اصحاب صفه: تفاوت میان نسخه‌ها

صفحه‌ای تازه حاوی «{{جا:ویرایش}} '''اصحاب صفه'''، مهاجران مجردی بودند، که پس از ساخت مسجدالنبی، در قسمت انتهایی آن مستقر شدند؛ مکانی که شامل یک سکو و سایبان می‌شد.» ایجاد کرد
 
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۱۰ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد)
خط ۳: خط ۳:
[[رده:مقاله‌های در حال ویرایش]]
[[رده:مقاله‌های در حال ویرایش]]
'''اصحاب صفه'''، [[مهاجران (صدر اسلام)|مهاجران]] مجردی بودند، که پس از ساخت [[مسجدالنبی]]، در قسمت انتهایی آن  مستقر شدند؛ مکانی که شامل یک سکو و سایبان می‌شد.
'''اصحاب صفه'''، [[مهاجران (صدر اسلام)|مهاجران]] مجردی بودند، که پس از ساخت [[مسجدالنبی]]، در قسمت انتهایی آن  مستقر شدند؛ مکانی که شامل یک سکو و سایبان می‌شد.
==تاریخچه و شکل‌گیری اصحاب صفه==
صفه را همانند سقيفه يا سايبان دانسته‌اند<ref>لسان العرب، ج۹، ص۱۹۵؛ مجمع البحرين، ج۲، ص۶۱۷، «صفو»؛ تاج العروس، ج۱۲، ص۳۲۵، «صفف».</ref>. از ساكنان صفه نيز به اصحاب صفّه، اهل ‌الصفّه يا اصحاب المَظَلّه (سايبان‌نشينان) ياد كرده‌اند.<ref>الطبقات، ج۱، ص۱۹۶، ۲۳۲.</ref> برخی پژوهشگران به پيروي از بعضی لغت‌شناسان متأخر، صفه را سكّو دانسته‌اند.<ref>.Encyclopedia of Islam, Ahl Al-Suffa.</ref>
در ضلع شرقی حرم نبوی كه مكان نخست مسجد پيامبر بوده و روبه‌روی ديوار [[خانه فاطمه(س)|منزل حضرت فاطمه(س)]]، امروزه قسمتی را به صورت سكّويی بلندتر ساخته و آن را صفه نام نهاده‌اند که درواقع همان محل [[دکه الاغوات|دکة الآغوات]] است.
در پی [[هجرت|هجرت پيامبر ‌(ص)]] و مسلمانان به [[مدینه|يثرب]] و پيش از ساخته شدن [[مسجد النبی|مسجد نبوی]]، مهاجران بی‌همسر در خانه‌های [[انصار]] در [[قبا]] اقامت داشتند كه با اقامتگاه پيامبر(ص) در خانه ابوايوب انصاري فاصله بسيار داشت. اين مهاجران پس از ساخته شدن مسجد نبوی، مقيم مسجد شدند. مناسب‌تر آن بود كه آنان انتهای مسجد را براي قرار دادن وسايل و استراحت خود انتخاب كنند، به ويژه كه سايبانی نيز در آن قسمت قرار داشت. از هنگام دقيق ساخت اين سايبان، آگاهی در دست نيست. شايد در آغاز تأسيس مسجد و براي حفظ نماز‌گزاران از آفتاب سوزان مدينه، اين سايبان ساخته شده و با [[تغییر قبله|تغيير قبله]] در سال دوم، در قسمت انتهایی و پشت به [[قبله]] مسجد قرار گرفته باشد.<ref>الطبقات، ج۱، ص۱۹۶؛ اسد الغابه، ج۵، ص۷۷؛ وفاء ‌الوفاء، ج۲، ص۴۸.</ref> برخی مساحت صفه را ۹۶ متر مربع تعيين كرده‌اند.<ref>آثار اسلامي مكه و مدينه، ص۲۳۴.</ref>بر اين اساس، ساكنان صفه همان ساكنان مسجد نبوی بودند كه روزها به اين سايبان پناه می‌بردند؛ ولی در شب می‌توانستند هر جای مسجد بخوابند.<ref>المصنف، صنعاني، ج۱، ص۴۲۱، ۴۲۳؛ قرب الاسناد، ص۱۴۸.</ref> از اين رو، شماری از فقيهان [[اهل سنت]] خوابيدن در مسجد را برای غير بوميان جايز شمرده‌اند. <ref>المجموع، ج۲، ص۱۷۳.</ref>گزارش‌هایی در دست است كه نشان می‌دهد سكونت در مسجد و سايبان آن به [[مهاجران]] اختصاص نداشت.<ref>المستدرك، ج۳، ص۲۰.</ref> همچنين از حضور مشركان [[قریش|قريشی]] به اسارت درآمده در [[غزوه بدر|نبرد بدر]]<ref>الام، ج۱، ص۷۱؛ معرفة السنن و الآثار، ج۲، ص۲۵۷.</ref>و مهمانان پيامبر در صفه نيز گزارشی در دست است.<ref>بهجة النفوس، ص۲۲۲.</ref>
==صفه‌نشینان اولیه==
فرودستان [[مهاجران (صدر اسلام)|مهاجر]] از مكه همچون [[بلال بن رباح|بلال]]، [[خباب|خبّاب]]، [[صهیب|صُهَيب]]، [[ابن مسعود]]، [[مقداد]] و [[عمار بن یاسر|عمار]] جزء نخستين ساكنان صفّه بوده‌اند.<ref>المستدرك، ج۳، ص۱۹-۲۰.</ref> ابوذر نيز پس از [[هجرت]] به [[مدینه|مدينه]] به سال سوم يا پنجم ق.<ref>الطبقات، ج۴، ص۱۶۸؛ الاستيعاب، ج۱، ص۳۲۱.</ref> و [[سلمان فارسی|سلمان]] <ref>الطبقات، ج۴، ص۶۰، ۶۳؛ المستدرك، ج۳، ص۱۹-۲۰.</ref>پيش از [[نبرد خندق]] و به سال پنجم ق. به اين جمع پيوستند.<ref>لطبقات، ج۱، ص۱۹۶.</ref>
بر پايه روايتي، منظور از صالحان در آيه‌۶۹ نساء/۴ كه در كنار پيامبران، صديقين و شهدا جزء نعمت‌يافتگان دانسته شده‌اند، جمعي از اصحاب صفّه از جمله سلمان، ابوذر، صهيب، بلال، خباب و عمّار هستند.<ref> شواهد التنزيل، ج۱، ص۱۹۷.</ref>
ساكنان بعدی صفه، نومسلمانان قبايل صحرانشين بودند كه بر اثر تهديدهاي موجود، دارايی و خانه‌های خود را رها كرده بودند تا در سايه امنيت مدينه، كنار ديگر مسلمانان، همنشين پيامبر گرامی (ص) باشند. اعضایی از [[بنو‌غفار]]،<ref>اسد الغابه، ج۳، ص۹۷-‌۹۸.</ref> [[بنوسليم]]،<ref>المستدرك، ج۱، ص۱۷۵.</ref> [[جُهينه]]<ref>المستدرك، ج۱، ص۱۷۵.</ref>، [[اسلم]] <ref>الطبقات، ج۴، ص۲۲۳.</ref>و ديگر قبايل منطقه، در ميان ساكنان صفّه حضور داشتند.
پيوستن [[ابوهريره]]، [[واثلة بن اسقع]] و شماری ديگر از صفّه‌نشينان مورد توجه [[اهل سنت]] به صفّه، مربوط به هنگامی است كه [[مكه]] [[فتح مکه|فتح]] شده و پيامبر اصل مهاجرت را لغو كرده بود. برخي به اشتباه، عمده ساكنان صفّه را مهاجران [[قريش|قريشی]] دانسته‌اند.<ref>الكشاف، ج۱، ص۳۱۸؛ مبهمات القرآن، ج۱، ص۲۶۸.</ref> شماری از [[انصار|انصاريان]] را نيز ساكن صفه شمرده‌اند كه از مشهور‌ترين افراد آن‌ها مي‌توان به [[جابر بن عبدالله انصاری]] و [[ابوسعيد خُدری]] اشاره كرد.<ref>حلية الاولياء، ج۱، ص۴۲۵.</ref>
==فقر و تهی‌دستی صفه نشینان==
تاريخ‌‌نگاران و راويان در وصف «اهل صفّه» همواره فقر و وضع أسف‌بار معيشتی آن‌ها را ‌گزارش كرده و آنان را تهيدستان جامعه نبوی تصوير كرده‌اند.<ref> فتح الباري، ج۱۱، ص۲۴۴.</ref>
غذاي اهل صفه بيشتر از خرما بود و كمتر نان يا گوشت نصيبشان مي‌شد.<ref>المستدرك، ج۳، ص۱۶؛ تهذيب الكمال، ج۷، ص۳۹۰-‌۳۹۱.</ref> آنان گاه در هر وعده دو خرما بيشتر نمی‌خوردند. حتی گاهی مدت‌هاي طولاني از بي‌‌غذایی به اجبار سنگ بر شكم مي‌بستند يا روزه مي‌گرفتند.<ref>جامع البيان، ج۲۸، ص۵۲.</ref>اگر خرمای كافی در اختيارشان بود، به هر دو تن روزانه يك مُدّ خرما مي‌رسيد.<ref> مسند احمد، ج۴، ص۵۴۰‌؛ اسد الغابه، ج۳، ص۸۹‌.</ref> در غير اين ‌صورت، ناچار بودند با چند خرما روز خود را سپري كنند.<ref>مسند ابن راهويه، ج۱، ص۲۰۱؛ تاريخ دمشق، ج۶۷، ص۳۱۹-‌۳۲۰.</ref> بر پايه گزارشی از [[عبدالله بن عمر]]، اهل صفه تا [[خیبر|فتح خيبر]] به سال هفتم ق. معمولاً سير نمی‌شدند.<ref>صحيح البخاري، ج۵‌، ص۸۳‌؛ فتح الباري، ج۹، ص۴۳۵.</ref>
درباره پوشاك ساكنان صفه نيز گزارش‌هایی همانند در دست است. نبود لباس موجب مي‌شد گرد ‌و‌غبار بر تنشان بنشيند و عرق را بر اندامشان خشك كند و نيازشان به شست‌وشو را بيفزايد.<ref> تاريخ دمشق، ج۶۲، ص۳۵۹؛ سير اعلام النبلاء، ج۳،
ص۳۸۵.</ref>  بر پايه گزارشی، گاه ۷۰ تن از اصحاب صفّه لباسی كمتر از حد معمول داشتند، به‌گونه‌اي كه در نماز همواره نگران پوشاندن عورت خويش بودند.<ref>صحيح البخاري، ج۱، ص۱۳۰.</ref> بر پايه گزارشی ديگر، ۳۰ تن از ساكنان صفّه با بالا تنه عريان پشت سر [[حضرت محمد (ص)|پيامبر(ص)]] نماز می‌گزاردند.<ref>الطبقات، ج۱، ص۱۹۶؛ عيون الاثر، ج۲، ص۴۰۳.</ref>
برای بهبود وضع معيشت صفّه‌نشينان راهكارهای گوناگون دنبال شد. گاه به آن‌ها پارچه هديه می‌دادند.<ref> مسند احمد، ج۴، ص۵۴۰؛ بحار الانوار، ج۴۳، ص۸۴.</ref> هرگاه غذايي به پيامبر می‌رسيد، آن را ميان اهل صفه پخش مي‌كرد و اگر هديه بود، پيامبر(ص) خود نيز از آن می‌خورد.<ref>الطبقات، ج۱، ص۲۹۶.</ref>
پيامبر ساكنان صفّه و عموم تهيدستان را از گدایی بازمي‌داشت. در آيه ۲۷۳ بقره/۲ كه در همين زمينه نازل گشته، از مؤمنان خواسته شده در كمك كردن كوتاهی نكنند و گمان مبرند كسی كه درخواست نمی‌كند، نيازمند نيست.<ref>جامع البيان، ج۳، ص۱۳۱-۱۳۷؛ مجمع البيان، ج۲، ص۶۶۶-۶۶۷.</ref>
پس از تولد [[حسنين]]، پيامبر به وزن تقريبی موهاي آن دو، نقره [[صدقه]] داد تا براي اصحاب صفّه هزينه شود.<ref> مسند احمد، ج۷، ص۵۳۷؛ المناقب، كوفي، ج۲، ص۲۷۲؛ السنن الكبري، ج۱۴، ص۲۶۳.</ref> گاه [[فاطمه(س)]] سهم همسرش از غنيمت‌های نبرد را به آن‌ها صدقه مي‌داد.<ref>مكارم الاخلاق، ص۹۴؛ مستدرك الوسائل، ج۶، ص۵۱۲.</ref> [[امام علی(ع)|امير مؤمنان(ع)]] نيز پنهاني به آنان ياری مي‌رساند.<ref> المناقب، كوفي، ج۲، ص۸۳؛ شواهد التنزيل، ج۱، ص۱۴۸؛</ref>
با توجه به فقر اهل صفه، برخي صفّه را «خانه صدقه‌گيران» دانسته‌اند.<ref> تاريخ دمشق، ج۶۷، ص۳۲۰.</ref> در نتيجه، همه آيات مدنی را كه در آن‌ها به صدقه، مساكين، فقيران و انفاق اشاره شده، به ساكنان صفّه مربوط دانسته‌اند. البته نگارندگان شأن نزول، بر اثر كمبود آگاهی، گزارش‌هاي چندان ذيل آن آيات ارائه نكرده‌اند. از اندك شأن نزول‌های ‌گزارش شده در اين زمينه كه اشاره‌اي روشن به اصحاب صفّه دارد، روايت‌هايي است كه ذيل آيات ۲۷۱ و ۲۷۳ بقره/۲ آمده‌اند. در اين آيات، صدقه‌ به تهيدستان مهاجر اختصاص يافته كه به سبب ايمانشان در موطن خود ايمن نبودند و به مدينه مهاجرت كردند و نمی‌توانستند كار كنند.<ref>الكشاف، ج۱، ص۳۱۸؛ غررالتبيان، ص۲۲۲.</ref>
يكي ديگر از منابع تأمين هزينه‌های اهل صفه، به ويژه در پنج سال دوم حكومت پيامبر(ص) در مدينه، غنيمت‌های به دست آمده در نبرد‌ها و درآمدهاي حاصل از اموال خالص پيامبر (ص) مانند اموال [[بنی نضير]] بود. بر پايه آيات سوره حشر، خداوند جنگجويان را بر اثر نقش اندكشان در نبرد بنی نضير، از غنيمت‌ محروم كرد و همه اموال به دست آمده را به‌ صورت خالص در اختيار پيامبر نهاد تا از آن برای خويشاوندان، ايتام، بيچارگان و در راه ماندگان هزينه كند؛ فقيران مهاجری كه از كاشانه و دارایی خود دور مانده بودند.<ref>جامع البيان، ج۲۸، ص۴۶، ۵۴.</ref>
==آموزش تعالیم دینی توسط صفه نشینان==
از آن‌جا ‌كه بسياری از پيروان پيامبر گرفتار كارهای روزمره خود بودند<ref>حلية الاولياء، ج۱، ص۳۷۷.</ref>، حضور [[مهاجران (صدر اسلام)|مهاجران]] مجرد در مسجد فرصتی در اختيار پيامبر نهاد تا برای گسترش فرهنگ و آموزه‌های اسلامی از آن‌ها بهره برد.<ref>فتح الباري، ج۶، ص۴۳۰</ref> پيامبر هر نومسلمان مهاجر به مدينه را به يكی از انصار می‌سپرد تا او را با دين و قرآن آشنا كند.<ref> تاريخ المدينه، ج۲، ص۴۸۷.</ref>
در گزارشی آمده كه [[عباده بن صامت|عبادة بن صامت]] به آن‌ها خواندن و نوشتن آموخت.<ref>مسند احمد، ج۶، ص۴۳۰؛ المصنف، ابن ابي شيبه، ج۵، ص۹۸؛ المستدرك، ج۲، ص۴۸.</ref> گزارش‌هایی نیز درباره ‌نگارش سخنان پيامبر آمده است.<ref>الحد الفاصل، ص۳۷۸؛ الكامل، ج۱، ص۲۲.</ref> بسياری از جوانان [[انصار|انصاری]] شيفته پيامبر(ص) همواره در مسجد كنار ايشان بودند. هفتاد تن از انصار چنان [[قرآن]] آموخته بودند كه لقب قاری داشتند<ref> المغازي، ج۱، ص۳۴۷؛ الطبقات، ج۳، ص۳۹۰.</ref> و حضور مفسران مشهور ميان اصحاب صفه همچون [[ابوسعيد خدری انصاری]]، [[ابن مسعود]]، و [[عبدالله عمرو]] پيامد اين برنامه بود. شكل‌گيری مجموعه جوانان انصاری آشنا با قرآن نشان مي‌دهد كه اينان در مسجد و بيشتر در سايبان آن، قرآن حفظ كردند و به قاری مشهور شدند.<ref>تاريخ المدينه، ج۲، ص۴۸۷.</ref>
==جهاد صفه نشینان==
مشهور است كه در رويداد [[بئر معونه]] به سال چهارم ق. ۷۰ تن به ‌شهادت رسيدند كه برخي از آنان در زمره اصحاب صفّه بودند.<ref>تفسير مقاتل، ج۱، ص۱۹۰؛ البدء و التاريخ، ج۴، ص۲۱۱؛ مجمع البيان، ج۲، ص۸۸۰.</ref> با شهادت اين گروه، آيه ۱۶۹ آل عمران/۳ نازل شد: {و‌لا تَحسَبَنَّ الَّذينَ قُتِلوا في سَبيلِ اللهِ اَمواتاً بَل اَحياءٌ عِندَ رَبِّهِم يُرزَقون}<ref>جامع البيان، ج۴، ص۲۳۱؛ مجمع البيان، ج۲، ص۸۸۰-۸۸۱.</ref> بسياري از صفّه‌نشينان، خواهان حضور در سريّه [[ذات السلاسل]] بودند و بر اساس قرعه، ۸۰ تن از ايشان در اين نبرد شركت كردند.<ref> نهج الحق، ص۱۹۳؛ تأويل الآيات الظاهره، ج۲، ص۸۴۰.</ref> در گزارشی از حضور آن‌ها در غزوه [[ذات الرقاع]] سخن به ميان آمده كه شش تن از آن‌ها كه پای‌افزار نداشتند، پاهای برهنه خود را با پارچه بسته بودند.<ref> المناقب، ابن شهر آشوب، ج۱، ص۱۷۰.</ref> در [[غزوه تبوك]] به سال نهم ق. كه پيامبر(ص) با كمك و انفاق مسلمانان توانست سپاه خود را آماده كند، بسياري از اهل صفه، از ديگران توشه و تجهيزات گرفتند و با سپاه همراه شدند.<ref>اسد الغابه، ج۵، ص۳۹۹.</ref> اما برخی كه حمايت‌گری نيافتند و فقرشان مانع حضورشان در جهاد ‌شد، غم‌زده گريستند.<ref>السيرة النبويه، ج۲، ص۵۱۸؛ المستدرك، ج۳، ص۱۸.</ref>
==اهل صفه و تصوف==
در سده‌هاي چهارم و پنجم ق. تصوير ديگری از صفّه از سوي مشايخ تصوف ارائه شده است. از ديدگاه مونتگمری وات، اين تصوير از اوايل سده سوم ق. رواج يافته و درگزارش‌های پيش از آن پيشينه ندارد.<ref>.Encyclopedia of Islam, Ahl Al-Suffa.</ref> بر پايه اين تصوير، اهل صفه ۴۰۰‌ تن بودند كه در صفّه مسجد پيامبر سكونت داشتند و براي عبادت، جهاد و آموزش فراغت يافته بودند. آن تهيدستان خوش قلب از دنيا و كسب و كار دست شسته بودند.<ref>كشف المحجوب، ص۲۵.</ref> [[سهروردی]] همايش ياران پيامبر را در مسجد به حضور [[صوفی|صوفيان]] در [[خانقاه‌|خانقاه‌ها]] برای ذكر و عبادت و تعلم تشبيه كرده است.<ref> عوارف المعارف، ص۵۶-۵۷.</ref> مؤلفان صوفی‌منش در تشابه صوفيان و اصحاب صفّه فراوان سخن گفته‌اند. [[ميبدی]] خشيت، علم، اخلاص، صداقت، شوريده حالي، آسودگي باطن، و سازگاری با درويشی و تهيدستی را از عناصر مشترك اين دو گروه شمرده است.<ref> كشف الاسرار، ج۳، ص۳۶۹.</ref> برخی نيز ترك وطن، ترك دنيا و سياحت، بسنده كردن به خوراك و پوشاك اندك و ترك مالكيت را برجسته‌ترين وجوه همانندی اين دو گروه دانسته‌اند.<ref>شرح التعرف، ج۳، ص۱۱۰۳‌-۱۱۰۵.</ref> از اين رو، آنان اصحاب صفّه را از شماری ديگر از ياران پيامبر والاتر مي‌شمرند. آنان رفتار محبت‌آميز پيامبر با اصحاب صفّه را نشان اهميت ايشان می‌دانند<ref> اللمع، ص۱۸۳.</ref>و در تأييد اين مدعا، آيه {ولا‌تَطرُدِ الَّذينَ يَدعونَ رَبَّهُم} را عتابی می‌دانند كه خداوند برای نشان دادن اهميت آنان، بر پيامبر روا داشت.<ref>كشف المحجوب، ص۱۰۵.</ref>
درباره وجه نام‌گذاری «صوفيان» و «تصوف» برخي اين واژه را برگرفته از صفّه [[مسجد النبی|مسجد پيامبر]] دانسته‌اند كه از لحاظ واژگانی با اشكالاتی روبه‌رو است و خود صوفيان نيز بدان اشاره كرده‌اند.<ref>عوارف المعارف، ص۵۶-۵۷، ۸۴</ref>
==پانویس==
{{پانویس}}