کاربر:Mo.ali.rezapour/صفحه تمرین۱: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱۸: خط ۱۸:


اختلال محتواى شق صدر, حتى اگر به تعدد واقعه قائل شويم, باز قابل اغماض و چشم پوشى نيست, زيرا احاديث مربوط به حادثه, به عنوان مثال شق نخستين نيز بسيار آشفته است. گاه يك مرد و گاه دو مرد و گاه سه مرد و گاه گروهى, آن عمل شكافتن را انجام داده اند و با ملاحظه اينكه صحبت از طشت طلايى, زمردين, ابريق نقره و امثال آن است, با اطمينان مى توان گفت كه خيال پردازيهاى نقالان و قصه سازان در پروراندن قصه مزبور به طور كامل دخالت داشته است. و چنانكه در قبل هم آورديم, مشخص نيست كه آيا اين حادثه در عالم عيان و به صورت يك عمل فيزيكى بوده و يا به طور كلى روحانى و در عالم خلسه و بين خواب و بيدارى, و روايتهاى هردو صراحت دارند و جمع ميان آن دو ناممكن مى باشد.<ref>سيد علوى، «نقد آراء سيره نويسان در داستان شق صدر»، ص۱۹.</ref>
اختلال محتواى شق صدر, حتى اگر به تعدد واقعه قائل شويم, باز قابل اغماض و چشم پوشى نيست, زيرا احاديث مربوط به حادثه, به عنوان مثال شق نخستين نيز بسيار آشفته است. گاه يك مرد و گاه دو مرد و گاه سه مرد و گاه گروهى, آن عمل شكافتن را انجام داده اند و با ملاحظه اينكه صحبت از طشت طلايى, زمردين, ابريق نقره و امثال آن است, با اطمينان مى توان گفت كه خيال پردازيهاى نقالان و قصه سازان در پروراندن قصه مزبور به طور كامل دخالت داشته است. و چنانكه در قبل هم آورديم, مشخص نيست كه آيا اين حادثه در عالم عيان و به صورت يك عمل فيزيكى بوده و يا به طور كلى روحانى و در عالم خلسه و بين خواب و بيدارى, و روايتهاى هردو صراحت دارند و جمع ميان آن دو ناممكن مى باشد.<ref>سيد علوى، «نقد آراء سيره نويسان در داستان شق صدر»، ص۱۹.</ref>
== تیتر ==
جمعی از اهل حدیث از حلیمه سعدیه نقل کرده اند پس از آنکه محمد را برای شیر دادن به میان قبیله خود بردم هنوز چند ماهی از این ماجرا نگذشته بود که محمد با فرزندان دیگربرای بازی به پشت چادرها رفتند،‌ناگهان برادر رضاعی او سراسیمه و شتابان به نزد ما امده گفت برادر قریشی ما را دریابید که دو مرد سفیدپوش او را گرفته خواباندند، سینه او را بیرون آوردند. حلیمه گوید: من  و شوهرم به جانب او روان شدیم، بچه را با رنگی پریده، مضطرب و و حشت زده در نقطه ای از بیابان مشاهده کردیم،‌ بی اختیار در آغوشش کشیده، بدو گفتیم: پسرجان چه اتفاقی برایت افتاده، او گفت: دو مرد سفید پوش پیش من آمدند و مرا خوابانده سینه ام را شکافتند، قلب مرا درآوردند و غده ای سیاه از آن بیرون کشیدند و آن را در طشت طلایی شستشو دادند و دوباره در جایش قرار دادند.(سیره ابن هشام،۱،ص۱۷۴ و ص۱۷۵؛ تاریخ طبری، ج۲، ۱۵۸ تا ص۱۶۲؛ تاریخ یعقوبی،‌ج۱،ص۱۰، صحیح مسلم، کتاب الایمان، ح۲۳۶) (مقاله شق الصدر ازپندار تا حقیقت، ص۱۱۳ تا ص۱۱۴)<ref>کربلایی پازوکی، علی، «سرگذشت «شق صدر النبی» از پندار تا حقیقت»، کلام اسلامی پاييز 1378 - شماره 31، </ref>
ناقلان این داستان میگویند این عمل در مدت عمر پیامبر پنج مرتبه تکرار شده است.(مقاله از پندار تا حقیقت، ص۱۱۴.
عالمان اهل سنت این داستان را پذیرفته  و آن را از کمالات پیامبر برشمرده اند. اکثریت عالمان شیعی این داستان را جعلی و از اسرائیلیات می دانند.ص۱۱۵.
عده ای نیز وقوع این حادثه را از قبیل تمثیل و تمثل دانسته ودر صدد توجیه عقلانی آن بوده اند؛ مانند علامه طباطبایی.ص۱۱۶.
بعضی از دانشمندان شیعی نیز این داستان را پذیرفته اند. مانند علامه مجلسی.ص۱۱۶.
منشاء این حادثه را در کتابهای روایی و تاریخی غیر امامیه می توان یافت و علمای اهل سنت را از نظریه پردازان این داستان می توان ذکر کرد.ص۱۱۸.
نقد روایات: ضعف سند روایات. از راویان این حدیث کسانی هستند که ثقه نیستند. همچنین گفته شده متن این روایت نیز ضعیف است . و بین مفاد این روایات تعارض وجود دارد.ص۱۲۰.
المیزان این قصه را در آیه اول سوره اسرا میگوید.
منبع داستان: بخاری، صحیح البخاری، ۱۴۲۲ق، ج۱، ص۷۸؛ ج۲، ص۱۵۶؛ ج۴، ص۱۳۵؛ ج۵، ص۵۲. بخاری، محمد بن اسماعیل، صحیح البخاری، بیروت، دار طوق النجاة، ۱۴۲۲ق.
ابن‌الحجاج، صحیح مسلم، دار احیاء التراث العربی، ج۱، ص۱۴۷. ابن‌الحجاج، مسلم، صحیح مسلم، تحقیق: محمد فؤاد عبدالباقی، بیروت، دار احیاء التراث العربی، بی‌تا.
سید جعفر مرتضی عاملی، مؤلف کتاب الصحیح من سیرة النبی الاعظم، ماجرای شق الصدر را گزارشی اسطوره‌ای و برگرفته از داستان‌های جاهلیت دانسته است. عاملی، الصحیح من سیرة النبی الاعظم (ص)، ۱۴۲۶ق، ج۲، ص۱۷۱. عاملی، جعفر مرتضی، الصحیح من سیرة النبی الأعظم (ص)، قم، دار الحدیث، ۱۴۲۶ق.


== پانویس ==
== پانویس ==