پرش به محتوا
منوی اصلی
منوی اصلی
انتقال به نوار کناری
نهفتن
ناوبری
تغییرات اخیر
مقالهٔ تصادفی
جستجو
جستجو
ظاهر
ایجاد حساب
ورود
ابزارهای شخصی
ایجاد حساب
ورود
صفحههایی برای ویرایشگرانی که از سامانه خارج شدند
بیشتر بدانید
مشارکتها
بحث
در حال ویرایش
بنیعباس
(بخش)
صفحه
بحث
فارسی
خواندن
ویرایش
ویرایش مبدأ
نمایش تاریخچه
ابزارها
ابزارها
انتقال به نوار کناری
نهفتن
عملها
خواندن
ویرایش
ویرایش مبدأ
نمایش تاریخچه
عمومی
پیوندها به این صفحه
تغییرات مرتبط
بارگذاری پرونده
صفحههای ویژه
اطلاعات صفحه
در پایگاههای دیگر
ویکیشیعه
دانشنامه اسلامی
امامت پدیا
ویکیپاسخ
ویکی حسین
ظاهر
انتقال به نوار کناری
نهفتن
هشدار:
شما وارد نشدهاید. نشانی آیپی شما برای عموم قابل مشاهده خواهد بود اگر هر تغییری ایجاد کنید. اگر
وارد شوید
یا
یک حساب کاربری بسازید
، ویرایشهایتان به نام کاربریتان نسبت داده خواهد شد، همراه با مزایای دیگر.
بررسی ضدهرزنگاری. این قسمت را پر
نکنید
!
==رقابت دولتها برای تسلط بر حرمین== دولتهای مستقل و نیمه مستقل که در سایه خلافت عباسی بهقدرت میرسیدند و نیز مخالفان آنها برای کسب اعتبار و مشروعیت میان مسلمانان، میکوشیدند بر مکه نفوذ یابند و بهعنوان رقبای دولت عباسی در این زمینه به شمار میرفتند. عرصههای رقابت عبارت بود از: خطبه خواندن برای یکی از رقبا که به عنوان مهمترین مظهر سیادت دینی و سیاسی آنها به شمار میرفت؛ معرفی یکی از آنها به عنوان رهبر دینی و سیاسی؛ اهدا و آویختن [[پرده کعبه]]؛ انجام کارهای خیر و حمایت از حاجیان در مسیرهای منتهی به مکه؛ فراهم کردن آب در مکه و مسیرهای حجاج؛ کوششهای عمرانی در مکه و مدینه. کوششها در منظر حاجیانی که از نقاط گوناگون [[جهان اسلام]] برای [[حجگزاری]] به حرمین میرفتند، قرار میگرفت و در بازگشت از عنایت دولتها به [[حرمین شریفین]] سخن میگفتند و این، خود، عامل سیادت و مشروعیت آنها میگشت. ===آل بویه، سلجوقیان و فاطمیان=== [[آل بویه]]، [[سلجوقیان]] و [[فاطمیان]] از قدرتهایی بودند که در این زمینه به رقابت با یکدیگر میپرداختند. در این رقابتها، دولت فاطمی [[مصر]] از سال 360ق. تا سال 480ق. به سبب دیپلماسی کارآمد و توان اقتصادی بیشتر موفق بود.<ref>نک: نامه تاریخپژوهان، ش3، ص103-117، «مکه آوردگاه رقابت امرای ایرانی و مصری. </ref> سپس تا سال 567ق. عباسیان و سلجوقیان توفیق بیشتر داشتند؛ زیرا دولت فاطمی درگیر گرفتاریهای داخلی و نیز نبرد با صلیبیها و زنگیان بود.<ref>رقابت عباسیان و فاطمیان، ص90.</ref> امیران محلی مکه و مدینه نیز با توجه به توان نظامی دولتهای رقیب و میزان کمکهای اهدایی رقبا به ایشان، جانب یکی را گرفته، کوشش میکردند با این سیاست، ثبات حکومت خود و امنیت حرمین و رفاه مردم آن را تامین کنند. گزیدهای از این رقابتها را میتوان بدین شرح آورد: ===طاهریان=== [[طاهریان]] (205-259ق.) از سوی خلیفه عهدهدار امور حرمین شدند.<ref>تاریخ طبری، ج9، ص258؛ طبقات ناصری، ج1، ص195.</ref> اما در واقع آنها تنها در مقام گماشتگان خلیفه و به طور تشریفاتی عهدهدار این منصب بودند، در حالی که ناظر اصلی، خود خلیفه بود و خطبه به نام وی خوانده میشد. ===طولونیان=== بر خلاف طاهریان، [[احمد بن طولون]] (254-270ق.) بنیانگذار [[سلسله طولونیان]] در مصر، برای کسب مشروعیت و مقبولیت میان مسلمانان، لازم میدید در مکه صاحب نفوذ و اعتبار باشد تا به دوام حکومت وی کمک کند. از اینرو، برای تحقق اهداف خود، با ارسال صدقات و هدایا برای گردانندگان امور مکه، میکوشید برای خود اعتبار کسب کند.<ref>النجوم الزاهره، ج3، ص8.</ref> ابن طولون با ارسال خراج مصر همراه با هدایای فراوان برای خلیفه معتمد به سال 257ق.<ref>تاریخ یعقوبی، ج2، ص508-509.</ref> در نظر داشت به خلیفه تقرب بیشتری یابد و قدرت خویش را به مکه نیز نفوذ دهد. او با استفاده از این موقعیت برای بیرون راندن طاهریان از مکه، یکی از سردارانش به نام [[ماطعان]] را به سال 257ق. با هزار سوار همراه با کاروان حاجیان مصر به مکه فرستاد و به او ماموریت داد تا بهگونه مسلح و مجهز در [[مراسم حج]] حضور یابد و در [[عرفات]] نیز چنین کند.<ref>تاریخ یعقوبی، ج2، ص509.</ref> ===صفاریان=== [[یعقوب لیث]] (247-265ق.) بنیانگذار سلسله [[صفاریان]]<ref>الامصار، ص11-12.</ref> برای کسب نفوذ در مکه تلاش نکرد. اما با مرگ یعقوب و روی کار آمدن برادرش [[عمرو بن لیث]]، [[معتمد عباسی|معتمد]] خلیفه عباسی برای این که روابط خود را با صفاریان بهبود بخشد، هنگامی که عمرو اظهار اطاعت از وی کرد، افزون بر حکومت قلمرو زیر اختیارش، کارگزاری حرمین شریفین را نیز به او واگذار کرد.<ref>البلدان، ص143؛ العقد الثمین، ج2، ص180؛ النجوم الزاهره، ج3، ص40؛ نک: تاریخ امراء المدینه، ص195.</ref> به نظر میرسد هدف اصلی خلیفه از واگذاری «[[عمل الحرمین]]: کارگزاری حرمین» به عمرو، تضعیف جایگاه و کاستن از نفوذ احمد بن طولون در حرمین بود. از آن پس رقابت و درگیری میان فرستادگان عمرو بن لیث و ابن طولون در مکه آغاز شد. به سال 268ق. نماینده ابن طولون در مکه شکست خورد و پرچَم عمرو بر سمت راست منبر [[مسجد ابراهیم خلیل]] نصب شد.<ref>تاریخ طبری، ج9، ص599.</ref> ابن طولون به سال 269ق. سپاهی را به مکه فرستاد. اما [[هارون بن محمد]]، عامل مکه، با کمک سپاهیان عمرو بن لیث، بر سپاه ابن طولون چیره شد و آنها را از مکه بیرون راند و ابن طولون در [[مسجدالحرام]] لعن شد.<ref>تاریخ طبری، ج9، ص652-654؛ تاریخ الموصل، ج2، ص113؛ اتحاف الوری، ج2، ص344.</ref> ===اخشیدیان=== از این پس رقابت میان آل بویه (320-447ق.) به عنوان حکمرانان بغداد و [[اخشیدیان]] (323-358ق.) به عنوان فرمانروایان مصر برقرار شد. آل بویه که به سال 334ق. بر بغداد تسلط یافتند، با اخشیدیان درباره ذکر نام آنها در [[خطبه حج]] در رقابت بودند. [[معزالدوله]] به سال 342ق. کاروان حاجیان عراق را با دو [[امیر الحاج]] به نام ابوالحسن محمد بن عبدالله و ابوعبدالله احمد بن عمر بن یحیی، به مکه گسیل داشت. آنها در مکه با سپاهیان ابن اخشید که برای دفاع از موقعیت وی همراه کاروان حاجیان مصر آمده بودند، درگیر شدند و توانستند با غلبه بر آنها به نام معزالدوله خطبه بخوانند.<ref>الکامل، ج8، ص506؛ اتحاف الوری، ج2، ص398.</ref> در سال 343ق. نیز میان کاروان اعزامی معزالدوله و مصریان درگیری رخ داد. این بار نیز مصریان مغلوب شدند و به نام [[رکن الدوله]]، معزالدوله و [[عزالدوله]] و سپس [[اخشید]] خطبه خوانده شد.<ref>الکامل، ج8، ص509.</ref> ===فاطمیان=== سرسختترین رقیب عباسیان در حرمین، در طول سده چهارم و پنجم ق. [[فاطمیان|فاطمیان مصر]] بودند.<ref>نک: رقابت عباسیان و فاطمیان، ص14 به بعد.</ref> به سال 358ق. فاطمیان بر مصر چیره شدند و در صدد بودند تا خلافت را از چنگ بنیعباس بیرون آورند. از اینرو، کوشش آنها برای کسب نفوذ در مکه بیشتر شد. دولت فاطمی هم بهلحاظ نزدیکی جغرافیایی به مکه و مدینه و هم از آن روی که تامین کننده بخش عمده نیازهای عمومی آن دو شهر بود، فرصتی مناسب برای تسلط بر حرمین داشت. در این ایام، آل بویه به نمایندگی از دستگاه خلافت در مکه با فاطمیان رقابت و مبارزه میکردند. ====خواندن خطبه بهنام خلیفه فاطمی==== [[المعز لدین الله]] (341-365ق.) خلیفه فاطمی پس از تصرف مصر، در همان سال برای کسب نفوذ در [[حجاز]] وارد میدان شد؛ ولی تنها توانست خطیب [[مدینه]] را وادار کند تا به نام وی در موسم حج خطبه بخواند.<ref>الکامل، ج8، ص612؛ اتحاف الوری، ج2، ص630.</ref> به سال 363ق. المعز لدین الله در کوشش برای گسترش نفوذ فاطمیان، با تحریک و همکاری «[[بنیهلال]]» و دیگر قبایل [[شبه جزیره عربستان]]، راه را بر کاروان حاجیان عراق بست. شماری بسیار از حاجیان کشته شدند و اموالشان به یغما رفت و نام المعزّ در خطبه حج جایگزین نام خلیفه عباسی شد.<ref>البدایة و النهایه، ج11، ص277؛ اتحاف الوری، ج2، ص410، 631.</ref> در سالهای 365 و 367ق. به نام خلیفه فاطمی، خطبه خوانده شد<ref>اتحاف الوری، ج2، ص410، 415-417.</ref> تا این که با استقرار [[عضدالدوله]] در بغداد به سال 367ق. وی برای نفوذ در مکه نیز وارد میدان شد. وی در نخستین گام کاروانی را که امیر الحاج آن ابواحمد موسوی بود، به مکه فرستاد و از امیر الحاج خواست تا به نام وی خطبه بخواند. امیر الحاج در این زمینه توفیق یافت و امیر مکه رضایت داد به نام امیر آل بویه و خلیفه عباسی خطبه خوانده شود. اما این موفقیت دیری نپایید و سال بعد باز هم به نام خلیفه فاطمی خطبه خوانده شد.<ref>تاریخ ابن خلدون، ج4، ص130.</ref> پس از این ناکامی، عضدالدوله با توسل به کوششهای خیرخواهانه در مکه تلاش کرد موقعیت خود را در آنجا استوار سازد. وی دریافت پولی را که به عنوان راهداری از حاجیان عراق گرفته میشد، لغو کرد. نیز راه [[عراق]] به مکه را اصلاح نمود و مبالغ فراوان میان خاندانهای با نفوذ مکه و مجاوران خانه خدا تقسیم کرد.<ref>نهایة الارب، ج26، ص218.</ref> به رغم این اقدامات، پیوسته در مکه به نام خلیفه فاطمی خطبه خوانده میشد؛ ====دوره آلب ارسلان==== با روی کار آمدن [[آلب ارسلان]] (455-465ق.) وضعیت [[سلجوقیان]] در مکه بهبود یافت و پس از سالها کاروانی از حاجیان عراق به مکه گسیل شد. امیر الحاج این کاروان، ابوالغنایم نورالدین مهدی زینی توانست امیر مکه را به خلیفه عباسی و سلطان سلجوقی مایل کند و او نیز در سال 458ق. با نام عباسیان خطبه خواند. در پاسخ به این اقدام امیر مکه، خلیفه فاطمی ارسال آذوقه را از مصر به مکه قطع کرد. مردم مکه به امیر فشار آوردند و او به ناچار بار دیگر به نام خلیفه فاطمی خطبه برقرار کرد.<ref>البدایة و النهایه، ج12، ص90-99؛ تاریخ ابن خلدون، ج4، ص130، 133-134.</ref> بدین ترتیب، فاطمیان با توسل به ابزار اقتصادی توانستند تا سال 462ق. با قدرت کامل بر مکه چیره باشند. در این سال، آلب ارسلان به موفقیتهایی بزرگ در [[شام]] و [[فلسطین]] دست یافت و بدین وسیله، فاطمیان را در تنگنا قرار داد. در پرتو این جریان، امیر مکه به نفع قدرت بیشتر تغییر سیاست داد و به نام خلیفه عباسی و آلب ارسلان، خطبه برقرار کرد. سلطان سلجوقی با استقبال از این اقدام، سی هزار دینار با خلعت و هدایای گرانبها برای امیر مکه فرستاد و به او وعده داد که در صورت حفظ وضع موجود، سالانه ده هزار دینار برای او مقرری بفرستد.<ref>اتحاف الوری، ج2، ص472.</ref> همچنین به امیر [[مدینه]]، [[مهنا]]، اعلام شد که اگر به خواسته خلفای عباسی تمکین کند، بیست هزار دینار به او خواهند داد، افزون بر این که سالانه پنج هزار دینار به وی تعلق خواهد گرفت.<ref>الکامل، ج10، ص61.</ref> به سال 462ق. پس از صد سال که خطبه به نام عباسیان قطع شده بود، دیگر بار به نام خلیفه عباسی [[قائم بامر الله]] و پس از وی به نام آلب ارسلان خطبه خوانده شد.<ref>اتحاف الوری، ج2، ص472، 473.</ref> مستنصر خلیفه فاطمی برای جبران گذشته، در سال 465ق. هدایایی برای امیر مکه فرستاد و با وعدههای دلپذیر او را واداشت تا بار دیگر به نام وی خطبه بخواند. ولیاندکی بعد دیگر بار نام وی از خطبه حذف شد و سرانجام با مرگ آلب ارسلان فرصت فراهم شد و المستنصر نامهای به امیر مکه نوشت و از او خواست بار دیگر به نام وی خطبه بخواند.<ref>اتحاف الوری، ج2، ص475.</ref> بدینگونه، پس از چهار سال خطبه به نام عباسیان و سلجوقیان قطع شد.<ref>اتحاف الوری، ج2، ص477؛ تاریخ الاسلام، ج31، ص29.</ref> ====دوره ملکشاه==== تا اواخر سلطنت [[ملکشاه]] (465-485ق.) خطبهها معمولاً به نام فاطمیان بود تا این که به سال 479ق. ملکشاه همانند آلب ارسلان در شام پیروزیهایی به دست آورد و قدرت خود را به فاطمیان و امیر مکه نشان داد. در پرتو این جریان، امیر مکه تغییر موضع داد و نام خلیفه فاطمی را از خطبهانداخت و به نام خلیفه عباسی خطبه خواند.<ref>الکامل، ج10، ص158؛ نهایة الارب، ج23، ص249.</ref> در سال 484ق. سلطان سلجوقی که در اوج قدرت بود، مصمم شد مکه را به قلمرو خود بیفزاید تا بدینوسیله، برای همیشه به سلطه فاطمیان بر آن سرزمین پایان دهد. بدین منظور، سپاهی به حجاز فرستاد که بر مدینه و مکه چیره شدند. اما این سپاه با مردم مکه به زشتی رفتار کرد، بهگونهای که سال بعد امیر مکه [[محمد بن ابیهاشم]] برای دادخواهی به بغداد آمد.<ref>اتحاف الوری، ج2، ص485.</ref> از سوی دیگر، مرگ ناگهانی ملکشاه و آشفتگی اوضاع پس از او باعث شد که با بیرون راندن سپاه وی از مکه، بار دیگر خطبه به نام فاطمیان خوانده شود.<ref>صبح الاعشی، ج4، ص275.</ref> ====دوره صلاحالدین ایوبی==== این جریان هیچگاه تا پایان حکومت فاطمیان تغییر نیافت و در نهایت، [[صلاحالدین ایوبی]] (حک: 564-589ق.) به این استیلا پایان داد و با سرنگون کردن فاطمیان، یکبار دیگر به نام خلیفه عباسی کنار نام خود خطبه خواند.<ref>الاصیلی، ص205؛ تاریخ ابن خلدون، ج4، ص134.</ref> در عصر عباسیان و در رقابت میان قدرتهای همجوار، امیران حرمین که سود خویش را در خطبه خواندن میدیدند، گاه متحیر میماندند که خطبه را به نام چه کسی بخوانند. از اینرو، در یک موسم برای جلب نظر دو طرف دعوا، گاه خطبه به نام یکی و گاه برای دیگری خوانده میشد.<ref>اتحاف الوری، ج2، ص478.</ref> در کشاکشهای سیاسی، همان سان که [[کعبه]] گاه دارای دو جامه در یک موسم میشد، گاهی هم بیجامه میماند. به سال 532ق. خلیفه عباسی به علت نبرد با سلجوقیان قادر به ارسال جامه برای [[کعبه]] نشد و در نتیجه، بازرگانی ایرانی به نام [[ابوالقاسم رامشت بن حسین|ابوالقاسم رامشت بن حسین شیرویه فارسی]] به اینکار همت گماشت و با صرف هجده هزار دینار از اموال خود برای کعبه جامه فراهم نمود.<ref>الکامل، ج11، ص65؛ نهایة الارب، ج23، ص284.</ref>
خلاصه:
لطفاً توجه داشته باشید که همهٔ مشارکتها در ویکی حج منتشرشده تحت Creative Commons Attribution-NonCommercial-ShareAlike در نظر گرفتهمیشوند (برای جزئیات بیشتر
ویکی حج:حق تکثیر
را ببینید). اگر نمیخواهید نوشتههایتان بیرحمانه ویرایش و توزیع شوند؛ بنابراین، آنها را اینجا ارائه نکنید.
شما همچنین به ما تعهد میکنید که خودتان این را نوشتهاید یا آن را از یک منبع با مالکیت عمومی یا مشابه آزاد آن برداشتهاید (برای جزئیات بیشتر
ویکی حج:حق تکثیر
را ببینید).
کارهای دارای حق تکثیر را بدون اجازه ارائه نکنید!
لغو
راهنمای ویرایش
(در پنجرهٔ تازه باز میشود)
جستجو
جستجو
در حال ویرایش
بنیعباس
(بخش)
افزودن مبحث