جرهم: تفاوت میان نسخهها
A sharefat (بحث | مشارکتها) جز added Category:قبیلههای مکه using HotCat |
|||
| (۱۱ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۵ کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{ | {{جعبه اطلاعات قبایل | ||
| نام = | |||
| تصویر = | |||
| اندازه تصویر = | |||
| نام کامل =جُرهُم | |||
| نسب =فرزندان [[معرب یقطن]] از نسل [[سام بن نوح]] | |||
| محل حکومت =[[مکه]] | |||
| مدت حکومت =300 یا 600 سال | |||
| مکان قبیله =مکه | |||
| سرسلسله =[[مضاض بن عمرو]] | |||
| اشخاص مهم = | |||
| جمعیت = | |||
| جنگها =نبرد با [[عمالقه]]، جنگ با یهودیان مکه، نبرد با قبایل ازدی،جنگ با [[خزاعه]] | |||
| شاخهای از =قبایل قَحطانی یمن | |||
| زیرشاخهها = | |||
| مهمترین اقدامات =بازسازی [[کعبه]] | |||
| مناصب مهم =متولی امور کعبه | |||
| مذهب =نامشخص | |||
}} | |||
''' | '''جُرْهُم'''، از مشهورترین قبایل قَحطانی [[یمن]] در روزگار کهن است که به منطقه [[حجاز]] کوچ کرده بودند. جرهمیان پس از مهاجرت به مکه، با گسترش قلمرو و جنگ با دیگر قبائل [[حجاز]] مانند [[عمالقه]]، حاکمیت مکه را تا چند سده به دست گرفتند. | ||
پس از سکونت [[هاجر]] و [[اسماعیل]] در [[مکه]] و جوشش [[چشمه زمزم]]، جرهمیان که پیشتر در پیرامون [[مکه]] ساکن بودند، در کنار زمزم که در آن روزگار ساکنی نداشت، سکنا گزینند. | پس از سکونت [[هاجر]] و [[اسماعیل]] در [[مکه]] و جوشش [[چشمه زمزم]]، جرهمیان که پیشتر در پیرامون [[مکه]] ساکن بودند، در کنار زمزم که در آن روزگار ساکنی نداشت، سکنا گزینند. | ||
| خط ۵۸: | خط ۷۵: | ||
به گزارش [[على بن حسین مسعودی|مسعودی]]، پس از جوشش زمزم، نخست عمالقه و سپس جرهم با اجازه هاجر، کنار زمزم ساکن شدند. <ref>مروج الذهب، ج2، ص20.</ref> | به گزارش [[على بن حسین مسعودی|مسعودی]]، پس از جوشش زمزم، نخست عمالقه و سپس جرهم با اجازه هاجر، کنار زمزم ساکن شدند. <ref>مروج الذهب، ج2، ص20.</ref> | ||
گمان میرود تاریخنگاران در پرداختن به جرهم و روابطشان با اسماعیل و هاجر، به قصهپردازی روی آوردهاند؛ زیرا ابراهیم و اسماعیل برای آنان شناخته شده نبودند تا حرمت و شان آنها را نگه دارند و برای بهرهگیری از آب زمزم منتظر اجازه هاجر و ابراهیم باشند؛ به ویژه آن که هنوز [[کعبه]] ساخته نشده و نهاد حج | گمان میرود تاریخنگاران در پرداختن به جرهم و روابطشان با اسماعیل و هاجر، به قصهپردازی روی آوردهاند؛ زیرا ابراهیم و اسماعیل برای آنان شناخته شده نبودند تا حرمت و شان آنها را نگه دارند و برای بهرهگیری از آب زمزم منتظر اجازه هاجر و ابراهیم باشند؛ به ویژه آن که هنوز [[کعبه]] ساخته نشده و نهاد حج تأسیس نشده بود. وانگهی سکونت جرهمیان پس از مهاجرت آن قدر برایشان حیاتی بود که برای دسترسی به آب به اجازه یک زن اهمیتی نمیدادند. | ||
==ازدواج اسماعیل== | ==ازدواج اسماعیل== | ||
| خط ۶۵: | خط ۸۲: | ||
این روایات مبنای فضیلتتراشی برای جرهمیان شد. برخی باور دارند که هر گاه مردی قریشی شایسته امامت یافت نشود، باید مردی کنانی و سپس یکی از فرزندان اسماعیل را برگزید و اگر هیچ یک از اینان یافت نشود، باید فردی از جرهم به سبب آن که اسماعیل داماد آنان است، انتخاب گردد. <ref>روح المعانی، ج26، ص166؛ الفقه علی المذاهب الاربعه، ج5، ص366-367.</ref> | این روایات مبنای فضیلتتراشی برای جرهمیان شد. برخی باور دارند که هر گاه مردی قریشی شایسته امامت یافت نشود، باید مردی کنانی و سپس یکی از فرزندان اسماعیل را برگزید و اگر هیچ یک از اینان یافت نشود، باید فردی از جرهم به سبب آن که اسماعیل داماد آنان است، انتخاب گردد. <ref>روح المعانی، ج26، ص166؛ الفقه علی المذاهب الاربعه، ج5، ص366-367.</ref> | ||
در نسلهای پسین نیز ازدواجهایی میان جرهمیان و فرزندان اسماعیل صورت گرفت. همسران مَعد بن | در نسلهای پسین نیز ازدواجهایی میان جرهمیان و فرزندان اسماعیل صورت گرفت. همسران [[معد بن عدنان|مَعد بن عَدنان]]، <ref>تاریخ یعقوبی، ج1، ص223؛ البدایة و النهایه، ج2، ص190.</ref> [[نزار بن معد|نَزار بن معد]]، <ref>انساب الاشراف، ج1، ص28؛ الطبقات، ج1، ص59.</ref> [[مضر بن نزار|مُضر بن نزار]] <ref>السیرة النبویه، ج1، ص75؛ الانباه، ص64.</ref> و [[مالک بن نضر]]، <ref>السیرة النبویه، ج1، ص95؛ الطبقات، ج1، ص65.</ref> بزرگ کنانه و از نیاکان پیامبر، را زنانی از جرهم دانستهاند. | ||
==زبان و گویش== | ==زبان و گویش== | ||
| خط ۷۹: | خط ۹۶: | ||
==اداره امور مکه== | ==اداره امور مکه== | ||
با مرگ [[نابت بن اسماعیل]]، اداره امور کعبه از دست فرزندان اسماعیل بیرون گشت و به دست جرهم افتاد. <ref>الاخبار الطوال، ص9؛ نک: قصة الادب فی الحجاز، ص126.</ref> | با مرگ [[نابت بن اسماعیل]]، اداره امور کعبه از دست فرزندان اسماعیل بیرون گشت و به دست جرهم افتاد.<ref>الاخبار الطوال، ص9؛ نک: قصة الادب فی الحجاز، ص126.</ref> | ||
===نخستین حاکم=== | ===نخستین حاکم=== | ||
| خط ۹۸: | خط ۱۱۵: | ||
===جنگ با یهودیان=== | ===جنگ با یهودیان=== | ||
نبرد دیگر جرهم با یهودیانی بود که از شمال به سوی مکه آمده بودند. در این نبرد، حارث بن مضاض توانست بر یهودیان غلبه نماید. <ref>الاعلام، ج2، ص157.</ref> طبری نیز از درگیری حارث بن مضاض با یهودیان سخن گفته است. در این نبرد، بسیاری از جرهمیان کشته شدند. <ref>تاریخ طبری، ج1، ص399.</ref> | نبرد دیگر جرهم با یهودیانی بود که از شمال به سوی مکه آمده بودند. در این نبرد، حارث بن مضاض توانست بر [[یهود|یهودیان]] غلبه نماید. <ref>الاعلام، ج2، ص157.</ref> [[طبری]] نیز از درگیری حارث بن مضاض با یهودیان سخن گفته است. در این نبرد، بسیاری از جرهمیان کشته شدند. <ref>تاریخ طبری، ج1، ص399.</ref> | ||
===نبرد با قبایل ازدی=== | ===نبرد با قبایل ازدی=== | ||
| خط ۱۰۵: | خط ۱۲۲: | ||
===شکست از خزاعه=== | ===شکست از خزاعه=== | ||
در پی این شکست، برخی از آنان که بعدها به خزاعه شهرت یافتند، با پذیرش حاکمیت جرهم، در پیرامون مکه ساکن شدند و به تدریج روابط خویشاوندی با آنان برقرار کردند. بعدها ایشان به رهبری [[عمرو بن لحی]] که مادری جرهمی داشت و مدعی [[پردهداری کعبه]] بود، به نبرد با جرهم پرداختند و به حاکمیت آنان پایان دادند. <ref>المنمق، ص288؛ السیرة النبویه، ج1، ص117-119؛ تاریخ طبری، ج2، ص37؛ الکامل، ج2، ص43.</ref> | در پی این شکست، برخی از آنان که بعدها به خزاعه شهرت یافتند، با پذیرش حاکمیت جرهم، در پیرامون [[مکه]] ساکن شدند و به تدریج روابط خویشاوندی با آنان برقرار کردند. بعدها ایشان به رهبری [[عمرو بن لحی]] که مادری جرهمی داشت و مدعی [[پردهداری کعبه]] بود، به نبرد با جرهم پرداختند و به حاکمیت آنان پایان دادند.<ref>المنمق، ص288؛ السیرة النبویه، ج1، ص117-119؛ تاریخ طبری، ج2، ص37؛ الکامل، ج2، ص43.</ref> | ||
به گزارشی، همراهی [[بنیبکر]]، از اسلاف [[قریش]] و فرزندان اسماعیل، با [[خزاعه]] <ref>السیرة النبویه، ج1، ص111-114؛ تاریخ ابن خلدون، ج2، ص30.</ref> را میتوان از دلیلهای شکست جرهمیان دانست. نیز آوردهاند که پیش از نبرد با خزاعه، هشتاد تن از مردان جرهم بر اثر ابتلا به عذاب خداوند (خونریزی از دماغ و دملهای چرکین) مردند و بدین سان، از قدرت نظامی آنان کاسته شد. <ref>المنمق، ص282؛ السیرة النبویه، ج1، ص113؛ مروج الذهب، ج2، ص54؛ المفصل، ج1، ص361.</ref> | به گزارشی، همراهی [[بنیبکر]]، از اسلاف [[قریش]] و فرزندان اسماعیل، با [[خزاعه]] <ref>السیرة النبویه، ج1، ص111-114؛ تاریخ ابن خلدون، ج2، ص30.</ref> را میتوان از دلیلهای شکست جرهمیان دانست. نیز آوردهاند که پیش از نبرد با خزاعه، هشتاد تن از مردان جرهم بر اثر ابتلا به عذاب خداوند (خونریزی از دماغ و دملهای چرکین) مردند و بدین سان، از قدرت نظامی آنان کاسته شد.<ref>المنمق، ص282؛ السیرة النبویه، ج1، ص113؛ مروج الذهب، ج2، ص54؛ المفصل، ج1، ص361.</ref> | ||
==عدم مشروعیت حاکمان جرهمی== | ==عدم مشروعیت حاکمان جرهمی== | ||
| خط ۱۲۳: | خط ۱۴۰: | ||
==فرار جرهمیان از مکه== | ==فرار جرهمیان از مکه== | ||
مضاض بن عمرو، واپسین حاکم جرهم پیش از نبرد با خزاعه، در مخالفت با این جنگ، همراه نزدیکانش از صحنه درگیری خارج شد <ref>اخبار مکه، ازرقی، ج1، ص93-94؛ الاغانی، ج15، ص15؛ الاعلام باعلام بیت الله الحرام، ص73-74.</ref> و به [[دره قنونی|دره قَنَوْنَی]]/قنونا از درههای سَرات میان مکه و یمن رفت. <ref>الاغانی، ج15، ص15-16؛ اخبار مکه، ازرقی، ج1، ص93-94.</ref> از این رو، عمرو بن حارث بن مضاض رهبری جرهمیان باقیمانده را در نبرد با خزاعه بر عهده گرفت. <ref>السیرة النبویه، ج1، ص113؛ مروج الذهب، ج2، ص54.</ref> | مضاض بن عمرو، واپسین حاکم جرهم پیش از نبرد با خزاعه، در مخالفت با این جنگ، همراه نزدیکانش از صحنه درگیری خارج شد <ref>اخبار مکه، ازرقی، ج1، ص93-94؛ الاغانی، ج15، ص15؛ الاعلام باعلام بیت الله الحرام، ص73-74.</ref> و به [[دره قنونی|دره قَنَوْنَی]]/قنونا از درههای سَرات میان مکه و [[یمن]] رفت. <ref>الاغانی، ج15، ص15-16؛ اخبار مکه، ازرقی، ج1، ص93-94.</ref> از این رو، عمرو بن حارث بن مضاض رهبری جرهمیان باقیمانده را در نبرد با خزاعه بر عهده گرفت.<ref>السیرة النبویه، ج1، ص113؛ مروج الذهب، ج2، ص54.</ref> | ||
وی پس از شکست و هنگام گریز از مکه، دو آهوی طلایی را که به گمان مسعودی، به دست ساسان، نیای بزرگ [[ساسانیان]] ایران، به کعبه اهدا شده | وی پس از شکست و هنگام گریز از مکه، دو آهوی طلایی را که به گمان مسعودی، به دست ساسان، نیای بزرگ [[ساسانیان]] ایران، به کعبه اهدا شده بود<ref>مروج الذهب، ج1، ص265؛ المفصل، ج4، ص16.</ref>، همراه اشیایی دیگر از جمله پنج شمشیر<ref>السیرة النبویه، ج1، ص146؛ تاریخ طبری، ج2، ص39.</ref>، چند زره<ref>الکامل، ج1، ص616.</ref> و چندین جامه فاخر<ref>نهایة الارب، ج16، ص48.</ref> در [[چاه زمزم]] انداخت و این چاه را با خاک پنهان کرد. | ||
این اشیاء بعدها در پی بازکاوی چاه زمزم به دست [[عبدالمطلب]] کشف شد. <ref>تاریخ طبری، ج2، ص251.</ref> برخی از دفن [[حجرالاسود]] به دست جرهمیان در این هنگام و کشف آن از جانب [[قصی بن کلاب|قُصی بن کلاب]] یاد کردهاند. <ref>اخبار مکه، فاکهی، ج5، ص174.</ref> | این اشیاء بعدها در پی بازکاوی چاه زمزم به دست [[عبدالمطلب]] کشف شد. <ref>تاریخ طبری، ج2، ص251.</ref> برخی از دفن [[حجرالاسود]] به دست جرهمیان در این هنگام و کشف آن از جانب [[قصی بن کلاب|قُصی بن کلاب]] یاد کردهاند.<ref>اخبار مکه، فاکهی، ج5، ص174.</ref> شکست جرهم و اخراج از مکه را در اوایل سده 3 <ref>قلب جزیرة العرب، ص243.</ref> یا 4م <ref>اخبار مکه، ازرقی، ج1، ص93؛ تاریخ مکه، ص21.</ref> دانستهاند. | ||
شکست جرهم و اخراج از مکه را در اوایل سده 3 <ref>قلب جزیرة العرب، ص243.</ref> یا 4م <ref>اخبار مکه، ازرقی، ج1، ص93؛ تاریخ مکه، ص21.</ref> دانستهاند. | |||
==انقراض و نابودی== | ==انقراض و نابودی== | ||
| خط ۱۳۸: | خط ۱۵۴: | ||
طبری از شکست و نابودی جرهم به دست مَعَد بن عدنان، از نوادگان اسماعیل و نیاکان پیامبر، حکایت کرده است. <ref>تاریخ طبری، ج1، ص327.</ref> یعقوبی باور دارد که فروپاشی سلطه جرهم از هنگام اُدَد، پدر عدنان، آغاز شد. <ref>تاریخ یعقوبی، ج1، ص222.</ref> به احتمال، این گزارشها در صدد بیان این واقعیت هستند که مقدمات شکست جرهم از دوره معد یا اُدَد فراهم گشت. | طبری از شکست و نابودی جرهم به دست مَعَد بن عدنان، از نوادگان اسماعیل و نیاکان پیامبر، حکایت کرده است. <ref>تاریخ طبری، ج1، ص327.</ref> یعقوبی باور دارد که فروپاشی سلطه جرهم از هنگام اُدَد، پدر عدنان، آغاز شد. <ref>تاریخ یعقوبی، ج1، ص222.</ref> به احتمال، این گزارشها در صدد بیان این واقعیت هستند که مقدمات شکست جرهم از دوره معد یا اُدَد فراهم گشت. | ||
به گزارش ابن هشام، [[بشر بن حارث جرهمی]] واپسین زمامدار جرهمی کعبه بود که پس از پیوستن به [[سلیمان نبی]] (970-928 ق. م.) به فرمان او حکومت را به نوادگان اسماعیل سپرد. <ref>التبیان، ص212.</ref> در گزارشی، از نابودی جرهم به دست [[دوس العتق]] یاد شده است. بر پایه این گزارش، پس از مرگ نبوکد نصر، پادشاه بابل (561-605ق. م.) که پیش از آن در نبردی عربها را شکست داد، [[معد بن عدنان]] همراه پیامبران بنیاسرائیل برای انجام [[حج]] به مکه آمد. وی در این سفر، در باره بازماندگان جرهمیانی که به رهبری حارث بن مضاض با دوس العتق جنگیده و کشته شده بودند، سؤال کرد.<ref>تاریخ طبری، ج1، ص399؛ تاریخ ابن خلدون، ج2، ص239.</ref> پایان یافتن حکومت جرهم و اخراج آنان از مکه، تا مدتی از سوی فرزندان معد بن عدنان مبدا تاریخ به شمار میرفت. <ref>التنبیه و الاشراف، ص173؛ صبح الاعشی، ج6، ص227.</ref> | به گزارش ابن هشام، [[بشر بن حارث جرهمی]] واپسین زمامدار جرهمی کعبه بود که پس از پیوستن به [[سلیمان نبی]] (970-928 ق. م.) به فرمان او حکومت را به نوادگان اسماعیل سپرد. <ref>التبیان، ص212.</ref> در گزارشی، از نابودی جرهم به دست [[دوس العتق]] یاد شده است. بر پایه این گزارش، پس از مرگ نبوکد نصر، پادشاه بابل (561-605ق. م.) که پیش از آن در نبردی عربها را شکست داد، [[معد بن عدنان]] همراه پیامبران بنیاسرائیل برای انجام [[حج]] به مکه آمد. وی در این سفر، در باره بازماندگان جرهمیانی که به رهبری حارث بن مضاض با دوس العتق جنگیده و کشته شده بودند، سؤال کرد.<ref>تاریخ طبری، ج1، ص399؛ تاریخ ابن خلدون، ج2، ص239.</ref> پایان یافتن حکومت جرهم و اخراج آنان از مکه، تا مدتی از سوی فرزندان معد بن عدنان مبدا تاریخ به شمار میرفت. <ref>التنبیه و الاشراف، ص173؛ صبح الاعشی، ج6، ص227.</ref> | ||
| خط ۱۴۷: | خط ۱۶۲: | ||
این حاکمان تا مدتی تابع حکومت بنییعرب، عموزادگان خود، در یمن بودند <ref>الاعلام، ج2، ص157، 305؛ ج4، ص187؛ ج8، ص45.</ref> یعقوبی نیز با اختلاف فراوان به نام حاکمان پس از حرث بن مضاض اشاره کرده است. <ref>تاریخ یعقوبی، ج1، ص222.</ref> | این حاکمان تا مدتی تابع حکومت بنییعرب، عموزادگان خود، در یمن بودند <ref>الاعلام، ج2، ص157، 305؛ ج4، ص187؛ ج8، ص45.</ref> یعقوبی نیز با اختلاف فراوان به نام حاکمان پس از حرث بن مضاض اشاره کرده است. <ref>تاریخ یعقوبی، ج1، ص222.</ref> | ||
به گزارش از همدانی، قبرهای شاهان جرهم در [[ | به گزارش از همدانی، قبرهای شاهان جرهم در [[دوحةالزیتون]] نزدیک مکه قرار داشت. <ref>المفصل، ج1، ص362.</ref> ابن کثیر به قبور شاهان جرهم در غاری نزدیک مکه اشاره دارد که به دست [[عبدالله بن جدعان|عبدالله بن جَدعان]]، بزرگ تیره بنیتمیم، کشف شد و عبدالله اشیای گرانبهای آن را برداشت. <ref>البدایة و النهایه، ج2، ص276.</ref> | ||
شواهدی از وجود برخی جرهمیان در بخشهایی از جزیرة العرب پس از پایان حکومت جرهم حکایت دارد. [[بلاذری]] آن گاه که از رانده شدن [[یهودیان بیتالمقدس]] به دست [[نبوکد نصر]] و گریز آنان به سوی [[یثرب]] یاد میکند، از حضور برخی جرهمیان در یثرب گزارش میدهد <ref>فتوح البلدان، ج1، ص25-26.</ref> | شواهدی از وجود برخی جرهمیان در بخشهایی از جزیرة العرب پس از پایان حکومت جرهم حکایت دارد. [[بلاذری]] آن گاه که از رانده شدن [[یهودیان بیتالمقدس]] به دست [[نبوکد نصر]] و گریز آنان به سوی [[یثرب]] یاد میکند، از حضور برخی جرهمیان در یثرب گزارش میدهد <ref>فتوح البلدان، ج1، ص25-26.</ref> | ||
==باورها و آداب== | ==باورها و آداب== | ||
| خط ۱۹۶: | خط ۲۱۱: | ||
نیز داستانهای [[عبید بن شریه جرهمی]] که روزگار پیامبر را درک نمود و بعدها نیز گزارشهای پیشینیان را برای [[معاویه بن ابوسفیان|معاویه]] حکایت کرد، با نام «[[اخبار عبید بن شریه الجرهمی فی اخبار الیمن و اشعارها و انسابها]]» همراه با کتاب [[التیجان]] [[ابن هشام]] چاپ شده است. از این رو، عبید را نخستین نویسنده عرب دانستهاند. <ref>الاعلام، ج4، ص189.</ref> | نیز داستانهای [[عبید بن شریه جرهمی]] که روزگار پیامبر را درک نمود و بعدها نیز گزارشهای پیشینیان را برای [[معاویه بن ابوسفیان|معاویه]] حکایت کرد، با نام «[[اخبار عبید بن شریه الجرهمی فی اخبار الیمن و اشعارها و انسابها]]» همراه با کتاب [[التیجان]] [[ابن هشام]] چاپ شده است. از این رو، عبید را نخستین نویسنده عرب دانستهاند. <ref>الاعلام، ج4، ص189.</ref> | ||
==پیوند به بیرون== | |||
[http://lib.eshia.ir/23019/1/4626 بنیاد دائرة المعارف اسلامی، دانشنامه جهان اسلام، «جُرْهُم».] | |||
==پانویس== | ==پانویس== | ||
{{پانویس}} | {{پانویس}} | ||
| خط ۲۰۱: | خط ۲۱۸: | ||
{{منابع}} | {{منابع}} | ||
{{دانشنامه | {{دانشنامه | ||
| آدرس = http:// | | آدرس = http://hzrc.ac.ir/post/7378 | ||
| عنوان = جُرهُم | | عنوان = جُرهُم | ||
| نویسنده = سیدعلی خیرخواه علوی | | نویسنده = سیدعلی خیرخواه علوی | ||
| خط ۲۹۷: | خط ۳۱۴: | ||
{{قبایل عرب}} | {{قبایل عرب}} | ||
[[رده: | [[رده:قبایل مکه]] | ||
[[رده:قبیلههای | [[رده:قبایل صاحب منصب]] | ||
[[رده:قبیلههای متولی کعبه]] | |||