اسرار طواف
اَسرار طَواف مجموعهای از حکمتهای گوناگونی پیرامون معنا و فلسفه چرخیدن به دور کعبه است که به ورای عمل ظاهری چرخیدن و حقیقت آن در منابع اسلامی میپردازد. طواف از بنیادیترین اعمال حج و عمره است که در قرآن و سنت جایگاه برجستهای دارد و در منابع تفسیری، حدیثی و عرفانی، ابعادی برای آن بیان شده است. مجموعه این آموزهها با عنوان «اسرار طواف» طرح شدهاند.
طواف را از پرمعناترین جلوههای بندگی و آن را را حامل پیامهایی در باب یکتاپرستی، فروتنی، یکپارچگی امت اسلامی، تربیت روح و یادآوری پیمان انسان با خداوند دانستهاند.
بر اساس برخی حکمتها، طواف تنها حرکت بدن نیست؛ بلکه هماهنگی جسم و جان در عبادتی واحد است. بدن به دور خانه خدا میگردد و دل در محضر پروردگار حاضر میشود و این هماهنگی، یکی از اسرار مهم معنویِ این عبادت شمرده شده است. درباره هفت دور چرخیدن به دور خانه خدا، معانی و رموز فراوانی بیان شده. طواف آداب و شروطی دارد.
طواف و اهمیت آن[ویرایش | ویرایش مبدأ]
طواف، هفت دور چرخیدن دور کعبه در مسجدالحرام و یکی از اعمال حج و عمره است.[۱]
قرآن کریم در آیات مختلف به مسئله طواف اشاره کرده است؛ از جمله آیهی «وَلْیَطَّوَّفُوا بِالْبَیْتِ الْعَتِیقِ».[۲]در روایات نبوی و احادیث اهلبیت(ع) نیز بر ثواب فراوان طواف تأکید فراوان شده و طواف را عامل خوشنودی، رحمت و بخشش خداوند دانستهاند[۳]. و گاه از آن با عنوان «نماز» یاد شده است.[۴]
اهمیت دانستن اسرار طواف[ویرایش | ویرایش مبدأ]
برخی برآنند که صرفِ چرخیدن بر گرد کعبه کافی نیست؛ مشرکان نیز در عصر جاهلی طواف میکردند و قرآن آن را نکوهیده است.[۵] اگر زائر معنای طواف را نداند، ممکن است مانند جاهلان تنها حرکت ظاهری انجام دهد و حتی در حال طواف نیز به غیر خدا توجه کند و مرتکب گناه شود.[۶]
اسرار توحیدی طواف[ویرایش | ویرایش مبدأ]
در نگاه بسیاری از مفسران و محققان، طواف جلوهای از توحید عملی است.[۷] حرکت دایرهای همه حاجیان به دور یک مرکز، یادآور آن است که مقصد همه مؤمنان، خداوند یکتا است[۸] و تفرّق و دوگانگی در مسیر بندگی جایی ندارد.[۹]
از جمله معانی توحیدی که برای طواف ذکر شده است:
- طواف به دور کعبه به منزله نماز است.[۴]
- طواف، حرکتِ قرب به خدا است و دوری از هرچه جز اوست. این عبادت دل را صیقل میدهد، روح را با خدا مأنوس میسازد.[۱۰]
- استمرار حرکت در طواف نمادی از توجه همیشگی بنده به یاد خداوند است. پس اگر زائر به یاد خداوند نباشد، هدف طواف محقق نمیشود.[۱۱]
- طواف، یک سیر کامل اعتقادی است؛ از توحید گرفته تا معاد.[۱۲]
- طواف کننده باید تمام بندهای مادی را پاره کند و تسلیم خداوند بزرگ شود[۹] و برای یادآوری مرکزیت خداوند در زندگی به کعبه توجه کند.[۱۳]
- در طواف، زائر دل خود را از هر توجهی جز خدا پاک میکند[۱۴] و باید خود را از هر چه غیر خدایی است آزاد کند.[۹]
- طواف یعنی پناهندگی به خانه خدا و کمکخواهی از او.[۱۵]
- طواف، مبارزهای مداوم و خستگی ناپذیر با شیطان و شکستن زنجیرهای اسارت و درماندگی است.[۱۶]
- چرخیدن به گرد کعبه، علامت کمال علاقه و نشانه محبت است[۱۷] و باعث جلب توجه و مباهات خداوند به طواف کنندگان است.[۱۸]
اسرار اخلاقی و معنوی[ویرایش | ویرایش مبدأ]
منابع اخلاقی و تربیتی، طواف را تمرینی برای چند ارزش مهم معنوی میدانند:
- تواضع: طواف انبوه انسانها با لباس یکسان پیرامون خانه کعبه را نمودی از کوچکی بنده و بزرگی خداوند شمردهاند.[۱۹]
- عدم تکیه بر مردم: زائر از اینکه در زندگی دلش به غیر خدا مشغول بوده و به مردم تکیه کرده، پشیمان میشود و با بازگشت به «کعبۀ حقیقیِ دل»، فقط به خدا اعتماد میکند.[۲۰]
- توبه: یکی از اسرار توحیدی طواف، توبه به درگاه الهی و پاک شدن از گناهان است.[۲۱]
- طواف معنوی: طواف حقیقی، طواف معنوی است نه صرفاً چرخش جسم. در این طواف، دل و باطن انسان به حرکت درمیآید و زائر، کعبۀ حقیقی را در عالم معنا ملاقات میکند. این طواف تنها با شوق، اراده و صفای درون به دست میآید.[۲۲]
- همدلی و یگانگی: همه حاجیان با نظمی واحد و حرکتی هماهنگ، الگویی از همزیستی و در کنار یکدیگر قرار گرفتن را تجربه میکنند.[۲۳]
- یاد قیامت: تجمع بزرگ انسانها، یادآور اجتماع عمومی در روز رستاخیز است و ورود و خروج مداوم مردم میتواند اشاره به حرکت انسان از دنیا به آخرت باشد.[۲۴]
اسرار عرفانی و رمزی طواف[ویرایش | ویرایش مبدأ]
در نگاه عرفانی، طواف نمادی از سیر باطنی انسان به سوی خدا و هر بخش از آن دارا رمز و رازی دانسته شده.[۲۵] مهمترین اشارات عرفانی که در منابع آمده عبارت است از:
- به دور عرش: کعبه تمثیلی از عرش خدا و در امتداد بیت معمور است.[۲۶] پس طوافِ شایسته به دور کعبه، مقامات بالاتر را به دنبال دارد.[۷]
- شباهت به ملائکه: فرشتگان الهی در اطراف عرش خدا میگردند[۲۷]، انسان هم با طواف دور کعبه خود را شبیه به آنان میکند.[۲۸]
- کعبه، قبله دل: زائر باید با دلش طواف کند؛ زیرا طواف حقیقی، در محضر پروردگار است. طوافِ دل معنای دیگر هم دارد و آن، دورزدن در مدار انسانِ کامل است.[۲۹]
- طوافِ انس و عشق: طواف دل را به معراج میبرد، آتش محبت الهی را در جان شعلهور میکند و امید به رحمت و بخشش خدا را زنده نگه میدارد. در این حالت، سالک جز شوق دیدار حق چیزی نمیبیند.[۱۰]
- حضور در جمع مسلمانان: طواف، هرچند عبادتی فردی است، اما در میان جمع انجام میشود؛ نشانهای براینکه دین حضور اجتماعی را میپسندد، نه انزوا و گوشهگیری را.[۳۰]
سرّ عدد هفت در دورهای طواف[ویرایش | ویرایش مبدأ]
طواف در همه مذاهب اسلامی هفت دور دارد. منابع فلسفی و تفسیری درباره راز این عدد توضیحات گوناگونی ارائه کردهاند:
- دور شدن از هفت ویژگی بد و جایگزینی هفت صفت نیکو.[۳۱][یادداشت ۱]
- اشاره به حرکت طوافکننده در اقلیمهای هفتگانه خداوند که گاه از آن تعبیر به افلاک سبعه میشود.[۳۲]
- مشابهت با هفت مرحله نماز از قیام تا نشستن برای تشهد.[۳۳]
- مطابقت هفت دور طواف با هفت هزار سال فاصله فرشتگان از خداوند در جریان اعتراض به خلقت انسان.[۳۴]
- اشاره به هفت بطن قرآن که زائر با هر دور از طواف، به یک بطن و تاویلی از قرآن دست مییابد.[۳۵]
- همسنخی این عدد با دیگر مناسک حج، مانند هفتبار سعی و هفت سنگریزه رمی جمرات.[۳۱]
- هماهنگی با نظام آفرینش، مانند اشاره قرآن به «هفت آسمان»[۳۶]، هفت دریا[۳۷]، سبع المثانی قرآن[یادداشت ۲]، هفت روز هفته و هفت بطن قرآن.[۳۱]
- کامل شدن یک دور عبادتی و رساندن عمل به نقطه تمامیت.[۳۸]
منابع عرفانی نیز گاه این عدد را اشاره به مراحل هفتگانه سلوک معنوی و هفت رتبه انسان دانستهاند.[۳۹]
شروع طواف از حجرالاسود[ویرایش | ویرایش مبدأ]
در روایات، حجرالاسود «دست خداوند در زمین» خوانده شده است.[۴۰] آغاز طواف از آن را نشانه وارد شدن به حریم قدسی خانه خدا و تجدید پیمان با پروردگار دانستهاند دست زدن به این سنگ تعهدی است برای اینکه زائر دیگر دست خود را به گناه آلوده نکن.[۴۱]
شروط و آداب[ویرایش | ویرایش مبدأ]
طواف بجز اسرار آدابی هم دارد آدابی نظیر غسل، تواضع، سکینه و اینکه با پای برهنه به مطاف برود.[۴۲]
طهارت باطنی: برخی یادکرد قرآن از کعبه با ویژگی طهارت[۴۳] که خود، محل طواف و محور مناسک حج به شمار میآید را، اشارهای به لزوم وجود شرط پاکی معنوی طوافکنندگان برای مقبول شدن طواف دانستهاند.[۴۴]
حضور قلب: قلب دارای طهارت است. طهارت قلب آن است که به خدا عالم باشد و همواره حضور حق را درک کند و از او غافل نشده از شهوات حرام و حلال بپرهیزد.[۴۵]
دعا: یکی از مهمترین مستحبات و آداب به هنگام طواف دعاست. این دعاها مضامین بلندی دارند؛ طواف کننده به خدا عرض میکند ما بندگان توایم پیشانی ما در قبضه قدرت توست اگر ما را عذاب کنی به سبب گناهان ماست و اگر ما را ببخشی به سبب رحمت توست. زائر در طواف میگوید:
«اللَّهُمَّ إِنِّي إِلَيْكَ فَقِيرٌ وَ مِنْ عَذَابِكَ خَائِفٌ مُسْتَجِيرُ اللَّهُمَّ لَا تُبَدِّلْ اسْمِي وَ لَا تُغَيِّرُ جِسْمِي ...»
خدایا به تو نیازمندم و بیمناک و پناهنده ام نامم را عوض مکن و جسمم را تغییر مده.»
و چون در دور هفتم به آخر کعبه رسید دستانش را میگستراند و صورت و شکم خود را به کعبه می چسباند و میگوید
«اللَّهُمَّ الْبَيْتُ بَيْتُكَ وَ الْعَبْدُ عَبْدُكَ وَ هَذَا مَقَامُ الْعَائِذِ بِكَ مِنَ النَّارِ»
«خدایا! خانه خانه توست و بنده بنده تو و اینجا جایگاه پناه آورنده به تو از آتش است.»[۴۲]
پانویس[ویرایش | ویرایش مبدأ]
- ↑ درسنامه مناسک حج، ص۳۳.
- ↑ حج، 29.
- ↑ فروع کافی، ج4، ص412، ح5.
- ↑ ۴٫۰ ۴٫۱ عوالی الئالی، ج2، ص167.
- ↑ انفال، 35.
- ↑ صحبای حج، ص193.
- ↑ ۷٫۰ ۷٫۱ صهبای حج، ص190.
- ↑ انبیاء، 97.
- ↑ ۹٫۰ ۹٫۱ ۹٫۲ پیش درآمدی بر فرهنگ نامه اسرار و معارف حج، ج1، ص207.
- ↑ ۱۰٫۰ ۱۰٫۱ اسرار عرفانی حج، ص363.
- ↑ محجة البیضاء، ج2، ص350.
- ↑ پیش درآمدی بر فرهنگ نامه اسرار و معارف حج، ج1، ص209.
- ↑ بقره، 115.
- ↑ اسرار الشریعه، ص232.
- ↑ الحج و العمرة فی الکتاب و السنه، ص201؛ پیش درآمدی بر فرهنگ نامه اسرار و معارف حج، ج1، ص209.
- ↑ پیش درآمدی بر فرهنگ نامه اسرار و معارف حج، ج1، ص210.
- ↑ حج مقبول، ص۱۱۴.
- ↑ مستدرک الوسائل، ج 9، ص 376،
- ↑ دانشنامه حج و حرمین شریفین، ج۶، ص۳۷۲ و ۳۷۳.
- ↑ اسرار عرفانی حج، ص360.
- ↑ علل الشرایع، ج2، ص310؛ کافی، ج4، ص188.
- ↑ اسرار عرفانی حج، ص361.
- ↑ پیش درآمدی بر فرهنگ نامه اسرار و معارف حج، ج1، ص206.
- ↑ پیش درآمدی بر فرهنگ نامه اسرار و معارف حج، ج1، ص209.
- ↑ صحبای حج، ص191.
- ↑ بحار، ج96، ص57.
- ↑ زمر، 75.
- ↑ مستدرک الوسائل، ج10، ص172.
- ↑ اسرار عرفانی حج، ص358.
- ↑ پیش درآمدی بر فرهنگ نامه اسرار و معارف حج، ج1، ص210.
- ↑ ۳۱٫۰ ۳۱٫۱ ۳۱٫۲ اسرار عرفانی حج، ص364.
- ↑ اسرار الشریعه، ص243.
- ↑ اسرار عرفانی حج، ص365.
- ↑ علل الشرایع، ج2، ص407.
- ↑ اسرار الشریعه، ص240.
- ↑ بقره، 29.
- ↑ لقمان، 27.
- ↑ اسرار عرفانی حج، ص370 و 371.
- ↑ اسرار عرفانی حج، ص366-370.
- ↑ بحار الانوار، ج96، ص220؛ الحج و العمره فی الکتاب و السنه، ص102- 103.
- ↑ صحبای حج، ص194.
- ↑ ۴۲٫۰ ۴۲٫۱ اسرار عرفانی حج، ص371.
- ↑ سوره بقره(۲)، آیه ۱۲۵؛ سوره حج(۲۲)، آیه ۲۶.
- ↑ . نک: صهبای حج، ص217.
- ↑ اسرار عرفانی حج، ص359.
- ↑ راز هفت دور طواف آن است که انسان هفت صفت ناپسند دارد که همچون حجاب میان او و خدا قرار میگیرند: عجب، کبر، حسد، حرص، بخل، غضب و شهوت. زائر در طواف میکوشد این ویژگیها را از دل بزداید و به جای آن هفت خُلق نیک بنشاند: علم و حکمت، عفت، شجاعت، عدالت، کرم و تواضع. با این تغییرات اخلاقی، طواف به مسیری برای نزدیکی به خداوند تبدیل میشود.
- ↑ در تفسیر آیه ۸۷ سوره حجر «ولَقَد ءاتَینک سَبعـًا مِنَ المَثانى والقُرءانَ العَظیم» آمده است: بر اساس سخنی از امام صادق (ع) برای این که سوره حمد 7 آیه دارد و در هر نماز 2 بار خوانده میشود به آن سبع المثانی میگویند.
منابع[ویرایش | ویرایش مبدأ]
- درسنامه مناسک حج محمد حسین فلاح زاده، تهران، مشعر، 1389ش..
- الحج و العمره فی الکتاب و السنه، محمد محمدی ری شهری، قم، دارالحدیث، ۱۳۷۶ش.
- بحار الانوار، محمد باقر المجلسی، تصحیح محمد باقر بهبودی و دیگران، بیروت، داراحیاء التراث العربی، ۱۴۰۳ق.
- عوالی اللئالی، محمد ابن ابی جمهوری، قم، سیدالشهداء، 1362ش.
- المحجة البیضاء، فیض کاشانی، قم، نشر اسلامی، 1417ق.
- مستدرک الوسائل، میرزا حسین نوری، قم، مؤسسه آل البیت، 1408ق.
- پیش درآمدی بر فرهنگ نامه اسرار و معارف حج، معاونت امور روحانیون، تهران، مشعر، 1387ش.
- اسرار عرفانی حج، محمدتقی فعالی، تهران، مشعر، 1386ش.
- جرعهای از صهبای حج، عبدالله جوادی آملی، تهران، مشعر، 1386ش.