کاربر:Mo.ali.rezapour/صفحه تمرین۱: تفاوت میان نسخهها
| خط ۲۶: | خط ۲۶: | ||
| پس از = | | پس از = | ||
}} | }} | ||
'''شاه عباس اول''' (۹۷۸ ـ ۱۰۳۸ق)، پنجمین پادشاه سلسلۀ صفوی، | '''شاه عباس اول''' (۹۷۸ ـ ۱۰۳۸ق)، پنجمین پادشاه سلسلۀ صفوی، که ارادت و علاقه خاصی به امامان شیعه داشت. وی سفرهای زیارتی زیادی به مشهد و عتبات داشت. سفر پیاده او از اصفهان به مشهد برای زیارت امام رضا(ع) از مشهورترین سفرهای اوست. | ||
==معرفی== | شاه عباس همچنین تلاش زیادی برای توسعه و مرمت حرهای اهل بیت در عراق داشت. | ||
==معرفی و جایگاه== | |||
شاه عباس اول در ۹۷۸ق در هرات متولد شد<ref>تاریخ عالم آرای عباسی، ۱۳۱۷ش، ج۲، ص۳۷۹.</ref> و در ۹۹۶ق بر پدر خود شورید و در [[قزوین]] بر تخت سلطنت تکیه زد.<ref>تاریخ عالم آرای عباسی، ۱۳۱۷ش، ج۲، ص۴۰۴.</ref> شاه عباس در نخستین سالهای سلطنت خود، پایتخت را به اصفهان منتقل کرد. وی افزونبر بازپسگیری مناطق ازدسترفتۀ ایران، تشکیل دولت ملی و یکپارچهکردن کشور، تجارت را در عرصههای داخلی و خارجی گسترش داد و رفاه و امنیتی نسبی را در ایران بحرانزده به ارمغان آورد.<ref>«شاه عباس»، ج۵، ذیل مدخل.</ref> | شاه عباس اول در ۹۷۸ق در هرات متولد شد<ref>تاریخ عالم آرای عباسی، ۱۳۱۷ش، ج۲، ص۳۷۹.</ref> و در ۹۹۶ق بر پدر خود شورید و در [[قزوین]] بر تخت سلطنت تکیه زد.<ref>تاریخ عالم آرای عباسی، ۱۳۱۷ش، ج۲، ص۴۰۴.</ref> شاه عباس در نخستین سالهای سلطنت خود، پایتخت را به اصفهان منتقل کرد. وی افزونبر بازپسگیری مناطق ازدسترفتۀ ایران، تشکیل دولت ملی و یکپارچهکردن کشور، تجارت را در عرصههای داخلی و خارجی گسترش داد و رفاه و امنیتی نسبی را در ایران بحرانزده به ارمغان آورد.<ref>«شاه عباس»، ج۵، ذیل مدخل.</ref> | ||
روش حکومت مطلقه سبب شده بود که شاه، قادر مطلق، صاحباختیار جان و دارایی مردم، و رئیس دین و دولت قلمداد شود. هرجومرج و خودسری در کشور در نخستین سالهای حکومت شاه عباس، و جایگاه شاه و قدرت بیحد و حصرش سبب شد تا او در کنار اقدامات عامالمنفعه و انجام دادن اصلاحات موردنظر خود، مرتکب جنایاتی بسیار نیز شود؛ قتل فرزند ارشدش صفی میرزا، نابیناکردن دو پسر دیگرش و دو برادر خود، قتل عام دههاهزار تن از مردم گرجستان، قساوت قلب در برخورد با متهمان و مظنونان بهویژه استفاده از گروهی آدمخوار موسوم به چیگین بهمنظور ایجاد رعب در دل مخالفان و دهها برخورد غیرانسانی دیگر، نشاندهندۀ روی دیگر چهرۀ او ست؛ ازاینرو، در تاریخ، از شاه عباس، تصویر پادشاهی با ویژگیهای متضاد به ثبت رسیده است.<ref>«شاه عباس»، ج۵، ذیل مدخل.</ref> | شاه عباس یکی از سلاطین بزرگ ایران است که دوران حکومت او عصر عظمت و قدرت ایران میباشد. او کسی است که سلسله رو به انحطاط صفویه را مجددا به اوج قدرت رسانید.<ref>«رویکرد صفویان نسبت به مذهب در دوره شاه عباس اول صفوی»، ص۲۱.</ref> روش حکومت مطلقه سبب شده بود که شاه، قادر مطلق، صاحباختیار جان و دارایی مردم، و رئیس دین و دولت قلمداد شود. هرجومرج و خودسری در کشور در نخستین سالهای حکومت شاه عباس، و جایگاه شاه و قدرت بیحد و حصرش سبب شد تا او در کنار اقدامات عامالمنفعه و انجام دادن اصلاحات موردنظر خود، مرتکب جنایاتی بسیار نیز شود؛ قتل فرزند ارشدش صفی میرزا، نابیناکردن دو پسر دیگرش و دو برادر خود، قتل عام دههاهزار تن از مردم گرجستان، قساوت قلب در برخورد با متهمان و مظنونان بهویژه استفاده از گروهی آدمخوار موسوم به چیگین بهمنظور ایجاد رعب در دل مخالفان و دهها برخورد غیرانسانی دیگر، نشاندهندۀ روی دیگر چهرۀ او ست؛ ازاینرو، در تاریخ، از شاه عباس، تصویر پادشاهی با ویژگیهای متضاد به ثبت رسیده است.<ref>«شاه عباس»، ج۵، ذیل مدخل.</ref> | ||
در زمان حیات شاه عباس کوشش بسیار شد که وی انسانی تحت توجهات خاصۀ خداوند معرفی شود. دادن رتبۀ الوهیت به شاه عباس، همچون بسیاری دیگر از شاهان قدرتمند ایران، مرسوم بوده است.<ref>«شاه عباس»، ج۵، ذیل مدخل.</ref> وی در پنجشنبه ۲۴ جمادیالآخر ۱۰۳۸ ق در بلدۀ اشرف (بهشهر) درگذشت.<ref>قزوینی، تاریخ جهان آرای عباسی، ۱۳۸۳ش، ص۲۲۰.</ref> و در [[امامزاده حبیب بن موسی]] در [[کاشان]] به خاک سپرده شد.<ref>اسکندر بیک، تاریخ عالم آرای عباسی، ۱۳۱۷ش، ص۹.</ref> | در زمان حیات شاه عباس کوشش بسیار شد که وی انسانی تحت توجهات خاصۀ خداوند معرفی شود. دادن رتبۀ الوهیت به شاه عباس، همچون بسیاری دیگر از شاهان قدرتمند ایران، مرسوم بوده است.<ref>«شاه عباس»، ج۵، ذیل مدخل.</ref> وی در پنجشنبه ۲۴ جمادیالآخر ۱۰۳۸ ق در بلدۀ اشرف (بهشهر) درگذشت.<ref>قزوینی، تاریخ جهان آرای عباسی، ۱۳۸۳ش، ص۲۲۰.</ref> و در [[امامزاده حبیب بن موسی]] در [[کاشان]] به خاک سپرده شد.<ref>اسکندر بیک، تاریخ عالم آرای عباسی، ۱۳۱۷ش، ص۹.</ref> | ||
== | ==مروج تشیع== | ||
شاه عباس اول، فردی متدین و متعصب به مذهب تشیع بود و در دوره وی مذهب تشیع به اوج خود رسید. نمودهای این امر را میتوان در حوزههای مختلفی چون ارادت و احترام فراوان وی به ائمه اطهار(ع)، رسیدگی و توسیع مقابر ائمه اطهار(ع) و سفرهای زیارتی وی بارگاه ائمه(ع) در این دوره شاهد بود.<ref>«رویکرد صفویان نسبت به مذهب در دوره شاه عباس اول صفوی»، ص۲۱.</ref> وی همه ساله از روز نوزدهم تا بیست و هفتم ماه رمضان به مناسبت شهادت حضرت عـلی (ع ) و در ده روز اول محرم به علت شـهادت حـضرت امام حسین (ع ) مجالس روضه خوانی دایر میکرد و خود در این جلسات شرکت مینمود.<ref>تاریخ صفویه، ص۳۰۵.</ref> شاه عباس به حضرت علی (ع ) ارادت خاصی داشت و در نوشته و فرمان ها خود را کلب آستان یا کلب آستان ولایت مـینامید.<ref>قصص الخـاقانی، ص۱۶۱.</ref> | |||
== وقفهای شاه عباس == | |||
در عصر شـاه عباس اول تحول خاصی در نهاد وقف رخ داد.<ref>«رویکرد صفویان نسبت به مذهب در دوره شاه عباس اول صفوی»، ص۲۵.</ref> در رأس همه آن ها خـود شـاه عباس بود که سرمشق امرا و بزرگان شد و در سال ١٠١٦ه .ق، کل املاک خاصه خـود را به چهارده تقسیم مقسوم و بر چهارده مـعصوم وقـف نمود، و پادشاهان بعد خود را به تولیت این موقوفات معین نمود.<ref>باستانی پاریزی، مـحمد ابـراهیم (١٣٤٨)، سیاست و اقتصاد عصر صفوی، تهران : بنگاه مطبوعاتی صفی علیشاه، ص۷۴. </ref> وی عایدات قسمتی از املاک خود را نیز برای مخارج زوار و خدمتگزاران و طلاب علوم دینی وقـف کـرد. شـاه عباس تمام بازارهای اطراف میدان نقش جهان و قسمتی از املاک و مستغلات خـود را وقـف پیغمبر اسلام (ص ) کرد.<ref>قصص الخـاقانی، ص۱۶۱.</ref> همچنین شاه عباس شخصًًا چندین مجموعه بزرگ نسخ خطی را وقف برخی از آستان های مقدسه و مدارس حوزه های علمیه نموده است. از جملۀ آنها وقف یک صد و بیست نسخه خطی کوچک و بزرگ بر آستانه مقدسه عبدالعظیم(ع) و بر مدرسه عتیق آستانه مذکوره می باشد.<ref>«بررسی وضعیت نسخ وقفی شاه عباس به آستان عبدالعظيم حسنى(ع)»، ص۶۳.</ref> | |||
== سفرهای زیارتی شاه عباس == | |||
== | |||
شاه عباس | |||
پس از به قدرت رسیدن شاه عبّاس اول، که آغاز عصر جدیدی در سلسلة صفویه بود، زیارت نیز مانند سایر مراسم شیعی مورد توجه قرار گرفت. شاه عبّاس اول بر خلاف سایر شاهان صفوی، که در جریان سفر نظامی و یا گشت و شکار به شهرهای مذهبی و زیارتی هم میرفتند، زیارت اماکن مقدّس مذهبی را لازم میدانست و بارها به قصد زیارت، از پایتخت خود، اصفهان، خارج شد.<ref>«شاهان صفوی و زیارت»، ص۱۳۸.</ref> | پس از به قدرت رسیدن شاه عبّاس اول، که آغاز عصر جدیدی در سلسلة صفویه بود، زیارت نیز مانند سایر مراسم شیعی مورد توجه قرار گرفت. شاه عبّاس اول بر خلاف سایر شاهان صفوی، که در جریان سفر نظامی و یا گشت و شکار به شهرهای مذهبی و زیارتی هم میرفتند، زیارت اماکن مقدّس مذهبی را لازم میدانست و بارها به قصد زیارت، از پایتخت خود، اصفهان، خارج شد.<ref>«شاهان صفوی و زیارت»، ص۱۳۸.</ref> | ||
=== زیارت حرم امام رضا(ع) === | |||
نخستین سفر زیارتی شاه عبّاس اول در سال 996-997ق به شهر مشهد، مقارن با آغاز سلطنت او بود. وی در این سفر، علاوه بر زیارت آستان قدس رضوی، مدتی برای مقابله با حملات ازبکها، در خراسان ماند و برای مناطقی که به تصرّف ازبکان در نیامده بود، حاکمانی تعیین نمود. (افوشتهای، 1383،<ref>افوشتهای نطنزی، محمّد بن هدایتالله، نقاوة الآثار، به اهتمام احسان اشراقی، تهران، دانشگاه تهران، 1383.</ref> ص313-314) ده سال پس از این سفر، در سال 1007ق، شاه عبّاس پس از یورش ازبکان، که ویرانی زیادی در خراسان و مشهد به بار آورده بود، به زیارت حرم حضرت علی بن موسیالرضا رفت.<ref>«شاهان صفوی و زیارت»، ص۱۳۹.</ref> | نخستین سفر زیارتی شاه عبّاس اول در سال 996-997ق به شهر مشهد، مقارن با آغاز سلطنت او بود. وی در این سفر، علاوه بر زیارت آستان قدس رضوی، مدتی برای مقابله با حملات ازبکها، در خراسان ماند و برای مناطقی که به تصرّف ازبکان در نیامده بود، حاکمانی تعیین نمود. (افوشتهای، 1383،<ref>افوشتهای نطنزی، محمّد بن هدایتالله، نقاوة الآثار، به اهتمام احسان اشراقی، تهران، دانشگاه تهران، 1383.</ref> ص313-314) ده سال پس از این سفر، در سال 1007ق، شاه عبّاس پس از یورش ازبکان، که ویرانی زیادی در خراسان و مشهد به بار آورده بود، به زیارت حرم حضرت علی بن موسیالرضا رفت.<ref>«شاهان صفوی و زیارت»، ص۱۳۹.</ref> | ||
| خط ۶۶: | خط ۶۳: | ||
سفرهای مکرّر شاه عبّاس اول به خراسان در کنار ارادت شخصی وی به امام رضا، که ناشی از زندگی دوران کودکی و نوجوانی وی در مشهد و بهرهبرداری اجتماعی و مذهبی وی از این سفرها، به سبب رقابت و جنگ دایمی با عثمانیها و سرازیر شدن سیل زوّار ایرانی به عتبات بود، دلایل سیاسی ـ اقتصادی هم داشت.<ref>«شاهان صفوی و زیارت»، ص۱۴۱.</ref> | سفرهای مکرّر شاه عبّاس اول به خراسان در کنار ارادت شخصی وی به امام رضا، که ناشی از زندگی دوران کودکی و نوجوانی وی در مشهد و بهرهبرداری اجتماعی و مذهبی وی از این سفرها، به سبب رقابت و جنگ دایمی با عثمانیها و سرازیر شدن سیل زوّار ایرانی به عتبات بود، دلایل سیاسی ـ اقتصادی هم داشت.<ref>«شاهان صفوی و زیارت»، ص۱۴۱.</ref> | ||
==== جلوگیری از سفر حج و ترغیب ایرانیان به زیارت امام رضا ==== | |||
هر سال تعداد زیادی از ایرانیان برای زیارت عتبات عالیات ـ که پس از عهدنامة «آماسیه» رسماً از ایران جدا شده بود ـ و همچنین زیارت مکّه و مدینه از خاک عثمانی عبور میکردند و به لحاظ بعد مسافت، این مسافرتها عموماً به مدت دست کم شش ماه طول میکشید و زوّار ایرانی، بهویژه آنها که به سمت مکّه میرفتند، میبایست به منظور پرداخت عوارض، خرید نیازمندی طول سفر و یا پرداخت نذورات خود به حرم نبوی و مسجدالحرام و هزینة گمرک، به مأموران عثمانی از سکّههای طلا استفاده کنند. اما سکّههای طلا، که از مهمترین عوامل تدارک و تجهیز سپاهیان نوبنیاد شاه عبّاس بود، از ایران و قلمرو صفوی خارج و موجب تقویت قدرت مالی دولت ترکان عثمانی و تجهیز سپاهیان آنان میشد. بنابراین، شاه عبّاس سعی کرد با ساخت و ساز، ایجاد تسهیلات رفاهی مثل آبرسانی، ساخت کاروانسرا، ایجاد امنیت، سفرهای مکرّر، پیاده رفتن، تشویق شعرا به سرودن اشعاری در این زمینه، ترویج احادیث دربارة ثواب و فضیلت زیارت امام رضا و برابری آن با چند ده حج و نیز تأکید علما بر این مسئله با همراهی کردن شاه عبّاس در سفرهای زیارتی به خراسان، وضعیتی ایجاد کند که ایرانیان به جای رفتن به مکّه و مدینه، روانة مشهد شوند و سرمایههای خود، بهویژه سکّههای طلا را در داخل کشور هزینه کنند. شاه عبّاس برای اطمینان خاطر از عدم مسافرت ایرانیان به عربستان و عبور از قلمرو عثمانی، اعلام کرد: هر کس قصد سفر حج دارد باید مبلغ هنگفتی را شخصاً به شاه پیشکش کند تا اجازة سفر به وی داده شود. (کروسینسکی،<ref>کروسینسکی، تادوزیودا، سفرنامه کروسینسکی، یادداشتهای کشیش لهستانی عصر صفوی، ترجمة عبدالرزاق مفتون دنبلی، مقدّمه و تصحیح مریم میراحمدی، تهران، توس، 1363.</ref> 1363، ص25)<ref>«شاهان صفوی و زیارت»، ص۱۴۲.</ref> | هر سال تعداد زیادی از ایرانیان برای زیارت عتبات عالیات ـ که پس از عهدنامة «آماسیه» رسماً از ایران جدا شده بود ـ و همچنین زیارت مکّه و مدینه از خاک عثمانی عبور میکردند و به لحاظ بعد مسافت، این مسافرتها عموماً به مدت دست کم شش ماه طول میکشید و زوّار ایرانی، بهویژه آنها که به سمت مکّه میرفتند، میبایست به منظور پرداخت عوارض، خرید نیازمندی طول سفر و یا پرداخت نذورات خود به حرم نبوی و مسجدالحرام و هزینة گمرک، به مأموران عثمانی از سکّههای طلا استفاده کنند. اما سکّههای طلا، که از مهمترین عوامل تدارک و تجهیز سپاهیان نوبنیاد شاه عبّاس بود، از ایران و قلمرو صفوی خارج و موجب تقویت قدرت مالی دولت ترکان عثمانی و تجهیز سپاهیان آنان میشد. بنابراین، شاه عبّاس سعی کرد با ساخت و ساز، ایجاد تسهیلات رفاهی مثل آبرسانی، ساخت کاروانسرا، ایجاد امنیت، سفرهای مکرّر، پیاده رفتن، تشویق شعرا به سرودن اشعاری در این زمینه، ترویج احادیث دربارة ثواب و فضیلت زیارت امام رضا و برابری آن با چند ده حج و نیز تأکید علما بر این مسئله با همراهی کردن شاه عبّاس در سفرهای زیارتی به خراسان، وضعیتی ایجاد کند که ایرانیان به جای رفتن به مکّه و مدینه، روانة مشهد شوند و سرمایههای خود، بهویژه سکّههای طلا را در داخل کشور هزینه کنند. شاه عبّاس برای اطمینان خاطر از عدم مسافرت ایرانیان به عربستان و عبور از قلمرو عثمانی، اعلام کرد: هر کس قصد سفر حج دارد باید مبلغ هنگفتی را شخصاً به شاه پیشکش کند تا اجازة سفر به وی داده شود. (کروسینسکی،<ref>کروسینسکی، تادوزیودا، سفرنامه کروسینسکی، یادداشتهای کشیش لهستانی عصر صفوی، ترجمة عبدالرزاق مفتون دنبلی، مقدّمه و تصحیح مریم میراحمدی، تهران، توس، 1363.</ref> 1363، ص25)<ref>«شاهان صفوی و زیارت»، ص۱۴۲.</ref> | ||
== عتبات == | == زیارت عتبات عالیات == | ||
شاه عبّاس برای آنکه محدودیتهای سفر زیارتی ایرانیان به عتبات عالیات جنوب بینالنهرین برداشته شود و با توجه به اختلافات عمیق اعتقادی و سیاسی با امپراتوری عثمانی و نشان دادن تعهد و تقیّد مذهبی خود نسبت به مقابر مطهّر ائمّة اطهار، نظر به آنکه بینالنهرین را به دلیل اشغال توسط شاه اسماعیل جزئی از قلمرو دولت صفوی تلقّی میکرد، در سال 1032ق، با لشکریان خود به این منطقه حمله کرد و پس از دو ماه جنگ و محاصره، جنوب بینالنهرین را تصرّف نمود و قوای عثمانی را بیرون راند (جنابذی،<ref>جنابذی، میرزا بیگ، روضة الصفویه، تهران، بنیاد موقوفات دکتر افشار، 1378.</ref>1378، ص887/ ترکمان، 1378،<ref>عالم آرای عبّاسی،</ref> ص1655-1658) و به مدت یک ماه به منظور رسیدگی به امور مناطق تازه فتح شده در عراق ساکن شد.<ref>«شاهان صفوی و زیارت»، ص۱۴۲. و ص۱۴۳.</ref> | شاه عبّاس برای آنکه محدودیتهای سفر زیارتی ایرانیان به عتبات عالیات جنوب بینالنهرین برداشته شود و با توجه به اختلافات عمیق اعتقادی و سیاسی با امپراتوری عثمانی و نشان دادن تعهد و تقیّد مذهبی خود نسبت به مقابر مطهّر ائمّة اطهار، نظر به آنکه بینالنهرین را به دلیل اشغال توسط شاه اسماعیل جزئی از قلمرو دولت صفوی تلقّی میکرد، در سال 1032ق، با لشکریان خود به این منطقه حمله کرد و پس از دو ماه جنگ و محاصره، جنوب بینالنهرین را تصرّف نمود و قوای عثمانی را بیرون راند (جنابذی،<ref>جنابذی، میرزا بیگ، روضة الصفویه، تهران، بنیاد موقوفات دکتر افشار، 1378.</ref>1378، ص887/ ترکمان، 1378،<ref>عالم آرای عبّاسی،</ref> ص1655-1658) و به مدت یک ماه به منظور رسیدگی به امور مناطق تازه فتح شده در عراق ساکن شد.<ref>«شاهان صفوی و زیارت»، ص۱۴۲. و ص۱۴۳.</ref> | ||
| خط ۹۹: | خط ۹۷: | ||
== توسعه عتبات == | == توسعه عتبات == | ||
با ورود شاهعباس اول به عراق عرب بازسازی عتبات بار ديگر سرعت گرفت. با توجه به علاقة شدید شاهعباس به امیرالمؤمنین و آستانة آن حضرت در نجف طبیعی بود که بیشتر توجهات به این منطقه جذب شود. درواقع بنای اصلی نجف به دست او گذاشته شد؛ چنانکه در جایجای آن آثار یاد و خاطرهای از این شاه بزرگ ميتوان دید. در اين طرح بازسازي که توسط شیخ بهایی به انجام رسید، حرم مانند نگینی داخل صحن قرار گرفته است. اطراف حرم را رواقی به عرض دوازده زراع، و اطراف آن رواق حجرات ساختند و درهای بسیار نفیس خاتمکاریشدهاي بر آنها نصب کردند. قبة حرم تجدید بنا، و با کاشی زمردی منقوش و آراسته شد. چهار طرف داخل قبه را چهار ایوان شاهنشین قرار دادند، چهار ایوان حرم را با سنگ مرمر تزئین کردند و درِ چوبی قدیمی حرم را برداشتند و دری از نقره به جای آن گذاشتند.<ref>آقاسيدعبدالله، ''لؤلؤ صدف في التاريخ النجف''، ص60''-''61؛ کاظمي، «نجف در عصر شاهعباس اول»، ''نامه تاريخپژوهان''، ص110.</ref> دو منارة عظیم سمت چپ و راست آن درب نقره در ایوان حرم بنا کردند. همچنین دو حوضخانه جهت وضو گرفتن زائران و کاروانسرایی بزرگ نزدیک صحن اما بیرون از آن جهت اقامت و استفادة زوار و نيز دارالشفا و مطبخ جهت آسایش زائران دور و نزدیک ساختند.<ref>ناصرالدينشاه، ''شهريار جادهها''، ص126.</ref>.<ref>«جایگاه حرمین شریفین و عتبات عالیات در مناسبات صفویان و عثمانیان»، ص۴۷.</ref> | با ورود شاهعباس اول به عراق عرب بازسازی عتبات بار ديگر سرعت گرفت. با توجه به علاقة شدید شاهعباس به امیرالمؤمنین و آستانة آن حضرت در نجف طبیعی بود که بیشتر توجهات به این منطقه جذب شود. درواقع بنای اصلی نجف به دست او گذاشته شد؛ چنانکه در جایجای آن آثار یاد و خاطرهای از این شاه بزرگ ميتوان دید. در اين طرح بازسازي که توسط شیخ بهایی به انجام رسید، حرم مانند نگینی داخل صحن قرار گرفته است. اطراف حرم را رواقی به عرض دوازده زراع، و اطراف آن رواق حجرات ساختند و درهای بسیار نفیس خاتمکاریشدهاي بر آنها نصب کردند. قبة حرم تجدید بنا، و با کاشی زمردی منقوش و آراسته شد. چهار طرف داخل قبه را چهار ایوان شاهنشین قرار دادند، چهار ایوان حرم را با سنگ مرمر تزئین کردند و درِ چوبی قدیمی حرم را برداشتند و دری از نقره به جای آن گذاشتند.<ref>آقاسيدعبدالله، ''لؤلؤ صدف في التاريخ النجف''، ص60''-''61؛ کاظمي، «نجف در عصر شاهعباس اول»، ''نامه تاريخپژوهان''، ص110.</ref> دو منارة عظیم سمت چپ و راست آن درب نقره در ایوان حرم بنا کردند. همچنین دو حوضخانه جهت وضو گرفتن زائران و کاروانسرایی بزرگ نزدیک صحن اما بیرون از آن جهت اقامت و استفادة زوار و نيز دارالشفا و مطبخ جهت آسایش زائران دور و نزدیک ساختند.<ref>ناصرالدينشاه، ''شهريار جادهها''، ص126.</ref>.<ref>«جایگاه حرمین شریفین و عتبات عالیات در مناسبات صفویان و عثمانیان»، ص۴۷.</ref> | ||
او دسـتور داد جـواهرات زیادی ازقبیل لعل و یاقوت و فیروزه و مقدار زیادی طلا برای صـندوق آرامگاه حضرت علی (ع ) به کار ببرند.<ref>قصص الخـاقانی، ص۱۶۱.</ref> | |||
شاهعباس اول همچنين دستور داد ضریحهای فولادی باشکوهی بسازند که بر روی هر یک از صندوقهای ساختهشدة زمان شاهاسماعیل اول در کربلا، کاظمین و سامرا قرار گیرد و نيز دستور تعمیر و کاشیکاری آستانة مطهر امام حسین7 را صادر کرد.<ref>ترکمان، ''ذيل تاريخ عالمآراي عباسي''، تصحيح سهيلي خوانساري، ص94.</ref> | شاهعباس اول همچنين دستور داد ضریحهای فولادی باشکوهی بسازند که بر روی هر یک از صندوقهای ساختهشدة زمان شاهاسماعیل اول در کربلا، کاظمین و سامرا قرار گیرد و نيز دستور تعمیر و کاشیکاری آستانة مطهر امام حسین7 را صادر کرد.<ref>ترکمان، ''ذيل تاريخ عالمآراي عباسي''، تصحيح سهيلي خوانساري، ص94.</ref> | ||