حضرت زینب (س)
حضرت زینب دختر حضرت زهرا (س) و امیرالمومنین (ع) ، سومین فرزند خانواده که نقش برجسته و بیبدیل وی در واقعه جانسوز کربلا در صبر و استقامت و پایداری در مقابل مصائب و مشکلات ؛ او را به اُسوه و الگویی برای زنان و آزادگان جهان تبدیل کرد. فضائل و مناقب او از جمله علم لَدُّنی وی و فصاحت و بلاغت وی در خطبههایی که در کوفه و شام ایراد نمود ، چنان بود که گویی امام علی علیه السلام است و امام علی سخن میگوید. او سرپرست کاروان اسرا از کوفه تا شام و ادامه دهنده راه برادرش حسین (ع) بود. او به فاصله کمی بعد از واقعه کربلا رحلت فرمود و در محل وفات و دفن وی اختلاف است.
محدوده خانه فاطمه(س) در مسجدالنبی | |
| مشخصات فردی | |
|---|---|
| نام کامل | حضرت فاطمه زهرا(س) |
| لقب | زهرا. کوثر. صدیقه |
| زادروز | سال ۵ بعثت (قول مشهور شیعه) |
| همسر | امام علی(ع) |
| فرزندان | امام حسن(ع). امام حسین(ع) |
| تاریخ درگذشت | سال ۱۱ هجری |
| محل درگذشت | مدینه |
| آرامگاه | نامعلوم |
| مشخصات دینی | |
| هجرت به | مدینه |
| دلیل شهرت | دختر پیامبر اسلام(ص) |
| نقشهای برجسته | مادر امامان(ع) |
معرفی و زندگانی
حضرت زینب کبری (س)، دختر امام علی و حضرت زهرا، سال ۵ یا ۶ قمری در مدینه زاده شد.[۱] نام «زینب» (زینت پدر) به وحی الهی و توسط جبرئیل بر او نهاده شد[۲] و پیامبر (ص) پس از درآغوش گرفتنش، از مصائب سخت آیندهاش گریست[۳] و امت را به علت شباهت او به خدیجه، به محبت او توصیه کرد.[۴]
از القاب او «عقیله (بانوی خردمند) بنی هاشم»[۱] ، «صدیقه صغری»[۵] و به دلیل شکیبایی در برابر فجایع کربلا، «امالمصائب» است و کنیه اش را ام کلثوم، ام عبدالله و ام الحسن گفتهاند.[۶]
حضرت زینب بنا بر پیشنهاد پیامبر(ص)[۷] با پسرعمویش عبدالله بن جعفر ازدواج کرد و فرزندانی از جمله علی، عون، عباس و امکلثوم داشت[۸] نام فرزند پنجم به اختلاف منابع جعفر یا محمد معرفی شده.[۹] هنگامی که معاویه، امکلثوم را برای یزید خواستگاری کرد، حضرت زینب با نظر برادرش امام حسین (ع) این وصلت را نپذیرفت و دخترش را به عقد قاسم بن محمد درآورد.[۱۰]
جایگاه علمی و حدیثی
حضرت زینب (س) راوی حدیث[۱۱] از پیامبر(ص)، پدر، مادر، دو برادر و صحابیانی چون اسماء بنت عمیس، امسلمه و امایمن است و امام سجاد (ع)، ابنعباس، عبدالله بن جعفر، جابر بن عبدالله و دیگران از ایشان حدیث شنیدهاند.[۱۲] از جمله روایات منقول از او میتوان به خطبه فدکیه[۱۳]، ماجرای منع فدک و شکایت حضرت فاطمه(س) به قبر رسول خدا(ص) [۱۴]، فضائل حضرت زهرا(س)[۱۵]، علی(ع) و شیعیان ایشان در کلام پیامبر[۱۶] و خبر جبرئیل از شهادت امام حسین (ع)[۱۷] اشاره کرد.
حضرت زینب مفسر قرآن برای زنان در کوفه[۱۸] و دارای «نیابت خاصه» از امام حسین(ع) بود به شکلی که مرحوم صدوق میگوید مردم تا بهبودی امام سجاد (ع) در مسائل حلال و حرام به او رجوع میکردند.[۱۹] رخی او را آگاه به «علم منایا و بلایا» و برتر از مریم و آسیه(س) دانستهاند.[۲۰] در فصاحت و بلاغت چنان بود که گویی امیرالمؤمنین (ع) سخن میگوید[۲۱]؛ امام سجاد (ع) او را با عبارت «عالِمة غیر مُعَلَّمَة» (دانای بیآموزگار) ستود که اشاره به علم لدُنّی (الهی) ایشان دارد.[۲۲]
مناقب و فضایل
حضرت زینب (س) به «عابده آل علی» شهرت داشت[۲۳] و حتی در اسارت، نماز شبش ترک نشد و امام حسین (ع) در روز عاشورا هنگام وداع از حضرت زینب خواست که دعا برای حسین را در نماز شب فراموش نکند.[۲۴] ابناثیر او را زنی عاقل، خردمند و دارای منطقی استوار توصیف کرده است.[۲۵] در عفت و حیا چنان بود که همسایهاش هرگز او را ندیده و صدایش را نشنیده بود.[۲۶] او در برابر مصیبت شهادت مادر، پدر و برادر تا فجایع کربلا، صبر و استقامت نشان داد و رسالت خویش را به انجام رساند. شجاعت در مواجهه با ابنزیاد و یزید، از برجستهترین صفات او دانسته شده. شهید مطهری او را نمونهای عالی از قلب نیرومند، روحیه حماسی و بیباکی در برابر مرگ معرفی کرده است.[۲۷]
در دوران خلافت امام علی(ع)
از زندگانی حضرت زینب تا ایام خلافت پدرش امام علی(ع) در کوفه اطلاع چندانی در دست نیست. با آغاز خلافت امام علی ( ۴۰- ۳۵ ق) و در پی آن جنگ جمل، همسرش عبدالله بن جعفر همراه امام از مدینه به بصره و پس از پایان جنگ، همراه سپاه امام به کوفه آمد و درکوفه ماندگار شد. به دنبال آن حضرت زینب با عدهای دیگر از بستگانش از مدینه به کوفه، هجرت کرد. زینب از نزدیک شاهد رویدادهای تلخی چون جنگ جمل، صفین و نهروان و در نهایت شهادت پدرش امام علی در مسجد کوفه بود.[۲۸] حضرت زینب بعضی از سخنان امام علی(ع) را در آن ایامِ سوء قصد به جانش وهمچنین برخی وقایع و حوادثِ شب شهادت پدرش را نقل کرده است.[۲۹] او در تشییع جنازه پدرش تا منطقه غَریّ (پشت کوفه) دو برادرش امام حسن (ع) و امام حسین (ع) و شوهرش عبدالله بن جعفر را همراهی کرد.[۳۰] پس از صلح امام حسن (ع) و بازگشت آن حضرت به مدینه، حضرت زینب نیز با بستگانش از کوفه به مدینه بازگشتند وپس ازآن تا هنگام قیام امام حسین (ع) و خروج آن حضرت از مدینه؛ حضرت زینب در مدینه بود.[۳۱]
در دوران امامت امام حسین(ع)
با خروج امام حسین (ع) از مدینه، حضرت زینب با دو تن از فرزندانش ( عَون و محمد ) و سایر بستگان، همسفر برادر شد.[۳۲] گفته میشود شدتِ علاقه حضرت زینب به برادرش ازهمان عوانِ کودکی، باعث شد حضرت علی (ع)،هنگام بستنِ عقدِ ازدواج او با عبدالله؛ شرط کند که هرگاه زینب بخواهد با حسین (ع)، سفر رود، او رامانع نگردد. از این رو عبدالله وی را اجازه داد.[۳۳]
زینب در کربلا
حضرت زینب در کربلا، شاهد تلخترین صحنهها از جمله شهادت یک یک فرزندان؛ برادران و نزدیکانش بود. ابو مخنف، بسیاری از این صحنهها را ترسیم کرده است از جمله اینکه: حضرت زینب در روز تاسوعا، خبر نزدیک شدن دشمن را به برادرش داد.[۳۴] واینکه در شب عاشورا امام سجاد (ع) را که سخت بیمار شده بود، پرستاری میکرد.[۳۵] نزدیک شدنِ حضرت زینب به گودال قتلگاه از بالای بلندی ( که اکنون در شهر کربلا به نام تلّ زینبیه شناخته میشود ودر حال حاضر بر جای آن، ساختمانِ باشکوهی ساخته شده )، لحظاتی قبل از شهادتِ برادرش حسین[۳۶] یا عبور حضرت زینب بعد از شهادت برادرش به قتلگاه آنگاه که ایستاد و رو به مدینه کرد و خطاب به جدش فرمود: «هذا حسینٌ مُرَمَّلٌ بالدماء ...»، از دیگر صحنه هایی است که ابو مخنف بدان اشاره دارد.[۳۷] پس از واقعه کربلا نیز حضرت زینب، سرپرست کاروانِ اسراء و ادامه دهنده راه برادرش شد.
حضرت زینب در کوفه
پس از واقعه کربلا، اهل بیت امام حسین (ع) از جمله حضرت زینب و امام سجاد (ع) را که بیمار بود، به صورت اسیر به کوفه وارد ساختند. حضرت زینب (ع) در کوفه در فرصتی مناسب در جمع مردم این شهر به خطبه ایستاد. وی اشاره به مردم کرد که ساکت شوید. پس نفسها در سینهها حبس شد و زنگ شتران از حرکت ایستاد.! او در این خطبه مردم کوفه را نسبت به کوتاهی در یاری رساندن به امام حسین (ع ) و گناه بزرگی که در ریختن خون آن حضرت، مرتکب شدهاند، شدیدا توبیخ کرد و به تبیینِ مظلومیت خاندان پیامبر (ص) و افشای چهره دشمنان پرداخت.[۳۸] سخنان تکان دهنده حضرت زینب؛ وجدان خفته مردم کوفه را بیدار کرد وصدای مردم به گریه و شیون، بلند شد. نیروهای انتظامی کوفه، احساس خطر و شورش از سوی مردم کردند. از این رو سعی کردند با آوردن سرِ امام بالای نیزه به کنار مَحمِل زینب، هم او را از ادامه سخن باز دارند و هم توجه مردم را از زینب بازگردانند و این گونه نیز شد. اینجا بود که حضرت زینب، سر خویش را محکم به گوشه محمل کوبید. به گونه ای که خون از سر او جاری شد و سپس آن اشعار را خواند که: «ای هلال ماه نو که تو بر حدِّ کمال رسیدی و خسوف او را غافلگیر نکرد ...» ( یا هلالاَ لمّا استتمَّ کمالا...).[۳۹] در کوفه در مجلس ابن زیاد نیز بین او و حضرت زینب سخنانی رد و بدل شد. ازجمله اینکه ابن زیاد، خطاب به حضرت زینب، گفت: دیدی خداوند با خاندان تو چه کرد ( از قتل و اسارت)!؟ اما حضرت زینب (س)، در جواب گفت: از خداوند جز زیبایی ندیده است ( ما رایت الا جمیلا ).[۴۰] همچنین در همین مجلس بود که ابن زیاد، با شناختن امام سجاد (ع)، اراده قتل او را کرد. اما حضرت زینب با دفاع از آن حضرت، گفت: اگر میخواهد او را بکشد، باید اول وی را به قتل برساند و با شجاعت و جسارتی که به خرج داد مانع از این قتل شد.[۴۱]
حضرت زینب در شام
ابن زیاد حضرت زینب و همراهان او را از کوفه به شام نزد یزید فرستاد. در شام؛ جسارت یزید به لب و دندان امام و خواندن آن اشعار ( لَعِبَت هاشمُ بالمُلکِ فلا خبرُ جاءَ و لا وحیُ نَزَل...) که از کفر و الحاد او پرده برمیداشت، حضرت زینب را بر آن داشت که بر خود لازم ببیند که ایستاده و در خطبهای با سخنان خود آنها را مفتضح و رسوا نماید.[۴۲] وی در این خطبه یزید را به عنوان «یا ابن الطُلَسقاء» ( که اشاره به آزاد شدن جدش ابوسفیان از سوی پیامبر-ص- دارد)، مخاطب ساخته و به او فرمود: که آیا از عدل است که وی ناموس خود را در پس پرده نگاه داشته و دختران رسول خدا (ص) را در معرض انظار قرار داده است؟![۴۳] همچنین در همین مجلس بود که مردی سرخ روی از یزید تقاضا کرد که یکی از دختران اسیر از اهل بیت را که به روایتی فاطمه دختر امام حسین(ع) بود به او ببخشد که حضرت زینب در مقابل این درخواستِ نابجا ایستادگی کرد وسوگند یاد کرد که یزید و آن مرد نمیتوانند به هدف خود برسند و همین گونه نیز شد.[۴۴] افشاگریهای حضرت زینب ومقاومت وایستادگی او در مقابل یزید باعث شد خیلی زود یزید،اقامت او را در شام مصلحت نداند ودستورباز گرداندن او و اهل بیت را به مدینه به نُعمان بن بَشیر(که زمانی از صحابه رسول خدا -ص-بود.[۴۵]) بدهد.[۴۶]
وفات حضرت زینب و مکانهای زیارتی منسوب به او
حضرت زینب پس از بازگشت از شام به فاصله کمی بنابرمشهوردر غروب روز یکشنبه ۱۵ رجب سال ۶۲وفات نمود.[۴۷] در مورد محل وفات و مکان دفن آن حضرت سه قول است:1- درمدینه وفات نمودواحتمالاً در بقیع دفن گردید. 2- در شام (دمشق) وفات نمود ودرحومه دمشق ( شهرک زینبیه ) دفن شد. 3- در مصر ( قاهره ) وفات نمود و در منطقه قَنطرة السِباع در محلی که در حال حاضر به «مسجده سیده زینب» معروف است، دفن شد.هر یک از سه قول؛ برای خود دلایلی دارند که مورد نقد قرار گرفته است. مرحوم قز وینی در اثر خود «زینب کبری از ولادت تا شهادت»، به تفصیل، به نقل این اقوال و نقدی که بر آنها صورت گرفته پرداخته است.[۴۸]
پانویس
- ↑ ۱٫۰ ۱٫۱ مستدرک عوالم العلوم، ج11، 945.
- ↑ مستدرک عوالم العلوم، ج11، ص947.
- ↑ تراجم اعلام النساء، ج2، ص165.
- ↑ تراجم اعلام النساء، ج2، ص166.
- ↑ تنقیح المقال، ج3، ص79.
- ↑ ریاحین الشریعه، ج3، ص46.
- ↑ من لایحضره الفقیه،ج3،ص393.
- ↑ انساب الاشراف، ج6، ص67.
- ↑ الطبقات الکبری، ج8، ص340؛ اسدالغابه، ج6، ص132.
- ↑ نسب قریش، ج1، ص29.
- ↑ به نقل از: تنقیح المقال، ج3، ص79.
- ↑ عوالم العلوم، ج11، ص953 و 957.
- ↑ علل الشرائع، ج1، ص248؛ دلائل الامامه، ص110.
- ↑ امالی المفید، ص40.
- ↑ علل الشرائع، ص148 و 150.
- ↑ غایه المرام، ج6، ص63.
- ↑ بحار الانوار،ج98، ص114.
- ↑ عوالم العلوم، ج11، ص954 و 957.
- ↑ عوالم العلوم، ج11، ص957.
- ↑ عوالم العلوم، ج11، ص957.
- ↑ الاحتجاج، ج2، ص109.
- ↑ الاحتجاج، ج2، ص114.
- ↑ عوالم العلوم، ج11، ص 948.
- ↑ عوالم العلوم، ج11، ص953.
- ↑ اسد الغابه، ج6، ص132.
- ↑ عوالم العلوم، ج11، ص55.
- ↑ حماسه حسینی، ج1، ص141.
- ↑ زینب از ولادت تا شهادت، ص42 و 43.
- ↑ زینب از ولادت تا شهادت، ص43-52.
- ↑ همان، ص53.
- ↑ ریاحین الشریعه، ج3، ص74.
- ↑ تنقیح المقال، ج2، ص210.
- ↑ ریاحین الشریعه،ج3، ص76.
- ↑ وقعة الطف، ص197.
- ↑ وقعة الطف، ص200.
- ↑ وقعة الطف، ص252.
- ↑ وقعة الطف، ص259.
- ↑ بلاغات النساء، ص 38؛ البلدان، ص224؛ الاحتجاج، ج2، ص 109-113.
- ↑ ینابیع المودّه، ج3، ص87.
- ↑ الفتوح، ج5، ص122.
- ↑ وقعة الطف، ص 263؛ الفتوح، ج5، ص123؛ الکامل فی التاریخ، ج4، ص82.
- ↑ الاحتجاج، ج2، ص122 و 123.
- ↑ بلاغات النساء، ص35؛ الاحتجاج، ج2، ص 123-130.
- ↑ تاریخ الطبری، ج5، ص462 ؛ الاحتجاج، ج2، ص131و 132.
- ↑ الاستیعاب، ج4، ص1496.
- ↑ وقعة الطف، ص272.
- ↑ قاموس الرجال، ج11، ص43.
- ↑ زینب کبری از ولادت تا شهادت، ص398- 414.
منابع
- آثار اسلامی مکّه و مدینه، جعفریان، رسول، تهران، مشعر، ۱۳۸۲ش.
- الإرشاد فی معرفة حجج الله علی العباد، مفید، محمدبن محمد، قم، کنگره شیخ مفید، ۱۴۱۳ق.
- اعلام الوری، طبرسی، فضل بن حسن، قم، مؤسسة آلالبیت لاحیاء التراث، ۱۴۱۷ق.
- الامالی، طوسی، محمدبن حسن، تحقیق مؤسسة البعثة، قم، دارالثقافة، ۱۴۱۴ق.
- الامالی، مفید، محمدبن محمد، تحقیق حسین استادولی، علیاکبر غفاری، بیروت، دارالمفید، ۱۴۱۴ق.
- امتاع الاسماع، مقریزی، احمد بن علی، به کوشش محمد عبدالحمید، بیروت، دار الکتب العلمیه، ۱۴۲۰ق.
- بحارالانوار، مجلسی، محمدباقر، بیروت، دارالتعارف للمطبوعات، 1421ق.
- بحارالانوار، مجلسی، محمدباقر، بیروت، مؤسسة الوفاء، ۱۴۰۴ق.
- تاريخ طبری، طبری، ابن جرير، بیروت، مؤسسة الاعلمي للمطبوعات، بیتا.
- تاريخ مکة المشرفة و المسجدالحرام و المدينة الشريفة و القبر الشريف، محمد بن احمد ابن الضياء، تحقيق العدوي، مکه، مکتبة التجارية مصطفي احمد الباز، 1416ق.
- تاريخ المدينة المنورة، ابو زيد عمر بن شبه، قم، دار الفكر، 1368 ش.
- تاريخ و آثار اسلامي مكه مكرمه و مدينه منوره، قائدان، اصغر، تهران، مشعر، 1386ش.
- جواهر التاریخ، کورانی، علی، دار الهدی، 1425ق.
- الخصال، صدوق، محمد بن علی بن بابویه، تحقیق علیاکبر غفاری، قم، جامعه مدرسین، چاپ اول، ۱۳۶۲ش.
- دلائل الامامة، طبری امامی، محمدبن جریر، قم، مؤسسة البعثة، ۱۴۱۳ق.
- دلائل النبوة و معرفة أحوال صاحب الشریعة، بیهقی، احمد بن حسین، تحقیق عبدالمعطی قلعجی، بیروت، دارالکتب العلمیه، ۱۴۰۵ق.
- رحلة ابن جبیر، محمد بن احمد بن جبیر، بیروت، دار و مکتبة الهلال، بیتا.
- زندگانی فاطمه زهرا علیهاالسلام، شهیدی، سید جعفر، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، ۱۳۶۲ش.
- السقیفة و فدک، جوهری بصری، احمدبن عبدالعزیز، تحقیق محمدهادی امینی، بیروت، شرکة الکتبی، ۱۴۱۳ق.
- سیرة النبویه، ابنهشام، ابومحمد عبدالملک بن هشام حمیری، تحقیق مصطفی السقا، ابراهیم الابیاری، عبدالحفیظ الشبلی، بیروت، دارالمعرفه.
- الشافی فی الامامة، سید مرتضی، علی بن حسین، تهران، مؤسسه الصادق(ع)، چاپ دوم، ۱۴۱۰ق.
- علل الشرایع، صدوق، محمدبن علی بنبابویه، تحقیق سیدمحمدصادق بحرالعلوم، النجف الاشرف، المکتبة الحیدریة، ۱۳۸۵ق.
- عمارة و توسعة المسجد النبوی الشریف عبر التاریخ، ناجی محمد حسن عبدالقادر الانصاری، نادی المدینه المنوره الادبی، ۱۹۹۶م.
- فاطمه الزهراء من المهد الی اللحد، قزوینی، محمدکاظم، بینا، ۱۴۱۴ق.
- الفصول المختاره، مفید، محمد بن محمد بن نعمان، قم، کنگره جهانی شیخ مفید، چاپ اول، ۱۴۱۳ق.
- الکافی، کلینی، محمد بن یعقوب، تصحیح علیاکبر غفاری و محمد آخوندی، تهران، دار الکتب الاسلامیة، ۱۴۰۷ق.
- کشف الغمة فی معرفة الأئمة، اربلی، علی بن عیسی، تحقیق و تصحیح سید هاشم رسولی محلاتی، تبریز، بنیهاشمی، ۱۳۸۱ق.
- مأساة الزهرا(س)، عاملی، سید جعفر مرتضی، بیروت، دار السیره، ۱۴۱۸ق.
- مصباح المتهجد، محمد بن حسن طوسی، بیروت، موسسه فقه الشیعه،1411ق.
- معالم المدینه المنوره بین العماره و التاریخ، عبدالعزیز بن عبدالرحمن کعکی، جزء الرابع، بیروت، 2011.
- معجم البلدان، یاقوت حموی، یاقوت بن عبدالله، بیروت، دارصادر، چاپ دوم، ۱۹۹۵م.
- معجم معالم الحجاز، بلادی، عاتق بن غیث، مکه، مؤسسة الریان، ۱۴۳۱ق.
- مفاتیح الغیب، فخر رازی، محمد بن عمر، بیروت، داراحیاء التراث العربی، سوم، ۱۴۲۰ق.
- مناقب آل ابیطالب، ابنشهرآشوب، محمدبن علی، گروهی از اساتید نجف اشرف، النجف الاشرف، المکتبة الحیدریة، ۱۳۷۶ق.
- المناقب، خوارزمی، موفق بن احمد، تحقیق مالک محمودی، قم، نشر اسلامی، ۱۴۱۱ق.
- الموسوعة الکبری عن فاطمة الزهرا(س)، انصاری زنجانی، اسماعیل، بیجا، دلیلنا، بیتا.
- المیزان فی تفسیر القرآن، طباطبایی، سید محمدحسین، قم، انتشارات جامعه مدرسین، ۱۴۱۷ق.