(یک نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد)
خط ۳۴: خط ۳۴:


=== دیدگاه وهابیان ===
=== دیدگاه وهابیان ===
به باور [[وهابیان]]، تبرک نوعی عبادت است؛ پس تبرک جستن تنها در مواردی مانند نام خدا، قرآن، پیامبر در زمان زندگانی ایشان، و آثار مربوط به هنگام حیات پیامبر که دلیلی بر جواز آن‌ها در [[قرآن]] یا [[سنت پیامبر]] و [[صحابه]] یافت می‌شود، جایز است<ref>التبرک، جدیع، ص329، 343، 401.</ref> و در موارد دیگر که نصی بر جواز آن در قرآن و سنت در دست نیست و پیشینه‌ای میان سلف صالح وجود ندارد، تبرک غیر مشروع<ref>العبودیه، ص72؛ التبرک، جدیع، ص329-332.</ref> و [[بدعت]]<ref>اقتضاء الصراط المستقیم، ج2، ص193؛ التبرک، جدیع، ص426-427؛ تسهیل العقیدة الاسلامیه، ص336-337.</ref> است و هر بدعتی نیز ضلالت و گمراهی به شمار می‌رود.<ref>صحیح مسلم، ج3، ص11.</ref> از این رو، استلام دو رکن پیرامون حجرالاسود، دیوارهای کعبه، [[مقام ابراهیم]]، صخره بیت‌المقدس، و قبرهای پیامبران و صالحان بدعت و نادرست است.<ref>زیارة القبور، ج1، ص31؛ مجموع فتاوی ابن تیمیه، ج27، ص79؛ نک: التبرک، جدیع، ص426-428؛ التبرک، جدیع، ص449-453؛ التبرک، جدیع، ص458-460.</ref> از این رو، برخی از صحابه، لمس حجرالاسود را تنها به عنوان پیروی از رفتار پیامبر(ص) مفید می‌دانستند.<ref>مسند احمد، ج2، ص3.</ref>
به باور [[وهابیان]]، تبرک نوعی عبادت است؛ پس تبرک جستن تنها در مواردی مانند نام خدا، قرآن، پیامبر در زمان زندگانی ایشان، و آثار مربوط به هنگام حیات پیامبر که دلیلی بر جواز آن‌ها در [[قرآن]] یا [[سنت پیامبر]] و [[صحابه]] یافت می‌شود، جایز است<ref>التبرک، جدیع، ص329، 343، 401.</ref> و در موارد دیگر که نصی بر جواز آن در قرآن و سنت در دست نیست و پیشینه‌ای میان سلف صالح وجود ندارد، تبرک غیر مشروع<ref>العبودیه، ص72؛ التبرک، جدیع، ص329-332.</ref> و [[بدعت]]<ref>اقتضاء الصراط المستقیم، ج2، ص193؛ التبرک، جدیع، ص426-427؛ تسهیل العقیدة الاسلامیه، ص336-337.</ref> است و از این رو، استلام دو رکن پیرامون حجرالاسود، دیوارهای کعبه، [[مقام ابراهیم]]، صخره بیت‌المقدس، و قبرهای پیامبران و صالحان بدعت و نادرست است.<ref>زیارة القبور، ج1، ص31؛ مجموع فتاوی ابن تیمیه، ج27، ص79؛ نک: التبرک، جدیع، ص426-428؛ التبرک، جدیع، ص449-453؛ التبرک، جدیع، ص458-460.</ref>  


==== رد دیدگاه وهابیت ====
==== رد دیدگاه وهابیت ====
یکم. عبادت کاری است که به نیت [[پرستش]] خداوند انجام پذیرد؛ اما کسی که در صدد تبرک‌جویی از آثار بزرگان دین برمی‌آید، هرگز این افراد را دارای مقام الوهیت نمی‌داند و در تبرک‌جویی هرگز قصد عبادت ندارد. بنا بر این، کار او مصداق عبادت نیست<ref>تهذیب الاصول، ج1، ص147.</ref> تا با توحید در [[الوهیت]] و عبودیت منافات داشته باشد یا غلوآمیز قلمداد گردد. شاهد این سخن، نهی نکردن پیامبر از مواردی است که در محضر ایشان به دست صحابه انجام می‌گرفته،<ref>التبرک، جدیع، ص244.</ref> حال آن‌که ایشان از برخی الفاظ غلوآمیز منع می‌نمودند.<ref>التوحید، ص106-108.</ref>
در رد دیدگاه وهابیان گفته شده: عبادت کاری است که به نیت [[پرستش]] خداوند انجام پذیرد؛ اما کسی که در صدد تبرک‌جویی از آثار بزرگان دین برمی‌آید، هرگز این افراد را دارای مقام الوهیت نمی‌داند و در تبرک‌جویی هرگز قصد عبادت ندارد.<ref>تهذیب الاصول، ج1، ص147.</ref> شاهد این سخن، نهی نکردن پیامبر از مواردی است که در محضر ایشان به دست صحابه انجام می‌گرفت.<ref>التبرک، جدیع، ص244.</ref>


دوم. با وجود ادله و شواهد گوناگون بر جواز این کار، نمی‌توان آن را بدعت‌آمیز شمرد. از این گذشته، هر‌گونه بدعتی ناپسند و حرام نیست؛ بلکه [[بدعت]] ناپسند و حرام، امری جدید است که در دین درونی شود و دلیلی بر مشروعیت آن نباشد و با سنت سازگار نگردد.<ref>جامع العلوم و الحکم، ج2، ص127.</ref> تبرک را که دارای ادله و شواهد گوناگون از [[سنت]] و سیره مسلمانان است، نمی‌توان بدعت ناپسند دانست؛ بلکه بر پایه نظر شافعی، بدعتی پسندیده است.<ref>جامع العلوم و الحکم، ج2، ص131.</ref> در مواردی هم که نصی بر جواز در میان نیست، بر خلاف نظر وهابیان، اصل عملی مورد استناد، اصل [[اباحه]] است که بر پایه آن، هر کاری که دلیلی استوار بر عدم جواز و حرمتش در دست نباشد، مجاز و مباح است.<ref>کشف الارتیاب، ص82.</ref>
با وجود ادله و شواهد گوناگون بر جواز این کار، نمی‌توان آن را بدعت‌آمیز شمرد. از این گذشته، هر‌گونه بدعتی ناپسند و حرام نیست؛ بلکه [[بدعت]] ناپسند و حرام، امری جدید است که در دین درونی شود و دلیلی بر مشروعیت آن نباشد و با سنت سازگار نگردد.<ref>جامع العلوم و الحکم، ج2، ص127.</ref> تبرک را که دارای ادله و شواهد گوناگون از [[سنت]] و سیره مسلمانان است، نمی‌توان بدعت ناپسند دانست؛ بلکه بر پایه نظر شافعی، بدعتی پسندیده است.<ref>جامع العلوم و الحکم، ج2، ص131.</ref> در مواردی هم که نصی بر جواز در میان نیست، بر خلاف نظر وهابیان، اصل عملی مورد استناد، اصل [[اباحه]] است که بر پایه آن، هر کاری که دلیلی استوار بر عدم جواز و حرمتش در دست نباشد، مجاز و مباح است.<ref>کشف الارتیاب، ص82.</ref>


=== دیدگاه فقهای شیعه ===
از دیدگاه فقیهان شیعی، طلب برکت از چیزهایی که در [[شرع]] از قداست، عظمت و طهارت برخوردارند، جایز و بلکه راجح و مستحب است.<ref>فرهنگ فقه، ج2، ص335.</ref> از دیدگاه ایشان، تبرک جستن به نام [[امامان(ع)]] با نوشتن بر کفن و جریدتین (دو تکه چوب تازه)<ref>جواهر الکلام، ج4، ص225-241.</ref> و نیز به واسطه نام‌گذاری فرزندان به نام ایشان،<ref>جواهر الکلام، ج31، ص254.</ref> قرار دادن [[تربت]] در قبر به قصد تبرک،<ref>مختلف الشیعه، ج2، ص312؛ جواهر الکلام، ج4، ص304.</ref> تبرک به [[قرآن]] با نوشتن آن بر کفن<ref>جواهر الکلام، ج31، ص254؛ مستمسک العروه، ج4، ص182.</ref> و مس کلمات و حروف آن<ref>مصباح الهدی، ج3، ص170.</ref> مستحب است.
از دیدگاه فقیهان شیعی، طلب برکت از چیزهایی که در [[شرع]] از قداست، عظمت و طهارت برخوردارند، جایز و بلکه راجح و مستحب است.<ref>فرهنگ فقه، ج2، ص335.</ref> از دیدگاه ایشان، تبرک جستن به نام [[امامان(ع)]] با نوشتن بر کفن و جریدتین (دو تکه چوب تازه)<ref>جواهر الکلام، ج4، ص225-241.</ref> و نیز به واسطه نام‌گذاری فرزندان به نام ایشان،<ref>جواهر الکلام، ج31، ص254.</ref> قرار دادن [[تربت]] در قبر به قصد تبرک،<ref>مختلف الشیعه، ج2، ص312؛ جواهر الکلام، ج4، ص304.</ref> تبرک به [[قرآن]] با نوشتن آن بر کفن<ref>جواهر الکلام، ج31، ص254؛ مستمسک العروه، ج4، ص182.</ref> و مس کلمات و حروف آن<ref>مصباح الهدی، ج3، ص170.</ref> مستحب است.


خط ۴۷: خط ۴۸:
قرآن کریم در چند آیه به موضوع تبرک پرداخته است. تبرک [[یعقوب(ع)]] به پیراهن یوسف(ع) یکی از این موارد است. هنگامی که [[یوسف]] به برادرانش گفت که پیراهنش را بر چشمان پدرشان بیفکنند: {{قلم رنگ|سبز|﴿اذْهَبُواْ بِقَمِیصیِ هَذَا فَاَلْقُوهُ عَلیَ‌ وَجْهِ اَبیِ یَاْتِ بَصِیرًا﴾}} ([[سوره یوسف]]، آیه 93) رحمت حق از مجرای پیراهن یوسف بر حضرت یعقوب جاری شد و یعقوب با برکت جستن از آن لباس،<ref>توحید در قرآن، ص534.</ref> بینایی خود را بازیافت.<ref>البحر المحیط، ج6، ص324؛ تبیین القرآن، ج2، ص57.</ref>
قرآن کریم در چند آیه به موضوع تبرک پرداخته است. تبرک [[یعقوب(ع)]] به پیراهن یوسف(ع) یکی از این موارد است. هنگامی که [[یوسف]] به برادرانش گفت که پیراهنش را بر چشمان پدرشان بیفکنند: {{قلم رنگ|سبز|﴿اذْهَبُواْ بِقَمِیصیِ هَذَا فَاَلْقُوهُ عَلیَ‌ وَجْهِ اَبیِ یَاْتِ بَصِیرًا﴾}} ([[سوره یوسف]]، آیه 93) رحمت حق از مجرای پیراهن یوسف بر حضرت یعقوب جاری شد و یعقوب با برکت جستن از آن لباس،<ref>توحید در قرآن، ص534.</ref> بینایی خود را بازیافت.<ref>البحر المحیط، ج6، ص324؛ تبیین القرآن، ج2، ص57.</ref>


نمونه دیگر، تبرک [[بنی‌اسرائیل]] به [[تابوت موسی]] بوده است. این تابوت، صندوقی بود که در آن، امور متعلق به خاندان موسی و‌ [[هارون]] و الواح مقدس نازل شده بر موسی(ع) قرار داشت و موسی بن عمران(ع) آن را به [[یوشع بن نون]] سپرده بود.<ref>نمونه، ج2، ص240.</ref> بنی‌اسرائیل این صندوق را که مایه آرامش آنان بوده است، بسیار مقدس می‌دانستند و در نبرد با بت‌پرستان آن را با خود حمل می‌نمودند:<ref>مجمع البیان، ج2، ص614-615؛ الدر المنثور، ج1، ص314-315.</ref> {{قلم رنگ|سبز|﴿... التَّابُوتُ فِیهِ سَکِینَةٌ مِّن رَّبِّکُمْ وَ بَقِیَّةٌ مِّمَّا تَرَکَ ءَالُ مُوسیَ‌ وَ ءَالُ هَرُونَ تحَمِلُهُ الْمَلَائکَةُ﴾}} ([[سوره بقره]]، آیه 248) و به آن تبرک می‌جستند.<ref>تفسیر قمی، ج1، ص81-82.</ref> این عمل ممکن است افزون بر تبرک، به قصد احترام و تعظیم نیز باشد؛ اما این قصد منافاتی با تبرک ندارد. پیدا است که حمل این تابوت به ویژه هنگام جنگ، جز به جهت تبرک و استمداد از آن وجهی نداشته است.<ref>نک: فی ظلال التوحید، ص294.</ref>
نمونه دیگر، تبرک [[بنی‌اسرائیل]] به [[تابوت موسی]] بوده است. این تابوت، صندوقی بود که در آن، امور متعلق به خاندان موسی و‌ [[هارون]] و الواح مقدس نازل شده بر موسی(ع) قرار داشت.<ref>نمونه، ج2، ص240.</ref> و بنی‌اسرائیل این صندوق را بسیار مقدس می‌دانستند و در نبرد با بت‌پرستان آن را با خود حمل می‌نمودند:<ref>مجمع البیان، ج2، ص614-615؛ الدر المنثور، ج1، ص314-315.</ref> و به آن تبرک می‌جستند.<ref>تفسیر قمی، ج1، ص81-82.</ref><ref>نک: فی ظلال التوحید، ص294.</ref>[[مقام ابراهیم]] نیز که اثر گام‌های [[حضرت ابراهیم(ع)]] بر آن قرار دارد، به همین سبب محل نماز خواندن مردم گشته است.<ref>مجمع البیان، ج1، ص383؛ آلاء الرحمن، ج1، ص125.</ref> به جهت تماس آن سنگ با پای حضرت ابراهیم(ع) مردم به آن تبرک می‌جویند.<ref>کشف الارتیاب، ص341-343.</ref>
 
[[مقام ابراهیم]] نیز که اثر گام‌های [[حضرت ابراهیم(ع)]] بر آن قرار دارد، به همین سبب محل نماز خواندن مردم گشته است: {{قلم رنگ|سبز|﴿وَ اِذْ جَعَلْنَا الْبَیْتَ مَثَابَةً لِّلنَّاسِ وَ اَمْنًا وَ اتخَّذُواْ مِن مَّقَامِ اِبْرَاهِمَ مُصَلیً...﴾}} (سوره بقره، آیه 125)<ref>مجمع البیان، ج1، ص383؛ آلاء الرحمن، ج1، ص125.</ref> به جهت تماس آن سنگ با پای حضرت ابراهیم(ع) مردم به آن تبرک می‌جویند.<ref>کشف الارتیاب، ص341-343.</ref> از این روی، می‌توان گفت که تبرک به محل نشستن و نماز پیامبر اسلام نیز مجاز است. در روایتی، میان [[حجرالاسود]] و مقام ابراهیم مدفن شماری فراوان از پیامبران خوانده شده که به همین جهت، مبارک است.<ref>احسن الحدیث، ج1، ص243.</ref>


==تبرک در سنت نبوی==
==تبرک در سنت نبوی==
برگرفته از «https://wikihaj.com/view/تبرک»