کاربر:Gholampour/صفحه تمرین2: تفاوت میان نسخهها
Gholampour (بحث | مشارکتها) بدون خلاصۀ ویرایش |
Gholampour (بحث | مشارکتها) بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۶: | خط ۶: | ||
از مواردی که در مکه برای حاجیان شیعه مشکل ساخت، مسئله اختلاف در رؤیت هلال [[ماه ذیحجه]] بود که به اختلاف در زمان [[عید قربان]] و وقوف میان شیعه و سنی میانجامید. شیعیان بر پایه مبانی فقهی در حکم رؤیت هلال باید به دانشوران شیعه اقتدا میکردند و در موارد فراوان، حکم دانشوران شیعه با علمای سنی حجاز متفاوت بود. معمولاً دانشوران اهل سنت حلول هلال ماه ذیحجه را یک روز زودتر از علمای شیعه اعلان میکردند. این موضوع از دوران صفویه باعث گرفتاری حاجیان ایرانی بود. در سالهایی که احتمال وقوع حج اکبر میرفت، یعنی [[روز عرفه]] همزمان با روز جمعه بود، مشکلات حاجیان ایرانی بیشتر میشد؛ زیرا این شائبه در میان بود که حاکمان سنی مذهب مکه تمایل داشتند حلول ماه را با یک روز اختلاف اعلان کنند تا روز عرفه با جمعه همزمان شود؛ زیرا در سال حج اکبر حضور حاجیان بسیار بیشتر میشد و منافع مالی فراوان در پی داشت.<ref>صفویه در عرصه دین فرهنگ و سیاست، ج2، ص835-836؛ پنجاه سفرنامه، ج4، ص106.</ref> | از مواردی که در مکه برای حاجیان شیعه مشکل ساخت، مسئله اختلاف در رؤیت هلال [[ماه ذیحجه]] بود که به اختلاف در زمان [[عید قربان]] و وقوف میان شیعه و سنی میانجامید. شیعیان بر پایه مبانی فقهی در حکم رؤیت هلال باید به دانشوران شیعه اقتدا میکردند و در موارد فراوان، حکم دانشوران شیعه با علمای سنی حجاز متفاوت بود. معمولاً دانشوران اهل سنت حلول هلال ماه ذیحجه را یک روز زودتر از علمای شیعه اعلان میکردند. این موضوع از دوران صفویه باعث گرفتاری حاجیان ایرانی بود. در سالهایی که احتمال وقوع حج اکبر میرفت، یعنی [[روز عرفه]] همزمان با روز جمعه بود، مشکلات حاجیان ایرانی بیشتر میشد؛ زیرا این شائبه در میان بود که حاکمان سنی مذهب مکه تمایل داشتند حلول ماه را با یک روز اختلاف اعلان کنند تا روز عرفه با جمعه همزمان شود؛ زیرا در سال حج اکبر حضور حاجیان بسیار بیشتر میشد و منافع مالی فراوان در پی داشت.<ref>صفویه در عرصه دین فرهنگ و سیاست، ج2، ص835-836؛ پنجاه سفرنامه، ج4، ص106.</ref> | ||
این مشکل از دوره صفویه تا روزگار معاصر ادامه داشت. به سال ۱۲۶۰ق. حاجیان ایرانی برای اینکه بتوانند یک روز بیشتر در عرفات بمانند، ۵۰۰ غازی به شریف مکه پرداختند که از حاجیان گردآوری شد.<ref>به سویام القری، ص245.</ref> گاه نیز بدون دریافت پول، اجازه وقوف شیعیان در عرفات یک روز پس از دیگران داده میشد.<ref>تذکرة الطریق، ص93؛ نک: حرفی از هزاران کهاندر عبارت آمد، ص121-122.</ref> معمولاً در صورت وجود یکی از بزرگان دولت ایران در کاروان حج، امکان وقوف در غیر روز اعلان شده از سوی اهل سنت برای حاجیان ایرانی فراهم میشد. به سال ۱۲۷۹ق؛ که حسامالسلطنه، یکی از بزرگان قاجار، به حج رفت و بسیار مورد احترام شریف مکه قرار گرفت، به دستور حسامالسلطنه، حاجیان شیعه یک روز پس از اهل سنت اعمال حج را انجام دادند و کسی اعتراضی نکرد.<ref>سفرنامه مکه حسام السلطنه، ص118-120.</ref> | این مشکل از دوره صفویه تا روزگار معاصر ادامه داشت. به سال ۱۲۶۰ق. حاجیان ایرانی برای اینکه بتوانند یک روز بیشتر در عرفات بمانند، ۵۰۰ غازی به شریف مکه پرداختند که از حاجیان گردآوری شد.<ref>به سویام القری، ص245.</ref> گاه نیز بدون دریافت پول، اجازه وقوف شیعیان در عرفات یک روز پس از دیگران داده میشد.<ref>تذکرة الطریق، ص93؛ نک: حرفی از هزاران کهاندر عبارت آمد، ص121-122.</ref> معمولاً در صورت وجود یکی از بزرگان دولت ایران در کاروان حج، امکان وقوف در غیر روز اعلان شده از سوی اهل سنت برای حاجیان ایرانی فراهم میشد. به سال ۱۲۷۹ق؛ که حسامالسلطنه، یکی از بزرگان قاجار، به حج رفت و بسیار مورد احترام شریف مکه قرار گرفت، به دستور حسامالسلطنه، حاجیان شیعه یک روز پس از اهل سنت اعمال حج را انجام دادند و کسی اعتراضی نکرد.<ref>سفرنامه مکه حسام السلطنه، ص118-120.</ref> | ||
این مشکل در دوران پهلوی نیز ادامه داشت. در دوران حکومت [[آلسعود]] در عربستان، اجازه وقوف حاجیان شیعه در غیر وقت اعلان شده داده نمیشد. به سال ۱۳۷۱ق. آیتالله سیدابوالقاسم کاشانی به حج رفت و در نامهای به پادشاه سعودی درخواست کرد تا اجازه وقوف ایرانیان با یک روز اختلاف در [[عرفه]] داده شود. این درخواست با مخالفت سرسختانه پادشاه عربستان روبهرو و موجب ناراحتی [[آیتالله کاشانی]] شد.<ref>میقات حج، ش43، ص67، «سفر حج مرحوم آیتالله کاشانی.</ref> با فتوای دانشوران شیعه از جمله [[آیتالله بروجردی]] درباره درستی اعمال حج در صورت عمل به اعلان رسمی حکومت عربستان در رؤیت هلال، از اختلاف در این زمینه کاسته شد.<ref>با من به خانه خدا بیایید، ص7؛ خسی در میقات، ص64.</ref> | این مشکل در دوران پهلوی نیز ادامه داشت. در دوران حکومت [[آلسعود]] در عربستان، اجازه وقوف حاجیان شیعه در غیر وقت اعلان شده داده نمیشد. به سال ۱۳۷۱ق. آیتالله سیدابوالقاسم کاشانی به حج رفت و در نامهای به پادشاه سعودی درخواست کرد تا اجازه وقوف ایرانیان با یک روز اختلاف در [[عرفه]] داده شود. این درخواست با مخالفت سرسختانه پادشاه عربستان روبهرو و موجب ناراحتی [[آیتالله کاشانی]] شد.<ref>میقات حج، ش43، ص67، «سفر حج مرحوم آیتالله کاشانی.</ref> با فتوای دانشوران شیعه از جمله [[آیتالله بروجردی]] درباره درستی اعمال حج در صورت عمل به اعلان رسمی حکومت عربستان در رؤیت هلال، از اختلاف در این زمینه کاسته شد.<ref>با من به خانه خدا بیایید، ص7؛ خسی در میقات، ص64.</ref> | ||
مشکلات شیعیان در مکه و مدینه به اینجا ختم نمیشد. حاجیان ایرانی در انجام اعمال مذهبی خود به ویژه در زیارت آزادانه حرم و مزارهای امامان در مدینه با دشواری فراوان روبهرو بودند. آنان با ورود به حجاز ناچار بودند نماز به روش شیعیان را تعطیل و بر شیوه تقیه، به امامان دیگر مذاهب اقتدا کنند. حتی گاه که دشمنی با شیعه اوج میگرفت، ایرانیان لباس عربی یا ترکی میپوشیدند.<ref>حدیث قافلهها، ص111؛ نک: سفرنامه میرزا محمد حسین فراهانی، ص199.</ref> | مشکلات شیعیان در مکه و مدینه به اینجا ختم نمیشد. حاجیان ایرانی در انجام اعمال مذهبی خود به ویژه در زیارت آزادانه حرم و مزارهای امامان در مدینه با دشواری فراوان روبهرو بودند. آنان با ورود به حجاز ناچار بودند نماز به روش شیعیان را تعطیل و بر شیوه تقیه، به امامان دیگر مذاهب اقتدا کنند. حتی گاه که دشمنی با شیعه اوج میگرفت، ایرانیان لباس عربی یا ترکی میپوشیدند.<ref>حدیث قافلهها، ص111؛ نک: سفرنامه میرزا محمد حسین فراهانی، ص199.</ref> | ||
وضعیت برخورد با ایرانیان و شیعیان در مدینه بسیار بدتر از مکه بود و حاجیان شیعی برای زیارت بقیع و حتی [[مسجدالنبی]] آزادی نداشتند. در سفرنامههای قاجاری، بیش از هر چیز از رفتار بسیار بد مردم مدینه با شیعیان و ایرانیان گلایه شده است. مردم مدینه جان و مال ایرانیان را حلال میدانستند و اگر فرصتی مییافتند، در ضرب و شتم و حتی کشتار ایرانیان کوتاهی نمیکردند.<ref>حدیث قافلهها، ص110؛ سفرنامه مکه معظمه، ص170-171.</ref> حاجیان ایرانی حتی نمیتوانستند در مسجد مدینه بسیار توقف کنند و معمولاً از مسجد رانده میشدند.<ref>تذکرة الطریق، ص123؛ حدیث قافلهها، ص111.</ref> خادمان حرم نیز با ایرانیان بسیار بد رفتار میکردند و به بهانههای گوناگون آنان را به چوب میبستند؛ تا جایی که آنها ناچار بودند در میان دیگر گروهها به حرم بروند.<ref>به سویام القری، ص249.</ref> همچین برای زیارت قبرهای بقیع نیز از حاجیان پول میگرفتند.<ref>به سویام القری، ص249؛ حدیث قافلهها، ص111.</ref> | وضعیت برخورد با ایرانیان و شیعیان در مدینه بسیار بدتر از مکه بود و حاجیان شیعی برای زیارت بقیع و حتی [[مسجدالنبی]] آزادی نداشتند. در سفرنامههای قاجاری، بیش از هر چیز از رفتار بسیار بد مردم مدینه با شیعیان و ایرانیان گلایه شده است. مردم مدینه جان و مال ایرانیان را حلال میدانستند و اگر فرصتی مییافتند، در ضرب و شتم و حتی کشتار ایرانیان کوتاهی نمیکردند.<ref>حدیث قافلهها، ص110؛ سفرنامه مکه معظمه، ص170-171.</ref> حاجیان ایرانی حتی نمیتوانستند در مسجد مدینه بسیار توقف کنند و معمولاً از مسجد رانده میشدند.<ref>تذکرة الطریق، ص123؛ حدیث قافلهها، ص111.</ref> خادمان حرم نیز با ایرانیان بسیار بد رفتار میکردند و به بهانههای گوناگون آنان را به چوب میبستند؛ تا جایی که آنها ناچار بودند در میان دیگر گروهها به حرم بروند.<ref>به سویام القری، ص249.</ref> همچین برای زیارت قبرهای بقیع نیز از حاجیان پول میگرفتند.<ref>به سویام القری، ص249؛ حدیث قافلهها، ص111.</ref> | ||
این مشکلات معمولاً وجود داشت؛ اما گاه نیز در سفرنامههای ایرانی دوران قاجار از آسایش ایرانیان در انجام اعمال مذهبی بدون نیاز به تقیه به ویژه در مکه سخن رفته است. یکی از عوامل رفتار بهتر مکیان، حمایت شریف مکه از شیعیان و به ویژه ایرانیان بود. چنانکه پیشتر اشاره شد، شرفای مکه در برابر ایرانیان رفتاری احترامآمیز داشتند و برای جلب نظر بزرگانی که به حج میآمدند، با شیعیان خوشرفتاری میکردند.<ref>سفرنامه میرزا محمد حسین فراهانی، ص237؛ پنجاه سفرنامه، ج1، ص625-626؛ ج7، ص294؛ سفرنامه حاج ایاز خان قشقایی، ص148.</ref> | این مشکلات معمولاً وجود داشت؛ اما گاه نیز در سفرنامههای ایرانی دوران قاجار از آسایش ایرانیان در انجام اعمال مذهبی بدون نیاز به تقیه به ویژه در مکه سخن رفته است. یکی از عوامل رفتار بهتر مکیان، حمایت شریف مکه از شیعیان و به ویژه ایرانیان بود. چنانکه پیشتر اشاره شد، شرفای مکه در برابر ایرانیان رفتاری احترامآمیز داشتند و برای جلب نظر بزرگانی که به حج میآمدند، با شیعیان خوشرفتاری میکردند.<ref>سفرنامه میرزا محمد حسین فراهانی، ص237؛ پنجاه سفرنامه، ج1، ص625-626؛ ج7، ص294؛ سفرنامه حاج ایاز خان قشقایی، ص148.</ref> | ||