|
|
| (۴۳ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد) |
| خط ۱: |
خط ۱: |
| {{جعبه اطلاعات حاکم
| | '''زیارت آلیاسین''' از زیارتنامههای امام زمان است. این دعا اولین بار در قرن ششم در کتاب المزار ابن المشهدی و الاحتجاج مرحوم طبرسی آمده است. در بررسی سندی این زیارتنامه، راویان آن ضعیف دانسته شده است؛ اما در سیره بسیاری از عالمان به آن توجه شده است. |
| | عنوان =
| |
| | تصویر =
| |
| | اندازه تصویر =
| |
| | توضیح تصویر =
| |
| | نام = شاه عباس اول
| |
| | لقب =شاه عباس کبیر
| |
| | تولد = ۹۷۸ق
| |
| | مرگ = ۱۰۳۸ق
| |
| | پدر =
| |
| | مادر =
| |
| | فرزندان =
| |
| | همسر =
| |
| | دین = اسلام
| |
| | محل دفن = [[امامزاده حبیب بن موسی]] در کاشان
| |
| | سمت = پنجمین پادشاه سلسله صفویه
| |
| | سلسله = صفویه
| |
| | گستره حکمرانی =
| |
| | آغاز حکومت = ۹۹۶ق
| |
| | پایان حکومت = ۱۰۳۸ق
| |
| | همزمان با = حکومت عثمانی
| |
| | مرکز حکومت = اصفهان
| |
| | اقدامات مهم =
| |
| | آثار برجا مانده =
| |
| | پیش از =
| |
| | پس از =
| |
| }}
| |
| '''شاه عباس اول''' (۹۷۸ ـ ۱۰۳۸ق)، پنجمین پادشاه سلسلۀ صفوی، که ارادت و علاقه خاصی به امامان شیعه داشت. وی سفرهای زیارتی زیادی به مشهد و عتبات داشت. سفر پیاده او از اصفهان به مشهد برای زیارت امام رضا(ع) از مشهورترین سفرهای اوست. | |
|
| |
|
| شاه عباس همچنین تلاش زیادی برای توسعه و مرمت حرهای اهل بیت در عراق داشت.
| | == معرفی و جایگاه == |
| | زیارت آل یاسین از زیارتهای امام زمان (عج) است که طبرسی آن را به نقل از توقیع حمیری در کتاب خود (احتجاج) آورده است. این زیارت به درخواست شیعیان ازناحیه مقدسه صادر شده است و علما و بزرگان به آن عنایت داشتهاند<ref>«شناختنامه زیارت آلیاسین»، ص۳۳.</ref> |
|
| |
|
| ==معرفی و جایگاه==
| | این زیارت به درخواستشیعیان دربارهٔ شیوهٔ ملاقات حضرت ولی عصر علیه السّلام از سوی آن حضرت، در توقیعبه محمّد بن عبد اللّه حمیری صادر شده است. مضامین زیارت ازنظر شکلظاهری و همچنین محتوا با سایر زیارات اهل بیت علیهم السّلام قرابت دارد، و همین نکتهبه اعتبار آن میافزاید.<ref>«شناختنامه زیارت آلیاسین»، ص۵۱.</ref> |
| شاه عباس اول در ۹۷۸ق در هرات متولد شد<ref>تاریخ عالم آرای عباسی، ۱۳۱۷ش، ج۲، ص۳۷۹.</ref> و در ۹۹۶ق بر پدر خود شورید و در [[قزوین]] بر تخت سلطنت تکیه زد.<ref>تاریخ عالم آرای عباسی، ۱۳۱۷ش، ج۲، ص۴۰۴.</ref> شاه عباس در نخستین سالهای سلطنت خود، پایتخت را به اصفهان منتقل کرد. وی افزونبر بازپسگیری مناطق ازدسترفتۀ ایران، تشکیل دولت ملی و یکپارچهکردن کشور، تجارت را در عرصههای داخلی و خارجی گسترش داد و رفاه و امنیتی نسبی را در ایران بحرانزده به ارمغان آورد.<ref>«شاه عباس»، ج۵، ذیل مدخل.</ref>
| |
|
| |
|
| شاه عباس یکی از سلاطین بزرگ ایران است که دوران حکومت او عصر عظمت و قدرت ایران میباشد. او کسی است که سلسله رو به انحطاط صفویه را مجددا به اوج قدرت رسانید.<ref>«رویکرد صفویان نسبت به مذهب در دوره شاه عباس اول صفوی»، ص۲۱.</ref> روش حکومت مطلقه سبب شده بود که شاه، قادر مطلق، صاحباختیار جان و دارایی مردم، و رئیس دین و دولت قلمداد شود. هرجومرج و خودسری در کشور در نخستین سالهای حکومت شاه عباس، و جایگاه شاه و قدرت بیحد و حصرش سبب شد تا او در کنار اقدامات عامالمنفعه و انجام دادن اصلاحات موردنظر خود، مرتکب جنایاتی بسیار نیز شود؛ قتل فرزند ارشدش صفی میرزا، نابیناکردن دو پسر دیگرش و دو برادر خود، قتل عام دههاهزار تن از مردم گرجستان، قساوت قلب در برخورد با متهمان و مظنونان بهویژه استفاده از گروهی آدمخوار موسوم به چیگین بهمنظور ایجاد رعب در دل مخالفان و دهها برخورد غیرانسانی دیگر، نشاندهندۀ روی دیگر چهرۀ او ست؛ ازاینرو، در تاریخ، از شاه عباس، تصویر پادشاهی با ویژگیهای متضاد به ثبت رسیده است.<ref>«شاه عباس»، ج۵، ذیل مدخل.</ref>
| | این زیارت به تصریح برخی از علما، جامع و کامل و بهترین زیارت آن حضرت است و در همه اوقات میشود آن را خواند.<ref>بحارالانوار، ج۵۳، ص۱۷۱.</ref><ref>فرهنگنامه مهدویت، ص۲۵۲.</ref> |
|
| |
|
| در زمان حیات شاه عباس کوشش بسیار شد که وی انسانی تحت توجهات خاصۀ خداوند معرفی شود. دادن رتبۀ الوهیت به شاه عباس، همچون بسیاری دیگر از شاهان قدرتمند ایران، مرسوم بوده است.<ref>«شاه عباس»، ج۵، ذیل مدخل.</ref> وی در پنجشنبه ۲۴ جمادیالآخر ۱۰۳۸ ق در بلدۀ اشرف (بهشهر) درگذشت.<ref>قزوینی، تاریخ جهان آرای عباسی، ۱۳۸۳ش، ص۲۲۰.</ref> و در [[امامزاده حبیب بن موسی]] در [[کاشان]] به خاک سپرده شد.<ref>اسکندر بیک، تاریخ عالم آرای عباسی، ۱۳۱۷ش، ص۹.</ref>
| | از آنجا که این زیارت با سلام بر آل یاسین آغاز میشود، امروزه به این نام معروف است. این زیارت، با بیست و سه سلام آغاز شده است: سلام اوّل به آل یس (عترت پاک پیامبر صلّی اللّه علیه و اله و سلّم) و سلامهای بعد، هریک خطاب به حضرت مهدی عجّل اللّه تعالی فرجه الشریف با القاب و عناوین خاص آن حضرت میباشد. سپس با اظهار و اقرار به اصول اعتقادی صحیح و گواه گرفتن امام بر آنها و تجدید عهد وفاداری برای اولیای دین، زیارت به پایان میرسد.<ref>فرهنگنامه مهدویت، ص۲۵۲.</ref> |
|
| |
|
| ==مروج تشیع==
| | جمع فراوانی از شیعیان به خواندن این زیارت و دعای پس از آن مداومت دارند و برای خواندن آن بهطور گروهی در شهرهای گوناگون شیعهنشین جلسات خاصی برگزار میشود.<ref>فرهنگنامه مهدویت، ص۲۵۲.</ref> |
| شاه عباس اول، فردی متدین و متعصب به مذهب تشیع بود و در دوره وی مذهب تشیع به اوج خود رسید. نمودهای این امر را میتوان در حوزههای مختلفی چون ارادت و احترام فراوان وی به ائمه اطهار(ع)، رسیدگی و توسیع مقابر ائمه اطهار(ع) و سفرهای زیارتی وی بارگاه ائمه(ع) در این دوره شاهد بود.<ref>«رویکرد صفویان نسبت به مذهب در دوره شاه عباس اول صفوی»، ص۲۱.</ref> وی همه ساله از روز نوزدهم تا بیست و هفتم ماه رمضان به مناسبت شهادت حضرت عـلی (ع ) و در ده روز اول محرم به علت شـهادت حـضرت امام حسین (ع ) مجالس روضه خوانی دایر میکرد و خود در این جلسات شرکت مینمود.<ref>تاریخ صفویه، ص۳۰۵.</ref> شاه عباس به حضرت علی (ع ) ارادت خاصی داشت و در نوشته و فرمان ها خود را کلب آستان یا کلب آستان ولایت مـینامید.<ref>قصص الخـاقانی، ص۱۶۱.</ref>
| |
|
| |
|
| == وقفهای شاه عباس == | | == واژهشناسی آلیاسین == |
| در عصر شـاه عباس اول تحول خاصی در نهاد وقف رخ داد.<ref>«رویکرد صفویان نسبت به مذهب در دوره شاه عباس اول صفوی»، ص۲۵.</ref> در رأس همه آن ها خـود شـاه عباس بود که سرمشق امرا و بزرگان شد و در سال ١٠١٦ه .ق، کل املاک خاصه خـود را به چهارده تقسیم مقسوم و بر چهارده مـعصوم وقـف نمود، و پادشاهان بعد خود را به تولیت این موقوفات معین نمود.<ref>باستانی پاریزی، مـحمد ابـراهیم (١٣٤٨)، سیاست و اقتصاد عصر صفوی، تهران : بنگاه مطبوعاتی صفی علیشاه، ص۷۴. </ref> وی عایدات قسمتی از املاک خود را نیز برای مخارج زوار و خدمتگزاران و طلاب علوم دینی وقـف کـرد. شـاه عباس تمام بازارهای اطراف میدان نقش جهان و قسمتی از املاک و مستغلات خـود را وقـف پیغمبر اسلام (ص ) کرد.<ref>قصص الخـاقانی، ص۱۶۱.</ref> همچنین شاه عباس شخصًًا چندین مجموعه بزرگ نسخ خطی را وقف برخی از آستان های مقدسه و مدارس حوزه های علمیه نموده است. از جملۀ آنها وقف یک صد و بیست نسخه خطی کوچک و بزرگ بر آستانه مقدسه عبدالعظیم(ع) و بر مدرسه عتیق آستانه مذکوره می باشد.<ref>«بررسی وضعیت نسخ وقفی شاه عباس به آستان عبدالعظيم حسنى(ع)»، ص۶۳.</ref>
| | زیارت آلیاسین با توجه به اینکه با جمله «سلام علی آل یس» آغاز میشود، به این نام مشهور شده باشد.<ref>«شناختنامه زیارت آلیاسین»، ص۳۹.</ref> عبارت آل یاسین در این زیارت معانی متفاوتی دارد. روایات زیادی وارد شده مبنی بر اینکه «یس» نام [[پیامبر(ص)]] است و [[اهل بیت|اهلبیت(ع)]] ایشان آل یاسین هستند.<ref>«شناختنامه زیارت آلیاسین»، ص۴۱.</ref> [[امام صادق(ع)]] از [[امام علی(ع)]] نقل میکند که یاسین، محمد است و ما آلیاسین هستیم.<ref>تفسیر صافی، ج۴، ص۲۸۲.</ref> همچنین گفته شده آل یاسین در واقع اِلیاسین بوده که تلفظی دیگر از اِلیاس است.<ref>جامع البیان، ج۲۳، ص۶۱.</ref> و نیز آمده است که یاسین نام سوره یا قرآن است و آلیاسین اهل قرآن و مؤمنان به آن هستند.<ref>مجمع البیان، ج۵، ص۸۲؛</ref> |
|
| |
|
| == سفرهای زیارتی شاه عباس == | | == منبعشناسی == |
| پس از به قدرت رسیدن شاه عبّاس اول، که آغاز عصر جدیدی در سلسلة صفویه بود، زیارت نیز مانند سایر مراسم شیعی مورد توجه قرار گرفت. شاه عبّاس اول بر خلاف سایر شاهان صفوی، که در جریان سفر نظامی و یا گشت و شکار به شهرهای مذهبی و زیارتی هم میرفتند، زیارت اماکن مقدّس مذهبی را لازم میدانست و بارها به قصد زیارت، از پایتخت خود، اصفهان، خارج شد.<ref>«شاهان صفوی و زیارت»، ص۱۳۸.</ref> | | زیارت آلیاسین در منابع شیعی سده ششم و پس از آن انعکاس یافته است. [[کتاب المزار (ابن مشهدی)|کتاب المزار]] اثر ابن المشهدی و [[الاحتجاج|کتاب الاحتجاج]] اثر [[طبرسی]] کهنترین منابع آن هستند. کتاب الاحتجاج این زیارت را بیسند و مختصر آورده در حالی که المزار آن را با سه سند و متنی مفصّلتر، ذکر کرده و آن را به نقل از [[محمد بن عثمان عمری]] نائب دوم [[امام زمان(عج)]]<nowiki/>آورده است.<ref>المزار الکبیر، ص۵۶۷؛ الإحتجاج، ج۴، ص۳۴۲.</ref> |
|
| |
|
| === زیارت حرم امام رضا(ع) ===
| | در سده هفتم [[سید ابن طاووس]] آن را به نقل از ابوجعفر حِمیری میآورد و اشاره میکند که این زیارت از [[ناحیه مقدسه]] (یکی از القاب امام مهدی(ع) در دوران غیبت صغری) برای حمیری ارسال شده و دستور داده شده که در [[سرداب مقدس]] خوانده شود.<ref>«اعتبارسنجی سند زیارت آل یاسین»، ص۱۱</ref> دستور خواندن در سرداب میتواند نشانه آن باشد که سید ابن طاووس این زیارت را از منابع دیگری اخذ کرده که به دست ما نرسیده است.<ref>«اعتبارسنجی سند زیارت آل یاسین»، ص۱۲.</ref> نبودن این زیارت در مجموعه کتابهای دعایی و زیارتی دیگر، نمیتواند به اعتبار آن خدشه وارد کند؛ زیرا برخی از این نوع آثار، از بین رفت و شاید این زیارت در آنها موجود بود.<ref>«اعتبارسنجی سند زیارت آل یاسین»، ص۱۳.</ref> |
| شاه عباس در دوران حکومت 42 سالة خود، چندین بار دیگر به قصد سفر زیارتی به شهر مشهد رفت،<ref>تاریخ عبّاسی یا روزنامه ملّاجلال، ص238-239.</ref> <ref>عالم آرای عبّاسی، ص۱۳۲۸.</ref> نخستین سفر زیارتی شاه عبّاس اول در سال 996-997ق به شهر مشهد، مقارن با آغاز سلطنت او بود.<ref>افوشتهای نطنزی، محمّد بن هدایتالله، نقاوة الآثار، به اهتمام احسان اشراقی، تهران، دانشگاه تهران، 1383. ص313-314.</ref> ده سال پس از این سفر، در سال 1007ق، شاه عبّاس پس از یورش ازبکان، که ویرانی زیادی در خراسان و مشهد به بار آورده بود، به زیارت حرم حضرت علی بن موسیالرضا رفت.<ref>«شاهان صفوی و زیارت»، ص۱۳۹.</ref>شاه عبّاس در این سفر دستور ایجاد بیوتات، شربتخانه، و مطبخ را صادر و غازی سلطان تربتی را به عنوان متولّی و میرمحمّد جعفر و ملامحمّدکاظم را به عنوان مدرّس آستان قدس رضوی تعیین کرد.<ref>منجّم یزدی، ملّاجلال، تاریخ عبّاسی یا روزنامه ملّاجلال، به کوشش سیفالله وحیدنیا، تهران، وحید، 1366. ص171 و 185.</ref> شاه عبّاس در جریان همین سفر، منصب خادم باشیگری آستان قدس رضوی را به عنوان یک پست مهم، به خود اختصاص داد.<ref>عالم آرای عبّاسی، ص۹۶۲.</ref> وی بار دیگر در اول صفر 1008ق، به قصد زیارت به خراسان رفت و در نزدیکی شهر مشهد، به احترام امام رضا از اسب پیاده شد و بقیة راه را پیاده رفت، و مدت 65 روز، یعنی تمام زمستان آن سال را در مشهد بود و هر شب و هر روز به دعا، زیارت و خدمت در حرم امام هشتم مشغول بود.<ref>عالم آرای عبّاسی، ص۹۶۲.</ref>،<ref>تاریخ عبّاسی یا روزنامه ملّاجلال، ص۱۹۵.</ref>
| |
|
| |
|
| در سال 1009ق، در حالی که حکومت داخلی صفویه تثبیت شده و قوای ازبک سرکوب شده بود، شاه عبّاس مشهورترین سفر زیارتی خود را انجام داد.<ref>«شاهان صفوی و زیارت»، ص۱۴۰.</ref> وی در این سفر، مسافت کاخ سلطنتی عالیقاپو در میدان نقش جهان اصفهان تا شهر مشهد و حرم رضوی را در عرض 28 روز، پیاده طی کرد.<ref>عالم آرای عبّاسی، ص982-983. </ref>شاه عبّاس پس از رسیدن به مشهد، در ماههای رجب، شعبان و رمضان در این شهر ساکن شد و در مراسم مذهبی این ایّام از جمله لیالی قدر در حرم رضوی حاضر گردید و در کنار شبزندهداری، امور مربوط به خدمه، مثل جارو کشیدن فرشها و خاموش کردن شمعها را برای نشان دادن اخلاص و سرسپردگی شخصاً انجام میداد. <ref>عالم آرای عبّاسی، ص983-984. </ref>،<ref>شاملو، ولی قلی بن داود قلی، قصص الخاقانی، تصحیح و پاورقی سیدحسن سادات ناصری، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، 1371. ج1، ص183-184.</ref> این سفر نه تنها موجب توجه به آبادانی و رونق مشهد و حرم رضوی و افزایش نفوذ دینی و اقتدار سیاسی دولت صفوی در مرزهای شرقی شد، بلکه موجب تقویت باور عمومی مردم در منسوب بودن شاهان صفوی به سلسلة سادات، دادن مقام تقدّس به شاه عبّاس و بیانگر کمال اعتقاد و ارادت وی به امام هشتم میگردید.<ref>«شاهان صفوی و زیارت»، ص۱۴۱.</ref> | | == اعتبار == |
| | در بررسی سندی زیارت آل یاسین از کتاب المزار ابن مشهدی، سند آن به سبب راویان ضعیف در آن، دچار ضعف دانسته شده است. کتاب الاحتجاج نیز سندی و راوی ای ذکر نکرده و زیارت به صورت مرسل ذکر شده است. اما گفته شده این زیارت به عنوان متنی مرتبط با مستحبّات، پذیرفته شده؛ چرا که سیره علما در این گونه موارد، تمسّک به [[قاعده تسامح در ادله سنن]] است.<ref>«اعتبارسنجی سند زیارت آل یاسین»، ص۳۷.</ref> افزون بر آن، نقل این زیارت در کتاب الاحتجاج طبرسی به افزایش اعتبار این زیارت کمک میکند.<ref>«اعتبارسنجی سند زیارت آل یاسین»، ص۳۸.</ref> متن موجود در الاحتجاج نسبت به متن المزار الکبیر تفاوتهایی دارد که مهمترین آن خلاصه تر بودن آن است. به نظر میرسد با توجّه به عدم دقّت در نسخه برداری از المزار الکبیر متن الاحتجاج مطمئن تر باشد خصوصاً آن که [[شیخ عباس قمی]] نیز در مفاتیح الجنان همین متن را برگزیده است.<ref>«اعتبارسنجی سند زیارت آل یاسین»، ص۳۸.</ref> |
|
| |
|
| ==== جلوگیری از سفر حج و ترغیب ایرانیان به زیارت امام رضا ==== | | == مضامین == |
| سفرهای مکرّر شاه عبّاس اول به خراسان در کنار ارادت شخصی وی به امام رضا، که ناشی از زندگی دوران کودکی و نوجوانی وی در مشهد و بهرهبرداری اجتماعی و مذهبی وی از این سفرها، به سبب رقابت و جنگ دایمی با عثمانیها و سرازیر شدن سیل زوّار ایرانی به عتبات بود، دلایل سیاسی ـ اقتصادی هم داشت.<ref>«شاهان صفوی و زیارت»، ص۱۴۱.</ref>
| | شهادت به یکتایی خداوند، رسالت و بندگی پیامبر (و محبوبیت آن حضرت و اهلبیت، حجت بودن اهل بیت مضامین اصلی این دعا است.<ref>«عرضه عقاید در زیارت آلیاسین و هماهنگی مفاد آن با آیات قرآن کریم»، ص۲۴ تا ص۳۳.</ref> |
|
| |
|
| هر سال تعداد زیادی از ایرانیان برای زیارت عتبات عالیات ـ که پس از عهدنامة «آماسیه» رسماً از ایران جدا شده بود ـ و همچنین زیارت مکّه و مدینه از خاک عثمانی عبور میکردند و به لحاظ بعد مسافت، این مسافرتها عموماً به مدت دست کم شش ماه طول میکشید و زوّار ایرانی، بهویژه آنها که به سمت مکّه میرفتند، میبایست به منظور پرداخت عوارض، خرید نیازمندی طول سفر و یا پرداخت نذورات خود به حرم نبوی و مسجدالحرام و هزینة گمرک، به مأموران عثمانی از سکّههای طلا استفاده کنند. اما سکّههای طلا، که از مهمترین عوامل تدارک و تجهیز سپاهیان نوبنیاد شاه عبّاس بود، از ایران و قلمرو صفوی خارج و موجب تقویت قدرت مالی دولت ترکان عثمانی و تجهیز سپاهیان آنان میشد. بنابراین، شاه عبّاس سعی کرد با ساخت و ساز، ایجاد تسهیلات رفاهی مثل آبرسانی، ساخت کاروانسرا، ایجاد امنیت، سفرهای مکرّر، پیاده رفتن، تشویق شعرا به سرودن اشعاری در این زمینه، ترویج احادیث دربارة ثواب و فضیلت زیارت امام رضا و برابری آن با چند ده حج و نیز تأکید علما بر این مسئله با همراهی کردن شاه عبّاس در سفرهای زیارتی به خراسان، وضعیتی ایجاد کند که ایرانیان به جای رفتن به مکّه و مدینه، روانة مشهد شوند و سرمایههای خود، بهویژه سکّههای طلا را در داخل کشور هزینه کنند. شاه عبّاس برای اطمینان خاطر از عدم مسافرت ایرانیان به عربستان و عبور از قلمرو عثمانی، اعلام کرد: هر کس قصد سفر حج دارد باید مبلغ هنگفتی را شخصاً به شاه پیشکش کند تا اجازة سفر به وی داده شود. (کروسینسکی،<ref>کروسینسکی، تادوزیودا، سفرنامه کروسینسکی، یادداشتهای کشیش لهستانی عصر صفوی، ترجمة عبدالرزاق مفتون دنبلی، مقدّمه و تصحیح مریم میراحمدی، تهران، توس، 1363.</ref> 1363، ص25)<ref>«شاهان صفوی و زیارت»، ص۱۴۲.</ref>
| | زیارت، آیین یادگار پیشوایان دین و سیر روحی آکنده از آموزههای اعتقادی، عرفانی، و اخلاقی است، که بخشی از ادبیات آیینی مسلمانان را شکل میدهد.<ref>«شوق وصل؛ حدیث آرزومندی گونهشناسی زیارتهای انتظار، بررسی موردی زیارت آلیاسین»، ص۸۸.</ref> |
|
| |
|
| == زیارت عتبات عالیات ==
| | این زیارت با سلام به حضرت مهدی؟ عج؟، و برشمردن صفات ایشان آغاز میشود. سپس با گواهی به اینکه دوازده امام، حجت خدایند و نیز حقانیت آخرت و مواقف حشر ادامه مییابد. حسن ختام زیارت، اعلام یاری و مودّت به امام است. یکی از مهمترین حقایق معنوی این زیارت آن است که آن حضرت، مظهر و حامل اسم «الله»، وعده حتمی خداوند و راه و رود به کتاب خداوند میباشد.<ref>«شوق وصل؛ حدیث آرزومندی گونهشناسی زیارتهای انتظار، بررسی موردی زیارت آلیاسین»، ص۹۱.</ref> |
| شاه عبّاس برای آنکه محدودیتهای سفر زیارتی ایرانیان به عتبات عالیات جنوب بینالنهرین برداشته شود و با توجه به اختلافات عمیق اعتقادی و سیاسی با امپراتوری عثمانی و نشان دادن تعهد و تقیّد مذهبی خود نسبت به مقابر مطهّر ائمّة اطهار، نظر به آنکه بینالنهرین را به دلیل اشغال توسط شاه اسماعیل جزئی از قلمرو دولت صفوی تلقّی میکرد، در سال 1032ق، با لشکریان خود به این منطقه حمله کرد و پس از دو ماه جنگ و محاصره، جنوب بینالنهرین را تصرّف نمود و قوای عثمانی را بیرون راند (جنابذی،<ref>جنابذی، میرزا بیگ، روضة الصفویه، تهران، بنیاد موقوفات دکتر افشار، 1378.</ref>1378، ص887/ ترکمان، 1378،<ref>عالم آرای عبّاسی،</ref> ص1655-1658) و به مدت یک ماه به منظور رسیدگی به امور مناطق تازه فتح شده در عراق ساکن شد.<ref>«شاهان صفوی و زیارت»، ص۱۴۲. و ص۱۴۳.</ref>
| |
|
| |
|
| همواره به سعادت زیارت مراقد متبرّکه کاظمین فایز گشته، خدمه و مستخدمین و عموم سکنه و مجاورین آن روضه خلد آئین را به صلات و صدقات نوازش فرمودند و به فرشها ملوّن و صندوقپوشهای مزیّن و غیرها زینت افزودند و بعد از انجام ضروریة بغداد، روی توجه به خاک پاک نجف اشرف آورده، در یک منزلی آستان ملایک پاسبان سلطان سریر ولایت، شاهنشاه کشور خلافت و امامت، امام المشارق و المغارب، اسدالله الغالب امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیهماالسلام) با جهان جهان شوق و عالم عالم اخلاص، پیاده قدم در راه نهاده، در کمال ذوق و وفوق شوق، طی مسافت نموده، به شرف خاکبوسی آن عتبة علّیه مشرّف گشته و تا ده روز در آن سدة سنیه به مراسم دعا و زیارت اقدام به خدمت جاروب کشی آن روضة بهشتآسا مشغول داشتند و به نظم و نسق آن سرکار فیض آثار قیام نمودند. (ترکمان،<ref>عالم آرای عبّاسی،</ref> 1378، ص1667-1668)
| | زیارت آلیاسین یک متن دارای انسجام و وحدت موضوعی است. خواننده آلیاسین خود را زائر و در پیشگاه امام میداند. آغاز هر دیدار سلام است. از این رو با هدف برقراری ارتباط قلبی و روحی با امام و شناخت ایشان، زیارت با سلامهای پیاپی آغاز شده است<ref>«شوق وصل؛ حدیث آرزومندی گونهشناسی زیارتهای انتظار، بررسی موردی زیارت آلیاسین»، ص۹۱.</ref> |
|
| |
|
| شاه عبّاس علاوه بر خدمتگزاری و نظافت آستان مقدّس علوی، به امور دیگری هم پرداخت و دستور داد نهر آبی را که در زمان شاه اسماعیل حفر شده و پس از مدتی خشک شده بود، لایروبی و بازسازی کنند و مجدداً آب فرات را در نجف به جریان انداخت (ترکمان،<ref>عالم آرای عبّاسی،</ref> 1387، ص1005-1006) و پس از اقامت ده روزه در نجف، به زیارت کربلا رفت و مسافت بین کربلا و نجف را در گرمای هوا، پیاده طی کرد و سپس به زیارت سامرّاء رفت و مال زیادی را به سادات مجاور حرم سامرّاء بخشید. (جنابذی،<ref>جنابذی، میرزا بیگ، روضة الصفویه، تهران، بنیاد موقوفات دکتر افشار، 1378.</ref> 1378، ص888)
| | زیارت آلیاسین، جلوهگاه عواطف راستین، و دیرینه ارادتمندان امام منتظر است. نکته برجسته در بررسی عنصر عاطفه در این زیارت آن است که عواطف و احساسات پاک زائر جوششی کور نیست که به سردی گراید بلکه باب معرفت است به گونهای که زائر در پایان دعا به حقایق و معارف دین و ولایتمداری نسبت به امام اقرار مینماید.<ref>«شوق وصل؛ حدیث آرزومندی گونهشناسی زیارتهای انتظار، بررسی موردی زیارت آلیاسین»، ص۹۵.</ref> |
|
| |
|
| شاه عبّاس یک سال پس از فتح جنوب بینالنهرین، در نوروز سال «سیچقان ئیل» ترکی، مطابق 1033ق، بار دیگر به این منطقه سفر کرد و ـ به ترتیب ـ به زیارت کربلا، نجف و کاظمین رفت و سپس به دلیل مصادف بودن ایام سفر با ماه رجب و آگاه شدن از احادیث صحیح دربارة ثواب عظیم زیارت امام حسین در ماه رجب، دوباره به کربلا بازگشت و از این شهر به زیارت سامرّاء و آستان عسکریین و مقام صاحب الزمان رفت و در این سفر هم مثل سفر قبلی، مبالغ هنگفتی را به عنوان صدقات، نذورات و هدایای گرانقیمت حرمهای ائمّة اطهار اهدا کرد. (ترکمان،<ref>عالم آرای عبّاسی،</ref> 1378، ج3، ص1679-1680)
| | زائر پس از ارائه اعتقادات خویش درباره توحید، نبوت و امامت به عرضه باورداشت رجعت که از ضروریات مذهب تشیع است و در دوران حضور و حیات آخرین امام واقع میشود؛ میپردازد. سپس به حقانیت مرگ و سایر مواقف پس از آن شهادت میدهد و سرانجام ضرورت موّدت به اهلبیت و پیروی از آنان را اعلام میدارد.<ref>«مستندات قرآنی عرضه باور به رجعت و مواقف پس از مرگ، در زیارت آلیاسین»، ص۹۱.</ref> |
|
| |
|
| شاه عبّاس برای نشان دادن ارادت و معرفی خود به عنوان شاهی دیندار و توجه دادن مردم به زیارت اماکن مقدّس مذهبی داخل قلمرو صفوی، طی وقفنامهای جمیع جواهر و مرصّعآلات و نقرهآلات خود را بر نجف وقف کرد. (شاملو، <ref>قصص الخاقانی،</ref>1371، ص93-96)
| | == کتابشناسی شرحها == |
| | زیارت آل یاسین در دوره معاصر بسیار مورد اقبال جامعه مذهبی قرار گرفته است و به همین سبب شروحی بر این کتاب نوشته شده است. از جمله: |
|
| |
|
| وی بر این، جمیع املاک موروثی و مکتسب خود را به قیمت عادلة آن، که یکصدهزار تومان بود، به همراه خانههای بسیار عالی، قیصریه و چهار بازار دور میدان نقش جهان و حمّامهایی که در اصفهان ساخته بود، وقف حضرات عالیات چهارده معصوم نمود که وقفنامة آن را شیخ بهائی نوشت و تولیت آن در زمان حیات با خود شاه عبّاس و پس از وی با شاه وقت باشد. (ترکمان،<ref>عالم آرای عبّاسی،</ref> 1378، ج2، ص1249-1252/ شاملو،<ref>قصص الخاقانی،</ref> 1371، ص186-196)
| | * بر آستان جانان: شرح زیارتنامه آل یاسین و نیایش پس از آن، نوشته عبدالصمد شاعلی، تهران نشر رایحه۱۳۸۱ش. |
| | * گفتاری در شرح حکمی زیارت آل یاسین، نوشته محمد خیاط زنجانی ، نشربنیان مرصوص. کرمانشاه ۱۳۹۷ش. |
| | * تفسیر و شرح زیارت آل یاسین، نوشته سید جعفر رفیعی، نشر یاران قائم قم ۱۳۸۳ش. |
| | * میثاق منتظران: شرحی بر زیارت آل یاسین (دوره دو جلدی)، سید مهدی حائری قزوینی، انتشارات کتاب جمکران، چاپ دوم ١٣٩٠ش. |
| | * شرح زیارت آل یاسین، نوشته علی کورانی ترجمه مسلم خاطری، نشر شرکت چاپ و نشر بین الملل، تهران ۱۴۰۲ش. |
|
| |
|
| == سفرهای زیارتی عتبات == | | == متن زیارت == |
| شاهعباس اول در سال 1032 قمري فاتحانه وارد عراق شد و چون قصد داشت عراق را به یک سرزمین یکدست شیعی تبدیل کند، در تعظیم و تکریم عتبات شیعی بسیار کوشيد. شیعیان تحت محبت و عنایت شاه بزرگ قرار داشتند؛ چنانکه در ماه مبارک رمضان کل شیعیان ممالک از تکالیف دیوانی معاف شدند.<ref>نفيسي، ''بابک خرمالدين''، ص32''-''33. «شاهان صفوی و زیارت»، ص۱۳۷.</ref>
| | {{نقل قول دوقلو |
| | | | تیتر = زیارت آلیاسین|سَلامٌ عَلَیٰ آلِ یس، السَّلامُ عَلَیْکَ یَا داعِیَ اللّٰهِ وَرَبَّانِیَّ آیاتِهِ، السَّلامُ عَلَیْکَ یَا بابَ اللّٰهِ وَدَیَّانَ دِینِهِ، السَّلامُ عَلَیْکَ یَا خَلِیفَةَ اللّٰهِ وَناصِرَ حَقِّهِ، السَّلامُ عَلَیْکَ یَا حُجَّةَ اللّٰهِ وَدَلِیلَ إِرادَتِهِ، السَّلامُ عَلَیْکَ یَا تالِیَ کِتابِ اللّٰهِ وَتَرْجُمانَهُ، السَّلامُ عَلَیْکَ فِی آناءِ لَیْلِکَ وَأَطْرافِ نَهارِکَ، السَّلامُ عَلَیْکَ یَا بَقِیَّةَ اللّٰهِ فِی أَرْضِهِ، السَّلامُ عَلَیْکَ یَا مِیثاقَ اللّٰهِ الَّذِی أَخَذَهُ وَوَکَّدَهُ، السَّلامُ عَلَیْکَ یَا وَعْدَ اللّٰهِ الَّذِی ضَمِنَهُ، السَّلامُ عَلَیْکَ أَیُّهَا الْعَلَمُ الْمَنْصُوبُ، وَالْعِلْمُ الْمَصْبُوبُ، والْغَوْثُ وَالرَّحْمَةُ الْواسِعَةُ وَعْداً غَیْرَ مَکْذُوبٍ،|سلام بر خاندان یس، سلام بر تو ای دعوتکننده به سوی خدا و آگاه به آیاتش، سلام بر تو ای باب خدا و حاکم سیاستمدار دینش، سلام بر تو ای خلیفه خدا و یاور حقّش، سلام بر تو ای حجّت خدا و راهنما به سوی ارادهاش، سلام بر تو ای تلاوتکننده کتاب خدا و تفسیرکنندهاش، سلام بر تو در تمام ساعات شب و روز، سلام بر تو ای بجا مانده خدا در زمینش، سلام بر تو ای پیمان خدا که آن را برگرفت و استوارش کرد، سلام بر تو ای وعده خدا که آن را ضمانت نمود، سلام بر تو ای پرچم برافراشته و دانش سرریز و فریادرس و رحمت گسترده و وعدهٔ بیدروغ،|السَّلامُ عَلَیکَ حِینَ تَقُومُ، السَّلامُ عَلَیْکَ حِینَ تَقْعُدُ، السَّلامُ عَلَیْکَ حِینَ تَقْرَأُ وَتُبَیِّنُ، السَّلامُ عَلَیْکَ حِینَ تُصَلِّی وَتَقْنُتُ، السَّلامُ عَلَیْکَ حِینَ تَرْکَعُ وَتَسْجُدُ، السَّلامُ عَلَیْکَ حِینَ تُهَلِّلُ وَتُکَبِّرُ، السَّلامُ عَلَیْکَ حِین تَحْمَدُ وَتَسْتَغْفِرُ؛ السَّلامُ عَلَیْکَ حِینَ تُصْبِحُ وَتُمْسِی، السَّلامُ عَلَیْکَ فِی اللَّیْلِ إِذا یَغْشیٰ وَالنَّهارِ إِذا تَجَلَّیٰ، السَّلامُ عَلَیْکَ أَیُّهَا الْإِمامُ الْمَأْمُونُ، السَّلامُ عَلَیْکَ أَیُّهَا الْمُقَدَّمُ الْمَأْمُولُ، السَّلامُ عَلَیْکَ بِجَوامِعِ السَّلامِ،|سلام بر تو هنگامیکه برمیخیزی، سلام بر تو زمانی که مینشینی، سلام بر تو وقتی که میخوانی و بیان میکنی، سلام بر تو هنگامیکه نماز میخوانی و قنوت بجا میآوری، سلام بر تو زمانی که رکوع و سجود مینمایی، سلام بر تو وقتی که تهلیل و تکبیر میگویی سلام بر تو هنگامی که سپاس و استغفار مینمایی؛ سلام بر تو زمانی که صبح و شام میکنی، سلام بر تو در شب هنگامیکه میپوشاند و در روز وقتیکه آشکار میشود، سلام بر تو ای پیشوای امین، سلام بر تو ای پیش نهادهٔ آرزو شده، سلام بر تو به همه سلامها،|أُشْهِدُکَ یَا مَوْلایَ أَنِّی أَشْهَدُ أَنْ لَاإِلٰهَ إِلّا اللّٰهُ وَحْدَهُ لَاشَرِیکَ لَهُ، وَأَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَرَسُولُهُ لَاحَبِیبَ إِلّا هُوَ وَأَهْلُهُ، وَأُشْهِدُکَ یَا مَوْلایَ أَنَّ عَلِیّاً أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ حُجَّتُهُ، وَالْحَسَنَ حُجَّتُهُ، وَالْحُسَیْنَ حُجَّتُهُ، وَعَلِیَّ بْنَ الْحُسَیْنِ حُجَّتُهُ، وَمُحَمَّدَ بْنَ عَلِیٍّ حُجَّتُهُ، وَجَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ حُجَّتُهُ، وَمُوسَی بْنَ جَعْفَرٍ حُجَّتُهُ، وَعَلِیَّ بْنَ مُوسیٰ حُجَّتُهُ، وَمُحَمَّدَ بْنَ عَلِیٍّ حُجَّتُهُ، وَعَلِیَّ بْنَ مُحَمَّدٍ حُجَّتُهُ، وَالْحَسَنَ بْنَ عَلِیٍّ حُجَّتُهُ،|تو را گواه میگیرم ای مولایم که گواهی میدهم معبودی جز خدا نیست، یگانه است و شریکی ندارد و محمد بنده و فرستاده اوست، محبوبی جز او و اهلبیتش نیست و تو را گواه میگیرم ای مولایم، بر اینکه علی امیرمؤمنان و حسن و حسین و علی بن الحسین و محمد بن علی و جعفر بن محمد و موسی بن جعفر و علی بن موسی و محمد بن علی و علی بن محمد و حسن بن علی، حجّتهای خدایند|وَأَشْهَدُ أَنَّکَ حُجَّةُ اللّٰهِ، أَنْتُمُ الْأَوَّلُ وَالْآخِرُ؛ وَأَنَّ رَجْعَتَکُمْ حَقٌّ لَارَیْبَ فِیها یَوْمَ ﴿لَایَنْفَعُ نَفْساً إِیمانُها لَمْ تَکُنْ آمَنَتْ مِنْ قَبْلُ أَوْ کَسَبَتْ فِی إِیمانِها خَیْراً﴾، وَأَنَّ الْمَوْتَ حَقٌّ، وَأَنَّ ناکِراً وَنَکِیراً حَقٌّ، وَأَشْهَدُ أَنَّ النَّشْرَ حَقٌّ، وَالْبَعْثَ حَقٌّ، وَأَنَّ الصِّراطَ حَقٌّ، وَالْمِرْصادَ حَقٌّ، وَالْمِیزانَ حَقٌّ، وَالْحَشْرَ حَقٌّ، وَالْحِسابَ حَقٌّ، وَالْجَنَّةَ وَالنَّارَ حَقٌّ، وَالْوَعْدَ وَالْوَعِیدَ بِهِما حَقٌّ .|و گواهی میدهم که تو حجّت خدایی، شما آغاز و انجام هستید؛ و همانا بازگشت شما حق است، تردیدی در آن نیست، «روزی که ایمانآوردنِ کسی که پیش از آن ایمان نیاورده یا در حال ایمانداشتن عمل شایستهای انجام نداده سودی نخواهد داشت» و گواهی میدهم که مرگ و ناکر و نکیر و زنده شدن و برانگیختن و صراط و کمینگاه و میزان و گردآوردن و حساب و بهشت و دوزخ و وعده و تهدید به هر دو حق است|یَا مَوْلایَ شَقِیَ مَنْ خالَفَکُمْ، وَسَعِدَ مَنْ أَطَاعَکُمْ، فَاشْهَدْ عَلَیٰ مَا أَشْهَدْتُکَ عَلَیْهِ وَأَنَا وَلِیٌّ لَکَ بَرِیءٌ مِنْ عَدُوِّکَ، فَالْحَقُّ مَا رَضِیتُمُوهُ، وَالْباطِلُ مَا سَخِطْتُمُوهُ [اَسْخَطْتُموُهُ]، وَالْمَعْرُوفُ مَا أَمَرْتُمْ بِهِ، وَالْمُنْکَرُ مَا نَهَیْتُمْ عَنْهُ، فَنَفْسِی مُؤْمِنَةٌ بِاللّٰهِ وَحْدَهُ لَاشَرِیکَ لَهُ وَبِرَسُولِهِ وَبِأَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ وَبِکُمْ یَا مَوْلایَ أَوَّلِکُمْ وَآخِرِکُمْ، وَنُصْرَتِی مُعَدَّةٌ لَکُمْ، وَمَوَدَّتِی خَالِصَةٌ لَکُمْ، آمِینَ آمِینَ.|ای مولای من، بدبخت شد کسی که با شما مخالفت ورزید و خوشبخت شد کسی که از شما اطاعت کرد، پس گواه باش بر آنچه تو را بر آن گواه گرفتم و من دوست تو و بیزار از دشمن توأم، پس حق آن است که شما به آن خشنود شدید و باطل آن است که شما از آن ناخشنود گشتید و معروف آن است که شما به آن امر فرمودید و منکر آن است که شما از آن نهی کردید، پس نهاد من مؤمن به خدای یگانه بیشریک و به رسول او و به امیرمؤمنان و به شماست ای مولای من، به آغاز و انجام شما و یاریام برای شما آماده و دوستیام نسبت به شما بیآلایش است، اجابت فرما، اجابت فرما.| ارتفاع = 20em |
| پس از شاهطهماسب سلطنت به شاهعباس اول (996-1038ق) بزرگترین، نامدارترين و قدرتمندترين پادشاه صفوی رسيد. شاه عباس علاوه بر سياست تمرکزگرايي و تفکر حاکميتي و در کنار کليه اقداماتي که تحت عنوان اصلاحات انجام داد، خدمات سياسي و اجتماعي زيادي را براي گسترش تشيع انجام داد که از جمله آنها فرونشاندن فتنههاي داخلي، اخراج اوزبکان از بخشهاي مهم خراسان و پس گرفتن سرزمينهاي از دست رفته ايران و تجديد نظر در روابط خويش با دولت عثماني و مجهز نمودن قشون نظامي و حاکميت بر سرزمينهاي آزاد شده بود.<ref>لوئي بلان، زندگي شاه عباس اول، ترجمه وليالله شادروان، ص159.</ref> وي از زیارتهای مکرر و پرآوازة خود از آستان مقدس امام رضا7 در شمال شرق ایران و همجوار با مرزهای ازبکان سنیمذهب و همچنین اماکن مقدس عراق و همجوار با دولت عثمانی بهرهبرداری سیاسی، فرهنگی و اعتقادی کند.<ref>«جایگاه حرمین شریفین و عتبات عالیات در مناسبات صفویان و عثمانیان»، ص۳۵.</ref>
| | }} |
| | |
| ميتوان گفت سفرهای زیارتی شاهان صفوی که با تأسیس این سلسله آغاز شده بود، در نتیجة پویایی و تحرک فوقالعادة شاهعباس اول به اوج رسید. شاهعباس اول ضمن آنکه خود مرتب به زیارت اماکن مقدس ایران بهویژه عتبة مطهر امام رضا7 میرفت، سایرین را نیز به این امر تشویق ميکرد و درواقع از کساني بود که فرهنگ زیارت را در جامعة شیعي ایران احیا و رایج کرد و به این طریق سبب جنبش و پویایی مذهب تشیع، بهبود وضع عالمان دینی، رونق اقتصادی و تجاری شهرهای مذهبی، گسترش سنت وقف، بهبود راهها و ساخت کاروانسرا شد. سفرهای زیارتی او با پای پیاده به حرم امام رضا7 مشهور است. بیشتر سفرهای زیارتی وي در غرب و شرق هرچند به انگیزههای نظامی و برای دفع معاندان ترک و ازبک در این مناطق بوده، جلوه و شکوه مذهبی يافته بود.<ref>«جایگاه حرمین شریفین و عتبات عالیات در مناسبات صفویان و عثمانیان»، ص۳۵.</ref>
| |
| | |
| شاهعباس اول در آغاز سال 1033 قمري نیت زیارت آستانة حضرت علی7 در نجف را بهانة فتح عراق عرب قرار داد و موفق شد آن را فتح کند. او در مدت توقف در بغداد مرتب به زیارت مراقد کاظمین میرفت و به زیارت سامرا نیز مستعد شد؛ یک ماه پس از آن به زیارت نجف اشرف روی آورد و اشتیاق و شیفتگی فوقالعادة خود به اميرالمؤمنين7 را در تمام مسیر به نمایش گذاشت که مورخان عصر صفوی به شرح آن پرداختهاند. شاه در یکمنزلی حرم از اسب پیاده شد و «با جهان شوق و عالم با اخلاص پیاده قدم در راه نهاد و در کمال ذوق و وفور شوق طی مسافت نمود و به شرف خاکبوسی آن عتبة علیه مشرف شدند و تا ده روز در آن سدة سنیه به مراسم دعا و زیارت اقدام نموده، به خدمت جاروبهکشی آن روضة بهشتآسا مشغولی داشتند و به نظم و نسق آن سرکار فیضیآثار قیام نمود...».<ref>ترکمان، ''ذيل تاريخ عالمآراي عباسي''، تصحيح سهيلي خوانساري، ص1005.</ref>.<ref>«جایگاه حرمین شریفین و عتبات عالیات در مناسبات صفویان و عثمانیان»، ص۳۶.</ref>
| |
| | |
| شاه در مدت ده روز توقف در نجف خشوع و خضوع بیحد خود به آن حضرت را آشکار و «جمیع خدمه و مجاورین روضة مقدس و کل مستحفظین و عورات و ضعف خطة نجف را علی قدر مراتبهم با درارت و نذور و تصرفات نوازش فرموده و از آنجا احرام حریم ارض مقدس کربلا حایر مطهر حضرت شاه شهید اثاث ائمةالهدی خامس آل عبا بسته، متوجه طواف آن روضه ملائکه مطاف شدند».<ref>ترکمان، ''ذيل تاريخ عالمآراي عباسي''، تصحيح سهيلي خوانساري، ص10۱۰.</ref>
| |
| | |
| زیارت شاهعباس از این اماکن مقدس یادآور زیارت جد او شاهاسماعیل اول است. شاهعباس اول در اين سفرها از هیچ چیز در این زمینه فروگذار نکرد و پس از گذراندن نوروز سال 1032 قمري در آستانة امام حسین7 در کربلا بار دیگر به نجف رفت و سپس برای زیارت امام حسين7 در ماه رجب به کربلا بازگشت.<ref>ترکمان، ''عالمآراي عباسي''، تصحيح ايرج افشار، ص80.</ref>.<ref>«جایگاه حرمین شریفین و عتبات عالیات در مناسبات صفویان و عثمانیان»، ص۳۶.</ref>
| |
| | |
| == زیارت حضرت معصومه ==
| |
| شاه عبّاس در سال 1016ق، که ازسفر به اردبیل بازمیگشت، به قزوین و سپس به شهر قم رفت و سه روز به زیارت آستان حضرت معصومه مشغول بود. (منجّم یزدی،<ref>تاریخ عبّاسی یا روزنامه ملّاجلال،</ref> 1366، ص326، 367، 368، 423 و 424/ ترکمان،<ref>عالم آرای عبّاسی،</ref> 1378، ج2، ص822، 1137، 1158، 1244، 1246، 1399، 1435؛ ج3، ص1520)
| |
| | |
| == توسعه عتبات ==
| |
| با ورود شاهعباس اول به عراق عرب بازسازی عتبات بار ديگر سرعت گرفت. با توجه به علاقة شدید شاهعباس به امیرالمؤمنین و آستانة آن حضرت در نجف طبیعی بود که بیشتر توجهات به این منطقه جذب شود. درواقع بنای اصلی نجف به دست او گذاشته شد؛ چنانکه در جایجای آن آثار یاد و خاطرهای از این شاه بزرگ ميتوان دید. در اين طرح بازسازي که توسط شیخ بهایی به انجام رسید، حرم مانند نگینی داخل صحن قرار گرفته است. اطراف حرم را رواقی به عرض دوازده زراع، و اطراف آن رواق حجرات ساختند و درهای بسیار نفیس خاتمکاریشدهاي بر آنها نصب کردند. قبة حرم تجدید بنا، و با کاشی زمردی منقوش و آراسته شد. چهار طرف داخل قبه را چهار ایوان شاهنشین قرار دادند، چهار ایوان حرم را با سنگ مرمر تزئین کردند و درِ چوبی قدیمی حرم را برداشتند و دری از نقره به جای آن گذاشتند.<ref>آقاسيدعبدالله، ''لؤلؤ صدف في التاريخ النجف''، ص60''-''61؛ کاظمي، «نجف در عصر شاهعباس اول»، ''نامه تاريخپژوهان''، ص110.</ref> دو منارة عظیم سمت چپ و راست آن درب نقره در ایوان حرم بنا کردند. همچنین دو حوضخانه جهت وضو گرفتن زائران و کاروانسرایی بزرگ نزدیک صحن اما بیرون از آن جهت اقامت و استفادة زوار و نيز دارالشفا و مطبخ جهت آسایش زائران دور و نزدیک ساختند.<ref>ناصرالدينشاه، ''شهريار جادهها''، ص126.</ref>.<ref>«جایگاه حرمین شریفین و عتبات عالیات در مناسبات صفویان و عثمانیان»، ص۴۷.</ref>
| |
| | |
| او دسـتور داد جـواهرات زیادی ازقبیل لعل و یاقوت و فیروزه و مقدار زیادی طلا برای صـندوق آرامگاه حضرت علی (ع ) به کار ببرند.<ref>قصص الخـاقانی، ص۱۶۱.</ref>
| |
| | |
| شاهعباس اول همچنين دستور داد ضریحهای فولادی باشکوهی بسازند که بر روی هر یک از صندوقهای ساختهشدة زمان شاهاسماعیل اول در کربلا، کاظمین و سامرا قرار گیرد و نيز دستور تعمیر و کاشیکاری آستانة مطهر امام حسین7 را صادر کرد.<ref>ترکمان، ''ذيل تاريخ عالمآراي عباسي''، تصحيح سهيلي خوانساري، ص94.</ref>
| |
|
| |
|
| == پانویس == | | == پانویس == |
| خط ۹۶: |
خط ۵۴: |
|
| |
|
| == منابع == | | == منابع == |
| | * الإحتجاج علی أهل اللجاج، طبرسی، احمد بن علی، ترجمه و شرح غفاری، تهران، چاپ مرتضوی، ۱۳۷۱ش. |
| | * «اعتبارسنجی سند زیارت آل یاسین»، صالحآبادی، محمدحسین، دانشها و آموزههای قرآن و حدیث، شماره ۲۳، زمستان ۱۴۰۲ش. |
| | * بحارالانوار، علامه مجلسی، محمدباقر، مؤسسة الوفاء، ۱۴۰۳ق. |
| | * جامع البیان فی تفسیر القرآن، طبری، محمد بن جریر، تفسیر الطبری، بیروت، دار احیاء التراث العربی. |
| | * «شناختنامه زیارت آلیاسین»، شاهدی، روحالله؛ حسینی کوهساری، سید اسحاق، انتظار موعود، شماره ۳۴، بهار ۱۳۹۰ش. |
| | * «شوق وصل؛ حدیث آرزومندی گونهشناسی زیارتهای انتظار، بررسی موردی زیارت آلیاسین»، عباسزاده، حمید، محمدیان، احمد، عصر آدینه، شماره ۲۷، پاییز ۱۳۹۷ش. |
| | * «عرضه عقاید در زیارت آلیاسین و هماهنگی مفاد آن با آیات قرآن کریم» ، انتظار موعود، شماره ۳۵، تابستان و پاییز ۱۳۹۰ش. |
| | * فرهنگنامه مهدویت، سلیمیان، خدامراد، بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود (عج)، بیتا. |
| | * تفسیر صافی، فیض کاشانی، ملا محسن، تهران، الصدر، ۱۴۱۵ق. |
| | * مجمع البیان، طبرسی، فضل بن حسن، بیروت، مکتبة الحیاة، بیتا. |
| | * المزارالكبير، ابن مشهدی، ابوعبدالله، تحقیق: جواد قیومی اصفهانی، قم، مؤسسة النشر الإسلامي، چاپ اول، ۱۴۱۹ق. |
| | * «مستندات قرآنی عرضه باور به رجعت و مواقف پس از مرگ، در زیارت آلیاسین»، شاهدی، روحالله؛ حسینی کوهساری، سید اسحاق، انتظار موعود، شماره ۳۸، پاییز ۱۳۹۱ش. |
| | {{منابع}} |
|
| |
|
| * '''بابک خرمالدين'''، نفيسي، سعيد، تهران، ثالث، 1387ش.
| |
| * '''«بررسی وضعیت نسخ وقفی شاه عباس به آستان عبدالعظيم حسنى(ع)»'''، استادی، کاظم، فصلنامه مطالعات ایرانشناسی، شماره ۲۶، بهار ۱۴۰۴ش.
| |
| * تاریخ جهان آرای عباسی، قزوینی، میرزا محمد طاهر وحید، مقدمه و تعلیقات سعید میر محمد صادق، تهران، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، ۱۳۸۳ش.
| |
| * منجّم یزدی، ملّاجلال، تاریخ عبّاسی یا روزنامه ملّاجلال، به کوشش سیفالله وحیدنیا، تهران، وحید، 1366.
| |
| * تاجبخش ، احمد (١٣٧٢)، تاریخ صفویه ، تهران، انتشارات نـوید.
| |
| * افوشتهای نطنزی، محمّد بن هدایتالله، نقاوة الآثار، به اهتمام احسان اشراقی، تهران، دانشگاه تهران، 1383.
| |
| * '''جایگاه حرمین شریفین و عتبات عالیات در مناسبات صفویان و عثمانیان'''، محمدی، رمضان، و محمدباقر خزائیلی، پژوهشکده حج و زیارت، بیتا.
| |
| * '''زندگي شاه عباس اول'''، لوئي بلان، لوسين، ترجمه وليالله شادروان، تهران، ساطير، 1375ش.
| |
| * ترکمان، اسکندر بیک، عالم آرای عبّاسی، تصحیح محمّداسماعیل رضوانی، تهران، دنیای کتاب، 1378.
| |
| * '''ذيل تاريخ عالمآراي عباسي'''، ترکمان، اسکندربيک، تصحيح سهيلي خوانساري، تهران، اسلاميه، 1371ش.
| |
| * '''«رویکرد صفویان نسبت به مذهب در دوره شاه عباس اول صفوی»'''، قاسم زاده، افتخار، سلیمانی، میثم ؛ محمد خشکناب، لیلا، آفاق علوم انسانی بهمن 1398 - شماره 34،
| |
| * اسکندربیک، ترکمان منشی و محمد یوسف مورخ، ذیل تاریخ عالم آرای عباسی، به تصحیح سهیلی خوانساری، تهران، کتابفروشی اسلامیه، ۱۳۱۷ش.
| |
| * جنابذی، میرزا بیگ، روضة الصفویه، تهران، بنیاد موقوفات دکتر افشار، 1378.
| |
| * کروسینسکی، تادوزیودا، سفرنامه کروسینسکی، یادداشتهای کشیش لهستانی عصر صفوی، ترجمة عبدالرزاق مفتون دنبلی، مقدّمه و تصحیح مریم میراحمدی، تهران، توس، 1363.
| |
| * باستانی پاریزی، مـحمد ابـراهیم (١٣٤٨)، سیاست و اقتصاد عصر صفوی، تهران : بنگاه مطبوعاتی صفی علیشاه
| |
| * '''«شاهان صفوی و زیارت»'''، ایزدی، حسین، شیعهشناسی، شماره ۳۹، پاییز ۱۳۹۱ش.
| |
| * «شاه عباس»، حنیف، محمد، دائره المعارف بزرگ اسلامی، تهران، مرکز دائره المعارف بزرگ اسلامی، بیتا.
| |
| * '''شهريار جادهها'''، سفرنامه ناصرالدين شاه به عتبات، تهران، سازمان اسناد ملي ايران، 1372ش.
| |
| * شاملو، ولی قلی بن داود قلی، قصص الخاقانی، تصحیح و پاورقی سیدحسن سادات ناصری، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، 1371.
| |
| * '''لؤلؤ صدف في التاريخ النجف'''، آقاسيدعبدالله، [بيجا]، مهربان، 1379ش.
| |
| * '''«نجف در عصر شاهعباس اول»'''، کاظمي، مريم، نامه تاريخپژوهان، س6، ش24، 1389ش.
| |
| {{منابع}}
| |
| {{پایان}} | | {{پایان}} |