استظلال: تفاوت میان نسخه‌ها

خط ۱: خط ۱:
{{در دست ویرایش|ماه=[[فروردین]]|روز=[[۲۷]]|سال=[[۱۳۹۹]]|کاربر=Abbasahmadi1363}}
{{در دست ویرایش|ماه=[[فروردین]]|روز=[[۲۷]]|سال=[[۱۳۹۹]]|کاربر=Abbasahmadi1363}}


'''استظلال'''، بهره‌گیری احرام‌گزار از سایه است، که یکی از محرمات [[احرام]] شمرده شده است.
'''استظلال'''، بهره‌گیری احرام‌گزار از سایه است، که یکی از محرمات [[احرام]] برای مردان شمرده شده است.


==واژه==
==واژه==
واژه «استظلال»، از ریشه «ظ، ل، ل»، به معنای پناه بردن به سایه، به سایه درآمدن، و سایه خواستن به کار می‌رود.<ref>. الصحاح، ج5، ص1756؛ لسان العرب، ج11، ص416، 418؛ القاموس المحیط، ج4، ص10، «الظل».</ref>  
واژه «استظلال»، از ریشه «ظ، ل، ل»، به معنای پناه بردن به سایه، به سایه درآمدن، و سایه خواستن به کار می‌رود.<ref>. الصحاح، ج5، ص1756؛ لسان العرب، ج11، ص416، 418؛ القاموس المحیط، ج4، ص10، «الظل».</ref>  


در مبحث حج منابع فقهی، «استظلال» یا «تظلیل» به عنوان یکی از محرمات [[احرام]]، به‌گونه مستقل در مبحث [[پوشاندن سر]] که از دیگر محرمات احرام است، بررسی می‌شود. کاربرد این واژه در منابع فقهی بیشتر به همان معنای لغوی است؛ ولی با توجه به قیود و شرایط استظلال به منزله یکی از محرمات احرام، این اصطلاح در فقه اسلامی معنایی خاص‌تر از مفهوم لغوی یافته و بیشتر مقصود از آن، بهره‌گیری مرد مُحرم از سایه آفتاب در حال حرکت وسیله حمل و نقل، مانند کجاوه و خودرو و قطار، و حتی در حال پیاده‌روی است.<ref>. المغنی، ج3، ص282؛ جواهر الکلام، ج18، ص394.</ref>
در مبحث [[حج]] منابع فقهی، «استظلال» یا «تظلیل» به عنوان یکی از محرمات [[احرام]]، به‌گونه مستقل در مبحث [[پوشاندن سر]] که از دیگر محرمات احرام است، بررسی می‌شود. کاربرد این واژه در منابع فقهی بیشتر به همان معنای لغوی است؛ ولی با توجه به قیود و شرایط استظلال به منزله یکی از محرمات احرام، این اصطلاح در فقه اسلامی معنایی خاص‌تر از مفهوم لغوی یافته و بیشتر مقصود از آن، بهره‌گیری مرد مُحرم از سایه آفتاب در حال حرکت وسیله حمل و نقل، مانند کجاوه و خودرو و قطار، و حتی در حال پیاده‌روی است.<ref>. المغنی، ج3، ص282؛ جواهر الکلام، ج18، ص394.</ref>


البته شماری از فقیهان، مقصود از تظلیل و استظلال را مفهومی گسترده‌تر از پناه بردن به سایه آفتاب و شامل بهره‌گیری از هرگونه مانع در برابر سرما و گرما و باد و باران و مانند این‌ها دانسته و از استظلال در شب نیز سخن به میان آورده‌اند.<ref>. نک: المعتمد، ج4، ص240-241.</ref> به باور آنان، معنای اصلی ریشه «ظلـل» پوشاندن است.<ref>. معجم مقاییس اللغه، ج3، ص461، «ظل».</ref>
البته شماری از فقیهان، مقصود از تظلیل و استظلال را مفهومی گسترده‌تر از پناه بردن به سایه آفتاب و شامل بهره‌گیری از هرگونه مانع در برابر سرما و گرما و باد و باران و مانند این‌ها دانسته و از استظلال در شب نیز سخن به میان آورده‌اند.<ref>. نک: المعتمد، ج4، ص240-241.</ref> به باور آنان، معنای اصلی ریشه «ظلل» پوشاندن است.<ref>. معجم مقاییس اللغه، ج3، ص461، «ظل».</ref>


==حکم==
==حکم==
خط ۱۶: خط ۱۶:
به باور بیشتر نزدیک به همه فقیهان شیعه،<ref>. الانتصار، ص245؛ المراسم العلویه، ص106؛ منتهی المطلب، ج2، ص791.</ref> استظلالِ [[احرام|مُحرم]] با تحقق شرایطی جایز نیست. بر این پایه، احرام‌گزار نمی‌تواند بر وسیله سواری سقف‌دار مانند کجاوه و هودج<ref>. الخلاف، ج2، ص318؛ منتهی المطلب، ج2، ص791؛ جواهر الکلام، ج18، ص394.</ref> و به باور فقیهان معاصر، وسایلی مانند کشتی، هواپیما و خودرو<ref>. تحریر الوسیله، ج1، ص426؛ المعتمد، ج4، ص233.</ref> سوار شود. اندکی از فقیهان شیعه از جمله ابن جنید اسکافی، به سایه نرفتن را مستحب شمرده‌اند.<ref>. نک: مختلف الشیعه، ج4، ص83؛ الدروس، ج1، ص377؛ ذخیرة المعاد، ج1، ق3، ص598.</ref>
به باور بیشتر نزدیک به همه فقیهان شیعه،<ref>. الانتصار، ص245؛ المراسم العلویه، ص106؛ منتهی المطلب، ج2، ص791.</ref> استظلالِ [[احرام|مُحرم]] با تحقق شرایطی جایز نیست. بر این پایه، احرام‌گزار نمی‌تواند بر وسیله سواری سقف‌دار مانند کجاوه و هودج<ref>. الخلاف، ج2، ص318؛ منتهی المطلب، ج2، ص791؛ جواهر الکلام، ج18، ص394.</ref> و به باور فقیهان معاصر، وسایلی مانند کشتی، هواپیما و خودرو<ref>. تحریر الوسیله، ج1، ص426؛ المعتمد، ج4، ص233.</ref> سوار شود. اندکی از فقیهان شیعه از جمله ابن جنید اسکافی، به سایه نرفتن را مستحب شمرده‌اند.<ref>. نک: مختلف الشیعه، ج4، ص83؛ الدروس، ج1، ص377؛ ذخیرة المعاد، ج1، ق3، ص598.</ref>


پشتوانه دیدگاه مشهور فقیهان، حدیث‌های پرشمار<ref>. الحدائق، ج15، ص470؛ مستند الشیعه، ج12، ص25-27؛ جواهر الکلام، ج18، ص395-396؛ الکافی، ج4، ص350-351؛ التهذیب، ج5، ص309 و ص313.</ref> و معتبر است که برخی از آن‌ها صحیح شمرده شده‌اند.<ref>. الحدائق، ج15، ص470-473؛ مستند الشیعه، ج12، ص25-26.</ref> در این حدیث‌ها، احرام‌گزاران به‌گونه صریح یا ضمنی از جای گرفتن در وسایلی مانند کجاوه و زیر سایبان رفتن به هنگام حرکت نهی شده و به حرکت زیر آفتاب فرمان یافته‌اند.<ref group="یادداشت">أَضحِ لِمَن أحْرَمْتَ له.</ref><ref>. الکافی، ج4، ص350، 351؛ الاختصاص، ص120.</ref> نیز در برخی روایت‌ها، اصرار عملی پیشوایان<ref>. الکافی، ج4، ص350، 352-353؛ التهذیب، ج5، ص310.</ref><ref>. الکافی، ج4، ص350-351.</ref> بر پرهیز از استظلال در حال احرام گزارش شده است. دیگر ادله<ref>. الحدائق، ج15، ص473-476؛ جواهر الکلام، ج18، ص396-398؛ المعتمد، ج4، ص243.</ref> روایاتی هستند که از گفت‌وگوهایی میان امامان شیعه(ع) و سران مذهب حنفی گزارش داده‌اند، مانند گفت‌وگوی [[ابوحنیفه]] (م.۱۵۰ق)<ref>. قرب الاسناد، ص359.</ref> با [[امام صادق(ع)]] و مناظرات جداگانه ابویوسف (م.۱۸۲ق)<ref>. الکافی، ج4، ص350، 352-353؛ عیون اخبار الرضا، ج2، ص76.</ref>  و محمد بن حسن شیبانی (م.۱۸۹ق)<ref>. الاحتجاج، ج2، ص168.</ref>  با [[امام کاظم(ع)]].  
پشتوانه دیدگاه مشهور فقیهان، حدیث‌های پرشمار<ref>. الحدائق، ج15، ص470؛ مستند الشیعه، ج12، ص25-27؛ جواهر الکلام، ج18، ص395-396؛ الکافی، ج4، ص350-351؛ التهذیب، ج5، ص309 و ص313.</ref> و معتبر است که برخی از آن‌ها صحیح شمرده شده‌اند.<ref>. الحدائق، ج15، ص470-473؛ مستند الشیعه، ج12، ص25-26.</ref> در این حدیث‌ها، احرام‌گزاران به‌گونه صریح یا ضمنی از جای گرفتن در وسایلی مانند کجاوه و زیر سایبان رفتن به هنگام حرکت نهی شده و به حرکت زیر آفتاب فرمان یافته‌اند.<ref group="یادداشت">أَضحِ لِمَن أحْرَمْتَ له.</ref><ref>. الکافی، ج4، ص350، 351؛ الاختصاص، ص120.</ref> نیز در برخی روایت‌ها، اصرار عملی پیشوایان<ref>. الکافی، ج4، ص350-353؛ التهذیب، ج5، ص310.</ref> بر پرهیز از استظلال در حال احرام گزارش شده است. دیگر ادله،<ref>. الحدائق، ج15، ص473-476؛ جواهر الکلام، ج18، ص396-398؛ المعتمد، ج4، ص243.</ref> روایاتی هستند که از گفت‌وگوهایی میان امامان شیعه(ع) و سران [[مذهب حنفی]] گزارش داده‌اند، مانند گفت‌وگوی [[ابوحنیفه]] (م.۱۵۰ق)<ref>. قرب الاسناد، ص359.</ref> با [[امام صادق(ع)]] و مناظرات جداگانه ابویوسف (م.۱۸۲ق)<ref>. الکافی، ج4، ص350، 352-353؛ عیون اخبار الرضا، ج2، ص76.</ref>  و محمد بن حسن شیبانی (م.۱۸۹ق)<ref>. الاحتجاج، ج2، ص168.</ref>  با [[امام کاظم(ع)]].  


پشتوانه دیدگاه اندکی از فقیهان شیعه برای استحبابِ پرهیز از استظلال،<ref>. نک: ذخیرة المعاد، ج1، ق3، ص598؛ جواهر الکلام، ج18، ص394؛ المعتمد، ج4، ص233-235.</ref> سه حدیثِ صحیحه حلبی،<ref>. التهذیب، ج5، ص309.</ref> صحیحه [[علی بن جعفر الصادق(ع)|علی بن جعفر]]<ref>. مسائل علی بن جعفر، ص273-274.</ref> و صحیحه جمیل بن دراج<ref>. التهذیب، ج5، ص312.</ref> است. این روایات از جانب مشهور از نظر دلالت بر مدعا مورد نقد قرار گرفته است.<ref>رک: کشف اللثام، ج5، ص397؛ جواهر الکلام، ج18، ص394-395؛ المعتمد، ج4، ص234؛ الاستبصار، ج2، ص187؛ مدارک الاحکام، ج7، ص363؛ مستند الشیعه، ج12، ص29.</ref> شماری از این حدیث‌ها را نیز از باب [[تقیه]] دانسته‌اند.<ref>. جامع المدارک، ج2، ص412؛ المعتمد، ج4، ص235.</ref>
پشتوانه دیدگاه اندکی از فقیهان شیعه برای استحبابِ پرهیز از استظلال،<ref>. نک: ذخیرة المعاد، ج1، ق3، ص598؛ جواهر الکلام، ج18، ص394؛ المعتمد، ج4، ص233-235.</ref> سه حدیث است،<ref group="یادداشت">صحیحه حلبی، صحیحه [[علی بن جعفر الصادق(ع)|علی بن جعفر]] و صحیحه جمیل بن دراج.</ref><ref>التهذیب، ج5، ص309؛ مسائل علی بن جعفر، ص273-274؛ التهذیب، ج5، ص312.</ref> که این روایات از جانب مشهور از نظر دلالت بر مدعا مورد نقد قرار گرفته است.<ref>رک: کشف اللثام، ج5، ص397؛ جواهر الکلام، ج18، ص394-395؛ المعتمد، ج4، ص234؛ الاستبصار، ج2، ص187؛ مدارک الاحکام، ج7، ص363؛ مستند الشیعه، ج12، ص29.</ref> شماری از این حدیث‌ها را نیز، از باب [[تقیه]] دانسته‌اند.<ref>. جامع المدارک، ج2، ص412؛ المعتمد، ج4، ص235.</ref>


به باور شماری از فقیهان، حکمتِ حرمت پوشش بخش‌هایی از بدن در حال احرام، یعنی پرهیز از آسایش‌طلبی و تن‌آسایی، در حکم حرمت استظلال نیز وجود دارد.<ref>. تذکرة الفقهاء، ج7، ص341.</ref>
به باور شماری از فقیهان، حکمتِ حرمت پوشش بخش‌هایی از بدن در حال احرام، یعنی پرهیز از آسایش‌طلبی و تن‌آسایی، در حکمت حرمت استظلال نیز وجود دارد.<ref>. تذکرة الفقهاء، ج7، ص341.</ref>


===دیدگاه مالکی و حنبلی===
===دیدگاه مالکی و حنبلی===
خط ۶۹: خط ۶۹:
به باور فقیهان [[شیعه]]، استظلالِ [[احرام|مُحرم]]، خواه به‌گونه اختیاری و خواه در موارد اضطرار، موجب پرداخت کفاره<ref group="یادداشت">فدیه.</ref> می‌شود.<ref>. منتهی المطلب، ج2، ص792؛ المعتمد، ج4، ص245-246.</ref> پشتوانه این حکم، روایات است.<ref>. مسائل علی بن جعفر، ص273-274؛ التهذیب، ج5، ص313؛ الکافی، ج4، ص351.</ref> به باور مشهور فقیهان شیعه،<ref>. جامع المقاصد، ج3، ص358؛ الحدائق، ج15، ص479-480؛ المعتمد، ج4، ص246.</ref> کفاره استظلال [[قربانی]] کردن یک گوسفند است. افزون بر این، سخنانی دیگر نیز در فقه شیعه، به پشتوانه روایات، درباره کفاره استظلال به میان آمده‌اند، که برخی از آن‌ها چنین است:  
به باور فقیهان [[شیعه]]، استظلالِ [[احرام|مُحرم]]، خواه به‌گونه اختیاری و خواه در موارد اضطرار، موجب پرداخت کفاره<ref group="یادداشت">فدیه.</ref> می‌شود.<ref>. منتهی المطلب، ج2، ص792؛ المعتمد، ج4، ص245-246.</ref> پشتوانه این حکم، روایات است.<ref>. مسائل علی بن جعفر، ص273-274؛ التهذیب، ج5، ص313؛ الکافی، ج4، ص351.</ref> به باور مشهور فقیهان شیعه،<ref>. جامع المقاصد، ج3، ص358؛ الحدائق، ج15، ص479-480؛ المعتمد، ج4، ص246.</ref> کفاره استظلال [[قربانی]] کردن یک گوسفند است. افزون بر این، سخنانی دیگر نیز در فقه شیعه، به پشتوانه روایات، درباره کفاره استظلال به میان آمده‌اند، که برخی از آن‌ها چنین است:  


* یک مُدّ طعام برای هر روز.<ref>. المقنع، ص234.</ref>  
*یک مُدّ طعام برای هر روز.<ref>. المقنع، ص234.</ref>
* برای فرد مختار، به ازای هر روز یک گوسفند و برای مضطر، در مجموع یک گوسفند.<ref>. الکافی فی الفقه، ص204؛ غنیة النزوع، ص167.</ref>  
*برای فرد مختار، به ازای هر روز یک گوسفند و برای مضطر، در مجموع یک گوسفند.<ref>. الکافی فی الفقه، ص204؛ غنیة النزوع، ص167.</ref>
* تخییر میان ذبح گوسفند و سه روز روزه و اطعام شش مسکین.<ref>. نک: الدروس، ج1، ص378.</ref>  
*تخییر میان ذبح گوسفند و سه روز روزه و اطعام شش مسکین.<ref>. نک: الدروس، ج1، ص378.</ref>


حدیثی که بر کفاره ذبح شتر دلالت دارد، به معنای استحباب دانسته شده<ref>. الحدائق، ج15، ص481؛ المعتمد، ج4، ص246.</ref> یا ناپذیرفتنی به شمار رفته است.<ref>. المعتمد، ج4، ص246.</ref>
حدیثی که بر کفاره ذبح شتر دلالت دارد، به معنای استحباب دانسته شده<ref>. الحدائق، ج15، ص481؛ المعتمد، ج4، ص246.</ref> یا ناپذیرفتنی به شمار رفته است.<ref>. المعتمد، ج4، ص246.</ref>
خط ۱۲۴: خط ۱۲۴:


===استظلال در شب===
===استظلال در شب===
فقیهان متأخر شیعه به این نکته نیز پرداخته‌اند که آیا حرمت استظلال، ویژه روز است یا در شب نیز جاری است. شماری از فقیهان به پشتوانه ادله‌ای، رعایت این حکم را در شب نیز واجب دانسته‌اند<ref>. جامع المدارک، ج2، ص412؛ المعتمد، ج4، ص241-242.</ref>؛ از جمله حدیث‌هایی که درباره محافظت از سرما و گرما و باران سخن به میان آورده است.<ref>. برای نمونه: الکافی، ج4، ص351-352؛ وسائل الشیعه، ج13، ص154-156.</ref> نیز استدلال نموده‌اند که مفهوم اصلی استظلال، پنهان ساختن و پوشاندن است و به محافظت از نور خورشید اختصاص ندارد. در برابر، مخالفان بر آنند که استظلال تنها با وجود نور خورشید مفهوم دارد و فقیهان پیشین نیز از حرمت آن در شب سخن نگفته‌اند.<ref>. کتاب الحج، گلپایگانی، ج2، ص221-222.</ref>
فقیهان متأخر شیعه، به این نکته نیز پرداخته‌اند که آیا حرمت استظلال، ویژه روز است یا در شب نیز جاری است. شماری از فقیهان، به پشتوانه ادله‌ای، رعایت این حکم را در شب نیز واجب دانسته‌اند؛<ref>. جامع المدارک، ج2، ص412؛ المعتمد، ج4، ص241-242.</ref> از جمله حدیث‌هایی که درباره محافظت از سرما و گرما و باران سخن به میان آورده است.<ref>. برای نمونه: الکافی، ج4، ص351-352؛ وسائل الشیعه، ج13، ص154-156.</ref> نیز استدلال نموده‌اند که مفهوم اصلی استظلال، پنهان ساختن و پوشاندن است و به محافظت از نور خورشید اختصاص ندارد. در برابر، مخالفان بر آنند که استظلال تنها با وجود نور خورشید مفهوم دارد و فقیهان پیشین نیز از حرمت آن در شب سخن نگفته‌اند.<ref>. کتاب الحج، گلپایگانی، ج2، ص221-222.</ref>


===حکم استظلال همراه===
===حکم استظلال همراه===
از مسائل استظلال، تکلیف مُحرمی است که با زن احرام‌گزار یا شخص بیمار یا مضطر همراه می‌شود که استظلال برای او جایز است. این مسئله مورد ابتلا است و از این رو در روایات و منابع فقهی بدان پرداخته شده است. به باور همه فقیهان شیعه، به اقتضای اصل اشتغال و نیز به پشتوانه حدیث‌هایی چون روایت بکر بن صالح،<ref>. الکافی، ج4، ص352.</ref> استظلال برای شخص همراه حرام است.<ref>. المبسوط، طوسی، ج1، ص321؛ منتهی المطلب، ج2، ص792؛ مدارک الاحکام، ج7، ص365-366.</ref> از نظر آنان، روایت عباس بن معروف<ref>. التهذیب، ج5، ص311-312.</ref> که جواز استظلال برای شخص همراه را به ذهن می‌رساند، به لحاظ سند مخدوش و دلالت آن بر جواز، مناقشه‌پذیر و حتی مردود است.<ref>. التهذیب، ج5، ص311-312؛ منتهی المطلب، ج2، ص792؛ مدارک الاحکام، ج7، ص365-366؛ مستند الشیعه، ج12، ص36.</ref> فقیهان اهل سنت کمتر به این موضوع پرداخته‌اند. دیدگاه مالکیان درباره کسی که زنی احرام‌گزار را در مرکب همراهی کند، آن است که استظلال بر او، بر خلاف زن، حرام است.<ref>. التاج و الاکلیل، ج3، ص144؛ مواهب الجلیل، ج4، ص208.</ref> پاره‌ای از منابع پیشین حنفی، اعتقاد به جواز را به مالک و فقیهان مدینه نسبت داده‌اند.<ref>. الحجه، ج2، ص272؛ مختصر اختلاف العلماء، ج2، ص110.</ref>
از مسائل استظلال، تکلیف مُحرمی است که با زن احرام‌گزار یا شخص بیمار یا مضطر همراه می‌شود که استظلال برای او جایز است. این مسئله مورد ابتلا است و از این رو در روایات و منابع فقهی بدان پرداخته شده است. به باور همه فقیهان شیعه،<ref group="یادداشت">به اقتضای اصل اشتغال و نیز به پشتوانه حدیث‌هایی مانند روایت بکر بن صالح.</ref><ref>. الکافی، ج4، ص352.</ref> استظلال برای شخص همراه حرام است.<ref>. المبسوط، طوسی، ج1، ص321؛ منتهی المطلب، ج2، ص792؛ مدارک الاحکام، ج7، ص365-366.</ref> از نظر آنان، روایت عباس بن معروف<ref>. التهذیب، ج5، ص311-312.</ref> که جواز استظلال برای شخص همراه را به ذهن می‌رساند، به لحاظ سند مخدوش و دلالت آن بر جواز، مناقشه‌پذیر و حتی مردود است.<ref>. التهذیب، ج5، ص311-312؛ منتهی المطلب، ج2، ص792؛ مدارک الاحکام، ج7، ص365-366؛ مستند الشیعه، ج12، ص36.</ref>  
 
فقیهان اهل سنت، کمتر به این موضوع پرداخته‌اند. دیدگاه مالکیان درباره کسی که زنی احرام‌گزار را در مرکب همراهی کند، آن است که استظلال بر او، بر خلاف زن، حرام است.<ref>. التاج و الاکلیل، ج3، ص144؛ مواهب الجلیل، ج4، ص208.</ref> پاره‌ای از منابع پیشین حنفی، اعتقاد به جواز را به مالک و فقیهان [[مدینه]] نسبت داده‌اند.<ref>. الحجه، ج2، ص272؛ مختصر اختلاف العلماء، ج2، ص110.</ref>


==پانویس==
==پانویس==