اصحاب صفه: تفاوت میان نسخهها
عاطفه فتاحی (بحث | مشارکتها) بدون خلاصۀ ویرایش |
عاطفه فتاحی (بحث | مشارکتها) بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۲: | خط ۲: | ||
[[رده:مقالههای در حال ویرایش]] | [[رده:مقالههای در حال ویرایش]] | ||
'''اصحاب صفه'''، [[مهاجران (صدر اسلام)|مهاجران]] مجردی بودند، که پس از ساخت [[مسجدالنبی]]، در قسمت انتهایی آن مستقر شدند؛ مکانی که شامل یک سکو و سایبان میشد. | '''اصحاب صفه'''، [[مهاجران (صدر اسلام)|مهاجران]] مجردی و عموما فقیری بودند، که پس از ساخت [[مسجدالنبی]]، در قسمت انتهایی آن مستقر شدند؛ مکانی که شامل یک سکو و سایبان میشد. | ||
این گروه از مهاجران که پس از مهاجرت خانه و کاشانه خود را رها کرده بودند و جایی برای اقامت نداشتند ابتدا در قبا سکونت داشتند؛ اما با ساخت مسجدالنبی به قسمتی از انتهای مسجد که سکویی بود که صفه نامیده میشد و سایبانی بر روی آن بود، نقل مکان کردند. اهل صفه در این مکان به تعلیم دینی انصار اشتغال یافتند. حضور مفسرانی مشهور مانند [[ابوسعید خدری انصاری]]، [[ابن مسعود]] و عبدالله بن عمرو در میان آنان، نشاندهنده نقش علمی و قرآنی این گروه است. جوانان انصاری در مسجد و بهویژه سایبان آن قرآن را حفظ میکردند و به قاریان مشهور تبدیل میشدند. | |||
گزارشهایی از فقر و تنگدستی اهل صفه در منابع آمده است. بهطوری که گفته شده غذای اهل صفه بيشتر از خرما بود و كمتر نان يا گوشت نصيبشان میشد. حتی گاهی مدتهای طولانی از بی غذایی به اجبار سنگ بر شكم میبستند يا روزه میگرفتند. صفهنشینان در جهاد نیز حضوری فعال داشتند. در واقعه [[بئر معونه]] (سال چهارم قمری) ۷۰ تن به شهادت رسیدند که برخی از آنان از اصحاب صفه بودند. با شهادت این گروه، آیه ۱۶۹ آلعمران درباره زنده بودن شهدا نازل شد. | |||
در سدههای چهارم و پنجم قمری، مشایخ تصوف تصویر دیگری از صفه ارائه کردند. [[سهروردی]] حضور یاران پیامبر در مسجد را به حضور صوفیان در خانقاهها تشبیه کرده است. مؤلفان صوفیمنش وجوه اشتراک بسیاری میان [[صوفیان]] و اصحاب صفه برشمردهاند؛ از جمله خشیت، علم، اخلاص، صداقت، آسودگی باطن، درویشی و تهیدستی. برخی نیز ترک وطن، ترک دنیا، سیاحت، بسنده کردن به خوراک و پوشاک اندک و ترک مالکیت را برجستهترین وجوه همانندی دانستهاند. آنان اصحاب صفه را از شماری دیگر از یاران پیامبر والاتر میشمرند و رفتار محبتآمیز پیامبر با آنان را نشان اهمیت ایشان میدانند. درباره وجه نامگذاری «صوفیان» و «[[تصوف]]»، برخی این واژه را برگرفته از صفه مسجد پیامبر دانستهاند، هرچند از لحاظ واژگانی با اشکالاتی روبهرو است و خود صوفیان نیز بدان اشاره کردهاند. | |||
==تاریخچه و شکلگیری اصحاب صفه== | ==تاریخچه و شکلگیری اصحاب صفه== | ||
| خط ۲۱: | خط ۲۷: | ||
==فقر و تهیدستی صفه نشینان== | ==فقر و تهیدستی صفه نشینان== | ||
تاريخنگاران و راويان در وصف «اهل صفّه» همواره فقر و وضع أسفبار معيشتی آنها را گزارش كرده و آنان را تهيدستان جامعه نبوی تصوير كردهاند.<ref> فتح الباري، ج۱۱، ص۲۴۴.</ref> | تاريخنگاران و راويان در وصف «اهل صفّه» همواره فقر و وضع أسفبار معيشتی آنها را گزارش كرده و آنان را تهيدستان جامعه نبوی تصوير كردهاند.<ref> فتح الباري، ج۱۱، ص۲۴۴.</ref> | ||
غذای اهل صفه بيشتر از خرما بود و كمتر نان يا گوشت نصيبشان ميشد.<ref>المستدرك، ج۳، ص۱۶؛ تهذيب الكمال، ج۷، ص۳۹۰-۳۹۱.</ref> آنان گاه در هر وعده دو خرما بيشتر نمیخوردند. حتی گاهی مدتهای طولانی از بی غذایی به اجبار سنگ بر شكم میبستند يا روزه میگرفتند.<ref>جامع البيان، ج۲۸، ص۵۲.</ref>اگر خرمای كافی در اختيارشان بود، به هر دو تن روزانه يك مُدّ خرما میرسيد.<ref> مسند احمد، ج۴، ص۵۴۰؛ اسد الغابه، ج۳، ص۸۹.</ref> در غير اين صورت، ناچار بودند با چند خرما روز خود را سپری كنند.<ref>مسند ابن راهويه، ج۱، ص۲۰۱؛ تاريخ دمشق، ج۶۷، ص۳۱۹-۳۲۰.</ref> بر پايه گزارشی از [[عبدالله بن عمر]]، اهل صفه تا [[خیبر|فتح خيبر]] به سال هفتم ق. معمولاً سير نمیشدند.<ref>صحيح البخاري، ج۵، ص۸۳؛ فتح الباري، ج۹، ص۴۳۵.</ref> | |||
درباره پوشاك ساكنان صفه نيز گزارشهایی همانند در دست است. نبود لباس موجب ميشد گرد وغبار بر تنشان بنشيند و عرق را بر اندامشان خشك كند و نيازشان به شستوشو را بيفزايد.<ref> تاريخ دمشق، ج۶۲، ص۳۵۹؛ سير اعلام النبلاء، ج۳، | درباره پوشاك ساكنان صفه نيز گزارشهایی همانند در دست است. نبود لباس موجب ميشد گرد وغبار بر تنشان بنشيند و عرق را بر اندامشان خشك كند و نيازشان به شستوشو را بيفزايد.<ref> تاريخ دمشق، ج۶۲، ص۳۵۹؛ سير اعلام النبلاء، ج۳، | ||
| خط ۲۹: | خط ۳۵: | ||
پيامبر ساكنان صفّه و عموم تهيدستان را از گدایی بازميداشت. در آيه ۲۷۳ بقره/۲ كه در همين زمينه نازل گشته، از مؤمنان خواسته شده در كمك كردن كوتاهی نكنند و گمان مبرند كسی كه درخواست نمیكند، نيازمند نيست.<ref>جامع البيان، ج۳، ص۱۳۱-۱۳۷؛ مجمع البيان، ج۲، ص۶۶۶-۶۶۷.</ref> | پيامبر ساكنان صفّه و عموم تهيدستان را از گدایی بازميداشت. در آيه ۲۷۳ بقره/۲ كه در همين زمينه نازل گشته، از مؤمنان خواسته شده در كمك كردن كوتاهی نكنند و گمان مبرند كسی كه درخواست نمیكند، نيازمند نيست.<ref>جامع البيان، ج۳، ص۱۳۱-۱۳۷؛ مجمع البيان، ج۲، ص۶۶۶-۶۶۷.</ref> | ||
پس از تولد [[حسنين]]، پيامبر به وزن تقريبی | پس از تولد [[حسنين]]، پيامبر به وزن تقريبی موهای آن دو، نقره [[صدقه]] داد تا براي اصحاب صفّه هزينه شود.<ref> مسند احمد، ج۷، ص۵۳۷؛ المناقب، كوفي، ج۲، ص۲۷۲؛ السنن الكبري، ج۱۴، ص۲۶۳.</ref> گاه [[فاطمه(س)]] سهم همسرش از غنيمتهای نبرد را به آنها صدقه میداد.<ref>مكارم الاخلاق، ص۹۴؛ مستدرك الوسائل، ج۶، ص۵۱۲.</ref> [[امام علی(ع)|امير مؤمنان(ع)]] نيز پنهانی به آنان ياری میرساند.<ref> المناقب، كوفي، ج۲، ص۸۳؛ شواهد التنزيل، ج۱، ص۱۴۸؛</ref> | ||
با توجه به فقر اهل صفه، | با توجه به فقر اهل صفه، برخی صفّه را «خانه صدقهگيران» دانستهاند.<ref> تاريخ دمشق، ج۶۷، ص۳۲۰.</ref> در نتيجه، همه آيات مدنی را كه در آنها به صدقه، مساكين، فقيران و انفاق اشاره شده، به ساكنان صفّه مربوط دانستهاند. البته نگارندگان شأن نزول، بر اثر كمبود آگاهی، گزارشهای چندان ذيل آن آيات ارائه نكردهاند. از اندك شأن نزولهای گزارش شده در اين زمينه كه اشارهای روشن به اصحاب صفّه دارد، روايتهایی است كه ذيل آيات ۲۷۱ و ۲۷۳ بقره/۲ آمدهاند. در اين آيات، صدقه به تهيدستان مهاجر اختصاص يافته كه به سبب ايمانشان در موطن خود ايمن نبودند و به مدينه مهاجرت كردند و نمیتوانستند كار كنند.<ref>الكشاف، ج۱، ص۳۱۸؛ غررالتبيان، ص۲۲۲.</ref> | ||
يكي ديگر از منابع تأمين هزينههای اهل صفه، به ويژه در پنج سال دوم حكومت پيامبر(ص) در مدينه، غنيمتهای به دست آمده در نبردها و | يكي ديگر از منابع تأمين هزينههای اهل صفه، به ويژه در پنج سال دوم حكومت پيامبر(ص) در مدينه، غنيمتهای به دست آمده در نبردها و درآمدهای حاصل از اموال خالص پيامبر (ص) مانند اموال [[بنی نضير]] بود. بر پايه آيات سوره حشر، خداوند جنگجويان را بر اثر نقش اندكشان در نبرد بنی نضير، از غنيمت محروم كرد و همه اموال به دست آمده را به صورت خالص در اختيار پيامبر نهاد تا از آن برای خويشاوندان، ايتام، بيچارگان و در راه ماندگان هزينه كند؛ فقيران مهاجری كه از كاشانه و دارایی خود دور مانده بودند.<ref>جامع البيان، ج۲۸، ص۴۶، ۵۴.</ref> | ||
==آموزش تعالیم دینی توسط صفه نشینان== | ==آموزش تعالیم دینی توسط صفه نشینان== | ||
| خط ۴۳: | خط ۴۹: | ||
==اهل صفه و تصوف== | ==اهل صفه و تصوف== | ||
در سدههاي چهارم و پنجم ق. تصوير ديگری از صفّه از سوي مشايخ تصوف ارائه شده است. از ديدگاه مونتگمری وات، اين تصوير از اوايل سده سوم ق. رواج يافته و درگزارشهای پيش از آن پيشينه ندارد.<ref>.Encyclopedia of Islam, Ahl Al-Suffa.</ref> بر پايه اين تصوير، اهل صفه ۴۰۰ تن بودند كه در صفّه مسجد پيامبر سكونت داشتند و براي عبادت، جهاد و آموزش فراغت يافته بودند. آن تهيدستان خوش قلب از دنيا و كسب و كار دست شسته بودند.<ref>كشف المحجوب، ص۲۵.</ref> [[سهروردی]] همايش ياران پيامبر را در مسجد به حضور [[صوفی|صوفيان]] در [[خانقاه|خانقاهها]] برای ذكر و عبادت و تعلم تشبيه كرده است.<ref> عوارف المعارف، ص۵۶-۵۷.</ref> مؤلفان صوفیمنش در تشابه صوفيان و اصحاب صفّه فراوان سخن گفتهاند. [[ميبدی]] خشيت، علم، اخلاص، صداقت، شوريده حالي، آسودگي باطن، و سازگاری با درويشی و تهيدستی را از عناصر مشترك اين دو گروه شمرده است.<ref> كشف الاسرار، ج۳، ص۳۶۹.</ref> برخی نيز ترك وطن، ترك دنيا و سياحت، بسنده كردن به خوراك و پوشاك اندك و ترك مالكيت را برجستهترين وجوه همانندی اين دو گروه دانستهاند.<ref>شرح التعرف، ج۳، ص۱۱۰۳-۱۱۰۵.</ref> از اين رو، آنان اصحاب صفّه را از شماری ديگر از ياران پيامبر والاتر ميشمرند. آنان رفتار محبتآميز پيامبر با اصحاب صفّه را نشان اهميت ايشان میدانند<ref> اللمع، ص۱۸۳.</ref>و در تأييد اين مدعا، آيه {ولاتَطرُدِ الَّذينَ يَدعونَ رَبَّهُم} را عتابی میدانند كه خداوند برای نشان دادن اهميت آنان، بر پيامبر روا داشت.<ref>كشف المحجوب، ص۱۰۵.</ref> | در سدههاي چهارم و پنجم ق. تصوير ديگری از صفّه از سوي مشايخ تصوف ارائه شده است. از ديدگاه مونتگمری وات، اين تصوير از اوايل سده سوم ق. رواج يافته و درگزارشهای پيش از آن پيشينه ندارد.<ref>.Encyclopedia of Islam, Ahl Al-Suffa.</ref> بر پايه اين تصوير، اهل صفه ۴۰۰ تن بودند كه در صفّه مسجد پيامبر سكونت داشتند و براي عبادت، جهاد و آموزش فراغت يافته بودند. آن تهيدستان خوش قلب از دنيا و كسب و كار دست شسته بودند.<ref>كشف المحجوب، ص۲۵.</ref> [[سهروردی]] همايش ياران پيامبر را در مسجد به حضور [[صوفی|صوفيان]] در [[خانقاه|خانقاهها]] برای ذكر و عبادت و تعلم تشبيه كرده است.<ref> عوارف المعارف، ص۵۶-۵۷.</ref> مؤلفان صوفیمنش در تشابه صوفيان و اصحاب صفّه فراوان سخن گفتهاند. [[ميبدی]] خشيت، علم، اخلاص، صداقت، شوريده حالي، آسودگي باطن، و سازگاری با درويشی و تهيدستی را از عناصر مشترك اين دو گروه شمرده است.<ref> كشف الاسرار، ج۳، ص۳۶۹.</ref> برخی نيز ترك وطن، ترك دنيا و سياحت، بسنده كردن به خوراك و پوشاك اندك و ترك مالكيت را برجستهترين وجوه همانندی اين دو گروه دانستهاند.<ref>شرح التعرف، ج۳، ص۱۱۰۳-۱۱۰۵.</ref> از اين رو، آنان اصحاب صفّه را از شماری ديگر از ياران پيامبر والاتر ميشمرند. آنان رفتار محبتآميز پيامبر با اصحاب صفّه را نشان اهميت ايشان میدانند<ref> اللمع، ص۱۸۳.</ref>و در تأييد اين مدعا، آيه {ولاتَطرُدِ الَّذينَ يَدعونَ رَبَّهُم} را عتابی میدانند كه خداوند برای نشان دادن اهميت آنان، بر پيامبر روا داشت.<ref>كشف المحجوب، ص۱۰۵.</ref> | ||
درباره وجه نامگذاری | درباره وجه نامگذاری «[[صوفيان]]» و «[[تصوف]]» برخي اين واژه را برگرفته از صفّه [[مسجد النبی|مسجد پيامبر]] دانستهاند كه از لحاظ واژگانی با اشكالاتی روبهرو است و خود صوفيان نيز بدان اشاره كردهاند.<ref>عوارف المعارف، ص۵۶-۵۷، ۸۴</ref> | ||
==پانویس== | ==پانویس== | ||
{{پانویس}} | {{پانویس}} | ||