هند و جنوب شبه جزیره عربی، وارد دریای سرخ می‌شدند و به بندر جده می‌رفتند.&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ حج‌گزاری ایرانیان، ص192-194؛ مقالات تاریخی، دفتر8، ص183؛ وقایع السنین، ص557؛ تاریخ و سفرنامه حزین، ص241.&amp;lt;/ref&amp;gt; بهره‌وری از این راه در دوران قاجار بیشتر شد. در این دوران، افزون بر بهره‌وری از بنادر جنوب ایران، برخی از حاجیان نخست به عتبات می‌رفتند و پس از زیارت عتبات، از بصره به قصد جده سوار کشتی می‌شدند.&amp;lt;ref&amp;gt;نک: شرح زندگانی من، ج2، ص80؛ فارسنامه ناصری، ج1، ص27؛ روزنامه سفر حج، ص45-62.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
راهی دیگر که در اوایل دوران پهلوی استفاده می‌شد، مسیر زمینی از ایران به [[بمبئی]] و از آن‌جا با کشتی به سوی جده بود.&amp;lt;ref&amp;gt;میقات حج، ش54، ص1492، «حج‌گزاری در سال‌های آغازین انقلاب.&amp;lt;/ref&amp;gt; سفر دریایی در این دوران معمولاً با کشتی‌های اروپایی موجود در خلیج فارس انجام می‌شد.&amp;lt;ref&amp;gt;پنجاه سفرنامه، ج1، ص596؛ سفرنامه حاج ایاز خان قشقایی، ص66، 77؛ نک: خاطرات سفر مکه، ص62.&amp;lt;/ref&amp;gt;  راه طولانی دریایی که بیشتر با بیم از طوفان و غرق شدن می‌گذشت، برای حاجی دشوار بود.&amp;lt;ref&amp;gt;روزنامه سفر حج، ص57.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== راه استانبول ===&lt;br /&gt;
راه دیگر که تنها از دوران قاجاریه استفاده می‌شد، راه [[استانبول]] بود. ایرانیانی که این مسیر را انتخاب می‌کردند، معمولاً از شهرهای نیمه شمالی کشور به سوی انزلی راهی می‌شدند. در انزلی با کشتی به باکو می‌رفتند و از باکو به سوی باتوم یا یکی از دیگر بنادر دریای سیاه می‌رفتند. مسافرت در این مسیر پس از احداث راه‌آهن باکو تا باتوم بسیار رونق گرفت و مورد استفاده ایرانیان به ویژه ثروتمندان بود. مسافران معمولاً از باتوم با کشتی به استانبول می‌رفتند و از استانبول با کشتی به [[اسکندریه]] در مصر رهسپار می‌شدند و سپس در خاک مصر به بندر سوئز می‌رسیدند و با کشتی به سوی جده راهی می‌گشتند. کسانی که قصد داشتند نخست به [[مدینه]] بروند، در ینبع؛ و آنان که نخست به مکه می‌رفتند، در جده پیاده می‌شدند.&amp;lt;ref&amp;gt;سفرنامه فرهاد میرزا، ص19-127؛ سفرنامه میرزا محمد حسین فراهانی، ص57-158؛ سفرنامه امین الدوله، ص58-156؛ پنجاه سفرنامه، ج6، ص18؛ ج7، ص200.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== راه دریایی از بیروت ===&lt;br /&gt;
در دوران معاصر و پیش از رواج هواپیما، برای سفر به حج، راه دریایی بیروت مورد استفاده حاجیان ایرانی قرار می‌گرفت. در این مسیر، حاجیان ایرانی نخست از راه زمینی و با اتومبیل و قطار به عراق سفر و سپس بیروت سفر می‌کردند و با کشتی‌های اروپایی به جده راهی می‌شدند. بهره‌وری از راه دریایی بیروت تا مدت‌ها ادامه داشت و در دوران پهلوی اول، از راه‌های اصلی حاجیان ایرانی بود. در سال‌های پیش از جنگ جهانی دوم، سفیر ایران در جده برای حمل و نقل حاجیان ایرانی از بیروت به جده و بر عکس، با یک شرکت فرانسوی قراردادی امضا کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;روابط سیاسی ایران و عربستان، ص71.&amp;lt;/ref&amp;gt; به سال ۱۳۲۷ش؛ که پس از جنگ جهانی دوم نخستین بار حج ایرانیان به‌طور رسمی انجام شد، حدود دو هزار تن از جمعیت چهارده هزار نفری حاجیان ایرانی، از این راه به حج رفتند.&amp;lt;ref&amp;gt;میقات حج، ش51، ص170، 185، «خاطرات سرپرست حجاج در سفر سال 1327ش.».&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== گزارش‌ها از تاریخ حج‌گزاری ایرانیان ==&lt;br /&gt;
گزارش‌های تاریخی در حکومت‌های مختلف نشان دهنده اهمیت به حج در ادوار مختلف تاریخ ایران است. گزارش‌هایی در مورد حج در ادوار مختلف چنین آمده است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== حج‌گزاری قبل از حکومت مغول‌ها ===&lt;br /&gt;
قدیمی‌ترین گزارش‌ها حاکی از ارسال کاروان حج به مکه همراه با هدایایی از سوی شاهان سامانی است.&amp;lt;ref&amp;gt;ترجمه تاریخ یمینی، ص36.&amp;lt;/ref&amp;gt;درباره حج‌گزاری در دوران غزنویان نیز مهم‌ترین گزارش‌ها مربوط به سال ۴۱۲ق است. در این سال، در حالی که حج ایرانیان چند سالی تعطیل شده بود، [[محمود غزنوی]] کاروانی بزرگ را همراه سپاهی برای محافظت از آن به [[حج]] فرستاد. سپس سفر حج ایرانیان از قلمرو غزنویان مدتی تعطیل بود تا این‌که به سال ۴۱۵ق کاروانی دیگر از سوی غزنویان و با [[امارت حج|امارت]] حسنک وزیر به حج رفت.&amp;lt;ref&amp;gt;الکامل، ج9، ص325، 341؛ اتحاف الوری، ج2، ص447، 450-451.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گزارش شده در نیمه اول قرن پنجم کاروان حج عراق در برخی سالها تعطیل شده است&amp;lt;ref&amp;gt;الکامل، ج9، ص325، 356، 363، 370، 432؛ اتحاف الوری، ج2، ص444-457.&amp;lt;/ref&amp;gt; و این بدین معنا است که حاجیان ایرانی در این سال‌ها به حج نمی‌رفته‌اند و محمل عراق که منتظر ورود حاجیان ایرانی بوده، به دلیل گذشت زمان، از حج بازمی‌مانده است. ممکن است به خاطر تضعیف حکومت آل‌بویه و هجوم قبایل راهزن عرب در راه حج بوده باشد.&amp;lt;ref&amp;gt;نک: اتحاف الوری، ج2، ص428-433؛ تاریخ ایران در قرون نخستین اسلامی، ج1، ص185.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از دهه سوم سده پنجم ق هجوم سلجوقیان به ایران، به عوامل ناامنی اوضاع درونی ایران افزوده شد. گویا به دلیل ناپایداری سیاسی در نخستین سال‌های قدرت این دولت، توقف [[کاروان حج]] تا سال ۴۵۶ق. ادامه یافت و در این سال نخستین کاروان حج به مکه راهی شد.&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ ابن خلدون، ج4، ص132؛ اتحاف الوری، ج2، ص470.&amp;lt;/ref&amp;gt; پس از آن کاروان حج عراق که شامل حاجیان ایرانی هم بود هر سال به حج اعزام می‌شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== حج‌گزاری در زمان مغول‌ها ===&lt;br /&gt;
با آغاز حمله مغول به شرق ایران (۶۱۶ق) گزارش‌هایی از قطع حرکت کاروان حاجیان از شهرهای ایران در سال‌های ۶۱۷ و ۶۱۸ق در دست است.&amp;lt;ref&amp;gt;اتحاف الوری، ج3، ص31-32؛ تاریخ مغول در ایران، ص28؛ تاریخ مغول، ص25.&amp;lt;/ref&amp;gt; با نفوذ مغول‌ها به مناطق ایران و آغاز هجوم آنان به بغداد، کاروان حج عراق نیز از رفتن به حج بازماند.&amp;lt;ref&amp;gt;اتحاف الوری، ج3، ص51-52، 55.&amp;lt;/ref&amp;gt; پس از هفت سال، با سرد شدن آتش نبردها، حرکت کاروان عراق به سال ۶۴۰ق از سر گرفته شد.&amp;lt;ref&amp;gt;اتحاف الوری، ج3، ص59.&amp;lt;/ref&amp;gt; از این‌ که حضور ایرانیان در این سال‌ها در کاروان حج عراقی چه‌ اندازه بوده، آگاهی دقیق در دست نیست. به گزارش منابع تاریخ مکه، در دو دهه پایانی [[بنی‌عباس|خلافت عباسی]]، در چندین سال، کاروان حج از عراق حرکت نکرد که عامل اصلی آن، نبردهای پراکنده با مغولان بود.&amp;lt;ref&amp;gt;شفاء الغرام، ج2، ص403-404.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فرمانروایان نخست ایلخان مسلمان نبودند و به حج توجهی نداشتند. با این حال، گزارش‌هایی از سفر حج ایرانیان در دوران ایلخانان غیر مسلمان نیز در دست است. &amp;lt;ref&amp;gt;العقد الثمین، ج1، ص192؛ اتحاف الوری، ج3، ص119-120؛ تحریر تاریخ وصاف، ص135.&amp;lt;/ref&amp;gt; با مسلمان شدن ایلخانان، حج‌گزاری ایرانیان رونقی بیشتر یافت. از راهی شدن کاروان حج در دوران احمد تکودار (حک: ۶۸۱–۶۸۳ق) نخستین ایلخان مسلمان گزارش‌هایی در دست است.&amp;lt;ref&amp;gt;تحریر تاریخ وصاف، ص69؛ تاریخ ایران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاریه، ص499.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در دوران غازان خان (حک: ۶۹۴–۷۰۳ق) دومین ایلخان مسلمان که کارهایی فراوان برای گسترش اسلام میان مغولان انجام داد، او کارهایی چون تکریم سادات مکه و فرستادن هدایایی برای کعبه و مکیان انجام داد و برای حفظ امنیت حج، امیر قتلغ شاه را امیرالحاج کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;تحریر تاریخ وصاف، ص215؛ دین و دولت در ایران عهد مغول، ج2، ص464.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حج‌گزاری ایرانیان در زمان مغولان در دوران حکومت ابوسعید (حک: ۷۱۶–۷۳۶ق) به اوج رونق رسید. &amp;lt;ref&amp;gt;اتحاف الوری، ج3، ص171، 181.&amp;lt;/ref&amp;gt; گزارش‌هایی از اهتمام ابوسعید ایلخان به امور حج، از جمله آراستن محمل عراق با گوهرهای گرانبها و حمایت از کاروان و حتی پرداخت خسارت وارد شده بر حاجیان بر اثر حمله دزدان، مورد توجه منابع قرار گرفته است.&amp;lt;ref&amp;gt;اتحاف الوری، ج3، ص167، 171.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== حج‌گزاری پس از مغولان ===&lt;br /&gt;
از سال ۷۴۰ق حدود یک سده عراق به دست آل‌جلایر (ق۸۳۶ق) افتاد. در این دوران، تجهیز کاروان عراق بر عهده حکومت آل‌جلایر بود. حرکت کاروان عراق در این دوران منظم نبود و درگیری آل‌جلایر با همسایگان و نیز مشکلات داخلی، حج را به تعطیلی می‌کشاند. در برخی از سال‌های حکومت جلایریان، کاروان عراق از رونق فراوان برخوردار بود. از جمله در سال‌های سلطنت اویس جلایری (حک: ۷۵۷–۷۷۶ق) کاروان عراق بسیار پر شمار و با شکوه بود. &amp;lt;ref&amp;gt;شفاء الغرام، ج2، ص422.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از میان رفتن حکومت جلایریان به دست قرایوسف قراقویونلو (حک: ۸۱۰–۸۱۲ق) به سال ۸۱۳ق. مدتی اعزام کاروان حج عراق را به تعطیلی کشاند.&amp;lt;ref&amp;gt;اتحاف الوری، ج3، ص482؛ تاریخ حبیب السیر، ج4، ص577؛ تاریخ ایران از آغاز تا انقراض سلسله قاجار، ص652-653.&amp;lt;/ref&amp;gt; اما از سال ۸۱۶ق. قرایوسف کاروان عراق را که ایرانیان نیز با آن همراه بودند، تجهیز کرد و به مکه فرستاد.&amp;lt;ref&amp;gt;اتحاف الوری، ج3، ص510؛ شفاء الغرام، ج2، ص431؛ درر الفوائد المنظمه، ص320.&amp;lt;/ref&amp;gt; از ۸۲۱ تا ۸۲۳ق. نبرد قرایوسف با شاهرخ تیموری و حاکم شام، باعث تعطیلی حج شد.&amp;lt;ref&amp;gt;شفاء الغرام، ج2، ص434-435؛ درر الفوائد المنظمه، ص321.&amp;lt;/ref&amp;gt; درگذشت قرایوسف به سال ۸۲۳ق. نیز حج را مدتی با تعطیلی روبه‌رو کرد. این تعطیلی تا سال ۸۳۱ق؛ که امیر حله حسین بن علی بن اویس کاروان عراق را تجهیز کرد، ادامه داشت.&amp;lt;ref&amp;gt;اتحاف الوری، ج3، ص574؛ ج4، ص23؛ درر الفوائد المنظمه، ص321-325.&amp;lt;/ref&amp;gt; از این هنگام تا دهه ۸۵۰ق؛ که گزارش‌هایی از حج محمل عراق به دستور احمد شاه پسر قرایوسف در دست است، خبری از حرکت کاروان عراق بازتاب نیافته است.&amp;lt;ref&amp;gt;درر الفوائد المنظمه، ص330-331.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حکومت تیموریان (۷۷۱–۹۱۳ق) در قسمتی از مرکز و شرق ایران که شماری از آنان مانند شاهرخ تیموری (حک: ۸۱۱–۸۵۰ق) به امور حج و [[حرمین]] اهتمام فراوان داشتند.&amp;lt;ref&amp;gt;اسناد و مکاتبات تاریخی ایران از تیمور تا شاه اسماعیل، ص146-148.&amp;lt;/ref&amp;gt; این گزارش از حرکت کاروان حاجیان شرق و مرکز ایران از راه شام حکایت دارد. کاروانی دیگر که در این دوران از ایران به حج راهی می‌شد، کاروان حاجیان شیرازی بود. نخستین گزارش از حضور این کاروان مربوط به سال ۷۵۸ق. در دوران حکومت آل‌مظفر (حک: ۷۱۳–۷۹۵ق) در [[شیراز]] و مناطق مرکزی ایران است.&amp;lt;ref&amp;gt;اتحاف الوری، ج3، ص272؛ درر الفوائد المنظمه، ص310؛ درباره حکومت آل مظفر، نک: تاریخ ایران کمبریج، دوره تیموریان، ص21-26.&amp;lt;/ref&amp;gt; مسیر حرکت این کاروان از راه [[احساء]] و [[قطیف]] بود.&amp;lt;ref&amp;gt;اتحاف الوری، ج3، ص272، 491، 500.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== صفویان ===&lt;br /&gt;
در [[صفویان|دوران صفویه]]، اختلاف‌های سیاسی ایران و عثمانی، در حج‌گزاری ایرانیان اثر فراوان داشت. مسیر حج ایرانیان از سرزمین‌های زیر نظر دولت عثمانی می‌گذشت و سفر آنان به قلمرو دشمن، به ویژه هنگامی که آتش نبرد میان دو دولت برافروخته بود، با موانع و مشکلاتی روبه‌رو می‌شد. گزارش‌ها حاکی از تعطیلی حج به دلیل‌های سیاسی در برخی سال‌ها بوده است؛ از جمله به سال۱۰۴۷ق؛ که نبرد صفوی با عثمانی جریان داشت، ایرانیان به فرمان سلطان عثمانی مراد چهارم (حک: ۱۰۳۲–۱۰۴۹ق) از مکه اخراج و برای چند سال از حج‌گزاری بازداشته شدند.&amp;lt;ref&amp;gt;منائح الکرم، ج4، ص181-182.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[شاه عباس صفوی]] (حک: ۹۹۵–۱۰۳۸ق) که حج‌گزاری ایرانیان را عامل سرازیر شدن پول بسیار به کشور دشمن می‌دید، سفر حج را مدتی ممنوع کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;سفرنامه کروسینسکی، ص25؛ تاریخ منتظم ناصری، ج2، ص1037.&amp;lt;/ref&amp;gt; دولت عثمانی برای حفظ وجهه دینی خود به عنوان [[خادم حرمین]]، از ممنوع کردن حج ایرانیان پرهیز می‌کرد. اما با توجه به روابط ایران و عثمانی در این دوران، می‌توان حدس زد که حج‌گزاری ایرانیان در زمانی که دو دولت در نبرد بوده‌اند، متوقف یا سخت محدود بوده است. توقف حج ایرانیان و مشکلات آن‌ها را از نامه‌های دو دولت عثمانی و صفوی می‌توان دریافت. در این نامه‌ها به مشکلات حج ایرانیان و بسته بودن راه آنان اشاره و رسیدن به صلح برای آسایش حاجیان ضروری دانسته شده است.&amp;lt;ref&amp;gt;اسناد و مکاتبات سیاسی ایران از سال 1038 تا 1105، ص29؛ شاه طهماسب صفوی، ص203-237؛ نک: از شیخ صفی تا شاه صفی، ص213.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== قاجار ===&lt;br /&gt;
در [[قاجاریان|دوران قاجار]]، کنسولگری ایران در جده افتتاح شد. با این‌که کنسول ایران در سامان‌دهی حاجیان ایرانی نقش داشته و برخی سفرنامه‌ها از خدمات این کنسولگری در حمایت از ایرانیان شیعه خبر داده‌اند،&amp;lt;ref&amp;gt;حدیث قافله‌ها، ص110.&amp;lt;/ref&amp;gt; بیشتر سفرنامه‌های قاجاری از رفتار کنسولگری با شهروندان ایرانی، به ویژه دریافت پول از حاجیان به بهانه‌های گوناگون، شکایت کرده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;پنجاه سفرنامه، ج7، ص263-264؛ ج5، ص403، 406.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== پهلوی ===&lt;br /&gt;
ممنوعیت حج از سوی دولت ایران تا سال ۱۳۰۷ش. ادامه یافت. در این مدت، حکومت ایران هنوز دولت سعودی را به رسمیت نشناخته بود. با وجود این، برخی ایرانیان از راه‌های غیررسمی به حج می‌رفتند و دولت ایران نیز در برخی سال‌ها سفر ایرانیان را از راه‌هایی جز راه عراق آزاد گذاشته بود. در برخی از این سال‌ها، شمار حاجیان به حدود سه هزار تن نیز می‌رسید.&amp;lt;ref&amp;gt;روابط سیاسی ایران و عربستان، ص58-59.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با آغاز جنگ جهانی دوم به سال ۱۹۴۵م. /۱۳۲۰ش؛ که با آغاز حکومت محمدرضا شاه پهلوی همراه شد، وضعیت منطقه سخت رو به وخامت رفت و سفر حج به ویژه از راه عراق بسیار خطرناک گشت. از این‌رو، مقام‌های ایران صدور گذرنامه حج را در سال ۱۳۲۱ش ممنوع کردند. با این حال، سفر حاجیان ایرانی به مکه و مدینه قطع نشد و به سال ۱۳۲۱ش حدود ۱۶۰۰ تن و به سال ۱۳۲۲ش. حدود ۴۰۰۰ تن از حاجیان ایرانی از راه [[کویت]] و راه‌های دیگر به صورت غیرقانونی به حج رفتند. در این سال‌ها، به دلیل مشکلات مالی پدید آمده از جنگ جهانی، دولت ایران کنسولگری خود را در جده تعطیل کرد و دولت عربستان نیز به دلیل همین مشکلات، امکانات سازمان‌دهی حاجیان را نداشت.&amp;lt;ref&amp;gt;اسناد روابط ایران و عربستان، ص99-100؛ روزنامه خاطرات عین السلطنه، ج10، ص8017، 9 802.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== انقلاب اسلامی ===&lt;br /&gt;
حج‌گزاری ایرانیان پس از انقلاب، بیش از هر چیز زیر تأثیر روابط سیاسی پر نوسان ایران و عربستان قرار گرفت. در همان سال‌های نخست انقلاب اسلامی ایران، با این‌ که دو دولت موضع دشمنانه آشکاری در برابر هم نداشتند،&amp;lt;ref&amp;gt;مروری بر روابط ایران و عربستان، ص21-22.&amp;lt;/ref&amp;gt; اختلاف‌های سیاسی ایران و عربستان در دوران جنگ تحمیلی عراق بر ضد ایران، به دلیل حمایت عربستان از [[عراق]] بیشتر شد.&amp;lt;ref&amp;gt;مروری بر روابط ایران و عربستان، ص31-32.&amp;lt;/ref&amp;gt; اوج اختلاف دو کشور که به سال ۱۳۶۶ش. به قطع روابط سیاسی آن دو به مدت سه سال انجامید، به دلیل برگزاری مراسم برائت از مشرکین از جانب حاجیان ایرانی در موسم حج بود. حج‌گزاری ایرانیان در سال ۱۳۷۰ از سر گرفته شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== فاجعه منا ====&lt;br /&gt;
فاجعه منا، حادثه‌ای مرگبار در حج تمتع که ۲ مهر ۱۳۹۴ش، روی داد.&amp;lt;ref&amp;gt;روایتی نزدیک از اتفاقات خیابان ۲۰۴ منا، خبرگزاری ایسنا.&amp;lt;/ref&amp;gt; مقامات دولت عربستان پس از حدود سه هفته از حادثه، تعداد رسمی جان‌باختگان را ۷۴۷۷ نفر اعلام کردند.&amp;lt;ref&amp;gt;آمار قابل تامل وزارت بهداشت عربستان از تعداد جان‌باختگان فاجعه منا، خبرگزاری میزان.&amp;lt;/ref&amp;gt; بر اساس آخرین آمارهای منتشر شده از سوی کشورهای آسیب‌دیده، جمهوری اسلامی ایران با ۴۶۴ کشته، بیشترین تلفات را در این فاجعه متحمل شده است.&amp;lt;ref&amp;gt;آمار کشته‌های کشورها در منا، خبرگزاری ایسنا.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
[[رده:مقاله‌های در حال ویرایش]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Rezashams</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikihaj.com/index.php?title=%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE_%D8%AD%D8%AC_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86&amp;diff=67818</id>
		<title>تاریخ حج ایرانیان</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikihaj.com/index.php?title=%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE_%D8%AD%D8%AC_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86&amp;diff=67818"/>
		<updated>2026-05-20T10:35:30Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Rezashams: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{در دست ویرایش|ماه=[[اردیبهشت]]|روز=[[26]]|سال=[[۱۴۰۵]]|کاربر=Rezashams}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== شیوه حج ایرانیان ==&lt;br /&gt;
سفر حج ایرانیان تا پیش از رواج وسایل حمل و نقل جدید، در قالب کاروان‌های محلی صورت می‌گرفت. در این کاروان‌ها، معمولاً شماری از اهالی یک شهر و روستا گرد می‌آمدند و به راهنمایی یک ساربان و قافله‌دار که به آن «حمله‌دار» گفته می‌شد، به سوی سرزمین حجاز راهی می‌شدند. حمله‌داران کسانی بودند که به سازمان‌دهی کاروان‌های حج در شهرهای ایران می‌پرداختند و راهنمایی حاجیان، تهیه محل اسکان، فراهم نمودن مرکب، و مذاکره و ارتباط با امیران و حاکمان محلی را در برابر پولی که از حاجیان می‌گرفتند، بر عهده داشتند.&amp;lt;ref&amp;gt;نک: مقالات تاریخی، دفتر9، ص16-17؛ لغت‌نامه، ج6، ص8084، «حمل‌دار.&amp;lt;/ref&amp;gt; گاه نیز یک کاروان حج تنها از برخی دوستان و بستگان و با اسباب سفر محدود تشکیل می‌شد.&amp;lt;ref&amp;gt;نک: حیات یحیی، ج1، ص68.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرکب اصلی سفر در کاروان حج به ویژه در صحراهای شبه جزیره عربی شتر بود. کاروانیان معمولاً شتر را از شترداران (جمّال‌ها) اجاره می‌کردند. کسانی که پولی بیشتر داشتند، بر کجاوه می‌نشستند. معمولاً هر فرد یک شتر برای آب و یک شتر برای بار کرایه می‌کرد. برخی حاجیان نیز به صورت پیاده و بدون شتر سفر می‌نمودند؛ چنان‌که در سفرنامه‌های دوران قاجار آمده است. افزون بر کاروان‌دار و شتردار، عکام‌ها که خدمت‌گزاران حاجیان بودند، آنان را در برابر گرفتن پولی همراهی می‌کردند و برخی کارها را از جمله گذاردن بار بر شتر، گردآوری هیزم برای آتش، گرفتن افسار شتر، گردآوری آب در منازل سفر، پختن نان و… بر عهده داشتند.&amp;lt;ref&amp;gt;روزنامه خاطرات عین السلطنه، ج2، ص1509؛ سفرنامه فرهاد میرزا، ص160؛ حدیث قافله‌ها، ص202؛ به سوی‌ام القری، ص241، 279؛ پنجاه سفرنامه، ج5، ص436.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گاه سامان‌دهی کاروان حج زیر نظر حکمرانان انجام می‌شد که گزارش‌های آن در کتاب‌های تاریخ آمده است. مردم از شهرها و روستاهای پیرامون به این کاروان می‌پیوستند یا با رسیدن کاروان به هر یک از شهرها، دلبستگان حج با آن همراه می‌شدند. این کاروان‌ها معمولاً با نظامیانی همراهی می‌شد تا در برابر راهزنان از حاجیان محافظت کنند. در کاروان‌های دولتی، معمولاً فردی به عنوان امیرالحاج که از بزرگان حکومت بود، انتخاب می‌شد.&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ بیهقی، ج3، ص1151؛ احسن التواریخ، ج2، ص748؛ روضات الجنات، ج1، ص513-516؛ سفرنامه منظوم حج، ص45.&amp;lt;/ref&amp;gt; پادشاهان چون تصمیم به آماده‌سازی و راهی کردن کاروان حج می‌گرفتند، جارچیان را به سراسر مملکت می‌فرستادند و اعلان می‌کردند که پادشاه قصد دارد کاروان حج را با ساز و برگ راهی حجاز کند و هرکس می‌خواهد، می‌تواند خود را آماده سفر نماید. منشیان نیز نامه‌هایی به والیان شهرها می‌فرستادند و این موضوع را خبر می‌دادند.&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ عالم‌آرای امینی، ص222-223.&amp;lt;/ref&amp;gt; معمولاً این‌گونه دستورها با این وعده همراه بود که به فرمان پادشاه، والیان و راهداران از حاجیان هیچ مالیات و باج و خراج نخواهند گرفت.&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ عالم‌آرای امینی، ص222-224.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==راه‌های حج ایرانیان==&lt;br /&gt;
{{اصلی|راه‌های حج ایرانیان}}امروزه سفر حج ایرانیان تنها از راه هواپیما و با پروازهای مستقیم از ایران به شهرهای عربستان صورت می‌گیرد. راه هوایی از سال ۱۳۲۸ش به راه‌های حج ایرانیان افزوده شد. در سال‌های آغازین، مسیر هوایی میان ایران تا جده به‌طور مستقیم وجود نداشت و حاجیان یا از راه زمینی یا با هواپیما از [[تهران]] به بغداد، بصره، بیروت یا شهرهای [[اردن]] و سوریه می‌رفتند و از فرودگاه این شهرها راهی جده می‌شدند.&amp;lt;ref&amp;gt;مجله خاطرات وحید، ش7، اردیبهشت1351، ص38، «مقدمات عزیمت به مکه.&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;خاطرات زیارت خانه خدا، ص35، 39؛ خاطرات سفر حج، ص12؛ به سوی خدا می‌رویم، ص105، 113؛ سفرنامه حج و راهنمای حاج، ص9.&amp;lt;/ref&amp;gt; در سال ۱۳۲۷ش. حدود ۶۰۰ تن از ایرانیان با هواپیما به مکه رفتند.&amp;lt;ref&amp;gt;میقات حج، ش51، ص170، 185.&amp;lt;/ref&amp;gt; راه هوایی به تدریج رونق گرفت و پس از چندی پرواز مستقیم از ایران به جده برقرار و این راه به مسیر اصلی حج ایرانیان تبدیل شد و حج‌گزاری از راه زمینی ممنوع گشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== راه عراق ===&lt;br /&gt;
کهن‌ترین و مهم‌ترین راه حج ایرانیان،  مسافران کاروان عراق در این راه که در طول تاریخ با عناوینی مانند [[درب زبیده]]، راه کوفه، راه نجد و راه جبل شناخته شده،&amp;lt;ref&amp;gt;نک: الکامل، ج8، ص147؛ درب زبیده، ص65؛ نک: فارسنامه ناصری، ج1، ص710؛ سفرنامه میرزا محمد حسین فراهانی، ص171.&amp;lt;/ref&amp;gt; از بغداد به کوفه و از آن‌جا به جنوب عراق می‌رفتند و با عبور از صحرای نفود و نجد و گذر از منازلی مانند قادسیه، عذیب، مغیثه، زباله، ثعلبیه، فید، حاجر و معدن النقره به حجاز می‌رسیدند و به مدینه یا مکه می‌رفتند.&amp;lt;ref&amp;gt;المناسک، ص269-356؛ المسالک و الممالک، ص125-127؛ البلدان، ص150؛ رحلة ابن جبیر، ص162-163.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
راه دیگر که از عراق به مکه می‌رفت، راه [[بصره]] بود که از بصره آغاز می‌شد و در معدن النقره به راه کوفه می‌پیوست.&amp;lt;ref&amp;gt;المسالک و الممالک، ص146-147؛ احسن التقاسیم، ج1، ص361؛ الخراج، ص84؛ جغرافیای حافظ ابرو، ج1، ص232.&amp;lt;/ref&amp;gt; راه عراق برای حاجی ایرانی کوتاه‌ترین راه بود؛ اما به دلیل وضعیت بد آب و هوایی و خطر همیشگی حمله راهزنان، بدترین راه حج نیز به شمار می‌رفت. در بیابان‌های راه مکه، تهیه آب تنها از چاه‌ها و برکه‌های محدود و شناخته شده‌ای میسر بود که میزان آب آن‌ها همیشه به یک‌اندازه نبود و بعضی سال‌ها کاروانیان را به دشواری می‌انداخت. نبود آب و وقوع طوفان در برخی سال‌ها باعث توقف کاروان حج یا کشته شدن بسیاری از حاجیان می‌شد.&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ طبری، ج8، ص150؛ ج9، ص150، 501؛ ج10، ص139؛ الکامل، ج7، ص34؛ ج9، ص205؛ درب زبیده، ص99-100.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از تشکیل دولت صفوی در ایران و فراگیری مذهب تشیع در این سرزمین، راه عراق به دلیل وجود مزارهای [[امامان شیعه]] در عتبات برای ایرانیان اهمیتی بیشتر یافت. در این دوران، راه عراق در سرزمین‌های زیر سلطه دولت عثمانی قرار داشت. حکومت عثمانی بر سرزمین‌های جنوب عراق نظارت کامل نداشت و این سرزمین‌ها معمولاً شاهد قدرت یافتن قبایل عرب بود. ناامنی، گرفتن مالیات فراوان از حاجیان در طول مسیر، و معطل کردن آنان به بهانه‌های گوناگون باعث می‌شد گاه عبور کاروان‌های حج از این مسیر، از سوی شاهان ایران ممنوع شود. در نامه‌ای که شاه عباس دوم به شریف مکه نوشت، به منع حاجیان برای عبور از راه بصره اشاره و بازگشایی راه حج وابسته به تعهد حاکم بصره و شریف مکه به برقراری امنیت در طول مسیر شده است.&amp;lt;ref&amp;gt;سفرنامه شاردن، ج2، ص616؛ نک: احیاء الملوک، ص479؛ مقالات تاریخی، دفتر11، ص62-68.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در دوران حکومت قاجار، راه عراق را بیشتر با عنوان راه نجد یا راه جبل می‌شناختند.&amp;lt;ref&amp;gt;نک: سفرنامه میرزا محمد حسین فراهانی، ص171؛ تذکرة الطریق، ص22؛ سفرنامه فرهاد میرزا، ص196.&amp;lt;/ref&amp;gt; از نیمه سده سیزدهم ق دولتی نیمه مستقل در سرزمین نجد یا جبل با نام آل‌رشید (۱۲۵۲–۱۳۴۰ق) تشکیل شد. آل‌رشید مسؤولیت حفظ امنیت راه جبل را بر عهده داشتند و در برابر از کاروان‌داران مالیات می‌گرفتند.&amp;lt;ref&amp;gt;خاطرات سرهارد فورد، ص13.&amp;lt;/ref&amp;gt; مسافران زیر نظر شخصی که از سوی او به عنوان امیرالحاج تعیین می‌شد، سفر می‌کردند.&amp;lt;ref&amp;gt;مقالات تاریخی، دفتر8، ص187.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== راه احساء ===&lt;br /&gt;
از دیگر راه‌های حاجیان ایرانی که از صحراهای شبه جزیره می‌گذشت، راه [[احساء]] یا لحساء بود. احساء یا لحساء، سرزمینی در جنوب غرب [[خلیج فارس]] و نام قدیم آن بحرین بود.&amp;lt;ref&amp;gt;احسن التقاسیم، ص93؛ معجم البلدان، ج1، ص112؛ جغرافیای تاریخی کشورهای اسلامی، ج1، ص234.&amp;lt;/ref&amp;gt; حاجیان ایرانی برای گذر از راه احساء معمولاً با عبور از عرض خلیج فارس، نخست به بحرین می‌رفتند و سپس با عبور از [[یمامه]] به حجاز می‌رسیدند. این راه از دیرباز مورد استفاده ایرانیان بوده است. سفر از راه خلیج فارس به بحرین و احساء در دوران صفویه رونقی بیشتر یافت و مورد استفاده برخی دانشوران شیعه ایرانی قرار گرفت.&amp;lt;ref&amp;gt;نک: تاریخ و سفرنامه حزین، ص243؛ تاریخ عالم‌آرای عباسی، ج1، ص156.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== راه شام ===&lt;br /&gt;
این راه از شهرهای شام آغاز می‌شد و با گذشتن از سرزمین‌های [[سوریه]] و اردن امروزی و منازلی چون بصری، کرک، معان، عقبه، ذات حج، و تبوک به مدینه و مکه می‌رسید.&amp;lt;ref&amp;gt;درباره راه شام، نک: الحقیقة و المجاز، ج3، ص387-411.&amp;lt;/ref&amp;gt; این راه معمولاً مسیر اصلی ایرانیان نبود؛ اما در برخی دوره‌ها بیشتر مورد استفاده ایرانیان قرار می‌گرفت. تا پیش از دوران صفویه، این راه یا از سوی افرادی که می‌خواستند در مسیر حج از [[بیت‌المقدس]] یا مصر دیدن کنند، استفاده می‌شد یا هنگامی که راه عراق به دلیل خطر هجوم راهزنان بسته بود. با قدرت یافتن حکومت عثمانی در عراق و آناتولی و شبه جزیره، راه عراق اهمیت خود را از دست داد و راه شام به عنوان مسیر اصلی حج از سوی دولت عثمانی مورد توجه قرار گرفت. از این دوران، معمولاً ایرانیان از دو راه به شام می‌رفتند. راه معمول، [[عراق]] و [[بغداد]] و سپس [[کرکوک]]، [[موصل]] و عرفه به [[حلب]] و [[دمشق]] بود. راه دیگر، شمال ایران و نخجوان و اردوباد و آناتولی و حلب و دمشق بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== راه دریایی جنوب ایران ===&lt;br /&gt;
راه دریایی جنوب ایران نیز از راه‌های قدیم بود که از دوران صفویه و در پی رواج کشتیرانی اروپاییان در اقیانوس هند، رونقی بیشتر یافت. برای عبور از این راه، حاجیان در بنادر جنوبی ایران مانند بندر کنگ و [[بوشهر]] به کشتی می‌نشستند و با گذر از خلیج فارس و دریای عمان و اقیانوس هند و جنوب شبه جزیره عربی، وارد دریای سرخ می‌شدند و به بندر جده می‌رفتند.&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ حج‌گزاری ایرانیان، ص192-194؛ مقالات تاریخی، دفتر8، ص183؛ وقایع السنین، ص557؛ تاریخ و سفرنامه حزین، ص241.&amp;lt;/ref&amp;gt; بهره‌وری از این راه در دوران قاجار بیشتر شد. در این دوران، افزون بر بهره‌وری از بنادر جنوب ایران، برخی از حاجیان نخست به عتبات می‌رفتند و پس از زیارت عتبات، از بصره به قصد جده سوار کشتی می‌شدند.&amp;lt;ref&amp;gt;نک: شرح زندگانی من، ج2، ص80؛ فارسنامه ناصری، ج1، ص27؛ روزنامه سفر حج، ص45-62.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
راهی دیگر که در اوایل دوران پهلوی استفاده می‌شد، مسیر زمینی از ایران به [[بمبئی]] و از آن‌جا با کشتی به سوی جده بود.&amp;lt;ref&amp;gt;میقات حج، ش54، ص1492، «حج‌گزاری در سال‌های آغازین انقلاب.&amp;lt;/ref&amp;gt; سفر دریایی در این دوران معمولاً با کشتی‌های اروپایی موجود در خلیج فارس انجام می‌شد.&amp;lt;ref&amp;gt;پنجاه سفرنامه، ج1، ص596؛ سفرنامه حاج ایاز خان قشقایی، ص66، 77؛ نک: خاطرات سفر مکه، ص62.&amp;lt;/ref&amp;gt;  راه طولانی دریایی که بیشتر با بیم از طوفان و غرق شدن می‌گذشت، برای حاجی دشوار بود.&amp;lt;ref&amp;gt;روزنامه سفر حج، ص57.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== راه استانبول ===&lt;br /&gt;
راه دیگر که تنها از دوران قاجاریه استفاده می‌شد، راه [[استانبول]] بود. ایرانیانی که این مسیر را انتخاب می‌کردند، معمولاً از شهرهای نیمه شمالی کشور به سوی انزلی راهی می‌شدند. در انزلی با کشتی به باکو می‌رفتند و از باکو به سوی باتوم یا یکی از دیگر بنادر دریای سیاه می‌رفتند. مسافرت در این مسیر پس از احداث راه‌آهن باکو تا باتوم بسیار رونق گرفت و مورد استفاده ایرانیان به ویژه ثروتمندان بود. مسافران معمولاً از باتوم با کشتی به استانبول می‌رفتند و از استانبول با کشتی به [[اسکندریه]] در مصر رهسپار می‌شدند و سپس در خاک مصر به بندر سوئز می‌رسیدند و با کشتی به سوی جده راهی می‌گشتند. کسانی که قصد داشتند نخست به [[مدینه]] بروند، در ینبع؛ و آنان که نخست به مکه می‌رفتند، در جده پیاده می‌شدند.&amp;lt;ref&amp;gt;سفرنامه فرهاد میرزا، ص19-127؛ سفرنامه میرزا محمد حسین فراهانی، ص57-158؛ سفرنامه امین الدوله، ص58-156؛ پنجاه سفرنامه، ج6، ص18؛ ج7، ص200.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== راه دریایی از بیروت ===&lt;br /&gt;
در دوران معاصر و پیش از رواج هواپیما، برای سفر به حج، راه دریایی بیروت مورد استفاده حاجیان ایرانی قرار می‌گرفت. در این مسیر، حاجیان ایرانی نخست از راه زمینی و با اتومبیل و قطار به عراق سفر و سپس بیروت سفر می‌کردند و با کشتی‌های اروپایی به جده راهی می‌شدند. بهره‌وری از راه دریایی بیروت تا مدت‌ها ادامه داشت و در دوران پهلوی اول، از راه‌های اصلی حاجیان ایرانی بود. در سال‌های پیش از جنگ جهانی دوم، سفیر ایران در جده برای حمل و نقل حاجیان ایرانی از بیروت به جده و بر عکس، با یک شرکت فرانسوی قراردادی امضا کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;روابط سیاسی ایران و عربستان، ص71.&amp;lt;/ref&amp;gt; به سال ۱۳۲۷ش؛ که پس از جنگ جهانی دوم نخستین بار حج ایرانیان به‌طور رسمی انجام شد، حدود دو هزار تن از جمعیت چهارده هزار نفری حاجیان ایرانی، از این راه به حج رفتند.&amp;lt;ref&amp;gt;میقات حج، ش51، ص170، 185، «خاطرات سرپرست حجاج در سفر سال 1327ش.».&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== گزارش‌ها از تاریخ حج‌گزاری ایرانیان ==&lt;br /&gt;
گزارش‌های تاریخی در حکومت‌های مختلف نشان دهنده اهمیت به حج در ادوار مختلف تاریخ ایران است. گزارش‌هایی در مورد حج در ادوار مختلف چنین آمده است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== حج‌گزاری قبل از حکومت مغول‌ها ===&lt;br /&gt;
قدیمی‌ترین گزارش‌ها حاکی از ارسال کاروان حج به مکه همراه با هدایایی از سوی شاهان سامانی است.&amp;lt;ref&amp;gt;ترجمه تاریخ یمینی، ص36.&amp;lt;/ref&amp;gt;درباره حج‌گزاری در دوران غزنویان نیز مهم‌ترین گزارش‌ها مربوط به سال ۴۱۲ق. است. در این سال، در حالی که حج ایرانیان چند سالی تعطیل شده بود، [[محمود غزنوی]] کاروانی بزرگ را همراه سپاهی برای محافظت از آن به [[حج]] فرستاد. سپس سفر حج ایرانیان از قلمرو غزنویان مدتی تعطیل بود تا این‌که به سال ۴۱۵ق. کاروانی دیگر از سوی غزنویان و با امارت حسنک وزیر به حج رفت.&amp;lt;ref&amp;gt;الکامل، ج9، ص325، 341؛ اتحاف الوری، ج2، ص447، 450-451.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گزارش شده در نیمه اول قرن پنجم کاروان حج عراق در برخی سالها تعطیل شده است&amp;lt;ref&amp;gt;الکامل، ج9، ص325، 356، 363، 370، 432؛ اتحاف الوری، ج2، ص444-457.&amp;lt;/ref&amp;gt; و این بدین معنا است که حاجیان ایرانی در این سال‌ها به حج نمی‌رفته‌اند و محمل عراق که منتظر ورود حاجیان ایرانی بوده، به دلیل گذشت زمان، از حج بازمی‌مانده است. ممکن است به خاطر تضعیف حکومت آل‌بویه و هجوم قبایل راهزن عرب در راه حج بوده باشد.&amp;lt;ref&amp;gt;نک: اتحاف الوری، ج2، ص428-433؛ تاریخ ایران در قرون نخستین اسلامی، ج1، ص185.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از دهه سوم سده پنجم ق. هجوم سلجوقیان به ایران، به عوامل ناامنی اوضاع درونی ایران افزوده شد. گویا به دلیل ناپایداری سیاسی در نخستین سال‌های قدرت این دولت، توقف [[کاروان حج]] تا سال ۴۵۶ق. ادامه یافت و در این سال نخستین کاروان حج به مکه راهی شد.&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ ابن خلدون، ج4، ص132؛ اتحاف الوری، ج2، ص470.&amp;lt;/ref&amp;gt; پس از آن کاروان حج عراق که شامل حاجیان ایرانی هم بود هر سال به حج اعزام می‌شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== حج‌گزاری در زمان مغول‌ها ===&lt;br /&gt;
با آغاز حمله مغول به شرق ایران (۶۱۶ق) گزارش‌هایی از قطع حرکت کاروان حاجیان از شهرهای ایران در سال‌های ۶۱۷ و ۶۱۸ق در دست است.&amp;lt;ref&amp;gt;اتحاف الوری، ج3، ص31-32؛ تاریخ مغول در ایران، ص28؛ تاریخ مغول، ص25.&amp;lt;/ref&amp;gt; با نفوذ مغول‌ها به مناطق ایران و آغاز هجوم آنان به بغداد، کاروان حج عراق نیز از رفتن به حج بازماند.&amp;lt;ref&amp;gt;اتحاف الوری، ج3، ص51-52، 55.&amp;lt;/ref&amp;gt; پس از هفت سال، با سرد شدن آتش نبردها، حرکت کاروان عراق به سال ۶۴۰ق. از سر گرفته شد.&amp;lt;ref&amp;gt;اتحاف الوری، ج3، ص59.&amp;lt;/ref&amp;gt; از این‌ که حضور ایرانیان در این سال‌ها در کاروان حج عراقی چه‌ اندازه بوده، آگاهی دقیق در دست نیست. به گزارش منابع تاریخ مکه، در دو دهه پایانی خلافت عباسی، در چندین سال، کاروان حج از عراق حرکت نکرد که عامل اصلی آن، نبردهای پراکنده با مغولان بود.&amp;lt;ref&amp;gt;شفاء الغرام، ج2، ص403-404.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فرمانروایان نخست ایلخان مسلمان نبودند و به حج توجهی نداشتند. با این حال، گزارش‌هایی از سفر حج ایرانیان در دوران ایلخانان غیر مسلمان نیز در دست است. &amp;lt;ref&amp;gt;العقد الثمین، ج1، ص192؛ اتحاف الوری، ج3، ص119-120؛ تحریر تاریخ وصاف، ص135.&amp;lt;/ref&amp;gt; با مسلمان شدن ایلخانان، حج‌گزاری ایرانیان رونقی بیشتر یافت. از راهی شدن کاروان حج در دوران احمد تکودار (حک: ۶۸۱–۶۸۳ق) نخستین ایلخان مسلمان گزارش‌هایی در دست است.&amp;lt;ref&amp;gt;تحریر تاریخ وصاف، ص69؛ تاریخ ایران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاریه، ص499.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در دوران غازان خان (حک: ۶۹۴–۷۰۳ق) دومین ایلخان مسلمان که کارهایی فراوان برای گسترش اسلام میان مغولان انجام داد، او کارهایی چون تکریم سادات مکه و فرستادن هدایایی برای کعبه و مکیان انجام داد و برای حفظ امنیت حج، امیر قتلغ شاه را امیرالحاج کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;تحریر تاریخ وصاف، ص215؛ دین و دولت در ایران عهد مغول، ج2، ص464.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حج‌گزاری ایرانیان در زمان مغولان در دوران حکومت ابوسعید (حک: ۷۱۶–۷۳۶ق) به اوج رونق رسید. &amp;lt;ref&amp;gt;اتحاف الوری، ج3، ص171، 181.&amp;lt;/ref&amp;gt; گزارش‌هایی از اهتمام ابوسعید ایلخان به امور حج، از جمله آراستن محمل عراق با گوهرهای گرانبها و حمایت از کاروان و حتی پرداخت خسارت وارد شده بر حاجیان بر اثر حمله دزدان، مورد توجه منابع قرار گرفته است.&amp;lt;ref&amp;gt;اتحاف الوری، ج3، ص167، 171.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== حج‌گزاری پس از مغولان ===&lt;br /&gt;
از سال ۷۴۰ق حدود یک سده عراق به دست آل‌جلایر (ق۸۳۶ق) افتاد. در این دوران، تجهیز کاروان عراق بر عهده حکومت آل‌جلایر بود. حرکت کاروان عراق در این دوران منظم نبود و درگیری آل‌جلایر با همسایگان و نیز مشکلات داخلی، حج را به تعطیلی می‌کشاند. در برخی از سال‌های حکومت جلایریان، کاروان عراقی از رونق فراوان برخوردار بود. از جمله در سال‌های سلطنت اویس جلایری (حک: ۷۵۷–۷۷۶ق) کاروان عراقی بسیار پر شمار و با شکوه بود. &amp;lt;ref&amp;gt;شفاء الغرام، ج2، ص422.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از میان رفتن حکومت جلایریان به دست قرایوسف قراقویونلو (حک: ۸۱۰–۸۱۲ق) به سال ۸۱۳ق. مدتی اعزام کاروان حج عراق را به تعطیلی کشاند.&amp;lt;ref&amp;gt;اتحاف الوری، ج3، ص482؛ تاریخ حبیب السیر، ج4، ص577؛ تاریخ ایران از آغاز تا انقراض سلسله قاجار، ص652-653.&amp;lt;/ref&amp;gt; اما از سال ۸۱۶ق. قرایوسف کاروان عراق را که ایرانیان نیز با آن همراه بودند، تجهیز کرد و به مکه فرستاد.&amp;lt;ref&amp;gt;اتحاف الوری، ج3، ص510؛ شفاء الغرام، ج2، ص431؛ درر الفوائد المنظمه، ص320.&amp;lt;/ref&amp;gt; از ۸۲۱ تا ۸۲۳ق. نبرد قرایوسف با شاهرخ تیموری و حاکم شام، باعث تعطیلی حج شد.&amp;lt;ref&amp;gt;شفاء الغرام، ج2، ص434-435؛ درر الفوائد المنظمه، ص321.&amp;lt;/ref&amp;gt; درگذشت قرایوسف به سال ۸۲۳ق. نیز حج را مدتی با تعطیلی روبه‌رو کرد. این تعطیلی تا سال ۸۳۱ق؛ که امیر حله حسین بن علی بن اویس کاروان عراق را تجهیز کرد، ادامه داشت.&amp;lt;ref&amp;gt;اتحاف الوری، ج3، ص574؛ ج4، ص23؛ درر الفوائد المنظمه، ص321-325.&amp;lt;/ref&amp;gt; از این هنگام تا دهه ۸۵۰ق؛ که گزارش‌هایی از حج محمل عراق به دستور احمد شاه پسر قرایوسف در دست است، خبری از حرکت کاروان عراق بازتاب نیافته است.&amp;lt;ref&amp;gt;درر الفوائد المنظمه، ص330-331.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حکومت تیموریان (۷۷۱–۹۱۳ق) در قسمتی از مرکز و شرق ایران که شماری از آنان مانند شاهرخ تیموری (حک: ۸۱۱–۸۵۰ق) به امور حج و [[حرمین]] اهتمام فراوان داشتند.&amp;lt;ref&amp;gt;اسناد و مکاتبات تاریخی ایران از تیمور تا شاه اسماعیل، ص146-148.&amp;lt;/ref&amp;gt; این گزارش از حرکت کاروان حاجیان شرق و مرکز ایران از راه شام حکایت دارد. کاروانی دیگر که در این دوران از ایران به حج راهی می‌شد، کاروان حاجیان شیرازی بود. نخستین گزارش از حضور این کاروان مربوط به سال ۷۵۸ق. در دوران حکومت آل‌مظفر (حک: ۷۱۳–۷۹۵ق) در [[شیراز]] و مناطق مرکزی ایران است.&amp;lt;ref&amp;gt;اتحاف الوری، ج3، ص272؛ درر الفوائد المنظمه، ص310؛ درباره حکومت آل مظفر، نک: تاریخ ایران کمبریج، دوره تیموریان، ص21-26.&amp;lt;/ref&amp;gt; مسیر حرکت این کاروان از راه [[احساء]] و [[قطیف]] بود.&amp;lt;ref&amp;gt;اتحاف الوری، ج3، ص272، 491، 500.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== صفویان ===&lt;br /&gt;
در دوران صفویه، اختلاف‌های سیاسی ایران و عثمانی، در حج‌گزاری ایرانیان اثر فراوان داشت. مسیر حج ایرانیان از سرزمین‌های زیر نظر دولت عثمانی می‌گذشت و سفر آنان به قلمرو دشمن، به ویژه هنگامی که آتش نبرد میان دو دولت برافروخته بود، با موانع و مشکلاتی روبه‌رو می‌شد. گزارش‌ها حاکی از تعطیلی حج به دلیل‌های سیاسی در برخی سال‌ها بوده است؛ از جمله به سال۱۰۴۷ق؛ که نبرد صفوی با عثمانی جریان داشت، ایرانیان به فرمان سلطان عثمانی مراد چهارم (حک: ۱۰۳۲–۱۰۴۹ق) از مکه اخراج و برای چند سال از حج‌گزاری بازداشته شدند.&amp;lt;ref&amp;gt;منائح الکرم، ج4، ص181-182.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[شاه عباس صفوی]] (حک: ۹۹۵–۱۰۳۸ق) که حج‌گزاری ایرانیان را عامل سرازیر شدن پول بسیار به کشور دشمن می‌دید، سفر حج را مدتی ممنوع کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;سفرنامه کروسینسکی، ص25؛ تاریخ منتظم ناصری، ج2، ص1037.&amp;lt;/ref&amp;gt; دولت عثمانی برای حفظ وجهه دینی خود به عنوان [[خادم حرمین]]، از ممنوع کردن حج ایرانیان پرهیز می‌کرد. اما با توجه به روابط ایران و عثمانی در این دوران، می‌توان حدس زد که حج‌گزاری ایرانیان در زمانی که دو دولت در نبرد بوده‌اند، متوقف یا سخت محدود بوده است. توقف حج ایرانیان و مشکلات آن‌ها را از نامه‌های دو دولت عثمانی و صفوی می‌توان دریافت. در این نامه‌ها به مشکلات حج ایرانیان و بسته بودن راه آنان اشاره و رسیدن به صلح برای آسایش حاجیان ضروری دانسته شده است.&amp;lt;ref&amp;gt;اسناد و مکاتبات سیاسی ایران از سال 1038 تا 1105، ص29؛ شاه طهماسب صفوی، ص203-237؛ نک: از شیخ صفی تا شاه صفی، ص213.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== قاجار ===&lt;br /&gt;
در دوران قاجار، کنسولگری ایران در جده افتتاح شد. با این‌که کنسول ایران در سامان‌دهی حاجیان ایرانی نقش داشته و برخی سفرنامه‌ها از خدمات این کنسولگری در حمایت از ایرانیان شیعه خبر داده‌اند،&amp;lt;ref&amp;gt;حدیث قافله‌ها، ص110.&amp;lt;/ref&amp;gt; بیشتر سفرنامه‌های قاجاری از رفتار کنسولگری با شهروندان ایرانی، به ویژه دریافت پول از حاجیان به بهانه‌های گوناگون، شکایت کرده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;پنجاه سفرنامه، ج7، ص263-264؛ ج5، ص403، 406.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== پهلوی ===&lt;br /&gt;
ممنوعیت حج از سوی دولت ایران تا سال ۱۳۰۷ش. ادامه یافت. در این مدت، حکومت ایران هنوز دولت سعودی را به رسمیت نشناخته بود. با وجود این، برخی ایرانیان از راه‌های غیررسمی به حج می‌رفتند و دولت ایران نیز در برخی سال‌ها سفر ایرانیان را از راه‌هایی جز راه عراق آزاد گذاشته بود. در برخی از این سال‌ها، شمار حاجیان به حدود سه هزار تن نیز می‌رسید.&amp;lt;ref&amp;gt;روابط سیاسی ایران و عربستان، ص58-59.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با آغاز جنگ جهانی دوم به سال ۱۹۴۵م. /۱۳۲۰ش؛ که با آغاز حکومت محمدرضا شاه پهلوی همراه شد، وضعیت منطقه سخت رو به وخامت رفت و سفر حج به ویژه از راه عراق بسیار خطرناک گشت. از این‌رو، مقام‌های ایران صدور گذرنامه حج را در سال ۱۳۲۱ش ممنوع کردند. با این حال، سفر حاجیان ایرانی به مکه و مدینه قطع نشد و به سال ۱۳۲۱ش. حدود ۱۶۰۰ تن و به سال ۱۳۲۲ش. حدود ۴۰۰۰ تن از حاجیان ایرانی از راه [[کویت]] و راه‌های دیگر به صورت غیرقانونی به حج رفتند. در این سال‌ها، به دلیل مشکلات مالی پدید آمده از جنگ جهانی، دولت ایران کنسولگری خود را در جده تعطیل کرد و دولت عربستان نیز به دلیل همین مشکلات، امکانات سازمان‌دهی حاجیان را نداشت.&amp;lt;ref&amp;gt;اسناد روابط ایران و عربستان، ص99-100؛ روزنامه خاطرات عین السلطنه، ج10، ص8017، 9 802.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== انقلاب اسلامی ===&lt;br /&gt;
حج‌گزاری ایرانیان پس از انقلاب، بیش از هر چیز زیر تأثیر روابط سیاسی پر نوسان ایران و عربستان قرار گرفت. در همان سال‌های نخست انقلاب اسلامی ایران، با این‌ که دو دولت موضع دشمنانه آشکاری در برابر هم نداشتند،&amp;lt;ref&amp;gt;مروری بر روابط ایران و عربستان، ص21-22.&amp;lt;/ref&amp;gt; اختلاف‌های سیاسی ایران و عربستان در دوران جنگ تحمیلی عراق بر ضد ایران، به دلیل حمایت عربستان از [[عراق]] بیشتر شد.&amp;lt;ref&amp;gt;مروری بر روابط ایران و عربستان، ص31-32.&amp;lt;/ref&amp;gt; اوج اختلاف دو کشور که به سال ۱۳۶۶ش. به قطع روابط سیاسی آن دو به مدت سه سال انجامید، به دلیل برگزاری مراسم برائت از مشرکین از جانب حاجیان ایرانی در موسم حج بود. حج‌گزاری ایرانیان در سال ۱۳۷۰ از سر گرفته شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== فاجعه منا ====&lt;br /&gt;
فاجعه منا، حادثه‌ای مرگبار در حج تمتع که ۲ مهر ۱۳۹۴ش، روی داد.&amp;lt;ref&amp;gt;روایتی نزدیک از اتفاقات خیابان ۲۰۴ منا، خبرگزاری ایسنا.&amp;lt;/ref&amp;gt; مقامات دولت عربستان پس از حدود سه هفته از حادثه، تعداد رسمی جان‌باختگان را ۷۴۷۷ نفر اعلام کردند.&amp;lt;ref&amp;gt;آمار قابل تامل وزارت بهداشت عربستان از تعداد جان‌باختگان فاجعه منا، خبرگزاری میزان.&amp;lt;/ref&amp;gt; بر اساس آخرین آمارهای منتشر شده از سوی کشورهای آسیب‌دیده، جمهوری اسلامی ایران با ۴۶۴ کشته، بیشترین تلفات را در این فاجعه متحمل شده است.&amp;lt;ref&amp;gt;آمار کشته‌های کشورها در منا، خبرگزاری ایسنا.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
[[رده:مقاله‌های در حال ویرایش]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Rezashams</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikihaj.com/index.php?title=%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1:Rezashams/%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87_%D8%AA%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%86&amp;diff=67817</id>
		<title>کاربر:Rezashams/صفحه تمرین</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikihaj.com/index.php?title=%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1:Rezashams/%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87_%D8%AA%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%86&amp;diff=67817"/>
		<updated>2026-05-20T10:34:28Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Rezashams: /* فاجعه منا */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{در دست ویرایش|ماه=[[اردیبهشت]]|روز=[[26]]|سال=[[۱۴۰۵]]|کاربر=Rezashams}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== شیوه حج ایرانیان ==&lt;br /&gt;
سفر حج ایرانیان تا پیش از رواج وسایل حمل و نقل جدید، در قالب کاروان‌های محلی صورت می‌گرفت. در این کاروان‌ها، معمولاً شماری از اهالی یک شهر و روستا گرد می‌آمدند و به راهنمایی یک ساربان و قافله‌دار که به آن «حمله‌دار» گفته می‌شد، به سوی سرزمین حجاز راهی می‌شدند. حمله‌داران کسانی بودند که به سازمان‌دهی کاروان‌های حج در شهرهای ایران می‌پرداختند و راهنمایی حاجیان، تهیه محل اسکان، فراهم نمودن مرکب، و مذاکره و ارتباط با امیران و حاکمان محلی را در برابر پولی که از حاجیان می‌گرفتند، بر عهده داشتند.&amp;lt;ref&amp;gt;نک: مقالات تاریخی، دفتر9، ص16-17؛ لغت‌نامه، ج6، ص8084، «حمل‌دار.&amp;lt;/ref&amp;gt; گاه نیز یک کاروان حج تنها از برخی دوستان و بستگان و با اسباب سفر محدود تشکیل می‌شد.&amp;lt;ref&amp;gt;نک: حیات یحیی، ج1، ص68.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرکب اصلی سفر در کاروان حج به ویژه در صحراهای شبه جزیره عربی شتر بود. کاروانیان معمولاً شتر را از شترداران (جمّال‌ها) اجاره می‌کردند. کسانی که پولی بیشتر داشتند، بر کجاوه می‌نشستند. معمولاً هر فرد یک شتر برای آب و یک شتر برای بار کرایه می‌کرد. برخی حاجیان نیز به صورت پیاده و بدون شتر سفر می‌نمودند؛ چنان‌که در سفرنامه‌های دوران قاجار آمده است. افزون بر کاروان‌دار و شتردار، عکام‌ها که خدمت‌گزاران حاجیان بودند، آنان را در برابر گرفتن پولی همراهی می‌کردند و برخی کارها را از جمله گذاردن بار بر شتر، گردآوری هیزم برای آتش، گرفتن افسار شتر، گردآوری آب در منازل سفر، پختن نان و… بر عهده داشتند.&amp;lt;ref&amp;gt;روزنامه خاطرات عین السلطنه، ج2، ص1509؛ سفرنامه فرهاد میرزا، ص160؛ حدیث قافله‌ها، ص202؛ به سوی‌ام القری، ص241، 279؛ پنجاه سفرنامه، ج5، ص436.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گاه سامان‌دهی کاروان حج زیر نظر حکمرانان انجام می‌شد که گزارش‌های آن در کتاب‌های تاریخ آمده است. مردم از شهرها و روستاهای پیرامون به این کاروان می‌پیوستند یا با رسیدن کاروان به هر یک از شهرها، دلبستگان حج با آن همراه می‌شدند. این کاروان‌ها معمولاً با نظامیانی همراهی می‌شد تا در برابر راهزنان از حاجیان محافظت کنند. در کاروان‌های دولتی، معمولاً فردی به عنوان امیرالحاج که از بزرگان حکومت بود، انتخاب می‌شد.&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ بیهقی، ج3، ص1151؛ احسن التواریخ، ج2، ص748؛ روضات الجنات، ج1، ص513-516؛ سفرنامه منظوم حج، ص45.&amp;lt;/ref&amp;gt; پادشاهان چون تصمیم به آماده‌سازی و راهی کردن کاروان حج می‌گرفتند، جارچیان را به سراسر مملکت می‌فرستادند و اعلان می‌کردند که پادشاه قصد دارد کاروان حج را با ساز و برگ راهی حجاز کند و هرکس می‌خواهد، می‌تواند خود را آماده سفر نماید. منشیان نیز نامه‌هایی به والیان شهرها می‌فرستادند و این موضوع را خبر می‌دادند.&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ عالم‌آرای امینی، ص222-223.&amp;lt;/ref&amp;gt; معمولاً این‌گونه دستورها با این وعده همراه بود که به فرمان پادشاه، والیان و راهداران از حاجیان هیچ مالیات و باج و خراج نخواهند گرفت.&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ عالم‌آرای امینی، ص222-224.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==راه‌های حج ایرانیان==&lt;br /&gt;
{{اصلی|راه‌های حج ایرانیان}}امروزه سفر حج ایرانیان تنها از راه هواپیما و با پروازهای مستقیم از ایران به شهرهای عربستان صورت می‌گیرد. راه هوایی از سال ۱۳۲۸ش به راه‌های حج ایرانیان افزوده شد. در سال‌های آغازین، مسیر هوایی میان ایران تا جده به‌طور مستقیم وجود نداشت و حاجیان یا از راه زمینی یا با هواپیما از [[تهران]] به بغداد، بصره، بیروت یا شهرهای [[اردن]] و سوریه می‌رفتند و از فرودگاه این شهرها راهی جده می‌شدند.&amp;lt;ref&amp;gt;مجله خاطرات وحید، ش7، اردیبهشت1351، ص38، «مقدمات عزیمت به مکه.&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;خاطرات زیارت خانه خدا، ص35، 39؛ خاطرات سفر حج، ص12؛ به سوی خدا می‌رویم، ص105، 113؛ سفرنامه حج و راهنمای حاج، ص9.&amp;lt;/ref&amp;gt; در سال ۱۳۲۷ش. حدود ۶۰۰ تن از ایرانیان با هواپیما به مکه رفتند.&amp;lt;ref&amp;gt;میقات حج، ش51، ص170، 185.&amp;lt;/ref&amp;gt; راه هوایی به تدریج رونق گرفت و پس از چندی پرواز مستقیم از ایران به جده برقرار و این راه به مسیر اصلی حج ایرانیان تبدیل شد و حج‌گزاری از راه زمینی ممنوع گشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== راه عراق ===&lt;br /&gt;
کهن‌ترین و مهم‌ترین راه حج ایرانیان،  مسافران کاروان عراق در این راه که در طول تاریخ با عناوینی مانند [[درب زبیده]]، راه کوفه، راه نجد و راه جبل شناخته شده،&amp;lt;ref&amp;gt;نک: الکامل، ج8، ص147؛ درب زبیده، ص65؛ نک: فارسنامه ناصری، ج1، ص710؛ سفرنامه میرزا محمد حسین فراهانی، ص171.&amp;lt;/ref&amp;gt; از بغداد به کوفه و از آن‌جا به جنوب عراق می‌رفتند و با عبور از صحرای نفود و نجد و گذر از منازلی مانند قادسیه، عذیب، مغیثه، زباله، ثعلبیه، فید، حاجر و معدن النقره به حجاز می‌رسیدند و به مدینه یا مکه می‌رفتند.&amp;lt;ref&amp;gt;المناسک، ص269-356؛ المسالک و الممالک، ص125-127؛ البلدان، ص150؛ رحلة ابن جبیر، ص162-163.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
راه دیگر که از عراق به مکه می‌رفت، راه [[بصره]] بود که از بصره آغاز می‌شد و در معدن النقره به راه کوفه می‌پیوست.&amp;lt;ref&amp;gt;المسالک و الممالک، ص146-147؛ احسن التقاسیم، ج1، ص361؛ الخراج، ص84؛ جغرافیای حافظ ابرو، ج1، ص232.&amp;lt;/ref&amp;gt; راه عراق برای حاجی ایرانی کوتاه‌ترین راه بود؛ اما به دلیل وضعیت بد آب و هوایی و خطر همیشگی حمله راهزنان، بدترین راه حج نیز به شمار می‌رفت. در بیابان‌های راه مکه، تهیه آب تنها از چاه‌ها و برکه‌های محدود و شناخته شده‌ای میسر بود که میزان آب آن‌ها همیشه به یک‌اندازه نبود و بعضی سال‌ها کاروانیان را به دشواری می‌انداخت. نبود آب و وقوع طوفان در برخی سال‌ها باعث توقف کاروان حج یا کشته شدن بسیاری از حاجیان می‌شد.&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ طبری، ج8، ص150؛ ج9، ص150، 501؛ ج10، ص139؛ الکامل، ج7، ص34؛ ج9، ص205؛ درب زبیده، ص99-100.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از تشکیل دولت صفوی در ایران و فراگیری مذهب تشیع در این سرزمین، راه عراق به دلیل وجود مزارهای [[امامان شیعه]] در عتبات برای ایرانیان اهمیتی بیشتر یافت. در این دوران، راه عراق در سرزمین‌های زیر سلطه دولت عثمانی قرار داشت. حکومت عثمانی بر سرزمین‌های جنوب عراق نظارت کامل نداشت و این سرزمین‌ها معمولاً شاهد قدرت یافتن قبایل عرب بود. ناامنی، گرفتن مالیات فراوان از حاجیان در طول مسیر، و معطل کردن آنان به بهانه‌های گوناگون باعث می‌شد گاه عبور کاروان‌های حج از این مسیر، از سوی شاهان ایران ممنوع شود. در نامه‌ای که شاه عباس دوم به شریف مکه نوشت، به منع حاجیان برای عبور از راه بصره اشاره و بازگشایی راه حج وابسته به تعهد حاکم بصره و شریف مکه به برقراری امنیت در طول مسیر شده است.&amp;lt;ref&amp;gt;سفرنامه شاردن، ج2، ص616؛ نک: احیاء الملوک، ص479؛ مقالات تاریخی، دفتر11، ص62-68.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در دوران حکومت قاجار، راه عراق را بیشتر با عنوان راه نجد یا راه جبل می‌شناختند.&amp;lt;ref&amp;gt;نک: سفرنامه میرزا محمد حسین فراهانی، ص171؛ تذکرة الطریق، ص22؛ سفرنامه فرهاد میرزا، ص196.&amp;lt;/ref&amp;gt; از نیمه سده سیزدهم ق دولتی نیمه مستقل در سرزمین نجد یا جبل با نام آل‌رشید (۱۲۵۲–۱۳۴۰ق) تشکیل شد. آل‌رشید مسؤولیت حفظ امنیت راه جبل را بر عهده داشتند و در برابر از کاروان‌داران مالیات می‌گرفتند.&amp;lt;ref&amp;gt;خاطرات سرهارد فورد، ص13.&amp;lt;/ref&amp;gt; مسافران زیر نظر شخصی که از سوی او به عنوان امیرالحاج تعیین می‌شد، سفر می‌کردند.&amp;lt;ref&amp;gt;مقالات تاریخی، دفتر8، ص187.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== راه احساء ===&lt;br /&gt;
از دیگر راه‌های حاجیان ایرانی که از صحراهای شبه جزیره می‌گذشت، راه [[احساء]] یا لحساء بود. احساء یا لحساء، سرزمینی در جنوب غرب [[خلیج فارس]] و نام قدیم آن بحرین بود.&amp;lt;ref&amp;gt;احسن التقاسیم، ص93؛ معجم البلدان، ج1، ص112؛ جغرافیای تاریخی کشورهای اسلامی، ج1، ص234.&amp;lt;/ref&amp;gt; حاجیان ایرانی برای گذر از راه احساء معمولاً با عبور از عرض خلیج فارس، نخست به بحرین می‌رفتند و سپس با عبور از [[یمامه]] به حجاز می‌رسیدند. این راه از دیرباز مورد استفاده ایرانیان بوده است. سفر از راه خلیج فارس به بحرین و احساء در دوران صفویه رونقی بیشتر یافت و مورد استفاده برخی دانشوران شیعه ایرانی قرار گرفت.&amp;lt;ref&amp;gt;نک: تاریخ و سفرنامه حزین، ص243؛ تاریخ عالم‌آرای عباسی، ج1، ص156.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== راه شام ===&lt;br /&gt;
این راه از شهرهای شام آغاز می‌شد و با گذشتن از سرزمین‌های [[سوریه]] و اردن امروزی و منازلی چون بصری، کرک، معان، عقبه، ذات حج، و تبوک به مدینه و مکه می‌رسید.&amp;lt;ref&amp;gt;درباره راه شام، نک: الحقیقة و المجاز، ج3، ص387-411.&amp;lt;/ref&amp;gt; این راه معمولاً مسیر اصلی ایرانیان نبود؛ اما در برخی دوره‌ها بیشتر مورد استفاده ایرانیان قرار می‌گرفت. تا پیش از دوران صفویه، این راه یا از سوی افرادی که می‌خواستند در مسیر حج از [[بیت‌المقدس]] یا مصر دیدن کنند، استفاده می‌شد یا هنگامی که راه عراق به دلیل خطر هجوم راهزنان بسته بود. با قدرت یافتن حکومت عثمانی در عراق و آناتولی و شبه جزیره، راه عراق اهمیت خود را از دست داد و راه شام به عنوان مسیر اصلی حج از سوی دولت عثمانی مورد توجه قرار گرفت. از این دوران، معمولاً ایرانیان از دو راه به شام می‌رفتند. راه معمول، [[عراق]] و [[بغداد]] و سپس [[کرکوک]]، [[موصل]] و عرفه به [[حلب]] و [[دمشق]] بود. راه دیگر، شمال ایران و نخجوان و اردوباد و آناتولی و حلب و دمشق بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== راه دریایی جنوب ایران ===&lt;br /&gt;
راه دریایی جنوب ایران نیز از راه‌های قدیم بود که از دوران صفویه و در پی رواج کشتیرانی اروپاییان در اقیانوس هند، رونقی بیشتر یافت. برای عبور از این راه، حاجیان در بنادر جنوبی ایران مانند بندر کنگ و [[بوشهر]] به کشتی می‌نشستند و با گذر از خلیج فارس و دریای عمان و اقیانوس هند و جنوب شبه جزیره عربی، وارد دریای سرخ می‌شدند و به بندر جده می‌رفتند.&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ حج‌گزاری ایرانیان، ص192-194؛ مقالات تاریخی، دفتر8، ص183؛ وقایع السنین، ص557؛ تاریخ و سفرنامه حزین، ص241.&amp;lt;/ref&amp;gt; بهره‌وری از این راه در دوران قاجار بیشتر شد. در این دوران، افزون بر بهره‌وری از بنادر جنوب ایران، برخی از حاجیان نخست به عتبات می‌رفتند و پس از زیارت عتبات، از بصره به قصد جده سوار کشتی می‌شدند.&amp;lt;ref&amp;gt;نک: شرح زندگانی من، ج2، ص80؛ فارسنامه ناصری، ج1، ص27؛ روزنامه سفر حج، ص45-62.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
راهی دیگر که در اوایل دوران پهلوی استفاده می‌شد، مسیر زمینی از ایران به [[بمبئی]] و از آن‌جا با کشتی به سوی جده بود.&amp;lt;ref&amp;gt;میقات حج، ش54، ص1492، «حج‌گزاری در سال‌های آغازین انقلاب.&amp;lt;/ref&amp;gt; سفر دریایی در این دوران معمولاً با کشتی‌های اروپایی موجود در خلیج فارس انجام می‌شد.&amp;lt;ref&amp;gt;پنجاه سفرنامه، ج1، ص596؛ سفرنامه حاج ایاز خان قشقایی، ص66، 77؛ نک: خاطرات سفر مکه، ص62.&amp;lt;/ref&amp;gt;  راه طولانی دریایی که بیشتر با بیم از طوفان و غرق شدن می‌گذشت، برای حاجی دشوار بود.&amp;lt;ref&amp;gt;روزنامه سفر حج، ص57.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== راه استانبول ===&lt;br /&gt;
راه دیگر که تنها از دوران قاجاریه استفاده می‌شد، راه [[استانبول]] بود. ایرانیانی که این مسیر را انتخاب می‌کردند، معمولاً از شهرهای نیمه شمالی کشور به سوی انزلی راهی می‌شدند. در انزلی با کشتی به باکو می‌رفتند و از باکو به سوی باتوم یا یکی از دیگر بنادر دریای سیاه می‌رفتند. مسافرت در این مسیر پس از احداث راه‌آهن باکو تا باتوم بسیار رونق گرفت و مورد استفاده ایرانیان به ویژه ثروتمندان بود. مسافران معمولاً از باتوم با کشتی به استانبول می‌رفتند و از استانبول با کشتی به [[اسکندریه]] در مصر رهسپار می‌شدند و سپس در خاک مصر به بندر سوئز می‌رسیدند و با کشتی به سوی جده راهی می‌گشتند. کسانی که قصد داشتند نخست به [[مدینه]] بروند، در ینبع؛ و آنان که نخست به مکه می‌رفتند، در جده پیاده می‌شدند.&amp;lt;ref&amp;gt;سفرنامه فرهاد میرزا، ص19-127؛ سفرنامه میرزا محمد حسین فراهانی، ص57-158؛ سفرنامه امین الدوله، ص58-156؛ پنجاه سفرنامه، ج6، ص18؛ ج7، ص200.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== راه دریایی از بیروت ===&lt;br /&gt;
در دوران معاصر و پیش از رواج هواپیما، برای سفر به حج، راه دریایی بیروت مورد استفاده حاجیان ایرانی قرار می‌گرفت. در این مسیر، حاجیان ایرانی نخست از راه زمینی و با اتومبیل و قطار به عراق سفر و سپس بیروت سفر می‌کردند و با کشتی‌های اروپایی به جده راهی می‌شدند. بهره‌وری از راه دریایی بیروت تا مدت‌ها ادامه داشت و در دوران پهلوی اول، از راه‌های اصلی حاجیان ایرانی بود. در سال‌های پیش از جنگ جهانی دوم، سفیر ایران در جده برای حمل و نقل حاجیان ایرانی از بیروت به جده و بر عکس، با یک شرکت فرانسوی قراردادی امضا کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;روابط سیاسی ایران و عربستان، ص71.&amp;lt;/ref&amp;gt; به سال ۱۳۲۷ش؛ که پس از جنگ جهانی دوم نخستین بار حج ایرانیان به‌طور رسمی انجام شد، حدود دو هزار تن از جمعیت چهارده هزار نفری حاجیان ایرانی، از این راه به حج رفتند.&amp;lt;ref&amp;gt;میقات حج، ش51، ص170، 185، «خاطرات سرپرست حجاج در سفر سال 1327ش.».&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== گزارش‌ها از تاریخ حج‌گزاری ایرانیان ==&lt;br /&gt;
گزارش‌های تاریخی در حکومت‌های مختلف نشان دهنده اهمیت به حج در ادوار مختلف تاریخ ایران است. گزارش‌هایی در مورد حج در ادوار مختلف چنین آمده است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== حج‌گزاری قبل از حکومت مغول‌ها ===&lt;br /&gt;
قدیمی‌ترین گزارش‌ها حاکی از ارسال کاروان حج به مکه همراه با هدایایی از سوی شاهان سامانی است.&amp;lt;ref&amp;gt;ترجمه تاریخ یمینی، ص36.&amp;lt;/ref&amp;gt;درباره حج‌گزاری در دوران غزنویان نیز مهم‌ترین گزارش‌ها مربوط به سال ۴۱۲ق. است. در این سال، در حالی که حج ایرانیان چند سالی تعطیل شده بود، [[محمود غزنوی]] کاروانی بزرگ را همراه سپاهی برای محافظت از آن به [[حج]] فرستاد. سپس سفر حج ایرانیان از قلمرو غزنویان مدتی تعطیل بود تا این‌که به سال ۴۱۵ق. کاروانی دیگر از سوی غزنویان و با امارت حسنک وزیر به حج رفت.&amp;lt;ref&amp;gt;الکامل، ج9، ص325، 341؛ اتحاف الوری، ج2، ص447، 450-451.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گزارش شده در نیمه اول قرن پنجم کاروان حج عراق در برخی سالها تعطیل شده است&amp;lt;ref&amp;gt;الکامل، ج9، ص325، 356، 363، 370، 432؛ اتحاف الوری، ج2، ص444-457.&amp;lt;/ref&amp;gt; و این بدین معنا است که حاجیان ایرانی در این سال‌ها به حج نمی‌رفته‌اند و محمل عراق که منتظر ورود حاجیان ایرانی بوده، به دلیل گذشت زمان، از حج بازمی‌مانده است. ممکن است به خاطر تضعیف حکومت آل‌بویه و هجوم قبایل راهزن عرب در راه حج بوده باشد.&amp;lt;ref&amp;gt;نک: اتحاف الوری، ج2، ص428-433؛ تاریخ ایران در قرون نخستین اسلامی، ج1، ص185.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از دهه سوم سده پنجم ق. هجوم سلجوقیان به ایران، به عوامل ناامنی اوضاع درونی ایران افزوده شد. گویا به دلیل ناپایداری سیاسی در نخستین سال‌های قدرت این دولت، توقف [[کاروان حج]] تا سال ۴۵۶ق. ادامه یافت و در این سال نخستین کاروان حج به مکه راهی شد.&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ ابن خلدون، ج4، ص132؛ اتحاف الوری، ج2، ص470.&amp;lt;/ref&amp;gt; پس از آن کاروان حج عراق که شامل حاجیان ایرانی هم بود هر سال به حج اعزام می‌شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== حج‌گزاری در زمان مغول‌ها ===&lt;br /&gt;
با آغاز حمله مغول به شرق ایران (۶۱۶ق) گزارش‌هایی از قطع حرکت کاروان حاجیان از شهرهای ایران در سال‌های ۶۱۷ و ۶۱۸ق در دست است.&amp;lt;ref&amp;gt;اتحاف الوری، ج3، ص31-32؛ تاریخ مغول در ایران، ص28؛ تاریخ مغول، ص25.&amp;lt;/ref&amp;gt; با نفوذ مغول‌ها به مناطق ایران و آغاز هجوم آنان به بغداد، کاروان حج عراق نیز از رفتن به حج بازماند.&amp;lt;ref&amp;gt;اتحاف الوری، ج3، ص51-52، 55.&amp;lt;/ref&amp;gt; پس از هفت سال، با سرد شدن آتش نبردها، حرکت کاروان عراق به سال ۶۴۰ق. از سر گرفته شد.&amp;lt;ref&amp;gt;اتحاف الوری، ج3، ص59.&amp;lt;/ref&amp;gt; از این‌ که حضور ایرانیان در این سال‌ها در کاروان حج عراقی چه‌ اندازه بوده، آگاهی دقیق در دست نیست. به گزارش منابع تاریخ مکه، در دو دهه پایانی خلافت عباسی، در چندین سال، کاروان حج از عراق حرکت نکرد که عامل اصلی آن، نبردهای پراکنده با مغولان بود.&amp;lt;ref&amp;gt;شفاء الغرام، ج2، ص403-404.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فرمانروایان نخست ایلخان مسلمان نبودند و به حج توجهی نداشتند. با این حال، گزارش‌هایی از سفر حج ایرانیان در دوران ایلخانان غیر مسلمان نیز در دست است. &amp;lt;ref&amp;gt;العقد الثمین، ج1، ص192؛ اتحاف الوری، ج3، ص119-120؛ تحریر تاریخ وصاف، ص135.&amp;lt;/ref&amp;gt; با مسلمان شدن ایلخانان، حج‌گزاری ایرانیان رونقی بیشتر یافت. از راهی شدن کاروان حج در دوران احمد تکودار (حک: ۶۸۱–۶۸۳ق) نخستین ایلخان مسلمان گزارش‌هایی در دست است.&amp;lt;ref&amp;gt;تحریر تاریخ وصاف، ص69؛ تاریخ ایران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاریه، ص499.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در دوران غازان خان (حک: ۶۹۴–۷۰۳ق) دومین ایلخان مسلمان که کارهایی فراوان برای گسترش اسلام میان مغولان انجام داد، او کارهایی چون تکریم سادات مکه و فرستادن هدایایی برای کعبه و مکیان انجام داد و برای حفظ امنیت حج، امیر قتلغ شاه را امیرالحاج کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;تحریر تاریخ وصاف، ص215؛ دین و دولت در ایران عهد مغول، ج2، ص464.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حج‌گزاری ایرانیان در زمان مغولان در دوران حکومت ابوسعید (حک: ۷۱۶–۷۳۶ق) به اوج رونق رسید. &amp;lt;ref&amp;gt;اتحاف الوری، ج3، ص171، 181.&amp;lt;/ref&amp;gt; گزارش‌هایی از اهتمام ابوسعید ایلخان به امور حج، از جمله آراستن محمل عراق با گوهرهای گرانبها و حمایت از کاروان و حتی پرداخت خسارت وارد شده بر حاجیان بر اثر حمله دزدان، مورد توجه منابع قرار گرفته است.&amp;lt;ref&amp;gt;اتحاف الوری، ج3، ص167، 171.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== حج‌گزاری پس از مغولان ===&lt;br /&gt;
از سال ۷۴۰ق حدود یک سده عراق به دست آل‌جلایر (ق۸۳۶ق) افتاد. در این دوران، تجهیز کاروان عراق بر عهده حکومت آل‌جلایر بود. حرکت کاروان عراق در این دوران منظم نبود و درگیری آل‌جلایر با همسایگان و نیز مشکلات داخلی، حج را به تعطیلی می‌کشاند. در برخی از سال‌های حکومت جلایریان، کاروان عراقی از رونق فراوان برخوردار بود. از جمله در سال‌های سلطنت اویس جلایری (حک: ۷۵۷–۷۷۶ق) کاروان عراقی بسیار پر شمار و با شکوه بود. &amp;lt;ref&amp;gt;شفاء الغرام، ج2، ص422.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از میان رفتن حکومت جلایریان به دست قرایوسف قراقویونلو (حک: ۸۱۰–۸۱۲ق) به سال ۸۱۳ق. مدتی اعزام کاروان حج عراق را به تعطیلی کشاند.&amp;lt;ref&amp;gt;اتحاف الوری، ج3، ص482؛ تاریخ حبیب السیر، ج4، ص577؛ تاریخ ایران از آغاز تا انقراض سلسله قاجار، ص652-653.&amp;lt;/ref&amp;gt; اما از سال ۸۱۶ق. قرایوسف کاروان عراق را که ایرانیان نیز با آن همراه بودند، تجهیز کرد و به مکه فرستاد.&amp;lt;ref&amp;gt;اتحاف الوری، ج3، ص510؛ شفاء الغرام، ج2، ص431؛ درر الفوائد المنظمه، ص320.&amp;lt;/ref&amp;gt; از ۸۲۱ تا ۸۲۳ق. نبرد قرایوسف با شاهرخ تیموری و حاکم شام، باعث تعطیلی حج شد.&amp;lt;ref&amp;gt;شفاء الغرام، ج2، ص434-435؛ درر الفوائد المنظمه، ص321.&amp;lt;/ref&amp;gt; درگذشت قرایوسف به سال ۸۲۳ق. نیز حج را مدتی با تعطیلی روبه‌رو کرد. این تعطیلی تا سال ۸۳۱ق؛ که امیر حله حسین بن علی بن اویس کاروان عراق را تجهیز کرد، ادامه داشت.&amp;lt;ref&amp;gt;اتحاف الوری، ج3، ص574؛ ج4، ص23؛ درر الفوائد المنظمه، ص321-325.&amp;lt;/ref&amp;gt; از این هنگام تا دهه ۸۵۰ق؛ که گزارش‌هایی از حج محمل عراق به دستور احمد شاه پسر قرایوسف در دست است، خبری از حرکت کاروان عراق بازتاب نیافته است.&amp;lt;ref&amp;gt;درر الفوائد المنظمه، ص330-331.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حکومت تیموریان (۷۷۱–۹۱۳ق) در قسمتی از مرکز و شرق ایران که شماری از آنان مانند شاهرخ تیموری (حک: ۸۱۱–۸۵۰ق) به امور حج و [[حرمین]] اهتمام فراوان داشتند.&amp;lt;ref&amp;gt;اسناد و مکاتبات تاریخی ایران از تیمور تا شاه اسماعیل، ص146-148.&amp;lt;/ref&amp;gt; این گزارش از حرکت کاروان حاجیان شرق و مرکز ایران از راه شام حکایت دارد. کاروانی دیگر که در این دوران از ایران به حج راهی می‌شد، کاروان حاجیان شیرازی بود. نخستین گزارش از حضور این کاروان مربوط به سال ۷۵۸ق. در دوران حکومت آل‌مظفر (حک: ۷۱۳–۷۹۵ق) در [[شیراز]] و مناطق مرکزی ایران است.&amp;lt;ref&amp;gt;اتحاف الوری، ج3، ص272؛ درر الفوائد المنظمه، ص310؛ درباره حکومت آل مظفر، نک: تاریخ ایران کمبریج، دوره تیموریان، ص21-26.&amp;lt;/ref&amp;gt; مسیر حرکت این کاروان از راه [[احساء]] و [[قطیف]] بود.&amp;lt;ref&amp;gt;اتحاف الوری، ج3، ص272، 491، 500.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== صفویان ===&lt;br /&gt;
در دوران صفویه، اختلاف‌های سیاسی ایران و عثمانی، در حج‌گزاری ایرانیان اثر فراوان داشت. مسیر حج ایرانیان از سرزمین‌های زیر نظر دولت عثمانی می‌گذشت و سفر آنان به قلمرو دشمن، به ویژه هنگامی که آتش نبرد میان دو دولت برافروخته بود، با موانع و مشکلاتی روبه‌رو می‌شد. گزارش‌ها حاکی از تعطیلی حج به دلیل‌های سیاسی در برخی سال‌ها بوده است؛ از جمله به سال۱۰۴۷ق؛ که نبرد صفوی با عثمانی جریان داشت، ایرانیان به فرمان سلطان عثمانی مراد چهارم (حک: ۱۰۳۲–۱۰۴۹ق) از مکه اخراج و برای چند سال از حج‌گزاری بازداشته شدند.&amp;lt;ref&amp;gt;منائح الکرم، ج4، ص181-182.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[شاه عباس صفوی]] (حک: ۹۹۵–۱۰۳۸ق) که حج‌گزاری ایرانیان را عامل سرازیر شدن پول بسیار به کشور دشمن می‌دید، سفر حج را مدتی ممنوع کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;سفرنامه کروسینسکی، ص25؛ تاریخ منتظم ناصری، ج2، ص1037.&amp;lt;/ref&amp;gt; دولت عثمانی برای حفظ وجهه دینی خود به عنوان [[خادم حرمین]]، از ممنوع کردن حج ایرانیان پرهیز می‌کرد. اما با توجه به روابط ایران و عثمانی در این دوران، می‌توان حدس زد که حج‌گزاری ایرانیان در زمانی که دو دولت در نبرد بوده‌اند، متوقف یا سخت محدود بوده است. توقف حج ایرانیان و مشکلات آن‌ها را از نامه‌های دو دولت عثمانی و صفوی می‌توان دریافت. در این نامه‌ها به مشکلات حج ایرانیان و بسته بودن راه آنان اشاره و رسیدن به صلح برای آسایش حاجیان ضروری دانسته شده است.&amp;lt;ref&amp;gt;اسناد و مکاتبات سیاسی ایران از سال 1038 تا 1105، ص29؛ شاه طهماسب صفوی، ص203-237؛ نک: از شیخ صفی تا شاه صفی، ص213.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== قاجار ===&lt;br /&gt;
در دوران قاجار، کنسولگری ایران در جده افتتاح شد. با این‌که کنسول ایران در سامان‌دهی حاجیان ایرانی نقش داشته و برخی سفرنامه‌ها از خدمات این کنسولگری در حمایت از ایرانیان شیعه خبر داده‌اند،&amp;lt;ref&amp;gt;حدیث قافله‌ها، ص110.&amp;lt;/ref&amp;gt; بیشتر سفرنامه‌های قاجاری از رفتار کنسولگری با شهروندان ایرانی، به ویژه دریافت پول از حاجیان به بهانه‌های گوناگون، شکایت کرده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;پنجاه سفرنامه، ج7، ص263-264؛ ج5، ص403، 406.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== پهلوی ===&lt;br /&gt;
ممنوعیت حج از سوی دولت ایران تا سال ۱۳۰۷ش. ادامه یافت. در این مدت، حکومت ایران هنوز دولت سعودی را به رسمیت نشناخته بود. با وجود این، برخی ایرانیان از راه‌های غیررسمی به حج می‌رفتند و دولت ایران نیز در برخی سال‌ها سفر ایرانیان را از راه‌هایی جز راه عراق آزاد گذاشته بود. در برخی از این سال‌ها، شمار حاجیان به حدود سه هزار تن نیز می‌رسید.&amp;lt;ref&amp;gt;روابط سیاسی ایران و عربستان، ص58-59.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با آغاز جنگ جهانی دوم به سال ۱۹۴۵م. /۱۳۲۰ش؛ که با آغاز حکومت محمدرضا شاه پهلوی همراه شد، وضعیت منطقه سخت رو به وخامت رفت و سفر حج به ویژه از راه عراق بسیار خطرناک گشت. از این‌رو، مقام‌های ایران صدور گذرنامه حج را در سال ۱۳۲۱ش ممنوع کردند. با این حال، سفر حاجیان ایرانی به مکه و مدینه قطع نشد و به سال ۱۳۲۱ش. حدود ۱۶۰۰ تن و به سال ۱۳۲۲ش. حدود ۴۰۰۰ تن از حاجیان ایرانی از راه [[کویت]] و راه‌های دیگر به صورت غیرقانونی به حج رفتند. در این سال‌ها، به دلیل مشکلات مالی پدید آمده از جنگ جهانی، دولت ایران کنسولگری خود را در جده تعطیل کرد و دولت عربستان نیز به دلیل همین مشکلات، امکانات سازمان‌دهی حاجیان را نداشت.&amp;lt;ref&amp;gt;اسناد روابط ایران و عربستان، ص99-100؛ روزنامه خاطرات عین السلطنه، ج10، ص8017، 9 802.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== انقلاب اسلامی ===&lt;br /&gt;
حج‌گزاری ایرانیان پس از انقلاب، بیش از هر چیز زیر تأثیر روابط سیاسی پر نوسان ایران و عربستان قرار گرفت. در همان سال‌های نخست انقلاب اسلامی ایران، با این‌ که دو دولت موضع دشمنانه آشکاری در برابر هم نداشتند،&amp;lt;ref&amp;gt;مروری بر روابط ایران و عربستان، ص21-22.&amp;lt;/ref&amp;gt; اختلاف‌های سیاسی ایران و عربستان در دوران جنگ تحمیلی عراق بر ضد ایران، به دلیل حمایت عربستان از [[عراق]] بیشتر شد.&amp;lt;ref&amp;gt;مروری بر روابط ایران و عربستان، ص31-32.&amp;lt;/ref&amp;gt; اوج اختلاف دو کشور که به سال ۱۳۶۶ش. به قطع روابط سیاسی آن دو به مدت سه سال انجامید، به دلیل برگزاری مراسم برائت از مشرکین از جانب حاجیان ایرانی در موسم حج بود. حج‌گزاری ایرانیان در سال ۱۳۷۰ از سر گرفته شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== فاجعه منا ====&lt;br /&gt;
فاجعه منا، حادثه‌ای مرگبار در حج تمتع که ۲ مهر ۱۳۹۴ش، روی داد.&amp;lt;ref&amp;gt;روایتی نزدیک از اتفاقات خیابان ۲۰۴ منا، خبرگزاری ایسنا.&amp;lt;/ref&amp;gt; مقامات دولت عربستان پس از حدود سه هفته از حادثه، تعداد رسمی جان‌باختگان را ۷۴۷۷ نفر اعلام کردند.&amp;lt;ref&amp;gt;آمار قابل تامل وزارت بهداشت عربستان از تعداد جان‌باختگان فاجعه منا، خبرگزاری میزان.&amp;lt;/ref&amp;gt; بر اساس آخرین آمارهای منتشر شده از سوی کشورهای آسیب‌دیده، جمهوری اسلامی ایران با ۴۶۴ کشته، بیشترین تلفات را در این فاجعه متحمل شده است.&amp;lt;ref&amp;gt;آمار کشته‌های کشورها در منا، خبرگزاری ایسنا.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
[[رده:مقاله‌های در حال ویرایش]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Rezashams</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikihaj.com/index.php?title=%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1:Rezashams/%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87_%D8%AA%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%86&amp;diff=67816</id>
		<title>کاربر:Rezashams/صفحه تمرین</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikihaj.com/index.php?title=%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1:Rezashams/%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87_%D8%AA%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%86&amp;diff=67816"/>
		<updated>2026-05-20T08:53:31Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Rezashams: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{در دست ویرایش|ماه=[[اردیبهشت]]|روز=[[26]]|سال=[[۱۴۰۵]]|کاربر=Rezashams}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== شیوه حج ایرانیان ==&lt;br /&gt;
سفر حج ایرانیان تا پیش از رواج وسایل حمل و نقل جدید، در قالب کاروان‌های محلی صورت می‌گرفت. در این کاروان‌ها، معمولاً شماری از اهالی یک شهر و روستا گرد می‌آمدند و به راهنمایی یک ساربان و قافله‌دار که به آن «حمله‌دار» گفته می‌شد، به سوی سرزمین حجاز راهی می‌شدند. حمله‌داران کسانی بودند که به سازمان‌دهی کاروان‌های حج در شهرهای ایران می‌پرداختند و راهنمایی حاجیان، تهیه محل اسکان، فراهم نمودن مرکب، و مذاکره و ارتباط با امیران و حاکمان محلی را در برابر پولی که از حاجیان می‌گرفتند، بر عهده داشتند.&amp;lt;ref&amp;gt;نک: مقالات تاریخی، دفتر9، ص16-17؛ لغت‌نامه، ج6، ص8084، «حمل‌دار.&amp;lt;/ref&amp;gt; گاه نیز یک کاروان حج تنها از برخی دوستان و بستگان و با اسباب سفر محدود تشکیل می‌شد.&amp;lt;ref&amp;gt;نک: حیات یحیی، ج1، ص68.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرکب اصلی سفر در کاروان حج به ویژه در صحراهای شبه جزیره عربی شتر بود. کاروانیان معمولاً شتر را از شترداران (جمّال‌ها) اجاره می‌کردند. کسانی که پولی بیشتر داشتند، بر کجاوه می‌نشستند. معمولاً هر فرد یک شتر برای آب و یک شتر برای بار کرایه می‌کرد. برخی حاجیان نیز به صورت پیاده و بدون شتر سفر می‌نمودند؛ چنان‌که در سفرنامه‌های دوران قاجار آمده است. افزون بر کاروان‌دار و شتردار، عکام‌ها که خدمت‌گزاران حاجیان بودند، آنان را در برابر گرفتن پولی همراهی می‌کردند و برخی کارها را از جمله گذاردن بار بر شتر، گردآوری هیزم برای آتش، گرفتن افسار شتر، گردآوری آب در منازل سفر، پختن نان و… بر عهده داشتند.&amp;lt;ref&amp;gt;روزنامه خاطرات عین السلطنه، ج2، ص1509؛ سفرنامه فرهاد میرزا، ص160؛ حدیث قافله‌ها، ص202؛ به سوی‌ام القری، ص241، 279؛ پنجاه سفرنامه، ج5، ص436.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گاه سامان‌دهی کاروان حج زیر نظر حکمرانان انجام می‌شد که گزارش‌های آن در کتاب‌های تاریخ آمده است. مردم از شهرها و روستاهای پیرامون به این کاروان می‌پیوستند یا با رسیدن کاروان به هر یک از شهرها، دلبستگان حج با آن همراه می‌شدند. این کاروان‌ها معمولاً با نظامیانی همراهی می‌شد تا در برابر راهزنان از حاجیان محافظت کنند. در کاروان‌های دولتی، معمولاً فردی به عنوان امیرالحاج که از بزرگان حکومت بود، انتخاب می‌شد.&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ بیهقی، ج3، ص1151؛ احسن التواریخ، ج2، ص748؛ روضات الجنات، ج1، ص513-516؛ سفرنامه منظوم حج، ص45.&amp;lt;/ref&amp;gt; پادشاهان چون تصمیم به آماده‌سازی و راهی کردن کاروان حج می‌گرفتند، جارچیان را به سراسر مملکت می‌فرستادند و اعلان می‌کردند که پادشاه قصد دارد کاروان حج را با ساز و برگ راهی حجاز کند و هرکس می‌خواهد، می‌تواند خود را آماده سفر نماید. منشیان نیز نامه‌هایی به والیان شهرها می‌فرستادند و این موضوع را خبر می‌دادند.&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ عالم‌آرای امینی، ص222-223.&amp;lt;/ref&amp;gt; معمولاً این‌گونه دستورها با این وعده همراه بود که به فرمان پادشاه، والیان و راهداران از حاجیان هیچ مالیات و باج و خراج نخواهند گرفت.&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ عالم‌آرای امینی، ص222-224.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==راه‌های حج ایرانیان==&lt;br /&gt;
{{اصلی|راه‌های حج ایرانیان}}امروزه سفر حج ایرانیان تنها از راه هواپیما و با پروازهای مستقیم از ایران به شهرهای عربستان صورت می‌گیرد. راه هوایی از سال ۱۳۲۸ش به راه‌های حج ایرانیان افزوده شد. در سال‌های آغازین، مسیر هوایی میان ایران تا جده به‌طور مستقیم وجود نداشت و حاجیان یا از راه زمینی یا با هواپیما از [[تهران]] به بغداد، بصره، بیروت یا شهرهای [[اردن]] و سوریه می‌رفتند و از فرودگاه این شهرها راهی جده می‌شدند.&amp;lt;ref&amp;gt;مجله خاطرات وحید، ش7، اردیبهشت1351، ص38، «مقدمات عزیمت به مکه.&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;خاطرات زیارت خانه خدا، ص35، 39؛ خاطرات سفر حج، ص12؛ به سوی خدا می‌رویم، ص105، 113؛ سفرنامه حج و راهنمای حاج، ص9.&amp;lt;/ref&amp;gt; در سال ۱۳۲۷ش. حدود ۶۰۰ تن از ایرانیان با هواپیما به مکه رفتند.&amp;lt;ref&amp;gt;میقات حج، ش51، ص170، 185.&amp;lt;/ref&amp;gt; راه هوایی به تدریج رونق گرفت و پس از چندی پرواز مستقیم از ایران به جده برقرار و این راه به مسیر اصلی حج ایرانیان تبدیل شد و حج‌گزاری از راه زمینی ممنوع گشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== راه عراق ===&lt;br /&gt;
کهن‌ترین و مهم‌ترین راه حج ایرانیان،  مسافران کاروان عراق در این راه که در طول تاریخ با عناوینی مانند [[درب زبیده]]، راه کوفه، راه نجد و راه جبل شناخته شده،&amp;lt;ref&amp;gt;نک: الکامل، ج8، ص147؛ درب زبیده، ص65؛ نک: فارسنامه ناصری، ج1، ص710؛ سفرنامه میرزا محمد حسین فراهانی، ص171.&amp;lt;/ref&amp;gt; از بغداد به کوفه و از آن‌جا به جنوب عراق می‌رفتند و با عبور از صحرای نفود و نجد و گذر از منازلی مانند قادسیه، عذیب، مغیثه، زباله، ثعلبیه، فید، حاجر و معدن النقره به حجاز می‌رسیدند و به مدینه یا مکه می‌رفتند.&amp;lt;ref&amp;gt;المناسک، ص269-356؛ المسالک و الممالک، ص125-127؛ البلدان، ص150؛ رحلة ابن جبیر، ص162-163.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
راه دیگر که از عراق به مکه می‌رفت، راه [[بصره]] بود که از بصره آغاز می‌شد و در معدن النقره به راه کوفه می‌پیوست.&amp;lt;ref&amp;gt;المسالک و الممالک، ص146-147؛ احسن التقاسیم، ج1، ص361؛ الخراج، ص84؛ جغرافیای حافظ ابرو، ج1، ص232.&amp;lt;/ref&amp;gt; راه عراق برای حاجی ایرانی کوتاه‌ترین راه بود؛ اما به دلیل وضعیت بد آب و هوایی و خطر همیشگی حمله راهزنان، بدترین راه حج نیز به شمار می‌رفت. در بیابان‌های راه مکه، تهیه آب تنها از چاه‌ها و برکه‌های محدود و شناخته شده‌ای میسر بود که میزان آب آن‌ها همیشه به یک‌اندازه نبود و بعضی سال‌ها کاروانیان را به دشواری می‌انداخت. نبود آب و وقوع طوفان در برخی سال‌ها باعث توقف کاروان حج یا کشته شدن بسیاری از حاجیان می‌شد.&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ طبری، ج8، ص150؛ ج9، ص150، 501؛ ج10، ص139؛ الکامل، ج7، ص34؛ ج9، ص205؛ درب زبیده، ص99-100.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از تشکیل دولت صفوی در ایران و فراگیری مذهب تشیع در این سرزمین، راه عراق به دلیل وجود مزارهای [[امامان شیعه]] در عتبات برای ایرانیان اهمیتی بیشتر یافت. در این دوران، راه عراق در سرزمین‌های زیر سلطه دولت عثمانی قرار داشت. حکومت عثمانی بر سرزمین‌های جنوب عراق نظارت کامل نداشت و این سرزمین‌ها معمولاً شاهد قدرت یافتن قبایل عرب بود. ناامنی، گرفتن مالیات فراوان از حاجیان در طول مسیر، و معطل کردن آنان به بهانه‌های گوناگون باعث می‌شد گاه عبور کاروان‌های حج از این مسیر، از سوی شاهان ایران ممنوع شود. در نامه‌ای که شاه عباس دوم به شریف مکه نوشت، به منع حاجیان برای عبور از راه بصره اشاره و بازگشایی راه حج وابسته به تعهد حاکم بصره و شریف مکه به برقراری امنیت در طول مسیر شده است.&amp;lt;ref&amp;gt;سفرنامه شاردن، ج2، ص616؛ نک: احیاء الملوک، ص479؛ مقالات تاریخی، دفتر11، ص62-68.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در دوران حکومت قاجار، راه عراق را بیشتر با عنوان راه نجد یا راه جبل می‌شناختند.&amp;lt;ref&amp;gt;نک: سفرنامه میرزا محمد حسین فراهانی، ص171؛ تذکرة الطریق، ص22؛ سفرنامه فرهاد میرزا، ص196.&amp;lt;/ref&amp;gt; از نیمه سده سیزدهم ق دولتی نیمه مستقل در سرزمین نجد یا جبل با نام آل‌رشید (۱۲۵۲–۱۳۴۰ق) تشکیل شد. آل‌رشید مسؤولیت حفظ امنیت راه جبل را بر عهده داشتند و در برابر از کاروان‌داران مالیات می‌گرفتند.&amp;lt;ref&amp;gt;خاطرات سرهارد فورد، ص13.&amp;lt;/ref&amp;gt; مسافران زیر نظر شخصی که از سوی او به عنوان امیرالحاج تعیین می‌شد، سفر می‌کردند.&amp;lt;ref&amp;gt;مقالات تاریخی، دفتر8، ص187.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== راه احساء ===&lt;br /&gt;
از دیگر راه‌های حاجیان ایرانی که از صحراهای شبه جزیره می‌گذشت، راه [[احساء]] یا لحساء بود. احساء یا لحساء، سرزمینی در جنوب غرب [[خلیج فارس]] و نام قدیم آن بحرین بود.&amp;lt;ref&amp;gt;احسن التقاسیم، ص93؛ معجم البلدان، ج1، ص112؛ جغرافیای تاریخی کشورهای اسلامی، ج1، ص234.&amp;lt;/ref&amp;gt; حاجیان ایرانی برای گذر از راه احساء معمولاً با عبور از عرض خلیج فارس، نخست به بحرین می‌رفتند و سپس با عبور از [[یمامه]] به حجاز می‌رسیدند. این راه از دیرباز مورد استفاده ایرانیان بوده است. سفر از راه خلیج فارس به بحرین و احساء در دوران صفویه رونقی بیشتر یافت و مورد استفاده برخی دانشوران شیعه ایرانی قرار گرفت.&amp;lt;ref&amp;gt;نک: تاریخ و سفرنامه حزین، ص243؛ تاریخ عالم‌آرای عباسی، ج1، ص156.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== راه شام ===&lt;br /&gt;
این راه از شهرهای شام آغاز می‌شد و با گذشتن از سرزمین‌های [[سوریه]] و اردن امروزی و منازلی چون بصری، کرک، معان، عقبه، ذات حج، و تبوک به مدینه و مکه می‌رسید.&amp;lt;ref&amp;gt;درباره راه شام، نک: الحقیقة و المجاز، ج3، ص387-411.&amp;lt;/ref&amp;gt; این راه معمولاً مسیر اصلی ایرانیان نبود؛ اما در برخی دوره‌ها بیشتر مورد استفاده ایرانیان قرار می‌گرفت. تا پیش از دوران صفویه، این راه یا از سوی افرادی که می‌خواستند در مسیر حج از [[بیت‌المقدس]] یا مصر دیدن کنند، استفاده می‌شد یا هنگامی که راه عراق به دلیل خطر هجوم راهزنان بسته بود. با قدرت یافتن حکومت عثمانی در عراق و آناتولی و شبه جزیره، راه عراق اهمیت خود را از دست داد و راه شام به عنوان مسیر اصلی حج از سوی دولت عثمانی مورد توجه قرار گرفت. از این دوران، معمولاً ایرانیان از دو راه به شام می‌رفتند. راه معمول، [[عراق]] و [[بغداد]] و سپس [[کرکوک]]، [[موصل]] و عرفه به [[حلب]] و [[دمشق]] بود. راه دیگر، شمال ایران و نخجوان و اردوباد و آناتولی و حلب و دمشق بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== راه دریایی جنوب ایران ===&lt;br /&gt;
راه دریایی جنوب ایران نیز از راه‌های قدیم بود که از دوران صفویه و در پی رواج کشتیرانی اروپاییان در اقیانوس هند، رونقی بیشتر یافت. برای عبور از این راه، حاجیان در بنادر جنوبی ایران مانند بندر کنگ و [[بوشهر]] به کشتی می‌نشستند و با گذر از خلیج فارس و دریای عمان و اقیانوس هند و جنوب شبه جزیره عربی، وارد دریای سرخ می‌شدند و به بندر جده می‌رفتند.&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ حج‌گزاری ایرانیان، ص192-194؛ مقالات تاریخی، دفتر8، ص183؛ وقایع السنین، ص557؛ تاریخ و سفرنامه حزین، ص241.&amp;lt;/ref&amp;gt; بهره‌وری از این راه در دوران قاجار بیشتر شد. در این دوران، افزون بر بهره‌وری از بنادر جنوب ایران، برخی از حاجیان نخست به عتبات می‌رفتند و پس از زیارت عتبات، از بصره به قصد جده سوار کشتی می‌شدند.&amp;lt;ref&amp;gt;نک: شرح زندگانی من، ج2، ص80؛ فارسنامه ناصری، ج1، ص27؛ روزنامه سفر حج، ص45-62.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
راهی دیگر که در اوایل دوران پهلوی استفاده می‌شد، مسیر زمینی از ایران به [[بمبئی]] و از آن‌جا با کشتی به سوی جده بود.&amp;lt;ref&amp;gt;میقات حج، ش54، ص1492، «حج‌گزاری در سال‌های آغازین انقلاب.&amp;lt;/ref&amp;gt; سفر دریایی در این دوران معمولاً با کشتی‌های اروپایی موجود در خلیج فارس انجام می‌شد.&amp;lt;ref&amp;gt;پنجاه سفرنامه، ج1، ص596؛ سفرنامه حاج ایاز خان قشقایی، ص66، 77؛ نک: خاطرات سفر مکه، ص62.&amp;lt;/ref&amp;gt;  راه طولانی دریایی که بیشتر با بیم از طوفان و غرق شدن می‌گذشت، برای حاجی دشوار بود.&amp;lt;ref&amp;gt;روزنامه سفر حج، ص57.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== راه استانبول ===&lt;br /&gt;
راه دیگر که تنها از دوران قاجاریه استفاده می‌شد، راه [[استانبول]] بود. ایرانیانی که این مسیر را انتخاب می‌کردند، معمولاً از شهرهای نیمه شمالی کشور به سوی انزلی راهی می‌شدند. در انزلی با کشتی به باکو می‌رفتند و از باکو به سوی باتوم یا یکی از دیگر بنادر دریای سیاه می‌رفتند. مسافرت در این مسیر پس از احداث راه‌آهن باکو تا باتوم بسیار رونق گرفت و مورد استفاده ایرانیان به ویژه ثروتمندان بود. مسافران معمولاً از باتوم با کشتی به استانبول می‌رفتند و از استانبول با کشتی به [[اسکندریه]] در مصر رهسپار می‌شدند و سپس در خاک مصر به بندر سوئز می‌رسیدند و با کشتی به سوی جده راهی می‌گشتند. کسانی که قصد داشتند نخست به [[مدینه]] بروند، در ینبع؛ و آنان که نخست به مکه می‌رفتند، در جده پیاده می‌شدند.&amp;lt;ref&amp;gt;سفرنامه فرهاد میرزا، ص19-127؛ سفرنامه میرزا محمد حسین فراهانی، ص57-158؛ سفرنامه امین الدوله، ص58-156؛ پنجاه سفرنامه، ج6، ص18؛ ج7، ص200.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== راه دریایی از بیروت ===&lt;br /&gt;
در دوران معاصر و پیش از رواج هواپیما، برای سفر به حج، راه دریایی بیروت مورد استفاده حاجیان ایرانی قرار می‌گرفت. در این مسیر، حاجیان ایرانی نخست از راه زمینی و با اتومبیل و قطار به عراق سفر و سپس بیروت سفر می‌کردند و با کشتی‌های اروپایی به جده راهی می‌شدند. بهره‌وری از راه دریایی بیروت تا مدت‌ها ادامه داشت و در دوران پهلوی اول، از راه‌های اصلی حاجیان ایرانی بود. در سال‌های پیش از جنگ جهانی دوم، سفیر ایران در جده برای حمل و نقل حاجیان ایرانی از بیروت به جده و بر عکس، با یک شرکت فرانسوی قراردادی امضا کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;روابط سیاسی ایران و عربستان، ص71.&amp;lt;/ref&amp;gt; به سال ۱۳۲۷ش؛ که پس از جنگ جهانی دوم نخستین بار حج ایرانیان به‌طور رسمی انجام شد، حدود دو هزار تن از جمعیت چهارده هزار نفری حاجیان ایرانی، از این راه به حج رفتند.&amp;lt;ref&amp;gt;میقات حج، ش51، ص170، 185، «خاطرات سرپرست حجاج در سفر سال 1327ش.».&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== گزارش‌ها از تاریخ حج‌گزاری ایرانیان ==&lt;br /&gt;
گزارش‌های تاریخی در حکومت‌های مختلف نشان دهنده اهمیت به حج در ادوار مختلف تاریخ ایران است. گزارش‌هایی در مورد حج در ادوار مختلف چنین آمده است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== حج‌گزاری قبل از حکومت مغول‌ها ===&lt;br /&gt;
قدیمی‌ترین گزارش‌ها حاکی از ارسال کاروان حج به مکه همراه با هدایایی از سوی شاهان سامانی است.&amp;lt;ref&amp;gt;ترجمه تاریخ یمینی، ص36.&amp;lt;/ref&amp;gt;درباره حج‌گزاری در دوران غزنویان نیز مهم‌ترین گزارش‌ها مربوط به سال ۴۱۲ق. است. در این سال، در حالی که حج ایرانیان چند سالی تعطیل شده بود، [[محمود غزنوی]] کاروانی بزرگ را همراه سپاهی برای محافظت از آن به [[حج]] فرستاد. سپس سفر حج ایرانیان از قلمرو غزنویان مدتی تعطیل بود تا این‌که به سال ۴۱۵ق. کاروانی دیگر از سوی غزنویان و با امارت حسنک وزیر به حج رفت.&amp;lt;ref&amp;gt;الکامل، ج9، ص325، 341؛ اتحاف الوری، ج2، ص447، 450-451.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گزارش شده در نیمه اول قرن پنجم کاروان حج عراق در برخی سالها تعطیل شده است&amp;lt;ref&amp;gt;الکامل، ج9، ص325، 356، 363، 370، 432؛ اتحاف الوری، ج2، ص444-457.&amp;lt;/ref&amp;gt; و این بدین معنا است که حاجیان ایرانی در این سال‌ها به حج نمی‌رفته‌اند و محمل عراق که منتظر ورود حاجیان ایرانی بوده، به دلیل گذشت زمان، از حج بازمی‌مانده است. ممکن است به خاطر تضعیف حکومت آل‌بویه و هجوم قبایل راهزن عرب در راه حج بوده باشد.&amp;lt;ref&amp;gt;نک: اتحاف الوری، ج2، ص428-433؛ تاریخ ایران در قرون نخستین اسلامی، ج1، ص185.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از دهه سوم سده پنجم ق. هجوم سلجوقیان به ایران، به عوامل ناامنی اوضاع درونی ایران افزوده شد. گویا به دلیل ناپایداری سیاسی در نخستین سال‌های قدرت این دولت، توقف [[کاروان حج]] تا سال ۴۵۶ق. ادامه یافت و در این سال نخستین کاروان حج به مکه راهی شد.&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ ابن خلدون، ج4، ص132؛ اتحاف الوری، ج2، ص470.&amp;lt;/ref&amp;gt; پس از آن کاروان حج عراق که شامل حاجیان ایرانی هم بود هر سال به حج اعزام می‌شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== حج‌گزاری در زمان مغول‌ها ===&lt;br /&gt;
با آغاز حمله مغول به شرق ایران (۶۱۶ق) گزارش‌هایی از قطع حرکت کاروان حاجیان از شهرهای ایران در سال‌های ۶۱۷ و ۶۱۸ق در دست است.&amp;lt;ref&amp;gt;اتحاف الوری، ج3، ص31-32؛ تاریخ مغول در ایران، ص28؛ تاریخ مغول، ص25.&amp;lt;/ref&amp;gt; با نفوذ مغول‌ها به مناطق ایران و آغاز هجوم آنان به بغداد، کاروان حج عراق نیز از رفتن به حج بازماند.&amp;lt;ref&amp;gt;اتحاف الوری، ج3، ص51-52، 55.&amp;lt;/ref&amp;gt; پس از هفت سال، با سرد شدن آتش نبردها، حرکت کاروان عراق به سال ۶۴۰ق. از سر گرفته شد.&amp;lt;ref&amp;gt;اتحاف الوری، ج3، ص59.&amp;lt;/ref&amp;gt; از این‌ که حضور ایرانیان در این سال‌ها در کاروان حج عراقی چه‌ اندازه بوده، آگاهی دقیق در دست نیست. به گزارش منابع تاریخ مکه، در دو دهه پایانی خلافت عباسی، در چندین سال، کاروان حج از عراق حرکت نکرد که عامل اصلی آن، نبردهای پراکنده با مغولان بود.&amp;lt;ref&amp;gt;شفاء الغرام، ج2، ص403-404.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فرمانروایان نخست ایلخان مسلمان نبودند و به حج توجهی نداشتند. با این حال، گزارش‌هایی از سفر حج ایرانیان در دوران ایلخانان غیر مسلمان نیز در دست است. &amp;lt;ref&amp;gt;العقد الثمین، ج1، ص192؛ اتحاف الوری، ج3، ص119-120؛ تحریر تاریخ وصاف، ص135.&amp;lt;/ref&amp;gt; با مسلمان شدن ایلخانان، حج‌گزاری ایرانیان رونقی بیشتر یافت. از راهی شدن کاروان حج در دوران احمد تکودار (حک: ۶۸۱–۶۸۳ق) نخستین ایلخان مسلمان گزارش‌هایی در دست است.&amp;lt;ref&amp;gt;تحریر تاریخ وصاف، ص69؛ تاریخ ایران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاریه، ص499.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در دوران غازان خان (حک: ۶۹۴–۷۰۳ق) دومین ایلخان مسلمان که کارهایی فراوان برای گسترش اسلام میان مغولان انجام داد، او کارهایی چون تکریم سادات مکه و فرستادن هدایایی برای کعبه و مکیان انجام داد و برای حفظ امنیت حج، امیر قتلغ شاه را امیرالحاج کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;تحریر تاریخ وصاف، ص215؛ دین و دولت در ایران عهد مغول، ج2، ص464.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حج‌گزاری ایرانیان در زمان مغولان در دوران حکومت ابوسعید (حک: ۷۱۶–۷۳۶ق) به اوج رونق رسید. &amp;lt;ref&amp;gt;اتحاف الوری، ج3، ص171، 181.&amp;lt;/ref&amp;gt; گزارش‌هایی از اهتمام ابوسعید ایلخان به امور حج، از جمله آراستن محمل عراق با گوهرهای گرانبها و حمایت از کاروان و حتی پرداخت خسارت وارد شده بر حاجیان بر اثر حمله دزدان، مورد توجه منابع قرار گرفته است.&amp;lt;ref&amp;gt;اتحاف الوری، ج3، ص167، 171.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== حج‌گزاری پس از مغولان ===&lt;br /&gt;
از سال ۷۴۰ق حدود یک سده عراق به دست آل‌جلایر (ق۸۳۶ق) افتاد. در این دوران، تجهیز کاروان عراق بر عهده حکومت آل‌جلایر بود. حرکت کاروان عراق در این دوران منظم نبود و درگیری آل‌جلایر با همسایگان و نیز مشکلات داخلی، حج را به تعطیلی می‌کشاند. در برخی از سال‌های حکومت جلایریان، کاروان عراقی از رونق فراوان برخوردار بود. از جمله در سال‌های سلطنت اویس جلایری (حک: ۷۵۷–۷۷۶ق) کاروان عراقی بسیار پر شمار و با شکوه بود. &amp;lt;ref&amp;gt;شفاء الغرام، ج2، ص422.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از میان رفتن حکومت جلایریان به دست قرایوسف قراقویونلو (حک: ۸۱۰–۸۱۲ق) به سال ۸۱۳ق. مدتی اعزام کاروان حج عراق را به تعطیلی کشاند.&amp;lt;ref&amp;gt;اتحاف الوری، ج3، ص482؛ تاریخ حبیب السیر، ج4، ص577؛ تاریخ ایران از آغاز تا انقراض سلسله قاجار، ص652-653.&amp;lt;/ref&amp;gt; اما از سال ۸۱۶ق. قرایوسف کاروان عراق را که ایرانیان نیز با آن همراه بودند، تجهیز کرد و به مکه فرستاد.&amp;lt;ref&amp;gt;اتحاف الوری، ج3، ص510؛ شفاء الغرام، ج2، ص431؛ درر الفوائد المنظمه، ص320.&amp;lt;/ref&amp;gt; از ۸۲۱ تا ۸۲۳ق. نبرد قرایوسف با شاهرخ تیموری و حاکم شام، باعث تعطیلی حج شد.&amp;lt;ref&amp;gt;شفاء الغرام، ج2، ص434-435؛ درر الفوائد المنظمه، ص321.&amp;lt;/ref&amp;gt; درگذشت قرایوسف به سال ۸۲۳ق. نیز حج را مدتی با تعطیلی روبه‌رو کرد. این تعطیلی تا سال ۸۳۱ق؛ که امیر حله حسین بن علی بن اویس کاروان عراق را تجهیز کرد، ادامه داشت.&amp;lt;ref&amp;gt;اتحاف الوری، ج3، ص574؛ ج4، ص23؛ درر الفوائد المنظمه، ص321-325.&amp;lt;/ref&amp;gt; از این هنگام تا دهه ۸۵۰ق؛ که گزارش‌هایی از حج محمل عراق به دستور احمد شاه پسر قرایوسف در دست است، خبری از حرکت کاروان عراق بازتاب نیافته است.&amp;lt;ref&amp;gt;درر الفوائد المنظمه، ص330-331.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حکومت تیموریان (۷۷۱–۹۱۳ق) در قسمتی از مرکز و شرق ایران که شماری از آنان مانند شاهرخ تیموری (حک: ۸۱۱–۸۵۰ق) به امور حج و [[حرمین]] اهتمام فراوان داشتند.&amp;lt;ref&amp;gt;اسناد و مکاتبات تاریخی ایران از تیمور تا شاه اسماعیل، ص146-148.&amp;lt;/ref&amp;gt; این گزارش از حرکت کاروان حاجیان شرق و مرکز ایران از راه شام حکایت دارد. کاروانی دیگر که در این دوران از ایران به حج راهی می‌شد، کاروان حاجیان شیرازی بود. نخستین گزارش از حضور این کاروان مربوط به سال ۷۵۸ق. در دوران حکومت آل‌مظفر (حک: ۷۱۳–۷۹۵ق) در [[شیراز]] و مناطق مرکزی ایران است.&amp;lt;ref&amp;gt;اتحاف الوری، ج3، ص272؛ درر الفوائد المنظمه، ص310؛ درباره حکومت آل مظفر، نک: تاریخ ایران کمبریج، دوره تیموریان، ص21-26.&amp;lt;/ref&amp;gt; مسیر حرکت این کاروان از راه [[احساء]] و [[قطیف]] بود.&amp;lt;ref&amp;gt;اتحاف الوری، ج3، ص272، 491، 500.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== صفویان ===&lt;br /&gt;
در دوران صفویه، اختلاف‌های سیاسی ایران و عثمانی، در حج‌گزاری ایرانیان اثر فراوان داشت. مسیر حج ایرانیان از سرزمین‌های زیر نظر دولت عثمانی می‌گذشت و سفر آنان به قلمرو دشمن، به ویژه هنگامی که آتش نبرد میان دو دولت برافروخته بود، با موانع و مشکلاتی روبه‌رو می‌شد. گزارش‌ها حاکی از تعطیلی حج به دلیل‌های سیاسی در برخی سال‌ها بوده است؛ از جمله به سال۱۰۴۷ق؛ که نبرد صفوی با عثمانی جریان داشت، ایرانیان به فرمان سلطان عثمانی مراد چهارم (حک: ۱۰۳۲–۱۰۴۹ق) از مکه اخراج و برای چند سال از حج‌گزاری بازداشته شدند.&amp;lt;ref&amp;gt;منائح الکرم، ج4، ص181-182.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[شاه عباس صفوی]] (حک: ۹۹۵–۱۰۳۸ق) که حج‌گزاری ایرانیان را عامل سرازیر شدن پول بسیار به کشور دشمن می‌دید، سفر حج را مدتی ممنوع کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;سفرنامه کروسینسکی، ص25؛ تاریخ منتظم ناصری، ج2، ص1037.&amp;lt;/ref&amp;gt; دولت عثمانی برای حفظ وجهه دینی خود به عنوان [[خادم حرمین]]، از ممنوع کردن حج ایرانیان پرهیز می‌کرد. اما با توجه به روابط ایران و عثمانی در این دوران، می‌توان حدس زد که حج‌گزاری ایرانیان در زمانی که دو دولت در نبرد بوده‌اند، متوقف یا سخت محدود بوده است. توقف حج ایرانیان و مشکلات آن‌ها را از نامه‌های دو دولت عثمانی و صفوی می‌توان دریافت. در این نامه‌ها به مشکلات حج ایرانیان و بسته بودن راه آنان اشاره و رسیدن به صلح برای آسایش حاجیان ضروری دانسته شده است.&amp;lt;ref&amp;gt;اسناد و مکاتبات سیاسی ایران از سال 1038 تا 1105، ص29؛ شاه طهماسب صفوی، ص203-237؛ نک: از شیخ صفی تا شاه صفی، ص213.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== قاجار ===&lt;br /&gt;
در دوران قاجار، کنسولگری ایران در جده افتتاح شد. با این‌که کنسول ایران در سامان‌دهی حاجیان ایرانی نقش داشته و برخی سفرنامه‌ها از خدمات این کنسولگری در حمایت از ایرانیان شیعه خبر داده‌اند،&amp;lt;ref&amp;gt;حدیث قافله‌ها، ص110.&amp;lt;/ref&amp;gt; بیشتر سفرنامه‌های قاجاری از رفتار کنسولگری با شهروندان ایرانی، به ویژه دریافت پول از حاجیان به بهانه‌های گوناگون، شکایت کرده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;پنجاه سفرنامه، ج7، ص263-264؛ ج5، ص403، 406.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== پهلوی ===&lt;br /&gt;
ممنوعیت حج از سوی دولت ایران تا سال ۱۳۰۷ش. ادامه یافت. در این مدت، حکومت ایران هنوز دولت سعودی را به رسمیت نشناخته بود. با وجود این، برخی ایرانیان از راه‌های غیررسمی به حج می‌رفتند و دولت ایران نیز در برخی سال‌ها سفر ایرانیان را از راه‌هایی جز راه عراق آزاد گذاشته بود. در برخی از این سال‌ها، شمار حاجیان به حدود سه هزار تن نیز می‌رسید.&amp;lt;ref&amp;gt;روابط سیاسی ایران و عربستان، ص58-59.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با آغاز جنگ جهانی دوم به سال ۱۹۴۵م. /۱۳۲۰ش؛ که با آغاز حکومت محمدرضا شاه پهلوی همراه شد، وضعیت منطقه سخت رو به وخامت رفت و سفر حج به ویژه از راه عراق بسیار خطرناک گشت. از این‌رو، مقام‌های ایران صدور گذرنامه حج را در سال ۱۳۲۱ش ممنوع کردند. با این حال، سفر حاجیان ایرانی به مکه و مدینه قطع نشد و به سال ۱۳۲۱ش. حدود ۱۶۰۰ تن و به سال ۱۳۲۲ش. حدود ۴۰۰۰ تن از حاجیان ایرانی از راه [[کویت]] و راه‌های دیگر به صورت غیرقانونی به حج رفتند. در این سال‌ها، به دلیل مشکلات مالی پدید آمده از جنگ جهانی، دولت ایران کنسولگری خود را در جده تعطیل کرد و دولت عربستان نیز به دلیل همین مشکلات، امکانات سازمان‌دهی حاجیان را نداشت.&amp;lt;ref&amp;gt;اسناد روابط ایران و عربستان، ص99-100؛ روزنامه خاطرات عین السلطنه، ج10، ص8017، 9 802.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== انقلاب اسلامی ===&lt;br /&gt;
حج‌گزاری ایرانیان پس از انقلاب، بیش از هر چیز زیر تأثیر روابط سیاسی پر نوسان ایران و عربستان قرار گرفت. در همان سال‌های نخست انقلاب اسلامی ایران، با این‌ که دو دولت موضع دشمنانه آشکاری در برابر هم نداشتند،&amp;lt;ref&amp;gt;مروری بر روابط ایران و عربستان، ص21-22.&amp;lt;/ref&amp;gt; اختلاف‌های سیاسی ایران و عربستان در دوران جنگ تحمیلی عراق بر ضد ایران، به دلیل حمایت عربستان از [[عراق]] بیشتر شد.&amp;lt;ref&amp;gt;مروری بر روابط ایران و عربستان، ص31-32.&amp;lt;/ref&amp;gt; اوج اختلاف دو کشور که به سال ۱۳۶۶ش. به قطع روابط سیاسی آن دو به مدت سه سال انجامید، به دلیل برگزاری مراسم برائت از مشرکین از جانب حاجیان ایرانی در موسم حج بود. حج‌گزاری ایرانیان در سال ۱۳۷۰ از سر گرفته شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== فاجعه منا ====&lt;br /&gt;
فاجعه منا، مرگبارترین حادثه در حج تمتع که ۲ مهر ۱۳۹۴ش، (۱۰ ذی‌الحجه ۱۴۳۶ق/۲۴ سپتامبر ۲۰۱۵) روی داد.&amp;lt;ref&amp;gt;روایتی نزدیک از اتفاقات خیابان ۲۰۴ منا، خبرگزاری ایسنا.&amp;lt;/ref&amp;gt; مقامات دولت عربستان پس از حدود سه هفته از حادثه، تعداد رسمی جان‌باختگان را ۷۴۷۷ نفر اعلام کردند.&amp;lt;ref&amp;gt;آمار قابل تامل وزارت بهداشت عربستان از تعداد جان‌باختگان فاجعه منا، خبرگزاری میزان.&amp;lt;/ref&amp;gt; بر اساس آخرین آمارهای منتشر شده از سوی کشورهای آسیب‌دیده، جمهوری اسلامی ایران با ۴۶۴ کشته، بیشترین تلفات را در این فاجعه متحمل شده است.&amp;lt;ref&amp;gt;آمار کشته‌های کشورها در منا، خبرگزاری ایسنا.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
[[رده:مقاله‌های در حال ویرایش]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Rezashams</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikihaj.com/index.php?title=%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1:Rezashams/%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87_%D8%AA%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%86&amp;diff=67760</id>
		<title>کاربر:Rezashams/صفحه تمرین</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikihaj.com/index.php?title=%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1:Rezashams/%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87_%D8%AA%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%86&amp;diff=67760"/>
		<updated>2026-05-19T06:46:27Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Rezashams: /* گزارش‌ها از تاریخ حج‌گزاری ایرانیان */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{در دست ویرایش|ماه=[[اردیبهشت]]|روز=[[26]]|سال=[[۱۴۰۵]]|کاربر=Rezashams  }}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:مقاله‌های در حال ویرایش]]&lt;br /&gt;
== شیوه حج ایرانیان ==&lt;br /&gt;
سفر حج ایرانیان تا پیش از رواج وسایل حمل و نقل جدید، در قالب کاروان‌های محلی صورت می‌گرفت. در این کاروان‌ها، معمولاً شماری از اهالی یک شهر و روستا گرد می‌آمدند و به راهنمایی یک ساربان و قافله‌دار که به آن «حمله‌دار» گفته می‌شد، به سوی سرزمین حجاز راهی می‌شدند. حمله‌داران کسانی بودند که به سازمان‌دهی کاروان‌های حج در شهرهای ایران می‌پرداختند و راهنمایی حاجیان، تهیه محل اسکان، فراهم نمودن مرکب، و مذاکره و ارتباط با امیران و حاکمان محلی را در برابر پولی که از حاجیان می‌گرفتند، بر عهده داشتند.&amp;lt;ref&amp;gt;نک: مقالات تاریخی، دفتر9، ص16-17؛ لغت‌نامه، ج6، ص8084، «حمل‌دار.&amp;lt;/ref&amp;gt; گاه نیز یک کاروان حج تنها از برخی دوستان و بستگان و با اسباب سفر محدود تشکیل می‌شد.&amp;lt;ref&amp;gt;نک: حیات یحیی، ج1، ص68.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرکب اصلی سفر در کاروان حج به ویژه در صحراهای شبه جزیره عربی شتر بود. کاروانیان معمولاً شتر را از شترداران (جمّال‌ها) اجاره می‌کردند. کسانی که پولی بیشتر داشتند، بر کجاوه می‌نشستند. معمولاً هر فرد یک شتر برای آب و یک شتر برای بار کرایه می‌کرد. برخی حاجیان نیز به صورت پیاده و بدون شتر سفر می‌نمودند؛ چنان‌که در سفرنامه‌های دوران قاجار آمده است. افزون بر کاروان‌دار و شتردار، عکام‌ها که خدمت‌گزاران حاجیان بودند، آنان را در برابر گرفتن پولی همراهی می‌کردند و برخی کارها را از جمله گذاردن بار بر شتر، گردآوری هیزم برای آتش، گرفتن افسار شتر، گردآوری آب در منازل سفر، پختن نان و… بر عهده داشتند.&amp;lt;ref&amp;gt;روزنامه خاطرات عین السلطنه، ج2، ص1509؛ سفرنامه فرهاد میرزا، ص160؛ حدیث قافله‌ها، ص202؛ به سوی‌ام القری، ص241، 279؛ پنجاه سفرنامه، ج5، ص436.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گاه سامان‌دهی کاروان حج زیر نظر حکمرانان انجام می‌شد که گزارش‌های آن در کتاب‌های تاریخ آمده است. مردم از شهرها و روستاهای پیرامون به این کاروان می‌پیوستند یا با رسیدن کاروان به هر یک از شهرها، دلبستگان حج با آن همراه می‌شدند. این کاروان‌ها معمولاً با نظامیانی همراهی می‌شد تا در برابر راهزنان از حاجیان محافظت کنند. در کاروان‌های دولتی، معمولاً فردی به عنوان امیرالحاج که از بزرگان حکومت بود، انتخاب می‌شد.&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ بیهقی، ج3، ص1151؛ احسن التواریخ، ج2، ص748؛ روضات الجنات، ج1، ص513-516؛ سفرنامه منظوم حج، ص45.&amp;lt;/ref&amp;gt; پادشاهان چون تصمیم به آماده‌سازی و راهی کردن کاروان حج می‌گرفتند، جارچیان را به سراسر مملکت می‌فرستادند و اعلان می‌کردند که پادشاه قصد دارد کاروان حج را با ساز و برگ راهی حجاز کند و هرکس می‌خواهد، می‌تواند خود را آماده سفر نماید. منشیان نیز نامه‌هایی به والیان شهرها می‌فرستادند و این موضوع را خبر می‌دادند.&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ عالم‌آرای امینی، ص222-223.&amp;lt;/ref&amp;gt; معمولاً این‌گونه دستورها با این وعده همراه بود که به فرمان پادشاه، والیان و راهداران از حاجیان هیچ مالیات و باج و خراج نخواهند گرفت.&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ عالم‌آرای امینی، ص222-224.&amp;lt;/ref&amp;gt;  &lt;br /&gt;
==راه‌های حج ایرانیان==&lt;br /&gt;
{{اصلی|راه‌های حج ایرانیان}}امروزه سفر حج ایرانیان تنها از راه هواپیما و با پروازهای مستقیم از ایران به شهرهای عربستان صورت می‌گیرد. راه هوایی از سال ۱۳۲۸ش به راه‌های حج ایرانیان افزوده شد. در سال‌های آغازین، مسیر هوایی میان ایران تا جده به‌طور مستقیم وجود نداشت و حاجیان یا از راه زمینی یا با هواپیما از [[تهران]] به بغداد، بصره، بیروت یا شهرهای [[اردن]] و سوریه می‌رفتند و از فرودگاه این شهرها راهی جده می‌شدند.&amp;lt;ref&amp;gt;مجله خاطرات وحید، ش7، اردیبهشت1351، ص38، «مقدمات عزیمت به مکه.&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;خاطرات زیارت خانه خدا، ص35، 39؛ خاطرات سفر حج، ص12؛ به سوی خدا می‌رویم، ص105، 113؛ سفرنامه حج و راهنمای حاج، ص9.&amp;lt;/ref&amp;gt; در سال ۱۳۲۷ش. حدود ۶۰۰ تن از ایرانیان با هواپیما به مکه رفتند.&amp;lt;ref&amp;gt;میقات حج، ش51، ص170، 185.&amp;lt;/ref&amp;gt; راه هوایی به تدریج رونق گرفت و پس از چندی پرواز مستقیم از ایران به جده برقرار و این راه به مسیر اصلی حج ایرانیان تبدیل شد و حج‌گزاری از راه زمینی ممنوع گشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== راه عراق ===&lt;br /&gt;
کهن‌ترین و مهم‌ترین راه حج ایرانیان،  مسافران کاروان عراق در این راه که در طول تاریخ با عناوینی مانند [[درب زبیده]]، راه کوفه، راه نجد و راه جبل شناخته شده،&amp;lt;ref&amp;gt;نک: الکامل، ج8، ص147؛ درب زبیده، ص65؛ نک: فارسنامه ناصری، ج1، ص710؛ سفرنامه میرزا محمد حسین فراهانی، ص171.&amp;lt;/ref&amp;gt; از بغداد به کوفه و از آن‌جا به جنوب عراق می‌رفتند و با عبور از صحرای نفود و نجد و گذر از منازلی مانند قادسیه، عذیب، مغیثه، زباله، ثعلبیه، فید، حاجر و معدن النقره به حجاز می‌رسیدند و به مدینه یا مکه می‌رفتند.&amp;lt;ref&amp;gt;المناسک، ص269-356؛ المسالک و الممالک، ص125-127؛ البلدان، ص150؛ رحلة ابن جبیر، ص162-163.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
راه دیگر که از عراق به مکه می‌رفت، راه [[بصره]] بود که از بصره آغاز می‌شد و در معدن النقره به راه کوفه می‌پیوست.&amp;lt;ref&amp;gt;المسالک و الممالک، ص146-147؛ احسن التقاسیم، ج1، ص361؛ الخراج، ص84؛ جغرافیای حافظ ابرو، ج1، ص232.&amp;lt;/ref&amp;gt; راه عراق برای حاجی ایرانی کوتاه‌ترین راه بود؛ اما به دلیل وضعیت بد آب و هوایی و خطر همیشگی حمله راهزنان، بدترین راه حج نیز به شمار می‌رفت. در بیابان‌های راه مکه، تهیه آب تنها از چاه‌ها و برکه‌های محدود و شناخته شده‌ای میسر بود که میزان آب آن‌ها همیشه به یک‌اندازه نبود و بعضی سال‌ها کاروانیان را به دشواری می‌انداخت. نبود آب و وقوع طوفان در برخی سال‌ها باعث توقف کاروان حج یا کشته شدن بسیاری از حاجیان می‌شد.&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ طبری، ج8، ص150؛ ج9، ص150، 501؛ ج10، ص139؛ الکامل، ج7، ص34؛ ج9، ص205؛ درب زبیده، ص99-100.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از تشکیل دولت صفوی در ایران و فراگیری مذهب تشیع در این سرزمین، راه عراق به دلیل وجود مزارهای [[امامان شیعه]] در عتبات برای ایرانیان اهمیتی بیشتر یافت. در این دوران، راه عراق در سرزمین‌های زیر سلطه دولت عثمانی قرار داشت. حکومت عثمانی بر سرزمین‌های جنوب عراق نظارت کامل نداشت و این سرزمین‌ها معمولاً شاهد قدرت یافتن قبایل عرب بود. ناامنی، گرفتن مالیات فراوان از حاجیان در طول مسیر، و معطل کردن آنان به بهانه‌های گوناگون باعث می‌شد گاه عبور کاروان‌های حج از این مسیر، از سوی شاهان ایران ممنوع شود. در نامه‌ای که شاه عباس دوم به شریف مکه نوشت، به منع حاجیان برای عبور از راه بصره اشاره و بازگشایی راه حج وابسته به تعهد حاکم بصره و شریف مکه به برقراری امنیت در طول مسیر شده است.&amp;lt;ref&amp;gt;سفرنامه شاردن، ج2، ص616؛ نک: احیاء الملوک، ص479؛ مقالات تاریخی، دفتر11، ص62-68.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در دوران حکومت قاجار، راه عراق را بیشتر با عنوان راه نجد یا راه جبل می‌شناختند.&amp;lt;ref&amp;gt;نک: سفرنامه میرزا محمد حسین فراهانی، ص171؛ تذکرة الطریق، ص22؛ سفرنامه فرهاد میرزا، ص196.&amp;lt;/ref&amp;gt; از نیمه سده سیزدهم ق دولتی نیمه مستقل در سرزمین نجد یا جبل با نام آل‌رشید (۱۲۵۲–۱۳۴۰ق) تشکیل شد. آل‌رشید مسؤولیت حفظ امنیت راه جبل را بر عهده داشتند و در برابر از کاروان‌داران مالیات می‌گرفتند.&amp;lt;ref&amp;gt;خاطرات سرهارد فورد، ص13.&amp;lt;/ref&amp;gt; مسافران زیر نظر شخصی که از سوی او به عنوان امیرالحاج تعیین می‌شد، سفر می‌کردند.&amp;lt;ref&amp;gt;مقالات تاریخی، دفتر8، ص187.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== راه احساء ===&lt;br /&gt;
از دیگر راه‌های حاجیان ایرانی که از صحراهای شبه جزیره می‌گذشت، راه [[احساء]] یا لحساء بود. احساء یا لحساء، سرزمینی در جنوب غرب [[خلیج فارس]] و نام قدیم آن بحرین بود.&amp;lt;ref&amp;gt;احسن التقاسیم، ص93؛ معجم البلدان، ج1، ص112؛ جغرافیای تاریخی کشورهای اسلامی، ج1، ص234.&amp;lt;/ref&amp;gt; حاجیان ایرانی برای گذر از راه احساء معمولاً با عبور از عرض خلیج فارس، نخست به بحرین می‌رفتند و سپس با عبور از [[یمامه]] به حجاز می‌رسیدند. این راه از دیرباز مورد استفاده ایرانیان بوده است. سفر از راه خلیج فارس به بحرین و احساء در دوران صفویه رونقی بیشتر یافت و مورد استفاده برخی دانشوران شیعه ایرانی قرار گرفت.&amp;lt;ref&amp;gt;نک: تاریخ و سفرنامه حزین، ص243؛ تاریخ عالم‌آرای عباسی، ج1، ص156.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== راه شام ===&lt;br /&gt;
این راه از شهرهای شام آغاز می‌شد و با گذشتن از سرزمین‌های [[سوریه]] و اردن امروزی و منازلی چون بصری، کرک، معان، عقبه، ذات حج، و تبوک به مدینه و مکه می‌رسید.&amp;lt;ref&amp;gt;درباره راه شام، نک: الحقیقة و المجاز، ج3، ص387-411.&amp;lt;/ref&amp;gt; این راه معمولاً مسیر اصلی ایرانیان نبود؛ اما در برخی دوره‌ها بیشتر مورد استفاده ایرانیان قرار می‌گرفت. تا پیش از دوران صفویه، این راه یا از سوی افرادی که می‌خواستند در مسیر حج از [[بیت‌المقدس]] یا مصر دیدن کنند، استفاده می‌شد یا هنگامی که راه عراق به دلیل خطر هجوم راهزنان بسته بود. با قدرت یافتن حکومت عثمانی در عراق و آناتولی و شبه جزیره، راه عراق اهمیت خود را از دست داد و راه شام به عنوان مسیر اصلی حج از سوی دولت عثمانی مورد توجه قرار گرفت. از این دوران، معمولاً ایرانیان از دو راه به شام می‌رفتند. راه معمول، [[عراق]] و [[بغداد]] و سپس [[کرکوک]]، [[موصل]] و عرفه به [[حلب]] و [[دمشق]] بود. راه دیگر، شمال ایران و نخجوان و اردوباد و آناتولی و حلب و دمشق بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== راه دریایی جنوب ایران ===&lt;br /&gt;
راه دریایی جنوب ایران نیز از راه‌های قدیم بود که از دوران صفویه و در پی رواج کشتیرانی اروپاییان در اقیانوس هند، رونقی بیشتر یافت. برای عبور از این راه، حاجیان در بنادر جنوبی ایران مانند بندر کنگ و [[بوشهر]] به کشتی می‌نشستند و با گذر از خلیج فارس و دریای عمان و اقیانوس هند و جنوب شبه جزیره عربی، وارد دریای سرخ می‌شدند و به بندر جده می‌رفتند.&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ حج‌گزاری ایرانیان، ص192-194؛ مقالات تاریخی، دفتر8، ص183؛ وقایع السنین، ص557؛ تاریخ و سفرنامه حزین، ص241.&amp;lt;/ref&amp;gt; بهره‌وری از این راه در دوران قاجار بیشتر شد. در این دوران، افزون بر بهره‌وری از بنادر جنوب ایران، برخی از حاجیان نخست به عتبات می‌رفتند و پس از زیارت عتبات، از بصره به قصد جده سوار کشتی می‌شدند.&amp;lt;ref&amp;gt;نک: شرح زندگانی من، ج2، ص80؛ فارسنامه ناصری، ج1، ص27؛ روزنامه سفر حج، ص45-62.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
راهی دیگر که در اوایل دوران پهلوی استفاده می‌شد، مسیر زمینی از ایران به [[بمبئی]] و از آن‌جا با کشتی به سوی جده بود.&amp;lt;ref&amp;gt;میقات حج، ش54، ص1492، «حج‌گزاری در سال‌های آغازین انقلاب.&amp;lt;/ref&amp;gt; سفر دریایی در این دوران معمولاً با کشتی‌های اروپایی موجود در خلیج فارس انجام می‌شد.&amp;lt;ref&amp;gt;پنجاه سفرنامه، ج1، ص596؛ سفرنامه حاج ایاز خان قشقایی، ص66، 77؛ نک: خاطرات سفر مکه، ص62.&amp;lt;/ref&amp;gt;  راه طولانی دریایی که بیشتر با بیم از طوفان و غرق شدن می‌گذشت، برای حاجی دشوار بود.&amp;lt;ref&amp;gt;روزنامه سفر حج، ص57.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== راه استانبول ===&lt;br /&gt;
راه دیگر که تنها از دوران قاجاریه استفاده می‌شد، راه [[استانبول]] بود. ایرانیانی که این مسیر را انتخاب می‌کردند، معمولاً از شهرهای نیمه شمالی کشور به سوی انزلی راهی می‌شدند. در انزلی با کشتی به باکو می‌رفتند و از باکو به سوی باتوم یا یکی از دیگر بنادر دریای سیاه می‌رفتند. مسافرت در این مسیر پس از احداث راه‌آهن باکو تا باتوم بسیار رونق گرفت و مورد استفاده ایرانیان به ویژه ثروتمندان بود. مسافران معمولاً از باتوم با کشتی به استانبول می‌رفتند و از استانبول با کشتی به [[اسکندریه]] در مصر رهسپار می‌شدند و سپس در خاک مصر به بندر سوئز می‌رسیدند و با کشتی به سوی جده راهی می‌گشتند. کسانی که قصد داشتند نخست به [[مدینه]] بروند، در ینبع؛ و آنان که نخست به مکه می‌رفتند، در جده پیاده می‌شدند.&amp;lt;ref&amp;gt;سفرنامه فرهاد میرزا، ص19-127؛ سفرنامه میرزا محمد حسین فراهانی، ص57-158؛ سفرنامه امین الدوله، ص58-156؛ پنجاه سفرنامه، ج6، ص18؛ ج7، ص200.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== راه دریایی از بیروت ===&lt;br /&gt;
در دوران معاصر و پیش از رواج هواپیما، برای سفر به حج، راه دریایی بیروت مورد استفاده حاجیان ایرانی قرار می‌گرفت. در این مسیر، حاجیان ایرانی نخست از راه زمینی و با اتومبیل و قطار به عراق سفر و سپس بیروت سفر می‌کردند و با کشتی‌های اروپایی به جده راهی می‌شدند. بهره‌وری از راه دریایی بیروت تا مدت‌ها ادامه داشت و در دوران پهلوی اول، از راه‌های اصلی حاجیان ایرانی بود. در سال‌های پیش از جنگ جهانی دوم، سفیر ایران در جده برای حمل و نقل حاجیان ایرانی از بیروت به جده و بر عکس، با یک شرکت فرانسوی قراردادی امضا کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;روابط سیاسی ایران و عربستان، ص71.&amp;lt;/ref&amp;gt; به سال ۱۳۲۷ش؛ که پس از جنگ جهانی دوم نخستین بار حج ایرانیان به‌طور رسمی انجام شد، حدود دو هزار تن از جمعیت چهارده هزار نفری حاجیان ایرانی، از این راه به حج رفتند.&amp;lt;ref&amp;gt;میقات حج، ش51، ص170، 185، «خاطرات سرپرست حجاج در سفر سال 1327ش.».&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== گزارش‌ها از تاریخ حج‌گزاری ایرانیان ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== عصر دولت‌های محلی ===&lt;br /&gt;
قدیم‌ترین گزارش‌ها حاکی از ارسال کاروان حج به مکه همراه با هدایایی از سوی شاهان سامانی است.&amp;lt;ref&amp;gt;ترجمه تاریخ یمینی، ص36.&amp;lt;/ref&amp;gt;درباره حج‌گزاری در دوران غزنویان نیز مهم‌ترین گزارش‌ها مربوط به سال ۴۱۲ق. است. در این سال، در حالی که حج ایرانیان چند سالی تعطیل شده بود، [[محمود غزنوی]] کاروانی بزرگ را همراه سپاهی برای محافظت از آن به [[حج]] فرستاد. سپس سفر حج ایرانیان از قلمرو غزنویان مدتی تعطیل بود تا این‌که به سال ۴۱۵ق. کاروانی دیگر از سوی غزنویان و با امارت حسنک وزیر به حج رفت.&amp;lt;ref&amp;gt;الکامل، ج9، ص325، 341؛ اتحاف الوری، ج2، ص447، 450-451.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گزارش شده در نیمه اول قرن پنجم کاروان حج عراق در برخی سالها تعطیل شده است&amp;lt;ref&amp;gt;الکامل، ج9، ص325، 356، 363، 370، 432؛ اتحاف الوری، ج2، ص444-457.&amp;lt;/ref&amp;gt; و این بدین معنا است که حاجیان ایرانی در این سال‌ها به حج نمی‌رفته‌اند و محمل عراق که منتظر ورود حاجیان ایرانی بوده، به دلیل گذشت زمان، از حج بازمی‌مانده است. ممکن است به خاطر تضعیف حکومت آل‌بویه و هجوم قبایل راهزن عرب در راه حج بوده باشد.&amp;lt;ref&amp;gt;نک: اتحاف الوری، ج2، ص428-433؛ تاریخ ایران در قرون نخستین اسلامی، ج1، ص185.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از دهه سوم سده پنجم ق. هجوم سلجوقیان به ایران، به عوامل ناامنی اوضاع درونی ایران افزوده شد. گویا به دلیل ناپایداری سیاسی در نخستین سال‌های قدرت این دولت، توقف [[کاروان حج]] تا سال ۴۵۶ق. ادامه یافت و در این سال نخستین کاروان حج به مکه راهی شد.&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ ابن خلدون، ج4، ص132؛ اتحاف الوری، ج2، ص470.&amp;lt;/ref&amp;gt; پس از آن کاروان حج عراق که شامل حاجیان ایرانی هم بود هر سال به حج اعزام می‌شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مغول‌ها ===&lt;br /&gt;
با آغاز حمله مغول به شرق ایران (۶۱۶ق) گزارش‌هایی از قطع حرکت کاروان حاجیان از شهرهای ایران در سال‌های ۶۱۷ و ۶۱۸ق. در دست است.&amp;lt;ref&amp;gt;اتحاف الوری، ج3، ص31-32؛ تاریخ مغول در ایران، ص28؛ تاریخ مغول، ص25.&amp;lt;/ref&amp;gt; با نفوذ مغول‌ها به مناطق ایران و آغاز هجوم آنان به بغداد، کاروان حج عراق نیز از رفتن به حج بازماند.&amp;lt;ref&amp;gt;اتحاف الوری، ج3، ص51-52، 55.&amp;lt;/ref&amp;gt; آن‌گاه که به سال ۶۳۴ق. مغول‌ها قصد حمله به بغداد کردند، خلیفه عباسی از دانشوران فتوای قطع حج به دلیل اولویت نبرد با مغول را گرفت.&amp;lt;ref&amp;gt;البدایة و النهایه، ج13، ص145؛ اتحاف الوری، ج3، ص52.&amp;lt;/ref&amp;gt; پس از هفت سال، با سرد شدن آتش نبردها، حرکت کاروان عراق به سال ۶۴۰ق. از سر گرفته شد.&amp;lt;ref&amp;gt;اتحاف الوری، ج3، ص59.&amp;lt;/ref&amp;gt; از این‌که حضور ایرانیان در این سال‌ها در کاروان حج عراقی چه‌اندازه بوده، آگاهی دقیق در دست نیست. به گزارش منابع تاریخ مکه، در دو دهه پایانی خلافت عباسی، در چندین سال، کاروان حج از عراق حرکت نکرد که عامل اصلی آن، نبردهای پراکنده با مغولان بود.&amp;lt;ref&amp;gt;شفاء الغرام، ج2، ص403-404.&amp;lt;/ref&amp;gt; هنگامی که مغول‌ها بغداد را به سال ۶۵۶ق. تصرف کردند، حرکت کاروان حج از بغداد برای ده سال متوقف شد. گزارش نخستین سفر حج از عراق پس از این سال به۶۶۶ق. یا ۶۶۷ق. مربوط است که اباقا خان مغول به بغداد آمد و عطا ملک جوینی با گوشزد کردن اهمیت حج، توانست فرمانی برای بازگشایی راه حج از او بگیرد.&amp;lt;ref&amp;gt;اتحاف الوری، ج3، ص92؛ شفاء الغرام، ج2، ص404؛ دین و دولت در ایران عهد مغول، ج2، ص399-400.&amp;lt;/ref&amp;gt; از این‌که پس از آن، فرستادن کاروان حج به‌طور منظم ادامه داشته یا نه، گزارشی در دست نیست.&amp;lt;ref&amp;gt;نک: اتحاف الوری، ج3، ص99-120.&amp;lt;/ref&amp;gt; فرمانروایان نخست ایلخان مسلمان نبودند و به حج توجهی نداشتند. با این حال، گزارش‌هایی از سفر حج ایرانیان در دوران ایلخانان غیر مسلمان نیز در دست است. برای نمونه، در دوران ارغون (حک: ۶۸۳–۶۹۰ق) به سال ۶۸۸ق. کاروان بزرگی از حاجیان ایرانی از عراق به حج رفت که بسیاری از دانشوران و بزرگان ایران نیز در آن حضور داشتند.&amp;lt;ref&amp;gt;العقد الثمین، ج1، ص192؛ اتحاف الوری، ج3، ص119-120؛ تحریر تاریخ وصاف، ص135.&amp;lt;/ref&amp;gt; با مسلمان شدن ایلخانان، حج‌گزاری ایرانیان رونقی بیشتر یافت. از راهی شدن کاروان حج در دوران احمد تکودار (حک: ۶۸۱–۶۸۳ق) نخستین ایلخان مسلمان گزارش‌هایی در دست است. بر پایه این گزارش‌ها، در این دوران، موقوفاتی برای [[حرمین شریفین]] وجود داشته که به دستور وی این موقوفات را گردآوری کرده و به مکه می‌فرستاده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;تحریر تاریخ وصاف، ص69؛ تاریخ ایران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاریه، ص499.&amp;lt;/ref&amp;gt; د&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در دوران غازان خان (حک: ۶۹۴–۷۰۳ق) دومین ایلخان مسلمان که کارهایی فراوان برای گسترش اسلام میان مغولان انجام داد، حج‌گزاری رونقی بیشتر یافت. غازان خان فرمانی برای تعظیم و تکریم سادات مکه و خادمان [[بیت‌الله]] صادر نمود و برای کعبه پرده‌ای گرانب‌ها فراهم کرد و همراه اموال بسیار برای انعام مکیان به مکه فرستاد. او به سال ۷۰۲ق. کاروانی شکوهمند را به حج فرستاد و برای حفظ امنیت آن، امیر قتلغ شاه را امیرالحاج کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;تحریر تاریخ وصاف، ص215؛ دین و دولت در ایران عهد مغول، ج2، ص464.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حج‌گزاری ایرانیان پس از حمله مغول در دوران حکومت ابوسعید (حک: ۷۱۶–۷۳۶ق) به اوج رونق رسید. در این دوران، محمل عراقی با شکوه و عظمت راهی مکه می‌شد و شمار حاجیان بسیار فراوان بود.&amp;lt;ref&amp;gt;اتحاف الوری، ج3، ص171، 181.&amp;lt;/ref&amp;gt; گزارش‌های [[ابن‌بطوطه]] از کاروان عراق که در همین سال‌ها به حج رفته، نشانگر رونق حج‌گزاری ایرانیان است. او از فراوانی حاجیان ایرانی و امکانات و سامان مناسب کاروان عراق خبر داده است.&amp;lt;ref&amp;gt;رحلة ابن بطوطه، ج2، ص411-412.&amp;lt;/ref&amp;gt; اهتمام ابوسعید ایلخان به امور حج، از جمله آراستن محمل عراق با گوهرهای گرانب‌ها و حمایت از کاروان و حتی پرداخت خسارت وارد شده بر حاجیان بر اثر حمله دزدان، مورد توجه منابع قرار گرفته است.&amp;lt;ref&amp;gt;اتحاف الوری، ج3، ص167، 171.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== پس از مغولان ===&lt;br /&gt;
با مرگ ابوسعید ایلخان (سال۷۳۶ق) حرکت کاروان حج عراق متوقف شد و پس از۱۱ سال، به سال ۷۴۸ق. محمل عراق دیگر بار به حج رفت. از این سال، حج ایرانیان دوره‌های چند ساله تعطیلی را تجربه کرد که بیش از هر چیز برآمده از ناپایداری سیاسی در ایران به دلیل اختلاف حکومت‌های محلی با یکدیگر و درگیری‌های دامنه‌دار جانشینان پس از مرگ حاکم پیشین بود.&amp;lt;ref&amp;gt;شفاء الغرام، ج2، ص417.&amp;lt;/ref&amp;gt; از سال ۷۴۰ق. حدود یک سده عراق به دست آل‌جلایر (حک: ۷۴۰–۸۳۶ق) افتاد. در این دوران، تجهیز کاروان عراق بر عهده حکومت آل‌جلایر بود. حرکت کاروان عراق در این دوران منظم نبود و درگیری آل‌جلایر با همسایگان و نیز مشکلات داخلی، حج را به تعطیلی می‌کشاند. برای نمونه، از سال ۷۹۵ق. حرکت محمل عراق چند سال قطع شد که گویا به دلیل حمله تیمور به ایران بود.&amp;lt;ref&amp;gt;اتحاف الوری، ج3، ص390؛ درر الفوائد المنظمه، ص315؛ درباره حکومت آل جلایر، نک: تاریخ ایران از آغاز تا انقراض سلسله قاجار، ص594-601.&amp;lt;/ref&amp;gt; مرگ احمد بن اویس (۸۱۳ق) نیز باعث تعطیلی چند ساله حج شد.&amp;lt;ref&amp;gt;اتحاف الوری، ج3، ص482.&amp;lt;/ref&amp;gt; در برخی از سال‌های حکومت جلایریان، کاروان عراقی از رونق فراوان برخوردار بود. از جمله در سال‌های سلطنت اویس جلایری (حک: ۷۵۷–۷۷۶ق) کاروان عراقی بسیار پر شمار و با شکوه بود. در برخی سال‌های دهه ۷۷۰ق. به دلیل حمایت‌های مالی او از عجلان بن رمیثه (حک: ۷۶۲–۷۷۴ق) شریف مکه، نامش در خطبه مکه یاد می‌شد.&amp;lt;ref&amp;gt;شفاء الغرام، ج2، ص422.&amp;lt;/ref&amp;gt; از میان رفتن حکومت جلایریان به دست قرایوسف قراقویونلو (حک: ۸۱۰–۸۱۲ق) به سال ۸۱۳ق. مدتی اعزام کاروان حج عراق را به تعطیلی کشاند.&amp;lt;ref&amp;gt;اتحاف الوری، ج3، ص482؛ تاریخ حبیب السیر، ج4، ص577؛ تاریخ ایران از آغاز تا انقراض سلسله قاجار، ص652-653.&amp;lt;/ref&amp;gt; اما از سال ۸۱۶ق. قرایوسف کاروان عراق را که ایرانیان نیز با آن همراه بودند، تجهیز کرد و به مکه فرستاد. در این سال، در خطبه‌های نماز [[مسجدالحرام]]، برای قرایوسف دعا کردند.&amp;lt;ref&amp;gt;اتحاف الوری، ج3، ص510؛ شفاء الغرام، ج2، ص431؛ درر الفوائد المنظمه، ص320.&amp;lt;/ref&amp;gt; از ۸۲۱ تا ۸۲۳ق. نبرد قرایوسف با شاهرخ تیموری و حاکم شام، باعث تعطیلی حج شد.&amp;lt;ref&amp;gt;شفاء الغرام، ج2، ص434-435؛ درر الفوائد المنظمه، ص321.&amp;lt;/ref&amp;gt; درگذشت قرایوسف به سال ۸۲۳ق. نیز حج را مدتی با تعطیلی روبه‌رو کرد. این تعطیلی تا سال ۸۳۱ق؛ که امیر حله حسین بن علی بن اویس کاروان عراق را تجهیز کرد، ادامه داشت.&amp;lt;ref&amp;gt;اتحاف الوری، ج3، ص574؛ ج4، ص23؛ درر الفوائد المنظمه، ص321-325.&amp;lt;/ref&amp;gt; از این هنگام تا دهه ۸۵۰ق؛ که گزارش‌هایی از حج محمل عراق به دستور احمد شاه پسر قرایوسف در دست است، خبری از حرکت کاروان عراق بازتاب نیافته است.&amp;lt;ref&amp;gt;درر الفوائد المنظمه، ص330-331.&amp;lt;/ref&amp;gt; به سال ۸۷۱ق. پس از نزدیک دو دهه، محمل عراق دیگر بار به راه افتاد و حرکت آن تا سال ۸۹۶ق. در دوران آق قویونلوها (۷۹۸–۹۱۴ق) و در دوره قدرت اوزون حسن (حک: ۸۷۲–۸۸۲ق) مدتی بدون وقفه ادامه داشت.&amp;lt;ref&amp;gt;درر الفوائد المنظمه، ص332-344؛ درباره حکومت آق قویونلوها، نک: تاریخ ایران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاریه، ص655-660.&amp;lt;/ref&amp;gt; اختلاف دولت آق قویونلو با مصر در دوران قدرت اوزون حسن، چند بار برای حاجیان ایرانی مشکل آفرید. برای نمونه، به سال ۸۷۶ق. بدین دلیل که محمل عراق می‌خواست بر محمل مصر پیشی بگیرد، اختلاف‌هایی روی داد و به حاجیان عراقی توهین شد.&amp;lt;ref&amp;gt;درر الفوائد المنظمه، ص337.&amp;lt;/ref&amp;gt; سال بعد به دستور اوزون حسن برای کعبه جامه‌ای دوختند که با کاروان عراقی به حجاز حمل شد. امیرالحاج که نخست به مدینه رفته بود، مردم مدینه را ناچار به خواندن خطبه به نام اوزون حسن کرد. این کار سبب اختلاف حاجیان کاروان عراق با شریف مکه و امیرالحاج مصر شد و امیرالحاج عراق به دستور او زندانی گشت و تا ششم [[ذی‌حجه]] به کاروان عراق اجازه ورود به مکه داده نشد.&amp;lt;ref&amp;gt;اتحاف الوری، ج4، ص558؛ درر الفوائد المنظمه، ص337؛ تحصیل المرام، ج2، ص765-766.&amp;lt;/ref&amp;gt; به سال ۸۸۰ق. نیز امیرالحاج مصری از ورود محمل همراه کاروان عراق به مکه پیش‌گیری کرد و تنها اجازه ورود حاجیان را داد. به سال ۸۸۱ق. نیز امیرالحاج مصری اجازه ورود محمل عراقی به مکه را نداد. کاروانیان محمل را در منطقه زاهر نهادند و تنها پس از پرداخت رشوه به امیرالحاج توانستند محمل را وارد [[عرفه]] کنند.&amp;lt;ref&amp;gt;اتحاف الوری، ج4، ص604-605؛ الدر الکمین، ج1، ص115؛ درر الفوائد المنظمه، ص338.&amp;lt;/ref&amp;gt; با توجه به تعطیلی حرکت کاروان عراق در بسیاری از سال‌ها و همچنین درگیری حکومت‌های عراق با حاکمان مناطق ایران، این احتمال بسیار است که در موارد فراوان، حاجیان ایرانی از راه عراق به حج نرفته باشند. از مسیرهایی که دراین دوران مورد استفاده حاجیان ایرانی بوده، مسیر [[شام]] و مصر است. از اواخر این دوران، گویا به سال ۸۹۸ق. سفرنامه‌ای در دست است که نویسنده آن همراه قافله مصر به حج رفته است.&amp;lt;ref&amp;gt;سفرنامه منظوم حج، ص85.&amp;lt;/ref&amp;gt; این دوران مقارن است با حکومت تیموریان (۷۷۱–۹۱۳ق) در قسمتی از مرکز و شرق ایران که شماری از آنان مانند شاهرخ تیموری (حک: ۸۱۱–۸۵۰ق) به امور حج و [[حرمین]] اهتمام فراوان داشتند. شاهرخ تیموری به حاکم مصر نامه‌ای نوشت و از این‌که برخی حاجیان ایرانی نزدیک مصر دچار حمله راهزنان شده‌اند و به شکایت آنان اعتنایی نشده است، گلایه کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;اسناد و مکاتبات تاریخی ایران از تیمور تا شاه اسماعیل، ص146-148.&amp;lt;/ref&amp;gt; این گزارش از حرکت کاروان حاجیان شرق و مرکز ایران از راه شام حکایت دارد. کاروانی دیگر که در این دوران از ایران به حج راهی می‌شد، کاروان حاجیان شیرازی بود. نخستین گزارش از حضور این کاروان مربوط به سال ۷۵۸ق. در دوران حکومت آل‌مظفر (حک: ۷۱۳–۷۹۵ق) در [[شیراز]] و مناطق مرکزی ایران است.&amp;lt;ref&amp;gt;اتحاف الوری، ج3، ص272؛ درر الفوائد المنظمه، ص310؛ درباره حکومت آل مظفر، نک: تاریخ ایران کمبریج، دوره تیموریان، ص21-26.&amp;lt;/ref&amp;gt; از این‌که حاجیان چه مناطقی از ایران با کاروان شیراز همراه می‌شدند و حرکت این کاروان تا چه زمانی ادامه داشته، آگاهی در دست نیست. گزارش حضور این کاروان در سال‌های۷۵۷، ۷۸۴، ۸۱۳، ۸۱۵ق. در منابع آمده است. مسیر حرکت این کاروان از راه [[احساء]] و [[قطیف]] بود.&amp;lt;ref&amp;gt;اتحاف الوری، ج3، ص272، 491، 500.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== صفویان ===&lt;br /&gt;
در دوران صفویه، اختلاف‌های سیاسی ایران و عثمانی، در حج‌گزاری ایرانیان اثر فراوان داشت. مسیر حج ایرانیان از سرزمین‌های زیر نظر دولت عثمانی می‌گذشت و سفر آنان به قلمرو دشمن، به ویژه هنگامی که آتش نبرد میان دو دولت برافروخته بود، با موانع و مشکلاتی روبه‌رو می‌شد. گزارش‌ها حاکی از تعطیلی حج به دلیل‌های سیاسی در برخی سال‌ها بوده است؛ از جمله به سال۱۰۴۷ق؛ که نبرد صفوی با عثمانی جریان داشت، ایرانیان به فرمان سلطان عثمانی مراد چهارم (حک: ۱۰۳۲–۱۰۴۹ق) از مکه اخراج و برای چند سال از حج‌گزاری بازداشته شدند.&amp;lt;ref&amp;gt;منائح الکرم، ج4، ص181-182.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[شاه عباس صفوی]] (حک: ۹۹۵–۱۰۳۸ق) که حج‌گزاری ایرانیان را عامل سرازیر شدن پول بسیار به کشور دشمن می‌دید، سفر حج را مدتی ممنوع کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;سفرنامه کروسینسکی، ص25؛ تاریخ منتظم ناصری، ج2، ص1037.&amp;lt;/ref&amp;gt; جز این موارد، گزارش‌های مشخصی درباره قطع شدن حج ایرانیان در دوران صفویه در دست نیست. دولت عثمانی برای حفظ وجهه دینی خود به عنوان [[خادم حرمین]]، از ممنوع کردن حج ایرانیان پرهیز می‌کرد. اما با توجه به روابط ایران و عثمانی در این دوران، می‌توان حدس زد که حج‌گزاری ایرانیان در زمانی که دو دولت در نبرد بوده‌اند، متوقف یا سخت محدود بوده است. توقف حج ایرانیان و مشکلات آن‌ها را از نامه‌های دو دولت عثمانی و صفوی می‌توان دریافت. در این نامه‌ها به مشکلات حج ایرانیان و بسته بودن راه آنان اشاره و رسیدن به صلح برای آسایش حاجیان ضروری دانسته شده است.&amp;lt;ref&amp;gt;اسناد و مکاتبات سیاسی ایران از سال 1038 تا 1105، ص29؛ شاه طهماسب صفوی، ص203-237؛ نک: از شیخ صفی تا شاه صفی، ص213.&amp;lt;/ref&amp;gt; هنگامی که دولت ایران و عثمانی در صلح به سر می‌بردند، حج‌گزاری ایرانیان با آزادی و گستردگی بیشتر انجام می‌شده است. گزارش‌هایی از سفر پر شمار ایرانیان در برخی سال‌ها و نیز سفر افراد، به ویژه بزرگان دولت صفوی ودانشوران شیعی و سکونت شماری از آنان در مکه و مدینه، در دوران صفویه در دست است.&amp;lt;ref&amp;gt;منائح الکرم، ج5، ص256، 265؛ وقایع السنین، ص553؛ صفویه در عرصه دین، ج2، ص844-850؛ خلاصة التواریخ، ج1، ص313، 440، 811؛ تذکرة تحفه سامی، ص33.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
احساسات ضد ایرانی در میان مردم و دانشوران حجاز در آن دوران بیشتر بود و چنان‌که خواهیم دید، همین به کشته شدن برخی ایرانیان در مکه انجامید. نویسندگان کتاب‌های تاریخ مکه نیز در این دوران از این‌گونه احساسات دور نماندند و در آثار خود، اشارات فراوان به نبردهای دولت عثمانی با ایرانیان کردند و داستان‌های دروغین درباره صفویان نقل نمودند و به شایعات ضد ایرانی و احساسات ضد شیعی دامن زدند.&amp;lt;ref&amp;gt;نک: الاعلام باعلام بیت الله الحرام، ص277-281.&amp;lt;/ref&amp;gt; در همین فضای ضد صفوی بود که میر ویس افغانی در اواخر دوران صفویان توانست از دانشوران مکه بر ضد صفویان شیعه فتوا بگیرد و به حمله خود به اصفهان مشروعیت بخشد.&amp;lt;ref&amp;gt;جهانگشای نادری، ص447-448؛ تاریخ منتظم ناصری، ج2، ص1048؛ انقراض سلسله صفویه، ص76.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== قاجار ===&lt;br /&gt;
در دوران قاجار، کنسولگری ایران در جده افتتاح شد. با این‌که کنسول ایران در سامان‌دهی حاجیان ایرانی نقش داشته و برخی سفرنامه‌ها از خدمات این کنسولگری در حمایت از ایرانیان شیعه خبر داده‌اند،&amp;lt;ref&amp;gt;حدیث قافله‌ها، ص110.&amp;lt;/ref&amp;gt; بیشتر سفرنامه‌های قاجاری از رفتار کنسولگری با شهروندان ایرانی، به ویژه دریافت پول از حاجیان به بهانه‌های گوناگون، شکایت کرده‌اند. در آغاز ورود مسافر، کنسولگری گذرنامه او را می‌گرفت و در پی دریافت مبلغی بازپس می‌داد.&amp;lt;ref&amp;gt;پنجاه سفرنامه، ج7، ص263-264؛ ج5، ص403، 406.&amp;lt;/ref&amp;gt; بخشی از کرایه حمل و نقل که حاجیان به شترداران می‌دادند، سهم کنسولگری بود&amp;lt;ref&amp;gt;پنجاه سفرنامه، ج7، ص263-264.&amp;lt;/ref&amp;gt; و کنسول با حمالان و شترداران و کاروان‌داران برای گرفتن پول بیشتر از حاجی همدست بود.&amp;lt;ref&amp;gt;پنجاه سفرنامه، ج5، ص410-411.&amp;lt;/ref&amp;gt; کنسولگری اموال حاجیان متوفی را تصرف می‌کرد و برای صدور اجازه دفن متوفی پول اضافه می‌گرفت، به نوشته برخی، با گرفتن رشوه از کاروان‌داران، هنگام اختلاف میان حاجی و کاروان‌دار، به سود کاروان‌دار رای می‌داد&amp;lt;ref&amp;gt;پنجاه سفرنامه، ج7، ص291.&amp;lt;/ref&amp;gt; و حتی گاه با دزدان همدستی داشت.&amp;lt;ref&amp;gt;پنجاه سفرنامه، ج5، ص409.&amp;lt;/ref&amp;gt; کنسولگری در مکه نیز از مردم پول می‌گرفت و گاهی اجازه حرکت از مکه را به حاجیان نمی‌داد.&amp;lt;ref&amp;gt;سفرنامه میرزا داود میروظایف، ص140.&amp;lt;/ref&amp;gt; کنسول ایران به سبب دریافت پول، جان حاجیان را به خطر می‌انداخت. برای نمونه، در سالی که افشار ارومی در حج حضور داشت، با این‌که راه جبل از سوی دولت ایران ممنوع شده بود، نایب کنسول ایران با گرفتن مبلغی کلان از امیر جبل، اجازه عبور ایرانیان از جبل را داد و حمله‌داران با تبلیغ و تشویق، مردم را از این راه حرکت دادند.&amp;lt;ref&amp;gt;سفرنامه مکه معظمه، ص158.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== پهلوی ===&lt;br /&gt;
ممنوعیت حج از سوی دولت ایران تا سال ۱۳۰۷ش. ادامه یافت. در این مدت، حکومت ایران هنوز دولت سعودی را به رسمیت نشناخته بود. با وجود این، برخی ایرانیان از راه‌های غیررسمی به حج می‌رفتند و دولت ایران نیز در برخی سال‌ها سفر ایرانیان را از راه‌هایی جز راه عراق آزاد گذاشته بود. در برخی از این سال‌ها، شمار حاجیان به حدود سه هزار تن نیز می‌رسید.&amp;lt;ref&amp;gt;روابط سیاسی ایران و عربستان، ص58-59.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
با آغاز جنگ جهانی دوم به سال ۱۹۴۵م. /۱۳۲۰ش؛ که با آغاز حکومت محمدرضا شاه پهلوی همراه شد، وضعیت منطقه سخت رو به وخامت رفت و سفر حج به ویژه از راه عراق بسیار خطرناک گشت. از این‌رو، مقام‌های ایران صدور گذرنامه حج را در سال ۱۳۲۱ش. ممنوع کردند. با این حال، سفر حاجیان ایرانی به مکه و مدینه قطع نشد و به سال ۱۳۲۱ش. حدود ۱۶۰۰ تن و به سال ۱۳۲۲ش. حدود ۴۰۰۰ تن از حاجیان ایرانی از راه [[کویت]] و راه‌های دیگر به صورت غیرقانونی به حج رفتند. به دلیل نبود امکانات و درگیر بودن منطقه در نبرد، بسیاری از مسافران در میانه راه ناچار به بازگشت می‌شدند. در این سال‌ها، به دلیل مشکلات مالی پدید آمده از جنگ جهانی، دولت ایران کنسولگری خود را در جده تعطیل کرد و دولت عربستان نیز به دلیل همین مشکلات، امکانات سازمان‌دهی حاجیان را نداشت.&amp;lt;ref&amp;gt;اسناد روابط ایران و عربستان، ص99-100؛ روزنامه خاطرات عین السلطنه، ج10، ص8017، 9 802.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در همان سال (۱۳۲۲ش) زائری ایرانی از مردم یزد به اتهام اهانت به حرم، دستگیر و اعدام شد. این زائر که ابوطالب یزدی نام داشت، به دلیل گرمی هوا درون مسجدالحرام دچار تهوع شد و مأموران حرم که می‌پنداشتند وی قصد آلوده ساختن حرم را داشته، او را دستگیر و پس از محاکمه اعدام کردند.&amp;lt;ref&amp;gt;مجله خواندنی‌ها، سال 4، ش26، ص3-5، «از تهران تا مکه.&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;اسناد روابط ایران و عربستان، ص104؛ ابوطالب یزدی شهید مروه، ص13.&amp;lt;/ref&amp;gt; دولت ایران به اجرای این حکم سخت اعتراض کرد و خواستار عذرخواهی عربستان سعودی شد. در نامه‌نگاری‌های میان دو دولت، مقام‌های سعودی صدور حکم اعدام را صحیح و آن را پشتوانه گواهی شاهدان و اعترافات مقتول دانستند. نامه‌نگاری‌ها و نیز میانجیگری مصر برای حل اختلاف سودی نداشت و دولت ایران به سال ۱۳۲۳ش. در اعتراض به این رخداد، با کشور سعودی قطع رابطه نمود و حج ایرانیان را ممنوع کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;روزنامه خاطرات عین السلطنه، ج10، ص8017؛ روابط سیاسی ایران و عربستان، ص84-85؛ اسناد روابط ایران وعربستان، ص107-124.&amp;lt;/ref&amp;gt; تعطیلی حج تا سال ۱۳۲۷ش. ادامه یافت و در پی نامه عبدالعزیز سعودی، روابط ایران و عربستان از سر گرفته شد.&amp;lt;ref&amp;gt;اسناد روابط ایران و عربستان، ص39، «مقدمه»، 130-131.&amp;lt;/ref&amp;gt; سپس روابط سیاسی ایران و عربستان رو به بهبود رفت و مسائل سیاسی دخالتی در امور حج ایرانیان نداشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== انقلاب اسلامی ===&lt;br /&gt;
حج‌گزاری ایرانیان پس از انقلاب، بیش از هر چیز زیر تأثیر روابط سیاسی پر نوسان ایران و عربستان قرار گرفت. در همان سال‌های نخست انقلاب اسلامی ایران، با این‌که دو دولت موضع دشمنانه آشکاری در برابر هم نداشتند،&amp;lt;ref&amp;gt;مروری بر روابط ایران و عربستان، ص21-22.&amp;lt;/ref&amp;gt; تنش‌هایی میان حاجیان و مسؤولان حج ایرانی با پلیس عربستان ایجاد می‌شد.&amp;lt;ref&amp;gt;خاطرات حج، ص97.&amp;lt;/ref&amp;gt; اختلاف‌های سیاسی ایران و عربستان در دوران جنگ تحمیلی عراق بر ضد ایران، به دلیل حمایت عربستان از [[عراق]] بیشتر شد.&amp;lt;ref&amp;gt;مروری بر روابط ایران و عربستان، ص31-32.&amp;lt;/ref&amp;gt; اوج اختلاف دو کشور که به سال ۱۳۶۶ش. به قطع روابط سیاسی آن دو به مدت سه سال انجامید، به دلیل برگزاری مراسم برائت از مشرکین از جانب حاجیان ایرانی در موسم حج بود. &lt;br /&gt;
حج‌گزاری ایرانیان در سال ۱۳۷۰ از سر گرفته شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== فاجعه منا ====&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نهادهای مرتبط به حج در ایران ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== آمار و وقایع حج ایرانیان ==&lt;br /&gt;
در [[سال 1404 شمسی]] 86700 نفر از ایران (مجموع زائر و خادمان و کارگزاران حج) در مراسم حج شرکت کردند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Rezashams</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikihaj.com/index.php?title=%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1:Rezashams/%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87_%D8%AA%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%86&amp;diff=67759</id>
		<title>کاربر:Rezashams/صفحه تمرین</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikihaj.com/index.php?title=%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1:Rezashams/%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87_%D8%AA%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%86&amp;diff=67759"/>
		<updated>2026-05-18T16:19:15Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Rezashams: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{در دست ویرایش|ماه=[[اردیبهشت]]|روز=[[26]]|سال=[[۱۴۰۵]]|کاربر=Rezashams  }}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:مقاله‌های در حال ویرایش]]&lt;br /&gt;
== شیوه حج ایرانیان ==&lt;br /&gt;
سفر حج ایرانیان تا پیش از رواج وسایل حمل و نقل جدید، در قالب کاروان‌های محلی صورت می‌گرفت. در این کاروان‌ها، معمولاً شماری از اهالی یک شهر و روستا گرد می‌آمدند و به راهنمایی یک ساربان و قافله‌دار که به آن «حمله‌دار» گفته می‌شد، به سوی سرزمین حجاز راهی می‌شدند. حمله‌داران کسانی بودند که به سازمان‌دهی کاروان‌های حج در شهرهای ایران می‌پرداختند و راهنمایی حاجیان، تهیه محل اسکان، فراهم نمودن مرکب، و مذاکره و ارتباط با امیران و حاکمان محلی را در برابر پولی که از حاجیان می‌گرفتند، بر عهده داشتند.&amp;lt;ref&amp;gt;نک: مقالات تاریخی، دفتر9، ص16-17؛ لغت‌نامه، ج6، ص8084، «حمل‌دار.&amp;lt;/ref&amp;gt; گاه نیز یک کاروان حج تنها از برخی دوستان و بستگان و با اسباب سفر محدود تشکیل می‌شد.&amp;lt;ref&amp;gt;نک: حیات یحیی، ج1، ص68.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرکب اصلی سفر در کاروان حج به ویژه در صحراهای شبه جزیره عربی شتر بود. کاروانیان معمولاً شتر را از شترداران (جمّال‌ها) اجاره می‌کردند. کسانی که پولی بیشتر داشتند، بر کجاوه می‌نشستند. معمولاً هر فرد یک شتر برای آب و یک شتر برای بار کرایه می‌کرد. برخی حاجیان نیز به صورت پیاده و بدون شتر سفر می‌نمودند؛ چنان‌که در سفرنامه‌های دوران قاجار آمده است. افزون بر کاروان‌دار و شتردار، عکام‌ها که خدمت‌گزاران حاجیان بودند، آنان را در برابر گرفتن پولی همراهی می‌کردند و برخی کارها را از جمله گذاردن بار بر شتر، گردآوری هیزم برای آتش، گرفتن افسار شتر، گردآوری آب در منازل سفر، پختن نان و… بر عهده داشتند.&amp;lt;ref&amp;gt;روزنامه خاطرات عین السلطنه، ج2، ص1509؛ سفرنامه فرهاد میرزا، ص160؛ حدیث قافله‌ها، ص202؛ به سوی‌ام القری، ص241، 279؛ پنجاه سفرنامه، ج5، ص436.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گاه سامان‌دهی کاروان حج زیر نظر حکمرانان انجام می‌شد که گزارش‌های آن در کتاب‌های تاریخ آمده است. مردم از شهرها و روستاهای پیرامون به این کاروان می‌پیوستند یا با رسیدن کاروان به هر یک از شهرها، دلبستگان حج با آن همراه می‌شدند. این کاروان‌ها معمولاً با نظامیانی همراهی می‌شد تا در برابر راهزنان از حاجیان محافظت کنند. در کاروان‌های دولتی، معمولاً فردی به عنوان امیرالحاج که از بزرگان حکومت بود، انتخاب می‌شد.&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ بیهقی، ج3، ص1151؛ احسن التواریخ، ج2، ص748؛ روضات الجنات، ج1، ص513-516؛ سفرنامه منظوم حج، ص45.&amp;lt;/ref&amp;gt; پادشاهان چون تصمیم به آماده‌سازی و راهی کردن کاروان حج می‌گرفتند، جارچیان را به سراسر مملکت می‌فرستادند و اعلان می‌کردند که پادشاه قصد دارد کاروان حج را با ساز و برگ راهی حجاز کند و هرکس می‌خواهد، می‌تواند خود را آماده سفر نماید. منشیان نیز نامه‌هایی به والیان شهرها می‌فرستادند و این موضوع را خبر می‌دادند.&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ عالم‌آرای امینی، ص222-223.&amp;lt;/ref&amp;gt; معمولاً این‌گونه دستورها با این وعده همراه بود که به فرمان پادشاه، والیان و راهداران از حاجیان هیچ مالیات و باج و خراج نخواهند گرفت.&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ عالم‌آرای امینی، ص222-224.&amp;lt;/ref&amp;gt;  &lt;br /&gt;
==راه‌های حج ایرانیان==&lt;br /&gt;
{{اصلی|راه‌های حج ایرانیان}}امروزه سفر حج ایرانیان تنها از راه هواپیما و با پروازهای مستقیم از ایران به شهرهای عربستان صورت می‌گیرد. راه هوایی از سال ۱۳۲۸ش به راه‌های حج ایرانیان افزوده شد. در سال‌های آغازین، مسیر هوایی میان ایران تا جده به‌طور مستقیم وجود نداشت و حاجیان یا از راه زمینی یا با هواپیما از [[تهران]] به بغداد، بصره، بیروت یا شهرهای [[اردن]] و سوریه می‌رفتند و از فرودگاه این شهرها راهی جده می‌شدند.&amp;lt;ref&amp;gt;مجله خاطرات وحید، ش7، اردیبهشت1351، ص38، «مقدمات عزیمت به مکه.&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;خاطرات زیارت خانه خدا، ص35، 39؛ خاطرات سفر حج، ص12؛ به سوی خدا می‌رویم، ص105، 113؛ سفرنامه حج و راهنمای حاج، ص9.&amp;lt;/ref&amp;gt; در سال ۱۳۲۷ش. حدود ۶۰۰ تن از ایرانیان با هواپیما به مکه رفتند.&amp;lt;ref&amp;gt;میقات حج، ش51، ص170، 185.&amp;lt;/ref&amp;gt; راه هوایی به تدریج رونق گرفت و پس از چندی پرواز مستقیم از ایران به جده برقرار و این راه به مسیر اصلی حج ایرانیان تبدیل شد و حج‌گزاری از راه زمینی ممنوع گشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== راه عراق ===&lt;br /&gt;
کهن‌ترین و مهم‌ترین راه حج ایرانیان،  مسافران کاروان عراق در این راه که در طول تاریخ با عناوینی مانند [[درب زبیده]]، راه کوفه، راه نجد و راه جبل شناخته شده،&amp;lt;ref&amp;gt;نک: الکامل، ج8، ص147؛ درب زبیده، ص65؛ نک: فارسنامه ناصری، ج1، ص710؛ سفرنامه میرزا محمد حسین فراهانی، ص171.&amp;lt;/ref&amp;gt; از بغداد به کوفه و از آن‌جا به جنوب عراق می‌رفتند و با عبور از صحرای نفود و نجد و گذر از منازلی مانند قادسیه، عذیب، مغیثه، زباله، ثعلبیه، فید، حاجر و معدن النقره به حجاز می‌رسیدند و به مدینه یا مکه می‌رفتند.&amp;lt;ref&amp;gt;المناسک، ص269-356؛ المسالک و الممالک، ص125-127؛ البلدان، ص150؛ رحلة ابن جبیر، ص162-163.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
راه دیگر که از عراق به مکه می‌رفت، راه [[بصره]] بود که از بصره آغاز می‌شد و در معدن النقره به راه کوفه می‌پیوست.&amp;lt;ref&amp;gt;المسالک و الممالک، ص146-147؛ احسن التقاسیم، ج1، ص361؛ الخراج، ص84؛ جغرافیای حافظ ابرو، ج1، ص232.&amp;lt;/ref&amp;gt; راه عراق برای حاجی ایرانی کوتاه‌ترین راه بود؛ اما به دلیل وضعیت بد آب و هوایی و خطر همیشگی حمله راهزنان، بدترین راه حج نیز به شمار می‌رفت. در بیابان‌های راه مکه، تهیه آب تنها از چاه‌ها و برکه‌های محدود و شناخته شده‌ای میسر بود که میزان آب آن‌ها همیشه به یک‌اندازه نبود و بعضی سال‌ها کاروانیان را به دشواری می‌انداخت. نبود آب و وقوع طوفان در برخی سال‌ها باعث توقف کاروان حج یا کشته شدن بسیاری از حاجیان می‌شد.&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ طبری، ج8، ص150؛ ج9، ص150، 501؛ ج10، ص139؛ الکامل، ج7، ص34؛ ج9، ص205؛ درب زبیده، ص99-100.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از تشکیل دولت صفوی در ایران و فراگیری مذهب تشیع در این سرزمین، راه عراق به دلیل وجود مزارهای [[امامان شیعه]] در عتبات برای ایرانیان اهمیتی بیشتر یافت. در این دوران، راه عراق در سرزمین‌های زیر سلطه دولت عثمانی قرار داشت. حکومت عثمانی بر سرزمین‌های جنوب عراق نظارت کامل نداشت و این سرزمین‌ها معمولاً شاهد قدرت یافتن قبایل عرب بود. ناامنی، گرفتن مالیات فراوان از حاجیان در طول مسیر، و معطل کردن آنان به بهانه‌های گوناگون باعث می‌شد گاه عبور کاروان‌های حج از این مسیر، از سوی شاهان ایران ممنوع شود. در نامه‌ای که شاه عباس دوم به شریف مکه نوشت، به منع حاجیان برای عبور از راه بصره اشاره و بازگشایی راه حج وابسته به تعهد حاکم بصره و شریف مکه به برقراری امنیت در طول مسیر شده است.&amp;lt;ref&amp;gt;سفرنامه شاردن، ج2، ص616؛ نک: احیاء الملوک، ص479؛ مقالات تاریخی، دفتر11، ص62-68.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در دوران حکومت قاجار، راه عراق را بیشتر با عنوان راه نجد یا راه جبل می‌شناختند.&amp;lt;ref&amp;gt;نک: سفرنامه میرزا محمد حسین فراهانی، ص171؛ تذکرة الطریق، ص22؛ سفرنامه فرهاد میرزا، ص196.&amp;lt;/ref&amp;gt; از نیمه سده سیزدهم ق دولتی نیمه مستقل در سرزمین نجد یا جبل با نام آل‌رشید (۱۲۵۲–۱۳۴۰ق) تشکیل شد. آل‌رشید مسؤولیت حفظ امنیت راه جبل را بر عهده داشتند و در برابر از کاروان‌داران مالیات می‌گرفتند.&amp;lt;ref&amp;gt;خاطرات سرهارد فورد، ص13.&amp;lt;/ref&amp;gt; مسافران زیر نظر شخصی که از سوی او به عنوان امیرالحاج تعیین می‌شد، سفر می‌کردند.&amp;lt;ref&amp;gt;مقالات تاریخی، دفتر8، ص187.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== راه احساء ===&lt;br /&gt;
از دیگر راه‌های حاجیان ایرانی که از صحراهای شبه جزیره می‌گذشت، راه [[احساء]] یا لحساء بود. احساء یا لحساء، سرزمینی در جنوب غرب [[خلیج فارس]] و نام قدیم آن بحرین بود.&amp;lt;ref&amp;gt;احسن التقاسیم، ص93؛ معجم البلدان، ج1، ص112؛ جغرافیای تاریخی کشورهای اسلامی، ج1، ص234.&amp;lt;/ref&amp;gt; حاجیان ایرانی برای گذر از راه احساء معمولاً با عبور از عرض خلیج فارس، نخست به بحرین می‌رفتند و سپس با عبور از [[یمامه]] به حجاز می‌رسیدند. این راه از دیرباز مورد استفاده ایرانیان بوده است. سفر از راه خلیج فارس به بحرین و احساء در دوران صفویه رونقی بیشتر یافت و مورد استفاده برخی دانشوران شیعه ایرانی قرار گرفت.&amp;lt;ref&amp;gt;نک: تاریخ و سفرنامه حزین، ص243؛ تاریخ عالم‌آرای عباسی، ج1، ص156.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== راه شام ===&lt;br /&gt;
این راه از شهرهای شام آغاز می‌شد و با گذشتن از سرزمین‌های [[سوریه]] و اردن امروزی و منازلی چون بصری، کرک، معان، عقبه، ذات حج، و تبوک به مدینه و مکه می‌رسید.&amp;lt;ref&amp;gt;درباره راه شام، نک: الحقیقة و المجاز، ج3، ص387-411.&amp;lt;/ref&amp;gt; این راه معمولاً مسیر اصلی ایرانیان نبود؛ اما در برخی دوره‌ها بیشتر مورد استفاده ایرانیان قرار می‌گرفت. تا پیش از دوران صفویه، این راه یا از سوی افرادی که می‌خواستند در مسیر حج از [[بیت‌المقدس]] یا مصر دیدن کنند، استفاده می‌شد یا هنگامی که راه عراق به دلیل خطر هجوم راهزنان بسته بود. با قدرت یافتن حکومت عثمانی در عراق و آناتولی و شبه جزیره، راه عراق اهمیت خود را از دست داد و راه شام به عنوان مسیر اصلی حج از سوی دولت عثمانی مورد توجه قرار گرفت. از این دوران، معمولاً ایرانیان از دو راه به شام می‌رفتند. راه معمول، [[عراق]] و [[بغداد]] و سپس [[کرکوک]]، [[موصل]] و عرفه به [[حلب]] و [[دمشق]] بود. راه دیگر، شمال ایران و نخجوان و اردوباد و آناتولی و حلب و دمشق بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== راه دریایی جنوب ایران ===&lt;br /&gt;
راه دریایی جنوب ایران نیز از راه‌های قدیم بود که از دوران صفویه و در پی رواج کشتیرانی اروپاییان در اقیانوس هند، رونقی بیشتر یافت. برای عبور از این راه، حاجیان در بنادر جنوبی ایران مانند بندر کنگ و [[بوشهر]] به کشتی می‌نشستند و با گذر از خلیج فارس و دریای عمان و اقیانوس هند و جنوب شبه جزیره عربی، وارد دریای سرخ می‌شدند و به بندر جده می‌رفتند.&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ حج‌گزاری ایرانیان، ص192-194؛ مقالات تاریخی، دفتر8، ص183؛ وقایع السنین، ص557؛ تاریخ و سفرنامه حزین، ص241.&amp;lt;/ref&amp;gt; بهره‌وری از این راه در دوران قاجار بیشتر شد. در این دوران، افزون بر بهره‌وری از بنادر جنوب ایران، برخی از حاجیان نخست به عتبات می‌رفتند و پس از زیارت عتبات، از بصره به قصد جده سوار کشتی می‌شدند.&amp;lt;ref&amp;gt;نک: شرح زندگانی من، ج2، ص80؛ فارسنامه ناصری، ج1، ص27؛ روزنامه سفر حج، ص45-62.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
راهی دیگر که در اوایل دوران پهلوی استفاده می‌شد، مسیر زمینی از ایران به [[بمبئی]] و از آن‌جا با کشتی به سوی جده بود.&amp;lt;ref&amp;gt;میقات حج، ش54، ص1492، «حج‌گزاری در سال‌های آغازین انقلاب.&amp;lt;/ref&amp;gt; سفر دریایی در این دوران معمولاً با کشتی‌های اروپایی موجود در خلیج فارس انجام می‌شد.&amp;lt;ref&amp;gt;پنجاه سفرنامه، ج1، ص596؛ سفرنامه حاج ایاز خان قشقایی، ص66، 77؛ نک: خاطرات سفر مکه، ص62.&amp;lt;/ref&amp;gt;  راه طولانی دریایی که بیشتر با بیم از طوفان و غرق شدن می‌گذشت، برای حاجی دشوار بود.&amp;lt;ref&amp;gt;روزنامه سفر حج، ص57.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== راه استانبول ===&lt;br /&gt;
راه دیگر که تنها از دوران قاجاریه استفاده می‌شد، راه [[استانبول]] بود. ایرانیانی که این مسیر را انتخاب می‌کردند، معمولاً از شهرهای نیمه شمالی کشور به سوی انزلی راهی می‌شدند. در انزلی با کشتی به باکو می‌رفتند و از باکو به سوی باتوم یا یکی از دیگر بنادر دریای سیاه می‌رفتند. مسافرت در این مسیر پس از احداث راه‌آهن باکو تا باتوم بسیار رونق گرفت و مورد استفاده ایرانیان به ویژه ثروتمندان بود. مسافران معمولاً از باتوم با کشتی به استانبول می‌رفتند و از استانبول با کشتی به [[اسکندریه]] در مصر رهسپار می‌شدند و سپس در خاک مصر به بندر سوئز می‌رسیدند و با کشتی به سوی جده راهی می‌گشتند. کسانی که قصد داشتند نخست به [[مدینه]] بروند، در ینبع؛ و آنان که نخست به مکه می‌رفتند، در جده پیاده می‌شدند.&amp;lt;ref&amp;gt;سفرنامه فرهاد میرزا، ص19-127؛ سفرنامه میرزا محمد حسین فراهانی، ص57-158؛ سفرنامه امین الدوله، ص58-156؛ پنجاه سفرنامه، ج6، ص18؛ ج7، ص200.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== راه دریایی از بیروت ===&lt;br /&gt;
در دوران معاصر و پیش از رواج هواپیما، برای سفر به حج، راه دریایی بیروت مورد استفاده حاجیان ایرانی قرار می‌گرفت. در این مسیر، حاجیان ایرانی نخست از راه زمینی و با اتومبیل و قطار به عراق سفر و سپس بیروت سفر می‌کردند و با کشتی‌های اروپایی به جده راهی می‌شدند. بهره‌وری از راه دریایی بیروت تا مدت‌ها ادامه داشت و در دوران پهلوی اول، از راه‌های اصلی حاجیان ایرانی بود. در سال‌های پیش از جنگ جهانی دوم، سفیر ایران در جده برای حمل و نقل حاجیان ایرانی از بیروت به جده و بر عکس، با یک شرکت فرانسوی قراردادی امضا کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;روابط سیاسی ایران و عربستان، ص71.&amp;lt;/ref&amp;gt; به سال ۱۳۲۷ش؛ که پس از جنگ جهانی دوم نخستین بار حج ایرانیان به‌طور رسمی انجام شد، حدود دو هزار تن از جمعیت چهارده هزار نفری حاجیان ایرانی، از این راه به حج رفتند.&amp;lt;ref&amp;gt;میقات حج، ش51، ص170، 185، «خاطرات سرپرست حجاج در سفر سال 1327ش.».&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== گزارش‌ها از تاریخ حج‌گزاری ایرانیان ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== عصر دولت‌های محلی ===&lt;br /&gt;
قدیم‌ترین گزارش‌ها حاکی از ارسال کاروان حج به مکه همراه با هدایایی از سوی شاهان سامانی است.&amp;lt;ref&amp;gt;ترجمه تاریخ یمینی، ص36.&amp;lt;/ref&amp;gt;درباره حج‌گزاری در دوران غزنویان نیز مهم‌ترین گزارش‌ها مربوط به سال ۴۱۲ق. است. در این سال، در حالی که حج ایرانیان چند سالی تعطیل شده بود، [[محمود غزنوی]] کاروانی بزرگ را همراه سپاهی برای محافظت از آن به [[حج]] فرستاد. سپس سفر حج ایرانیان از قلمرو غزنویان مدتی تعطیل بود تا این‌که به سال ۴۱۵ق. کاروانی دیگر از سوی غزنویان و با امارت حسنک وزیر به حج رفت.&amp;lt;ref&amp;gt;الکامل، ج9، ص325، 341؛ اتحاف الوری، ج2، ص447، 450-451.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در نیمه اول سده پنجم ق. حرکت کاروان حج عراق جز در برخی سال‌ها متوقف شد. گزارش توقف حرکت کاروان از سال ۴۰۷ق. در منابع یاد شده که تا سال ۴۵۷ق. ادامه داشته است. در بسیاری از سال‌ها، کاروان حج عراق به دلیل تأخیر اهل خراسان (ایرانیان) از حرکت به سوی مکه بازمانده است.&amp;lt;ref&amp;gt;الکامل، ج9، ص325، 356، 363، 370، 432؛ اتحاف الوری، ج2، ص444-457.&amp;lt;/ref&amp;gt; این گفته بدین معنا است که حاجیان ایرانی در این سال‌ها به حج نمی‌رفته‌اند و محمل عراق که منتظر ورود حاجیان ایرانی بوده، به دلیل گذشت زمان، از حج بازمی‌مانده است. درباره این‌که چرا کاروان حج خراسانی تأخیر داشته، آگاهی دقیق در دست نیست. در سال‌های پایانی سده چهارم ق. با تضعیف آل‌بویه، هجوم قبایل راهزن عرب در راه حج بالا گرفت و گاهی همین مایه تعطیلی حج کاروان عراق بود.&amp;lt;ref&amp;gt;نک: اتحاف الوری، ج2، ص428-433؛ تاریخ ایران در قرون نخستین اسلامی، ج1، ص185.&amp;lt;/ref&amp;gt; اما تعطیلی حج ایرانیان بیشتر مربوط به مسائل درونی و گویا درگیری پادشاهان محلی با یکدیگر بوده است. در اوایل سده پنجم ق. در حالی که به دلیل اختلاف‌های خاندان آل‌بویه در شهرهای مرکزی و غربی ایران آتش نبرد میان برادران و عموزادگان بویهی شعله‌ور بود، در شرق ایران، محمود غزنوی مشغول کشورگشایی در [[هند]] و دست‌اندازی به سرزمین‌های زیر سلطه آل‌بویه بود.&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ ایران در قرون نخستین اسلامی، ج1، ص202-212.&amp;lt;/ref&amp;gt; از دهه سوم سده پنجم ق. هجوم سلجوقیان به ایران، به عوامل ناامنی اوضاع درونی ایران افزوده شد. گویا به دلیل ناپایداری سیاسی در نخستین سال‌های قدرت این دولت، توقف [[کاروان حج]] تا سال ۴۵۶ق. ادامه یافت و در این سال نخستین کاروان حج به مکه راهی شد.&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ ابن خلدون، ج4، ص132؛ اتحاف الوری، ج2، ص470.&amp;lt;/ref&amp;gt; پس از آن کاروان حج عراق که شامل حاجیان ایرانی هم بود هر سال به حج اعزام می‌شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مغول‌ها ===&lt;br /&gt;
با آغاز حمله مغول به شرق ایران (۶۱۶ق) گزارش‌هایی از قطع حرکت کاروان حاجیان از شهرهای ایران در سال‌های ۶۱۷ و ۶۱۸ق. در دست است.&amp;lt;ref&amp;gt;اتحاف الوری، ج3، ص31-32؛ تاریخ مغول در ایران، ص28؛ تاریخ مغول، ص25.&amp;lt;/ref&amp;gt; با نفوذ مغول‌ها به مناطق ایران و آغاز هجوم آنان به بغداد، کاروان حج عراق نیز از رفتن به حج بازماند.&amp;lt;ref&amp;gt;اتحاف الوری، ج3، ص51-52، 55.&amp;lt;/ref&amp;gt; آن‌گاه که به سال ۶۳۴ق. مغول‌ها قصد حمله به بغداد کردند، خلیفه عباسی از دانشوران فتوای قطع حج به دلیل اولویت نبرد با مغول را گرفت.&amp;lt;ref&amp;gt;البدایة و النهایه، ج13، ص145؛ اتحاف الوری، ج3، ص52.&amp;lt;/ref&amp;gt; پس از هفت سال، با سرد شدن آتش نبردها، حرکت کاروان عراق به سال ۶۴۰ق. از سر گرفته شد.&amp;lt;ref&amp;gt;اتحاف الوری، ج3، ص59.&amp;lt;/ref&amp;gt; از این‌که حضور ایرانیان در این سال‌ها در کاروان حج عراقی چه‌اندازه بوده، آگاهی دقیق در دست نیست. به گزارش منابع تاریخ مکه، در دو دهه پایانی خلافت عباسی، در چندین سال، کاروان حج از عراق حرکت نکرد که عامل اصلی آن، نبردهای پراکنده با مغولان بود.&amp;lt;ref&amp;gt;شفاء الغرام، ج2، ص403-404.&amp;lt;/ref&amp;gt; هنگامی که مغول‌ها بغداد را به سال ۶۵۶ق. تصرف کردند، حرکت کاروان حج از بغداد برای ده سال متوقف شد. گزارش نخستین سفر حج از عراق پس از این سال به۶۶۶ق. یا ۶۶۷ق. مربوط است که اباقا خان مغول به بغداد آمد و عطا ملک جوینی با گوشزد کردن اهمیت حج، توانست فرمانی برای بازگشایی راه حج از او بگیرد.&amp;lt;ref&amp;gt;اتحاف الوری، ج3، ص92؛ شفاء الغرام، ج2، ص404؛ دین و دولت در ایران عهد مغول، ج2، ص399-400.&amp;lt;/ref&amp;gt; از این‌که پس از آن، فرستادن کاروان حج به‌طور منظم ادامه داشته یا نه، گزارشی در دست نیست.&amp;lt;ref&amp;gt;نک: اتحاف الوری، ج3، ص99-120.&amp;lt;/ref&amp;gt; فرمانروایان نخست ایلخان مسلمان نبودند و به حج توجهی نداشتند. با این حال، گزارش‌هایی از سفر حج ایرانیان در دوران ایلخانان غیر مسلمان نیز در دست است. برای نمونه، در دوران ارغون (حک: ۶۸۳–۶۹۰ق) به سال ۶۸۸ق. کاروان بزرگی از حاجیان ایرانی از عراق به حج رفت که بسیاری از دانشوران و بزرگان ایران نیز در آن حضور داشتند.&amp;lt;ref&amp;gt;العقد الثمین، ج1، ص192؛ اتحاف الوری، ج3، ص119-120؛ تحریر تاریخ وصاف، ص135.&amp;lt;/ref&amp;gt; با مسلمان شدن ایلخانان، حج‌گزاری ایرانیان رونقی بیشتر یافت. از راهی شدن کاروان حج در دوران احمد تکودار (حک: ۶۸۱–۶۸۳ق) نخستین ایلخان مسلمان گزارش‌هایی در دست است. بر پایه این گزارش‌ها، در این دوران، موقوفاتی برای [[حرمین شریفین]] وجود داشته که به دستور وی این موقوفات را گردآوری کرده و به مکه می‌فرستاده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;تحریر تاریخ وصاف، ص69؛ تاریخ ایران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاریه، ص499.&amp;lt;/ref&amp;gt; د&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در دوران غازان خان (حک: ۶۹۴–۷۰۳ق) دومین ایلخان مسلمان که کارهایی فراوان برای گسترش اسلام میان مغولان انجام داد، حج‌گزاری رونقی بیشتر یافت. غازان خان فرمانی برای تعظیم و تکریم سادات مکه و خادمان [[بیت‌الله]] صادر نمود و برای کعبه پرده‌ای گرانب‌ها فراهم کرد و همراه اموال بسیار برای انعام مکیان به مکه فرستاد. او به سال ۷۰۲ق. کاروانی شکوهمند را به حج فرستاد و برای حفظ امنیت آن، امیر قتلغ شاه را امیرالحاج کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;تحریر تاریخ وصاف، ص215؛ دین و دولت در ایران عهد مغول، ج2، ص464.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حج‌گزاری ایرانیان پس از حمله مغول در دوران حکومت ابوسعید (حک: ۷۱۶–۷۳۶ق) به اوج رونق رسید. در این دوران، محمل عراقی با شکوه و عظمت راهی مکه می‌شد و شمار حاجیان بسیار فراوان بود.&amp;lt;ref&amp;gt;اتحاف الوری، ج3، ص171، 181.&amp;lt;/ref&amp;gt; گزارش‌های [[ابن‌بطوطه]] از کاروان عراق که در همین سال‌ها به حج رفته، نشانگر رونق حج‌گزاری ایرانیان است. او از فراوانی حاجیان ایرانی و امکانات و سامان مناسب کاروان عراق خبر داده است.&amp;lt;ref&amp;gt;رحلة ابن بطوطه، ج2، ص411-412.&amp;lt;/ref&amp;gt; اهتمام ابوسعید ایلخان به امور حج، از جمله آراستن محمل عراق با گوهرهای گرانب‌ها و حمایت از کاروان و حتی پرداخت خسارت وارد شده بر حاجیان بر اثر حمله دزدان، مورد توجه منابع قرار گرفته است.&amp;lt;ref&amp;gt;اتحاف الوری، ج3، ص167، 171.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== پس از مغولان ===&lt;br /&gt;
با مرگ ابوسعید ایلخان (سال۷۳۶ق) حرکت کاروان حج عراق متوقف شد و پس از۱۱ سال، به سال ۷۴۸ق. محمل عراق دیگر بار به حج رفت. از این سال، حج ایرانیان دوره‌های چند ساله تعطیلی را تجربه کرد که بیش از هر چیز برآمده از ناپایداری سیاسی در ایران به دلیل اختلاف حکومت‌های محلی با یکدیگر و درگیری‌های دامنه‌دار جانشینان پس از مرگ حاکم پیشین بود.&amp;lt;ref&amp;gt;شفاء الغرام، ج2، ص417.&amp;lt;/ref&amp;gt; از سال ۷۴۰ق. حدود یک سده عراق به دست آل‌جلایر (حک: ۷۴۰–۸۳۶ق) افتاد. در این دوران، تجهیز کاروان عراق بر عهده حکومت آل‌جلایر بود. حرکت کاروان عراق در این دوران منظم نبود و درگیری آل‌جلایر با همسایگان و نیز مشکلات داخلی، حج را به تعطیلی می‌کشاند. برای نمونه، از سال ۷۹۵ق. حرکت محمل عراق چند سال قطع شد که گویا به دلیل حمله تیمور به ایران بود.&amp;lt;ref&amp;gt;اتحاف الوری، ج3، ص390؛ درر الفوائد المنظمه، ص315؛ درباره حکومت آل جلایر، نک: تاریخ ایران از آغاز تا انقراض سلسله قاجار، ص594-601.&amp;lt;/ref&amp;gt; مرگ احمد بن اویس (۸۱۳ق) نیز باعث تعطیلی چند ساله حج شد.&amp;lt;ref&amp;gt;اتحاف الوری، ج3، ص482.&amp;lt;/ref&amp;gt; در برخی از سال‌های حکومت جلایریان، کاروان عراقی از رونق فراوان برخوردار بود. از جمله در سال‌های سلطنت اویس جلایری (حک: ۷۵۷–۷۷۶ق) کاروان عراقی بسیار پر شمار و با شکوه بود. در برخی سال‌های دهه ۷۷۰ق. به دلیل حمایت‌های مالی او از عجلان بن رمیثه (حک: ۷۶۲–۷۷۴ق) شریف مکه، نامش در خطبه مکه یاد می‌شد.&amp;lt;ref&amp;gt;شفاء الغرام، ج2، ص422.&amp;lt;/ref&amp;gt; از میان رفتن حکومت جلایریان به دست قرایوسف قراقویونلو (حک: ۸۱۰–۸۱۲ق) به سال ۸۱۳ق. مدتی اعزام کاروان حج عراق را به تعطیلی کشاند.&amp;lt;ref&amp;gt;اتحاف الوری، ج3، ص482؛ تاریخ حبیب السیر، ج4، ص577؛ تاریخ ایران از آغاز تا انقراض سلسله قاجار، ص652-653.&amp;lt;/ref&amp;gt; اما از سال ۸۱۶ق. قرایوسف کاروان عراق را که ایرانیان نیز با آن همراه بودند، تجهیز کرد و به مکه فرستاد. در این سال، در خطبه‌های نماز [[مسجدالحرام]]، برای قرایوسف دعا کردند.&amp;lt;ref&amp;gt;اتحاف الوری، ج3، ص510؛ شفاء الغرام، ج2، ص431؛ درر الفوائد المنظمه، ص320.&amp;lt;/ref&amp;gt; از ۸۲۱ تا ۸۲۳ق. نبرد قرایوسف با شاهرخ تیموری و حاکم شام، باعث تعطیلی حج شد.&amp;lt;ref&amp;gt;شفاء الغرام، ج2، ص434-435؛ درر الفوائد المنظمه، ص321.&amp;lt;/ref&amp;gt; درگذشت قرایوسف به سال ۸۲۳ق. نیز حج را مدتی با تعطیلی روبه‌رو کرد. این تعطیلی تا سال ۸۳۱ق؛ که امیر حله حسین بن علی بن اویس کاروان عراق را تجهیز کرد، ادامه داشت.&amp;lt;ref&amp;gt;اتحاف الوری، ج3، ص574؛ ج4، ص23؛ درر الفوائد المنظمه، ص321-325.&amp;lt;/ref&amp;gt; از این هنگام تا دهه ۸۵۰ق؛ که گزارش‌هایی از حج محمل عراق به دستور احمد شاه پسر قرایوسف در دست است، خبری از حرکت کاروان عراق بازتاب نیافته است.&amp;lt;ref&amp;gt;درر الفوائد المنظمه، ص330-331.&amp;lt;/ref&amp;gt; به سال ۸۷۱ق. پس از نزدیک دو دهه، محمل عراق دیگر بار به راه افتاد و حرکت آن تا سال ۸۹۶ق. در دوران آق قویونلوها (۷۹۸–۹۱۴ق) و در دوره قدرت اوزون حسن (حک: ۸۷۲–۸۸۲ق) مدتی بدون وقفه ادامه داشت.&amp;lt;ref&amp;gt;درر الفوائد المنظمه، ص332-344؛ درباره حکومت آق قویونلوها، نک: تاریخ ایران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاریه، ص655-660.&amp;lt;/ref&amp;gt; اختلاف دولت آق قویونلو با مصر در دوران قدرت اوزون حسن، چند بار برای حاجیان ایرانی مشکل آفرید. برای نمونه، به سال ۸۷۶ق. بدین دلیل که محمل عراق می‌خواست بر محمل مصر پیشی بگیرد، اختلاف‌هایی روی داد و به حاجیان عراقی توهین شد.&amp;lt;ref&amp;gt;درر الفوائد المنظمه، ص337.&amp;lt;/ref&amp;gt; سال بعد به دستور اوزون حسن برای کعبه جامه‌ای دوختند که با کاروان عراقی به حجاز حمل شد. امیرالحاج که نخست به مدینه رفته بود، مردم مدینه را ناچار به خواندن خطبه به نام اوزون حسن کرد. این کار سبب اختلاف حاجیان کاروان عراق با شریف مکه و امیرالحاج مصر شد و امیرالحاج عراق به دستور او زندانی گشت و تا ششم [[ذی‌حجه]] به کاروان عراق اجازه ورود به مکه داده نشد.&amp;lt;ref&amp;gt;اتحاف الوری، ج4، ص558؛ درر الفوائد المنظمه، ص337؛ تحصیل المرام، ج2، ص765-766.&amp;lt;/ref&amp;gt; به سال ۸۸۰ق. نیز امیرالحاج مصری از ورود محمل همراه کاروان عراق به مکه پیش‌گیری کرد و تنها اجازه ورود حاجیان را داد. به سال ۸۸۱ق. نیز امیرالحاج مصری اجازه ورود محمل عراقی به مکه را نداد. کاروانیان محمل را در منطقه زاهر نهادند و تنها پس از پرداخت رشوه به امیرالحاج توانستند محمل را وارد [[عرفه]] کنند.&amp;lt;ref&amp;gt;اتحاف الوری، ج4، ص604-605؛ الدر الکمین، ج1، ص115؛ درر الفوائد المنظمه، ص338.&amp;lt;/ref&amp;gt; با توجه به تعطیلی حرکت کاروان عراق در بسیاری از سال‌ها و همچنین درگیری حکومت‌های عراق با حاکمان مناطق ایران، این احتمال بسیار است که در موارد فراوان، حاجیان ایرانی از راه عراق به حج نرفته باشند. از مسیرهایی که دراین دوران مورد استفاده حاجیان ایرانی بوده، مسیر [[شام]] و مصر است. از اواخر این دوران، گویا به سال ۸۹۸ق. سفرنامه‌ای در دست است که نویسنده آن همراه قافله مصر به حج رفته است.&amp;lt;ref&amp;gt;سفرنامه منظوم حج، ص85.&amp;lt;/ref&amp;gt; این دوران مقارن است با حکومت تیموریان (۷۷۱–۹۱۳ق) در قسمتی از مرکز و شرق ایران که شماری از آنان مانند شاهرخ تیموری (حک: ۸۱۱–۸۵۰ق) به امور حج و [[حرمین]] اهتمام فراوان داشتند. شاهرخ تیموری به حاکم مصر نامه‌ای نوشت و از این‌که برخی حاجیان ایرانی نزدیک مصر دچار حمله راهزنان شده‌اند و به شکایت آنان اعتنایی نشده است، گلایه کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;اسناد و مکاتبات تاریخی ایران از تیمور تا شاه اسماعیل، ص146-148.&amp;lt;/ref&amp;gt; این گزارش از حرکت کاروان حاجیان شرق و مرکز ایران از راه شام حکایت دارد. کاروانی دیگر که در این دوران از ایران به حج راهی می‌شد، کاروان حاجیان شیرازی بود. نخستین گزارش از حضور این کاروان مربوط به سال ۷۵۸ق. در دوران حکومت آل‌مظفر (حک: ۷۱۳–۷۹۵ق) در [[شیراز]] و مناطق مرکزی ایران است.&amp;lt;ref&amp;gt;اتحاف الوری، ج3، ص272؛ درر الفوائد المنظمه، ص310؛ درباره حکومت آل مظفر، نک: تاریخ ایران کمبریج، دوره تیموریان، ص21-26.&amp;lt;/ref&amp;gt; از این‌که حاجیان چه مناطقی از ایران با کاروان شیراز همراه می‌شدند و حرکت این کاروان تا چه زمانی ادامه داشته، آگاهی در دست نیست. گزارش حضور این کاروان در سال‌های۷۵۷، ۷۸۴، ۸۱۳، ۸۱۵ق. در منابع آمده است. مسیر حرکت این کاروان از راه [[احساء]] و [[قطیف]] بود.&amp;lt;ref&amp;gt;اتحاف الوری، ج3، ص272، 491، 500.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== صفویان ===&lt;br /&gt;
در دوران صفویه، اختلاف‌های سیاسی ایران و عثمانی، در حج‌گزاری ایرانیان اثر فراوان داشت. مسیر حج ایرانیان از سرزمین‌های زیر نظر دولت عثمانی می‌گذشت و سفر آنان به قلمرو دشمن، به ویژه هنگامی که آتش نبرد میان دو دولت برافروخته بود، با موانع و مشکلاتی روبه‌رو می‌شد. گزارش‌ها حاکی از تعطیلی حج به دلیل‌های سیاسی در برخی سال‌ها بوده است؛ از جمله به سال۱۰۴۷ق؛ که نبرد صفوی با عثمانی جریان داشت، ایرانیان به فرمان سلطان عثمانی مراد چهارم (حک: ۱۰۳۲–۱۰۴۹ق) از مکه اخراج و برای چند سال از حج‌گزاری بازداشته شدند.&amp;lt;ref&amp;gt;منائح الکرم، ج4، ص181-182.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[شاه عباس صفوی]] (حک: ۹۹۵–۱۰۳۸ق) که حج‌گزاری ایرانیان را عامل سرازیر شدن پول بسیار به کشور دشمن می‌دید، سفر حج را مدتی ممنوع کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;سفرنامه کروسینسکی، ص25؛ تاریخ منتظم ناصری، ج2، ص1037.&amp;lt;/ref&amp;gt; جز این موارد، گزارش‌های مشخصی درباره قطع شدن حج ایرانیان در دوران صفویه در دست نیست. دولت عثمانی برای حفظ وجهه دینی خود به عنوان [[خادم حرمین]]، از ممنوع کردن حج ایرانیان پرهیز می‌کرد. اما با توجه به روابط ایران و عثمانی در این دوران، می‌توان حدس زد که حج‌گزاری ایرانیان در زمانی که دو دولت در نبرد بوده‌اند، متوقف یا سخت محدود بوده است. توقف حج ایرانیان و مشکلات آن‌ها را از نامه‌های دو دولت عثمانی و صفوی می‌توان دریافت. در این نامه‌ها به مشکلات حج ایرانیان و بسته بودن راه آنان اشاره و رسیدن به صلح برای آسایش حاجیان ضروری دانسته شده است.&amp;lt;ref&amp;gt;اسناد و مکاتبات سیاسی ایران از سال 1038 تا 1105، ص29؛ شاه طهماسب صفوی، ص203-237؛ نک: از شیخ صفی تا شاه صفی، ص213.&amp;lt;/ref&amp;gt; هنگامی که دولت ایران و عثمانی در صلح به سر می‌بردند، حج‌گزاری ایرانیان با آزادی و گستردگی بیشتر انجام می‌شده است. گزارش‌هایی از سفر پر شمار ایرانیان در برخی سال‌ها و نیز سفر افراد، به ویژه بزرگان دولت صفوی ودانشوران شیعی و سکونت شماری از آنان در مکه و مدینه، در دوران صفویه در دست است.&amp;lt;ref&amp;gt;منائح الکرم، ج5، ص256، 265؛ وقایع السنین، ص553؛ صفویه در عرصه دین، ج2، ص844-850؛ خلاصة التواریخ، ج1، ص313، 440، 811؛ تذکرة تحفه سامی، ص33.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
احساسات ضد ایرانی در میان مردم و دانشوران حجاز در آن دوران بیشتر بود و چنان‌که خواهیم دید، همین به کشته شدن برخی ایرانیان در مکه انجامید. نویسندگان کتاب‌های تاریخ مکه نیز در این دوران از این‌گونه احساسات دور نماندند و در آثار خود، اشارات فراوان به نبردهای دولت عثمانی با ایرانیان کردند و داستان‌های دروغین درباره صفویان نقل نمودند و به شایعات ضد ایرانی و احساسات ضد شیعی دامن زدند.&amp;lt;ref&amp;gt;نک: الاعلام باعلام بیت الله الحرام، ص277-281.&amp;lt;/ref&amp;gt; در همین فضای ضد صفوی بود که میر ویس افغانی در اواخر دوران صفویان توانست از دانشوران مکه بر ضد صفویان شیعه فتوا بگیرد و به حمله خود به اصفهان مشروعیت بخشد.&amp;lt;ref&amp;gt;جهانگشای نادری، ص447-448؛ تاریخ منتظم ناصری، ج2، ص1048؛ انقراض سلسله صفویه، ص76.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== قاجار ===&lt;br /&gt;
در دوران قاجار، کنسولگری ایران در جده افتتاح شد. با این‌که کنسول ایران در سامان‌دهی حاجیان ایرانی نقش داشته و برخی سفرنامه‌ها از خدمات این کنسولگری در حمایت از ایرانیان شیعه خبر داده‌اند،&amp;lt;ref&amp;gt;حدیث قافله‌ها، ص110.&amp;lt;/ref&amp;gt; بیشتر سفرنامه‌های قاجاری از رفتار کنسولگری با شهروندان ایرانی، به ویژه دریافت پول از حاجیان به بهانه‌های گوناگون، شکایت کرده‌اند. در آغاز ورود مسافر، کنسولگری گذرنامه او را می‌گرفت و در پی دریافت مبلغی بازپس می‌داد.&amp;lt;ref&amp;gt;پنجاه سفرنامه، ج7، ص263-264؛ ج5، ص403، 406.&amp;lt;/ref&amp;gt; بخشی از کرایه حمل و نقل که حاجیان به شترداران می‌دادند، سهم کنسولگری بود&amp;lt;ref&amp;gt;پنجاه سفرنامه، ج7، ص263-264.&amp;lt;/ref&amp;gt; و کنسول با حمالان و شترداران و کاروان‌داران برای گرفتن پول بیشتر از حاجی همدست بود.&amp;lt;ref&amp;gt;پنجاه سفرنامه، ج5، ص410-411.&amp;lt;/ref&amp;gt; کنسولگری اموال حاجیان متوفی را تصرف می‌کرد و برای صدور اجازه دفن متوفی پول اضافه می‌گرفت، به نوشته برخی، با گرفتن رشوه از کاروان‌داران، هنگام اختلاف میان حاجی و کاروان‌دار، به سود کاروان‌دار رای می‌داد&amp;lt;ref&amp;gt;پنجاه سفرنامه، ج7، ص291.&amp;lt;/ref&amp;gt; و حتی گاه با دزدان همدستی داشت.&amp;lt;ref&amp;gt;پنجاه سفرنامه، ج5، ص409.&amp;lt;/ref&amp;gt; کنسولگری در مکه نیز از مردم پول می‌گرفت و گاهی اجازه حرکت از مکه را به حاجیان نمی‌داد.&amp;lt;ref&amp;gt;سفرنامه میرزا داود میروظایف، ص140.&amp;lt;/ref&amp;gt; کنسول ایران به سبب دریافت پول، جان حاجیان را به خطر می‌انداخت. برای نمونه، در سالی که افشار ارومی در حج حضور داشت، با این‌که راه جبل از سوی دولت ایران ممنوع شده بود، نایب کنسول ایران با گرفتن مبلغی کلان از امیر جبل، اجازه عبور ایرانیان از جبل را داد و حمله‌داران با تبلیغ و تشویق، مردم را از این راه حرکت دادند.&amp;lt;ref&amp;gt;سفرنامه مکه معظمه، ص158.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== پهلوی ===&lt;br /&gt;
ممنوعیت حج از سوی دولت ایران تا سال ۱۳۰۷ش. ادامه یافت. در این مدت، حکومت ایران هنوز دولت سعودی را به رسمیت نشناخته بود. با وجود این، برخی ایرانیان از راه‌های غیررسمی به حج می‌رفتند و دولت ایران نیز در برخی سال‌ها سفر ایرانیان را از راه‌هایی جز راه عراق آزاد گذاشته بود. در برخی از این سال‌ها، شمار حاجیان به حدود سه هزار تن نیز می‌رسید.&amp;lt;ref&amp;gt;روابط سیاسی ایران و عربستان، ص58-59.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
با آغاز جنگ جهانی دوم به سال ۱۹۴۵م. /۱۳۲۰ش؛ که با آغاز حکومت محمدرضا شاه پهلوی همراه شد، وضعیت منطقه سخت رو به وخامت رفت و سفر حج به ویژه از راه عراق بسیار خطرناک گشت. از این‌رو، مقام‌های ایران صدور گذرنامه حج را در سال ۱۳۲۱ش. ممنوع کردند. با این حال، سفر حاجیان ایرانی به مکه و مدینه قطع نشد و به سال ۱۳۲۱ش. حدود ۱۶۰۰ تن و به سال ۱۳۲۲ش. حدود ۴۰۰۰ تن از حاجیان ایرانی از راه [[کویت]] و راه‌های دیگر به صورت غیرقانونی به حج رفتند. به دلیل نبود امکانات و درگیر بودن منطقه در نبرد، بسیاری از مسافران در میانه راه ناچار به بازگشت می‌شدند. در این سال‌ها، به دلیل مشکلات مالی پدید آمده از جنگ جهانی، دولت ایران کنسولگری خود را در جده تعطیل کرد و دولت عربستان نیز به دلیل همین مشکلات، امکانات سازمان‌دهی حاجیان را نداشت.&amp;lt;ref&amp;gt;اسناد روابط ایران و عربستان، ص99-100؛ روزنامه خاطرات عین السلطنه، ج10، ص8017، 9 802.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در همان سال (۱۳۲۲ش) زائری ایرانی از مردم یزد به اتهام اهانت به حرم، دستگیر و اعدام شد. این زائر که ابوطالب یزدی نام داشت، به دلیل گرمی هوا درون مسجدالحرام دچار تهوع شد و مأموران حرم که می‌پنداشتند وی قصد آلوده ساختن حرم را داشته، او را دستگیر و پس از محاکمه اعدام کردند.&amp;lt;ref&amp;gt;مجله خواندنی‌ها، سال 4، ش26، ص3-5، «از تهران تا مکه.&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;اسناد روابط ایران و عربستان، ص104؛ ابوطالب یزدی شهید مروه، ص13.&amp;lt;/ref&amp;gt; دولت ایران به اجرای این حکم سخت اعتراض کرد و خواستار عذرخواهی عربستان سعودی شد. در نامه‌نگاری‌های میان دو دولت، مقام‌های سعودی صدور حکم اعدام را صحیح و آن را پشتوانه گواهی شاهدان و اعترافات مقتول دانستند. نامه‌نگاری‌ها و نیز میانجیگری مصر برای حل اختلاف سودی نداشت و دولت ایران به سال ۱۳۲۳ش. در اعتراض به این رخداد، با کشور سعودی قطع رابطه نمود و حج ایرانیان را ممنوع کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;روزنامه خاطرات عین السلطنه، ج10، ص8017؛ روابط سیاسی ایران و عربستان، ص84-85؛ اسناد روابط ایران وعربستان، ص107-124.&amp;lt;/ref&amp;gt; تعطیلی حج تا سال ۱۳۲۷ش. ادامه یافت و در پی نامه عبدالعزیز سعودی، روابط ایران و عربستان از سر گرفته شد.&amp;lt;ref&amp;gt;اسناد روابط ایران و عربستان، ص39، «مقدمه»، 130-131.&amp;lt;/ref&amp;gt; سپس روابط سیاسی ایران و عربستان رو به بهبود رفت و مسائل سیاسی دخالتی در امور حج ایرانیان نداشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== انقلاب اسلامی ===&lt;br /&gt;
حج‌گزاری ایرانیان پس از انقلاب، بیش از هر چیز زیر تأثیر روابط سیاسی پر نوسان ایران و عربستان قرار گرفت. در همان سال‌های نخست انقلاب اسلامی ایران، با این‌که دو دولت موضع دشمنانه آشکاری در برابر هم نداشتند،&amp;lt;ref&amp;gt;مروری بر روابط ایران و عربستان، ص21-22.&amp;lt;/ref&amp;gt; تنش‌هایی میان حاجیان و مسؤولان حج ایرانی با پلیس عربستان ایجاد می‌شد.&amp;lt;ref&amp;gt;خاطرات حج، ص97.&amp;lt;/ref&amp;gt; اختلاف‌های سیاسی ایران و عربستان در دوران جنگ تحمیلی عراق بر ضد ایران، به دلیل حمایت عربستان از [[عراق]] بیشتر شد.&amp;lt;ref&amp;gt;مروری بر روابط ایران و عربستان، ص31-32.&amp;lt;/ref&amp;gt; اوج اختلاف دو کشور که به سال ۱۳۶۶ش. به قطع روابط سیاسی آن دو به مدت سه سال انجامید، به دلیل برگزاری مراسم برائت از مشرکین از جانب حاجیان ایرانی در موسم حج بود. &lt;br /&gt;
حج‌گزاری ایرانیان در سال ۱۳۷۰ از سر گرفته شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== فاجعه منا ====&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نهادهای مرتبط به حج در ایران ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== آمار و وقایع حج ایرانیان ==&lt;br /&gt;
در [[سال 1404 شمسی]] 86700 نفر از ایران (مجموع زائر و خادمان و کارگزاران حج) در مراسم حج شرکت کردند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Rezashams</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikihaj.com/index.php?title=%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1:Rezashams/%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87_%D8%AA%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%86&amp;diff=67758</id>
		<title>کاربر:Rezashams/صفحه تمرین</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikihaj.com/index.php?title=%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1:Rezashams/%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87_%D8%AA%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%86&amp;diff=67758"/>
		<updated>2026-05-18T15:55:17Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Rezashams: /* راه‌های حج ایرانیان */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{در دست ویرایش|ماه=[[اردیبهشت]]|روز=[[26]]|سال=[[۱۴۰۵]]|کاربر=Rezashams  }}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:مقاله‌های در حال ویرایش]]&lt;br /&gt;
== شیوه حج ایرانیان ==&lt;br /&gt;
سفر حج ایرانیان تا پیش از رواج وسایل حمل و نقل جدید، در قالب کاروان‌های محلی صورت می‌گرفت. در این کاروان‌ها، معمولاً شماری از اهالی یک شهر و روستا گرد می‌آمدند و به راهنمایی یک ساربان و قافله‌دار که به آن «حمله‌دار» گفته می‌شد، به سوی سرزمین حجاز راهی می‌شدند. حمله‌داران کسانی بودند که به سازمان‌دهی کاروان‌های حج در شهرهای ایران می‌پرداختند و راهنمایی حاجیان، تهیه محل اسکان، فراهم نمودن مرکب، و مذاکره و ارتباط با امیران و حاکمان محلی را در برابر پولی که از حاجیان می‌گرفتند، بر عهده داشتند.&amp;lt;ref&amp;gt;نک: مقالات تاریخی، دفتر9، ص16-17؛ لغت‌نامه، ج6، ص8084، «حمل‌دار.&amp;lt;/ref&amp;gt; گاه نیز یک کاروان حج تنها از برخی دوستان و بستگان و با اسباب سفر محدود تشکیل می‌شد.&amp;lt;ref&amp;gt;نک: حیات یحیی، ج1، ص68.&amp;lt;/ref&amp;gt; مرکب اصلی سفر در کاروان حج به ویژه در صحراهای شبه جزیره عربی شتر بود. کاروانیان معمولاً شتر را از شترداران (جمّال‌ها) اجاره می‌کردند. کسانی که پولی بیشتر داشتند، بر کجاوه می‌نشستند. معمولاً هر فرد یک شتر برای آب و یک شتر برای بار کرایه می‌کرد. برخی حاجیان نیز به صورت پیاده و بدون شتر سفر می‌نمودند؛ چنان‌که در سفرنامه‌های دوران قاجار آمده است. افزون بر کاروان‌دار و شتردار، عکام‌ها که خدمت‌گزاران حاجیان بودند، آنان را در برابر گرفتن پولی همراهی می‌کردند و برخی کارها را از جمله گذاردن بار بر شتر، گردآوری هیزم برای آتش، گرفتن افسار شتر، گردآوری آب در منازل سفر، پختن نان و… بر عهده داشتند.&amp;lt;ref&amp;gt;روزنامه خاطرات عین السلطنه، ج2، ص1509؛ سفرنامه فرهاد میرزا، ص160؛ حدیث قافله‌ها، ص202؛ به سوی‌ام القری، ص241، 279؛ پنجاه سفرنامه، ج5، ص436.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کاروان‌های حج بیشتر شکل محلی داشت. اهالی یک شهر کاروانی جداگانه داشتند که در کاروان شام یا عراق ادغام می‌شد. شماری از اهل محل یا بستگان و دوستان، هسته اصلی کاروان‌های یک شهر را تشکیل می‌دادند. این شکل از همراهی افراد آشنا و بستگان تا دوران معاصر نیز ادامه داشت و حتی امروزه نیز حاجیان معمولاً با بستگان خود مسافرت می‌کنند. کاروان هر شهر در مکه و مدینه به‌طور متحد حرکت می‌کردند و حتی در مکه نیز در طول سال‌ها مطوفانی ویژه داشتند. برای نمونه، مطوف حاجیان شیراز با مطوف حاجیان [[اصفهان]] متفاوت بود.&amp;lt;ref&amp;gt;پنجاه سفرنامه، ج5، ص412؛ ج6، ص78.&amp;lt;/ref&amp;gt; د&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گاه سامان‌دهی کاروان حج زیر نظر حکمرانان انجام می‌شد که گزارش‌های آن در کتاب‌های تاریخ آمده است. مردم از شهرها و روستاهای پیرامون به این کاروان می‌پیوستند یا با رسیدن کاروان به هر یک از شهرها، دلبستگان حج با آن همراه می‌شدند. این کاروان‌ها معمولاً با نظامیانی همراهی می‌شد تا در برابر راهزنان از حاجیان محافظت کنند. در کاروان‌های دولتی، معمولاً فردی به عنوان امیرالحاج (در [[تاریخ بیهقی]]: «سالار حاجیان» و در سفرنامه به جا مانده از دوره صفویه: «عجم آقاسی») که از بزرگان حکومت بود، انتخاب می‌شد.&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ بیهقی، ج3، ص1151؛ احسن التواریخ، ج2، ص748؛ روضات الجنات، ج1، ص513-516؛ سفرنامه منظوم حج، ص45.&amp;lt;/ref&amp;gt; پادشاهان چون تصمیم به آماده‌سازی و راهی کردن کاروان حج می‌گرفتند، جارچیان را به سراسر مملکت می‌فرستادند و اعلان می‌کردند که پادشاه قصد دارد کاروان حج را با ساز و برگ راهی حجاز کند و هرکس می‌خواهد، می‌تواند خود را آماده سفر نماید. منشیان نیز نامه‌هایی به والیان شهرها می‌فرستادند و این موضوع را خبر می‌دادند.&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ عالم‌آرای امینی، ص222-223.&amp;lt;/ref&amp;gt; معمولاً این‌گونه دستورها با این وعده همراه بود که به فرمان پادشاه، والیان و راهداران از حاجیان هیچ مالیات و باج و خراج نخواهند گرفت.&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ عالم‌آرای امینی، ص222-224.&amp;lt;/ref&amp;gt; آماده‌سازی و راه‌اندازی کاروان‌های حج و بازگشایی راه آن، برای پادشاهان مایه فخر و نشانه‌ای از اسلام‌دوستی و وسیله کسب مشروعیت بود. از این‌رو، آن‌گاه که در دوران محمود غزنوی (۳۸۸–۴۲۱ق) سفر حج مدتی تعطیل شد، برخی بزرگان حکومت نزد سلطان رفتند و لزوم بازگشایی راه حج را به «پادشاه اسلام» گوشزد کردند. سلطان اعلان سفر حج کرد و سی هزار دینار برای هزینه سفر و پرداختن به راهزنان اختصاص داد. مردم بسیار که از نقاط گوناگون جمع شده بودند، با کاروان حج به سرپرستی قاضی‌القضات محمد ناصحی راهی مکه شدند و به سال ۴۱۲ق. [[حج]] گزاردند.&amp;lt;ref&amp;gt;الکامل، ج9، ص325؛ دستور الکاتب، ج1، ص374.&amp;lt;/ref&amp;gt; حکمرانان همچنین در تسهیل کارهای حاجیان و کاستن از بار مالیات‌ها و مشکلات کاروان‌های حج و نیز در مبارزه با راهزنان می‌کوشیدند. بدر بن حسنویه کُرد که در کردستان حکومت داشت (۳۷۰–۴۰۵ق) با پرداخت پنج هزار دینار به راهزنان، آسایش کاروانیان حج را تضمین کرد. او همچنین مالی فراوان را به اشراف مکه و مدینه بخشید و تا آن‌گاه که زنده بود، به این روش ادامه داد.&amp;lt;ref&amp;gt;تجارب الامم، ج7، ص339؛ تاریخ ابن خلدون، ج4، ص687-688.&amp;lt;/ref&amp;gt; ابوسعید ایلخان نیز یک بار که کاروان حج مورد غارت قبایل عرب قرار گرفت، دو برابر خسارت را به کاروانیان پرداخت کرد. با وجود اهمیتی که پادشاهان برای حج باور داشتند، جز اندکی از پادشاهان و حاکمان ایران، مانند خلف بن احمد لیثی حاکم سیستان (حک: ۳۵۲–۳۹۳ق)، غیاث‌الدین از حاکمان آل‌کرت (حک: ۷۰۷–۷۲۹ق)، و محمدرضا شاه پهلوی فرصت حج‌گزاری نیافتند. چنین برمی‌آید که مهم‌ترین دلیل حج نرفتن شاهان ایران، دوری راه و احتمال شورش مخالفان و مدعیان سلطنت در نبودِ پادشاه و نیز اشتغال همیشگی پادشاهان به نبرد بود که فرصت حج‌گزاری را از آنان می‌گرفت.&amp;lt;ref&amp;gt;نک: تاریخ طبری، ج9، ص221؛ پیراسته تاریخنامه هرات، ص166؛ با من به خانه خدا بیایید، ص225؛ ترجمه تاریخ یمینی، ص41.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
==راه‌های حج ایرانیان==&lt;br /&gt;
{{اصلی|راه‌های حج ایرانیان}}امروزه سفر حج ایرانیان تنها از راه هواپیما و با پروازهای مستقیم از ایران به شهرهای عربستان صورت می‌گیرد. راه هوایی از سال ۱۳۲۸ش به راه‌های حج ایرانیان افزوده شد. در سال‌های آغازین، مسیر هوایی میان ایران تا جده به‌طور مستقیم وجود نداشت و حاجیان یا از راه زمینی یا با هواپیما از [[تهران]] به بغداد، بصره، بیروت یا شهرهای [[اردن]] و سوریه می‌رفتند و از فرودگاه این شهرها راهی جده می‌شدند.&amp;lt;ref&amp;gt;مجله خاطرات وحید، ش7، اردیبهشت1351، ص38، «مقدمات عزیمت به مکه.&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;خاطرات زیارت خانه خدا، ص35، 39؛ خاطرات سفر حج، ص12؛ به سوی خدا می‌رویم، ص105، 113؛ سفرنامه حج و راهنمای حاج، ص9.&amp;lt;/ref&amp;gt; در سال ۱۳۲۷ش. حدود ۶۰۰ تن از ایرانیان با هواپیما به مکه رفتند.&amp;lt;ref&amp;gt;میقات حج، ش51، ص170، 185.&amp;lt;/ref&amp;gt; راه هوایی به تدریج رونق گرفت و پس از چندی پرواز مستقیم از ایران به جده برقرار و این راه به مسیر اصلی حج ایرانیان تبدیل شد و حج‌گزاری از راه زمینی ممنوع گشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== راه عراق ===&lt;br /&gt;
کهن‌ترین و مهم‌ترین راه حج ایرانیان،  مسافران کاروان عراق در این راه که در طول تاریخ با عناوینی مانند [[درب زبیده]]، راه کوفه، راه نجد و راه جبل شناخته شده،&amp;lt;ref&amp;gt;نک: الکامل، ج8، ص147؛ درب زبیده، ص65؛ نک: فارسنامه ناصری، ج1، ص710؛ سفرنامه میرزا محمد حسین فراهانی، ص171.&amp;lt;/ref&amp;gt; از بغداد به کوفه و از آن‌جا به جنوب عراق می‌رفتند و با عبور از صحرای نفود و نجد و گذر از منازلی مانند قادسیه، عذیب، مغیثه، زباله، ثعلبیه، فید، حاجر و معدن النقره به حجاز می‌رسیدند و به مدینه یا مکه می‌رفتند.&amp;lt;ref&amp;gt;المناسک، ص269-356؛ المسالک و الممالک، ص125-127؛ البلدان، ص150؛ رحلة ابن جبیر، ص162-163.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
راه دیگر که از عراق به مکه می‌رفت، راه [[بصره]] بود که از بصره آغاز می‌شد و در معدن النقره به راه کوفه می‌پیوست.&amp;lt;ref&amp;gt;المسالک و الممالک، ص146-147؛ احسن التقاسیم، ج1، ص361؛ الخراج، ص84؛ جغرافیای حافظ ابرو، ج1، ص232.&amp;lt;/ref&amp;gt; راه عراق برای حاجی ایرانی کوتاه‌ترین راه بود؛ اما به دلیل وضعیت بد آب و هوایی و خطر همیشگی حمله راهزنان، بدترین راه حج نیز به شمار می‌رفت. در بیابان‌های راه مکه، تهیه آب تنها از چاه‌ها و برکه‌های محدود و شناخته شده‌ای میسر بود که میزان آب آن‌ها همیشه به یک‌اندازه نبود و بعضی سال‌ها کاروانیان را به دشواری می‌انداخت. نبود آب و وقوع طوفان در برخی سال‌ها باعث توقف کاروان حج یا کشته شدن بسیاری از حاجیان می‌شد.&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ طبری، ج8، ص150؛ ج9، ص150، 501؛ ج10، ص139؛ الکامل، ج7، ص34؛ ج9، ص205؛ درب زبیده، ص99-100.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از تشکیل دولت صفوی در ایران و فراگیری مذهب تشیع در این سرزمین، راه عراق به دلیل وجود مزارهای [[امامان شیعه]] در عتبات برای ایرانیان اهمیتی بیشتر یافت. در این دوران، راه عراق در سرزمین‌های زیر سلطه دولت عثمانی قرار داشت. حکومت عثمانی بر سرزمین‌های جنوب عراق نظارت کامل نداشت و این سرزمین‌ها معمولاً شاهد قدرت یافتن قبایل عرب بود. ناامنی، گرفتن مالیات فراوان از حاجیان در طول مسیر، و معطل کردن آنان به بهانه‌های گوناگون باعث می‌شد گاه عبور کاروان‌های حج از این مسیر، از سوی شاهان ایران ممنوع شود. در نامه‌ای که شاه عباس دوم به شریف مکه نوشت، به منع حاجیان برای عبور از راه بصره اشاره و بازگشایی راه حج وابسته به تعهد حاکم بصره و شریف مکه به برقراری امنیت در طول مسیر شده است.&amp;lt;ref&amp;gt;سفرنامه شاردن، ج2، ص616؛ نک: احیاء الملوک، ص479؛ مقالات تاریخی، دفتر11، ص62-68.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در دوران حکومت قاجار، راه عراق را بیشتر با عنوان راه نجد یا راه جبل می‌شناختند.&amp;lt;ref&amp;gt;نک: سفرنامه میرزا محمد حسین فراهانی، ص171؛ تذکرة الطریق، ص22؛ سفرنامه فرهاد میرزا، ص196.&amp;lt;/ref&amp;gt; از نیمه سده سیزدهم ق دولتی نیمه مستقل در سرزمین نجد یا جبل با نام آل‌رشید (۱۲۵۲–۱۳۴۰ق) تشکیل شد. آل‌رشید مسؤولیت حفظ امنیت راه جبل را بر عهده داشتند و در برابر از کاروان‌داران مالیات می‌گرفتند.&amp;lt;ref&amp;gt;خاطرات سرهارد فورد، ص13.&amp;lt;/ref&amp;gt; مسافران زیر نظر شخصی که از سوی او به عنوان امیرالحاج تعیین می‌شد، سفر می‌کردند.&amp;lt;ref&amp;gt;مقالات تاریخی، دفتر8، ص187.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== راه احساء ===&lt;br /&gt;
از دیگر راه‌های حاجیان ایرانی که از صحراهای شبه جزیره می‌گذشت، راه [[احساء]] یا لحساء بود. احساء یا لحساء، سرزمینی در جنوب غرب [[خلیج فارس]] و نام قدیم آن بحرین بود.&amp;lt;ref&amp;gt;احسن التقاسیم، ص93؛ معجم البلدان، ج1، ص112؛ جغرافیای تاریخی کشورهای اسلامی، ج1، ص234.&amp;lt;/ref&amp;gt; حاجیان ایرانی برای گذر از راه احساء معمولاً با عبور از عرض خلیج فارس، نخست به بحرین می‌رفتند و سپس با عبور از [[یمامه]] به حجاز می‌رسیدند. این راه از دیرباز مورد استفاده ایرانیان بوده است. سفر از راه خلیج فارس به بحرین و احساء در دوران صفویه رونقی بیشتر یافت و مورد استفاده برخی دانشوران شیعه ایرانی قرار گرفت.&amp;lt;ref&amp;gt;نک: تاریخ و سفرنامه حزین، ص243؛ تاریخ عالم‌آرای عباسی، ج1، ص156.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== راه شام ===&lt;br /&gt;
این راه از شهرهای شام آغاز می‌شد و با گذشتن از سرزمین‌های [[سوریه]] و اردن امروزی و منازلی چون بصری، کرک، معان، عقبه، ذات حج، و تبوک به مدینه و مکه می‌رسید.&amp;lt;ref&amp;gt;درباره راه شام، نک: الحقیقة و المجاز، ج3، ص387-411.&amp;lt;/ref&amp;gt; این راه معمولاً مسیر اصلی ایرانیان نبود؛ اما در برخی دوره‌ها بیشتر مورد استفاده ایرانیان قرار می‌گرفت. تا پیش از دوران صفویه، این راه یا از سوی افرادی که می‌خواستند در مسیر حج از [[بیت‌المقدس]] یا مصر دیدن کنند، استفاده می‌شد یا هنگامی که راه عراق به دلیل خطر هجوم راهزنان بسته بود. با قدرت یافتن حکومت عثمانی در عراق و آناتولی و شبه جزیره، راه عراق اهمیت خود را از دست داد و راه شام به عنوان مسیر اصلی حج از سوی دولت عثمانی مورد توجه قرار گرفت. از این دوران، معمولاً ایرانیان از دو راه به شام می‌رفتند. راه معمول، [[عراق]] و [[بغداد]] و سپس [[کرکوک]]، [[موصل]] و عرفه به [[حلب]] و [[دمشق]] بود. راه دیگر، شمال ایران و نخجوان و اردوباد و آناتولی و حلب و دمشق بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== راه دریایی جنوب ایران ===&lt;br /&gt;
راه دریایی جنوب ایران نیز از راه‌های قدیم بود که از دوران صفویه و در پی رواج کشتیرانی اروپاییان در اقیانوس هند، رونقی بیشتر یافت. برای عبور از این راه، حاجیان در بنادر جنوبی ایران مانند بندر کنگ و [[بوشهر]] به کشتی می‌نشستند و با گذر از خلیج فارس و دریای عمان و اقیانوس هند و جنوب شبه جزیره عربی، وارد دریای سرخ می‌شدند و به بندر جده می‌رفتند.&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ حج‌گزاری ایرانیان، ص192-194؛ مقالات تاریخی، دفتر8، ص183؛ وقایع السنین، ص557؛ تاریخ و سفرنامه حزین، ص241.&amp;lt;/ref&amp;gt; بهره‌وری از این راه در دوران قاجار بیشتر شد. در این دوران، افزون بر بهره‌وری از بنادر جنوب ایران، برخی از حاجیان نخست به عتبات می‌رفتند و پس از زیارت عتبات، از بصره به قصد جده سوار کشتی می‌شدند.&amp;lt;ref&amp;gt;نک: شرح زندگانی من، ج2، ص80؛ فارسنامه ناصری، ج1، ص27؛ روزنامه سفر حج، ص45-62.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
راهی دیگر که در اوایل دوران پهلوی استفاده می‌شد، مسیر زمینی از ایران به [[بمبئی]] و از آن‌جا با کشتی به سوی جده بود.&amp;lt;ref&amp;gt;میقات حج، ش54، ص1492، «حج‌گزاری در سال‌های آغازین انقلاب.&amp;lt;/ref&amp;gt; سفر دریایی در این دوران معمولاً با کشتی‌های اروپایی موجود در خلیج فارس انجام می‌شد.&amp;lt;ref&amp;gt;پنجاه سفرنامه، ج1، ص596؛ سفرنامه حاج ایاز خان قشقایی، ص66، 77؛ نک: خاطرات سفر مکه، ص62.&amp;lt;/ref&amp;gt;  راه طولانی دریایی که بیشتر با بیم از طوفان و غرق شدن می‌گذشت، برای حاجی دشوار بود.&amp;lt;ref&amp;gt;روزنامه سفر حج، ص57.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== راه استانبول ===&lt;br /&gt;
راه دیگر که تنها از دوران قاجاریه استفاده می‌شد، راه [[استانبول]] بود. ایرانیانی که این مسیر را انتخاب می‌کردند، معمولاً از شهرهای نیمه شمالی کشور به سوی انزلی راهی می‌شدند. در انزلی با کشتی به باکو می‌رفتند و از باکو به سوی باتوم یا یکی از دیگر بنادر دریای سیاه می‌رفتند. مسافرت در این مسیر پس از احداث راه‌آهن باکو تا باتوم بسیار رونق گرفت و مورد استفاده ایرانیان به ویژه ثروتمندان بود. مسافران معمولاً از باتوم با کشتی به استانبول می‌رفتند و از استانبول با کشتی به [[اسکندریه]] در مصر رهسپار می‌شدند و سپس در خاک مصر به بندر سوئز می‌رسیدند و با کشتی به سوی جده راهی می‌گشتند. کسانی که قصد داشتند نخست به [[مدینه]] بروند، در ینبع؛ و آنان که نخست به مکه می‌رفتند، در جده پیاده می‌شدند.&amp;lt;ref&amp;gt;سفرنامه فرهاد میرزا، ص19-127؛ سفرنامه میرزا محمد حسین فراهانی، ص57-158؛ سفرنامه امین الدوله، ص58-156؛ پنجاه سفرنامه، ج6، ص18؛ ج7، ص200.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== راه دریایی از بیروت ===&lt;br /&gt;
در دوران معاصر و پیش از رواج هواپیما، برای سفر به حج، راه دریایی بیروت مورد استفاده حاجیان ایرانی قرار می‌گرفت. در این مسیر، حاجیان ایرانی نخست از راه زمینی و با اتومبیل و قطار به عراق سفر و سپس بیروت سفر می‌کردند و با کشتی‌های اروپایی به جده راهی می‌شدند. بهره‌وری از راه دریایی بیروت تا مدت‌ها ادامه داشت و در دوران پهلوی اول، از راه‌های اصلی حاجیان ایرانی بود. در سال‌های پیش از جنگ جهانی دوم، سفیر ایران در جده برای حمل و نقل حاجیان ایرانی از بیروت به جده و بر عکس، با یک شرکت فرانسوی قراردادی امضا کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;روابط سیاسی ایران و عربستان، ص71.&amp;lt;/ref&amp;gt; به سال ۱۳۲۷ش؛ که پس از جنگ جهانی دوم نخستین بار حج ایرانیان به‌طور رسمی انجام شد، حدود دو هزار تن از جمعیت چهارده هزار نفری حاجیان ایرانی، از این راه به حج رفتند.&amp;lt;ref&amp;gt;میقات حج، ش51، ص170، 185، «خاطرات سرپرست حجاج در سفر سال 1327ش.».&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== گزارش‌ها از تاریخ حج‌گزاری ایرانیان ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== عصر دولت‌های محلی ===&lt;br /&gt;
قدیم‌ترین گزارش‌ها حاکی از ارسال کاروان حج به مکه همراه با هدایایی از سوی شاهان سامانی است.&amp;lt;ref&amp;gt;ترجمه تاریخ یمینی، ص36.&amp;lt;/ref&amp;gt;درباره حج‌گزاری در دوران غزنویان نیز مهم‌ترین گزارش‌ها مربوط به سال ۴۱۲ق. است. در این سال، در حالی که حج ایرانیان چند سالی تعطیل شده بود، [[محمود غزنوی]] کاروانی بزرگ را همراه سپاهی برای محافظت از آن به [[حج]] فرستاد. سپس سفر حج ایرانیان از قلمرو غزنویان مدتی تعطیل بود تا این‌که به سال ۴۱۵ق. کاروانی دیگر از سوی غزنویان و با امارت حسنک وزیر به حج رفت.&amp;lt;ref&amp;gt;الکامل، ج9، ص325، 341؛ اتحاف الوری، ج2، ص447، 450-451.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در نیمه اول سده پنجم ق. حرکت کاروان حج عراق جز در برخی سال‌ها متوقف شد. گزارش توقف حرکت کاروان از سال ۴۰۷ق. در منابع یاد شده که تا سال ۴۵۷ق. ادامه داشته است. در بسیاری از سال‌ها، کاروان حج عراق به دلیل تأخیر اهل خراسان (ایرانیان) از حرکت به سوی مکه بازمانده است.&amp;lt;ref&amp;gt;الکامل، ج9، ص325، 356، 363، 370، 432؛ اتحاف الوری، ج2، ص444-457.&amp;lt;/ref&amp;gt; این گفته بدین معنا است که حاجیان ایرانی در این سال‌ها به حج نمی‌رفته‌اند و محمل عراق که منتظر ورود حاجیان ایرانی بوده، به دلیل گذشت زمان، از حج بازمی‌مانده است. درباره این‌که چرا کاروان حج خراسانی تأخیر داشته، آگاهی دقیق در دست نیست. در سال‌های پایانی سده چهارم ق. با تضعیف آل‌بویه، هجوم قبایل راهزن عرب در راه حج بالا گرفت و گاهی همین مایه تعطیلی حج کاروان عراق بود.&amp;lt;ref&amp;gt;نک: اتحاف الوری، ج2، ص428-433؛ تاریخ ایران در قرون نخستین اسلامی، ج1، ص185.&amp;lt;/ref&amp;gt; اما تعطیلی حج ایرانیان بیشتر مربوط به مسائل درونی و گویا درگیری پادشاهان محلی با یکدیگر بوده است. در اوایل سده پنجم ق. در حالی که به دلیل اختلاف‌های خاندان آل‌بویه در شهرهای مرکزی و غربی ایران آتش نبرد میان برادران و عموزادگان بویهی شعله‌ور بود، در شرق ایران، محمود غزنوی مشغول کشورگشایی در [[هند]] و دست‌اندازی به سرزمین‌های زیر سلطه آل‌بویه بود.&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ ایران در قرون نخستین اسلامی، ج1، ص202-212.&amp;lt;/ref&amp;gt; از دهه سوم سده پنجم ق. هجوم سلجوقیان به ایران، به عوامل ناامنی اوضاع درونی ایران افزوده شد. گویا به دلیل ناپایداری سیاسی در نخستین سال‌های قدرت این دولت، توقف [[کاروان حج]] تا سال ۴۵۶ق. ادامه یافت و در این سال نخستین کاروان حج به مکه راهی شد.&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ ابن خلدون، ج4، ص132؛ اتحاف الوری، ج2، ص470.&amp;lt;/ref&amp;gt; پس از آن کاروان حج عراق که شامل حاجیان ایرانی هم بود هر سال به حج اعزام می‌شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مغول‌ها ===&lt;br /&gt;
با آغاز حمله مغول به شرق ایران (۶۱۶ق) گزارش‌هایی از قطع حرکت کاروان حاجیان از شهرهای ایران در سال‌های ۶۱۷ و ۶۱۸ق. در دست است.&amp;lt;ref&amp;gt;اتحاف الوری، ج3، ص31-32؛ تاریخ مغول در ایران، ص28؛ تاریخ مغول، ص25.&amp;lt;/ref&amp;gt; با نفوذ مغول‌ها به مناطق ایران و آغاز هجوم آنان به بغداد، کاروان حج عراق نیز از رفتن به حج بازماند.&amp;lt;ref&amp;gt;اتحاف الوری، ج3، ص51-52، 55.&amp;lt;/ref&amp;gt; آن‌گاه که به سال ۶۳۴ق. مغول‌ها قصد حمله به بغداد کردند، خلیفه عباسی از دانشوران فتوای قطع حج به دلیل اولویت نبرد با مغول را گرفت.&amp;lt;ref&amp;gt;البدایة و النهایه، ج13، ص145؛ اتحاف الوری، ج3، ص52.&amp;lt;/ref&amp;gt; پس از هفت سال، با سرد شدن آتش نبردها، حرکت کاروان عراق به سال ۶۴۰ق. از سر گرفته شد.&amp;lt;ref&amp;gt;اتحاف الوری، ج3، ص59.&amp;lt;/ref&amp;gt; از این‌که حضور ایرانیان در این سال‌ها در کاروان حج عراقی چه‌اندازه بوده، آگاهی دقیق در دست نیست. به گزارش منابع تاریخ مکه، در دو دهه پایانی خلافت عباسی، در چندین سال، کاروان حج از عراق حرکت نکرد که عامل اصلی آن، نبردهای پراکنده با مغولان بود.&amp;lt;ref&amp;gt;شفاء الغرام، ج2، ص403-404.&amp;lt;/ref&amp;gt; هنگامی که مغول‌ها بغداد را به سال ۶۵۶ق. تصرف کردند، حرکت کاروان حج از بغداد برای ده سال متوقف شد. گزارش نخستین سفر حج از عراق پس از این سال به۶۶۶ق. یا ۶۶۷ق. مربوط است که اباقا خان مغول به بغداد آمد و عطا ملک جوینی با گوشزد کردن اهمیت حج، توانست فرمانی برای بازگشایی راه حج از او بگیرد.&amp;lt;ref&amp;gt;اتحاف الوری، ج3، ص92؛ شفاء الغرام، ج2، ص404؛ دین و دولت در ایران عهد مغول، ج2، ص399-400.&amp;lt;/ref&amp;gt; از این‌که پس از آن، فرستادن کاروان حج به‌طور منظم ادامه داشته یا نه، گزارشی در دست نیست.&amp;lt;ref&amp;gt;نک: اتحاف الوری، ج3، ص99-120.&amp;lt;/ref&amp;gt; فرمانروایان نخست ایلخان مسلمان نبودند و به حج توجهی نداشتند. با این حال، گزارش‌هایی از سفر حج ایرانیان در دوران ایلخانان غیر مسلمان نیز در دست است. برای نمونه، در دوران ارغون (حک: ۶۸۳–۶۹۰ق) به سال ۶۸۸ق. کاروان بزرگی از حاجیان ایرانی از عراق به حج رفت که بسیاری از دانشوران و بزرگان ایران نیز در آن حضور داشتند.&amp;lt;ref&amp;gt;العقد الثمین، ج1، ص192؛ اتحاف الوری، ج3، ص119-120؛ تحریر تاریخ وصاف، ص135.&amp;lt;/ref&amp;gt; با مسلمان شدن ایلخانان، حج‌گزاری ایرانیان رونقی بیشتر یافت. از راهی شدن کاروان حج در دوران احمد تکودار (حک: ۶۸۱–۶۸۳ق) نخستین ایلخان مسلمان گزارش‌هایی در دست است. بر پایه این گزارش‌ها، در این دوران، موقوفاتی برای [[حرمین شریفین]] وجود داشته که به دستور وی این موقوفات را گردآوری کرده و به مکه می‌فرستاده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;تحریر تاریخ وصاف، ص69؛ تاریخ ایران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاریه، ص499.&amp;lt;/ref&amp;gt; د&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در دوران غازان خان (حک: ۶۹۴–۷۰۳ق) دومین ایلخان مسلمان که کارهایی فراوان برای گسترش اسلام میان مغولان انجام داد، حج‌گزاری رونقی بیشتر یافت. غازان خان فرمانی برای تعظیم و تکریم سادات مکه و خادمان [[بیت‌الله]] صادر نمود و برای کعبه پرده‌ای گرانب‌ها فراهم کرد و همراه اموال بسیار برای انعام مکیان به مکه فرستاد. او به سال ۷۰۲ق. کاروانی شکوهمند را به حج فرستاد و برای حفظ امنیت آن، امیر قتلغ شاه را امیرالحاج کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;تحریر تاریخ وصاف، ص215؛ دین و دولت در ایران عهد مغول، ج2، ص464.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حج‌گزاری ایرانیان پس از حمله مغول در دوران حکومت ابوسعید (حک: ۷۱۶–۷۳۶ق) به اوج رونق رسید. در این دوران، محمل عراقی با شکوه و عظمت راهی مکه می‌شد و شمار حاجیان بسیار فراوان بود.&amp;lt;ref&amp;gt;اتحاف الوری، ج3، ص171، 181.&amp;lt;/ref&amp;gt; گزارش‌های [[ابن‌بطوطه]] از کاروان عراق که در همین سال‌ها به حج رفته، نشانگر رونق حج‌گزاری ایرانیان است. او از فراوانی حاجیان ایرانی و امکانات و سامان مناسب کاروان عراق خبر داده است.&amp;lt;ref&amp;gt;رحلة ابن بطوطه، ج2، ص411-412.&amp;lt;/ref&amp;gt; اهتمام ابوسعید ایلخان به امور حج، از جمله آراستن محمل عراق با گوهرهای گرانب‌ها و حمایت از کاروان و حتی پرداخت خسارت وارد شده بر حاجیان بر اثر حمله دزدان، مورد توجه منابع قرار گرفته است.&amp;lt;ref&amp;gt;اتحاف الوری، ج3، ص167، 171.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== پس از مغولان ===&lt;br /&gt;
با مرگ ابوسعید ایلخان (سال۷۳۶ق) حرکت کاروان حج عراق متوقف شد و پس از۱۱ سال، به سال ۷۴۸ق. محمل عراق دیگر بار به حج رفت. از این سال، حج ایرانیان دوره‌های چند ساله تعطیلی را تجربه کرد که بیش از هر چیز برآمده از ناپایداری سیاسی در ایران به دلیل اختلاف حکومت‌های محلی با یکدیگر و درگیری‌های دامنه‌دار جانشینان پس از مرگ حاکم پیشین بود.&amp;lt;ref&amp;gt;شفاء الغرام، ج2، ص417.&amp;lt;/ref&amp;gt; از سال ۷۴۰ق. حدود یک سده عراق به دست آل‌جلایر (حک: ۷۴۰–۸۳۶ق) افتاد. در این دوران، تجهیز کاروان عراق بر عهده حکومت آل‌جلایر بود. حرکت کاروان عراق در این دوران منظم نبود و درگیری آل‌جلایر با همسایگان و نیز مشکلات داخلی، حج را به تعطیلی می‌کشاند. برای نمونه، از سال ۷۹۵ق. حرکت محمل عراق چند سال قطع شد که گویا به دلیل حمله تیمور به ایران بود.&amp;lt;ref&amp;gt;اتحاف الوری، ج3، ص390؛ درر الفوائد المنظمه، ص315؛ درباره حکومت آل جلایر، نک: تاریخ ایران از آغاز تا انقراض سلسله قاجار، ص594-601.&amp;lt;/ref&amp;gt; مرگ احمد بن اویس (۸۱۳ق) نیز باعث تعطیلی چند ساله حج شد.&amp;lt;ref&amp;gt;اتحاف الوری، ج3، ص482.&amp;lt;/ref&amp;gt; در برخی از سال‌های حکومت جلایریان، کاروان عراقی از رونق فراوان برخوردار بود. از جمله در سال‌های سلطنت اویس جلایری (حک: ۷۵۷–۷۷۶ق) کاروان عراقی بسیار پر شمار و با شکوه بود. در برخی سال‌های دهه ۷۷۰ق. به دلیل حمایت‌های مالی او از عجلان بن رمیثه (حک: ۷۶۲–۷۷۴ق) شریف مکه، نامش در خطبه مکه یاد می‌شد.&amp;lt;ref&amp;gt;شفاء الغرام، ج2، ص422.&amp;lt;/ref&amp;gt; از میان رفتن حکومت جلایریان به دست قرایوسف قراقویونلو (حک: ۸۱۰–۸۱۲ق) به سال ۸۱۳ق. مدتی اعزام کاروان حج عراق را به تعطیلی کشاند.&amp;lt;ref&amp;gt;اتحاف الوری، ج3، ص482؛ تاریخ حبیب السیر، ج4، ص577؛ تاریخ ایران از آغاز تا انقراض سلسله قاجار، ص652-653.&amp;lt;/ref&amp;gt; اما از سال ۸۱۶ق. قرایوسف کاروان عراق را که ایرانیان نیز با آن همراه بودند، تجهیز کرد و به مکه فرستاد. در این سال، در خطبه‌های نماز [[مسجدالحرام]]، برای قرایوسف دعا کردند.&amp;lt;ref&amp;gt;اتحاف الوری، ج3، ص510؛ شفاء الغرام، ج2، ص431؛ درر الفوائد المنظمه، ص320.&amp;lt;/ref&amp;gt; از ۸۲۱ تا ۸۲۳ق. نبرد قرایوسف با شاهرخ تیموری و حاکم شام، باعث تعطیلی حج شد.&amp;lt;ref&amp;gt;شفاء الغرام، ج2، ص434-435؛ درر الفوائد المنظمه، ص321.&amp;lt;/ref&amp;gt; درگذشت قرایوسف به سال ۸۲۳ق. نیز حج را مدتی با تعطیلی روبه‌رو کرد. این تعطیلی تا سال ۸۳۱ق؛ که امیر حله حسین بن علی بن اویس کاروان عراق را تجهیز کرد، ادامه داشت.&amp;lt;ref&amp;gt;اتحاف الوری، ج3، ص574؛ ج4، ص23؛ درر الفوائد المنظمه، ص321-325.&amp;lt;/ref&amp;gt; از این هنگام تا دهه ۸۵۰ق؛ که گزارش‌هایی از حج محمل عراق به دستور احمد شاه پسر قرایوسف در دست است، خبری از حرکت کاروان عراق بازتاب نیافته است.&amp;lt;ref&amp;gt;درر الفوائد المنظمه، ص330-331.&amp;lt;/ref&amp;gt; به سال ۸۷۱ق. پس از نزدیک دو دهه، محمل عراق دیگر بار به راه افتاد و حرکت آن تا سال ۸۹۶ق. در دوران آق قویونلوها (۷۹۸–۹۱۴ق) و در دوره قدرت اوزون حسن (حک: ۸۷۲–۸۸۲ق) مدتی بدون وقفه ادامه داشت.&amp;lt;ref&amp;gt;درر الفوائد المنظمه، ص332-344؛ درباره حکومت آق قویونلوها، نک: تاریخ ایران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاریه، ص655-660.&amp;lt;/ref&amp;gt; اختلاف دولت آق قویونلو با مصر در دوران قدرت اوزون حسن، چند بار برای حاجیان ایرانی مشکل آفرید. برای نمونه، به سال ۸۷۶ق. بدین دلیل که محمل عراق می‌خواست بر محمل مصر پیشی بگیرد، اختلاف‌هایی روی داد و به حاجیان عراقی توهین شد.&amp;lt;ref&amp;gt;درر الفوائد المنظمه، ص337.&amp;lt;/ref&amp;gt; سال بعد به دستور اوزون حسن برای کعبه جامه‌ای دوختند که با کاروان عراقی به حجاز حمل شد. امیرالحاج که نخست به مدینه رفته بود، مردم مدینه را ناچار به خواندن خطبه به نام اوزون حسن کرد. این کار سبب اختلاف حاجیان کاروان عراق با شریف مکه و امیرالحاج مصر شد و امیرالحاج عراق به دستور او زندانی گشت و تا ششم [[ذی‌حجه]] به کاروان عراق اجازه ورود به مکه داده نشد.&amp;lt;ref&amp;gt;اتحاف الوری، ج4، ص558؛ درر الفوائد المنظمه، ص337؛ تحصیل المرام، ج2، ص765-766.&amp;lt;/ref&amp;gt; به سال ۸۸۰ق. نیز امیرالحاج مصری از ورود محمل همراه کاروان عراق به مکه پیش‌گیری کرد و تنها اجازه ورود حاجیان را داد. به سال ۸۸۱ق. نیز امیرالحاج مصری اجازه ورود محمل عراقی به مکه را نداد. کاروانیان محمل را در منطقه زاهر نهادند و تنها پس از پرداخت رشوه به امیرالحاج توانستند محمل را وارد [[عرفه]] کنند.&amp;lt;ref&amp;gt;اتحاف الوری، ج4، ص604-605؛ الدر الکمین، ج1، ص115؛ درر الفوائد المنظمه، ص338.&amp;lt;/ref&amp;gt; با توجه به تعطیلی حرکت کاروان عراق در بسیاری از سال‌ها و همچنین درگیری حکومت‌های عراق با حاکمان مناطق ایران، این احتمال بسیار است که در موارد فراوان، حاجیان ایرانی از راه عراق به حج نرفته باشند. از مسیرهایی که دراین دوران مورد استفاده حاجیان ایرانی بوده، مسیر [[شام]] و مصر است. از اواخر این دوران، گویا به سال ۸۹۸ق. سفرنامه‌ای در دست است که نویسنده آن همراه قافله مصر به حج رفته است.&amp;lt;ref&amp;gt;سفرنامه منظوم حج، ص85.&amp;lt;/ref&amp;gt; این دوران مقارن است با حکومت تیموریان (۷۷۱–۹۱۳ق) در قسمتی از مرکز و شرق ایران که شماری از آنان مانند شاهرخ تیموری (حک: ۸۱۱–۸۵۰ق) به امور حج و [[حرمین]] اهتمام فراوان داشتند. شاهرخ تیموری به حاکم مصر نامه‌ای نوشت و از این‌که برخی حاجیان ایرانی نزدیک مصر دچار حمله راهزنان شده‌اند و به شکایت آنان اعتنایی نشده است، گلایه کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;اسناد و مکاتبات تاریخی ایران از تیمور تا شاه اسماعیل، ص146-148.&amp;lt;/ref&amp;gt; این گزارش از حرکت کاروان حاجیان شرق و مرکز ایران از راه شام حکایت دارد. کاروانی دیگر که در این دوران از ایران به حج راهی می‌شد، کاروان حاجیان شیرازی بود. نخستین گزارش از حضور این کاروان مربوط به سال ۷۵۸ق. در دوران حکومت آل‌مظفر (حک: ۷۱۳–۷۹۵ق) در [[شیراز]] و مناطق مرکزی ایران است.&amp;lt;ref&amp;gt;اتحاف الوری، ج3، ص272؛ درر الفوائد المنظمه، ص310؛ درباره حکومت آل مظفر، نک: تاریخ ایران کمبریج، دوره تیموریان، ص21-26.&amp;lt;/ref&amp;gt; از این‌که حاجیان چه مناطقی از ایران با کاروان شیراز همراه می‌شدند و حرکت این کاروان تا چه زمانی ادامه داشته، آگاهی در دست نیست. گزارش حضور این کاروان در سال‌های۷۵۷، ۷۸۴، ۸۱۳، ۸۱۵ق. در منابع آمده است. مسیر حرکت این کاروان از راه [[احساء]] و [[قطیف]] بود.&amp;lt;ref&amp;gt;اتحاف الوری، ج3، ص272، 491، 500.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== صفویان ===&lt;br /&gt;
در دوران صفویه، اختلاف‌های سیاسی ایران و عثمانی، در حج‌گزاری ایرانیان اثر فراوان داشت. مسیر حج ایرانیان از سرزمین‌های زیر نظر دولت عثمانی می‌گذشت و سفر آنان به قلمرو دشمن، به ویژه هنگامی که آتش نبرد میان دو دولت برافروخته بود، با موانع و مشکلاتی روبه‌رو می‌شد. گزارش‌ها حاکی از تعطیلی حج به دلیل‌های سیاسی در برخی سال‌ها بوده است؛ از جمله به سال۱۰۴۷ق؛ که نبرد صفوی با عثمانی جریان داشت، ایرانیان به فرمان سلطان عثمانی مراد چهارم (حک: ۱۰۳۲–۱۰۴۹ق) از مکه اخراج و برای چند سال از حج‌گزاری بازداشته شدند.&amp;lt;ref&amp;gt;منائح الکرم، ج4، ص181-182.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[شاه عباس صفوی]] (حک: ۹۹۵–۱۰۳۸ق) که حج‌گزاری ایرانیان را عامل سرازیر شدن پول بسیار به کشور دشمن می‌دید، سفر حج را مدتی ممنوع کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;سفرنامه کروسینسکی، ص25؛ تاریخ منتظم ناصری، ج2، ص1037.&amp;lt;/ref&amp;gt; جز این موارد، گزارش‌های مشخصی درباره قطع شدن حج ایرانیان در دوران صفویه در دست نیست. دولت عثمانی برای حفظ وجهه دینی خود به عنوان [[خادم حرمین]]، از ممنوع کردن حج ایرانیان پرهیز می‌کرد. اما با توجه به روابط ایران و عثمانی در این دوران، می‌توان حدس زد که حج‌گزاری ایرانیان در زمانی که دو دولت در نبرد بوده‌اند، متوقف یا سخت محدود بوده است. توقف حج ایرانیان و مشکلات آن‌ها را از نامه‌های دو دولت عثمانی و صفوی می‌توان دریافت. در این نامه‌ها به مشکلات حج ایرانیان و بسته بودن راه آنان اشاره و رسیدن به صلح برای آسایش حاجیان ضروری دانسته شده است.&amp;lt;ref&amp;gt;اسناد و مکاتبات سیاسی ایران از سال 1038 تا 1105، ص29؛ شاه طهماسب صفوی، ص203-237؛ نک: از شیخ صفی تا شاه صفی، ص213.&amp;lt;/ref&amp;gt; هنگامی که دولت ایران و عثمانی در صلح به سر می‌بردند، حج‌گزاری ایرانیان با آزادی و گستردگی بیشتر انجام می‌شده است. گزارش‌هایی از سفر پر شمار ایرانیان در برخی سال‌ها و نیز سفر افراد، به ویژه بزرگان دولت صفوی ودانشوران شیعی و سکونت شماری از آنان در مکه و مدینه، در دوران صفویه در دست است.&amp;lt;ref&amp;gt;منائح الکرم، ج5، ص256، 265؛ وقایع السنین، ص553؛ صفویه در عرصه دین، ج2، ص844-850؛ خلاصة التواریخ، ج1، ص313، 440، 811؛ تذکرة تحفه سامی، ص33.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
احساسات ضد ایرانی در میان مردم و دانشوران حجاز در آن دوران بیشتر بود و چنان‌که خواهیم دید، همین به کشته شدن برخی ایرانیان در مکه انجامید. نویسندگان کتاب‌های تاریخ مکه نیز در این دوران از این‌گونه احساسات دور نماندند و در آثار خود، اشارات فراوان به نبردهای دولت عثمانی با ایرانیان کردند و داستان‌های دروغین درباره صفویان نقل نمودند و به شایعات ضد ایرانی و احساسات ضد شیعی دامن زدند.&amp;lt;ref&amp;gt;نک: الاعلام باعلام بیت الله الحرام، ص277-281.&amp;lt;/ref&amp;gt; در همین فضای ضد صفوی بود که میر ویس افغانی در اواخر دوران صفویان توانست از دانشوران مکه بر ضد صفویان شیعه فتوا بگیرد و به حمله خود به اصفهان مشروعیت بخشد.&amp;lt;ref&amp;gt;جهانگشای نادری، ص447-448؛ تاریخ منتظم ناصری، ج2، ص1048؛ انقراض سلسله صفویه، ص76.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== قاجار ===&lt;br /&gt;
در دوران قاجار، کنسولگری ایران در جده افتتاح شد. با این‌که کنسول ایران در سامان‌دهی حاجیان ایرانی نقش داشته و برخی سفرنامه‌ها از خدمات این کنسولگری در حمایت از ایرانیان شیعه خبر داده‌اند،&amp;lt;ref&amp;gt;حدیث قافله‌ها، ص110.&amp;lt;/ref&amp;gt; بیشتر سفرنامه‌های قاجاری از رفتار کنسولگری با شهروندان ایرانی، به ویژه دریافت پول از حاجیان به بهانه‌های گوناگون، شکایت کرده‌اند. در آغاز ورود مسافر، کنسولگری گذرنامه او را می‌گرفت و در پی دریافت مبلغی بازپس می‌داد.&amp;lt;ref&amp;gt;پنجاه سفرنامه، ج7، ص263-264؛ ج5، ص403، 406.&amp;lt;/ref&amp;gt; بخشی از کرایه حمل و نقل که حاجیان به شترداران می‌دادند، سهم کنسولگری بود&amp;lt;ref&amp;gt;پنجاه سفرنامه، ج7، ص263-264.&amp;lt;/ref&amp;gt; و کنسول با حمالان و شترداران و کاروان‌داران برای گرفتن پول بیشتر از حاجی همدست بود.&amp;lt;ref&amp;gt;پنجاه سفرنامه، ج5، ص410-411.&amp;lt;/ref&amp;gt; کنسولگری اموال حاجیان متوفی را تصرف می‌کرد و برای صدور اجازه دفن متوفی پول اضافه می‌گرفت، به نوشته برخی، با گرفتن رشوه از کاروان‌داران، هنگام اختلاف میان حاجی و کاروان‌دار، به سود کاروان‌دار رای می‌داد&amp;lt;ref&amp;gt;پنجاه سفرنامه، ج7، ص291.&amp;lt;/ref&amp;gt; و حتی گاه با دزدان همدستی داشت.&amp;lt;ref&amp;gt;پنجاه سفرنامه، ج5، ص409.&amp;lt;/ref&amp;gt; کنسولگری در مکه نیز از مردم پول می‌گرفت و گاهی اجازه حرکت از مکه را به حاجیان نمی‌داد.&amp;lt;ref&amp;gt;سفرنامه میرزا داود میروظایف، ص140.&amp;lt;/ref&amp;gt; کنسول ایران به سبب دریافت پول، جان حاجیان را به خطر می‌انداخت. برای نمونه، در سالی که افشار ارومی در حج حضور داشت، با این‌که راه جبل از سوی دولت ایران ممنوع شده بود، نایب کنسول ایران با گرفتن مبلغی کلان از امیر جبل، اجازه عبور ایرانیان از جبل را داد و حمله‌داران با تبلیغ و تشویق، مردم را از این راه حرکت دادند.&amp;lt;ref&amp;gt;سفرنامه مکه معظمه، ص158.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== پهلوی ===&lt;br /&gt;
ممنوعیت حج از سوی دولت ایران تا سال ۱۳۰۷ش. ادامه یافت. در این مدت، حکومت ایران هنوز دولت سعودی را به رسمیت نشناخته بود. با وجود این، برخی ایرانیان از راه‌های غیررسمی به حج می‌رفتند و دولت ایران نیز در برخی سال‌ها سفر ایرانیان را از راه‌هایی جز راه عراق آزاد گذاشته بود. در برخی از این سال‌ها، شمار حاجیان به حدود سه هزار تن نیز می‌رسید.&amp;lt;ref&amp;gt;روابط سیاسی ایران و عربستان، ص58-59.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
با آغاز جنگ جهانی دوم به سال ۱۹۴۵م. /۱۳۲۰ش؛ که با آغاز حکومت محمدرضا شاه پهلوی همراه شد، وضعیت منطقه سخت رو به وخامت رفت و سفر حج به ویژه از راه عراق بسیار خطرناک گشت. از این‌رو، مقام‌های ایران صدور گذرنامه حج را در سال ۱۳۲۱ش. ممنوع کردند. با این حال، سفر حاجیان ایرانی به مکه و مدینه قطع نشد و به سال ۱۳۲۱ش. حدود ۱۶۰۰ تن و به سال ۱۳۲۲ش. حدود ۴۰۰۰ تن از حاجیان ایرانی از راه [[کویت]] و راه‌های دیگر به صورت غیرقانونی به حج رفتند. به دلیل نبود امکانات و درگیر بودن منطقه در نبرد، بسیاری از مسافران در میانه راه ناچار به بازگشت می‌شدند. در این سال‌ها، به دلیل مشکلات مالی پدید آمده از جنگ جهانی، دولت ایران کنسولگری خود را در جده تعطیل کرد و دولت عربستان نیز به دلیل همین مشکلات، امکانات سازمان‌دهی حاجیان را نداشت.&amp;lt;ref&amp;gt;اسناد روابط ایران و عربستان، ص99-100؛ روزنامه خاطرات عین السلطنه، ج10، ص8017، 9 802.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در همان سال (۱۳۲۲ش) زائری ایرانی از مردم یزد به اتهام اهانت به حرم، دستگیر و اعدام شد. این زائر که ابوطالب یزدی نام داشت، به دلیل گرمی هوا درون مسجدالحرام دچار تهوع شد و مأموران حرم که می‌پنداشتند وی قصد آلوده ساختن حرم را داشته، او را دستگیر و پس از محاکمه اعدام کردند.&amp;lt;ref&amp;gt;مجله خواندنی‌ها، سال 4، ش26، ص3-5، «از تهران تا مکه.&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;اسناد روابط ایران و عربستان، ص104؛ ابوطالب یزدی شهید مروه، ص13.&amp;lt;/ref&amp;gt; دولت ایران به اجرای این حکم سخت اعتراض کرد و خواستار عذرخواهی عربستان سعودی شد. در نامه‌نگاری‌های میان دو دولت، مقام‌های سعودی صدور حکم اعدام را صحیح و آن را پشتوانه گواهی شاهدان و اعترافات مقتول دانستند. نامه‌نگاری‌ها و نیز میانجیگری مصر برای حل اختلاف سودی نداشت و دولت ایران به سال ۱۳۲۳ش. در اعتراض به این رخداد، با کشور سعودی قطع رابطه نمود و حج ایرانیان را ممنوع کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;روزنامه خاطرات عین السلطنه، ج10، ص8017؛ روابط سیاسی ایران و عربستان، ص84-85؛ اسناد روابط ایران وعربستان، ص107-124.&amp;lt;/ref&amp;gt; تعطیلی حج تا سال ۱۳۲۷ش. ادامه یافت و در پی نامه عبدالعزیز سعودی، روابط ایران و عربستان از سر گرفته شد.&amp;lt;ref&amp;gt;اسناد روابط ایران و عربستان، ص39، «مقدمه»، 130-131.&amp;lt;/ref&amp;gt; سپس روابط سیاسی ایران و عربستان رو به بهبود رفت و مسائل سیاسی دخالتی در امور حج ایرانیان نداشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== انقلاب اسلامی ===&lt;br /&gt;
حج‌گزاری ایرانیان پس از انقلاب، بیش از هر چیز زیر تأثیر روابط سیاسی پر نوسان ایران و عربستان قرار گرفت. در همان سال‌های نخست انقلاب اسلامی ایران، با این‌که دو دولت موضع دشمنانه آشکاری در برابر هم نداشتند،&amp;lt;ref&amp;gt;مروری بر روابط ایران و عربستان، ص21-22.&amp;lt;/ref&amp;gt; تنش‌هایی میان حاجیان و مسؤولان حج ایرانی با پلیس عربستان ایجاد می‌شد.&amp;lt;ref&amp;gt;خاطرات حج، ص97.&amp;lt;/ref&amp;gt; اختلاف‌های سیاسی ایران و عربستان در دوران جنگ تحمیلی عراق بر ضد ایران، به دلیل حمایت عربستان از [[عراق]] بیشتر شد.&amp;lt;ref&amp;gt;مروری بر روابط ایران و عربستان، ص31-32.&amp;lt;/ref&amp;gt; اوج اختلاف دو کشور که به سال ۱۳۶۶ش. به قطع روابط سیاسی آن دو به مدت سه سال انجامید، به دلیل برگزاری مراسم برائت از مشرکین از جانب حاجیان ایرانی در موسم حج بود. &lt;br /&gt;
حج‌گزاری ایرانیان در سال ۱۳۷۰ از سر گرفته شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== فاجعه منا ====&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نهادهای مرتبط به حج در ایران ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== آمار و وقایع حج ایرانیان ==&lt;br /&gt;
در [[سال 1404 شمسی]] 86700 نفر از ایران (مجموع زائر و خادمان و کارگزاران حج) در مراسم حج شرکت کردند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Rezashams</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikihaj.com/index.php?title=%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1:Rezashams/%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87_%D8%AA%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%86&amp;diff=67757</id>
		<title>کاربر:Rezashams/صفحه تمرین</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikihaj.com/index.php?title=%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1:Rezashams/%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87_%D8%AA%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%86&amp;diff=67757"/>
		<updated>2026-05-18T14:49:41Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Rezashams: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{در دست ویرایش|ماه=[[اردیبهشت]]|روز=[[26]]|سال=[[۱۴۰۵]]|کاربر=Rezashams  }}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:مقاله‌های در حال ویرایش]]&lt;br /&gt;
== شیوه حج ایرانیان ==&lt;br /&gt;
سفر حج ایرانیان تا پیش از رواج وسایل حمل و نقل جدید، در قالب کاروان‌های محلی صورت می‌گرفت. در این کاروان‌ها، معمولاً شماری از اهالی یک شهر و روستا گرد می‌آمدند و به راهنمایی یک ساربان و قافله‌دار که به آن «حمله‌دار» گفته می‌شد، به سوی سرزمین حجاز راهی می‌شدند. حمله‌داران کسانی بودند که به سازمان‌دهی کاروان‌های حج در شهرهای ایران می‌پرداختند و راهنمایی حاجیان، تهیه محل اسکان، فراهم نمودن مرکب، و مذاکره و ارتباط با امیران و حاکمان محلی را در برابر پولی که از حاجیان می‌گرفتند، بر عهده داشتند.&amp;lt;ref&amp;gt;نک: مقالات تاریخی، دفتر9، ص16-17؛ لغت‌نامه، ج6، ص8084، «حمل‌دار.&amp;lt;/ref&amp;gt; گاه نیز یک کاروان حج تنها از برخی دوستان و بستگان و با اسباب سفر محدود تشکیل می‌شد.&amp;lt;ref&amp;gt;نک: حیات یحیی، ج1، ص68.&amp;lt;/ref&amp;gt; مرکب اصلی سفر در کاروان حج به ویژه در صحراهای شبه جزیره عربی شتر بود. کاروانیان معمولاً شتر را از شترداران (جمّال‌ها) اجاره می‌کردند. کسانی که پولی بیشتر داشتند، بر کجاوه می‌نشستند. معمولاً هر فرد یک شتر برای آب و یک شتر برای بار کرایه می‌کرد. برخی حاجیان نیز به صورت پیاده و بدون شتر سفر می‌نمودند؛ چنان‌که در سفرنامه‌های دوران قاجار آمده است. افزون بر کاروان‌دار و شتردار، عکام‌ها که خدمت‌گزاران حاجیان بودند، آنان را در برابر گرفتن پولی همراهی می‌کردند و برخی کارها را از جمله گذاردن بار بر شتر، گردآوری هیزم برای آتش، گرفتن افسار شتر، گردآوری آب در منازل سفر، پختن نان و… بر عهده داشتند.&amp;lt;ref&amp;gt;روزنامه خاطرات عین السلطنه، ج2، ص1509؛ سفرنامه فرهاد میرزا، ص160؛ حدیث قافله‌ها، ص202؛ به سوی‌ام القری، ص241، 279؛ پنجاه سفرنامه، ج5، ص436.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کاروان‌های حج بیشتر شکل محلی داشت. اهالی یک شهر کاروانی جداگانه داشتند که در کاروان شام یا عراق ادغام می‌شد. شماری از اهل محل یا بستگان و دوستان، هسته اصلی کاروان‌های یک شهر را تشکیل می‌دادند. این شکل از همراهی افراد آشنا و بستگان تا دوران معاصر نیز ادامه داشت و حتی امروزه نیز حاجیان معمولاً با بستگان خود مسافرت می‌کنند. کاروان هر شهر در مکه و مدینه به‌طور متحد حرکت می‌کردند و حتی در مکه نیز در طول سال‌ها مطوفانی ویژه داشتند. برای نمونه، مطوف حاجیان شیراز با مطوف حاجیان [[اصفهان]] متفاوت بود.&amp;lt;ref&amp;gt;پنجاه سفرنامه، ج5، ص412؛ ج6، ص78.&amp;lt;/ref&amp;gt; د&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گاه سامان‌دهی کاروان حج زیر نظر حکمرانان انجام می‌شد که گزارش‌های آن در کتاب‌های تاریخ آمده است. مردم از شهرها و روستاهای پیرامون به این کاروان می‌پیوستند یا با رسیدن کاروان به هر یک از شهرها، دلبستگان حج با آن همراه می‌شدند. این کاروان‌ها معمولاً با نظامیانی همراهی می‌شد تا در برابر راهزنان از حاجیان محافظت کنند. در کاروان‌های دولتی، معمولاً فردی به عنوان امیرالحاج (در [[تاریخ بیهقی]]: «سالار حاجیان» و در سفرنامه به جا مانده از دوره صفویه: «عجم آقاسی») که از بزرگان حکومت بود، انتخاب می‌شد.&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ بیهقی، ج3، ص1151؛ احسن التواریخ، ج2، ص748؛ روضات الجنات، ج1، ص513-516؛ سفرنامه منظوم حج، ص45.&amp;lt;/ref&amp;gt; پادشاهان چون تصمیم به آماده‌سازی و راهی کردن کاروان حج می‌گرفتند، جارچیان را به سراسر مملکت می‌فرستادند و اعلان می‌کردند که پادشاه قصد دارد کاروان حج را با ساز و برگ راهی حجاز کند و هرکس می‌خواهد، می‌تواند خود را آماده سفر نماید. منشیان نیز نامه‌هایی به والیان شهرها می‌فرستادند و این موضوع را خبر می‌دادند.&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ عالم‌آرای امینی، ص222-223.&amp;lt;/ref&amp;gt; معمولاً این‌گونه دستورها با این وعده همراه بود که به فرمان پادشاه، والیان و راهداران از حاجیان هیچ مالیات و باج و خراج نخواهند گرفت.&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ عالم‌آرای امینی، ص222-224.&amp;lt;/ref&amp;gt; آماده‌سازی و راه‌اندازی کاروان‌های حج و بازگشایی راه آن، برای پادشاهان مایه فخر و نشانه‌ای از اسلام‌دوستی و وسیله کسب مشروعیت بود. از این‌رو، آن‌گاه که در دوران محمود غزنوی (۳۸۸–۴۲۱ق) سفر حج مدتی تعطیل شد، برخی بزرگان حکومت نزد سلطان رفتند و لزوم بازگشایی راه حج را به «پادشاه اسلام» گوشزد کردند. سلطان اعلان سفر حج کرد و سی هزار دینار برای هزینه سفر و پرداختن به راهزنان اختصاص داد. مردم بسیار که از نقاط گوناگون جمع شده بودند، با کاروان حج به سرپرستی قاضی‌القضات محمد ناصحی راهی مکه شدند و به سال ۴۱۲ق. [[حج]] گزاردند.&amp;lt;ref&amp;gt;الکامل، ج9، ص325؛ دستور الکاتب، ج1، ص374.&amp;lt;/ref&amp;gt; حکمرانان همچنین در تسهیل کارهای حاجیان و کاستن از بار مالیات‌ها و مشکلات کاروان‌های حج و نیز در مبارزه با راهزنان می‌کوشیدند. بدر بن حسنویه کُرد که در کردستان حکومت داشت (۳۷۰–۴۰۵ق) با پرداخت پنج هزار دینار به راهزنان، آسایش کاروانیان حج را تضمین کرد. او همچنین مالی فراوان را به اشراف مکه و مدینه بخشید و تا آن‌گاه که زنده بود، به این روش ادامه داد.&amp;lt;ref&amp;gt;تجارب الامم، ج7، ص339؛ تاریخ ابن خلدون، ج4، ص687-688.&amp;lt;/ref&amp;gt; ابوسعید ایلخان نیز یک بار که کاروان حج مورد غارت قبایل عرب قرار گرفت، دو برابر خسارت را به کاروانیان پرداخت کرد. با وجود اهمیتی که پادشاهان برای حج باور داشتند، جز اندکی از پادشاهان و حاکمان ایران، مانند خلف بن احمد لیثی حاکم سیستان (حک: ۳۵۲–۳۹۳ق)، غیاث‌الدین از حاکمان آل‌کرت (حک: ۷۰۷–۷۲۹ق)، و محمدرضا شاه پهلوی فرصت حج‌گزاری نیافتند. چنین برمی‌آید که مهم‌ترین دلیل حج نرفتن شاهان ایران، دوری راه و احتمال شورش مخالفان و مدعیان سلطنت در نبودِ پادشاه و نیز اشتغال همیشگی پادشاهان به نبرد بود که فرصت حج‌گزاری را از آنان می‌گرفت.&amp;lt;ref&amp;gt;نک: تاریخ طبری، ج9، ص221؛ پیراسته تاریخنامه هرات، ص166؛ با من به خانه خدا بیایید، ص225؛ ترجمه تاریخ یمینی، ص41.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
==راه‌های حج ایرانیان==&lt;br /&gt;
{{اصلی|راه‌های حج ایرانیان}}&lt;br /&gt;
== گزارش‌ها از تاریخ حج‌گزاری ایرانیان ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== عصر دولت‌های محلی ===&lt;br /&gt;
قدیم‌ترین گزارش‌ها حاکی از ارسال کاروان حج به مکه همراه با هدایایی از سوی شاهان سامانی است.&amp;lt;ref&amp;gt;ترجمه تاریخ یمینی، ص36.&amp;lt;/ref&amp;gt;درباره حج‌گزاری در دوران غزنویان نیز مهم‌ترین گزارش‌ها مربوط به سال ۴۱۲ق. است. در این سال، در حالی که حج ایرانیان چند سالی تعطیل شده بود، [[محمود غزنوی]] کاروانی بزرگ را همراه سپاهی برای محافظت از آن به [[حج]] فرستاد. سپس سفر حج ایرانیان از قلمرو غزنویان مدتی تعطیل بود تا این‌که به سال ۴۱۵ق. کاروانی دیگر از سوی غزنویان و با امارت حسنک وزیر به حج رفت.&amp;lt;ref&amp;gt;الکامل، ج9، ص325، 341؛ اتحاف الوری، ج2، ص447، 450-451.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در نیمه اول سده پنجم ق. حرکت کاروان حج عراق جز در برخی سال‌ها متوقف شد. گزارش توقف حرکت کاروان از سال ۴۰۷ق. در منابع یاد شده که تا سال ۴۵۷ق. ادامه داشته است. در بسیاری از سال‌ها، کاروان حج عراق به دلیل تأخیر اهل خراسان (ایرانیان) از حرکت به سوی مکه بازمانده است.&amp;lt;ref&amp;gt;الکامل، ج9، ص325، 356، 363، 370، 432؛ اتحاف الوری، ج2، ص444-457.&amp;lt;/ref&amp;gt; این گفته بدین معنا است که حاجیان ایرانی در این سال‌ها به حج نمی‌رفته‌اند و محمل عراق که منتظر ورود حاجیان ایرانی بوده، به دلیل گذشت زمان، از حج بازمی‌مانده است. درباره این‌که چرا کاروان حج خراسانی تأخیر داشته، آگاهی دقیق در دست نیست. در سال‌های پایانی سده چهارم ق. با تضعیف آل‌بویه، هجوم قبایل راهزن عرب در راه حج بالا گرفت و گاهی همین مایه تعطیلی حج کاروان عراق بود.&amp;lt;ref&amp;gt;نک: اتحاف الوری، ج2، ص428-433؛ تاریخ ایران در قرون نخستین اسلامی، ج1، ص185.&amp;lt;/ref&amp;gt; اما تعطیلی حج ایرانیان بیشتر مربوط به مسائل درونی و گویا درگیری پادشاهان محلی با یکدیگر بوده است. در اوایل سده پنجم ق. در حالی که به دلیل اختلاف‌های خاندان آل‌بویه در شهرهای مرکزی و غربی ایران آتش نبرد میان برادران و عموزادگان بویهی شعله‌ور بود، در شرق ایران، محمود غزنوی مشغول کشورگشایی در [[هند]] و دست‌اندازی به سرزمین‌های زیر سلطه آل‌بویه بود.&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ ایران در قرون نخستین اسلامی، ج1، ص202-212.&amp;lt;/ref&amp;gt; از دهه سوم سده پنجم ق. هجوم سلجوقیان به ایران، به عوامل ناامنی اوضاع درونی ایران افزوده شد. گویا به دلیل ناپایداری سیاسی در نخستین سال‌های قدرت این دولت، توقف [[کاروان حج]] تا سال ۴۵۶ق. ادامه یافت و در این سال نخستین کاروان حج به مکه راهی شد.&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ ابن خلدون، ج4، ص132؛ اتحاف الوری، ج2، ص470.&amp;lt;/ref&amp;gt; پس از آن کاروان حج عراق که شامل حاجیان ایرانی هم بود هر سال به حج اعزام می‌شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مغول‌ها ===&lt;br /&gt;
با آغاز حمله مغول به شرق ایران (۶۱۶ق) گزارش‌هایی از قطع حرکت کاروان حاجیان از شهرهای ایران در سال‌های ۶۱۷ و ۶۱۸ق. در دست است.&amp;lt;ref&amp;gt;اتحاف الوری، ج3، ص31-32؛ تاریخ مغول در ایران، ص28؛ تاریخ مغول، ص25.&amp;lt;/ref&amp;gt; با نفوذ مغول‌ها به مناطق ایران و آغاز هجوم آنان به بغداد، کاروان حج عراق نیز از رفتن به حج بازماند.&amp;lt;ref&amp;gt;اتحاف الوری، ج3، ص51-52، 55.&amp;lt;/ref&amp;gt; آن‌گاه که به سال ۶۳۴ق. مغول‌ها قصد حمله به بغداد کردند، خلیفه عباسی از دانشوران فتوای قطع حج به دلیل اولویت نبرد با مغول را گرفت.&amp;lt;ref&amp;gt;البدایة و النهایه، ج13، ص145؛ اتحاف الوری، ج3، ص52.&amp;lt;/ref&amp;gt; پس از هفت سال، با سرد شدن آتش نبردها، حرکت کاروان عراق به سال ۶۴۰ق. از سر گرفته شد.&amp;lt;ref&amp;gt;اتحاف الوری، ج3، ص59.&amp;lt;/ref&amp;gt; از این‌که حضور ایرانیان در این سال‌ها در کاروان حج عراقی چه‌اندازه بوده، آگاهی دقیق در دست نیست. به گزارش منابع تاریخ مکه، در دو دهه پایانی خلافت عباسی، در چندین سال، کاروان حج از عراق حرکت نکرد که عامل اصلی آن، نبردهای پراکنده با مغولان بود.&amp;lt;ref&amp;gt;شفاء الغرام، ج2، ص403-404.&amp;lt;/ref&amp;gt; هنگامی که مغول‌ها بغداد را به سال ۶۵۶ق. تصرف کردند، حرکت کاروان حج از بغداد برای ده سال متوقف شد. گزارش نخستین سفر حج از عراق پس از این سال به۶۶۶ق. یا ۶۶۷ق. مربوط است که اباقا خان مغول به بغداد آمد و عطا ملک جوینی با گوشزد کردن اهمیت حج، توانست فرمانی برای بازگشایی راه حج از او بگیرد.&amp;lt;ref&amp;gt;اتحاف الوری، ج3، ص92؛ شفاء الغرام، ج2، ص404؛ دین و دولت در ایران عهد مغول، ج2، ص399-400.&amp;lt;/ref&amp;gt; از این‌که پس از آن، فرستادن کاروان حج به‌طور منظم ادامه داشته یا نه، گزارشی در دست نیست.&amp;lt;ref&amp;gt;نک: اتحاف الوری، ج3، ص99-120.&amp;lt;/ref&amp;gt; فرمانروایان نخست ایلخان مسلمان نبودند و به حج توجهی نداشتند. با این حال، گزارش‌هایی از سفر حج ایرانیان در دوران ایلخانان غیر مسلمان نیز در دست است. برای نمونه، در دوران ارغون (حک: ۶۸۳–۶۹۰ق) به سال ۶۸۸ق. کاروان بزرگی از حاجیان ایرانی از عراق به حج رفت که بسیاری از دانشوران و بزرگان ایران نیز در آن حضور داشتند.&amp;lt;ref&amp;gt;العقد الثمین، ج1، ص192؛ اتحاف الوری، ج3، ص119-120؛ تحریر تاریخ وصاف، ص135.&amp;lt;/ref&amp;gt; با مسلمان شدن ایلخانان، حج‌گزاری ایرانیان رونقی بیشتر یافت. از راهی شدن کاروان حج در دوران احمد تکودار (حک: ۶۸۱–۶۸۳ق) نخستین ایلخان مسلمان گزارش‌هایی در دست است. بر پایه این گزارش‌ها، در این دوران، موقوفاتی برای [[حرمین شریفین]] وجود داشته که به دستور وی این موقوفات را گردآوری کرده و به مکه می‌فرستاده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;تحریر تاریخ وصاف، ص69؛ تاریخ ایران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاریه، ص499.&amp;lt;/ref&amp;gt; د&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در دوران غازان خان (حک: ۶۹۴–۷۰۳ق) دومین ایلخان مسلمان که کارهایی فراوان برای گسترش اسلام میان مغولان انجام داد، حج‌گزاری رونقی بیشتر یافت. غازان خان فرمانی برای تعظیم و تکریم سادات مکه و خادمان [[بیت‌الله]] صادر نمود و برای کعبه پرده‌ای گرانب‌ها فراهم کرد و همراه اموال بسیار برای انعام مکیان به مکه فرستاد. او به سال ۷۰۲ق. کاروانی شکوهمند را به حج فرستاد و برای حفظ امنیت آن، امیر قتلغ شاه را امیرالحاج کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;تحریر تاریخ وصاف، ص215؛ دین و دولت در ایران عهد مغول، ج2، ص464.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حج‌گزاری ایرانیان پس از حمله مغول در دوران حکومت ابوسعید (حک: ۷۱۶–۷۳۶ق) به اوج رونق رسید. در این دوران، محمل عراقی با شکوه و عظمت راهی مکه می‌شد و شمار حاجیان بسیار فراوان بود.&amp;lt;ref&amp;gt;اتحاف الوری، ج3، ص171، 181.&amp;lt;/ref&amp;gt; گزارش‌های [[ابن‌بطوطه]] از کاروان عراق که در همین سال‌ها به حج رفته، نشانگر رونق حج‌گزاری ایرانیان است. او از فراوانی حاجیان ایرانی و امکانات و سامان مناسب کاروان عراق خبر داده است.&amp;lt;ref&amp;gt;رحلة ابن بطوطه، ج2، ص411-412.&amp;lt;/ref&amp;gt; اهتمام ابوسعید ایلخان به امور حج، از جمله آراستن محمل عراق با گوهرهای گرانب‌ها و حمایت از کاروان و حتی پرداخت خسارت وارد شده بر حاجیان بر اثر حمله دزدان، مورد توجه منابع قرار گرفته است.&amp;lt;ref&amp;gt;اتحاف الوری، ج3، ص167، 171.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== پس از مغولان ===&lt;br /&gt;
با مرگ ابوسعید ایلخان (سال۷۳۶ق) حرکت کاروان حج عراق متوقف شد و پس از۱۱ سال، به سال ۷۴۸ق. محمل عراق دیگر بار به حج رفت. از این سال، حج ایرانیان دوره‌های چند ساله تعطیلی را تجربه کرد که بیش از هر چیز برآمده از ناپایداری سیاسی در ایران به دلیل اختلاف حکومت‌های محلی با یکدیگر و درگیری‌های دامنه‌دار جانشینان پس از مرگ حاکم پیشین بود.&amp;lt;ref&amp;gt;شفاء الغرام، ج2، ص417.&amp;lt;/ref&amp;gt; از سال ۷۴۰ق. حدود یک سده عراق به دست آل‌جلایر (حک: ۷۴۰–۸۳۶ق) افتاد. در این دوران، تجهیز کاروان عراق بر عهده حکومت آل‌جلایر بود. حرکت کاروان عراق در این دوران منظم نبود و درگیری آل‌جلایر با همسایگان و نیز مشکلات داخلی، حج را به تعطیلی می‌کشاند. برای نمونه، از سال ۷۹۵ق. حرکت محمل عراق چند سال قطع شد که گویا به دلیل حمله تیمور به ایران بود.&amp;lt;ref&amp;gt;اتحاف الوری، ج3، ص390؛ درر الفوائد المنظمه، ص315؛ درباره حکومت آل جلایر، نک: تاریخ ایران از آغاز تا انقراض سلسله قاجار، ص594-601.&amp;lt;/ref&amp;gt; مرگ احمد بن اویس (۸۱۳ق) نیز باعث تعطیلی چند ساله حج شد.&amp;lt;ref&amp;gt;اتحاف الوری، ج3، ص482.&amp;lt;/ref&amp;gt; در برخی از سال‌های حکومت جلایریان، کاروان عراقی از رونق فراوان برخوردار بود. از جمله در سال‌های سلطنت اویس جلایری (حک: ۷۵۷–۷۷۶ق) کاروان عراقی بسیار پر شمار و با شکوه بود. در برخی سال‌های دهه ۷۷۰ق. به دلیل حمایت‌های مالی او از عجلان بن رمیثه (حک: ۷۶۲–۷۷۴ق) شریف مکه، نامش در خطبه مکه یاد می‌شد.&amp;lt;ref&amp;gt;شفاء الغرام، ج2، ص422.&amp;lt;/ref&amp;gt; از میان رفتن حکومت جلایریان به دست قرایوسف قراقویونلو (حک: ۸۱۰–۸۱۲ق) به سال ۸۱۳ق. مدتی اعزام کاروان حج عراق را به تعطیلی کشاند.&amp;lt;ref&amp;gt;اتحاف الوری، ج3، ص482؛ تاریخ حبیب السیر، ج4، ص577؛ تاریخ ایران از آغاز تا انقراض سلسله قاجار، ص652-653.&amp;lt;/ref&amp;gt; اما از سال ۸۱۶ق. قرایوسف کاروان عراق را که ایرانیان نیز با آن همراه بودند، تجهیز کرد و به مکه فرستاد. در این سال، در خطبه‌های نماز [[مسجدالحرام]]، برای قرایوسف دعا کردند.&amp;lt;ref&amp;gt;اتحاف الوری، ج3، ص510؛ شفاء الغرام، ج2، ص431؛ درر الفوائد المنظمه، ص320.&amp;lt;/ref&amp;gt; از ۸۲۱ تا ۸۲۳ق. نبرد قرایوسف با شاهرخ تیموری و حاکم شام، باعث تعطیلی حج شد.&amp;lt;ref&amp;gt;شفاء الغرام، ج2، ص434-435؛ درر الفوائد المنظمه، ص321.&amp;lt;/ref&amp;gt; درگذشت قرایوسف به سال ۸۲۳ق. نیز حج را مدتی با تعطیلی روبه‌رو کرد. این تعطیلی تا سال ۸۳۱ق؛ که امیر حله حسین بن علی بن اویس کاروان عراق را تجهیز کرد، ادامه داشت.&amp;lt;ref&amp;gt;اتحاف الوری، ج3، ص574؛ ج4، ص23؛ درر الفوائد المنظمه، ص321-325.&amp;lt;/ref&amp;gt; از این هنگام تا دهه ۸۵۰ق؛ که گزارش‌هایی از حج محمل عراق به دستور احمد شاه پسر قرایوسف در دست است، خبری از حرکت کاروان عراق بازتاب نیافته است.&amp;lt;ref&amp;gt;درر الفوائد المنظمه، ص330-331.&amp;lt;/ref&amp;gt; به سال ۸۷۱ق. پس از نزدیک دو دهه، محمل عراق دیگر بار به راه افتاد و حرکت آن تا سال ۸۹۶ق. در دوران آق قویونلوها (۷۹۸–۹۱۴ق) و در دوره قدرت اوزون حسن (حک: ۸۷۲–۸۸۲ق) مدتی بدون وقفه ادامه داشت.&amp;lt;ref&amp;gt;درر الفوائد المنظمه، ص332-344؛ درباره حکومت آق قویونلوها، نک: تاریخ ایران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاریه، ص655-660.&amp;lt;/ref&amp;gt; اختلاف دولت آق قویونلو با مصر در دوران قدرت اوزون حسن، چند بار برای حاجیان ایرانی مشکل آفرید. برای نمونه، به سال ۸۷۶ق. بدین دلیل که محمل عراق می‌خواست بر محمل مصر پیشی بگیرد، اختلاف‌هایی روی داد و به حاجیان عراقی توهین شد.&amp;lt;ref&amp;gt;درر الفوائد المنظمه، ص337.&amp;lt;/ref&amp;gt; سال بعد به دستور اوزون حسن برای کعبه جامه‌ای دوختند که با کاروان عراقی به حجاز حمل شد. امیرالحاج که نخست به مدینه رفته بود، مردم مدینه را ناچار به خواندن خطبه به نام اوزون حسن کرد. این کار سبب اختلاف حاجیان کاروان عراق با شریف مکه و امیرالحاج مصر شد و امیرالحاج عراق به دستور او زندانی گشت و تا ششم [[ذی‌حجه]] به کاروان عراق اجازه ورود به مکه داده نشد.&amp;lt;ref&amp;gt;اتحاف الوری، ج4، ص558؛ درر الفوائد المنظمه، ص337؛ تحصیل المرام، ج2، ص765-766.&amp;lt;/ref&amp;gt; به سال ۸۸۰ق. نیز امیرالحاج مصری از ورود محمل همراه کاروان عراق به مکه پیش‌گیری کرد و تنها اجازه ورود حاجیان را داد. به سال ۸۸۱ق. نیز امیرالحاج مصری اجازه ورود محمل عراقی به مکه را نداد. کاروانیان محمل را در منطقه زاهر نهادند و تنها پس از پرداخت رشوه به امیرالحاج توانستند محمل را وارد [[عرفه]] کنند.&amp;lt;ref&amp;gt;اتحاف الوری، ج4، ص604-605؛ الدر الکمین، ج1، ص115؛ درر الفوائد المنظمه، ص338.&amp;lt;/ref&amp;gt; با توجه به تعطیلی حرکت کاروان عراق در بسیاری از سال‌ها و همچنین درگیری حکومت‌های عراق با حاکمان مناطق ایران، این احتمال بسیار است که در موارد فراوان، حاجیان ایرانی از راه عراق به حج نرفته باشند. از مسیرهایی که دراین دوران مورد استفاده حاجیان ایرانی بوده، مسیر [[شام]] و مصر است. از اواخر این دوران، گویا به سال ۸۹۸ق. سفرنامه‌ای در دست است که نویسنده آن همراه قافله مصر به حج رفته است.&amp;lt;ref&amp;gt;سفرنامه منظوم حج، ص85.&amp;lt;/ref&amp;gt; این دوران مقارن است با حکومت تیموریان (۷۷۱–۹۱۳ق) در قسمتی از مرکز و شرق ایران که شماری از آنان مانند شاهرخ تیموری (حک: ۸۱۱–۸۵۰ق) به امور حج و [[حرمین]] اهتمام فراوان داشتند. شاهرخ تیموری به حاکم مصر نامه‌ای نوشت و از این‌که برخی حاجیان ایرانی نزدیک مصر دچار حمله راهزنان شده‌اند و به شکایت آنان اعتنایی نشده است، گلایه کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;اسناد و مکاتبات تاریخی ایران از تیمور تا شاه اسماعیل، ص146-148.&amp;lt;/ref&amp;gt; این گزارش از حرکت کاروان حاجیان شرق و مرکز ایران از راه شام حکایت دارد. کاروانی دیگر که در این دوران از ایران به حج راهی می‌شد، کاروان حاجیان شیرازی بود. نخستین گزارش از حضور این کاروان مربوط به سال ۷۵۸ق. در دوران حکومت آل‌مظفر (حک: ۷۱۳–۷۹۵ق) در [[شیراز]] و مناطق مرکزی ایران است.&amp;lt;ref&amp;gt;اتحاف الوری، ج3، ص272؛ درر الفوائد المنظمه، ص310؛ درباره حکومت آل مظفر، نک: تاریخ ایران کمبریج، دوره تیموریان، ص21-26.&amp;lt;/ref&amp;gt; از این‌که حاجیان چه مناطقی از ایران با کاروان شیراز همراه می‌شدند و حرکت این کاروان تا چه زمانی ادامه داشته، آگاهی در دست نیست. گزارش حضور این کاروان در سال‌های۷۵۷، ۷۸۴، ۸۱۳، ۸۱۵ق. در منابع آمده است. مسیر حرکت این کاروان از راه [[احساء]] و [[قطیف]] بود.&amp;lt;ref&amp;gt;اتحاف الوری، ج3، ص272، 491، 500.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== صفویان ===&lt;br /&gt;
در دوران صفویه، اختلاف‌های سیاسی ایران و عثمانی، در حج‌گزاری ایرانیان اثر فراوان داشت. مسیر حج ایرانیان از سرزمین‌های زیر نظر دولت عثمانی می‌گذشت و سفر آنان به قلمرو دشمن، به ویژه هنگامی که آتش نبرد میان دو دولت برافروخته بود، با موانع و مشکلاتی روبه‌رو می‌شد. گزارش‌ها حاکی از تعطیلی حج به دلیل‌های سیاسی در برخی سال‌ها بوده است؛ از جمله به سال۱۰۴۷ق؛ که نبرد صفوی با عثمانی جریان داشت، ایرانیان به فرمان سلطان عثمانی مراد چهارم (حک: ۱۰۳۲–۱۰۴۹ق) از مکه اخراج و برای چند سال از حج‌گزاری بازداشته شدند.&amp;lt;ref&amp;gt;منائح الکرم، ج4، ص181-182.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[شاه عباس صفوی]] (حک: ۹۹۵–۱۰۳۸ق) که حج‌گزاری ایرانیان را عامل سرازیر شدن پول بسیار به کشور دشمن می‌دید، سفر حج را مدتی ممنوع کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;سفرنامه کروسینسکی، ص25؛ تاریخ منتظم ناصری، ج2، ص1037.&amp;lt;/ref&amp;gt; جز این موارد، گزارش‌های مشخصی درباره قطع شدن حج ایرانیان در دوران صفویه در دست نیست. دولت عثمانی برای حفظ وجهه دینی خود به عنوان [[خادم حرمین]]، از ممنوع کردن حج ایرانیان پرهیز می‌کرد. اما با توجه به روابط ایران و عثمانی در این دوران، می‌توان حدس زد که حج‌گزاری ایرانیان در زمانی که دو دولت در نبرد بوده‌اند، متوقف یا سخت محدود بوده است. توقف حج ایرانیان و مشکلات آن‌ها را از نامه‌های دو دولت عثمانی و صفوی می‌توان دریافت. در این نامه‌ها به مشکلات حج ایرانیان و بسته بودن راه آنان اشاره و رسیدن به صلح برای آسایش حاجیان ضروری دانسته شده است.&amp;lt;ref&amp;gt;اسناد و مکاتبات سیاسی ایران از سال 1038 تا 1105، ص29؛ شاه طهماسب صفوی، ص203-237؛ نک: از شیخ صفی تا شاه صفی، ص213.&amp;lt;/ref&amp;gt; هنگامی که دولت ایران و عثمانی در صلح به سر می‌بردند، حج‌گزاری ایرانیان با آزادی و گستردگی بیشتر انجام می‌شده است. گزارش‌هایی از سفر پر شمار ایرانیان در برخی سال‌ها و نیز سفر افراد، به ویژه بزرگان دولت صفوی ودانشوران شیعی و سکونت شماری از آنان در مکه و مدینه، در دوران صفویه در دست است.&amp;lt;ref&amp;gt;منائح الکرم، ج5، ص256، 265؛ وقایع السنین، ص553؛ صفویه در عرصه دین، ج2، ص844-850؛ خلاصة التواریخ، ج1، ص313، 440، 811؛ تذکرة تحفه سامی، ص33.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
احساسات ضد ایرانی در میان مردم و دانشوران حجاز در آن دوران بیشتر بود و چنان‌که خواهیم دید، همین به کشته شدن برخی ایرانیان در مکه انجامید. نویسندگان کتاب‌های تاریخ مکه نیز در این دوران از این‌گونه احساسات دور نماندند و در آثار خود، اشارات فراوان به نبردهای دولت عثمانی با ایرانیان کردند و داستان‌های دروغین درباره صفویان نقل نمودند و به شایعات ضد ایرانی و احساسات ضد شیعی دامن زدند.&amp;lt;ref&amp;gt;نک: الاعلام باعلام بیت الله الحرام، ص277-281.&amp;lt;/ref&amp;gt; در همین فضای ضد صفوی بود که میر ویس افغانی در اواخر دوران صفویان توانست از دانشوران مکه بر ضد صفویان شیعه فتوا بگیرد و به حمله خود به اصفهان مشروعیت بخشد.&amp;lt;ref&amp;gt;جهانگشای نادری، ص447-448؛ تاریخ منتظم ناصری، ج2، ص1048؛ انقراض سلسله صفویه، ص76.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== قاجار ===&lt;br /&gt;
در دوران قاجار، کنسولگری ایران در جده افتتاح شد. با این‌که کنسول ایران در سامان‌دهی حاجیان ایرانی نقش داشته و برخی سفرنامه‌ها از خدمات این کنسولگری در حمایت از ایرانیان شیعه خبر داده‌اند،&amp;lt;ref&amp;gt;حدیث قافله‌ها، ص110.&amp;lt;/ref&amp;gt; بیشتر سفرنامه‌های قاجاری از رفتار کنسولگری با شهروندان ایرانی، به ویژه دریافت پول از حاجیان به بهانه‌های گوناگون، شکایت کرده‌اند. در آغاز ورود مسافر، کنسولگری گذرنامه او را می‌گرفت و در پی دریافت مبلغی بازپس می‌داد.&amp;lt;ref&amp;gt;پنجاه سفرنامه، ج7، ص263-264؛ ج5، ص403، 406.&amp;lt;/ref&amp;gt; بخشی از کرایه حمل و نقل که حاجیان به شترداران می‌دادند، سهم کنسولگری بود&amp;lt;ref&amp;gt;پنجاه سفرنامه، ج7، ص263-264.&amp;lt;/ref&amp;gt; و کنسول با حمالان و شترداران و کاروان‌داران برای گرفتن پول بیشتر از حاجی همدست بود.&amp;lt;ref&amp;gt;پنجاه سفرنامه، ج5، ص410-411.&amp;lt;/ref&amp;gt; کنسولگری اموال حاجیان متوفی را تصرف می‌کرد و برای صدور اجازه دفن متوفی پول اضافه می‌گرفت، به نوشته برخی، با گرفتن رشوه از کاروان‌داران، هنگام اختلاف میان حاجی و کاروان‌دار، به سود کاروان‌دار رای می‌داد&amp;lt;ref&amp;gt;پنجاه سفرنامه، ج7، ص291.&amp;lt;/ref&amp;gt; و حتی گاه با دزدان همدستی داشت.&amp;lt;ref&amp;gt;پنجاه سفرنامه، ج5، ص409.&amp;lt;/ref&amp;gt; کنسولگری در مکه نیز از مردم پول می‌گرفت و گاهی اجازه حرکت از مکه را به حاجیان نمی‌داد.&amp;lt;ref&amp;gt;سفرنامه میرزا داود میروظایف، ص140.&amp;lt;/ref&amp;gt; کنسول ایران به سبب دریافت پول، جان حاجیان را به خطر می‌انداخت. برای نمونه، در سالی که افشار ارومی در حج حضور داشت، با این‌که راه جبل از سوی دولت ایران ممنوع شده بود، نایب کنسول ایران با گرفتن مبلغی کلان از امیر جبل، اجازه عبور ایرانیان از جبل را داد و حمله‌داران با تبلیغ و تشویق، مردم را از این راه حرکت دادند.&amp;lt;ref&amp;gt;سفرنامه مکه معظمه، ص158.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== پهلوی ===&lt;br /&gt;
ممنوعیت حج از سوی دولت ایران تا سال ۱۳۰۷ش. ادامه یافت. در این مدت، حکومت ایران هنوز دولت سعودی را به رسمیت نشناخته بود. با وجود این، برخی ایرانیان از راه‌های غیررسمی به حج می‌رفتند و دولت ایران نیز در برخی سال‌ها سفر ایرانیان را از راه‌هایی جز راه عراق آزاد گذاشته بود. در برخی از این سال‌ها، شمار حاجیان به حدود سه هزار تن نیز می‌رسید.&amp;lt;ref&amp;gt;روابط سیاسی ایران و عربستان، ص58-59.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
با آغاز جنگ جهانی دوم به سال ۱۹۴۵م. /۱۳۲۰ش؛ که با آغاز حکومت محمدرضا شاه پهلوی همراه شد، وضعیت منطقه سخت رو به وخامت رفت و سفر حج به ویژه از راه عراق بسیار خطرناک گشت. از این‌رو، مقام‌های ایران صدور گذرنامه حج را در سال ۱۳۲۱ش. ممنوع کردند. با این حال، سفر حاجیان ایرانی به مکه و مدینه قطع نشد و به سال ۱۳۲۱ش. حدود ۱۶۰۰ تن و به سال ۱۳۲۲ش. حدود ۴۰۰۰ تن از حاجیان ایرانی از راه [[کویت]] و راه‌های دیگر به صورت غیرقانونی به حج رفتند. به دلیل نبود امکانات و درگیر بودن منطقه در نبرد، بسیاری از مسافران در میانه راه ناچار به بازگشت می‌شدند. در این سال‌ها، به دلیل مشکلات مالی پدید آمده از جنگ جهانی، دولت ایران کنسولگری خود را در جده تعطیل کرد و دولت عربستان نیز به دلیل همین مشکلات، امکانات سازمان‌دهی حاجیان را نداشت.&amp;lt;ref&amp;gt;اسناد روابط ایران و عربستان، ص99-100؛ روزنامه خاطرات عین السلطنه، ج10، ص8017، 9 802.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در همان سال (۱۳۲۲ش) زائری ایرانی از مردم یزد به اتهام اهانت به حرم، دستگیر و اعدام شد. این زائر که ابوطالب یزدی نام داشت، به دلیل گرمی هوا درون مسجدالحرام دچار تهوع شد و مأموران حرم که می‌پنداشتند وی قصد آلوده ساختن حرم را داشته، او را دستگیر و پس از محاکمه اعدام کردند.&amp;lt;ref&amp;gt;مجله خواندنی‌ها، سال 4، ش26، ص3-5، «از تهران تا مکه.&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;اسناد روابط ایران و عربستان، ص104؛ ابوطالب یزدی شهید مروه، ص13.&amp;lt;/ref&amp;gt; دولت ایران به اجرای این حکم سخت اعتراض کرد و خواستار عذرخواهی عربستان سعودی شد. در نامه‌نگاری‌های میان دو دولت، مقام‌های سعودی صدور حکم اعدام را صحیح و آن را پشتوانه گواهی شاهدان و اعترافات مقتول دانستند. نامه‌نگاری‌ها و نیز میانجیگری مصر برای حل اختلاف سودی نداشت و دولت ایران به سال ۱۳۲۳ش. در اعتراض به این رخداد، با کشور سعودی قطع رابطه نمود و حج ایرانیان را ممنوع کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;روزنامه خاطرات عین السلطنه، ج10، ص8017؛ روابط سیاسی ایران و عربستان، ص84-85؛ اسناد روابط ایران وعربستان، ص107-124.&amp;lt;/ref&amp;gt; تعطیلی حج تا سال ۱۳۲۷ش. ادامه یافت و در پی نامه عبدالعزیز سعودی، روابط ایران و عربستان از سر گرفته شد.&amp;lt;ref&amp;gt;اسناد روابط ایران و عربستان، ص39، «مقدمه»، 130-131.&amp;lt;/ref&amp;gt; سپس روابط سیاسی ایران و عربستان رو به بهبود رفت و مسائل سیاسی دخالتی در امور حج ایرانیان نداشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== انقلاب اسلامی ===&lt;br /&gt;
حج‌گزاری ایرانیان پس از انقلاب، بیش از هر چیز زیر تأثیر روابط سیاسی پر نوسان ایران و عربستان قرار گرفت. در همان سال‌های نخست انقلاب اسلامی ایران، با این‌که دو دولت موضع دشمنانه آشکاری در برابر هم نداشتند،&amp;lt;ref&amp;gt;مروری بر روابط ایران و عربستان، ص21-22.&amp;lt;/ref&amp;gt; تنش‌هایی میان حاجیان و مسؤولان حج ایرانی با پلیس عربستان ایجاد می‌شد.&amp;lt;ref&amp;gt;خاطرات حج، ص97.&amp;lt;/ref&amp;gt; اختلاف‌های سیاسی ایران و عربستان در دوران جنگ تحمیلی عراق بر ضد ایران، به دلیل حمایت عربستان از [[عراق]] بیشتر شد.&amp;lt;ref&amp;gt;مروری بر روابط ایران و عربستان، ص31-32.&amp;lt;/ref&amp;gt; اوج اختلاف دو کشور که به سال ۱۳۶۶ش. به قطع روابط سیاسی آن دو به مدت سه سال انجامید، به دلیل برگزاری مراسم برائت از مشرکین از جانب حاجیان ایرانی در موسم حج بود. &lt;br /&gt;
حج‌گزاری ایرانیان در سال ۱۳۷۰ از سر گرفته شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== فاجعه منا ====&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نهادهای مرتبط به حج در ایران ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== آمار و وقایع حج ایرانیان ==&lt;br /&gt;
در [[سال 1404 شمسی]] 86700 نفر از ایران (مجموع زائر و خادمان و کارگزاران حج) در مراسم حج شرکت کردند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Rezashams</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikihaj.com/index.php?title=%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE_%D8%AD%D8%AC_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86&amp;diff=67752</id>
		<title>تاریخ حج ایرانیان</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikihaj.com/index.php?title=%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE_%D8%AD%D8%AC_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86&amp;diff=67752"/>
		<updated>2026-05-16T12:03:37Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Rezashams: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{در دست ویرایش|ماه=[[اردیبهشت]]|روز=[[26]]|سال=[[۱۴۰۵]]|کاربر=Rezashams  }}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:مقاله‌های در حال ویرایش]]&lt;br /&gt;
== شیوه حج ایرانیان ==&lt;br /&gt;
سفر حج ایرانیان تا پیش از رواج وسایل حمل و نقل جدید، در قالب کاروان‌های محلی صورت می‌گرفت. در این کاروان‌ها، معمولاً شماری از اهالی یک شهر و روستا گرد می‌آمدند و به راهنمایی یک ساربان و قافله‌دار که به آن «حمله‌دار» گفته می‌شد، به سوی سرزمین حجاز راهی می‌شدند. حمله‌داران کسانی بودند که به سازمان‌دهی کاروان‌های حج در شهرهای ایران می‌پرداختند و راهنمایی حاجیان، تهیه محل اسکان، فراهم نمودن مرکب، و مذاکره و ارتباط با امیران و حاکمان محلی را در برابر پولی که از حاجیان می‌گرفتند، بر عهده داشتند.&amp;lt;ref&amp;gt;نک: مقالات تاریخی، دفتر9، ص16-17؛ لغت‌نامه، ج6، ص8084، «حمل‌دار.&amp;lt;/ref&amp;gt; گاه نیز یک کاروان حج تنها از برخی دوستان و بستگان و با اسباب سفر محدود تشکیل می‌شد.&amp;lt;ref&amp;gt;نک: حیات یحیی، ج1، ص68.&amp;lt;/ref&amp;gt; مرکب اصلی سفر در کاروان حج به ویژه در صحراهای شبه جزیره عربی شتر بود. کاروانیان معمولاً شتر را از شترداران (جمّال‌ها) اجاره می‌کردند. کسانی که پولی بیشتر داشتند، بر کجاوه می‌نشستند. معمولاً هر فرد یک شتر برای آب و یک شتر برای بار کرایه می‌کرد. برخی حاجیان نیز به صورت پیاده و بدون شتر سفر می‌نمودند؛ چنان‌که در سفرنامه‌های دوران قاجار آمده است. افزون بر کاروان‌دار و شتردار، عکام‌ها که خدمت‌گزاران حاجیان بودند، آنان را در برابر گرفتن پولی همراهی می‌کردند و برخی کارها را از جمله گذاردن بار بر شتر، گردآوری هیزم برای آتش، گرفتن افسار شتر، گردآوری آب در منازل سفر، پختن نان و… بر عهده داشتند.&amp;lt;ref&amp;gt;روزنامه خاطرات عین السلطنه، ج2، ص1509؛ سفرنامه فرهاد میرزا، ص160؛ حدیث قافله‌ها، ص202؛ به سوی‌ام القری، ص241، 279؛ پنجاه سفرنامه، ج5، ص436.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کاروان‌های حج بیشتر شکل محلی داشت. اهالی یک شهر کاروانی جداگانه داشتند که در کاروان شام یا عراق ادغام می‌شد. شماری از اهل محل یا بستگان و دوستان، هسته اصلی کاروان‌های یک شهر را تشکیل می‌دادند. این شکل از همراهی افراد آشنا و بستگان تا دوران معاصر نیز ادامه داشت و حتی امروزه نیز حاجیان معمولاً با بستگان خود مسافرت می‌کنند. کاروان هر شهر در مکه و مدینه به‌طور متحد حرکت می‌کردند و حتی در مکه نیز در طول سال‌ها مطوفانی ویژه داشتند. برای نمونه، مطوف حاجیان شیراز با مطوف حاجیان [[اصفهان]] متفاوت بود.&amp;lt;ref&amp;gt;پنجاه سفرنامه، ج5، ص412؛ ج6، ص78.&amp;lt;/ref&amp;gt; د&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گاه سامان‌دهی کاروان حج زیر نظر حکمرانان انجام می‌شد که گزارش‌های آن در کتاب‌های تاریخ آمده است. مردم از شهرها و روستاهای پیرامون به این کاروان می‌پیوستند یا با رسیدن کاروان به هر یک از شهرها، دلبستگان حج با آن همراه می‌شدند. این کاروان‌ها معمولاً با نظامیانی همراهی می‌شد تا در برابر راهزنان از حاجیان محافظت کنند. در کاروان‌های دولتی، معمولاً فردی به عنوان امیرالحاج (در [[تاریخ بیهقی]]: «سالار حاجیان» و در سفرنامه به جا مانده از دوره صفویه: «عجم آقاسی») که از بزرگان حکومت بود، انتخاب می‌شد.&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ بیهقی، ج3، ص1151؛ احسن التواریخ، ج2، ص748؛ روضات الجنات، ج1، ص513-516؛ سفرنامه منظوم حج، ص45.&amp;lt;/ref&amp;gt; پادشاهان چون تصمیم به آماده‌سازی و راهی کردن کاروان حج می‌گرفتند، جارچیان را به سراسر مملکت می‌فرستادند و اعلان می‌کردند که پادشاه قصد دارد کاروان حج را با ساز و برگ راهی حجاز کند و هرکس می‌خواهد، می‌تواند خود را آماده سفر نماید. منشیان نیز نامه‌هایی به والیان شهرها می‌فرستادند و این موضوع را خبر می‌دادند.&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ عالم‌آرای امینی، ص222-223.&amp;lt;/ref&amp;gt; معمولاً این‌گونه دستورها با این وعده همراه بود که به فرمان پادشاه، والیان و راهداران از حاجیان هیچ مالیات و باج و خراج نخواهند گرفت.&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ عالم‌آرای امینی، ص222-224.&amp;lt;/ref&amp;gt; آماده‌سازی و راه‌اندازی کاروان‌های حج و بازگشایی راه آن، برای پادشاهان مایه فخر و نشانه‌ای از اسلام‌دوستی و وسیله کسب مشروعیت بود. از این‌رو، آن‌گاه که در دوران محمود غزنوی (۳۸۸–۴۲۱ق) سفر حج مدتی تعطیل شد، برخی بزرگان حکومت نزد سلطان رفتند و لزوم بازگشایی راه حج را به «پادشاه اسلام» گوشزد کردند. سلطان اعلان سفر حج کرد و سی هزار دینار برای هزینه سفر و پرداختن به راهزنان اختصاص داد. مردم بسیار که از نقاط گوناگون جمع شده بودند، با کاروان حج به سرپرستی قاضی‌القضات محمد ناصحی راهی مکه شدند و به سال ۴۱۲ق. [[حج]] گزاردند.&amp;lt;ref&amp;gt;الکامل، ج9، ص325؛ دستور الکاتب، ج1، ص374.&amp;lt;/ref&amp;gt; حکمرانان همچنین در تسهیل کارهای حاجیان و کاستن از بار مالیات‌ها و مشکلات کاروان‌های حج و نیز در مبارزه با راهزنان می‌کوشیدند. بدر بن حسنویه کُرد که در کردستان حکومت داشت (۳۷۰–۴۰۵ق) با پرداخت پنج هزار دینار به راهزنان، آسایش کاروانیان حج را تضمین کرد. او همچنین مالی فراوان را به اشراف مکه و مدینه بخشید و تا آن‌گاه که زنده بود، به این روش ادامه داد.&amp;lt;ref&amp;gt;تجارب الامم، ج7، ص339؛ تاریخ ابن خلدون، ج4، ص687-688.&amp;lt;/ref&amp;gt; ابوسعید ایلخان نیز یک بار که کاروان حج مورد غارت قبایل عرب قرار گرفت، دو برابر خسارت را به کاروانیان پرداخت کرد. با وجود اهمیتی که پادشاهان برای حج باور داشتند، جز اندکی از پادشاهان و حاکمان ایران، مانند خلف بن احمد لیثی حاکم سیستان (حک: ۳۵۲–۳۹۳ق)، غیاث‌الدین از حاکمان آل‌کرت (حک: ۷۰۷–۷۲۹ق)، و محمدرضا شاه پهلوی فرصت حج‌گزاری نیافتند. چنین برمی‌آید که مهم‌ترین دلیل حج نرفتن شاهان ایران، دوری راه و احتمال شورش مخالفان و مدعیان سلطنت در نبودِ پادشاه و نیز اشتغال همیشگی پادشاهان به نبرد بود که فرصت حج‌گزاری را از آنان می‌گرفت.&amp;lt;ref&amp;gt;نک: تاریخ طبری، ج9، ص221؛ پیراسته تاریخنامه هرات، ص166؛ با من به خانه خدا بیایید، ص225؛ ترجمه تاریخ یمینی، ص41.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
==راه‌های حج ایرانیان==&lt;br /&gt;
{{اصلی|راه‌های حج ایرانیان}}&lt;br /&gt;
== گزارش‌ها از تاریخ حج‌گزاری ایرانیان ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== عصر دولت‌های محلی ===&lt;br /&gt;
قدیم‌ترین گزارش‌ها حاکی از ارسال کاروان حج به مکه همراه با هدایایی از سوی شاهان سامانی است.&amp;lt;ref&amp;gt;ترجمه تاریخ یمینی، ص36.&amp;lt;/ref&amp;gt;درباره حج‌گزاری در دوران غزنویان نیز مهم‌ترین گزارش‌ها مربوط به سال ۴۱۲ق. است. در این سال، در حالی که حج ایرانیان چند سالی تعطیل شده بود، [[محمود غزنوی]] کاروانی بزرگ را همراه سپاهی برای محافظت از آن به [[حج]] فرستاد. سپس سفر حج ایرانیان از قلمرو غزنویان مدتی تعطیل بود تا این‌که به سال ۴۱۵ق. کاروانی دیگر از سوی غزنویان و با امارت حسنک وزیر به حج رفت.&amp;lt;ref&amp;gt;الکامل، ج9، ص325، 341؛ اتحاف الوری، ج2، ص447، 450-451.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در نیمه اول سده پنجم ق. حرکت کاروان حج عراق جز در برخی سال‌ها متوقف شد. گزارش توقف حرکت کاروان از سال ۴۰۷ق. در منابع یاد شده که تا سال ۴۵۷ق. ادامه داشته است. در بسیاری از سال‌ها، کاروان حج عراق به دلیل تأخیر اهل خراسان (ایرانیان) از حرکت به سوی مکه بازمانده است.&amp;lt;ref&amp;gt;الکامل، ج9، ص325، 356، 363، 370، 432؛ اتحاف الوری، ج2، ص444-457.&amp;lt;/ref&amp;gt; این گفته بدین معنا است که حاجیان ایرانی در این سال‌ها به حج نمی‌رفته‌اند و محمل عراق که منتظر ورود حاجیان ایرانی بوده، به دلیل گذشت زمان، از حج بازمی‌مانده است. درباره این‌که چرا کاروان حج خراسانی تأخیر داشته، آگاهی دقیق در دست نیست. در سال‌های پایانی سده چهارم ق. با تضعیف آل‌بویه، هجوم قبایل راهزن عرب در راه حج بالا گرفت و گاهی همین مایه تعطیلی حج کاروان عراق بود.&amp;lt;ref&amp;gt;نک: اتحاف الوری، ج2، ص428-433؛ تاریخ ایران در قرون نخستین اسلامی، ج1، ص185.&amp;lt;/ref&amp;gt; اما تعطیلی حج ایرانیان بیشتر مربوط به مسائل درونی و گویا درگیری پادشاهان محلی با یکدیگر بوده است. در اوایل سده پنجم ق. در حالی که به دلیل اختلاف‌های خاندان آل‌بویه در شهرهای مرکزی و غربی ایران آتش نبرد میان برادران و عموزادگان بویهی شعله‌ور بود، در شرق ایران، محمود غزنوی مشغول کشورگشایی در [[هند]] و دست‌اندازی به سرزمین‌های زیر سلطه آل‌بویه بود.&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ ایران در قرون نخستین اسلامی، ج1، ص202-212.&amp;lt;/ref&amp;gt; از دهه سوم سده پنجم ق. هجوم سلجوقیان به ایران، به عوامل ناامنی اوضاع درونی ایران افزوده شد. گویا به دلیل ناپایداری سیاسی در نخستین سال‌های قدرت این دولت، توقف [[کاروان حج]] تا سال ۴۵۶ق. ادامه یافت و در این سال نخستین کاروان حج به مکه راهی شد.&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ ابن خلدون، ج4، ص132؛ اتحاف الوری، ج2، ص470.&amp;lt;/ref&amp;gt; پس از آن کاروان حج عراق که شامل حاجیان ایرانی هم بود هر سال به حج اعزام می‌شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مغول‌ها ===&lt;br /&gt;
با آغاز حمله مغول به شرق ایران (۶۱۶ق) گزارش‌هایی از قطع حرکت کاروان حاجیان از شهرهای ایران در سال‌های ۶۱۷ و ۶۱۸ق. در دست است.&amp;lt;ref&amp;gt;اتحاف الوری، ج3، ص31-32؛ تاریخ مغول در ایران، ص28؛ تاریخ مغول، ص25.&amp;lt;/ref&amp;gt; با نفوذ مغول‌ها به مناطق ایران و آغاز هجوم آنان به بغداد، کاروان حج عراق نیز از رفتن به حج بازماند.&amp;lt;ref&amp;gt;اتحاف الوری، ج3، ص51-52، 55.&amp;lt;/ref&amp;gt; آن‌گاه که به سال ۶۳۴ق. مغول‌ها قصد حمله به بغداد کردند، خلیفه عباسی از دانشوران فتوای قطع حج به دلیل اولویت نبرد با مغول را گرفت.&amp;lt;ref&amp;gt;البدایة و النهایه، ج13، ص145؛ اتحاف الوری، ج3، ص52.&amp;lt;/ref&amp;gt; پس از هفت سال، با سرد شدن آتش نبردها، حرکت کاروان عراق به سال ۶۴۰ق. از سر گرفته شد.&amp;lt;ref&amp;gt;اتحاف الوری، ج3، ص59.&amp;lt;/ref&amp;gt; از این‌که حضور ایرانیان در این سال‌ها در کاروان حج عراقی چه‌اندازه بوده، آگاهی دقیق در دست نیست. به گزارش منابع تاریخ مکه، در دو دهه پایانی خلافت عباسی، در چندین سال، کاروان حج از عراق حرکت نکرد که عامل اصلی آن، نبردهای پراکنده با مغولان بود.&amp;lt;ref&amp;gt;شفاء الغرام، ج2، ص403-404.&amp;lt;/ref&amp;gt; هنگامی که مغول‌ها بغداد را به سال ۶۵۶ق. تصرف کردند، حرکت کاروان حج از بغداد برای ده سال متوقف شد. گزارش نخستین سفر حج از عراق پس از این سال به۶۶۶ق. یا ۶۶۷ق. مربوط است که اباقا خان مغول به بغداد آمد و عطا ملک جوینی با گوشزد کردن اهمیت حج، توانست فرمانی برای بازگشایی راه حج از او بگیرد.&amp;lt;ref&amp;gt;اتحاف الوری، ج3، ص92؛ شفاء الغرام، ج2، ص404؛ دین و دولت در ایران عهد مغول، ج2، ص399-400.&amp;lt;/ref&amp;gt; از این‌که پس از آن، فرستادن کاروان حج به‌طور منظم ادامه داشته یا نه، گزارشی در دست نیست.&amp;lt;ref&amp;gt;نک: اتحاف الوری، ج3، ص99-120.&amp;lt;/ref&amp;gt; فرمانروایان نخست ایلخان مسلمان نبودند و به حج توجهی نداشتند. با این حال، گزارش‌هایی از سفر حج ایرانیان در دوران ایلخانان غیر مسلمان نیز در دست است. برای نمونه، در دوران ارغون (حک: ۶۸۳–۶۹۰ق) به سال ۶۸۸ق. کاروان بزرگی از حاجیان ایرانی از عراق به حج رفت که بسیاری از دانشوران و بزرگان ایران نیز در آن حضور داشتند.&amp;lt;ref&amp;gt;العقد الثمین، ج1، ص192؛ اتحاف الوری، ج3، ص119-120؛ تحریر تاریخ وصاف، ص135.&amp;lt;/ref&amp;gt; با مسلمان شدن ایلخانان، حج‌گزاری ایرانیان رونقی بیشتر یافت. از راهی شدن کاروان حج در دوران احمد تکودار (حک: ۶۸۱–۶۸۳ق) نخستین ایلخان مسلمان گزارش‌هایی در دست است. بر پایه این گزارش‌ها، در این دوران، موقوفاتی برای [[حرمین شریفین]] وجود داشته که به دستور وی این موقوفات را گردآوری کرده و به مکه می‌فرستاده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;تحریر تاریخ وصاف، ص69؛ تاریخ ایران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاریه، ص499.&amp;lt;/ref&amp;gt; د&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در دوران غازان خان (حک: ۶۹۴–۷۰۳ق) دومین ایلخان مسلمان که کارهایی فراوان برای گسترش اسلام میان مغولان انجام داد، حج‌گزاری رونقی بیشتر یافت. غازان خان فرمانی برای تعظیم و تکریم سادات مکه و خادمان [[بیت‌الله]] صادر نمود و برای کعبه پرده‌ای گرانب‌ها فراهم کرد و همراه اموال بسیار برای انعام مکیان به مکه فرستاد. او به سال ۷۰۲ق. کاروانی شکوهمند را به حج فرستاد و برای حفظ امنیت آن، امیر قتلغ شاه را امیرالحاج کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;تحریر تاریخ وصاف، ص215؛ دین و دولت در ایران عهد مغول، ج2، ص464.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حج‌گزاری ایرانیان پس از حمله مغول در دوران حکومت ابوسعید (حک: ۷۱۶–۷۳۶ق) به اوج رونق رسید. در این دوران، محمل عراقی با شکوه و عظمت راهی مکه می‌شد و شمار حاجیان بسیار فراوان بود.&amp;lt;ref&amp;gt;اتحاف الوری، ج3، ص171، 181.&amp;lt;/ref&amp;gt; گزارش‌های [[ابن‌بطوطه]] از کاروان عراق که در همین سال‌ها به حج رفته، نشانگر رونق حج‌گزاری ایرانیان است. او از فراوانی حاجیان ایرانی و امکانات و سامان مناسب کاروان عراق خبر داده است.&amp;lt;ref&amp;gt;رحلة ابن بطوطه، ج2، ص411-412.&amp;lt;/ref&amp;gt; اهتمام ابوسعید ایلخان به امور حج، از جمله آراستن محمل عراق با گوهرهای گرانب‌ها و حمایت از کاروان و حتی پرداخت خسارت وارد شده بر حاجیان بر اثر حمله دزدان، مورد توجه منابع قرار گرفته است.&amp;lt;ref&amp;gt;اتحاف الوری، ج3، ص167، 171.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== پس از مغولان ===&lt;br /&gt;
با مرگ ابوسعید ایلخان (سال۷۳۶ق) حرکت کاروان حج عراق متوقف شد و پس از۱۱ سال، به سال ۷۴۸ق. محمل عراق دیگر بار به حج رفت. از این سال، حج ایرانیان دوره‌های چند ساله تعطیلی را تجربه کرد که بیش از هر چیز برآمده از ناپایداری سیاسی در ایران به دلیل اختلاف حکومت‌های محلی با یکدیگر و درگیری‌های دامنه‌دار جانشینان پس از مرگ حاکم پیشین بود.&amp;lt;ref&amp;gt;شفاء الغرام، ج2، ص417.&amp;lt;/ref&amp;gt; از سال ۷۴۰ق. حدود یک سده عراق به دست آل‌جلایر (حک: ۷۴۰–۸۳۶ق) افتاد. در این دوران، تجهیز کاروان عراق بر عهده حکومت آل‌جلایر بود. حرکت کاروان عراق در این دوران منظم نبود و درگیری آل‌جلایر با همسایگان و نیز مشکلات داخلی، حج را به تعطیلی می‌کشاند. برای نمونه، از سال ۷۹۵ق. حرکت محمل عراق چند سال قطع شد که گویا به دلیل حمله تیمور به ایران بود.&amp;lt;ref&amp;gt;اتحاف الوری، ج3، ص390؛ درر الفوائد المنظمه، ص315؛ درباره حکومت آل جلایر، نک: تاریخ ایران از آغاز تا انقراض سلسله قاجار، ص594-601.&amp;lt;/ref&amp;gt; مرگ احمد بن اویس (۸۱۳ق) نیز باعث تعطیلی چند ساله حج شد.&amp;lt;ref&amp;gt;اتحاف الوری، ج3، ص482.&amp;lt;/ref&amp;gt; در برخی از سال‌های حکومت جلایریان، کاروان عراقی از رونق فراوان برخوردار بود. از جمله در سال‌های سلطنت اویس جلایری (حک: ۷۵۷–۷۷۶ق) کاروان عراقی بسیار پر شمار و با شکوه بود. در برخی سال‌های دهه ۷۷۰ق. به دلیل حمایت‌های مالی او از عجلان بن رمیثه (حک: ۷۶۲–۷۷۴ق) شریف مکه، نامش در خطبه مکه یاد می‌شد.&amp;lt;ref&amp;gt;شفاء الغرام، ج2، ص422.&amp;lt;/ref&amp;gt; از میان رفتن حکومت جلایریان به دست قرایوسف قراقویونلو (حک: ۸۱۰–۸۱۲ق) به سال ۸۱۳ق. مدتی اعزام کاروان حج عراق را به تعطیلی کشاند.&amp;lt;ref&amp;gt;اتحاف الوری، ج3، ص482؛ تاریخ حبیب السیر، ج4، ص577؛ تاریخ ایران از آغاز تا انقراض سلسله قاجار، ص652-653.&amp;lt;/ref&amp;gt; اما از سال ۸۱۶ق. قرایوسف کاروان عراق را که ایرانیان نیز با آن همراه بودند، تجهیز کرد و به مکه فرستاد. در این سال، در خطبه‌های نماز [[مسجدالحرام]]، برای قرایوسف دعا کردند.&amp;lt;ref&amp;gt;اتحاف الوری، ج3، ص510؛ شفاء الغرام، ج2، ص431؛ درر الفوائد المنظمه، ص320.&amp;lt;/ref&amp;gt; از ۸۲۱ تا ۸۲۳ق. نبرد قرایوسف با شاهرخ تیموری و حاکم شام، باعث تعطیلی حج شد.&amp;lt;ref&amp;gt;شفاء الغرام، ج2، ص434-435؛ درر الفوائد المنظمه، ص321.&amp;lt;/ref&amp;gt; درگذشت قرایوسف به سال ۸۲۳ق. نیز حج را مدتی با تعطیلی روبه‌رو کرد. این تعطیلی تا سال ۸۳۱ق؛ که امیر حله حسین بن علی بن اویس کاروان عراق را تجهیز کرد، ادامه داشت.&amp;lt;ref&amp;gt;اتحاف الوری، ج3، ص574؛ ج4، ص23؛ درر الفوائد المنظمه، ص321-325.&amp;lt;/ref&amp;gt; از این هنگام تا دهه ۸۵۰ق؛ که گزارش‌هایی از حج محمل عراق به دستور احمد شاه پسر قرایوسف در دست است، خبری از حرکت کاروان عراق بازتاب نیافته است.&amp;lt;ref&amp;gt;درر الفوائد المنظمه، ص330-331.&amp;lt;/ref&amp;gt; به سال ۸۷۱ق. پس از نزدیک دو دهه، محمل عراق دیگر بار به راه افتاد و حرکت آن تا سال ۸۹۶ق. در دوران آق قویونلوها (۷۹۸–۹۱۴ق) و در دوره قدرت اوزون حسن (حک: ۸۷۲–۸۸۲ق) مدتی بدون وقفه ادامه داشت.&amp;lt;ref&amp;gt;درر الفوائد المنظمه، ص332-344؛ درباره حکومت آق قویونلوها، نک: تاریخ ایران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاریه، ص655-660.&amp;lt;/ref&amp;gt; اختلاف دولت آق قویونلو با مصر در دوران قدرت اوزون حسن، چند بار برای حاجیان ایرانی مشکل آفرید. برای نمونه، به سال ۸۷۶ق. بدین دلیل که محمل عراق می‌خواست بر محمل مصر پیشی بگیرد، اختلاف‌هایی روی داد و به حاجیان عراقی توهین شد.&amp;lt;ref&amp;gt;درر الفوائد المنظمه، ص337.&amp;lt;/ref&amp;gt; سال بعد به دستور اوزون حسن برای کعبه جامه‌ای دوختند که با کاروان عراقی به حجاز حمل شد. امیرالحاج که نخست به مدینه رفته بود، مردم مدینه را ناچار به خواندن خطبه به نام اوزون حسن کرد. این کار سبب اختلاف حاجیان کاروان عراق با شریف مکه و امیرالحاج مصر شد و امیرالحاج عراق به دستور او زندانی گشت و تا ششم [[ذی‌حجه]] به کاروان عراق اجازه ورود به مکه داده نشد.&amp;lt;ref&amp;gt;اتحاف الوری، ج4، ص558؛ درر الفوائد المنظمه، ص337؛ تحصیل المرام، ج2، ص765-766.&amp;lt;/ref&amp;gt; به سال ۸۸۰ق. نیز امیرالحاج مصری از ورود محمل همراه کاروان عراق به مکه پیش‌گیری کرد و تنها اجازه ورود حاجیان را داد. به سال ۸۸۱ق. نیز امیرالحاج مصری اجازه ورود محمل عراقی به مکه را نداد. کاروانیان محمل را در منطقه زاهر نهادند و تنها پس از پرداخت رشوه به امیرالحاج توانستند محمل را وارد [[عرفه]] کنند.&amp;lt;ref&amp;gt;اتحاف الوری، ج4، ص604-605؛ الدر الکمین، ج1، ص115؛ درر الفوائد المنظمه، ص338.&amp;lt;/ref&amp;gt; با توجه به تعطیلی حرکت کاروان عراق در بسیاری از سال‌ها و همچنین درگیری حکومت‌های عراق با حاکمان مناطق ایران، این احتمال بسیار است که در موارد فراوان، حاجیان ایرانی از راه عراق به حج نرفته باشند. از مسیرهایی که دراین دوران مورد استفاده حاجیان ایرانی بوده، مسیر [[شام]] و مصر است. از اواخر این دوران، گویا به سال ۸۹۸ق. سفرنامه‌ای در دست است که نویسنده آن همراه قافله مصر به حج رفته است.&amp;lt;ref&amp;gt;سفرنامه منظوم حج، ص85.&amp;lt;/ref&amp;gt; این دوران مقارن است با حکومت تیموریان (۷۷۱–۹۱۳ق) در قسمتی از مرکز و شرق ایران که شماری از آنان مانند شاهرخ تیموری (حک: ۸۱۱–۸۵۰ق) به امور حج و [[حرمین]] اهتمام فراوان داشتند. شاهرخ تیموری به حاکم مصر نامه‌ای نوشت و از این‌که برخی حاجیان ایرانی نزدیک مصر دچار حمله راهزنان شده‌اند و به شکایت آنان اعتنایی نشده است، گلایه کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;اسناد و مکاتبات تاریخی ایران از تیمور تا شاه اسماعیل، ص146-148.&amp;lt;/ref&amp;gt; این گزارش از حرکت کاروان حاجیان شرق و مرکز ایران از راه شام حکایت دارد. کاروانی دیگر که در این دوران از ایران به حج راهی می‌شد، کاروان حاجیان شیرازی بود. نخستین گزارش از حضور این کاروان مربوط به سال ۷۵۸ق. در دوران حکومت آل‌مظفر (حک: ۷۱۳–۷۹۵ق) در [[شیراز]] و مناطق مرکزی ایران است.&amp;lt;ref&amp;gt;اتحاف الوری، ج3، ص272؛ درر الفوائد المنظمه، ص310؛ درباره حکومت آل مظفر، نک: تاریخ ایران کمبریج، دوره تیموریان، ص21-26.&amp;lt;/ref&amp;gt; از این‌که حاجیان چه مناطقی از ایران با کاروان شیراز همراه می‌شدند و حرکت این کاروان تا چه زمانی ادامه داشته، آگاهی در دست نیست. گزارش حضور این کاروان در سال‌های۷۵۷، ۷۸۴، ۸۱۳، ۸۱۵ق. در منابع آمده است. مسیر حرکت این کاروان از راه [[احساء]] و [[قطیف]] بود.&amp;lt;ref&amp;gt;اتحاف الوری، ج3، ص272، 491، 500.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== صفویان ===&lt;br /&gt;
در دوران صفویه، اختلاف‌های سیاسی ایران و عثمانی، در حج‌گزاری ایرانیان اثر فراوان داشت. مسیر حج ایرانیان از سرزمین‌های زیر نظر دولت عثمانی می‌گذشت و سفر آنان به قلمرو دشمن، به ویژه هنگامی که آتش نبرد میان دو دولت برافروخته بود، با موانع و مشکلاتی روبه‌رو می‌شد. گزارش‌ها حاکی از تعطیلی حج به دلیل‌های سیاسی در برخی سال‌ها بوده است؛ از جمله به سال۱۰۴۷ق؛ که نبرد صفوی با عثمانی جریان داشت، ایرانیان به فرمان سلطان عثمانی مراد چهارم (حک: ۱۰۳۲–۱۰۴۹ق) از مکه اخراج و برای چند سال از حج‌گزاری بازداشته شدند.&amp;lt;ref&amp;gt;منائح الکرم، ج4، ص181-182.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[شاه عباس صفوی]] (حک: ۹۹۵–۱۰۳۸ق) که حج‌گزاری ایرانیان را عامل سرازیر شدن پول بسیار به کشور دشمن می‌دید، سفر حج را مدتی ممنوع کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;سفرنامه کروسینسکی، ص25؛ تاریخ منتظم ناصری، ج2، ص1037.&amp;lt;/ref&amp;gt; جز این موارد، گزارش‌های مشخصی درباره قطع شدن حج ایرانیان در دوران صفویه در دست نیست. دولت عثمانی برای حفظ وجهه دینی خود به عنوان [[خادم حرمین]]، از ممنوع کردن حج ایرانیان پرهیز می‌کرد. اما با توجه به روابط ایران و عثمانی در این دوران، می‌توان حدس زد که حج‌گزاری ایرانیان در زمانی که دو دولت در نبرد بوده‌اند، متوقف یا سخت محدود بوده است. توقف حج ایرانیان و مشکلات آن‌ها را از نامه‌های دو دولت عثمانی و صفوی می‌توان دریافت. در این نامه‌ها به مشکلات حج ایرانیان و بسته بودن راه آنان اشاره و رسیدن به صلح برای آسایش حاجیان ضروری دانسته شده است.&amp;lt;ref&amp;gt;اسناد و مکاتبات سیاسی ایران از سال 1038 تا 1105، ص29؛ شاه طهماسب صفوی، ص203-237؛ نک: از شیخ صفی تا شاه صفی، ص213.&amp;lt;/ref&amp;gt; هنگامی که دولت ایران و عثمانی در صلح به سر می‌بردند، حج‌گزاری ایرانیان با آزادی و گستردگی بیشتر انجام می‌شده است. گزارش‌هایی از سفر پر شمار ایرانیان در برخی سال‌ها و نیز سفر افراد، به ویژه بزرگان دولت صفوی ودانشوران شیعی و سکونت شماری از آنان در مکه و مدینه، در دوران صفویه در دست است.&amp;lt;ref&amp;gt;منائح الکرم، ج5، ص256، 265؛ وقایع السنین، ص553؛ صفویه در عرصه دین، ج2، ص844-850؛ خلاصة التواریخ، ج1، ص313، 440، 811؛ تذکرة تحفه سامی، ص33.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
احساسات ضد ایرانی در میان مردم و دانشوران حجاز در آن دوران بیشتر بود و چنان‌که خواهیم دید، همین به کشته شدن برخی ایرانیان در مکه انجامید. نویسندگان کتاب‌های تاریخ مکه نیز در این دوران از این‌گونه احساسات دور نماندند و در آثار خود، اشارات فراوان به نبردهای دولت عثمانی با ایرانیان کردند و داستان‌های دروغین درباره صفویان نقل نمودند و به شایعات ضد ایرانی و احساسات ضد شیعی دامن زدند.&amp;lt;ref&amp;gt;نک: الاعلام باعلام بیت الله الحرام، ص277-281.&amp;lt;/ref&amp;gt; در همین فضای ضد صفوی بود که میر ویس افغانی در اواخر دوران صفویان توانست از دانشوران مکه بر ضد صفویان شیعه فتوا بگیرد و به حمله خود به اصفهان مشروعیت بخشد.&amp;lt;ref&amp;gt;جهانگشای نادری، ص447-448؛ تاریخ منتظم ناصری، ج2، ص1048؛ انقراض سلسله صفویه، ص76.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== قاجار ===&lt;br /&gt;
در دوران قاجار، کنسولگری ایران در جده افتتاح شد. با این‌که کنسول ایران در سامان‌دهی حاجیان ایرانی نقش داشته و برخی سفرنامه‌ها از خدمات این کنسولگری در حمایت از ایرانیان شیعه خبر داده‌اند،&amp;lt;ref&amp;gt;حدیث قافله‌ها، ص110.&amp;lt;/ref&amp;gt; بیشتر سفرنامه‌های قاجاری از رفتار کنسولگری با شهروندان ایرانی، به ویژه دریافت پول از حاجیان به بهانه‌های گوناگون، شکایت کرده‌اند. در آغاز ورود مسافر، کنسولگری گذرنامه او را می‌گرفت و در پی دریافت مبلغی بازپس می‌داد.&amp;lt;ref&amp;gt;پنجاه سفرنامه، ج7، ص263-264؛ ج5، ص403، 406.&amp;lt;/ref&amp;gt; بخشی از کرایه حمل و نقل که حاجیان به شترداران می‌دادند، سهم کنسولگری بود&amp;lt;ref&amp;gt;پنجاه سفرنامه، ج7، ص263-264.&amp;lt;/ref&amp;gt; و کنسول با حمالان و شترداران و کاروان‌داران برای گرفتن پول بیشتر از حاجی همدست بود.&amp;lt;ref&amp;gt;پنجاه سفرنامه، ج5، ص410-411.&amp;lt;/ref&amp;gt; کنسولگری اموال حاجیان متوفی را تصرف می‌کرد و برای صدور اجازه دفن متوفی پول اضافه می‌گرفت، به نوشته برخی، با گرفتن رشوه از کاروان‌داران، هنگام اختلاف میان حاجی و کاروان‌دار، به سود کاروان‌دار رای می‌داد&amp;lt;ref&amp;gt;پنجاه سفرنامه، ج7، ص291.&amp;lt;/ref&amp;gt; و حتی گاه با دزدان همدستی داشت.&amp;lt;ref&amp;gt;پنجاه سفرنامه، ج5، ص409.&amp;lt;/ref&amp;gt; کنسولگری در مکه نیز از مردم پول می‌گرفت و گاهی اجازه حرکت از مکه را به حاجیان نمی‌داد.&amp;lt;ref&amp;gt;سفرنامه میرزا داود میروظایف، ص140.&amp;lt;/ref&amp;gt; کنسول ایران به سبب دریافت پول، جان حاجیان را به خطر می‌انداخت. برای نمونه، در سالی که افشار ارومی در حج حضور داشت، با این‌که راه جبل از سوی دولت ایران ممنوع شده بود، نایب کنسول ایران با گرفتن مبلغی کلان از امیر جبل، اجازه عبور ایرانیان از جبل را داد و حمله‌داران با تبلیغ و تشویق، مردم را از این راه حرکت دادند.&amp;lt;ref&amp;gt;سفرنامه مکه معظمه، ص158.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== پهلوی ===&lt;br /&gt;
ممنوعیت حج از سوی دولت ایران تا سال ۱۳۰۷ش. ادامه یافت. در این مدت، حکومت ایران هنوز دولت سعودی را به رسمیت نشناخته بود. با وجود این، برخی ایرانیان از راه‌های غیررسمی به حج می‌رفتند و دولت ایران نیز در برخی سال‌ها سفر ایرانیان را از راه‌هایی جز راه عراق آزاد گذاشته بود. در برخی از این سال‌ها، شمار حاجیان به حدود سه هزار تن نیز می‌رسید.&amp;lt;ref&amp;gt;روابط سیاسی ایران و عربستان، ص58-59.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
با آغاز جنگ جهانی دوم به سال ۱۹۴۵م. /۱۳۲۰ش؛ که با آغاز حکومت محمدرضا شاه پهلوی همراه شد، وضعیت منطقه سخت رو به وخامت رفت و سفر حج به ویژه از راه عراق بسیار خطرناک گشت. از این‌رو، مقام‌های ایران صدور گذرنامه حج را در سال ۱۳۲۱ش. ممنوع کردند. با این حال، سفر حاجیان ایرانی به مکه و مدینه قطع نشد و به سال ۱۳۲۱ش. حدود ۱۶۰۰ تن و به سال ۱۳۲۲ش. حدود ۴۰۰۰ تن از حاجیان ایرانی از راه [[کویت]] و راه‌های دیگر به صورت غیرقانونی به حج رفتند. به دلیل نبود امکانات و درگیر بودن منطقه در نبرد، بسیاری از مسافران در میانه راه ناچار به بازگشت می‌شدند. در این سال‌ها، به دلیل مشکلات مالی پدید آمده از جنگ جهانی، دولت ایران کنسولگری خود را در جده تعطیل کرد و دولت عربستان نیز به دلیل همین مشکلات، امکانات سازمان‌دهی حاجیان را نداشت.&amp;lt;ref&amp;gt;اسناد روابط ایران و عربستان، ص99-100؛ روزنامه خاطرات عین السلطنه، ج10، ص8017، 9 802.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در همان سال (۱۳۲۲ش) زائری ایرانی از مردم یزد به اتهام اهانت به حرم، دستگیر و اعدام شد. این زائر که ابوطالب یزدی نام داشت، به دلیل گرمی هوا درون مسجدالحرام دچار تهوع شد و مأموران حرم که می‌پنداشتند وی قصد آلوده ساختن حرم را داشته، او را دستگیر و پس از محاکمه اعدام کردند.&amp;lt;ref&amp;gt;مجله خواندنی‌ها، سال 4، ش26، ص3-5، «از تهران تا مکه.&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;اسناد روابط ایران و عربستان، ص104؛ ابوطالب یزدی شهید مروه، ص13.&amp;lt;/ref&amp;gt; دولت ایران به اجرای این حکم سخت اعتراض کرد و خواستار عذرخواهی عربستان سعودی شد. در نامه‌نگاری‌های میان دو دولت، مقام‌های سعودی صدور حکم اعدام را صحیح و آن را پشتوانه گواهی شاهدان و اعترافات مقتول دانستند. نامه‌نگاری‌ها و نیز میانجیگری مصر برای حل اختلاف سودی نداشت و دولت ایران به سال ۱۳۲۳ش. در اعتراض به این رخداد، با کشور سعودی قطع رابطه نمود و حج ایرانیان را ممنوع کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;روزنامه خاطرات عین السلطنه، ج10، ص8017؛ روابط سیاسی ایران و عربستان، ص84-85؛ اسناد روابط ایران وعربستان، ص107-124.&amp;lt;/ref&amp;gt; تعطیلی حج تا سال ۱۳۲۷ش. ادامه یافت و در پی نامه عبدالعزیز سعودی، روابط ایران و عربستان از سر گرفته شد.&amp;lt;ref&amp;gt;اسناد روابط ایران و عربستان، ص39، «مقدمه»، 130-131.&amp;lt;/ref&amp;gt; سپس روابط سیاسی ایران و عربستان رو به بهبود رفت و مسائل سیاسی دخالتی در امور حج ایرانیان نداشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== انقلاب اسلامی ===&lt;br /&gt;
حج‌گزاری ایرانیان پس از انقلاب، بیش از هر چیز زیر تأثیر روابط سیاسی پر نوسان ایران و عربستان قرار گرفت. در همان سال‌های نخست انقلاب اسلامی ایران، با این‌که دو دولت موضع دشمنانه آشکاری در برابر هم نداشتند،&amp;lt;ref&amp;gt;مروری بر روابط ایران و عربستان، ص21-22.&amp;lt;/ref&amp;gt; تنش‌هایی میان حاجیان و مسؤولان حج ایرانی با پلیس عربستان ایجاد می‌شد.&amp;lt;ref&amp;gt;خاطرات حج، ص97.&amp;lt;/ref&amp;gt; اختلاف‌های سیاسی ایران و عربستان در دوران جنگ تحمیلی عراق بر ضد ایران، به دلیل حمایت عربستان از [[عراق]] بیشتر شد.&amp;lt;ref&amp;gt;مروری بر روابط ایران و عربستان، ص31-32.&amp;lt;/ref&amp;gt; اوج اختلاف دو کشور که به سال ۱۳۶۶ش. به قطع روابط سیاسی آن دو به مدت سه سال انجامید، به دلیل برگزاری مراسم برائت از مشرکین از جانب حاجیان ایرانی در موسم حج بود. &lt;br /&gt;
حج‌گزاری ایرانیان در سال ۱۳۷۰ از سر گرفته شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== فاجعه منا ====&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نهادهای مرتبط به حج در ایران ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== آمار و وقایع حج ایرانیان ==&lt;br /&gt;
در [[سال 1404 شمسی]] 86700 نفر از ایران (مجموع زائر و خادمان و کارگزاران حج) در مراسم حج شرکت کردند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Rezashams</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikihaj.com/index.php?title=%D8%B0%D8%B1%D8%A7%D8%B9&amp;diff=58291</id>
		<title>ذراع</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikihaj.com/index.php?title=%D8%B0%D8%B1%D8%A7%D8%B9&amp;diff=58291"/>
		<updated>2024-07-29T14:47:43Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Rezashams: /* منابع */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;ذِراع&#039;&#039;&#039;، واحد طول، اندازۀ فاصلۀ آرنج تا سر انگشتان است.&amp;lt;ref&amp;gt;فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بيت عليهم السلام، ج‌3، ص707‌.&amp;lt;/ref&amp;gt;  هر ذراع شرعی تقریبا معادل 50 سانتی‌متر دانسته‌ شده.&amp;lt;ref&amp;gt;دائرة المعارف بزرگ جهان اسلام، جلد دهم، ص438.&amp;lt;/ref&amp;gt; به گفته برخی منابع هر ذراع معادل بیست و چهار انگشت بسته در کنار هم، و هر انگشت معادل شش جو که پشت به هم قرار دارد و هر جو معادل شش موی اسب است.&amp;lt;ref&amp;gt;الاصطلاحات الفقهية في الرسائل العملية، ص90‌.&amp;lt;/ref&amp;gt; در منابع و متون علاوه بر ذراع از واحدهای [[فرسخ]] و [[میل]] برای تعیین برخی فواصل شرعی استفاده شده است. هر میل، معادل چهارهزار ذراع و هر فرسخ را سه میل، معادل دوازده‌هزار ذراع دانسته‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;دائرة المعارف بزرگ جهان اسلام، جلد دهم، ص438.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به گفته دانشنامه جهان اسلام اصلی ترین واحد اندازه گیری طول در اسلام ذراع است.&amp;lt;ref&amp;gt;دائرة المعارف بزرگ جهان اسلام، جلد دهم، ص438.&amp;lt;/ref&amp;gt; قرآن کریم در آیه 32 سوره حاقه برای نشان دادن طول به این واحد اشاره کرده است.&amp;lt;ref&amp;gt;آیه 32، سوره الحاقة.&amp;lt;/ref&amp;gt; در روایات و متون اسلامی نیز از یکای ذراع برای تعین برخی فواصل مورد نیاز در مسائل مربوط به طهارت،&amp;lt;ref&amp;gt;جواهر الکلام، ج ۱، ص۲۸۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; نماز،&amp;lt;ref&amp;gt;جواهر الکلام، ج ۸، ص۳۱۹- ۳۲۲.&amp;lt;/ref&amp;gt; حیازت و احیای موات&amp;lt;ref&amp;gt;الروضة البهية في شرح اللمعة الدمشقية (المحشى - سلطان العلماء)، ج‌2، ص256‌&amp;lt;/ref&amp;gt; و در حج در مواردی چون تعیین فاصله بین رمى‌کننده و جمره استفاده شده است.&amp;lt;ref&amp;gt;جواهر الکلام، ج ۱۹، ص ۱۰۹.&amp;lt;/ref&amp;gt; همچنین از واحد ذراع در تعیین محدوده‌ای از اطراف قبر [[امام حسین (ع)|امام حسین(ع)]] که حریم استحباب برداشتن تربت است، استفاده شده.&amp;lt;ref&amp;gt;طوسی، تهذیب الاحکام، ج۶، ص۷۱۷۲.&amp;lt;/ref&amp;gt; برخی مورخان در مقاله‌های خود برای تعین فواصل مکان‌های حج و بررسی طول و عرض [[کعبه]] و [[مسجد النبی|مسجد نبوی]] از ذراع استفاده کرده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;نگاه کنید به: مقاله ذراع مکه و مقاله ذراع مدینه.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
{{منابع}}&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;قرآن کریم&#039;&#039;&#039;.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بيت عليهم السلام&#039;&#039;&#039;، ج‌3، جمعی از مولفان زیر نظر محمود هاشمی شاهرودی، قم، نشر مؤسسه دائرة المعارف فقه اسلامى بر مذهب اهل بيت(ع)، 1426ق.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;الاصطلاحات الفقهية في الرسائل العملية&#039;&#039;&#039;، عامل، یاسین عیسی،  دار البلاغة، بیروت، 1413ق.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;الروضة البهية في شرح اللمعة الدمشقية&#039;&#039;&#039; (المحشى - سلطان العلماء)، شهید ثانی، زین‌الدین بن علی، قم، انتشارات دفتر تبليغات اسلامى حوزه علميه قم‌، چاپ اول، ۱۴12ق.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;تهذیب الاحکام&#039;&#039;&#039;، شیخ طوسی، محمد بن حسن، دارالکتب الاسلامیة، قم، چاپ چهارم، ۱۴۰۷ق.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;جواهر الکلام فی شرح شرایع الاسلام&#039;&#039;&#039;، نجفی، محمدحسن، دارالاحیاء لتراث العربی، بیروت، چاپ هفتم، ۱۴۰۴ق.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;دائرة المعارف بزرگ جهان اسلام&#039;&#039;&#039;، جلد دهم، موسوی بجنوردی، محمدکاظم، تهران، نشر مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی، 1380ش.&lt;br /&gt;
* [https://ensani.ir/fa/article/download/453019 &#039;&#039;&#039;ذراع مکه&#039;&#039;&#039;]، جعفریان، رسول، میقات حج، دوره 23،  شماره 2، پیاپی 90، زمستان 1393ش.&lt;br /&gt;
* [https://miqat.hajj.ir/article_36459_95e1b812b58366dcfa139c936d260d83.pdf &#039;&#039;&#039;ذراع مدینه&#039;&#039;&#039;]، جعفریان، رسول، میقات حج، دوره 22، شماره پیاپی 87، فروردین 1393ش.&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Rezashams</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikihaj.com/index.php?title=%D8%B0%D8%B1%D8%A7%D8%B9&amp;diff=58290</id>
		<title>ذراع</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikihaj.com/index.php?title=%D8%B0%D8%B1%D8%A7%D8%B9&amp;diff=58290"/>
		<updated>2024-07-29T14:46:04Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Rezashams: صفحه‌ای تازه حاوی « &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;ذِراع&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;، واحد طول، اندازۀ فاصلۀ آرنج تا سر انگشتان است.&amp;lt;ref&amp;gt;فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بيت عليهم السلام، ج‌3، ص707‌.&amp;lt;/ref&amp;gt;  هر ذراع شرعی تقریبا معادل 50 سانتی‌متر دانسته‌ شده.&amp;lt;ref&amp;gt;دائرة المعارف بزرگ جهان اسلام، جلد دهم، ص438.&amp;lt;/ref&amp;gt; به گفته برخی منابع هر ذر...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;ذِراع&#039;&#039;&#039;، واحد طول، اندازۀ فاصلۀ آرنج تا سر انگشتان است.&amp;lt;ref&amp;gt;فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بيت عليهم السلام، ج‌3، ص707‌.&amp;lt;/ref&amp;gt;  هر ذراع شرعی تقریبا معادل 50 سانتی‌متر دانسته‌ شده.&amp;lt;ref&amp;gt;دائرة المعارف بزرگ جهان اسلام، جلد دهم، ص438.&amp;lt;/ref&amp;gt; به گفته برخی منابع هر ذراع معادل بیست و چهار انگشت بسته در کنار هم، و هر انگشت معادل شش جو که پشت به هم قرار دارد و هر جو معادل شش موی اسب است.&amp;lt;ref&amp;gt;الاصطلاحات الفقهية في الرسائل العملية، ص90‌.&amp;lt;/ref&amp;gt; در منابع و متون علاوه بر ذراع از واحدهای [[فرسخ]] و [[میل]] برای تعیین برخی فواصل شرعی استفاده شده است. هر میل، معادل چهارهزار ذراع و هر فرسخ را سه میل، معادل دوازده‌هزار ذراع دانسته‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;دائرة المعارف بزرگ جهان اسلام، جلد دهم، ص438.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به گفته دانشنامه جهان اسلام اصلی ترین واحد اندازه گیری طول در اسلام ذراع است.&amp;lt;ref&amp;gt;دائرة المعارف بزرگ جهان اسلام، جلد دهم، ص438.&amp;lt;/ref&amp;gt; قرآن کریم در آیه 32 سوره حاقه برای نشان دادن طول به این واحد اشاره کرده است.&amp;lt;ref&amp;gt;آیه 32، سوره الحاقة.&amp;lt;/ref&amp;gt; در روایات و متون اسلامی نیز از یکای ذراع برای تعین برخی فواصل مورد نیاز در مسائل مربوط به طهارت،&amp;lt;ref&amp;gt;جواهر الکلام، ج ۱، ص۲۸۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; نماز،&amp;lt;ref&amp;gt;جواهر الکلام، ج ۸، ص۳۱۹- ۳۲۲.&amp;lt;/ref&amp;gt; حیازت و احیای موات&amp;lt;ref&amp;gt;الروضة البهية في شرح اللمعة الدمشقية (المحشى - سلطان العلماء)، ج‌2، ص256‌&amp;lt;/ref&amp;gt; و در حج در مواردی چون تعیین فاصله بین رمى‌کننده و جمره استفاده شده است.&amp;lt;ref&amp;gt;جواهر الکلام، ج ۱۹، ص ۱۰۹.&amp;lt;/ref&amp;gt; همچنین از واحد ذراع در تعیین محدوده‌ای از اطراف قبر [[امام حسین (ع)|امام حسین(ع)]] که حریم استحباب برداشتن تربت است، استفاده شده.&amp;lt;ref&amp;gt;طوسی، تهذیب الاحکام، ج۶، ص۷۱۷۲.&amp;lt;/ref&amp;gt; برخی مورخان در مقاله‌های خود برای تعین فواصل مکان‌های حج و بررسی طول و عرض [[کعبه]] و [[مسجد النبی|مسجد نبوی]] از ذراع استفاده کرده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;نگاه کنید به: مقاله ذراع مکه و مقاله ذراع مدینه.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
{{منابع}}&lt;br /&gt;
* قرآن کریم.&lt;br /&gt;
* فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بيت عليهم السلام، ج‌3، جمعی از مولفان زیر نظر محمود هاشمی شاهرودی، قم، نشر مؤسسه دائرة المعارف فقه اسلامى بر مذهب اهل بيت(ع)، 1426ق.&lt;br /&gt;
* الاصطلاحات الفقهية في الرسائل العملية، عامل، یاسین عیسی،  دار البلاغة، بیروت، 1413ق.&lt;br /&gt;
* الروضة البهية في شرح اللمعة الدمشقية (المحشى - سلطان العلماء)شهید ثانی، زین‌الدین بن علی، قم، انتشارات دفتر تبليغات اسلامى حوزه علميه قم‌، چاپ اول، ۱۴12ق.&lt;br /&gt;
* تهذیب الاحکام، شیخ طوسی، محمد بن حسن، دارالکتب الاسلامیة، قم، چاپ چهارم، ۱۴۰۷ق.&lt;br /&gt;
* جواهر الکلام فی شرح شرایع الاسلام، نجفی، محمدحسن، دارالاحیاء لتراث العربی، بیروت، چاپ هفتم، ۱۴۰۴ق.&lt;br /&gt;
* دائرة المعارف بزرگ جهان اسلام، جلد دهم، موسوی بجنوردی، محمدکاظم، تهران، نشر مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی، 1380ش.&lt;br /&gt;
* [https://ensani.ir/fa/article/download/453019 ذراع مکه]، جعفریان، رسول، میقات حج، دوره 23،  شماره 2، پیاپی 90، زمستان 1393ش.&lt;br /&gt;
* [https://miqat.hajj.ir/article_36459_95e1b812b58366dcfa139c936d260d83.pdf ذراع مدینه]، جعفریان، رسول، میقات حج، دوره 22، شماره پیاپی 87، فروردین 1393ش.&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Rezashams</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikihaj.com/index.php?title=%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1:Rezashams/%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87_%D8%AA%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%86&amp;diff=58289</id>
		<title>کاربر:Rezashams/صفحه تمرین</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikihaj.com/index.php?title=%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1:Rezashams/%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87_%D8%AA%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%86&amp;diff=58289"/>
		<updated>2024-07-29T14:45:50Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Rezashams: صفحه را خالی کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Rezashams</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikihaj.com/index.php?title=%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1:Rezashams/%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87_%D8%AA%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%86&amp;diff=58288</id>
		<title>کاربر:Rezashams/صفحه تمرین</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikihaj.com/index.php?title=%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1:Rezashams/%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87_%D8%AA%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%86&amp;diff=58288"/>
		<updated>2024-07-29T14:45:41Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Rezashams: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;ذِراع&#039;&#039;&#039;، واحد طول، اندازۀ فاصلۀ آرنج تا سر انگشتان است.&amp;lt;ref&amp;gt;فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بيت عليهم السلام، ج‌3، ص707‌.&amp;lt;/ref&amp;gt;  هر ذراع شرعی تقریبا معادل 50 سانتی‌متر دانسته‌ شده.&amp;lt;ref&amp;gt;دائرة المعارف بزرگ جهان اسلام، جلد دهم، ص438.&amp;lt;/ref&amp;gt; به گفته برخی منابع هر ذراع معادل بیست و چهار انگشت بسته در کنار هم، و هر انگشت معادل شش جو که پشت به هم قرار دارد و هر جو معادل شش موی اسب است.&amp;lt;ref&amp;gt;الاصطلاحات الفقهية في الرسائل العملية، ص90‌.&amp;lt;/ref&amp;gt; در منابع و متون علاوه بر ذراع از واحدهای [[فرسخ]] و [[میل]] برای تعیین برخی فواصل شرعی استفاده شده است. هر میل، معادل چهارهزار ذراع و هر فرسخ را سه میل، معادل دوازده‌هزار ذراع دانسته‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;دائرة المعارف بزرگ جهان اسلام، جلد دهم، ص438.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به گفته دانشنامه جهان اسلام اصلی ترین واحد اندازه گیری طول در اسلام ذراع است.&amp;lt;ref&amp;gt;دائرة المعارف بزرگ جهان اسلام، جلد دهم، ص438.&amp;lt;/ref&amp;gt; قرآن کریم در آیه 32 سوره حاقه برای نشان دادن طول به این واحد اشاره کرده است.&amp;lt;ref&amp;gt;آیه 32، سوره الحاقة.&amp;lt;/ref&amp;gt; در روایات و متون اسلامی نیز از یکای ذراع برای تعین برخی فواصل مورد نیاز در مسائل مربوط به طهارت،&amp;lt;ref&amp;gt;جواهر الکلام، ج ۱، ص۲۸۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; نماز،&amp;lt;ref&amp;gt;جواهر الکلام، ج ۸، ص۳۱۹- ۳۲۲.&amp;lt;/ref&amp;gt; حیازت و احیای موات&amp;lt;ref&amp;gt;الروضة البهية في شرح اللمعة الدمشقية (المحشى - سلطان العلماء)، ج‌2، ص256‌&amp;lt;/ref&amp;gt; و در حج در مواردی چون تعیین فاصله بین رمى‌کننده و جمره استفاده شده است.&amp;lt;ref&amp;gt;جواهر الکلام، ج ۱۹، ص ۱۰۹.&amp;lt;/ref&amp;gt; همچنین از واحد ذراع در تعیین محدوده‌ای از اطراف قبر [[امام حسین (ع)|امام حسین(ع)]] که حریم استحباب برداشتن تربت است، استفاده شده.&amp;lt;ref&amp;gt;طوسی، تهذیب الاحکام، ج۶، ص۷۱۷۲.&amp;lt;/ref&amp;gt; برخی مورخان در مقاله‌های خود برای تعین فواصل مکان‌های حج و بررسی طول و عرض [[کعبه]] و [[مسجد النبی|مسجد نبوی]] از ذراع استفاده کرده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;نگاه کنید به: مقاله ذراع مکه و مقاله ذراع مدینه.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
{{منابع}}&lt;br /&gt;
* قرآن کریم.&lt;br /&gt;
* فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بيت عليهم السلام، ج‌3، جمعی از مولفان زیر نظر محمود هاشمی شاهرودی، قم، نشر مؤسسه دائرة المعارف فقه اسلامى بر مذهب اهل بيت(ع)، 1426ق.&lt;br /&gt;
* الاصطلاحات الفقهية في الرسائل العملية، عامل، یاسین عیسی،  دار البلاغة، بیروت، 1413ق.&lt;br /&gt;
* الروضة البهية في شرح اللمعة الدمشقية (المحشى - سلطان العلماء)شهید ثانی، زین‌الدین بن علی، قم، انتشارات دفتر تبليغات اسلامى حوزه علميه قم‌، چاپ اول، ۱۴12ق.&lt;br /&gt;
* تهذیب الاحکام، شیخ طوسی، محمد بن حسن، دارالکتب الاسلامیة، قم، چاپ چهارم، ۱۴۰۷ق.&lt;br /&gt;
* جواهر الکلام فی شرح شرایع الاسلام، نجفی، محمدحسن، دارالاحیاء لتراث العربی، بیروت، چاپ هفتم، ۱۴۰۴ق.&lt;br /&gt;
* دائرة المعارف بزرگ جهان اسلام، جلد دهم، موسوی بجنوردی، محمدکاظم، تهران، نشر مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی، 1380ش.&lt;br /&gt;
* [https://ensani.ir/fa/article/download/453019 ذراع مکه]، جعفریان، رسول، میقات حج، دوره 23،  شماره 2، پیاپی 90، زمستان 1393ش.&lt;br /&gt;
* [https://miqat.hajj.ir/article_36459_95e1b812b58366dcfa139c936d260d83.pdf ذراع مدینه]، جعفریان، رسول، میقات حج، دوره 22، شماره پیاپی 87، فروردین 1393ش.&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Rezashams</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikihaj.com/index.php?title=%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1:Rezashams/%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87_%D8%AA%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%86&amp;diff=58287</id>
		<title>کاربر:Rezashams/صفحه تمرین</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikihaj.com/index.php?title=%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1:Rezashams/%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87_%D8%AA%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%86&amp;diff=58287"/>
		<updated>2024-07-29T14:42:52Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Rezashams: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;ذِراع&#039;&#039;&#039;، واحد طول، اندازۀ فاصلۀ آرنج تا سر انگشتان است.&amp;lt;ref&amp;gt;فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بيت عليهم السلام، ج‌3، ص707‌.&amp;lt;/ref&amp;gt;  هر ذراع شرعی تقریبا معادل 50 سانتی‌متر دانسته‌ شده.&amp;lt;ref&amp;gt;دائرة المعارف بزرگ جهان اسلام، جلد دهم، ص438.&amp;lt;/ref&amp;gt; به گفته برخی منابع هر ذراع معادل بیست و چهار انگشت بسته در کنار هم، و هر انگشت معادل شش جو که پشت به هم قرار دارد و هر جو معادل شش موی اسب است.&amp;lt;ref&amp;gt;الاصطلاحات الفقهية في الرسائل العملية، ص90‌.&amp;lt;/ref&amp;gt; در منابع و متون علاوه بر ذراع از واحدهای فرسخ و میل برای تعیین برخی فواصل شرعی استفاده شده است. هر میل، معادل چهارهزار ذراع و هر فرسخ را سه میل، معادل دوازده‌هزار ذراع دانسته‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;دائرة المعارف بزرگ جهان اسلام، جلد دهم، ص438.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به گفته دانشنامه جهان اسلام اصلی ترین واحد اندازه گیری طول در اسلام ذراع است.&amp;lt;ref&amp;gt;دائرة المعارف بزرگ جهان اسلام، جلد دهم، ص438.&amp;lt;/ref&amp;gt; قرآن کریم در آیه 32 سوره حاقه برای نشان دادن طول به این واحد اشاره کرده است.&amp;lt;ref&amp;gt;آیه 32، سوره الحاقة.&amp;lt;/ref&amp;gt; در روایات و متون اسلامی نیز از یکای ذراع برای تعین برخی فواصل مورد نیاز در مسائل مربوط به طهارت،&amp;lt;ref&amp;gt;جواهر الکلام، ج ۱، ص۲۸۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; نماز،&amp;lt;ref&amp;gt;جواهر الکلام، ج ۸، ص۳۱۹- ۳۲۲.&amp;lt;/ref&amp;gt; حیازت و احیای موات&amp;lt;ref&amp;gt;الروضة البهية في شرح اللمعة الدمشقية (المحشى - سلطان العلماء)، ج‌2، ص256‌&amp;lt;/ref&amp;gt;  حج در مواردی چون تعیین فاصله بین رمى کننده و جمره استفاده شده است.&amp;lt;ref&amp;gt;جواهر الکلام، ج ۱۹، ص ۱۰۹.&amp;lt;/ref&amp;gt; همچنین از واحد ذراع در تعیین محدوده‌ای از اطراف قبر امام حسین(ع) که حریم استحباب برداشتن تربت است، استفاده شده.&amp;lt;ref&amp;gt;طوسی، تهذیب الاحکام، ج۶، ص۷۱۷۲.&amp;lt;/ref&amp;gt; برخی مورخان در مقاله‌های خود برای تعین فواصل مکان‌های حج و بررسی طول و عرض کعبه و مسجد نبوی از ذراع استفاده کرده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;نگاه کنید به: مقاله ذراع مکه و مقاله ذراع مدینه.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
{{منابع}}&lt;br /&gt;
* قرآن کریم.&lt;br /&gt;
* فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بيت عليهم السلام، ج‌3، جمعی از مولفان زیر نظر محمود هاشمی شاهرودی، قم، نشر مؤسسه دائرة المعارف فقه اسلامى بر مذهب اهل بيت(ع)، 1426ق.&lt;br /&gt;
* الاصطلاحات الفقهية في الرسائل العملية، عامل، یاسین عیسی،  دار البلاغة، بیروت، 1413ق.&lt;br /&gt;
* الروضة البهية في شرح اللمعة الدمشقية (المحشى - سلطان العلماء)شهید ثانی، زین‌الدین بن علی، قم، انتشارات دفتر تبليغات اسلامى حوزه علميه قم‌، چاپ اول، ۱۴12ق.&lt;br /&gt;
* تهذیب الاحکام، شیخ طوسی، محمد بن حسن، دارالکتب الاسلامیة، قم، چاپ چهارم، ۱۴۰۷ق.&lt;br /&gt;
* جواهر الکلام فی شرح شرایع الاسلام، نجفی، محمدحسن، دارالاحیاء لتراث العربی، بیروت، چاپ هفتم، ۱۴۰۴ق.&lt;br /&gt;
* دائرة المعارف بزرگ جهان اسلام، جلد دهم، موسوی بجنوردی، محمدکاظم، تهران، نشر مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی، 1380ش.&lt;br /&gt;
* [https://ensani.ir/fa/article/download/453019 ذراع مکه]، جعفریان، رسول، میقات حج، دوره 23،  شماره 2، پیاپی 90، زمستان 1393ش.&lt;br /&gt;
* [https://miqat.hajj.ir/article_36459_95e1b812b58366dcfa139c936d260d83.pdf ذراع مدینه]، جعفریان، رسول، میقات حج، دوره 22، شماره پیاپی 87، فروردین 1393ش.&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Rezashams</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikihaj.com/index.php?title=%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1:Rezashams/%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87_%D8%AA%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%86&amp;diff=58286</id>
		<title>کاربر:Rezashams/صفحه تمرین</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikihaj.com/index.php?title=%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1:Rezashams/%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87_%D8%AA%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%86&amp;diff=58286"/>
		<updated>2024-07-29T14:38:19Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Rezashams: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;ذِراع&#039;&#039;&#039;، واحد طول، به اندازۀ فاصلۀ آرنج تا سر انگشتان است.&amp;lt;ref&amp;gt;فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بيت عليهم السلام، ج‌3، ص707‌.&amp;lt;/ref&amp;gt;  هر ذراع شرعی تقریبا معادل 50 سانتی‌متر دانسته‌ شده.&amp;lt;ref&amp;gt;دائرة المعارف بزرگ جهان اسلام، جلد دهم، ص438.&amp;lt;/ref&amp;gt; به گفته برخی منابع هر ذراع معادل بیست و چهار انگشت بسته در کنار هم، و هر انگشت معادل شش جو که پشت به هم قرار دارد و هر جو معادل شش موی اسب است.&amp;lt;ref&amp;gt;الاصطلاحات الفقهية في الرسائل العملية، ص90‌.&amp;lt;/ref&amp;gt; در منابع و متون علاوه بر ذراع از واحدهای فرسخ و میل برای تعیین برخی فواصل شرعی استفاده شده است. هر میل، معادل چهارهزار ذراع و هر فرسخ را سه میل، معادل دوازده‌هزار ذراع دانسته‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;دائرة المعارف بزرگ جهان اسلام، جلد دهم، ص438.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به گفته دانشنامه جهان اسلام اصلی ترین واحد اندازه گیری طول در اسلام ذراع است.&amp;lt;ref&amp;gt;دائرة المعارف بزرگ جهان اسلام، جلد دهم، ص438.&amp;lt;/ref&amp;gt; قرآن کریم در آیه 32 سوره حاقه برای نشان دادن طول به این واحد اشاره کرده است.&amp;lt;ref&amp;gt;آیه 32، سوره الحاقة.&amp;lt;/ref&amp;gt; در روایات و متون اسلامی نیز از یکای ذراع برای تعین برخی فواصل مورد نیاز در مسائل مربوط به طهارت،&amp;lt;ref&amp;gt;جواهر الکلام، ج ۱، ص۲۸۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; نماز،&amp;lt;ref&amp;gt;جواهر الکلام، ج ۸، ص۳۱۹- ۳۲۲.&amp;lt;/ref&amp;gt; حیازت و احیای موات&amp;lt;ref&amp;gt;الروضة البهية في شرح اللمعة الدمشقية (المحشى - سلطان العلماء)، ج‌2، ص256‌&amp;lt;/ref&amp;gt;  حج در مواردی چون تعیین فاصله بین رمى کننده و جمره استفاده شده است.&amp;lt;ref&amp;gt;جواهر الکلام، ج ۱۹، ص ۱۰۹.&amp;lt;/ref&amp;gt; همچنین از واحد ذراع در تعیین محدوده‌ای از اطراف قبر امام حسین(ع) که حریم استحباب برداشتن تربت است، استفاده شده.&amp;lt;ref&amp;gt;طوسی، تهذیب الاحکام، ج۶، ص۷۱۷۲.&amp;lt;/ref&amp;gt; برخی مورخان در مقاله‌های خود برای تعین فواصل مکان‌های حج و بررسی طول و عرض کعبه و مسجد نبوی از ذراع استفاده کرده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;نگاه کنید به: مقاله ذراع مکه و مقاله ذراع مدینه.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
{{منابع}}&lt;br /&gt;
* قرآن کریم.&lt;br /&gt;
* فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بيت عليهم السلام، ج‌3، جمعی از مولفان زیر نظر محمود هاشمی شاهرودی، قم، نشر مؤسسه دائرة المعارف فقه اسلامى بر مذهب اهل بيت(ع)، 1426ق.&lt;br /&gt;
* الاصطلاحات الفقهية في الرسائل العملية، عامل، یاسین عیسی،  دار البلاغة، بیروت، 1413ق.&lt;br /&gt;
* الروضة البهية في شرح اللمعة الدمشقية (المحشى - سلطان العلماء)شهید ثانی، زین‌الدین بن علی، قم، انتشارات دفتر تبليغات اسلامى حوزه علميه قم‌، چاپ اول، ۱۴12ق.&lt;br /&gt;
* تهذیب الاحکام، شیخ طوسی، محمد بن حسن، دارالکتب الاسلامیة، قم، چاپ چهارم، ۱۴۰۷ق.&lt;br /&gt;
* جواهر الکلام فی شرح شرایع الاسلام، نجفی، محمدحسن، دارالاحیاء لتراث العربی، بیروت، چاپ هفتم، ۱۴۰۴ق.&lt;br /&gt;
* دائرة المعارف بزرگ جهان اسلام، جلد دهم، موسوی بجنوردی، محمدکاظم، تهران، نشر مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی، 1380ش.&lt;br /&gt;
* [https://ensani.ir/fa/article/download/453019 ذراع مکه]، جعفریان، رسول، میقات حج، دوره 23،  شماره 2، پیاپی 90، زمستان 1393ش.&lt;br /&gt;
* [https://miqat.hajj.ir/article_36459_95e1b812b58366dcfa139c936d260d83.pdf ذراع مدینه]، جعفریان، رسول، میقات حج، دوره 22، شماره پیاپی 87، فروردین 1393ش.&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Rezashams</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikihaj.com/index.php?title=%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1:Rezashams/%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87_%D8%AA%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%86&amp;diff=58285</id>
		<title>کاربر:Rezashams/صفحه تمرین</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikihaj.com/index.php?title=%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1:Rezashams/%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87_%D8%AA%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%86&amp;diff=58285"/>
		<updated>2024-07-29T14:36:25Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Rezashams: /* منابع */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;ذِراع&#039;&#039;&#039;، واحد طول، به اندازۀ فاصلۀ آرنج تا سر انگشتان است.&amp;lt;ref&amp;gt;فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بيت عليهم السلام، ج‌3، ص: 707‌&amp;lt;/ref&amp;gt;  هر ذراع شرعی تقریبا معادل 50 سانتی‌متر دانسته‌ شده.&amp;lt;ref&amp;gt;دائرة المعارف بزرگ جهان اسلام، جدهم، ص438.&amp;lt;/ref&amp;gt; به گفته برخی منابع هر ذراع معادل بیست و چهار انگشت بسته در کنار هم، و هر انگشت معادل شش جو که پشت به هم قرار دارد و هر جو معادل شش موی اسب است.&amp;lt;ref&amp;gt;الاصطلاحات الفقهية في الرسائل العملية، ص: 90‌&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt; در منابع و متون علاوه بر ذراع از واحدهای فرسخ و میل برای تعیین برخی فواصل شرعی استفاده شده است. هر میل، معادل چهارهزار ذراع و هر فرسخ را سه میل، معادل دوازده‌هزار ذراع دانسته‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;دائرة المعارف بزرگ جهان اسلام، جلد دهم، ص438.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به گفته دانشنامه جهان اسلام اصلی ترین واحد اندازه گیری طول در اسلام ذراع است.&amp;lt;ref&amp;gt;دائرة المعارف بزرگ جهان اسلام، جلد دهم، ص438.&amp;lt;/ref&amp;gt; قرآن کریم در آیه 32 سوره حاقه برای نشان دادن طول به این واحد اشاره کرده است.&amp;lt;ref&amp;gt;آیه 32، سوره الحاقة.&amp;lt;/ref&amp;gt; در روایات و متون اسلامی نیز از یکای ذراع برای تعین برخی فواصل مورد نیاز در مسائل مربوط به طهارت،&amp;lt;ref&amp;gt;جواهر الکلام، ج ۱، ص ۲۸۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; نماز،&amp;lt;ref&amp;gt;جواهر الکلام، ج ۸، ص ۳۱۹- ۳۲۲.&amp;lt;/ref&amp;gt; حیازت و احیای موات&amp;lt;ref&amp;gt;الروضة البهية في شرح اللمعة الدمشقية (المحشى - سلطان العلماء)، ج‌2، ص: 256‌&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;  حج در مواردی چون تعیین فاصله بین رمى کننده و جمره استفاده شده است.&amp;lt;ref&amp;gt;جواهر الکلام، ج ۱۹، ص ۱۰۹.&amp;lt;/ref&amp;gt; همچنین از واحد ذراع در تعیین محدوده‌ای از اطراف قبر امام حسین(ع) که حریم استحباب برداشتن تربت است، استفاده شده.&amp;lt;ref&amp;gt;طوسی، تهذیب الاحکام، ج ۶، ص۷۱۷۲.&amp;lt;/ref&amp;gt; برخی مورخان در مقاله‌های خود برای تعین فواصل مکان‌های حج و بررسی طول و عرض کعبه و مسجد نبوی از ذراع استفاده کرده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;نگاه کنید به: ذراع مکه، ذراع مدینه.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
{{منابع}}&lt;br /&gt;
* قرآن کریم.&lt;br /&gt;
* فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بيت عليهم السلام، ج‌3، جمعی از مولفان زیر نظر محمود هاشمی شاهرودی، قم، نشر مؤسسه دائرة المعارف فقه اسلامى بر مذهب اهل بيت(ع)، 1426ق.&lt;br /&gt;
* الاصطلاحات الفقهية في الرسائل العملية، عامل، یاسین عیسی،  دار البلاغة، بیروت، 1413ق.&lt;br /&gt;
* الروضة البهية في شرح اللمعة الدمشقية (المحشى - سلطان العلماء)شهید ثانی، زین‌الدین بن علی، قم، انتشارات دفتر تبليغات اسلامى حوزه علميه قم‌، چاپ اول، ۱۴12ق.&lt;br /&gt;
* تهذیب الاحکام، شیخ طوسی، محمد بن حسن، دارالکتب الاسلامیة، قم، چاپ چهارم، ۱۴۰۷ق.&lt;br /&gt;
* جواهر الکلام فی شرح شرایع الاسلام، نجفی، محمدحسن، دارالاحیاء لتراث العربی، بیروت، چاپ هفتم، ۱۴۰۴ق.&lt;br /&gt;
* دائرة المعارف بزرگ جهان اسلام، جلد دهم، موسوی بجنوردی، محمدکاظم، تهران، نشر مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی، 1380ش.&lt;br /&gt;
* [https://ensani.ir/fa/article/download/453019 ذراع مکه]، جعفریان، رسول، میقات حج، دوره 23،  شماره 2، پیاپی 90، زمستان 1393ش.&lt;br /&gt;
* [https://miqat.hajj.ir/article_36459_95e1b812b58366dcfa139c936d260d83.pdf ذراع مدینه]، جعفریان، رسول، میقات حج، دوره 22، شماره پیاپی 87، فروردین 1393ش.&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Rezashams</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikihaj.com/index.php?title=%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1:Rezashams/%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87_%D8%AA%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%86&amp;diff=58284</id>
		<title>کاربر:Rezashams/صفحه تمرین</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikihaj.com/index.php?title=%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1:Rezashams/%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87_%D8%AA%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%86&amp;diff=58284"/>
		<updated>2024-07-29T12:21:54Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Rezashams: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;ذِراع&#039;&#039;&#039;، واحد طول، به اندازۀ فاصلۀ آرنج تا سر انگشتان است.&amp;lt;ref&amp;gt;فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بيت عليهم السلام، ج‌3، ص: 707‌&amp;lt;/ref&amp;gt;  هر ذراع شرعی تقریبا معادل 50 سانتی‌متر دانسته‌ شده.&amp;lt;ref&amp;gt;دائرة المعارف بزرگ جهان اسلام، جدهم، ص438.&amp;lt;/ref&amp;gt; به گفته برخی منابع هر ذراع معادل بیست و چهار انگشت بسته در کنار هم، و هر انگشت معادل شش جو که پشت به هم قرار دارد و هر جو معادل شش موی اسب است.&amp;lt;ref&amp;gt;الاصطلاحات الفقهية في الرسائل العملية، ص: 90‌&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt; در منابع و متون علاوه بر ذراع از واحدهای فرسخ و میل برای تعیین برخی فواصل شرعی استفاده شده است. هر میل، معادل چهارهزار ذراع و هر فرسخ را سه میل، معادل دوازده‌هزار ذراع دانسته‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;دائرة المعارف بزرگ جهان اسلام، جلد دهم، ص438.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به گفته دانشنامه جهان اسلام اصلی ترین واحد اندازه گیری طول در اسلام ذراع است.&amp;lt;ref&amp;gt;دائرة المعارف بزرگ جهان اسلام، جلد دهم، ص438.&amp;lt;/ref&amp;gt; قرآن کریم در آیه 32 سوره حاقه برای نشان دادن طول به این واحد اشاره کرده است.&amp;lt;ref&amp;gt;آیه 32، سوره الحاقة.&amp;lt;/ref&amp;gt; در روایات و متون اسلامی نیز از یکای ذراع برای تعین برخی فواصل مورد نیاز در مسائل مربوط به طهارت،&amp;lt;ref&amp;gt;جواهر الکلام، ج ۱، ص ۲۸۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; نماز،&amp;lt;ref&amp;gt;جواهر الکلام، ج ۸، ص ۳۱۹- ۳۲۲.&amp;lt;/ref&amp;gt; حیازت و احیای موات&amp;lt;ref&amp;gt;الروضة البهية في شرح اللمعة الدمشقية (المحشى - سلطان العلماء)، ج‌2، ص: 256‌&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;  حج در مواردی چون تعیین فاصله بین رمى کننده و جمره استفاده شده است.&amp;lt;ref&amp;gt;جواهر الکلام، ج ۱۹، ص ۱۰۹.&amp;lt;/ref&amp;gt; همچنین از واحد ذراع در تعیین محدوده‌ای از اطراف قبر امام حسین(ع) که حریم استحباب برداشتن تربت است، استفاده شده.&amp;lt;ref&amp;gt;طوسی، تهذیب الاحکام، ج ۶، ص۷۱۷۲.&amp;lt;/ref&amp;gt; برخی مورخان در مقاله‌های خود برای تعین فواصل مکان‌های حج و بررسی طول و عرض کعبه و مسجد نبوی از ذراع استفاده کرده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;نگاه کنید به: ذراع مکه، ذراع مدینه.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
{{منابع}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Rezashams</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikihaj.com/index.php?title=%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1:Rezashams/%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87_%D8%AA%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%86&amp;diff=58283</id>
		<title>کاربر:Rezashams/صفحه تمرین</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikihaj.com/index.php?title=%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1:Rezashams/%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87_%D8%AA%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%86&amp;diff=58283"/>
		<updated>2024-07-29T12:12:39Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Rezashams: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;ذِراع&#039;&#039;&#039;، واحد طول، به اندازۀ فاصلۀ آرنج تا سر انگشتان است.&amp;lt;ref&amp;gt;فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بيت عليهم السلام، ج‌3، ص: 707‌&amp;lt;/ref&amp;gt;  هر ذراع شرعی تقریبا معادل 50 سانتی‌متر دانسته‌ شده.&amp;lt;ref&amp;gt;دائرة المعارف بزرگ جهان اسلام، جدهم، ص438.&amp;lt;/ref&amp;gt; به گفته برخی منابع هر ذراع معادل بیست و چهار انگشت بسته در کنار هم، و هر انگشت معادل شش جو که پشت به هم قرار دارد و هر جو را معادل شش موی اسب دانسته شده است.&amp;lt;ref&amp;gt;الاصطلاحات الفقهية في الرسائل العملية، ص: 90‌&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt; در منابع و متون علاوه بر ذراع از واحدهای فرسخ و میل برای تعیین برخی فواصل شرعی استفاده شده است. هر میل، معادل چهارهزار ذراع و هر فرسخ را سه میل، معادل دوازده‌هزار ذراع دانسته‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;دائرة المعارف بزرگ جهان اسلام، جلد دهم، ص438.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به گفته دانشنامه جهان اسلام اصلی ترین واحد اندازه گیری طول در اسلام ذراع است.&amp;lt;ref&amp;gt;دائرة المعارف بزرگ جهان اسلام، جلد دهم، ص438.&amp;lt;/ref&amp;gt; قرآن کریم در آیه 32 سوره حاقه برای نشان دادن طول به این واحد اشاره کرده است.&amp;lt;ref&amp;gt;آیه 32، سوره الحاقة.&amp;lt;/ref&amp;gt; در روایات و متون اسلامی نیز از یکای ذراع برای تعین برخی فواصل مورد نیاز در مسائل مربوط به طهارت،&amp;lt;ref&amp;gt;جواهر الکلام، ج ۱، ص ۲۸۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; نماز،&amp;lt;ref&amp;gt;جواهر الکلام، ج ۸، ص ۳۱۹- ۳۲۲.&amp;lt;/ref&amp;gt; حیازت و احیای موات&amp;lt;ref&amp;gt;الروضة البهية في شرح اللمعة الدمشقية (المحشى - سلطان العلماء)، ج‌2، ص: 256‌&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;  حج در مواردی چون تعیین فاصله بین رمى کننده و جمره استفاده شده است.&amp;lt;ref&amp;gt;جواهر الکلام، ج ۱۹، ص ۱۰۹.&amp;lt;/ref&amp;gt; همچنین از واحد ذراع در تعیین محدوده‌ای از اطراف قبر امام حسین(ع) که حریم استحباب برداشتن تربت است، استفاده شده.&amp;lt;ref&amp;gt;طوسی، تهذیب الاحکام، ج ۶، ص۷۱۷۲؛ طوسی، مصباح المتهجّد، ص۷۳۱-۷۳۲؛ ابن فهد حلّی، ج ۴، ص۲۲۰؛ شهید ثانی، الروضة البهیة، ج ۷، ص۳۲۷؛ مقدّس اردبیلی، ج ۲، ص۳۱۳؛ مجلسی، ج ۵، ص۳۷۰-۳۷۱؛ نراقی، ج ۱۵، ص۱۶۵-۱۶۷.&amp;lt;/ref&amp;gt; برخی مورخان در مقاله‌های خود برای تعین فواصل مکان‌های حج و بررسی طول و عرض کعبه و مسجد نبوی از ذراع استفاده کرده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;نگاه کنید به: ذراع مکه، ذراع مدینه.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
{{منابع}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Rezashams</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikihaj.com/index.php?title=%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1:Rezashams/%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87_%D8%AA%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%86&amp;diff=58282</id>
		<title>کاربر:Rezashams/صفحه تمرین</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikihaj.com/index.php?title=%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1:Rezashams/%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87_%D8%AA%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%86&amp;diff=58282"/>
		<updated>2024-07-29T12:04:59Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Rezashams: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;ذِراع&#039;&#039;&#039;، واحد طول، به اندازۀ فاصلۀ آرنج تا سر انگشتان است.&amp;lt;ref&amp;gt;فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بيت عليهم السلام، ج‌3، ص: 707‌&amp;lt;/ref&amp;gt;  هر ذراع شرعی تقریبا معادل 50 سانتی‌متر دانسته‌ شده.&amp;lt;ref&amp;gt;دائرة المعارف بزرگ جهان اسلام، جدهم، ص438.&amp;lt;/ref&amp;gt; به گفته برخی منابع هر ذراع معادل بیست و چهار انگشت بسته در کنار هم، و هر انگشت معادل شش جو که پشت به هم قرار دارد و هر جو را معادل شش موی اسب دانسته شده است.&amp;lt;ref&amp;gt;الاصطلاحات الفقهية في الرسائل العملية، ص: 90‌&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt; در منابع و متون علاوه بر ذراع از واحدهای فرسخ و میل برای تعیین برخی فواصل شرعی استفاده شده است. هر میل، معادل چهارهزار ذراع و هر فرسخ را سه میل، معادل دوازده‌هزار ذراع دانسته‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;دائرة المعارف بزرگ جهان اسلام، جلد دهم، ص438.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به گفته دانشنامه جهان اسلام اصلی ترین واحد اندازه گیری طول در اسلام ذراع است.&amp;lt;ref&amp;gt;دائرة المعارف بزرگ جهان اسلام، جلد دهم، ص438.&amp;lt;/ref&amp;gt; قرآن کریم در آیه 32 سوره حاقه برای نشان دادن طول به این واحد اشاره کرده است.&amp;lt;ref&amp;gt;آیه 32، سوره الحاقة.&amp;lt;/ref&amp;gt; در روایات و متون اسلامی نیز از یکای ذراع برای تعین برخی فواصل مورد نیاز در مسائل مربوط به طهارت،&amp;lt;ref&amp;gt;جواهر الکلام، ج ۱، ص ۲۸۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; نماز،&amp;lt;ref&amp;gt;جواهر الکلام، ج ۸، ص ۳۱۹- ۳۲۲.&amp;lt;/ref&amp;gt; حیازت و احیای موات&amp;lt;ref&amp;gt;الروضة البهية في شرح اللمعة الدمشقية (المحشى - سلطان العلماء)، ج‌2، ص: 256‌&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;  حج در مواردی چون تعیین فاصله بین رمى کننده و جمره استفاده شده است.&amp;lt;ref&amp;gt;جواهر الکلام، ج ۱۹، ص ۱۰۹.&amp;lt;/ref&amp;gt; همچنین از واحد ذراع در تعیین محدوده‌ای از اطراف قبر امام حسین(ع) که مستحب است از آن تربت برداشته شود استفاده شده.&amp;lt;ref&amp;gt;طوسی، تهذیب الاحکام، ج ۶، ص۷۱۷۲؛ طوسی، مصباح المتهجّد، ص۷۳۱-۷۳۲؛ ابن فهد حلّی، ج ۴، ص۲۲۰؛ شهید ثانی، الروضة البهیة، ج ۷، ص۳۲۷؛ مقدّس اردبیلی، ج ۲، ص۳۱۳؛ مجلسی، ج ۵، ص۳۷۰-۳۷۱؛ نراقی، ج ۱۵، ص۱۶۵-۱۶۷.&amp;lt;/ref&amp;gt; برخی مورخان در مقاله‌های خود برای تعین فواصل مکان‌های حج و بررسی طول و عرض کعبه و مسجد نبوی از ذراع استفاده کرده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;نگاه کنید به: ذراع مکه، ذراع مدینه.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
{{منابع}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Rezashams</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikihaj.com/index.php?title=%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1:Rezashams/%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87_%D8%AA%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%86&amp;diff=58281</id>
		<title>کاربر:Rezashams/صفحه تمرین</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikihaj.com/index.php?title=%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1:Rezashams/%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87_%D8%AA%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%86&amp;diff=58281"/>
		<updated>2024-07-29T10:45:19Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Rezashams: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;ذراع&#039;&#039;&#039; واحد طول به اندازۀ فاصلۀ آرنج تا سر انگشتان است.&amp;lt;ref&amp;gt;فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بيت عليهم السلام، ج‌3، ص: 707‌&amp;lt;/ref&amp;gt;  هر ذراع شرعی را تقریبا معادل 50 سانتی متر دانسته‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;دائرة المعارف بزرگ جهان اسلام، جدهم، ص438.&amp;lt;/ref&amp;gt; به گفته برخی منابع هر ذراع را معادل بیست و چهار انگشت بسته در کنار هم و هر انگشت را معادل شش جو که پشت به هم قرار دارد و هر جورا معادل ششش موی اسب دانسته شده است.&amp;lt;ref&amp;gt;الاصطلاحات الفقهية في الرسائل العملية، ص: 90‌&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt; در منابع و متون علاوه بر ذراع از واحدهای فرسخ و میل برای تعیین برخی فواصل شرعی استفاده شده است. هر میل را معادل چهار هزار ذراع و هر فرسخ را سه میل معادل دوازده هزار ذراع دانسته اند.&amp;lt;ref&amp;gt;دائرة المعارف بزرگ جهان اسلام، جلد دهم، ص438.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به گفته دانشنامه جهان اسلام اصلی ترین واحد اندازه گیری طول در سراسر اسلام ذراع است.&amp;lt;ref&amp;gt;دائرة المعارف بزرگ جهان اسلام، جلد دهم، ص438.&amp;lt;/ref&amp;gt; قرآن کریم در آیه 32 سوره حاقه برای نشان دادن طول به این واحد اشاره کرده است. در روایات و متون اسلامی نیز از یکای ذراع برای تعین برخی فواصل مورد نیاز در مسائل مربوط به طهارت، نماز، حیازت و احیای موات و تعیین محاذی میقات در حج و مسافت های تعیین شده در سعی و فاصله بین رمى کننده و جمره استفاده شده است.&amp;lt;ref&amp;gt;جواهر الکلام، ج ۱۹، ص ۱۰۹.&amp;lt;/ref&amp;gt; همچنین در تعیین محدوده‌ای از اطراف قبر امام حسین(ع) که مستحب است از آن تربت برداشته شود واحد ذراع گفته شده است.&amp;lt;ref&amp;gt;طوسی، تهذیب الاحکام، ج ۶، ص۷۱۷۲؛ طوسی، مصباح المتهجّد، ص۷۳۱-۷۳۲؛ ابن فهد حلّی، ج ۴، ص۲۲۰؛ شهید ثانی، الروضة البهیة، ج ۷، ص۳۲۷؛ مقدّس اردبیلی، ج ۲، ص۳۱۳؛ مجلسی، ج ۵، ص۳۷۰-۳۷۱؛ نراقی، ج ۱۵، ص۱۶۵-۱۶۷.&amp;lt;/ref&amp;gt; برخی مورخان در مقاله‌های خود برای تعین فواصل مکان‌های حج و بررسی طول و عرض کعبه و مسجد نبوی از ذراع استفاده کرده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;نگاه کنید به: ذراع مکه، ذراع مدینه.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
{{منابع}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Rezashams</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikihaj.com/index.php?title=%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1:Rezashams/%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87_%D8%AA%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%86&amp;diff=58212</id>
		<title>کاربر:Rezashams/صفحه تمرین</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikihaj.com/index.php?title=%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1:Rezashams/%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87_%D8%AA%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%86&amp;diff=58212"/>
		<updated>2024-07-28T14:45:05Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Rezashams: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;ذراع&#039;&#039;&#039; واحد طول به اندازۀ فاصلۀ آرنج تا سر انگشتان است.&amp;lt;ref&amp;gt;فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بيت عليهم السلام، ج‌3، ص: 707‌&amp;lt;/ref&amp;gt; واحد ذراع را به سانتی متر معادل 45 سانت دانسته شده است. هر ذراع را معادل بیست و چهار انگشت بسته در کنار هم و هر انگشت را معادل شش جو که پشت به هم قرار دارد و هر جورا معادل ششش موی اسب دانسته شده است. در برخی منابع فارسی از ذراع تعبیر به گز شده است.&amp;lt;ref&amp;gt;رساله در زراع مکه، ص96.&amp;lt;/ref&amp;gt; در منابع و متون علاوه بر ذراع از واحدهای فرسخ و میل برای تعیین برخی فواصل شرعی استفاده شده است. هر فرسخ را معادل دوازده هزار ذراع و هر میل را معادل چهار هزار ذراع دانسته اند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در اسلام و به خصوص در فقه اسلامی، این واحد به عنوان معیاری برای اندازه‌گیری برخی مسائل مرتبط با حج، زکات و دیگر اعمال عبادی به کار می‌رفته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در مراسم حج، محاذی میقات (مکان‌های مشخصی که حج‌گزاران باید از آنها نیت احرام کنند) بسیار مهم است و ذراع به عنوان واحدی برای تعیین این مکان‌ها استفاده می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بسیاری از احادیث و روایات که از پیامبر اسلام (ص) و اهل بیت (ع) نقل شده است، ابعاد و اندازه‌های مرتبط با عبادات و احکام شرعی را با “ذراع” بیان می‌کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در مناسک حج، برخی مقادیر مانند اندازه کعبه، ارتفاع طواف، مسافت‌های رعایت شده در سعی صفا و مروه و دیگر اندازه‌گیری‌ها می‌تواند با ذراع بررسی و تطبیق داده شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در مناسک حج، فاصله‌های مختلفی از اماکن مقدس مانند مسافت بین عرفات، مزدلفه و منا نیز می‌تواند با ذراع محاسبه شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ابعاد و مساحت کعبه و حجر اسماعیل و مسجد مدینه&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منابع و رساله‌هایی در بیان ابعاد کعبه و مساحت مسجد نبوی نگاشته شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مستحب است در رمی جمره بین رمى کننده و جمره ، ده تا پانزده ذراع فاصله باشد.&amp;lt;ref&amp;gt;جواهر الکلام، ج ۱۹، ص ۱۰۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
محدوده‌ای از اطراف قبر امام حسین(ع) که از آن تربت برداشته می‌شود، در روایات گوناگون، ۲۰ ذراع، ۲۵ ذراع، ۷۰ ذراع، یک میل، ۴ میل، ۱۰ میل، یک فرسخ و ۵ فرسخ ذکر شده است که به نظر فقها، تمام آنها می‌تواند درست باشد، بدین ترتیب که هر چه تربت به قبر امام حسین(ع) نزدیک‌تر باشد، احترام و اثر آن بیشتر است.&amp;lt;ref&amp;gt;طوسی، تهذیب الاحکام، ج ۶، ص۷۱۷۲؛ طوسی، مصباح المتهجّد، ص۷۳۱-۷۳۲؛ ابن فهد حلّی، ج ۴، ص۲۲۰؛ شهید ثانی، الروضة البهیة، ج ۷، ص۳۲۷؛ مقدّس اردبیلی، ج ۲، ص۳۱۳؛ مجلسی، ج ۵، ص۳۷۰-۳۷۱؛ نراقی، ج ۱۵، ص۱۶۵-۱۶۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
{{منابع}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Rezashams</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikihaj.com/index.php?title=%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1:Rezashams/%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87_%D8%AA%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%86&amp;diff=58211</id>
		<title>کاربر:Rezashams/صفحه تمرین</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikihaj.com/index.php?title=%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1:Rezashams/%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87_%D8%AA%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%86&amp;diff=58211"/>
		<updated>2024-07-28T08:01:16Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Rezashams: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;ذراع&#039;&#039;&#039; واحد طول به اندازۀ فاصلۀ آرنج تا سر انگشتان است.&amp;lt;ref&amp;gt;فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بيت عليهم السلام، ج‌3، ص: 707‌&amp;lt;/ref&amp;gt; در برخی منابع فارسی از ذراع تعبیر به گز شده است.&amp;lt;ref&amp;gt;رساله در زراع مکه، ص96.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در اسلام و به خصوص در فقه اسلامی، این واحد به عنوان معیاری برای اندازه‌گیری برخی مسائل مرتبط با حج، زکات و دیگر اعمال عبادی به کار می‌رفته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در مراسم حج، محاذی میقات (مکان‌های مشخصی که حج‌گزاران باید از آنها نیت احرام کنند) بسیار مهم است و ذراع به عنوان واحدی برای تعیین این مکان‌ها استفاده می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بسیاری از احادیث و روایات که از پیامبر اسلام (ص) و اهل بیت (ع) نقل شده است، ابعاد و اندازه‌های مرتبط با عبادات و احکام شرعی را با “ذراع” بیان می‌کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در مناسک حج، برخی مقادیر مانند اندازه کعبه، ارتفاع طواف، مسافت‌های رعایت شده در سعی صفا و مروه و دیگر اندازه‌گیری‌ها می‌تواند با ذراع بررسی و تطبیق داده شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در مناسک حج، فاصله‌های مختلفی از اماکن مقدس مانند مسافت بین عرفات، مزدلفه و منا نیز می‌تواند با ذراع محاسبه شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ابعاد و مساحت کعبه و حجر اسماعیل و مسجد مدینه&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منابع و رساله‌هایی در بیان ابعاد کعبه و مساحت مسجد نبوی نگاشته شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مستحب است در رمی جمره بین رمى کننده و جمره ، ده تا پانزده ذراع فاصله باشد.&amp;lt;ref&amp;gt;جواهر الکلام، ج ۱۹، ص ۱۰۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
محدوده‌ای از اطراف قبر امام حسین(ع) که از آن تربت برداشته می‌شود، در روایات گوناگون، ۲۰ ذراع، ۲۵ ذراع، ۷۰ ذراع، یک میل، ۴ میل، ۱۰ میل، یک فرسخ و ۵ فرسخ ذکر شده است که به نظر فقها، تمام آنها می‌تواند درست باشد، بدین ترتیب که هر چه تربت به قبر امام حسین(ع) نزدیک‌تر باشد، احترام و اثر آن بیشتر است.&amp;lt;ref&amp;gt;طوسی، تهذیب الاحکام، ج ۶، ص۷۱۷۲؛ طوسی، مصباح المتهجّد، ص۷۳۱-۷۳۲؛ ابن فهد حلّی، ج ۴، ص۲۲۰؛ شهید ثانی، الروضة البهیة، ج ۷، ص۳۲۷؛ مقدّس اردبیلی، ج ۲، ص۳۱۳؛ مجلسی، ج ۵، ص۳۷۰-۳۷۱؛ نراقی، ج ۱۵، ص۱۶۵-۱۶۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
{{منابع}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Rezashams</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikihaj.com/index.php?title=%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1:Rezashams&amp;diff=57950</id>
		<title>کاربر:Rezashams</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikihaj.com/index.php?title=%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1:Rezashams&amp;diff=57950"/>
		<updated>2024-07-07T10:32:38Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Rezashams: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{تاریخ مشارکت کاربر|سال= ۲۰۲۲|ماه=۱۰|روز=۲۵ }}&lt;br /&gt;
{{صفحه کاربری استاندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[کاربر:Rezashams/صفحه تمرین]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Rezashams</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikihaj.com/index.php?title=%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1:Rezashams/%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87_%D8%AA%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%86&amp;diff=57949</id>
		<title>کاربر:Rezashams/صفحه تمرین</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikihaj.com/index.php?title=%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1:Rezashams/%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87_%D8%AA%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%86&amp;diff=57949"/>
		<updated>2024-07-07T10:31:07Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Rezashams: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&#039;&#039;&#039;ذراع&#039;&#039;&#039; واحد طول به اندازۀ فاصلۀ آرنج تا سر انگشتان است.&amp;lt;ref&amp;gt;فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بيت عليهم السلام، ج‌3، ص: 707‌&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Rezashams</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikihaj.com/index.php?title=%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1:Rezashams&amp;diff=57948</id>
		<title>کاربر:Rezashams</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikihaj.com/index.php?title=%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1:Rezashams&amp;diff=57948"/>
		<updated>2024-07-07T10:30:28Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Rezashams: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[کاربر:Rezashams/صفحه تمرین]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Rezashams</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikihaj.com/index.php?title=%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1:Rezashams/%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87_%D8%AA%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%86&amp;diff=57947</id>
		<title>کاربر:Rezashams/صفحه تمرین</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikihaj.com/index.php?title=%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1:Rezashams/%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87_%D8%AA%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%86&amp;diff=57947"/>
		<updated>2024-07-07T10:30:12Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Rezashams: صفحه‌ای تازه حاوی «فقاقفا» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;فقاقفا&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Rezashams</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikihaj.com/index.php?title=%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1:Rezashams&amp;diff=57946</id>
		<title>کاربر:Rezashams</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikihaj.com/index.php?title=%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1:Rezashams&amp;diff=57946"/>
		<updated>2024-07-07T10:24:29Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Rezashams: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&#039;&#039;&#039;ذراع&#039;&#039;&#039; واحد طول به اندازۀ فاصلۀ آرنج تا سر انگشتان است.&amp;lt;ref&amp;gt;فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بيت عليهم السلام، ج‌3، ص: 707‌&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Rezashams</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikihaj.com/index.php?title=%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1:Rezashams&amp;diff=57945</id>
		<title>کاربر:Rezashams</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikihaj.com/index.php?title=%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1:Rezashams&amp;diff=57945"/>
		<updated>2024-07-07T10:23:46Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Rezashams: صفحه‌ای تازه حاوی «&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;ذراع&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; واحد طول به اندازۀ فاصلۀ آرنج تا سر انگشتان است.&amp;lt;ref&amp;gt;فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بيت عليهم السلام، ج‌3، ص: 707‌  &amp;lt;/ref&amp;gt;» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&#039;&#039;&#039;ذراع&#039;&#039;&#039; واحد طول به اندازۀ فاصلۀ آرنج تا سر انگشتان است.&amp;lt;ref&amp;gt;فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بيت عليهم السلام، ج‌3، ص: 707‌&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Rezashams</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikihaj.com/index.php?title=%D9%85%D8%B3%D8%AC%D8%AF_%D8%AB%D9%86%DB%8C%D8%A9_%D8%A7%D9%84%D9%88%D8%AF%D8%A7%D8%B9&amp;diff=56866</id>
		<title>مسجد ثنیة الوداع</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikihaj.com/index.php?title=%D9%85%D8%B3%D8%AC%D8%AF_%D8%AB%D9%86%DB%8C%D8%A9_%D8%A7%D9%84%D9%88%D8%AF%D8%A7%D8%B9&amp;diff=56866"/>
		<updated>2024-04-13T15:31:57Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Rezashams: /* منابع */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[رده:مقاله‌های در حال ویرایش]]&lt;br /&gt;
{{جعبه اطلاعات بنای مذهبی&lt;br /&gt;
| عنوان            =مسجد ثنیة الوداع&lt;br /&gt;
| تصویر            =مسجد ثنیة الوداع.jpg&lt;br /&gt;
| اندازه تصویر     =350px&lt;br /&gt;
| بنيانگذار        =&lt;br /&gt;
| تأسیس            =&lt;br /&gt;
| کاربری           =مسجد&lt;br /&gt;
| مکان             =[[عربستان]] * [[مدینه]] *  مدخل ورودی شهر از سمت [[شام]] و در میان جاده احد&lt;br /&gt;
| نام‌های دیگر      =&lt;br /&gt;
| وقایع مرتبط      =استقبال مردم مدینه از [[پیامبر اسلام(ص)]] * تجهیز سپاه اسلام توسط پیامبر در [[جنگ تبوک]]&lt;br /&gt;
| ظرفیت            =&lt;br /&gt;
| وضعیت            =فعال&lt;br /&gt;
| مساحت            =&lt;br /&gt;
| امکانات          =&lt;br /&gt;
| شماره ثبت        =&lt;br /&gt;
| معمار            =&lt;br /&gt;
| سبک              =&lt;br /&gt;
| بازسازی          =&lt;br /&gt;
| وبگاه            = &lt;br /&gt;
 | عرض جغرافیایی =  24°28&#039;35.0&lt;br /&gt;
 | طول جغرافیایی =39°36&#039;18.2&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;مسجد ثَنِیَّةُ الوداع&#039;&#039;&#039;، مسجدی در [[مدینه|شهر مدینه]] و بر [[ثنیة الوداع|تپه ثنیة الوداع]] بوده است كه از تاریخ 1406 قمری تخریب شده است. مسجد ثنیة الوداع در موقعیت شمالی شهر مدینه و شرقی کوه‌های [[کوه سلع|سَلع]] و [[کوه الرایه|ذُباب]]، ابتدای وروردی مدینه از سمت شام محسوب می‌شده است. فاصله مسجد تا [[مسجد النبی|مسجد نبوی]] کمتر از یک کیلومتر و جایگاه امروزی آن حد فاصل خیابان ابوبکر معروف به خیابان سلطانه و خیابان سید الشهداء است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مسجد ثنیة الوداع بنایی ساخته شده از بتن بود که یک حیاط اصلی، رواق و یک گلدسته داشت. &lt;br /&gt;
==موقعیت جغرافیایی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ثنیة الوداع گردنه‌ای در شمال [[مدینه]] در مسیر شام بود. این ثنیه محل توقف پیامبر(ص) هنگام عزیمت به [[غزوه تبوک]]&amp;lt;ref&amp;gt;دلائل النبوه، ج5، ص265-266.&amp;lt;/ref&amp;gt; و نیز محل غارت گله شتران ایشان بوده است.&amp;lt;ref&amp;gt;السیرة النبویه، ج2، ص281.&amp;lt;/ref&amp;gt; به گفته عبدالعزیز کعکی نویسنده [[معالم المدینة المنورة بین العمارة و التاریخ (کتاب))|کتاب معالم المدینة المنورة بین العمارة و التاریخ]] مسجد ثنیة الوداع واقع بر تپه ثنیة الوداع در ضلع شمالی مدینه به فاصله کمتر از یک کیلومتر تا [[مسجد النبی|مسجد نبوی]] است.&amp;lt;ref&amp;gt;معالم المدینة المنورة بین العمارة و التاریخ، 2011م، ج2، ص133.&amp;lt;/ref&amp;gt; تپه ثنیة الوداع در سمت راست و جهت شرقی کوه‌های [[کوه سلع|سَلْع]] و [[کوه ذباب|ذُباب]] قرار دارد. به گفته کعکی این تپه و مسجد به جهت توسعه میدان و احداث خروجی زیرگذر مناخه در سال 1406ق به صورت کامل تخریب شده است.&amp;lt;ref&amp;gt;معالم المدینة المنورة بین العمارة و التاریخ، 2011م، ج2، ص133-134.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او معتقد است این مسجد در مکان [[مسجد بنی خداره|مسجد بنی‌ خداره]] که سابقا [[حضرت محمد (ص)|پیامبر(ص)]] در آن نماز گذاشته و سر خود را تراشیده ساخته شده است.&amp;lt;ref&amp;gt;معالم المدینة المنورة بین العمارة و التاریخ، 2011م، ج2، ص133.&amp;lt;/ref&amp;gt; کعکی میگوید قدیمی ترین نشانه‌ای که ازمسجد ثنیه الوداع یافته است عبارتی از قرن هشتم هجری است که عبدالعزیز مطری در آن نام این مسجد را برده است.&amp;lt;ref&amp;gt;معالم المدینة المنورة بین العمارة و التاریخ، 2011م، ج2، ص137.&amp;lt;/ref&amp;gt; کعکی احتمال اینکه این مسجد از بناهایی باشد که در دوران عمران و آبادی مدینه زمان خلافت عمر بن عبدالعزیز بنا شده و بعد از سالها دوباره بازسازی و توسعه یافته را قوی میداند.&amp;lt;ref&amp;gt;معالم المدینة المنورة بین العمارة و التاریخ، 2011م، ج2، ص137.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== معماری مسجد ==&lt;br /&gt;
[[پرونده:نقشه مسجد ثنیة الوداع.JPG|بندانگشتی|نقشه معماری مسجد ثنیة الوداع]]&lt;br /&gt;
به گفته کعکی مسجد ثنیة الوداع بصورت بنائی ساخته شده از بتن است که ورودی اصلی آن در جهت غرب مسجد و دارای دری فرعی در قسمت شرق است. برای ورود به مسجد به جهت ارتفاع بنا از سطح زمین باید مسیری پلکانی کوتاهی جهت ورود به آن طی شود.&amp;lt;ref&amp;gt;معالم المدینة المنورة بین العمارة و التاریخ، 2011م، ج2، ص138.&amp;lt;/ref&amp;gt; این مسجد متشکل از یک حیاط اصلی، یک حیاط فرعی در ضلع شرقی، یک مأذنه و صحن داخلی مسجد است.&amp;lt;ref&amp;gt;معالم المدینة المنورة بین العمارة و التاریخ، 2011م، ج2، ص138.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== رواق مسجد ===&lt;br /&gt;
صحن داخلی مسجد مستطیلی شکل و دارای طول 12 متر در جهت جنوب و شمال و عرض تقریبی 8 متر موازات شرق و غرب است. رواق مسجد دارای 6 پنجره بر دیوارهای شرق، غرب و جنوب است.&amp;lt;ref&amp;gt;معالم المدینة المنورة بین العمارة و التاریخ، 2011م، ج2، ص139.&amp;lt;/ref&amp;gt; سقف رواق شش تیرچه دارد که 4 ستون استوانه‌ای زیر آن واقع شده است و محراب آن به صورت نیم دایره ای به قطر تقریبی یک متر است که از دیواری که به سمت قبله است بیرون زده شده و از خارج مسجد نیز محل نیم‌دایره محراب قابل مشاهده است. در این محراب هیچ گونه آثار زینت وجود ندارد و دیوار مسجد تا حدود یک متر از زمین به رنگ سبز رنگ‌آمیزی شده است.&amp;lt;ref&amp;gt;معالم المدینة المنورة بین العمارة و التاریخ، 2011م، ج2، ص139-140.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== حیاط مسجد ===&lt;br /&gt;
حیاط مسجد دارای طول 12 متر و عرض 7.5 متر از شمال به جنوب است که در جانب غربی آن درب اصلی مسجد وجود دارد. و در جهت شرقی، حیاط کوچکی وجود دارد که ظاهرا بعد از بازسازی مسجد به آن ملحق شده و بواسطه دری کوچک به حیاط اصلی متصل می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;معالم المدینة المنورة بین العمارة و التاریخ، 2011م، ج2، ص141-142.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مأذنه مسجد ===&lt;br /&gt;
این مسجد دارای یک مأذنه است که در قسمت شمال غربی مسجد و حیاط اصلی واقع شده است و درب آن رو به شرق است. بالای ماذنه به صورت هشت ضلعی بنا شده است که ارتفاع آن تا زمین حدود 5.5 متر است. بالای ماذنه و در ورودی این هشت ضلعی استوانه‌ای به طول تقریبی دومتر و سقفی مخروطی وجود دارد که بر این استوانه محاط است.&amp;lt;ref&amp;gt;معالم المدینة المنورة بین العمارة و التاریخ، 2011م، ج2، ص142-143.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
==منابع ==&lt;br /&gt;
{{منابع}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{برگرفتگی&lt;br /&gt;
|پیش از لینک = کتاب&lt;br /&gt;
|منبع = معالم المدینة المنورة بین العمارة و التاریخ&lt;br /&gt;
|پس از لینک = بخش «مسجد ثنیة الوداع»، ج2، ص126،&lt;br /&gt;
| لینک = https://wikihaj.com/view/رده:کتاب‌های_تمام_متن_درباره_مدینه&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;معالم المدینة المنورة بین العمارة و التاریخ&#039;&#039;&#039;، عبدالعزیز الکعکی، بیروت، 2011م. &lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;دلائل النبوه&#039;&#039;&#039;، البیهقی، به کوشش عبدالمعطی، بیروت، دار الکتب العلمیه، 1405ق.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;السیرة النبویه&#039;&#039;&#039;، ابن هشام، به کوشش السقاء و دیگران، بیروت، دار المعرفه.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;br /&gt;
{{مساجد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:مکان‌های تاریخی مدینه]]&lt;br /&gt;
[[رده:مکان‌های منتسب به پیامبر اسلام(ص)]]&lt;br /&gt;
[[رده:مکان‌های مذهبی مدینه]]&lt;br /&gt;
[[رده:مسجدهای مدینه]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Rezashams</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikihaj.com/index.php?title=%D9%85%D8%B3%D8%AC%D8%AF_%D8%AB%D9%86%DB%8C%D8%A9_%D8%A7%D9%84%D9%88%D8%AF%D8%A7%D8%B9&amp;diff=56865</id>
		<title>مسجد ثنیة الوداع</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikihaj.com/index.php?title=%D9%85%D8%B3%D8%AC%D8%AF_%D8%AB%D9%86%DB%8C%D8%A9_%D8%A7%D9%84%D9%88%D8%AF%D8%A7%D8%B9&amp;diff=56865"/>
		<updated>2024-04-13T15:31:39Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Rezashams: /* منابع */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[رده:مقاله‌های در حال ویرایش]]&lt;br /&gt;
{{جعبه اطلاعات بنای مذهبی&lt;br /&gt;
| عنوان            =مسجد ثنیة الوداع&lt;br /&gt;
| تصویر            =مسجد ثنیة الوداع.jpg&lt;br /&gt;
| اندازه تصویر     =350px&lt;br /&gt;
| بنيانگذار        =&lt;br /&gt;
| تأسیس            =&lt;br /&gt;
| کاربری           =مسجد&lt;br /&gt;
| مکان             =[[عربستان]] * [[مدینه]] *  مدخل ورودی شهر از سمت [[شام]] و در میان جاده احد&lt;br /&gt;
| نام‌های دیگر      =&lt;br /&gt;
| وقایع مرتبط      =استقبال مردم مدینه از [[پیامبر اسلام(ص)]] * تجهیز سپاه اسلام توسط پیامبر در [[جنگ تبوک]]&lt;br /&gt;
| ظرفیت            =&lt;br /&gt;
| وضعیت            =فعال&lt;br /&gt;
| مساحت            =&lt;br /&gt;
| امکانات          =&lt;br /&gt;
| شماره ثبت        =&lt;br /&gt;
| معمار            =&lt;br /&gt;
| سبک              =&lt;br /&gt;
| بازسازی          =&lt;br /&gt;
| وبگاه            = &lt;br /&gt;
 | عرض جغرافیایی =  24°28&#039;35.0&lt;br /&gt;
 | طول جغرافیایی =39°36&#039;18.2&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;مسجد ثَنِیَّةُ الوداع&#039;&#039;&#039;، مسجدی در [[مدینه|شهر مدینه]] و بر [[ثنیة الوداع|تپه ثنیة الوداع]] بوده است كه از تاریخ 1406 قمری تخریب شده است. مسجد ثنیة الوداع در موقعیت شمالی شهر مدینه و شرقی کوه‌های [[کوه سلع|سَلع]] و [[کوه الرایه|ذُباب]]، ابتدای وروردی مدینه از سمت شام محسوب می‌شده است. فاصله مسجد تا [[مسجد النبی|مسجد نبوی]] کمتر از یک کیلومتر و جایگاه امروزی آن حد فاصل خیابان ابوبکر معروف به خیابان سلطانه و خیابان سید الشهداء است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مسجد ثنیة الوداع بنایی ساخته شده از بتن بود که یک حیاط اصلی، رواق و یک گلدسته داشت. &lt;br /&gt;
==موقعیت جغرافیایی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ثنیة الوداع گردنه‌ای در شمال [[مدینه]] در مسیر شام بود. این ثنیه محل توقف پیامبر(ص) هنگام عزیمت به [[غزوه تبوک]]&amp;lt;ref&amp;gt;دلائل النبوه، ج5، ص265-266.&amp;lt;/ref&amp;gt; و نیز محل غارت گله شتران ایشان بوده است.&amp;lt;ref&amp;gt;السیرة النبویه، ج2، ص281.&amp;lt;/ref&amp;gt; به گفته عبدالعزیز کعکی نویسنده [[معالم المدینة المنورة بین العمارة و التاریخ (کتاب))|کتاب معالم المدینة المنورة بین العمارة و التاریخ]] مسجد ثنیة الوداع واقع بر تپه ثنیة الوداع در ضلع شمالی مدینه به فاصله کمتر از یک کیلومتر تا [[مسجد النبی|مسجد نبوی]] است.&amp;lt;ref&amp;gt;معالم المدینة المنورة بین العمارة و التاریخ، 2011م، ج2، ص133.&amp;lt;/ref&amp;gt; تپه ثنیة الوداع در سمت راست و جهت شرقی کوه‌های [[کوه سلع|سَلْع]] و [[کوه ذباب|ذُباب]] قرار دارد. به گفته کعکی این تپه و مسجد به جهت توسعه میدان و احداث خروجی زیرگذر مناخه در سال 1406ق به صورت کامل تخریب شده است.&amp;lt;ref&amp;gt;معالم المدینة المنورة بین العمارة و التاریخ، 2011م، ج2، ص133-134.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او معتقد است این مسجد در مکان [[مسجد بنی خداره|مسجد بنی‌ خداره]] که سابقا [[حضرت محمد (ص)|پیامبر(ص)]] در آن نماز گذاشته و سر خود را تراشیده ساخته شده است.&amp;lt;ref&amp;gt;معالم المدینة المنورة بین العمارة و التاریخ، 2011م، ج2، ص133.&amp;lt;/ref&amp;gt; کعکی میگوید قدیمی ترین نشانه‌ای که ازمسجد ثنیه الوداع یافته است عبارتی از قرن هشتم هجری است که عبدالعزیز مطری در آن نام این مسجد را برده است.&amp;lt;ref&amp;gt;معالم المدینة المنورة بین العمارة و التاریخ، 2011م، ج2، ص137.&amp;lt;/ref&amp;gt; کعکی احتمال اینکه این مسجد از بناهایی باشد که در دوران عمران و آبادی مدینه زمان خلافت عمر بن عبدالعزیز بنا شده و بعد از سالها دوباره بازسازی و توسعه یافته را قوی میداند.&amp;lt;ref&amp;gt;معالم المدینة المنورة بین العمارة و التاریخ، 2011م، ج2، ص137.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== معماری مسجد ==&lt;br /&gt;
[[پرونده:نقشه مسجد ثنیة الوداع.JPG|بندانگشتی|نقشه معماری مسجد ثنیة الوداع]]&lt;br /&gt;
به گفته کعکی مسجد ثنیة الوداع بصورت بنائی ساخته شده از بتن است که ورودی اصلی آن در جهت غرب مسجد و دارای دری فرعی در قسمت شرق است. برای ورود به مسجد به جهت ارتفاع بنا از سطح زمین باید مسیری پلکانی کوتاهی جهت ورود به آن طی شود.&amp;lt;ref&amp;gt;معالم المدینة المنورة بین العمارة و التاریخ، 2011م، ج2، ص138.&amp;lt;/ref&amp;gt; این مسجد متشکل از یک حیاط اصلی، یک حیاط فرعی در ضلع شرقی، یک مأذنه و صحن داخلی مسجد است.&amp;lt;ref&amp;gt;معالم المدینة المنورة بین العمارة و التاریخ، 2011م، ج2، ص138.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== رواق مسجد ===&lt;br /&gt;
صحن داخلی مسجد مستطیلی شکل و دارای طول 12 متر در جهت جنوب و شمال و عرض تقریبی 8 متر موازات شرق و غرب است. رواق مسجد دارای 6 پنجره بر دیوارهای شرق، غرب و جنوب است.&amp;lt;ref&amp;gt;معالم المدینة المنورة بین العمارة و التاریخ، 2011م، ج2، ص139.&amp;lt;/ref&amp;gt; سقف رواق شش تیرچه دارد که 4 ستون استوانه‌ای زیر آن واقع شده است و محراب آن به صورت نیم دایره ای به قطر تقریبی یک متر است که از دیواری که به سمت قبله است بیرون زده شده و از خارج مسجد نیز محل نیم‌دایره محراب قابل مشاهده است. در این محراب هیچ گونه آثار زینت وجود ندارد و دیوار مسجد تا حدود یک متر از زمین به رنگ سبز رنگ‌آمیزی شده است.&amp;lt;ref&amp;gt;معالم المدینة المنورة بین العمارة و التاریخ، 2011م، ج2، ص139-140.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== حیاط مسجد ===&lt;br /&gt;
حیاط مسجد دارای طول 12 متر و عرض 7.5 متر از شمال به جنوب است که در جانب غربی آن درب اصلی مسجد وجود دارد. و در جهت شرقی، حیاط کوچکی وجود دارد که ظاهرا بعد از بازسازی مسجد به آن ملحق شده و بواسطه دری کوچک به حیاط اصلی متصل می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;معالم المدینة المنورة بین العمارة و التاریخ، 2011م، ج2، ص141-142.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مأذنه مسجد ===&lt;br /&gt;
این مسجد دارای یک مأذنه است که در قسمت شمال غربی مسجد و حیاط اصلی واقع شده است و درب آن رو به شرق است. بالای ماذنه به صورت هشت ضلعی بنا شده است که ارتفاع آن تا زمین حدود 5.5 متر است. بالای ماذنه و در ورودی این هشت ضلعی استوانه‌ای به طول تقریبی دومتر و سقفی مخروطی وجود دارد که بر این استوانه محاط است.&amp;lt;ref&amp;gt;معالم المدینة المنورة بین العمارة و التاریخ، 2011م، ج2، ص142-143.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
==منابع ==&lt;br /&gt;
{{منابع}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{برگرفتگی&lt;br /&gt;
|پیش از لینک = کتاب&lt;br /&gt;
|منبع = معالم المدینة المنورة بین العمارة و التاریخ&lt;br /&gt;
|پس از لینک = بخش «مسجد ثنیة الوداع»، ج2، ص126،&lt;br /&gt;
| لینک = https://wikihaj.com/view/رده:کتاب‌های_تمام_متن_درباره_مدینه&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;معالم المدینة المنورة بین العمارة و التاریخ&#039;&#039;&#039;، عبدالعزیز الکعکی، بیروت، 2011م. &lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;دلائل النبوه&#039;&#039;&#039; البیهقی، به کوشش عبدالمعطی، بیروت، دار الکتب العلمیه، 1405ق.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;السیرة النبویه&#039;&#039;&#039; ابن هشام، به کوشش السقاء و دیگران، بیروت، دار المعرفه.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;br /&gt;
{{مساجد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:مکان‌های تاریخی مدینه]]&lt;br /&gt;
[[رده:مکان‌های منتسب به پیامبر اسلام(ص)]]&lt;br /&gt;
[[رده:مکان‌های مذهبی مدینه]]&lt;br /&gt;
[[رده:مسجدهای مدینه]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Rezashams</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikihaj.com/index.php?title=%D9%85%D8%B3%D8%AC%D8%AF_%D8%AB%D9%86%DB%8C%D8%A9_%D8%A7%D9%84%D9%88%D8%AF%D8%A7%D8%B9&amp;diff=56864</id>
		<title>مسجد ثنیة الوداع</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikihaj.com/index.php?title=%D9%85%D8%B3%D8%AC%D8%AF_%D8%AB%D9%86%DB%8C%D8%A9_%D8%A7%D9%84%D9%88%D8%AF%D8%A7%D8%B9&amp;diff=56864"/>
		<updated>2024-04-13T15:29:03Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Rezashams: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[رده:مقاله‌های در حال ویرایش]]&lt;br /&gt;
{{جعبه اطلاعات بنای مذهبی&lt;br /&gt;
| عنوان            =مسجد ثنیة الوداع&lt;br /&gt;
| تصویر            =مسجد ثنیة الوداع.jpg&lt;br /&gt;
| اندازه تصویر     =350px&lt;br /&gt;
| بنيانگذار        =&lt;br /&gt;
| تأسیس            =&lt;br /&gt;
| کاربری           =مسجد&lt;br /&gt;
| مکان             =[[عربستان]] * [[مدینه]] *  مدخل ورودی شهر از سمت [[شام]] و در میان جاده احد&lt;br /&gt;
| نام‌های دیگر      =&lt;br /&gt;
| وقایع مرتبط      =استقبال مردم مدینه از [[پیامبر اسلام(ص)]] * تجهیز سپاه اسلام توسط پیامبر در [[جنگ تبوک]]&lt;br /&gt;
| ظرفیت            =&lt;br /&gt;
| وضعیت            =فعال&lt;br /&gt;
| مساحت            =&lt;br /&gt;
| امکانات          =&lt;br /&gt;
| شماره ثبت        =&lt;br /&gt;
| معمار            =&lt;br /&gt;
| سبک              =&lt;br /&gt;
| بازسازی          =&lt;br /&gt;
| وبگاه            = &lt;br /&gt;
 | عرض جغرافیایی =  24°28&#039;35.0&lt;br /&gt;
 | طول جغرافیایی =39°36&#039;18.2&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;مسجد ثَنِیَّةُ الوداع&#039;&#039;&#039;، مسجدی در [[مدینه|شهر مدینه]] و بر [[ثنیة الوداع|تپه ثنیة الوداع]] بوده است كه از تاریخ 1406 قمری تخریب شده است. مسجد ثنیة الوداع در موقعیت شمالی شهر مدینه و شرقی کوه‌های [[کوه سلع|سَلع]] و [[کوه الرایه|ذُباب]]، ابتدای وروردی مدینه از سمت شام محسوب می‌شده است. فاصله مسجد تا [[مسجد النبی|مسجد نبوی]] کمتر از یک کیلومتر و جایگاه امروزی آن حد فاصل خیابان ابوبکر معروف به خیابان سلطانه و خیابان سید الشهداء است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مسجد ثنیة الوداع بنایی ساخته شده از بتن بود که یک حیاط اصلی، رواق و یک گلدسته داشت. &lt;br /&gt;
==موقعیت جغرافیایی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ثنیة الوداع گردنه‌ای در شمال [[مدینه]] در مسیر شام بود. این ثنیه محل توقف پیامبر(ص) هنگام عزیمت به [[غزوه تبوک]]&amp;lt;ref&amp;gt;دلائل النبوه، ج5، ص265-266.&amp;lt;/ref&amp;gt; و نیز محل غارت گله شتران ایشان بوده است.&amp;lt;ref&amp;gt;السیرة النبویه، ج2، ص281.&amp;lt;/ref&amp;gt; به گفته عبدالعزیز کعکی نویسنده [[معالم المدینة المنورة بین العمارة و التاریخ (کتاب))|کتاب معالم المدینة المنورة بین العمارة و التاریخ]] مسجد ثنیة الوداع واقع بر تپه ثنیة الوداع در ضلع شمالی مدینه به فاصله کمتر از یک کیلومتر تا [[مسجد النبی|مسجد نبوی]] است.&amp;lt;ref&amp;gt;معالم المدینة المنورة بین العمارة و التاریخ، 2011م، ج2، ص133.&amp;lt;/ref&amp;gt; تپه ثنیة الوداع در سمت راست و جهت شرقی کوه‌های [[کوه سلع|سَلْع]] و [[کوه ذباب|ذُباب]] قرار دارد. به گفته کعکی این تپه و مسجد به جهت توسعه میدان و احداث خروجی زیرگذر مناخه در سال 1406ق به صورت کامل تخریب شده است.&amp;lt;ref&amp;gt;معالم المدینة المنورة بین العمارة و التاریخ، 2011م، ج2، ص133-134.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او معتقد است این مسجد در مکان [[مسجد بنی خداره|مسجد بنی‌ خداره]] که سابقا [[حضرت محمد (ص)|پیامبر(ص)]] در آن نماز گذاشته و سر خود را تراشیده ساخته شده است.&amp;lt;ref&amp;gt;معالم المدینة المنورة بین العمارة و التاریخ، 2011م، ج2، ص133.&amp;lt;/ref&amp;gt; کعکی میگوید قدیمی ترین نشانه‌ای که ازمسجد ثنیه الوداع یافته است عبارتی از قرن هشتم هجری است که عبدالعزیز مطری در آن نام این مسجد را برده است.&amp;lt;ref&amp;gt;معالم المدینة المنورة بین العمارة و التاریخ، 2011م، ج2، ص137.&amp;lt;/ref&amp;gt; کعکی احتمال اینکه این مسجد از بناهایی باشد که در دوران عمران و آبادی مدینه زمان خلافت عمر بن عبدالعزیز بنا شده و بعد از سالها دوباره بازسازی و توسعه یافته را قوی میداند.&amp;lt;ref&amp;gt;معالم المدینة المنورة بین العمارة و التاریخ، 2011م، ج2، ص137.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== معماری مسجد ==&lt;br /&gt;
[[پرونده:نقشه مسجد ثنیة الوداع.JPG|بندانگشتی|نقشه معماری مسجد ثنیة الوداع]]&lt;br /&gt;
به گفته کعکی مسجد ثنیة الوداع بصورت بنائی ساخته شده از بتن است که ورودی اصلی آن در جهت غرب مسجد و دارای دری فرعی در قسمت شرق است. برای ورود به مسجد به جهت ارتفاع بنا از سطح زمین باید مسیری پلکانی کوتاهی جهت ورود به آن طی شود.&amp;lt;ref&amp;gt;معالم المدینة المنورة بین العمارة و التاریخ، 2011م، ج2، ص138.&amp;lt;/ref&amp;gt; این مسجد متشکل از یک حیاط اصلی، یک حیاط فرعی در ضلع شرقی، یک مأذنه و صحن داخلی مسجد است.&amp;lt;ref&amp;gt;معالم المدینة المنورة بین العمارة و التاریخ، 2011م، ج2، ص138.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== رواق مسجد ===&lt;br /&gt;
صحن داخلی مسجد مستطیلی شکل و دارای طول 12 متر در جهت جنوب و شمال و عرض تقریبی 8 متر موازات شرق و غرب است. رواق مسجد دارای 6 پنجره بر دیوارهای شرق، غرب و جنوب است.&amp;lt;ref&amp;gt;معالم المدینة المنورة بین العمارة و التاریخ، 2011م، ج2، ص139.&amp;lt;/ref&amp;gt; سقف رواق شش تیرچه دارد که 4 ستون استوانه‌ای زیر آن واقع شده است و محراب آن به صورت نیم دایره ای به قطر تقریبی یک متر است که از دیواری که به سمت قبله است بیرون زده شده و از خارج مسجد نیز محل نیم‌دایره محراب قابل مشاهده است. در این محراب هیچ گونه آثار زینت وجود ندارد و دیوار مسجد تا حدود یک متر از زمین به رنگ سبز رنگ‌آمیزی شده است.&amp;lt;ref&amp;gt;معالم المدینة المنورة بین العمارة و التاریخ، 2011م، ج2، ص139-140.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== حیاط مسجد ===&lt;br /&gt;
حیاط مسجد دارای طول 12 متر و عرض 7.5 متر از شمال به جنوب است که در جانب غربی آن درب اصلی مسجد وجود دارد. و در جهت شرقی، حیاط کوچکی وجود دارد که ظاهرا بعد از بازسازی مسجد به آن ملحق شده و بواسطه دری کوچک به حیاط اصلی متصل می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;معالم المدینة المنورة بین العمارة و التاریخ، 2011م، ج2، ص141-142.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مأذنه مسجد ===&lt;br /&gt;
این مسجد دارای یک مأذنه است که در قسمت شمال غربی مسجد و حیاط اصلی واقع شده است و درب آن رو به شرق است. بالای ماذنه به صورت هشت ضلعی بنا شده است که ارتفاع آن تا زمین حدود 5.5 متر است. بالای ماذنه و در ورودی این هشت ضلعی استوانه‌ای به طول تقریبی دومتر و سقفی مخروطی وجود دارد که بر این استوانه محاط است.&amp;lt;ref&amp;gt;معالم المدینة المنورة بین العمارة و التاریخ، 2011م، ج2، ص142-143.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
==منابع ==&lt;br /&gt;
{{منابع}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{برگرفتگی&lt;br /&gt;
|پیش از لینک = کتاب&lt;br /&gt;
|منبع = معالم المدینة المنورة بین العمارة و التاریخ&lt;br /&gt;
|پس از لینک = بخش «مسجد ثنیة الوداع»، ج2، ص126،&lt;br /&gt;
| لینک = https://wikihaj.com/view/رده:کتاب‌های_تمام_متن_درباره_مدینه&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;معالم المدینة المنورة بین العمارة و التاریخ&#039;&#039;&#039;، عبدالعزیز الکعکی، بیروت، 2011م. &lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;br /&gt;
{{مساجد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:مکان‌های تاریخی مدینه]]&lt;br /&gt;
[[رده:مکان‌های منتسب به پیامبر اسلام(ص)]]&lt;br /&gt;
[[رده:مکان‌های مذهبی مدینه]]&lt;br /&gt;
[[رده:مسجدهای مدینه]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Rezashams</name></author>
	</entry>
</feed>