کاربر:Salar/صفحه تمرین۲: تفاوت میان نسخهها
| (۳۶ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
'''اغوات''' (خواجگان حرم نبوی)، لقبی برای خواجگان در حرمسراها و دربار پادشاهان و همچنین خادمان خواجه [[حرمین]]. در سده یازدهم هجری، «اغوات» برای خادمان خواجه حرم و «آغا» برای شیخ حرم نبوی به کار میرفت. این خواجگان از برخی کشورهای ماوراءالنهر، هند و بیشتر از [[حبشه]] و آفریقا آورده میشدند. | |||
نورالدین زنگی (د. ۵۶۹ق) و صلاحالدین ایوبی (د. ۵۸۹ق) را نخستین بهکارگیرنده اغوات در [[مسجد النبی|مسجدالنبی]] دانستهاند. اغوات دارای رتبهبندی و وظایف متفاوتی در حرمین بودند؛ از جمله حراست و نگهبانی مسجد در روز و شب، خدمت در حجره نبوی و خدمات عمومی مانند نظافت مسجد و خاموش کردن چراغها پس از نماز عشاء. | |||
همچنین در مسجد النبی سکویی به نام [[دکه الاغوات|دکة الاغوات]] هست که گفته شده محل استقرار و نیایش اغوات بوده و ورود دیگران به آن ممنوع بود. [[محراب شیخالحرم(اغوات)|محراب شیخ الحرم]] در دکة الاغوات نیز یکی از [[محرابهای مسجدالنبی|محرابهای ششگانه مسجدالنبی]] است و شیخ الحرم [[تراویح|نماز تراویح]] را در آنجا اقامه میکرد. | |||
از دوره حکومت ملک فهد (حکومت: ۱۹۸۲–۲۰۰۵م) و با تصمیم حکومت سعودی، استخدام اغوات جدید متوقف شده است. | |||
==آشنایی با اغوات== | |||
اغوات جمع کلمه آغا و اَغا، در اصل واژهای ترکی به معنای برادر بزرگتر است. آغا لقبی است که به خواجگان در حرمسراها و دربار پادشاهان گفته میشد.<ref>تاريخ أمراء المدينة المنوّرة، ص۲۴۹.</ref> به خادمان خواجهٔ [[حرمین]] نیز اغوات میگفتند<ref>آینده (ماهنامه)، س۱۶، ص۳۹۴-۳۹۶.</ref> و آنها از برخی کشورهای ماوراء النهر، هند و بیشتر آنها از حبشه و آفریقا آورده شده بودند.<ref>تاريخ أمراء المدينة المنوّرة، ص۲۴۹.</ref> | |||
درباره نخستین کسی که اغوات را به خدمت در حرم نبوی گمارد، اختلاف نظر وجود دارد. برخی نورالدین زنگی (درگذشت: 569ق)، از پادشاهان حکومت زنگیان، را اولین نفر میدانند که ۱۲ نفر خواجه را برای این خدمت فرستاد و شرط گزینش و قبولی آن خواجه، حفظبودنِ تمام قرآن بود؛<ref>بیوت الصحابة، ص۴۴.</ref> اما برخی دیگر این اقدام را به صلاحالدین ایوبی (درگذشت: 5۸9ق)، مؤسس سلسله ایوبیان، نسبت میدهند؛<ref>تاريخ أمراء المدينة المنوّرة، ص۲۴۹؛ آثار اسلامی مکه و مدینه، ص۱۹۵.</ref> او شمار اغوات را به دو برابر (۲۴ نفر) افزایش داد و از آن پس، امیران و سلاطین به تدریج بر نفرات آنها افزودند تا آنجا که گاه به 1000 نفر بالغ میشدند و حقوق آنان از محل درآمد املاکی که به این منظور وقف شده بود، تأمین میشد.<ref>بیوت الصحابة، ص۴۴.</ref> از جمله کارهای اغوات در عصر ایوبیان، انجام امور خدماتی، نگهبانی، دربانی و برخی از کارهای مذهبی در مسجدالنبی بود.<ref>[https://wikihaj.com/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87%3A%D9%85%D8%B1%D8%A2%D8%A9_%D8%A7%D9%84%D8%AD%D8%B1%D9%85%DB%8C%D9%86_%D8%AC%DB%B3-%DB%B4.pdf&page=43 موسوعة مرآة الحرمين، ج۳، ص۴۳]؛ المسجد النبوی الشریف،ص 378؛ التحفة اللطيفه، ج۱، ص۶۳.</ref> | |||
در سده یازدهم هجری، اغوات برای خادمان خواجه حرم به کار رفت و آغا بر شیخ حرم نبوی اطلاق میشد.<ref>تحفة المحبین، ص۵۳.</ref> | |||
=== وضعیت کنونی === | |||
در دوره حکومت ملک فَهَد (حکومت: ۱۹۸۲–۲۰۰۵م)، پادشاه [[عربستان]]، و با تصمیم حکومت سعودی استخدام اغوات جدید متوقف شد.<ref>[https://www.alhadath.net/2022/04/09/%d9%85%d8%a7-%d9%82%d8%b5%d8%a9-%d8%a7%d9%84%d8%a3%d8%ba%d8%a7-%d8%a7%d9%84%d8%a3%d8%ae%d9%8a%d8%b1-%d8%a7%d9%84%d8%b0%d9%8a-%d8%b5%d8%a7%d9%81%d8%ad-%d8%a7%d9%84%d8%a3%d9%85%d9%8a%d8%b1-%d9%85%d8%ad%d9%85%d8%af-%d8%a8% «ما قصة "الأغا" الأخير الذي صافح الأمير محمد بن سلمان؟»]، العربیة.</ref> گفته شده در سال ۲۰۱۳ میلادی، تنها هشت نفر از آنان باقی مانده بودند. عکاس سعودی، عادل قریشی، از آنان عکاسی کرد و نتیجه آن، مجموعهای به نام «نگهبانان» (The Guardians) است.<ref>«[https://islamicartsmagazine.com/magazine/view/a_unique_exhibition_of_portraits_by_adel_quraishi/ A Unique Exhibition of Portraits by Adel Quraishi]»، Islamic Arts Magazine | |||
</ref> | |||
== وظایف و سلسلهمراتب اغوات در مسجدالنبی == | |||
اغوات دارای رتبهبندیهایی مثل شیخ الحرم، نائب شیخ و خزانهدار حرم بوده و وظایف مختلفی در [[حرمین]] برعهده داشتند؛ ازجمله آنها عبارتند از: | |||
* '''حراست و نگهبانی:''' حفظ مسجد در روز، بستن درها و نگهبانی در شب. | |||
* '''خدمت در حجره نبوی:''' حمل ظرف عود، در اختیار داشتن کلیدهای [[حجره رسولالله|حجره پیامبر]]، ورود به حجره نبوی برای روشن کردن شمعدانها قبل از نماز مغرب. | |||
* '''خدمات عمومی:''' نظافت مسجد، بیدار کردن نمازگزارانی که در مسجد خوابیدهاند و خاموش کردن چراغها پس از نماز عشاء.<ref>تاريخ أمراء المدينة المنوّرة، ص۲۴۹-۲۵۱.</ref> | |||
== دکة الاغوات == | |||
{{اصلی|دکه الاغوات}} | |||
در مسجد النبی سکویی هست به نام [[دکه الاغوات|دکة الاغوات]] که گفته شده این سکو محل استقرار و نیایش اغوات بود.<ref>[https://wikihaj.com/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87%3A%D9%85%D8%B1%D8%A2%D8%A9_%D8%A7%D9%84%D8%AD%D8%B1%D9%85%DB%8C%D9%86_%D8%AC%DB%B3-%DB%B4.pdf&page=42 موسوعة مرآة الحرمين، ج۳، ص۴۲.]</ref> [[محراب شیخالحرم(اغوات)|محراب شیخالحرم]]، یکی از [[محرابهای مسجدالنبی|محرابهای ششگانه مسجدالنبی]]، در قسمت شمالی دکه اغوات قرار داشت و شیخ الحرم [[تراویح|نماز تراویح]] را در آنجا اقامه میکرد.<ref>[https://wikihaj.com/index.php?title=پرونده:مرآة_الحرمین_ابراهیم_رفعت_پاشا_ج1.pdf&page=471 مرآة الحرمین، ص 471].</ref> همچنین از ورود افراد ديگر به درون دكه جلوگیری میشد و تنها اغوات اجازه حضور و استراحت در آن را داشتند.<ref>روزنامه عكاظ، جمعه۱۳/۴/۱۴۳۲ق.، عدد ۳۵۶۱.</ref> | |||
== پانویس == | |||
{{پانویس}} | |||
==منابع== | |||
{{منابع}} | |||
*'''بیوت الصحابة رضی الله عنهم حول المسجد النبوی الشریف''': محمد الياس عبد الغني، مدینه، بینام، ۱۴۲۰ق. | |||
{{پایان}} | |||
==آمیک== | |||
[[پرونده:کتاب إخبار الکرام.jpg|چپ|بیقاب|114x114پیکسل]] | |||
*... [[اخبار الکرام|'''اخبار الکرام''']] (در تصویر)، اثر احمد بن محمد اسدی، به موضوعات [[کعبه]] و فضایل و نامهای آن، [[حجرالاسود]] و فضیلت آن، [[رکن یمانی]]، [[مقام ابراهیم]] و [[حجر اسماعیل|حِجر اسماعیل]] میپردازد؟ | |||
*... [[اهل سنت و جماعت|'''اهلسنت''']]، [[امام حسن مجتبی علیهالسلام|امام حسن(ع)]] را آخرین [[خلافت|خلیفه]] از [[خلفای راشدین|خلفای نخستین]] میدانند؟ | |||
*... '''[[لباس شهرت]]''' در اصطلاح فقهی لباسی است که پوشیدن آن باعث انگشتنما شدن فرد میشود؟ | |||
*... '''[[هجرت به مدینه]]''' به پیشنهاد [[امام علی علیهالسلام|امام علی(ع)]] در زمان [[خلافت]] [[عمر بن خطاب|خلیفه دوم]] بهصورت رسمی، مبدأ تاریخ [[مسلمان|مسلمانان]] شد؟ | |||
==جعبه اطلاعات== | |||
{{جعبه اطلاعات کتاب | |||
| عنوان =إخبار الکرام | |||
| عنوان اصلی =إخبار الکرام بأخبار المسجدالحرام | |||
| تصویر =کتاب إخبار الکرام.jpg | |||
| اندازه تصویر = | |||
| توضیح_تصویر = | |||
| نویسنده =احمد بن محمد اسدی | |||
| برگرداننده = | |||
| ویراستار = | |||
| به تصحیح =حافظ غلام مصطفی | |||
| تحقیق = | |||
| به کوشش = | |||
| تاریخ نگارش =قرن ۱۱ قمری | |||
| تصویرگر = | |||
| طراح جلد = | |||
| موضوع =تاریخ محلی [[مکه]] | |||
| سبک = | |||
| زبان =عربی | |||
| تعداد جلد =۱ | |||
| صفحه =۲۶۶ | |||
| قطع = | |||
| ناشر =دارالصحوة | |||
| وبسایت ناشر = | |||
| محل انتشارات =قاهره، مصر | |||
| تاریخ نشر =۱۴۰۵ق/ ۱۹۸۵م | |||
| ترجمه به = | |||
| مجموعه = | |||
| شابک = | |||
}} | |||
==متن دعا== | ==متن دعا== | ||
{{متن و ترجمه | {{متن و ترجمه | ||
| خط ۲۳: | خط ۹۶: | ||
| اَنْ لَوْ حاوَلْتُ وَاجْتَهَدْتُ مَدَی الاْعصارِ وَالاْحْقابِ لَوْ عُمِّرْتُها اَنْ أُؤَدِّیَ شُکْرَ واحِدَةٍ مِنْ أَنْعُمِکَ مَا اسْتَطَعْتُ ذلِکَ اِلاّ بِمَنِّکَ الْمُوجَبِ عَلَیَّ بِهِ شُکْرُکَ اَبَداً جَدیداً وَثَنآءً طارِفاً عَتیداً اَجَلْ وَلوْ حَرَصْتُ اَنـَا وَالْعآدُّونَ مِنْ اَنامِکَ أَنْ نُحْصِیَ مَدی اِنْعامِکَ سالِفِهِ وَ انِفِهِ ما حَصَرْناهُ عَدَداً وَلا اَحْصَیناهُ اَمَداًهَیْهاتَ إنّی ذلِکَ وَاَنْتَ الْمُخْبِرُ فی کِتابِکَ النّاطِقِ، | | اَنْ لَوْ حاوَلْتُ وَاجْتَهَدْتُ مَدَی الاْعصارِ وَالاْحْقابِ لَوْ عُمِّرْتُها اَنْ أُؤَدِّیَ شُکْرَ واحِدَةٍ مِنْ أَنْعُمِکَ مَا اسْتَطَعْتُ ذلِکَ اِلاّ بِمَنِّکَ الْمُوجَبِ عَلَیَّ بِهِ شُکْرُکَ اَبَداً جَدیداً وَثَنآءً طارِفاً عَتیداً اَجَلْ وَلوْ حَرَصْتُ اَنـَا وَالْعآدُّونَ مِنْ اَنامِکَ أَنْ نُحْصِیَ مَدی اِنْعامِکَ سالِفِهِ وَ انِفِهِ ما حَصَرْناهُ عَدَداً وَلا اَحْصَیناهُ اَمَداًهَیْهاتَ إنّی ذلِکَ وَاَنْتَ الْمُخْبِرُ فی کِتابِکَ النّاطِقِ، | ||
| خلاصه با تمام این امور گواهی میدهم بر اینکه اگر به حرکت میآمدم و طول روزگاران، و زمانهای بس دراز میکوشیدم، بر فرض که آن همه زمان را عمر میکردم، که شکر یکی از نعمتهایت را بجا آورم نخواهم توانست، جز با منتّت که به سبب آن شکرت بر من واجب میشود، شکری دایم و نو، و ثنایی تازه و فراهم. آری اگر من و همه شمارشگران از آفریدگانت، حرص ورزیم که نهایت نعمتهایت، از نعمتهای سابقهدار و بیسابقهات را برشماریم، هرگز نمیتوانیم به شماره آوریم، و نه اندازه آن را حصا کنیم، چه دور است چنین چیزی چگونه ممکن است؟ و حال آنکه تو در کتاب گویایت، | | خلاصه با تمام این امور گواهی میدهم بر اینکه اگر به حرکت میآمدم و طول روزگاران، و زمانهای بس دراز میکوشیدم، بر فرض که آن همه زمان را عمر میکردم، که شکر یکی از نعمتهایت را بجا آورم نخواهم توانست، جز با منتّت که به سبب آن شکرت بر من واجب میشود، شکری دایم و نو، و ثنایی تازه و فراهم. آری اگر من و همه شمارشگران از آفریدگانت، حرص ورزیم که نهایت نعمتهایت، از نعمتهای سابقهدار و بیسابقهات را برشماریم، هرگز نمیتوانیم به شماره آوریم، و نه اندازه آن را حصا کنیم، چه دور است چنین چیزی چگونه ممکن است؟ و حال آنکه تو در کتاب گویایت، | ||
.. | | وَالنَّبَاءِ الصّادِقِ وَاِنْ تَعُدُّوا نِعْمَةَ الله لا تُحْصُوها صَدَقَ کِتابُکَ اْللّهُمَّ وَاِنْبآؤُکَ وَبَلَّغَتْ اَنْبِیآؤُکَ وَرُسُلُکَ ما اَنْزَلْتَ عَلَیْهِمْ مِنْ وَحْیِکَ وَشَرَعْتَ لَهُمْ وَبِهِمْ مِنْ دینِکَ غَیْرَ أَنّی یا اِلهی اَشْهَدُ بِجُهْدی وَجِدّی وَمَبْلَغِ طاعَتی وَوُسْعی وَ أَقُولُ مُؤْمِناً مُوقِناً اَلْحَمْدُ لله الَّذی لَمْ یَتَّخِذْ وَلَداً فَیَکُونَ مَوْرُوثاً وَلَمْ یَکُنْ لَهُ شَریکٌ فی مُلْکِهِ فَیُضآدُّهُ فیَما ابْتَدَعَ، | ||
| | | و خبر صادقانه ات اعلام کردهای: اگر نعمتهای خدا را برشمارید، قدرت شمارش آن را ندارید. خدایا کتابت راست گفته، و اخبارت صادقانه است، و پیامبرانت و رسولانت به مردم رساندند، آنچه را از وحیت بر آنان نازل کردی. و برای آنان و به وسیله آنان از دینت شریعت ساختی، معبودا من گواهی میدهم به تلاش و کوششم، و به قدر رسایی طاعت و ظرفیتم، و از باب ایمان و یقین میگویم: سپاس خدای را که فرزندی نگرفته، تا از او ارث برند، و برای او در فرمانرواییاش شریکی نبوده تا با او در آنچه پدیدآورده مخالفت کند، | ||
| وَلا وَلِیُّ مِنَ الذُّلِّ فَیُرْفِدَهُ فیما صَنَعَ فَسُبْحانَهُ سُبْحانَهُ لَوْ کانَ فیهِما الِهَةٌ اِلا الله لَفَسَدَتا وَتَفَطَّرَتا سُبْحانَ الله الْواحِدِ الاْحَدِ الصَّمَدِ الَّذی لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُواً اَحَدٌ اَلْحَمْدُ لله حَمْداً یُعادِلُ حَمْدَ مَلاَّئِکَتِهِ الْمُقَرَّبینَ وَاَنْبِی آئِهِ الْمُرْسَلینَ وَصَلَّی الله عَلی خِیَرَتِهِ مُحَمَّدٍ خاتَمِ النَّبِیّینَ وَآلِهِ الطَّیـِبیـنَ الطـّاهـِرینَ الْمـُخلَصیـنَ وَسـَلَّمَ | |||
| و نه بخاطر ضعف و ذلّت، (حامی و) سرپرستی برای اوست تا او را در آنچه ساخته یاری دهد، پس منزّه است او، منزّه است او، اگر در آسمان و زمین معبودهایی جز خدا بود، هر آینه هر دو تباه میشدند و متلاشی میگشتند، منزّه است خدای یگانه یکتا، و بینیاز، که نزاده، و زاده نشده و احدی همتایش نبوده است. سپاس خدای را، سپاسی که برابری کند با سپاس فرشتگان مقرّب، و انبیای مرسلش را، و درود و سلام خدا بر بهترین برگزیده از خلقش محمّد خاتم پیامبران، و اهلبیت پاک و پاکیزه و ناب گشته او باد. | |||
'''آنگاه آن حضرت، شروع به درخواست از خدا کرد، و در دعا اهتمام ورزید، و درحالی که اشک از دیدههای مبارکش جاری بود، دعا را به این صورت ادامه داد: | |||
''' | |||
| اَللّهُمَّ اجْعَلْنی اَخْشاکَ کَانّی أَراکَ وَاَسْعِدْنی بِتَقویکَ وَلا تُشْقِنی بِمَعْصِیَتِکَ وَخِرْلی فی قَضآئِکَ وَبارِکْ لی فی قَدَرِکَ حَتّی لا احِبَّ تَعْجیلَ ما اَخَّرْتَ وَلا تَاْخیرَ ما عَجَّلْتَ اَللّهُمَّ اجْعَلْ غِنایَ فی نَفْسی وَالْیَقینَ فی قَلْبی وَالاْخْلاصَ فی عَمَلی وَالنُّورَ فی بَصَری وَالْبَصیرَةَ فی دینی وَمَتِّعْنی بِجَوارِحی وَاجْعَلْ سَمْعی وَبَصَری اَلْوارِثَیْنِ مِنّی وَانْصُرْنی عَلی مَنْ ظَلَمَنی وَاَرِنی فیهِ ثاری وَمَـارِبی وَاَقِرَّ بِذلِکَ عَیْنی اَللَّهُمَّ اکْشِفْ کُرْبَتی وَاسْتُرْ عَوْرَتی وَاْغْفِرْ لی خَطیَّئَتی وَاخْسَاءْ شَیْطانی وَفُکَّ رِهانی، | | اَللّهُمَّ اجْعَلْنی اَخْشاکَ کَانّی أَراکَ وَاَسْعِدْنی بِتَقویکَ وَلا تُشْقِنی بِمَعْصِیَتِکَ وَخِرْلی فی قَضآئِکَ وَبارِکْ لی فی قَدَرِکَ حَتّی لا احِبَّ تَعْجیلَ ما اَخَّرْتَ وَلا تَاْخیرَ ما عَجَّلْتَ اَللّهُمَّ اجْعَلْ غِنایَ فی نَفْسی وَالْیَقینَ فی قَلْبی وَالاْخْلاصَ فی عَمَلی وَالنُّورَ فی بَصَری وَالْبَصیرَةَ فی دینی وَمَتِّعْنی بِجَوارِحی وَاجْعَلْ سَمْعی وَبَصَری اَلْوارِثَیْنِ مِنّی وَانْصُرْنی عَلی مَنْ ظَلَمَنی وَاَرِنی فیهِ ثاری وَمَـارِبی وَاَقِرَّ بِذلِکَ عَیْنی اَللَّهُمَّ اکْشِفْ کُرْبَتی وَاسْتُرْ عَوْرَتی وَاْغْفِرْ لی خَطیَّئَتی وَاخْسَاءْ شَیْطانی وَفُکَّ رِهانی، | ||
| خدایا چنانم کن که از تو بترسم گویا که تو را میبینم، و با پرهیزگاری مرا خوشبخت گردان، و به نافرمانیات بدبختم مکن، و خیر در قضایت را برایم اختیار کن، و به من در تقدیرت برکت ده، تا تعجیل آنچه را تو به تأخیر انداختی نخواهم، و تأخیر آنچه را تو پیش انداختی میل نکنم. خدایا قرار ده، بینیازی را در ذاتم، و یقین را در دلم، و اخلاص را در عملم، و نور را در دیدهام، و بصیرت را در دینم و مرا به اعضایم بهرهمند کن، و گوش و چشمم را دو وارث من گردان، و مرا بر آن که به من ستم روا داشته پیروز فرما، و در رابطه با او انتقام و هدفم را نشانم ده، و چشمم را بدین سبب روشن گردان. خدایا گرفتاریام را برطرف کن، و زشتیام را بپوشان، و خطایم را بیامرز و شیطانم را بران و دینم را ادا کن، | | خدایا چنانم کن که از تو بترسم گویا که تو را میبینم، و با پرهیزگاری مرا خوشبخت گردان، و به نافرمانیات بدبختم مکن، و خیر در قضایت را برایم اختیار کن، و به من در تقدیرت برکت ده، تا تعجیل آنچه را تو به تأخیر انداختی نخواهم، و تأخیر آنچه را تو پیش انداختی میل نکنم. خدایا قرار ده، بینیازی را در ذاتم، و یقین را در دلم، و اخلاص را در عملم، و نور را در دیدهام، و بصیرت را در دینم و مرا به اعضایم بهرهمند کن، و گوش و چشمم را دو وارث من گردان، و مرا بر آن که به من ستم روا داشته پیروز فرما، و در رابطه با او انتقام و هدفم را نشانم ده، و چشمم را بدین سبب روشن گردان. خدایا گرفتاریام را برطرف کن، و زشتیام را بپوشان، و خطایم را بیامرز و شیطانم را بران و دینم را ادا کن، | ||
| وَاْجَعْلْ لی یا اِلهی الدَّرَجَةَ الْعُلْیا فِی الاْ خِرَهِ وَالاْوْلی اَللّهُمَّ لَکَ الْحَمْدُ کَما خَلَقْتَنی فَجَعَلْتَنی سَمیعاً بَصیراً وَلَکَ الْحَمْدُ کَما خَلَقْتَنی فَجَعَلْتَنی خَلْقاً سَوِیّاً رَحْمَهً بی وَقَدْ کُنْتَ عَنْ خَلْقی غَنِیّاً رَبِّ بِما بَرَاءْتَنْی فَعَدَّلْتَ فِطْرَتی رَبِّ بِما اَنْشَاءْتَنی فَاَحْسَنْتَ صُورَتی رَبِّ بِما اَحْسَنْتَ اِلَیَّ وَفی نَفْسی عافَیْتَنی رَبِّ بِما کَلاْتَنی وَوَفَّقْتَنی رَبِّ بِما اَنـَعْمَتَ عَلَیَّ فَهَدَیْتَنی رَبِّ بِما اَوْلَیْتَنی وَمِنْ کُلِّ خَیْرٍ اَعْطَیْتَنی رَبِّ بِما اَطْعَمْتَنی وَسَقَیْتَنی رَبِّ بِما اَغْنَیْتَنی وَاَقْنَیْتَنی رَبِّ بِما اَعَنْتَنی وَاَعْزَزْتَنی، | | وَاْجَعْلْ لی یا اِلهی الدَّرَجَةَ الْعُلْیا فِی الاْ خِرَهِ وَالاْوْلی اَللّهُمَّ لَکَ الْحَمْدُ کَما خَلَقْتَنی فَجَعَلْتَنی سَمیعاً بَصیراً وَلَکَ الْحَمْدُ کَما خَلَقْتَنی فَجَعَلْتَنی خَلْقاً سَوِیّاً رَحْمَهً بی وَقَدْ کُنْتَ عَنْ خَلْقی غَنِیّاً رَبِّ بِما بَرَاءْتَنْی فَعَدَّلْتَ فِطْرَتی رَبِّ بِما اَنْشَاءْتَنی فَاَحْسَنْتَ صُورَتی رَبِّ بِما اَحْسَنْتَ اِلَیَّ وَفی نَفْسی عافَیْتَنی رَبِّ بِما کَلاْتَنی وَوَفَّقْتَنی رَبِّ بِما اَنـَعْمَتَ عَلَیَّ فَهَدَیْتَنی رَبِّ بِما اَوْلَیْتَنی وَمِنْ کُلِّ خَیْرٍ اَعْطَیْتَنی رَبِّ بِما اَطْعَمْتَنی وَسَقَیْتَنی رَبِّ بِما اَغْنَیْتَنی وَاَقْنَیْتَنی رَبِّ بِما اَعَنْتَنی وَاَعْزَزْتَنی، | ||
| و برایم معبودا در آخرت و دنیا درجه ای برتر قرار ده، خدایا تو را سپاس، مرا آفریدی، و شنوا و بینا قرار دادی، و تو را سپاس که مرا پدیدآوردی، و از روی رحمت، آفریدهای متناسب قرار دادی، درحالیکه از آفرینش من بینیاز بودی، پروردگارا به اینکه مرا پدیدآوردی. پس در خلقتم تناسب نهادی، پروردگارا به اینکه آفرینشم را آغاز نمودی، و صورتم را نیکو نمودی، پروردگارا به اینکه به من احسان کردی و در خویشتنم عافیت نهادی، پروردگارا به اینکه محافظتم نمودی و موّفقم داشتی، پروردگارا چون بر من نعمت بخشیدی، راهنماییام نمودی، پروردگارا به اینکه سزاوار احسانم کردی، از هر خیری عطایم کردی، پروردگارا به اینکه مرا خوراندی و نوشاندی، پروردگارا به اینکه بینیازم ساختی و اندوختهام بخشیدی، پروردگارا به اینکه یاریام نمودی و عزّتم بخشیدی، | | و برایم معبودا در آخرت و دنیا درجه ای برتر قرار ده، خدایا تو را سپاس، مرا آفریدی، و شنوا و بینا قرار دادی، و تو را سپاس که مرا پدیدآوردی، و از روی رحمت، آفریدهای متناسب قرار دادی، درحالیکه از آفرینش من بینیاز بودی، پروردگارا به اینکه مرا پدیدآوردی. پس در خلقتم تناسب نهادی، پروردگارا به اینکه آفرینشم را آغاز نمودی، و صورتم را نیکو نمودی، پروردگارا به اینکه به من احسان کردی و در خویشتنم عافیت نهادی، پروردگارا به اینکه محافظتم نمودی و موّفقم داشتی، پروردگارا چون بر من نعمت بخشیدی، راهنماییام نمودی، پروردگارا به اینکه سزاوار احسانم کردی، از هر خیری عطایم کردی، پروردگارا به اینکه مرا خوراندی و نوشاندی، پروردگارا به اینکه بینیازم ساختی و اندوختهام بخشیدی، پروردگارا به اینکه یاریام نمودی و عزّتم بخشیدی، | ||
| | | رَبِّ بِما اَلْبَسْتَنی مِنْ سِتْرِکَ الصّافی وَیَسَّرْتَ لی مِنْ صُنْعِکَ الْکافی صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ وَاَعِنّی عَلی بَواَّئِقِ الدُّهُورِ وَصُرُوفِ اللَّیالی وَالاْیّامِ وَنَجِّنی مِنْ اَهْوالِ الدُّنْیا وَکُرُباتِ الاْ خِرَهِوَاکْفِنی شَرَّ ما یَعْمَلُ الظّالِمُونَ فِی الاْرْضِ اَللّهُمَّ ما اَخافُ فَاکْفِنی وَما اَحْذَرُ فَقِنی وَفی نَفْسی وَدینی فَاحْرُسْنی وَفی سَفَری فَاحْفَظْنی وَفی اَهْلی وَمالی فَاخْلُفْنی وَفیما رَزَقْتَنی فَبارِکْ لی وَفی نَفْسی فَذَلِّلْنی وَفی اَعْیُنِ النّاسِ فَعَظِّمْنی وَمِنْ شَرِّ الْجِنِّ وَالاْنْسِ فَسَلِّمْنی وَبِذُنُوبی فَلا تَفْضَحْنی وَبِسَریرَتی فَلا تُخْزِنی وَبِعَمَلی فَلا تَبْتَلِنی وَنِعَمَکَ فَلا تَسْلُبْنی وَاِلی غَیْرِکَ فَلا تَکِلْنی. اِلهی اِلی مَنْ تَکِلُنی؟ | ||
| پروردگارا به اینکه به من پوشاندی، از پوشش با صفایت و بر من آسان نمودی، از رفتار کفایت کننده ات، بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست و مرا بر بلاهای روزگار، و حوادث شبها و روزها یاری ده، و از هراسهای دنیا، و گرفتاریهای آخرت نجات ده، و مرا از شرّ آنچه ستمگران در زمین انجام میدهند کفایت کن، خدایا از آنچه میترسم مرا بس باش و از آنچه حذر میکنم نگهداری کن، و در نفسم و دینم از من نگهبانی فرما و مرا در سفرم نگهدار، و در خاندان و مالم جانشین باش، و مرا در آنچه نصیبم فرمودی برکت ده، و در نزد خویش خوارم ساز، و در دیدگان مردم بزرگم کن، و از شرّ جن و انس سالمم بدار و به گناهانم رسوایم مساز، و به باطنم سبکم منما، و به عملم دچارم مکن، و مرا از نعمتهایت محروم مفرما، و به غیر خود واگذارم مکن. خدایا، مرا به که واگذار میکنی؟ | |||
| اِلی قَریبٍ فَیَقْطَعُنی اَمْ اِلی بَعیدٍ فَیَتَجَهَّمُنی اَمْ اِلَی الْمُسْتَضْعَفینَ لی وَاَنْتَ رَبّی وَمَلیکُ اَمْری اَشْکُو اِلَیْکَ غُرْبَتی وَبُعْدَ داری وَهَوانی عَلی مَنْ مَلَّکْتَهُ اَمْری اِلهی فَلا تُحْلِلْ عَلَیَّ غَضَبَکَ فَاِنْ لَمْ تَکُنْ غَضِبْتَ عَلَیَّ فَلا اُبالی سُبْحانَکَ غَیْرَ اَنَّ عافِیَتَکَ اَوْسَعُ لی فَاَسْئَلُکَ یا رَبِّ بِنُورِ وَجْهِکَ الَّذی اَشْرَقَتْ لَهُ الاْرْضُ وَ السَّمواتُ وَکُشِفَتْ بِهِ الظُّلُماتُ. | |||
| به نزدیک تا با من به دشمنی برخیزد، یا به بیگانه تا با من با ترشرویی برخورد کند یا به آنان که خوارم میشمرند؟، و حال اینکه تو خدای من، و زمامدار کار منی. من به تو شکایت میکنم، از غربتم، و دوری خانه آخرتم، و سبکی ام نزد کسی که اختیار کارم را به او دادی. خدایا غضبت را بر من فرود نیاور، اگر در مقام خشم کردن بر من نباشی، از غیر تو باک ندارم، منزّهی تو، جز اینکه عافیتت بر من گستردهتر است، از تو درخواست میکنم پروردگارا به نور جمالت، که زمین و آسمانها به آن روشن گشت، و تاریکیها به آن برطرف شد، | |||
| وَصَلُحَ بِهِ اَمْرُ الاْوَّلینَ وَالاْ خِرینَ اَنْ لا تُمیتَنی عَلی غَضَبِکَ وَلا تُنْزِلْ بی سَخَطَکَ لَکَ الْعُتْبی لَکَ الْعُتْبی حَتّی تَرْضی قَبْلَ ذلِک لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ رَبَّ الْبَلَدِ الْحَرامِ وَالْمَشْعَرِ الْحَرامِ وَالْبَیْتِ الْعَتیقِ الَّذی اَحْلَلْتَهُ الْبَرَکَهَ وَجَعَلْتَهُ لِلنّاسِ اَمْناً یا مَنْ عَفا عَنْ عَظیمِ الذُّنُوبِ بِحِلْمِهِ یا مَنْ اَسْبَغَ النَّعْمآءَ بِفَضْلِهِ یا مَنْ اَعْطَی الْجَزیلَ بِکَرَمِهِ یا عُدَّتی فی شِدَّتی یا صاحِبی فی وَحْدَتی یا غِیاثی فی کُرْبَتی یا وَلِیّی فی نِعْمَتی یا اِلهی وَاِلهَ آبائی اِبْراهیمَ وَاِسْماعیلَ وَاِسْحقَ وَیَعْقُوبَ وَرَبَّ جَبْرَئیلَ وَمیکائیلَ وَاِسْرافیلَ وَربَّ مُحَمَّدٍ خاتِمِ النَّبِیّینَ وَ الِهِ الْمُنْتَجَبینَ وَمُنْزِلَ التَّوریهِ وَالاْ نْجیلِ وَالزَّبُورِ وَالْفُرْقانِ وَمُنَزِّلَ کهیَّعَّصَّ وَطه وَیسَّ وَالْقُرآنِ الْحَکیمِ | |||
| و کار گذشتگان و آیندگان به وسیله آن به اصلاح رسید، که مرا بر خشمت نمیرانی، و ناخشنودی ات را بر من فرود نیاوری، خشنودی حق توست، خشنودی حق توست، تا پیش از آن راضی شوی، معبودی جز تو نیست، پروردگار خانه محترم، و مشعرالحرام، و خانه کعبه که برکت را در آن نازل فرمودی، و آن را برای مردم ایمن ساختی، ای آن که با بردباریاش از گناهان بزرگ گذشت، ای آن که با فضلش نعمتها را کامل ساخت، ای آن که با کرمش گسترده و فراوان عطا کرد، ای توشهام در سختیها، ای همراهم در تنهایی، ای فریادرسم در گرفتاریها، ای سرپرستم در نعمتها، ای خدای من و خدای پدرانم ابراهیم و اسماعیل و اسحق و یعقوب، و پروردگار جبراییل و میکاییل و اسرافیل و پروردگار محمّد خاتم پیامبران و اهلبیت برگزیدهاش و نازلکننده تورات و انجیل و زبور و قرآن و فروفرستنده کهیعص و طه و یس و قرآن حکیم | |||
... | |||
| ارتفاع = <!-- مثلا 20em --> | |||
}} | |||
===متن=== | |||
اَنْتَ کَهْفی حینَ تُعْیینِی الْمَذاهِبُ فی سَعَتِها وَتَضیقُ بِیَ الاْرْضُ بِرُحْبِها وَلَوْلا رَحْمَتُکَ لَکُنْتُ مِنَ الْهالِکینَ وَاَنْتَ مُقیلُ عَثْرَتی وَلَوْلا سَتْرُکَ اِیّایَ لَکُنْتُ مِنَ الْمَفْضُوحینَ وَاَنْتَ مُؤَیِّدی بِالنَّصْرِ عَلی اَعْدآئی وَلَوْلا نَصْرُکَ اِیّایَ لَکُنْتُ مِنَ الْمَغْلُوبینَ یا مَنْ خَصَّ نَفْسَهُ بِالسُّمُوِّ وَالرِّفْعَهِ فَاَوْلِیآئُهُ بِعِزِّهِ یَعْتَزُّونَ یا مَنْ جَعَلَتْ لَهُ الْمُلوُکُ نیرَ الْمَذَلَّهِ عَلی اَعْناقِهِمْ فَهُمْ مِنْ سَطَواتِهِ خائِفُونَ، | | //اَنْتَ کَهْفی حینَ تُعْیینِی الْمَذاهِبُ فی سَعَتِها وَتَضیقُ بِیَ الاْرْضُ بِرُحْبِها وَلَوْلا رَحْمَتُکَ لَکُنْتُ مِنَ الْهالِکینَ وَاَنْتَ مُقیلُ عَثْرَتی وَلَوْلا سَتْرُکَ اِیّایَ لَکُنْتُ مِنَ الْمَفْضُوحینَ وَاَنْتَ مُؤَیِّدی بِالنَّصْرِ عَلی اَعْدآئی وَلَوْلا نَصْرُکَ اِیّایَ لَکُنْتُ مِنَ الْمَغْلُوبینَ یا مَنْ خَصَّ نَفْسَهُ بِالسُّمُوِّ وَالرِّفْعَهِ فَاَوْلِیآئُهُ بِعِزِّهِ یَعْتَزُّونَ یا مَنْ جَعَلَتْ لَهُ الْمُلوُکُ نیرَ الْمَذَلَّهِ عَلی اَعْناقِهِمْ فَهُمْ مِنْ سَطَواتِهِ خائِفُونَ، | ||
یَعْلَمُ خائِنَهَ الاْعْیُنِ وَما تُخْفِی الصُّدُورُ وَ غَیْبَ ما تَاْتی بِهِ الاْزْمِنَهُ وَالدُّهُورُ یا مَنْ لا یَعْلَمُ کَیْفَ هُوَ اِلاّ هُوَیا مَنْ لا یَعْلَمُ ما هُوَ اِلاّ هُوَ یا مَنْ لا یَعْلَمُهُ اِلاّ هُوَ یا مَنْ کَبَسَ الاْرْضَ عَلَی الْمآءِ وَسَدَّ الْهَوآءَ بِالسَّمآءِ یا مَنْ لَهُ اَکْرَمُ الاْسْمآءِ یا ذَاالْمَعْرُوفِ الَّذی لا یَنْقَطِعُ اَبَداً یا مُقَیِّضَ الرَّکْبِ لِیُوسُفَ فِی الْبَلَدِ الْقَفْرِ وَمُخْرِجَهُ مِنَ الْجُبِّ وَجاعِلَهُ بَعْدَ الْعُبُودِیَّهِ مَلِکاً یا ر ادَّهُ عَلی یَعْقُوبَ بَعْدَ اَنِ ابْیَضَّتْ عَیْناهُ مِنَ الْحُزْنِ فَهُوَ کَظیمٌ یا کاشِفَ الضُّرِّ وَالْبَلْوی عَنْ اَیُّوبَ وَمُمْسِکَ یَدَیْ اِبْرهیمَ | یَعْلَمُ خائِنَهَ الاْعْیُنِ وَما تُخْفِی الصُّدُورُ وَ غَیْبَ ما تَاْتی بِهِ الاْزْمِنَهُ وَالدُّهُورُ یا مَنْ لا یَعْلَمُ کَیْفَ هُوَ اِلاّ هُوَیا مَنْ لا یَعْلَمُ ما هُوَ اِلاّ هُوَ یا مَنْ لا یَعْلَمُهُ اِلاّ هُوَ یا مَنْ کَبَسَ الاْرْضَ عَلَی الْمآءِ وَسَدَّ الْهَوآءَ بِالسَّمآءِ یا مَنْ لَهُ اَکْرَمُ الاْسْمآءِ یا ذَاالْمَعْرُوفِ الَّذی لا یَنْقَطِعُ اَبَداً یا مُقَیِّضَ الرَّکْبِ لِیُوسُفَ فِی الْبَلَدِ الْقَفْرِ وَمُخْرِجَهُ مِنَ الْجُبِّ وَجاعِلَهُ بَعْدَ الْعُبُودِیَّهِ مَلِکاً یا ر ادَّهُ عَلی یَعْقُوبَ بَعْدَ اَنِ ابْیَضَّتْ عَیْناهُ مِنَ الْحُزْنِ فَهُوَ کَظیمٌ یا کاشِفَ الضُّرِّ وَالْبَلْوی عَنْ اَیُّوبَ وَمُمْسِکَ یَدَیْ اِبْرهیمَ | ||
| خط ۷۶: | خط ۱۵۶: | ||
===ترجمه=== | ===ترجمه=== | ||
تو پناهگاه منی زمانی که راهها با همه وسعتشان درماندهام کنند، و زمین با همه پهناوریاش بر من تنگ گیرد و اگر رحمت تو نبود، هر آینه من از هلاکشدگان بودم، و نادیدهگیرنده لغزشم تویی، و اگر پردهپوشیات بر من نبود، هرآینه من از رسواشدگان بودم، و تویی که مرا با پیروزی بر دشمنانم تأیید میکنی، و اگر یاری تو نبود هر آینه من از شکستخوردگان بودم، ای که وجودش را به بلندی و برتری اختصاص داده، در نتیجه اولیایش به عزّت او عزیز میشوند، ای آن که پادشاهان در برابرش یوغ ذلّت بر گردنهایشان گذاشتهاند، در نتیجه از حملاتش ترسانند، | تو پناهگاه منی زمانی که راهها با همه وسعتشان درماندهام کنند، و زمین با همه پهناوریاش بر من تنگ گیرد و اگر رحمت تو نبود، هر آینه من از هلاکشدگان بودم، و نادیدهگیرنده لغزشم تویی، و اگر پردهپوشیات بر من نبود، هرآینه من از رسواشدگان بودم، و تویی که مرا با پیروزی بر دشمنانم تأیید میکنی، و اگر یاری تو نبود هر آینه من از شکستخوردگان بودم، ای که وجودش را به بلندی و برتری اختصاص داده، در نتیجه اولیایش به عزّت او عزیز میشوند، ای آن که پادشاهان در برابرش یوغ ذلّت بر گردنهایشان گذاشتهاند، در نتیجه از حملاتش ترسانند، | ||