<?xml version="1.0"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom" xml:lang="fa">
	<id>https://wikihaj.com/api.php?action=feedcontributions&amp;feedformat=atom&amp;user=Z+mohammad</id>
	<title>ویکی حج - مشارکت‌های کاربر [fa]</title>
	<link rel="self" type="application/atom+xml" href="https://wikihaj.com/api.php?action=feedcontributions&amp;feedformat=atom&amp;user=Z+mohammad"/>
	<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikihaj.com/view/%D9%88%DB%8C%DA%98%D9%87:%D9%85%D8%B4%D8%A7%D8%B1%DA%A9%D8%AA%E2%80%8C%D9%87%D8%A7/Z_mohammad"/>
	<updated>2026-08-09T22:09:02Z</updated>
	<subtitle>مشارکت‌های کاربر</subtitle>
	<generator>MediaWiki 1.43.0</generator>
	<entry>
		<id>https://wikihaj.com/index.php?title=%D8%A8%D9%86%DB%8C%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%D8%B4%D9%85&amp;diff=38975</id>
		<title>بنی‌هاشم</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikihaj.com/index.php?title=%D8%A8%D9%86%DB%8C%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%D8%B4%D9%85&amp;diff=38975"/>
		<updated>2021-07-27T05:30:28Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Z mohammad: Z mohammad صفحهٔ بنی‌هاشم را به بنی هاشم منتقل کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;#تغییر_مسیر [[بنی هاشم]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Z mohammad</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikihaj.com/index.php?title=%D8%A8%D9%86%DB%8C_%D9%87%D8%A7%D8%B4%D9%85&amp;diff=38974</id>
		<title>بنی هاشم</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikihaj.com/index.php?title=%D8%A8%D9%86%DB%8C_%D9%87%D8%A7%D8%B4%D9%85&amp;diff=38974"/>
		<updated>2021-07-27T05:30:27Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Z mohammad: Z mohammad صفحهٔ بنی‌هاشم را به بنی هاشم منتقل کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{در دست ویرایش|ماه=[[مهر]]|روز=[[۱۰]]|سال=[[۱۳۹۷]]|کاربر=M-mohammad  }}&lt;br /&gt;
{{جعبه اطلاعات قبایل&lt;br /&gt;
| نام             = بنی‌هاشم&lt;br /&gt;
| تصویر           = &lt;br /&gt;
| اندازه تصویر    = &lt;br /&gt;
| نام کامل        = بنی‌هاشم&lt;br /&gt;
| نسب             = &lt;br /&gt;
| محل حکومت       = &lt;br /&gt;
| مدت حکومت       = &lt;br /&gt;
| مکان قبیله      = بخش‌های مرکزی [[شهر مکه]] و پیرامون [[کعبه]]&lt;br /&gt;
| سرسلسله         = عمرو ملقب به هاشم&lt;br /&gt;
| اشخاص مهم       = هاشم، [[پیامبر اسلام(ص)]]، [[امام علی(ع)]]، [[جعفر بن ابی‌طالب]]، [[عقیل بن ابی‌طالب]]، [[طالب بن ابی‌طالب]]، [[عبدالمطلب]]، [[حمزه بن عبدالمطلب]]، [[عباس  بن عبدالمطلب]]، [[ابولهب]]، [[ابوجهل]]، &lt;br /&gt;
| جمعیت           = &lt;br /&gt;
| جنگ‌ها           = &lt;br /&gt;
| شاخه‌ای از       = [[قریش]]&lt;br /&gt;
| زیرشاخه‌ها       = [[آل علی(ع)]]، [[آل جعفر]]، [[آل عقیل]]، [[آل عباس]]، [[آل ابی‌طالب]]، [[آل حارث بن عبدالمطلب]]،  [[آل ابی‌لهب]]،&lt;br /&gt;
| مهم‌ترین اقدامات = [[پیمان حلف المطیبین]]، [[پیمان حلف الفضول]]، حمایت از پیامبر در دعوت به [[اسلام]]&lt;br /&gt;
| مناصب مهم       = [[سقایت]]، [[رفادت]]&lt;br /&gt;
| مذهب            = [[بت‌پرستی]]، اسلام&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;بنی‌هاشم&#039;&#039;&#039; تیره‌ای شریف از [[قریش]] منسوب به‌ [[هاشم بن عبدمناف]] بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سرسلسله بنی‌هاشم عمرو نام داشته که به هاشم ملقب بوده است و جایگاهی والا میان خویشاوندانش داشته و فردی اثرگذار بوده است. بنی هاشم جایگاهی بالا و اثرگذار هم پیش از [[اسلام]] و هم بعد از اسلام داشتند. آنها قبل از اسلام مناصبی از جمله [[سقایت]] و [[رفادت]] را عهده‌دار بودند و همچنین در [[پیمان حلف المطیبین]] و [[پیمان حلف الفضول]] نقش‌آفرین بودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دوران بنی‌هاشم پس از اسلام به چند بخش تقسیم می‌شود که از زمان [[بعثت]] [[پیامبر(ص)]] بیشترین نقش را در حمایت پیامبر(ص) را داشتند به گونه‌ای که بیشتر طوایف قریش از بیم خون‌خواهی بنی‌هاشم از آسیب رساندن به پیامبر(ص) هراس داشتند. در دوره بعد از [[هجرت]] پیامبر(ص) به [[مدینه]]، برخی از بنی هاشم همچون [[علی(ع)]] و [[حمزة بن عبدالمطلب|حمزه]] همراه رسول خدا(ص) به مدینه مهاجرت کردند و بخشی دیگر مانند [[ابولهب]]، [[عباس بن عبدالمطلب]] و [[ابوسفیان بن حارث]] از مشهورترین ایشان بودند، همچنان در [[مکه]] و در صف [[مشرکان]] ماندند؛ در این دوران نیز گرایش مشرکان بنی‌هاشم به اسلام به موازات گسترش این آیین افزایش یافت و حمایت بیشتر افراد این طایفه از پیامبر(ص) همچون گذشته ادامه داشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و اما در دوره بعد از رحلت پیامبر سید بنی‌هاشم علی بن ابی‌طالب(ع) بود که به عنوان جانشین پیامبر(ص) از سوی رسول خدا(ص) معرفی شده بود؛ ولی برخی [[مهاجران]] و [[انصار]] در [[اجتماع سقیفه]] [[ابوبکر]] را جانشین پیامبر(ص) خواندند و این ستم را در حق امام علی(ع) روا داشتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
احادیثی در باب فضیلت بنی‌هاشم، و این که آن‌ها سادات اهل بهشت هستند، روایت شده‌اند. به خاطر وجود همین فضائل، اشعار شاعران سروده شده و کتاب‌هایی در باب فضائل بنی هاشم نوشته شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==نیای اول==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سرسلسله این طایفه، عمرو نام داشته و به دلیل بخشندگی، به «[[هاشم]]» ملقب بوده است.&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ طبری، ج1، ص504؛ الطبقات، ابن‌سعد، ج1، ص75-76.&amp;lt;/ref&amp;gt; او چهارمین پسر مُغیره معروف به [[عبدمناف]]&amp;lt;ref&amp;gt;الآحاد و المثانی، ج1، ص135؛ السیرة النبویه، ج1، ص94، 233.&amp;lt;/ref&amp;gt; از زنی به نام عاتکه دختر مُرّة بن هلال سلمی بود.&amp;lt;ref&amp;gt;الطبقات، ابن‌سعد، ج1، ص62، 64.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از آگاهی‌هایی که درباره‌ هاشم از منابع به دست می‌آید، می‌توان دریافت که وی در همان دوران کوتاه زندگی (458-483م.) میان خویشاوندانش جایگاهی والا به دست آورده است. او فردی هوشمند و اثرگذار و توانا در ایراد خطابه&amp;lt;ref&amp;gt;الاکتفاء، ج1، ص19.&amp;lt;/ref&amp;gt; و دارای دیدگاه نافذ میان [[قریش]] و شخصیت فعال اجتماعی میان [[عرب]] بوده است و حتی ریاست بر قریش را نیز به او نسبت داده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;الطبقات، ابن‌سعد، ج1، ص75-76، 78.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==فرزندان و نوادگان==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هاشم چهار پسر و پنج دختر داشت که نام‌هایشان چنین بود: شیبة الحمد ملقب به عبدالمطلب، نضله، ابوصیفی، اسد، رقیه، شفاء با کنیه‌ ام‌زبیر،&amp;lt;ref&amp;gt;الاغانی، ج22، ص67.&amp;lt;/ref&amp;gt; ضعیفه، حیه&amp;lt;ref&amp;gt;السیرة النبویه، ج1، ص235.&amp;lt;/ref&amp;gt; /حنه،&amp;lt;ref&amp;gt;الطبقات، ابن‌سعد، ج1، ص80.&amp;lt;/ref&amp;gt; و خالده. وی در رثای پدرش شعر سرود.&amp;lt;ref&amp;gt;نک: الطبقات، ابن‌سعد، ج1، ص80.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گویا نضله پسر بزرگ‌تر‌ هاشم بوده است و به همین سبب، وی را ابونضله می‌خوانده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;انساب الاشراف، ج1، ص71؛ اعلام النبوه، ص215؛ الاصابه، ج3، ص96.&amp;lt;/ref&amp;gt; هاشم در [[یثرب]] با سلمی، دختر زید نجاریه بیوه احیحة بن جلاح، ازدواج کرد و از این ازدواج، شیبه زاده شد.&amp;lt;ref&amp;gt;الطبقات، ابن‌سعد، ج1، ص79.&amp;lt;/ref&amp;gt; پس از مرگ‌ هاشم، کودکی شیبه در یثرب می‌گذشت. عمویش مطلب با اصرار فراوان توانست او را به [[مکه]] ببرد. او در آن شهر به عبدالمطلب شهرت یافت.&amp;lt;ref&amp;gt;الاکتفاء، ج1، ص19.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برخی منابع، صیفی و ابوصیفی را دو تن می‌دانند.&amp;lt;ref&amp;gt;انساب الاشراف، ج4، ص427.&amp;lt;/ref&amp;gt; بدین‌ترتیب، شمار پسران‌ هاشم به پنج تن می‌رسد. صیفی و ابوصیفی از کنیزی سیاه زاده شدند که از بازار حباشه یثرب متعلق به قبیله یهود [[بنی‌قینقاع]] خریداری شده بود. او نخست در اختیار [[عمرو بن سلول]]، عموی [[عبدالله بن ابی|عبدالله بن ابیّ]] منافق مشهور آغاز اسلام، بود.&amp;lt;ref&amp;gt;المعالم الاثیره، ص96.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ابوصیفی دو پسر به نام ضحاک و عمرو داشته است.&amp;lt;ref&amp;gt;الطبقات، ابن‌سعد، ج1، ص85؛ جمهرة انساب العرب، ص14.&amp;lt;/ref&amp;gt; کنیز وی به نام ساره، پیش از [[فتح مکه]] نامه‌ای از [[حاطب بن ابی‌بلتعه]] [[صحابی]] نزد سران قریش می‌برد تا اخبار سرّی نظامی مسلمانان را افشا کند؛ ولی در میانه راه [[امام علی(ع)]] و [[زبیر]] به فرمان رسول خدا او را تا روضه خاخ تعقیب کردند و ضمن دستگیری وی، نامه را از او ستاندند.&amp;lt;ref&amp;gt;انساب الاشراف، ج1، ص449؛ جمهرة انساب العرب، ص14؛ معجم ما استعجم، ج2، ص483.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ابوصیفی همچنین دختری به نام رقیقه&amp;lt;ref&amp;gt;الطبقات، خلیفه، ص46.&amp;lt;/ref&amp;gt; با کنیه‌ ام‌مخرمه داشته که مادر ابوالمسور مخرمة بن نوفل زهری (م. 74ق.) بوده است. روایتی از [[ابوالمسور]] درباره آغاز اسلام در مکه از [[امام حسن مجتبی(ع)]] گزارش شده است.&amp;lt;ref&amp;gt;الآحاد و المثانی، ج1، ص443.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رقیقه دختر عموی عباس و دیگر فرزندان عبدالمطلب بوده و خود نیز دختری به نام امیمه داشته است.&amp;lt;ref&amp;gt;الاصابه، ج7، ص511، 646.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[نضلة بن‌ هاشم]] دارای پسری به نام ارقم بوده&amp;lt;ref&amp;gt;المنمق، ص87؛ الطبقات، ابن‌سعد، ج1، ص85.&amp;lt;/ref&amp;gt; و [[اسد بن‌ هاشم]] دختری به نام فاطمه داشته است که به همسری [[ابوطالب]] عموی پیامبر(ص) درآمد و همه فرزندان ابوطالب یعنی علی(ع)، [[جعفر بن ابی‌طالب|جعفر]]، [[عقیل بن ابی‌طالب|عقیل]]، [[طالب بن ابی‌طالب|طالب]] و‌ ام‌هانی با نام فاخته از او زاده شدند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اسد پسری به نام حنین نیز داشته و در منابع از پسری از او به نام [[عبدالله بن حنین]] یاد شده است.&amp;lt;ref&amp;gt;جمهرة انساب العرب، ص14، 130.&amp;lt;/ref&amp;gt; با این همه، [[ابن‌حزم]] ادعا کرده که از‌ هاشم جز از طریق عبدالمطلب، نسلی بر جای نمانده است.&amp;lt;ref&amp;gt;جمهرة انساب العرب، ص14.&amp;lt;/ref&amp;gt; اما روشن است که همه فرزندان ابوطالب، جز طالب، صاحب نسل بوده‌اند و آن‌ها هم از تبار عبدالمطلب و هم از سلاله اسد به شمار می‌روند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==جایگاه بنی‌هاشم==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آگاهی‌های مربوط به فرزندان‌ هاشم، به دو دوره قابل تقسیم است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===پیش از اسلام===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از مرگ زودهنگام‌ هاشم، گزارشی از فرزندان و جانشینان او در منابع نمی‌یابیم؛ بدین دلیل که آن‌ها در سن طفولیت به سر می‌برده‌اند و حتی معروف‌ترین آن‌ها [[عبدالمطلب]] هنوز به دنیا نیامده بود. از آن پس تا هنگامی که فرزندان او به حد رشد رسیدند، آن‌ها به عنوان شاخه‌ای از [[بنی‌عبدمناف]] شمرده می‌شدند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====عهده‌داری هاشم بر منصب سقایت====&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از میان منصب‌هایی که طوایف قریش پس از ظهور [[قصی بن کلاب]] برای خویش برگزیدند، دو منصب به عبدمناف و سپس‌ هاشم&amp;lt;ref&amp;gt;اخبار مکه، ازرقی، ج1، ص111.&amp;lt;/ref&amp;gt; و فرزندانش رسید که هر دو در تعیین جایگاه آن‌ها و حتی کشمکش میان [[بنی‌امیه]] و هم‌پیمانانش با بنی‌هاشم و هم‌پیمانانش نقش داشته‌اند. این دو منصب عبارت بودند از [[سقایت]] یا آبدهی و [[رفادت]] به معنای مهمانی حاجیان با خوراک.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کوشش آن‌ها برای دستیابی به آب‌های زیرزمینی و کندن چاه برای برآوردن آب از اعماق زمین، نتیجه پشتکار آن‌ها در انجام وظایف خود بوده است. بنی‌هاشم با بهره‌گیری از چاه‌های کر آدم، خم، عجون، ردم اعلی، بذر، سجله و سرانجام [[زمزم]]،&amp;lt;ref&amp;gt;اخبار مکه، ازرقی، ص111-113.&amp;lt;/ref&amp;gt; در برطرف کردن کمبود آب در مکه به ویژه در [[موسم حج]] می‌کوشیدند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[چاه بذر]] را‌ هاشم در سرزمین [[بطحاء]] در دامنه [[کوه خندمه]] و دهانه [[شعب ابی‌طالب]] حفر نمود. این چاه سرانجام به [[مقوم بن عبدالمطلب]] رسید. یکی از فرزندان‌ هاشم در شعر خود نامی از آن چاه برده است.&amp;lt;ref&amp;gt;اخبار مکه، ازرقی، ص113.&amp;lt;/ref&amp;gt; به گمان بنی‌هاشم، چاه سَجْله را نیز که روزگاری‌ هاشم در مکه کنده بود، اسد بن‌ هاشم به عدی بن نوفل بخشید.&amp;lt;ref&amp;gt;السیرة النبویه، ج1، ص283؛ فتوح البلدان، ص57.&amp;lt;/ref&amp;gt; خالده دختر‌ هاشم در این زمینه سروده‌ای دارد.&amp;lt;ref&amp;gt;فتوح البلدان، ص57؛ معجم البلدان، ج3، ص193.&amp;lt;/ref&amp;gt; از آن پس که عبدالمطلب چاه زمزم را به سبب خوابی که دیده بود، حفر کرد،&amp;lt;ref&amp;gt;المنمق، ص333؛ انساب الاشراف، ج4، ص406-407.&amp;lt;/ref&amp;gt; به تدریج چاه‌های دیگر اهمیت خود را از دست دادند.&amp;lt;ref&amp;gt;المنمق، ص333.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عبدالمطلب آب را از زمزم به [[عرفه]] می‌برد و حاجیان را آب می‌داد.&amp;lt;ref&amp;gt;الطبقات، ابن‌سعد، ج1، ص83.&amp;lt;/ref&amp;gt; او در موسم حج شتران فراوانش را گرد می‌آورد و شیر آن‌ها را با عسل و شیره انگور می‌آمیخت تا از شوری آن کاسته شود.&amp;lt;ref&amp;gt;المنمق، ص42.&amp;lt;/ref&amp;gt; با مرگ عبدالمطلب، پسرش [[عباس بن عبدالمطلب|عباس]] عهده‌دار سقایت شد. شاعری در فخرورزی به سقایت حاجیان با آب زمزم، درباره فرزندان عباس شعری سروده است.&amp;lt;ref&amp;gt;نک: مسالک الابصار، ج4، ص295.&amp;lt;/ref&amp;gt; عباس در [[طایف]] تاکستانی داشت که انگور آن را به مکه می‌آوردند و آب آن را با آب زمزم می‌آمیختند و در ایام موسم به حاجیان می‌دادند.&amp;lt;ref&amp;gt;اخبار مکه، ازرقی، ج1، ص114.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====عهده‌داری هاشم بر منصب رفادت====&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منصبی دیگر که از‌ هاشم به فرزندانش رسید، رفادت بود. [[بغدادی]] گزارشی آورده که نشان می‌دهد‌ هاشم نه تنها در موسم حج بلکه در غیر آن و حتی در سفرهای تجاری نیز به ذبح گوسفند، پختن آبگوشت و ریختن نان ثرید در آن و دعوت از همراهان برای خوردن شهرت داشته است.&amp;lt;ref&amp;gt;المنمق، ص42.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هاشم در سالی که قحطی سختی در مکه رخ داد، به [[شام]] رفت و آردی فراوان خرید و با آن نان پخت. در ایام موسم با خشکه‌های نان و گوشت شتر، آبگوشت و ثرید آماده کرد و به مردم داد.&amp;lt;ref&amp;gt;المنمق، ص43.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ملقب شدن او به‌ هاشم نیز در منصب رفادت وی ریشه داشته است. گویا مرسوم کردن سفرهای زمستانی و تابستانی&amp;lt;ref&amp;gt;الروض الانف، ج2، ص65.&amp;lt;/ref&amp;gt; و گرفتن پیمان مشهور به ایلاف از قبایل شمالی [[جزیرة العرب]] نیز افزون بر شخصیت و توانایی‌ هاشم، در منصب رفادت او ریشه داشته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پیمان ایلاف از آن پس انجام شد که‌ هاشم از قیصر روم روادید ورود و تجارت در شام را برای اعراب گرفت. قبایل ساکن در سرزمین‌های میان مکه تا شام، سرمایه خود را فراهم آوردند و آن سرمایه هنگفت را برای فروش به شامات بردند. اما خود‌ هاشم در این سفر در [[غزه]] درگذشت.&amp;lt;ref&amp;gt;المنمق، ص43-44.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شهرت خاندان‌ هاشمی به عملکرد سرسلسله آن محدود نمی‌شود. کوچک‌ترین فرزند‌ هاشم، عبدالمطلب، بعدها به بزرگ‌ترین و اثرگذارترین فرد قریش تبدیل شد. شخصیت عبدالمطلب در درجه نخست قریش را به خود جذب می‌کرد. او برخی سنت‌ها همچون تحنث (خلوت‌گزینی) در [[غار حراء]]، خضاب، و منع نکاح محارم را میان همه یا بخشی از قریش رواج داده بود.&amp;lt;ref&amp;gt;الطبقات، ابن‌سعد، ج1، ص86-87؛ تاریخ یعقوبی، ج2، ص10؛ الکامل، ج2، ص15.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====صاحبان مناصب بعد از مرگ هاشم====&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از مرگ‌ هاشم، منصب سقایت و رفادت را برادرش مطلب بر عهده گرفت و از آن‌جا که عبدالمطلب در خانه مطلب رشد کرد، همین کار را همراه عموزادگان خود عهده‌دار بود. اما سال‌ها بعد با مرگ مطلب، آن‌گونه که در روایت [[طبری]] آمده است، نوفل دیگر عموی عبدالمطلب بر این منصب چنگ افکند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عبدالمطلب به خویشاوندان خود از [[بنی‌نجار]] یثرب متوسل شد و به کمک آن‌ها توانست موقعیت خویش را بازیابد. از آن پس نوفل و فرزندانش با فرزندان [[عبدشمس]] در برابر بنی‌هاشم و [[بنی‌مطلب]] متحد گشتند و بنی‌هاشم نیز با خُزاعه بر ضد [[بنی‌نوفل]] و [[بنی‌عبدشمس]] هم‌پیمان شدند.&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ طبری، ج1، ص503؛ السیرة الحلبیه، ج1، ص23.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این گزارش با خبر ترتیب مرگ پسران عبدمناف که در برخی منابع روایت شده، ناسازگار است. بر پایه آن خبر، از چهار پسر عبدمناف،‌ هاشم زودتر از همه درگذشته است. پس از او عبدشمس در مکه وفات یافته و قبر او در اجیاد است. سپس نوفل در سلمان در راه [[عراق]] درگذشته و سرانجام مطلب در ردمان [[یمن]] با دنیا وداع گفته است.&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ طبری، ج1، ص505.&amp;lt;/ref&amp;gt; در این صورت، هنگام مرگ مطلب، نوفل نمی‌توانسته زنده باشد. بنابراین، باید گفت اختلاف پدید آمده در حقیقت میان فرزندان نوفل با فرزندان‌ هاشم بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====پیمان حلف المطیبین====&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رخداد دیگر، پیمانی بود که بنی‌هاشم در بسته شدن آن نقش ایفا کردند و این همان است که تاریخ‌نگاران از آن به عنوان «[[حلف المطیبین]]» یاد کرده‌اند. در این رویداد، میان بنی‌عبدمناف بن قُصَی شامل بنی‌عبدشمس، بنی‌هاشم، بنی‌مطلب و بنی‌نوفل از یک سو و [[بنی‌عبدالدار بن قصی]] از سوی دیگر مشاجره‌ای درگرفت.&amp;lt;ref&amp;gt;التنبیه و الاشراف، ص180؛ البدایة و النهایه، ج2، ص209.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گویا سال‌ها پیش از آن، قصی منصب [[حجابت]] (پرده‌داری کعبه)، [[لواء]] (پرچم‌داری)، سقایت (آب‌رسانی به حاجیان) و رفادت (مهمان‌داری) را به پسرش عبدالدار سپرده بود؛ اما بنی‌عبدمناف خود را برای انجام این امور شایسته‌تر می‌دانستند. در این گیرودار، قریش به سه گروه تقسیم شدند: گروهی شامل [[بنی‌اسد بن عبدالعزی]]، [[بنی‌زهرة بن کلاب]]، [[بنی‌تیم بن مره|بنی‌تیم بن مُرّه]] و [[بنی‌حارث بن فهر]] با بنی‌عبدمناف هم‌باور بودند و گروهی دیگر شامل [[بنی‌مخزوم بن یقظه]]، [[بنی‌سهم بن عمرو]]، [[بنی‌جمح بن عمرو|بنی‌جُمَح بن عمرو]] و [[بنی‌عدی بن کعب|بنی‌عُدَی بن کعب]] جانب بنی‌عبدالدار را گرفتند. گروه سوم یعنی [[بنی‌عامر بن لؤی]] و بنی‌مُحارب بن فهر بی‌طرفی اختیار کردند.&amp;lt;ref&amp;gt;الاکتفاء، ج1، ص52.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هر گروه از هم‌پیمانان خود به سختی سوگند گرفت که در این رویارویی استوار بماند. بنی‌عبدمناف خمره‌ای پر از مواد خوشبو کنار [[کعبه]] قرار دادند و دستان خود را به آن معطر کردند و به دیوار کعبه مالیدند و سوگند خوردند که بر پیمان خود استوار بمانند. از این‌رو، به این پیمان «حِلف المطیبین» گفتند. بنی‌عبدالدار نیز با یکدیگر سوگند خوردند.&amp;lt;ref&amp;gt;اخبار مکه، فاکهی، ج5، ص159؛ البدایة و النهایه، ج2، ص209.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این رخداد به سال‌های پس از مرگ‌ هاشم باز می‌گردد؛ زیرا بزرگ بنی‌عبدمناف در این رویداد عبدشمس بوده که از دیگران سالمندتر بوده است.&amp;lt;ref&amp;gt;الاکتفاء، ج1، ص52.&amp;lt;/ref&amp;gt; این در حالی است که‌ هاشم و عبدشمس همزاد بوده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ طبری، ج1، ص504؛ اعلام النبوه، ص192؛ زاد المعاد، ج5، ص81.&amp;lt;/ref&amp;gt; نیز‌ هاشم از جایگاهی والاتر نسبت به عبدشمس برخوردار بوده است.&amp;lt;ref&amp;gt;الطبقات، ابن‌سعد، ج1، ص75-76.&amp;lt;/ref&amp;gt; همچنین حلف المطیبین هنگامی رخ داده که نه تنها فرزندان‌ هاشم و عبدشمس و نوفل و مطلب، بلکه نوادگان آن‌ها به‌اندازه‌ای بزرگ شده‌ بودند که بتوانند تا آستانه یک نبرد پیش روند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به روایت بغدادی، بنی‌عبدمناف چون شرافت و فراوانی شمار خود را دیدند، خواستند که تولیت خانه کعبه را از بنی‌عبدالدار بستانند. کسی را نزد ابوطلحه فرستادند و گفتند: کلید کعبه را به ما بده! و این سرآغاز درگیری شد.&amp;lt;ref&amp;gt;المنمق، ص50.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[فاکهی]] گوید: کسی که ماده خوشبو را به جمع هم‌پیمانان آورد، عاتکه دختر عبدالمطلب بود.&amp;lt;ref&amp;gt;اخبار مکه، فاکهی، ج5، ص159.&amp;lt;/ref&amp;gt; به روایت [[سهیلی]]، ‌ام‌حکیم بیضاء دختر دیگر عبدالمطلب و خواهر تنی [[عبدالله بن عبدالمطلب|عبدالله]] پدر پیامبر(ص) این کار را انجام داد.&amp;lt;ref&amp;gt;الروض الانف، ج2، ص42.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
طبری از [[عبدالرحمن بن عوف]] از [[رسول خدا(ص)]] گزارش کرده که فرمود: نوجوان بودم که با عموهایم حلف المطیبین را مشاهده کردم.&amp;lt;ref&amp;gt;جامع البیان، ج5، ص80؛ الفائق، ج2، ص372؛ البدایة و النهایه، ج2، ص291.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پذیرش گزارش حلف المطیبین، ما را در پذیرش این خبر که‌ هاشم عهده‌دار منصب سقایت و رفادت و انجام‌دهنده کارهای قریش پس از عبدمناف بوده&amp;lt;ref&amp;gt;اخبار مکه، فاکهی، ج4، ص108.&amp;lt;/ref&amp;gt; و پس از وی منصب سقایت و رفادت به مطلب&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ طبری، ج1، ص503.&amp;lt;/ref&amp;gt; و سپس عبدالمطلب رسیده است،&amp;lt;ref&amp;gt;السیرة النبویه، ج1، ص276؛ تاریخ طبری، ج1، ص503.&amp;lt;/ref&amp;gt; با مشکل روبه‌رو می‌کند، مگر آن‌که تصور کنیم بنی‌عبدالدار و هم‌پیمانانشان درصدد بوده‌اند که به پشتوانه وصیت جدشان [[قصی بن کلاب|قُصَی بن کِلاب]]، افزون بر منصب حجابت و لواء، منصب سقایت و رفادت را نیز از آن خود کنند که با ایستادگی بنی‌عبدمناف روبه‌رو شدند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====پیمان حلف الفضول====&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در پیمانی دیگر مشهور به «[[حلف الفضول]]»، بنی‌هاشم، بنی‌مطلب، [[بنی‌زهره]]، [[بنی‌اسد]] و [[بنی‌تیم|بنی‌تَیم]] تعهد سپردند که نگذارند در مکه به کسی ستم شود.&amp;lt;ref&amp;gt;الطبقات، ابن‌سعد، ج1، ص128.&amp;lt;/ref&amp;gt; برخی افراد خاندان‌ هاشمی در دوران پیش از اسلام با یکدیگر پیمانی کوچک منعقد کردند. در این پیمان، عبدالمطلب با هفت تن از پسران خود و نیز ارقم پسر نضلة بن‌ هاشم و ضحاک و عمر پسران ابوصیفی بن‌ هاشم تعهد سپردند که یکدیگر را یاری کنند. آن‌ها این عهدنامه را در کعبه آویختند.&amp;lt;ref&amp;gt;الطبقات، ابن‌سعد، ص85.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برخی اخبار نشان می‌دهند که عبدالمطلب تا هنگامی که حمیریان بر [[یمن]] فرمان می‌رانده‌اند، در آن‌جا با بزرگان این خاندان همچون سیف بن ذی یزن، واپسین فرمانروای حمیری، دیدار می‌کرده است.&amp;lt;ref&amp;gt;المنمق، ص427؛ معجم قبائل العرب، ج3، ص94.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از اشغال یمن به دست حبشیان و در یورش سپاهیان [[ابرهه]] اشرم فرمانروای حبشی یمن به مکه، عبدالمطلب حاضر به ترک شهر نشد و در دیدار با ابرهه او را تحت تاثیر قرار داد.&amp;lt;ref&amp;gt;المنمق، ص75.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====دشمنان بنی‌هاشم====&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بزرگ‌ترین دشمنان بنی‌هاشم درون قبیله [[قریش]]، تیره دیگر بنی‌عبدمناف یعنی بنی‌امیة بن عبدشمس بودند. ریشه این دشمنی را در حسادت عبدشمس به‌ هاشم جسته‌اند؛ اما نخستین دشمنی آشکار بنی‌امیه و بنی‌هاشم هنگامی رخ داد که امیه به نشانه قهر مکه را رها کرد و ده سال در شام اقامت گزید. این تنافر میان عبدالمطلب و [[حرب بن امیه]] نیز وجود داشت؛ به گونه‌ای که حتی [[نجاشی]]، حاکم [[حبشه]]، میانجیگری میان آن دو را نپذیرفت.&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ طبری، ج1، ص505.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====محل سکونت====&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پیش از اسلام، بنی‌هاشم و بنی‌امیه و دیگر سادات قریش در بخش‌های مرکزی شهر مکه و پیرامون [[کعبه]] که به [[بطحاء]]&amp;lt;ref&amp;gt;معجم البلدان، ج1، ص444.&amp;lt;/ref&amp;gt; معروف بود، سکونت داشتند، شاید از آن روی که هم به کعبه نزدیک‌تر بود و هم به دلیل قرار داشتن در مسیر سیلاب، دستیابی به آب‌های زیر زمینی آسان‌تر بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بطحاء محل جاری شدن سیل و پر از سنگریزه است. بطحاء مکه در میانه راه مکه به [[منا]] قرار دارد.&amp;lt;ref&amp;gt;لسان العرب، ج2، ص412، «بطح.&amp;lt;/ref&amp;gt; دیگر طوایف قریش در ظواهر و بیرون شعب مقیم بوده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;معجم قبائل العرب، ج3، ص948؛ مراصد الاطلاع، ج1، ص203.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همچنین بنی‌هاشم در مکه آبادی‌ای میان یک دره داشتند که از‌ هاشم به عبدالمطلب رسیده بود. عبدالمطلب در آن‌جا خانه‌ای داشت. وی در اواخر عمر خویش، پس از کم‌سو شدن دیدگانش، همه آن املاک را میان فرزندانش تقسیم کرد. پیامبر(ص) نیز سهم پدرش را دریافت کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;معجم البلدان، ج3، ص347؛ سبل الهدی، ج2، ص382.&amp;lt;/ref&amp;gt; این بخش از مکه به شعب ابی‌طالب معروف شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===پس از اسلام===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دوران بنی‌هاشم پس از اسلام به چند بخش تقسیم می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====از بعثت تا هجرت پیامبر به مدینه====&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در این فاصله، حمایت بنی‌هاشم از رسول خدا(ص) بیشترین نقش را در عدم توفیق دیگر تیره‌های قریش در آسیب رساندن به پیامبر(ص) داشت. از آن پس که پیغمبر(ص) ماموریت یافت تا خویشاوندان نزدیک خود شامل بنی‌هاشم و بنی‌مطلب را به اسلام فراخواند ([[سوره شعراء]]، 214)، به تدریج گروهی از آن‌ها این دعوت را پذیرفتند. برخی از آن‌ها نیز در برابر این فراخوان از خود ایستادگی نشان دادند. بدین‌ترتیب، میان فرزندان عبدالمطلب بر سر [[ایمان]] به پیامبر و پشتیبانی از او اختلاف پدید آمد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بغدادی مدعی است تنها کسانی از بنی‌عبدالمطلب که اسلام آوردند، حمزه و عباس بودند.&amp;lt;ref&amp;gt;المنمق، ص36.&amp;lt;/ref&amp;gt; اما روشن است که وی کتاب خود را در روزگار عباسیان و با محوریت عباس بن عبدالمطلب و فرزندانش نوشته است. طبیعی است که وی ابوطالب نیای بزرگ علویان را در شمار مسلمان‌شدگان به شمار نیاورد تا بخشی از فضیلت‌های [[علویان]] را انکار کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به گواهی انبوه روایت‌های تاریخی و نیز اشعاری که از ابوطالب بر جای مانده است، وی از نخستین ایمان‌آورندگان به پیامبر(ص) بوده است. در این دوره، حمزه به اسلام گروید و در زمره حامیان جدی پیامبر درآمد. عباس نیز اگرچه مسلمان نشده بود، از یاری پیامبر(ص) دریغ نداشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از جمله دشمنان مشهور دعوت پیامبر(ص)، [[ابولهب|ابولَهَب]] [[عبدالعزی بن عبدالمطلب|عبدالعُزی بن عبدالمطلب]] عموی او بود. به نظر می‌رسد یکی از علل این دشمنی، تحریکات همسرش‌ ام‌جمیل دختر حرب بن امیه، خواهر [[ابوسفیان]]&amp;lt;ref&amp;gt;الاکتفاء، ج1، ص196.&amp;lt;/ref&amp;gt; بوده که در [[قرآن]] ([[سوره تبت]]، 4) نیز به این موضوع اشاره شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حلبی اسلام نیاوردن گروهی از بنی‌هاشم یا تاخر آن‌ها را در پذیرش اسلام، از جمله حکمت‌های الهی می‌داند؛ زیرا اگر آن‌ها بی‌درنگ اسلام می‌آوردند، ممکن بود این گمان پیش آید که گروهی برای فخر‌فروشی دینی را ابداع کردند و به آن تعصب قبیله‌ای یافتند. چون بیگانگان این آیین را پذیرفتند، دانسته شد که این تعالیم از روی بینشی صادقانه پدید آمده است.&amp;lt;ref&amp;gt;السیرة الحلبیه، ج2، ص46.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حتی در آن وضعیت که بخشی از بنی‌هاشم اسلام نیاورده بودند، بیشتر طوایف قریش از بیم خون‌خواهی بنی‌هاشم و بنی‌زهره، به علت انتساب مادر رسول خدا به آنان، از آسیب رساندن به پیامبر(ص) هراس داشتند. آن‌گاه که [[عمر بن خطاب]] به قصد کشتن پیامبر(ص) حرکت کرد، فردی از او پرسید: آیا از انتقام بنی‌هاشم و بنی‌زهره نمی‌ترسی؟&amp;lt;ref&amp;gt;انساب الاشراف، ج10، ص289؛ اسد الغابه، ج3، ص646.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از آن پس که گروهی از مسلمانان به انگیزه رهایی از آزار [[مشرکان مکه]] به حبشه کوچ کردند، سختگیری بر مسلمانان مکه افزایش یافت.&amp;lt;ref&amp;gt;السیرة النبویه، ج2، ص164؛ الطبقات، ابن‌سعد، ج1، ص207؛ البدایة و النهایه، ج3، ص66.&amp;lt;/ref&amp;gt; آن‌ها حتی تصمیم گرفتند پیامبر(ص) را آشکارا به قتل برسانند.&amp;lt;ref&amp;gt;السیرة النبویه، ج2، ص188؛ تاریخ طبری، ج1، ص566-567.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=====هم‌پیمانی بنی‌هاشم=====&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در [[ماه محرم|محرم]] سال هفتم [[بعثت]]، تیره‌های گوناگون قریش عهدنامه‌ای درباره قطع کامل ارتباط با بنی‌هاشم منعقد کردند. قریش تعهد سپردند که هرگز با بنی‌هاشم و بنی‌مطلب&amp;lt;ref&amp;gt;سیره ابن‌اسحق، ص156.&amp;lt;/ref&amp;gt; داد و ستد نکنند، با آن‌ها عقد نبندند و به خانه‌های ایشان وارد نشوند، مگر این‌که آن‌ها محمد(ص) را به قریشیان بسپارند تا او را بکشند.&amp;lt;ref&amp;gt;سیره ابن‌اسحق، ص156.&amp;lt;/ref&amp;gt; آنان پیمان خود را در صحیفه‌ای نوشتند و در کعبه نهادند.&amp;lt;ref&amp;gt;التحفة اللطیفه، ج1، ص11.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مراسم نگارش این پیمان در مکانی به نام [[خیف بنی‌کنانه]] در اَبطَح مشهور به «[[عصب|عَصَب]]» در بالاترین نقطه مکه انجام پذیرفت.&amp;lt;ref&amp;gt;السیرة الحلبیه، ج3، ص498؛ اخبار مکه، فاکهی، ج3، ص253.&amp;lt;/ref&amp;gt; از آن پس [[مؤمن]] و [[کافر]] بنی‌هاشم&amp;lt;ref&amp;gt;زاد المعاد، ج3، ص30.&amp;lt;/ref&amp;gt; جز ابولهب&amp;lt;ref&amp;gt;السیرة النبویه، ج2، ص196؛ تاریخ طبری، ج2، ص336.&amp;lt;/ref&amp;gt; بطحاء را وانهادند و تا سه سال در شعب ابی‌طالب محاصره شدند و دشواری‌های فراوان را به جان خریدند؛ به گونه‌ای که گاهی صدای شیون کودکان گرسنه آن‌ها از درون دره به گوش می‌رسید.&amp;lt;ref&amp;gt;سیره ابن‌اسحق، ص159.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سرانجام به سال دهم بعثت&amp;lt;ref&amp;gt;التحفة اللطیفه، ج1، ص11.&amp;lt;/ref&amp;gt; مردانی از بنی‌عبدمناف و بنی‌قصی که زنانی از بنی‌هاشم آن‌ها را به دنیا آورده بودند، تصمیم به ابطال عهدنامه گرفتند.&amp;lt;ref&amp;gt;البدایة و النهایه، ج3، ص84-85.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=====نقشه قتل پیامبر=====&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سال سیزدهم بعثت، سران قریش در اجتماع [[دار الندوه]] بر آن شدند که پیامبر(ص) را به گونه‌ای به قتل برسانند که همه تیره‌های این قبیله در آن مشارکت داشته باشند و بنی‌هاشم نتوانند خون‌خواهی کنند.&amp;lt;ref&amp;gt;اعلام النبوه، ص128؛ السیرة الحلبیه، ج2، ص191.&amp;lt;/ref&amp;gt; این نقشه با هجرت مسلمانان و پیامبر(ص) از مکه به مدینه نقش بر آب شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====از هجرت تا رحلت پیامبر====&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در این دوره، بخشی از بنی‌هاشم همچون علی(ع) و حمزه همراه رسول خدا(ص) به مدینه مهاجرت کردند و بخشی دیگر که ابولهب، عباس بن عبدالمطلب و ابوسفیان بن حارث از مشهورترین ایشان بودند، همچنان در مکه و در صف مشرکان ماندند. تیره‌های قریش معمولاً به‌ هاشمیان ساکن مکه با بدگمانی می‌نگریستند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مشرکان قریش دعوت پیامبر(ص) را نوعی تفاخر قبیله‌ای ارزیابی می‌کردند. پیش از [[نبرد بدر]]، عاتکه دختر عبدالمطلب خوابی هراس‌آور دید؛ اما [[ابوجهل]] آن را به سخره گرفت و به عباس گفت: شما بنی‌هاشم به ادعای نبوت مردانتان راضی نشده‌اید که اکنون زنانتان هم ادعای نبوت می‌کنند؟&amp;lt;ref&amp;gt;السیرة الحلبیه، ج2، ص376.&amp;lt;/ref&amp;gt; در همین نبرد، طعنه‌های قریش کار را به آن‌جا رساند که طالب بن ابی‌طالب با گروهی از بنی‌هاشم صحنه را ترک کردند.&amp;lt;ref&amp;gt;الاکتفاء، ج2، ص16.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در این جنگ، پیامبر(ص) از یاران خود خواست که آن گروه از بنی‌هاشم را که از روی ناچاری به نبرد آمده‌اند، نکشند. در این نبرد، سه تن از بنی‌هاشم شامل عباس بن عبدالمطلب، عقیل بن ابی‌طالب، و [[نوفل بن حارث|نوفل]] بن [[حارث بن عبدالمطلب]] به اسارت مسلمانان درآمدند.&amp;lt;ref&amp;gt;الدرر، ص111.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اندکی پیش از [[فتح مکه]]، عباس بن عبدالمطلب مسلمان شد. پس از فتح مکه، وی از رسول خدا خواست تا [[پرده‌داری کعبه]] و آب دادن به حاجیان را به او واگذار کند. پیامبر(ص) کنار کعبه ایستاد و فرمود: هر خون، مال و عملی که در [[روزگار جاهلیت]] بوده، زیر پای ما است، مگر آب‌رسانی به حاجیان و سدانت کعبه که این دو را به اهلش وامی‌گذارم. بدین‌ترتیب، عباس این منصب را بار دیگر به دست آورد و پس از او [[عبدالله بن عباس]] و فرزندانش عهده‌دار این منصب بودند.&amp;lt;ref&amp;gt;اخبار مکه، ازرقی، ج1، ص113-114.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گفته‌اند پیامبر(ص) حق خود را از خانه و شعب ابی‌طالب به عقیل واگذار کرده بود.&amp;lt;ref&amp;gt;اخبار مکه، فاکهی، ج3، ص267.&amp;lt;/ref&amp;gt; روایت‌های دیگر حکایت از آن دارند که در فاصله هجرت مسلمانان به مدینه تا فتح مکه، عقیل منزل رسول خدا(ص) و منازل برادران خود و بنی‌هاشم را که به مدینه هجرت کرده بودند، فروخت. آن‌گاه که پیامبر(ص) مکه را فتح کرد، از او پرسیدند: آیا به خانه‌های خود وارد نمی‌شوید؟ فرمود: آیا عقیل برای ما خانه‌ای باقی نهاده است؟&amp;lt;ref&amp;gt;المناقب، ج1، ص196.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در این سال‌ها، گرایش مشرکان بنی‌هاشم به اسلام به موازات گسترش این آیین افزایش یافت و حمایت بیشتر افراد این طایفه از پیامبر(ص) همچون گذشته ادامه داشت. هنگامی که در آغاز [[نبرد حنین]]، جنگجویان مسلمان از معرکه گریختند، تنها چهار تن همراه رسول خدا(ص) باقی ماندند که سه تن آن‌ها از بنی‌هاشم بودند.&amp;lt;ref&amp;gt;السیرة الحلبیه، ج3، ص67.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====پس از رحلت پیامبر====&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سید بنی‌هاشم در این دوره [[علی بن ابی‌طالب(ع)]] بود.&amp;lt;ref&amp;gt;الریاض النضره، ج1، ص305؛ السیرة الحلبیه، ج2، ص339.&amp;lt;/ref&amp;gt; البته عباس بن عبدالمطلب عموی پیامبر(ص) نیز در نظام قبیله‌ای عرب منزلت داشت.&amp;lt;ref&amp;gt;السیرة النبویه، ج2، ص288؛ اسد الغابه، ج3، ص60-61.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برخی [[مهاجران]] و [[انصار]] در اجتماع [[سقیفه]] [[بنی‌ساعده]]، ابوبکر [[عتیق بن عثمان]] از [[بنی‌عدی]] را به حکمرانی برگزیدند.&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ یعقوبی، ج2، ص126-127؛ البدایة و النهایه، ج5، ص245-248.&amp;lt;/ref&amp;gt; این در حالی بود که طایفه بنی‌عدی و [[بنی‌تیم]] که عمر بن خطاب از آن‌ها بود، پیش از اسلام با بنی‌هاشم کینه‌ورزی داشتند.&amp;lt;ref&amp;gt;البحر المحیط، ج5، ص445.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بنی‌هاشم پس از رویداد سقیفه در زمره کسانی بودند که حدود شش ماه از بیعت با ابوبکر سر باززدند. سپس ابوبکر به رغم میل عمر، به میان جمع بنی‌هاشم شتافت&amp;lt;ref&amp;gt;الریاض النضره، ج2، ص195، 214، 217-218.&amp;lt;/ref&amp;gt; و گویا همین را نشانه بیعت بنی‌هاشم با خلیفه شمردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=====تیره‌های بنی‌هاشم=====&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تقسیم بنی‌هاشم به تیره‌های فرعی بیشتر در این دوره نمود یافته است. این تیره‌ها عبارتند از: [[آل ابی‌طالب]]، [[آل عباس]]، [[آل حارث بن عبدالمطلب]]، و [[آل ابی‌لهب]].&amp;lt;ref&amp;gt;الطبقات، ابن‌سعد، ج1، ص94.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فرزندان عباس عبارت بودند از: [[فضل بن عباس|فضل]]، عبدالله، [[عبیدالله بن عباس|عبیدالله]]، [[قثم بن عباس|قثم]]، [[معبد بن عباس|معبد]]، [[عبدالرحمن بن عباس|عبدالرحمن]]، [[تمام بن عباس|تمام]] و [[حارث بن عباس|حارث]]. دختر فضل به عقد [[ابوموسی اشعری]] درآمد و از او پسری به نام موسی زاد.&amp;lt;ref&amp;gt;جمهرة انساب العرب، ص18.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در روزگار خلافت علی(ع) سه تن از فرزندان عباس صاحب منصب شدند. عبدالله از یاران نزدیک امام علی(ع) بود. عبیدالله حکمران یمن،&amp;lt;ref&amp;gt;انساب الاشراف، ج4، ص78؛ اسد الغابه، ج3، ص420.&amp;lt;/ref&amp;gt; قثم حاکم مدینه، و معبد زمامدار مکه شدند.&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ طبری، ج3، ص5؛ الکامل، ج3، ص204؛ جمهرة انساب العرب، ص18.&amp;lt;/ref&amp;gt; عبیدالله در رویارویی [[امام حسن(ع)]] با [[معاویه]]، خیانتکارانه به اردوگاه معاویه پیوست.&amp;lt;ref&amp;gt;انساب الاشراف، ج3، ص291-292.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در قیام سال 61ق. [[امام حسین(ع)]] معروف به رخداد طف، برخی فرزندان غیر فاطمی علی(ع) شامل [[ابوبکر بن علی|ابوبکر]]، [[محمد بن علی|محمد]]، [[جعفر بن علی|جعفر]]، [[عثمان بن علی|عثمان]]، [[عبدالله بن علی|عبدالله]] و [[ابوالفضل عباس]] معروف به سقا&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ طبری، ج3، ص343؛ عمدة الطالب، ص356.&amp;lt;/ref&amp;gt; و شماری از فرزندان حسن بن علی(ع) شامل [[عبدالله بن حسن|عبدالله]]، [[قاسم بن حسن|قاسم]] و [[ابوبکر بن حسن|ابوبکر]] همراه عمویشان حسین(ع) در [[کربلا]] به شهادت رسیدند.&amp;lt;ref&amp;gt;مروج الذهب، ج3، ص61-62.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در دوره بنی‌امیه مروانی (حک: 65-132ق.) برخی علویان همچون [[زید بن علی]] در روزگار [[هشام بن عبدالملک]] (حک: 105-125ق.) دست به قیام زدند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تیره بنی‌عباس نیز از آغاز سده دوم ق. با شعار الرضا من آل محمد(ص) توانستند اعتماد بسیاری از مسلمانان را به خود جلب کنند و به قدرت دست یابند.&amp;lt;ref&amp;gt;نک: اخبار الدولة العباسیه.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از میان تیره‌های بنی‌هاشم، آل ابی‌لهب گویا به سبب انتسابشان به او همواره مورد طعن بوده‌اند. فضل بن عباس بن عتبة بن ابی‌لهب در پاسخ به طعنه همسرش به سبب جدش ابولهب، به او گفت: جد ما‌ هاشم است. اگر خشمگین هستی، چهره‌ات را خراش ده!&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ دمشق، ج48، ص341؛ لسان العرب، ج6، ص299.&amp;lt;/ref&amp;gt; او در شعری قومش بنی‌هاشم را ستوده است.&amp;lt;ref&amp;gt;اخبار مکه، فاکهی، ج3، ص263.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==فضایل بنی‌هاشم==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بنی‌هاشم دست‌کم پس از فراگیر شدن دین اسلام به سبب آن‌که رسول خدا(ص) از آن‌ها بود، از جایگاهی والا میان مسلمانان برخوردار بوده‌اند. بر پایه روایتی منسوب به پیغمبر(ص) طایفه بنی‌هاشم به سبب رسالت او برگزیده از میان قریش است.&amp;lt;ref&amp;gt;وسیلة الاسلام، ص35.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
احادیثی در باب فضیلت بنی‌هاشم،&amp;lt;ref&amp;gt;ذخائر العقبی، ص14.&amp;lt;/ref&amp;gt; استحباب عیادت بیماران خاندان‌ هاشم&amp;lt;ref&amp;gt;ذخائر العقبی، ص15.&amp;lt;/ref&amp;gt; و این‌که آن‌ها سادات اهل بهشت هستند،&amp;lt;ref&amp;gt;ذخائر العقبی، ص15.&amp;lt;/ref&amp;gt; روایت شده‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===حرمت صدقه===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از دیدگاه فقهی، [[خداوند]] صدقه را بر بنی‌هاشم به‌طور کلی حرام کرده است.&amp;lt;ref&amp;gt;السرائر، ج1، ص457.&amp;lt;/ref&amp;gt; آن‌ها شامل آل علی(ع)، [[آل جعفر]]، [[آل عقیل]] و [[آل عباس]] هستند.&amp;lt;ref&amp;gt;ذخائر العقبی، ص16.&amp;lt;/ref&amp;gt; پیامبر(ص) سهم ذوی القربی را به بنی‌هاشم و بنی‌مطلب می‌داد و به بنی‌عبدشمس و بنی‌نوفل پرداخت نمی‌کرد و می‌فرمود: بنی‌هاشم و بنی‌مطلب یک طایفه هستند و در روزگار جاهلیت و نیز اسلام از یکدیگر جدا نشده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;زادالمعاد، ج3، ص104؛ ج5، ص81.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===بهترین تیره===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ابن‌عباس، بنی‌هاشم را بهترین تیره بنی‌عبدمناف و بنی‌عبدالمطلب را بهترین تیره از بنی‌هاشم دانسته است.&amp;lt;ref&amp;gt;السیرة الحلبیه، ج1، ص46.&amp;lt;/ref&amp;gt; البته شمار بنی‌هاشم از غیر طریق عبدالمطلب چندان قابل توجه نیست. اعتقاد به برتری بنی‌هاشم حتی در روزگاری که از مناصب کلیدی سیاسی محروم مانده بودند، نیز به گونه‌ای نمود یافته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===شایسته جانشینی پیامبر===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از رحلت پیامبر(ص) گروهی از مسلمانان، بنی‌هاشم را شایسته جانشینی وی می‌دانستند. از این‌رو، [[خالد بن سعید]] چند روزی از بیعت با ابوبکر سر باززد.&amp;lt;ref&amp;gt;الاکتفاء، ج3، ص109.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[ابان بن سعید|ابان]] بن [[سعید بن عاص اموی]] نیز از جمله کسانی بود که از بیعت با ابوبکر سر باز زد تا ببیند بنی‌هاشم چه خواهند کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;التحفة اللطیفه، ج1، ص59-60.&amp;lt;/ref&amp;gt; عمر پس از تاسیس دیوان، اهل بدر و سپس بنی‌هاشم و هم‌پیمانان سنتی آن‌ها، بنی‌مطلب، را مقدم داشت.&amp;lt;ref&amp;gt;التراتیب الاداریه، ج1، ص225.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از روی کارآمدن امویان، تفاخر میان بنی‌هاشم و بنی‌امیه به آن‌جا رسید که موالی آل‌هاشم نیز بر بنی‌امیه فخر می‌فروختند و کارشان به ستیز انجامید.&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ دمشق، ج37، ص487.&amp;lt;/ref&amp;gt; حتی به لحاظ جمعیت نیز بنی‌هاشم را پرشمارتر از بنی‌امیه دانسته‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;اعلام النبوه، ص215.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این‌ اندیشه که بنی‌هاشم به دلیل قرابت نَسَبی با رسول خدا(ص) شایستگی ذاتی برای مقام خلافت را دارند، در آغاز سده دوم ق. میان بسیاری از مسلمانان رسوخ داشته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از دیدگاه برخی، تفاوتی میان تیره‌ها و شاخه‌های بنی‌هاشم وجود نداشت. خطبه [[سدیف بن میمون]]، شاعر بنی‌هاشم،&amp;lt;ref&amp;gt;لسان العرب، ج1، ص615.&amp;lt;/ref&amp;gt; در مکه در روزی که [[داود بن علی‌ هاشمی]] این شهر را از دست بنی‌امیه بیرون کرد، در بر دارنده فرازهایی مهم است.&amp;lt;ref&amp;gt;اخبار مکه، فاکهی، ج3، ص148.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===اعتبار در درون خاندان===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در درون خاندان نیز گاهی افرادی تنها به دلیل داشتن جایگاهی در سلسله نسب، اعتبار اجتماعی می‌یافتند. عبدالله بن حسن بن حسن بن علی بن ابی‌طالب را به دلیل آن که هم از سوی پدر و هم از سوی مادر علوی بود، [[عبدالله محض]] می‌خواندند.&amp;lt;ref&amp;gt;نک: مقاتل الطالبیین، ص166؛ عمدة الطالب، ص101.&amp;lt;/ref&amp;gt; همچنین عبدالصمد بن علی بن عبدالله بن عباس‌ هاشمی را «قُعدُد بنی‌هاشم» می‌خواندند؛ زیرا با کمترین واسطه به جدّ بزرگ‌تر می‌رسید.&amp;lt;ref&amp;gt;لسان العرب، ج3، ص357، «قعد.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
توجه به بنی‌هاشم به‌ویژه پیامبر(ص) تا‌ اندازه‌ای بود که در خرید و فروش خانه‌های آن‌ها از سوی حاکمان و والیان و حتی در معماری و شهرسازی مکه تاثیر داشته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در روزگار امویان، [[حجاج بن یوسف]] برادرش ابویوسف محمد را مامور کرد که خانه عبدالمطلب را به یکصد هزار درهم از بنی‌عبدالمطلب بخرد و آن را بازسازی کند. از آن پس مردم مکه آن را خانه ابی‌یوسف نامیدند.&amp;lt;ref&amp;gt;السیرة الحلبیه، ج1، ص101.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===باب بنی‌هاشم===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یکی از درهای [[مسجدالحرام]] «[[باب بنی‌هاشم]]» نام داشت و پرچمی سبز بر آن افراشته بودند.&amp;lt;ref&amp;gt;اخبار مکه، فاکهی، ج2، ص173.&amp;lt;/ref&amp;gt; این دروازه در برابر بطحاء و وادی بکّه قرار داشته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به سال 167ق. مهدی خلیفه عباسی (حک: 158-169ق.) کار نوسازی و افزایش فضای مسجدالحرام را انجام داد. او فرمان داد که معماران ساختمان مسجد را به گونه‌ای طراحی کنند که خانه کعبه در وسط قرار گیرد. در نتیجه این کار، بر وسعت باب بنی‌هاشم افزوده شد.&amp;lt;ref&amp;gt;اخبار مکه، فاکهی، ج2، ص173.&amp;lt;/ref&amp;gt; این در را «باب عباس بن عبدالمطلب» نیز می‌گفتند؛ زیرا از یک سوی در برابر خانه عباس بن عبدالمطلب قرار داشته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نماز بر جنازه‌ها در آن مکان برپا می‌شده است.&amp;lt;ref&amp;gt;اخبار مکه، فاکهی، ج2، ص202.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===ستایش از بنی‌هاشم===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بسیاری از شاعران و نویسندگان مسلمان نیز در ستایش بنی‌هاشم از یکدیگر سبقت می‌جستند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[ابوعبدالله بن ابی‌خصال]] قصیده‌ای به نام «معراج المناقب و منهاج الحسب الثاقب» سروده و آن را به محمد(ص)‌ هاشمی ابطحی که خاتم رسولان است، پیشکش کرده است.&amp;lt;ref&amp;gt;الاکتفاء، ج1، ص21.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[ابوالبرکات سعدی]] تونسی در سروده‌اش یقین می‌ورزد که اگر پس از مردنش در [[بقیع]] در [[مدینه]] طیبه به خاک سپرده شود، در حمایت صاحب آرامگاه یعنی پیامبر(ص) برانگیخته شده از خاندان‌ هاشم قرار خواهد داشت.&amp;lt;ref&amp;gt;التحفة اللطیفه، ج1، ص206.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[ابوالفرج علی بن حسین اصفهانی]] در کتاب [[مقاتل الطالبیین]] نام و شرح حال حدود 300 تن از مردان خاندان ابوطالب را که تا سال 313ق. به قتل رسیده‌اند و کسانی را که به قتل آنان همت گماشته‌اند، آورده است. او اذعان کرده که شاید شماری فراوان از نام‌های خاندان ابوطالب در اثرش نیامده باشد و این بدان سبب است که گزارش آن‌ها به او نرسیده است؛ زیرا این خاندان در مشرق و مغرب پراکنده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;مقاتل الطالبیین، ص24-25.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همچنین [[ابن‌شهرآشوب مازندرانی]] (م. 588ق.) کتابی به نام [[مناقب آل ابی‌طالب]] نگاشته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سده نهم ق. [[ابن‌عنبه]] (م. 828ق.) کتابی با نام [[عمدة الطالب فی انساب آل ابی‌طالب]] نگاشت.&lt;br /&gt;
==پیوند به بیرون==&lt;br /&gt;
[http://lib.eshia.ir/23019/1/1998 موسسه دائرة المعارف الاسلامی، دانشنامه جهان اسلام، مقاله بنی هاشم]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://lib.eshia.ir/23022/12/5147 مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی، دانشنامه بزرگ اسلامی، مقاله بنی هاشم]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
{{منابع}}&lt;br /&gt;
{{دانشنامه&lt;br /&gt;
 | آدرس = http://hzrc.ac.ir/post/7684&lt;br /&gt;
 | عنوان = بنی‌هاشم&lt;br /&gt;
 | نویسنده = رضا کردی&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;اخبار الدولة العباسیه&#039;&#039;&#039;: ناشناخته (م. قرن3ق.)، به کوشش الدوری و المطلبی، بیروت، دار الطلیعه، 1391ق.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;اخبار مکه&#039;&#039;&#039;: الازرقی (م. 248ق.)، به کوشش رشدی الصالح، مکه، مکتبة الثقافه، 1415ق.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;اخبار مکه&#039;&#039;&#039;: الفاکهی (م. 279ق.)، به کوشش ابن‌دهیش، بیروت، دار خضر، 1414ق.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;اسد الغابه&#039;&#039;&#039;: ابن‌اثیر (م. 630ق.)، بیروت، دار الفکر، 1409ق.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;الاصابه&#039;&#039;&#039;: ابن‌حجر العسقلانی (م. 852ق.)، به کوشش البجاوی، بیروت، دار الجیل، 1412ق.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;اعلام النبوه&#039;&#039;&#039;: الماوردی (م. 450ق.)، بیروت، مکتبة الهلال، 1409ق.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;الاغانی&#039;&#039;&#039;: ابوالفرج الاصفهانی (م. 356ق.)، به کوشش علی مهنّا و سمیر جابر، بیروت، دار الفکر.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;الاکتفاء بما تضمنه من مغازی رسول الله(ص)&#039;&#039;&#039;: سلیمان بن موسی الحمیری (م. 634ق.)، به کوشش محمد عزالدین، بیروت، عالم الکتب، 1417ق.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;انساب الاشراف&#039;&#039;&#039;: البلاذری (م. 279ق.)، به کوشش زکار و زرکلی، بیروت، دار الفکر، 1417ق.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;الآحاد و المثانی&#039;&#039;&#039;: ابن‌ابی‌عاصم (م. 287ق.)، به کوشش باسم فیصل، ریاض، دار الدرایه، 1411ق.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;البحر المحیط&#039;&#039;&#039;: ابوحیان الاندلسی (م. 754ق.)، به کوشش عادل احمد و دیگران، بیروت، دار الکتب العلمیه، 1422ق.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;البدایة و النهایه&#039;&#039;&#039;: ابن‌کثیر (م. 774ق.)، بیروت، مکتبة المعارف.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;تاریخ طبری (تاریخ الامم و الملوک)&#039;&#039;&#039;: الطبری (م. 310ق.)، بیروت، دار الکتب العلمیه، 1407ق.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;تاریخ مدینة دمشق&#039;&#039;&#039;: ابن‌عساکر (م. 571ق.)، به کوشش علی شیری، بیروت، دار الفکر، 1415ق.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;تاریخ الیعقوبی&#039;&#039;&#039;: احمد بن یعقوب (م. 292ق.)، بیروت، دار صادر، 1415ق.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;التحفة اللطیفه&#039;&#039;&#039;: شمس الدین السخاوی (م. 902ق.)، بیروت، دار الکتب العلمیه، 1414ق.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;التراتیب الاداریه&#039;&#039;&#039;: محمد عبدالحی الکتانی (م. 1382ق.)، بیروت، دار الکتاب العربی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;التنبیه و الاشراف&#039;&#039;&#039;: المسعودی (م. 345ق.)، بیروت، دار صعب.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;جامع البیان&#039;&#039;&#039;: الطبری (م. 310ق.)، به کوشش صدقی جمیل، بیروت، دار الفکر، 1415ق.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;جمهرة انساب العرب&#039;&#039;&#039;: ابن‌حزم (م. 456ق.)، به کوشش گروهی از علما، بیروت، دار الکتب العلمیه، 1418ق.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;الدرر فی اختصار المغازی والسیر&#039;&#039;&#039;: ابن‌عبدالبر (م. 463ق.) .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;ذخائر العقبی&#039;&#039;&#039;: احمد بن عبدالله الطبری (م. 694ق.)، قاهره، دار الکتاب المصریه، 1356ق.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;الروض الانف&#039;&#039;&#039;: السهیلی (م. 581ق.)، به کوشش عبدالرحمن، بیروت، دار احیاء التراث العربی، 1412ق.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;الریاض النضره&#039;&#039;&#039;: احمد بن عبدالله الطبری (م. 694ق.)، به کوشش حمیری، بیروت، دار الغرب الاسلامی، 1996م.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;زاد المعاد&#039;&#039;&#039;: ابن‌قیم الجوزیه (م. 751ق.)، بیروت، الرساله.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;سبل الهدی&#039;&#039;&#039;: محمد بن یوسف الصالحی (م. 942ق.)، به کوشش عادل احمد و علی محمد، بیروت، دار الکتب العلمیه، 1414ق.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;السرائر&#039;&#039;&#039;: ابن‌ادریس (م. 598ق.)، قم، نشر اسلامی، 1411ق.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;السیرة الحلبیه&#039;&#039;&#039;: الحلبی (م. 1044ق.)، بیروت، دار المعرفه، 1400ق.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;السیرة النبویه&#039;&#039;&#039;: ابن‌هشام (م. 213/218ق.)، به کوشش طه عبدالرؤوف، بیروت، دار الجیل، 1411ق.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;سیره ابن‌اسحق (السیر و المغازی)&#039;&#039;&#039;: ابن‌اسحق (م. 151ق.)، به کوشش زکار، قم، دفتر مطالعات تاریخ و معارف اسلامی، 1368ش.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;الطبقات الکبری&#039;&#039;&#039;: ابن‌سعد (م. 230ق.)، بیروت، دار صادر.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;الطبقات&#039;&#039;&#039;: خلیفة بن خیاط (م. 240ق.)، به کوشش زکار، بیروت، دار الفکر، 1414ق.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;عمدة الطالب&#039;&#039;&#039;: ابن‌عنبه (م. 828ق.)، به کوشش آل الطالقانی، نجف، المطبعة الحیدریه، 1380ق.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;الفائق فی غریب الحدیث&#039;&#039;&#039;: الزمخشری (م. 538ق.)، به کوشش البجاوی و ابوالفضل ابراهیم، لبنان، دار المعرفه.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;فتوح البلدان&#039;&#039;&#039;: البلاذری (م. 279ق.)، بیروت، دار الهلال، 1988م.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;الکامل فی التاریخ&#039;&#039;&#039;: ابن‌اثیر (م. 630ق.)، بیروت، دار صادر، 1385ق.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;لسان العرب&#039;&#039;&#039;: ابن‌منظور (م. 711ق.)، قم، ادب الحوزه، 1405ق.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;مراصد الاطلاع&#039;&#039;&#039;: صفی الدین عبدالمؤمن بغدادی (م. 739ق.)، بیروت، دار الجیل، 1412ق.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;مروج الذهب&#039;&#039;&#039;: المسعودی (م. 346ق.)، به کوشش مفید محمد، بیروت، دار الکتب العلمیه.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;مسالک الابصار&#039;&#039;&#039;: احمد بن یحیی (م. 749ق.)، ابوظبی، المجمع الثقافی، 1423ق.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;المعالم الاثیره&#039;&#039;&#039;: محمد محمد حسن شراب، بیروت، دار القلم، 1411ق.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;معجم البلدان&#039;&#039;&#039;: یاقوت الحموی (م. 626ق.)، بیروت، دار صادر، 1995م.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;معجم قبائل العرب&#039;&#039;&#039;: عمر کحّاله، بیروت، الرساله، 1405ق.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;معجم ما استعجم&#039;&#039;&#039;: عبدالله البکری (م. 487ق.)، به کوشش السقاء، بیروت، عالم الکتب، 1403ق.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;مقاتل الطالبیین&#039;&#039;&#039;: ابوالفرج الاصفهانی (م. 356ق.)، به کوشش سید احمد صقر، بیروت، دار المعرفه.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;مناقب آل ابی‌طالب&#039;&#039;&#039;: ابن‌شهرآشوب (م. 588ق.)، به کوشش گروهی از اساتید، نجف، المکتبة الحیدریه، 1376ق.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;المنمق&#039;&#039;&#039;: ابن‌حبیب (م. 245ق.)، به کوشش احمد فاروق، بیروت، عالم الکتب، 1405ق.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;وسیلة الاسلام بالنبی&#039;&#039;&#039;: احمد بن الخطیب ابن‌قنفذ (م. 810ق.)، به کوشش المحامی، بیروت، دار الغرب الاسلامی، 1404ق.&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{قبایل عربستان}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:قبایل عرب]]&lt;br /&gt;
[[رده:قبایل عربستان]]&lt;br /&gt;
[[رده:قبایل مکه]]&lt;br /&gt;
[[رده:قبایل صاحب منصب]]&lt;br /&gt;
[[رده:قبیله قریش]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Z mohammad</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikihaj.com/index.php?title=%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%85_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%B1_%D8%B3%D9%85%D8%A7%D9%88%D9%87&amp;diff=24346</id>
		<title>مقام امام زمان در سماوه</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikihaj.com/index.php?title=%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%85_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%B1_%D8%B3%D9%85%D8%A7%D9%88%D9%87&amp;diff=24346"/>
		<updated>2019-09-21T04:20:07Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Z mohammad: Z mohammad صفحهٔ مقام امام زمان در سماوه را به مقام امام زمان (سماوه) منتقل کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;#تغییر_مسیر [[مقام امام زمان (سماوه)]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Z mohammad</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikihaj.com/index.php?title=%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%85_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86_(%D8%B3%D9%85%D8%A7%D9%88%D9%87)&amp;diff=24345</id>
		<title>مقام امام زمان (سماوه)</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikihaj.com/index.php?title=%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%85_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86_(%D8%B3%D9%85%D8%A7%D9%88%D9%87)&amp;diff=24345"/>
		<updated>2019-09-21T04:20:06Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Z mohammad: Z mohammad صفحهٔ مقام امام زمان در سماوه را به مقام امام زمان (سماوه) منتقل کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;در کشور [[عراق]] چندین مقام برای [[حضرت مهدی(عج)]] از جمله در شهرهای [[سامرا]]، [[کوفه]]، [[نجف]]، [[حلّه]]، [[کربلا]] و [[نعمانیه]] وجود دارد که شماری از آنها از دیرباز، زیارتگاه‌های مشهور و شناخته شده شیعیان بوده است. مهم‌ترین این مقام‌ها شامل [[سرداب غیبت]] در سامرا، مقام‌های حضرت مهدی(عج) در [[مسجد سهله]] و [[قبرستان وادی‌السلام]] و در شهرهای حلّه، کربلا، نعمانیه و سماوه است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مقام امام زمان در هفت کیلومتری شمال غربی شهر سماوه، واقع است و شیعیان منطقه معتقدند که امام زمان(عج) در این مکان، مشاهده شده یا از این محل، عبور کرده است.&lt;br /&gt;
==موقعیت جغرافیایی==&lt;br /&gt;
این مقام در هفت کیلومتری شمال غربی شهر سماوه، واقع است و مورد توجه ویژه شیعیان است.&lt;br /&gt;
==ایجاد بنا و بازسازی==&lt;br /&gt;
شیعیان این منطقه معتقدند که امام زمان(عج) در این مکان، مشاهده شده یا از این محل، عبور کرده است. از این‌رو در اینجا مقامی ساخته‌اند و به آن حضرت متوسل می‌شوند. نیکوکاران منطقه، بارها به تعمیر و بازسازی این مقام، اقدام نموده‌اند و ساختمان فعلی آن، جدید و دارای گنبدی با پوشش آجری است.&lt;br /&gt;
==منابع ==&lt;br /&gt;
{{منابع}}&lt;br /&gt;
{{برگرفتگی&lt;br /&gt;
|پیش از لینک = کتاب&lt;br /&gt;
|منبع = زیارت‌گاه‌های عراق، محمدمهدی فقیه بحرالعلوم،&lt;br /&gt;
|پس از لینک = بخش « زیارتگاه های استان مثنی، مقام حضرت مهدى(عج)»، ج2، ص338،&lt;br /&gt;
| لینک = http://lib.hajj.ir/View/fa/Book/BookView/Image/1473&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;br /&gt;
{{زیارتگاه‌ها و مقبره‌های عراق}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:مکان‌های منتسب به امام زمان(ع)]]&lt;br /&gt;
[[رده:مکان‌های مذهبی عراق]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Z mohammad</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikihaj.com/index.php?title=%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%85_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%B1_%D9%86%D8%B9%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%87&amp;diff=24344</id>
		<title>مقام امام زمان در نعمانیه</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikihaj.com/index.php?title=%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%85_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%B1_%D9%86%D8%B9%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%87&amp;diff=24344"/>
		<updated>2019-09-21T04:19:40Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Z mohammad: Z mohammad صفحهٔ مقام امام زمان در نعمانیه را به مقام امام زمان (نعمانیه) منتقل کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;#تغییر_مسیر [[مقام امام زمان (نعمانیه)]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Z mohammad</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikihaj.com/index.php?title=%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%85_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86_(%D9%86%D8%B9%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%87)&amp;diff=24343</id>
		<title>مقام امام زمان (نعمانیه)</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikihaj.com/index.php?title=%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%85_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86_(%D9%86%D8%B9%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%87)&amp;diff=24343"/>
		<updated>2019-09-21T04:19:39Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Z mohammad: Z mohammad صفحهٔ مقام امام زمان در نعمانیه را به مقام امام زمان (نعمانیه) منتقل کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات مقام‌ها&lt;br /&gt;
| عنوان            =مقام امام زمان در نعمانیه&lt;br /&gt;
| تصویر            =143.jpg&lt;br /&gt;
| اندازه تصویر     =300px&lt;br /&gt;
| توضیح تصویر      =&lt;br /&gt;
| بنيانگذار        =نامعلوم&lt;br /&gt;
| تأسیس            =قبل از قرن 8 هجری قمری&lt;br /&gt;
| کاربری           =زیارتگاه&lt;br /&gt;
| مکان             =[[عراق]]، استان واسط، یک کیلومتری از سمت غربی جاده نعمانیه به کوت&lt;br /&gt;
| نام‌های دیگر      =&lt;br /&gt;
| وقایع مرتبط      =&lt;br /&gt;
| ظرفیت            =&lt;br /&gt;
| وضعیت            =فعال&lt;br /&gt;
| مساحت            =&lt;br /&gt;
| امکانات          =&lt;br /&gt;
| شماره ثبت        =&lt;br /&gt;
| معمار            =&lt;br /&gt;
| سبک              =&lt;br /&gt;
| بازسازی          =1419ه.ق توسط خیرین نعمانیه&lt;br /&gt;
| وبگاه            =&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
در کشور [[عراق]] چندین مقام برای [[حضرت مهدی(عج)]] از جمله در شهرهای [[سامرا]]، [[کوفه]]، [[نجف]]، [[حلّه]]، [[کربلا]] و [[نعمانیه]] وجود دارد که شماری از آنها از دیرباز، زیارتگاه‌های مشهور و شناخته شده شیعیان بوده است. مهم‌ترین این مقام‌ها شامل [[سرداب غیبت]] در سامرا، مقام‌های حضرت مهدی(عج) در [[مسجد سهله]] و [[قبرستان وادی‌السلام]] و در شهرهای حلّه، کربلا و نعمانیه است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مقام امام زمان در نعمانیه، در منطقه «ام عکیط»، در فاصله حدود یک کیلومتر از سمت غربی جاده نعمانیه به کوت، قرار دارد. این مقام به یادبود دیدار «[[ابن ابی‌جواد نعمانی]]» با [[امام زمان(عج)]] ساخته شده و در قرن هشتم هجری، زیارتگاهی کاملا شناخته شده بود. در داخل این مقام، قبر منسوب به [[محمد بن قاسم]]، از نوادگان [[امام سجاد(ع)]] و مشهور به «صوفی» وجود دارد.&lt;br /&gt;
==موقعیت جغرافیایی==&lt;br /&gt;
این مقام، در منطقه «ام عکیط»، در فاصله حدود یک کیلومتر از سمت غربی جاده نعمانیه به کوت، واقع است. فاصله آن از نعمانیه، 15 کیلومتر و از کوت، 22 کیلومتر است‌ و حدود 150 متر از پشت مقام، [[رود دجله]] واقع است.&amp;lt;ref&amp;gt;«مقام امام زمان(عج) در شهر نعمانیه»، احمد علی مجید الحلی، مترجم، صعلی‌اصغر رضایی، انتظار موعود، ش 18، ص173.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==پیشینه تاریخی==&lt;br /&gt;
قدیمی‌ترین اشاره به این مقام، مربوط به حکایت دیدار «[[ابن ابی‌جواد نعمانی]]» با [[امام زمان(عج)]] است که «[[میرزا عبدالله افندی]]» در زندگی‌نامه این عالم، در بخشی از کتاب خود، به نام «[[ریاض العلماء]]» به آن اشاره کرده است. البته این بخش از کتاب ریاض العلماء، امروزه به دست ما نرسیده است، اما خوشبختانه [[محدث نوری]]، آن را در کتاب «[[النجم الثاقب]]»، نقل کرده است. این نقل، نشان می‌دهد که مقام حضرت مهدی(عج) در قرن هشتم هجری، شناخته شده بوده و در آن، آمده است که امام(عج) در روزها و شب‌های سه‌شنبه، در این مقام، حضور می‌یابد.&amp;lt;ref&amp;gt;النجم الثاقب، ج2، ص417.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==ساختمان==&lt;br /&gt;
ساختمان مقام، در گذشته، کوچک‌تر از بنای فعلی آن و از آجر و خشت و گل بوده است. نقل کرده‌اند که در گذشته، سنگی داخل مقام وجود داشته که روی آن، نام مدفون در مقام، ثبت شده بود. اما در زمان جنگ جهانی دوم که نیروهای نظامی انگلیس در یک پادگان نظامی نزدیک مقام حضور داشتند، یک کاپیتان انگلیسی، این سنگ را به سرقت برد.&lt;br /&gt;
==بازسازی==&lt;br /&gt;
کار بازسازی و توسعه بنای مقام، به شکل کنونی آن، از سال 1419 ه. ق- 1998 م، با تلاش مؤمنان و نیکوکاران نعمانیه، آغاز شد.&amp;lt;ref&amp;gt;«مقام امام زمان(عج) در شهر نعمانیه»، ش 18، ص176. &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==قبر داخل مقام==&lt;br /&gt;
میان بنا، قبر برجسته‌ای به ارتفاع حدود نیم متر، وجود دارد که با پارچه‌های سبزرنگ، پوشیده شده است. روی قبر، ضریحی از آلومینیوم به عرض 3 متر و ارتفاع 5/ 3 متر وجود دارد که بالای آن، با شیشه پوشیده شده است. این قبر، مدفن محمد بن قاسم بن علی بن عمر اشرف بن امام زین‌العابدین(ع)، مشهور به «صوفی»، دانسته شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[محمد بن قاسم]]، از نوادگان [[امام سجاد(ع)]] است که در دانش و دیانت و پارسایی، از چهره‌های ممتاز عصر خود بود و چون معمولًا جامه پشمی سفید رنگ و خشن، بر تن می‌کرد، او را صوفی می‌گفتند.&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
==منابع ==&lt;br /&gt;
{{منابع}}&lt;br /&gt;
{{برگرفتگی&lt;br /&gt;
|پیش از لینک = کتاب&lt;br /&gt;
|منبع = زیارت‌گاه‌های عراق، محمدمهدی فقیه بحرالعلوم،&lt;br /&gt;
|پس از لینک = بخش «زيارتگاه‌هاى مهم استان واسط، مقام حضرت مهدى(عج) و قبر محمد بن قاسم صوفى»، ج2، ص431،&lt;br /&gt;
| لینک = http://lib.hajj.ir/View/fa/Book/BookView/Image/1473&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;النجم الثاقب فی احوال الامام الحجة الغائب&#039;&#039;&#039;، الشیخ حسین الطبرسی النوری، تقدیم وترجمة وتحقیق وتعلیق: السید یاسین الموسوی، ط 1، قم، انوار الهدی، 1415 ه. ق.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;«مقام امام زمان(عج) در شهر نعمانیه»&#039;&#039;&#039;، احمد علی مجید الحلی، مترجم، صعلی‌اصغر رضایی، انتظار موعود، ش 18.&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;br /&gt;
{{زیارتگاه‌ها و مقبره‌های عراق}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:مکان‌های منتسب به امام زمان(ع)]]&lt;br /&gt;
[[رده:مکان‌های مذهبی عراق]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Z mohammad</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikihaj.com/index.php?title=%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%85_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%B1_%D9%88%D8%A7%D8%AF%DB%8C_%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85&amp;diff=24342</id>
		<title>مقام امام زمان در وادی السلام</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikihaj.com/index.php?title=%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%85_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%B1_%D9%88%D8%A7%D8%AF%DB%8C_%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85&amp;diff=24342"/>
		<updated>2019-09-21T04:19:13Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Z mohammad: Z mohammad صفحهٔ مقام امام زمان در وادی السلام را به مقام امام زمان (وادی السلام) منتقل کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;#تغییر_مسیر [[مقام امام زمان (وادی السلام)]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Z mohammad</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikihaj.com/index.php?title=%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%85_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86_(%D9%88%D8%A7%D8%AF%DB%8C_%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85)&amp;diff=24341</id>
		<title>مقام امام زمان (وادی السلام)</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikihaj.com/index.php?title=%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%85_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86_(%D9%88%D8%A7%D8%AF%DB%8C_%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85)&amp;diff=24341"/>
		<updated>2019-09-21T04:19:12Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Z mohammad: Z mohammad صفحهٔ مقام امام زمان در وادی السلام را به مقام امام زمان (وادی السلام) منتقل کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات مقام‌ها&lt;br /&gt;
| عنوان            =مقام امام زمان در وادی السلام&lt;br /&gt;
| تصویر            =73.jpg&lt;br /&gt;
| اندازه تصویر     =300px&lt;br /&gt;
| توضیح تصویر      =&lt;br /&gt;
| بنيانگذار        =[[سیدمهدی بحرالعلوم]]&lt;br /&gt;
| تأسیس            =&lt;br /&gt;
| کاربری           =زیارتگاه&lt;br /&gt;
| مکان             =[[عراق]]، [[نجف]]، [[قبرستان وادی السلام]]، فاصله چند صد متر از سمت شمال غربی [[مرقد هود و صالح(علیهما‌السّلام)]] &lt;br /&gt;
| نام‌های دیگر      =&lt;br /&gt;
| وقایع مرتبط      =&lt;br /&gt;
| ظرفیت            =&lt;br /&gt;
| وضعیت            =فعال&lt;br /&gt;
| مساحت            =&lt;br /&gt;
| امکانات          =&lt;br /&gt;
| شماره ثبت        =&lt;br /&gt;
| معمار            =&lt;br /&gt;
| سبک              =&lt;br /&gt;
| بازسازی          =1310ه.ق به دست سیدمحمد خان&lt;br /&gt;
| وبگاه            = &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
در کشور [[عراق]] چندین مقام برای [[حضرت مهدی(عج)]] از جمله در شهرهای [[سامرا]]، [[کوفه]]، [[نجف]]، [[حلّه]]، [[کربلا]] و [[نعمانیه]] وجود دارد که شماری از آنها از دیرباز، زیارتگاه‌های مشهور و شناخته شده شیعیان بوده است. مهم‌ترین این مقام‌ها شامل [[سرداب غیبت]] در سامرا، مقام‌های حضرت مهدی(عج) در [[مسجد سهله]] و [[قبرستان وادی‌السلام]] و در شهرهای حلّه، کربلا و نعمانیه است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قبرستان وادِی السَّلام، از بزرگ‌ترین قبرستان‌های جهان است که افزون بر وسعت، از قدمت بسیار بالایی نیز برخوردار بوده و بنابر برخی روایات، این قبرستان محل [[رجعت]] بعضی از پیامبران و صالحان است. در این قبرستان زيارتگاه‌ها و مقام‌هاى منسوب به برخى پيامبران و امامان وجود دارد که مقام امام زمان(عج) یکی از آنهاست.&lt;br /&gt;
==موقعیت جغرافیایی==&lt;br /&gt;
مقام امام زمان(عج)، در میان [[قبرستان وادی‌السلام]] [[نجف]]، به فاصله چند صد متر از سمت شمال غربی [[مرقد هود و صالح(علیهما‌السّلام)]] قرار دارد.&lt;br /&gt;
==بنيانگذار==&lt;br /&gt;
گویا ساختمان این زیارتگاه را نخستین بار علامه [[سیدمهدی بحرالعلوم]] ساخته است. [[شیخ جعفر آل محبوبه]]، به وجود کتیبه‌ای به تاریخ 1200 ه. ق، در زیارتگاه اشاره کرده که گویا مربوط به زمان ساختن زیارتگاه به دست سید بحرالعلوم است. بر اساس روایتی از [[شیخ کلینی]] و [[ابن‌قولویه]] از [[ابان بن تغلب]]، مقام حضرت مهدی(عج) در وادی‌السلام، محل منبر قائم(عج) می‌باشد.&lt;br /&gt;
==بازسازی==&lt;br /&gt;
در سال 1310 ه. ق، نیز یک شیعه هندی، به نام سیدمحمد خان، ساختمان مقام را بازسازی و برای آن گنبدی با کاشی‌های آبی رنگ بنا نمود.&amp;lt;ref&amp;gt;ماضی النجف وحاضرها، ج1، ص95 و 96.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==ساختمان==&lt;br /&gt;
زیارتگاه، دارای صحنی است که با یک ورودی در زاویه جنوب غربی آن به فضای قبرستان متصل می‌شود. در سمت راست ورودی، چاه آبی منسوب به امام زمان(عج) به چشم می‌خورد. ساختمان مقام، در جنوب شرقی صحن قرار دارد و دارای دو اتاق است. در اتاق اول (غربی)،  محراب کاشی‌کاری وجود دارد که همان مقام حضرت مهدی(عج) است. در اتاق دوم نیز مقامی منسوب به [[امام جعفر صادق(ع)]]، به‌صورت محراب کاشی‌کاری وجود دارد.&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
==منابع ==&lt;br /&gt;
{{منابع}}&lt;br /&gt;
{{برگرفتگی&lt;br /&gt;
|پیش از لینک = کتاب&lt;br /&gt;
|منبع = زیارت‌گاه‌های عراق، محمدمهدی فقیه بحرالعلوم،&lt;br /&gt;
|پس از لینک = بخش «مقام حضرت مهدى(عج) و امام جعفر صادق(ع)»، ج1، ص89،&lt;br /&gt;
| لینک = http://lib.hajj.ir/View/fa/Book/BookView/Image/1472&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;ماضی النجف وحاضرها* &#039;&#039;&#039;، جعفر آل محبوبة، بیروت، دار الاضواء، 1406 ه. ق- 1986 م.&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;br /&gt;
{{زیارتگاه‌ها و مقبره‌های عراق}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:مکان‌های منتسب به امام زمان(ع)]]&lt;br /&gt;
[[رده:مکان‌های زیارتی وادی السلام]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Z mohammad</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikihaj.com/index.php?title=%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%85_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%B1_%D9%85%D8%B3%D8%AC%D8%AF_%D8%B3%D9%87%D9%84%D9%87&amp;diff=24340</id>
		<title>مقام امام زمان در مسجد سهله</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikihaj.com/index.php?title=%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%85_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%B1_%D9%85%D8%B3%D8%AC%D8%AF_%D8%B3%D9%87%D9%84%D9%87&amp;diff=24340"/>
		<updated>2019-09-21T04:18:53Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Z mohammad: Z mohammad صفحهٔ مقام امام زمان در مسجد سهله را به مقام امام زمان (مسجد سهله) منتقل کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;#تغییر_مسیر [[مقام امام زمان (مسجد سهله)]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Z mohammad</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikihaj.com/index.php?title=%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%85_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86_(%D9%85%D8%B3%D8%AC%D8%AF_%D8%B3%D9%87%D9%84%D9%87)&amp;diff=24339</id>
		<title>مقام امام زمان (مسجد سهله)</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikihaj.com/index.php?title=%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%85_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86_(%D9%85%D8%B3%D8%AC%D8%AF_%D8%B3%D9%87%D9%84%D9%87)&amp;diff=24339"/>
		<updated>2019-09-21T04:18:52Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Z mohammad: Z mohammad صفحهٔ مقام امام زمان در مسجد سهله را به مقام امام زمان (مسجد سهله) منتقل کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات مقام‌ها&lt;br /&gt;
| عنوان            =مقام امام زمان در مسجد سهله&lt;br /&gt;
| تصویر            =مقام حضرت مهدی در مسجد سهله.jpg&lt;br /&gt;
| اندازه تصویر     =300px&lt;br /&gt;
| توضیح تصویر      =&lt;br /&gt;
| بنيانگذار        =[[سیدمهدی بحرالعلوم]]&lt;br /&gt;
| تأسیس            =&lt;br /&gt;
| کاربری           =زیارتگاه&lt;br /&gt;
| مکان             =[[عراق]]، [[کوفه]]، [[مسجد سهله]]، جنوب صحن مسجد و متصل به شبستان&lt;br /&gt;
| نام‌های دیگر      =&lt;br /&gt;
| وقایع مرتبط      =&lt;br /&gt;
| ظرفیت            =&lt;br /&gt;
| وضعیت            =فعال&lt;br /&gt;
| مساحت            =&lt;br /&gt;
| امکانات          =&lt;br /&gt;
| شماره ثبت        =&lt;br /&gt;
| معمار            =&lt;br /&gt;
| سبک              =&lt;br /&gt;
| بازسازی          =&lt;br /&gt;
| وبگاه            = &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
در کشور [[عراق]] چندین مقام برای [[حضرت مهدی(عج)]] از جمله در شهرهای [[سامرا]]، [[کوفه]]، [[نجف]]، [[حلّه]]، [[کربلا]] و [[نعمانیه]] وجود دارد که شماری از آنها از دیرباز، زیارتگاه‌های مشهور و شناخته شده شیعیان بوده است. مهم‌ترین این مقام‌ها شامل [[سرداب غیبت]] در سامرا، مقام‌های حضرت مهدی(عج) در [[مسجد سهله]] و [[قبرستان وادی‌السلام]] و در شهرهای حلّه، کربلا و نعمانیه است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مسجد سهله از قدیمی‌ترین مساجد کوفه و از مساجد مقدس شیعه به شمار می‌آید و روایاتی وجود دارد که آن را با حضرت مهدی(عج) مرتبط ساخته است. با توجه به وجود روایات مزبور، مسجد سهله به یکی از مشهورترین مکان‌های مرتبط با حضرت مهدی(عج) تبدیل شده و نام این مسجد نزد شیعیان با نام آن حضرت قرین گشته است. امروزه در شبستان این مسجد، مقامی برای آن حضرت وجود دارد که زیارتگاه زائران شیعه است.&lt;br /&gt;
==موقعیت جغرافیایی==&lt;br /&gt;
این مقام، در جنوب صحن [[مسجد سهله]]، متصل به شبستان مسجد واقع است و روی آن، ساختمان و گنبد کاشی‌کاری، بنا شده است.&lt;br /&gt;
==ساختمان و بنا==&lt;br /&gt;
ساختمان و گنبد این مقام، به دستور [[سیدمهدی بحرالعلوم]] ساخته شده است.&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ الکوفة، صص 54 و 56.&amp;lt;/ref&amp;gt; شاید ایشان، این مقام را در همان محل دیدار با [[امام زمان(عج)]] ساخته است.&lt;br /&gt;
==ضریح مقام==&lt;br /&gt;
روی مقام حضرت مهدی(عج)،  یک پنجره مشبک مسی وجود داشت که پیش‌از این، در محل محراب شهادت امیرمؤمنان(ع) در [[مسجد کوفه]] قرار داشت که گویا شیعیان هند، آن را هدیه کرده بودند.&amp;lt;ref&amp;gt;العتبات المقدسة فی الکوفة، ص156.&amp;lt;/ref&amp;gt; اما در حال حاضر، با ضریح (پنجره) طلا و نقره‌کوب جدیدی، تعویض گشته است. ساختمان و گنبد مقام نیز به شیوه معماری جدیدی، در حال بازسازی است.&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
==منابع ==&lt;br /&gt;
{{منابع}}&lt;br /&gt;
{{برگرفتگی&lt;br /&gt;
|پیش از لینک = کتاب&lt;br /&gt;
|منبع = زیارت‌گاه‌های عراق، محمدمهدی فقیه بحرالعلوم،&lt;br /&gt;
|پس از لینک = بخش «مقام‌هاى مسجد سهله»، ج1، ص125،&lt;br /&gt;
| لینک = http://lib.hajj.ir/View/fa/Book/BookView/Image/1472&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;العتبات المقدسة فی الکوفة&#039;&#039;&#039;، محمد سعید الطریحی، ط 2، بیروت، 1406 ه. ق- 1986 م.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;تاریخ کوفه&#039;&#039;&#039;، سید حسین براقی نجفی، ترجمه: سعید راد رحیمی، مشهد، بنیاد پژوهش‌های اسلامی آستان قدس رضوی، 1388 ه. ش.&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;br /&gt;
{{زیارتگاه‌ها و مقبره‌های عراق}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:مکان‌های منتسب به امام زمان(ع)]]&lt;br /&gt;
[[رده:مقام‌های مسجد سهله]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Z mohammad</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikihaj.com/index.php?title=%D9%82%D8%A8%D8%A9_%D8%A7%D9%84%D8%B5%D8%AE%D8%B1%D9%87&amp;diff=24338</id>
		<title>قبة الصخره</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikihaj.com/index.php?title=%D9%82%D8%A8%D8%A9_%D8%A7%D9%84%D8%B5%D8%AE%D8%B1%D9%87&amp;diff=24338"/>
		<updated>2019-09-21T04:17:05Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Z mohammad: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات مسجد&lt;br /&gt;
| عرض جعبه            =&lt;br /&gt;
| نام                 =مسجد قبة الصخره&lt;br /&gt;
| نام دیگر            =مسجد صخره&lt;br /&gt;
| تصویر               =مسجد صخره.jpg&lt;br /&gt;
| اندازه تصویر        =300px&lt;br /&gt;
| توضیح تصویر         =نمای کلی از مسجد قبة الصخره&lt;br /&gt;
| عنوان تصویر         =&lt;br /&gt;
| مکان                =فلسطین اشغالی، مرکز شهر بیت‌‌المقدس  &lt;br /&gt;
| مختصات              =&lt;br /&gt;
| مذهب                =&lt;br /&gt;
| پایه‌گذاری‌شده در     =قرن اول قمری&lt;br /&gt;
| پایه‌گذار            =خلیفه دوم&lt;br /&gt;
| دارنده              =&lt;br /&gt;
| گرداننده            =&lt;br /&gt;
| روحانی              =&lt;br /&gt;
| معمار               =&lt;br /&gt;
| سبک معماری          =&lt;br /&gt;
| گنجایش              =&lt;br /&gt;
| طول                 =به شکل 8 ضلعی و طول هر ضلع 33 ارش یا ذراع(فاصله‌ای از سر آرنج تا نوک انگشت میانی)&lt;br /&gt;
| عرض                 =&lt;br /&gt;
| مساحت               =&lt;br /&gt;
| بلندی               =&lt;br /&gt;
| تعداد گنبد          =1&lt;br /&gt;
| بلندی گنبد از بیرون =100 ذراع &lt;br /&gt;
| بلندی گنبد از درون  =&lt;br /&gt;
| تعداد مناره         =&lt;br /&gt;
| بلندی مناره         =&lt;br /&gt;
| مصالح               =&lt;br /&gt;
| پیمان‌کار            =&lt;br /&gt;
| هزینه ساخت          =&lt;br /&gt;
| نوسازی              =&lt;br /&gt;
| وب‌گاه               =&lt;br /&gt;
| ویژگی‌های دیگر       =&lt;br /&gt;
| پانویس              =&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;قبة الصخره&#039;&#039;&#039; یا مسجد صَخْره، نام مسجدی در محدوده حرم شریف [[شهر بیت‌المقدس]] است که در میان حصار سلیمان و در کنار [[مسجدالاقصی]] قرار دارد. این مسجد به دلیل اینکه مشهد انبیا یا محل [[معراج پیامبر اسلام]](ص) بوده، نزد ادیانی چون [[صابئیت]]، [[یهودیت]]، [[مسیحیت]] و [[اسلام]] دارای احترام است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این مسجد که دربر دارنده صخره مقدس بوده، آثار و مشاهد مختلفی از انبیای گذشته را در خود جای داده و پیشینه آن به دوران انبیای پیش از [[اسلام]] برمی‌گردد. مسجد صخره پس از فتح [[بیت‌المقدس]] در قرن نخست قمری به دستور [[خلیفه دوم]] بنا گردید و [[عبد‌الملک بن مروان]] در سال 65ق، این مسجد را به حرم شریف ملحق کرد. اما در قرن پنجم قمری حدود یک قرن، صلیبیان، بیت‌المقدس را از قلمرو حکومت اسلامی خارج  کردند و اداره این مکان به دست مسیحیان افتاد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مسجد صخره که در دوره اسلامی به قبة ‌الصخره شهرت یافت، علی‌رغم اهمیت خاص آن برای مسلمانان و ارتباط تنگاتنگ این مکان با معراج پیامبر اسلام(ص)، شاهد فراز و فرودهای متعددی بوده است، گاه در دست مسلمانان بوده و گاهی به دست صلیبیان افتاده و همین عامل باعث می‌شد تا در برهه‌ای خاص، تغییرات و مناسک ویژه‌ای در آن شکل بگیرد مانند سنت تبرک‌فروشی یا فروختن قطعات صخره مقدس به دست مسیحیان، تخریب مسجد و بنای کلیسا به همراه نصب صلیب روی صخره مقدس.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با تکیه بر گزارشات تاریخی، سیمای ظاهری مسجد قبة ‌الصخره، در عصر حاضر، تفاوت چندانی با بنای آن در قرون نخستین اسلامی ندارد. ساختمان مسجد قبة ‌الصخره متشکل از هشت ضلع است که هر ضلع، 33 ارش طول دارد و صخر‌ه‌ای که مسجد به پاس آن بنا شده، کبودرنگ و دارای شکلی نامنظم و محیطی به ابعاد صد گز است. گنبد مسجد دارای سه پوسته است و ارتفاع گنبد تا زمین، یکصد ذراع می‌باشد.&lt;br /&gt;
==موقعیت جغرافیایی==&lt;br /&gt;
[[پرونده:نمایی از مسجد صخره و مسجد الاقصی.jpg|بندانگشتی|نمایی از مسجد صخره و مسجد الاقصی در محدوده حرم]]&lt;br /&gt;
مسجد صخره، در داخل محدوده حرم شریف [[شهر بیت‌المقدس]]  واقع است و به «قبة ‌الصخره» شهرت دارد. این مسجد، در میان حصاری واقع است که به حصار سلیمان خوانده می‌شود. این حصار علاوه بر [[مسجدالاقصی]] و قبة ‌الصخره، سایر مشاهد را در بر گرفته است.&lt;br /&gt;
==جایگاه و اهمیت==&lt;br /&gt;
این مسجد که صخر‌ه‌ای را در بر گرفته است، گرچه در روز فتح بیت‌‌المقدس و به دستور [[خلیفه دوم]] بنا شد، &amp;lt;ref&amp;gt;العبر تاریخ ابن خلدون، ترجمه عبد‌المحمد آیتی، ج1، ص263؛  الروض المعطار فی خبر الاقطار، ص69.&amp;lt;/ref&amp;gt; به آن دلیل که مشهد انبیا&amp;lt;ref&amp;gt;سفرنامه ناصرخسرو، ص51؛  الاشارات الی معرفة الزیارات، ص31؛  مقدمه ابن خلدون، ج2، ص698.&amp;lt;/ref&amp;gt; و بنا به نقلی، محل [[معراج]] رسول خدا(ص) بود، &amp;lt;ref&amp;gt;رحلة ابن بطوطه، ج1، ص96.&amp;lt;/ref&amp;gt; اهمیت اسلامی یافته است و [[عبد‌الملک بن مروان]] در سال 65ق، این مسجد را به حرم شریف ملحق کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;العبر تاریخ ابن خلدون، ج1، ص265.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گرچه احترام این مسجد پیوندی وثیق با [[بنی‌اسرائیل]] و ادیانی چون [[صابئیت]]، [[یهودیت]] و [[مسیحیت]] دارد، &amp;lt;ref&amp;gt;مقدمه ابن خلدون، ج2، صص698 و 699.&amp;lt;/ref&amp;gt; اما در سال‌‌های نخست ظهور اسلام، محل معراج پیامبر(ص) و مورد احترام مسلمانان بود.&lt;br /&gt;
==پیشینه صخره مقدس==&lt;br /&gt;
[[پرونده:صخره مقدس.jpg|بندانگشتی|صخره مقدس درون مسجد صخره]]&lt;br /&gt;
این صخره و معابد و مساجد ساخته شده بر آن، که در دوره اسلامی به مسجد قبة ‌الصخره شهرت یافت، دارای تطور تاریخی پرفراز و نشیبی است با تکیه بر گزارش [[ابن خلدون]] (م808ق) سابقه تاریخی این معبد، پیش از عهد اسلامی بوده است.&amp;lt;ref&amp;gt;مقدمه ابن خلدون، ج2، صص698 و 699.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تقدس صخره نزد [[یهود]]، زمانی رونق گرفت که [[حضرت داوود(ع)]]  قبه چوبین را، که مشتمل بر تابوت عهد و الواح مقدس بود، بر صخره مستقر ساخت و بر آن چادر‌های خاصی برپا کرد. &amp;lt;ref&amp;gt;مقدمه ابن خلدون، ج2، ص698.&amp;lt;/ref&amp;gt; پس از تکمیل معبد، قبه چوبین، از اقامتگاه حضرت داوود(ع)، به معبد صخره منتقل شد.&amp;lt;ref&amp;gt;مقدمه ابن خلدون، ج2، ص698.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[بنی‌اسرائیل]] جایگاه‌‌های خاصی را برای زیارت قبه، الواح، قربانگاه و سایر میراث یهود در معبد صخره در نظر گرفتند.&amp;lt;ref&amp;gt;مقدمه ابن خلدون، ج2، ص698.&amp;lt;/ref&amp;gt; رونق این معبد، نزدیک هشتصد سال استمرار داشت و تنها پس از حمله [[بخت‌النصر]] به بیت‌‌المقدس بود که این معبد به ‌دستور وی ویران و [[تورات]] و عصای موسی سوزانده و میراث یهود پراکنده شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بازسازی معبد صخره پس از چندی با بازگشت بنی‌اسرائیل و حمایت یکی از دولتمردان ایرانی، به نام بهمن، آغاز شد. بنی‌اسرائیل، بر اساس حدودی که بهمن برای تعمیر معبد صخره برای آنها تعیین کرده بود، معبد را بازسازی کردند.&amp;lt;ref&amp;gt;مقدمه ابن خلدون، ج2، ص698.&amp;lt;/ref&amp;gt;  ابن کثیر بر اساس روایتی از [[شمر بن عطیه]]، این صخره را محل کشته شدن هفتاد پیامبر از جمله [[یحیی بن زکریا(ع)]]، دانسته است‏.&amp;lt;ref&amp;gt;البدایة و النهایه، ج2، صص54 و55.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==مشاهد و آثار==&lt;br /&gt;
از مشاهد قبة ‌الصخره، اطاقکی زیر صخره است که به‌اندازه قامت یک انسان، ارتفاع دارد و به وسیله چهارده پله به آن راه است.&amp;lt;ref&amp;gt;احسن التقاسیم، ج1، ص239؛  الاشارات الی معرفة الزیارات‏، ص32.&amp;lt;/ref&amp;gt; عامه معتقدند این حفره، که به ابعاد یازده قدم در چهارده قدم است، &amp;lt;ref&amp;gt;الاشارات الی معرفة الزیارات‏، ص32.&amp;lt;/ref&amp;gt; به حرکت صخره به وجود آمده است.&amp;lt;ref&amp;gt;سفرنامه ناصرخسرو، ص54.&amp;lt;/ref&amp;gt; این اتاقک که به اعتقاد برخی مدفن [[حضرت زکریا(ع)]] است، &amp;lt;ref&amp;gt;الاشارات الی معرفة الزیارات‏، ص31.&amp;lt;/ref&amp;gt; به دلیل اعتقاد به اجتماع ارواح مؤمنان در آن، «مغارة الارواح» نیز نامیده می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;الاشارات الی معرفة الزیارات‏، ص31.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از دیگر مشاهد مسجد قبة ‌الصخره، تصاویری است که در مسیر ورودی به مغارة الارواح حک شده است؛ یکی از این تصاویر مربوط به حضرت سلیمان(ع) و دیگری مربوط به [[حضرت مسیح(ع)]] است.&amp;lt;ref&amp;gt;الاشارات الی معرفة الزیارات‏، ص31.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همچنین در این مسیر، اثر پای انسان کاملی وجود دارد که منسوب به [[حضرت ابراهیم(ع)]] است و اثر پای کودکی وجود دارد که منسوب به [[حضرت اسحاق(ع)]] است که در جهت [[قبله]] و بر صخره نقش بسته است.&amp;lt;ref&amp;gt;سفرنامه ناصرخسرو، ص51.&amp;lt;/ref&amp;gt; این مقام به همراه سپری که ادعا می‌شده است منسوب به [[حمزة بن عبدالمطلب]] است، &amp;lt;ref&amp;gt;رحله ابن بطوطه، ج1، ص96.&amp;lt;/ref&amp;gt; از دیگر مقام‌هایی است که در این مسجد زیارت می‌شوند.&lt;br /&gt;
==مسجد قبة ‌الصخره در عهد اسلامی==&lt;br /&gt;
مسجد صخره که در دوره اسلامی به قبة ‌الصخره شهرت یافت، علی‌رغم اهمیت خاص آن برای مسلمانان و ارتباط تنگاتنگ این مکان با معراج پیامبر اسلام(ص)، شاهد فراز و فرودهای متعددی بوده است، گاه در دست مسلمانان بوده و گاهی به دست صلیبیان افتاده و همین عامل باعث می‌شد تا در برهه‌ای خاص، مناسک ویژه‌ای در آن شکل بگیرد مانند سنت تبرک‌فروشی یا فروختن قطعات صخره مقدس به دست مسیحیان، تخریب مسجد و بنای کلیسا به همراه نصب صلیب روی صخره مقدس است.&lt;br /&gt;
===معراج پیامبر اسلام===&lt;br /&gt;
تاریخ اسلامی این معبد نیز، بنا به گزارشاتی که کمتر می‌توان برای آن مدرکی روایی یافت، با معراج پیامبر اسلام(ص) مرتبط است برخی بر این عقیده‌اند که رسول خدا(ص) در شب معراج، پس از اقامه نماز در این معبد، صخره مقدس را لمس کرد و صخره، که از جلالت رسول اسلام(ص) برخاسته بود، به امر حضرت بر جای نشست و نیمه‌معلق باقی ماند.&amp;lt;ref&amp;gt;سفرنامه ناصرخسرو، ص53؛  رحله ابن بطوطه، ج1، ص96.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===تاسیس مسجد===&lt;br /&gt;
[[پرونده:مسجد صخره و مسجد الاقصی در محدوده حرم.jpg|بندانگشتی|مسجد صخره و مسجد الاقصی در حصار سلیمان]]&lt;br /&gt;
پس از فتح اسلامی بیت‌‌المقدس نیز، [[عمر بن خطاب]] با راهنمایی [[کعب‌الاحبار]]، به موقعیت این صخره اطلاع یافت و پس از آنکه خود به تطهیر و پاکیزه کردن آن همت گماشت، مسجدی را بر آن بنا نهاد.&amp;lt;ref&amp;gt;الروض المعطار، ص69.&amp;lt;/ref&amp;gt; هنگام بنای مسجد، کعب‌الاحبار توصیه کرد که موضع صخره و ساختمان مسجد، به گونه‌ای باشد که قبله [[حضرت موسی(ع)]] (صخره) و قبله [[حضرت محمد(ص)]] در یک سمت قرار گیرند!&amp;lt;ref&amp;gt;الروض المعطار، ص69.&amp;lt;/ref&amp;gt; ابن خلدون نیز معتقد است که کشیش مسیحیان بیت‌المقدس، قبة ‌الصخره را برای ساخت مسجد به خلیفه دوم پیشنهاد کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;العبر، تاریخ ابن خلدون، ج1، ص263.&amp;lt;/ref&amp;gt; این پیشنهاد را می‌توان طرحی برای زدودن آثار یهود از بیت‌‌المقدس یا درگیر کردن مسلمانان با یهودیان دانست پیشنهادی که پس از چهارده قرن، هنوز پیامد‌های آن، جهان اسلام را تحت تاثیر خود قرار داده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از وی، ولید بن عبدالملک بر توسعه و تزیین مسجد قبة ‌الصخره همت گماشت و از امپراتور روم خواست تا کارگران و مصالح لازم برای این امر را به بیت‌‌المقدس گسیل دارد.&amp;lt;ref&amp;gt;مقدمه ابن خلدون، ج2، صص701-703.&amp;lt;/ref&amp;gt; به کار رفتن هشت هزار قطعه مس زراندودشده در گنبد و هزار مثقال طلا در ستون‌‌های مسجد قبة ‌الصخره، از تزییناتی است که در دوره عبدالملک صورت گرفته است.&amp;lt;ref&amp;gt;الروض المعطار، ص69.&amp;lt;/ref&amp;gt; تزییناتی که چندان پایبند بر موازین دینی و فقهی نبود و بیشتر شاهدی بر رویکرد معرفتی و جهان‌بینی خلفای اموی بود.&lt;br /&gt;
===تبرک‌فروشی و نصب صلیب===&lt;br /&gt;
تا سال 583ق، نزدیک به یک قرن به طول انجامید تا مسلمانان توانستند بار دیگر بیت‌المقدس، مسجدالاقصی و مسجد قبة ‌الصخره را به جهان اسلام برگردانند. در این مدت نه ‌تنها مشاهد، آثار و بنای حرم شریف، که مشتمل بر مسجدالاقصی و سایر مقامات آن بود، دستخوش تغییرات شد، بلکه مناسک و مراسم متداول در این شهر و مشاهد آن نیز دگرگونی یافت، از جمله این تغییرات، پنهان کردن صخره مقدس با سنگ مرمر بود. علت این کار سودجویی متولیان حرم بود؛ چراکه آنها سنگ‌‌های صخره را به وزن طلا و به عنوان تبرک به زائران مسیحی می‌فروختند این اقدام که مورد اقبال متولیان و زائران شهر‌های دور واقع شده بود، باعث شد که یکی از دولتمردان مسیحی، تبرک‌فروشی کشیشان را تهدیدی جدی برای بقای تاریخی صخره بداند و درصدد پوشاندن آن با سنگ‌‌های مرمر برآید.&amp;lt;ref&amp;gt;الکامل، ج11، ص552؛  العبر تاریخ ابن خلدون، ج4، صص472 و473؛  المعالم الاثیرة، ص66.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از دیگر اقدامات مسیحیان، تخریب مسجد قبة ‌الصخره و بنا نهادن کلیسایی با قربانگاه و تصاویری از آموزه‌‌های مسیحی بود.&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ الاسلام و وفیات المشاهیر، ذهبی، ج41، ص27.&amp;lt;/ref&amp;gt; آنها با نصب صلیبی زرین بر قبة ‌الصخره، بر هویت مسیحی حرم شریف و مسجدالاقصی تاکید کردند.&amp;lt;ref&amp;gt;الکامل، ج11، ص552؛  العبر تاریخ ابن خلدون، ج4، ص472.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===تجدید بنای مسجد===&lt;br /&gt;
دیری نپایید که [[صلاح‌الدین ایوبی]]، در سال 580ق، موفق به فتح بیت‌‌المقدس شد از اولین اقدامات او، تجدید بنای مسجد قبة ‌الصخره بود؛ ساختمانی که تا زمان گزارش ابن خلدون، بدون تغییر باقی ماند.&amp;lt;ref&amp;gt;مقدمه ابن خلدون، ج2، صص701-703.&amp;lt;/ref&amp;gt; صلاح‌الدین پس از آنکه پوشش مرمرین صخره را ـ که برای محافظت از دستبرد کشیشان ساخته شده بود ـ برداشت، &amp;lt;ref&amp;gt;الکامل، ج11، ص52؛  العبر تاریخ ابن خلدون، ج4، صص472 و 473.&amp;lt;/ref&amp;gt; اقدام به تنظیف و تطهیر صخره با آب، گلاب و معطر ساختن آن با مشک کرد&amp;lt;ref&amp;gt;البدایة و النهایه، ج12، ص324.&amp;lt;/ref&amp;gt; و آثار و نماد‌های مسیحیت را از مسجد قبة ‌الصخره محو نمود.&amp;lt;ref&amp;gt;الکامل، ج11، ص552.&amp;lt;/ref&amp;gt; وی همچنین مقرری و امامی را برای اقامه [[نماز جماعت]] در مسجد قبة ‌الصخره تعیین کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;البدایة و النهایه، ج12، ص326.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===برتری بر مسجدالاقصی===&lt;br /&gt;
یکی از نکات مهم، برتری یافتن مسجد قبة ‌الصخره بر مسجدالاقصی در تقابل مسلمانان و مسیحیان بود؛ به نحوی که در جنگ‌هایی که بین مسلمانان و صلیبیان در می‌گرفت، فتح مسجد قبة ‌الصخره نشانه پیروزی نهایی دانسته می‌شد. &amp;lt;ref&amp;gt;الکامل، ج11، ص552.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این برتری در مواردی که تقابل، بین خود مسلمانان بود، اهمیتی دوچندان می‌یافت. از جمله این موارد سرکوب اعتراض اهالی بیت‌‌المقدس، از سوی یکی از سرداران سلجوقی به نام «اتسز»، در سال 469ق، بود در این واقعه، وی به دلیل خشمی که از ساکنان [[بیت‌‌المقدس]] به دل گرفته بود، تنها پناهجویان به قبة ‌الصخره را امان داد و سایر اهالی و حتی پناهندگان به محراب داوود(ع) و مسجدالاقصی را به قتل رساند.&amp;lt;ref&amp;gt;الکامل، ج10، ص283؛  العبر تاریخ ابن خلدون، ج4، صص 472 و 473.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==ساختمان و معماری==&lt;br /&gt;
[[پرونده:نمایی از مسجد صخره در شب.jpg|بندانگشتی|نمایی از مسجد صخره در شب]]&lt;br /&gt;
موقعیت مسجد در حرم شریف به صورتی است که صخره میان مسجد و مسجد میان سکو و سکو میان صحن واقع شده است.&amp;lt;ref&amp;gt;سفرنامه ناصرخسرو، ص50.&amp;lt;/ref&amp;gt; سکویی که مسجد بر آن بنا شده و با چهار مسیر پله‌ای به آن دسترسی پیدا می‌کنند، به ابعاد 330 ارش (فاصله‌ای از سر آرنج تا نوک انگشت میانی) در سیصد ارش و ارتفاع دوازده گز (فاصله‌ای در حدود یک و نیم ارش) است.&amp;lt;ref&amp;gt;سفرنامه ناصرخسرو، ص49.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با تکیه بر گزارشات تاریخی، سیمای ظاهری مسجد قبة ‌الصخره، در عصر حاضر، تفاوت چندانی با بنای آن در قرون نخستین اسلامی ندارد؛ چنانچه [[مقدسی]] (م381ق) بنای کلی آن را یک عمارت هشت ضلعی با چهار در ورودی زرین‌فام به نام‌‌های «باب القبله»، «باب اسرافیل»، «باب الصور»، «باب النساء» معرفی می‌کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تزیینات سردر‌های ورودی به اهتمام مادر [[مقتدر عباسی|المقتدر]]، خلیفه عباسی، صورت گرفته است.&amp;lt;ref&amp;gt;احسن التقاسیم، ج1، ص237.&amp;lt;/ref&amp;gt; گنبد مسجد دارای سه پوسته است: نخست از لوح‌‌های نقاشی شده، دوم از تیر‌های آهنین مشبک شده و سوم از لوح‌هایی چوبین پوشانده شده با صفحه‌‌های مسین زراندود است ارتفاع گنبد تا زمین، یکصد ذراع است.&amp;lt;ref&amp;gt;احسن التقاسیم، ج1، ص238.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ساختمان مسجد قبة ‌الصخره متشکل از هشت ضلع است که هر ضلع، 33 ارش طول دارد.&amp;lt;ref&amp;gt;سفرنامه ناصرخسرو، ص50.&amp;lt;/ref&amp;gt; صخر‌ه‌ای که مسجد به پاس آن بنا شده، کبودرنگ و دارای شکلی نامنظم و محیطی به ابعاد صد گز است.&amp;lt;ref&amp;gt;سفرنامه ناصرخسرو، ص50.&amp;lt;/ref&amp;gt; این صخره را که به قامت یک انسان ارتفاع دارد، &amp;lt;ref&amp;gt;رحله ابن بطوطه، ج1، ص96.&amp;lt;/ref&amp;gt; پنجر‌ه‌ای از مرمر احاطه کرده و از باقی شبستان متمایز شده است.&amp;lt;ref&amp;gt;سفرنامه ناصرخسرو، ص51.&amp;lt;/ref&amp;gt; مسجد قبة ‌الصخره در زمان توصیف مقدسی (م381ق) ماهانه یکصد دینار روغن زیتون و سالانه هشتصد هزار ذراع حصیر، مقرری داشت.&amp;lt;ref&amp;gt;احسن التقاسیم، ج1، ص239.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
==منابع ==&lt;br /&gt;
{{منابع}}&lt;br /&gt;
{{برگرفتگی&lt;br /&gt;
|پیش از لینک =کتاب&lt;br /&gt;
|منبع = مساجد مهم جهان اسلام، حامد قرائتی،&lt;br /&gt;
|پس از لینک = بخش «مسجدالاقصی»،&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;احسـن التقاسـیم فـی معرفة الاقـالیم&#039;&#039;&#039;، ابوعبدالله محمد بن احمد مقدسـی، تـرجمه‌ علینقی‌ منزوی‌، تهران: شرکت مؤلفان و مترجمان ایران‌، ١٣٦١‌ش.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;الاشارات الی معرفه الزیارات&#039;&#039;&#039;، الهروی، علی بن ابی‌بکر، تحقیق: جانین سوردیل -‌ طومین، 1953م، دمشق: المعهد الفرنسی.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;الروض المعطار فی خبر الاقطار&#039;&#039;&#039;، حمیری، محمد بن عبد المنعم، محقق: عباس، احسان، مکتبة لبنان، بیروت - لبنان.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;المعالم الاثیرة فی السنة و السیرة&#039;&#039;&#039;، شراب، محمد محمد حسن، ناشر: دار الشامیة، بیروت - لبنان، 1411ق.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;تاریخ اسلام و وفیات المشاهیر و الاعلام&#039;&#039;&#039;، ذهبی، تحقیق: عمر عبدالسلام تدمری، چاپ دوم، دارالکتاب العربی، ١٩٩٣م.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;البدایة و النهایة&#039;&#039;&#039;، ابو الفداء اسماعیل بن عمر بن کثیر الدمشقی، بیروت، دار الفکر، ١٩٨6م.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;العبر، تاریخ ابن خلدون&#039;&#039;&#039;، عبدالرحمن، ترجمه، عبدالمجید آیتی، مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی، ١٣6٣ه. ش.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;الکامل فی التاریخ&#039;&#039;&#039;، ابن اثیر جزری، عزالدین، تصحیح: محمد یوسف دقاقه، بیروت، دارالکتب العلمیه، ١4١5ه. ق١٩٩5/م.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;سفرنامه ابن بطوطه&#039;&#039;&#039;، ابن بطوطه، ترجمه: محمدعلی موحد، چاپ 5، مؤسسه انتشارات آگاه، ١٣٧٠ه. ش.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;سفرنامه ناصرخسرو&#039;&#039;&#039;، ناصرخسرو، تصحیح: محمد دبیرسیاقی، 1389ش، تهران: زوّار، چاپ 10.&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;br /&gt;
{{مساجد}}&lt;br /&gt;
{{مکان‌های مقدس اسلامی}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:مقاله‌های در دست ویرایش]]&lt;br /&gt;
[[رده:مسجدهای بیت المقدس]]&lt;br /&gt;
[[رده:مکان‌های مذهبی فلسطین]]&lt;br /&gt;
[[رده:مسجدهای مهم اسلامی]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Z mohammad</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikihaj.com/index.php?title=%D9%82%D8%A8%D8%A7&amp;diff=24151</id>
		<title>قبا</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikihaj.com/index.php?title=%D9%82%D8%A8%D8%A7&amp;diff=24151"/>
		<updated>2019-09-19T21:11:39Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Z mohammad: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&#039;&#039;&#039;منطقه قُبا&#039;&#039;&#039;، قریه‌ای است که در فاصله دو کیلومتریِ جنوب [[مدینه]] و شش کیلومتری جنوب [[مسجدالنبی]] واقع شده است. کسانی که از مکه به مدینه می‌آیند، ابتدا وارد این قریه شده و سپس به مدینه می‌روند، که البته امروزه به سبب بزرگراه مدینه - مکه، از کنار آن می‌گذرند. این سرزمین، از نقاط خوش آب و هوا و از مناطق زراعی و پر آب اطراف مدینه به شمار می‌آید. به همین دلیل نخلستان‌ها و چاه‌های آب زیادی در قبا وجود داشته و دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پیشینه تاریخی این مکان که در منابع و تواریخ ثبت شده، به دوران پیش از [[اسلام]] و لشکرکشی [[تبع|تُبّع]]؛ یکی از پادشاهان [[یمن]]، بازمی‌گردد. عمده ساکنان منطقه قبا را، قبائل عربی همچون [[قبیله بنی‌امیة بن زید|بنی‌امیة بن زید]] و قبائل یهودی همچون [[قبیله بنی‌قریظه|بنی‌قریظه]] و [[قبیله بنی‌نضیر|بنی‌نضیر]] تشکیل می‌داده‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این قریه نخستین مکان قبل از مدینه است که قدوم [[پیامبر(ص)]] را مبارک داشت و ساکنان آن به استقبال پیامبر خدا رفتند. پس از ورود پیامبر اسلام(ص) به قبا، در سال سیزدهم بعثت، به دستور ایشان در این منطقه اولین مسجد در تاریخ اسلام ساخته شد و [[سلمان فارسی]]، در این سرزمین به حقانیت دعوت ایشان ایمان آورد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در این منطقه مشاهد و اماکن منسوب به پیامبر، [[حضرت زهرا(س)]] و [[حضرت علی(ع)]] وجود داشته و وقایع مهمی چون ایجاد عقد اخوت بین [[مهاجران]] و [[انصار]]، تشریع وجوب زکات&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ الاسلام، ج2، ص32.&amp;lt;/ref&amp;gt; و دلایل و معجزاتی چون جوشیدن آب از انگشتان پیامبر(ص) به وقوع پیوسته است. &amp;lt;ref&amp;gt;دلائل النبوة، ج4، ص123.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==موقعیت جغرافیایی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منطقه قبا که اکنون جزیی از شهر [[مدینه]] است، در گذشته یکی از محله‌های پیرامون مدینه بود؛ به‌طوری‌که [[مقدسی]]، منطقه قبا را در دو میلی مدینه و در سمت چپ کسانی که از مدینه عازم [[مکه]] می‌شدند، معرفی کرده است. &amp;lt;ref&amp;gt;احسن التقاسیم، ص82.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این منطقه در  دو کیلومتریِ جنوب مدینه و  در فاصله شش کیلومتری جنوب [[مسجدالنبی]] واقع است. این قریه نخستین مکانی قبل از مدینه است که قدوم پیامبر(ص) را مبارک داشت و ساکنان آن به استقبال پیامبر خدا(ص)، رفتند.&lt;br /&gt;
==پیش از اسلام==&lt;br /&gt;
از حوادثی که نقش تاریخی منطقه قبا پیش از اسلام را برجسته می‌کند، برپایی اردوگاه «[[تبع|تُبّع]]»، یکی از پادشاهان [[یمن]] است که به مدینه لشکرکشی کرد و البته به دلیل مقاومت قبایل [[قبیله اوس|اوس]] و [[قبیله خزرج|خزرج]] و یهودیان یثرب، مجبور به عقب‌نشینی شد. &amp;lt;ref&amp;gt;سیرة ابن اسحاق، ج1، ص30؛ دلائل النبوة، ج1، صص115 و 116؛ تفسیر مجمع البیان، ج10، ص443؛ بحارالانوار، ج15، ص134.&amp;lt;/ref&amp;gt; از آثار به ‌جا مانده از این واقعه تاریخی، چاهی است که به دستور تُبّع در قبا حفر شده و به «[[بئر الملک]]» شهرت دارد. &amp;lt;ref&amp;gt;بحارالانوار، ج15، ص134.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==علت نام‌گذاری==&lt;br /&gt;
برخی علت نام‌گذاری این منطقه به قبا را وجود چاهی به این نام در این محله دانسته‌اند. &amp;lt;ref&amp;gt;امتاع الاسماع، ج10، ص70.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==قبایل ساکن==&lt;br /&gt;
ساکنان قبا را، که به «عالیه» نیز شهرت داشت، &amp;lt;ref&amp;gt;الطبقات الکبری، ج2، ص16.&amp;lt;/ref&amp;gt; قبایل «[[قبیله خطمه|خطمه]]»، «[[قبیله وائل|وائل]]»، «[[قبیله واقف|واقف]]»، «[[قبیله بنی‌امیة بن زید|بنی‌امیة بن زید]]»، «[[قبیله بنی‌قریظه|بنی‌قریظه]]»، «[[قبیله بنی‌نضیر|بنی‌نضیر]]» و «[[قبیله بنی‌عمرو بن عوف|بنی‌عمرو بن عوف]]» تشکیل می‌دهند. &amp;lt;ref&amp;gt;معجم قبائل العرب، عمر رضا کحاله، ج2، ص834.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در حال حاضر نیز شاخه‌ای از بنی‌اوس در قبا ساکن‌اند که متشکل از «شواشین»، «مواسمه» و «سعوده» هستند. &amp;lt;ref&amp;gt;معجم قبائل العرب، عمر رضا کحاله، ج4، ص280.&amp;lt;/ref&amp;gt; منتسبین به این محله را «قبائی» می‌نامند؛ افرادی چون [[افلح بن سعید القبائی]]، [[مجمع بن یعقوب القبائی]] و [[عبدالرحمن بن عیاش الانصاری القبائی]]»‏‏‏. &amp;lt;ref&amp;gt;الانساب، ابو‌سعید عبد‌الکریم بن محمد بن منصور التمیمی السمعانی، ج10، ص323.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==پس از اسلام==&lt;br /&gt;
ورود [[پیامبر اسلام(ص)]] به قبا، در جریان [[هجرت]] از مکه به مدینه و اقامت چند روزه در این محل، از مهم‌ترین رخداد‌‌های تاریخی قبا به شمار می‌رود. تاریخ ورود پیامبر(ص) به قبا را ظهر روز دوشنبه، دوازدهم ربیع‌الاول، سال سیزدهم بعثت دانسته‌اند. &amp;lt;ref&amp;gt;السیرة النبویه، ج1، ص492.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پیامبر(ص) در این روز، پس از طی مسافرتی پرمخاطره، به محله قبا رسید و مورد استقبال مردم قرار گرفت. &amp;lt;ref&amp;gt;اعلام الوری باعلام الهدی‏، شیخ طبرسی، ج1، ص150.&amp;lt;/ref&amp;gt; ایشان پس از ورود به قبا، خانه [[کلثوم بن هدم]]، بزرگ بنی‌عمرو را محل استراحت، و خانه [[سعد بن خیثمه]] را محل ملاقات تعیین کرد. &amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ الامم و الملوک، ج2، ص382؛ اعلام الوری باعلام الهدی، ج1، ص150.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آخرین گروه از مهاجران، به راهبری [[علی بن ابی‌طالب(ع)]]، در پانزدهم همین ماه، به قبا رسیدند&amp;lt;ref&amp;gt;الطبقات الکبری، ج3، ص15.&amp;lt;/ref&amp;gt; و در استراحتگاه پیامبر(ص) اقامت گزیدند. &amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ الامم و الملوک، ج2، ص382.&amp;lt;/ref&amp;gt; گرچه برخی مدت اقامت پیامبر(ص) در قبا را تا 14&amp;lt;ref&amp;gt;الطبقات الکبری، ج1، ص222.&amp;lt;/ref&amp;gt; یا 23 روز رسانده‌اند، &amp;lt;ref&amp;gt;انساب الاشراف، بلاذری، ج1، ص263.&amp;lt;/ref&amp;gt; ولی مشهور منابع تاریخی، مدت حضور پیامبر(ص) در قبا را روز‌های دوشنبه، سه‌شنبه، چهارشنبه و پنج‌شنبه دانسته&amp;lt;ref&amp;gt;السیرة النبویه، ج1، ص494؛ الطبقات الکبری، ج1، ص222.&amp;lt;/ref&amp;gt; و روز جمعه را زمان خروج پیامبر(ص) از قبا، اقامه [[نماز جمعه]] در [[قبیله بنی‌سالم]] و ورود به مدینه دانسته‌اند. &amp;lt;ref&amp;gt;الطبقات الکبری، ج1، ص222.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==ساخت مسجد==&lt;br /&gt;
با مطالعه منابع تاریخی می‌توان مهم‌ترین عامل اقامت چند روزه پیامبر(ص) در قبا را ساخت مسجد، و پیوستن علی بن ابی‌طالب(ع) و وابستگان به ایشان دانست؛ زیرا ایشان کمی پس از ساخت مسجد قبا، و ورود بستگانش، عازم مدینه شد. انتظار چند روزه پیامبر(ص) در قبا، با وجود دلایل پیش‌گفته و مخالفت‌هایی که به دنبال داشت، &amp;lt;ref&amp;gt;الکافی، ج8، ص340.&amp;lt;/ref&amp;gt; زمینه‌ساز حوادثی بود که برخی از مهم‌ترین‌شان را می‌توان اسلام آوردن [[مخیرق یهودی]]&amp;lt;ref&amp;gt;معالم المدرستین، ج2، ص132.&amp;lt;/ref&amp;gt; و ملاقات [[سلمان فارسی]] با پیامبر(ص) دانست. سلمان فارسی، در مدت چند روز اقامت پیامبر(ص) در محله قبا، به سنجش رفتار و کردار پیامبر(ص) پرداخت و در نهایت به حقانیت دعوت ایشان ایمان آورد. &amp;lt;ref&amp;gt;زندگانی محمد پیامبر اسلام، ج1، صص144 و 145؛ الطبقات الکبری، ج4، ص67.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==وقایع و رویدادها==&lt;br /&gt;
محله قبا شاهد وقایع مهمی چون ایجاد عقد اخوت بین [[مهاجران]] و [[انصار]]، تشریع وجوب زکات&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ الاسلام، ج2، ص32.&amp;lt;/ref&amp;gt; و دلایل و معجزاتی چون جوشیدن آب از انگشتان پیامبر(ص) بود. &amp;lt;ref&amp;gt;دلائل النبوة، ج4، ص123.&amp;lt;/ref&amp;gt; اهمیت محله قبا در صدر اسلام به نحوی بود که در مواردی، پیامبر(ص) با وجود تعیین جانشین برای شهر مدینه، جانشینی جداگانه برای محله قبا بر می‌گزید. &amp;lt;ref&amp;gt;امتاع الاسماع، ج9، ص227.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==مشاهد و اماکن==&lt;br /&gt;
از آثار اسلامی به ‌جا مانده در قبا، پس از مسجد قبا، مشاهدی مانند [[حجر فاطمه(س)]] بنت رسول الله(ص) &amp;lt;ref&amp;gt;احسن التقاسیم، ج1، ص145.&amp;lt;/ref&amp;gt; و چاهی منسوب به پیامبر(ص) است. این چاه را برخی به دلالت نامش، «[[چاه خاتم|الخاتم]]» یا «التفله»، شیرین شده به واسطه انگشتر یا آب دهان رسول خدا(ص) نامیده‌اند. &amp;lt;ref&amp;gt;احکام و آداب حج، ص582.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منابع تاریخی، به نقل از امام محمد باقر(ع)، از چاهی به نام «[[چاه غرس|غرس]]» نیز نام می‌برند که پیامبر(ص) آن را چشمه‌ای از چشمه‌‌های بهشت می‌خواند، از آب آن غسل می‌کرد و برای آشامیدن به همراه خود می‌برد. &amp;lt;ref&amp;gt;الطبقات الکبری، ج1، ص473.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[انس بن مالک]] در گزارشی به خشک شدن این چاه، و پرآب شدنش به واسطه آب دهان پیامبر(ص) اشاره کرده است. &amp;lt;ref&amp;gt;الطبقات الکبری، ج1، ص474.&amp;lt;/ref&amp;gt; مقدسی نیز در گزارش خود از قبا، به زیارتگاه‌‌های دیگری از پیامبر(ص) و علی بن ابی‌طالب(ع) اشاره کرده است. &amp;lt;ref&amp;gt;احسن التقاسیم، ج1، ص145.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
==منابع ==&lt;br /&gt;
{{منابع}}&lt;br /&gt;
{{برگرفتگی&lt;br /&gt;
|پیش از لینک =کتاب&lt;br /&gt;
|منبع = مساجد مهم جهان اسلام، حامد قرائتی،&lt;br /&gt;
|پس از لینک = بخش «منطقه قبا»،&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;مجمع البیان فی تفسیر القرآن&#039;&#039;&#039;، فضل بن الحسن الطبرسی (م54٨ق)،  بیروت، دار المعرفه و افست، تهران، ناصر خسرو، ١4٠6ق.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;اعلام الوری باعلام الهدی&#039;&#039;&#039;، فضل بن حسن طبرسی، قم، آل البیت، ١4١٧ق.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;انساب الاشراف&#039;&#039;&#039;، بلاذری احمد بن یحیی، تحقیق سهیل زکّار و ریاض زرکلی، بیروت، دارالفکر، ١4١٧ه. ق١٩٩6/م.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;السیرة النبویة&#039;&#039;&#039;، عبدالملک بن هشام الحمیری المعافری (م ٢١٨)،  تحقیق مصطفی السقا و ابراهیم الابیاری و عبدالحفیظ شلبی، بیروت، دار المعرفة، بی‌تا.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;بحارالانوار&#039;&#039;&#039;، محمدباقر المجلسی، ط ٢، بیروت، مؤسسة الوفاء، 1403ه. ق - ١٩٨٣م.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;الانساب&#039;&#039;&#039;، ابو سعید عبدالکریم بن محمد بن منصور التمیمی السمعانی (م56٢)،  تحقیق عبدالرحمان بن یحیی المعلمی الیمانی، چاپ اول، حیدر آباد، مجلس دائرة المعارف العثمانیة، ١٩6٢م.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;معالم المدرستین&#039;&#039;&#039;، عسکری، مرتضی، موسسة البعثة، مرکز الطباعة و النشر، تهران - ایران.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;سیرة ابن اسحاق (کتاب السیر والمغازی)&#039;&#039;&#039;، محمد بن اسحاق بن یسار المطلبی، تحقیق: سهیل زکار، دار الفکر-بیروت،  1398ه/1978م.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;معجم قبائل العرب القدیمة والحدیثة&#039;&#039;&#039;، عمر بن رضا بن محمد راغب بن عبد الغنی کحالة الدمشق، مؤسسة الرسالة، بیروت، 1414 ه - 1994 م.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;احسـن التقاسـیم فـی معرفة الاقـالیم&#039;&#039;&#039;، ابوعبدالله محمد بن احمد مقدسـی، تـرجمه‌ علینقی‌ منزوی‌، تهران: شرکت مؤلفان و مترجمان ایران‌، ١٣٦١‌ش.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;الطبقات الکبری&#039;&#039;&#039;، ابن سعد، تحقیق محمد عبدالقادر عطا، چاپ اول، بیروت، دارالکتب العلمیة، ١4١٠ه. ق١٩٩٠/م.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;احکام و مناسک حج&#039;&#039;&#039;، منتظری، حسینعلی، ناشر: نشر سایه، قم - ایران، 1386ش.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;امتاع الاسماع بما للنبی من الاحوال و الاموال و الحفدة و المتاع&#039;&#039;&#039;، تقی الدین احمد بن علی المقریزی (م ٨45)،  تحقیق محمد عبدالحمید النمیسی، چاپ اول، بیروت، دار الکتب العلمیة، ١٩٩٩م.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;دلائل النبوة&#039;&#039;&#039;، بیهقی، تهران ١٣6١ ه‌. ق.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;تاریخ الامم و الملوک&#039;&#039;&#039;، ابو جعفر محمد بن جریر الطبری (م ٣١٠)،  تحقیق محمد ابو الفضل ابراهیم، چاپ دوم، بیروت، دار التراث، ١٩6٧م.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;زندگانی محمد(ص) پیامبر اسلام&#039;&#039;&#039;، ابن هشام، عبد الملک بن هشام، مترجم: رسولی،‌هاشم، تهران - ایران، 1348ش.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;الکافی&#039;&#039;&#039;، کلینی، چاپ دوم، تهران، اسلامیه، ١٣6٢ه. ش.&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:مقاله‌های در دست ویرایش]]&lt;br /&gt;
[[رده:مکان‌های تاریخی مدینه]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Z mohammad</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikihaj.com/index.php?title=%D9%85%D8%B3%D8%AC%D8%AF_%D9%82%D8%A8%D8%A7&amp;diff=24150</id>
		<title>مسجد قبا</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikihaj.com/index.php?title=%D9%85%D8%B3%D8%AC%D8%AF_%D9%82%D8%A8%D8%A7&amp;diff=24150"/>
		<updated>2019-09-19T21:11:01Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Z mohammad: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات مسجد&lt;br /&gt;
| عرض جعبه            = &lt;br /&gt;
| نام                 =مسجد قبا &lt;br /&gt;
| نام دیگر            = &lt;br /&gt;
| تصویر               =نمای بیرونی مسجد قبا.jpeg &lt;br /&gt;
| اندازه تصویر        =300px &lt;br /&gt;
| توضیح تصویر         = &lt;br /&gt;
| عنوان تصویر         = &lt;br /&gt;
| مکان                =جنوب غربی [[مدینه]]، [[منطقه قبا]]، 6 کیلومتری مسجدالنبی &lt;br /&gt;
| مختصات              = &lt;br /&gt;
| مذهب                = &lt;br /&gt;
| پایه‌گذاری‌شده در     =سال 13 هجری قمری &lt;br /&gt;
| پایه‌گذار            =[[پیامبر اسلام]] &lt;br /&gt;
| دارنده              = &lt;br /&gt;
| گرداننده            = &lt;br /&gt;
| روحانی              = &lt;br /&gt;
| معمار               = &lt;br /&gt;
| سبک معماری          = &lt;br /&gt;
| گنجایش              = &lt;br /&gt;
| طول                 = &lt;br /&gt;
| عرض                 = &lt;br /&gt;
| مساحت               =6،000 مترمربع &lt;br /&gt;
| بلندی               = &lt;br /&gt;
| تعداد گنبد          =56  &lt;br /&gt;
| بلندی گنبد از بیرون = &lt;br /&gt;
| بلندی گنبد از درون  = &lt;br /&gt;
| تعداد مناره         =4 &lt;br /&gt;
| بلندی مناره         =42 متر &lt;br /&gt;
| مصالح               = &lt;br /&gt;
| پیمان‌کار            = &lt;br /&gt;
| هزینه ساخت          = &lt;br /&gt;
| نوسازی              = &lt;br /&gt;
| وب‌گاه               = &lt;br /&gt;
| ویژگی‌های دیگر       =بزرگترین مسجد در [[مدینةالنبی]] از لحاظ حجم، مساحت و فضیلت بعد از مسجدالنبی &lt;br /&gt;
| پانویس              = &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;مسجد قبا&#039;&#039;&#039;، نخستین مسجد ساخته شده به دستور [[پیامبر(ص)]] بود که در [[منطقه قبا]] و جنوب غربی [[مدینه]] واقع شده و فاصله این مسجد تا [[مسجد شریف نبوی]] حدود شش کیلومتر است. صرف نظر از این که مسجد قبا از نظر تاریخی اولین مسجد ساخته شده در تاریخ اسلام است، اما بعد از مسجد شریف نبوی بزرگترین مسجد در [[مدینةالنبی]] از لحاظ حجم، مساحت و فضیلت به شمار می‌‌‌‌رود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بسیاری از مفسران معتقدند که مسجد قبا، همان مسجدی است که [[قرآن کریم]] آن را در آیه ١٠٨ [[سوره توبه]] ستوده و بر اساس این آیه، مسجد قبا نخستین مسجدی است که بر پایه [[تقوا]] بنا شده است. وجه تسمیه مسجد قبا نیز به این دلیل بود که پیامبر گرامی(ص) در مسیر خود به سمت مدینه از این سرزمین عبور کرده و در آن مسجدی بنا نموده که به این نام معروف شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تنوع گزارش‌‌های تاریخی موجب شده است که اشخاص و گروه‌‌های مختلفی همچون اهالی قبا، مهاجران نخستین، پیامبر اسلام و ... در مقام سازندگان مسجد قبا شناسانده شوند. همچنین به نظر می‌رسد جایگاه مهم و شرایط خاص این مسجد در صدر اسلام، سبب اختلاف گزارشات درباره ائمه جماعت این مسجد است. پیوستگی تاریخی رسول خدا(ص)، اهل بیت و مسجد قبا، باعث شده بود اهالی قبا، در حوادث و فتنه‌‌های پس از رحلت پیامبر، کمتر دچار تردید و اشتباه شوند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از آنچه منابع درباره ساختمان مسجد آورده‌اند این نتیجه بدست می‌آید که ساختمان و بنای مسجد قبا تا اواسط قرن دوم هجری، نسبتاً دست نخورده و اصیل بوده است اما در دوره‌های بعدی، بازسازی شده و یا سازه‌های به آن افزوده گردیده است. ساختمان جدید مسجد در صفر ١4٠5ه‍ شروع شد و مساحت ١،٣٣٣متر مربعی آن به 6،٠٠٠ متر مربع افزایش یافت و با 56 قبه و گنبد به قطر 5/٣٠ متر و به ارتفاع بین ١٨/٣٠ تا ٢4/٣٠ متر دارای چهار مناره به طول هر یک 4٢ متر با تجهیزات مدرن افتتاح شد.&lt;br /&gt;
==منطقه قبا==&lt;br /&gt;
منطقه قبا که اکنون جزیی از شهر مدینه است، در گذشته یکی از محله‌های پیرامون مدینه بود. &amp;lt;ref&amp;gt;احسن التقاسیم، ص82.&amp;lt;/ref&amp;gt; ساکنان قبا را، که به «عالیه» نیز شهرت داشت، &amp;lt;ref&amp;gt;الطبقات الکبری، ج2، ص16.&amp;lt;/ref&amp;gt; قبایل «[[قبیله خطمه|خطمه]]»، «[[قبیله وائل|وائل]]»، «[[قبیله واقف|واقف]]»، «[[قبیله بنی‌امیة بن زید|بنی‌امیة بن زید]]»، «[[قبیله بنی‌قریظه|بنی‌قریظه]]»، «[[قبیله بنی‌نضیر|بنی‌نضیر]]» و «[[قبیله بنی‌عمرو بن عوف|بنی‌عمرو بن عوف]]» تشکیل می‌دهند. &amp;lt;ref&amp;gt;معجم قبائل العرب، عمر رضا کحاله، ج2، ص834.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از آثار اسلامی به ‌جا مانده در قبا، پس از مسجد قبا، مشاهدی مانند حجر [[فاطمه(س)]] بنت رسول الله(ص) &amp;lt;ref&amp;gt;احسن التقاسیم، ج1، ص145.&amp;lt;/ref&amp;gt; و چاهی منسوب به پیامبر(ص) است. &amp;lt;ref&amp;gt;احکام و آداب حج، ص582.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ورود پیامبر اعظم(ص) به قبا، در جریان هجرت از مکه به مدینه و اقامت چند روزه در این محل، از مهم‌ترین رخداد‌‌های تاریخی قبا به شمار می‌رود.  &amp;lt;ref&amp;gt;السیرة النبویه، ج1، ص492.&amp;lt;/ref&amp;gt; پیامبر(ص) پس از ورود به قبا، خانه کلثوم بن هدم، بزرگ بنی‌عمرو را محل استراحت، و خانه سعد بن خیثمه را محل ملاقات تعیین کرد. &amp;lt;ref&amp;gt; تاریخ الامم و الملوک، ج2، ص382؛ اعلام الوری باعلام الهدی، ج1، ص150.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با مطالعه منابع تاریخی می‌توان مهم‌ترین عامل اقامت چند روزه پیامبر(ص) در قبا را ساخت مسجد، و پیوستن علی بن ابی‌طالب(ع) و وابستگان به ایشان دانست. [[سلمان فارسی]]، در مدت چند روز اقامت پیامبر(ص) در محله قبا، به سنجش رفتار و کردار پیامبر(ص) پرداخت و در نهایت به حقانیت دعوت ایشان ایمان آورد. &amp;lt;ref&amp;gt;زندگانی محمد پیامبر اسلام، ج1، صص144 و 145؛ الطبقات الکبری، ج4، ص67.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
محله قبا شاهد وقایع مهمی چون ایجاد عقد اخوت بین مهاجران و انصار، تشریع وجوب زکات&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ الاسلام، ج2، ص32.&amp;lt;/ref&amp;gt; و دلایل و معجزاتی چون جوشیدن آب از انگشتان پیامبر(ص) بود. &amp;lt;ref&amp;gt;دلائل النبوة، ج4، ص123.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیشینه مسجد==&lt;br /&gt;
مسجد قبا، نخستین مسجد ساخته شده به دستور [[پیامبر(ص)]] بود و تا [[مسجدالنبی]] دو میل فاصله دارد. &amp;lt;ref&amp;gt;امتاع الاسماع، ج10، ص78.&amp;lt;/ref&amp;gt; برخی مسجد قبا را به دلالت آیات [[قرآن کریم]]، مسجد «التقوی» نیز نامیده‌اند. &amp;lt;ref&amp;gt;احسن التقاسیم، ص82.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ساخت مسجد قبا نخستین اقدام پیامبر اعظم(ص)، پس از هجرت از [[مکه]] به [[مدینه]] بود؛ اقدامی که علاوه بر ابعاد معنوی آن، اولین اقدام حضرت در تشکیل حکومت اسلامی و ترسیم جامعه مطلوب دینی بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با توجه به برخی از منابع، ساخت مسجد قبا، به دستور پیامبر(ص)، پس از رسیدن [[علی بن ابی‌طالب(ع)]] به قبا، آغاز شد. [[طبرانی]] (م360ق) به نقل از [[جابر بن عبدالله انصاری]] نقل می‌کند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;quot;هنگامی که مردم قبا از پیامبر(ص) تقاضا کردند تا مسجدی برای آنها بسازد، ایشان تقاضای آنها را پذیرفت و خطاب به مردم گفت: «یکی از شما برخیزد و بر این ناقه سوار شود تا هر کجا که ناقه ایستاد، همان‌جا را برای ساختن مسجد اختصاص دهیم». نخست ابو‌بکر پیشقدم شد و بر روی ناقه نشست و هر چه کرد، آن حیوان حرکت نکرد! عمر از جای برخاست و بر فراز ناقه نشست و او هم هر چه کوشید، ناقه حرکت نکرد! آن‌گاه علی (ع) از جای برخاست و به محض اینکه پای در رکاب چرمین آن حیوان گذاشت، ناقه بلادرنگ از جای برخاست و حرکت کرد. پیغمبر(ص) فرمود: «دهانه آن حیوان را در اختیار خودش بگذار و هر کجا که می‏رود، با وی همراهی کن؛ چراکه این حیوان مامور است تا محل مناسبی برای ساختن مسجد نشان دهد. &amp;lt;ref&amp;gt;المعجم الکبیر، ج2، ص246؛ تاریخ جرجان، ص155؛ سبل الهدی و الرشاد، ج3، ص268.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از ساخته شدن مسجد، نزدیک‌ترین خانه‌ها برای اقامت پیامبر(ص) و علی بن ابی‌طالب(ع) در نظر گرفته شد. آنها که تا پیش از این میهمان [[کلثوم بن هدم]] بودند، پس از مرگ ناگهانی وی، میزبانی [[سعد بن خیثمه انصاری]] را پذیرفتند. &amp;lt;ref&amp;gt;البلدان، ص152.&amp;lt;/ref&amp;gt;در تاریخ معاصر نیز برخی، از خانه‌ای منسوب به علی بن ابی‌طالب (ع) در نزدیکی مسجد قبا خبر داده‌اند. &amp;lt;ref&amp;gt;احکام و آداب حج، ص582.&amp;lt;/ref&amp;gt; اهمیت محله قبا در صدر اسلام به نحوی بود که در مواردی، پیامبر(ص) با وجود تعیین جانشین برای شهر مدینه، جانشینی جداگانه برای محله قبا بر می‌گزید. &amp;lt;ref&amp;gt; امتاع الاسماع، ج9، ص227.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مسجد قبا در زمین زنی از اهالی قبا، به نام «لینه»، ساخته شد. همین امر موجب بهانه‌جویی گروهی برای حضور نیافتن در مسجد قبا و تلاش برای ساخت مسجدی شد که بعدها به «[[مسجد ضرار]]» شهرت یافت. &amp;lt;ref&amp;gt;الاصابة، ج8، صص308 و 309؛ امتاع الاسماع، ج10، ص76.&amp;lt;/ref&amp;gt; در این میان واقدی با استناد به گزارشی، مسجد قبا را توسعه‌یافته مسجدی دانسته است که پیش از ورود پیامبر(ص) به قبا ساخته شده بود. ازاین‌رو بنا بر این نظر، زمین مذکور کنار مسجد قرار داشت. &amp;lt;ref&amp;gt;الطبقات الکبری، ج4، ص282.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==سازندگان مسجد==&lt;br /&gt;
تنوع گزارش‌‌های تاریخی موجب شده است که اشخاص و گروه‌‌های مختلفی در مقام سازندگان مسجد قبا شناسانده شوند. این اشخاص و گروه‌ها عبارت‌اند از:&lt;br /&gt;
===اهالی قبا===&lt;br /&gt;
[[ثعلبی]] (م427ق) ذیل آیه مربوط به مسجد ضرار، به نقل از برخی مفسران، انگیزه منافقان در ساخت مسجد ضرار را حسادت و رقابت با [[بنی‌عمرو بن عوف]] عنوان کرده است. &amp;lt;ref&amp;gt;تفسیر الثعلبی، ج5، ص92.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[مقریزی]] نیز به ساخته شدن مسجد قبا به ‌دست بنی‌عمرو بن عوف تصریح کرده و مانند ثعلبی به نقش رقابت بین قبایل در ساخت مسجد ضرار پرداخته است. &amp;lt;ref&amp;gt;امتاع الاسماع، ج10، ص76.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===مهاجران نخستین===&lt;br /&gt;
نخستین منبعی که به ساخته شدن مسجد قبا به ‌دست گروهی از [[مهاجران]]، کمی پیش از ورود پیامبر اعظم(ص) به مدینه، تصریح کرده است، [[محمد بن سعد]] (م230ق) است. هر چند که پیش از وی [[عبد‌الرزاق صنعانی]] (م211ق) به امامت «[[سالم مولی ابی‌حذیفه]]»، بر مهاجران نخستین در مسجد قبا، اشاره کرده است. &amp;lt;ref&amp;gt;المصنف، عبدالرزاق الصنعانی، ج2، ص389.&amp;lt;/ref&amp;gt; به غیر از دو منبع پیش‌گفته، بلاذری در فتوح البلدان و مقریزی در امتاع الاسماع، به وجود مسجد قبا و برگزاری نماز جماعت مهاجران نخستین به سوی بیت‌‌المقدس، پیش از ورود پیامبر(ص) به قبا، تاکید کرده و بر حضور پیامبر(ص) در این مسجد، پس از ورود به قبا، تصریح نموده‌اند. &amp;lt;ref&amp;gt;فتوح البلدان، ص13؛ امتاع الاسماع، ج10، ص69.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
البته لازم به ذکر است که اجتماع مهاجران نخستین و حتی اقامه نماز جماعت در یک محل را نمی‌توان به معنای ساخته شدن مسجد قبا به ‌دست ایشان دانست.&lt;br /&gt;
===عمار بن یاسر===&lt;br /&gt;
از دیگر افرادی که سازنده مسجد قبا دانسته شده است، [[عمار یاسر]]، [[صحابی]] وفادار پیامبر(ص) است. گزارش [[ابن هشام]]، &amp;lt;ref&amp;gt;السیرة النبویه، ج1، ص493.&amp;lt;/ref&amp;gt; به نقل از [[الشعبی]]، مبنی بر اینکه عمار، نخستین سازنده مسجد در اسلام است، می‌تواند شاهدی بر این مدعا باشد. مقریزی&amp;lt;ref&amp;gt;امتاع الاسماع، ج10، ص75.&amp;lt;/ref&amp;gt; و [[ابن اثیر]]&amp;lt;ref&amp;gt;اسدالغابة، ج3، ص630.&amp;lt;/ref&amp;gt; به صورت شفاف‌تری معتقدند عمار، با هدف ایجاد محل مناسبی برای ملاقات با پیامبر(ص)، سنگ بنای مسجد قبا را بنیان نهاد.&lt;br /&gt;
===سعد بن خیثمه===&lt;br /&gt;
[[سعد بن خیثمه]]، از اهالی قبا و به نقلی، میزبان پیامبر(ص)، پس از [[کلثوم بن هدم]] بود. &amp;lt;ref&amp;gt;البلدان، ص152؛ تاریخ الامم و الملوک، ج2، ص382.&amp;lt;/ref&amp;gt; برخی از مورخان، در تشریح ایرادهای منافقان به مسجد قبا و قرار گرفتن آن در زمینی نامناسب، به ساخته شدن این مسجد به ‌دست سعد بن خیثمه تصریح کرده‌اند. &amp;lt;ref&amp;gt;فتوح البلدان، صص13 و 14؛ امتاع الاسماع، ج10، ص76؛ الاصابة، ج8، صص308 و 309.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===رسول خدا===&lt;br /&gt;
قول مشهور بین مورخان، ساخته شدن مسجد قبا به ‌دست رسول اکرم(ص) است؛ زیرا برخی، یکی از ویژگی‌‌های اختصاصی مسجد قبا را ساخته شدن آن به ‌دست پیامبر(ص) دانسته‌اند. &amp;lt;ref&amp;gt;تفسیر مجمع البیان، ج7، ص253.&amp;lt;/ref&amp;gt; همچنین نظرات پیش‌گفته را می‌توان با این نظر جمع کرد. ازاین‌رو نمی‌توان تعدد اخبار در این خصوص را عامل ایجاد نوعی تردید در سازندگان مسجد قبا دانست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از دیگر شواهد این دیدگاه، وجود گزارش‌‌های متعدد مبنی بر شرکت پیامبر(ص) در ساخت این مسجد است. [[شموس بنت نعمان]]، در گزارشی پس از تصریح به ساخت مسجد قبا به ‌دست پیامبر(ص)، به توصیف چگونگی حمل سنگ‌ها و خاک‌آلود شدن لباس ایشان پرداخته است. پیامبر(ص) برای حمل سنگ‌ها، یاری هیچ کس را نمی‌پذیرفت&amp;lt;ref&amp;gt;اسدالغابة، ج6، ص166؛ الاصابة، ج8، ص204.&amp;lt;/ref&amp;gt; و سازندگان مسجد را نیز تحسین می‌کرد. &amp;lt;ref&amp;gt;الاصابة، ج5، ص196.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==قبله مسجد==&lt;br /&gt;
مسجد قبا، به دلیل تعیین قبله‌اش از سوی پیامبر(ص)، یکی از مساجد شاخص مدینه شناخته می‌شد. &amp;lt;ref&amp;gt;اسدالغابة، ج6، ص166؛ الاصابة، ج8، ص204.&amp;lt;/ref&amp;gt; وجود سنگی در جهت [[قبله]]، نشانه‌ای بود که پیامبر(ص) قرار داده بود و [[خلیفه اول]] و [[خلیفه دوم|دوم]] نیز هرکدام با قرار دادن سنگی آن را متمایز کرده بودند. &amp;lt;ref&amp;gt;امتاع الاسماع، ج10، صص70 و 71.&amp;lt;/ref&amp;gt; این نشانه تا زمان اولین بازسازی مسجد قبا وجود داشت. &amp;lt;ref&amp;gt;امتاع الاسماع، ج10، صص70 و 71.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جهت قبله مسجد قبا، پس از نزول آیات تغییر قبله، از سوی فرستاده پیامبر(ص) از [[بیت‌‌المقدس]] به سوی کعبه تغییر یافت. [[عبدالله بن عمر]] تغییر قبله مسجد قبا را هنگام اقامه نماز صبح گزارش کرده است. &amp;lt;ref&amp;gt;سنن الدارمی، ج1، ص281؛ نهایة الاحکام، ج1، ص391.&amp;lt;/ref&amp;gt; برخی نیز معتقدند که پیامبر(ص) خود به مسجد قبا آمد و پس از اعلام تغییر قبله، نشانه قبله مسجد را به سوی کعبه تغییر داد. &amp;lt;ref&amp;gt;الطبقات الکبری، ج1، ص231؛ المنتظم، ج3، ص95.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==مؤذن مسجد==&lt;br /&gt;
منابع تاریخی از [[سعد بن عائذ]]، معروف به سعد القرظ، به عنوان نخستین مؤذن مسجد قبا، سخن به میان آورده‌اند. &amp;lt;ref&amp;gt;الاستیعاب، ج2، ص593؛ الاصابة، ج3، صص54 و 55.&amp;lt;/ref&amp;gt; وی که از وابستگان به عمار بن یاسر دانسته می‌شد، بنا به نقل فرزندش عمار، از سوی پیامبر(ص) به عنوان مؤذن مسجد قبا، و جانشین [[بلال حبشی]] در مسجدالنبی تعیین شد. &amp;lt;ref&amp;gt;الاستیعاب، ج2، ص593؛ الاصابة، ج3، صص54 و 55.&amp;lt;/ref&amp;gt; سعد القرظ، پس از رحلت پیامبر(ص) و مهاجرت بلال به شام، در عهد خلیفه اول و دوم، به عنوان مؤذن مسجد نبوی تعیین شده و پس از او نیز این سمت در خاندان وی استمرار یافت. &amp;lt;ref&amp;gt;الاصابة، ج3، صص54 و 55.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==ائمه مسجد قبا==&lt;br /&gt;
تعیین امام مسجد قبا را می‌توان از نخستین انتصاب‌‌های پیامبر(ص)، در نظام سیاسی و اجتماعی اسلامی، در مدینه دانست؛ نظامی که هرم سازمانی آن از میان توده مردم، به لحاظ شرایط شرعی و عرفی، شکل می‌گرفت و مستقیم به بالاترین سطح از نظام سیاسی مرتبط می‌شد.&lt;br /&gt;
===سعد بن قیس===&lt;br /&gt;
پس از پیامبر اعظم(ص)، می‌توان [[سعد بن عبید بن قیس]] را نخستین امام مسجد قبا دانست. انتخاب وی از میان اهالی قبا، شاید به دلیل شراکت دادن [[انصار]] در مناصب دینی و سیاسی، و اهمیت داشتن اعتبار عرفی و مقبولیت در عهده‌داری این منصب مهم باشد. سعد بن قیس، پس از عهد نبوی، زمان خلافت [[ابوبکر]] و [[عمر بن خطاب]] نیز امامت مسجد قبا را برعهده داشت. &amp;lt;ref&amp;gt;امتاع الاسماع، ج10، صص78-80؛ الاصابة، ج3، ص57.&amp;lt;/ref&amp;gt; وی، در سال شانزده هجری، در [[نبرد قادسیه]] به شهادت رسید. &amp;lt;ref&amp;gt;الاصابة، ج3، ص57.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===مجمع بن جاریه===&lt;br /&gt;
[[مجمع بن جاریه]] از جمله صحابه‌ای بود که قرآن را، به جز دو سوره، در عهد نبوی جمع‌آوری کرد. &amp;lt;ref&amp;gt;امتاع الاسماع، ج10، صص78-80.&amp;lt;/ref&amp;gt; وی فرزند یکی از سازندگان مسجد ضرار به نام [[جاریة بن عطاف]] بود و قبل از تخریب مسجد ضرار، امامت جماعت آن را برعهده داشت. مجمع بن جاریه در پاسخ به سرزنش خلیفه دوم، پیش از انتصابش به امامت مسجد قبا، از خود چنین دفاع کرد: «من جوانی نوپا بودم و گمان نیک بر سازندگان مسجد ضرار می‌بردم. آنها من را به دلیل اطلاعم بر قرآن، مقدم داشته و بر من اقتداء می‌کردند». &amp;lt;ref&amp;gt;امتاع الاسماع، ج10، صص78-80.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===حنظلة بن نعمان===&lt;br /&gt;
[[حنظلة بن نعمان انصاری]] نیز از جمله امامان مسجد قبا دانسته شده است. حنظله از [[صحابه]] و حاضران در [[جنگ احد]] و غزوه‌‌های بعد از آن بود و پس از شهادت [[حمزة بن عبدالمطلب]]، [[خوله بنت قیس]]، همسر حمزه، را به همسری گرفت. &amp;lt;ref&amp;gt;الاستیعاب، ج1، ص383.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[جبلة بن سحیم]] از امامت وی، در مسجد قبا، گزارش کرده است. &amp;lt;ref&amp;gt;اسدالغابة، ج1، ص540؛ الاصابة، ج2، ص116.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===معاذ بن جبل===&lt;br /&gt;
[[معاذ بن جبل]] نیز در مقطعی، امامت مسجد قبا را، به فرمان پیامبر(ص)، بر عهده داشت. &amp;lt;ref&amp;gt;اسدالغابة، ج1، ص261.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==مسجد قبا و منافقان==&lt;br /&gt;
اهمیت مسجد قبا را می‌توان از موضع‌گیری منافقان در برابر آن شناخت. منافقان برای محدود کردن دایره تاثیرگذاری مسجد قبا، تصمیم به از رونق‌انداختن این مسجد گرفتند. کم‌ترین تاثیر این اقدام، از بین رفتن اتحاد و انسجام اجتماعی، قوت یافتن عوامل گسست اجتماعی، مانند روابط و قوانین قومی و نژادی و از بین رفتن روابط وثیق بین مردم و پیامبر(ص) بود. قرآن کریم نیز به این هدف و تهدید تصریح کرده است.&amp;lt;ref&amp;gt;تفسیر الثعلبی، ج5، ص93.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آنها حتی در پیگیری مقصود خویش و پررنگ کردن وجهه دینی رویکرد خود، از پیامبر(ص) خواستند که به مسجد آنها بیاید و با نماز خواندن در آن، بر اعتبار آن بیافزاید. &amp;lt;ref&amp;gt;تفسیر الثعلبی، ج5، ص92.&amp;lt;/ref&amp;gt; در این روش، منافقان با ابزارها و نماد‌های دینی و اسلامی، قصد تضعیف جایگاه و میزان تاثیرگذاری مسجد قبا را داشتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منافقان در تعلیل بی‌توجهی به مسجد قبا و ضرورت ساخت مسجدی در مقابل آن، به موضوعاتی استناد کردند که بررسی آنها نیز خالی از فایده نیست. یکی از محور‌های تبلیغات منافقان در تضعیف جایگاه مسجد قبا، طرح شانیت‌های قبیلگی بود. آنها با پررنگ کردن حسن و قبح‌‌های عرفی، سعی داشتند تعارض‌ها و تفاخر‌های اجتماعی بالقوه مدینه را به فعلیت برسانند. &amp;lt;ref&amp;gt;تفسیر الثعلبی، ج5، ص93.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سازندگان مسجد ضرار، با تکیه بر اینکه مسجد قبا در زمینی ساخته شده است که [[قبیله بنی‌عمرو بن عوف]] در آن حیوانات خود را نگهداری می‌کردند، تصمیم داشتند حضور در مسجد قبا و وفاداری به آن را مستلزم تحقیر و توهین اجتماعی و قبیلگی تعریف کنند.&amp;lt;ref&amp;gt;فتوح البلدان، صص13 و 14؛ امتاع الاسماع، ج10، ص76.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آنها سعی داشتند مسجد قبا را مسجد قبیله‌ای خاص نشان دهند و با تحریک حس حسادت سایر قبایل، آنها را از حضور در مسجد قبا برحذر دارند. &amp;lt;ref&amp;gt;تفسیر الثعلبی، ج5، ص92؛ عوالی اللئالی، ج2، ص32؛ التفسیر الاصفی، ج1، ص490.&amp;lt;/ref&amp;gt; منافقان در بیانی ظاهراً انسان‌دوستانه برای توجیه حضور نیافتن‌شان در مسجد قبا و ضرورت ساخت مسجد ضرار، به بهانه‌هایی همچون سختی روز‌های بارانی، شب‌های تاریک و سرد، سختی طی مسیر برای بیماران و کهن‌سالان و... تمسک می‌جستند. &amp;lt;ref&amp;gt;تفسیر الثعلبی، ج5، ص92.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==مسجد قبا و آیات قرآن==&lt;br /&gt;
[[پرونده:نمای کلی مسجد قبا.jpg|بندانگشتی|نمای بیرونی مسجد قبا]]&lt;br /&gt;
بررسی تاریخی آیات قرآن می‌تواند نقش مهمی در بهره‌مندی جامع و صحیح از قرآن و سنت ایفا کند. ازاین‌رو بررسی گزاره‌‌های مرتبط با مسجد قبا، می‌تواند از این منظر نیز مورد توجه قرار گیرد. با مطالعه منابع مرتبط با علوم قرآنی و تاریخی، می‌توان آیاتی از قرآن کریم را مرتبط با تطور تاریخی مسجد قبا دانست. یکی از این آیات 108 [[سوره توبه]] است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{قلم رنگ|سبز|﴿لا تَقُمْ فیهِ اَبَداً لَمَسْجِدٌ اُسِّسَ عَلَی التَّقْوی‏ مِنْ اَوَّلِ یَوْمٍ اَحَقُّ اَنْ تَقُومَ فیهِ فیهِ رِجالٌ یُحِبُّونَ اَنْ یَتَطَهَّرُوا وَ اللَّهُ یُحِبُّ الْمُطَّهِّرینَ﴾}}؛ «هرگز در آن (مسجد به عبادت) نایست مسجدی که از روز نخست بر پایه تقوا بنا شده شایسته‌تر است که در آن (به عبادت) بایستی، در آن مردانی هستند که دوست می‌دارند پاکیزه باشند و خداوند پاکیزگان را دوست دارد.»(توبه:108)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در اینکه این آیه در شان مسجد قبا نازل شده است یا مسجد نبوی، اختلاف نظر وجود دارد. بحث در مورد مصداق این آیه، محدود به منابع قرآنی نیست و می‌توان آن را در منابع حدیثی و تاریخی نیز پیگیری کرد؛ با این تفاوت که در منابع شیعی، به مصداق بودن مسجد قبا، اقبال بیشتری شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[ابن قولویه]] (م329ق) به نقل از [[معاویة بن عمار]] و [[قاضی نعمان]] (م363ق)، روایتی را از امام صادق(ع) نقل می‌کنند که در آن، مردم به زیارات و مشاهد مدینه، به ‌ویژه مسجد قبا، توصیه شده‌اند. حضرت دلیل ویژگی مسجد قبا را نزول این آیه در حق آن دانسته است. &amp;lt;ref&amp;gt;کامل الزیارات‏، ص25؛ دعائم الاسلام، ج1، ص297.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در مقابل، منابعی وجود دارد که مسجدالنبی(ص) را مصداق این آیه می‌دانند؛ از جمله این منابع، [[صحیح مسلم]] و [[سنن ترمذی]] است.&amp;lt;ref&amp;gt;صحیح مسلم، ج4، ص126؛ سنن الترمذی، ج1، ص203.&amp;lt;/ref&amp;gt; از سوی دیگر علاوه بر منابع حدیثی، منابع متعدد تفسیری و تاریخی دیگر، شان نزول این آیه را در باره مسجد قبا یا اهالی قبا دانسته است.&amp;lt;ref&amp;gt;جامع البیان، ج11، ص40؛ تفسیر ابن کثیر، ج2، ص404؛ تاریخ المدینه، ج1، ص47.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==مسجد قبا و پیامبر اسلام==&lt;br /&gt;
آغاز پیوستگی تاریخی مسجد قبا با پیامبر(ص) را می‌توان ورود ایشان به قبا، در ماجرای [[هجرت]] از مکه به مدینه، در سال سیزدهم [[بعثت]]، دانست. ساخته شدن مسجد قبا به ‌دستور پیامبر(ص) را می‌توان از مهم‌ترین اقدامات ایشان، پس از خروج از مکه، قلمداد کرد؛ چراکه این نخستین بار بود که پیامبر(ص)، با تکیه بر اقتداری که به عنوان حاکم اسلام عهده‌دار شده بود، مسجدی را تاسیس کرد و در آن نماز جماعت اقامه نمود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با مطالعه سیره عملی پیامبر(ص) نیز می‌توان گزاره‌‌های تاریخی فراوانی را استنتاج کرد که می‌تواند الگوی مناسبی برای تعریف کارکرد‌های مساجد، در عهد نبوی، دانسته شود. پیامبر(ص)، پس از خروج از محله قبا و ورود به مدینه نیز، بر اهمیت مسجد قبا تاکید می‌‌کرد؛ چنان‌که صحابه را بر شرکت در نماز جمعه مسجد قبا توصیه می‌کرد&amp;lt;ref&amp;gt;اسدالغابة، ج5، ص353.&amp;lt;/ref&amp;gt;و خود در روز‌های شنبه و دوشنبه، پیاده یا سواره به مسجد قبا می‌رفت. سخنان و خطبه‌‌های رسول خدا(ص)، در مسجد قبا نیز، از دیگر منابع معرفت دینی دانسته می‌شود. &amp;lt;ref&amp;gt;انساب الاشراف، ج1، ص172؛ المصنف، ج7، ص565؛ فضائل المدینه، ص41.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به دلیل آن که سیره پیامبر، یکی از منابع مهم در شناخت و عمل به دستور‌های دینی و دنیوی دانسته می‌شود، توجه به رفتارها و توصیه‌‌های اخلاقی و اجتماعی ایشان در مسجد قبا  مورد توجه منابع تاریخی و حدیثی قرار گرفته‌ است. حساسیت و برخورد قاطع پیامبر(ص) در مورد جریان نفاق در مدینه، یکی از این موارد است. [[عیاشی]] در تفسیر خود به نقل از [[امام محمد باقر(ع)]] نحوه تاکید پیامبر(ص) بر عملکرد خود در مورد منافقان را چنین تصویر کرده است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;quot;رسول خدا(ص) هرگاه به سوی مسجد قبا می‌رفت، در محلی که آثاری از مسجد منافقان باقی مانده بود، لباس‌‌های خود را بالا می‌زد و بر سنگ‌های حاشیه راه قدم می‌نهاد تا مبادا غباری از ویرانه مسجد آنها، بر لباس وی بنشیند&amp;quot;. &amp;lt;ref&amp;gt;تفسیر العیاشی، ج2، ص112.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حضور پیامبر(ص) در مسجد قبا علاوه بر آثار اجتماعی، سیاسی و فرهنگی، منبعی برای استدلال‌ها و استفاده‌‌های تکلیفی و فقهی نیز بود؛ به‌طوری‌که صحابه و فقها، گفتار و رفتار رسول خدا(ص) در مساجد، از جمله مسجد قبا را منبع مهمی در استنباط احکام شرعی می‌دانستند. جایگاه تشریعی پیامبر(ص) و اهمیت محیطی (مسجد)، به دلیل قرار گرفتن در مقام بیان احکام و تکالیف، موجب شده بود که جزئی‌ترین رفتار و گفتار پیامبر9، مورد توجه مردم، صحابه و دانشمندان قرار گیرد؛ به‌طوری‌که یکی از صحابه با استناد به رفتار پیامبر(ص) در مسجد قبا، اشاره را مجزی از جواب سلام برای نمازگزار می‌دانست. &amp;lt;ref&amp;gt;الطبقات الکبری، ج1، ص231؛ صحیح ابن خزیمه، ج2، ص49؛ فضائل المدینه، ص41.&amp;lt;/ref&amp;gt;فرد دیگری، پیامبر(ص) را در مسجد قبا در حالی دید که در نماز از پاپوش استفاده می‌کرد. &amp;lt;ref&amp;gt;الطبقات الکبری، ج1، ص451.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==مسجد قبا و اهل بیت==&lt;br /&gt;
مسجد قبا نیز علاوه بر دارا بودن فضایل و حرمت طبیعی خود، به دلیل مسجد بودن، مورد توصیه خاص پیامبر(ص) و اهل بیت قرار گرفته بود. [[امام جعفر بن محمد(ع)]]، با تکیه بر اینکه مسجد قبا نخستین مسجدی بود که پیامبر(ص) پس از ورود به مدینه در آن نماز خواند، به اهمیت این مسجد تاکید نموده است. &amp;lt;ref&amp;gt;منتهی المطلب، ج2، ص889.&amp;lt;/ref&amp;gt; پیامبر(ص)، در حدیثی که منابع مختلف شیعی و عامه با‌اندک جزییاتی آن را نقل کرده‌اند، دو رکعت نماز در مسجد قبا را برابر با [[عمره]] دانست. &amp;lt;ref&amp;gt;المصنف، ابن ابی شیبه، ج7، ص565؛ فضائل المدینه، ص41؛ الطبقات الکبری، ج1، ص230.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در روایتی دیگر، مسجد قبا، در میان مشاهد شهر مدینه، مورد تاکید بیشتر قرار گرفته است. در این روایت امام صادق(ع)، در جواب شخصی که از اولویت و ترتیب زیارات مشاهد مدینه سؤال کرد، فرمود: «از مسجد قبا شروع کن؛ چراکه آن نخستین مسجد در مدینه است که رسول خدا(ص) در آن نماز گزارد». &amp;lt;ref&amp;gt;کامل الزیارات‏، ص26.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مسجد قبا، به لحاظ تاریخی و اعتقادی نیز، ارتباط وثیقی با اهل بیت دارد. با توجه به برخی از منابع، ساخت مسجد قبا، به دستور پیامبر(ص)، پس از رسیدن [[علی بن ابی‌طالب(ع)]] به قبا، آغاز شد. &amp;lt;ref&amp;gt;المعجم الکبیر، ج2، ص246؛ تاریخ جرجان، ص155؛ سبل الهدی و الرشاد، ج3، ص268.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این مسجد، پس از رحلت رسول خدا(ص) نیز، محلی برای افشاگری و وشنگری صحابه راستین پیامبر(ص)؛ عمار از اقدامات [[عثمان بن عفان]] بود. برخی منابع، شهادت عمار در دفاع از علی بن ابی‌طالب(ع) در [[جنگ صفین]] را، ناشی از کینه‌ورزی هواداران عثمان، از سخنان وی در مسجد قبا، دانسته‌اند. &amp;lt;ref&amp;gt;الطبقات الکبری، ج3، ص223؛ انساب الاشراف، ج2، ص315.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پیوستگی تاریخی رسول خدا(ص)، اهل بیت و مسجد قبا، باعث شده بود اهالی قبا، در حوادث و فتنه‌‌های پس از رحلت پیامبر، کمتر دچار تردید و اشتباه شوند؛ چراکه در موارد متعدد، توصیه‌‌های پیامبر(ص) در مورد اهل بیت را در مسجد قبا شنیده بودند. از شواهد این روشنگری و وفاداری به سیره و سنت نبوی را می‌توان احتجاج [[عویم بن ساعده انصاری]]، در جلسه سقیفه دانست.&amp;lt;ref&amp;gt;کتاب الردة، محمد بن عمر واقدی، ص34؛ کتاب الفتوح، ج1، صص7 و 8.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==مسجد قبا از منظر عامه==&lt;br /&gt;
مسجد قبا نزد عامه، دارای اهمیت ویژ‌ه‌ای است؛ به‌طوری‌که برخی بزرگان عامه به عبادت در مسجد قبا پس از مسجدالنبی و مرقد پیامبر(ص) سفارش می‌کردند. &amp;lt;ref&amp;gt;الشفا بتعریف حقوق المصطفی، القاضی عیاض، ج2، ص87؛ امتاع الاسماع، ج14، ص619.&amp;lt;/ref&amp;gt; عامه نیز با تمسک به سیره صحابه، به حضور در مسجد قبا اهتمام می‌ورزیدند. حضور در مسجد قبا و بهره‌مندی از فضایل آن، در سیره برخی از صحابه، شکل منظم و مستمری یافته بود. خلیفه دوم، عصر‌های دوشنبه و پنج‌شنبه هر هفته، خود را به مسجد قبا می‌رساند و می‌گفت: «اگر مسجد قبا در ناحیه دوردستی نیز واقع بود، شتران خود را به سوی آن می‌راندیم». &amp;lt;ref&amp;gt;الطبقات الکبری، ج1، ص230؛ المنتظم، ج3، ص95.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برخی از صحابه نیز در روز‌های معینی از هفته، با پای برهنه، به مسجد قبا می‌رفتند. &amp;lt;ref&amp;gt;الطبقات الکبری، ج4، ص146.&amp;lt;/ref&amp;gt;این توجه صحابه باعث شده بود، حاجیان پس از مناسک حج، حضور در مسجد قبا را از جمله آداب زیارتی شهر مدینه بدانند. &amp;lt;ref&amp;gt;بغیة الطلب فی تاریخ حلب‏، کمال‌الدین عمر بن احمد بن ابی‌جرادة بن العدیم، ج7، صص3166 و 3167.&amp;lt;/ref&amp;gt;بهوتی (م1051ق)، از فقهای حنبلی، دو رکعت نماز در مسجد قبا را از سنت و مستحب دانست. &amp;lt;ref&amp;gt;کشاف القناع، ج2، ص601.&amp;lt;/ref&amp;gt;حصفکی (م1088ق)، از فقهای حنفی نیز، مسجد قبا را پس از بیت‌‌المقدس و در زمره چهار مسجد برتر عالم اسلام معرفی کرد. &amp;lt;ref&amp;gt;الدر المختار، ج1، ص709.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==ساختمان مسجد==&lt;br /&gt;
[[پرونده:نمای داخلی مسجد قبا.jpeg|بندانگشتی|نمای داخلی مسجد قبا]]&lt;br /&gt;
تطور تاریخی ساختمان این مسجد را می‌توان در خلال برخی از گزارش‌‌های حدیثی یا تاریخی، به نحوی ناقص ترسیم کرد. [[امام جعفر بن محمدالصادق(ع)]] در روایتی تنها اثر تغییر نیافته از عهد پیامبر(ص) در مدینه را مسجد قبا دانستند. &amp;lt;ref&amp;gt;وسائل الشیعة، ج14، ص355.&amp;lt;/ref&amp;gt; ازاین‌رو می‌توان ساختمان و بنای مسجد قبا تا اواسط قرن دوم هجری را نسبتاً دست نخورده و اصیل دانست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[مقدسی]]، از معجم‌نگاران قرن چهارم، مسجد قبا را مسجدی دارای صحنی سنگچین و بزرگ توصیف کرده، &amp;lt;ref&amp;gt;احسن التقاسیم، ص82.&amp;lt;/ref&amp;gt; و مقریزی به نقل از ابو‌غسان، مسجد قبا را چنین توصیف کرده است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;quot;مسجد قبا به صورت مربع و طول هر ضلعش 66 ذرع است. این مسجد دارای محوطه‌ای به وسعت 50 در (ع) ذرع است که 3 باب در ورودی، 33 ستون و 14 قندیل دارد. &amp;lt;ref&amp;gt;امتاع الاسماع، ج10، ص78.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ماذنه مسجد قبا، در سال‌های نخست، پله‌کانی بود که آن را «النعامه» می‌خواندند. &amp;lt;ref&amp;gt;امتاع الاسماع، ج10، ص77.&amp;lt;/ref&amp;gt; اما در بازسازی‌‌های بعدی، ماذنه‌ای در محل قلعه‌ای که کنار مسجد واقع بود، ساخته شد. &amp;lt;ref&amp;gt;معجم البلدان، ج4، ص196.&amp;lt;/ref&amp;gt; این قلعه که در اصطلاح معماری آن دوره «اطم» خوانده می‌شد، به این دلیل که در ابتدای مدینه قرار داشت، «غره» نام گرفته بود؛ چنانچه سه روز اول هر ماه را نیز «غرر» می‌نامند. &amp;lt;ref&amp;gt;معجم البلدان، ج4، ص196.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ساختمان جديد آن در صفر ١۴٠۵ه‍ شروع شد و مساحت ١،٣٣٣متر مربعى آن به ۶،٠٠٠ متر مربع افزايش يافت و با ۵۶ قبه و گنبد به قطر ۵/٣٠ متر و گنبد بزرگ با قطر هر يک ۴٢ متر به ارتفاع بين ١٨/٣٠ تا ٢۴/٣٠ متر داراى چهار مناره به طول هر يک ۴٢ متر با تجهيزات مدرن افتتاح شد. &amp;lt;ref&amp;gt;سیری در اماکن سرزمین وحی، ص56.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
==منابع ==&lt;br /&gt;
{{منابع}}&lt;br /&gt;
{{برگرفتگی&lt;br /&gt;
|پیش از لینک =کتاب&lt;br /&gt;
|منبع = مساجد مهم جهان اسلام، حامد قرائتی،&lt;br /&gt;
|پس از لینک = بخش «مسجد قبا»،&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;الدر المختار شرح تنویر الابصار وجامع البحار&#039;&#039;&#039;، محمد بن علی بن محمد بن عبد الرحمن الحنفی الحصکفی، المحقق: عبد المنعم خلیل ابراهیم، دار الکتب العلمیة، 2002م/1423ق.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039; کشاف القناع عن متن الاقناع&#039;&#039;&#039;، منصور بن یونس بن ادریس البهوتی، 1983م/1403ق.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;بغیة الطلب فی تاریخ حلب&#039;&#039;&#039;، کمال الدین ابن العدیم عمر بن احمد بن ابی جرادة، المحقق: سهیل زکار.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;المنتظم فی تاریخ الامم و الملوک&#039;&#039;&#039;، ابن‌جوزی، عبدالرحمن بن علی، تحقیق: عطا، مصطفی عبدالقادر، دار الکتب العلمیه، بیروت - لبنان.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;الشفا بتعریف حقوق المصطفی&#039;&#039;&#039;، قاضی عیاض، عیاض بن موسی، محقق: رفاعی، اسامه، دار الفیحاء، عمان - اردن.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;الردة&#039;&#039;&#039;، واقدی، محمد بن عمر، محقق: جبوری، یحیی وهیب، دار الغرب الاسلامی، بیروت - لبنان، 1410ق.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;تاریخ جرجان&#039;&#039;&#039;، سهمی، حمزه بن یوسف، ناشر: عالم الکتب، بیروت - لبنان.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;منتهی المطلب&#039;&#039;&#039;، علامه حلی، حسن بن یوسف، [بی نا].&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;صحیح ابن خزیمة&#039;&#039;&#039;، محمد بن اسحاق بن خزیمة، المحقق: محمد مصطفی الاعظمی، المکتب الاسلامی - بیروت.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;احکام و مناسک حج&#039;&#039;&#039;، منتظری، حسینعلی، ناشر: نشر سایه، قم - ایران، 1386ش.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;المصنف&#039;&#039;&#039;، صنعانی، عبدالرزاق بن همام، محقق: اعاظمی، حبیب الرحمن، المجلس العلمی، بیروت - لبنان، 1403ق.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;سنن الدارمی&#039;&#039;&#039;، دارمی، عبدالله بن عبدالرحمن، دار الفکر، بیروت - لبنان، 1420ق.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;سیری در اماکن سرزمین وحی&#039;&#039;&#039;، حسنی، علی‌‌اکبر، محل نشر: تهران - ایران، 1371ش.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;عوالی اللئالی العزیزیة فی الاحادیث الدینیة&#039;&#039;&#039;، ابن‌ابی‌جمهور، محمد بن زین‌الدین، محقق: عراقی، مجتبی، قم - ایران، 1403ق.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;الاصفی فی تفسیر القرآن&#039;&#039;&#039;، فیض کاشانی، محمد بن شاه مرتضی، مرکز النشر التابع لمکتب الاعلام الاسلامی، قم - ایران، 1418ق.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;دعائم الاسلام&#039;&#039;&#039;، ابن حیون، نعمان بن محمد، محقق: فیضی، آصف، موسسه آل البیت (علیهم‌السّلام) لاحیاء التراث، قم.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;جامع البیان فی تفسیر القرآن&#039;&#039;&#039;، طبری، محمد بن جریر، ناشر: دار المعرفة، بیروت - لبنان.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;سنن الترمذی&#039;&#039;&#039;، محمد بن عیسی ترمذی (م٢٧٩ق)،  به کوشش عبدالوهاب عبداللطیف، بیروت، دار الفکر، ١4٠٢ق.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;صحیح مسلم&#039;&#039;&#039;، مسلم بن حجاج نیشابوری (م٢6١ق)،  به کوشش محمد سالم‌هاشم، اول، بیروت، دار الکتب العلمیه، ١4١5ق.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;کامل الزیارات&#039;&#039;&#039;، جعفر بن محمد بن جعفر (ابن قولویه قمی)،  تصحیح: بهراد الجعفری، ط١، تهران، صدوق، ١٣٧5ه. ش.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;الاستیعاب فی معرفة الاصحاب&#039;&#039;&#039;، ابن عبدالبر، تحقیق: علی محمد البجاوی، بیروت، دار الجیل، ١٩٩٢م.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;وسائل الشیعة&#039;&#039;&#039;، محمد بن الحسن (الحر العاملی)،  ط ١، قم، مؤسسة آل البیت (علیهم‌السّلام) لاحیاء التراث، ١4١٢ه. ق.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;مجمع البیان فی تفسیر القرآن&#039;&#039;&#039;، فضل بن الحسن الطبرسی (م54٨ق)،  بیروت، دار المعرفه و افست، تهران، ناصر خسرو، ١4٠6ق.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;تاریخ المدینه المنوره&#039;&#039;&#039;، ابن شبه، ابو زید عمر بن شبه النمیری البصری، قم، دار الفکر، ١٣6٨ش.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;تاریخ الامم و الملوک&#039;&#039;&#039;، ابو جعفر محمد بن جریر الطبری (م ٣١٠)،  تحقیق محمد ابو الفضل ابراهیم، چاپ دوم، بیروت، دار التراث، ١٩6٧م.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;اسد الغابة فی معرفة الصحابة&#039;&#039;&#039;، عز الدین بن الاثیر ابو الحسن علی بن محمد الجزری (م 6٣٠)،  بیروت، دار الفکر، ١٩٨٩م.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;السیرة النبویة&#039;&#039;&#039;، عبدالملک بن هشام الحمیری المعافری (م ٢١٨)،  تحقیق مصطفی السقا و ابراهیم الابیاری و عبدالحفیظ شلبی، بیروت، دار المعرفة، بی‌تا.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;الکشف و البیان عن تفسیر القرآن&#039;&#039;&#039;، ثعلبی، احمد بن محمد، محقق: ابن عاشور، ابی محمد، ناشر: دار احیاء التراث العربی، بیروت - لبنان.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;الاصابة فی تمییز الصحابة&#039;&#039;&#039;، احمد بن علی بن حجر العسقلانی (م ٨5٢)،  تحقیق عادل احمد عبدالموجود و علی محمد معوض، چاپ اول، بیروت، دارالکتب العلمیة، ١٩٩5م.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;دلائل النبوة&#039;&#039;&#039;، بیهقی، تهران ١٣6١ ه‌. ق. &lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;اعلام الوری باعلام الهدی&#039;&#039;&#039;، فضل بن حسن طبرسی، قم، آل البیت، ١4١٧ق. &lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;البلدان&#039;&#039;&#039;، ابن الفقیه، احمد بن محمد بن اسحاق الهمذانی، انتشارات بنیاد فرهنگ ایران، ١٣4٩ش.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;المعجم الکبیر&#039;&#039;&#039;، سلیمان بن احمد الطبرانی، به کوشش عبدالمجید السلفی، ١4٠5ق.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;احسن التقاسیم فی معرفة الاقالیم&#039;&#039;&#039;، ابو عبدالله محمد بن احمد مقدسی، چاپ سوم، القاهرة، مکتبة مدبولی، ١4١١ ق.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;امتاع الاسماع بما للنبی من الاحوال و الاموال و الحفدة و المتاع&#039;&#039;&#039;، تقی الدین احمد بن علی المقریزی (م ٨45)،  تحقیق محمد عبدالحمید النمیسی، چاپ اول، بیروت، دار الکتب العلمیة، ١٩٩٩م.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;معجم قبائل العرب&#039;&#039;&#039;، عمر رضا کحاله.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;الفتوح&#039;&#039;&#039;، ابن اعثم کوفی، تحقیق: علی شیری، چاپ اول، بیروت، دارالاضواء، ١٩٩١م.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;الطبقات الکبری&#039;&#039;&#039;، ابن سعد، تحقیق محمد عبدالقادر عطا، چاپ اول، بیروت، دارالکتب العلمیة، ١4١٠ه. ق١٩٩٠/م.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;انساب الاشراف&#039;&#039;&#039;، بلاذری احمد بن یحیی، تحقیق سهیل زکّار و ریاض زرکلی، بیروت، دارالفکر، ١4١٧ه. ق١٩٩6/م.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;المعجم الکبیر&#039;&#039;&#039;، سلیمان بن احمد الطبرانی، به کوشش عبدالمجید السلفی، ١4٠5ق.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;سبل الهدی و الرشاد&#039;&#039;&#039;، محمد بن یوسف صالحی دمشقی، بیروت، دار الکتب العلمیة، ١4١4ق.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;تفسیر ابن کثیر&#039;&#039;&#039;، به کوشش یوسف مرعشلی، چاپ سوم، بیروت، دارالمعرفه، ١4٠٩ق.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;زندگانی محمد(ص) پیامبر اسلام&#039;&#039;&#039;، ابن هشام، عبد الملک بن هشام، مترجم: رسولی،‌هاشم، تهران - ایران، 1348ش.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;تاریخ اسلام و وفیات المشاهیر و الاعلام&#039;&#039;&#039;، ذهبی، تحقیق: عمر عبدالسلام تدمری، چاپ دوم، دارالکتاب العربی، ١٩٩٣م. &lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;br /&gt;
{{مساجد}}&lt;br /&gt;
{{مکان‌های مقدس اسلامی}}&lt;br /&gt;
{{اماکن مدینه}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:مقاله‌های در دست ویرایش]]&lt;br /&gt;
[[رده:مسجدهای مدینه]]&lt;br /&gt;
[[رده:مسجدهای مهم اسلامی]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Z mohammad</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikihaj.com/index.php?title=%D9%85%D8%B3%D8%AC%D8%AF_%D8%A7%D9%84%D8%A7%D9%82%D8%B5%DB%8C&amp;diff=24149</id>
		<title>مسجد الاقصی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikihaj.com/index.php?title=%D9%85%D8%B3%D8%AC%D8%AF_%D8%A7%D9%84%D8%A7%D9%82%D8%B5%DB%8C&amp;diff=24149"/>
		<updated>2019-09-19T21:10:31Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Z mohammad: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات مسجد&lt;br /&gt;
| عرض جعبه            = &lt;br /&gt;
| نام                 =مسجد الاقصی &lt;br /&gt;
| نام دیگر            =بیت المقدس &lt;br /&gt;
| تصویر               =نمای کلی مسجد الاقصی.jpg &lt;br /&gt;
| اندازه تصویر        =300px &lt;br /&gt;
| توضیح تصویر         =نمای کلی مسجد الاقصی&lt;br /&gt;
| عنوان تصویر         = &lt;br /&gt;
| مکان                =فلسطین اشغالی، مرکز شهر بیت‌‌المقدس  &lt;br /&gt;
| مختصات              = &lt;br /&gt;
| مذهب                = &lt;br /&gt;
| پایه‌گذاری‌شده در     =قرن اول قمری &lt;br /&gt;
| پایه‌گذار            = &lt;br /&gt;
| دارنده              = &lt;br /&gt;
| گرداننده            = &lt;br /&gt;
| روحانی              = &lt;br /&gt;
| معمار               = &lt;br /&gt;
| سبک معماری          = &lt;br /&gt;
| گنجایش              = &lt;br /&gt;
| طول                 = &lt;br /&gt;
| عرض                 = &lt;br /&gt;
| مساحت               = &lt;br /&gt;
| بلندی               = &lt;br /&gt;
| تعداد گنبد          = &lt;br /&gt;
| بلندی گنبد از بیرون = &lt;br /&gt;
| بلندی گنبد از درون  = &lt;br /&gt;
| تعداد مناره         = &lt;br /&gt;
| بلندی مناره         = &lt;br /&gt;
| مصالح               = &lt;br /&gt;
| پیمان‌کار            = &lt;br /&gt;
| هزینه ساخت          = &lt;br /&gt;
| نوسازی              = &lt;br /&gt;
| وب‌گاه               = &lt;br /&gt;
| ویژگی‌های دیگر       = &lt;br /&gt;
| پانویس              = &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;مسجدالاقصی&#039;&#039;&#039;، سومین مسجد مقدس از مسجدهای جهان اسلامی، پس از [[مسجدالحرام]] و [[مسجدالنبی]]، نخستین قبله‌گاه مسلمانان و در شهر بیت‌المقدس قرار دارد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مسجدالاقصی یا بیت‌المقدس که در منابع بیش از 20 نام برای آن ذکر شده، بر اساس آیات قرآن و روایات، محل عروج [[پیامبر اسلام(ص)]] بوده است. بنابر آنچه در منابع آمده، سازندگان مسجدالاقصی را می‌توان [[ملائکه]]، [[حضرت آدم(ع)]] و فرزندان آدم یا برخی انبیای الهی دانست که فرض تجدید بنای مسجد به دست افراد متاخر، محتمل می‌نماید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این مسجد که دربردارنده مقام‌ها و مشاهد شریفی همچون [[مقام جبرئیل]]، [[محراب حضرت خضر]]، [[محراب حضرت زکریا]]، [[محراب حضرت مریم]]، [[مقام رسول الله|مقام رسول گرامی اسلام]](ص) و ... است، در طول تاریخ بارها تجدید بنا شد، از جمله در عهد [[عبدالملک بن مروان]] خلیفه اموی؛ همچنین مسجد در سال 583 هجری قمری توسط [[صلاح‌الدین ایوبی]] مرمت شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مسجدالاقصی نزد مسلمانان، یهودیان و مسیحیان محترم است و در احادیث اسلامی در کنار مسجدالحرام و مسجدالنبی از مساجد بافضلیت  و بقاع متبرک دانسته شده  و همچنین در [[قرآن مجید]] در [[سوره اسراء]] در آیات مربوط به معراج پیامبر اسلام(ص) از  مسجدالاقصی نام برده شده است.&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
ساختمانی که امروزه مسجدالاقصی نامیده می‌شود، در دوره عبدالملک بن مروان در قرن نخست قمری تأسیس شده و در دوره‌های مختلف بازسازی و تعمیر شده است. این مسجد، وسط شهر دایره شکلِ بیت‌‌المقدس و میان حصاری واقع است که به حصار سلیمان خوانده می‌شود. این حصار علاوه بر مسجدالاقصی و [[قبة ‌الصخره]]، سایر مشاهد را در بر گرفته است. در جهت شرق، کوهی قرار دارد که بر حرم اشراف دارد و حد فاصل کوه و حرم، منطقه‌ای است که به «وادی جهنم» یا «[[طور]]» شناخته می‌شود. &amp;lt;ref&amp;gt;مسالک الابصار، ج3، ص543.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==اسامی مسجدالاقصی==&lt;br /&gt;
برخی مورخان بیش از بیست نام برای مسجدالاقصی برشمرده‌اند. &amp;lt;ref&amp;gt;فتح الباری، ابن حجر، ج3، ص53؛ المعالم الاثیرة، ص84.&amp;lt;/ref&amp;gt;منشا این تعدد اسامی را می‌توان در تقدس این مکان برای ادیان مختلف، و وقایع گوناگون رخ داده در این مسجد دانست. در [[قرآن کریم]]، دو نام {{قلم رنگ|سبز|﴿الْمَسْجِدِ الْاَقْصَـی﴾}} (اسراء:1)و {{قلم رنگ|سبز|﴿رَبْوَةٍ ذاتِ قَرارٍ وَ مَعِینٍ﴾}}؛ «سرزمین مرتفع و دارای امنیت و آب جاری...»(مؤمنون:50) برای این مسجد ذکر شده است. اسامی این مسجد عبارت‌اند از:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* مسجدالاقصی؛ در وجه  نامیده شدن این مسجد به «اقصی» چنین گفته‌اند:&lt;br /&gt;
مسافت زیاد این مسجد با [[کعبه]]،&amp;lt;ref&amp;gt;فتح الباري، ج6، ص291.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[مسجدالحرام]]، اعراب، اهل مکه یا [[رسول خدا(ص)]]، موجب نامیده شدن این مسجد به &amp;quot;الاقصی&amp;quot; بوده است. &amp;lt;ref&amp;gt;سبل الهدي و الرشاد، ج3، ص17؛ امتاع الاسماع، ج8، ص196؛ سبل الهدي و الرشاد، ج3، ص17.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
* مسجد ایلیا؛ &amp;lt;ref&amp;gt;فتح الباری، ج3، ص53؛ معجم البلدان، ج1، ص375.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* بیت‌‌المَقدِس؛&amp;lt;ref&amp;gt;اسدالغابة، ابن اثیر جزری، ج6، ص284؛ اخبار مکة، ازرقی، ج2، ص64.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* بیت‌المُقدَّس؛&amp;lt;ref&amp;gt;معجم البلدان‏، ج5، ص166.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* بیت‌القُدس؛&amp;lt;ref&amp;gt;معجم البلدان‏، ج5، ص167.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* سَلَم (شَلم)؛&amp;lt;ref&amp;gt;فتح الباری، ج3، ص53.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* شَلام؛&amp;lt;ref&amp;gt;معجم البلدان‏، ج5، ص166.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* بیت اِیل؛&amp;lt;ref&amp;gt;معجم البلدان‏، ج5، ص166‏؛ فتح الباری، ج3، ص53.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* صِهیون؛&amp;lt;ref&amp;gt;فتح الباری، ج3، ص53؛ المعالم الاثیرة، ص84.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* صلعون؛&amp;lt;ref&amp;gt;المعالم الاثیرة، ص84.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* اُوری شَلم (اُوری سَلم)، کوره الیاء، مصرث، بابُوس (بابُوش)،  کورشیلاء، فُسط مصر، اَرض محشر و منشر، المحفوظه، مفرقّه و مدینة الجنه.&amp;lt;ref&amp;gt;المعالم الاثیرة، ص84.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==بنیان‌گذاران مسجدالاقصی==&lt;br /&gt;
قدمت و گستره زمانی، همچنین جایگاه اجتماعی و مذهبی مسجدالاقصی نزد اقوام، نژادها، ادیان و مذاهب مختلف، باعث شده است که نه ‌تنها در موضوع نام‌گذاری، بلکه در موضوع بنیان‌گذاران این مسجد نیز نظر‌های مختلفی ارائه شود. [[محمد بن یوسف صالحی شامی]] (م942ق) در کتاب خود، مجموعه‌ای از اسامی را به عنوان بنیان‌گذاران مسجدالاقصی برشمرده است. &amp;lt;ref&amp;gt;المعالم الاثیرة، ص84.&amp;lt;/ref&amp;gt; با تکیه بر کتاب وی و سایر منابع، سازندگان مسجدالاقصی را می‌توان این چنین نام برد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [[ملائکه خداوند]]؛ &amp;lt;ref&amp;gt;المعالم الاثیرة، ص84.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [[حضرت آدم]]؛ برخی معتقدند پس از آنکه [[حضرت آدم(ع)]] به سوی کعبه نماز ‌گزارد، مامور شد بیت‌‌المقدس را قبله‌گاه خود سازد. ازاین‌رو در آنجا مسجدی بنا کرد تا قبله‌گاه خود و گروهی از اعقابش باشد. &amp;lt;ref&amp;gt;المعالم الاثیرة، ص84.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* فرزندان حضرت آدم؛ [[ابن جوزی]] و [[قرطبی]]، ساخته شدن مسجدالحرام و مسجدالاقصی به دست فرزندان آدم(ع) و تجدید بنا شدن آنها از سوی [[حضرت ابراهیم(ع)]] و [[حضرت سلیمان(ع)]] را محتمل دانسته‌اند. &amp;lt;ref&amp;gt;سبل الهدی و الرشاد، ج1، ص145.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [[سام بن نوح]]؛ &amp;lt;ref&amp;gt;سبل الهدی و الرشاد، ج1، ص145.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ایلیا؛ گروهی معتقدند که بنیان‌گذار مسجدالاقصی، [[ایلیا بن ارم بن نوح]] (ع) بود و حضرت داوود و سلیمان توسعه‌دهندگان آن بودند. &amp;lt;ref&amp;gt;سبل الهدی و الرشاد، ج1، ص145.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [[حضرت یعقوب(ع)]]؛&amp;lt;ref&amp;gt;اخبار مکة، ج2، ص64.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [[حضرت داوود(ع)]]؛&amp;lt;ref&amp;gt;سبل الهدی و الرشاد، ج1، صص144 و 145.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [[حضرت سلیمان(ع)]]؛&amp;lt;ref&amp;gt;الانساب، ج12، ص390.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گرچه بنیان‌گذاران پیش‌گفته به لحاظ استناد تاریخی، محل تامل و نظر و در موارد بسیار، متکی به منابع اسطوره‌ای اهل کتاب هستند، اما چنان‌که مؤلف کتاب «[[المعالم الاثیره فی السنة و السیره]]» نیز به آن معتقد است، بیشتر این نظرات قابل جمع بوده و تعارضی با یکدیگر ندارند؛ چراکه فاصله زمانی هر کدام از بنیان‌گذاران پیش‌گفته، فرض تجدید بنای مسجد به دستان ایشان را محتمل می‌کند. &amp;lt;ref&amp;gt;المعالم الاثیرة، ص63.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==ساختمان مسجدالاقصی==&lt;br /&gt;
[[پرونده:باب الرحمه در مسجد الاقصی.jpg|بندانگشتی|باب الرحمه در مسجد الاقصی]]&lt;br /&gt;
[[محمد حسن شراب]]، از محققان معاصر، مسجدالاقصی و سایر مشاهد داخل حرم را چنین توصیف می‌کند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مسجدالاقصی در قسمت جنوبی صحن حرم واقع شده و هرگاه کسی از سمت شمال وارد مسجد شود، مقابل خود با رواق بزرگی مواجه می‏‌شود که در زمان [[الملک المعظم عیسی]]، فرمانروای دمشق (634ق)، ساخته شده است که بعدها آن را نوسازی کرده‌‏اند... یک ورودی برای مسجد زنان، واقع در رکن جنوب غربی مسجد، وجود دارد که از دو رواق تشکیل شده است. این دو رواق از سمت غرب، 53 متر امتداد دارند و به جامع مغاربه متصل می‏‌شوند... سمت شمال غربی نیز ایوان بزرگی قرار دارد که نزدیک آن، ایوان زیبایی موسوم به محراب [[زکریا]] واقع شده است... در اطراف مسجدالاقصی، نُه گنبد قرار دارد که در دوره‌های مختلف ساخته شده‌‏اند. &amp;lt;ref&amp;gt;البدایة و النهایه، ج1، ص162.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مسجدالاقصی در عهد [[عبدالملک بن مروان]]، تجدید بنا شد که خراج هفت‌ ساله [[مصر]] برای این کار در نظر گرفته شده بود.&amp;lt;ref&amp;gt;روضة الواعظین، ص647؛ معجم البلدان‏، ج5، ص167؛ سبل الهدی و الرشاد، ج1، صص143 و 144.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[ناصر خسرو]] در‌‌های مسجدالاقصی را نه در می‌دانست که مشهور‌ترین آنها عبارت‌اند از: باب النبی، باب العین، باب الحِطه و باب السکینه.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خدمت‌گزاران مسجد از طایفه‌ای به نام «[[اخماس|اَخماس]]» بودند. آنها بردگانی بودند که عبدالملک بن مروان برای نگهداری از مسجدالاقصی گماشته بود. نام‌گذاری آنها به اخماس، بدین دلیل بود که آنها خمس اسیرانی بودند که در جنگ‌ها به دست می‌آمدند. این طایفه، مانند [[بنی‌شیبه]] در [[کعبه]]، عهده‌دار رسیدگی به امور مسجدالاقصی بودند و غیر از ایشان، کسی مجاز به خدمت نبود. &amp;lt;ref&amp;gt;احسن التقاسیم، ج1، ص236.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==مشاهد و آثار مسجدالاقصی==&lt;br /&gt;
[[پرونده:محراب زکریا در مسجد الاقصی.jpg|بندانگشتی|محراب زکریای پیامبر در مسجد الاقصی]]&lt;br /&gt;
صرف نظر از مقام‌ها و مشاهدی که پیرامون مسجد واقع‌اند، خود مسجدالاقصی نیز دارای آثار و یادگار‌های انبیا: و اولیای الهی و برخی از دولت‌مردان است. مقام‌‌های موجود در مسجدالاقصی عبارت‌اند از:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [[مقام جبرئیل]]؛&amp;lt;ref&amp;gt;سفرنامه ناصرخسرو، ص45.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [[محراب حضرت خضر]]؛ &amp;lt;ref&amp;gt;سفرنامه ناصرخسرو، ص45.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [[محراب حضرت زکریا]]؛ &amp;lt;ref&amp;gt;آثار البلاد و اخبار العباد، ص218.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [[محراب حضرت مریم]]؛ &amp;lt;ref&amp;gt;آثار البلاد و اخبار العباد، ص218.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [[محراب حضرت داوود]]؛ موضعی است تراشیده شده از سنگ در ساحت شمالی مسجد. &amp;lt;ref&amp;gt;سفرنامه ناصرخسرو، ص44.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [[مقام سلیمان]]؛ در نزدیکی محراب [[حضرت داوود(ع)]]، سکویی از سنگ قرار دارد که گفته می‌شود هنگام ساخت مسجد، کرسی حضرت سلیمان(ع) بوده است. &amp;lt;ref&amp;gt;سفرنامه ناصرخسرو، ص44.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* جایگاه‌‌های نمل، نور، کعبه و صراط: این جایگاه‌ها در شبستان پراکنده‌اند. &amp;lt;ref&amp;gt;سفرنامه ناصرخسرو، ص44.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [[عصای آبنوس]]؛ [[یاقوت حموی]] (م626ق) و [[زکریا بن محمد قزوینی]] (م682ق) از عصایی نام می‌برند که به ‌دست حضرت سلیمان(ع) در گوشه مسجد نصب شد و هر کس به غیر از انبیا، اولیا و فرزندان ایشان آن را لمس کند، دستش را خواهد سوزاند. &amp;lt;ref&amp;gt;سفرنامه ناصرخسرو، ص44.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [[مقام تابوت سکینه]]؛ مسجدی در دهلیز باب السکینه واقع است که دارای محراب‌‌های متعدد است و [[تابوت سکینه]]، که در قرآن نیز از آن یاد شده، در آن نگهداری می‌شود. ناصر خسرو از بسته بودن همیشگی درِ این مسجد خبر داده است. &amp;lt;ref&amp;gt;سفرنامه ناصرخسرو، صص55 و 56.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [[مقام مهد حضرت عیسی]]؛ زیر مسجدالاقصی، اتاقکی قرار دارد که گفته می‌شود محل نگهداری حضرت عیسی(ع) بوده است.&amp;lt;ref&amp;gt;سفرنامه ناصرخسرو، صص55 و 56.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [[مقام رسول گرامی اسلام(ص)]]؛ &amp;lt;ref&amp;gt;احسن التقاسیم، ج1، ص238.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [[مقام حمزة بن عبدالمطلب]]؛ نزدیکی باب النبی، در ابعاد سپری بزرگ، نقشی بر دیوار سنگی حک شده است. عامه مردم معتقدند که این نقش، اثر سپر [[حمزة بن عبدالمطلب]] است که هنگام تکیه دادن بر این دیوار نقش بسته است. &amp;lt;ref&amp;gt;معجم البلدان‏، ج5، ص168؛ آثار البلاد و اخبار العباد، ص216.&amp;lt;/ref&amp;gt; این در حالی است که با توجه به شهادت حمزه در سال 3 هجری، نمی‌توان به گزارشی مبنی بر حضور وی در مسجدالاقصی دست یافت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [[محراب خلفا]]؛ ناصر خسرو (م481ق) نیز به دو محراب در سمت چپ و راست محراب اصلی شبستان اشاره کرده است که به ترتیب منسوب به [[خلیفه دوم]] و [[معاویة ابن ابی‌سفیان]] هستند. &amp;lt;ref&amp;gt;سفرنامه ناصرخسرو، ص48.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با مقایسه توصیف‌هایی که از مسجدالاقصی در ادوار مختلف تاریخی ارائه شده است، می‌توان ساختمان این مسجد را بنایی با اصالت تاریخی و تطور ظاهری دانست؛ به‌طوری‌که برخی از نقش‌ها و بناها بر اساس تلاش دولتمردان برای به یادگار گذاشتن اثری از خود، در این مسجد به ‌جا مانده است&amp;lt;ref&amp;gt;الاشارات الی معرفة الزیارات‏، ص33.&amp;lt;/ref&amp;gt; و برخی ریشه در اسطوره‌ها، داستان‌ها و در مستند‌ترین حالت، مبتنی بر منابع اهل کتاب و اسرائیلیات است. تقدس این اماکن نزد اهل کتاب و پیشینه و چینش جمعیتی شهر، که متشکل از مسلمانان، یهودیان و مسیحیان است، از عوامل مهم چنین تاریخ‌سازی‌هایی دانسته می‌شود.&lt;br /&gt;
==مسجدالاقصی در عهد اسلامی==&lt;br /&gt;
در دوره اسلامی، پس از فتح بیت‌‌المقدس به‌ دستور خلیفه دوم، نخستین خلفایی که به توسعه و آبادانی مسجدالاقصی و [[مسجد قبة ‌الصخره]] همت گماشتند، عبدالملک بن مروان و فرزندش [[ولید بن عبدالملک]]، در نیمه دوم قرن اول هجری، بودند. &amp;lt;ref&amp;gt;احسن التقاسیم، ج1، ص236.&amp;lt;/ref&amp;gt;در سال 90ق نیز برخی از حکمرانان مصر، کمک‌‌های شایانی به تزیین و تجدید بنای حرم شریف کردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در پی زلزله‌هایی که در سال‌‌های 130 و 158ق در بیت‌‌المقدس رخ داد و خساراتی بر ابنیه حرم شریف به وجود آورد، برخی از بنا‌های حرم شریف، از جمله مسجدالاقصی و مسجد قبة ‌الصخره، در سال‌‌های 169ق (عهد [[مهدی عباسی]]) و 216ق (عهد [[مامون عباسی]])، تجدید بنا و تعمیر شدند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از دیگر بلا‌های طبیعی، زلزله سال 407ق بود که منجر به تخریب مسجد قبة ‌الصخره شد و [[الظاهر لدین الله فاطمی]] را بر آن داشت که در سال 413ق، اقداماتی برای تعمیر و تجدید بنای مشاهد حرم شریف صورت دهد. &amp;lt;ref&amp;gt;المعالم الاثیرة، ص66.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از اشغال بیت‌‌المقدس به‌ دست صلیبیان، تغییرات بنیادینی در مسجدالاقصی ایجاد شد؛ به نحوی که طایفه «داویه» در قسمت غربی مسجدالاقصی، اقامتگاه‌هایی برای خود ساختند و ملحقاتی چون انبار غله، دستشویی و... نیز برای آن بنا نهادند. مسجدالاقصی به دلیل احترام ویژ‌ه‌ای که برای مسلمانان داشت، به حربه‌ای برای صلیبیان تبدیل شده بود؛ به‌طوری‌که پس از قریب به یک قرن که مسلمانان درصدد بازپس‌گیری بیت‌‌المقدس و مسجدالاقصی برآمدند، صلیبیان، پس از آنکه شکست خود را قطعی دانستند، با تهدید مسلمانان مبنی بر تخریب مسجدالاقصی و سایر مشاهد، مسلمانان را وادار به پذیرش صلح کردند. &amp;lt;ref&amp;gt;الکامل، ج11، ص549.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از بازپس‌گیری مسجد و شهر توسط مسلمانان، [[صلاح‌الدین ایوبی]] فرمان داد تا بناها و مشاهد اسلامی شهر به حال نخستین خود بازگردد. &amp;lt;ref&amp;gt;الکامل، ج11، صص550 و 551.&amp;lt;/ref&amp;gt; بازسازی، اصلاح و تزیین مسجدالاقصی تا مدتی ادامه داشت. آنچه بیش از بنا و عمارت، دستخوش تغییر و دگرگونی شده بود، مناسک و مراسم دینی حرم شریف بود. ازاین‌رو از نخستین اقدامات فاتحان مسلمان، تعیین امام جماعت و واعظ برای مسجدالاقصی، و اقامه نماز جماعت پنج‌گانه در حرم شریف بود. &amp;lt;ref&amp;gt;العبر تاریخ ابن خلدون، ج4، ص472.&amp;lt;/ref&amp;gt; از دیگر اقدامات فاتحان مسجدالاقصی در بازگرداندن گفتمان اسلامی، قرار دادن قرآن‌‌های بسیار در مسجد، تعیین قاریان قرآن مسجدالاقصی و اختصاص دادن مقرری برای آنها، &amp;lt;ref&amp;gt;الکامل، ج11، ص552؛ العبر، تاریخ ابن خلدون، ج4، ص473.&amp;lt;/ref&amp;gt; و ساخت مدارس و مراکز دینی بود. &amp;lt;ref&amp;gt;العبر، تاریخ ابن خلدون، ج4، ص473.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==تاثیرات فرهنگی و سیاسی==&lt;br /&gt;
تاریخ سیاسی و اجتماعی مسجدالاقصی در دوره اسلامی، دارای اهمیت بسزایی است. برخی از موضوعات تاثیرگذار تاریخی این مسجد عبارت‌اند از: آزموده شدن مسلمانان نخستین به واسطه تردید در اسراء پیامبر اسلام(ص) از مسجدالحرام به مسجدالاقصی؛ سرزنش شدن مسلمانان از سوی یهودیان مدینه، به دلیل قبله قرار دادن قبله‌گاه یهودیان؛ رقابت مدعیان خلافت اسلامی و بعدها مسلمانان، یهودیان و مسیحیان در تسلط بر بیت‌المقدس؛ نمادسازی یا محو آثار تمدنی با انگیزه‌‌های دینی و مذهبی؛ مهاجرت‌ها و ترکیب جمعیتی اقلیت‌‌های دینی در این شهر و....&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سده‌‌های نخست اسلامی، اشراف بر حرمین در [[حجاز]] و حرم شریف در بیت‌‌المقدس، بیانگر شایستگی خلفا برای زعامت مسلمانان و صیانت از حدود و ثغور اسلامی دانسته می‌شد. &amp;lt;ref&amp;gt;البدایة و النهایه، ج6، ص250.&amp;lt;/ref&amp;gt; این اهمیت زمانی شدت می‌یافت که مدعیان جدیدی برای عهده‌داری خلافت، ظهور می‌کردند. در این زمان بود که خطبه خواندن به نام هر کدام از مدعیان خلافت، در مسجدالحرام، مسجدالنبی و مسجدالاقصی، نقش مهمی در تقویت جایگاه اجتماعی و سیاسی ایشان داشت. ازاین‌رو در سده‌‌های نخستین، خلفا با تهدید و سلطه نظامی و پس از آن با امتیاز دادن به بزرگان و حاکمان محلی، سعی در جلب حمایت این سه شهر داشتند. ترتیب اولویت این سه مسجد، در منابع و متون دینی بر اساس اهمیت و جایگاه دینی‌شان است. بر این اساس مسجدالحرام در رتبه نخست، مسجدالنبی در رتبه دوم و مسجدالاقصی در رتبه سوم قرار دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از دیگر عوامل تاثیرگذار در جایگاه سیاسی و اجتماعی این سه مسجد، محرک‌‌های سیاسی داخلی و خارجی بود؛ برای نمونه با تصرف شهر [[مکه]] و [[مدینه]] و در پی آن مسجدالحرام و مسجدالنبی، به ‌دست [[عبدالله بن زبیر]]، خلفای اموی سعی بسیاری در پررنگ کردن جایگاه مسجدالاقصی انجام دادند و فضایل مسجدالاقصی بیش از هر زمان دیگری مورد تاکید خلافت اموی و وابستگان آنها قرار گرفت؛ به‌طوری‌که در مقاطعی زیارت مسجدالاقصی را به جای انجام [[مناسک حج]] توصیه می‌کردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از بُعدی دیگر مسجدالاقصی و حرم شریف، موضوعی مشترک برای جهان اسلام دانسته می‌شد. ازاین‌رو می‌توان آن را در موارد متعددی، عامل تعامل و همگرایی نخبگان و دولتمردان اسلامی دانست.&lt;br /&gt;
==مسجدالاقصی و آیات قرآن==&lt;br /&gt;
مسجدالاقصی از معدود اماکن و مشاهدی است که در قرآن کریم به دفعات از آن یاد شده است. از عوامل اهمیت یافتن مسجدالاقصی در قرآن کریم، پیوند تاریخی‌اش با ادیان الهی، به ‌ویژه انبیا و اولیای بنی‌اسرائیل است. مهم‌ترین آیات قرآن، که به نحوی با مسجدالاقصی مرتبط می‌شوند، عبارت‌اند از:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* {{قلم رنگ|سبز|﴿سُبْحانَ الَّذی اَسْری‏ بِعَبْدِهِ لَیْلاً مِنَ الْمسجدالحرام اِلَی الْمسجدالاقصـی الَّذی بارَکْنا حَوْلَهُ لِنُرِیَهُ مِنْ آیاتِنا اِنَّهُ هُوَ السَّمیعُ الْبَصیر﴾}}؛ «پاک و منزه است خدایی که بنده‌‏اش را در یک شب، از مسجدالحرام به مسجدالاقصی ـ که گرداگردش را پربرکت ساخته‏‌ایم ـ برد تا برخی از آیات خود را به او نشان دهیم؛ چراکه او شنوا و بیناست.»(اسراء:1)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این آیه، از جمله آیاتی است که مسجدالاقصی را با تاریخ و آموزه‌‌های اسلامی پیوند می‌دهد. این آیه، تنها به سیر شبانه (اسراء) پیامبر اعظم(ص)، از مسجدالحرام به مسجدالاقصی پرداخته است. این آیه از قرآن کریم از مسجدالاقصی با وصف (بارَکْنا حَوْلَهُ) یاد می‌کند. مبارک چه به معنای «ثبوت خیر الهی در یک چیز» باشد و چه به معنای «زیادت و نمو»،  &amp;lt;ref&amp;gt;سبل الهدی و الرشاد، ج3، ص19.&amp;lt;/ref&amp;gt; بیان‌کننده نوعی کثرت نعمت مادی یا معنوی یا هر دو در پیرامون مسجدالاقصی است.&amp;lt;ref&amp;gt;بحار الانوار، علامه مجلسی، ج3، ص106؛ تفسیر مجمع البیان، طبرسی، ج6، ص218.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* {{قلم رنگ|سبز|﴿وَ سْئَلْ من اَرْسَلْنا من قَبْلِکَ من رُسُلِنا اَ جَعَلْنا من دُونِ الرَّحْمنِ آلِهَةً یُعْبَدُونَ﴾}}؛ «از رسولانی که پیش از تو فرستادیم بپرس: آیا غیر از خداوند رحمان، معبودانی برای پرستش قرار دادیم؟!»(زخرف:45)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این آیه از وقایع رخ‌داده در ماجرای [[معراج]]، در مسجدالاقصی، حکایت می‌کند. در این آیه، پس از اقامه [[نماز جماعت]] توسط پیامبر اعظم(ص)، خداوند به وی فرمان می‌دهد که از رسولان پیش از خود در مورد پروردگارشان سؤال کن! آنان نیز در پاسخ، به وحدانیت خداوند، رسالت پیامبر(ص) و وصایت [[امام علی بن ابی‌طالب(ع)]] شهادت می‌دهند. &amp;lt;ref&amp;gt;الکامل فی التاریخ، ج2، ص52؛ الیقین، سید بن طاووس، تحقیق: انصاری، ص295.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* {{قلم رنگ|سبز|﴿وَ التِّینِ وَ الزَّیْتُون﴾}}؛ «قسم به انجیر و زیتون (یا: قسم به سرزمین شام و بیت‌المقدس).»(تین:1)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نه ‌تنها در منابع تفسیری، بلکه در منابع حدیثی و تاریخی نیز مراد از (الزَّیْتُونِ)،  مسجدالاقصی دانسته شده است. &amp;lt;ref&amp;gt;تفسیر مجمع البیان، ج10، ص393؛ بحار الانوار، ج57، صص203 و 204؛ معجم البلدان، ج1، ص790.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* {{قلم رنگ|سبز|﴿وَ اسْتَمِعْ یَوْمَ یُنادِ الْمُنادِ مِنْ مَکانٍ قَریب﴾}}؛ «و گوش فرا ده و منتظر روزی باش که منادی از مکانی نزدیک ندا می‏‌دهد.»(ق:41)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[فتال نیشابوری]] (م508ق) با استناد به روایتی از [[امام جعفر بن محمد الصادق(ع)]]، مراد از (مَکانٍ قَریب) را صخره بیت‌‌المقدس دانسته است. &amp;lt;ref&amp;gt;روضة الواعظین، فتال نیشابوری، ترجمه: محمود مهدوی دامغانی‏، ص409.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* {{قلم رنگ|سبز|﴿یا قَوْمِ ادْخُلُوا الْاَرْضَ الْمُقَدَّسَةَ الَّتی‏ کَتَبَ اللَّهُ لَکُمْ وَ لا تَرْتَدُّوا عَلی‏ اَدْبارِکُمْ فَتَنْقَلِبُوا خاسِرین﴾}}؛ «‌ای قوم! به سرزمین مقدسی که خداوند برای شما مقرر داشته، وارد شوید و به پشت سر خود بازنگردید (و عقب‌گرد نکنید) که زیانکار خواهید بود!»(مائده:21)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بسیاری از مفسران از جمله [[ابن عباس]]، معتقدند که مراد از (الْاَرْضَ الْمُقَدَّسَةَ)،  بیت‌‌المقدس و مسجدالاقصی بوده&amp;lt;ref&amp;gt;التبیان فی تفسیر القرآن، ج3، ص483.&amp;lt;/ref&amp;gt; و مؤلف کتاب [[روضة الواعظین]] نیز مراد از {الْاَرْضَ الْمُقَدَّسَةَ} را بیت‌‌المقدس دانسته است.&amp;lt;ref&amp;gt;روضة الواعظین، ص409.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* {{قلم رنگ|سبز|﴿وَ مَنْ اَظْلَمُ مِمَّنْ مَنَعَ مَساجِدَ اللَّهِ اَنْ یُذْکَرَ فیهَا اسْمُهُ وَ سَعی‏ فی‏ خَرابِها اُولئِکَ ما کانَ لَهُمْ اَنْ یَدْخُلُوها اِلاَّ خائِفینَ لَهُمْ فِی الدُّنْیا خِزْیٌ وَ لَهُمْ فِی الْآخِرَةِ عَذابٌ عَظیم﴾}}؛ «کیست ستمکارتر از آن کس که از بردن نام خدا در مساجد او جلوگیری کرد و سعی در ویرانی آنها نمود؟ شایسته نیست آنان، جز با ترس و وحشت، وارد این (کانون‌های عبادت) شوند. بهره آنها در دنیا (فقط) رسوایی است و در سرای دیگر، عذاب عظیم (الهی).»(بقره:114)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[محمد بن جریر طبری]] (م310ق) به نقل از مجاهد، مقصود از &amp;quot;مساجد الله&amp;quot; را مسجدالاقصی و مراد از ستمگران را مسیحیان دانسته است؛ &amp;lt;ref&amp;gt;جامع البیان عن تاویل آی القرآن، ج1، ص696.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[ثعلبی]] (م427ق) نیز با توضیحی بیشتر، مراد از &amp;quot;مساجد الله&amp;quot; را بیت‌‌المقدس و محراب‌های آن بیان کرده است. &amp;lt;ref&amp;gt;الکشف والبیان، ثعلبی، تحقیق: ابی محمد بن عاشور، ج1، ص261.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* {{قلم رنگ|سبز|﴿وَ قَضَیْنا اِلی‏ بنی‌اسرائیل فِی الْکِتابِ لَتُفْسِدُنَّ فِی الْاَرْضِ مَرَّتَیْنِ وَ لَتَعْلُنَّ عُلُوًّا کَبیراً... فَاِذا جاءَ وَعْدُ الْآخِرَةِ لِیَسُوؤُا وُجُوهَکُمْ وَ لِیَدْخُلُوا الْمَسْجِدَ کَما دَخَلُوهُ اَوَّلَ مَرَّةٍ وَ لِیُتَبِّرُوا ما عَلَوْا تَتْبیر﴾}}؛ «ما به [[بنی‌اسرائیل]] در کتاب ([[تورات]]) اعلام کردیم که دو بار در زمین فساد خواهید کرد و برتری‏جویی بزرگی خواهید نمود.... و هنگامی که وعده دوم فرا رسد، (آن‌چنان دشمن بر شما سخت خواهد گرفت که) آثار غم و‌ اندوه در صورت‌هایتان ظاهر می‌‏شود و داخل مسجدالاقصی می‏‌شوند؛ همان گونه که بار اول وارد شدند و آنچه را زیر سلطه خود می‌‏گیرند، درهم می‏‌کوبند.»(اسراء:4-7)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برخی از مفسران مقصود از مسجد در (وَ لِیَدْخُلُوا الْمَسْجِدَ) را مسجدالاقصی اعلام کرده‌اند. &amp;lt;ref&amp;gt;تفسیر مجمع البیان، ج6، ص223.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* {{قلم رنگ|سبز|﴿وَ جَعَلْنَا ابْنَ مَرْیَمَ وَ اُمَّهُ آیَةً وَ آوَیْناهُما اِلی رَبْوَةٍ ذاتِ قَرارٍ وَ مَعینٍ﴾}}؛ «و ما فرزند مریم (عیسی‏) و مادرش را آیت و نشانه‌ای قرار دادیم و آنها را در سرزمین مرتفعی، که دارای امنیت و آب جاری بود، جای دادیم.»(مؤمنون:50)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برخی از مفسران مقصود از (ذاتِ قَرارٍ وَ مَعینٍ) را بیت‌‌المقدس دانسته‌اند. &amp;lt;ref&amp;gt;تفسیر القرآن، عبد‌الرزاق الصنعانی، ج3، ص45؛ تفسیر القرآن العظیم، ج3، ص257.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* {{قلم رنگ|سبز|﴿فَتَقَبَّلَها رَبُّها بِقَبُولٍ حَسَنٍ وَ اَنْبَتَها نَباتاً حَسَناً وَ کَفَّلَها زَکَرِیَّا کُلَّما دَخَلَ عَلَیْها زَکَرِیَّا الْمِحْرابَ وَجَدَ عِنْدَها رِزْقاً قالَ یا مَرْیَمُ اَنَّی لَکِ هذا قالَتْ هُوَ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ اِنَّ اللَّهَ یَرْزُقُ مَنْ یَشاءُ بِغَیْرِ حِسابٍ﴾}}؛ «خداوند، او (مریم) را به طرز نیکویی پذیرفت و به طرز شایسته‌‏ای، (نهال وجود) او را رویانید و پرورش داد و کفالت او را به «[[زکریا]]» سپرد. هر زمان زکریا وارد محراب او می‏‌شد، غذای مخصوصی در آنجا می‏‌دید. از او پرسید: «ای مریم! این را از کجا آورده‌‏ای؟» گفت: این از سوی خداست. خداوند به هر کس بخواهد، بی‌حساب روزی می‏‌دهد.»(آل عمران:37)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مفسران قرآن کریم در تفسیر این آیه به شرح و توصیف چگونگی ورود [[حضرت مریم(س)]]، به مسجدالاقصی پرداخته‌اند. &amp;lt;ref&amp;gt;تفسیر مقاتل بن سلیمان، ج1، صص271-273؛ مجمع البیان، ج2، صص739 و 740؛ تفسیر کنز الدقائق، ج3، ص79؛ تفسیر مقاتل بن سلیمان، ج1، صص272 و 273.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* {{قلم رنگ|سبز|﴿یَامَرْیَمُ اقْنُتی لِرَبِّکِ وَ اسْجُدِی وَ ارْکَعِی مَعَ الرَّاکِعِین﴾}}؛ «ای مریم! به شکرانه این نعمت برای پروردگار خود، خضوع کن و سجده به ‌جا آور و با رکوع‏‌کنندگان، رکوع کن!»(آل عمران:43)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به عقیده مفسران این آیه ناظر به عبادات حضرت مریم(س) در مسجدالاقصی است. &amp;lt;ref&amp;gt;تفسیر مقاتل بن سلیمان، ج1، ص276.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==مسجدالاقصی و پیامبر==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پیوند مسجدالاقصی با رسالت پیامبر اکرم(ص)، منحصر در ابعاد تاریخی و پیوستگی‌اش با تاریخ انبیا: نیست؛ بلکه می‌توان ابعاد معرفتی و جهان‌بینی گسترد‌ه‌ای برای آن تصویر کرد. ازاین‌رو می‌توان توجه و عنایت پیامبر اسلام(ص) و معارف اسلامی به بیت‌‌المقدس و مسجدالاقصی را از محور‌‌های این جهان‌بینی دانست. شعائر و نمادهایی چون مسجدالاقصی می‌تواند حکایتگر پیوستگی ادیان آسمانی و ترتب زمانی و کمالی آنها ‌باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موضوعاتی چون ماجرای اسراء و معراج، همچنین جایگاه مسجدالاقصی به عنوان نخستین قبله‌گاه مسلمانان، باعث شده است این مسجد، ارتباط بی‌واسطه و وثیقی با آموزه‌‌های اسلامی و دعوت پیامبر اعظم(ص) داشته باشد. این ارتباط از نخستین سال‌های بعثت پیامبر(ص)، شکل گرفته است؛ آن زمانی که حضرت، در [[مسجدالحرام]] یا در خانه اصحاب یا کوه‌‌های اطراف مکه، به عبادت و موعظه می‌پرداخت. توجه به قبله‌گاه، از طبیعی‌ترین مناسک چنین مجالسی بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
احترام و تقدیس مسجدالاقصی، در رتبه‌ای که قبله‌گاه آخرین و کامل‌ترین دین بود و حتی سیر شبانه پیامبر(ص) به مسجدالاقصی، حکایت از توجه فراگیر و جهان‌شمول دعوت اسلامی دارد که همه خداباوران و پیروان ادیان آسمانی را مخاطب خود ساخته است؛ موضوعی که می‌توانست احبار و بزرگان [[اهل کتاب]] و سایر پیروان ادیان الهی، اعم از مسیحی، یهودی و... را به تامل، تفکر و پذیرش آخرین دین رهنمون شود.&lt;br /&gt;
==مسجدالاقصی و اهل بیت==&lt;br /&gt;
مسجدالاقصی را نمی‌توان دارای پیوند تاریخی معناداری با [[اهل بیت]] دانست؛ زیرا هیچ‌کدام از امامان شیعه، به جز [[مهدی موعود]]، فرصت حضور در مسجدالاقصی را نیافتند. بیت‌‌المقدس در عهد امویان، تحت سیطره سیاسی و فکری ـ مذهبی [[بنی‌امیه]] بود. ائمه نخستین شیعه، به دلیل در اولویت قرار دادن اصلاحات فکری، سیاسی و اجتماعی، و ائمه بعدی نیز، به دلیل قرار گرفتن در محدودیت‌‌های اجتماعی و سیاسی، کمتر فرصت یافتند به سرزمین‌‌های تازه فتح‌شده اسلامی قدم نهند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تاریخ و مشاهد بیت‌‌المقدس گواه این مطلب است که این شهر، نسبت به سایر سرزمین‌‌های اسلامی، دارای محرومیت بیشتری بوده است؛ زیرا مناطقی چون [[یمن]]، [[مصر]]، طبرستان، خراسان و حتی مغرب، شاهد حضور علویان و منتسبان به اهل بیت بوده‌اند، اما نمی‌توان اثر چندانی از حضور ائمه، یا حتی منتسبان و بازماندگان اهل بیت در بیت‌‌المقدس یافت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تنها گزارشی که بر حضور غیر معمول یکی از ائمه در مسجدالاقصی دلالت دارد، گزارشی است که [[حسین بن حمدان خصیبی]] (م334ق) در کتاب خود آورده است. در این گزارش که [[مفضل بن عمر]] روایتگر آن است، امام جعفر بن محمد الصادق(ع) به اتفاق صفوان (به احتمال [[صفوان جمال]])، شب‌هنگام سفری را آغاز می‌کنند. در این سفر، که ساعاتی از شب به طول انجامید، امام صادق(ع) و صفوان به ترتیب در مسجدالحرام، مسجدالاقصی، [[مسجدالنبی]]، [[طور سیناء]]، [[مرقد امام علی بن ابی‌طالب(ع)]] در [[نجف]] و [[مسجد سهله]] حاضر شده و نماز گزاردند. &amp;lt;ref&amp;gt;الهدایة الکبری، ص92.&amp;lt;/ref&amp;gt; این واقعه شباهت‌هایی با گزارش برخی منابع شیعی از اسرای پیامبر(ص) به مسجدالاقصی دارد. &amp;lt;ref&amp;gt;تفسیر القمی، ج2، صص3-5.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==فضایل مسجدالاقصی==&lt;br /&gt;
با مطالعه منابع حدیثی و تاریخی شیعی و عامه، فضایل بسیاری برای مسجدالاقصی در کلام پیامبر آمده است. این احادیث، به دلیل اینکه در زمره احادیث فضایل دانسته می‌شوند، کمتر مورد مداقه سندی و محتوایی واقع شده‌اند. لازم به توجه است که بیت‌‌المقدس نیز از اسامی مسجدالاقصی بوده و در بسیاری از روایات، از این مسجد با عنوان بیت‌‌المقدس یاد شده است. از مهم‌ترین احادیث فضایل مسجدالاقصی عبارت‌اند از:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* «مسجدالاقصی از بقاع برگزیده است.» &amp;lt;ref&amp;gt;التفسیر المنسوب الی الامام الحسن العسکری(ع)‏، ص661.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
* «گناهان کسی که به قصد نماز در مسجدالاقصی از خانه‌اش خارج شود، بخشیده می‌شود.» &amp;lt;ref&amp;gt;سنن النسائی، ج4، ص512.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
* «گناهان کسی که پس از حج‌گزاری، موفق به نماز خواندن در مسجدالنبی و مسجدالاقصی در همان سال شود، بخشیده می‌شود.» &amp;lt;ref&amp;gt;سبل الهدی و الرشاد، ج3، ص110.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
* «بهشت بر کسی که از مسجدالاقصی برای [[حج]] یا [[عمره]] [[احرام]] ببندد، واجب می‌شود.» &amp;lt;ref&amp;gt;الانتصار، ص235؛ المعجم الاوسط، الطبرانی، ج6، ص319.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
* «بدن حضرت آدم(ع)، از خاک بیت‌‌المقدس آفریده شده است.»&amp;lt;ref&amp;gt;روضة الواعظین، ص647.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
* «بیت‌المقدس محل نزول [[ملائکه]] بر بنی‌اسرائیل است.» &amp;lt;ref&amp;gt;روضة الواعظین، ص647.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
* «در مسجدالاقصی درخواستی از خداوند نمی‌شود، مگر آنکه اجابت می‌شود.» &amp;lt;ref&amp;gt;معجم البلدان‏، ج5، ص167؛ البلدان، صص 147و 148.&amp;lt;/ref&amp;gt;  و ... .&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
==منابع ==&lt;br /&gt;
{{منابع}}&lt;br /&gt;
{{برگرفتگی&lt;br /&gt;
|پیش از لینک =کتاب&lt;br /&gt;
|منبع = مساجد مهم جهان اسلام، حامد قرائتی،&lt;br /&gt;
|پس از لینک = بخش «مسجدالاقصی»،&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;تفسیر القمی&#039;&#039;&#039;، قمی، علی بن ابراهیم،محقق: جزایری، طیب، دار الکتاب  قم، 1363ش.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;المعجم الاُوسط&#039;&#039;&#039;، طبرانی، سلیمان بن احمد، دار الحرمین للطباعة و النشر و التوزیع، قاهره - مصر، 1415ق.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;سنن النسایی&#039;&#039;&#039;، نسائی، احمد بن علی، ناشر: [بی نا].&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;التفسیر المنسوب الی الامام ابی محمد الحسن بن علی العسکری علیهم السلام&#039;&#039;&#039;، حسن بن علی(ع)،  مدرسه الامام المهدی(عج)،  قم - ایران،1409ق.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;تفسیر مقاتل بن سلیمان&#039;&#039;&#039;، مقاتل بن سلیمان، محقق: شحاته، عبدالله محمود، دار احیاء التراث العربی،  بیروت - لبنان.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;تفسیر کنز الدقائق و بحر الغرائب&#039;&#039;&#039;، قمی مشهدی، محمد بن محمدرضا، محقق: درگاهی، حسین، وزارة الثقافة و الارشاد الاسلامی، مؤسسة الطبع و النشر، تهران - ایران، 1367ش.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;تفسیر عبد الرزاق&#039;&#039;&#039;، عبد الرزاق بن همام الصنعانی ابو بکر، المحقق: محمود محمد عبده، الناشر: دار الکتب العلمیة،  1419ق / 1999م.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;تفسیر القرآن العظیم&#039;&#039;&#039;، ابن‌کثیر، اسماعیل بن عمر، محقق: عجماوی، محمد فضل،  دار عالم الکتب، ریاض - عربستان،  1425ق.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;الکشف و البیان عن تفسیر القرآن&#039;&#039;&#039;، ثعلبی، احمد بن محمد، محقق: ابن عاشور، ابی محمد، ناشر: دار احیاء التراث العربی، بیروت - لبنان.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;جامع البیان فی تفسیر القرآن&#039;&#039;&#039;، طبری، محمد بن جریر، ناشر: دار المعرفة، بیروت - لبنان.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;المعالم الاثیرة فی السنة و السیرة&#039;&#039;&#039;، شراب، محمد محمد حسن، ناشر: دار الشامیة، بیروت - لبنان، 1411ق.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;اخبار مکة و ما جاء فیها من الآثار&#039;&#039;&#039;، ازرقی، محمد بن عبدالله، محقق: ملحس، رشدی صالح، ناشر: دار الاندلس، بیروت - لبنان، 1416ق.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;فتح الباری شرح صحیح البخاری&#039;&#039;&#039;، ابن حجر عسقلانی، احمد بن علی، ناشر: دار المعرفة،  بیروت - لبنان.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;مسالک الابصار فی ممالک الامصار&#039;&#039;&#039;، ابن فضل الله عمری، احمد بن یحیی، ناشر: المجمع الثقافی، 1424ق.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;امتاع الاسماع&#039;&#039;&#039;، تقي‌الدين احمد بن علي المقريزي، تحقيق: محمد عبد‌الحميد النميسي.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;اسد الغابة فی معرفة الصحابة&#039;&#039;&#039;، عز الدین بن الاثیر ابو الحسن علی بن محمد الجزری (م 6٣٠)،  بیروت، دار الفکر، ١٩٨٩م.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;الانساب&#039;&#039;&#039;، ابو‌سعید عبد‌الکریم بن محمد بن منصور التمیمی السمعانی، تحقیق: عبد‌الرحمن بن یحیی المعلمی الیمانی.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;آثار البلاد و اخبار العباد&#039;&#039;&#039;، زکریا بن محمد بن محمود القزوینی، ترجمه: جهانگیر میرزا قاجار، تصحیح: میرهاشم محدث.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;سفرنامه ناصرخسرو&#039;&#039;&#039;، ناصرخسرو، تصحیح: محمد دبیرسیاقی، 1389ش، تهران: زوّار، چاپ 10.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;الاشارات الی معرفه الزیارات&#039;&#039;&#039;، الهروی، علی بن ابی‌بکر، تحقیق: جانین سوردیل -‌ طومین، 1953م، دمشق: المعهد الفرنسی.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;احسـن التقاسـیم فـی معرفة الاقـالیم&#039;&#039;&#039;، ابوعبدالله محمد بن احمد مقدسـی، تـرجمه‌ علینقی‌ منزوی‌، تهران: شرکت مؤلفان و مترجمان ایران‌، ١٣٦١‌ش.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;الکامل فی التاریخ&#039;&#039;&#039;، ابن اثیر جزری، عزالدین، تصحیح: محمد یوسف دقاقه، بیروت، دارالکتب العلمیه، ١4١5ه. ق١٩٩5/م.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;بحار الانوار الجامعة لدرر اخبار الائمة الاطهار&#039;&#039;&#039;، علامه مجلسی، تهران، اسلامیة، ١٣6٣ش.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;التبیان فی تفسیر القرآن&#039;&#039;&#039;، محمد بن حسن طوسی (م46٠ق)،  به کوشش احمد حبیب العاملی، بیروت، دار احیاء التراث العربی، بی‌تا.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;سبل الهدی و الرشاد&#039;&#039;&#039;، محمد بن یوسف صالحی دمشقی، بیروت، دار الکتب العلمیة، ١4١4ق.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;روضة الواعظین و بصیرة المتعظین&#039;&#039;&#039;، محمد بن فتال نیشابوری، ترجمه: محمود مهدوی دامغانی‌، ١4٢٣ق.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;البلدان&#039;&#039;&#039;، ابن الفقیه، احمد بن محمد بن اسحاق الهمذانی، انتشارات بنیاد فرهنگ ایران، ١٣4٩ش.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;معجم البلدان&#039;&#039;&#039;، یاقوت الحموی، یاقوت بن عبدالله، بیروت: دار صادر.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;الهدایه الکبری&#039;&#039;&#039;، الخصیبی، حسین بن حمدان، 1423ق/2002م، بیروت: مؤسسه البلاغ.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;مجمع البیان فی تفسیر القرآن&#039;&#039;&#039;، فضل بن الحسن الطبرسی (م54٨ق)،  بیروت، دار المعرفه و افست، تهران، ناصر خسرو، ١4٠6ق.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;الیقین&#039;&#039;&#039;، سید بن طاووس، تحقیق: انصاری، قم، 1413 ق.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;البدایة و النهایة&#039;&#039;&#039;، ابو الفداء اسماعیل بن عمر بن کثیر الدمشقی، بیروت، دار الفکر، ١٩٨6م.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;العبر، تاریخ ابن خلدون&#039;&#039;&#039;، عبدالرحمن، ترجمه، عبدالمجید آیتی، مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی، ١٣6٣ه. ش.&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;br /&gt;
{{مساجد}}&lt;br /&gt;
{{مکان‌های مقدس اسلامی}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:مقاله‌های در دست ویرایش]]&lt;br /&gt;
[[رده:مسجدهای مهم اسلامی]]&lt;br /&gt;
[[رده:مکان‌های مذهبی فلسطین]]&lt;br /&gt;
[[رده:مسجدهای بیت المقدس]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Z mohammad</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikihaj.com/index.php?title=%D9%85%D8%B1%D8%A7%D9%82%D8%AF_%D8%A7%D9%84%D8%A8%D8%B5%D8%B1%D9%87_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8)&amp;diff=24148</id>
		<title>مراقد البصره (کتاب)</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikihaj.com/index.php?title=%D9%85%D8%B1%D8%A7%D9%82%D8%AF_%D8%A7%D9%84%D8%A8%D8%B5%D8%B1%D9%87_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8)&amp;diff=24148"/>
		<updated>2019-09-19T21:09:47Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Z mohammad: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&#039;&#039;&#039;کتاب مراقد البصرة لها قصص و حکایات&#039;&#039;&#039;، از معدود آثار مستقلی است که تاکنون درباره مراقد و مکان‌های مقدس استان بصره نگاشته شده است. این کتاب، تالیف [[ولید المحمد]] است که به سال ٢٠١٣ میلادی در بغداد به چاب رسیده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این کتاب با یک مقدمه و چهار فصل تنظیم شده و تلاش مؤلف بر آن است که ضمن معرفی تمام مراقد استان بصره از [[صحابه]]، [[تابعان]]، [[اهل‌بیت (علیهم‌السّلام)]]،  سادات و شاعران، حتی بزرگانی را که در بصره دفن شده‌اند؛ ولی جای قبر آنها مشخص نیست، شرح حال کوتاهی از صاحبان این مراقد و حکایت‌ها یا کرامت‌هایی از آنان بیان کند. مؤلف کتاب همچنین از قدمگاه چهار امام معصوم (علیهم‌السّلام) در استان بصره نیز یاد می‌کند که اکنون زیارتگاه شیعیان این شهر است.&lt;br /&gt;
==توصیف کتاب==&lt;br /&gt;
این کتاب از یک مقدمه و چهار فصل تشکیل شده است.&lt;br /&gt;
===مقدمه===&lt;br /&gt;
مؤلف در مقدمه، شناسایی مراقد بزرگان و نیکان را امری بایسته و لازم می‌داند؛ سپس حدیثی از [[امیرمومنان علی(ع)]] در این باره آورده در وصیت خود به [[امام حسن(ع)]] می‌فرماید:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«احی قلبک بالموعظه... و اعرض علیه اخبار الماضین... و سِر فی دیارهم و آثارهم، فانظر فیما فعلوا، و عما انتقلوا... ‌ای بنی انی و ان لم اکن عمرت عمر من کان قبلی فقد نظرت فی اعمالهم و فکرت فی اخبارهم، و سرت فی آثارهم حتی عدت کاحدهم، بل کانی بما انتهی الی امورهم قد عمرت مع اولهم الی آخرهم». &amp;lt;ref&amp;gt;ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج١6، ص6٢.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===فصل اول===&lt;br /&gt;
فصل اول کتاب شامل مراقد [[صحابه]]، [[تابعین]]، [[اهل‌بیت]]، سادات و شاعران در بصره می‌باشد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* مرقد امام احمد بن علی (ابوشاجور) در المدینه؛&lt;br /&gt;
* [[مرقد عبدالله بن عقیل بن ابی‌طالب]](ع)؛&lt;br /&gt;
* [[مرقد سیدصالح بن علی]] بن امام علی‌هادی(ع) در مطوعه؛&lt;br /&gt;
* [[مرقد سیدحسن جبیلی]] (مشهور به ظاهر بن علی) در جبیله؛&lt;br /&gt;
* [[مرقد سیدجاسم موسوی]] در فاو؛&lt;br /&gt;
* [[مرقد سیدحسن بن علی‌ هادی]](ع) در کوت الزین؛&lt;br /&gt;
* مرقد سلیمان در دیر؛&lt;br /&gt;
* [[مرقد سهل ابوعبدالله]] در ابوخصیب؛&lt;br /&gt;
* [[مرقد سیداحمد یاسری]] در الزبیر؛&lt;br /&gt;
* [[مرقد ثروان بن حسن]] در المدینه؛&lt;br /&gt;
* [[مرقد طلحة بن عبیدالله|مرقد صحابی طلحة بن عبیدالله]] در الزبیر؛&lt;br /&gt;
* [[مرقد سیدرجب رفاعی]] در ابی‌خصیب؛&lt;br /&gt;
* [[مرقد سید‌هاشم موسوی]] در سیبه؛&lt;br /&gt;
* [[مرقد سیدمحمد بن علی]] بن حمزة بن حسن بن عبیدالله بن عباس(ع) در ناحیه الثغر؛&lt;br /&gt;
* [[مرقد زید بن صوحان عبدی|مرقد صحابی زید بن صوحان عبدی]] در کوت الزین؛&lt;br /&gt;
* [[مرقد انس بن مالک|مرقد صحابی انس بن مالک]] در الزبیر؛&lt;br /&gt;
* [[مرقد زبیر بن عوام|مرقد صحابی زبیر بن عوام]] در الزبیر؛&lt;br /&gt;
* [[مرقد حسن بصری]] در الزبیر؛&lt;br /&gt;
* [[مرقد ابن‌سیرین]] در الزبیر؛&lt;br /&gt;
* [[مرقد علی بن یقطین]] در بصره؛&lt;br /&gt;
* مرقد ابی‌الحمد در ابی‌الخصیب؛&lt;br /&gt;
* [[مرقد عباس بن مرداس سلمی|مرقد صحابی عباس بن مرداس سلمی]] در روستای فیاضی در ابی‌الخصیب؛&lt;br /&gt;
* مرقد شیخ محمدامین کواز در محله مشراق؛&lt;br /&gt;
* مرقد ابی‌الجوزی در منطقه عبدالیان علی طریق ابی‌الخضیب؛&lt;br /&gt;
* مرقد شاعر بدر شاکر سیاب در الزبیر.&lt;br /&gt;
===فصل دوم===&lt;br /&gt;
فصل دوم کتاب درباره قدمگاه‌های مبارک اهل‌بیت در سرزمین بصره است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [[قدمگاه امام علی (بصره)|قدمگاه امام علی]](ع) در الزبیر؛&lt;br /&gt;
* [[قدمگاه امام موسی کاظم (بصره)|قدمگاه امام موسی کاظم]](ع) در ناحیه الدیر؛&lt;br /&gt;
* [[​قدمگاه امام رضا (بصره)|قدمگاه امام رضا]](ع) در شط العرب؛&lt;br /&gt;
* [[قدمگاه امام مهدی (بصره)|قدمگاه امام مهدی(عج)]] در ناحیه الدیر.&lt;br /&gt;
===فصل سوم===&lt;br /&gt;
فصل سوم کتاب، در مورد صحابه، تابعین، سادات و شاعرانی می‌باشد که در بصره دفن شده‌اند، اما جای قبورشان نامعلوم است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [[حکیم بن جبله عبدی]]؛&lt;br /&gt;
* [[جعفر بن اسحاق بن موسی کاظم]](ع)؛&lt;br /&gt;
* [[ابوداود سجستانی]]؛&lt;br /&gt;
* صحابی [[نفیع بن حارث]] (ابوبکره)؛&lt;br /&gt;
* [[سفیان ثوری]]؛&lt;br /&gt;
* صحابی [[عبدالرحمن بن سمره قرشی]]؛&lt;br /&gt;
* صحابی [[عائذ بن عمرو مزنی]] (ابوهبیره)؛&lt;br /&gt;
* [[هند بن ابی‌هاله]]؛&lt;br /&gt;
* [[حارث بن نوفل|حارث]] بن [[نوفل بن حارث|نوفل]] بن [[حارث بن عبدالمطلب]]؛&lt;br /&gt;
* [[خلیل بن احمد فراهیدی]]؛&lt;br /&gt;
* جعبری؛&lt;br /&gt;
* شاعر سریجی اوالی؛&lt;br /&gt;
* [[مالک بن دینار]]؛&lt;br /&gt;
* اسماعیل بن محمود آل بالیل موسوی؛&lt;br /&gt;
* مفجع بصری؛&lt;br /&gt;
* حریری؛&lt;br /&gt;
* [[تنوخی]]؛&lt;br /&gt;
* شیخ محسن بن شیخ محمد؛&lt;br /&gt;
* محمد بن ابراهیم شیرازی؛&lt;br /&gt;
* مسلم بن عبدالله.&lt;br /&gt;
===فصل چهارم===&lt;br /&gt;
فصل چهارم کتاب، با این عنوان شروع می‌شود: «مراقد فی البصره قید التحقق لمعرفه حکایاتها» و دربردارنده مرقدهای ذیل است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [[مرقد صالح بن علی‌ هادی]] در قرنه (شافی)؛&lt;br /&gt;
* [[مرقد عون بن علی]] در قرنه؛&lt;br /&gt;
* مرقد شخصی که صاحب آن شناخته شده نیست در جنوب ابی‌الخصیب (فاو)؛&lt;br /&gt;
* [[مرقد عاصف بن علی]] در معقل؛&lt;br /&gt;
* [[مرقد خلیفة بن علی]] در محله مناوی لجم فی عشار؛&lt;br /&gt;
* [[مرقد عبدالله بن علی]] در عشار.&lt;br /&gt;
==روش مؤلف در نگارش==&lt;br /&gt;
مؤلف کوشیده است تا تمام مراقد استان بصره را معرفی و شرح کوتاهی از شخصیت مدفون در آن و حکایات مربوط به آن را بیان کند. استان بصره شامل شهرهای المدینه، القرنه، شط العرب، البصره، ابوالخصیب، الفاو و الزبیر می‌باشد و مؤلف تمام مراقد این شهرها را معرفی کرده است. وی همه این مراقد را با صرف‌نظر از مذهب شخصیت مدفون در آن معرفی کرده است و پس از توضیحی کوتاه درباره هر شخصیت، کرامت یا حکایتی از صاحب قبر بیان می‌کند. یکی از ضعف‌های کتاب این است که بسیار کم به منابع مراجعه کرده و اگر هم مراجعه کرده، مصدر را بیان نکرده است. کتاب «مراقد البصرة لها قصص و حکایات»، در 175 صفحه از سوی &amp;quot;مکتبه عدنان&amp;quot; در سال ١٣٩٢ش منتشر شده است.&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
==منابع ==&lt;br /&gt;
{{منابع}}&lt;br /&gt;
{{برگرفتگی&lt;br /&gt;
|پیش از لینک =&lt;br /&gt;
|منبع = فصلنامه فرهنگ زیارت، ش 21.&lt;br /&gt;
|پس از لینک = بخش «پژوهشى نو درباره مراقد بصره»، ص231-234.&lt;br /&gt;
| لینک =http://lib.hajj.ir/View/fa/Book/BookView/Image/1374/1/231&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;شرح نهج البلاغه&#039;&#039;&#039;، ابن ابی‌الحدید، به کوشش اعلمی، بیروت، ١4١5ق.&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:مقاله‌های در دست ویرایش]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب‌های با موضوع زیارت]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Z mohammad</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikihaj.com/index.php?title=%D9%85%D9%88%D8%B5%D9%84&amp;diff=24147</id>
		<title>موصل</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikihaj.com/index.php?title=%D9%85%D9%88%D8%B5%D9%84&amp;diff=24147"/>
		<updated>2019-09-19T21:08:56Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Z mohammad: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&lt;br /&gt;
{{جعبه اطلاعات شهر&lt;br /&gt;
| عنوان            =&lt;br /&gt;
| تصویر            =شهر موصل.jpg&lt;br /&gt;
| توضیح تصویر      = نمایی از شهر موصل&lt;br /&gt;
| اندازه تصویر     =350px&lt;br /&gt;
| طول جغرافیایی    =&lt;br /&gt;
|عرض جغرافیایی     =&lt;br /&gt;
| ویژگی            =سومین شهر بزرگ [[عراق]]، مرکز نفتی این کشور و مرکز استان نینوا&lt;br /&gt;
| کشور             = &amp;lt;!-- عراق --&amp;gt;&lt;br /&gt;
| استان            =نینوا&lt;br /&gt;
| مساحت            =&lt;br /&gt;
| جمعیت کل         =سرشماری سال 1401 ق.(1360 ش.) نیم میلیون نفر&lt;br /&gt;
| نام محلی         =&lt;br /&gt;
| زبان             =عربی، کردی&lt;br /&gt;
| نژاد             =عرب، کرد، ایزدی&lt;br /&gt;
| ادیان            =[[مسلمان]]، [[مسیحی]]، [[یزیدیه]]&lt;br /&gt;
| مذهب             =[[شیعه]]، [[اهل سنت]]، [[ارمنی]]، [[آشوری]]&lt;br /&gt;
| جمعیت مسلمان     =&lt;br /&gt;
| جمعیت شیعه       =&lt;br /&gt;
| نام قدیم         =&lt;br /&gt;
| سال تأسیس        =&lt;br /&gt;
| قدمت             =دوران [[پیشدادیان]]&lt;br /&gt;
| پیشینه اسلام      =&lt;br /&gt;
| پیشینه تشیع      =&lt;br /&gt;
| وقایع مهم        =&lt;br /&gt;
| مکان‌های تاریخی     =&lt;br /&gt;
| زیارتگاه         =&lt;br /&gt;
| قبرستان‌ها        =&lt;br /&gt;
| حوزه علمیه       =&lt;br /&gt;
| مساجد            =[[جامع الکبیر]]، [[مسجد العتیق]]&lt;br /&gt;
|حسینیه‌ها          =&lt;br /&gt;
| مؤسسات           =&lt;br /&gt;
| مذهبی            =&lt;br /&gt;
| اجتماعی          =&lt;br /&gt;
| سیاسی            =&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;موصل&#039;&#039;&#039;، سومین شهر بزرگ [[عراق]] و مرکز نفتی این کشور، محسوب می‌گردد. این شهر مرکز استان نینواست که در وجه نام‌گذاری آن دیدگاه‌های فراوانی مطرح است و تا پیش از پروژه سنی‌سازی صدام، بیشتر ساکنان آن شیعیان بودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بنای موصل، به دوران [[پیشدادیان]] باز می‌گردد که روزگاری مرکز [[حکومت آشور]] بوده و تاریخ‌نگاران، جهانگردان و جغرافی‌دانان بسیاری، شرح مشاهدات خود از این شهر را، در مکتوبات‌شان به رشته تحریر درآورده‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این شهر به سبب موقعیت راهبردی خود در طول تاریخ، محل نزاع حکومت‌های گوناگون بوده و فراز و نشیب‌های فراوانی را پشت سر نهاده است. موصل تنها راه نفوذ سپاهیان روم به عراق و [[شام]] بود؛ ازاین‌رو مسلمانان به فتح این شهر روی آوردند و [[امیر مؤمنان(ع)]] در زمان خلافت خود، حاکمان کاردان و قدرتمندی بر این شهر گماشتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ویژگی‌هایی مانند موقعیت خاص جغرافیایی و قرارگیری در مسیرهای مهم تجاری، بهره‌مندی از خاک حاصلخیز [[بین‌النهرین]] و نیز چاه‌های نفت فراوان بر اهمیت شهر موصل افزوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مشاهیر مسلمان بسیاری در علوم عقلی، نقلی، ادبیات و هنر، از این دیار برخاسته‌اند. به رغم آن‌‌که موصل قرن‌ها تحت سلطه [[بنی‌‌امیه]]، [[بنی‌‌عباس]] و نیز دولت عثمانی بود و ساکنان آن غالباً اهل فن بوده‌اند، و شیعیان حضوری باشکوه در این منطقه داشتند.&amp;lt;ref&amp;gt;مهاجرت قبایل عربی در صدر اسلام، صالح احمد العلی، ترجمه‌هادی انصاری، ص123؛ جغرافیای تاریخی کشورهای اسلامی، حسین قره‌چانلو، جاول، ص287؛ تاریخ شیعه، علامه محمدحسین مظفر، ترجمه سید محمدباقر حجتی، ص177.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==پیشینه تاریخی==&lt;br /&gt;
عراق امروزی همان قلمرو جغرافیایی است که در زمان قیمومیت [[بریتانیا]] بنیان نهاده شد و مرزهای آن توسط ابرقدرت‌های متفق در جنگ جهانی اول تقسیم گردید. موصل، [[بصره]] و بغداد در زمان فرمانروایی [[مدحت‌‌پاشا]]، حاکم عثمانی هر کدام ولایت یا استان مستقلی بودند، اما در محافل جهانی واژه «بین‌‌النهرین» را برای این نواحی به کار می‌بردند.&amp;lt;ref&amp;gt;مجمل تاریخ العراق الدولی فی العهد العثمانی، قاهره، مؤسّسه تحقیقات عالی دانشگاه‌های دولت‌های عربی، 1966م، ص7.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«مَوصِل» که در تلفظ رایج، به آن مُوصل می‌گویند، در گذر تاریخ تحولات گوناگونی یافته است. این شهر بر کرانه باختری [[رود دجله]] که قدمت آن به اعصار کهن می‌رسد و در هنگام طلوع [[اسلام]] و [[بعثت رسول اکرم]](ص)، از ایالات امپراتوری ساسانی به شمار می‌رفت که در دوران [[عمر بن خطاب|خلیفه دوم]]، توسط مسلمانان فتح گردید و امویان آن را مرکز ولایت جزیره قرار دادند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مسلمانان بنای موصل را به اعصار اسطوره‌ای و زمان [[پیشدادیان]] نسبت می‌دهند. این منطقه از ایالات امپراتوری ساسانی به شمار می‌آمد و اردشیر نامیده می‌شد. پس ا ز اسلام، سپاه کوفه آن را به تصرف درآورد. اولین کسی که موصل را به صورت کانونی شهری درآورد و عده‌ای از اعراب را در آن سکونت داد، «[[عرفجة بن هرثمة بارقی]]» حاکم وقت موصل از جانب امویان بود. وی مسجد جامعی نیز برای موصل ساخت. این شهر در زمان [[مروانیان]] بسیار گسترش یافت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==قله قلمرو جزیره==&lt;br /&gt;
[[پرونده:موصل در قله جزیره.png|بندانگشتی]]&lt;br /&gt;
مسلمانان، نواحی شمالی [[عراق]] را «جزیره» می‌نامیدند؛ زیرا دشت‌های پهناورش را آب‌های دو رودخانه دجله و فرات احاطه کرده بود. شهرهای عمده این ناحیه عبارت بود از: موصل، «آمد» و «رقّه». &amp;lt;ref&amp;gt;جغرافیای تاریخی سرزمین‌های خلافت‌های شرقی، گای لسترنج، ترجمه محمود عرفان، ص4.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در این منطقه بود که خداوند متعال توبه قوم یونس را پذیرفت و چشمه‌ای را در آن جاری ساخت. [[ذوالقرنین]] از آن‌‌جا روانه ظلمات گردید. ماجرای [[جرجیس پیامبر]] در این ناحیه رخ داد. این‌جا یکی از زمزمه‌های مسلمانان و از پایگاه‌های مهم ایشان است. این دیار حلقه ارتباط عراق و [[شام]] و کوچ‌نشینان عرب در دوره اسلام است.&amp;lt;ref&amp;gt;احسن التقاسیم فی معرفة الاقالیم، مقدسی، بخش اول، ص190-192.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این منطقه، در سال‌های آغازین گسترش دولت اسلامی از اهمیت فوق‌‌العاده‌ای برخوردار بوده؛ زیرا تنها راه نفوذ سپاه روم به سرزمین‌های [[سوریه]] و عراق بود. آنان از این طریق قادر بودند این دو سرزمین را تهدید کنند. جزیره به [[ارمنستان]] و [[آذربایجان]] نیز متصل بود و مسلمانان با استقرار رزمندگان در بخش‌های مختلف آن، بر این نقاط استیلا پیدا کردند. در هنگام خلافت حضرت علی(ع)، جزیره مهم‌ترین مسیری بود که آن حضرت و سپاهیانش قادر بودند از آن‌جا به جانب شام حرکت کنند و قدرت غاصبانه [[معاویه]] را متزلزل کنند. به همین دلیل معاویه این مرز را که تهدیدی برای حکومت او بود، بست و عده‌ای را که به دلیل علاقه به عثمان و نیز خصومت با امیر مومنان علی(ع) به شام گریخته و به او پناهنده شده بودند، در این نواحی سکنی داد.&amp;lt;ref&amp;gt;ایران فی صورة الارض، ابن حوقل، ج2، ص184؛ پیکار صفین، منقری، ص13؛ مهاجرت قبایل عربی در صدر اسلام، ص118.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==علت نام‌گذاری==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درباره وجه تسمیه موصل، دیدگاه‌های گوناگونی مطرح شده است؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در زمان حضرت علی(ع) به این منطقه «استان زوابی» اطلاق می‌شد. [[نصر بن مزاحم منقری]] می‌گوید:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;quot;[[معقل بن قیس ریاحی]] که از جانب حضرت علی(ع)، برای صف‌آرایی در برابر سپاهیان معاویه، به رقّه اعزام گردیده بود، پس به حرکت خود ادامه داد تا به حدیثه رسید، که آن زمان صرفاً توقفگاه افراد عبوری بوده و بعدها [[محمد بن مروان]] شهر موصل را در حوالی آن‌‌جا بنا کرد. &amp;lt;ref&amp;gt;پیکار صفین، ص206.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موصل به «دیار ربیعه» هم معروف می‌باشد؛ زیرا بعد از فتح نواحی شمالی عراق توسط رزمندگان مسلمان، [[قبیله ربیحه]] به این ناحیه کوچ کرد و در موصل کنونی اقامت گزید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موصل را «حدّ باء» و «امّ الربیعیّن» نیز لقب داده‌اند و از آن جهت به موصل معروف گردیده که منطقه جزیره، یعنی شمال عراق را به بین‌‌النهرین فعلی وصل می‌کند و نیز گفته‌اند چون این سرزمین بین روم و عراق، از نظر تجاری نقش مواصلاتی داشته، به این نام مشهور گردیده است. عده‌ای نیز بر این اعتقادند که موصل ناحیه‌ای است که فرهنگ رومیان را به فرهنگ بین‌‌النهرین نزدیک می‌کرده است. &amp;lt;ref&amp;gt;احسن التقاسیم، بخش اول، ص192-193.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==مختصات جغرافیایی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«نینوا» یکی از هجده استان عراق است که مرکز آن شهر موصل است. این استان در شمال غربی این سرزمین قرار دارد و با استان دهوک در شمال و شمال شرقی، اربیل و تامین (کرکوک) در شرق، صلاح‌الدین در جنوب شرقی، استان انبار در جنوب و جنوب غربی و و سوریه در غرب و شمال غربی هم‌مرز است. &amp;lt;ref&amp;gt;اطلس جامع گیتاشناسی، سعید بختیاری، ص40؛ تاریخ سیاسی اقتصادی عراق، علی بیگدلی، ص72.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موصل که شهری صنعتی و مرکز نفتی عراق به شمار می‌رود، در 350 کیلومتری شمال غربی بغداد و بر کرانه راست رود دجله و مقابل شهر تاریخی نینوا قرار دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موصل به عنوان مرکز اداری و سیاسی نینوا، سومین شهر بزرگ عراق بعد از بصره می‌باشد که رودخانه دجله از میان آن می‌گذرد. ناهمواری‌های موصل اگرچه چندان مرتفع نیست، اما در تعدیل اقلیم این منطقه موثر است و در رواج کشاورزی دیم، گسترش چراگاه‌ها و مراتع و در نتیجه رونق دامداری بی‌تاثیر نبوده‌ است. میانگین بارندگی سالانه در موصل به حدود 375 میلی‌متر می‌رسد. متوسط حداقل درجه حرارت در موصل به حدود 13 درجه و میانگین حداکثر دما به حدود 28 درجه سانتی‌گراد می‌رسد.&lt;br /&gt;
==موصل در عصر خلفا==&lt;br /&gt;
منطقه موصل و حوالی و توابع آن، هنگام طلوع اسلام و گسترش دولت اسلامی، از اهمیت فراوانی برخوردار بود؛ زیرا تنها راه نفوذ سپاهیان روم به سرزمین شام و عراق به شمار می‌رفت و آنان قادر بودند کانون‌های مرکزی جهان اسلام را از این منقطه مورد تهدید قرار دهند. در سال 20 هجری «[[عتبة بن فرقد سلمی|عتبة بن فرقد سُلمی]]» به حکومت موصل گماشته شد. اهالی نینوا با او وارد نبرد شدند و عتبه نینوا را در این جنگ‌ها فتح کرد و از رودخانه دجله عبور نمود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در موصل دِیرهایی وجود داشت که ساکنان آن‌ها به شرط پرداخت جزیه، با مسلمانان صلح کردند. عتبه سپس قریه‌های آن منطقه را گشود و مسلمانان را بر این نقاط مسلط ساخت. پس از مدتی وی از حکومت موصل عزل گردید و «[[عرفجة بن هرثمه]]» حاکم آن نواحی گردید. &amp;lt;ref&amp;gt;فتوح البلدان، احمد بن یحیی بلاذری، ‌ص465-467.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==موصل در زمان امیر مؤمنان==&lt;br /&gt;
[[حضرت علی(ع)]] از سال 35 هجری که زمامدار مسلمین را عهده‌دار گردید، کوفه را مرکز خلافت خود قرار داد. چهار منطقه مرکز کوفه به حساب می‌آمد: حلوان، ماسبذان، قرقیسیا و موصل که چهارمی اهمیت سوق‌الجیشی داشت؛ زیرا موصل از یک طرف با مرکز حکومت غاصبانه معاویه یعنی شام هم‌مرز بود و از سوی دیگر با قلمرو رومیان مرز مشترک داشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از این جهت امیر مؤمنان(ع) تصمیم گرفت فردی لایق، کاردان و مورد اطمینان را بر این ناحیه بگمارد. این شخص [[سعد بن مسعود ثقفی]] از یاران آن امام همام بود. &amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ یعقوبی، ج2، ص201؛ انساب الاشراف، بلاذری، ج2، ص158؛ معصوم دوم، جواد فاضل، ج2، ص93؛ سیمای کارگزاران علی بن ابی‌طالب، ج1، ص272.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[مالک اشتر]] نیز مدتی از جانب امیر مومنان(ع) کارگزار منطقه جزیره واقع در شمال عراق از جمله موصل بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مالک اشتر به عنوان استاندار این قلمرو وسیع و حساس مشغول انجام وظیفه بود تا آن‌‌که کار بر [[محمد بن ابی‌بکر]] در [[مصر]] دشوار گردید و از این روی حضرت علی(ع) نامه‌ای به مالک نوشت و از او خواست تا فرد مطمئنی را جانشین خود کرده و به کوفه بازگردد. مالک طبق دستور حضرت عمل کرد و «[[شبیب بن عامر ازدی]]» را جانشین خود در جزیره و موصل قرار داد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او مشغول خدمت در این مسئولیت گردید تا این‌که متوجه شد «[[عبدالرحمن بن قباث]]» از سوی معاویه به سرزمین موصل حمله کرده است. از این روی با همکاری [[کمیل بن زیاد]] نیروهای ابن‌‌قباث را دچار هزیمت نمود و از سرحدّات حضرت علی(ع) بیرون راند و برای این‌که معاویه بار دیگر به فکر حمله به جزیره نیفتد، به سرحدّات شام یورش برد تا به بعلبک (از توابع [[لبنان]]) رسید؛ سپس بازگشت و به رقّه حمله بُرد و قوای معاویه را درهم کوبید. این حمله موفقیت‌آمیز موجب شد که حضرت علی(ع) درباره‌اش بفرماید: «خداوند شبیب را رحمت کند؛ زیرا تهاجمی را دور کرد و خیلی زود پیروزی را به ارمغان آورد».  &amp;lt;ref&amp;gt;پیکار صفین، ص26-27؛ اخبار الطوال، دینوری، ص154؛ بحارالانوار، ج32، ص358؛ شرح نهج‌‌البلاغه، ابن ابی‌‌الحدید، ج6، ص74؛ الکامل فی التاریخ، ج4 ص199؛ انساب الاشراف، ج2، ص475.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==صف‌آرایی سپاه مختار و امویان==&lt;br /&gt;
پس از حماسه عاشورا، شهادت [[امام حسین(ع)]] و استیلای [[بنی‌‌امیه]]، در میان مسلمانان نفرتی نسبت به امویان شکل گرفت. گروهی از اهالی کوفه که وقایع کربلا آنان را غمگین ساخته بود، به گرد [[مختار بن ابی‌‌عبید ثقفی]] اجتماع کردند. او هم به داعیه خون‌خواهی امام حسین(ع) در کوفه قیام کرد و سپس به شمال عراق لشکر کشید و موصل را ضمیمه حکومت خود کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[عبدالملک بن مروان]] در سال 66 هجری با هدف استیلا بر [[حجاز]] و عراق، [[عبیدالله بن زیاد]] را فرمان داد تا به انقلاب مختار پایان دهد. ابن‌‌زیاد نیز به موصل روی آورد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«[[یزید بن انس]]» با سه‌‌هزار نیرو از جانب مختار ماموریت یافت تا این فتنه را خاموش کند. ارتش او در موصل اردو زد و بدون لحظه‌ای درنگ به آرایش نظامی پرداخت و پیش از طلوع آفتاب با قوای ابن‌‌زیاد درگیر شد. در این نبرد سپاه شام قلع و قمع گردید و مقرّ فرماندهی آنان تصرف شد. یزید بن انس در عصر روز سوم نبرد، درگذشت و نیروهای تحت امر ابن‌ انس تصمیم به بازگشت گرفتند. مختار که وضع را چنین دید، بلافاصله [[ابراهیم بن مالک اشتر]] را موظف کرد خود را به نیروهای یزید بن انس رسانده، آن‌ها را تحت امر خود درآورده و از همان‌‌جا به سوی دشمن حرکت کند. &amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ طبری، ج6، ‌ص43؛ کامل ابن اثیر، ج4، ص230؛ بحار الانوار، ج45، ص373.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این بار عبیدالله بن زیاد با سپاه شام در موصل با قوای ابراهیم بن مالک اشتر روبه‌رو گردید و نبردی سخت میان دو گروه درگرفت. سرانجام نه تنها سپاه اموی دچار هزیمت گشت، بلکه عبیدالله بن زیاد، [[حصین بن نمیر]]، [[شرحبیل بن ذی‌الکلاع]] و تنی چند از اشراف فاسد شام در این نبرد به هلاکت رسیدند. ابراهیم بن اشتر به شهر نصیبین رفت و در آن‌‌جا اقامت گزید و منطقه موصل را به استیلای خود درآورد. آن‌گاه فردی را به جانشینی خود در جزیره برگزید و خود راهی کوفه شد. &amp;lt;ref&amp;gt;مروج الذهب، ج2، ص100-101؛ التنبیه والاشراف، ص291-292.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==موصل در عصر بنی‌عباس==&lt;br /&gt;
با وجود اختناق بنی‌‌عباس در شمال عراق، تشیع در سرزمین موصل شکوفا و باشکوه بود. در هنگام روی کار آمدن [[بنی‌‌عباس]] و در روزگار [[ابوالعباس سفاح|ابوالعباس سفّاح]]، موصل یکی از دوازده ایالت سرزمین تحت قلمرو این سلسله بود. در عهد [[منصور عباسی]] جنبش‌های بزرگ شیعی در بسیاری از شهرهای اسلامی شکل گرفت.&amp;lt;ref&amp;gt;مبارزات شیعیان در دوره نخست خلافت عباسیان، سمیره مختار اللیثی، ص158-159.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موسی، فرزند مهدی عباسی ملقب به «هادی» که از سال 169 هجری به خلافت رسید، به قساوت قلب و تهوّر معروف بود. او در حرمسرایی که در کنار موصل برای خود ساخته بود، به قتل رسید؛ در حالی که بیست‌‌وپنج سال داشت و از خلافت او یک سال سپری گردیده بود. &amp;lt;ref&amp;gt;تتمة المنتهی، محدث قمی، ص151؛ تاریخ ملل و دول اسلامی، ص157.&amp;lt;/ref&amp;gt; در همین ایام «[[حرشی]]» حاکم موصل بود و بر ساکنان آن بسیار سخت می‌گرفت. به همین دلیل موصل از رونق بازایستاد و برخی دهکده‌های اطراف آن که در این هنگام آباد بودند، ویران گردید.&amp;lt;ref&amp;gt;مهاجرت قبایل عربی در صدر اسلام، ص50.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[مامون]]، [[طاهر بن حسین]] یکی از سردارنش را به حکمرانی موصل برگزید. &amp;lt;ref&amp;gt;مبارزات شیعیان در دوره نخست خلافت عباسیان، ص336.&amp;lt;/ref&amp;gt; در عهد حکومت [[منتصر عباسی]] که بعد از [[متوکل]] روی کار آمده بود، «[[ابوالعمود شاری]]» در موصل خروج کرد و بسیاری از مخالفان دولت عباسی او پیوستند اما پس از مدتی درگیری، شاری شکست خورد و اسیر گردید. &amp;lt;ref&amp;gt;مروج الذهب، ج2، ص543.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==نزاع صفویه و عثمانی==&lt;br /&gt;
به هنگام روی کار آمدن [[شاه اسماعیل صفوی]]، ترکمانان مستقر در موصل، دم از استقلال می‌زدند. شاه اسماعیل نیز در 913ق با لشکری مجهز و آراسته، موکب خود را به سوی این قلمرو حرکت داد. جنگی سخت درگرفت و لشکر صفوی موصل و دیار بکر را به تصرف درآورد. شاه اسماعیل پس از تسخیر این نقاط، در سال بعد بغداد را فتح کرد و برای زیارت [[آستان مقدس امیر مؤمنان(ع)]] به عتبات عراق آمد. &amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ عالم‌‌آرای عباسی، جاول، ص31-32؛ تاریخ ایران زمین، ص268.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در زمان فرمانروایی [[شاه عباس اول]]، [[حسن‌‌پاشا]] حاکم موصل به قصد تصرف بغداد حرکت کرد که در این میان، سپاه صفوی از راه رسیدند و آنان را محاصره کردند. نیروهای صفوی پیش از آن‌‌‌که امدادگران موصلی برسند، قلعه بغداد را فتح کردند و حسن‌‌پاشا عاقبت مغلوب جنود قزلباش گردید. اکثر نیروهای او کشته شدند و اموالشان به غنیمت گرفته شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از تسخیر قلعه بغداد و قتل حسن‌‌پاشا در بغداد، شاه عباس یکی از سپهسالار ایران را با فوجی به جانب موصل فرستاد تا آن نواحی را زیر فرمان دولت صفوی درآورد. سرانجام لشکر صفوی به آن منطقه مستولی گردید.&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ عالم آرای عباسی، نیمه دوم، جدوم، ص1006-1009.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سال دوم سلطنت [[شاه صفی]] (1038-1052ق) سپاه عثمانی به متصرفات این دولت شیعی هجوم آورد و موصل، ‌کردستان و نواحی غربی ایران را تصرف کرد. اما یک بار دیگر صفویان ولایات اشغال شده را تسخیر کردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سرانجام با معاهده صلح بین ایران و عثمانی در 1049ق نبردهای دیرینه این دو دولت اسلامی که یک‌‌ونیم قرن ادامه داشت، پایان یافت و حدود مرزی بین ایران و عراق تعیین گردید که تاکنون با‌اندک تغییری ثابت مانده است. سلطه عثمانی نه تنها بر موصل و جزیره، بلکه بر بین النهرین و توابع آن مورد تائید قرار گرفت و بدین‌‌گونه سرزمین عراق از نظارت ایران عصر صفوی بیرون آمد، تا آن‌‌که دوره سلطنت [[نادرشاه افشار]] فرا رسید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وی در صدد بود که بین مذاهب اسلامی نوعی اتحاد و انسجام به وجود آورد، اما فرمانروایان عثمانی حاضر نبودند [[مذهب شیعه]] را در ذیل مذاهب اسلامی بپذیرند و آن را [[بدعت]] در دین می‌شمردند. نادر در تابستان 1156ق بعد از لغو معاهده صلح با عثمانی، با سپاه عظیمی به بین‌‌النهرین یورش بُرد و موصل را به محاصره درآورد و کرکوک و بغداد را آماج حملات خود قرار داد، اما این حملات با تحمل خسارات و تلفات سنگین سرکوب شد. سرانجام طرفین به این نتیجه رسیدند که هیچ‌‌کدام نمی‌توانند به پیروزی قطعی دست یابد و از این روی در 1159ق قرارداد صلحی میان آنها منعقد شد. در پیمان جدید، باز هم بین‌‌النهرین علیا و سفلی (موصل و بغداد) در اختیار دولت عثمانی قرار گرفت.&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ امپراتوری عثمانی و ترکیه جدید، استانفورد جی شاو، ج1، ص236، 344 و 424؛ تاریخ ایران زمین، ص280 و 306.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در هنگام سلطه عثمانی‌ها بر شمال عراق (موصل و جزیره کنونی) به‌ویژه در عصر سلطان سلیم ثانی، ضربه‌های شدیدی بر پیکر شیعیان وارد آمد و پیروان مذهب اهل بیت در ایام فرمانروایی او طعم تلخ انواع آزارها و سختی‌ها را چشیدند و همه‌گونه مصائب و آسیب‌ها را تحمل کردند.&lt;br /&gt;
==فرهنگ و مذهب==&lt;br /&gt;
اولین ساکنان موصل پس از فتح آن توسط مسلمانان، رزمندگانی بودند که در نواحی جزیره و شمال عراق کنونی به فتوحاتی دست یافته بودند. مهم‌ترین قبیله‌ای که در صدر اسلام این شهر را برای سکونت خود برگزید، «[[قبیله بنی‌‌سلیمه|بنی‌‌سلیمة]] بن مالک بن فهم» بود.&amp;lt;ref&amp;gt;مهاجرت قبایل عربی در صدر اسلام، ص124-128.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با وجود این‌‌که میراث قبیله‌گرایی، در اثر توسعه شهرها و آموزش و فرهنگ در روستاها از رونق افتاده است، اما تا دهه‌های اخیر سکنه موصل، اعم از عرب و کرد، شیوه قبیله‌ای سازمان یافته و سنت‌های عشایری را حفظ ‌کرده‌اند. تحول شهری مهم در موصل، مهاجرت از نواحی روستایی به این دیار بود؛ به گونه‌ای که جمعیت موصل را از یکصدهزار نفر در 1375ق/ 1335ش به نیم‌‌میلیون نفر در 1401ق/ 1360ش افزایش داد و این شهر را در ردیف بصره و بغداد، به عنوان نواحی پرجمعیت شهرنشین قرار داد.&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ نوین عراق، ص34 و ص400 تا 403 و ص417.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اهالی موصل لهجه‌ای خاص دارند که به لهجه ساکنان شمال سوریه شباهت بسیار دارد. این لهجه از زبان‌های ترکی، فارسی، کردی، هندی و حتی انگلیسی (به دلیل سلطه استعمار) تاثیر پذیرفته است؛ اما چنان هویت مستقلی دارد که به لهجه «مصلاویه» (موصلیه) موسوم می‌باشد.&amp;lt;ref&amp;gt;الموسوعة الحرة ویکی پدیا، الموصل. &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در طول قرن بیستم میلادی موصل یادآور زندگی اقوام و مذاهب گوناگون در کنار یکدیگر بوده است. آیین [[مسیحیت|مسیحیّت]] از سده دوم میلادی در این منطقه پیروانی داشته است. آنان پیروان کلیسای کلدانی‌اند که در قرن پنجم میلادی توسط پیروان نسطوریوس، بنیان نهاده شد و بخشی از کلیسای نسطوری را تشکیل می‌دهند. گروه دیگر آسوری‌ها (آشوری‌ها) هستند که به کلیسای روم نپیوستند. ارمنی‌ها نیز گروه دیگری از مسیحیان موصل می‌باشند که تا پیش از یورش‌های داعش در موصل و توابع آن ساکن بودند. یزیدیه یا ایزدیان قومی هستند که تفکرات اعتقادی آنان شبیه زردشتی‌هاست و از لحاظ نژاد و زبان به کردها نزدیک‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ نوین عراق، ص32-33؛ تاریخ ملل و دول اسلامی، ‌ ص145 و 681؛ تاریخ سیاسی اقتصادی عراق، ص117؛ فرهنگ فرق اسلامی، محمدجواد مشکور، ص471.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اولین مسجد جامع موصل در زمان «[[عتبة بن فرقد السلمی]]» ساخته شد که در سال‌های اخیر به دلیل قدمت و سابقه تاریخی به «جامع عتیق» موسوم شده است. مسجد جامع دوم را که از آن با نام «جامع کبیر» یاد می‌کنند، عادل نورالدین در 568ق احداث کرده است. کنیسه‌های تاریخی که گاهی تاریخ آن‌ها به زمان ساسانیان بازمی‌گردد در موصل وجد داشته است. ‌در دهه‌های اخیر کنیسه‌های کلدانی، سریانی و ارتدوکس در موصل فعالیت داشته‌اند. از کنیسه‌های جدید، کنیسه معروف به ساعت را می‌توان نام برد که در سال 1783م ساخته شده است. &amp;lt;ref&amp;gt;موسوعة الحُرّ ویکی‌پدیا.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پیش از پروژه عربی‌‌سازی موصل توسط صدام حسین و حزب بعث، موصل شهری عُمدتا کردنشین بود؛ ولی در این اواخر مردم عرب سنی‌‌مذهب عمده سکنه‌ این شهر را تشکیل می‌دادند. برنامه عربی‌‌سازی که با فشار سیاسی و ارعاب و تهدید حزب بعث عملی گردید، باعث شد تا برخی از اقلیت‌های قومی و مذهبی از نواحی شهری موصل خارج گردند و به نزدیک مرزهای اقلیم کردستان بروند. با اشغال موصل توسط داعش، تنها عرب‌های سنی‌مذهب باقی ماندند و جمعیت این شهر تقریبا به یک‌میلیون نفر کاهش یافت. داعش تمام آثار تاریخی، مواریث فرهنگی و هنری و جلوه‌های معماری اسلامی را در موصل از بین بُرده یا آسیب اساسی به آن‌ها وارد ساخته است.&lt;br /&gt;
==شخصیت‌هایی علمی==&lt;br /&gt;
یکی از شخصیت‌هایی علمی موصل، «صفی‌‌الدین محمد بن علی بن محمد»،  معروف به «[[ابن طقطقی|ابن طِقطقی]]» (660-701ﻫ) است. او از سادات حسنی و از نوادگان [[ابراهیم طباطبا|ابراهیم]] طباطباست که خاندانش در جزیره عراق زندگی می‌کردند و نقابت علویان مناطقی از عراق را عهده‌دار بودند و این فعالیت آنان از قرن‌ها سابقه داشت. اصولاً به دلیل اقامت آنان در موصل، برخی افراد در این قلمرو به پژوهش‌هایی در انساب طالبیان و سادات می‌پرداخته‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«[[ابوجعفر محمد بن محمد عبیدلی حسینی]]» که نسب‌شناس بزرگ طالبیان عراق بود، به موصل، مصر و شام سفر کرد تا بر غنای دانش خویش در این رشته بیافزاید. کتاب معروف او «[[تهذیب الانساب و نهایة الاعقاب]]» است که مورخان و نقیبان معاصرش و محققان پس از وی از این اثر بهره‌های فراوانی برده‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«نجم‌‌الدین ابوالحسن علی بن محمد علوی» معروف به «[[ابن‌‌صوفی]]» نیز نسب‌شناس دستگاه نقابت در موصل و بر مذهب شیعه بود. وی پرورش‌یافته عبیدلی است که کتابش «[[المجدی فی انساب الطالبیین]]» نام دارد. شهرت ابن‌‌طقطقی به دلیل کتاب معروفی است که در تاریخ خلفا و وزرای دوران بنی‌‌امیه و بنی‌‌عباس و فرمانروایان زمان آنان نوشته است. این کتاب «[[منیة الفضلاء فی تواریخ الخلفا والوزراء]]» نام دارد، اما چون به [[فخرالدین عیسی بن ابراهیم]]، امیر موصل اهدا شده، به «تاریخ الفخری» موسوم گردیده است. «هندوشاه بن سنجر نخجوانی» در قرن هشتم هجری این اثر را به نام «اتابک نصرة‌الدین احمد بن یوسف‌شاه» با نام «تجارب السلف» به فارسی برگردانده و مطالبی از منابع دیگر بر آن افزوده است. &amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ جهانگشای جوینی، ‌مقدمه مؤلف؛ دائرة المعارف تشیع، ج1، ص343؛ دیوان نقابت، ص75.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==ویژگی‌های اقتصادی==&lt;br /&gt;
موصل از قرون گذشته به دلیل موقعیت ویژه جغرافیایی و قرار گرفتن در مسیرهای مواصلاتی، اهمیت تجاری فوق‌العاده‌ای داشته است. این فعالیت‌های بازرگانی در قالب صادرات مواد غذایی و پشم به نقاط مجاور در ترکیه و سوریه بوده است. حریرهای بعلبک توسط تاجران موصلی به اروپا صادر می‌شد و نیز برخی مصنوعات را آنان از اروپا به عراق، سوریه و [[لبنان]] و [[ترکیه]] صادر می‌کردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از هنگامی که دولت عثمانی قبایل عرب و کرد ساکن موصل را برای جنگ با دولت صفوی مهیا و ملزم می‌کرد، فعالیت‌های اقتصادی در این قلمرو دچار انحطاط گردید، موصل به دلیل زمین‌های زراعی حاصلخیز و منابع آب کافی و نیروی لازم در بخش کشاورزی، محصولات زراعی گوناگونی چون: غلات، ‌حبوبات و نیز تولیدات باغی دارد که به شهرهای بزرگی چون بغداد و حلب و نیز منطقه دیاربکر ارسال می‌شد. در عوض موصل از جبال کردستان، پشم و از دیاربکر آهن وارد می‌کرد. موصل از طریق مسیر آبی که از بغداد می‌گذرد و به بصره ختم می‌شود، محصولات و مصنوعاتی را با کشتی به سوی اروپا و هندوستان صادر می‌کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موصل به دلیل برخورداری از ذخایر و منابع نفت نیز حائز اهمیت می‌باشد. در سال‌های اخیر، به دلیل تهاجم وحشیانه داعش به موصل و اشغال این شهر توسط این گروه منحرف، فعالیت‌های اقتصادی و معیشتی این دیار به شدت دچار رکود شده است.&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ نوین عراق، ص378 و 432؛ تاریخ سیاسی اقتصادی عراق، ص131؛ عراق ساختارها و فرایند گرایش‌های سیاسی، ص112، 142 و 144.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
==منابع ==&lt;br /&gt;
{{منابع}}&lt;br /&gt;
{{برگرفتگی&lt;br /&gt;
|پیش از لینک =&lt;br /&gt;
|منبع = فصلنامه فرهنگ زیارت، ش 23،&lt;br /&gt;
|پس از لینک = بخش «موصل، از دیروز تا امروز»، غلامرضا گلی‌زواره، ص119-162،&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;مهاجرت قبایل عربی در صدر اسلام&#039;&#039;&#039;، صالح احمد العلی، ترجمه‌هادی انصاری.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;تاریخ شیعه&#039;&#039;&#039;، علامه محمدحسین مظفر، ترجمه سید محمدباقر حجتی.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;الاخبار الطوال&#039;&#039;&#039;، ابو حنیفه احمد بن داود دینوری، تحقیق عصام محمد الحاجّ علی، بیروت، دارالکتب العلمیة، ١4٢١ه. ق٢٠٠١/م.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;بحارالانوار&#039;&#039;&#039;، محمدباقر المجلسی، ط ٢، بیروت، مؤسسة الوفاء، 1403ه. ق - ١٩٨٣م.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;شرح نهج البلاغه&#039;&#039;&#039;، ابن ابی الحدید، قم، کتابخانه آیت‌الله مرعشی نجفی، ١4٠4ه. ق.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;الکامل فی التاریخ&#039;&#039;&#039;، ابن اثیر جزری، عزالدین، تصحیح: محمد یوسف دقاقه، بیروت، دارالکتب العلمیه، ١4١5ه. ق١٩٩5/م.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;تاریخ الطبری&#039;&#039;&#039;، محمد بن جریر الطبری، تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم، چاپ دوم، بیروت، دارالتراث، ١٩6٧م.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;مروج الذهب و معادن الجوهر&#039;&#039;&#039;، تحقیق محمد محیی الدین عبدالحمید، قاهره، ١٣٨4ه. ق١٩64/م.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;مجمل تاریخ العراق الدولی فی العهد العثمانی&#039;&#039;&#039;، قاهره، مؤسّسه تحقیقات عالی دانشگاه‌های دولت‌های عربی، ۱۹۶۶م.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;جغرافیای تاریخی سرزمین‌های خلافت‌های شرقی&#039;&#039;&#039;، گای لسترنج، ترجمه محمود عرفان.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;احسن التقاسیم فی معرفة الاقالیم&#039;&#039;&#039;، ابو عبدالله محمد بن احمد مقدسی، چاپ سوم، القاهرة، مکتبة مدبولی، ١4١١ ق.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;وقعة صفین&#039;&#039;&#039;، نصر بن مزاحم منقری، تحقیق: عبد السلام محمد‌هارون، چاپ دوم، قاهره، مؤسسة العربیة الحدیثه، ١٣٨٢ ه. ش، افست قم، منشورات مکتبة المرعشی النجفی، ١4٠4 ه. ق.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;جغرافیای تاریخی کشورهای اسلامی&#039;&#039;&#039;، حسین قره‌چانلو، جاول.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;فتوح البلدان&#039;&#039;&#039;، ابو الحسن احمد بن یحیی بلاذری، بیروت، دار و مکتبة الهلال، ١٩٨٨م.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;تاریخ یعقوبی&#039;&#039;&#039;، احمد بن واضح یعقوبی، بیروت، دار صادر، بی‌تا.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;انساب الاشراف&#039;&#039;&#039;، بلاذری احمد بن یحیی، تحقیق سهیل زکّار و ریاض زرکلی، بیروت، دارالفکر، ١4١٧ه. ق١٩٩6/م.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;تاریخ عالم‌آرای عباسی&#039;&#039;&#039;، اسکندرمنشی، علی‌اصغر عبدالهی، دنیای کتاب، فارسی.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;تاریخ ایران زمین: از روزگار باستان تا انقراض قاجاریه&#039;&#039;&#039;، محمدجواد مشکور، صفار، اشراقی، فارسی، 1389 ش.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;تاریخ امپراتوری عثمانی و ترکیه جدید&#039;&#039;&#039;، استانفورد جی شاو.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;تاریخ نوین عراق&#039;&#039;&#039;، فب مار، بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی، مترجم: محمد عباسپور، فارسی، 1381 ش.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;تاریخ ملل و دول اسلامی&#039;&#039;&#039;، کارل بروکلمان، شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، مترجم: هادی جزایری، فارسی، 1384 ش.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;فرهنگ فرق اسلامی&#039;&#039;&#039;، محمدجواد مشکور.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;تاریخ جهانگشاى جوینى&#039;&#039;&#039;، جوینی، عطا ملک بن محمد، محقق:قزوینی، محمد، دنیای کتاب، تهران – ایران، ۱۳۸۵ ش.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;دیوان نقابت: پژوهشی درباره پیدایش و گسترش اولیه تشکیلات سرپرستی سادات&#039;&#039;&#039;، محمدهادی خالقی، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، فارسی، 1387ش.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;عراق ساختارها و فرایند گرایش‌های سیاسی&#039;&#039;&#039;، سیدحسین سیف‌زاده، مرکز اسناد انقلاب اسلامی.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;تاریخ سیاسی اقتصادی عراق&#039;&#039;&#039;، علی بیگدلی.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;ایران فی صورة الارض&#039;&#039;&#039;، ابن حوقل، محمد بن حوقل، ناشر:دار صادر، بیروت – لبنان، 1938 م.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;اطلس جامع گیتاشناسی&#039;&#039;&#039;، سعید بختیاری.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;معصوم دوم&#039;&#039;&#039;، جواد فاضل،  ناشر: علمی، 1362 ش.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;سیمای کارگزاران علی بن ابی‌طالب&#039;&#039;&#039;، علی‌اکبر ذاکری، بوستان کتاب قم، فارسی.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;التنبیه والاشراف&#039;&#039;&#039;، مسعودی، علی بن حسین، محقق:صاوی، عبد الله اسماعیل، دار الصاوی، قاهره – مصر.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;تتمة المنتهی، محدث قمی&#039;&#039;&#039;، مصحح:انصاری، غلامحسین، سازمان تبليغات اسلامی، تهران – ایران.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;تاریخ ملل و دول اسلامی&#039;&#039;&#039;، کارل بروکلمان، شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، مترجم: هادی جزایری،: فارسی، 1384 ش.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;مبارزات شیعیان در دوره نخست خلافت عباسیان&#039;&#039;&#039;، سمیره‌مختار لیثی، آستان قدس رضوی، کاظم طباطبایی، فارسی، 1388 ش.&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:مقاله‌های در دست ویرایش]]&lt;br /&gt;
[[رده:شهرهای تاریخی عراق]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Z mohammad</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikihaj.com/index.php?title=%D8%A7%D9%8A%D8%B1%D8%A7%D9%86%D9%8A%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%B1_%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86&amp;diff=23431</id>
		<title>ايرانيان در قرآن</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikihaj.com/index.php?title=%D8%A7%D9%8A%D8%B1%D8%A7%D9%86%D9%8A%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%B1_%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86&amp;diff=23431"/>
		<updated>2019-09-11T04:29:47Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Z mohammad: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;با ظهور دين مبين اسلام و انتشار دعوت [[رسول خدا(ص)]]، افرادى از اقوام و مليت‌هاى گوناگون مسلمان شدند و در زمره [[صحابه رسول خدا]](ص) قرار گرفتند. یکی از اقوامی که به تدریج در سال‌هاى پايانى حيات رسول الله(ص) مسلمان شدند، ایرانیان بودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایرانیان از آغاز پذیرش [[اسلام]]، همواره برای پیشبرد اهداف آن کوشیده و در این راه، پیشگام بوده‌اند به گونه‌ای که شایستگی برترین تشویق‌ها و مقام‌ها را از سوی قرآن و اهل‌بیت، یافته‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[قرآن کریم]] با تعبیرهای گوناگون از پذیرش اسلام و یاری دین توسط عجم و فارس، سخن گفته و این موضوع بیانگر نگاه خاص قرآن به اسلام عجم و ایرانیان است. برخی آیات که در ذیل آنها مفسران از ایرانیان سخن گفته‌اند عبارت‌اند از:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آیات نخست سوره روم==&lt;br /&gt;
برخی مفسران، آیات نخستین [[سوره روم]] را درباره رویارویی ایرانیان و رومی‌ها می‌دانند. &amp;lt;ref&amp;gt;جامع البیان، ج٢١، صص ٢٢ - ٢6؛ الدرالمنثور، ج6، ص4٨١؛ مجمع البیان، ج٧، ص٣٨٠؛ تفسیر ابن کثیر، ج٣، ص4٣٣.&amp;lt;/ref&amp;gt; مفسران معتقدند که این آیات پس از آنکه [[خسروپرویز]] به بهانه خلع [[قیصر روم]] از حکومت بیزانس - که حامی خسرو در رسیدن به سلطنت و نیز پدر همسرخسرو بود - به قلمروی رومیان لشکر کشید، &amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ طبری، ج١، ص466؛ تاریخ ایران باستان، ج4، ص٢٨٠4؛ ایران در زمان ساسانیان، ص5٨٢٢.&amp;lt;/ref&amp;gt; نازل شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هنگامی که «[[شهربراز]]» و «شاهین» یا «فرخان» دو سردار ایرانی، &amp;lt;ref&amp;gt;جامع البیان، ج٢١، صص ٢٣ و ٢4؛ تفسیر ابن کثیر، ج٣، صص 4٣٣ و 4٣4.&amp;lt;/ref&amp;gt; تقریباً تمامی تصرفات امپراتوری روم در شرق و نیز [[مصر]] را فتح کردند (سال 6١٩م.)؛ قسطنطنیه پایتخت رومی‌ها در خطر سقوط قرار گرفت. این واقعه با دعوت پیامبر(ص) در مکه مصادف بود. ازاین‌رو مسلمانان هنگام شنیدن خبر پیروزی ایرانیان متعجب و نگران شدند؛ زیرا از پیروزی مجوس بر اهل کتاب روم کراهت داشتند. در مقابل مشرکان قریش، با خوشحالی مسلمانان را شماتت کردند و در پی آن آیات نخستین سوره روم نازل شد. خداوند در این آیات، از غلبه رومی‌ها بر ایرانیان در آینده نزدیک خبر داده و وعده الهی را تخلف‌ناپذیر دانسته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مفسران ذیل آیه: {{قلم رنگ|سبز|﴿فِی بِضْعِ سِنِینَ لِلّٰهِ الْاَمْرُ مِنْ قَبْلُ وَ مِنْ بَعْدُ وَ یَوْمَئِذٍ یَفْرَحُ الْمُؤْمِنُونَ * بِنَصْرِ اللّٰهِ یَنْصُرُ مَنْ یَشٰاءُ وَ هُوَ الْعَزِیزُ الرَّحِیمُ * وَعْدَ اللّٰهِ لاٰ یُخْلِفُ اللّٰهُ وَعْدَهُ وَ لٰکِنَّ اَکْثَرَ النّٰاسِ لاٰ یَعْلَمُونَ﴾}}(سوره روم:آیات 4-6) مدت و فاصله پیروزی ایرانیان تا هزیمت ایشان را نه و یا هفت سال گفته‌اند. &amp;lt;ref&amp;gt;جامع البیان، ج١٩، ص٢6؛ الدرالمنثور، ج6، ص4٨١.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از «[[قتاده]]» مفسر نقل شده است: &amp;quot;با نزول آیات یاد شده، مسلمانان گفته پروردگار را تصدیق کردند تا اینکه خبر شکست ایران در سال ششم هجرت در جریان صلح حدیبیه به آنان رسید و آنها را خوشحال کرد&amp;quot;. &amp;lt;ref&amp;gt;جامع البیان، ج٢، ص٢4؛ مجمع البیان، ج٧، ص٣٨٠؛ تفسیر ابن کثیر، ج٣، ص4٣٣.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برخی دیگر سال شکست ایران را 6٢٢م؛ یعنی سال هجرت پیامبر(ص) از مکه به مدینه ذکر کرده‌اند. &amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ تمدن اسلام، ج١، ص٢٩.&amp;lt;/ref&amp;gt; گزارش‌های دیگر نیز حاکی از شکست ایرانیان در سال دوم هجرت، در روز بدر بوده است.&amp;lt;ref&amp;gt;جامع البیان، ج٢٨، صص ٢١- ٢6؛ مجمع البیان، ج٧، ص٣٨٠.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آیه 133 نساء==&lt;br /&gt;
بنابر نقل برخی مفسران، هنگام نزول آیه: {{قلم رنگ|سبز|﴿اِنْ یَشَاْ یُذْهِبْکُمْ اَیُّهَا النّٰاسُ وَ یَاْتِ بِآخَرِینَ وَ کٰانَ اللّٰهُ عَلیٰ ذٰلِکَ قَدِیراً﴾}}؛ «ای مردم اگر او بخواهد شما را از میان می‌برد و افراد دیگری را به‌جای شما می‌آورد و خداوند بر این کار تواناست.» ([[سوره نساء]]:آیه١٣٣)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از رسول خدا(ص) درباره این افراد جایگزین عرب، سؤال شد. آن حضرت دست بر پشت یا شانه [[سلمان فارسی]] نهاد و فرمود: «مقصود از آنان عجم و فارس‌ها، قوم سلمان، هستند.»&amp;lt;ref&amp;gt;التبیان، ج٣، ص٣5٢؛ مجمع البیان، ج٣، ص١٨٧؛ کشف الاسرار، ج٢، ص٧٢٠.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==آیه 54 مائده==&lt;br /&gt;
برخی مفسران مقصود از (بِقَوْمٍ یُحِبُّهُمْ) در آیه 54 [[سوره مائده]]: {{قلم رنگ|سبز|﴿یٰا اَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا مَنْ یَرْتَدَّ مِنْکُمْ عَنْ دِینِهِ فَسَوْفَ یَاْتِی اللّٰهُ بِقَوْمٍ یُحِبُّهُمْ وَ یُحِبُّونَهُ اَذِلَّةٍ عَلَی الْمُؤْمِنِینَ اَعِزَّةٍ عَلَی الْکٰافِرِینَ یُجٰاهِدُونَ فِی سَبِیلِ اللّٰهِ وَ لاٰ یَخٰافُونَ لَوْمَةَ لاٰئِمٍ ذٰلِکَ فَضْلُ اللّٰهِ یُؤْتِیهِ مَنْ یَشٰاءُ وَ اللّٰهُ وٰاسِعٌ عَلِیمٌ﴾}} را ایرانیان دانسته‌اند. &amp;lt;ref&amp;gt;الکشاف، ج١، ص646؛ التفسیر الکبیر، ج١٢، صص ١٩ و ٢٠؛ مجمع البیان، ج٣، ص٣٢١.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در این آیه، عرب مسلمان مخاطب است که گروهی از آنان پیش از رحلت رسول خدا(ص) و برخی پس از رحلت ایشان، مرتد شدند. خداوند هشدار می‌دهد که اگر شما از [[دین اسلام]] خارج شوید، خدا به جای شما گروهی را برمی‌گزیند که آنان را دوست دارد و آنان نیز او را دوست دارند. این قوم در برابر گروندگان به دین، فروتن ولی به ناگروندگان سخت‌گیر هستند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بنابر رای مفسران چون این آیه نازل شد، [[صحابه پیامبر]](ص) از حضرت پرسیدند: «این قوم چه کسانی هستند که اگر ما برگردیم خدا آنان را جایگزین ما می‌کند؟».  در آن هنگام سلمان فارسی نزد آن حضرت بود. پیامبر(ص)، دست خود را بر دوش یا زانوی او نهاد و فرمود: «هذا و قومه؛ این و کسان او یا مردمی که سلمان از آنان است». &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از آن رسول خدا(ص) فرمود: «لوکان الایمان معلقا بالثریا لناله رجال من العجم؛ اگر دانش (یا دین و ایمان) در ستاره پروین باشد، هر آینه گروهی از فارسیان به آن دست خواهند یافت.»&amp;lt;ref&amp;gt;جامع البیان، ج٢6، ص٨6؛ مجمع البیان، ج٣، صص ٣٢١ - ٣٢٣؛ الکشاف، ج4، ص٢٣١.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==آیه ٣٩ توبه==&lt;br /&gt;
به نقل از «[[سعید بن جبیر]]»، مراد از {{قلم رنگ|سبز|﴿یَسْتَبْدِلْ قَوْماً غَیْرَکُمْ﴾}} در آیه ٣٩ [[سوره توبه]]، ابناء فارس (ایرانیان) هستند. در این آیه خداوند، متخلفان از جهاد را به مجازات دردناک تهدید می‌کند و یادآور می‌شود که در صورت تعلل، گروه دیگری را به جای آنها قرار می‌دهد. &amp;lt;ref&amp;gt;الکشاف، ج٢، ص٢٧١؛ مجمع البیان، ج5، ص4٧ ؛ تفسیر قرطبی، ج٨، ص٩١.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==آیه 89 انعام==&lt;br /&gt;
مفسرانی چون «[[میبدی]]»، «[[آلوسی]]» و «[[رشید رضا]]» ذیل آیه {{قلم رنگ|سبز|﴿فَاِنْ یَکْفُرْ بِهٰا هٰؤُلاٰءِ فَقَدْ وَکَّلْنٰا بِهٰا قَوْماً لَیْسُوا بِهٰا بِکٰافِرِینَ﴾}} ([[سوره انعام]]:آیه 89)، مقصود از قومی را که در راه کفر گام برنمی‌دارند و در برابر حق تسلیم‌اند، ایرانیان دانسته‌اند. &amp;lt;ref&amp;gt;کشف الاسرار، ج٣، ص4١٨؛ تفسیرالمنار، ج٧، ص5٩4؛ روح المعانی، ج٧، ص٣١٣.&amp;lt;/ref&amp;gt; آنان که با پذیرش اسلام در آینده نزدیک، با تمام قوا برای پیشرفت آن کوشیدند و دانشمندان آنها در فنون مختلف کتاب‌های فراوانی تالیف کردند. &amp;lt;ref&amp;gt;تفسیر نمونه، ج5، ص٣٣4.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برخی مفسران، ذیل این آیه روایتی از پیامبر(ص) آورده‌اند که آن حضرت، [[قریش]] را بهترین عرب و فارس را بهترین عجم معرفی کرده است. &amp;lt;ref&amp;gt;کشف الاسرار، ج٣، ص4١٨.&amp;lt;/ref&amp;gt; روایت چنین است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«ولله من عباده خَیْرَتان، فَخَیَرتُهُ من العرب قریش و من العجم فارس؛ خداوند در میان بندگانش، دارای دو برگزیده است؛ برگزیده خداوند از میان عرب، قریش و از میان عجم‌ها فارسیان هستند.»&lt;br /&gt;
==آیه 26 آل‌عمران==&lt;br /&gt;
بنا به رای مفسران، رسول خدا(ص) پیروزی مسلمانان بر ایرانیان و روم را در [[غزوه خندق]] (سال پنجم هجرت) یا هنگام [[فتح مکه]] (سال هشتم هجرت) نوید داد. منافقان آن را بعید دانسته، گفتند: «آیا [[مکه]] و [[مدینه]] برای محمد کافی نیست که در ملک فارس و روم طمع کرده است؟»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در این‌باره آیه {{قلم رنگ|سبز|﴿قُلِ اللّٰهُمَّ مٰالِکَ الْمُلْکِ تُؤْتِی الْمُلْکَ مَنْ تَشٰاءُ وَ تَنْزِعُ الْمُلْکَ مِمَّنْ تَشٰاءُ وَ تُعِزُّ مَنْ تَشٰاءُ...﴾}} ([[سوره آل‌عمران]]:آیه ٢6) نازل شد. &amp;lt;ref&amp;gt;اسباب النزول واحدی، صص ٨6 - ٨٨؛ التفسیر الکبیر، ج٨، ص4؛ کشف الاسرار، ج٢، صص٧٠ و ٧١.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مطابق روایتی دیگر، این آیه پس از آن نازل شد که پیامبر(ص) از خداوند درخواست کرد تا مُلک فارس و روم را برای امتش قرار دهد.&amp;lt;ref&amp;gt;اسباب النزول، ص٨6؛ التفسیر الکبیر، ج٨، ص4.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==آیه ٣٨ سوره محمد==&lt;br /&gt;
در آیه ٣٨ [[سوره محمد]](ص)، {{قلم رنگ|سبز|﴿ها أَنْتُمْ هؤُلاءِ تُدْعَوْنَ لِتُنْفِقُوا في‏ سَبيلِ اللَّهِ فَمِنْكُمْ مَنْ يَبْخَلُ وَ مَنْ يَبْخَلْ فَإِنَّما يَبْخَلُ عَنْ نَفْسِهِ وَ اللَّهُ الْغَنِيُّ وَ أَنْتُمُ الْفُقَراءُ وَ إِنْ تَتَوَلَّوْا يَسْتَبْدِلْ قَوْماً غَيْرَكُمْ ثُمَّ لا يَكُونُوا أَمْثالَكُم‏﴾}}؛ خداوند به عرب مسلمان هشدار می‌دهد که اگر قدردان پاسداری از آیین اسلام نباشند، خداوند این ماموریت را به گروه دیگری می‌سپارد که در فداکاری و نثار جان و مال در راه خدا به مراتب از آنان برترند. پس از نزول این آیه، بعضی از صحابه پرسیدند، مقصود از قوم در این آیه چه کسانی هستند؟ در آن هنگام سلمان فارسی کنار پیامبر(ص) بود. آن حضرت دستش را بر ران او زد و گفت: «سوگند به خدایی که جانم در دست اوست سلمان و قومش، اگر ایمان به ثُرَیا آویخته باشد آنها بدان دست خواهند یافت».  &amp;lt;ref&amp;gt;جامع البیان، ج٢4، ص٨6؛ الکشاف، ج4، ص٢٣١؛ مجمع البیان، ج٩، ص١64.&amp;lt;/ref&amp;gt; از [[امام صادق(ع)]] نقل شده که مقصود از این قوم موالی هستند&amp;lt;ref&amp;gt;مجمع البیان، ج5، ص4٧؛ روض الجنان، ج١٧، صص ٣١4 و ٣١5.&amp;lt;/ref&amp;gt; و موالی شامل ایرانیان نیز می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از دیدگاه [[شیخ طوسی]] هنگام نزول این آیه رسول خدا(ص) خوشحال شد و فرمود: «هی احب اِلَی من الدنیا؛ این برای من از دنیا گرامی‌تر است». برخی خشنودی آن حضرت را نوید گرویدن ایرانیان به دین اسلام دانسته‌اند. &amp;lt;ref&amp;gt;ایرانیان در قرآن و روایات، ص٢٢.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==آیه 3 سوره جمعه==&lt;br /&gt;
«[[مسلم بن حجاج نیشابوری|مسلم]]» در کتاب «[[صحیح مسلم|صحیح]]» از «[[ابوهریره]]» روایت کرده است که گفت: ما نزد پیامبر(ص) بودیم که [[سوره جمعه]] نازل شد. هنگامی‌که رسول‌ خدا(ص) آیه {{قلم رنگ|سبز|﴿وَ آخَرينَ مِنْهُمْ لَمَّا يَلْحَقُوا بِهِمْ وَ هُوَ الْعَزيزُ الْحَكيم‏﴾}}؛ «(و همچنین پیامبر است) بر گروه دیگری که هنوز به آنها ملحق نشده‌اند.»([[سوره جمعه]]:آیه 3) را تلاوت فرمود، یکی از صحابه از حضرت پرسید: «مقصود از کسانی که هنوز به ما نپیوسته‌اند کیان‌اند؟»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آن حضرت دست مبارکش را بر سلمان که در جمع ما حضور داشت، نهاد و فرمود: «اگر ایمان در ثریا باشد، هر آینه مردانی از آنها (ایرانیان) بدان دست خواهند یافت».  &amp;lt;ref&amp;gt;صحیح مسلم، ج٧، ص١٩٢؛ جامع البیان، ج٢٨، ص١٢٢؛ الدرالمنثور، ج٨، صص١5٢ و ١5٣.&amp;lt;/ref&amp;gt; مانند این روایت به طرق دیگر از «[[قیس بن سعد بن عباده خزرجی]]» از صحابه نیز نقل شده است. &amp;lt;ref&amp;gt;مجمع البیان، ج٩، ص4٢٩؛ الدرالمنثور، ج٨، ص١5.&amp;lt;/ref&amp;gt; «[[قرطبی]]» نیز بهترین تفسیر (وَ آخَرِینَ مِنْهُمْ) را ایرانیان دانسته است. &amp;lt;ref&amp;gt;تفسیر قرطبی، ج١٨، ص6١.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
==منابع ==&lt;br /&gt;
{{منابع}}&lt;br /&gt;
{{برگرفتگی&lt;br /&gt;
|پیش از لینک = کتاب&lt;br /&gt;
|منبع = صحابه ایرانی پیامبر(ص) و دیگر مسلمانان ایرانی تبار در عصر نبوی، محمود سامانی.&lt;br /&gt;
|پس از لینک = بخش «ايرانيان در قرآن‌كريم»، ص73-82،&lt;br /&gt;
| لینک = http://lib.hajj.ir/View/fa/Book/BookView/Image/1292&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;التفسیر الکبیر&#039;&#039;&#039;، محمد عمر فخر رازی (م6٠6ق)،  چاپ چهارم، قم، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی، ١4١٣ق.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;اسباب النزول&#039;&#039;&#039;، علیالکشاف بن احمد الواحدی، به کوشش ایمن صالح شعبان، قاهره، دار الحدیث.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;الدر المنثور&#039;&#039;&#039;، جلال الدین سیوطی، بیروت، دارالفکر، ١4١4ق.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;بحار الانوار الجامعة لدرر اخبار الائمة الاطهار&#039;&#039;&#039;، علامه مجلسی، تهران، اسلامیة، ١٣6٣ش.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;الجامع لاحکام القرآن&#039;&#039;&#039;، ابو عبدالله قرطبی، بیروت، دار الکتب العلمیه، ١4١٧ق.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;مجمع البیان فی تفسیر القرآن&#039;&#039;&#039;، فضل بن الحسن الطبرسی (م54٨ق)،  بیروت، دار المعرفه و افست، تهران، ناصر خسرو، ١4٠6ق.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;صحیح مسلم&#039;&#039;&#039;، مسلم بن حجاج نیشابوری (م٢6١ق)،  به کوشش محمد سالم‌هاشم، اول، بیروت، دار الکتب العلمیه، ١4١5ق.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;کشف الاسرار و عدة الابرار&#039;&#039;&#039;، ابوالفضل رشید الدین میبدی، چاپ چهارم، تهران، امیر کبیر، ١٣6١ش.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;ایرانیان در قرآن و روایات&#039;&#039;&#039;، سید نور الدین ابطحی، انتشارات به آفرین، ١٣٨٣ش.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;الجامع لاحکام القرآن&#039;&#039;&#039;، ابو عبدالله قرطبی، بیروت، دار الکتب العلمیه، ١4١٧ق.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;الکشاف&#039;&#039;&#039;، محمود بن عمر زمخشری، قم، بلاغت، ١4١5ق.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;تفسیر ابن کثیر&#039;&#039;&#039;، به کوشش یوسف مرعشلی، چاپ سوم، بیروت، دارالمعرفه، ١4٠٩ق.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;روض الجنان و روح الجنان&#039;&#039;&#039;، ابوالفتوح رازی، به کوشش یاحقی و ناصح، مشهد، آستان قدس رضوی، ١٣٧5ش.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;تاریخ الامم و الملوک&#039;&#039;&#039;، ابو جعفر محمد بن جریر الطبری (م ٣١٠)،  تحقیق محمد ابو الفضل ابراهیم، چاپ دوم، بیروت، دار التراث، ١٩6٧م.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;تاریخ ایران از دوران باستان تا پایان سده هیجدهم&#039;&#039;&#039;، ترجمه کریم کشاورز، تهران، مؤسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی، ١٣4٨ش.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;ایران در زمان ساسانیان&#039;&#039;&#039;، آرتور کرستین سن، ترجمه: رشید یاسمی، ابن سینا، تهران، ١٣5١ش.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;تاریخ تمدن اسلام&#039;&#039;&#039;، جرجی زیدان، ترجمه و نگارش علی جواهر کلام، چاپ ششم، تهران، امیر کبیر، ١٣٧٣ش.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;التبیان فی تفسیر القرآن&#039;&#039;&#039;، محمد بن حسن طوسی (م46٠ق)، به کوشش احمد حبیب العاملی، بیروت، دار احیاء التراث العربی، بی‌تا.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;تفسیر المنار&#039;&#039;&#039;، محمد رشید رضا، چاپ چهارم، قاهره، دار المنار، ١٣٧٣ش.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم&#039;&#039;&#039;، سید محمود آلوسی، به کوشش محمد حسین عرب، بیروت، دار الفکر، ١4١٧ق.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;تفسیر نمونه&#039;&#039;&#039;، ناصر مکارم شیرازی و دیگران، چاپ دوازدهم، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ١٣٧5ش.&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:مقاله‌های در دست ویرایش]]&lt;br /&gt;
[[رده:ایرانیان]]&lt;br /&gt;
[[رده:علوم قرآنی]]&lt;br /&gt;
[[رده:آیات قرآنی]]&lt;br /&gt;
[[رده:قومیت‌ها در قرآن]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Z mohammad</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikihaj.com/index.php?title=%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%B1_%D8%AC%D8%B2%DB%8C%D8%B1%D8%A9%D8%A7%D9%84%D8%B9%D8%B1%D8%A8&amp;diff=23430</id>
		<title>ایرانیان در جزیرةالعرب</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikihaj.com/index.php?title=%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%B1_%D8%AC%D8%B2%DB%8C%D8%B1%D8%A9%D8%A7%D9%84%D8%B9%D8%B1%D8%A8&amp;diff=23430"/>
		<updated>2019-09-11T03:59:50Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Z mohammad: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;هنگامه ظهور [[اسلام]] در [[جزیرةالعرب|بزرگ‌ترین شبه جزیره جهان]] که حدود سه میلیون کیلومتر مربع وسعت داشت و خاستگاه نژاد سامی، یعنی عرب بود، گروه‌هایی از ملت‌های گوناگون، به انگیزه‌های مختلف یا به عنوان برده و موالی، در این سرزمین بزرگ ساکن بودند. از میان آنان، تعداد قابل توجهی نیز از ایرانیان بودند که در مناطق مختلف سرزمین عرب سکونت داشتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گفتنی است که از حدود یک قرن پیش از ظهور اسلام، بخش‌هایی از جنوب جزیرةالعرب، یعنی [[یمن]] و بخش‌هایی از شرق آن، در قلمرو دولت ساسانی بود. در این بخش‌ها افزون بر عرب، ایرانیانی نیز زندگی می‌کردند. برخی از همان‌ها با [[هجرت رسول الله]](ص)  به [[مدینه]] و فراگیر شدن دعوت آن حضرت، مسلمان شدند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عمده‌ترین مناطق جزیرةالعرب که ایرانیان در آستانه ظهور اسلام در آن ساکن بودند، از این قرار بود:&lt;br /&gt;
==یمن==&lt;br /&gt;
سرزمین کهن و متمدن [[یمن]]، از بخش‌های مهم پنج‌گانه جزیرةالعرب است و در جنوب آن قرار دارد. حکومت یمن از حدود هشتاد سال پیش از ظهور [[اسلام]]، بنا به‌درخواست خود یمنی‌ها به دست ایرانیان افتاد&amp;lt;ref&amp;gt;نقش قبایل یمنی در حمایت از اهل بیت، ص١٣.&amp;lt;/ref&amp;gt; و به تدریج نسلی ایرانی در آنجا پدید آمد که در منابع به «[[ابناء یمن]]» (زادگان ایرانی در یمن) شهرت دارند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایرانیان یمن، در سال‌های پایانی حیات رسول خدا(ص)،  به اسلام گرویدند و پیامبر(ص)، حکومت [[باذان]] و جانشینانش را پذیرفت و آنان بر مسئولیت خود باقی ماندند. گفتنی است که برخی از همین ایرانیان پیش‌تر به مدینه رفته و مسلمان شده بودند، اما اسلام آوردن گروهی آنان، پس از مسلمان شدن حاکم ایرانی یمن بود.&lt;br /&gt;
==بحرین==&lt;br /&gt;
[[بحرین]]، شامل سرزمین وسیعی در شرق جزیرةالعرب، از [[بصره]] تا [[عمان]]، بود و کشورهای کوچک امروزی، از جمله [[امارات]]، [[قطر]]، بحرین، [[کویت]] و بخش وسیعی از کرانه‌های جنوبی خلیج فارس و مناطقی مانند «[[قطیف]]» و «[[احساء]]» را شامل می‌شد. &amp;lt;ref&amp;gt;احسن‌التقاسیم، ص٩6؛  معجم البلدان، ج، ١، ص٣4٧.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بزرگ‌ترین و معروف‌ترین بخش بحرین، «هَجر» بود؛ چنان‌که تمام سرزمین بحرین امروزی را شامل می‌شد&amp;lt;ref&amp;gt;احسن التقاسیم، ص٩٣؛  معجم البلدان، ج، 5، ص٣٩٣.&amp;lt;/ref&amp;gt; و بحرین امروزی، بخش کوچکی از این سرزمین وسیع بود که در گذشته آن را «اُوال» می‌خواندند. &amp;lt;ref&amp;gt;المسالک و الممالک، ص٣٢؛  معجم البلدان، ج١، ص٢٧4.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بحرین، پیش از اسلام در محدوده قلمرو ایرانیان بود و حاکم آنجا را پادشاهان ایران انتخاب می‌کردند. ساکنان این منطقه، ترکیبی از عرب و عجم (ایرانی) بودند. پس از ظهور اسلام و گسترش دعوت رسول خدا(ص)، مردم بحرین طی وفدهایی به [[مدینه]] رفتند و پس از ملاقات با رسول الله(ص)، مسلمان شدند که عده‌ای از آنها ایرانی بودند. &amp;lt;ref&amp;gt;فتوح البلدان، ص٨٩؛  الطبقات الکبری، ج١، ص٨٣.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==بندر جده==&lt;br /&gt;
این بندر در سواحل شرقی دریای سرخ و نزدیک به [[مکه]] است. براساس گزارش منابع، ایرانی‌هایی که از گذشته‌های دور در آنجا ساکن بودند، در آبادانی این بندر مهم و استراتژیک، نقش اساسی داشتند. ایرانیان این بندر از زمان‌های بسیار دور در آنجا زندگی می‌کردند&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ مدینه جده، ص٢٧.&amp;lt;/ref&amp;gt; و برخی معتقدند که این بندر را ایرانیان ساختند. دلیل ساخت جده را از بین رفتن بندر سیراف (در جنوب ایران) و کوچ بازرگانان ایرانی به جده می‌دانند.&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ المستبصر، ابن مجاور، ص4٣؛  تاریخ و فرهنگ ایران در دوران انتقال از عصر ساسانی به عصر اسلامی، ج٣، صص ١٣5 و ١٣6.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یکی از محققان درباره بنای جده چنین نوشته است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;quot;یکی دیگر از بندرهای معروف و آباد سواحل عربستان که بازرگانان و دریانوردان ایرانی در آبادی و رونق آنجا سهم زیادی داشته‌اند و اخبار و آثاری از فعالیت‌های آنان از پیش از اسلام تا دوره‌های اسلامی در نوشته‌های مورخان و جغرافی‌نویسان عربی و اسلامی برجای مانده، بندر جده است، در سواحل غربی شبه‌جزیره عربستان و کناره دریای سرخ که از دوران‌های قدیم بندر تجارتی مکه که خود مهم‌ترین مرکز تجارتی عربستان شمالی به شمار می‌رفته است، بوده و امروز هم با همین نام، مهم‌ترین بندر [[حجاز]] و دولت عربستان سعودی است&amp;quot;.&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ و فرهنگ ایران در دوران انتقال از عصر ساسانی به عصر اسلامی، ج٣، ص١٣4.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در کتاب «[[تاریخ مدینه جده]]» آمده است که این بندر را ایرانیان پیش از اسلام ساختند و آباد کردند و از آن به‌عنوان یک مرکز بازرگانی دریایی و داد و ستد کالا برای مکه بهره می‌بردند که آن هم یک مرکز مهم بازرگانی و مبادله کالا در بخش غربی شبه‌جزیره [[عربستان]] بود.&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ مدینة جده، عبدالقدوس الانصاری، مکتبة کنوز المعرفة، ص45.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از برخی گزارش‌ها درمی‌یابیم که زمان بنای جده به دوره «[[خسرو انوشیروان]]» می‌رسد. وی پس از پیروزی بر روم، از «باب المندب» گذشت و به سمت شمال پیش رفت و محل جده را برای تاسیس یک مرکز بازرگانی برای ایرانی‌ها برگزید یا هیئتی که برای این کار به دریای سرخ روانه کرده بود، این محل را انتخاب کردند. &amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ مدینة جده، عبدالقدوس الانصاری، مکتبة کنوز المعرفة، ص46؛  تاریخ و فرهنگ ایران در دوران انتقال از عصر ساسانی به عصر اسلامی، ج٣، ص١٣٧.&amp;lt;/ref&amp;gt; البته چون این بندر در تاریخ طولانی خود دوره‌های چندی از آبادانی و ویرانی به خود دیده که خود نمایان‌گر عوامل مختلفی است که در آن دوره‌ها در آنجا رخ داده است، می‌توان گفت که ایرانی‌ها دو بار بندر جده را ساختند. یک‌بار در دوره‌ای بسیار پیش‌تر از دوره انوشیروان، بازرگانانی که از سیراف آمده بودند، آن را احداث کردند و بار دوم در دوره انوشیروان ساخته شد.&lt;br /&gt;
==مدینه منوره==&lt;br /&gt;
به نقل «مسعودی»، از نوشته برخی مورخان درمی‌یابیم که در آستانه هجرت رسول‌خدا(ص) به [[یثرب]] (مدینه)،  تعدادی از ایرانیان در آن شهر بودند؛ چنان‌که «[[زید بن‌ ثابت خزرجی انصاری]]»، از کاتبان و مترجمان پیامبر(ص)، افزون بر ترجمه زبان‌های فارسی، رومی، قبطی و حبشی برای آن حضرت، این زبان‌ها را از آنان فرا گرفته بود. با توجه به وجود چنین گزارش‌هایی مسلم است که در این شهر مقدس، کسانی با اصل و نسب ایرانی بودند و همچون دیگر ساکنان شهر با پیامبر(ص) بیعت و آن حضرت را در پیشبرد اهداف متعالی‌اش یاری کردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گفتنی است که حضور ایرانیان در مدینه، در عصر خلفا بیشتر و پررنگ‌تر شد؛ زیرا در جریان فتوحات، اسیران ایرانی بسیاری را به مدینه منتقل کردند؛ چنان‌که در خلافت [[عثمان بن عفان|عثمان]]، اسیران عجم نزدیک مدینه کنار [[چاه جمل]] که از املاک خلیفه بود، کار می‌کردند.&amp;lt;ref&amp;gt;الطبقات الکبری، ج٧، ص٢64؛  مدینه‌شناسی، ص65٩.&amp;lt;/ref&amp;gt; بنابر گزارشی، تعداد موالی در دوره‌های بعدی در مدینه منوره بسیار چشم‌گیر بود؛ چنان‌که در [[جنگ حره]] (سال 6٣ ه. ق) که سپاهیان [[شام]] به مدینه منوره حمله کردند، «[[یزید بن هرمز ایرانی]]» فرمانده موالی بود. &amp;lt;ref&amp;gt;وفاء الوفاء، ج٢، ص٢5٠.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==مکه مکرمه==&lt;br /&gt;
بنا به روایاتی، ایرانیان در عصر باستان، [[مکه]] را می‌شناختند و با آن ارتباط داشتند. افزون بر طبیعی بودن ارتباط ایرانیان ساکن جده با مکه، به گزارشی، ایرانیان جواهر، شمشیر و طلای بسیار به [[کعبه]] هدیه می‌کردند. «[[ساسان]]» پسر بابک (جد ساسانیان)،  دو آهوی طلا، جواهر، چند شمشیر و طلای فراوان به کعبه هدیه کرد که در [[چاه زمزم]] دفن شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برخی این اموال را به جرهمی‌ها نسبت داده‌اند. مسعودی این انتساب به جرهمی‌ها را رد کرده است؛ چون آنها فقیر بودند. وقتی نوبت [[پرده‌داری]] به «[[عبدالمطلب]]» رسید، چاه زمزم را که پرشده بود، حفاری کرد و شمشیرها و جواهر مدفونی که ساسان به کعبه هدیه کرده بود را بیرون آورد. &amp;lt;ref&amp;gt;مروج الذهب، ج١، ص٣٣6.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در آستانه ظهور اسلام و عصر نبوی در مکه مکرمه، تعدادی غلام ایرانی بودند که برخی از آنان پس از انتشار دعوت پیامبر(ص)،  مسلمان شدند و در زمره صحابی آن حضرت قرار گرفتند. برخی صحابی‌نگاران و سیره‌نویسان، ضمن اختصاص مدخلی به آنان، عده‌ای از ایشان را از «موالی رسول الله(ص)» دانسته‌اند.&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
==منابع ==&lt;br /&gt;
{{منابع}}&lt;br /&gt;
{{برگرفتگی&lt;br /&gt;
|پیش از لینک = کتاب&lt;br /&gt;
|منبع = صحابه ایرانی پیامبر(ص) و دیگر مسلمانان ایرانی تبار در عصر نبوی، محمود سامانی.&lt;br /&gt;
|پس از لینک = بخش « پراكندگى ايرانيان در جزيرة العرب در آستانه ظهور اسلام»، ص23-32،&lt;br /&gt;
| لینک = http://lib.hajj.ir/View/fa/Book/BookView/Image/1292&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;صفه بلاد الیمن ومکه وبعض الحجاز (تاریخ المستبصر)&#039;&#039;&#039;، ابن المجاور، 1996م، مراجعه: ممدوح حسن محمد، القاهره: مکتبه الثقافه الدینیة.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;فتوح البلدان&#039;&#039;&#039;، ابو الحسن احمد بن یحیی بلاذری، بیروت، دار و مکتبة الهلال، ١٩٨٨م.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;المسالک و الممالک&#039;&#039;&#039;، اصطخری، ابو اسحاق ابراهیم بن محمد الفارسی، قاهره، الهیئة العامة لقصور الثقافه، بی‌تا.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;معجم البلدان&#039;&#039;&#039;، یاقوت حموی بغدادی، بیروت، دار صادر، ١٩٩5م.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;احسن التقاسیم فی معرفة الاقالیم&#039;&#039;&#039;، ابو عبدالله محمد بن احمد مقدسی، چاپ سوم، القاهرة، مکتبة مدبولی، ١4١١ ق.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;نقش قبایل یمنی در حمایت از اهل بیت&#039;&#039;&#039;، اصغر منتظر القائم، قم، بوستان کتاب.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;سفرنامه ابن بطوطه&#039;&#039;&#039;، ابن بطوطه، ترجمه: محمدعلی موحد، چاپ 5، مؤسسه انتشارات آگاه، ١٣٧٠ه. ش.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;تاریخ و فرهنگ ایران در دوران انتقال از عصر ساسانی به عصر اسلامی&#039;&#039;&#039;، محمدمهدی ملایری، بی‌تا، بی‌نا.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;مدینه‌شناسی&#039;&#039;&#039;، نجفی، سید محمد باقر، 1386ش، تهران: مشعر، چاپ 1.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;تاریخ مدینة جده&#039;&#039;&#039;، عبدالقدوس الانصاری، مکتبة کنوز المعرفة.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;الطبقات الکبری&#039;&#039;&#039;، محمد بن سعد، چاپ دوم، دار الکتب العلمیة، بیروت، ١4١٨ق.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;وفاء الوفا باخبار دار المصطفی&#039;&#039;&#039;، السمهودی، علی بن عبدالله، تحقیق: قاسم السامرائی، 1422ق/2001م، مؤسسه الفرقان للتراث الاسلامی، چاپ 1.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;مروج الذهب&#039;&#039;&#039;، علی بن الحسین مسعودی، چاپ دوم، قم، دار الهجره، ١4٠٩ق.&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:مقاله‌های در دست ویرایش]]&lt;br /&gt;
[[رده:ایرانیان در حجاز]]&lt;br /&gt;
[[رده:تاریخ ایران]]&lt;br /&gt;
[[رده:جزیرة العرب]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Z mohammad</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikihaj.com/index.php?title=%D9%82%D8%B2%D8%AD&amp;diff=23429</id>
		<title>قزح</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikihaj.com/index.php?title=%D9%82%D8%B2%D8%AD&amp;diff=23429"/>
		<updated>2019-09-11T03:58:57Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Z mohammad: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&#039;&#039;&#039;قزح&#039;&#039;&#039;، دماغه‌ای از [[کوه ثبیر]] بوده، که در [[مزدلفه]] قرار دارد و نزدیک محل وقوف [[امام‌الحاج]] در [[مشعر]] (مزدلفه) واقع شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قزح محل وقوف [[قریش]] در دوره [[جاهلیت]] بود و بر روی آن آتش می‌افروختند تا راهنمای حاجیان باشد و نیز اطراف را روشن سازد و سایر عرب‌ها در [[عرفه]] توقف می‌کردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[سرزمین مشعرالحرام]] را، قزح هم گفته‌اند، چون نام یک کوه در این سرزمین قزح می‌باشد، همه این منطقه را قزح نامیده‌اند. بنابر گزارش منابع، از زمان [[هارون الرشید]] به جای هیزم در آنجا شمع می‌افروختند و پس از او در آن جا چراغ‌های فتیله‌دار نصب کردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیشینه تاریخی==&lt;br /&gt;
قُزَح مکانی در [[مزدلفه]] است و جایی است که [[قریش]] در [[جاهلیت]] در آنجا وقوف می‌کردند. گفته‌اند:  [[قصی بن کلاب]] در جایی که وقوف کرد، آتش افروخت؛ بگونه‌ای که آنها که از [[عرفات]] می‌آمدند، آتش را می‌دیدند. قریش همچنین در آن زمان، در مزدلفه در نزدیکی قزح وقوف کرده و به [[عرفات]] نمی‌رفتند، و سایر عرب‌ها در [[عرفه]] وقوف می‌کردند.&lt;br /&gt;
==موقعیت جغرافیایی==&lt;br /&gt;
[[ابن صلاح]] در مناسک خود گفته است: قُزَح کوه کوچکی در آخر مزدلفه است. &amp;lt;ref&amp;gt;القری لقاصد‌ام القری، ص4٢٠.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[یاقوت حموی]] نیز می‌نویسد: قُزَح نام کوهی است در مزدلفه، در یک فرسخی منا و آنجا مصلّی، مناره و وسائل آب‌دهی و آب‌رسانی است.&amp;lt;ref&amp;gt;معجم البلدان، ج5، ص١4٢.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گفته شده، قُزح در مزدلفه، نزدیک جایی است که [[امیرالحاج]] آنجا وقوف می‌کند.  [[جوهری]] گفته است: قُزَح اسم کوهی در مزدلفه است.  [[محب‌الدین طبری|محبّ‌الدین طبری]] افزوده است: در گذشته بر آن ساختمان ساخته و هر کس توان بالا رفتن داشت از آن بالا می‌رفت و دیگران در کنار آن رو به قبله می‌ایستادند و دعا می‌خواندند و اللّٰه اکبر و لا اله الاّ اللّٰه می‌گفتند. &amp;lt;ref&amp;gt;القری لقاصد‌ام القری، ص4١٩.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==نام‌های دیگر==&lt;br /&gt;
قزح را مشعرالحرام نیز نامیده‌اند، از باب مجاز و تسمیه جزء بر کل؛ چون نام یک کوه در این سرزمین قزح بوده، لذا همه این منطقه را قزح نامیده‌اند. قزح همان مکانی‌که رسول‌ خدا(ص) در آنجا وقوف نمودند. &amp;lt;ref&amp;gt;احمد عبدالغفور عطار، قاموس الحج و العمره، ص٨6.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==راهنمای حجاج==&lt;br /&gt;
[[پیامبر(ص)]] آنگاه که از عرفات به مزدلفه آمد، آتش در مشعر روشن بود، لذا آن حضرت به طرف آن آمد و در کنار آتش فرود آمد.&amp;lt;ref&amp;gt;ازرقی، اخبار مکه، ج٢، ص١٩١.&amp;lt;/ref&amp;gt; ابن عمر نیز نقل کرده که این آتش از زمان پیامبر(ص) تا [[عثمان بن عفان|عثمان]] در مشعر شب‌ها روشن بوده است. &amp;lt;ref&amp;gt;ازرقی، اخبار مکه، ج٢، ص١٩١.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در زمان‌ [[هارون‌الرشید]]، شبی که حاجیان در [[مشعرالحرام]] حضور می‌یافتند، بر ستونی که در قُزح قرار داشت شمع می‌افروختند امّا پس از مرگ وی چراغ‌های بزرگی با فتیله‌های ضخیم بر روی آن ستون روشن می‌کردند که نور آن تا فاصله زیادی را روشن می‌ساخت. [[ازرقی]] سپس می‌نویسد: امروز بر آن ستون در شب عید قربان چراغ‌هایی با فتیله‌های کوچک روشن می‌کنند. &amp;lt;ref&amp;gt;ازرقی، اخبار مکه، ج٢، ص١٨٧.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ارتفاع این ستون دوازده ذراع و دارای بیست و پنج پلّه بوده و محیط دایره آن نیز بیست و چهار ذراع بوده است. &amp;lt;ref&amp;gt;ازرقی، اخبار مکه، ج٢، ص١٨٧.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
==منابع ==&lt;br /&gt;
{{منابع}}&lt;br /&gt;
{{برگرفتگی&lt;br /&gt;
|پیش از لینک = کتاب&lt;br /&gt;
|منبع = حج در اندیشه اسلامی، علی قاضی عسکر.&lt;br /&gt;
|پس از لینک = بخش «قزح»، ص280،&lt;br /&gt;
| لینک = http://lib.hajj.ir/View/fa/Book/BookView/Image/565&lt;br /&gt;
}} &lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;القری لقاصد‌ام القری&#039;&#039;&#039;، محب‌الدین الطبری، احمد بن عبدالله.   &lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;اخبار مکة و ما جاء فیها من الآثار&#039;&#039;&#039;، ازرقی، محمد بن عبدالله، محقق: ملحس، رشدی صالح، دار الاندلس، بیروت - لبنان، 1416ق.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;قاموس الحج و العمره&#039;&#039;&#039;، احمد عبدالغفور عطار.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;معجم البلدان&#039;&#039;&#039;، یاقوت حموی بغدادی، بیروت، دار صادر، ١٩٩5م.&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;br /&gt;
{{اماکن مکه}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:مقاله‌های در دست ویرایش]]&lt;br /&gt;
[[رده:اماکن مکه]]&lt;br /&gt;
[[رده:مکان‌های تاریخی مکه]]&lt;br /&gt;
[[رده:مکان‌های دارای احکام]]&lt;br /&gt;
[[رده:مکان‌های مقدس اسلامی]]&lt;br /&gt;
[[رده:مکان‌های متبرک]]&lt;br /&gt;
[[رده:مکان‌های مرتبط به حج]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Z mohammad</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikihaj.com/index.php?title=%D8%AC%D9%85%D8%B9&amp;diff=23428</id>
		<title>جمع</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikihaj.com/index.php?title=%D8%AC%D9%85%D8%B9&amp;diff=23428"/>
		<updated>2019-09-11T03:58:32Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Z mohammad: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;جَمْع، در لغت ضدّ جدایی و تفرقه و در اصطلاح همان «[[مزدلفه]]»، «[[قزح|قُزَح]]» و «[[مشعر]]» است.&amp;lt;ref&amp;gt;معجم البلدان، ج٢، ص181.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==علت نام‌گذاری==&lt;br /&gt;
جَمْع (به فتح جیم و سکون میم)، همان مزدلفه است. علّت نام‌گذاری مزدلفه به «جمع» آن است که در این مکان [[نماز مغرب]] و [[نماز عشا|عشا]] به صورت جمع (و همزمان) خوانده می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روایت شده که [[پیامبر(ص)]] در «[[قزح]]» وقوف کرد و فرمود: اینجا قزح و موقف می‌باشد و «جمع» سراسرش موقف است. قزح جزو مزدلفه می‌باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در [[لسان العرب]] آمده است: جمع؛ نام مزدلفه است و وجه نام‌گذاری آن به جمع، یا آن است که مردم در آنجا اجتماع می‌کنند و یا برای آن که [[آدم]] و [[حوا]] هنگام هبوط از [[بهشت]] در آنجا به هم رسیدند. &amp;lt;ref&amp;gt;لسان، ج١٣، ص٩٢ مادّۀ «جمع».&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
==منابع ==&lt;br /&gt;
{{منابع}}&lt;br /&gt;
{{برگرفتگی&lt;br /&gt;
|پیش از لینک = کتاب&lt;br /&gt;
|منبع = حج در اندیشه اسلامی، علی قاضی عسکر.&lt;br /&gt;
|پس از لینک = بخش «جمع»، ص278،&lt;br /&gt;
| لینک = http://lib.hajj.ir/View/fa/Book/BookView/Image/565&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;معجم البلدان&#039;&#039;&#039;، یاقوت حموی بغدادی، بیروت، دار صادر، ١٩٩5م.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;لسان العرب&#039;&#039;&#039;، ابن منظور (م٧١١ق)، به کوشش علی شیری، چاپ سوم، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ١4١4ق.&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;br /&gt;
{{اماکن مکه}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:مقاله‌های در دست ویرایش]]&lt;br /&gt;
[[رده:اماکن مکه]]&lt;br /&gt;
[[رده:مکان‌های تاریخی مکه]]&lt;br /&gt;
[[رده:مکان‌های دارای احکام]]&lt;br /&gt;
[[رده:مکان‌های مقدس اسلامی]]&lt;br /&gt;
[[رده:مکان‌های متبرک]]&lt;br /&gt;
[[رده:مکان‌های مرتبط به حج]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Z mohammad</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikihaj.com/index.php?title=%D9%85%D8%B2%D8%AF%D9%84%D9%81%D9%87&amp;diff=23427</id>
		<title>مزدلفه</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikihaj.com/index.php?title=%D9%85%D8%B2%D8%AF%D9%84%D9%81%D9%87&amp;diff=23427"/>
		<updated>2019-09-11T03:58:17Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Z mohammad: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات بنای مذهبی&lt;br /&gt;
| عنوان            =مزدلفه&lt;br /&gt;
| تصویر            =مزدلفه.jpg&lt;br /&gt;
| اندازه تصویر     =500px&lt;br /&gt;
| بنيانگذار        =&lt;br /&gt;
| تأسیس            =&lt;br /&gt;
| کاربری           =محل وقوف حجاج در شب دهم [[ذی‌الحجه]]&lt;br /&gt;
| مکان             =ميان [[منا]] و [[عرفات]]، در فاصله 6 كيلومتری عرفات، و در 8 كيلومتری جنوب شرقى [[مسجدالحرام]] &lt;br /&gt;
| نام‌های دیگر      =[[جمع]]، [[قزح|قُزَح]] و [[مشعرالحرام]]&lt;br /&gt;
| وقایع مرتبط      =&lt;br /&gt;
| ظرفیت            =&lt;br /&gt;
| وضعیت            =فعال&lt;br /&gt;
| مساحت            = 9.63 كيلومتر مربع&lt;br /&gt;
| امکانات          =&lt;br /&gt;
| شماره ثبت        =&lt;br /&gt;
| معمار            =&lt;br /&gt;
| سبک              =&lt;br /&gt;
| بازسازی          =&lt;br /&gt;
| وبگاه            =&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;مزدلفه&#039;&#039;&#039;، نام مكانى است كه حاجى‌ها پس از حركت شبانه از [[عرفه]]، بايد در آن جا وقوف كنند. دليل اين نام‌گذارى، ورود شبانه مردم به اين منطقه است. نام ديگر اين مكان «[[جمع]]» است. زيرا حاجيان در آن گردهم مى‌آيند. اين نقطه همان [[مشعرالحرام]] است كه در [[قرآن]] از آن ياد شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مزدلفه، با مساحتی حدود ٩/۶٣ كيلومتر مربع، در ميان [[منا]] و [[عرفات]] قرار دارد که به [[وادى مازمین|وادى مأزَمَين]] و [[حیاض]] محدود می‌شود. وقوف در مزدلفه در شب دهم [[ذى‌حجه]] از [[واجبات حج]] است.&lt;br /&gt;
==مُزدَلِفه در لغت==&lt;br /&gt;
مزدلفه اسم فاعل از «ازدلاف» به معنای نزدیک شدن است؛ «ازدلف القوم»؛  یعنی هنگامی که قوم را نزدیک ساخت. ازدلاف به معنای اجتماع نیز آمده، چون مردم در آن جا اجتماع می‌کنند. &amp;lt;ref&amp;gt;مجمع البحرین، ج5، ص6٨.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==موقعیت جغرافیایی==&lt;br /&gt;
[[پرونده:تابلوی شروع محدوده مزدلفه.jpg|بندانگشتی|تابلوی شروع محدوده مزدلفه]]&lt;br /&gt;
مزدلفه ميان منا و عرفات قرار دارد. در ميان منا و مزدلفه، وادى محسِّر واقع شده است. فاصله مزدلفه با عرفات، 6 كيلومتر و فاصله آن از جنوب شرقى [[مسجدالحرام]] 8 كيلومتر است. مساحت اين منطقه حدود ٩/۶٣ كيلومتر مربع است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اين منطقه از سويى به وادى يا درّه «مأزَمَين» و از جانب ديگر به «[[وادى محسر|وادى مُحسّر]]» و «[[حياض]]» محدود مى‌شود. حاجى با عبور از  [[وادى مازمین|وادى مأزَمَين]]، به مزدلفه يا سرزمينِ مشعرالحرام مى‌رسد. محدوده مزدلفه با تابلوهاى بسيار بزرگى معين شده و با جمله «بداية مزدلفه» يا «نهاية مزدلفه»، مى‌توان حدود آن را شناخت. وقوف در مزدلفه در شب دهم [[ذى‌حجه]] از [[واجبات حج]] است.&lt;br /&gt;
==نام‌های دیگر==&lt;br /&gt;
[[احمد عبدالغفور عطار]] در کتاب خود می‌نویسد: مزدلفه، مکانی است میان [[منا]] و [[عرفات]] و محدود آن از راه باریک دو سوی عرفات تا وادی مُحسِّر از سوی منا است و به آن [[مشعرالحرام]] نیز می‌گویند. &amp;lt;ref&amp;gt;قاموس الحرمین الشریفین، ص٢٠4.&amp;lt;/ref&amp;gt; به مزدلفه «[[جمع]]» نیز گفته می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وقوف در مزدلفه==&lt;br /&gt;
[[پرونده:نقشه مزدلفه.jpg|بندانگشتی|نقشه جغرافیایی از مزدلفه و حدود آن]]&lt;br /&gt;
وقوف در مزدلفه از نظر کلّیه مذاهب اسلامی، واجب و رکنی از [[ارکان حج]] است، لیکن در مقدار و زمان وقوف اختلاف نظر وجود دارد. فقهای شیعه، بیشتر بر این عقیده‌اند که: &amp;quot;حاجی هر ساعتی از ساعات شب دهم به مشعر رسید، تا طلوع صبح نیّت اطاعت خدا کرده آنجا بماند، آنگاه از طلوع فجر تا طلوع آفتاب با نیّت خالص از ریا و خودنمایی، نیّت وقوف کند و مستحب است کمی قبل از طلوع آفتاب به طرف منا حرکت کرده لیکن از وادی محسِّر، تا آفتاب برنیامده عبور نکند.&lt;br /&gt;
==حدود مزدلفه==&lt;br /&gt;
طول مزدلفه، از اوّل [[مازمان]] (تنگه میان مزدلفه و عرفه) تا ابتدای وادی محسّر 3،812 متر است. &amp;lt;ref&amp;gt;مرآة الحرمین، ج١، ص٣4١.&amp;lt;/ref&amp;gt; از دیوار [[باب بنی‌شیبه|در بنی‌شیبه]] در کنار مسجدالحرام، تا مرز مزدلفه از سوی منا 20،507 ذراع می‌باشد. &amp;lt;ref&amp;gt;شفاء الغرام، ج١، ص5٠5و5٠٧.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[شیخ طوسی]] در [[النهایه فی مجردالفقه و الفتوی|نهایه]] فرموده است: «و حدّ المشعرالحرام ما بین المازمین الی الحیاض و الی وادی محسّر.»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حدّ مشعرالحرام از یک سوی، مازمان است که آغازین نقطه ورود به مزدلفه از سوی عرفات می‌باشد و از سوی دیگر [[حیاض]] و پایان آن وادی محسّر است، که نزدیک به منا قرار دارد. سزاوار نیست کسی جز در آنچه آمد، وقوف کند، البته اگر جمعیت به حدّی زیاد باشد که مکان برای نشستن دشوار و تنگ شود، حاجی می‌تواند از کوه بالا رفته، آنجا بنشیند و وقوف کند. &lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;شیخ طوسی، النهایه؛ ینابیع الفقیهه، ج٧، ص١٩٨؛السرائر، ج٨؛ شرایع، ص6٣4.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
==منابع ==&lt;br /&gt;
{{منابع}}&lt;br /&gt;
{{برگرفتگی&lt;br /&gt;
|پیش از لینک = کتاب&lt;br /&gt;
|منبع = حج در اندیشه اسلامی، علی قاضی عسکر.&lt;br /&gt;
|پس از لینک = بخش «مزدلفه»، ص278،&lt;br /&gt;
| لینک = http://lib.hajj.ir/View/fa/Book/BookView/Image/565&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;شرایع الاسلام فی مسایل الحلال و الحرام&#039;&#039;&#039;، محقق حلی، جعفر بن حسن، محقق: بقال، عبدالحسین محمدعلی، اسماعیلیان، قم.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;السرائر الحاوی لتحریر الفتاوی (و المستطرفات)&#039;&#039;&#039;، ابن ادریس، محمد بن احمد، محقق: لجنه التحقیق، مؤسسة النشرالاسلامی التابعة لجماعة المدرسین، قم.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;النهایة فی مجرد الفقه و الفتاوی&#039;&#039;&#039;، طوسی، محمد بن حسن، دار الکتاب العربی، بیروت.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;مجمع البحرین&#039;&#039;&#039;، طریحی، فخرالدین بن محمد، محقق: حسینی اشکوری، احمد، مکتبه المرتضویه، تهران - ایران، 1362ش.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;قاموس الحرمین الشریفین&#039;&#039;&#039;، نعمتی، محمدرضا، مشعر، تهران - ایران، 1418 ق.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;مرآة الحرمین (سفرنامه مکه)&#039;&#039;&#039;، صبری پاشا، ایوب، مترجم: منشی، عبدالرسول، مرکز پژوهشی میراث مکتوب، تهران - ایران،1382 ش.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;شفاء الغرام باخبار البلد الحرام&#039;&#039;&#039;، فاسی، محمد بن احمد، مترجم: مقدس، محمد، مشعر، تهران - ایران، 1386 ش.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;الینابیع الفقهیة&#039;&#039;&#039;، مروارید، علی اصغر، بیروت، 1410ق.&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;br /&gt;
{{اماکن مکه}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:مقاله‌های در دست ویرایش]]&lt;br /&gt;
[[رده:اماکن مکه]]&lt;br /&gt;
[[رده:مکان‌های تاریخی مکه]]&lt;br /&gt;
[[رده:مکان‌های دارای احکام]]&lt;br /&gt;
[[رده:مکان‌های مقدس اسلامی]]&lt;br /&gt;
[[رده:مکان‌های متبرک]]&lt;br /&gt;
[[رده:مکان‌های مرتبط به حج]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Z mohammad</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikihaj.com/index.php?title=%D9%81%D8%B6%D9%84_%D8%A8%D9%86_%D8%B3%D9%87%D9%84&amp;diff=23426</id>
		<title>فضل بن سهل</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikihaj.com/index.php?title=%D9%81%D8%B6%D9%84_%D8%A8%D9%86_%D8%B3%D9%87%D9%84&amp;diff=23426"/>
		<updated>2019-09-11T03:57:51Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Z mohammad: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات اشخاص&lt;br /&gt;
|عنوان = فضل بن سهل&lt;br /&gt;
|تصویر =&lt;br /&gt;
|توضیح تصویر =&lt;br /&gt;
|نام کامل = فضل بن سهل&lt;br /&gt;
|کنیه =&lt;br /&gt;
|لقب = ذوالریاستین&lt;br /&gt;
|نسب = [[آل سهل]]&lt;br /&gt;
|زادروز =۱۵۴ قمری&lt;br /&gt;
|کشور تولد =ایران&lt;br /&gt;
|شهر تولد =سرخس&lt;br /&gt;
|محل زندگی = [[ایران]]&lt;br /&gt;
|مهاجر/انصار =&lt;br /&gt;
|نام همسر =&lt;br /&gt;
|فرزندان =&lt;br /&gt;
|خویشاوندان سرشناس = [[حسن بن فضل]]&lt;br /&gt;
|دین = [[اسلام]]&lt;br /&gt;
|مذهب =&lt;br /&gt;
|شغل = وزیر خلافت عباسی&lt;br /&gt;
|منصب = وزارت&lt;br /&gt;
|تاریخ درگذشت =۲۰۲ قمری&lt;br /&gt;
|شهر درگذشت =سرخس&lt;br /&gt;
|کشور درگذشت =[[ایران]]&lt;br /&gt;
|آرامگاه =&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|زمان اسلام آوردن =&lt;br /&gt;
|نحوه اسلام آوردن =&lt;br /&gt;
|حضور در جنگ‌ها =&lt;br /&gt;
|هجرت به =&lt;br /&gt;
|دلیل شهرت =&lt;br /&gt;
|نقش‌های برجسته =پیشنهاد ولایت‌عهدی [[امام رضا(ع)]] به [[مأمون]]&lt;br /&gt;
|دیگر فعالیت‌ها =&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|نام زیارتگاه =&lt;br /&gt;
|سمت =&lt;br /&gt;
|خدمت =&lt;br /&gt;
|محل اقدام =&lt;br /&gt;
|سفر =&lt;br /&gt;
|نوشته‌ها =&lt;br /&gt;
|موقوفات =&lt;br /&gt;
|بناهای ساخته شده =&lt;br /&gt;
|مقام علمی =&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|پس از =&lt;br /&gt;
|پیش از =&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|اساتید =&lt;br /&gt;
|شاگردان =&lt;br /&gt;
|تالیفات =&lt;br /&gt;
|وبگاه رسمی =&lt;br /&gt;
|امضا =&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[فضل بن سهل]] یکی از وزیران مشهور ایرانی از [[خاندان آل‌سهل]] و وزیر [[مأمون عباسی]] بود. وی در رسیدن مأمون به قدرت و خلافت در مقابل [[امین عباسی]] نقش به‌سزایی داشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فضل به‌دست [[یحیی‌ بن خالد برمکی]] و به روایتی به‌دست مأمون اسلام آورد. از نقش برجسته فضل در وزارت می‌توان از پیشنهاد ولایت‌عهدی [[امام رضا(ع)]] به مأمون نام برد که اخبار ضد و نقیضی در این‌باره وجود دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==معرفی اجمالی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[آل سهل]] یکی از خاندان‌های بانفوذ ایرانی در دستگاه خلافت عباسی بودند. از میان آل‌سهل، فضل بن سهل و برادرش، [[حسن بن سهل]] به‌دلیل عهده‌داری وزرات [[مامون]] و برخی مناصب دیگر در تاریخ شهرت دارند. از ارتباط آنان با [[حجاز]] در نخستین سال‌های خلافت مامون، با توجه به دل‌مشغولی آنان به مسائل حاد سیاسی و رقابت با عنصر عرب، اخباری ارائه نشده است. بنا به نقلی، مامون، حسن بن سهل را بر [[مکه]] ولایت داد. &amp;lt;ref&amp;gt;الجامع اللطیف، ص٢5٨؛ تحصیل المرام، ج٢، ص٧١6.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فضل به دست [[یحیی‌ بن خالد برمکی]] و به روایتی به‌دست مأمون در سال 190(ه. ق) اسلام آورد. &amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ طبری، ج12، ص5340.&amp;lt;/ref&amp;gt; وی در دربار مامون عباسی به مقام وزارت و ریاست سپاه رسید و به همین دلیل به او ذوالریاستین لقب داده اند. وی در دربار مامون عباسی به مقام وزارت و ریاست سپاه رسید و به‌همین دلیل به او ذوالریاستین لقب داده‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیشنهاد ولایت‌عهدی امام رضا==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از دیگر مسائلی که آل سهل را با حجاز مرتبط می‌سازد، مربوط به نقش فضل بن سهل، وزیر مامون عباسی در ولایت‌عهدی [[امام رضا(ع)]] و آوردن آن حضرت از [[مدینه]] به خراسان است که اخبار ضد و نقیضی در این‌باره وجود دارد. &amp;lt;ref&amp;gt;ر. ک: الارشاد، ج٢، ص٣٧٧؛ اعلام الوری، ج٢، ص٧5.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[ابن اثیر]] در تاریخ خود، فضل را [[شیعه]] دانسته و گفته است که او ولایت‌عهدی امام رضا(ع) را به مامون پیشنهاد کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;الکامل فی التاریخ، ج6، ص١٩٨.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیوند به بیرون==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1107171/فضل-بن-سهل-سرخسی فضل بن سهل سرخسی، فرامرزی، امین، مجله رشد آموزش تاریخ، بهار 1395 - شماره 62 (5 صفحه - از 54 تا 58).]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{منابع}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{برگرفتگی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|پیش از لینک = کتاب&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|منبع = مناسبات ایرانیان با حجاز در دوره های مختلف تاریخ اسلام، سيدمحمود ساماني،&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|پس از لینک = بخش «آل سهل »، ص63-65،&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
| لینک = http://lib.hajj.ir/View/fa/Book/BookView/Image/1385&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;الجامع اللطيف&#039;&#039;&#039;، محمد ابن ظهيره (م٩٨۶ه .ق)، به كوشش: على عمر، قاهره، مكتبة الثقافة الدينيه، ١۴٢٣ه .ق.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;تحصيل المرام&#039;&#039;&#039;، محمد بن احمد الصباغ (م١٣٢١ه .ق)، به كوشش ابن دهيش، ١۴٢۴ه .ق.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;الارشاد فى معرفة حجج الله على العباد&#039;&#039;&#039;، شيخ مفيد، قم، كنگره شيخ مفيد، ١۴١٣ه.ق.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;تاريخ طبري (تاريخ الامم والملوك)&#039;&#039;&#039;، طبري، محمد بن جرير (1967م.).&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;إعلام الورى بأعلام الهدى&#039;&#039;&#039;، فضل بن حسن طبرسى، قم، آل‌البيت، ١۴١٧ه .ق.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;الكامل فى التاريخ&#039;&#039;&#039;، ابن اثير (م۶٣٠ه .ق)، بيروت، دار صادر، ١٣٨۵ه .ق.&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[Category:مقاله‌های در دست ویرایش]]&lt;br /&gt;
[[Category:کارگزاران حکومت عباسی]]&lt;br /&gt;
[[Category:وزیران خلافت عباسیان]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:مقاله‌های در دست ویرایش]]&lt;br /&gt;
[[رده:کارگزاران حکومت عباسی]]&lt;br /&gt;
[[رده:وزیران خلافت عباسیان]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Z mohammad</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikihaj.com/index.php?title=%D8%B9%D9%85%D8%B1%D9%88_%D8%A8%D9%86_%D9%84%DB%8C%D8%AB_%D8%B5%D9%81%D8%A7%D8%B1%DB%8C&amp;diff=23425</id>
		<title>عمرو بن لیث صفاری</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikihaj.com/index.php?title=%D8%B9%D9%85%D8%B1%D9%88_%D8%A8%D9%86_%D9%84%DB%8C%D8%AB_%D8%B5%D9%81%D8%A7%D8%B1%DB%8C&amp;diff=23425"/>
		<updated>2019-09-11T03:55:25Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Z mohammad: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات اشخاص&lt;br /&gt;
|عنوان = یوسف بن ابوساج&lt;br /&gt;
|تصویر =&lt;br /&gt;
|توضیح تصویر =&lt;br /&gt;
|نام کامل = عمرو لیث صفاری&lt;br /&gt;
|کنیه =&lt;br /&gt;
|لقب =&lt;br /&gt;
|نسب = [[سلسله صفاریان]]&lt;br /&gt;
|زادروز =&lt;br /&gt;
|کشور تولد =&lt;br /&gt;
|شهر تولد =&lt;br /&gt;
|محل زندگی = [[ایران]]، [[مکه]]&lt;br /&gt;
|مهاجر/انصار =&lt;br /&gt;
|نام همسر =&lt;br /&gt;
|فرزندان =&lt;br /&gt;
|خویشاوندان سرشناس = [[یعقوب بن لیث]]&lt;br /&gt;
|دین = [[اسلام]]&lt;br /&gt;
|مذهب =&lt;br /&gt;
|شغل = حاکم ایران&lt;br /&gt;
|منصب = [[عمل الحرمین]]، کارگزار [[حرمین شریفین]]&lt;br /&gt;
|تاریخ درگذشت =289 ق&lt;br /&gt;
|شهر درگذشت =بغداد&lt;br /&gt;
|کشور درگذشت =[[عراق]]&lt;br /&gt;
|آرامگاه =&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|زمان اسلام آوردن =&lt;br /&gt;
|نحوه اسلام آوردن =&lt;br /&gt;
|حضور در جنگ‌ها =&lt;br /&gt;
|هجرت به =&lt;br /&gt;
|دلیل شهرت = [[امیر مکه]] و حاکم صفاری&lt;br /&gt;
|نقش‌های برجسته =&lt;br /&gt;
|دیگر فعالیت‌ها =&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|نام زیارتگاه =&lt;br /&gt;
|سمت =&lt;br /&gt;
|خدمت =&lt;br /&gt;
|محل اقدام =&lt;br /&gt;
|سفر =&lt;br /&gt;
|نوشته‌ها =&lt;br /&gt;
|موقوفات =&lt;br /&gt;
|بناهای ساخته شده =&lt;br /&gt;
|مقام علمی =&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|پس از =یعقوب بن لیث&lt;br /&gt;
|پیش از =طاهر بن محمد بن عمرو&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|اساتید =&lt;br /&gt;
|شاگردان =&lt;br /&gt;
|تالیفات =&lt;br /&gt;
|وبگاه رسمی =&lt;br /&gt;
|امضا =&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;عمرو بن لیث صفاری&#039;&#039;&#039; از حاکمان [[سلسله صفاریان]] است که بعد از درگذشت برادرش [[یعقوب بن لیث]] جانشین وی شد. سیاست عمرو برخلاف برادرش اطاعت از خلیفه عباسی بود و با توجه به‌نیاز خلیفه عباسی به‌جهت بحران و شورش در [[عراق]]، حکومت وی را تأیید و کارگزاری [[حرمین شریفین]] را نیز به او تفویض کرد. صفاریان از سال 265 تا 271ق. عهده‌دار منصب [[عمل الحرمین]] بودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قبل از عمرو، [[احمد بن طولون]] حاکم مصر، کارگزار حرمین شریفین بود و با ورود او میان فرستادگان عمرو بن لیث و ابن طولون در [[مکه]] رقابت و درگیری وجود داشت که در نهایت عمرو بن لیث، بر ابن طولون چیره شد و آن‌ها را از مکه بیرون راند و ابن طولون در [[مسجد الحرام]] [[لعن]] شد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سال 271ق و در پی حمله برخی سادات علوی از مکه به [[مدینه]] و کشتار و غارت در آن شهر که موجب تعطیلی مراسم حج شد، خلیفه عباسی، در بغداد اعلام کرد عمرولیث را از منصب عمل الحرمینی عزل کرده و دستور داد عمرو را بر منابر [[لعن]] کنند.&lt;br /&gt;
==کارگزاری حرمین شریفین==&lt;br /&gt;
با مرگ [[یعقوب لیث صفار]] (حک: 247-265ق.)، مؤسس [[سلسله صفاریان]] و روی کار آمدن برادرش عمرو بن لیث، سیاست وی برپایه اطاعتش از خلیفه عباسی قرار گرفت و او موضع خود را به خلیفه اعلام کرد. [[معتمد عباسی]] نیز در این زمان با بحران و شورش عظیم [[زنگیان]] در جنوب [[عراق]] مواجه بود، برای توان سرکوب آنان، در صدد بهبودی روابط با صفاریان بود. از این‌رو خلیفه عباسی افزون بر تایید حکومت عمرو بر قلمروی وسیع تحت اختیارش، کارگزاری [[حرمین شریفین]] را نیز به او تفویض کرد. &amp;lt;ref&amp;gt;ابن فقیه، 1349، ص143؛ فاسی، 1406، ج2، ص180؛ ابن تغری، 1992، ج3، ص40.&amp;lt;/ref&amp;gt; به‌نظر می‌رسد هدف اصلی خلیفه از وا‌گذاری منصب [[عمل الحرمین]] به عمرو، تضعیف جایگاه و کاستن از نفوذ [[احمد بن طولون]] حاکم مصر در حرمین بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بدین ترتیب صفاریان که تلاش داشتند نظارت بر امور حرمین را برعهده داشته باشند، موفق شدند منصب عمل الحرمین را از سوی دستگاه خلافت عباسی دریافت کنند. آنان ازسال 265 تا 271ق. عهده‌دار این منصب بودند.&lt;br /&gt;
==رقابت با ابن طولون==&lt;br /&gt;
در این مدت میان فرستادگان عمرو بن لیث و ابن طولون حاکم مصر در مکه رقابت و درگیری وجود داشت. در سال 268ق. نماینده ابن طولون در [[مکه]] از عامل راه منصوب از جانب عمرو شکست خورد و پرچَم عمرو لیث بر سمت راست منبر [[مسجد ابراهیم خلیل]] نصب شد. &amp;lt;ref&amp;gt;طبری، 1967، ج9، ص599.&amp;lt;/ref&amp;gt; ابن طولون در سال بعد سپاهی را به مکه اعزام کرد اما‌ [[هارون بن محمد]]، عامل مکه، با کمک سپاهیان عمرو بن لیث، بر سپاه ابن طولون چیره شد و آن‌ها را از مکه بیرون راند و ابن طولون در [[مسجد الحرام]] [[لعن]] شد.&amp;lt;ref&amp;gt;طبری، 1967، ج9، ص652-654؛ ابن فهد، 1404، ج2، ص344.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==عزل از منصب عمل الحرمین==&lt;br /&gt;
روابط صفاریان با [[حجاز]] چندان نپایید. در سال 271ق و در پی حمله برخی سادات علوی از [[مکه]] به [[مدینه]] و کشتار و غارت در آن شهر که موجب تعطیلی مراسم حج و نیز تعطیلی نماز جمعه و جماعت شد، معتمد خلیفه عباسی، در حضور حج‌گزاران خراسانی در بغداد اعلام کرد عمرولیث را از منصب عمل الحرمینی عزل کرده و دستور داد عمرو را بر منابر لعن کنند.&amp;lt;ref&amp;gt;طبری، 1967، ج15.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هرچند والی مکه، [[یوسف بن ابی‌الساج]]، در حمایت از عمرولیث با امیر جدیدی که عهده‌دار کار حج‌گزاران شده بود، به مخالفت برخاست و او را اسیر کرد. اما سپاهیان و حج‌گزاران دخالت کردند و والی را دستگیر کرده به بغداد فرستادند.&amp;lt;ref&amp;gt;همان.&amp;lt;/ref&amp;gt; با وجود این در سال‌های بعد نیز صفاریان برای نظارت بر امور حرمین تلاش ‌کردند که چندان نتیجه‌بخش نبود. &amp;lt;ref&amp;gt;همان، ج15، ص6482.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{منابع}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{برگرفتگی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|پیش از لینک = کتاب&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|منبع = پژوهشنامه حج، شماره ۲، سيدمحمود ساماني،&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|پس از لینک = بخش «عمرو بن لیث صفاری»، ص14-15،&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
| لینک = http://journal.hzrc.ac.ir/article_33295.html&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;البلدان&#039;&#039;&#039;، ابن فقيه، احمد بن محمد (1349ش.)، بى جا، انتشارات بنياد فرهنگ ايران.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;العقد الثمين في تاريخ البلد الامين&#039;&#039;&#039;، فاسي، محمد بن احمد (1406ق.)، به كوشش فؤاد سير، مصر، الرساله.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;اتحاف الوري باخبار ام القري&#039;&#039;&#039;، ابن فهد، عبد العزيز بن عمر (1404ق.)، به کوشش فهيم محمد، مکه، جامعة ام‌ القري.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;النجوم الزاهرة في ملولک مصر والقاهرة&#039;&#039;&#039;، اب‍ن‌ ت‍غ‍ري‌ ب‍ردي‌، ي‍وس‍ف‌ ب‍ن‌ ت‍غ‍ري‌ ب‍ردي(1992م.)، قاهره، به کوشش شلتوت و ديگران، وزارة الثقافة و الارشاد.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;تاريخ طبري (تاريخ الامم والملوك)&#039;&#039;&#039;، طبري، محمد بن جرير (1967م.)، به كوشش محمد ابوالفضل، بيروت، دار احياء التراث العربي.&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:مقاله‌های در دست ویرایش]]&lt;br /&gt;
[[رده:حاکمان ایران]]&lt;br /&gt;
[[رده:حاکمان مکه]]&lt;br /&gt;
[[رده:افراد تاثیرگذار بر حرمین]]&lt;br /&gt;
[[رده:کارگزاران حکومت عباسی]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Z mohammad</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikihaj.com/index.php?title=%D9%85%D8%B3%D8%AC%D8%AF_%D9%85%D9%88%DB%8C_%D9%85%D8%A8%D8%A7%D8%B1%DA%A9&amp;diff=23297</id>
		<title>مسجد موی مبارک</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikihaj.com/index.php?title=%D9%85%D8%B3%D8%AC%D8%AF_%D9%85%D9%88%DB%8C_%D9%85%D8%A8%D8%A7%D8%B1%DA%A9&amp;diff=23297"/>
		<updated>2019-09-08T06:57:07Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Z mohammad: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;آثار منسوب به [[رسول‌الله(ص)]] از دیر باز تا کنون مورد احترام مسلمانان بوده و به آنها تبرّک می‌جسته‌اند. این آثار، بیشتر در شهرها و مناطق تحت نفوذ [[اهل سنت]]؛ به ویژه در قلمرو پادشاهان عثمانی و [[شبه قاره هند]] یافت می‌شده است. در برخی بناهای مذهبی مهم این شهرها، مانند مساجد جامع، خانقاه‌ها، مقابر و زیارتگاه‌های بزرگ، جایگاه‌های ویژه و یا اتاق‌هایی، برای نگهداری این آثار وجود داشته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آثار منسوب به پیامبر خدا(ص)،  بیشتر شامل تار ریش‌ها و تار موها، لباس‌ها و لوازم به‌جای مانده (مانند خرقه‌ها، صندل‌ها، شمشیرها) و دیگر اشیای منسوب به آن حضرت (نظیر قدمگاه‌ها) است. یکی از زیارتگاه‌های حاوی آثار پیامبر اسلام(ص)،  زیارتگاه تار موی پیامبر در قندهار است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اگرچه درباره انتساب برخی از این آثار به پیامبر، تردیدهایی وجود دارد و نمی‌توان به راحتی از اصالت و اعتبار تمامی آنها سخن گفت؛ اما صرف نظر از مساله میزان اعتبار و اصالت آثار پیامبر(ص)،  آنچه در اینجا اهمیت دارد، آن است که وجود اینگونه آثار در منطقه‌ای، نشان ‌دهنده علاقه‌مندی‌های مردم آن منطقه بوده و مردم با تبرّک جستن به این آثار، دوستی و ارادت خود را نسبت به آن حضرت نشان می‌دهند و یا حتی طلب شفای بیماری یا قضای حاجت می‌کنند.&lt;br /&gt;
==مسجد موی مبارک==&lt;br /&gt;
در شهر قندهار علاوه بر [[زیارتگاه خرقه شریفه]]، زیارتگاه دیگری وجود دارد که با نام «مسجد موی مبارک» شناخته می‌شود و در آن، تار مویی منسوب به حضرت رسول(ص)، نگهداری می‌شود. این تار مو از زمان [[احمدشاه بابا]] در مسجد «زاره جامع» قندهار ـ اولین مسجد شهر قندهار ـ نگهداری می‌شد، &amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ خرقه شریفه قندهار، وکیلی فوفلزایی، عزیزالدین، پشاور: مرکز تعاون افغانستان (متا)،  چاپ 2، 1380ش/ 1422ق، ص41.&amp;lt;/ref&amp;gt; اما در نیمه‌های سده 13ق. سردار محمد عثمان خان، نایب‌الحکومه، به دستور سردار کهندل خان، والی قندهار، آن را به مسجد کهندل خان منتقل کرد، &amp;lt;ref&amp;gt;حلمی، محمد ولی، «تاریخ، جغرافیا، کلتور کندهار»،  کابل: مؤسسه انتشارات زوری، 1351، ص173.&amp;lt;/ref&amp;gt; که امروزه به مسجد موی مبارک تغییر نام داده است.&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
==منابع ==&lt;br /&gt;
{{منابع}}&lt;br /&gt;
{{برگرفتگی&lt;br /&gt;
|پیش از لینک =&lt;br /&gt;
|منبع = فصلنامه علمی ترویجی میقات حج، ش 83.&lt;br /&gt;
|پس از لینک = بخش «آثار منسوب به پیامبر خدا (ص) در افغانستان»، ص48-59،&lt;br /&gt;
| لینک =http://miqat.hajj.ir/article_38103.html&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;تاریخ، جغرافیا، کلتور کندهار&#039;&#039;&#039;، حلمی، محمد ولی، کابل: مؤسسه انتشارات زوری، 1351.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;تاریخ خرقه شریفه قندهار&#039;&#039;&#039;، وکیلی فوفلزایی، عزیزالدین، پشاور: مرکز تعاون افغانستان (متا)،  چاپ 2، 1380ش/ 1422ق.&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:مقاله‌های در دست ویرایش]]&lt;br /&gt;
[[رده:زیارتگاه‌های افغانستان]]&lt;br /&gt;
[[رده:آثار منسوب به پیامبر اسلام]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Z mohammad</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikihaj.com/index.php?title=%D8%B2%DB%8C%D8%A7%D8%B1%D8%AA%DA%AF%D8%A7%D9%87_%D8%B3%D8%AE%DB%8C_(%DA%A9%D8%A7%D8%A8%D9%84)&amp;diff=23295</id>
		<title>زیارتگاه سخی (کابل)</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikihaj.com/index.php?title=%D8%B2%DB%8C%D8%A7%D8%B1%D8%AA%DA%AF%D8%A7%D9%87_%D8%B3%D8%AE%DB%8C_(%DA%A9%D8%A7%D8%A8%D9%84)&amp;diff=23295"/>
		<updated>2019-09-08T06:56:40Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Z mohammad: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;آثار منسوب به [[رسول‌الله(ص)]] از دیر باز تا کنون مورد احترام مسلمانان بوده و به آنها تبرّک می‌جسته‌اند. این آثار، بیشتر در شهرها و مناطق تحت نفوذ [[اهل سنت]]؛ به ویژه در قلمرو پادشاهان عثمانی و [[شبه قاره هند]] یافت می‌شده است. در برخی بناهای مذهبی مهم این شهرها، مانند مساجد جامع، خانقاه‌ها، مقابر و زیارتگاه‌های بزرگ، جایگاه‌های ویژه و یا اتاق‌هایی، برای نگهداری این آثار وجود داشته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آثار منسوب به پیامبر خدا(ص)،  بیشتر شامل تار ریش‌ها و تار موها، لباس‌ها و لوازم به‌جای مانده (مانند خرقه‌ها، صندل‌ها، شمشیرها) و دیگر اشیای منسوب به آن حضرت (نظیر قدمگاه‌ها) است. از مشهورترین و بلکه مهم‌ترین زیارتگاه‌های حاوی آثار پیامبر اسلام(ص) در [[افغانستان]]، زیارتگاه خرقه شریفه قندهار است. در مسیر انتقال این خرقه از بدخشان تا قندهار، خرقه را مدتی در کابل قرار دادند و محل قرار دادن آن تاکنون زیارتگاهی است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اگرچه درباره انتساب برخی از این آثار به پیامبر، تردیدهایی وجود دارد و نمی‌توان به راحتی از اصالت و اعتبار تمامی آنها سخن گفت؛ اما صرف نظر از مساله میزان اعتبار و اصالت آثار پیامبر(ص)،  آنچه در اینجا اهمیت دارد، آن است که وجود اینگونه آثار در منطقه‌ای، نشان ‌دهنده علاقه‌مندی‌های مردم آن منطقه بوده و مردم با تبرّک جستن به این آثار، دوستی و ارادت خود را نسبت به آن حضرت نشان می‌دهند و یا حتی طلب شفای بیماری یا قضای حاجت می‌کنند.&lt;br /&gt;
==موقعیت جغرافیایی==&lt;br /&gt;
این زیارتگاه در دامنه کوه علی‌آباد در شمال غربی کابل واقع است.&lt;br /&gt;
==انتقال خرقه به قندهار==&lt;br /&gt;
گفته شده زمانی‌که به دستور [[احمد شاه بابا]] در سال 1182ق. وزیر وی، شاه ولی‌خان بامی‌زائی، [[خرقه منتسب به پیامبر(ص)]] را از بدخشان به سمت قندهار منتقل کرد. آن را در مسیر خود در این محل، در میان یک دیگ سنگی قرار دادند. خرقه شریفه به مدت 7 یا 9 ماه در کابل بود و هر از چند گاهی به منظور تشرف اهالی کابل به زیارت صندوق حاوی خرقه، آن را در نزدیکی سنگ سیاهی که امروزه به سنگ ذوالفقار معروف است، می‌گذاشتند. تا اینکه آن را به سمت قندهار حرکت دادند.&amp;lt;ref&amp;gt;کهـزاد، احمـدعلی، «بالاحصار کابل و پیش‌آمدهای تاریخی»،  کابــل: بنگاه انتشارات میـوند، چاپ 3، 1383، ص255.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==علت بنای زیارت سخی==&lt;br /&gt;
درباره علت بنای «زیارت سخی» گفته‌اند که این زیارتگاه به افتخار توقف خرقه مبارکه پیامبر(ص) در این مکان، ساخته شده است. اما برخی نیز آن را نظرگاه [[حضرت امیرالمؤمنین(ع)]] می‌دانند.&lt;br /&gt;
==ویژگی‌های بنا==&lt;br /&gt;
بنای زیارتگاه شامل دو اتاق متصل به یکدیگر است که هر اتاق دارای گنبدی نقره‌ای رنگ است. در دیوار شمالی بنا، در جانب کوه، سنگ بزرگی وجود دارد که به دو نیم شده و در بالای آن بیرقی است. بر اساس باورهای محلی، زمانی که خرقه مبارکه را از روی این سنگ به سمت قندهار حرکت دادند، سنگ در فراقش به دو نیم شد.&amp;lt;ref&amp;gt;خلیلی، محمد ابراهیم، مزارات کابل، پشاور: انجمن نشراتی دانش، 1383ش/ 2004م، ص159.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
==منابع ==&lt;br /&gt;
{{منابع}}&lt;br /&gt;
{{برگرفتگی&lt;br /&gt;
|پیش از لینک =&lt;br /&gt;
|منبع = فصلنامه علمی ترویجی میقات حج، ش 83.&lt;br /&gt;
|پس از لینک = بخش «آثار منسوب به پیامبر خدا (ص) در افغانستان»، ص48-59،&lt;br /&gt;
| لینک =http://miqat.hajj.ir/article_38103.html&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;بالا حصار کابل و پیش‌آمـدهای تاریخی&#039;&#039;&#039;، کهزاد، احمدعلی، کابل: بنـگاه انتشارات میوند، چاپ 3، 1383. &lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;مزارات کابل&#039;&#039;&#039;، خلیلی، محمد ابراهیم، پشاور: انجمن نشراتی دانش، 1383ش./ 2004م. &lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:مقاله‌های در دست ویرایش]]&lt;br /&gt;
[[رده:زیارتگاه‌های افغانستان]]&lt;br /&gt;
[[رده:آثار منسوب به پیامبر اسلام]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Z mohammad</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikihaj.com/index.php?title=%D8%B2%DB%8C%D8%A7%D8%B1%D8%AA%DA%AF%D8%A7%D9%87_%D8%AE%D8%B1%D9%82%D9%87_%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%A8%D8%B1_(%D9%82%D9%86%D8%AF%D9%87%D8%A7%D8%B1)&amp;diff=23293</id>
		<title>زیارتگاه خرقه پیامبر (قندهار)</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikihaj.com/index.php?title=%D8%B2%DB%8C%D8%A7%D8%B1%D8%AA%DA%AF%D8%A7%D9%87_%D8%AE%D8%B1%D9%82%D9%87_%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%A8%D8%B1_(%D9%82%D9%86%D8%AF%D9%87%D8%A7%D8%B1)&amp;diff=23293"/>
		<updated>2019-09-08T06:55:48Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Z mohammad: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;آثار منسوب به [[رسول‌الله(ص)]] از دیر باز تا کنون مورد احترام مسلمانان بوده و به آنها تبرّک می‌جسته‌اند. این آثار، بیشتر در شهرها و مناطق تحت نفوذ [[اهل سنت]]؛ به ویژه در قلمرو پادشاهان عثمانی و [[شبه قاره هند]] یافت می‌شده است. در برخی بناهای مذهبی مهم این شهرها، مانند مساجد جامع، خانقاه‌ها، مقابر و زیارتگاه‌های بزرگ، جایگاه‌های ویژه و یا اتاق‌هایی، برای نگهداری این آثار وجود داشته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آثار منسوب به پیامبر خدا(ص)، بیشتر شامل تار ریش‌ها و تار موها، لباس‌ها و لوازم به‌جای مانده (مانند خرقه‌ها، صندل‌ها، شمشیرها) و دیگر اشیای منسوب به آن حضرت (نظیر قدمگاه‌ها) است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از مشهورترین و بلکه مهم‌ترین زیارتگاه‌های حاوی آثار پیامبر اسلام(ص) در [[افغانستان]]، زیارتگاه خرقه شریفه قندهار است. در این زیارتگاه خرقه‌ای نگهداری می‌شود که از آنِ رسول‌الله(ص) دانسته شده و داستان مفصّلی در چگونگی رسیدن آن به قندهار نقل شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با این حال، درباره انتساب برخی از این آثار به پیامبر، تردیدهایی وجود دارد و نمی‌توان به راحتی از اصالت و اعتبار تمامی آنها سخن گفت. اما صرف نظر از مساله میزان اعتبار و اصالت آثار پیامبر(ص)، آنچه در اینجا اهمیت دارد، آن است که وجود اینگونه آثار در منطقه‌ای، نشان ‌دهنده علاقه‌مندی‌های مردم آن منطقه است.&lt;br /&gt;
==خرقه پیامبر==&lt;br /&gt;
منابع تاریخی گفته‌اند، این همان خرقه‌ای است که پیامبر و اهل‌بیت ایشان، با دست خود دوخته بودند و پس از وفات آن حضرت، [[امام علی(ع)]] طبق وصیّت ایشان، خرقه را به [[اویس قرنی]] داد و او آن را پوشید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در وصف مشخصات ظاهری خرقه نبوی گفته‌اند که این خرقه عبارت از جامه پشمینه ضخیمی با رنگ آسمانی است که از پشم نازک خالص شتر دوخته شده است. دو آستین مبارک آن از طول دامن جامه کوتاه‌تر و دو برِ پیش و رویش نسبتاً ژولیده است و به تناسب قامت انسان، کوتاه به نظر می‌آید.&amp;lt;ref&amp;gt;وکیلی فوفلزایی، عزیزالدین، «تاریخ خرقه شریفه قندهار»، پشاور: مرکز تعاون افغانستان (متا)، چاپ 2، 1380ش./ 1422ق.، ص38&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==انتقال خرقه از مکه به بغداد==&lt;br /&gt;
پس از وفات اویس، خرقه را در [[غار حرا]] نهادند و تا مدت‌ها در آنجا به امانت گذاشته و نگهداری می‌شد، تا اینکه یکی از صالحان به نام [[شیخ دوست‌محمد]]، آن را از [[مکه]] به [[بغداد]] منتقل کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;فیـض، محـمد، «سـراج التـواریـخ»، کابـل: مطبـع حروفـی دارالسـلطنـه، 1331، ج1، ص28؛ بدخشی، شـاه عبدالله، ارمغـان بـدخشـان، بـه کوشش: فریـد بیـژن، تهران: بنیاد موقوفـات دکتر محمود افشار، چاپ 1، 1385، ص41.&amp;lt;/ref&amp;gt; البته این خرقه بعدها به فیض‌آباد بدخشان انتقال یافت و در آنجا زیارتگاهی مخصوص آن ساخته شد که تا امروز همچنان باقی مانده است.&lt;br /&gt;
==انتقال خرقه از بغداد تا بدخشان==&lt;br /&gt;
در سال 1181ق. احمد شاه دُرّانی معروف به [[احمد شاه بابا]] (حک: 1186-1160)، مؤسس سلسله درانی افغانستان، در بیست و دومین سال سلطنت خود دستور داد تا خرقه را از فیض‌آباد به قندهار ـ که به عنوان پایتخت حکومت خود انتخاب کرده بود ـ منتقل کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سخن مؤلف «تاریخ خرقه شریفه قندهار» درباره چگونگی حمل خرقه نبوی، نشان‌دهنده میزان احترام و تقدسی است که این خرقه نزد مردم افغانستان برخوردار بوده است.  &amp;lt;ref&amp;gt;وکیلی فوفلزایی، عزیزالدین، «تاریخ خرقه شریفه قندهار»، پشاور: مرکز تعاون افغانستان (متا)، چاپ 2، 1380ش./ 1422ق. ص32&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در میان راه از بدخشان تا قندهار، خرقه را مدتی در کابل قرار دادند و محل قرار دادن آن تاکنون زیارتگاهی است. محمل خرقه، با عزّت و احترام کامل، از راه شهرهای میدان، وردک، غزنه، مقر، قلات شهر صفا به قندهار رسید و به تخمین مؤلف «تاریخ خرقه شریفه قندهار»، در ربیع‌الاول سال 1182ق. وارد شهر گردید. این خرقه در آغاز در «زاره مسجد» که در سال 1172ق. به دستور احمدشاه ساخته شده بود، به امانت گذاشته شد و تا سال 1190ق. نیز در همانجا بود.&amp;lt;ref&amp;gt;وکیلی فوفلزایی، عزیزالدین، «تاریخ خرقه شریفه قندهار»، پشاور: مرکز تعاون افغانستان (متا)، چاپ 2، 1380ش./ 1422ق.، ص35&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==ساخت زیارتگاه خرقه==&lt;br /&gt;
صاحب کتاب «[[تاریخ خرقه شریفه قندهار]]» می‌نویسد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«ساخت گنبد قبر احمد شاه و جایگاه خرقه، پس از ورود خرقه به قندهار آغاز شد و بنا بود تا این گنبد به بهترین شیوه معماری ساخته شود. اما به علت وفات احمد شاه در 1186ق. و با توجه به عدم تکمیل بنای گنبد تا این تاریخ، خرقه همچنان در مسجد زاره باقی ماند. [[تیمورشاه]] (حک: 1207-1186) فرزند احمد شاه، هم‌زمان با تکمیل گنبد آرامگاه پدر خود، عمارت جداگانه‌ای با مسجد و محوطه وسیع برای نگهداری خرقه در کنار این گنبد ساخت و پس از تکمیل آن در سال 1190ق. خرقه را از مسجد زاره به جایگاه مخصوص آن منتقل کرد و خرقه تاکنون در این بنا نگهداری می‌شود.» &amp;lt;ref&amp;gt;وکیلی فوفلزایی، عزیزالدین، «تاریخ خرقه شریفه قندهار»، پشاور: مرکز تعاون افغانستان (متا)، چاپ 2، 1380ش./ 1422ق.، صص 43ـ 41&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درباره زیارتگاه خرقه و تعیین متولیان آن، فرمان‌ها و وقف‌نامه‌های متعددی از حکام و امرای افغانستان؛ از جمله احمدشاه، تیمورشاه و شاهان و شاهزادگان پس از آنها باقی مانده و تزیینات معماری و کتیبه‌هایی نیز در دوره‌های تاریخی بعدی به ساختمان آن افزوده شده است.&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
==منابع ==&lt;br /&gt;
{{منابع}}&lt;br /&gt;
{{برگرفتگی&lt;br /&gt;
|پیش از لینک =&lt;br /&gt;
|منبع = فصلنامه علمی ترویجی میقات حج، ش 83.&lt;br /&gt;
|پس از لینک = بخش «آثار منسوب به پیامبر خدا (ص) در افغانستان»، ص48-59،&lt;br /&gt;
| لینک =http://miqat.hajj.ir/article_38103.html&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;ارمغان بدخشان&#039;&#039;&#039;، بدخشی، شاه عبدالله، به کوشش: فرید بیژن، تهران: بنیاد موقوفات دکتر محمـود افـشار، چـاپ 1، 1385.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;سراج التواریخ&#039;&#039;&#039;، فیض، محمد، کابل: مطبعه حروفی دارالسلطنه، 1333-1331.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039; تاریخ خرقه شریفه قندهار&#039;&#039;&#039;، وکیلی فوفلزایی، عزیزالدین، پشاور: مرکز تعاون افغانستان (متا)،  چاپ 2، 1380ش/ 1422ق.&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:مقاله‌های در دست ویرایش]]&lt;br /&gt;
[[رده:زیارتگاه‌های افغانستان]]&lt;br /&gt;
[[رده:آثار منسوب به پیامبر اسلام]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Z mohammad</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikihaj.com/index.php?title=%D8%AD%D8%AC_%D9%86%DA%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%B4%DB%8C%D8%AE_%D8%B5%D8%AF%D9%88%D9%82&amp;diff=23292</id>
		<title>حج نگاری‌های شیخ صدوق</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikihaj.com/index.php?title=%D8%AD%D8%AC_%D9%86%DA%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%B4%DB%8C%D8%AE_%D8%B5%D8%AF%D9%88%D9%82&amp;diff=23292"/>
		<updated>2019-09-08T06:55:19Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Z mohammad: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;یکی از زمینه‌های نگارش در میان آثار [[شیخ صدوق]]، نگارش در موضوع حج است. وی در [[ذی‌حجه]] سال 353ق. به [[حج]] [[بیت‌الله‌الحرام]] توفیق یافت و پس از انجام مراسم حج، برای زیارت [[قبر پیامبر]] و ائمه بقیع، رهسپار [[مدینه]] شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شیخ صدوق، دوازده عنوان از نوشته‌‌های خود را به موضوع حج اختصاص داده است. علاوه بر این کتاب‌‌های دوازده‌گانه، وی در کتاب‌های [[ثواب الاعمال]]، [[من لایحضره الفقیه]]، [[الامالی]]، [[علل الشرایع]] و [[معانی الاخبار]]، فصل‌هایی را به بیان معنای حج، ثواب حج و عمره، تبیین مسائل و احکام حج و دیگر امور مرتبط با حج پرداخته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
متاسفانه هیچ ‌یک از آثاری که شیخ صدوق به صورت مستقل درباره حج نگاشته، به دست ما نرسیده و در گذر زمان و حوادث روزگاران گم شده و اطلاعات اندکی از این کتاب­‌ها در اختیار ما است. در ادامه به معرفی مختصری از این کتب می‌پردازیم:&lt;br /&gt;
==حج در آثار شیخ صدوق==&lt;br /&gt;
شیخ صدوق در کتاب [[ثواب الاعمال]] نیز، فصلی را به برشماری ثواب حج و عمره اختصاص داده و آن را باب ثواب «الحج و العمره» نام نهاده است. &amp;lt;ref&amp;gt;ثواب الاعمال و عقاب الاعمال، ص50-46.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وی همچنین در ادامه، فصل کوچکی را در ثواب دیدار و مصافحه با حاجی تدوین کرده و در پایان نیز با عنوان «باب نادر»، حدیثی درباره حج‌‌های بیست‌گانه [[امام سجاد(ع)]] اشاره کرده که در آن امام درباره شتری که سوار بر آن حج گزارده بود، سفارش می‌کرد. &amp;lt;ref&amp;gt;ثواب الاعمال و عقاب الاعمال، ص50.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همچنین فصلی دیگر را در کتاب [[عقاب الاعمال]]، در عقاب کسی که حج را ترک کند، منعقد ساخته است. &amp;lt;ref&amp;gt;ثواب الاعمال و عقاب الاعمال، صص236-237.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در کتاب من لایحضره الفقیه، علاوه بر فصل‌‌های متفرقه ‌ای که در آن به حج پرداخته شده&amp;lt;ref&amp;gt;کتاب من لا یحضره الفقیه، ج2، ص35.&amp;lt;/ref&amp;gt; در جلد دوم، کتاب الحج را نوشته و به صورت یک کتاب مفصّل فقهی به تبیین مسایل مربوط به آن پرداخته است. &amp;lt;ref&amp;gt;کتاب من لا یحضره الفقیه، ج2، ص190؛ کتاب من لا یحضره الفقیه، ج2، ص580.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شیخ صدوق حتی در مجلس نود و سوم کتاب [[الامالی]] که آن را به بیان خلاصه‌ای از دین امامیه اختصاص داده است، به حج و اهمیت آن و بیان بخشی از احکام حج پرداخته است. &amp;lt;ref&amp;gt;الامالی، ص748.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وی در کتاب [[علل الشرایع]] هم در بحث علت امر به حج و مسائل مربوط به آن و پاسخ به برخی پرسش‌‌های مطرح شده در این باب، به موضوع حج پرداخته است. &amp;lt;ref&amp;gt;علل الشرائع، ج1، ص273.&amp;lt;/ref&amp;gt; در جلد دوم این کتاب، ابواب و صفحات زیادی را به حج و مسائل پیرامون آن اختصاص داده است. باب صد و چهل و دو تا دویست و بیست و دو، همه درباره‌ ی حج و عمره است. &amp;lt;ref&amp;gt;علل الشرائع، ج2، صص474-400.&amp;lt;/ref&amp;gt; در کتاب معانی الاخبار هم، فصل‌هایی را به بیان معنای حج، [[حج اکبر]] و [[حج اصغر]]، ایام معلومات و... ویژه ساخته است. &amp;lt;ref&amp;gt;معانی الاخبار، ص170 و ص297-294.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==کتب مستقل در موضوع حج==&lt;br /&gt;
شیخ صدوق، دوازده عنوان از نوشته­ های خود را به موضوع حج اختصاص داده است. بنابراین، اگر تعداد تألیفات صدوق همان 300 عنوان باشد؛ چهار درصد از آثار وی در رابطه با حج است.  سوگمندانه هیچ ­یک از آثاری که شیخ صدوق به صورت مستقل درباره حج نگاشته، به دست ما نرسیده و در گذر زمان و حوادث روزگاران گم شده است. اگرچه اطلاعات اندکی از این کتاب­‌ها در اختیار ما است، ولی آشنایی با عناوین و محتوای این کتاب­‌ها فوایدی دارد که برخی از آنها عبارت است از:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;blockquote&amp;gt;1.  آشنایی با عناوین و محتوای این کتاب­ ها، هرچند به صورت اجمالی، راهنمای پژوهشگران و نویسندگان در نگارش کتاب­ های مناسب برای حج می ­باشد؛ قالب‌هایی که صدوق در این رابطه تجربه کرده، در برخی از موارد، تکرار نپذیرفته و هنوز قالب‌هایی نو برای نگارش به شمار می‌آید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2.  سرزمین‌های اسلامی در قرن چهارم هجری، یکی از مهم­ترین دوره‌­های پیشرفت علمی خود را تجربه کرده است. شناخت دقیق آثار و نوشته ­های دانشمندان این دوره، به­ ویژه در [[فقه]] و [[حدیث]]، به ترسیم فضای روشنی از تمدّن اسلامی در قرن چهارم کمک خواهد کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3.  تاریخ هر علم و فراز و فرودهایی که به دست نخبگان و دانشیان آن به وجود آمده، مورد مطالعه پژوهشگران آینده است. شناخت تألیفات فقهی و حدیثی شیخ صدوق، از مواردی است که به روشن شدن بخشی از تاریخ این علوم خواهد انجامید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
4.  شیخ صدوق یکی از بزرگ­‌ترین و پرتلاش­‌ترین دانشمندان قرن چهارم هجری است که حدود 300 عنوان کتاب و رساله، به نگارش درآورده است.&amp;lt;ref&amp;gt;الفهرست طوسی، ص237.&amp;lt;/ref&amp;gt;  زندگی، فعالیت‌­های علمی و فرهنگی، آثار و تألیفات او، همچنان از زمینه‌هایی است که نیازمندِ شناخت پژوهشگران است. معرفی آثار شیخ صدوق که بیشتر آنها از میان رفته است، به شناخت بیشتر و بهتر شیخ صدوق به عنوان یک دانشمند اسلامی یاری خواهد رساند.&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
==معرفی آثار با موضوع حج==&lt;br /&gt;
کتاب‌‌هایی که شیخ صدوق در رابطه با حج به رشته تحریر درآورده، عبارت است از:&lt;br /&gt;
===جامع الحج===&lt;br /&gt;
[[شیخ نجاشی]] نام این کتاب را در لیست آثار شیخ صدوق آورده، &amp;lt;ref&amp;gt;رجال النجاشی، ص389.&amp;lt;/ref&amp;gt; و [[علامه تهرانی]] هم به آن اشاره کرده است. &amp;lt;ref&amp;gt;الذریعه الی تصانیف الشیعه، ج5، ص48.&amp;lt;/ref&amp;gt; علامه تهرانی بار دیگر نام این کتاب را در کنار کتاب‌‌های دیگر مربوط به حج آورده است. &amp;lt;ref&amp;gt;الذریعه الی تصانیف الشیعه، ج5، ص65.&amp;lt;/ref&amp;gt; سخن ایشان به گونه‌ای است که گویا او نیز از فراوانی نگارش‌‌های صدوق درباره حج به تعجب درآمده است.&lt;br /&gt;
===جامع علل الحج===&lt;br /&gt;
شیخ نجاشی در فهرست تالیفات شیخ صدوق، نام این کتاب را آورده&amp;lt;ref&amp;gt;رجال النجاشی، ص389.&amp;lt;/ref&amp;gt; و شیخ آقابزرگ تهرانی هم از آن یاد کرده است. &amp;lt;ref&amp;gt;الذریعه الی تصانیف الشیعه، ج5، ص63.&amp;lt;/ref&amp;gt; یک‌بار دیگر تحت عنوان «[[کتاب علل الحج]]» هم از این کتاب یادی به میان آمده است. &amp;lt;ref&amp;gt;الذریعه الی تصانیف الشیعه، ج15، ص313.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شیخ صدوق در «[[من لایحضره الفقیه»]] بابی را با عنوان «باب علل الحج» منعقد ساخته است. در ابتدای همین باب از کتاب جامع علل الحج یاد کرده و گفته است: «قَالَ الشَّیْخُ مُصَنِّفُ هَذَا الْکِتَابِ رَحِمَهُ اللَّهُ: قَدْ اَخْرَجْتُ‏ اَسَانِیدَ الْعِلَلِ‏ الَّتِی‏ اَنَا ذَاکِرُهَا عَنِ النَّبِیِ (صلی‌الله‌علیه‌‌و‌آله‌وسلّم) وَ عَنِ الاَئِمَّه : فِی کِتَابِی جَامِعِ عِلَلِ الْحَجِّ».&amp;lt;ref&amp;gt;کتاب من لا یحضره الفقیه، ج2، ص190.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[شیخ طوسی]] در [[الفهرست]]&amp;lt;ref&amp;gt;الفهرست طوسی، ص237.&amp;lt;/ref&amp;gt; و [[ابن‌ شهرآشوب]] در [[معالم العلماء]]&amp;lt;ref&amp;gt;معالم العلماء، ص146.&amp;lt;/ref&amp;gt; از این کتاب با عنوان «علل الحج» یاد کرده‌اند.&lt;br /&gt;
===جامع تفسیر المنزل فی الحج===&lt;br /&gt;
شیخ صدوق خود، این کتاب را [[تفسیر المنزل فی الحج]] دانسته؛ چنان که گفته است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«قَالَ مُصَنِّفُ هَذَا الْکِتَابِ رَحِمَهُ اللهُ هَذِهِ‏ الاَخْبَارُ کُلُّهَا مُتَّفِقَه غَیْرُ مُخْتَلِفَه وَ التَّفَثُ مَعْنَاهُ کُلُّ مَا وَرَدَتْ بِهِ هَذِهِ الاَخْبَارُ وَ قَدْ اَخْرَجْتُ الاَخْبَارَ فِی هَذَا الْمَعْنَی فِی کِتَابِ تَفْسِیرِ الْمُنْزَلِ فِی الْحَجِّ». &amp;lt;ref&amp;gt;کتاب من لا یحضره الفقیه، ج2، ص486.&amp;lt;/ref&amp;gt; ولی شیخ نجاشی نام این کتاب را «کتاب جامع تفسیر المنزل فی الحج» ذکر کرده است. &amp;lt;ref&amp;gt;رجال النجاشی، ص389.&amp;lt;/ref&amp;gt; علامه تهرانی هم، عنوان نجاشی را پذیرفته و نقل کرده است. &amp;lt;ref&amp;gt;الذریعه الی تصانیف الشیعه، ج5، ص46.&amp;lt;/ref&amp;gt; به نظر می‌رسد که علامه تهرانی به نام کتاب در متن کتاب صدوق توجّه نداشته است.&lt;br /&gt;
===جامع فضل الکعبه و الحرم===&lt;br /&gt;
نام این کتاب نیز در لیست آثار شیخ صدوق در رجال نجاشی آمده&amp;lt;ref&amp;gt;رجال النجاشی، ص389.&amp;lt;/ref&amp;gt; و شیخ آقابزرگ تهرانی هم آن را به عنوان کتابی از صدوق شناخته است. &amp;lt;ref&amp;gt;الذریعه الی تصانیف الشیعه، ج5، ص64.&amp;lt;/ref&amp;gt; در «کتاب من لایحضره الفقیه» هم بابی با عنوان «الکعبه و فضلها و فضل الحرم» وجود دارد که نویسنده در آن، ده‌‌ها حدیث را در این موضوع روایت کرده است. &amp;lt;ref&amp;gt;کتاب من لایحضره الفقیه، ج2، صص241-251.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===جامع آداب المسافر للحج===&lt;br /&gt;
شیخ صدوق در این کتاب به بیان آداب مسافر در سفر معنوی حج پرداخته است. اینکه مسافر حج، سفرش را چگونه آغاز کند و چگونه آن را به پایان برساند. شیخ نجاشی در لیست آثار شیخ صدوق، نام این کتاب را ذکر کرده، &amp;lt;ref&amp;gt;رجال النجاشی، ص390.&amp;lt;/ref&amp;gt; و علامه تهرانی نیز آن را جزو تالیفات صدوق دانسته است. &amp;lt;ref&amp;gt;الذریعه الی تصانیف الشیعه، ج5، ص31.&amp;lt;/ref&amp;gt; برخی از منابع، از این کتاب با لفظ «آداب المسافر للحج» یاد کرده‌اند، نه «ادب المسافر».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صدوق در کتاب من لایحضره الفقیه هم ابواب متعددی را درباره سفر و آداب آن سامان داده که می‌توان فصل‌‌ها و محتوای کتاب مورد نظر را شبیه این بخش دانست. &amp;lt;ref&amp;gt;کتاب من لایحضره الفقیه، ج2، صص300-265.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===جامع فرض الحج و العمره===&lt;br /&gt;
مرحوم نجاشی از این کتاب نام برده&amp;lt;ref&amp;gt;رجال النجاشی، ص390.&amp;lt;/ref&amp;gt; و علامه آقابزرگ تهرانی آن را در شمار آثار شیخ صدوق دانسته است. &amp;lt;ref&amp;gt;الذریعه الی تصانیف الشیعه، ج5، ص64.&amp;lt;/ref&amp;gt; صدوق در کتاب [[علل الشرائع]]، باب یکصد و چهل و دوم را با عنوان &amp;quot;علة وجوب الحج و الطواف بالبیـت و...&amp;quot; سامان داده است. &amp;lt;ref&amp;gt;علل الشرائع، ج2، صص406ـ 400.&amp;lt;/ref&amp;gt; در کتـاب [[عیـون اخبـار الرضا(ع)]] نیز صفحاتی از باب سی و دوم را به &amp;quot;علة تشریع الحج و مناسکه&amp;quot; اختصاص داده است. &amp;lt;ref&amp;gt;عیون اخبار الرضا(ع) ، ج2، ص97.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===جامع فقه الحج===&lt;br /&gt;
نام این کتاب نیز مانند بخش قابل توجّهی از آثار شیخ صدوق، فقط در رجال نجاشی ذکر شده است. &amp;lt;ref&amp;gt;رجال النجاشی، ص390.&amp;lt;/ref&amp;gt; علامه تهرانی هم نام این کتاب را در کنار تعدادی از نگاشته ‌های صدوق درباره حج آورده است. &amp;lt;ref&amp;gt;الذریعه الی تصانیف الشیعه، ج5، ص65.&amp;lt;/ref&amp;gt; صدوق در کتاب بزرگ فقهی خود، کتاب من لایحضره الفقیه بیشتر مباحث فقهی حج را وارد ساخته است. &amp;lt;ref&amp;gt;کتاب من لایحضره الفقیه، ج2، صص190؛ کتاب من لایحضره الفقیه، ج2، ص618.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===ادعیه الموقف===&lt;br /&gt;
نامی‌که شیخ صدوق بر این کتاب نهاده و از آن یاد کرده، «دعاء الموقف» است، ولی شیخ نجاشی آن را با عنوان کتاب ادعیه الموقف خوانده است. &amp;lt;ref&amp;gt;رجال النجاشی، ص390.&amp;lt;/ref&amp;gt; علامه آقابزرگ تهرانی نیز با همین عنوان از این کتاب یاد کرده است. &amp;lt;ref&amp;gt;الذریعه الی تصانیف الشیعه، ج1، ص401.&amp;lt;/ref&amp;gt; تهرانی به این اختلاف در اسم کتاب در مکانی دیگر از کتابش اشاره کرده است. &amp;lt;ref&amp;gt;الذریعه الی تصانیف الشیعه، ج8، ص193.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صدوق نام این کتاب را در برخی متون آورده است. در کتاب [[المقنع]] درباره [[عرفات]] و دعا در [[روز عرفه]] سخن گفته و خواننده را به کتاب دعاء الموقف ارجاع می‌دهد. او می‌گوید: «فانّه یوم دعاء و مساله و اعمل بما فی‏ کتاب‏ «دعاء الموقف‏» من‏ الدعاء، و التحمید، و التهلیل و الصلاه علی النبی و آله، و جمیع ما فیه». &amp;lt;ref&amp;gt;المقنع، ص269.&amp;lt;/ref&amp;gt; در کتاب [[الهدایه]] نیز در جایگاه دعا و عبادت روز عرفه، متنی مانند متن بالا را می‌آورد: «وَ ادْعُ بِمَا فِی کِتَابِ‏ دُعَاءِ الْمَوْقِفِ‏ مِنَ التَّهْلِیلِ وَ التَّحْمِیدِ وَ الدُّعَاءِ اِنْ شَاءَ الله». &amp;lt;ref&amp;gt;الهدایه فی الاصول و الفروع، ص236.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شیخ صدوق در شرح اعمال عرفات و روز عرفه در «کتاب من لایحضره الفقیه»، فصلی را با عنوان «دعاء الموقف» ایراد کرده است. &amp;lt;ref&amp;gt;کتاب من لایحضره الفقیه، ج2، ص543-541.&amp;lt;/ref&amp;gt; در پایان این فصل خواننده کتاب را به کتابی با همین نام راهنمایی کرده، می‌گوید:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«قَالَ مُصَنِّفُ هَذَا الْکِتَابِ ـ رَحِمَهُ اللهُ ـ هَذَا الدُّعَاءُ تَامٌ‏ کَافٍ‏ لِمَوْقِفِ‏ عَرَفَه وَ قَدْ اَخْرَجْتُ دُعَاءً جَامِعاً لِمَوْقِفِ عَرَفَه فِی کِتـَابِ دُعَاءِ الْمَوْقـِفِ، فَمَنْ اَحَبَّ اَنْ یـَدْعُوَ بِهِ دَعـَا بِهِ اِنْ شَاءَ اللهُ تَعَالَی». &amp;lt;ref&amp;gt;کتاب من لایحضره الفقیه، ص543.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===کتاب القربان===&lt;br /&gt;
شیخ نجاشی، این کتاب را در شمار تالیفات شیخ صدوق ذکر کرده&amp;lt;ref&amp;gt;رجال النجاشی، ص390.&amp;lt;/ref&amp;gt; و شیخ آقابزرگ تهرانی نیز در الذریعه در دو جایگاه از آن نام برده است. &amp;lt;ref&amp;gt;الذریعه الی تصانیف الشیعه، ج16، ص46؛ الذریعه الی تصانیف الشیعه، ج17، ص70.&amp;lt;/ref&amp;gt; صدوق در کتاب علل الشرائع، باب یکصد و هفتاد و هشتم را با عنوان «علّة الاضحیه» منعقد ساخته و روایاتی را نقل کرده است. &amp;lt;ref&amp;gt;علل الشرائع، ج2، ص437.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صدوق ابواب بعدی را تا باب یکصد و هشتاد و هفتم، مرتبط با قربانی حج سامان داده است. &amp;lt;ref&amp;gt;علل الشرائع، ج2، صص438-443.&amp;lt;/ref&amp;gt; در کتاب من لایحضره الفقیه نیز بابی با عنوان «الاضحیة و فضلها» و ابواب دیگری را با عناوین &amp;quot;ایام النحر&amp;quot;، &amp;quot;باب الاضاحی&amp;quot; و ده‌ها مطلب مرتبط دیگر با قربانی را وارد ساخته است. &amp;lt;ref&amp;gt;کتاب من لایحضره الفقیه، ج2، صص518-488.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===کتاب المدینه وزیاره قبر النبیّ والائمه===&lt;br /&gt;
نام این کتاب در لیست آثار شیخ صدوق در رجال نجاشی آمده است. &amp;lt;ref&amp;gt;رجال النجاشی، ص390.&amp;lt;/ref&amp;gt; علامه تهرانی هم نام این کتاب را آورده است. &amp;lt;ref&amp;gt;الذریعه الی تصانیف الشیعه، ج20، ص251.&amp;lt;/ref&amp;gt; صدوق فصلی از کتاب الهدایه را با همین موضوع تدوین کرده و آن را باب «زیارة قبر النبیّ (صلی‌الله‌علیه‌‌و‌آله‌وسلّم) و قبور الائمه : بالمدینة» نام نهاده است. &amp;lt;ref&amp;gt;الهدایه فی الاصول و الفروع، صص256-255.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وی در ابواب مرتبط با حج، در باب «الابتداء بمکة و الختم بالمدینة» در توضیح احادیثی که ابتدای سفر حج را به مکه و پایان سفر را به مدینه افضل دانستند، گفته است: این احادیث مربوط به کسی است که مختار است به هر یک از این دو شهر آغاز کند. اما آن‌کس که بر سر یکی از این دو راه است و چاره ‌ا ی جز رفتن در آن راه را ندارد، مشمول این حدیث نمی‌‌‌‌‌شود. کسی که بر سر راه مدینه است، برایش جایز نیست که زیارت قبر پیامبر(ص) و اتیان مشاهد مشرفه را رها کند؛ چه بسا دیگر نتواند به مدینه برگردد. پس برای او بهتر است که از مدینه آغاز کند. و این معنای حدیثی است که آغاز سفر از مدینه را برتر می‌د‌اند. &amp;lt;ref&amp;gt;کتاب من لایحضره الفقیه، ج2، ص559.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صدوق فصل‌‌های دیگری از کتاب من لایحضره الفقیه را هم، مرتبط با عنوان کتاب مورد نظر منعقد ساخته است. این فصل‌‌ها عبارت‌اند از: &amp;quot;تحریم المدینة و فضلها&amp;quot;، &amp;quot;اتیان المدینة&amp;quot;، &amp;quot;اتیان المنبر&amp;quot;، &amp;quot;الصوم بالمدینة والاعتکاف بها&amp;quot;، &amp;quot;زیارة فاطمة الزهراء(س)&amp;quot;، &amp;quot;اتیان المشاهد و قبور الشهداء&amp;quot;، &amp;quot;تودیع قبر النبیّ (صلی‌الله‌علیه‌‌و‌آله‌وسلّم)&amp;quot; و ... .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===کتاب جامع نوادر الحج===&lt;br /&gt;
از شیوه‌های مشهور در نگارش کتاب‌های حدیثی از دوران صدوق و پیش و پس از آن، نوادر نویسی است. این کتاب‌ها که با نام نوادر و النوادر شناخته می‌شود، نظم و سیاق خاص خود را داشته و به نوادر احادیث در هر موضوع می‌پردازد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صدوق شش کتاب از تالیفات خود را به این شیوه نگارشی ویژه ساخته است که عبارت‌اند از: «[[نوادر الصلاة]]»، «[[نوادر الطب]]»، «[[نوادر الفضائل]]»، «[[نوادر النوادر]]»، «[[نوادر الوضوء]]» و «[[جامع نوادر الحج]]». شیخ نجاشی نام این کتاب را در فهرست تالیفات صدوق آورده است. &amp;lt;ref&amp;gt;رجال النجاشی، ص390.&amp;lt;/ref&amp;gt; علامه تهرانی هم به آن اشاره داشته است. &amp;lt;ref&amp;gt;الذریعه الی تصانیف الشیعه، ج5، ص75.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شیخ صدوق در کتاب الحج، از مجموعه بزرگ کتاب من لایحضره الفقیه، فصلی را با نام «نوادر الحج» منعقد ساخته&amp;lt;ref&amp;gt;کتاب من لایحضره الفقیه، ج2، صص528-519.&amp;lt;/ref&amp;gt; و در ذیل پانزده موضوع فرعی، احادیث نادر را آورده است. وی در پایان این فصل از کتابش با همین نام یاد کرده، می‌گوید: «و قد اخرجت هذه النوادر مسنده مع غیرها من النوادر فی کتاب جامع نوادر الحج». &amp;lt;ref&amp;gt;کتاب من لایحضره الفقیه، ج2، ص525.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===کتاب مسائل الحج===&lt;br /&gt;
المسائل، عنوان تعدادی از کتاب‌های شیخ صدوق است که غالباً در موضوع [[فقه]] نگاشته است. چنان که از نام کتاب پیداست، این کتاب‌ها مجموعه مسائلی است که همراه با پاسخ‌هایشان به صورت کتاب تدوین شده است. بخشی از آثار شیخ صدوق که به پانزده اثر می‌رسد، با این عنوان ارائه شده که در پی می‌آید:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«کتاب المسائل، مسائل الحج، مسائل الحدود، مسائل الخمس، مسائل الدیات، مسائل الرضاع، مسائل الزکاه ، مسائل الصلاه ، مسائل الطلاق، مسائل العقیقه، مسائل المواریث، مسائل النکاح، مسائل الوصایا، مسائل الوضوء، المسائل الوقف».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شیخ نجاشی از این کتاب در لیست نوشته ‌های شیخ صدوق نام برده&amp;lt;ref&amp;gt;رجال النجاشی، ص392.&amp;lt;/ref&amp;gt; و شیخ آقابزرگ تهرانی نیز از این کتاب یاد کرده است. &amp;lt;ref&amp;gt;الذریعه الی تصانیف الشیعه، ج20، ص343.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
==منابع ==&lt;br /&gt;
{{منابع}}&lt;br /&gt;
{{برگرفتگی&lt;br /&gt;
|پیش از لینک =&lt;br /&gt;
|منبع = فصلنامه علمی ترویجی میقات حج، ش 83.&lt;br /&gt;
|پس از لینک = بخش «حج نگارى هاى شیخ صدوق»، ص62-74،&lt;br /&gt;
| لینک =http://miqat.hajj.ir/article_38104.html&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;الامالی&#039;&#039;&#039;، ابو‌جعفر محمدبن علی بن حسین بن بابویه، معروف به شیخ صدوق (م381 ق.) ، تحقیق: مؤسسه بعثت، قم: مؤسسه بعثت، چاپ اوّل، 1417ق.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;التوحید&#039;&#039;&#039;، ابو جعفر محمدبن علی بن حسین‌بن بابویه، معروف به شیخ صدوق (381 ق.) ، تحقیق: سید‌هاشم حسینی تهرانی، قم: مؤسسّه نشر اسلامی، چاپ اوّل، 1398ق.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;ثواب الاعمال و عقاب الاعمال&#039;&#039;&#039;، ابو جعفر محمد بن علی بن حسین بن بابویه معروف به شیخ صدوق (م381 ق.) ، قم: رضی، چاپ دوّم، 1368ش.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;الخصال&#039;&#039;&#039;، ابوجعفر محمدبن علی بن حسین بن بابویه، معروف به شیخ صدوق (م381ق.) ، تحقیق: علی اکبر غفاری، قم: مؤسسّه نشر اسلامی، چاپ دوّم، 1403ق.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;الذریعه الی تصانیف الشیعه&#039;&#039;&#039;، شیخ آقا بزرگ طهرانی (م1389ق)، بیروت، دارالاضواء، دوم، ]بی‌تا[.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;رجال النجاشی (فهرست اسماء مصنفی الشیعه)&#039;&#039;&#039;، ابوالعباس احمدبن علی النجاشی الکوفی، م450ق. قم، مؤسسه نشر اسلامی، پنجم، 1416ق.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;علل الشرائع&#039;&#039;&#039;، ابو جعفر محمد بن علی بن حسین بن بابویه معروف به شیخ صدوق (م381ق.) ، نجف: مکتبه حیدریه، چاپ اوّل، 1386ق.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;عیون اخبار الرضا(ع)&#039;&#039;&#039;، ابو جعفر محمد بن علی بن حسین بن بابویه معروف به شیخ صدوق (م281ق.) ، تحقیق: حسین اعلمی، بیروت: مؤسسّه اعلمی، چاپ اوّل، 1404ق.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;کتاب من لا یحضره الفقیه&#039;&#039;&#039;، ابو جعفر محمد بن علی بن حسین بن بابویه معروف به شیخ صدوق (م381ق.)، تحقیق: علی اکبر غفاری، قم: مؤسسّه نشر اسلامی، چاپ دوّم، 1404ق.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;کمال الدین و تمام النعمه&#039;&#039;&#039;، ابو جعفر محمد بن علی بن حسین بن بابویه، معروف به شیخ صدوق (م381ق.)، تحقیق: علی اکبر غفاری، قم: دفتر انتشارات اسلامی، 1405ق.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;الفهرست&#039;&#039;&#039;، ابوجعفر محمدبن حسن طوسی (م460ق.)، تحقیق: جواد قیومی، قم، مؤسسه نشر اسلامی، اول، 1417ق.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;معالم العلماء&#039;&#039;&#039;، ابوعبدالله محمدعلی بن شهرآشوب مازندرانی (م588ق.) ، نجف، حیدریه، دوم، 1380ق.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;معانی الاخبار&#039;&#039;&#039;، ابوجعفر محمد بن علی بن حسین بن بابویه، معروف به «شیخ صدوق» (م381ق.)، تحقیق: علی اکبر غفاری، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ اوّل، 1361 ش.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;المقنع&#039;&#039;&#039;، محمد بن علی بن حسین بن بابویه، معروف به شیخ صدوق (م381ق.)، تحقیق: مؤسسّه امام‌هادی(ع) قم، مؤسسّه امام‌هادی(ع)، چاپ اوّل، 1415ق.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;الهدایه فی الاصول والفروع&#039;&#039;&#039;، محمد بن علی بن حسین بن بابویه، معروف به شیخ صدوق (م381ق.).&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:مقاله‌های در دست ویرایش]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب‌های شیخ صدوق]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب‌های درباره مناسک حج‏]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب‌های درباره زیارت مسجدالحرام]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب‌های قرن پنجم قمری]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب‌های درباره آداب زیارت حرم نبوی]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Z mohammad</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikihaj.com/index.php?title=%D8%A7%D9%85%D8%A7%DA%A9%D9%86_%D9%85%D9%86%D8%B3%D9%88%D8%A8_%D8%A8%D9%87_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%B9%D9%84%DB%8C_%D8%AF%D8%B1_%D8%AD%D8%AC%D8%A7%D8%B2&amp;diff=23291</id>
		<title>اماکن منسوب به امام علی در حجاز</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikihaj.com/index.php?title=%D8%A7%D9%85%D8%A7%DA%A9%D9%86_%D9%85%D9%86%D8%B3%D9%88%D8%A8_%D8%A8%D9%87_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%B9%D9%84%DB%8C_%D8%AF%D8%B1_%D8%AD%D8%AC%D8%A7%D8%B2&amp;diff=23291"/>
		<updated>2019-09-08T06:54:37Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Z mohammad: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;در [[سرزمین حجاز]]، مساجد و زیارتگاه‌های متعددی وجود داشته که به یادبود محل حضور و نماز خواندن [[پیامبرخدا(ص)]] و دیگر شخصیت‌های مقدس مسلمانان یا در ارتباط با حوادث سرنوشت‌ساز صدر اسلام بنا گردیده است. [[امیر مؤمنان علی(ع)]] از جمله شخصیت‌هایی است که زیارتگاه‌ها و مکان‌های متعددی به نام ایشان در حجاز وجود داشته است و اماکن منسوب به آن حضرت، شامل شماری از مساجد، خانه‌ها و چاه‌های آب بوده است.&lt;br /&gt;
==مقدمه==&lt;br /&gt;
منطقه حجاز به عنوان مهد اسلام و دو شهر [[مکه]] و [[مدینه]] به عنوان مقدس‌ترین شهرهای مسلمانان، دربرگیرنده اماکن و آثار متبرک و زیارتی فراوانی است که از دیرباز تا کنون، همواره محل توجه و احترام مسلمانان بوده است.&lt;br /&gt;
بخشی از این اماکن، شامل مساجد مقدس و متبرکی است که در محل حضور و نماز خواندن رسول برگزیده خدا، [[حضرت محمد(ص)]] و دیگر شخصیت‌های مقدس صدر اسلام ساخته شده و یادآور رخدادهای مهم و سرنوشت‌ساز صدر اسلام و دوره حیات پیامبر(ص) است.&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بخش دیگری از این آثار شامل گنبدها و زیارتگاه‌هایی است که بر قبور اهل بیت، [[صحابه پیامبر(ص)]] و علما و دیگر شخصیت‌های بزرگ و تاثیرگذار تاریخ اسلام بنیاد نهاده شده است. در میان شخصیت‌های مقدس مسلمانان که در کنار پیامبر(ص) در حوادث مهم صدر اسلام نقش و تاثیر چشمگیری داشته‌اند، بی‌تردید نام [[امیر مؤمنان علی(ع)]] می‌درخشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اماکن منسوب به امام علی در مکه==&lt;br /&gt;
مهم‌ترین شهر و مقدّس‌ترین نقطه حجاز، بلکه جزیرةالعرب، شهر مکه است. می‌دانیم که حضرت علی(ع)، از نخستین سال‌های کودکی خود در مکه تا زمان وفات پیامبر(ص) در مدینه، همواره در ملازمت ایشان به‌سر برد و در جنگ‌های ایشان بیشترین رشادت‌ها و حماسه‌آفرینی‌ها را از خود نشان داد و پیامبر(ص) نیز در جایگاه‌های متعددی ایشان را به عنوان وصی و خلیفه خود معرفی کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بدین ترتیب، طبیعی است که در سرزمین حجاز و به خصوص در شهر مکه، اماکن و زیارتگاه‌های متعددی به نام امام علی(ع) وجود داشته و از همان قرون اولیه زیارتگاه عموم مسلمانان بوده است. در ذیل به معرفی اجمالی این اماکن می‌پردازیم:&lt;br /&gt;
===خانه کعبه===&lt;br /&gt;
[[خانه کعبه]]؛ خانه کعبه را باید یکی از مکان‌های منسوب به امام علی(ع)، بلکه از مهم‌ترین آنها در [[حجاز]] به شمار آورد، زیرا که ایشان در خانه کعبه به دنیا آمده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از میان علمای اهل سنت نیز [[حاکم نیشابوری]] (م 405ق) احتمالاً نخستین کسی است که به مسئله ولادت امام علی(ع) در داخل کعبه اشاره کرده و آن را «[[متواتر]]» دانسته است. &amp;lt;ref&amp;gt;المستدرک علی الصحیحین، الحاکم النیسابوری، محمد بن عبدالله، ج3، ص550.&amp;lt;/ref&amp;gt;‌&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با این حال، با توجه به اینکه مسئله ولادت امام علی(ع) در کعبه در سده‌های اولیه مورد پذیرش همه اهل سنّت نبوده، از دیرباز مکان دیگری در مکه مکرمه به عنوان محل ولادت آن حضرت وجود داشته است. این مکان «مولد علی(ع)» نام داشته و محل آن [[شعب ابی‌طالب]] -‌ که امروزه به نام «شِعب علی» شناخته می‌شود -‌ بوده است. در فاصله کمی از آن نیز خانه محل تولد پیامبر(ص) قرار داشته که امروزه به‌جای آن، ساختمان کتابخانه مکه مکرمه ساخته شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===خانه حضرت خدیجه===&lt;br /&gt;
[[خانه حضرت خدیجه]](س)؛ یکی دیگر از زیارتگاه‌های منسوب به امام علی(ع) در شهر مکه است. امام علی(ع) در این خانه نزد پیامبر(ص) پرورش یافت و سال‌هایی از کودکی خود را سپری کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;مناقب آل ابی‌طالب، ابن شهرآشوب، محمد بن علی، تحقیق: یوسف البقاعی، 1412ق/1991م، ج2، ص227.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===شعب ابی‌طالب===&lt;br /&gt;
[[شعب ابی‌طالب]]؛ از دیگر مشاهد منسوب به امام علی(ع)، شعب ابی‌طالب است. بنابر نقل منابع، در شعب ابی‌طالب نزدیک درِ خانه محل تولد پیامبر(ص)، امام علی(ع)، نماز خوانده است. به نظر می‌رسد این مکان همان خانه پدری امام علی(ع) باشد که نزد اهل سنت به عنوان زادگاه ایشان شناخته می‌شده است.&amp;lt;ref&amp;gt;مناقب آل ابی‌طالب، ابن شهرآشوب، محمد بن علی، تحقیق: یوسف البقاعی، 1412ق/1991م، ج2، ص227.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این خانه در [[دوره سعودی]] به مدرسه‌ای شبانه به نام «مدرسه النجاح» تبدیل شده بود که همین مدرسه نیز در سال 1402ق در جریان پروژه صاف کردن محله «شِعب بنی‌هاشم» (سوق اللیل) و منطقه «شعب علی» و خانه‌های واقع در [[کوه ابوقبیس]]، تخریب گردید و به‌طور کامل از بین رفت. &amp;lt;ref&amp;gt;الاماکن الماثوره المتواتره فی مکه المکرمة: عرض و تحلیل، ابوسلیمان، عبدالوهاب ابراهیم، 1430ق/2009م، ص157.&amp;lt;/ref&amp;gt;‌&lt;br /&gt;
===مسجد امام علی در تنعیم===&lt;br /&gt;
[[مسجد امام علی (تنعیم)]]؛ در منطقه «[[تنعیم]]» مسجدی به نام امام علی(ع) وجود داشته است که برخی از مورخان بدان اشاره کرده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;رحله ابن جبیر، ابن جبیر، محمد بن احمد، ص90.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===مقام امام علی در دارالخیزران===&lt;br /&gt;
[[مقام امام علی (دارالخیزران)]]؛ یکی دیگر از اماکن منسوب به امام علی(ع) در مکه، محلی در نزدیکی و سمت راست [[دارالخیزران]] بوده است. بنابر نقل برخی منابع، دارالخیزران، محل نشستن و تکیه دادن پیامبر(ص) بوده و در سمت راست آن، محلی منسوب به امام علی(ع)، وجود داشته است. &amp;lt;ref&amp;gt;رحله ابن جبیر، ابن جبیر، محمد بن احمد، ص145.&amp;lt;/ref&amp;gt;  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گفتنی است دارالخیزران در جریان توسعه [[مسجدالحرام]] در زمان [[ملک سعود بن عبدالعزیز]] در سال 1375ق تخریب شد و محل آن در محدوده مسجدالحرام قرار گرفت. &amp;lt;ref&amp;gt;التاریخ القویم لمکّه وبیت الله الکریم، الکردی المکّی، محمدطاهر، 1420ق/2000م، ج2، ص86.&amp;lt;/ref&amp;gt;‌&lt;br /&gt;
==اماکن منسوب به امام علی در مدینه==&lt;br /&gt;
حضرت امیر مؤمنان(ع) پس از گذشت مدت کوتاهی از [[هجرت پیامبرخدا]](ص) از مکه به مدینه، به این شهر مهاجرت نمود و تا زمان آغاز خلافت ظاهری خود، در این شهر زندگی کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بنابراین بدیهی است که اماکن منسوب به حضرت علی(ع)، در این شهر همواره مورد توجه مجاوران، زائران و تاریخ‌نگاران بوده و در دوره‌های مختلف تاریخی، سفرنامه‌نویسان از وجود این اماکن گزارشات نسبتا مفصلی را ارائه کرده‌اند، که در ذیل به آنها اشاره می‌گردد:&lt;br /&gt;
===خانه امام علی===&lt;br /&gt;
[[خانه امام علی]]؛ برخی نویسندگان سده ششم هجری همچون [[هروی]] و [[ابن شهرآشوب]]، از خانه امام علی(ع) در مدینه، به عنوان یکی از مکان‌های زیارتی این شهر در زمان خود یاد کرده‌اند. &amp;lt;ref&amp;gt;الاشارات الی معرفه الزیارات، الهروی، علی بن ابی‌بکر، ص92؛ مناقب آل ابی‌طالب، ابن شهرآشوب، محمد بن علی، تحقیق: یوسف البقاعی، 1412ق/1991م، ج2، ص227.&amp;lt;/ref&amp;gt;‌&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===مسجدهای منسوب امام علی===&lt;br /&gt;
در مدینه و حومه آن، چندین مسجد منسوب به امام علی(ع) وجود داشته که برخی از آنها هنوز پابرجا و برخی دیگر از بین رفته است؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;blockquote&amp;gt;1. [[مسجد امام علی (مساجد سبعه)]]؛ در منطقه «فتح» در شمال غربی مدینه، مسجدی به نام امام علی(ع) وجود داشت که یکی از چهار مسجد اصلی مجموعه مساجد موسوم به «[[مساجد سبعه]]» به شمار می‌آمد. بی‌تردید نام‌گذاری این مسجد به امام علی(ع)، ناظر به نقش اساسی و بسیار مهم آن حضرت در غزوه «[[غزوه احزاب|احزاب]]» یا «خندق» بود که در جریان آن، امام(ع) با [[عمرو بن عبد ود|عمرو بن عبد وَدّ]] به مبارزه برخاست و او را از پای درآورد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2. در سمت جنوبی [[مسجد سلمان]]، مسجد موسوم به امام علی(ع) وجود داشته که توسط [[امیر سیف‌الدین حسین بن ابی‌الهیجاء]] از رجال [[دوره فاطمی]] در قرن ششم هجری بنا شده است.&amp;lt;ref&amp;gt;وفاء الوفا باخبار دار المصطفی، السمهودی، علی بن عبدالله، 1422ق/2001م، ج3، ص189؛ التحفه اللطیفه فی تاریخ المدینه الشریفة، السخاوی، محمد بن عبدالرحمان، 1399ق/1979م، ج1، ص69.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3. [[مسجد امام علی (مدینه)]]؛ در محدوده منطقه «مصلّی» و شمال [[مسجد ابوبکر]] (در غرب [[مسجدالنبی]])، مسجدی به نام «[[مسجد امام علی (مدینه)|مسجد علی بن ابی‌طالب(ع)]]» وجود دارد که بنابر نقل منابع آن حضرت در زمان محاصره [[عثمان بن عفان|عثمان]]، در آنجا [[نماز عید]] را اقامه کرده‌اند. این مسجد بعدها ویران شد و از بین رفت؛ تا جایی‌که برخی از حاجیان در زمان [[موسم حج]] مردگان خود را در آن دفن می‌کردند.&amp;lt;ref&amp;gt;وفاء الوفا باخبار دار المصطفی، السمهودی، علی بن عبدالله، 1422ق، ج3، ص121؛ التحفه اللطیفه فی تاریخ المدینه الشریفة، السخاوی، محمد بن عبدالرحمان، 1399ق، ج1، ص69.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
4. برخی منابع به مسجدی متصل به [[مسجد قبا]] از سمت جنوب غربی آن، اشاره کرده و گفته‌اند که در آن زمان به «مسجد علی(ع)» شهرت داشته و زیارتگاه مردم بوده است.&amp;lt;ref&amp;gt;وفاء الوفا باخبار دار المصطفی، السمهودی، علی بن عبدالله، 1422ق، ج3، ص158.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
5. [[مسجد فضیخ]]؛ که در شرق مسجد قبا قرار داشته و در منابع شیعه و [[سنی]]، به‌عنوان یکی از مساجد ساخته شده در محل نماز خواندن پیامبر(ص) دانسته شده &amp;lt;ref&amp;gt;الکافی، الکلینی، محمد بن یعقوب، 1401ق.، ج4، ص560؛ تاریخ المدینه المنورة، ابن شبّه، عمر بن زید، ج1، ص69.&amp;lt;/ref&amp;gt; و نزد [[شیعه]] این باور وجود داشته که در محل این مسجد، [[معجزه ردّ شمس]] به وقوع پیوسته است. &amp;lt;ref&amp;gt;الکافی، الکلینی، محمد بن یعقوب، 1401ق، ج4، ص562.‌&amp;lt;/ref&amp;gt; امروزه ساختمان مسجد فضیخ از بین رفته؛ اما زمینی که مسجد در آن قرار داشته، درون یک چهاردیواری بدونِ در باقی مانده است.&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
==چاه‌های آب منسوب به امام علی==&lt;br /&gt;
در سرزمین حجاز چندین سازه آبی از قبیل چاه و چشمه وجود دارد که بنابر گزارش منابع تاریخی امام علی(ع) آنها را احداث نمودند. برخی از این سازهه‌ها با گذشت زمان از بین رفته و اثری از آنها نمانده اما آثار و بقایای برخی از این سازه‌ها هنوز باقی است. در ذیل به معرفی این&lt;br /&gt;
===آبار علی===&lt;br /&gt;
[[آبار علی]]؛ نام نخلستانی است که امروزه در فاصله حدود 7 یا 9 کیلومتری جنوب مدینه و بر سر راه مکه، وجود دارد و در سده‌های اولیه هجری به نام «ذوالحُلَیفه» شناخته می‌شد؛ اما بعدها به نام «بئر علی» و در دوره اخیر نیز به نام «آبار علی» شهرت یافته است.بنابر گزارش منابع، این منطقه ‌دارای چاه‌های آب، منسوب به امام علی‌(ع) بوده و  امام علی(ع) در روزگار خانه‌نشینی در این منطقه چندین حلقه چاه احداث و برای استفاده حج‌گزاران و سایر مردم وقف نمودند.&amp;lt;ref&amp;gt;المغانم المطابه فی معالم طابة، الفیروزآبادی، محمد بن یعقوب، ص82؛ وفاء الوفا باخبار دار المصطفی، السمهودی، علی بن عبدالله، 1422ق، ج3، ص421.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===بئر ذات العَلَم===&lt;br /&gt;
[[بئر ذات العلم|بئر ذات العَلَم]]؛ از دیگر چاه‌های منسوب به امام علی(ع) است. بر اساس باور رایج میان مسلمانان، امام علی(ع) در این چاه با جنّیان جنگید و آنان را شکست داد. شماری از جهان‌گردان و جغرافی‌دانان مسلمان، از سده ششم هجری، به این چاه و موقعیت آن در محلی به نام «[[روحاء]]» در میان مکه و مدینه اشاره کرده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;رحله ابن جبیر، ابن جبیر، محمد بن احمد، ص167.&amp;lt;/ref&amp;gt;‌&lt;br /&gt;
===بئر جعرانه===&lt;br /&gt;
[[بئر علی (جعرانه)]]؛ در منطقه جِِعرانه، نزدیک مکه، دو چاه آب، یکی منسوب به پیامبر(ص) و دیگری منسوب به امام علی(ع) وجود داشته است که ناصرخسرو در سفرنامه خود از آنها یاد کرده است.&amp;lt;ref&amp;gt;سفرنامه ناصرخسرو، ناصرخسرو، 1389ش، ص137.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===چشمه‌های ینبع===&lt;br /&gt;
[[چشمه‌های امام علی (ینبع)]]؛ در منطقه ینبع، چندین چشمه آب متعلق به امام علی(ع) وجود داشته است. در برخی از کتب تاریخی از سه چشمه متعلق به امام علی(ع) به نام‌های «[[عین ابی‌نیزر|عین ابی‌نَیزَر]]»، «[[عین البحیر|عین البُحَیر]]»، و «[[عین بولا|عین بولا یا نولا]]» در این منطقه یاد شده است. &amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ المدینه المنورة، ابن شبّه، عمر بن زید، ج1، ص221.&amp;lt;/ref&amp;gt; در روزگار ما تنها یک چشمه منسوب به امام علی(ع) به نام «عین علی» در ینبع باقی‌مانده و چشمه‌های دیگر از بین رفته یا تغییر نام داده است. &amp;lt;ref&amp;gt;ینبُع، الجاسر، حمد، ص19.&amp;lt;/ref&amp;gt;‌  &lt;br /&gt;
==سایر مکان‌های مرتبط با امام علی در حجاز==&lt;br /&gt;
افزون بر زیارتگاه‌ها و مکان‌های مرتبط با امام علی(ع) در دو شهر مکه و مدینه و حوالی آن، مکان‌های دیگری نیز مرتبط با آن حضرت در سایر شهرها و مناطق حجاز وجود دارد که شماری از آنها با حوادث تاریخی مهم صدر اسلام، همچون [[غزوه بدر]]، [[غزوه خندق]] و بیعت [[غدیر خم]] گره خورده است.&lt;br /&gt;
===مسجد غدیر===&lt;br /&gt;
[[مسجد غدیر]]؛ یکی از مهم‌ترین مکان‌های مرتبط با امام علی(ع) در حجاز که در «غدیر خُمّ»، نزدیک شهر تاریخی «[[جحفه|جُحفه]]» قرار داشته است. با توجه به اهمیت فوق‌العاده بیعت غدیر، به‌ویژه نزد شیعیان، طبیعی است که از همان قرون اولیه اسلامی، در محل آن مسجدی بنا گردیده و به زیارتگاه شیعیان تبدیل شده باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مسجد غدیر، چنانکه از شواهد تاریخی برمی‌آید، در سده‌های اولیه اسلامی در مسیر کاروان‌های حج بوده، اما بعدها با تغییر مسیر کاروان‌ها، این مسجد رو به ویرانی گذاشته و در دوره‌های اخیر نشانی از آن باقی نمانده است. از این رو محل دقیق این مسجد در روزگار کنونی دانسته نیست و درباره موقعیت جغرافیایی امروزی غدیر خم و مسجد آن، میان پژوهشگران اختلاف نظر وجود دارد.&lt;br /&gt;
===مسجد امام علی در بدر===&lt;br /&gt;
[[مسجد امام علی (بدر)]]؛ در برخی از منابع متاخر، به وجود مسجدی در روستای بدر به نام امام علی(ع) اشاره شده است. روستای بدر که محل وقوع غزوه بدر، نخستین رویارویی جدّی مسلمانان با مشرکان مکّه در سال دوم هجری بوده، امروزه در فاصله حدود 150 کیلومتری جنوب غربی مدینه قرار دارد. &amp;lt;ref&amp;gt;ملخّص رحلتَی ابن عبدالسلام الدرعی، الجاسر، حمد، 1402ق/1982م، ص96.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شاید بتوان چنین احتمال داد که با توجه به نقش اصلی و غیر قابل انکار امام علی(ع) در پیروزی مسلمانان در جنگ بدر و رشادت‌های آن حضرت در این نبرد تاریخی سرنوشت‌ساز، مسلمانان مسجدی را به نام امام علی(ع) و با هدف زنده نگه داشتن یاد ایشان در این منطقه ساخته باشند.&lt;br /&gt;
===قلعه خیبر===&lt;br /&gt;
[[قلعه خیبر]]؛ از دیگر مکان‌های مرتبط با امیر مؤمنان علی(ع) در حجاز است که یادآور نقش چشمگیر و رشادت‌های آن حضرت در غزوه‌های پیامبرخدا(ص) به شمار می‌آید. در جریان [[غزوه خیبر]]، امام علی(ع) با شکست دادن «[[مرحب|مَرحَب]]»، پهلوان یهود و گشودن معجزه‌آسای دروازه قلعه خیبر، یکی از بزرگ‌ترین پیروزی‌های دوره حیات پیامبر(ص) را رقم زد.&amp;lt;ref&amp;gt;معجم البلدان، یاقوت الحموی، یاقوت بن عبدالله، ج2، صص410-409.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===عین علی در خیبر===&lt;br /&gt;
[[عین علی (خیبر)]]؛ در خیبر هفت قلعه به نام‌های ناعم، قموص، الشقّ، نطاة، سلالم، وطیح و کتیبه وجود داشته است که ساکنان آنها در صدر اسلام یهودیان بوده‌اند و همه این قلعه‌ها در جریان غزوه خیبر به دست لشکر مسلمانان گشوده شدند. بزرگ‌ترین قلعه موجود در خیبر، قلعه «قَموص» بود که به دست امام علی(ع) گشوده شد. &amp;lt;ref&amp;gt;معجم ما استعجم من اسماء البلاد والمواضع، البکری، عبدالله بن عبدالعزیز، ص522.&amp;lt;/ref&amp;gt; در دامنه این قلعه، چشمه‌ای به نام «عین علی» (چشمه علی) وجود دارد  که اهالی منطقه آن را به امیر مؤمنان علی بن ابی‌طالب(ع) نسبت می‌دهند.&amp;lt;ref&amp;gt;فی شمال غرب الجزیرة: نصوص، مشاهدات، انطباعات، الجاسر، حمد، 1401ق/1981م، ص287.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==سخن پایانی==&lt;br /&gt;
بر اساس آنچه در بالا گذشت، می‌توان به این نتیجه رسید که مکان‌های منسوب به امام علی(ع) در حجاز، شامل آثار متعدد و متفاوتی است که از [[خانه کعبه]] گرفته تا مساجد موسوم به نام آن حضرت و نیز چند چشمه و چاه آب را شامل می‌گردد. برخی از این مکان‌ها، نظیر خانه پدری ایشان در [[مکه]] و خانه ایشان در [[مدینه]]، یادآور حضور و زندگی آن حضرت در این دو شهر و تعداد دیگری از آنها، عمدتاً شامل مساجد منسوب به ایشان، به یادبود برخی رخدادهای مهم صدر اسلام که امام(ع) در آنها نقش چشمگیری داشته، بنا شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
متاسفانه امروزه بیشتر مکان‌های منسوب به امام علی(ع) از میان رفته است. برخی از آنها؛ از جمله مسجد غدیر خم، در گذر زمان از بین رفته و برخی دیگر نیز همچون خانه پدری امام(ع) در مکه، مسجد واقع در جنوب مسجد سلمان (از مجموعه مساجد سبعه) در مدینه و مسجد فضیخ یا ردّ شمس در منطقه قبا، در دوره اخیر، از روی عمد یا بی‌توجهی تخریب شده است. اما هنوز شمار دیگری از این آثار، از جمله مسجد نزدیک مصلّی در مدینه و چاه آب ایشان معروف به «آبار علی» پا برجا است؛ و البته محل ولادت آن حضرت؛ یعنی خانه کعبه، همواره محل طواف و نماز حج‌گزاران و قبله‌گاه و محل توجه مسلمانان جهان است.&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
==منابع ==&lt;br /&gt;
{{منابع}}&lt;br /&gt;
{{برگرفتگی&lt;br /&gt;
|پیش از لینک =&lt;br /&gt;
|منبع = فصلنامه علمی ترویجی میقات حج، ش 100.&lt;br /&gt;
|پس از لینک = بخش «اماکن منسوب به امام علی(ع) در حجاز»، ص81-99.&lt;br /&gt;
| لینک =http://miqat.hajj.ir/article_57796.html&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;التاریخ القویم لمکّه وبیت الله الکریم&#039;&#039;&#039;، الکردی المکّی، محمدطاهر، تحقیق: عبدالملک بن دهیش، 1420ق/2000م، مکه المکرمه: دار خضر، چاپ1.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;مناقب آل ابی‌طالب&#039;&#039;&#039;، ابن شهرآشوب، محمد بن علی، تحقیق: یوسف البقاعی، 1412ق/1991م، بیروت، دارالاضواء، چاپ 2.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;الاشارات الی معرفه الزیارات&#039;&#039;&#039;، الهروی، علی بن ابی‌بکر، تحقیق: جانین سوردیل -‌ طومین، 1953م، دمشق: المعهد الفرنسی.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;التحفه اللطیفه فی تاریخ المدینه الشریفة&#039;&#039;&#039;، السخاوی، محمد بن عبدالرحمان، 1399ق/1979م، تحقیق: اسعد طرابزونی الحسینی، المدینه: المکتبه العلمیة، چاپ1.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;وفاء الوفا باخبار دار المصطفی&#039;&#039;&#039;، السمهودی، علی بن عبدالله، تحقیق: قاسم السامرائی، 1422ق/2001م، مؤسسه الفرقان للتراث الاسلامی، چاپ 1.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;الکافی&#039;&#039;&#039;، الکلینی، محمد بن یعقوب، 1401ق، بیروت: دار صعب و دار التعارف، چاپ 3.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;المغانم المطابه فی معالم طابة&#039;&#039;&#039;، الفیروزآبادی، محمد بن یعقوب، تحقیق: حمد الجاسر، 1389ق/1989م، الریاض: دارالیمامه، چاپ1.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;رحله ابن جبیر&#039;&#039;&#039;، ابن جبیر، محمد بن احمد، بی‌تا، بیروت: دار صادر.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;سفرنامه ناصرخسرو&#039;&#039;&#039;، ناصرخسرو، تصحیح: محمد دبیرسیاقی، 1389ش، تهران: زوّار، چاپ 10.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;المستدرک علی الصحیحین&#039;&#039;&#039;، الحاکم النیسابوری، محمد بن عبدالله، تحقیق: مصطفی عبدالقادر عطا، 1422ق/2002م، بیروت: دار الکتب العلمیه، چاپ 2.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;تاریخ المدینه المنورة&#039;&#039;&#039;، ابن شبّه، عمر بن زید، تحقیق: فهیم محمد شلتوت، بی‌تا، بی‌جا، بی‌نا.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;بلاد ینبُع&#039;&#039;&#039;، الجاسر، حمد، بی‌تا، الریاض: دار الیمامه.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;ملخّص رحلتَی ابن عبدالسلام الدرعی&#039;&#039;&#039;، الجاسر، حمد، 1402ق/1982م، دار الرفاعی.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;معجم البلدان&#039;&#039;&#039;، یاقوت الحموی، یاقوت بن عبدالله، بیروت: دار صادر.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;الاماکن الماثوره المتواتره فی مکه المکرمة: عرض و تحلیل&#039;&#039;&#039;، ابوسلیمان، عبدالوهاب ابراهیم، 1430ق/2009م، جده: مؤسسه الفرقان للتراث الاسلامی، ط 1.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;معجم ما استعجم من اسماء البلاد والمواضع&#039;&#039;&#039;، البکری، عبدالله بن عبدالعزیز، تحقیق: مصطفی السقا، بی‌تا، بیروت: عالم الکتب.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;فی شمال غرب الجزیرة: نصوص، مشاهدات، انطباعات&#039;&#039;&#039;، الجاسر، حمد، 1401ق/1981م، الریاض: دار الیمامه، چاپ 2.&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:مقاله‌های در دست ویرایش]]&lt;br /&gt;
[[رده:مکان‌های منتسب به امام علی(ع)]]&lt;br /&gt;
[[رده:مکان‌های تاریخی عربستان]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Z mohammad</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikihaj.com/index.php?title=%DA%86%D8%A7%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%A2%D8%A8_%D9%85%D9%86%D8%B3%D9%88%D8%A8_%D8%A8%D9%87_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%B9%D9%84%DB%8C_%D8%AF%D8%B1_%D8%AD%D8%AC%D8%A7%D8%B2&amp;diff=23290</id>
		<title>چاه‌های آب منسوب به امام علی در حجاز</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikihaj.com/index.php?title=%DA%86%D8%A7%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%A2%D8%A8_%D9%85%D9%86%D8%B3%D9%88%D8%A8_%D8%A8%D9%87_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%B9%D9%84%DB%8C_%D8%AF%D8%B1_%D8%AD%D8%AC%D8%A7%D8%B2&amp;diff=23290"/>
		<updated>2019-09-08T06:54:13Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Z mohammad: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[حضرت علی(ع)]]، در طول عمر بابرکت خویش، به‌خصوص در مدت 25 سال سکوت ایشان، به حفر چاه، احداث نخلستان و ایجاد مزارع و کشتزارهای متعدد مشغول بودند و سپس تمامی این اموال و دارایی‌ها را، وقف نیازمندان نمودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بر اساس اسناد موجود، سازه‌های آبی ایجاد شده به دست امیر مومنان، شامل چندین حلقه چاه در منطقه [[ینبع]] و چاه‌ها و چشمه‌های بی‌شمار دیگر در مناطق گوناگون [[حجاز]]، به ویژه در شهر [[مدینه]] و نواحی اطراف آن، بوده است. در ذیل به معرفی برخی از این اماکن می‌پردازیم:&lt;br /&gt;
===آبار علی===&lt;br /&gt;
[[آبار علی]]؛ نام نخلستانی است که امروزه در فاصله حدود 7 یا 9 کیلومتری جنوب مدینه و بر سر راه مکه، قرار دارد. شواهد تاریخی نشان می‌دهد که این منطقه در سده‌های اولیه هجری به نام «ذوالحُلَیفه» شناخته می‌شد؛ اما بعدها به نام «بئر علی» و در دوره اخیر نیز به نام «آبار علی» شهرت یافته است. وجه تسمیه آن، به این نام وجود چاه یا چاه‌های آبی منسوب به امام علی(ع) در این منطقه است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ذوالحلیفه، در مقیاس قدیم، از مدینه 6 میل فاصله داشت و نخستین منزلگاه از این شهر در راه مکه بود و [[پیامبر(ص)]] در آنجا [[احرام]] می‌بست. &amp;lt;ref&amp;gt;المغانم المطابه فی معالم طابة، الفیروزآبادی، محمد بن یعقوب، ص199؛ معجم ما استعجم من اسماء البلاد والمواضع، البکری، عبدالله بن عبدالعزیز، ج3، ص954.&amp;lt;/ref&amp;gt;[[‌مسجد شجره]] که محل احرام پیامبر(ص) بوده و امروزه [[میقات‌گاه حاجیان از مدینه]] است، در این منطقه قرار دارد. &amp;lt;ref&amp;gt;مدینه‌شناسی، نجفی، سید محمد باقر، ج1، صص261-258.&amp;lt;/ref&amp;gt;‌&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بنابر گزارش منابع، این منطقه ‌دارای چاه‌های آب، منسوب به امام علی‌(ع) بوده و  امام علی(ع) در روزگار خانه‌نشینی در این منطقه چندین حلقه چاه احداث و برای استفاده حج‌گزاران و سایر مردم وقف نمودند.&amp;lt;ref&amp;gt;المغانم المطابه فی معالم طابة، الفیروزآبادی، محمد بن یعقوب، ص82؛ وفاء الوفا باخبار دار المصطفی، السمهودی، علی بن عبدالله، 1422ق، ج3، ص421.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به گواهی چند تن از مورخان از سده‌های هشتم تا دهم هجری، ذوالحلیفه در زمان آنها به نام «بئر علی» شناخته می‌شده است. &amp;lt;ref&amp;gt;المغانم المطابه فی معالم طابة، الفیروزآبادی، محمد بن یعقوب، ص82؛ وفاء الوفا باخبار دار المصطفی، السمهودی، علی بن عبدالله، 1422ق، ج3، ص421.&amp;lt;/ref&amp;gt;‌ نویسندگان و پژوهشگران دوره متاخر نیز اذعان داشته‌اند که ذوالحلیفه همان جایی است که امروزه به نام «آبار علی» یا «ابیار علی» شناخته می‌شود. &amp;lt;ref&amp;gt;مدینه‌شناسی، نجفی، سید محمد باقر، ج1، ص263-‌ 262.&amp;lt;/ref&amp;gt;‌&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گفتنی است در منابع اهل سنّت، خبری از [[امام صادق(ع)]] نقل شده مبنی بر اینکه پیامبرخدا(ص) دو چاه «[[چاه قیس|قیس]]» و «[[چاه شجره|شجره]]» را به امام علی(ع) اقطاع کرد. &amp;lt;ref&amp;gt;معجم البلدان، یاقوت الحموی، یاقوت بن عبدالله، ج4، ص269؛ وفاء الوفا باخبار دار المصطفی، السمهودی، علی بن عبدالله، 1422ق، ج4، ص418.&amp;lt;/ref&amp;gt;‌ با توجه به اینکه «آبار علی» و مسجد شجره امروزه در یک منطقه قرار دارند، به نظر می‌رسد، چاه آب منسوب به امام علی(ع) در واقع همان چاه «شجره» باشد.&lt;br /&gt;
==بئر ذات العَلَم==&lt;br /&gt;
[[بئر ذات العلم|بئر ذات العَلَم]]؛ از دیگر چاه‌های منسوب به امام علی(ع) است. بر اساس باور رایج میان مسلمانان، امام علی(ع) در این چاه با جنّیان جنگید و آنان را شکست داد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[سمهودی]] (م911 ق)، به نقل از [[عزالدین بن جماعه]] قول دیگری را درباره چاه امام علی(ع) در ذوالحلیفه نقل کرده است مبنی بر اینکه به باور عوام الناس، امام علی(ع) در این چاه با جنّیان جنگید، &amp;lt;ref&amp;gt;وفاء الوفا باخبار دار المصطفی، السمهودی، علی بن عبدالله، 1422ق، ج4، ص246.&amp;lt;/ref&amp;gt; اما به نظر می‌رسد سمهودی یا ابن جماعه این چاه را با چاه آب دیگری به نام «بئر ذات العَلَم» خلط کرده‌اند که بر اساس باور رایج میان مسلمانان در گذشته، امام علی(ع) در این چاه با جنّیان جنگید و آنان را شکست داد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جهان‌گردان و جغرافی‌دانان مسلمان، از سده ششم هجری، به این چاه و موقعیت آن در محل دیگری به نام «[[روحاء]]» در میان [[مکه]] و مدینه اشاره کرده‌اند. از نخستینِ این نویسندگان، [[ابن جبیر]] است که ضمن اشاره به موقعیت دقیق «بئر ذات العَلَم» در منطقه «روحاء» در میان مسیر مکه به مدینه، از باور مبنی بر جنگ امام علی(ع) با جنّیان در این چاه سخن گفته و آن را چاه بسیار عمیقی با قعر دست نایافتنی توصیف کرده است. &amp;lt;ref&amp;gt;رحله ابن جبیر، ابن جبیر، محمد بن احمد، ص167.&amp;lt;/ref&amp;gt;‌&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تقریباً هم‌زمان با ابن جبیر، [[علی بن ابی‌بکر هروی]] (611 ق) از این چاه به عنوان «چاه علی بن ابی‌طالب نزدیک مدینه» یاد نموده و آن را محلی که «گفته می‌شود او در آن با جنّیان جنگید» معرفی کرده است. &amp;lt;ref&amp;gt;الاشارات الی معرفه الزیارات، الهروی، علی بن ابی‌بکر، ص90.&amp;lt;/ref&amp;gt; فیروزآبادی نیز موقعیت «بئر ذات العَلَم» را «میان مدینه و صَفراء و مقابل روحاء» مشخص کرده و توصیفی مشابه با قول ابن جبیر درباره این چاه ارائه کرده است. &amp;lt;ref&amp;gt;المغانم المطابه فی معالم طابة، الفیروزآبادی، محمد بن یعقوب، ص44.&amp;lt;/ref&amp;gt;‌&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بنا بر آنچه گذشت، واضح است که «بئر ذات العَلَم»، چاه دیگری جز «بئر علی» در ذوالحلیفه است؛ زیرا محل روحاء در فاصله 40 میلی از مدینه &amp;lt;ref&amp;gt;المغانم المطابه فی معالم طابة، الفیروزآبادی، محمد بن یعقوب، ص161.&amp;lt;/ref&amp;gt; و موقعیت صفراء بالاتر از «ینبع» از سمت مدینه و در فاصله یک مرحله از منطقه «[[بدر]]» بوده است. &amp;lt;ref&amp;gt;معجم البلدان، یاقوت الحموی، یاقوت بن عبدالله، ج3، ص412.&amp;lt;/ref&amp;gt;‌&lt;br /&gt;
==بئر جعرانه==&lt;br /&gt;
[[بئر علی (جعرانه)]]؛ در منطقه جِعرانه، نزدیک مکه، دو چاه آب، یکی منسوب به پیامبر(ص) و دیگری منسوب به امام علی(ع) وجود داشته است که ناصرخسرو در سفرنامه خود از آنها یاد کرده است.&amp;lt;ref&amp;gt;سفرنامه ناصرخسرو، ناصرخسرو، 1389ش، ص137.&amp;lt;/ref&amp;gt; ابوسالم عیاشی (درگذشته 1090ق)، در سفرنامه‌اش (از سال 1074ق)، از وجود دو چاه آب بزرگ در جعرانه خبر داده است، &amp;lt;ref&amp;gt;الرحله العیاشیة، العیاشی، عبدالله بن محمد، 2006م، ج2، ص167.&amp;lt;/ref&amp;gt; که می‌تواند منطبق بر دو چاه مورد اشاره ناصرخسرو باشد.&lt;br /&gt;
==چشمه‌های ینبع==&lt;br /&gt;
[[چشمه‌های امام علی (ینبع)]]؛ در منطقه ینبع، چندین چشمه آب متعلق به امام علی(ع) وجود داشته است.  ابن‌شبّه در کتاب خود از سه چشمه متعلق به امام علی(ع) به نام‌های «[[عین ابی‌نیزر|عین ابی‌نَیزَر]]»، «[[عین البحیر|عین البُحَیر]]»، و «[[عین بولا|عین بولا یا نولا]]» در این منطقه یاد شده است. &amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ المدینه المنورة، ابن شبّه، عمر بن زید، ج1، ص221.&amp;lt;/ref&amp;gt; به گفته [[حمد الجاسر]]، در روزگار ما در ینبع تنها یک چشمه منسوب به امام علی(ع) به نام «عین علی» باقی‌مانده و چشمه‌های دیگر از بین رفته یا تغییر نام داده است. &amp;lt;ref&amp;gt;بلاد ینبُع، الجاسر، حمد، ص19.&amp;lt;/ref&amp;gt;‌ چشمه باقی‌مانده، امروزه در روستایی به نام «عین علی الحربیه» قرار دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==بئر خضراء==&lt;br /&gt;
[[ابن مجاور]] (سده هفتم) به وجود چاه آبی منسوب به امام علی(ع)، واقع در فاصله 4 فرسخی از منطقه «خضراء»، «وادی انظر» اشاره کرده و درباره آن نوشته است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«چاه عظیمی است که حاجیان و اعراب ساکن اطراف آن، دام خود را از آن سیراب می‌کنند.» &amp;lt;ref&amp;gt;صفه بلاد الیمن ومکه وبعض الحجاز (تاریخ المستبصر)، ابن المجاور، 1996م، ص27.&amp;lt;/ref&amp;gt; در منابع دیگر نیافتیم که اشاره‌ای به این چاه کرده باشند.&lt;br /&gt;
==عین علی در خیبر==&lt;br /&gt;
[[عین علی (خیبر)]]؛ در [[خیبر]] هفت قلعه به نام‌های ناعم، قموص، الشقّ، نطاة، سلالم، وطیح و کتیبه وجود داشته است که ساکنان آنها در صدر اسلام یهودیان بوده‌اند و همه این قلعه‌ها در جریان [[غزوه خیبر]] به دست لشکر مسلمانان گشوده شدند. بزرگ‌ترین قلعه موجود در خیبر، قلعه «قَموص» بود که به دست امام علی(ع) گشوده شد. &amp;lt;ref&amp;gt;معجم ما استعجم من اسماء البلاد والمواضع، البکری، عبدالله بن عبدالعزیز، ص522.&amp;lt;/ref&amp;gt; در دامنه این قلعه، چشمه‌ای به نام «عین علی» (چشمه علی) وجود دارد  که اهالی منطقه آن را به امیر مؤمنان علی بن ابی‌طالب(ع) نسبت می‌دهند.&amp;lt;ref&amp;gt;فی شمال غرب الجزیرة: نصوص، مشاهدات، انطباعات، الجاسر، حمد، 1401ق/1981م، ص287.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
==منابع ==&lt;br /&gt;
{{منابع}}&lt;br /&gt;
{{برگرفتگی&lt;br /&gt;
|پیش از لینک =&lt;br /&gt;
|منبع = فصلنامه علمی ترویجی میقات حج، ش 100.&lt;br /&gt;
|پس از لینک = بخش «اماکن منسوب به امام علی(ع) در حجاز»، ص89-92.&lt;br /&gt;
| لینک =http://miqat.hajj.ir/article_57796.html&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;مدینه‌شناسی&#039;&#039;&#039;، نجفی، سید محمد باقر، 1386ش، تهران: مشعر، چاپ 1.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;وفاء الوفا باخبار دار المصطفی&#039;&#039;&#039;، السمهودی، علی بن عبدالله، تحقیق: قاسم السامرائی، 1422ق/2001م، مؤسسه الفرقان للتراث الاسلامی، چاپ 1.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;رحله ابن جبیر&#039;&#039;&#039;، ابن جبیر، محمد بن احمد، بی‌تا، بیروت: دار صادر.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;الاشارات الی معرفه الزیارات&#039;&#039;&#039;، الهروی، علی بن ابی‌بکر، تحقیق: جانین سوردیل -‌ طومین، 1953م، دمشق: المعهد الفرنسی.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;المغانم المطابه فی معالم طابة&#039;&#039;&#039;، الفیروزآبادی، محمد بن یعقوب، تحقیق: حمد الجاسر، 1389ق/1989م، الریاض: دارالیمامه، چاپ1.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;معجم البلدان&#039;&#039;&#039;، یاقوت الحموی، یاقوت بن عبدالله، بیروت: دار صادر.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;سفرنامه ناصرخسرو&#039;&#039;&#039;، ناصرخسرو، تصحیح: محمد دبیرسیاقی، 1389ش، تهران: زوّار، چاپ 10.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;الرحله العیاشیة&#039;&#039;&#039;، العیاشی، عبدالله بن محمد، 2006م، تحقیق: سعید الفاضلی و سلیمان القرشی، ابوظبی: دار السویدی، چاپ 1.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;تاریخ المدینه المنورة&#039;&#039;&#039;، ابن شبّه، عمر بن زید، تحقیق: فهیم محمد شلتوت، بی‌تا، بی‌جا، بی‌نا.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;بلاد ینبُع&#039;&#039;&#039;، الجاسر، حمد، بی‌تا، الریاض: دار الیمامه.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;صفه بلاد الیمن ومکه وبعض الحجاز (تاریخ المستبصر)&#039;&#039;&#039;، ابن المجاور، 1996م، مراجعه: ممدوح حسن محمد، القاهره: مکتبه الثقافه الدینیة.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;معجم ما استعجم من اسماء البلاد والمواضع&#039;&#039;&#039;، البکری، عبدالله بن عبدالعزیز، تحقیق: مصطفی السقا، بی‌تا، بیروت: عالم الکتب.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;فی شمال غرب الجزیرة: نصوص، مشاهدات، انطباعات&#039;&#039;&#039;، الجاسر، حمد، 1401ق/1981م، الریاض: دار الیمامه، چاپ 2.&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:مقاله‌های در دست ویرایش]]&lt;br /&gt;
[[رده:مکان‌های منتسب به امام علی(ع)]]&lt;br /&gt;
[[رده:مکان‌های مرتبط به حج]]&lt;br /&gt;
[[رده:چاه‌های مکه]]&lt;br /&gt;
[[رده:چاه‌های مدینه]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Z mohammad</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikihaj.com/index.php?title=%D8%A7%D9%85%D8%A7%DA%A9%D9%86_%D9%85%D9%86%D8%B3%D9%88%D8%A8_%D8%A8%D9%87_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%B9%D9%84%DB%8C_%D8%AF%D8%B1_%D9%85%D8%AF%DB%8C%D9%86%D9%87&amp;diff=23289</id>
		<title>اماکن منسوب به امام علی در مدینه</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikihaj.com/index.php?title=%D8%A7%D9%85%D8%A7%DA%A9%D9%86_%D9%85%D9%86%D8%B3%D9%88%D8%A8_%D8%A8%D9%87_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%B9%D9%84%DB%8C_%D8%AF%D8%B1_%D9%85%D8%AF%DB%8C%D9%86%D9%87&amp;diff=23289"/>
		<updated>2019-09-08T06:53:53Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Z mohammad: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[حضرت امیر مؤمنان(ع)]] پس از گذشت مدت کوتاهی از [[هجرت پیامبرخدا(ص)]] از [[مکه]] به [[مدینه]]، به این شهر مهاجرت نمود و تا زمان آغاز خلافت ظاهری خود، در این شهر زندگی کرد. بنابراین بدیهی است که در این شهر، مساجد و زیارتگاه‌های متعددی منسوب به حضرت علی(ع) وجود داشته، که به یادبود محل حضور و نماز خواندن ایشان و یا در ارتباط با حوادث سرنوشت‌ساز صدر اسلام بنا گردیده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[خانه امام علی]](ع) و مساجد منسوب به ایشان در مدینه، را می‌توان از مهمترین این اماکن دانست. چنین مکان‌هایی، همواره مورد توجه مجاوران، زائران و تاریخ‌نگاران بوده و در دوره‌های مختلف تاریخی، سفرنامه‌نویسان از وجود این اماکن گزارشات نسبتا مفصلی را ارائه کرده‌اند، که در ذیل به آنها اشاره می‌گردد:&lt;br /&gt;
==خانه امام علی==&lt;br /&gt;
[[خانه امام علی]]؛ برخی نویسندگان سده ششم هجری همچون [[هروی]] و [[ابن شهرآشوب]]، از خانه امام علی(ع) در مدینه، به عنوان یکی از مکان‌های زیارتی این شهر در زمان خود یاد کرده‌اند. &amp;lt;ref&amp;gt;الاشارات الی معرفه الزیارات، الهروی، علی بن ابی‌بکر، ص92؛ مناقب آل ابی‌طالب، ابن شهرآشوب، محمد بن علی، تحقیق: یوسف البقاعی، 1412ق/1991م، ج2، ص227.&amp;lt;/ref&amp;gt;‌&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[ابن مازه بخاری]] (م 611ق) نیز از خانه امیر مؤمنان علی(ع) در [[بقیع]]، که در گوشه آن [[پیامبرخدا(ص)]] بسیار نماز خوانده، یاد کرده است. &amp;lt;ref&amp;gt;لطائف الاذکار للحُضّار والسُفّار فی المناسک والآداب، ابن مازه، محمد بن عمر، 1392ش، ص208.&amp;lt;/ref&amp;gt; این خانه ممکن است منطبق بر محل مورد اشاره هروی و ابن شهرآشوب باشد و در منابع دوره‌های بعدی، اشاره‌ای به آن نشده است.&lt;br /&gt;
==مسجدهای منسوب امام علی==&lt;br /&gt;
در مدینه و حومه آن، چندین مسجد منسوب به امام علی(ع) وجود داشته که برخی از آنها هنوز پابرجا و برخی دیگر از بین رفته است؛&lt;br /&gt;
===مسجد فتح===&lt;br /&gt;
[[مسجد امام علی (مساجد سبعه)]]؛ در منطقه «فتح» در شمال غربی مدینه، مسجدی به نام امام علی(ع) وجود داشت که یکی از چهار مسجد اصلی مجموعه مساجد موسوم به «[[مساجد سبعه]]» به شمار می‌آمد. بی‌تردید نام‌گذاری این مسجد به امام علی(ع)، ناظر به نقش اساسی و بسیار مهم آن حضرت در غزوه «[[غزوه احزاب|احزاب]]» یا «خندق» بود که در جریان آن، امام(ع) با [[عمرو بن عبد ود|عمرو بن عبد وَدّ]] به مبارزه برخاست و او را از پای درآورد.&lt;br /&gt;
===مسجد علی بن ابی‌طالب===&lt;br /&gt;
همچنین مورخان مدینه به وجود مسجد موسوم به امام علی(ع) در سمت جنوبی [[مسجد سلمان]] اشاره کرده‌اند. &amp;lt;ref&amp;gt;وفاء الوفا باخبار دار المصطفی، السمهودی، علی بن عبدالله، 1422ق/2001م، ج3، ص189؛ التحفه اللطیفه فی تاریخ المدینه الشریفة، السخاوی، محمد بن عبدالرحمان، 1399ق/1979م، ج1، ص69.&amp;lt;/ref&amp;gt;‌&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گویا برای نخستین بار، این مسجد و دو مسجد سلمان و فتح را [[امیر سیف‌الدین حسین بن ابی‌الهیجاء]] از رجال دوره فاطمی در سال‌های 575 و 577ق بنا کرد. &amp;lt;ref&amp;gt;التعریف بما انست الهجره من معالم دار الهجرة، المطری، محمد بن احمد، 1426ق، ص141.&amp;lt;/ref&amp;gt; سپس [[امیر زین‌الدین ضُغَیم منصوری]] آن را پس از آنکه مدتی ویران شده بود، در سال 876ق بازسازی کرد. &amp;lt;ref&amp;gt;وفاء الوفا باخبار دار المصطفی، السمهودی، علی بن عبدالله، 1422ق، ج3، ص189؛ التحفه اللطیفه فی تاریخ المدینه الشریفة، السخاوی، محمد بن عبدالرحمان، 1399ق، ج1، ص69.&amp;lt;/ref&amp;gt;‌&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این مسجد در دوره اخیر به اشتباه، به نام «مسجد ابوبکر» شهرت یافته بود و متاسفانه در سال 1414ق. در جریان توسعه خیابان از میان رفت. با این حال مسجد دیگری که پیشتر به نام مسجد ابوبکر یا بدون نام بوده، امروزه به نام مسجد علی بن ابی‌طالب(ع) شهرت یافته است.&amp;lt;ref&amp;gt;آثار اسلامی مکه و مدینه، جعفریان، رسول، 1390ش، ص328.&amp;lt;/ref&amp;gt;‌&lt;br /&gt;
===مسجد مصلی===&lt;br /&gt;
[[مسجد امام علی (مدینه)]]؛ در محدوده منطقه «مصلّی» و شمال [[مسجد ابوبکر]] (در غرب [[مسجدالنبی]])، مسجدی به نام «مسجد علی بن ابی‌طالب(ع» وجود دارد که [[سمهودی]] و [[سخاوی]] از آن یاد و محل آن را شمال بوستان، موسوم به «عُریضی» تعیین کرده‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نویسندگان و مورخان اهل سنّت، در وجه ارتباط این مسجد، با امام علی(ع) گفته‌اند که، آن حضرت در زمان محاصره [[عثمان بن عفان|عثمان]]، در آنجا [[نماز عید]] را اقامه کرده‌اند. &amp;lt;ref&amp;gt;وفاء الوفا باخبار دار المصطفی، السمهودی، علی بن عبدالله، 1422ق، ج3، ص121؛ التحفه اللطیفه فی تاریخ المدینه الشریفة، السخاوی، محمد بن عبدالرحمان، 1399ق، ج1، ص69.&amp;lt;/ref&amp;gt;‌&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سمهودی این ادعا را به گزارش‌هایی کهن مستند کرده است؛ از جمله از «[[ابن شبه|ابن شَبَّه]]» به طریق خود از «[[سعد بن عبید مولی بن ازهر]]» نقل کرده است که گفت: «در روز عید با علی(ع) نماز خواندم؛ در حالی‌که عثمان در محاصره بود...». همچنین از [[زهری|زُهری]] نیز نقل کرده است که در زمان محاصره عثمان، [[سهل بن حنیف|سهل بن حُنَیف]] [[نماز جمعه]] را و علی(ع) نماز روز عید را اقامه نمود. &amp;lt;ref&amp;gt;وفاء الوفا باخبار دار المصطفی، السمهودی، علی بن عبدالله، 1422ق، ج3، ص121.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درباره زمان ساخت دقیق این مسجد اطلاع دقیقی در دست نیست. سمهودی با قید «به نظر می‌رسد»، ساخت آن را به [[عمر بن عبدالعزیز]] نسبت داده و افزوده است: &amp;quot;این مسجد بعدها ویران شد و از بین رفت؛ تا جایی‌که برخی از حاجیان در زمان موسم حج مردگان خود را در آن دفن می‌کردند. تا اینکه امیر زین‌الدین ضُغَیم منصوری آن را در سال 881ق. بازسازی کرد&amp;quot;. &amp;lt;ref&amp;gt;وفاء الوفا باخبار دار المصطفی، السمهودی، علی بن عبدالله، 1422ق، ج3، صص123-‌ 122.&amp;lt;/ref&amp;gt;‌&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این مسجد در محله «مناخه» (از محله‌های قدیمی مدینه)، امروزه در ضلع جنوبی خیابانی به همین نام، در جنوب غربی مسجدالنبی، به فاصله 350 متری از آن قرار دارد. در ساختمان آن از سنگ‌های بزرگ سیاه و ستون‌های ضخیم و پهن و بسیار مستحکم استفاده شده است. شبستان مسجد کم‌عرض و طولانی است و سقف آن با هفت گنبد در امتداد یکدیگر پوشیده شده است. گنبد میانی بزرگ‌تر از سایر گنبدها است و در زیر آن، محراب مسجد قرار دارد. در غرب شبستان مسجد نیز مناره‌ای به سبک عثمانی وجود دارد. &amp;lt;ref&amp;gt;مدینه‌شناسی، نجفی، سید محمد باقر، 1386ش، ص29؛ مدینه‌شناسی، نجفی، سید محمد باقر، صص 605-603.&amp;lt;/ref&amp;gt;‌ ساختمان مسجد در دوره اخیر تخریب و در سال 1411ق. از نو بازسازی شده و مساحت فعلی آن 882 متر مربع است. &amp;lt;ref&amp;gt;آثار اسلامی مکه و مدینه، جعفریان، رسول، 1390ش، ص320.&amp;lt;/ref&amp;gt;‌&lt;br /&gt;
===مسجد علی===&lt;br /&gt;
برخی منابع به مسجدی متصل به [[مسجد قبا]] از سمت جنوب غربی آن، اشاره کرده و گفته‌اند که در آن زمان به «مسجد علی(ع)» شهرت داشته و زیارتگاه مردم بوده است.&amp;lt;ref&amp;gt;وفاء الوفا باخبار دار المصطفی، السمهودی، علی بن عبدالله، 1422ق، ج3، ص158.&amp;lt;/ref&amp;gt;مورخان مدینه احتمال داده‌اند که این مسجد در اصل خانه «[[سعد بن خیثمه]]» بوده است. &amp;lt;ref&amp;gt;وفاء الوفا باخبار دار المصطفی، السمهودی، علی بن عبدالله، 1422ق، ج3، ص158؛ التحفه اللطیفه فی تاریخ المدینه الشریفة، السخاوی، محمد بن عبدالرحمان، 1399ق، ج1، ص69.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===‌مسجد فضیخ===&lt;br /&gt;
[[مسجد فضیخ]]؛ این مسجد در شرق [[مسجد قبا]] قرار داشته و در منابع شیعه و [[سنی]]، به‌عنوان یکی از مساجد ساخته شده در محل نماز خواندن پیامبر(ص) دانسته شده &amp;lt;ref&amp;gt;الکافی، الکلینی، محمد بن یعقوب، 1401ق.، ج4، ص560؛ تاریخ المدینه المنورة، ابن شبّه، عمر بن زید، ج1، ص69.&amp;lt;/ref&amp;gt; و نزد [[شیعه]] این باور وجود داشته که در محل این مسجد، [[معجزه ردّ شمس]] به وقوع پیوسته است. &amp;lt;ref&amp;gt;الکافی، الکلینی، محمد بن یعقوب، 1401ق، ج4، ص562.‌&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[جمال‌الدین مطری]] (درگذشته 741ق)، اشاره کرده است که در زمان وی، مسجد فضیخ به نام «مسجد الشمس» شهرت داشته است.&amp;lt;ref&amp;gt;التعریف بما انست الهجره من معالم دار الهجرة، المطری، محمد بن احمد، 1426ق، ص134.&amp;lt;/ref&amp;gt; اگرچه او وجه این شهرت را بیان نکرده، اما از اشاره فیروزآبادی می‌توان دریافت که وجهِ اشتهار آن باور مبنی بر وقوع معجزه ردّ شمس در محل این مسجد بوده است. با این حال او در وقوع این معجزه در محل مسجد فضیخ تشکیک کرده و محل آن را در [[منطقه صهباء]] در [[خیبر]] دانسته است. &amp;lt;ref&amp;gt;وفاء الوفا باخبار دار المصطفی، السمهودی، علی بن عبدالله، 1422ق، ج3، ص171.&amp;lt;/ref&amp;gt;‌&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همچنین از سوی دیگر، [[حسین‌ بن حمدان خصیبی]] (م334 ق) پس از نقل روایتی مبنی بر اینکه در محل وقوع معجزه ردّ شمس مسجدی ساخته شد، محل این مسجد را در زمان خود (سال 273 ق)، زمین پست و همواری در غرب مدینه تعیین کرده و آن را زیارتگاه مشهوری دانسته‌که همواره بازسازی می‌شود و به محل ردّ شمس برای علی(ع) شهرت دارد و گفته است که او خود این مسجد را دیده و در آن نماز خوانده است. &amp;lt;ref&amp;gt;الهدایه الکبری، الخصیبی، حسین بن حمدان، 1423ق/2002م، ص121-‌ 120.&amp;lt;/ref&amp;gt;‌&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امروزه ساختمان مسجد فضیخ از بین رفته؛ اما زمینی که مسجد در آن قرار داشته، درون یک چهاردیواری بدونِ در باقی مانده است. در عین حال، مسجد «[[مسجد بنوقریظه|بنوقُریظه]]»، از دیگر مساجد تاریخی مدینه، که آن هم در منطقه شرق مسجد قبا، نزدیک [[مشربه ام‌ابراهیم]] قرار دارد، به اشتباه به مسجد فضیخ شهرت یافته است. &amp;lt;ref&amp;gt;آثار اسلامی مکه و مدینه، جعفریان، رسول، 1390ش، ص301-299.&amp;lt;/ref&amp;gt;‌&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
==منابع ==&lt;br /&gt;
{{منابع}}&lt;br /&gt;
{{برگرفتگی&lt;br /&gt;
|پیش از لینک =&lt;br /&gt;
|منبع = فصلنامه علمی ترویجی میقات حج، ش 100.&lt;br /&gt;
|پس از لینک = بخش «اماکن منسوب به امام علی(ع) در حجاز»، ص86-88.&lt;br /&gt;
| لینک =http://miqat.hajj.ir/article_57796.html&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;مناقب آل ابی‌طالب&#039;&#039;&#039;، ابن شهرآشوب، محمد بن علی، تحقیق: یوسف البقاعی، 1412ق/1991م، بیروت، دارالاضواء، چاپ 2.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;الاشارات الی معرفه الزیارات&#039;&#039;&#039;، الهروی، علی بن ابی‌بکر، تحقیق: جانین سوردیل -‌ طومین، 1953م، دمشق: المعهد الفرنسی.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;لطائف الاذکار للحُضّار والسُفّار فی المناسک والآداب&#039;&#039;&#039;، ابن مازه، محمد بن عمر، تصحیح: رسول جعفریان، 1392ش، تهران: نشر علم، چاپ 1.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;مدینه‌شناسی&#039;&#039;&#039;، نجفی، سید محمد باقر، 1386ش، تهران: مشعر، چاپ 1.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;تاریخ المدینه المنورة&#039;&#039;&#039;، ابن شبّه، عمر بن زید، تحقیق: فهیم محمد شلتوت، بی‌تا، بی‌جا، بی‌نا.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;التحفه اللطیفه فی تاریخ المدینه الشریفة&#039;&#039;&#039;، السخاوی، محمد بن عبدالرحمان، 1399ق/1979م، تحقیق: اسعد طرابزونی الحسینی، المدینه: المکتبه العلمیة، چاپ1.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;الکافی&#039;&#039;&#039;، الکلینی، محمد بن یعقوب، 1401ق، بیروت: دار صعب و دار التعارف، چاپ 3.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;التعریف بما انست الهجره من معالم دار الهجرة&#039;&#039;&#039;، المطری، محمد بن احمد، تحقیق: سلیمان الرحیلی، 1426ق/2005م، الریاض: داره الملک عبدالعزیز.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;وفاء الوفا باخبار دار المصطفی&#039;&#039;&#039;، السمهودی، علی بن عبدالله، تحقیق: قاسم السامرائی، 1422ق/2001م، مؤسسه الفرقان للتراث الاسلامی، چاپ 1.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;الهدایه الکبری&#039;&#039;&#039;، الخصیبی، حسین بن حمدان، 1423ق/2002م، بیروت: مؤسسه البلاغ.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;آثار اسلامی مکه و مدینه&#039;&#039;&#039;، جعفریان، رسول، 1390ش، تهران: مشعر، چاپ 14 (ویرایش جدید).&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:مقاله‌های در دست ویرایش]]&lt;br /&gt;
[[رده:مکان‌های منتسب به امام علی(ع)]]&lt;br /&gt;
[[رده:مکان‌های مرتبط به حج]]&lt;br /&gt;
[[رده:مکان‌های مذهبی مدینه]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Z mohammad</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikihaj.com/index.php?title=%D8%A7%D9%85%D8%A7%DA%A9%D9%86_%D9%85%D9%86%D8%B3%D9%88%D8%A8_%D8%A8%D9%87_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%B9%D9%84%DB%8C_%D8%AF%D8%B1_%D9%85%DA%A9%D9%87&amp;diff=23288</id>
		<title>اماکن منسوب به امام علی در مکه</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikihaj.com/index.php?title=%D8%A7%D9%85%D8%A7%DA%A9%D9%86_%D9%85%D9%86%D8%B3%D9%88%D8%A8_%D8%A8%D9%87_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%B9%D9%84%DB%8C_%D8%AF%D8%B1_%D9%85%DA%A9%D9%87&amp;diff=23288"/>
		<updated>2019-09-08T06:53:24Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Z mohammad: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;مهم‌ترین شهر و مقدّس‌ترین نقطه [[حجاز]]، بلکه [[جزیرةالعرب]]، شهر [[مکه]] است. این شهر دربرگیرنده اماکن و آثار متبرک و زیارتی فراوانی است که از دیرباز تا کنون، همواره محل توجه و احترام مسلمانان بوده و یادآور رخدادهای مهم و سرنوشت‌ساز صدر اسلام و دوره حیات [[پیامبر(ص)]] است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در میان شخصیت‌های مقدس مسلمانان که در کنار پیامبر(ص) در حوادث مهم صدر اسلام نقش و تاثیر چشمگیری داشته‌اند، بی‌تردید نام [[امیر مؤمنان علی(ع)]] می‌درخشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حضرت علی(ع)، در [[خانه کعبه]] متولد گردید، نخستین سال‌های کودکی خود در مکه، در [[خانه حضرت خدیجه]] تحت سرپرستی پیامبر قرار گرفت و تا زمان وفات پیامبر(ص)، همواره در ملازمت ایشان به‌سر برد و در جنگ‌های ایشان بیشترین رشادت‌ها و حماسه‌آفرینی‌ها را از خود نشان داد و پیامبر(ص) نیز در جایگاه‌های متعددی ایشان را به عنوان وصی و خلیفه خود معرفی کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قطعا وجود چنین ویژگی‌های منحصر به فرد، در حضرت علی(ع) باعث شده تا اماکن منسوب به ایشان، در شهر مکه همواره مورد توجه مجاوران، زائران و تاریخ‌نگاران قرار بگیرد؛ اگرچه برخی از این آثار، در اثر فرسایش یا توسعه بافت شهر و در دوره‌های مختلف تاریخی، از بین رفته‌اند، که در ذیل به آنها اشاره می‌گردد:&lt;br /&gt;
==خانه کعبه==&lt;br /&gt;
[[خانه کعبه]]؛ خانه کعبه را باید یکی از مکان‌های منسوب به امام علی(ع)، بلکه از مهم‌ترین آنها در [[حجاز]] به شمار آورد، زیرا که ایشان در خانه کعبه به دنیا آمده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از میان علمای اهل سنت نیز [[حاکم نیشابوری]] (م 405ق) احتمالاً نخستین کسی است که به مسئله ولادت امام علی(ع) در داخل کعبه اشاره کرده و آن را «[[متواتر]]» دانسته است. &amp;lt;ref&amp;gt;المستدرک علی الصحیحین، الحاکم النیسابوری، محمد بن عبدالله، ج3، ص550.&amp;lt;/ref&amp;gt;‌&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با این حال، با توجه به اینکه مسئله ولادت امام علی(ع) در کعبه در سده‌های اولیه مورد پذیرش همه اهل سنّت نبوده، از دیرباز مکان دیگری در مکه مکرمه به عنوان محل ولادت آن حضرت وجود داشته است. این مکان «مولد علی(ع)» نام داشته و محل آن [[شعب ابی‌طالب]] -‌ که امروزه به نام «شِعب علی» شناخته می‌شود -‌ بوده است. در فاصله کمی از آن نیز خانه محل تولد پیامبر(ص) قرار داشته که امروزه به‌جای آن، ساختمان کتابخانه مکه مکرمه ساخته شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==خانه حضرت خدیجه==&lt;br /&gt;
[[خانه حضرت خدیجه]](س)؛ یکی دیگر از زیارتگاه‌های منسوب به امام علی(ع) در شهر مکه است. امام علی(ع) در این خانه نزد پیامبر(ص) پرورش یافت و سال‌هایی از کودکی خود را سپری کرد. [[ابن شهرآشوب مازندرانی]] (م 588ق) در جایی که درباره مشاهد و زیارتگاه‌های منسوب به امام علی(ع) سخن می‌گوید، مکان‌های تاریخی دیگری را در مکه همچون خانه حضرت خدیجه -‌ که امام علی(ع) در آنجا نزد پیامبر(ص) پرورش یافت و سال‌هایی از کودکی خود را سپری کرد -‌ و نیز محلی که پیامبر در آنجا از نزدیکان خویش «بیعت عشیره» را گرفت، در شمار زیارتگاه‌های مرتبط با امام علی(ع) برشمرده است.&amp;lt;ref&amp;gt;مناقب آل ابی‌طالب، ابن شهرآشوب، محمد بن علی، تحقیق: یوسف البقاعی، 1412ق/1991م، ج2، ص227.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==شعب ابی‌طالب==&lt;br /&gt;
[[شعب ابی‌طالب]]؛ از دیگر مشاهد منسوب به امام علی(ع)، در مکه شعب ابی‌طالب است. بنابر نقل منابع، در شعب ابی‌طالب نزدیک درِ خانه محل تولد پیامبر(ص)، امام علی(ع)، نماز خوانده است. به نظر می‌رسد این مکان همان خانه پدری امام علی(ع) باشد که نزد اهل سنت به عنوان زادگاه ایشان شناخته می‌شده است.&amp;lt;ref&amp;gt;مناقب آل ابی‌طالب، ابن شهرآشوب، محمد بن علی، تحقیق: یوسف البقاعی، 1412ق/1991م، ج2، ص227.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این خانه در [[دوره سعودی]] به مدرسه‌ای شبانه به نام «مدرسه النجاح» تبدیل شده بود که همین مدرسه نیز در سال 1402ق در جریان پروژه صاف کردن محله «شِعب بنی‌هاشم» (سوق اللیل) و منطقه «شعب علی» و خانه‌های واقع در [[کوه ابوقبیس]]، تخریب گردید و به‌طور کامل از بین رفت. &amp;lt;ref&amp;gt;الاماکن الماثوره المتواتره فی مکه المکرمة: عرض و تحلیل، ابوسلیمان، عبدالوهاب ابراهیم، 1430ق/2009م، ص157.&amp;lt;/ref&amp;gt;‌&lt;br /&gt;
==مسجد امام علی در تنعیم==&lt;br /&gt;
[[مسجد امام علی (تنعیم)]]؛ در منطقه «[[تنعیم]]» مسجدی به نام امام علی(ع) وجود داشته است که برخی از مورخان بدان اشاره کرده‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[ابن جبیر]] احتمالاً نخستین کسی است که به وجود این مسجد در مقابل [[مسجد عایشه]] اشاره کرده است. &amp;lt;ref&amp;gt;رحله ابن جبیر، ابن جبیر، محمد بن احمد، ص90.&amp;lt;/ref&amp;gt; احتمالاً این مسجد همان‌جایی است که ابن شهرآشوب از آن با عنوان «مسجد احرام برای میقات» یاد کرده و ساخت آن را به امام علی(ع) نسبت داده است. &amp;lt;ref&amp;gt;مناقب آل ابی‌طالب، ابن شهرآشوب، محمد بن علی، تحقیق: یوسف البقاعی، 1412ق/1991م، ج2، ص227.&amp;lt;/ref&amp;gt;‌&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[تقی‌الدین فاسی]] نیز از «مسجد علی» یاد کرده و محل آن را در مسیر «[[وادی مر الظهران|وادی مَرّ الظهران]]» و نزدیک [[مسجد تنعیم]] تعیین کرده است. &amp;lt;ref&amp;gt;شفاء الغرام باخبار البلد الحرام، الفاسی، محمد بن احمد، ج1، ص443.&amp;lt;/ref&amp;gt;‌&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[ابن فهد مکی|ابن فهد مکّی]] (885ق) نیز در بیان محل احرام بستن [[عبدالله بن زبیر]] در ذیل حوادث سال 64ق، اشاره مختصری به این مسجد کرده و گفته است: ابن زبیر از محل تپه‌ای مقابل مسجد عایشه، به فاصله پرتاب یک تیر از آنجا [[احرام]] بست و نزدیک این محل مسجدی منسوب به علی(ع) وجود دارد. &amp;lt;ref&amp;gt;اِتحاف الوری باخبار‌ام القری، مکه المکرمه، ابن فهد المکّی، محمد بن محمد، 1983م، ج2، ص76.&amp;lt;/ref&amp;gt;‌&amp;lt;ref&amp;gt;رحله ابن جبیر، ابن جبیر، محمد بن احمد، ص90.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==مقام امام علی در دارالخیزران==&lt;br /&gt;
[[مقام امام علی (دارالخیزران)]]؛ یکی دیگر از اماکن منسوب به امام علی(ع) در مکه، محلی در نزدیکی و سمت راست [[دارالخیزران]] بوده است. بنابر نقل برخی منابع، دارالخیزران، محل نشستن و تکیه دادن پیامبر(ص) بوده و در سمت راست آن، محلی منسوب به امام علی(ع)، وجود داشته است. &amp;lt;ref&amp;gt;رحله ابن جبیر، ابن جبیر، محمد بن احمد، ص145.&amp;lt;/ref&amp;gt;  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گفتنی است دارالخیزران در جریان توسعه [[مسجدالحرام]] در زمان [[ملک سعود بن عبدالعزیز]] در سال 1375ق تخریب شد و محل آن در محدوده مسجدالحرام قرار گرفت. &amp;lt;ref&amp;gt;التاریخ القویم لمکّه وبیت الله الکریم، الکردی المکّی، محمدطاهر، 1420ق/2000م، ج2، ص86.&amp;lt;/ref&amp;gt;‌&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ابن جبیر در توصیف «دارالخیزران» در مکّه، در سفرنامه خود، به وجود محل نشستن و تکیه دادن پیامبر(ص) در این مکان، و محل منسوب به [[ابوبکر]] و محل منسوب به امام علی(ع) ، به ترتیب در سمت راست محل نشستن پیامبر اشاره کرده است. &amp;lt;ref&amp;gt;رحله ابن جبیر، ابن جبیر، محمد بن احمد، ص145.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
==منابع ==&lt;br /&gt;
{{منابع}}&lt;br /&gt;
{{برگرفتگی&lt;br /&gt;
|پیش از لینک =&lt;br /&gt;
|منبع = فصلنامه علمی ترویجی میقات حج، ش 100.&lt;br /&gt;
|پس از لینک = بخش «اماکن منسوب به امام علی(ع) در حجاز»، ص82-85.&lt;br /&gt;
| لینک =http://miqat.hajj.ir/article_57796.html&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;المستدرک علی الصحیحین&#039;&#039;&#039;، الحاکم النیسابوری، محمد بن عبدالله، تحقیق: مصطفی عبدالقادر عطا، 1422ق/2002م، بیروت: دار الکتب العلمیه، چاپ 2.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;الاماکن الماثوره المتواتره فی مکه المکرمة: عرض و تحلیل&#039;&#039;&#039;، ابوسلیمان، عبدالوهاب ابراهیم، 1430ق/2009م، جده: مؤسسه الفرقان للتراث الاسلامی، ط 1.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;مناقب آل ابی‌طالب&#039;&#039;&#039;، ابن شهرآشوب، محمد بن علی، تحقیق: یوسف البقاعی، 1412ق/1991م، بیروت، دارالاضواء، چاپ 2.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;شفاء الغرام باخبار البلد الحرام&#039;&#039;&#039;، الفاسی، محمد بن احمد، تحقیق: علی عمر، 2007م، القاهره: مکتبه الثقافه الدینیة، چاپ 1.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;اِتحاف الوری باخبار‌ام القری، مکه المکرمه&#039;&#039;&#039;، ابن فهد المکّی، محمد بن محمد، تحقیق: فهیم محمد شلتوت، 1983م، جامعه امّ القری.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;التاریخ القویم لمکّه وبیت الله الکریم&#039;&#039;&#039;، الکردی المکّی، محمدطاهر، تحقیق: عبدالملک بن دهیش، 1420ق/2000م، مکه المکرمه: دار خضر، چاپ1.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;رحله ابن جبیر&#039;&#039;&#039;، ابن جبیر، محمد بن احمد، بی‌تا، بیروت: دار صادر.&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:مقاله‌های در دست ویرایش]]&lt;br /&gt;
[[رده:مکان‌های منتسب به امام علی(ع)]]&lt;br /&gt;
[[رده:مکان‌های مرتبط به حج]]&lt;br /&gt;
[[رده:مکان‌های مذهبی مکه]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Z mohammad</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikihaj.com/index.php?title=%D9%85%D9%88%D9%84%D8%AF_%D8%B9%D9%84%DB%8C(%D8%B9)&amp;diff=23287</id>
		<title>مولد علی(ع)</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikihaj.com/index.php?title=%D9%85%D9%88%D9%84%D8%AF_%D8%B9%D9%84%DB%8C(%D8%B9)&amp;diff=23287"/>
		<updated>2019-09-08T06:52:51Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Z mohammad: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;از دیدگاه همه محدثان و دانشمندان شیعی و اکثریت قریب به اتفاق مورخان و علمای اهل سنت، [[حضرت علی(ع)]] در روز سیزدهم سال سی‌ام عام‌الفیل در [[خانه کعبه]] دیده به جهان گشود. از این‌رو، خانه کعبه را باید یکی از مکان‌های منسوب به امام علی(ع)، بلکه از مهم‌ترین آنها در [[حجاز]] به شمار آورد و ولادت آن حضرت در خانه کعبه را باید از مهم‌ترین فضایل و مناقب حضرت علی(ع) دانست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منطقه حجاز به عنوان مهد اسلام و [[شهر مکه]] به عنوان یکی از شهرهای مهم مسلمانان، دربرگیرنده اماکن و آثار متبرک و زیارتی فراوانی است. در این میان کعبه به عنوان نماد اصلی [[اسلام]] و [[قبله]] همه مسلمانان، برجسته‌ترین و مقدس‌ترین مکان دارای احترام، همواره محل توجه مسلمانان بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به اتفاق همه محدثان و دانشمندان شیعی و اکثریت مورخان و علمای سنی، به خواست الهی ولادت حضرت علی(ع) در خانه کعبه، به وقوع پیوست، تا این رویداد بی‌نظیر در طول تاریخ بشریت جاودانه باقی بماند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در این بین تعداد معدودی از مورخان اهل سنت مکان ولادت حضرت علی(ع) را [[شعب ابی‌طالب]] دانسته و به نظر می‌رسد، این مکان باید خانه پدری آن حضرت باشد که در دوره سعودی به مدرسه‌ای تبدیل شده و بعدها در جریان پروژه توسعه و نوسازی منطقه «شعب علی» تخریب گردید و به‌طور کامل از بین رفت.&lt;br /&gt;
==ولادت در کعبه از منابع شیعی==&lt;br /&gt;
جزئیات ولادت امیر مؤمنان علی(ع) در خانه کعبه را [[شیخ صدوق]] (م 381ق) به سند خود از [[سعید بن جبیر]]، به نقل از [[یزید بن قعنب]] و [[شیخ طوسی]] (م 460ق) به نقل از [[محمد بن احمد بن شاذان]]، به سند خود از [[عائشه]] و [[انس بن مالک]]، به نقل از [[عباس بن عبد المطلب|عباس]] عموی پیامبر(ص)، و به سند خود از [[امام صادق(ع)]]، از ائمه: به نقل از عباس و یزید بن قعنب، و [[ابن شهرآشوب]] (م 588ق) به صورت [[حدیث مرفوع|مرفوع]] از شعبه، از قتاده، از انس، از عباس عموی پیامبر(ص) و نیز به نقل از [[حسن بن محبوب سراد|حسن بن محبوب سرّاد]] یا زرّاد (م 224ق) به روایت از امام صادق(ع)، بیان کرده‌اند. &amp;lt;ref&amp;gt;علل الشرائع، ابن بابویه، محمد بن علی، 1385ق/1966م، صص136- 135؛ معانی الاخبار، ابن بابویه، محمدبن علی، تصحیح: علی اکبر غفاری، 1361ش، صص63-62؛ الامالی، الطوسی، محمد بن الحسن، 1414ق،ج1، صص707-706؛ مناقب آل ابی‌طالب، ابن شهرآشوب، محمد بن علی، تحقیق: یوسف البقاعی، 1412ق/1991م، ج2، ص19؛ مناقب آل ابی‌طالب، ابن شهرآشوب، محمد بن علی، تحقیق: یوسف البقاعی، 1412ق/1991م، ج2، ص198.&amp;lt;/ref&amp;gt;‌&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خلاصه این روایات چنین است‌که: [[فاطمه بنت اسد]]، مادر گرامی امیر مؤمنان(ع)، زمانی که فرزندش علی(ع) را باردار شد، روزی در حال [[طواف]] خانه کعبه بود که ناگهان دچار درد زایمان شد. پس به درگاه خداوند دعا کرد که فرزندش صحیح و سالم به دنیا بیاید. ناگهان دیوار کعبه شکافته و فاطمه بنت اسد وارد آن شد و پس از سه روز همراه نوزاد خود از خانه کعبه خارج شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
علما و محدثان متقدم شیعه تاکید کرده‌اند که پیش و پس از علی(ع) ، هیچ نوزادی در کعبه متولد نشده و افتخار ولادت درکعبه، تنها مخصوص آن حضرت است. &amp;lt;ref&amp;gt;اثبات الوصیه للامام علی بن ابی‌طالب(ع)، المسعودی، علی بن الحسین، 1409ق/1988م، ص142؛ الارشاد الی معرفه حجج الله علی العباد، المفید، محمد بن محمد، تحقیق: مؤسسه آل البیت، ج1، ص5؛ مناقب آل ابی‌طالب، ابن شهرآشوب، محمد بن علی، تحقیق: یوسف البقاعی، 1412ق/1991م، ج2، ص200.&amp;lt;/ref&amp;gt;‌&lt;br /&gt;
==ولادت در کعبه از منابع سنی==&lt;br /&gt;
از میان علمای اهل سنت نیز [[حاکم نیشابوری]] (م 405ق) احتمالاً نخستین کسی است که به مسئله ولادت امام علی(ع) در داخل کعبه اشاره کرده و آن را «[[حدیث متواتر|متواتر]]» دانسته است. &amp;lt;ref&amp;gt;المستدرک علی الصحیحین، الحاکم النیسابوری، محمد بن عبدالله، ج3، ص550.&amp;lt;/ref&amp;gt;‌&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همچنین [[ابن مغازلی]] (م 483ق)، عالم مالکی مذهب، روایت دیگری از ولادت امام علی(ع) درکعبه را به سند خود از [[امام موسی کاظم(ع)]]، از امام صادق، از [[امام باقر(ع)]]، از [[امام زین‌العابدین(ع)]]، از [[ربده بنت قریبه ساعدی|رُبدَه بنت قریبه ساعدی]]، از مادرش [[ام‌عماره بنت عباده ساعدی]] -‌ که شاهد عینی ماجرای ولادت بوده -‌ نقل کرده است. &amp;lt;ref&amp;gt;مناقب اهل البیت، ابن المغازلی، علی بن محمد، تحقیق: محمد کاظم المحمودی، 1427ق/2006م، صص55-54.&amp;lt;/ref&amp;gt;‌&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از اینها، علمای دیگری نیز همچون [[محمد بن طلحه شافعی]] (م652ق)، [[سبط ابن جوزی]] (م654ق) و [[ابن صباغ مالکی|ابن صبّاغ مالکی]] (م855ق) موضوع ولادت امیر مؤمنان(ع) در کعبه را مطرح کرده‌اند &amp;lt;ref&amp;gt;مطالب السؤول فی مناقب آل الرسول، النصیبی، محمد بن طلحه، 1419ق/1999م، ص63؛ تذکره الخواص، سبط ابن الجوزی، یوسف بن قزاوُغلی، 1427ق، ص30؛ الفصول المهمّه فی معرفه احوال الائمة، ابن الصبّاغ، علی بن محمد، 1409ق/1988م، ص30.&amp;lt;/ref&amp;gt; و به پیروی از آنها، جمع دیگری از نویسندگان متاخر اهل سنّت این موضوع را پذیرفته‌اند.&lt;br /&gt;
==ولادت در شعب ابی‌طالب==&lt;br /&gt;
با توجه به اینکه مسئله ولادت امام علی(ع) در کعبه در سده‌های اولیه مورد پذیرش همه [[اهل سنت|اهل سنّت]] نبوده، از دیرباز مکان دیگری در مکه مکرمه به عنوان محل ولادت آن حضرت وجود داشته است. این مکان «مولد علی(ع)» نام داشته و محل آن [[شعب ابی‌طالب]] -‌ که امروزه به نام «شِعب علی» شناخته می‌شود -‌ بوده است. در فاصله کمی از آن نیز خانه محل تولد پیامبر(ص) قرار داشته که امروزه به‌جای آن، ساختمان کتابخانه مکه مکرمه ساخته شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با استناد به نوشته [[ابن جبیر]] (م614ق)، محل ولادت امام علی(ع) در زمان وی مسجدی بوده که در آنجا کتیبه‌ای به شرح زیر وجود داشته است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«هذا المسجد هو مولد علی بن ابی طالب -‌ رضوان الله علیه -‌ و فیه تربّی رسول الله-‌ صلّی الله علیه وآله وسلّم -‌ و کان داراً لابی طالب عمّ النبی -‌ صلّی الله علیه وآله وسلّم -‌ و کافله.» &amp;lt;ref&amp;gt;رحله ابن جبیر، ابن جبیر، محمد بن احمد، ص141.&amp;lt;/ref&amp;gt;‌&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به گفته [[تقی‌الدین فاسی]] (م832 ق)، در ادامه همین کتیبه آمده است که این محل به دستور خلیفه عباسی، [[الناصر لدین‌الله]] (حکومت: 622-575) در سال 608 ق ساخته شده است. &amp;lt;ref&amp;gt;شفاء الغرام باخبار البلد الحرام، الفاسی، محمد بن احمد، 2007م، ج1، ص49.&amp;lt;/ref&amp;gt;‌&lt;br /&gt;
==سخن پایانی==&lt;br /&gt;
بنابرآنچه گذشت، به نظر می‌رسد، محلی راکه تعداد معدودی از علمای اهل سنت به‌عنوان محل ولادت‌ امام علی(ع) می‌شناخته‌اند، باید خانه پدری آن حضرت دانست که امام(ع) بخشی از سال‌های کودکی خود را در آن سپری کرده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این خانه در دوره سعودی به مدرسه‌ای شبانه به نام «مدرسه النجاح» تبدیل شده بود که همین مدرسه نیز در سال 1402ق در جریان پروژه صاف کردن محله «شِعب بنی‌هاشم» (سوق اللیل) و منطقه «شعب علی» و خانه‌های واقع در [[کوه ابوقبیس]]، تخریب گردید و به‌طور کامل از بین رفت. &amp;lt;ref&amp;gt;الاماکن الماثوره المتواتره فی مکه المکرمة: عرض و تحلیل، ابوسلیمان، عبدالوهاب ابراهیم، 1430ق/2009م، ص157.&amp;lt;/ref&amp;gt;‌&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
==منابع ==&lt;br /&gt;
{{منابع}}&lt;br /&gt;
{{برگرفتگی&lt;br /&gt;
|پیش از لینک =&lt;br /&gt;
|منبع = فصلنامه علمی ترویجی میقات حج، ش 100.&lt;br /&gt;
|پس از لینک = بخش «اماکن منسوب به امام علی(ع) در حجاز»، ص82-84.&lt;br /&gt;
| لینک =http://miqat.hajj.ir/article_57796.html&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;معانی الاخبار&#039;&#039;&#039;، ابن بابویه، محمدبن علی، تصحیح: علی اکبر غفاری، 1361ش، قم: انتشارات اسلامی (وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه).&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;الامالی&#039;&#039;&#039;، الطوسی، محمد بن الحسن، 1414ق، تحقیق: مؤسسه البعثة، قم: دار الثقافه، چاپ1.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;علل الشرائع&#039;&#039;&#039;، ابن بابویه، محمد بن علی، 1385ق/1966م، النجف: المکتبه الحیدریه ومطبعتها.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;الاماکن الماثوره المتواتره فی مکه المکرمة: عرض و تحلیل&#039;&#039;&#039;، ابوسلیمان، عبدالوهاب ابراهیم، 1430ق/2009م، جده: مؤسسه الفرقان للتراث الاسلامی، ط 1.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;شفاء الغرام باخبار البلد الحرام&#039;&#039;&#039;، الفاسی، محمد بن احمد، تحقیق: علی عمر، 2007م، القاهره: مکتبه الثقافه الدینیة، چاپ 1.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;رحله ابن جبیر&#039;&#039;&#039;، ابن جبیر، محمد بن احمد، بی‌تا، بیروت: دار صادر.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;مطالب السؤول فی مناقب آل الرسول&#039;&#039;&#039;، النصیبی، محمد بن طلحه، 1419ق/1999م، بیروت: مؤسسه البلاغ، ط 1. &lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;تذکره الخواص&#039;&#039;&#039;، سبط ابن الجوزی، یوسف بن قزاوُغلی، 1427ق، قم: ذوی‌القربی، چاپ 1.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;الفصول المهمّه فی معرفه احوال الائمة&#039;&#039;&#039;، ابن الصبّاغ، علی بن محمد، 1409ق/1988م، بیروت: دار الاضواء، چاپ 2.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;مناقب اهل البیت&#039;&#039;&#039;، ابن المغازلی، علی بن محمد، تحقیق: محمد کاظم المحمودی، 1427ق/2006م، طهران: المجمع العالمی للتقریب بین المذاهب الاسلامیه، چاپ 1.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;المستدرک علی الصحیحین&#039;&#039;&#039;، الحاکم النیسابوری، محمد بن عبدالله، تحقیق: مصطفی عبدالقادر عطا، 1422ق/2002م، بیروت: دار الکتب العلمیه، چاپ 2.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;اثبات الوصیه للامام علی بن ابی‌طالب(ع)&#039;&#039;&#039;، المسعودی، علی بن الحسین، 1409ق/1988م، بیروت: دار الاضواء، چاپ 2.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;الارشاد الی معرفه حجج الله علی العباد&#039;&#039;&#039;، المفید، محمد بن محمد، تحقیق: مؤسسه آل البیت: لاحیاء التراث، 1416ق/1995م، بیروت: مؤسسه آل البیت(ع) لاحیاء التراث، چاپ1.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;مناقب آل ابی‌طالب&#039;&#039;&#039;، ابن شهرآشوب، محمد بن علی، تحقیق: یوسف البقاعی، 1412ق/1991م، بیروت، دارالاضواء، چاپ 2.&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;br /&gt;
{{اماکن منسوب به امام علی در حجاز}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:مقاله‌های در دست ویرایش]]&lt;br /&gt;
[[رده:مکان‌های منتسب به امام علی(ع)]]&lt;br /&gt;
[[رده:مکان‌های مرتبط به حج]]&lt;br /&gt;
[[رده:کعبه]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Z mohammad</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikihaj.com/index.php?title=%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%A2%D8%A8%DB%8C_%D8%B9%D8%B1%D9%81%D8%A7%D8%AA&amp;diff=23286</id>
		<title>سازه‌های آبی عرفات</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikihaj.com/index.php?title=%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%A2%D8%A8%DB%8C_%D8%B9%D8%B1%D9%81%D8%A7%D8%AA&amp;diff=23286"/>
		<updated>2019-09-08T06:49:49Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Z mohammad: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&#039;&#039;&#039;سازه‌های آبی عرفات&#039;&#039;&#039;، بناهایی بودند که برای تامین آب مورد نیاز حجاج در صحرای عرفات در دوره‌های مختلف تاریخی پدید آمدند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با گسترش جهان اسلام و با گرایش روزافزون مردم به [[اسلام]]، همه ساله بر شمار حج‌گزاران نیز افزوده می‌شد و همه ساله در [[موسم حج]]، تعداد زیادی از حاجیان برای انجام مناسک حج به [[سرزمین عرفات]] می‌آمدند و در آنجا وقوف می‌کردند. یکی از نیازهای اساسی مردم در عرفات آب بود؛ ازاین‌رو، به مرور زمان با هدف خدمت‌رسانی به حاجیان، شماری از سازه‌های آبی، همچون حوض‌ها، آب‌انبارها و قنات‌ها در عرفات ساخته شد.&lt;br /&gt;
==حوضچه‌های آب==&lt;br /&gt;
مورخان کهن به وجود هفت حوض آب در کنار [[بازار عرفه]] (که در جنوب جبل الرحمه قرار داشته)، اشاره کرده‌اند و ساخت این حوض‌ها و آب‌رسانی به آنها را به [[عبدالله بن عامر]] نسبت داده‌اند. &amp;lt;ref&amp;gt;اخبار مکه فی قدیم الدهر وحدیثه، فاکهی، محمد بن اسحاق، 1407ق، ج5، ص43-42.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این حوض‌ها و سازه‌های آبی، در گذر زمان تخریب، و بعدها باز هم بازسازی می‌شدند؛ ازاین‌رو، نویسندگان بعدی، که از تاریخ ساخت نخستین آنها اطلاعی نداشتند، ساخت آنها را به احیاکنندگان بعدی آنها نسبت می‌دادند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[ناصرخسرو]]، ساخت حوض‌های آبی را در عرفات، به امیر عَدَن، که از وی به نام «پسرِ شاددل» یاد کرده، نسبت داده است که آب را از جای دوری به این حوض‌ها می‌رساند تا در موسم حج، آنها را پر از آب کنند و حاجیان از آن بهره‌مند شوند. &amp;lt;ref&amp;gt;سفرنامه، ناصرخسرو، 1389ش، ص139.&amp;lt;/ref&amp;gt; ظاهراً مقصود از پسر شاددل، [[حسین بن سلامه نوبی|حسین بن سَلاّمه نَوبی]]، از امرای دولت زیادی یمن (امارت: 373 ـ 402ق.) بوده است.&lt;br /&gt;
==آب‌انبارها==&lt;br /&gt;
منابع تاریخی دوره‌های بعد از قرن پنجم هجری، ساخت آب‌انبارهایی را به[[جمال‌الدین وزیر جواد اصفهانی]] نسبت داده‌اند که آب‌رسانی به آنها، به واسطه قنات‌هایی در دل زمین، از «[[وادی نعمان]]» صورت می‌گرفت و هر سال در ایام حج، با باز کردن قنات‌ها، آب در این آب‌انبارها جاری می‌شد. تاریخ ساخت این آب‌انبارها را سال 551 یا 552ق. ذکر کرده‌اند. &amp;lt;ref&amp;gt;اِتحاف الوری بأخبار اُمّ القری، ابن فهد، عمر بن محمد، ج2، ص518.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همچنین اشاره شد که [[تقی‌الدین فاسی]]، به وجود کتیبه‌ای بر ساختمان مربع، موسوم به «[[خانه آدم]]» در پایین [[جبل الرحمه]] اشاره کرده است که نشان می‌دهد این بنا یک «[[سقایه الحاج]]» بوده است که به دستور [[مقتدر عباسی]] ساخته شده بود &amp;lt;ref&amp;gt;شفاء الغرام بأخبار البلد الحرام، فاسی، محمد بن احمد، 1999م، ج1، ص564.&amp;lt;/ref&amp;gt; و گویا بعدها با انتساب آن به [[حضرت آدم(ع)]]، به یک بنای دینی و زیارتی تغییر کاربری داده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در [[مسجد عرفه]] یا نَمِره و فضای مجاور آن نیز سازه‌هایی آبی وجود داشت که در دوره مملوکی ساخته شده بود؛ از جمله آب‌انبار بزرگی در وسط مسجد و قنات بزرگی نیز متصل به آن وجود داشت که آب را از بیرون مسجد به آب‌انبار هدایت می‌کرد و یک تصفیه‌خانه در خارج مسجد بود که آب در آنجا جمع می‌شد و پس از تصفیه، از طریق قنات به آب‌انبار متصل می‌شد؛ [[ابن فهد]] وصف نسبتاً دقیقی از آنها به دست داده است. &amp;lt;ref&amp;gt;اِتحاف الوری بأخبار اُمّ القری، ابن فهد، عمربن محمد، ج4، ص514.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==قنات چشمه زبیده==&lt;br /&gt;
سازه آبی مهم دیگر در عرفات، قنات چشمه زبیده بود که دشت عرفه را از سه سمت شمال، جنوب و غرب احاطه کرده بود.&amp;lt;ref&amp;gt;مرآه الحرمین، رفعت پاشا، ابراهیم، 1344ق، ج1، ص45.&amp;lt;/ref&amp;gt; کارکرد این قنات، آب‌رسانی از منطقه [[وادی نعمان]] به مشاعر مقدسه و از آنجا به چاه زبیده در منطقه عزیزیه، نزدیک مکه، بود و ساخت آن به دستور [[زبیده همسر هارون‌الرشید|زبیده]]، همسر [[هارون‌الرشید]] در سال 193ق. آغاز شد. &amp;lt;ref&amp;gt;الآثار الاسلامیه فی مکه المکرمة، حارثی، ناصر بن علی، 1430ق، ص257.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قنات زبیده، با توجه به اهمیت آن در آب‌رسانی به مشاعر مقدسه، در طول تاریخ بارها از سوی خلفا و حاکمان بازسازی شد؛ از جمله با استناد به دو سنگ‌نوشته‌ای که بر ساختمان قنات نصب شده بود، در سال 584ق. به دستور [[خلیفه عباسی الناصرلدین‌الله]]، به دست [[مجیرالدین طاشتکین مستنجدی]]، که آن زمان [[منصب امیر الحاج]] را عهده‌دار بود، و در سال 594ق. نیز به دستور حاکم اربل [[مظفّرالدین کوکبوری]] بازسازی و مرمت شد. &amp;lt;ref&amp;gt;الآثار الاسلامیه فی مکه المکرمة، حارثی، ناصر بن علی، 1430ق، ص275-274.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با استناد به اسناد باقی‌مانده از دوره عثمانی، [[سلطان سلیمان قانونی]] (حک: 927 ـ 974ق.) در اواخر دوره پادشاهی خود، دستور ساخت قناتی میان مکه و عرفات را با هدف آب‌رسانی به عرفات صادر کرد که ساخت آن در فاصله حدود 975ق. تا قبل از 980ق. انجام شد. اما با توجه به اینکه این قنات به قنات قدیمی‌تری (احتمالاً قنات زبیده) ملحق شده بود، مورد اعتراض دیوان سلطنتی قرار گرفت؛ ازاین‌رو، فرمان ساخت قنات جدیدی را صادر کرد که دارای مجرای مستقلی باشد و به چشمه مکه خاتمه یابد. &amp;lt;ref&amp;gt;البلاد العربیه فی الوثائق العثمانیه، بیات، فاضل، 2015م، ج4، ص75-73.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بخش‌هایی از ساختمان قنات زبیده؛ از جمله در حد فاصل عرفه به [[مزدلفه]]، به صورت دیوار یا سد مرتفعی که با قلوه‌سنگ‌های بزرگ ساخته شده، تاکنون باقی مانده است. &amp;lt;ref&amp;gt;الآثار الاسلامیه فی مکه المکرمة، حارثی، ناصر بن علی، 1430ق، صص270-262.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
==منابع ==&lt;br /&gt;
{{منابع}}&lt;br /&gt;
{{برگرفتگی&lt;br /&gt;
|پیش از لینک =&lt;br /&gt;
|منبع = فصلنامه علمی ترویجی میقات حج، ش 104.&lt;br /&gt;
|پس از لینک = بخش «عرفات و بناهای آن در گذر تاریخ»، ص128،&lt;br /&gt;
| لینک = http://miqat.hajj.ir/article_80531.html&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;اخبار مکه فی قدیم الدهر وحدیثه&#039;&#039;&#039;، فاکهی، محمد بن اسحاق، 1407ق/ 1987م، تحقیق عبدالملک بن عبدالله بن دهیش، مکه المکرمة: مکتبه ومطبعه النهضه الحدیثة، چاپ اول.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;سفرنامه&#039;&#039;&#039;، ناصرخسرو، 1389ش، تصحیح: محمد دبیر سیاقی، تهران، زوّار، چاپ دهم.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;اِتحاف الوری باخبار اُمّ القری&#039;&#039;&#039;، ابن فهد، عمربن محمد، تحقیق: فهیم محمد شلتوت، القاهرة، مکتبه الخانجی.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;شفاء الغرام باخبار البلد الحرام&#039;&#039;&#039;، فاسی، محمد بن احمد، 1999م، تحقیق: ایمن فؤاد سید و مصطفی محمد الذهبی، مکة: مکتبه النهضه الحدیثة، چاپ دوم.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;مرآه الحرمین&#039;&#039;&#039;، رفعت پاشا، ابراهیم، 1344ق/ 1925م، القاهرة: مطبعه دار الکتب المصریة، چاپ اول.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;الآثار الاسلامیه فی مکه المکرمة&#039;&#039;&#039;، حارثی، ناصر بن علی، 1430ق/ 2009م، الریاض، چاپ اول.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;البلاد العربیه فی الوثائق العثمانیه&#039;&#039;&#039;، بیات، فاضل، 2015م، استانبول: مرکز الابحاث للتاریخ والفنون والثقافه الاسلامیه.&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:مقاله‌های در دست ویرایش]]&lt;br /&gt;
[[رده:بناهای عرفات]]&lt;br /&gt;
[[رده:مکان‌های مرتبط به حج]]&lt;br /&gt;
[[رده:مکان‌های تاریخی تخریب شده در مکه]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Z mohammad</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikihaj.com/index.php?title=%D9%85%D8%B3%D8%AC%D8%AF_%D8%B5%D8%AE%D8%B1%D8%A7%D8%AA&amp;diff=23285</id>
		<title>مسجد صخرات</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikihaj.com/index.php?title=%D9%85%D8%B3%D8%AC%D8%AF_%D8%B5%D8%AE%D8%B1%D8%A7%D8%AA&amp;diff=23285"/>
		<updated>2019-09-08T06:49:29Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Z mohammad: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات بنای مذهبی&lt;br /&gt;
| عنوان            =&lt;br /&gt;
| تصویر            =&lt;br /&gt;
| اندازه تصویر     =&lt;br /&gt;
| بنيانگذار        =&lt;br /&gt;
| تأسیس            =&lt;br /&gt;
| کاربری           =&lt;br /&gt;
| مکان             =در [[صحرای عرفات]] و در جنوب شرقی [[کوه عرفه]]&lt;br /&gt;
| نام‌های دیگر      =&lt;br /&gt;
| وقایع مرتبط      =محل وقوف و اقامه نماز توسط [[پیامبر(ص)]] در عرفات&lt;br /&gt;
| ظرفیت            =&lt;br /&gt;
| وضعیت            =غیرفعال&lt;br /&gt;
| مساحت            =&lt;br /&gt;
| امکانات          =&lt;br /&gt;
| شماره ثبت        =&lt;br /&gt;
| معمار            =&lt;br /&gt;
| سبک              =&lt;br /&gt;
| بازسازی          =&lt;br /&gt;
| وبگاه            = &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;مسجد صخرات&#039;&#039;&#039;، یکی از مساجد [[مکه]] بوده که در [[صحرای عرفات]] و در جنوب شرقی [[کوه عرفه]] در سمت راست صعودکننده از کوه قرار داشته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این مسجد در محل وقوف رسول‌الله(ص) در صحرای عرفات، ساخته شده و بنابر گزارش منابع، در آن محل صخره‌ها و برآمدگی‌هایی وجود داشته و گفته‌اند که پیامبر(ص) در آنجا نماز خوانده است. امروزه هیچ نشانی از این بنا باقی نمانده است.&lt;br /&gt;
==موقعیت جغرافیایی==&lt;br /&gt;
تا چندی پیش، در جنوب شرقی [[کوه عرفه]]، در سمت راستِ کسی که از کوه بالا می‌رود، مسجدی وجود داشته که امروزه نشانی از آن باقی نمانده است. &amp;lt;ref&amp;gt;جبل اِلال بعرفات، ابوزید، بکر بن عبدالله، ص301.&amp;lt;/ref&amp;gt; در بیشتر متون تاریخی، اشاره‌ای به این مسجد به چشم نمی‌خورد؛ با این حال به نظر می‌رسد که این مسجد، منطبق بر مسجد کوچکی است که [[ابن جبیر]] به وجود آن در نزدیکی صخره‌ها و در سمت چپ خانه آدم، اشاره کرده است. &amp;lt;ref&amp;gt;رحله ابن جبیر، ابن جبیر، محمد بن احمد، ص152.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==علت نام‌گذاری==&lt;br /&gt;
وجه تسمیه این بنا به مسجد «صخرات» آن بوده که در کف آن، صخره‌های بزرگی متصل به یکدیگر قرار داشته و گفته‌اند که پیامبر(ص) در آن نماز خوانده است؛ اگرچه برخی نماز خواندن پیامبر(ص) را در این مسجد نپذیرفته‌اند. &amp;lt;ref&amp;gt;مرآه الحرمین، رفعت پاشا، ابراهیم، 1344ق، ج1، ص45.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==محل وقوف پیامبر در عرفات==&lt;br /&gt;
از [[جابر بن عبدالله انصاری]] درباره محل وقوف [[پیامبر خدا(ص)]] در [[عرفات]] روایت شده است زمانی که آن حضرت سوار بر مرکب خویش به موقف رسید، شکم شترش را به سوی صخره‌ها قرار داد؛ به گونه‌ای که راه افراد پیاده روبه‌رویش قرار گرفت و خود رو به سوی [[قبله]] نمود. &amp;lt;ref&amp;gt;صحیح مسلم، مسلم بن حجاج نیشابوری، ج2، ص886.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در اخبار مورخان کهن، همچون [[فاکهی]] و [[ازرقی]]، محل وقوف پیامبر(ص) بر روی برآمدگی [[نابت]] ـ که متصل به جانب سمت چپ موقف و پشت سر [[محل وقوف امام]] قرار داشته، مقابل [[جبل الرحمه|کوه الال]] و در راستای [[کوه مسلم]]، جایی‌که راه افراد پیاده بین دو برآمدگی نَبعه و نُبَیعه بوده ـ تعیین شده است. &amp;lt;ref&amp;gt;اخبار مکه و ما جاء فیها من الآثار، ازرقی، محمد بن عبدالله، 1403ق، ج2، ص194؛ اخبار مکه فی قدیم الدهر و حدیثه، فاکهی، محمد بن اسحاق، 1407ق، ج5، ص7.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در روایات شیعه نیز محل وقوف پیامبر(ص) در سمت راست کوه رحمت تعیین شده است. &amp;lt;ref&amp;gt;الکافی، کلینی، محمد بن یعقوب، 1401ق، تحقیق: علی‌اکبر الغفاری، ج4، ص463.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[ابن جبیر]] محل موقف پیامبر(ص) را صخره‌ای در سمت چپ [[خانه آدم]]، مقابل قبله تعیین کرده است. &amp;lt;ref&amp;gt;رحله ابن جبیر، ابن جبیر، محمد بن احمد، ص152.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[عیّاشی]] نیز محل آن را صخره‌های پهنی پایین موقف امام در روزه عرفه، که روی آنها محوطه‌ای شبیه مسجد ساخته شده، تعیین کرده است. &amp;lt;ref&amp;gt;الرحله العیّاشیة، عیاشی، عبدالله بن محمد، ج1، ص389.&amp;lt;/ref&amp;gt; همچنین به نظر می‌رسد تعبیر «موقف مصطفی به عرفات نزدیکی کوه»، در «[[لطائف الاذکار]]» [[ابن مازه]] ناظر به همین محل است. &amp;lt;ref&amp;gt;لطائف الاذکار للحُضّار والسُفّار، ابن مازه، محمدبن عمر، 1392ش، تصحیح: رسول جعفریان، ص198.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به نظر می‌رسد که این مسجد بعدها به طور تقریبی در محل صخره‌ها و برآمدگی‌هایی که محل وقوف رسول‌الله(ص) بوده، یا در نقطه‌ای نزدیک آن ساخته شده است.&lt;br /&gt;
==توصیف بنا==&lt;br /&gt;
[[محمدطاهر کردی|کُردی]] مسجد صخرات را چهاردیواری کوتاهی به ارتفاع نیم‌تنه انسان توصیف کرده که طول دیوار سمت قبله آن 13 متر و ربع، و طول دیوار طرفین آن 8 متر بوده است. دیواری در وسط مسجد نیز آن را به دو قسمت تقسیم می‌کند که زمین قسمت اول (غربی) کمی بالاتر از قسمت دوم است و محراب مسجد در این قسمت قرار دارد. کف مسجد در هر قسمت شامل چهار سنگ طبیعی بزرگ است که برای تراز شدن، با ماسه پوشیده شده است. &amp;lt;ref&amp;gt;التاریخ القویم لمکه وبیت الله الکریم، کردی، محمدطاهر، 1420ق، ج5، ص343.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
==منابع ==&lt;br /&gt;
{{منابع}}&lt;br /&gt;
{{برگرفتگی&lt;br /&gt;
|پیش از لینک =&lt;br /&gt;
|منبع = فصلنامه علمی ترویجی میقات حج، ش 104.&lt;br /&gt;
|پس از لینک = بخش «عرفات و بناهای آن در گذر تاریخ»، ص128،&lt;br /&gt;
| لینک = http://miqat.hajj.ir/article_80531.html&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;صحیح مسلم&#039;&#039;&#039;، مسلم بن حجاج نیشابوری (م٢6١ق)، به کوشش محمد سالم‌هاشم، اول، بیروت، دار الکتب العلمیه، ١4١5ق.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;اخبار مکه وما جاء فیها من الآثار&#039;&#039;&#039;، ازرقی، محمدبن عبدالله، 1403ق/1983م، تحقیق: رُشدی الصالح ملحس، مکه المکرمة، مطابع دار الثقافة، چاپ چهارم.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;اخبار مکه فی قدیم الدهر وحدیثه&#039;&#039;&#039;، فاکهی، محمد بن اسحاق، 1407ق/ 1987م، تحقیق عبدالملک بن عبدالله بن دهیش، مکه المکرمة: مکتبه ومطبعه النهضه الحدیثة، چاپ اول.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;رحله ابن جبیر&#039;&#039;&#039;، ابن جبیر، محمد بن احمد، بیروت: دار صادر.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;الرحله العیّاشیة&#039;&#039;&#039;، عیاشی، عبدالله بن محمد، 2006م، تحقیق: سعید الفاضلی و سلیمان القرشی، ابوظبی، دار السویدی، چاپ اول.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;الکافی&#039;&#039;&#039;، کلینی، محمد بن یعقوب، 1401ق، تحقیق: علی‌اکبر الغفاری، بیروت، دارصعب و دار التعارف، چاپ سوم.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;لطائف الاذکار للحُضّار والسُفّار&#039;&#039;&#039;، ابن مازه، محمدبن عمر، 1392ش، تصحیح: رسول جعفریان، تهران، علم، چاپ اول.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;مرآه الحرمین&#039;&#039;&#039;، رفعت پاشا، ابراهیم، 1344ق/ 1925م، القاهرة: مطبعه دار الکتب المصریة، چاپ اول.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;جبل اِلال بعرفات&#039;&#039;&#039;، ابوزید، بکر بن عبدالله، تحقیقات تاریخیه وشرعیة»، العرب، سال32، ش5 و 6.&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;br /&gt;
{{اماکن مکه}}&lt;br /&gt;
{{مساجد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:مقاله‌های در دست ویرایش]]&lt;br /&gt;
[[رده:مکان‌های تاریخی تخریب شده در مکه]]&lt;br /&gt;
[[رده:مکان‌های مرتبط به حج]]&lt;br /&gt;
[[رده:بناهای عرفات]]&lt;br /&gt;
[[رده:مسجدهای مکه]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Z mohammad</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikihaj.com/index.php?title=%D9%85%DB%8C%D9%84_%D8%B3%D9%86%DA%AF%DB%8C_(%D8%B9%D8%B1%D9%81%D8%A7%D8%AA)&amp;diff=23284</id>
		<title>میل سنگی (عرفات)</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikihaj.com/index.php?title=%D9%85%DB%8C%D9%84_%D8%B3%D9%86%DA%AF%DB%8C_(%D8%B9%D8%B1%D9%81%D8%A7%D8%AA)&amp;diff=23284"/>
		<updated>2019-09-08T06:49:02Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Z mohammad: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&#039;&#039;&#039;میل سنگی&#039;&#039;&#039; یا عَلَم سنگی، بنایی است مربع شکل، شبیه اُبلیسک‌های مصری و [[جمرات سه‌گانه]] که در محل [[گنبد ام‌سلمه]] در صحرای عرفات ساخته شده و قدمتی بیش از یک قرن دارد. بنابر نقل منابع در شب‌های عرفه، بالای این عَلَم سنگی، با هدف راهنمایی حاجیان، چراغ‌هایی روشن می‌کردند.&lt;br /&gt;
==قدمت بنا==&lt;br /&gt;
امروزه در بالاترین نقطه [[جبل الرحمه|کوه رحمت]]، یک میل سنگی مربع وجود دارد که احتمالاً در دوره‌ای متأخر، در محل گنبد و مسجدِ از میان رفته بالای این کوه، که در منابع کهن به نام مسجد یا [[گنبد ام‌سلمه]] شهرت داشته، ساخته شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در قدیمی‌ترین عکس‌های [[عرفات]] از اواخر دوره عثمانی، این شاخص یا عَلَم سنگی دیده می‌شود و این مسئله، قدمت بیش از صد ساله آن را می‌رساند.&lt;br /&gt;
==توصیف میل سنگی==&lt;br /&gt;
[[ابراهیم رفعت]] وضعیت بالای کوه را چنین توصیف کرده است که در بالاترین نقطه کوه، زمین مربع سنگ‌فرشی به طول ضلع 50 متر، و در وسط آن سکویی مربع به ضلع 7 و ارتفاع 50/1 متر وجود داشته است. در زاویه غربی این سکو، ستون مربعی از سنگ سخت و سفیدکاری شده وجود داشته که ارتفاع آن حدود 4 متر و طول هر ضلع آن حدود 1 متر بوده و به عنوان یک علم ـ که شب‌های عرفه در بالای آن، با هدف راهنمایی حاجیان، چراغ‌هایی روشن می‌کردند ـ کاربرد داشته است. &amp;lt;ref&amp;gt;مرآه الحرمین، رفعت پاشا، ابراهیم، 1344ق، ج1، ص44.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شاخص یا میل سنگی مربع، شبیه اُبلیسک‌های مصری و [[جمرات سه‌گانه]] ـ مطابق وضعیت قدیمی و پیش از تعریض آنها ـ و دارای پوشش سفیدکاری است. ارتفاع این میل سنگی 8 و طول هر ضلع آن 80/1 متر است و در بالاترین قسمت هر ضلع آن، میخ‌هایی برای آویزان کردن چراغ‌آویزها وجود داشته است. &amp;lt;ref&amp;gt;جبل اِلال بعرفات، ابوزید، بکر بن عبدالله، ص300.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
==منابع ==&lt;br /&gt;
{{منابع}}&lt;br /&gt;
{{برگرفتگی&lt;br /&gt;
|پیش از لینک =&lt;br /&gt;
|منبع = فصلنامه علمی ترویجی میقات حج، ش 104.&lt;br /&gt;
|پس از لینک = بخش «عرفات و بناهای آن در گذر تاریخ»، ص125،&lt;br /&gt;
| لینک = http://miqat.hajj.ir/article_80531.html&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;جبل اِلال بعرفات&#039;&#039;&#039;، ابوزید، بکر بن عبدالله، تحقیقات تاریخیه وشرعیة»، العرب، سال32، ش5 و 6.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;مرآه الحرمین&#039;&#039;&#039;، رفعت پاشا، ابراهیم، 1344ق/ 1925م، القاهرة: مطبعه دار الکتب المصریة، چاپ اول.&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:مقاله‌های در دست ویرایش]]&lt;br /&gt;
[[رده:بناهای عرفات]]&lt;br /&gt;
[[رده:مکان‌های مرتبط به حج]]&lt;br /&gt;
[[رده:مکان‌های تاریخی تخریب شده در مکه]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Z mohammad</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikihaj.com/index.php?title=%DA%AF%D9%86%D8%A8%D8%AF_%D8%A7%D9%85%E2%80%8C%D8%B3%D9%84%D9%85%D9%87&amp;diff=23283</id>
		<title>گنبد ام‌سلمه</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikihaj.com/index.php?title=%DA%AF%D9%86%D8%A8%D8%AF_%D8%A7%D9%85%E2%80%8C%D8%B3%D9%84%D9%85%D9%87&amp;diff=23283"/>
		<updated>2019-09-08T06:48:39Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Z mohammad: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&#039;&#039;&#039;گنبد ام‌سلمه&#039;&#039;&#039;، مسجدی بوده که در بالای [[جبل‌الرحمه]] قرار داشته و پیشینه آن به قبل از قرن پنجم هجری قمری می‌رسد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چنان که منابع گفته‌اند، موسس این بنا [[حسین بن سلامه نوبی|حسین بن سَلاّمه نَوبی]]، یکی از امرای دولت [[یمن]] در قرن چهار هجری بوده و در دوره‌های تاریخی بعد بازسازی و مرمت شده است. این بنا در سده‌های متأخر از بین رفته و تا سده چهاردهم هجری نشانی از آن باقی نمانده است.&lt;br /&gt;
==پیشینه بنا==&lt;br /&gt;
بنابر آنچه منابع تاریخی پیش از سده پنجم نقل کرده‌اند؛ در [[سرزمین عرفات]] گنبد و مسجدی بالای [[جبل‌الرحمه]] قرار داشته است. [[ناصرخسرو]] (م. 481ق.) احتمالاً نخستین کسی است که به وجود ساختمانی در بالای این کوه، در نیمه سده پنجم هجری، اشاره کرده است.&lt;br /&gt;
==توصیف گنبد==&lt;br /&gt;
ناصرخسرو در سفرنامه‌اش این بنا را چهارطاقی عظیم توصیف کرده که روزها و شب‌ها، بر گنبد آن چراغ‌ها و شمع‌های بسیاری می‌نهادند که از فاصله دو فرسنگی دیده می‌شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[ابن جبیر]] دقیق‌ترین توصیف را از گنبد امّ‌سلمه به دست داده و درباره آن نوشته است که در وسط گنبد، مسجدی بوده که مردم در آن نماز می‌خواندند. در اطراف مسجد، زمین مسطح یا صحن وسیعی مُشرف به عرفات بوده که در سمت [[قبله]] آن دیواری و در این دیوار محراب‌هایی وجود داشته که مردم در آن نماز می‌خواندند. &amp;lt;ref&amp;gt;رحله ابن جبیر، ابن جبیر، محمد بن احمد، ص151.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==موسس==&lt;br /&gt;
بر اساس گزارش سفرنامه ناصرخسرو، این گنبد را پسرِ شاددل، امیر عَدَن بنا کرده بود و برای کسب اجازه این کار از امیر مکه، به او هزار دینار پرداخت کرده بود. &amp;lt;ref&amp;gt;سفرنامه، ناصر خسرو، 1389ش، 1389ش، ص139.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با توجه به اینکه پسر شاددل در منابع تاریخی شناخته شده نیست و تنها در سفرنامه ناصر خسرو از وی یاد شده است. این شخص می‌تواند بر [[حسین بن سلامه نوبی|حسین بن سَلاّمه نَوبی]]، از امرای دولت زیادی یمن (امارت: 402 ـ 373ق) منطبق باشد که خدمات عمرانی گسترده‌ای در یمن و حجاز داشته است &amp;lt;ref&amp;gt;«الحسین بن سلامه النوبی ودوره فی تاریخ الیمن الاسلامی»، شمری، محمدکریم، مجله القادسیه للعلوم الانسانیه، ش13، ص23.&amp;lt;/ref&amp;gt; و مورخان یمن نیز از جمله این خدمات، ساخت مسجدی را بالای کوه رحمت به دست وی، گزارش داده‌اند. &amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ الیمن، عماره الیمنی، عماره بن علی، 1436ق، ص27؛ تاریخ وصّاب المسمّی الاعتبار فی التواریخ والآثار، وصّابی، عبدالرحمان بن عمر، 1435ق، ص36.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==انتساب به ام‌سلمه==&lt;br /&gt;
در منابع سده ششم، از این بنا به نام مسجد یا گنبد امّ‌سلمه ـ همسر پیامبر(ص) ـ بدون بیان وجه تسمیه آن، یاد شده است &amp;lt;ref&amp;gt;رحله ابن جبیر، ابن جبیر، محمد بن احمد، ص151؛ ستبصار فی عجائب الامصار، سعد زغلول، ص35.&amp;lt;/ref&amp;gt; و نشان می‌دهد که این بنا دست‌کم در آن دوره، به [[ام‌سلمه]] منسوب بوده است. اما در برخی منابع دوره‌های بعدی، &amp;lt;ref&amp;gt;مجموع فتاوی شیخ الاسلام احمد بن تیمیه، ابن تیمیه، احمد بن عبدالحلیم، 1398ق، ج26، ص133؛ الرحله العیّاشیة، عیاشی، عبدالله بن محمد، 2006م، ج1، ص319.&amp;lt;/ref&amp;gt; این بنا به اشتباه به نام «[[گنبد آدم]]» نامیده شده است. درحالی‌که می‌دانیم گنبد آدم در پایین کوه قرار داشته است.&lt;br /&gt;
==تخریب و بازسازی==&lt;br /&gt;
این گنبد در سال 798ق. فرو ریخت و در سال بعد، با هزینه [[ملک‌الظاهر سیف‌الدین برقوق]] (حک: 784 ـ 801)، از پادشاهان مملوک مصر، بازسازی شد.&amp;lt;ref&amp;gt;شفاء الغرام بأخبار البلد الحرام، فاسی، محمد بن احمد، 1399م، ج1،ص565 ؛ اِتحاف الوری بأخبار اُمّ القری، ابن فهد، عمربن محمد، ج3، ص406.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سال 874ق. نیز مرمت و بازسازی و نمای داخلی و خارجی آن سفیدکاری شد. &amp;lt;ref&amp;gt;اِتحاف الوری بأخبار اُمّ القری، ابن فهد، عمربن محمد، ج4، ص515.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==وضعیت فعلی==&lt;br /&gt;
به نظر می‌رسد این گنبد یا مسجد در سده‌های متأخر از بین رفته و تا سده چهاردهم هجری نشانی از آن باقی نمانده است؛ چنان‌که [[عبدالله الغازی]] (م.1365ق.)، در جایی که به معرفی اماکن متبرک مرتبط با مناسک حج می‌پردازد، هیچ اشاره‌ای به وجود این بنا در بالای کوه رحمت نمی‌کند.&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
==منابع ==&lt;br /&gt;
{{منابع}}&lt;br /&gt;
{{برگرفتگی&lt;br /&gt;
|پیش از لینک =&lt;br /&gt;
|منبع = فصلنامه علمی ترویجی میقات حج، ش 104.&lt;br /&gt;
|پس از لینک = بخش «عرفات و بناهای آن در گذر تاریخ»، ص124،&lt;br /&gt;
| لینک = http://miqat.hajj.ir/article_80531.html&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;«الحسین بن سلامه النوبی ودوره فی تاریخ الیمن الاسلامی»&#039;&#039;&#039;، شمری، محمدکریم، مجله القادسیه للعلوم الانسانیه، ش13.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;تاریخ وصّاب المسمّی الاعتبار فی التواریخ والآثار&#039;&#039;&#039;، وصّابی، عبدالرحمان بن عمر، 1435ق/ 2014م.، تحقیق: عبدالله محمد الحبشی، صنعاء: مکتبه الارشاد، چاپ سوم.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;تاریخ الیمن&#039;&#039;&#039;، عماره الیمنی، عماره بن علی، 1436ق/ 2015م، بیروت: دار الکتب العلمیه.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;رحله ابن جبیر&#039;&#039;&#039;، ابن جبیر، محمد بن احمد، بیروت: دار صادر.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;مجموع فتاوی شیخ الاسلام احمد بن تیمیه&#039;&#039;&#039;، ابن تیمیه، احمد بن عبدالحلیم، 1398ق، جمع و ترتیب، عبدالرحمن بن محمد العاصمی، بی‌جا، بی‌نا.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;شفاء الغرام باخبار البلد الحرام&#039;&#039;&#039;، فاسی، محمد بن احمد، 1999م، تحقیق: ایمن فؤاد سید و مصطفی محمد الذهبی، مکة: مکتبه النهضه الحدیثة، چاپ دوم.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;اِتحاف الوری باخبار اُمّ القری&#039;&#039;&#039;، ابن فهد، عمربن محمد، تحقیق: فهیم محمد شلتوت، القاهرة، مکتبه الخانجی.&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:مقاله‌های در دست ویرایش]]&lt;br /&gt;
[[رده:مکان‌های تاریخی تخریب شده در مکه]]&lt;br /&gt;
[[رده:مکان‌های مرتبط به حج]]&lt;br /&gt;
[[رده:بناهای عرفات]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Z mohammad</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikihaj.com/index.php?title=%D9%85%D8%AD%D9%84_%D9%88%D9%82%D9%88%D9%81_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%AF%D8%B1_%D8%B1%D9%88%D8%B2_%D8%B9%D8%B1%D9%81%D9%87&amp;diff=23282</id>
		<title>محل وقوف امام در روز عرفه</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikihaj.com/index.php?title=%D9%85%D8%AD%D9%84_%D9%88%D9%82%D9%88%D9%81_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%AF%D8%B1_%D8%B1%D9%88%D8%B2_%D8%B9%D8%B1%D9%81%D9%87&amp;diff=23282"/>
		<updated>2019-09-08T06:48:14Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Z mohammad: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&#039;&#039;&#039;محل وقوف امام در روز عرفه&#039;&#039;&#039;، نزدیک جبل‌الرحمه و در سمت راست آن قرار داشته است. [[وقوف در عرفات]]، دومين واجب از [[واجبات حج]] است. در شمال شرقی [[سرزمین عرفات]]، کوهی وجود دارد که به نام‌های [[جبل الرحمه|جبل الرَّحْمَه]]، جبل الال یا الال، نابِت، جبل الدعاء و ... خوانده می‌شود؛ حاجیان و امام‌الحج با تأسی از [[پیامبر(ص)]] در [[روز عرفه]] (نهم ذی‌حجه) در پایین این کوه وقوف کرده و به دعا و تضرع می‌پردازند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امیرالحاج یا امامةالحاج یکی از مناصب حج است که ریاست و سرپرستی حاجیان را در طول مسیر و نیز در موسم حج در [[مکه]] بر عهده دارد. امیرالحاج به دلیل داشتن این منصب، از جایگاه ویژه‌ای برخوردار بوده و به همین مناسبت، در دوره‌های تاریخی مختلف، از علائم و نشانه‌هایی، برای تعیین مکان وقوف امام‌الحج در صحرای عرفات استفاده شده است و منابع تاریخی نیز از وجود این علائم و تعیین محل دقیق آن مکان گزارش داده‌اند.&lt;br /&gt;
==امیر الحج==&lt;br /&gt;
امارت حج، یکی از [[مناصب حج]] بوده و به معنای سرپرستی و زعامت حجاج [[بیت‌الله‌الحرام]] است. امیر الحج، به منصبی اطلاق می‌شود که ریاست، پیشوایی و سرپرستی حاجیان را در طول مسیر و نیز در [[موسم حج]] در [[مکه]] بر عهده دارد. در منابع، افزون بر این اصطلاح، از عناوینی دیگر مانند امامةالحاج، ولایةالحج یا ولایةموسم، برای اشاره این منصب استفاده شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با توجه به ماهیت وظایف امیرالحاج مانند لزوم برگزاری نماز جماعت، ایراد خطابه، وقوف در عرفات و ... در سرپرستی حاجیان، مقام امارت حج در دوران‌های گوناگون، از اهمیت ویژه‌ای برخوردار بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از آنجا که شرایط خاص موسم حج و محدودیت زمانی وقوف در عرفات در روز نهم ذی‌حجه، موجب ازدحام فوق‌العاده جمعیت حجاج، در این مکان می‌گردد و از دیگر سو، امام‌الحج مسئولیت رسیدگی به امور حجاج را بر عهده دارد؛ به همین مناسبت برای دسترسی سهل و آسان حجاج به امیرالحج، در دوره‌های تاریخی مختلف، از علائم و نشانه‌هایی، برای تعیین مکان وقوف امام‌الحج در صحرای عرفات در روز عرفه استفاده شده است و منابع تاریخی کهن به وجود علائم و نشانه‌هایی برای تعیین دقیق موقف امام‌الحج در صحرای عرفات اشاره نموده‌اند.&lt;br /&gt;
==وقوف در عرفات==&lt;br /&gt;
بنابر نقل منابع، پیامبر اسلام(ص) در روز عرفه (نهم ذی‌حجه) تا هنگام غروب در پایین جبل‌الرحمه و جایی که بعدها مسجدی کوچک با نام «[[مسجد الصخرات]]» ساخته شد، وقوف کرده و به دعا و تضرع پرداختند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[شیخ صدوق]] در [[المقنع]] گفته است: آن‌گاه که به عرفات آمدی، در نَمِرَه نزدیک مسجد، خیمه زن، که رسول خدا(ص) نیز همین جا خیمه زد. پیامبر(ص) تا نزدیکی [[اذان]] ظهر نزد [[مسجد عرفه|مسجد ابراهیم]] در نمره ماند، سپس حرکت کرده به نزدیکی جبل الرحمه آمد و آنجا وقوف کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;ينابيع الفقهيه، ج7، ص36.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==مکان وقوف امام==&lt;br /&gt;
در رساله کهن وصف مکه و مدینه، از نیمه دوم سده چهارم، به وجود یک میل در پای کوه اشاره شده که محل وقوف امام در روز عرفه بوده است. &amp;lt;ref&amp;gt;«رساله فی وصف مکة والمدینة و بیت المقدس»، ص348.&amp;lt;/ref&amp;gt; مقدسی نیز به وجود یک عَلم سنگی، که امام برای دعا کردن پشت آن می‌ایستاده و مردم نیز پیرامون آن بر کوه‌ها می‌ایستادند، اشاره کرده &amp;lt;ref&amp;gt;احسن التقاسیم فی معرفه الاقالیم، مقدسی، محمد بن احمد، 1906م، ص77.&amp;lt;/ref&amp;gt; که بر میل مورد اشاره در رساله کهن وصف مکه و مدینه قابل انطباق است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[ازرقی]] می‌نویسد: محل وقوف پیامبر(ص) در شامگاه روز عرفه، میان کوه‌های [[کوه نبعه|نبعه]] و [[کوه نابت|نابت]] و کنار زمین گسترده‌ای که پشت جایگاه وقوف امام و سالار حج می‌باشد، بوده است. بر اساس آنچه که [[رفعت پاشا]] در کتاب [[مرآه الحرمین]] درباره جبل‌الرحمه آورده است؛ در دامنه کوه رحمت، محوطه مسطّحی وجود داشته که در حال حاضر از بین رفته است. وی این مکان را مسجد ابراهیم نامیده است. اما به نظر می‌رسد مکانی را که وی توصیف کرده، موقف امام‌الحج در روز عرفه بوده، چون در سایر منابع تاریخی، این محل به نام مسجد ابراهیم نامیده نشده است.&amp;lt;ref&amp;gt;مرآه الحرمین، رفعت پاشا، ابراهیم، 1344ق، ج1، ص44.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
==منابع ==&lt;br /&gt;
{{منابع}}&lt;br /&gt;
{{برگرفتگی&lt;br /&gt;
|پیش از لینک =&lt;br /&gt;
|منبع = فصلنامه علمی ترویجی میقات حج، ش 104.&lt;br /&gt;
|پس از لینک = بخش «عرفات و بناهای آن در گذر تاریخ»، ص124،&lt;br /&gt;
| لینک = http://miqat.hajj.ir/article_80531.html&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;سلسلة ینابیع الفقهیة&#039;&#039;&#039;، مروارید، علی‌اصغر.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;احسن التقاسیم فی معرفه الاقالیم&#039;&#039;&#039;، مقدسی، محمد بن احمد، 1906م، لیدن: بریل.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;مرآه الحرمین&#039;&#039;&#039;، رفعت پاشا، ابراهیم، 1344ق/ 1925م، القاهرة: مطبعه دار الکتب المصریة، چاپ اول.&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:مقاله‌های در دست ویرایش]]&lt;br /&gt;
[[رده:بناهای عرفات]]&lt;br /&gt;
[[رده:مکان‌های مرتبط به حج]]&lt;br /&gt;
[[رده:مکان‌های تاریخی تخریب شده در مکه]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Z mohammad</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikihaj.com/index.php?title=%D9%85%D8%B3%D8%AC%D8%AF_%D9%86%D9%8E%D9%85%D9%90%D8%B1%D8%A9&amp;diff=23281</id>
		<title>مسجد نَمِرة</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikihaj.com/index.php?title=%D9%85%D8%B3%D8%AC%D8%AF_%D9%86%D9%8E%D9%85%D9%90%D8%B1%D8%A9&amp;diff=23281"/>
		<updated>2019-09-08T06:47:48Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Z mohammad: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات مسجد&lt;br /&gt;
| عرض جعبه            = &lt;br /&gt;
| نام                 = مسجدِ عرفه&lt;br /&gt;
| نام دیگر            = مسجد حضرت ابراهیم، مسجد نَمِره و مسجد عُرَنَه&lt;br /&gt;
| تصویر               = مسجد نمره1.jpg&lt;br /&gt;
| اندازه تصویر        =300px &lt;br /&gt;
| توضیح تصویر         = &lt;br /&gt;
| عنوان تصویر         = &lt;br /&gt;
| مکان                =سمت غرب [[عرفات]]&lt;br /&gt;
| مختصات              = &lt;br /&gt;
| مذهب                = &lt;br /&gt;
| پایه‌گذاری‌شده در     = قرن اول یا قرن دوم هجری&lt;br /&gt;
| پایه‌گذار            =عباسیان &lt;br /&gt;
| دارنده              = &lt;br /&gt;
| گرداننده            = &lt;br /&gt;
| روحانی              = &lt;br /&gt;
| معمار               = &lt;br /&gt;
| سبک معماری          = &lt;br /&gt;
| گنجایش              =350،000 نمازگزار  &lt;br /&gt;
| طول                 =از شرق به غرب 340 متر  &lt;br /&gt;
| عرض                 =از شمال به جنوب 240 متر &lt;br /&gt;
| مساحت               = 110،000 متر مربع&lt;br /&gt;
| بلندی               = &lt;br /&gt;
| تعداد گنبد          =3 گنبد&lt;br /&gt;
| بلندی گنبد از بیرون = &lt;br /&gt;
| بلندی گنبد از درون  = &lt;br /&gt;
| تعداد مناره         = 6 مناره&lt;br /&gt;
| بلندی مناره         =60 متر &lt;br /&gt;
| مصالح               = &lt;br /&gt;
| پیمان‌کار            = &lt;br /&gt;
| هزینه ساخت          = &lt;br /&gt;
| نوسازی              = سال 559 قمری به دست [[جمال‌الدین اصفهانی]]، سال 874 قمری دوره [[سلطان قایتبای مملوکی]]، [[دوره عثمانی]] و [[آل سعود]]&lt;br /&gt;
| وب‌گاه               = &lt;br /&gt;
| ویژگی‌های دیگر       = &lt;br /&gt;
| پانویس              = &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;مسجد عرفه&#039;&#039;&#039;، شاخص‌ترین بنای دینی موجود در [[عرفات]] به شمار می‌آید و از دیرباز تاکنون محل خطبه خطیب و اقامه نماز ظهر و عصر در [[روز عرفه]] بوده است. &amp;lt;ref&amp;gt;رحله ابن جبیر، ابن جبیر، محمد بن احمد، ص152.&amp;lt;/ref&amp;gt; این مسجد در سمت غرب سرزمین عرفات واقع شده و در تاريخ با نام‌های مسجد عرفه، مسجد جامع ابراهيم و يا مسجد ابراهيم از آن ياد شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بنابر نقل برخی منابع، پیشینه ساخت مسجد به صدر اسلام و قرن اول هجری قمری می‌رسد، اما برخی تاریخ‌نگاران زمان ساخت مسجد را قرن دوم هجری و در دوره عباسیان می‌دانند. فقها درباره اینکه مسجد عرفه یا بخشی از آن، جزو موقف است و در محدوده شرعی عرفات قرار دارد یا نه، با یکدیگر اختلاف نظر دارند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این مسجد امروزه به نام &amp;quot;مسجد نمره&amp;quot; شناخته می‌شود و در دوره سعودی توسعه ساختمانی وسیعی یافت به نحوی که مساحت آن به حدود 110،000 متر مربع می‌‌‌‌رسد. مسجد عرفه در حال حاضر دارای رواق‌های متعدد و نیز 6 مناره است که در شرق و غربِ آن بر سرپا است.&lt;br /&gt;
==اسامی مسجد==&lt;br /&gt;
مورخان کهن، همچون [[محمد بن عبدالله ازرقی|ازرقی]]، از این مسجد به نام مسجد عرفه یاد کرده‌اند. &amp;lt;ref&amp;gt;اخبار مکه وما جاء فیها من الآثار، ازرقی، محمد بن عبدالله، 1403ق، ج2، ص187؛ کتاب المناسک واماکن طرق الحجّ ومعالم الجزیره، حربی، ابواسحاق، 1401ق، ص509.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[محمد بن احمد مقدسی|مقدسی]] از این مسجد، به نام «مصلّی» یاد کرده است. &amp;lt;ref&amp;gt;احسن التقاسیم فی معرفه الاقالیم، مقدسی، محمد بن احمد، 1906م، ص77.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در رساله کهن وصف مکه و مدینه، از این مسجد به نام «شریعه ابراهیم»(ع) &amp;lt;ref&amp;gt;«رساله فی وصف مکة والمدینة و بیت المقدس»، صص349-348.&amp;lt;/ref&amp;gt; و در شمار دیگری از متون کهن، از آن به نام مسجد ابراهیم(ع) یاد شده است. &amp;lt;ref&amp;gt;الاعلاق النفیسه، ابن رسته، احمد بن عمر، 1891م، ص57 ؛ لطائف الاذکار للحُضّار والسُفّار، ابن مازه، محمدبن عمر، 1392ش، تصحیح: رسول جعفریان، ص198؛ رحله ابن جبیر، ابن جبیر، محمد بن احمد، ص152؛ العبدری، ص387.&amp;lt;/ref&amp;gt; در [[سفرنامه ناصرخسرو]] نیز از آن به عنوان مسجدی که ابراهیم(ع) ساخته، یاد شده است. &amp;lt;ref&amp;gt;سفرنامه، ناصرخسرو، 1389ش، ص139.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با این حال، ازرقی به وجود مسجد دیگری به نام ابراهیم(ع)، جز مسجد عرفه که امام در آن نماز می‌خواند، در سمت راست موقف اشاره کرده است. &amp;lt;ref&amp;gt;اخبار مکه وما جاء فیها من الآثار، ازرقی، محمدبن عبدالله، 1403ق، ج2، ص202؛ کتاب المناسک واماکن طرق الحجّ ومعالم الجزیره، حربی، ابواسحاق، 1401ق، تحقیق: حمد الجاسر، ص510.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==پیشینه بنا==&lt;br /&gt;
در باره تاریخ ساخت مسجد دو احتمل وجود دارد؛ بر اساس یک دیدگاه مسجد عرفه در قرن دوم هجری و در دوره [[منصور عباسی]] بنا شده و پس از آن همواره مورد توجه مورّخان و سفرنامه‌نویسان بوده است. اما بنا بر دیدگاه دیگر، محتمل است که مسجد از صدر اسلام برپا بوده و به روزگار منصور بازسازی شده باشد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بر اساس این دیدگاه، مسجد عرفه در محلی که در صدر اسلام «[[منبر عرفه]]» نصب بوده، ساخته شده است. [[محمد بن اسحاق فاکهی|فاکهی]] به سند خود نقل کرده است که [[پیامبر(ص)]] در عرفه به منبر رفت و آنجا بین دو نماز ظهر و عصر جمع کرد. &amp;lt;ref&amp;gt;اخبار مکه فی قدیم الدهر وحدیثه، فاکهی، محمد بن اسحاق، 1407ق، ج5 ، ص34.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به گفته [[عمرو بن دینار]] (درگذشته 126ق.)، تا زمان [[عبدالله بن زبیر| ابن زبیر]]، این منبر ساخته شده از سنگ‌های کوچکی بود که سیل آن را ویران کرد و ابن زبیر، منبر جدیدی از عود در آنجا نصب کرد. &amp;lt;ref&amp;gt;اخبار مکه فی قدیم الدهر وحدیثه، فاکهی، محمد بن اسحاق، 1407ق، ج5، ص34 ؛ اخبار مکه وما جاء فیها من الآثار، ازرقی، محمدبن عبدالله، 1403ق، ج2، ص195.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
البته برخی منابع از [[ابن عبدالبر]] (م.463ق.) نقل کرده‌اند که این مسجد پس از ده سال از به قدرت رسیدن [[بنی‌هاشم]] ([[بنی‌عباس]]) ساخته شد. بنابراین با در نظر گرفتن اینکه تاریخ آغاز خلافت [[عباسیان]] 132ق. بوده، تاریخ ساخت مسجد را باید حدود سال 142ق. بدانیم.&lt;br /&gt;
==مناقشه در موقف بودن==&lt;br /&gt;
در برخی از اخبار دینی، منبر عرفه در مرز محل وقوف عرفه دانسته و از وقوف در آن نهی شده است. &amp;lt;ref&amp;gt;اخبار مکه فی قدیم الدهر وحدیثه، فاکهی، محمد بن اسحاق، 1407ق، ج5، صص35-34.&amp;lt;/ref&amp;gt; به تبع این اخبار، فقهای اهل سنت نیز درباره اینکه مسجد عرفه جزو موقف بوده، با یکدیگر مناقشه و اختلاف نظر داشته‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[شافعی]] این مسجد را خارج از زمین عرفه دانسته، اما [[محبّ‌الدین طبری]] آن را جزو زمین عرفه شمرده است. &amp;lt;ref&amp;gt;شفاء الغرام بأخبار البلد الحرام، فاسی، محمد بن احمد، 1999م، ج1، ص565.&amp;lt;/ref&amp;gt; شماری از فقهای مشهور شافعی، همچون [[جوینی]] و فرزندش [[امام الحرمین جوینی|امام الحرمین]] و [[رافعی]]، ابتدای این مسجد (از سمت قبله آن) را جزو [[وادی عرنه]]، و انتهای آن را جزو عرفات دانسته‌اند که بنا بر این نظر، وقوف در ابتدای مسجد صحیح نیست؛ اما وقوف در انتهای آن صحیح است. برخی از فقهایی که  این مسجد را خارج از زمین عرفه می‌دانسته‌اند، از آن به نام مسجد عُرَنه یاد کرده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;شفاء الغرام بأخبار البلد الحرام، فاسی، محمد بن احمد، 1999م، ج1، صص568-565.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==ویژگی‌های بنا==&lt;br /&gt;
ازرقی طول مسجد عرفه را (از [[قبله]] تا پشت مسجد) 163 و عرض آن را (حد فاصل دو سمت راست و چپ مسجد) 213 ذراع دانسته است. به گفته وی، مسجد دارای 9 در بوده که در سمت قبله آن، یک درِ طاق‌دار، و در هر یک از دو ضلع راست و چپ آن، چهار در، و در پشت مسجد نیز سکوی مربعی به ارتفاع 8 ذرع و مساحت 7 در 6 ذرع وجود داشته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در ضلع قبله مسجد نیز محرابی برروی سکویی به ارتفاع 2 ذراع قرار داشته که امام و برخی دیگر روی آن، و سایر نمازگزاران، در پایین آن نماز می‌خواندند. &amp;lt;ref&amp;gt;اخبار مکه وما جاء فیها من الآثار، ازرقی، محمدبن عبدالله، 1403ق، ج2، صص188-187؛ کتاب المناسک واماکن طرق الحجّ ومعالم الجزیره، حربی، ابواسحاق، 1401ق، صص510-509.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در رساله وصف مکه و مدینه، بنای محصوری به طول 170 و عرض 150 ذرع توصیف شده که بیشتر آن فرو ریخته یا ویران شده و تنها دیوار قبله باقی مانده است و در سمت راست کسی که به سمت [[محراب]] ایستاده، سه طاق به عنوان ورودی‌های بنا وجود دارد که محراب نیز همانجا واقع است. &amp;lt;ref&amp;gt;«رساله فی وصف مکة والمدینة و بیت المقدس»، ص 349.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به گفته [[ناصرخسرو]]، &amp;lt;ref&amp;gt;سفرنامه، ناصرخسرو، 1389ش، ص138.&amp;lt;/ref&amp;gt; در زمان وی از این مسجد تنها منبری خراب از خشت، و به گفته [[ابن جبیر]]، &amp;lt;ref&amp;gt;رحله ابن جبیر، ابن جبیر، محمد بن احمد، ص152.&amp;lt;/ref&amp;gt; در زمان وی تنها دیوار ضلع قبله آن باقی مانده بود.&lt;br /&gt;
==بازسازی مسجد==&lt;br /&gt;
مساحت مسجد در عهد [[مهدی عباسی]]، حدود 8،000 متر مربع بوده و این نشانه اهمیتی است که این مسجد در قرن دوم هجری برای مسلمانان داشته است. این مسجد در سال 559 قمری به دست [[جمال‌الدین اصفهانی وزیر]] بازسازی شد و مساحت آن تا حدود 14،400 متر افزایش یافت. گویا این مسجد در آن زمان، بدون سقف و رواق بوده است؛ سپس در روزگار عثمانی‌ها رواق‌هایی برای آن ساخته شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همچنین [[تقی‌الدین فاسی]] (م.832ق.)، مورخ مکّه، اشاره کرده که در زمان وی (اوایل سده نهم)، مسجد فاقد رواق و کاملاً به صورت رو باز و بدون سقف بوده است، &amp;lt;ref&amp;gt;شفاء الغرام بأخبار البلد الحرام، فاسی، محمد بن احمد، 1999م، ج1، ص567.&amp;lt;/ref&amp;gt; اما در سال 874ق، در دوره [[سلطان قایتبای مملوکی]]، این مسجد به شکل گسترده‌ای بازسازی شد که [[ابن فهد مکی]] (م. 885ق.)، شرح مفصل اقدامات انجام شده و توصیف معماری مسجد را پس از این بازسازی به دست داده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به گفته ابن فهد، در این بازسازی دو رواق بزرگ در سمت قبله برای ایجاد سایه برای حاجیان ایجاد شد که این رواق‌ها دارای 50 ستون مربع، با 83 طاق بر فراز آنها و تیرهای چوبی در بالای طاق‌ها بود. در وسط مسجد نیز سکویی با چهار ستون مرّبع وجود داشت. &amp;lt;ref&amp;gt;اِتحاف الوری بأخبار اُمّ القری، ابن فهد، عمربن محمد، ج4، صص514-513.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==وضعیت فعلی==&lt;br /&gt;
[[پرونده:مسجد عرفه یا نمره.jpg|بندانگشتی|مسجد عرفه یا نمره]]&lt;br /&gt;
مسجد عرفه امروزه به مسجد نمره شناخته می‌شود و دست‌کم از سده دهم هجری به این نام شهرت یافته است. &amp;lt;ref&amp;gt;فتوح الحرمین، محیی لاری، 1373، ص64 ؛ الرحله السامیه الی الاسکندریه ومصر والحجاز والبلاد الشامیه، َکتّانی، محمد بن جعفر، 1426ق، ص184.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رفعت پاشا]] در اواخر دوره عثمانی، آن را مسجد بزرگی به طول 90 و عرض 80 متر، با رواق‌هایی در گرداگرد آن توصیف کرده که دارای محرابی به ارتفاع 3 و عرض 5/1 و عمق 1 متر و منبری با 10 پله و به ارتفاع 5/10 متر بوده است. &amp;lt;ref&amp;gt;مرآه الحرمین، رفعت پاشا، ابراهیم، 1344ق، ج1، ص336.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مسجد نمره در دوره سعودی توسعه ساختمانی وسیعی یافت. طول ساختمان جدید آن (از شرق به غرب) 340 متر، و عرض آن (از شمال به جنوب) 240 متر و مساحت آن بیش از 110،000 متر مربع است و حدود 350،000 نمازگزار گنجایش دارد. زمینی به مساحت 8،000 متر مربع نیز در پشت مسجد، برای آن سایبان احداث شده است. در گرداگرد مسجد 10 ورودی اصلی وجود دارد که هر یک دارای چندین در، و در مجموع تعداد درهای مسجد 54 در است. همچنین بر فراز سقف مسجد، به موازات ضلع قبله (غربی) مسجد، سه گنبد، و در نقاطی از اضلاع چهارگانه مسجد نیز شش مناره به ارتفاع 60 متر ایجاد شده است که در هریک از دو ضلع غربی و شرقی، دو مناره، و در هر یک از دو ضلع شمالی و جنوبی آن، یک مناره وجود دارد.&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
==منابع ==&lt;br /&gt;
{{منابع}}&lt;br /&gt;
{{برگرفتگی&lt;br /&gt;
|پیش از لینک =&lt;br /&gt;
|منبع = فصلنامه علمی ترویجی میقات حج، ش 104.&lt;br /&gt;
|پس از لینک = بخش «عرفات و بناهای آن در گذر تاریخ»، ص117،&lt;br /&gt;
| لینک = http://miqat.hajj.ir/article_80531.html&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
{{برگرفتگی&lt;br /&gt;
|پیش از لینک = کتاب&lt;br /&gt;
|منبع = آثار اسلامی مکه و مدينه، رسول جعفریان.&lt;br /&gt;
|پس از لینک = بخش «مسجد نَمِره»، ج1، ص160-161،&lt;br /&gt;
| لینک = http://lib.hajj.ir/View/fa/Book/BookView/Image/1077&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;احسن التقاسیم فی معرفه الاقالیم&#039;&#039;&#039;، مقدسی، محمد بن احمد، 1906م، لیدن: بریل.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;الاعلاق النفیسه&#039;&#039;&#039;، ابن رسته، احمد بن عمر، 1891م، لیدن، بریل.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;اخبار مکه فی قدیم الدهر وحدیثه&#039;&#039;&#039;، فاکهی، محمد بن اسحاق، 1407ق/ 1987م، تحقیق عبدالملک بن عبدالله بن دهیش، مکه المکرمة: مکتبه ومطبعه النهضه الحدیثة، چاپ اول.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;اخبار مکه وما جاء فیها من الآثار&#039;&#039;&#039;، ازرقی، محمدبن عبدالله، 1403ق/1983م، تحقیق: رُشدی الصالح ملحس، مکه المکرمة، مطابع دار الثقافة، چاپ چهارم.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;سفرنامه&#039;&#039;&#039;، ناصرخسرو، 1389ش، تصحیح: محمد دبیر سیاقی، تهران، زوّار، چاپ دهم.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;رحله ابن جبیر&#039;&#039;&#039;، ابن جبیر، محمد بن احمد، بیروت: دار صادر.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;شفاء الغرام باخبار البلد الحرام&#039;&#039;&#039;، فاسی، محمد بن احمد، 1999م، تحقیق: ایمن فؤاد سید و مصطفی محمد الذهبی، مکة: مکتبه النهضه الحدیثة، چاپ دوم.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;اِتحاف الوری باخبار اُمّ القری&#039;&#039;&#039;، ابن فهد، عمربن محمد، تحقیق: فهیم محمد شلتوت، القاهرة، مکتبه الخانجی.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039; فتوح الحرمین&#039;&#039;&#039;، محیی لاری، 1373، تصحیح: رسول جعفریان، قم، انصاریان، چاپ اول.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;مرآه الحرمین&#039;&#039;&#039;، رفعت پاشا، ابراهیم، 1344ق/ 1925م، القاهرة: مطبعه دار الکتب المصریة، چاپ اول.&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;br /&gt;
{{مساجد}}&lt;br /&gt;
{{اماکن مکه}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:بناهای عرفات]]&lt;br /&gt;
[[رده:مسجدهای مکه]]&lt;br /&gt;
[[رده:مکان‌های مرتبط به حج]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Z mohammad</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikihaj.com/index.php?title=%D8%B9%D8%B1%D9%81%D8%A7%D8%AA&amp;diff=23280</id>
		<title>عرفات</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikihaj.com/index.php?title=%D8%B9%D8%B1%D9%81%D8%A7%D8%AA&amp;diff=23280"/>
		<updated>2019-09-08T06:47:07Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Z mohammad: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات بنای مذهبی&lt;br /&gt;
| عنوان            =صحرای عرفات&lt;br /&gt;
| تصویر            =عرفات.jpg&lt;br /&gt;
| اندازه تصویر     =300px&lt;br /&gt;
| بنيانگذار        =&lt;br /&gt;
| تأسیس            =&lt;br /&gt;
| کاربری           =وقوف حجاج در [[روز نهم ذی‌حجه]] در صحرای عرفات&lt;br /&gt;
| مکان             =حدود 20 کیلومتری شرق [[مکه مکرمه]]، میان راه [[طائف]] و مکه&lt;br /&gt;
| نام‌های دیگر      =&lt;br /&gt;
| وقایع مرتبط      =حضور [[حضرت آدم(ع)]] یا [[حضرت ابراهیم(ع)]] در این سرزمین&lt;br /&gt;
| ظرفیت            =&lt;br /&gt;
| وضعیت            =فعال&lt;br /&gt;
| مساحت            =8 کیلومتر مربع&lt;br /&gt;
| امکانات          =&lt;br /&gt;
| شماره ثبت        =&lt;br /&gt;
| معمار            =&lt;br /&gt;
| سبک              =&lt;br /&gt;
| بازسازی          =&lt;br /&gt;
| وبگاه            = &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;عرفات&#039;&#039;&#039; یا سرزمین عرفه، از مشاعر مقدّس نزدیک [[مکه مکرمه]] و بخشی از جغرافیای مقدّس [[مناسک حج]] است که وقوف در آن، از ارکان [[حج تمتع]] به شمار می‌آید و این سرزمین، همه ساله در [[روز نهم ذی‌حجه]]، شاهد حضور چشمگیر حج‌گزاران مسلمان است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این منطقه، در شرق مکه، اندکی متمایل به جنوب، در میان راه [[طائف]] و مکه، به وسیله کوه‌هایی که به شکل نیم‌دایره در اطرافش قرار دارد، مشخص شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اهمیت و جایگاه دینی و معنوی عرفات و وقوف در آن، عاملی بوده تا به تدریج، در این سرزمین مساجد و بناهای متعددی ساخته شود. در این سرزمین، به­ تدریج بناهایی با کاربری دینی (همچون مسجد و زیارتگاه) و نیز بناهایی با کاربری خدماتی (همچون سازه‌های آبی) شکل گرفته است. به‌جز [[مسجد عرفه]] (مسجد نمره کنونی)،  که شاخص‌ترین بنای عرفات در طول تاریخ بوده، سایر بناهای دینی، با محوریت [[جبل‌الرحمه]] (کوه رحمت) شکل گرفته و شامل زیارتگاه یا مسجدی در بالای کوه، موقف امام در دامنه کوه، [[مسجد صخرات]] در پایین کوه و مطبخ آدم، نزدیک کوه بوده است. سازه‌های آبی نیز چند حوض آب یا آب‌انبار، سقاخانه و قنات آب را شامل می‌شده است.&lt;br /&gt;
==مقدمه==&lt;br /&gt;
عرفه یا عرفات، نام منطقه‌ای است که امروزه در فاصله حدود بیست کیلومتری شرق [[مکه مکرمه]] قرار دارد. این سرزمین، بخشی از مشاعر مقدس نزدیک مکه مکرمه و جغرافیای مقدس [[حجاز]] و [[حرمین شریفین]] به شمار می‌آید که همه ساله در [[موسم حج]]، برخی از مهم‌ترین [[مناسک حج]] در آن انجام می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عرفه دورترین [[موقف]] از مواقف و [[مشاعر حج]] و در عین حال وسیع‌ترین آنها به شمار می‌آید و تنها موقفی است که خارج از محدوده حرم قرار دارد. &amp;lt;ref&amp;gt;«نگرشی بر عرفات»،  پورامینی، محمدامین، 1374ش، میقات حج، شماره 12، ص164.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==لغت‌شناسی==&lt;br /&gt;
نام عرفات از ریشه «عَرَفَ»، و مصدر آن عرفان و معرفت، به مفهوم شناخت آثار و نشانه‎های اشیای همراه با تفکر و تدبر است. &amp;lt;ref&amp;gt;تاج العروس، زبیدی، محمدمرتضی، 1408ق، ج24، ص133.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
لغت‌شناسان عرب، عرفه و عرفات را اسم معرفه‌ای دانسته‌اند که الف و لام در آغاز آن نمی‌پذیرد &amp;lt;ref&amp;gt;تاج اللغه وصحاح العربیة، جوهری، اسماعیل بن حَمّاد، 1399ق، ج4، ص1401؛ لسان العرب، ابن منظور، محمد بن مکرّم، ج32، ص2901.&amp;lt;/ref&amp;gt; و با این استعمال، گویی هر جزئی از این سرزمین را عرفه دانسته‌اند.&lt;br /&gt;
==علت نام‌گذاری==&lt;br /&gt;
در وجه تسمیه عرفات، اقوال مختلفی نقل شده است؛ از جمله آنکه «مردم در آن جایگاه، به گناهان خود اقرار می‌کنند» یا اینکه «به علت صبر و رنجی که مردم برای رسیدن به آن متحمل می‌شوند»، به این نام نامیده‌اند؛ چراکه یکی از معانی «عرف»، صبر است؛ &amp;lt;ref&amp;gt;معجم البلدان، یاقوت الحموی، یاقوت بن عبدالله، 1397ق، ج4، ص104.&amp;lt;/ref&amp;gt; به قولی دیگر، وجه تسمیه عرفه آن است که مردم در آنجا با یکدیگر آشنا می‌شوند. &amp;lt;ref&amp;gt;لسان العرب، ابن منظور، محمد بن مکرّم، ج4، ص2901.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما در اخبار و روایات دینی، وجه تسمیه عرفات به حضور [[حضرت آدم(ع)]] یا [[حضرت ابراهیم(ع)]] در این سرزمین ارتباط یافته است؛ از جمله آنکه به یک قول، عرفه بدین نام نامیده شد؛ زیرا آدم و [[حوا]] پس از خروج از [[بهشت]] و فرود آمدن بر زمین، در این سرزمین یکدیگر را شناختند. &amp;lt;ref&amp;gt;معجم البلدان، یاقوت الحموی، یاقوت بن عبدالله،  1397ق، ج4، ص104.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در روایتی دیگر، وجه تسمیه عرفات از زبان [[امام صادق(ع)]] چنین بیان شده است که [[جبرئیل]] در [[روز عرفه]] حضرت ابراهیم(ع) را همراهی کرد. سپس در هنگام ظهر به وی گفت: «ای ابراهیم! به گناهت اعتراف کن و مناسک خود را بشناس.» پس به خاطر اینکه جبرئیل گفت: «اعتراف کن» و ابراهیم نیز چنین کرد، آنجا عرفات نامیده شد. &amp;lt;ref&amp;gt;علل الشرائع، ابن بابویه، محمد بن علی، 1385ق، ص436.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در خبری­ که [[محمد بن اسحاق فاکهی|فاکهی]] در [[کتاب اخبار مکه|اخبار مکه]] نقل کرده، در وجه تسمیه عرفات آمده است: جبرئیل مناسک را به ابراهیم می‌آموخت و هر بار از او می‌پرسید: «هل عرفتَ؟»، و ابراهیم نیز پاسخ می‌داد: «عرفتُ»، ازاین‌رو، این زمین «عرفات» نامیده شد. &amp;lt;ref&amp;gt;اخبار مکه فی قدیم الدهر وحدیثه، فاکهی، محمد بن اسحاق، 1407ق، ج5، ص9.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نزدیک به مضمون این خبر، اخبار دیگری نیز نقل شده است. &amp;lt;ref&amp;gt;اخبار مکه فی قدیم الدهر وحدیثه، فاکهی، محمد بن اسحاق، ج5، ص9 ؛ معجم البلدان، یاقوت الحموی، یاقوت بن عبدالله، ج4، ص104.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==جغرافیای طبیعی==&lt;br /&gt;
عرفات دشتی هموار به مساحت حدود هشت کیلومتر مربع است که برخی از مورخان، طول و عرض آن را دو میل در دو میل گفته‌اند. سه طرف این دشت را از سمت شمال شرقی، شرق و جنوب، کوه‌هایی فرا گرفته است. این کوه‌ها، هلال یا کمانی را به وجود آورده‌اند که وتر آن را «[[وادی عرنه|وادی عُرَنَه]]» در سمت غرب و شمال غربیِ عرفات تشکیل می‌دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کوه شمال شرقی عرفات «[[جبل سعد|جبل سَعد]]» نام دارد و بلندترین کوه در اطراف عرفات است. کوه شرقی «[[کوه ملحه|مِلحَه]]» نام دارد و در گذشته، راه [[طائف]] از جنوب آن می‌گذشته است. حد فاصل میان دو کوه سعد و ملحه در شرق عرفات، دره کوچکی است که «[[وادی النبیعه|وادی النَّبَیعه]]» نام دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سمت جنوب عرفات نیز کوه‌های کم‌ارتفاع سیاه‌رنگی وجود دارد که بارزترین آنها کوه «[[کوه ام‌الرضوم|اُم‌الرضوم]]» نام دارد. &amp;lt;ref&amp;gt;معجم معالم الحجاز، بلادی، عاتق بن غیث، 1401ق، ج6، ص75.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سرزمین عرفات از جنوب به «[[وادی نعمان]]» و از غرب به «وادی عُرَنه» متصل است که این دو وادی (دره رودخانه) در جنوب غربی عرفات به یکدیگر می‌پیوندند. گاه از مسیل وادی عرنه، با تعبر «بطن عُرَنه» یاد شده که حد فاصل عرفه و [[کعبه|حرم مکه]] به شمار می‌آمده و در گذشته، دو عَلَم در سمت شرقی و دو عَلَم دیگر در سمت غربی آن، حدود عرفه و حرم را نشان می‌داده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در غرب دشت عرفه، دره باریک یا تنگه‌ای میان دو کوه وجود دارد که آن را «[[تنگه مازمین|مَأزَمَین]]» یا «مَأزَمان» (تثنیه مَأزم) نامیده‌اند و مسیر رفتن حاجیان از عرفات به [[مزدلفه]] یا [[مشعرالحرام]]، از میان این تنگه می‌گذرد. &amp;lt;ref&amp;gt;«نگرشی بر عرفات»،  پورامینی، محمدامین، 1374ش، میقات حج، شماره 12، ص167.&amp;lt;/ref&amp;gt; در برخی متون کهن، گاه مأزمین به عرفه مضاف و الحاق شده است. &amp;lt;ref&amp;gt;اخبار مکه وما جاء فیها من الآثار، ازرقی، محمدبن عبدالله، 1403ق، ج2، صص190-189 ؛ الکافی، کلینی، محمد بن یعقوب، 1401ق، تحقیق: علی‌اکبر الغفاری، ج4، ص468.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سمت غربی وادی عرنه، کوهی نه چندان مرتفع، به نام «[[کوه نمره|نَمِره]]» وجود دارد که بخشی از منطقه پیرامون آن، به نام این کوه نامیده شده است. این کوه در جنوب تنگه مأزمان، در سمت راست کسی قرار دارد که از مکه به سمت عرفه می‌رود و در سمت چپ کسی از عرفه باز می‌گردد. &amp;lt;ref&amp;gt;اودیه مکه المکرمة، بلادی، عاتق بن غیث، 1401ق، ص115.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سده‌های اولیه، بالای کوه نمره، انصاب و علم‌های حرم قرار داشت. مورخان مکّه به وجود غار کوچکی به ابعاد 4 در 5 ذراع، در پایین کوه اشاره کرده‌اند که محل اقامت [[پیامبر(ص)]] در روز عرفه، پیش از رفتن به موقف بوده است. این غار بعدها در حجره‌ای در دارالاماره قرار گرفته و محل اقامت امام در روز عرفه بوده است. &amp;lt;ref&amp;gt;اخبار مکه وما جاء فیها من الآثار، ازرقی، محمدبن عبدالله، 1403ق، ج2، ص189.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همچنین در شمال دشت عرفات، کوه منفرد کوچکی است که در متون کهن، از آن به نام «جبل اَِلال» (به فتح یا کسر همزه) یاد شده و نزد مسلمانان به «[[جبل‌الرحمه]]» شهرت یافته است.&lt;br /&gt;
==جغرافیای انسانی==&lt;br /&gt;
در اخبار دینی، سابقه سکونت در عرفات، به پیش از مهاجرت حضرت ابراهیم(ع) به مکه بیان شده است. بر اساس روایتی از امام صادق(ع)، [[بنی‌جرهم|بنی‌جُرهم]] در آغاز در عرفات و [[ذوالمجاز]] (منطقه‌ای در شمال عرفات) ساکن بودند. اما با پیدایش [[زمزم]] و جاری شدن آب در مکه، که باعث جذب پرندگان و حیوانات به آنجا شد، جُرهمیان حرکت پرندگان را دنبال کردند و از آن پس در مکه ساکن شدند. &amp;lt;ref&amp;gt;تفسیر القمی، قمی، علی بن ابراهیم، 1404ق، ج1، صص61-63.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[محمد بن احمد مقدسی|مقدسی]]، عرفه را روستایی با کشتزارها، سبزه‌زارها و مزارع خربزه و خانه‌های نیکویی که مردم مکه در روز عرفه در آنها اقامت می‌کردند، توصیف کرده است. &amp;lt;ref&amp;gt;احسن التقاسیم فی معرفه الاقالیم، مقدسی، محمد بن احمد، ص77.&amp;lt;/ref&amp;gt;[[یاقوت حموی|یاقوت]] اشاره کرده است که روستای عرفه، که نام آن «موصل النخل» بوده، به فاصله دو مایل پس از زمین عرفه ـ محل وقوف حُجّاج ـ قرار داشته است. &amp;lt;ref&amp;gt;معجم البلدان، یاقوت الحموی، یاقوت بن عبدالله، 1397ق، ج4، ص104.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از این اخبار برمی‌آید که در سده‌های اولیه، در عرفه یا حوالی آن، روستایی وجود داشته و اشخاصی در آن می­زیسته‌­اند و گاه با انتساب به آن، با نسبت «عَرَفی» از آنها یاد شده است؛ چنان‌که از میان راویان حدیث، شخصی را به نام «[[ابوعبدالله زنفل بن شداد عرفی|ابوعبدالله زَنفَل بن شدّاد عَرَفی]]» می‌شناسیم که با توجه به اینکه مدتی در عرفه ساکن بوده، به آنجا منسوب شده است. &amp;lt;ref&amp;gt;الانساب، سمعانی، عبدالکریم بن محمد، 1400ق، ج8 ، ص431.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;ابراهیم رفعت پاشا.&amp;lt;/ref&amp;gt; ، به برپایی بازاری به نام «[[سوق عرفه]]»، نزدیک جبل‌الرحمه در زمان خود اشاره کرده است که در آن، همه نوع غذا و خوراک فروش می‌رفته است. &amp;lt;ref&amp;gt;مرآه الحرمین، رفعت پاشا، ابراهیم، 1344ق، ج1، ص337.&amp;lt;/ref&amp;gt; پیش از وی،[[عبدالله بن محمد عیاشی|عیّاشی]] نیز  به وجود بازار بزرگی در عرفه اشاره کرده است که همه چیز؛ از جمله مواد خوراکی فراوان، در آن عرضه می‌شده است. &amp;lt;ref&amp;gt;الرحله العیّاشیة، عیاشی، عبدالله بن محمد، 2006م، ج1، ص389.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امروزه از خانه‌ها و مزارع در عرفات، اثری باقی نمانده است. اما در دوره اخیر، دولت [[عربستان]] درختان زیادی در عرفات کاشته که با رشد آنها، بر زیبایی این سرزمین افزوده شده است. در طول سال نیز اهالی مکه به عنوان تفریح به عرفه می‌آیند و از سایه درختان و منظره زیبای آن بهره می‌گیرند. &amp;lt;ref&amp;gt;«سرزمین عرفات»، قاضی عسکر، سیدعلی، 1374ق، ص147.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==وقوف در عرفه==&lt;br /&gt;
وقوف در عرفه، پس از [[احرام]]، واجب دوم از اعمال سیزده‌گانه حج تمتع است که از ظهر [[روز نهم ذی‌حجه]]، که روز عرفه نامیده شده، تا غروب آن، باید انجام شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در احادیث و روایات دینی، وقوف در عرفه از مهم‌ترین اعمالِ حج به شمار آمده است؛ چنان‌که از پیامبر خدا(ص) نقل شده است: «الحجّ عرفة؛ حج، عرفات است.» &amp;lt;ref&amp;gt;سنن ابن ماجه، ابن ماجه، محمد بن یزید، 1418ق، تحقیق: بشّار عوّاد معروف، بیروت، دار الجیل،ج4، ص477 ؛ سنن الترمذی، ترمذی، محمد بن عیسی، 1419ق، تحقیق: احمد محمد شاکر، القاهره: دار الحدیث  ج3، ص152 ؛ سنن الترمذی، ترمذی، محمد بن عیسی، 1419ق، تحقیق: احمد محمد شاکر، القاهره: دار الحدیث، ج5، ص561.&amp;lt;/ref&amp;gt;معنای این حدیث آن است که اگر حج‌گزار، وقوف در عرفه را انجام ندهد، در واقع حج را ادا نکرده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همچنین در حدیثی از امام صادق(ع) نیز، از وقوف در عرفه و [[رمی جمرات]]، به «حج اکبر» تعبیر شده است. &amp;lt;ref&amp;gt;الکافی، کلینی، محمد بن یعقوب، 1401ق، تحقیق: علی‌اکبر الغفاری، ج4، ص265.&amp;lt;/ref&amp;gt; وجود این روایات اهمیت وقوف در عرفه را، به عنوان یکی از ارکانِ حج، و وجود روایات متعدد دیگری که در عفو و مغفرت الهی برای حج‌گزاران در زمین عرفه وارد شده، &amp;lt;ref&amp;gt;من لا یحضره الفقیه، ابن بابویه، محمد بن علی، 1413ق، تحقیق: علی‌اکبر غفاری، ج2، ص211؛ قرب الاسناد، حمیری، عبدالله بن جعفر، 1413ق، قم: مؤسسه آل البیت: لإحیاء التراث، چاپ اول، ص376).&amp;lt;/ref&amp;gt; اهمیت آن را از منظر اسرار و آداب حج می‌رساند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بر این اساس، از منظر فقه مذاهب مختلف اسلامی نیز ترک عمدی وقوف در عرفات موجب باطل شدن حج می‌شود؛ چنان‌که برای نمونه، شیخ طوسی (درگذشته 460ق.) در این باره گوید: &amp;quot;وقوف در عرفات از ارکان حج است که هر کس آن را به عمد ترک کند، حج او باطل می‌شود و اگر فراموش کند، در صورتی‌که وقت باقی است، باید به عرفات برگردد و در آنجا توقّف کند&amp;quot;. &amp;lt;ref&amp;gt;المبسوط فی فقه الامامیه، طوسی، محمد بن الحسن، 1387ق، ج1، صص367-366.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==حدود و عَلَم‌های عرفه==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در اخباری که مورخان مکه از [[ابن عباس|ابن عبّاس]] نقل کرده‌اند، حد عرفه از کوه مشرف به «[[بطن عرنه|بطن عُرَنه]]» تا کوه‌های عرفه تعیین شده است. &amp;lt;ref&amp;gt;اخبار مکه وما جاء فیها من الآثار، ازرقی، محمدبن عبدالله، 1403ق، ج2، ص194؛ اخبار مکه فی قدیم الدهر وحدیثه، فاکهی، محمد بن اسحاق، 1407ق، ج5، ص7.&amp;lt;/ref&amp;gt; در روایتی از امام صادق(ع)، حد عرفه از مأزمین تا انتهای موقف بیان شده است. اما در روایت دیگری از آن حضرت، حد عرفه از بطن عرنه، [[ثویه|ثویّه]] و نمره تا ذوالمجاز دانسته شده و پشت جبل‌الرحمه، محل وقوف به شمار آمده است. &amp;lt;ref&amp;gt;الکافی، کلینی، محمد بن یعقوب، 1401ق، تحقیق: علی‌اکبر الغفاری، ج4، ص462.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در گذشته حدود حرم مکه از سمت عرفه با چندین عَلَم یا علامت‌هایی تعیین شده بود که یک سمت آن (از سمت مکه) جزو «حرم»، و سمت دیگر آن (از سمت عرفات) «حِلّ» (خارج از حرم) به شمار می‌آمد. در دوره‌های متأخر، در مرز عرفات و حرم، چهار علم وجود داشته که دو علم غربی، حدود حرم و دو علم شرقی، حدود عرفه و محدوده شرعی موقف (محل وقوف) را نشان می‌داد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«عُرَنه» یا «بطن عُرَنه» را منطبق بر حدّ فاصل میان دو علم شرقی و غربی دانسته‌اند. امادرباره اینکه جزو زمین عرفه یا جزو حرم به شمار می‌آمده، اختلاف نظر وجود داشته است؛ چنان‌که [[ابن حبیب مالکی]] (درگذشته 238ق.) آن را بخشی از حرم، و برخی نیز آن را جزو عرفه دانسته‌اند؛ اما در [[فقه شافعی]] خارج از عرفه به شمار آمده است. (الغازی، ج2، ص94-93).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همچنین در روایاتی که از پیامبرخدا(ص)، چه در منابع اهل سنت به واسطه [[صحابه]] &amp;lt;ref&amp;gt;المعجم الصغیر، طبرانی، سلیمان بن احمد، ج1، ص59.&amp;lt;/ref&amp;gt; و چه در منابع روایی شیعه به واسطه امام صادق(ع) روایت شده &amp;lt;ref&amp;gt;الکافی، کلینی، محمد بن یعقوب، 1401ق، تحقیق: علی‌اکبر الغفاری، ج4، ص463.&amp;lt;/ref&amp;gt; از وقوف در بطن عرنه نهی شده است. ازاین‌رو، شماری از فقهای شیعه آن را خارج از موقف (و در واقع خارج از محدوده عرفه) دانسته‌اند که وقوف در آنجا، مُجزی از وقوف در عرفه نیست. &amp;lt;ref&amp;gt;الخلاف، طوسی، محمد بن الحسن، 1415ق، ج2، ص336 ؛ المؤتلف من المختلف بین ائمه السلف، طبرسی، فضل بن حسن، 1410ق، ج1، ص386.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برخی نویسندگان کهن، همچون [[ابن جبیر]]، تنها از وجود دو علم در حدّ عرفات سخن گفته‌اند که در فاصله دو میل از جبل‌الرحمه قرار داشت &amp;lt;ref&amp;gt;رحله ابن جبیر، ابن جبیر، محمد بن احمد، ص151.&amp;lt;/ref&amp;gt; عَلَم‌های حدّ عرفات در شمال [[مسجد نمره]]، در فاصله نسبتاً کمی از آن قرار داشته‌اند و ابراهیم رفعت پاشا، ارتفاع آنها را 5 و عرض آنها را 3 متر تعیین کرده است. &amp;lt;ref&amp;gt;مرآه الحرمین، رفعت پاشا، ابراهیم، 1344ق، ج1، ص336.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[تقی‌الدین فاسی]] اشاره کرده است که در این محل، در اصل سه علم وجود داشته که در زمان وی، یکی از آنها فرو افتاده بود. کنار هریک از این علم‌ها، سنگ‌نوشته‌ای وجود داشت که بر اساس متن کتیبه آنها، این سه علم به دستور [[مظفرالدین کوکبوری]]، حاکم اربل، در سال 605ق. ساخته شده بود. در کتیبه دو عَلَم دیگر نیز آمده بود که این دو عَلَم، در سال 634ق. به دستور [[المستنصر بالله عباسی]] (خلافت: 640 ـ 623) ساخته شده بود &amp;lt;ref&amp;gt;شفاء الغرام بأخبار البلد الحرام، فاسی، محمد بن احمد، ج1، صص566-562.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==بناهای موجود در عرفه==&lt;br /&gt;
در سرزمین عرفات، به تدریج بناهایی با کاربری دینی (همچون مسجد و زیارتگاه) و نیز بناهایی با کاربری خدماتی (همچون سازه‌های آبی) شکل گرفته است.این بناها عبارتنداز:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [[مسجد عرفه]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [[جبل الرحمه]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [[گنبد ام‌سلمه]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [[میل سنگی (عرفات)|شاخص یا عَلَم سنگی]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [[خانه آدم]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [[مسجد صخرات|محل وقوف رسول خدا و مسجد صخرات]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [[سازه‌های آبی عرفات]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به‌جز مسجد عرفه (مسجد نمره کنونی)، که شاخص‌ترین بنای عرفات در طول تاریخ بوده، سایر بناهای دینی، با محوریت جبل‌الرحمه (کوه رحمت) شکل گرفته است. بیشتر این بناها در دوره‌ای متأخر و با فاصله یک یا چند سده تأخیر از دوره ظهور اسلام به­ وجود آمده و گاه به بناهای دیگری تغییر کاربری داده است؛ چنان‌که مسجد عرفه در اوایل دوره عباسی، در محل منبر عرفه ساخته شد؛ زیارتگاه بالای کوه عرفات (موسوم به گنبد یا مسجد امّ‌سلمه)، در اواخر سده چهارم ساخته شد و در دوره‌های اخیر از بین رفت و به‌جای آن شاخص یا میل سنگی بنا شد؛ گنبد یا مطبخ آدم نیز در اصل سقاخانه‌ای از دوره عباسی بوده که بعدها کاربری زیارتی یافته است. زمان دقیق پیدایش و ساخت موقف امام و مسجد صخرات نیز مشخص نیست و در جریان طرح‌های توسعه دوره سعودی از بین رفته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
==منابع ==&lt;br /&gt;
{{منابع}}&lt;br /&gt;
{{برگرفتگی&lt;br /&gt;
|پیش از لینک =&lt;br /&gt;
|منبع = فصلنامه علمی ترویجی میقات حج، ش 104.&lt;br /&gt;
|پس از لینک = بخش «عرفات و بناهای آن در گذر تاریخ»، ص111-134.&lt;br /&gt;
| لینک = http://miqat.hajj.ir/article_80531.html&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;اخبار مکه فی قدیم الدهر وحدیثه&#039;&#039;&#039;، فاکهی، محمد بن اسحاق، 1407ق/ 1987م، تحقیق عبدالملک بن عبدالله بن دهیش، مکه المکرمة: مکتبه ومطبعه النهضه الحدیثة، چاپ اول.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;علل الشرائع&#039;&#039;&#039;، ابن بابویه، محمد بن علی، 1385ق/ 1966م، النجف، المکتبه الحیدریه.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;لسان العرب&#039;&#039;&#039;، ابن منظور، محمد بن مکرّم، القاهرة، دار المعارف.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;تاج اللغه وصحاح العربیة&#039;&#039;&#039;، جوهری، اسماعیل بن حَمّاد، 1399ق/ 1979م، تحقیق: احمد عبدالغفور عَطّار، بیروت، دار العلم للملایین، چاپ دوم.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;معجم معالم الحجاز&#039;&#039;&#039;، بلادی، عاتق بن غیث، 1401ق/ 1981م، مکه المکرمة، دار مکّه، چاپ اول.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;«نگرشی بر عرفات»&#039;&#039;&#039;،  پورامینی، محمدامین، 1374ش، میقات حج، شماره 12.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;اودیه مکه المکرمة&#039;&#039;&#039;، بلادی، عاتق بن غیث، 1401ق/ 1981م، مکه المکرمة، دار مکّه، چاپ اول.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;تفسیر القمی&#039;&#039;&#039;، قمی، علی بن ابراهیم، 1404ق، تحقیق: طیب موسوی جزائری، قم، دار الکتاب، چاپ سوم.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;تاج العروس&#039;&#039;&#039;، زبیدی، محمدمرتضی، 1408ق/ 1987م، تحقیق: مصطفی حجازی، الکویت: مطبعه حکومه الکویت.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;احسن التقاسیم فی معرفه الاقالیم&#039;&#039;&#039;، مقدسی، محمد بن احمد، 1906م، لیدن: بریل.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;معجم البلدان&#039;&#039;&#039;، یاقوت الحموی، یاقوت بن عبدالله، بیروت: دار صادر.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;الانساب&#039;&#039;&#039;، سمعانی، عبدالکریم بن محمد، 1400ق/1980م، القاهرة: مکتبه ابن تیمیة، چاپ دوم.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;الرحله العیّاشیة&#039;&#039;&#039;، عیاشی، عبدالله بن محمد، 2006م، تحقیق: سعید الفاضلی و سلیمان القرشی، ابوظبی، دار السویدی، چاپ اول.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;«سرزمین عرفات»&#039;&#039;&#039;،  قاضی عسکر، سیدعلی، 1374ش، میقات حج، شماره 12، تابستان.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;سنن ابن ماجه&#039;&#039;&#039;، ابن ماجه، محمد بن یزید، 1418ق، تحقیق: بشّار عوّاد معروف، بیروت، دار الجیل.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;سنن الترمذی&#039;&#039;&#039;، ترمذی، محمد بن عیسی، 1419ق، تحقیق: احمد محمد شاکر، القاهره: دار الحدیث.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;من لا یحضره الفقیه&#039;&#039;&#039;، ابن بابویه، محمد بن علی، 1413ق، تحقیق: علی‌اکبر غفاری، بیروت، دار الاضواء، چاپ دوم.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;المبسوط فی فقه الامامیه&#039;&#039;&#039;، طوسی، محمد بن الحسن، 1387ق، تحقیق: سیدمحمدتقی کشفی، تهران، المکتبه المرتضویة، چاپ سوم.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;اخبار مکه وما جاء فیها من الآثار&#039;&#039;&#039;، ازرقی، محمدبن عبدالله، 1403ق/1983م، تحقیق: رُشدی الصالح ملحس، مکه المکرمة، مطابع دار الثقافة، چاپ چهارم.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;المعجم الصغیر&#039;&#039;&#039;، طبرانی، سلیمان بن احمد، بیروت: دار الکتب العلمیه.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;الکافی&#039;&#039;&#039;، کلینی، محمد بن یعقوب، 1401ق، تحقیق: علی‌اکبر الغفاری، بیروت، دارصعب و دار التعارف، چاپ سوم.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;الخلاف&#039;&#039;&#039;، طوسی، محمد بن الحسن، 1415ق، قم: مؤسسه النشر الاسلامی، چاپ چهارم.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;رحله ابن جبیر&#039;&#039;&#039;، ابن جبیر، محمد بن احمد، بیروت: دار صادر.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;مرآه الحرمین&#039;&#039;&#039;، رفعت پاشا، ابراهیم، 1344ق/ 1925م، القاهرة: مطبعه دار الکتب المصریة، چاپ اول.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;شفاء الغرام باخبار البلد الحرام&#039;&#039;&#039;، فاسی، محمد بن احمد، 1999م، تحقیق: ایمن فؤاد سید و مصطفی محمد الذهبی، مکة: مکتبه النهضه الحدیثة، چاپ دوم.&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;br /&gt;
{{اماکن مکه}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:مقاله‌های در دست ویرایش]]&lt;br /&gt;
[[رده:مکان‌های مذهبی عربستان]]&lt;br /&gt;
[[رده:مکان‌های دارای احکام]]&lt;br /&gt;
[[رده:مکان‌های متبرک]]&lt;br /&gt;
[[رده:مکان‌های مرتبط به حج]]&lt;br /&gt;
[[رده:مکان‌های مقدس اسلامی]]&lt;br /&gt;
[[رده:مکان‌های منتسب به پیامبران]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Z mohammad</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikihaj.com/index.php?title=%DB%8C%D9%88%D8%B3%D9%81_%D8%A8%D9%86_%D8%A7%D8%A8%D9%88%D8%B3%D8%A7%D8%AC&amp;diff=23279</id>
		<title>یوسف بن ابوساج</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikihaj.com/index.php?title=%DB%8C%D9%88%D8%B3%D9%81_%D8%A8%D9%86_%D8%A7%D8%A8%D9%88%D8%B3%D8%A7%D8%AC&amp;diff=23279"/>
		<updated>2019-09-08T06:45:10Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Z mohammad: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات اشخاص&lt;br /&gt;
|عنوان = یوسف بن ابوساج&lt;br /&gt;
|تصویر =&lt;br /&gt;
|توضیح تصویر =&lt;br /&gt;
|نام کامل = یوسف بن ابوساج&lt;br /&gt;
|کنیه =&lt;br /&gt;
|لقب =&lt;br /&gt;
|نسب = [[بنی‌ساج]]&lt;br /&gt;
|زادروز =&lt;br /&gt;
|کشور تولد = [[ایران]]&lt;br /&gt;
|شهر تولد =&lt;br /&gt;
|محل زندگی = ایران، [[مکه]]&lt;br /&gt;
|مهاجر/انصار =&lt;br /&gt;
|نام همسر =&lt;br /&gt;
|فرزندان =&lt;br /&gt;
|خویشاوندان سرشناس = [[ابوساج]]، [[ابوالمسافر محمد بن ابوساج]]&lt;br /&gt;
|دین = [[اسلام]]&lt;br /&gt;
|مذهب =&lt;br /&gt;
|شغل = حاکم ایران و مکه&lt;br /&gt;
|منصب = [[عمل الحرمین]]، [[امیر مکه]]&lt;br /&gt;
|تاریخ درگذشت =&lt;br /&gt;
|شهر درگذشت =&lt;br /&gt;
|کشور درگذشت =&lt;br /&gt;
|آرامگاه =&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|زمان اسلام آوردن =&lt;br /&gt;
|نحوه اسلام آوردن =&lt;br /&gt;
|حضور در جنگ‌ها =&lt;br /&gt;
|هجرت به =&lt;br /&gt;
|دلیل شهرت = [[امیر مکه]]&lt;br /&gt;
|نقش‌های برجسته =نبرد با [[قرمطیان]]&lt;br /&gt;
|دیگر فعالیت‌ها =&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|نام زیارتگاه =&lt;br /&gt;
|سمت =&lt;br /&gt;
|خدمت =&lt;br /&gt;
|محل اقدام =&lt;br /&gt;
|سفر =&lt;br /&gt;
|نوشته‌ها =&lt;br /&gt;
|موقوفات =&lt;br /&gt;
|بناهای ساخته شده =&lt;br /&gt;
|مقام علمی =&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|پس از =&lt;br /&gt;
|پیش از =&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|اساتید =&lt;br /&gt;
|شاگردان =&lt;br /&gt;
|تالیفات =&lt;br /&gt;
|وبگاه رسمی =&lt;br /&gt;
|امضا =&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;یوسف بن ابوساج&#039;&#039;&#039; یکی از حاکمان [[بنی‌ساج]] بود. وی در سال 288ق عهده‌دار [[منصب عمل الحرمین]] بود که پس از مرگ [[ابوساج]] به این منصب دست یافت. یوسف بن ابوساج پیش از آن در دوران خلافت [[معتمد عباسی]] والی [[مکه]] بود که بر اثر درگیری با امیر حج مدینه دستگیر و روانه زندان شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در نهایت یوسف با نبرد با [[قرمطیان]] که راه حج عراق را ناامن کرده بودند و حاجیان را می‌کشتند، به اسارت قرمطیان در آمد و به قتل رسید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==معرفی اجمالی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سومین فردی که از ساجیان عهده‌دار منصب عمل الحرمین بود، یوسف بن ابی‌ساج بود که پس از مرگ [[ابوساج]] در وبای آذربایجان (سال 288ق) به این منصب دست یافت.&amp;lt;ref&amp;gt;ابن اثیر، 1407، ج7، ص509؛ ذهبی، 1410، ج21، ص32. &amp;lt;/ref&amp;gt; طبق گزارشی وی پیش از آن در سال 271ق. در دوران خلافت [[معتمد عباسی]] والی [[مکه]] بود در این سال، [[احمد طایی]] که حاکم [[مدینه]] و راهدار منازل مدینه تا مکه بود، غلامش بدر را به [[امارت حج]] برگزیده بود. یوسف بن ابوساج نزدیک [[درهای مسجد الحرام]] با امیر حاج درگیر شد. در این میان، حاجیان جانبدار بدر شدند و یوسف بن ابوساج را دستگیرو روانه زندان بغداد کردند. &amp;lt;ref&amp;gt;طبری، 2008، ج10، ص8؛ ابن جوزی، 1412، ج12، ص244.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==نبرد با قرمطیان==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از این زمان تا سال 315ق خبری از یوسف در دست نیست در این سال خلیفه عباسی، در پی ناامن شدن راه عراق به [[حجاز]] و قتل حاجیان و غارت کاروان‌ها از سوی [[قرمطیان]]، یوسف را مامور نبرد با آن‌ها کرد که به اسارت قرمطیان در آمد و به قتل رسید. &amp;lt;ref&amp;gt;طبری، 1967، ج11، ص111. &amp;lt;/ref&amp;gt; از این زمان حدود بیست سال، قرمطیان بر راه‌های اصلی کاروان حاجیان سلطه یافتند و خود به کاروان‌ها اجازه عبور می‌دادند. &amp;lt;ref&amp;gt;دانشنامه حج و حرمین شریفین، ج4، ص362_ 367. &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{منابع}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{برگرفتگی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|پیش از لینک = کتاب&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|منبع = پژوهشنامه حج، شماره ۲، سيدمحمود ساماني،&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|پس از لینک = بخش «یوسف بن ابوساج»، ص13-14،&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
| لینک = http://journal.hzrc.ac.ir/article_33295.html&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;الکامل في التاريخ&#039;&#039;&#039;، ابن اثير جزري، علي بن محمد(1407ق.)، به کوشش عبدالله قاضي، بيروت، دار الکتب العلميه.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;تاريخ طبري (تاريخ الامم والملوك)&#039;&#039;&#039;، طبري، محمد بن جرير (1967م.)، به كوشش محمد ابوالفضل، بيروت، دار احياء التراث العربي.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;تاريخ الاسلام و وفيات المشاهير&#039;&#039;&#039;، ذهبي، محمد بن احمد (1410ق.)، به کوشش عمر عبدالسلام، بيروت، دار الکتاب العربي.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;المنتظم في تاريخ الملوک والأمم&#039;&#039;&#039;، ابن جوزي، عبدالرحمان بن علي(1412ق.)، تحقيق محمد عبد القادر عطا و مصطفى عبد القادر عطا، بيروت، دار الكتب العلمية، ط الأولى.&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:مقاله‌های در دست ویرایش]]&lt;br /&gt;
[[رده:حاکمان ایران]]&lt;br /&gt;
[[رده:حاکمان مکه]]&lt;br /&gt;
[[رده:افراد تاثیرگذار بر حرمین]]&lt;br /&gt;
[[رده:کارگزاران حکومت عباسی]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Z mohammad</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikihaj.com/index.php?title=%D8%A7%D8%A8%D9%88%D8%A7%D9%84%D9%85%D8%B3%D8%A7%D9%81%D8%B1_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF_%D8%A8%D9%86_%D8%A7%D8%A8%D9%88%D8%B3%D8%A7%D8%AC&amp;diff=23278</id>
		<title>ابوالمسافر محمد بن ابوساج</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikihaj.com/index.php?title=%D8%A7%D8%A8%D9%88%D8%A7%D9%84%D9%85%D8%B3%D8%A7%D9%81%D8%B1_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF_%D8%A8%D9%86_%D8%A7%D8%A8%D9%88%D8%B3%D8%A7%D8%AC&amp;diff=23278"/>
		<updated>2019-09-08T06:44:33Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Z mohammad: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات اشخاص&lt;br /&gt;
|عنوان = ابوالمسافر محمد بن ابوساج&lt;br /&gt;
|تصویر =&lt;br /&gt;
|توضیح تصویر =&lt;br /&gt;
|نام کامل = ابوالمسافر محمد بن ابوساج&lt;br /&gt;
|کنیه = ابوالمسافر&lt;br /&gt;
|لقب = افشین&lt;br /&gt;
|نسب = [[بنی‌ساج]]&lt;br /&gt;
|زادروز =&lt;br /&gt;
|کشور تولد = [[ایران]]&lt;br /&gt;
|شهر تولد =&lt;br /&gt;
|محل زندگی = ایران، [[عراق]]، [[مکه]]&lt;br /&gt;
|مهاجر/انصار =&lt;br /&gt;
|نام همسر =&lt;br /&gt;
|فرزندان =&lt;br /&gt;
|خویشاوندان سرشناس = [[ابوساج]]، [[یوسف بن ابوساج]]&lt;br /&gt;
|دین = [[اسلام]]&lt;br /&gt;
|مذهب =&lt;br /&gt;
|شغل = حاکم ایران&lt;br /&gt;
|منصب = [[عمل الحرمین]]، [[امیر مکه]]&lt;br /&gt;
|تاریخ درگذشت =288.ق&lt;br /&gt;
|شهر درگذشت =&lt;br /&gt;
|کشور درگذشت =&lt;br /&gt;
|آرامگاه =&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|زمان اسلام آوردن =&lt;br /&gt;
|نحوه اسلام آوردن =&lt;br /&gt;
|حضور در جنگ‌ها =&lt;br /&gt;
|هجرت به =&lt;br /&gt;
|دلیل شهرت = [[امیر مکه]]&lt;br /&gt;
|نقش‌های برجسته =&lt;br /&gt;
|دیگر فعالیت‌ها = سرکوب قبایل بدوی راهزن در مسیر کاروان‌های حاجیان&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|نام زیارتگاه =&lt;br /&gt;
|سمت =&lt;br /&gt;
|خدمت =&lt;br /&gt;
|محل اقدام =&lt;br /&gt;
|سفر =&lt;br /&gt;
|نوشته‌ها =&lt;br /&gt;
|موقوفات =&lt;br /&gt;
|بناهای ساخته شده =&lt;br /&gt;
|مقام علمی =&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|پس از =&lt;br /&gt;
|پیش از =&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|اساتید =&lt;br /&gt;
|شاگردان =&lt;br /&gt;
|تالیفات =&lt;br /&gt;
|وبگاه رسمی =&lt;br /&gt;
|امضا =&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;ابوالمسافر محمد بن ابوساج&#039;&#039;&#039; از حکمرانان [[بنی‌ساج]] بود. بنابر گزارشی منصب [[عمل الحرمین|عمل الحرمینی]] و راهداری مکه را از پدرش [[ابوساج]] و بنابر گزارشی دیگر از سوی امیر صفاری [[عمرو لیث]] دریافت کرد. وی در مدت مسؤلیتش قبایل بدوی راهزن در مسیر کاروان‌های حاجیان را سرکوب کرد.&lt;br /&gt;
==کسب منصب عمل الحرمینی==&lt;br /&gt;
پس از [[ابوساج]]، منصب عمل الحرمینی طبق نظر وی &amp;lt;ref&amp;gt;ابن فهد، 1404، ج2، ص355 .&amp;lt;/ref&amp;gt; و یا از سوی امیر صفاری [[عمرو لیث]] (حک: 265- 287ق.)  که آن را از خلیفه عباسی گرفته بود به فرزند ابوساج ابوالمسافر محمد بن ابوساج دیوداد، ملقب به افشین واگذار کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;ابن خلدون، 1408، ج3، ص427؛ ابن فهد، 1409، ج1، ص456-457 .&amp;lt;/ref&amp;gt; وی به محض ورود به [[مکه]] با [[ابن مخزومی]] [[امیر مکه]] که مدعی همین مقام بود، جنگید و او را شکست داد.&amp;lt;ref&amp;gt;فاسی، 1406، ج2، ص332 .&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==امارت مکه==&lt;br /&gt;
طبق قولی دیگر در سال 266ق. پس از غارت [[پرده کعبه]] از سوی گروهی از اعراب، افشین به مکه آمد و پس از غلبه بر ابن مخزومی، حکمرانی حرمین را از خلیفه عباسی دریافت کرد. &amp;lt;ref&amp;gt;ابن کثیر، 1407، ج11، ص39 .&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==سرکوب قبایل راهزن==&lt;br /&gt;
ابوالمسافر در مدت مسؤلیتش به سرکوب قبایل بدوی راهزن در مسیر کاروان‌های حاجیان تا 269ق. پرداخت. &amp;lt;ref&amp;gt;طبری، 1967م، ج9، ص549، 553، 590، 613، 621، 628؛ ابن اثیر، 1407، ج7، ص333 .&amp;lt;/ref&amp;gt; البته گزارشی از عهده‌داری منصب یاد شده توسط ابو المسافر در سال 288ق. حکایت دارد.&amp;lt;ref&amp;gt;فاسی، 1406، ج2، ص332 .&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{منابع}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{برگرفتگی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|پیش از لینک = کتاب&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|منبع = پژوهشنامه حج، شماره ۲، سيدمحمود ساماني،&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|پس از لینک = بخش «ابوالمسافر محمد بن ابوساج»، ص12-13،&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
| لینک = http://journal.hzrc.ac.ir/article_33295.html&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;البداية والنهاية&#039;&#039;&#039;، ابن كثير، اسماعيل بن عمر (1407ق.)، بيروت، دار الفكر.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;اتحاف الوري باخبار ام القري&#039;&#039;&#039;، ابن فهد، عبد العزيز بن عمر (1404ق.)، به کوشش فهيم محمد، مکه، جامعة ام‌ القري.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;العبر (تاريخ ابن خلدن)&#039;&#039;&#039;، ابن خلدون، عبدالرحمن بن محمد(1408ق.)، تحقيق خليل شحادة، بيروت، دار الفكر، ط الثانية.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;العقد الثمين في تاريخ البلد الامين&#039;&#039;&#039;، فاسي، محمد بن احمد (1406ق.)، به كوشش فؤاد سير، مصر، الرساله.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;الکامل في التاريخ&#039;&#039;&#039;، ابن اثير جزري، علي بن محمد(1407ق.)، به کوشش عبدالله قاضي، بيروت، دار الکتب العلميه.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;تاريخ طبري (تاريخ الامم والملوك)&#039;&#039;&#039;، طبري، محمد بن جرير (1967م.)، به كوشش محمد ابوالفضل، بيروت، دار احياء التراث العربي.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:حاکمان ایران]]&lt;br /&gt;
[[رده:حاکمان مکه]]&lt;br /&gt;
[[رده:افراد تاثیرگذار بر حرمین]]&lt;br /&gt;
[[رده:کارگزاران حکومت عباسی]]&lt;br /&gt;
[[رده:مقاله‌های در دست ویرایش]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Z mohammad</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikihaj.com/index.php?title=%D8%A7%D8%A8%D9%88%D8%B3%D8%A7%D8%AC&amp;diff=23277</id>
		<title>ابوساج</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikihaj.com/index.php?title=%D8%A7%D8%A8%D9%88%D8%B3%D8%A7%D8%AC&amp;diff=23277"/>
		<updated>2019-09-08T06:43:24Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Z mohammad: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات اشخاص&lt;br /&gt;
|عنوان = ابوساج&lt;br /&gt;
|تصویر =&lt;br /&gt;
|توضیح تصویر =&lt;br /&gt;
|نام کامل = دیوداد بن دیودست&lt;br /&gt;
|کنیه = ابوساج&lt;br /&gt;
|لقب =&lt;br /&gt;
|نسب = ایرانی&lt;br /&gt;
|زادروز =&lt;br /&gt;
|کشور تولد = [[ایران]]&lt;br /&gt;
|شهر تولد =&lt;br /&gt;
|محل زندگی = ایران، [[عراق]]&lt;br /&gt;
|مهاجر/انصار =&lt;br /&gt;
|نام همسر =&lt;br /&gt;
|فرزندان =&lt;br /&gt;
|خویشاوندان سرشناس = [[ابوالمسافر محمد بن ابوساج]]، [[یوسف بن ابوساج]]&lt;br /&gt;
|دین = [[اسلام]]&lt;br /&gt;
|مذهب =&lt;br /&gt;
|شغل = حاکم ایران&lt;br /&gt;
|منصب = راهداری مسیر حج از کوفه&lt;br /&gt;
|تاریخ درگذشت = 266ه.ق&lt;br /&gt;
|شهر درگذشت =&lt;br /&gt;
|کشور درگذشت =&lt;br /&gt;
|آرامگاه =&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|زمان اسلام آوردن =&lt;br /&gt;
|نحوه اسلام آوردن =&lt;br /&gt;
|حضور در جنگ‌ها =&lt;br /&gt;
|هجرت به =&lt;br /&gt;
|دلیل شهرت = سرسلسله حکومت [[بنی‌ساج]]&lt;br /&gt;
|نقش‌های برجسته = حاکم ایران، راهدار مسیر حج و سرسلسله حکومت [[بنی‌ساج]]&lt;br /&gt;
|دیگر فعالیت‌ها =&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|نام زیارتگاه =&lt;br /&gt;
|سمت =&lt;br /&gt;
|خدمت =&lt;br /&gt;
|محل اقدام =&lt;br /&gt;
|سفر =&lt;br /&gt;
|نوشته‌ها =&lt;br /&gt;
|موقوفات =&lt;br /&gt;
|بناهای ساخته شده =&lt;br /&gt;
|مقام علمی =&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|پس از =&lt;br /&gt;
|پیش از =&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|اساتید =&lt;br /&gt;
|شاگردان =&lt;br /&gt;
|تالیفات =&lt;br /&gt;
|وبگاه رسمی =&lt;br /&gt;
|امضا =&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;ابوساج&#039;&#039;&#039; دیوداد بن دیودست (درگذشت 266) پایه‌گذار حکومت [[بنی‌ساج]] ـ سلسله‌ای از امیران ایرانی ـ بود. ارتباط ساجیان با [[حجاز]] و عهده‌داری مناصبی همانند منصب عمل الحرمینی از آن‌جا آغاز شد که [[متوکل عباسی]] به‌سبب خدمات ابوساج، در سال 244ق او را به راهداری مکه از مسیر کوفه مامور کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ابوساج برای ایجاد امنیت در راه‌ها، سیاست‌هایی اجرایی کرد از جمله: استقرار نیروی کافی در مناطق مختلف، سامان دادن دسته‌های ویژه کوچک برای بازرسی راه‌ها و منزلگاه‌ها، شناسایی و جلب گروه‌های مشکوک و نبرد با راهزنان و کسانی که موجب ناامنی راه‌ها می‌شدند.&lt;br /&gt;
==نسب‌شناسی==&lt;br /&gt;
خاستگاه اولیه [[ساجیان]] (بنی ساج) آسیای میانه و به طور دقیق ماوراء النهر بود. &amp;lt;ref&amp;gt;ابن حوقل، 1938، ج2، ص506.&amp;lt;/ref&amp;gt; برخی محققان اصالتا آنان را سُغدی و برخی دیگر از فرغانی‌های&amp;lt;ref&amp;gt;نک: پیگولوسکایا، 1348، ص443.&amp;lt;/ref&amp;gt; ماوراء النهر دانسته‌اند. نسبت ساجی ناشی از سکونت آنان در خانه‌‌هایی از نی مانند کپرنشینان امروزی است. &amp;lt;ref&amp;gt;ابن مسکویه، 1379، ج5، ص179، «پاورقی». &amp;lt;/ref&amp;gt; ساجیان با مسلمان شدن و راه یافتن به دستگاه [[خلافت عباسی]] و جلب توجه خلفای عباسی به مقاماتی دست یافتند. &amp;lt;ref&amp;gt;ابن مسکویه، 1379، ج5، ص9، «مقدمه». &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ابوساج سرسلسله این خاندان ماموریت‌هایی را از سوی برخی خلفای عباسی عهده‌دار شد. ساجیان به دنبال خدماتشان به‌دستگاه خلافت عباسی، از سال 276 تا 319ق. و بنا به قول دیگر از سال 279 تا 317ق. در آذربایجان، اَران و گاه ارمنستان و حدود ری حکومت کردند. &amp;lt;ref&amp;gt;پیگولوسکایا، 1348، ص442.&amp;lt;/ref&amp;gt; آنان هرچند به طور اسمی تابع و مطیع دستگاه خلافت بودند، اما آنها را می‌توان از قدرتمندترین سلسله‌های ایرانی به‌شمار آورد که در مقابل خلفا علم استقلال برافراشتند. &amp;lt;ref&amp;gt;بنگرید: قدیانی، 1380، ج1، ص439.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==نگهبانی از مسیر راه‌ حج==&lt;br /&gt;
دیوداد پسر دیودست، مشهور به ابوساج (درگذشت 266) از دیگر ایرانیانی بود که در [[حرمین شریفین]] صاحب منصب شد. به سال 242ق. خلیفه [[متوکل عباسی|متوکل]]، او را به راهداری [[مکه]] گماشت.&amp;lt;ref&amp;gt;طبری، 1967، ج9، ص210، 353.&amp;lt;/ref&amp;gt; ارتباط ساجیان با [[حجاز]] و عهده‌داری مناصبی همانند منصب عمل الحرمینی از آن‌جا آغاز شد که متوکل عباسی (حک: 232-247ق.) به سبب خدمات ابوساج، در سال 244ق او را به بازرسی راه مکه از مسیر کوفه مامور کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;طبری، 1967، ج9، ص210؛ ابن اثیر، 1407، ج7، ص86.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[منزلگاه فید]] (منزل 15 از 31منزل) از این‌رو که تقریبا در وسط این راه قرار گرفته بود، به‌سبب داشتن موقعیت مناسب نظامی، بازار و امکانات رفاهی برای حاجیان، به‌عنوان مرکزیتی برای راهداران انتخاب شده بود. حاجیان وسایل و کالاهاشان را در این شهر به امانت می‌گذاشتند. &amp;lt;ref&amp;gt;نک: ابن رسته، 1892، ص174-182؛ بکر، 1981، ص31.&amp;lt;/ref&amp;gt; ابوساج در سال 251ق در [[قصر ابن هبیره]] در 12 فرسخی بغداد که تختگاه راهداران محسوب می‌شد مستقر شد&amp;lt;ref&amp;gt;ابن فقیه، 1349، ص145؛ آل خلیفه، 1425، ص649-651.&amp;lt;/ref&amp;gt; و با سپاه زیر نظرش به مراقبت و نگهبانی از مسیر طولانی راه‌ حج یاد شده مشغول گردید.&lt;br /&gt;
==اقدامات ابوساج برای راه حج==&lt;br /&gt;
وی در مدت ماموریتش بر راه کوفه تا حجاز، سیاست‌های اجرایی ویژه به‌کار بست که عبارتند از:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
استقرار نیروی کافی در مناطق مختلف به‌همراه فرمانده.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تشکیل دسته‌های نظامی سواره و پیاده برای بررسی قلمرو و موقعیت راه‌ها و دور کردن راهزنان.&amp;lt;ref&amp;gt;نک: طبری، 1967، ج9، ص353. ؛ ابن مسکویه، 1379، ج4، ص347-349.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جلب گروه‌های مشکوک برای مراقبت بهتر از مسیر حج.&amp;lt;ref&amp;gt;ابن اثیر، 1407، ج7، ص168.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نبرد با راهزنان و کسانی که موجب ناامنی راه‌ها می‌شدند.&amp;lt;ref&amp;gt;طبری، 1967، ج9، ص327-333؛ ابن مسکویه، 13779، ج4، ص353، 343؛ ابن اثیر، 1407، ج7، ص157 و 168.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{منابع}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{برگرفتگی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|پیش از لینک = کتاب&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|منبع = پژوهشنامه حج، شماره ۲، سيدمحمود ساماني،&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|پس از لینک = بخش «ابوساج»، ص10-12،&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
| لینک = http://journal.hzrc.ac.ir/article_33295.html&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;تاريخ طبري (تاريخ الامم والملوك)&#039;&#039;&#039;، طبري، محمد بن جرير (1967م.)، به كوشش محمد ابوالفضل، بيروت، دار احياء التراث العربي.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;صورة الارض&#039;&#039;&#039;، ابن حوقل، محمد بن حوقل(1938م.)، بيروت، دار صادر.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;تاريخ ايران از دوران باستان تا پايان سده هيجدهم&#039;&#039;&#039;، پ‍ي‍گ‍ول‍وس‍ک‍اي‍ا، ن‍ي‍ن‍اوي‍ک‍ت‍ورون‍ا (1348ش.)، ترجمه کريم کشاورز، مؤسسه مطالعات و تحقيقات اجتماعي، تهران.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;تجارب الامم و تعاقب الهمم&#039;&#039;&#039;، ابن مسکويه، احمد بن محمد (1379ق.)، به كوشش ابوالقاسم امامي، تهران، سروش.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;فرهنگ جامع تاريخ ايران&#039;&#039;&#039;، قدياني، عباس(1380)، تهران، آرون.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;الکامل في التاريخ&#039;&#039;&#039;، ابن اثير جزري، علي بن محمد(1407ق.)، به کوشش عبدالله قاضي، بيروت، دار الکتب العلميه.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;الاعلاق النفيسة&#039;&#039;&#039;، ابن رسته، احمد بن عمر (1892م.)، بيروت، دار صادر.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;الملامح الجغرافية لدروب الحجيج&#039;&#039;&#039;، بکر، سيدعبدالمجيد (1981م.)، جده، تهامه.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;البلدان&#039;&#039;&#039;، ابن فقيه، احمد بن محمد (1349ش.)، بى جا، انتشارات بنياد فرهنگ ايران.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;امراء الکوفه و حکامها&#039;&#039;&#039;، آل خليفه، محمد علي(1425ق.)، به کوشش ياسين صلواتي، تهران، مؤسسة الصادق.&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:مقاله‌های در دست ویرایش]]&lt;br /&gt;
[[رده:حاکمان ایران]]&lt;br /&gt;
[[رده:کارگزاران حکومت عباسی]]&lt;br /&gt;
[[رده:افراد تاثیرگذار بر حج]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Z mohammad</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikihaj.com/index.php?title=%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF_%D8%A8%D9%86_%D8%B9%D8%A8%D8%AF%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87_%D8%A8%D9%86_%D8%B7%D8%A7%D9%87%D8%B1&amp;diff=23274</id>
		<title>محمد بن عبدالله بن طاهر</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikihaj.com/index.php?title=%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF_%D8%A8%D9%86_%D8%B9%D8%A8%D8%AF%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87_%D8%A8%D9%86_%D8%B7%D8%A7%D9%87%D8%B1&amp;diff=23274"/>
		<updated>2019-09-08T06:41:31Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Z mohammad: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات اشخاص&lt;br /&gt;
|عنوان = محمد بن عبدالله بن طاهر&lt;br /&gt;
|تصویر =&lt;br /&gt;
|توضیح تصویر =&lt;br /&gt;
|نام کامل = محمد بن عبدالله بن طاهر&lt;br /&gt;
|کنیه =&lt;br /&gt;
|لقب =&lt;br /&gt;
|نسب = ایرانی&lt;br /&gt;
|زادروز =&lt;br /&gt;
|کشور تولد = [[ایران]]&lt;br /&gt;
|شهر تولد =&lt;br /&gt;
|محل زندگی = ایران، [[عراق]]&lt;br /&gt;
|مهاجر/انصار =&lt;br /&gt;
|نام همسر =&lt;br /&gt;
|فرزندان =&lt;br /&gt;
|خویشاوندان سرشناس = [[ذو لیمینین]]&lt;br /&gt;
|دین = [[اسلام]]&lt;br /&gt;
|مذهب =&lt;br /&gt;
|شغل = حاکم ایران&lt;br /&gt;
|منصب = [[امارت حج]]، [[عمل الحرمین]]&lt;br /&gt;
|تاریخ درگذشت = درگذشت 248ق.&lt;br /&gt;
|شهر درگذشت = بغداد&lt;br /&gt;
|کشور درگذشت = عراق&lt;br /&gt;
|آرامگاه =&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|زمان اسلام آوردن =&lt;br /&gt;
|نحوه اسلام آوردن =&lt;br /&gt;
|حضور در جنگ‌ها =&lt;br /&gt;
|هجرت به =&lt;br /&gt;
|دلیل شهرت = یکی از حاکمان [[خاندان طاهریان]]&lt;br /&gt;
|نقش‌های برجسته =&lt;br /&gt;
|دیگر فعالیت‌ها = توزیع اموال در [[حرمین شریفین]]، رفع اختلاف درباره [[رؤیت هلال]] در [[حج]] و ارسال هدایا به [[کعبه]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|نام زیارتگاه =&lt;br /&gt;
|سمت =&lt;br /&gt;
|خدمت =&lt;br /&gt;
|محل اقدام =&lt;br /&gt;
|سفر =&lt;br /&gt;
|نوشته‌ها =&lt;br /&gt;
|موقوفات =&lt;br /&gt;
|بناهای ساخته شده =&lt;br /&gt;
|مقام علمی =&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|پس از =طاهر بن عبدالله&lt;br /&gt;
|پیش از =&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|اساتید =&lt;br /&gt;
|شاگردان =&lt;br /&gt;
|تالیفات =&lt;br /&gt;
|وبگاه رسمی =&lt;br /&gt;
|امضا =&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;محمد بن عبدالله بن طاهر&#039;&#039;&#039; پنجمین حاکم [[خاندان طاهریان]] در خراسان بود. وی از سال 246 تا 253ق عهده‌دار منصب [[عمل الحرمین]] بود. بنابه گزارشی، به‌سال 248ق. [[مستعین عباسی]] اداره امور حرمین را به وی واگذار کرد. وی قبل از منصب عمل الحرمینی، [[امارت حج]] را برعهده داشت و اموالی فراوان در [[مکه]] و [[مدینه]] انفاق کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از اقدامات محمد بن عبدالله در زمان عمل الحرمینی می‌توان از توزیع اموال در [[حرمین]]، رفع اختلاف درباره [[رؤیت هلال]] و ارسال هدایا نام برد. اهدای قفلی زرین به [[کعبه]] که با هزار مثقال طلا ساخته شده بود از اقدامات او است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==نسب‌شناسی==&lt;br /&gt;
محمد بن عبدالله بن طاهر از خاندان [[طاهریان]] است که از سال 206_ 259ق در خراسان و برخی مناطق پیرامونی آن حکومت کردند. این سلسله منسوب به مؤسس آن طاهر بن حسین بن مصعب بن زُریق مشهور به [[ذو الیمینین]] از مردم پوشنگ (فوشنج) هرات است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جدّ ایشان زُریق در ولایت یکی از اشراف عرب از [[قبیله خزاعه|قبیله خُزاعه]] درآمده بوده و به‌همین علت از طاهریان با نسب خزاعی هم یاد می‌کنند. آنان نخستین دودمان ایرانی محسوب می‌شدند که پس از ورود [[اسلام]] به [[ایران]]، حکومت نیمه مستقلی را در شرق قلمرو اسلامی تشکیل دادند. &amp;lt;ref&amp;gt;پیرنیا، 1380، ص190_ 113؛ اشپولر، 1373، ج1، ص100_ 103.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==عهده‌داری منصب عمل الحرمین==&lt;br /&gt;
محمد بن عبدالله بن طاهر (درگذشت 248ق.)، از سال 246 تا 253ق عهده‌دار منصب عمل الحرمین بود.&amp;lt;ref&amp;gt;طبری، 1967م.، ج9، ص258.&amp;lt;/ref&amp;gt; البته بنابه گزارشی، به‌سال 248ق. [[مستعین عباسی]] (حک: 248-252ق.) اداره امور حرمین (عمل الحرمین) را به محمد بن عبدالله بن طاهر وا‌گذار کرد.&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وی پیش از آن نیز به سال 246ق. [[امارت حج]] را برعهده داشت و اموالی فراوان در مکه و [[مدینه]] انفاق کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;طبری، 1967، ج9، ص221، 258؛ ابن جوزی، 1412، ج11، ص341؛ فاسی، 1406، ج1، ص169.&amp;lt;/ref&amp;gt; با درگذشت این امیر طاهری، فرد دیگری از طاهریان بدان منصب دست نیافت.&lt;br /&gt;
==اقدامات در حجاز==&lt;br /&gt;
وی در مدت مسؤلیتش در مقام دارنده منصب عمل الحرمینی اقداماتی در حجاز انجام داد که عبارتند از:&lt;br /&gt;
===توزیع اموال در حرمین===&lt;br /&gt;
این امیر طاهری در سال 246ق.، اموالی فراوانی میان مردم مکه و مدینه انفاق کرد. &amp;lt;ref&amp;gt;طبری، 1967، ج9، ص221؛ ابن فهد، 1404، ج2، ص290.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===رفع اختلاف درباره رؤیت هلال===&lt;br /&gt;
وی در سال 247 ق. پس از بازگشت از سفر حج، به خلفیه عباسی گلایه کرد که در موسم حج به‌خاطر اختلاف در [[رؤیت هلال]] [[ماه ذی الحجه]]، در روز [[عید قربان]] حجاج دچار اختلاف شدند. در پی آن [[متوکل عباسی]] دستور داد خریط‌های درباره‌ی رؤیت هلال ذی الحجه به مکه بفرستند و آن را با همان شتاب ببرند که خریطه‌ی مربوط به درستی مراسم حج را می‌برند. &amp;lt;ref&amp;gt;طبری، 1967، ج14، ص6090.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===ارسال هدایا===&lt;br /&gt;
قابل یادآوری است که کهن‌‌ترین ‌گزارش‌ها از ارسال هدایا به دست حاکمان ایران پس از اسلام، مربوط به حج‌‌گزاری طاهر بن عبدالله بن طاهر و اهدای قفلی زرین به [[کعبه]] از سوی اوست که گفته شده از هزار مثقال طلا ساخته شده بود. طاهر بن عبدالله در سال 219ق آن را که با محافظت نیروهای بسیاری همراهی می‌شد به مکه آورد و جایگزین قفل قبلی کرد. &amp;lt;ref&amp;gt;فاسی، 1421، ج1، ص224.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{منابع}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{برگرفتگی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|پیش از لینک = کتاب&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|منبع = پژوهشنامه حج، شماره ۲، سيدمحمود ساماني،&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|پس از لینک = بخش «محمد بن عبدالله بن طاهر»، ص8-10،&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
| لینک = http://journal.hzrc.ac.ir/article_33295.html&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;تاريخ ايران در قرون نخستين اسلامي&#039;&#039;&#039;، اشپولر، برتولد (1373ش.)، ترجمه مريم مير احمدي، انتشارات علمي و فرهنگي، چاپ2.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه&#039;&#039;&#039;، پيرنيا، حسن و عباس اقبال (1380ش..)، تهران، خيام.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;تاريخ طبري (تاريخ الامم والملوك)&#039;&#039;&#039;، طبري، محمد بن جرير (1967م.)، به كوشش محمد ابوالفضل، بيروت، دار احياء التراث العربي.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;العقد الثمين في تاريخ البلد الامين&#039;&#039;&#039;، فاسي، محمد بن احمد (1406ق.)، به كوشش فؤاد سير، مصر، الرساله.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;المنتظم في تاريخ الملوک والأمم&#039;&#039;&#039;، ابن جوزي، عبدالرحمان بن علي(1412ق.)، تحقيق محمد عبد القادر عطا و مصطفى عبد القادر عطا، بيروت، دار الكتب العلمية، ط الأولى.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;اتحاف الوري باخبار ام القري&#039;&#039;&#039;، ابن فهد، عبد العزيز بن عمر (1404ق.)، به کوشش فهيم محمد، مکه، جامعة ام‌ القري.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;شفاء الغرام بأخبار البلد الحرام&#039;&#039;&#039;، فاسي، محمد بن احمد (1421ق.)، به كوشش گروهي از علما، بيروت، دار الكتب العلميه.&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;br /&gt;
{{امیران حج}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:مقاله‌های در دست ویرایش]]&lt;br /&gt;
[[رده:امیران حج]]&lt;br /&gt;
[[رده:حاکمان ایران]]&lt;br /&gt;
[[رده:افراد تاثیرگذار بر حرمین]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Z mohammad</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikihaj.com/index.php?title=%D9%86%D8%A7%D9%81%D8%B9_%D8%A8%D9%86_%D8%A7%D8%A8%DB%8C_%D9%86%D8%B9%DB%8C%D9%85_%D9%85%D8%AF%D9%86%DB%8C&amp;diff=23270</id>
		<title>نافع بن ابی نعیم مدنی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikihaj.com/index.php?title=%D9%86%D8%A7%D9%81%D8%B9_%D8%A8%D9%86_%D8%A7%D8%A8%DB%8C_%D9%86%D8%B9%DB%8C%D9%85_%D9%85%D8%AF%D9%86%DB%8C&amp;diff=23270"/>
		<updated>2019-09-08T06:38:45Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Z mohammad: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات اشخاص&lt;br /&gt;
|عنوان = نافع بن ابی نعیم مدنی&lt;br /&gt;
|تصویر =&lt;br /&gt;
|توضیح تصویر =&lt;br /&gt;
|نام کامل = ابوعبداللّه نافع بن ابی نعیم مدنی&lt;br /&gt;
|کنیه = ابو رُویم، ابوعبداللّه&lt;br /&gt;
|لقب =&lt;br /&gt;
|نسب = ایرانی&lt;br /&gt;
|زادروز =&lt;br /&gt;
|کشور تولد = [[ایران]]&lt;br /&gt;
|شهر تولد = اصفهان&lt;br /&gt;
|محل زندگی = [[مدینه]]&lt;br /&gt;
|مهاجر/انصار =&lt;br /&gt;
|نام همسر =&lt;br /&gt;
|فرزندان =&lt;br /&gt;
|خویشاوندان سرشناس =&lt;br /&gt;
|دین = [[اسلام]]&lt;br /&gt;
|مذهب =&lt;br /&gt;
|شغل =&lt;br /&gt;
|منصب = ریاست قرائت مدینه&lt;br /&gt;
|تاریخ درگذشت = سال 176 یا 196 هجری قمری&lt;br /&gt;
|شهر درگذشت = مدینه&lt;br /&gt;
|کشور درگذشت =&lt;br /&gt;
|آرامگاه = [[قبرستان بقیع]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|زمان اسلام آوردن =&lt;br /&gt;
|نحوه اسلام آوردن =&lt;br /&gt;
|حضور در جنگ‌ها =&lt;br /&gt;
|هجرت به =&lt;br /&gt;
|دلیل شهرت = یکی از [[قراء سبعه]]&lt;br /&gt;
|نقش‌های برجسته =&lt;br /&gt;
|دیگر فعالیت‌ها =&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|نام زیارتگاه =&lt;br /&gt;
|سمت =&lt;br /&gt;
|خدمت =&lt;br /&gt;
|محل اقدام =&lt;br /&gt;
|سفر =&lt;br /&gt;
|نوشته‌ها =&lt;br /&gt;
|موقوفات =&lt;br /&gt;
|بناهای ساخته شده =&lt;br /&gt;
|مقام علمی =&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|پس از =&lt;br /&gt;
|پیش از =&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|اساتید =&lt;br /&gt;
|شاگردان =&lt;br /&gt;
|تالیفات =&lt;br /&gt;
|وبگاه رسمی =&lt;br /&gt;
|امضا =&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;نافع بن ابی نعیم مدنی&#039;&#039;&#039; مکنی به ابو رُویم یکی از [[قراء سبعه]] است. نافع اصالتا اصفهانی بود که در [[مدینه]] زندگی می‌کرد. وی ریاست و نظارت تعلیم قرائت قرآن را داشته و هفتاد سال برای مردم مدینه [[قرآن]] و علم قرائت آموزش می‌داد. نافع در [[قبرستان بقیع]] دفن است.&lt;br /&gt;
==معرفی اجمالی==&lt;br /&gt;
ابوعبداللّه نافع بن ابی نعیم مدنی، مکنی به «ابو رُویم» می‌باشد. طبق روایت [[اصمعی]] و نیز [[حافظ ابی‌نعیم]] (در تاریخ اصفهان) و [[ابن ندیم]]، نافع اصفهانی الاصل بود و در [[مدینه]] می‌زیست و در همانجا به سال 176 یا 196 هجری قمری درگذشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[ابن جزری]] می‌نویسد: نافع یکی از [[قرّاء سبعه]] و عالمی نام‌آور و ثقه و صالح و از اهالی اصفهان می‌باشد و قراءت را از جماعتی که به هفتاد نفر می‌رسد فرا گرفته است. &amp;lt;ref&amp;gt;ابن جزری، 1402، ج2، ص330.&amp;lt;/ref&amp;gt; او هفتاد سال برای مردم مدینه [[قرآن]] و علم قرائت آموزش داد. با مرگ او مدینه دیگر ریاست قرائت نیافت. نافع را پس از درگذشت در [[بقیع]] دفن کردند.&lt;br /&gt;
==راویان قرائت نافع==&lt;br /&gt;
قرائت نافع را دو تن بدون واسطه نقل کرده‌اند: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وَرش (عثمان ابن سعید) &lt;br /&gt;
قالون (عیسی ابن مینا) &lt;br /&gt;
==پیوند به بیرون==&lt;br /&gt;
[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/306230/نافع-بن-عبدالرحمن-قرآن-پژوه-برجسته-و-قاری-ممتاز-اصفهان نافع بن عبدالرحمن، قرآن پژوه برجسته و قاری ممتاز اصفهان،  عاشوری، نادعلی، مجله فرهنگ اصفهان، بهار و تابستان 1377 - شماره 7 و 8 (6 صفحه - از 127 تا 132).]&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{منابع}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{برگرفتگی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|پیش از لینک = کتاب&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|منبع = پژوهشنامه حج، شماره ۲، سيدمحمود ساماني،&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|پس از لینک = بخش «نافع بن ابی نعیم مدنی»، ص6-7،&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
| لینک = http://journal.hzrc.ac.ir/article_33295.html&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;غاية ‌النهاية فی طبقات ‌القراء&#039;&#039;&#039;، ابن جزري، محمد بن محمد (1402ق.)، بيروت، دارالکتب العلمية.&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;br /&gt;
{{قاریان ایرانی‌الاصل مکه}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:مقاله‌های در دست ویرایش]]&lt;br /&gt;
[[رده:قاریان قرآن]]&lt;br /&gt;
[[رده:قراء هفت‌گانه]]&lt;br /&gt;
[[رده:اشخاص قرن دوم]]&lt;br /&gt;
[[رده:قاریان مدینه]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Z mohammad</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikihaj.com/index.php?title=%D9%87%DB%8C%D8%AB%D9%85_%D8%A8%D9%86_%D9%85%D8%B9%D8%A7%D9%88%DB%8C%D9%87_%D8%B9%D8%AA%DA%A9%DB%8C_%D8%AE%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D9%86%DB%8C&amp;diff=23268</id>
		<title>هیثم بن معاویه عتکی خراسانی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikihaj.com/index.php?title=%D9%87%DB%8C%D8%AB%D9%85_%D8%A8%D9%86_%D9%85%D8%B9%D8%A7%D9%88%DB%8C%D9%87_%D8%B9%D8%AA%DA%A9%DB%8C_%D8%AE%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D9%86%DB%8C&amp;diff=23268"/>
		<updated>2019-09-08T06:37:02Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Z mohammad: removed Category:صاحب‌منصبان ایرانی در حرمین شریفین using HotCat&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات اشخاص&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|عنوان             = هیثم بن معاویه عتکی خراسانی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|تصویر             =&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|توضیح تصویر       =&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|نام کامل          = هیثم بن معاویه عتکی خراسانی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|کنیه              =&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|لقب               =&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|نسب               = ایرانی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|زادروز            =&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|کشور تولد         = [[ایران]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|شهر تولد          =&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|محل زندگی         = خراسان، [[مکه]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|مهاجر/انصار       =&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|نام همسر          =&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|فرزندان           =&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|خویشاوندان سرشناس =&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|دین               = [[اسلام]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|مذهب              =&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|شغل               =&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|منصب              = [[امارت مکه]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|تاریخ درگذشت      = 156ق.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|شهر درگذشت        =&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|کشور درگذشت       = &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|آرامگاه           =&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|زمان اسلام آوردن   =&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|نحوه اسلام آوردن   =&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|حضور در جنگ‌ها     =&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|هجرت به           =&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|دلیل شهرت         = امارت مکه&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|نقش‌های برجسته     = امارت مکه و [[طائف]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|دیگر فعالیت‌ها     =&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|نام زیارتگاه      =&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|سمت               =&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|خدمت              =&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|محل اقدام         =&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|سفر               =&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|نوشته‌ها           =&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|موقوفات           =&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|بناهای ساخته شده  =&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|مقام علمی         =&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|پس از             =&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|پیش از            =&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|اساتید            =&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|شاگردان           =&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|تالیفات           =&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|وبگاه رسمی        =&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|امضا              = &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;هیثم بن معاویه عتکی خراسانی&#039;&#039;&#039;، از خواص یاران [[منصور عباسی]] بود و نقش قابل توجهی در دوران خلافت منصور داشت. وی را از مردم خراسان دانسته‌اند و نخستین ایرانی است که به سال 141ق. به [[امارت مکه]] و [[طائف]] منصوب شد.&lt;br /&gt;
==معرفی اجمالی==&lt;br /&gt;
منابع تاریخی هیثم بن معاویه عتکی خراسانی (درگذشت 156ق.) را از مردم خراسان دانسته‌اند و یا شهرت او به خراسانی حاکی از سکونت طولانی مدت وی در آن جاست. هیثم از خواص یاران [[منصور عباسی]] بود و در تحولات عصر این خلیفه، نقش قابل توجهی داشت.&lt;br /&gt;
==امارت مکه==&lt;br /&gt;
وی در سال 141 هجری پس از عزل [[زیاد بن عبدالله حارثی]] و [[محمد بن خالد قسری|محمد بن خالد]] بن [[عبدالله قسری]] از [[امارت مکه]]، از سوی [[منصور دوانقی]] به ولایت آن شهر گمارده شد. &amp;lt;ref&amp;gt;فاسی، 1421، ج2، ص184؛ عبدالغنی، 1413، ج4، ص454.&amp;lt;/ref&amp;gt; امارت هیثم بر [[مکه مکرمه]] تا سال 143ق. ادامه یافت. وی افزون بر آن بر [[طائف]] نیز حکومت داشت.&amp;lt;ref&amp;gt;طبری، 1967، ج7، ص515.&amp;lt;/ref&amp;gt; هیثم نخستین ایرانی است که به سال 141ق. به امارت مکه و طائف منصوب شد.&amp;lt;ref&amp;gt;طبری، 1967، ج7، ص511؛ ابن اثیر، 1407، ج5، ص507.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{منابع}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{برگرفتگی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|پیش از لینک = کتاب&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|منبع = پژوهشنامه حج، شماره ۲، سيدمحمود ساماني،&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|پس از لینک = بخش «هيثم بن معاويه عتکي خراساني»، ص6،&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
| لینک = http://journal.hzrc.ac.ir/article_33295.html&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;شفاء الغرام بأخبار البلد الحرام&#039;&#039;&#039;، فاسي، محمد بن احمد (1421ق.)، به كوشش گروهي از علما، بيروت، دار الكتب العلميه.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;تاريخ امراء مکة المکرمة&#039;&#039;&#039;، عبدالغني، عارف (1413ق.)، دمشق، دار البشائر.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;الکامل في التاريخ&#039;&#039;&#039;، ابن اثير جزري، علي بن محمد(1407ق.)، به کوشش عبدالله قاضي، بيروت، دار الکتب العلميه.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;تاريخ طبري (تاريخ الامم والملوك)&#039;&#039;&#039;، طبري، محمد بن جرير (1967م.)، به كوشش محمد ابوالفضل، بيروت، دار احياء التراث العربي.&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[Category:مقاله‌های در دست ویرایش]]&lt;br /&gt;
[[Category:ایرانیان در حجاز]]&lt;br /&gt;
[[Category:حاکمان حجاز]]&lt;br /&gt;
[[Category:افراد تاثیرگذار بر حرمین]]&lt;br /&gt;
[[Category:حاکمان مکه]]&lt;br /&gt;
[[Category:مقاله‌های در دست ویرایش]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[Category:ایرانیان در حجاز]]&lt;br /&gt;
[[Category:حاکمان حجاز]]&lt;br /&gt;
[[Category:افراد تاثیرگذار بر حرمین]]&lt;br /&gt;
[[Category:حاکمان مکه]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:صاحب‌منصبان ایرانی حرمین شریفین]]&lt;br /&gt;
[[رده:ایرانیان در حجاز]]&lt;br /&gt;
[[رده:حاکمان حجاز]]&lt;br /&gt;
[[رده:افراد تاثیرگذار بر حرمین]]&lt;br /&gt;
[[رده:حاکمان مکه]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Z mohammad</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikihaj.com/index.php?title=%D9%87%DB%8C%D8%AB%D9%85_%D8%A8%D9%86_%D9%85%D8%B9%D8%A7%D9%88%DB%8C%D9%87_%D8%B9%D8%AA%DA%A9%DB%8C_%D8%AE%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D9%86%DB%8C&amp;diff=23266</id>
		<title>هیثم بن معاویه عتکی خراسانی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikihaj.com/index.php?title=%D9%87%DB%8C%D8%AB%D9%85_%D8%A8%D9%86_%D9%85%D8%B9%D8%A7%D9%88%DB%8C%D9%87_%D8%B9%D8%AA%DA%A9%DB%8C_%D8%AE%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D9%86%DB%8C&amp;diff=23266"/>
		<updated>2019-09-08T06:36:53Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Z mohammad: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات اشخاص&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|عنوان             = هیثم بن معاویه عتکی خراسانی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|تصویر             =&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|توضیح تصویر       =&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|نام کامل          = هیثم بن معاویه عتکی خراسانی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|کنیه              =&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|لقب               =&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|نسب               = ایرانی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|زادروز            =&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|کشور تولد         = [[ایران]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|شهر تولد          =&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|محل زندگی         = خراسان، [[مکه]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|مهاجر/انصار       =&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|نام همسر          =&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|فرزندان           =&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|خویشاوندان سرشناس =&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|دین               = [[اسلام]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|مذهب              =&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|شغل               =&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|منصب              = [[امارت مکه]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|تاریخ درگذشت      = 156ق.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|شهر درگذشت        =&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|کشور درگذشت       = &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|آرامگاه           =&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|زمان اسلام آوردن   =&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|نحوه اسلام آوردن   =&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|حضور در جنگ‌ها     =&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|هجرت به           =&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|دلیل شهرت         = امارت مکه&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|نقش‌های برجسته     = امارت مکه و [[طائف]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|دیگر فعالیت‌ها     =&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|نام زیارتگاه      =&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|سمت               =&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|خدمت              =&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|محل اقدام         =&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|سفر               =&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|نوشته‌ها           =&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|موقوفات           =&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|بناهای ساخته شده  =&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|مقام علمی         =&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|پس از             =&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|پیش از            =&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|اساتید            =&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|شاگردان           =&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|تالیفات           =&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|وبگاه رسمی        =&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|امضا              = &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;هیثم بن معاویه عتکی خراسانی&#039;&#039;&#039;، از خواص یاران [[منصور عباسی]] بود و نقش قابل توجهی در دوران خلافت منصور داشت. وی را از مردم خراسان دانسته‌اند و نخستین ایرانی است که به سال 141ق. به [[امارت مکه]] و [[طائف]] منصوب شد.&lt;br /&gt;
==معرفی اجمالی==&lt;br /&gt;
منابع تاریخی هیثم بن معاویه عتکی خراسانی (درگذشت 156ق.) را از مردم خراسان دانسته‌اند و یا شهرت او به خراسانی حاکی از سکونت طولانی مدت وی در آن جاست. هیثم از خواص یاران [[منصور عباسی]] بود و در تحولات عصر این خلیفه، نقش قابل توجهی داشت.&lt;br /&gt;
==امارت مکه==&lt;br /&gt;
وی در سال 141 هجری پس از عزل [[زیاد بن عبدالله حارثی]] و [[محمد بن خالد قسری|محمد بن خالد]] بن [[عبدالله قسری]] از [[امارت مکه]]، از سوی [[منصور دوانقی]] به ولایت آن شهر گمارده شد. &amp;lt;ref&amp;gt;فاسی، 1421، ج2، ص184؛ عبدالغنی، 1413، ج4، ص454.&amp;lt;/ref&amp;gt; امارت هیثم بر [[مکه مکرمه]] تا سال 143ق. ادامه یافت. وی افزون بر آن بر [[طائف]] نیز حکومت داشت.&amp;lt;ref&amp;gt;طبری، 1967، ج7، ص515.&amp;lt;/ref&amp;gt; هیثم نخستین ایرانی است که به سال 141ق. به امارت مکه و طائف منصوب شد.&amp;lt;ref&amp;gt;طبری، 1967، ج7، ص511؛ ابن اثیر، 1407، ج5، ص507.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{منابع}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{برگرفتگی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|پیش از لینک = کتاب&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|منبع = پژوهشنامه حج، شماره ۲، سيدمحمود ساماني،&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|پس از لینک = بخش «هيثم بن معاويه عتکي خراساني»، ص6،&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
| لینک = http://journal.hzrc.ac.ir/article_33295.html&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;شفاء الغرام بأخبار البلد الحرام&#039;&#039;&#039;، فاسي، محمد بن احمد (1421ق.)، به كوشش گروهي از علما، بيروت، دار الكتب العلميه.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;تاريخ امراء مکة المکرمة&#039;&#039;&#039;، عبدالغني، عارف (1413ق.)، دمشق، دار البشائر.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;الکامل في التاريخ&#039;&#039;&#039;، ابن اثير جزري، علي بن محمد(1407ق.)، به کوشش عبدالله قاضي، بيروت، دار الکتب العلميه.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;تاريخ طبري (تاريخ الامم والملوك)&#039;&#039;&#039;، طبري، محمد بن جرير (1967م.)، به كوشش محمد ابوالفضل، بيروت، دار احياء التراث العربي.&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[Category:مقاله‌های در دست ویرایش]]&lt;br /&gt;
[[Category:صاحب‌منصبان ایرانی در حرمین شریفین]]&lt;br /&gt;
[[Category:ایرانیان در حجاز]]&lt;br /&gt;
[[Category:حاکمان حجاز]]&lt;br /&gt;
[[Category:افراد تاثیرگذار بر حرمین]]&lt;br /&gt;
[[Category:حاکمان مکه]]&lt;br /&gt;
[[Category:مقاله‌های در دست ویرایش]]&lt;br /&gt;
[[Category:صاحب‌منصبان ایرانی در حرمین شریفین]]&lt;br /&gt;
[[Category:ایرانیان در حجاز]]&lt;br /&gt;
[[Category:حاکمان حجاز]]&lt;br /&gt;
[[Category:افراد تاثیرگذار بر حرمین]]&lt;br /&gt;
[[Category:حاکمان مکه]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:صاحب‌منصبان ایرانی حرمین شریفین]]&lt;br /&gt;
[[رده:ایرانیان در حجاز]]&lt;br /&gt;
[[رده:حاکمان حجاز]]&lt;br /&gt;
[[رده:افراد تاثیرگذار بر حرمین]]&lt;br /&gt;
[[رده:حاکمان مکه]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Z mohammad</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikihaj.com/index.php?title=%D8%A7%D8%A8%D9%88%D9%85%D8%B3%D9%84%D9%85_%D8%AE%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D9%86%DB%8C&amp;diff=23260</id>
		<title>ابومسلم خراسانی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikihaj.com/index.php?title=%D8%A7%D8%A8%D9%88%D9%85%D8%B3%D9%84%D9%85_%D8%AE%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D9%86%DB%8C&amp;diff=23260"/>
		<updated>2019-09-08T06:35:13Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Z mohammad: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات اشخاص&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|عنوان             = ابومسلم خراسانی&lt;br /&gt;
|تصویر             = &lt;br /&gt;
|توضیح تصویر       = &lt;br /&gt;
|نام کامل          = ابراهیم بن عثمان یا عبدالرحمن بن مسلم&lt;br /&gt;
|کنیه              = &lt;br /&gt;
|لقب               = امیرآل محمد&lt;br /&gt;
|نسب               = ایرانی&lt;br /&gt;
|زادروز            = &lt;br /&gt;
|کشور تولد         = [[ایران]]&lt;br /&gt;
|شهر تولد          = &lt;br /&gt;
|محل زندگی         = خراسان&lt;br /&gt;
|مهاجر/انصار       = &lt;br /&gt;
|نام همسر          = &lt;br /&gt;
|فرزندان           = &lt;br /&gt;
|خویشاوندان سرشناس = &lt;br /&gt;
|دین               = [[اسلام]]&lt;br /&gt;
|مذهب              = &lt;br /&gt;
|شغل               = &lt;br /&gt;
|منصب              = سردار ایرانی عباسیان، [[امیر الحاج]]&lt;br /&gt;
|تاریخ درگذشت      =  &lt;br /&gt;
|شهر درگذشت        = &lt;br /&gt;
|کشور درگذشت       =  &lt;br /&gt;
|آرامگاه           = &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|زمان اسلام آوردن   = &lt;br /&gt;
|نحوه اسلام آوردن   = &lt;br /&gt;
|حضور در جنگ‌ها     = &lt;br /&gt;
|هجرت به           = &lt;br /&gt;
|دلیل شهرت         = فرمانده ایرانی [[عباسیان]]، &lt;br /&gt;
|نقش‌های برجسته     = رهبر جنبش سیاه‌جامگان، شکست [[امویان]] و روی‌کار آوردن عباسیان&lt;br /&gt;
|دیگر فعالیت‌ها     = &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|نام زیارتگاه      = &lt;br /&gt;
|سمت               = &lt;br /&gt;
|خدمت              = &lt;br /&gt;
|محل اقدام         = &lt;br /&gt;
|سفر               = &lt;br /&gt;
|نوشته‌ها           = &lt;br /&gt;
|موقوفات           = &lt;br /&gt;
|بناهای ساخته شده  = &lt;br /&gt;
|مقام علمی         = &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|پس از             =&lt;br /&gt;
|پیش از            =&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|اساتید            = &lt;br /&gt;
|شاگردان           = &lt;br /&gt;
|تالیفات           = &lt;br /&gt;
|وبگاه رسمی        = &lt;br /&gt;
|امضا              =  &amp;lt;!-- sign.jpg --&amp;gt;&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;ابومسلم خراسانی&#039;&#039;&#039;، از بزرگترین سرداران ایرانی [[عباسیان]] و رهبر جنبش سیاه‌جامگان بود، که با شکست دادن [[امویان]]، عباسیان را روی‌کار آورد. سرانجام ابومسلم در خلافت [[منصور عباسی]] به‌سبب ترس از قدرت روزافزون وی به قتل رسید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ابومسلم نخستین فرد از ایرانیان در عصر عباسی بود که به‌عنوان صاحب‌منصب در خلافت عباسی به [[سفر حج]] رفت و افزون بر خدماتی در مسیر حج، در [[حرمین شریفین]] نیز اقداماتی انجام داد. تامین آب حاجیان، حفر چاه‌های آب، کمک به اعراب در منازل مختلف از اقدامات وی است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
باتوجه به‌اینکه منصب امیر الحاجی از محبوبیت و اعتبار خاصی برخوردار بود وی با دیگران از‌ جمله منصور عباسی برای کسب این منصب در رقابت و درگیری بود.&lt;br /&gt;
==نسب‌شناسی==&lt;br /&gt;
در نام و نسب ابومسلم خراسانی اختلاف است و هر قوم و ملتی تلاش کرده تا او را به خود منسوب کند به‌گونه‌ای که برخی وجود وی را افسانه دانسته‌اند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گفته شده نام اصلی وی ابراهیم بن عثمان بوده که ابراهیم امام عباسی وی را عبدالرحمن بن مسلم نامید. او را ترک، عرب و فارس شناسانده‌اند اما مشهور است که از موالی و ایرانی بوده است.&amp;lt;ref&amp;gt;الله اکبری، 1381، ص142.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==فعالیت‌ها==&lt;br /&gt;
وی به‌عنوان رهبر داعیان عباسی در سال 128 هجری به خراسان اعزام شد و در سال بعد قیام سیاه جامگان را در خراسان رهبری کرد و توانست از ظرفیت‌های موجود در شرق قلمرو اسلامی بهره‌برداری و با همراه کردن مخالفان [[امویان]]، آنان را شکست داده و [[عباسیان]] را روی کار آورد. نقش وی در دعوت عباسی به گونه‌ای بود که به او لقب «امیرآل محمد» داده بودند.&amp;lt;ref&amp;gt;ابن کثیر، 1407، ج10، ص54؛ ابن خلدون، 1408، ج3، ص222.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ابومسلم در خلافت چهار ساله [[ابوالعباس سفاح]] (132_ 136ق) در تثبیت خلافت او و برادرش منصور نقش بارزی داشت. کشتن ابوسلمه خلال (مشهور به وزیر آل محمد) در کوفه به دستور سفاح و نیز نبرد با عبدالله بن علی عبدالله بن عباس عموی این دو خلیفه که در شام ادعای خلافت کرده بود از آن جمله است. &amp;lt;ref&amp;gt;یعقوبی، 1415، ج2، ص356_ 357.&amp;lt;/ref&amp;gt; سرانجام ابومسلم در خلافت منصور (136_ 158ق.) باتوجه به کینه این خلیفه از او و نیز ترس از قدرت روز افزون وی به قتل رسید.&lt;br /&gt;
==حج‌گزاری==&lt;br /&gt;
شاید ابومسلم نخستین فرد از ایرانیان در عصر عباسی باشد که به‌عنوان صاحب منصب در دستگاه خلافت عباسی که بخش شرقی قلمرو خلافت را اداره می‌کرد، به [[سفر حج]] رفت و افزون بر خدماتی در مسیر حج، در [[حرمین شریفین]] نیز اقداماتی انجام داد. سفر او در سال‌های نخست خلافت عباسیان و اقداماتش در تمایل مردم به عباسیان مؤثر بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حج‌گزاری ابومسلم خراسانی که در 136ق. انجام شد جنبه سیاسی پر رنگی داشت، زیرا او تامین آب حاجیان، کمک به فقرا و هموار کردن راه حج را در کنار بیعت گرفتن برای ابوجعفر منصور انجام می‌داد. &amp;lt;ref&amp;gt;جزیری، 1966، ج2، ص375.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==اقدامات برای حجاز==&lt;br /&gt;
اقدامات او در [[حجاز]] و مسیر حج عبارت بود از:&lt;br /&gt;
حفر چاه‌های آب و رفع کمود آب، کمک به اعراب در منازل مختلف و هموار کردن راه حج.&amp;lt;ref&amp;gt;همان.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
گفته شده وی هنگامی که به [[حرم]] رسید با پای برهنه وارد شد و در [[مسعی]] افرادی را مامور کرد تا از سعی کنندگان با شربت پذیرایی کنند.&amp;lt;ref&amp;gt;جزیری، 1966، ص209.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==رقابت برای تصدی امارت حج==&lt;br /&gt;
براساس گزارشی، ابومسلم خراسانی از ابوالعباس سفاح برای حج‌گزاری کسب اجازه نمود، ابوالعباس از او خواست با نیروی‌ اندک به [[حج]] رهسپار شود؛ زیرا راه حج برای حضور نیروی نظامی بسیار مناسب نبود. البته گفته شده این خلیفه به درخواست ابومسلم که از وی خواستار [[امارت حج]] شده بود با این توجیه که برادرش ابوجعفر پیش از او چنین تقاضایی کرده و امارت حج را بدو سپرده، از سپردن امیرالحاجی به ابومسلم خودداری کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;طبری، 1967م، ج7، ص469-470.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هرچند برخی وی را امیرالحاج دانسته‌اند. این اخبار حاکی از رقابت این افراد بر سر تصدی امارت حج است زیرا منصب امیر الحاجی از محبوبیت و اعتبار خاصی در این دوران برخوردار بود؛ چنان‌که بر سر آن رقابت‌ها و درگیری‌‌هایی پیش می‌آمد که نمونه آن را در رقابت میان [[منصور عباسی]] و ابومسلم خراسانی، از دعوت‌گران عباسی، در امارت حج سال 136ق. مشاهده کرد. به هر روی ابومسلم در این سال به‌همراه ابوجعفر منصور در سفر و موسم حج حضور داشتند. &amp;lt;ref&amp;gt;طبری، 1967، ج7، ص479؛ ابن اثیر، 1407، ج5، ص469.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{منابع}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{برگرفتگی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|پیش از لینک = کتاب&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|منبع = پژوهشنامه حج، شماره ۲، سيدمحمود ساماني،&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|پس از لینک = بخش «ابومسلم خراسانی»، ص4-6،&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
| لینک = http://journal.hzrc.ac.ir/article_33295.html&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;عباسيان از بعثت تا خلافت&#039;&#039;&#039;، محمد الله اکبري (1381ش.)، قم، مؤسسه بوستان کتاب.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;البداية و النهاية&#039;&#039;&#039;، ابن كثير، اسماعيل بن عمر (1407ق.)، بيروت، دار الفكر.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;العبر (تاريخ ابن خلدن)&#039;&#039;&#039;، ابن خلدون، عبدالرحمن بن محمد(1408ق.)، تحقيق خليل شحادة، بيروت، دار الفكر، ط الثانية.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;تاريخ اليعقوبي&#039;&#039;&#039;، يعقوبي، احمد بن اسحاق (1415ق.)، بيروت، دار صادر.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;درر الفوائد المنظمة في أخبار الحاج وطريق مكة المعظمة&#039;&#039;&#039;، جزيري، عبد القادر بن محمد (1966م.)، قاهره، دارالكتب السلفية.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;تاريخ طبري (تاريخ الامم والملوك)&#039;&#039;&#039;، طبري، محمد بن جرير (1967م.)، به كوشش محمد ابوالفضل، بيروت، دار احياء التراث العربي.&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;br /&gt;
{{امیران حج}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:مقاله‌های در دست ویرایش]]&lt;br /&gt;
[[رده:وزیران خلافت عباسیان]]&lt;br /&gt;
[[رده:امیران حج]]&lt;br /&gt;
[[رده:صاحب‌منصبان ایرانی حرمین شریفین]]&lt;br /&gt;
[[رده:اشخاص قرن دوم]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Z mohammad</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikihaj.com/index.php?title=%D8%A7%D8%A8%D9%88%D9%85%D8%B3%D9%84%D9%85_%D8%AE%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D9%86%DB%8C&amp;diff=23256</id>
		<title>ابومسلم خراسانی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikihaj.com/index.php?title=%D8%A7%D8%A8%D9%88%D9%85%D8%B3%D9%84%D9%85_%D8%AE%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D9%86%DB%8C&amp;diff=23256"/>
		<updated>2019-09-08T06:33:52Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Z mohammad: removed Category:صاحب‌منصبان ایرانی در حرمین شریفین; added Category:صاحب‌منصبان ایرانی حرمین شریفین using HotCat&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{در دست ویرایش|ماه=[[شهریور]]|روز=[[۱۳]]|سال=[[۱۳۹۸]]|کاربر=Sajjadd  }}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{جعبه اطلاعات اشخاص&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|عنوان             = ابومسلم خراسانی&lt;br /&gt;
|تصویر             = &lt;br /&gt;
|توضیح تصویر       = &lt;br /&gt;
|نام کامل          = ابراهیم بن عثمان یا عبدالرحمن بن مسلم&lt;br /&gt;
|کنیه              = &lt;br /&gt;
|لقب               = امیرآل محمد&lt;br /&gt;
|نسب               = ایرانی&lt;br /&gt;
|زادروز            = &lt;br /&gt;
|کشور تولد         = [[ایران]]&lt;br /&gt;
|شهر تولد          = &lt;br /&gt;
|محل زندگی         = خراسان&lt;br /&gt;
|مهاجر/انصار       = &lt;br /&gt;
|نام همسر          = &lt;br /&gt;
|فرزندان           = &lt;br /&gt;
|خویشاوندان سرشناس = &lt;br /&gt;
|دین               = [[اسلام]]&lt;br /&gt;
|مذهب              = &lt;br /&gt;
|شغل               = &lt;br /&gt;
|منصب              = سردار ایرانی عباسیان، [[امیر الحاج]]&lt;br /&gt;
|تاریخ درگذشت      =  &lt;br /&gt;
|شهر درگذشت        = &lt;br /&gt;
|کشور درگذشت       =  &lt;br /&gt;
|آرامگاه           = &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|زمان اسلام آوردن   = &lt;br /&gt;
|نحوه اسلام آوردن   = &lt;br /&gt;
|حضور در جنگ‌ها     = &lt;br /&gt;
|هجرت به           = &lt;br /&gt;
|دلیل شهرت         = فرمانده ایرانی [[عباسیان]]، &lt;br /&gt;
|نقش‌های برجسته     = رهبر جنبش سیاه‌جامگان، شکست [[امویان]] و روی‌کار آوردن عباسیان&lt;br /&gt;
|دیگر فعالیت‌ها     = &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|نام زیارتگاه      = &lt;br /&gt;
|سمت               = &lt;br /&gt;
|خدمت              = &lt;br /&gt;
|محل اقدام         = &lt;br /&gt;
|سفر               = &lt;br /&gt;
|نوشته‌ها           = &lt;br /&gt;
|موقوفات           = &lt;br /&gt;
|بناهای ساخته شده  = &lt;br /&gt;
|مقام علمی         = &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|پس از             =&lt;br /&gt;
|پیش از            =&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|اساتید            = &lt;br /&gt;
|شاگردان           = &lt;br /&gt;
|تالیفات           = &lt;br /&gt;
|وبگاه رسمی        = &lt;br /&gt;
|امضا              =  &amp;lt;!-- sign.jpg --&amp;gt;&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;ابومسلم خراسانی&#039;&#039;&#039;، از بزرگترین سرداران ایرانی [[عباسیان]] و رهبر جنبش سیاه‌جامگان بود، که با شکست دادن [[امویان]]، عباسیان را روی‌کار آورد. سرانجام ابومسلم در خلافت [[منصور عباسی]] به‌سبب ترس از قدرت روز افزون وی به قتل رسید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ابومسلم نخستین فرد از ایرانیان در عصر عباسی بود که به‌عنوان صاحب‌منصب در خلافت عباسی به [[سفر حج]] رفت و افزون بر خدماتی در مسیر حج، در [[حرمین شریفین]] نیز اقداماتی انجام داد. تامین آب حاجیان، کمک به فقرا و هموار کردن راه حج، حفر چاه‌های آب، کمک به اعراب در منازل مختلف از اقدامات وی است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
باتوجه به‌اینکه منصب امیر الحاجی از محبوبیت و اعتبار خاصی برخوردار بود وی با دیگران از‌ جمله منصور عباسی برای کسب این منصب در رقابت و درگیری بود.&lt;br /&gt;
==نسب‌شناسی==&lt;br /&gt;
در نام و نسب ابومسلم خراسانی اختلاف است و هر قوم و ملتی تلاش کرده تا او را به خود منسوب کند به‌گونه‌ای که برخی وجود وی را افسانه دانسته‌اند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گفته شده نام اصلی وی ابراهیم بن عثمان بوده که ابراهیم امام عباسی وی را عبدالرحمن بن مسلم نامید. او را ترک، عرب و فارس شناسانده‌اند اما مشهور است که از موالی و ایرانی بوده است.&amp;lt;ref&amp;gt;الله اکبری، 1381، ص142.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==فعالیت‌ها==&lt;br /&gt;
وی به‌عنوان رهبر داعیان عباسی در سال 128 هجری به خراسان اعزام شد و در سال بعد قیام سیاه جامگان را در خراسان رهبری کرد و توانست از ظرفیت‌های موجود در شرق قلمرو اسلامی بهره‌برداری و با همراه کردن مخالفان [[امویان]]، آنان را شکست داده و [[عباسیان]] را روی کار آورد. نقش وی در دعوت عباسی به گونه‌ای بود که به او لقب «امیرآل محمد» داده بودند.&amp;lt;ref&amp;gt;ابن کثیر، 1407، ج10، ص54؛ ابن خلدون، 1408، ج3، ص222.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ابومسلم در خلافت چهار ساله [[ابوالعباس سفاح]] (132_ 136ق) در تثبیت خلافت او و برادرش منصور نقش بارزی داشت. کشتن ابوسلمه خلال (مشهور به وزیر آل محمد) در کوفه به دستور سفاح و نیز نبرد با عبدالله بن علی عبدالله بن عباس عموی این دو خلیفه که در شام ادعای خلافت کرده بود از آن جمله است. &amp;lt;ref&amp;gt;یعقوبی، 1415، ج2، ص356_ 357.&amp;lt;/ref&amp;gt; سرانجام ابومسلم در خلافت منصور (136_ 158ق.) باتوجه به کینه این خلیفه از او و نیز ترس از قدرت روز افزون وی به قتل رسید.&lt;br /&gt;
==حج‌گزاری==&lt;br /&gt;
شاید ابومسلم نخستین فرد از ایرانیان در عصر عباسی باشد که به‌عنوان صاحب منصب در دستگاه خلافت عباسی که بخش شرقی قلمرو خلافت را اداره می‌کرد، به [[سفر حج]] رفت و افزون بر خدماتی در مسیر حج، در [[حرمین شریفین]] نیز اقداماتی انجام داد. سفر او در سال‌های نخست خلافت عباسیان و اقداماتش در تمایل مردم به عباسیان مؤثر بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حج‌گزاری ابومسلم خراسانی که در 136ق. انجام شد جنبه سیاسی پر رنگی داشت، زیرا او تامین آب حاجیان، کمک به فقرا و هموار کردن راه حج را در کنار بیعت گرفتن برای ابوجعفر منصور انجام می‌داد. &amp;lt;ref&amp;gt;جزیری، 1966، ج2، ص375.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==اقدامات برای حجاز==&lt;br /&gt;
اقدامات او در [[حجاز]] و مسیر حج عبارت بود از:&lt;br /&gt;
حفر چاه‌های آب و رفع کمود آب، کمک به اعراب در منازل مختلف و هموار کردن راه حج.&amp;lt;ref&amp;gt;همان.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
گفته شده وی هنگامی که به [[حرم]] رسید با پای برهنه وارد شد و در [[مسعی]] افرادی را مامور کرد تا از سعی کنندگان با شربت پذیرایی کنند.&amp;lt;ref&amp;gt;جزیری، 1966، ص209.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==رقابت برای تصدی امارت حج==&lt;br /&gt;
براساس گزارشی، ابومسلم خراسانی از ابوالعباس سفاح برای حج‌گزاری کسب اجازه نمود، ابوالعباس از او خواست با نیروی‌ اندک به [[حج]] رهسپار شود؛ زیرا راه حج برای حضور نیروی نظامی بسیار مناسب نبود. البته گفته شده این خلیفه به درخواست ابومسلم که از وی خواستار [[امارت حج]] شده بود با این توجیه که برادرش ابوجعفر پیش از او چنین تقاضایی کرده و امارت حج را بدو سپرده، از سپردن امیرالحاجی به ابومسلم خودداری کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;طبری، 1967م، ج7، ص469-470.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هرچند برخی وی را امیرالحاج دانسته‌اند. این اخبار حاکی از رقابت این افراد بر سر تصدی امارت حج است زیرا منصب امیر الحاجی از محبوبیت و اعتبار خاصی در این دوران برخوردار بود؛ چنان‌که بر سر آن رقابت‌ها و درگیری‌‌هایی پیش می‌آمد که نمونه آن را در رقابت میان [[منصور عباسی]] و ابومسلم خراسانی، از دعوت‌گران عباسی، در امارت حج سال 136ق. مشاهده کرد. به هر روی ابومسلم در این سال به‌همراه ابوجعفر منصور در سفر و موسم حج حضور داشتند. &amp;lt;ref&amp;gt;طبری، 1967، ج7، ص479؛ ابن اثیر، 1407، ج5، ص469.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{منابع}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{برگرفتگی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|پیش از لینک = کتاب&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|منبع = پژوهشنامه حج، شماره ۲، سيدمحمود ساماني،&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|پس از لینک = بخش «ابومسلم خراسانی»، ص4-6،&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
| لینک = http://journal.hzrc.ac.ir/article_33295.html&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;عباسيان از بعثت تا خلافت&#039;&#039;&#039;، محمد الله اکبري (1381ش.)، قم، مؤسسه بوستان کتاب.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;البداية و النهاية&#039;&#039;&#039;، ابن كثير، اسماعيل بن عمر (1407ق.)، بيروت، دار الفكر.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;العبر (تاريخ ابن خلدن)&#039;&#039;&#039;، ابن خلدون، عبدالرحمن بن محمد(1408ق.)، تحقيق خليل شحادة، بيروت، دار الفكر، ط الثانية.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;تاريخ اليعقوبي&#039;&#039;&#039;، يعقوبي، احمد بن اسحاق (1415ق.)، بيروت، دار صادر.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;درر الفوائد المنظمة في أخبار الحاج وطريق مكة المعظمة&#039;&#039;&#039;، جزيري، عبد القادر بن محمد (1966م.)، قاهره، دارالكتب السلفية.&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;تاريخ طبري (تاريخ الامم والملوك)&#039;&#039;&#039;، طبري، محمد بن جرير (1967م.)، به كوشش محمد ابوالفضل، بيروت، دار احياء التراث العربي.&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;br /&gt;
{{امیران حج}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:مقاله‌های در دست ویرایش]]&lt;br /&gt;
[[رده:وزیران خلافت عباسیان]]&lt;br /&gt;
[[رده:امیران حج]]&lt;br /&gt;
[[رده:صاحب‌منصبان ایرانی حرمین شریفین]]&lt;br /&gt;
[[رده:اشخاص قرن دوم]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Z mohammad</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikihaj.com/index.php?title=%D8%B1%D8%AF%D9%87:%D8%B5%D8%A7%D8%AD%D8%A8%E2%80%8C%D9%85%D9%86%D8%B5%D8%A8%D8%A7%D9%86_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C_%D8%AF%D8%B1_%D8%AD%D8%B1%D9%85%DB%8C%D9%86_%D8%B4%D8%B1%DB%8C%D9%81%DB%8C%D9%86&amp;diff=23255</id>
		<title>رده:صاحب‌منصبان ایرانی در حرمین شریفین</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikihaj.com/index.php?title=%D8%B1%D8%AF%D9%87:%D8%B5%D8%A7%D8%AD%D8%A8%E2%80%8C%D9%85%D9%86%D8%B5%D8%A8%D8%A7%D9%86_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C_%D8%AF%D8%B1_%D8%AD%D8%B1%D9%85%DB%8C%D9%86_%D8%B4%D8%B1%DB%8C%D9%81%DB%8C%D9%86&amp;diff=23255"/>
		<updated>2019-09-08T06:33:39Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Z mohammad: Z mohammad صفحهٔ رده:صاحب‌منصبان ایرانی در حرمین شریفین را به رده:صاحب‌منصبان ایرانی حرمین شریفین منتقل کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;#تغییر_مسیر [[:رده:صاحب‌منصبان ایرانی حرمین شریفین]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Z mohammad</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikihaj.com/index.php?title=%D8%B1%D8%AF%D9%87:%D8%B5%D8%A7%D8%AD%D8%A8%E2%80%8C%D9%85%D9%86%D8%B5%D8%A8%D8%A7%D9%86_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C_%D8%AD%D8%B1%D9%85%DB%8C%D9%86_%D8%B4%D8%B1%DB%8C%D9%81%DB%8C%D9%86&amp;diff=23254</id>
		<title>رده:صاحب‌منصبان ایرانی حرمین شریفین</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikihaj.com/index.php?title=%D8%B1%D8%AF%D9%87:%D8%B5%D8%A7%D8%AD%D8%A8%E2%80%8C%D9%85%D9%86%D8%B5%D8%A8%D8%A7%D9%86_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C_%D8%AD%D8%B1%D9%85%DB%8C%D9%86_%D8%B4%D8%B1%DB%8C%D9%81%DB%8C%D9%86&amp;diff=23254"/>
		<updated>2019-09-08T06:33:39Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Z mohammad: Z mohammad صفحهٔ رده:صاحب‌منصبان ایرانی در حرمین شریفین را به رده:صاحب‌منصبان ایرانی حرمین شریفین منتقل کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:اشخاص بر پایه ارتباط با حج و حرمین]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Z mohammad</name></author>
	</entry>
</feed>