|
|
| (۲۳ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۳ کاربر نشان داده نشد) |
| خط ۱: |
خط ۱: |
| {{جعبه اطلاعات زیارتنامه | | {{جعبه اطلاعات زیارتنامه |
| | عنوان = زیارت حضرت حمزه و شهدای احد | | | عنوان = زیارت شهدای احد |
| | تصویر = | | | تصویر = مقبره شهدای غزوه احد.jpg |
| | عرض تصویر = | | | عرض تصویر = |
| | توضیح تصویر = | | | توضیح تصویر = |
| | نامهای دیگر = | | | نامهای دیگر = |
| | موضوع = زیارت حضرت حمزه و شهدای احد | | | موضوع = زیارت شهدای احد |
| | مأثور/غیرمأثور = غیر مأثور | | | مأثور/غیرمأثور = غیر مأثور |
| | صادره از = | | | صادره از = |
| خط ۱۴: |
خط ۱۴: |
| | منابع سنی = | | | منابع سنی = |
| | مضمون = | | | مضمون = |
| | ثواب = پیامبر فرمود: هر کس مرا زیارت کند و عمویم حمزه را زیارت نکند بر من جفا کرده است. | | | ثواب = |
| | زمان = در همه ایام | | | زمان = دوشنبه و پنجشنبه |
| | مکان = | | | مکان = |
| | تکنگاریها = | | | تکنگاریها = |
| | مرتبط = [[زیارتنامه امامان بقیع]] | | | مرتبط = [[زیارت حضرت حمزه]]؛ [[مقبره شهدای احد|قبر شهدای احد]] |
| }} | | }} |
| '''جنگ اُحد''' در سال سوم هجری رخ داد و به سبب نافرمانی برخی تیراندازان، ۷۲ نفر از مسلمانان از جمله حضرت حمزه(ع) شهید شدند. در روایات، زیارت حضرت حمزه و شهدای اُحد سفارش شده و برای آنان زیارتنامه نیز نقل شده است. | | '''زیارت شهدای اُحد'''، به معنای حضور نزد قبر شهدای [[غزوه احد|جنگ احد]] و خواندن [[زیارتنامه]] است. [[شهدای احد]]، در جنگ احد در سال سوم هجرت به شهادت رسیدند و در جوار میدان جنگ دفن شدند. مشهورترین شهید احد، [[حضرت حمزه]]، عموی [[حضرت محمد (ص)|پیامبر اسلام(ص)]] است. [[زیارت حضرت حمزه|زیارت قبر حمزه]] و سایر شهدای احد از سوی پیامبر(ص) سفارش شده و مورد توجه مسلمانان بوده است. |
|
| |
|
| == غزوه احد == | | == غزوه احد == |
| [[غزوه احد|غزوه اُحد]] دومین جنگ مشرکان علیه مسلمانان در هفت شوال سال سوم هجری در دامنه [[کوه احد]] واقع شد، در این جنگ پیروزی اولیه از آن مسلمانان بود، اما به خاطر نافرمانی گروهی از تک تیراندازان دشمن از پشت حمله کرد و هفتاد و دو نفر از لشکریان اسلام از جمله حضرت [[حمزه سیدالشهدا]] را به شهادت رساند. | | [[غزوه احد|غزوه اُحد]] دومین جنگ مشرکان علیه مسلمانان در هفت شوال سال سوم هجری در دامنه [[کوه احد]] واقع شد<ref>تاریخ طبری، ج2، ص59.</ref>، در این جنگ پیروزی اولیه از آن مسلمانان بود، اما به خاطر نافرمانی گروهی از تک تیراندازان، دشمن از پشت حمله کرد و هفتاد و دو نفر از لشکریان اسلام از جمله [[حضرت حمزه(ع)|حضرت حمزه]] را به شهادت رساند.<ref>البداء و التاریخ، ج4، ص201.</ref> |
|
| |
|
| | == مزار شهدای احد == |
| | {{اصلی|مقبره شهدای احد}} |
| | مقبره شهدای احد در غرب [[مسجد حمزه]] کنونی در شمال [[مدینه]]<ref>آثار اسلامی مکه و مدینه، ص377.</ref> و جنوب [[کوه احد]] قرار دارد.<ref name=":023">رحلة ابن جبير، ص154.</ref>در قبرستان شهدای احد، افزون بر حمزه، [[عبدالله بن عمرو بن حزام]]، [[عمرو بن جموح]]، و [[سهل بن قیس]] در نزدیکی حمزه مدفون هستند.<ref>تاریخ معالم المدینه، ص۱۳۰؛ وفاء الوفاء، ج۳، ص۱۱۶-۱۱۷.</ref><ref>المغازی، ج۱، ص۳۱۲-۳۱۳؛ تاریخ المدینه، ج۱، ص۱۳۰.</ref>دستکم از سده ششم بنایی با گنبدی بلند روی این مقبره وجود داشت<ref name=":022">رحلة ابن جبير، ص154.</ref> اما این گنبد و بارگاه در حدود 1344 قمری ویران شد و امروزه محوطهای دیوار کشی شده است.<ref>كشف الارتياب في أتباع محمد بن عبد الوهاب، ص55.</ref> |
|
| |
|
| از زمان [[حضرت محمد (ص)|رسول خدا(ص)]] سنّت شده است که مسلمانان به زیارت [[شهدای احد]] و عموی گرامی آن حضرت در دامنه کوه احد می روند<ref>تهذیب الاحکام، ج1، ص465.</ref>
| | == فضیلت زیارت شهدا احد == |
|
| |
|
| از [[حضرت محمد (ص)|رسول خدا(ص)]] نقل شده هر کس مرا زیارت کند و عمویم [[حمزه]] را زیارت نکند به من جفا کرده است.<ref>مستدرک الوسائل، ج10، ص198.</ref>
| | بر اساس روایات، حضرت محمد(ص) به زیارت قبر عمویش سفارش کردند و مسلمانان از همان دوران تاکنون به زیارت قبور [[شهدای احد]] از جمله مزار حضرت حمزه در دامنه کوه احد می روند.<ref>تهذیب الاحکام، ج1، ص465.</ref> |
|
| |
|
| روایت شده که [[فاطمه(س) دختر محمد(ص) (کتاب)|حضرت فاطمه(س)]] پس از رحلت پدر، روزهای دوشنبه و پنجشنبه به زیارت قبور شهدا می رفت و با اشاره به مواضع مسلمانان می فرمود اینجا موضع [[حضرت محمد (ص)|رسول خدا(ص)]] و در این مکان مشرکین بودند و در آنجا نماز می گزارد و دعا می کرد.<ref>کافی، ج4، ص561.</ref> | | روایت شده که [[فاطمه(س) دختر محمد(ص) (کتاب)|حضرت فاطمه(س)]] پس از رحلت پدر، روزهای دوشنبه و پنجشنبه به زیارت قبور شهدای احد میرفت و با اشاره به مکانهایی میفرمود؛ اینجا موضع [[حضرت محمد (ص)|رسول خدا(ص)]] و در این مکان مشرکین بودند. او در آنجا نماز میخواند و دعا میکرد.<ref>کافی، ج4، ص561.</ref> |
|
| |
|
| == متن زیارت حمزه و دیگر شهدای احد == | | === زیارت شهدای احد در سیره رسول خدا (ص) === |
| زائر در زیارت [[مزار شهدای احد]] نزد قبر حمزه، عموی پیامبر(ص)، بایستد و بگوید:<ref>بحار الانوار، ج97، ص220-221.</ref>
| | آن [[حضرت محمد (ص)|حضرت]] پس از [[غزوه احد|نبرد احد]]، سالی یک بار به زیارت [[شهدای احد]] میرفت؛<ref>الغدیر، ج5، ص161.</ref> چنانکه به برخی منابع، به زیارت [[حضرت محمد (ص)|پیامبر (ص)]] از قبور [[شهدای احد]] و بازسازی قبور توسط آن حضرت و همچنین گریه، نماز و دعای ایشان بر سر قبور شهدای احد اشاره کرده است.<ref>جواهر الثمینه، ص252-254.</ref> |
|
| |
|
| {{نقل قول دوقلو
| | == متن زیارت شهدای احد == |
| | تیتر= زیارت حضرت حمزه
| | [[زیارتنامه|زیارتنامهای]] برای خواندن در کنار قبر [[شهدای احد]] در منابع شیعی آمده است که در آن سلام و درود و گواهی بر ایمان، جهاد و مقام والای شهیدان و یاران [[حضرت محمد (ص)|پیامبر اسلام]] است و طلب رحمت برای آنان و لعن بر قاتلانشان را بیان میکند. همچنین توصیه شده پس از خواندن این زیارتنامه، زائر هر قدر میتواند سوره قدر بخواند و ثواب آن را به شهدای احد هدیه کند.<ref>بحار الانوار، ج97، ص220-221.</ref> |
| | اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا عَمَّ رَسُولِ اللهِ، صَلَّی اللهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا خَیْرَ الشُّهَداءِ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا أَسَدَاللهِ وَأَسَدَ رَسُولِهِ، أَشْهَدُ أَنَّکَ قَدْ جاهَدْتَ فِی اللهِ عَزَّ وَجَلَّ، وَجُدْتَ بِنَفْسِکَ، وَنَصَحْتَ رَسُولَ اللهِ صَلَّی اللهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ، وَکُنْتَ فِیما عِنْدَ اللهِ سُبْحانَهُ راغِباً، بِأَبِی أَنْتَ وَأُمِّی، أَتَیْتُکَ مُتَقَرِّباً إِلی رَسُولِ اللهِ صَلَّی اللهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ بِذلِکَ، راغِباً إِلَیْکَ فِی الشَّفاعَةِ، أَبْتَغِی بِزِیارَتِکَ خَلاصَ نَفْسِی مَتَعَوِّذاً بِکَ مِنْ نار اسْتَحَقَّها مِثْلِی بِما جَنَیْتُ عَلی نَفْسِی
| |
| | سلام بر تو ای عموی گرامی رسول خدا که درود خدا بر او و آلش باد سلام بر تو ای بهترین شهیدان سلام بر تو ای شیر خدا و شیر رسول خدا گواهی دهم که تو براستی جهاد کردی در راه خدای عزوجل و جان خود را در این راه بذل کردی و برای رسول خدا (صلی الله علیه وآله) خیرخواهی کردی و مشتاق بودی آنچه را نزد خدای سبحان بود، پدر و مادرم به فدایت من در اینجا به نزد شما آمدم تا بدینوسیله به رسول خدا صلّی الله علیه وآله تقرب جویم و اشتیاق به تو در شفاعت دارم، جوینده ام بهوسیله زیارتت خلاص کردن جانم را، پناهنده ام به تو از آتشی که امثال من بواسطه جنایتی که کردهایم مستحق آن گشتهایم | |
| | هارِباً مِنْ ذُنُوبِی الَّتِی احْتَطَبْتُها عَلی ظَهْرِی، فَزِعاً إِلَیْکَ رَجاءَ رَحْمَةِ رَبِّی، أَتَیْتُکَ أَسْتَشْفِعُ بِکَ إِلی مَوْلایَ وأَتَقَرَّبُ بِنَبِیِّهِ اِلَیهِ لِیَقضِیَ لِی بِکَ حَوائِجِی، أَتَیْتُکَ مِنْ شُقَّة بَعِیدَة، طالِباً فَکاکَ رَقَبَتِی مِنَ النّارِ، وَقَدْ أَوْقَرَتْ ظَهْرِی ذُنُوبِی، وَأَتَیْتُ ما أَسْخَطَ رَبِّی، وَلَمْ أَجِدْ أَحَداً أَفْزَعُ إِلَیْهِ خَیْراً لِی مِنْکُمْ أَهْلَ بَیْتِ الرَّحْمَةِ، فَکُنْ لِی شَفِیعاً یَوْمَ فَقْرِی وَحاجَتِی، | |
| | گریزانم از گناهانی که بر پشت خویش بار کردهام پناهنده ام به تو به امید رحمت به زیارتت آمدم و درخواست شفاعت نزد مولایم دارم و تقرب میجویم به او برای این که حوائجم را به وسیله تو برآورد. به زیارتت آمدهام از راهی پررنج و دور و خواهان آزادی خویش از دوزخم و براستی که خم کرده پشتم را سنگینی بار گناهانم و به کاری که موجب خشم پروردگار من است دست زدهام و نیافتم کسی را که به او پناه برم بهتر از شما خاندان رحمت پس تو (ای سرور بزرگوار) شفیعم باش در روز نداری و نیازم
| |
| | فَقَدْ سِرْتُ إِلَیْکَ مَحْزُوناً، وَأَتَیْتُکَ مَکْرُوباً، وَسَکَبْتُ عَبْرَتِی عِنْدَکَ باکِیاً، وَصِرْتُ إِلَیْکَ مُنْفَرِداً، أَنْتَ مِمَّنْ أَمَرَنِیَ اللهُ بِصِلَتِهِ، وَحَثَّنِی عَلی بِرِّهِ، وَدَلَّنِی عَلی فَضْلِهِ، وَهَدانِی لِحُبِّهِ، وَرَغَّبَنِی فِی الْوِفادَةِ إِلَیْهِ، وَاَلْهَمَنِی طَلَبَ الْحَوائِجِ عِنْدَهُ، أَنْتُمْ أَهْلُ بَیْت لا یَشْقی مَنْ تَوَلاّکُمْ، وَلایَخِیبُ مَنْ أَتاکُمْ، وَلایَخْسَرُ مَنْ یَهْواکُمْ، وَلا یَسْعَدُ مَنْ عادیکُمْ.
| |
| | که راه پیمودم به سویت غمناک وآمده ام به نزدت در حال محنت زدگی و ریختم اشکم را در پیشت گریان و به درگاهت آمدهام تک و تنها و تو از کسانی هستی که خداوند به من دستور پیوند او را داده و به نیکی به او وادارم کرده و بر فضل و برتریش راهنمائیم کرده و به محبتش هدایت نموده و به رفتن سَرِ خوانِ کرمش ترغیبم کرده و به من الهام کرده که حاجاتم را در پیش او بخواهم شما خاندانی هستید که بدبخت نشود هر که دوستتان دارد و نومید نگردد هر که به درگاهتان آید و زیانکار نشود هر که هوای شما در سر دارد و روی سعادت نبیند هر که شما را دشمن دارد.
| |
| |{{فارسی|پس رو به قبل کرده و بگوید:}} اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد. اَللّهُمَّ إِنِّی تَعَرَّضْتُ لِرَحْمَتِکَ بِلُزُومِی لِقَبْرِ عَمِّ نَبِیِّکَ صَلَّی اللهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ، لِیُجِیرَنِی مِنْ نِقْمَتِکَ وَسَخَطِکَ وَمَقْتِکَ فِی یَوْم تَکْثُرُ فِیهِ الْاَصْواتُ، وَتُشْغَلُ کُلُّ نَفْس بِما قَدَّمَتْ، وَتُجادِلُ عَنْ نَفْسِها، فَاِنْ تَرْحَمْنِی الْیَوْمَ فَلا خَوْفَ عَلَیَّ وَلاحُزْنَ، وَإِنْ تُعاقِبْ فَمَوْلیً لَهُ الْقُدْرَةُ عَلی عَبْدِهِ، وَلاتُخَیِّبْنِی بَعْدَ الْیَوْمِ،
| |
| | خدایا درود فرست بر محمد و آل محمد خدایا من خود را در گذرگاه مهرت قرار دادم بدانکه ملازم قبر عموی پیغمبرت (صلی الله علیه وآله) گشتم تا مرا در پناه خود گیرد از انتقام تو در روزی که صداها در آن روز بسیار گردد و هرکس سرگرم شود بدانچه از پیش فرستاده و از خویشتن دفاع کند پس اگر در آن روز به من رحم کنی که ترس و اندوهی ندارم و اگر کیفرم کنی پس تو مولائی هستی که قدرت داری بر بنده خود ولی ناامیدم مکن پس از این روز
| |
| | وَلاتَصْرِفْنِی بِغَیْرِ حاجَتِی، وَتَقَرَّبْتُ بِهِ إِلَیْکَ ابْتِغاءَ مَرْضاتِکَ وَرَجاءَ رَحْمَتِکَ، فَتَقَبَّلْ مِنِّی، وَعُدْ بِحِلْمِکَ عَلی جَهْلِی، وَبِرَأْفَتِکَ عَلی جِنایَةِ نَفْسِی، فَقَدْ عَظُمَ جُرْمِی، وَما أَخافُ أَنْ تَظْلِمَنِی، وَلکِنْ أَخافُ سُوءَ الْحِسابِ، فَبِهِما فُکَّنِی مِنَ النّارِ، وَلاتُخَیِّبْ سَعْیِی، وَلا یَهُونَنَّ عَلَیْکَ ابْتِهالِی، وَلایُحْجَبَنَّ عَنْکَ صَوْتِی، وَلاتَقْلِبْنِی بِغَیْرِ حَوائِجِی
| |
| | و بازم مگردان (از اینجا) بدون حاجتم و بوسیله او به درگاه تو تقرب جویم به آرزوی دست رسی به خوشنودیت و به امید دریافت رحمتت پس بپذیر از من و بازگرد به بردباریت بر نادانی من و به مهرت بر جنایتی که بر خود کردم چونکه گناهم بزرگ است و ترس از آن ندارم که به من ستم کنی ولی از بدی حساب ترس دارم، پس به حق هر دو آنها که آزادم کن از آتش و نومید مکن کوششم را و مبادا زاری من نزد تو ناچیز و خوار قرار گیرد و صدای من از تو محجوب گردد و بدون حاجاتم مرا باز نگردان
| |
| | یا غِیاثَ کُلِّ مَکْرُوب وَمَحْزُون، وَیا مُفَرِّجاً عَنِ الْمَلْهُوفِ الْحَیْرانِ الْغَرِیقِ الْمُشْرِفِ عَلَی الْهَلَکَةِ، فَصَلِّ عَلی مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد، وَانْظُرْ إِلَیَّ نَظْرَةً لا أَشْقی بَعْدَها أَبَداً، وَارْحَمْ تَضَرُّعِی وَعَبْرَتِی وَانْفِرادِی، فَقَدْ رَجَوْتُ رِضاکَ، وَتَحَرَّیْتُ الْخَیْرَ الَّذِی لایُعْطِیهِ أَحَدٌ سِواکَ، فَلا تَرُدَّ أَمَلِی، اَللّهُمَّ إِنْ تُعاقِبْ فَمَوْلیً لَهُ الْقُدْرَةُ عَلی عَبْدِهِ وَجَزائِهِ بِسُوءِ فِعْلِهِ، فَلا اَخِیبَنَّ الْیَوْمَ
| |
| | ای فریادرس هر محنت زده و غمناک و ای گشاینده (اندوه) از اندوهگین سرگردان و غریقی که مشرف بر هلاکت است پس درود فرست بر محمد و آل محمد و بنگر به من نگریستنی که هرگز پس از آن بدبخت نشوم و رحم کن به زاری و اشک و تنهائیم چونکه من به خوشنودیت امیدوارم و جویایم آن خیری را که عطا نکند آن را احدی جز تو پس آرزویم را باز مگردان خدایا اگر کیفرکنی پس مولائی هستی که بر بنده ات قدرت داری و پاداش عمل بدش بوده پس نومیدم مساز امروز
| |
| | وَلاتَصْرِفْنِی بِغَیْرِ حاجَتِی، وَلاتُخَیِّبَنَّ شُخُوصِی وَوِفادَتِی، فَقَدْ أَنْفَدْتُ نَفَقَتِی، وَ أَتْعَبْتُ بَدَنِی، وَقَطَعْتُ الْمَفازاتِ، وَخَلَّفْتُ الْاَهْلَ وَالْمالَ وَما خَوَّلْتَنِی، وَآثَرْتُ ما عِنْدَکَ عَلی نَفْسِی، وَلُذْتُ بِقَبْرِ عَمِّ نَبِیِّکَ صَلَّی اللهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ، وَتَقَرَّبْتُ بِهِ ابْتِغاءَ مَرْضاتِکَ، فَعُدْ بِحِلْمِکَ عَلی جَهْلِی، وَبِرَأْفَتِکَ عَلی ذَنْبِی، فَقَدْ عَظُمَ جُرْمِی، بِرَحْمَتِکَ یاکَرِیمُ.
| |
| | و بازم مگردان بدون روا شدن حاجتم و ناامید مکن حرکت کردن و آمدنم را چونکه پولم را خرج کردهام و بدنم را به تعب افکندم و بیابانهای بسیاری را پشت سر گذاردم و زن و فرزند و مال و منالم و آنچه را به من دادی همه را بجای گذاردم و آنچه را پیش تو است برای خود اختیار کردم و به قبر عموی پیغمبرت (صلی الله علیه وآله) پناه آوردم و بوسیله او برای جستن خوشنودیت تقرب جستم پس بازگرد با بردباریت بر نادانیم و با مهرت بر گناهم که براستی گناهانم بزرگ گشته به مهرت، ای بزرگوار.
| |
| }}
| |
| | ارتفاع = 20em
| |
|
| |
|
| برای زیارت دیگر شهدای احد چنین بگوید:
| |
| {{نقل قول دوقلو | | {{نقل قول دوقلو |
| |تیتر=زیارت شهدای احد | | |تیتر=زیارت شهدای احد |
| خط ۶۶: |
خط ۵۲: |
| | پس بر شما باد سلام خدا و رحمت و برکاتش و لعنت خدا و خشم و غضبش بر آنکس که شما را کُشت خدایا بهره مندم ساز به زیارتشان و بر آن نیتی که آنها داشتند مرا هم ثابت بدار و بمیرانم بر آنچه ایشان را بر آن میراندی و گرد آور میان من و ایشان در جایگاه خانه رحمتت گواهی دهم که شما بر ما سبقت گرفتید و ما هم به شما ملحق خواهیم شد. | | | پس بر شما باد سلام خدا و رحمت و برکاتش و لعنت خدا و خشم و غضبش بر آنکس که شما را کُشت خدایا بهره مندم ساز به زیارتشان و بر آن نیتی که آنها داشتند مرا هم ثابت بدار و بمیرانم بر آنچه ایشان را بر آن میراندی و گرد آور میان من و ایشان در جایگاه خانه رحمتت گواهی دهم که شما بر ما سبقت گرفتید و ما هم به شما ملحق خواهیم شد. |
| }} | | }} |
| | ارتفاع = 20em
| |
| و سپس هر چه میتواند سوره قدر بخواند و ثواب آن را به ارواح [[شهدای احد]] هدیه کند.<ref>بحار الانوار، ج97، ص221-222.</ref>
| |
|
| |
|
| |
| ==جستار وابسته== | | ==جستار وابسته== |
| * [[زیارتنامه امامان بقیع|زیارتنامه امامان بقیع]] | | * [[زیارت حضرت حمزه|زیارت حمزه]] |
| | * [[مقبره شهدای احد]] |
| * [[زیارتنامههای مدینه]] | | * [[زیارتنامههای مدینه]] |
|
| |
|
| خط ۸۰: |
خط ۶۳: |
| {{منابع}} | | {{منابع}} |
|
| |
|
| * '''مستدرک الوسائل و مستبط المسائل'''، نوری، حسین، قم، موسسه آل البیت، 1408ق. | | * '''الغدیر فی الکتاب و السنت و الادب'''، امینی، عبد الحسین، بیروت، دار الکتاب العربی، 1386ق. |
| * '''الکافی'''، کلینی، محمد بن یعقوب، مصحح: غفاری، علی اکبر و آخوندی، محمد، تهران، دار الکتب الاسلامیه، 1407ق. | | * '''الکافی'''، کلینی، محمد بن یعقوب، مصحح: غفاری، علی اکبر و آخوندی، محمد، تهران، دار الکتب الاسلامیه، 1407ق. |
| * '''بحار الانوار الجامعه لدرر اخبار ائمه الطهار'''، مجلسی، محمد باقر بن محمد محمد تقی، مصحح: جمعی از محققان، چاپ دوم، بیروت، دار احیاءالتراث العربی، 1403ق. | | * '''بحار الانوار الجامعه لدرر اخبار ائمه الطهار'''، مجلسی، محمد باقر بن محمد محمد تقی، مصحح: جمعی از محققان، چاپ دوم، بیروت، دار احیاءالتراث العربی، 1403ق. |
| * '''تهذیب الاحکام'''، طوسی، محمد بن حسن، مصحح: خراسان، حسن الموسوی، تهران، دار الکتب الاسلامیه، 1407ق. | | * '''تهذیب الاحکام'''، طوسی، محمد بن حسن، مصحح: خراسان، حسن الموسوی، تهران، دار الکتب الاسلامیه، 1407ق. |
| | * '''جواهر الثمینه فی محاسن المدینه '''، حسینی مدنی، محمد کبریت، تحقیق: اسماعیل شافعی، محمد حسن، بیروت، دار الکتب العلمیه، 1417ق. |
| | * '''تاریخ الطبری '''، طبری، محمد بن جریر، تحقیق: محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت، دار التراث احیاءالعربی، 1387ق. |
| | * '''البدء و التاریخ '''، مقدسی، مطهر بن طاهر، تحقیق: سمیر شمس، بیروت، دار الصادر، 1903م. |
|
| |
|
| {{پایان}} | | {{پایان}} |