کاربر:Mo.ali.rezapour/صفحه تمرین۱: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۲۴: | خط ۲۴: | ||
== وقایع سفر حج == | == وقایع سفر حج == | ||
... | مریدان و دوستداران جامی درباره جریان سفر او گفتهاند که وی جامی در طول سفر، سفره انعام و اطعام میگسترد و اگر کسی دچار مضایقه میشد، شخصاً به رفع آن میپرداخت (نظامی باخرزی، 1371، صص165ـ164). حتی هنگامی که بین یارانش بر سر هزینههای روزانه بحث و نقار پیش آمد، خود متصدی مخارج کاروان شد و بیست هزار دینار کپکی نقد را که همراه داشت، برای پرداخت مخارج کاروان، به یارانش سپرد. با این حال تأکید کرد که به دلیل سختی سفر سنجیده و محتاط خرج کنند (همان، 1371، ص165). همچنین اگر کسی از اهل کاروان مریض میشد، به عیادت او میرفت و دوایش را ـ هرچند نایاب بود ـ مهیا میکرد (کاشفی، 2536، ج1، صص273ـ272). گاه نیز با توسل به غیب، کراماتی از او سرمیزد و مرض را از یارانش دور میداشت؛ همانکه در اصطلاح صوفیه «باربرداشتن» نامیده میشد (کاشفی، 2536، ج1، صص272ـ271).<ref>ص۹۸.</ref> | ||
در طول این سفر، استقبال و ارادت زیادی به جامی ابراز شد. در جریان سفر همه جا از جامی به خوبی استقبال و پذیرایی شد و بزرگان و صاحبمنصبان هر شهر به استقبال وی میشتافتند و در دعوت او از یکدیگر پیشی میگرفتند. گاه نیز همرکاب وی در سفر میشدند (علیشیر نوایی، 1323، ص402). حاکم همدان، منوچهر، سه شبانه روز جامی و اهل قافله را به ضیافتی شاهانه دعوت کرد (کاشفی، 2536، ج1، ص255). در تبریز نیز اوزون حسن، مجلسی عظیم به مناسبت ورود جامی برگزار کرد و امرای نامدار خود را همراه کاروان فرستاد تا به سلامت به مکه برسند (نظامی باخرزی، 1371، ص184).<ref>ص۹۹.</ref> در حله علمای شیعه از جامی استقبال کردند و یکی از آنان که شرحی بر کتاب ''فصوص الحکم'' نوشته بود، کتاب خود را نزد جامی برد تا آرایش را بر آن ایراد کند (نظامی باخرزی، 1371، صص174ـ173). جامی از آنجا عزم زیارت مشهد امام حسین7 کرد و غزلی در این باره سرود (همان، 1371، ص174). در نجف، سیدشرفالدین محمد نقیب که سیدالسادات و نقیبالنّقبای وقت بود، با اولاد و یاران و سایر بزرگان شهر، به استقبال ایشان آمدند و شرایط تعظیم و احترام به تقدیم رسانیده، به قول کاشفی سه شبانه روز مهمانداری بزرگانه کردند (کاشفی، 2536، ج1، ص260). جامی علیگویان به زیارت مرقد امیرالمومنین، علی7 رفت. غزلی در وصف شوق و قصیدهای به شکرانه این زیارت در دیوان جامی موجود است (جامی، 1341، ص92). در بغداد نیز گروههای مختلف برای کسب فیض یا مناظره به دیدار جامی شتافتند؛ از جمله آنها پیر جمال بود که در آن وقت اعتبار و مریدان قابل ملاحظهای داشت و پوشش وی و مریدانش همه از سرتا پا پشم شتر بود. او به حضور جامی رفت و چون چشمش به جامی افتاد، گفت: «جمال الهی دیدم» و جامی در جواب گفت: «ما نیز جِمال الهی (شتران الهی) دیدیم» (صفی، 1353، ص232) و در بحثی که میان آنها درگرفت، وی را مغلوب و رسوا کرد (نظامی باخرزی، 1371، صص174ـ173).<ref>ص۱۰۰.</ref> | |||
در شام سادات، ائمه و قضات حلب با انواع تحف به خدمت جامی رسیدند و در طول 45 روز اقامت وی در دمشق، قاضیالقضات شهر، میزبان وی بود. جامی در شام از محضر خواجه خضیری (خزیری) محدث بزرگ، استماع حدیث میکرد و سند حدیث نیز گرفت (کاشفی، 2536، ج1، ص262).<ref>ص۱۰۲.</ref> | |||
سرانجام جامی پس از هجده ماه در جمعه هجدهم شعبان سال 878 قمری به هرات رسید. وی بعد از این نیز ارتباطش را با ملک مصر از طریق مکاتبه حفظ کرد و از جانب خود ایلچی به مصر روانه میداشت (خنجی، 1382، ص221). او بعدها در قصیدهای شرح این سفر و خطرات و خاطراتش را آورد (جامی، 1341، صص84 ـ82).<ref>ص۱۰۴.</ref> | |||
== پانویس == | == پانویس == | ||
| خط ۳۰: | خط ۳۶: | ||
== منابع == | == منابع == | ||
* ذهابی، مجتبی، و اکرم کرمعلی، «رویکرد صوفیان قرن نهم به حج گزاری (مطالعه موردی سفر جامی به حج)»، میقات حج، شماره۱۱۰، اسفند ۱۳۹۸ش. | |||
{{منابع}} | {{منابع}} | ||
{{پایان}} | {{پایان}} | ||