کاربر:Gholampour/صفحه تمرین2: تفاوت میان نسخه‌ها

Gholampour (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
Gholampour (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۷: خط ۷:


شیعیان در انجام اعمال مذهبی خود به‌ویژه در زیارت حرم و مزارهای امامان در مدینه نیز با محدودیت روبه‌رو بودند؛ گاه ناچار به تقیه، اقتدا به امامان اهل سنت و حتی تغییر پوشش عربی یا ترکی می‌شدند.<ref>حدیث قافله‌ها، ص111؛ نک: سفرنامه میرزا محمد حسین فراهانی، ص199.</ref> وضعیت ایرانیان در مدینه سخت‌تر بود؛ محدودیت در زیارت بقیع و مسجدالنبی، بدرفتاری و تهدید جانی و مالی ایرانیان،<ref>حدیث قافله‌ها، ص110؛ سفرنامه مکه معظمه، ص170-171.</ref> اخراج حاجیان ایرانی از مسجدالنبی،<ref>تذکرة الطریق، ص123؛ حدیث قافله‌ها، ص111.</ref> آزار توسط خادمان حرم<ref>به سوی‌ام القری، ص249.</ref> و پرداخت پول برای زیارت بقیع از مهم‌ترین مشکلات آنان بود.<ref>به سوی‌ام القری، ص249؛ حدیث قافله‌ها، ص111.</ref>
شیعیان در انجام اعمال مذهبی خود به‌ویژه در زیارت حرم و مزارهای امامان در مدینه نیز با محدودیت روبه‌رو بودند؛ گاه ناچار به تقیه، اقتدا به امامان اهل سنت و حتی تغییر پوشش عربی یا ترکی می‌شدند.<ref>حدیث قافله‌ها، ص111؛ نک: سفرنامه میرزا محمد حسین فراهانی، ص199.</ref> وضعیت ایرانیان در مدینه سخت‌تر بود؛ محدودیت در زیارت بقیع و مسجدالنبی، بدرفتاری و تهدید جانی و مالی ایرانیان،<ref>حدیث قافله‌ها، ص110؛ سفرنامه مکه معظمه، ص170-171.</ref> اخراج حاجیان ایرانی از مسجدالنبی،<ref>تذکرة الطریق، ص123؛ حدیث قافله‌ها، ص111.</ref> آزار توسط خادمان حرم<ref>به سوی‌ام القری، ص249.</ref> و پرداخت پول برای زیارت بقیع از مهم‌ترین مشکلات آنان بود.<ref>به سوی‌ام القری، ص249؛ حدیث قافله‌ها، ص111.</ref>
مشکل ویژه ایرانیان، مشکلات مذهبی بود که پس از فراگیری مذهب تشیع در پی تشکیل دولت صفوی در سده دهم ق. پیش روی آنان قرار گرفت. از این دوران، اختلاف‌های مذهبی مردم ایران با حاکمان عثمانی و مردم حجاز در موارد بسیار به آزار و حتی کشتار ایرانیان می‌انجامید. معمولاً آنچه بیشتر به این اختلاف‌ها دامن می‌زد، دشمنی سیاسی میان حکومت ایران و عثمانی بود.<ref>نک: صفویه در عرصه دین فرهنگ و سیاست، ج2، ص827-828.</ref>
میزان تعصبات دینی در حجاز به‌اندازه‌ای بود که شایعاتی همچون اعتقاد شیعیان به نجس کردن [[کعبه]] در میان مردم رواج یافته بود.<ref>تاریخ مکه، ص422.</ref> این اتهام چند بار دستاویز کشتار شیعیان قرار گرفت. برای نمونه، به سال ۱۰۸۸ق. پیدا شدن آلودگی همانند نجاست بر دیوار کعبه، بهانه‌ای به دست متعصبان داد تا برخی شیعیان حاضر در [[مسجدالحرام]] را به گونه‌ای دردناک با سنگ و چوب بکشند.<ref>منائح الکرم، ج4، ص488.</ref> در این رخداد، یکی از دانشوران ایرانی مجاور مکه به نام محمد مؤمن استرآبادی نیز کشته شد.<ref>وقایع السنین، ص534؛ خلاصة الاثر، ج3، ص432-433؛ صفویه در عرصه دین فرهنگ و سیاست، ج2، ص839.</ref> از دیگر دانشوران ایرانی که در این دوران کشته شدند، زین‌العابدین فرزند نورالدین بود.<ref>ریاض العلماء، ج2، ص399.</ref> یک بار نیز یکی از دانشوران ایرانی‌تبار ساکن مکه به جرم دفاع از تشیع در مجلس درس، با این‌که قاضی حکم به برائت او داده بود، به دست متعصبان به قتل رسید.<ref>نیل المنی، ج2، ص763-764.</ref> به سال ۱۱۴۳ق؛ که شیعیان ایرانی دیرتر از موسم به مکه رسیدند و ناچار شدند تا سال آینده در مکه بمانند، برخی مردم مکه با همکاری نیروهای نظامی به بهانه آلوده‌ساختن حرم بر آنان شوریدند و آن‌ها را از شهر بیرون راندند.<ref>تاریخ مکه، ص422.</ref>
این‌گونه رفتارها نه تنها مردم عادی و دانشوران را آزار می‌داد، بلکه گریبان بزرگان سیاسی را نیز می‌گرفت. دولت عثمانی نگران تلاش‌های جاسوسی حاجیان ایرانی بود، به ویژه اگر این حاجیان از بزرگان سیاسی ایران بودند.<ref>صفویه در عرصه دین فرهنگ و سیاست، ج2، ص828.</ref> معصوم بیگ که مدتی مقام وکالت شاه تهماسب را داشت، به سال ۹۷۶ق. نزدیک مکه همراه برخی نزدیکانش به دست راهزنان کشته شد.<ref>تکملة الاخبار، ص131؛ خلاصة التواریخ، ج1، ص559-560.</ref> شائبه سیاسی بودن این قتل درمنابع دوران صفوی آمده<ref>جواهر الاخبار، ص232؛ تاریخ عالم‌آرای عباسی، ج1، ص161.</ref> و امروزه نیز برخی محققان، قتل او را کاری سیاسی دانسته‌اند. گویا مقام‌های عثمانی هدف سفر او را شوراندن گروه‌هایی از جامعه بر ضد دولت عثمانی می‌دانسته‌اند.<ref>نک: تاریخ حج‌گزاری ایرانیان، ص106-110.</ref> محمدهاشم پسر شاه نورالدین که در پی مشکلات سیاسی دربار به حج رفت و در مسجدالحرام به دلیل درگیری با [[اهل سنت]] کشته شد، نمونه‌ای دیگر از این موارد است.<ref>تذکره صفویه کرمان، ص469؛ تاریخ حج‌گزاری ایرانیان، ص111.</ref>
از مواردی که در مکه برای حاجیان شیعه مشکل ساخت، مسئله اختلاف در رؤیت هلال [[ماه ذی‌حجه]] بود که به اختلاف در زمان [[عید قربان]] و وقوف میان شیعه و سنی می‌انجامید. شیعیان بر پایه مبانی فقهی در حکم رؤیت هلال باید به دانشوران شیعه اقتدا می‌کردند و در موارد فراوان، حکم دانشوران شیعه با علمای سنی حجاز متفاوت بود. معمولاً دانشوران اهل سنت حلول هلال ماه ذی‌حجه را یک روز زودتر از علمای شیعه اعلان می‌کردند. این موضوع از دوران صفویه باعث گرفتاری حاجیان ایرانی بود. در سال‌هایی که احتمال وقوع حج اکبر می‌رفت، یعنی [[روز عرفه]] هم‌زمان با روز جمعه بود، مشکلات حاجیان ایرانی بیشتر می‌شد؛ زیرا این شائبه در میان بود که حاکمان سنی مذهب مکه تمایل داشتند حلول ماه را با یک روز اختلاف اعلان کنند تا روز عرفه با جمعه هم‌زمان شود؛ زیرا در سال حج اکبر حضور حاجیان بسیار بیشتر می‌شد و منافع مالی فراوان در پی داشت.<ref>صفویه در عرصه دین فرهنگ و سیاست، ج2، ص835-836؛ پنجاه سفرنامه، ج4، ص106.</ref>
مشکلات شیعیان در مکه و مدینه به این‌جا ختم نمی‌شد. حاجیان ایرانی در انجام اعمال مذهبی خود به ویژه در زیارت آزادانه حرم و مزارهای امامان در مدینه با دشواری فراوان روبه‌رو بودند. آنان با ورود به حجاز ناچار بودند نماز به روش شیعیان را تعطیل و بر شیوه تقیه، به امامان دیگر مذاهب اقتدا کنند. حتی گاه که دشمنی با شیعه اوج می‌گرفت، ایرانیان لباس عربی یا ترکی می‌پوشیدند.<ref>حدیث قافله‌ها، ص111؛ نک: سفرنامه میرزا محمد حسین فراهانی، ص199.</ref>
وضعیت برخورد با ایرانیان و شیعیان در مدینه بسیار بدتر از مکه بود و حاجیان شیعی برای زیارت بقیع و حتی [[مسجدالنبی]] آزادی نداشتند. در سفرنامه‌های قاجاری، بیش از هر چیز از رفتار بسیار بد مردم مدینه با شیعیان و ایرانیان گلایه شده است. مردم مدینه جان و مال ایرانیان را حلال می‌دانستند و اگر فرصتی می‌یافتند، در ضرب و شتم و حتی کشتار ایرانیان کوتاهی نمی‌کردند.<ref>حدیث قافله‌ها، ص110؛ سفرنامه مکه معظمه، ص170-171.</ref> حاجیان ایرانی حتی نمی‌توانستند در مسجد مدینه بسیار توقف کنند و معمولاً از مسجد رانده می‌شدند.<ref>تذکرة الطریق، ص123؛ حدیث قافله‌ها، ص111.</ref> خادمان حرم نیز با ایرانیان بسیار بد رفتار می‌کردند و به بهانه‌های گوناگون آنان را به چوب می‌بستند؛ تا جایی که آن‌ها ناچار بودند در میان دیگر گروه‌ها به حرم بروند.<ref>به سوی‌ام القری، ص249.</ref> همچین برای زیارت قبرهای بقیع نیز از حاجیان پول می‌گرفتند.<ref>به سوی‌ام القری، ص249؛ حدیث قافله‌ها، ص111.</ref>


== دوران پهلوی ==
== دوران پهلوی ==