پرش به محتوا

صفویان: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی حج
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۹: خط ۹:


==معرفی و جایگاه==
==معرفی و جایگاه==
صفویه سلسله‌ای پادشاهی است که از سال ۹۰۷ تا ۱۱۳۵ قمری در ایران سلطنت داشتند. این سلسله، شیعه را مذهب رسمی ایران نمودند.<ref>صفویه در عرصه دین، فرهنگ و سیاست، ج۱، ص۲۲ و ۲۳.</ref>  
صفویه سلسله‌ای پادشاهی است که از سال ۹۰۷ تا ۱۱۳۵ قمری در ایران سلطنت داشتند.<ref>عزت‌پور، تبریز در گذر تاریخ، ۷۳؛ صفاکیش، صفویان در گذرگاه تاریخ، ۱۲۵.</ref> این سلسله، شیعه را مذهب رسمی ایران نمودند.<ref>صفویه در عرصه دین، فرهنگ و سیاست، ج۱، ص۲۲ و ۲۳.</ref>  


ايران پس از نه قرن به عنوان يك واحد سياسى مستقل، در دورۀ صفوى، صورت پيش از اسلام خويش را بازيافت.  در اين دوره، هويّت ايرانى، طراحى جديدى يافت كه مى‌توان از آن با عنوان «مسلمان شيعۀ ايرانى فارسى زبان» ياد كرد.<ref>صفویه در عرصه دین، فرهنگ و سیاست، ج۱، ص۱۳.</ref>
ايران پس از نه قرن به عنوان يك واحد سياسى مستقل، در دورۀ صفوى، صورت پيش از اسلام خويش را بازيافت.  در اين دوره، هويّت ايرانى، طراحى جديدى يافت كه مى‌توان از آن با عنوان «مسلمان شيعۀ ايرانى فارسى زبان» ياد كرد.<ref>صفویه در عرصه دین، فرهنگ و سیاست، ج۱، ص۱۳.</ref>
خط ۷۵: خط ۷۵:
* تاريخ جهانگشاي نادري: مهدي خان استرآبادي (م,۱۱۸۰ق.)، دنياي كتاب، ۱۳۶۸ش.
* تاريخ جهانگشاي نادري: مهدي خان استرآبادي (م,۱۱۸۰ق.)، دنياي كتاب، ۱۳۶۸ش.
* تاريخ منتظم ناصري: محمد حسن خان اعتماد السلطنه (م,۱۳۱۳ق.)، به كوشش رضواني، تهران، دنياي كتاب، ۱۳۶۷ش.
* تاريخ منتظم ناصري: محمد حسن خان اعتماد السلطنه (م,۱۳۱۳ق.)، به كوشش رضواني، تهران، دنياي كتاب، ۱۳۶۷ش.
* تبریز در گذر تاریخ، عزت‌پور، عدالت، مجله کتاب ماه، تاریخ و جغرافیا، شماره ۱۵۰، ۱۳۹۰ش.
* جایگاه حرمین شریفین و عتبات عالیات در مناسبات صفویان و عثمانیان، رمضان محمدی، محمدباقر خزائیلی، پژوهشکده حج و زيارت.
* جایگاه حرمین شریفین و عتبات عالیات در مناسبات صفویان و عثمانیان، رمضان محمدی، محمدباقر خزائیلی، پژوهشکده حج و زيارت.
* '''ذيل تاريخ عالم‌آراي عباسي'''، ترکمان، اسکندربيک، تصحيح سهيلي خوانساري، تهران، اسلاميه، 1371ش.
* '''ذيل تاريخ عالم‌آراي عباسي'''، ترکمان، اسکندربيک، تصحيح سهيلي خوانساري، تهران، اسلاميه، 1371ش.
خط ۸۱: خط ۸۲:
* شاه طهماسب صفوي: عبدالحسين نوايي، تهران، ارغوان، ۱۳۶۸ش.
* شاه طهماسب صفوي: عبدالحسين نوايي، تهران، ارغوان، ۱۳۶۸ش.
* '''صفویه در عرصه دین، فرهنگ و سیاست'''، جعفریان، رسول، قم، پژوهشکده حوزه و دانشگاه، ۱۳۷۹ش.
* '''صفویه در عرصه دین، فرهنگ و سیاست'''، جعفریان، رسول، قم، پژوهشکده حوزه و دانشگاه، ۱۳۷۹ش.
* '''صفویان در گذرگاه تاریخ'''، صفاکیش، حمیدرضا، تهران، سخن، چاپ اول، ۱۳۹۰ش.
* '''عتبات عاليات در روابط ايران و عثماني قرن نوزدهم''' (با تأکيد بر عصر عبدالحميد دوم)، 1. عربخاني، رسول، قم، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، 1393ش.
* '''عتبات عاليات در روابط ايران و عثماني قرن نوزدهم''' (با تأکيد بر عصر عبدالحميد دوم)، 1. عربخاني، رسول، قم، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، 1393ش.
* '''گنجينه آثار تاريخي اصفهان'''، 1. هنرفر، لطف‌الله، اصفهان، ثقفي، 1350ش.
* '''گنجينه آثار تاريخي اصفهان'''، 1. هنرفر، لطف‌الله، اصفهان، ثقفي، 1350ش.

نسخهٔ ‏۷ ژوئن ۲۰۲۶، ساعت ۲۰:۵۴

صفویان، دودمانی شیعه‌مذهب، که بین سال‌های ۹۰۷ تا ۱۱۳۵ق. بر ایران حکومت می‌کردند.

به دلیل اختلافات صفویه با حکومت عثمانی حج‌گزاری ایرانیان در برخی سال‌های حکومت آنها با مشکل روبه‌رو می‌شد.

صفویان با خانواده‌های شرفای شیعه مدینه روابط خوبی داشتند؛ ولی درباره رابطه آنها با حاکمان مکه گزارش‌های گوناگونی در دست است.

معرفی و جایگاه

صفویه سلسله‌ای پادشاهی است که از سال ۹۰۷ تا ۱۱۳۵ قمری در ایران سلطنت داشتند.[۱] این سلسله، شیعه را مذهب رسمی ایران نمودند.[۲]

ايران پس از نه قرن به عنوان يك واحد سياسى مستقل، در دورۀ صفوى، صورت پيش از اسلام خويش را بازيافت. در اين دوره، هويّت ايرانى، طراحى جديدى يافت كه مى‌توان از آن با عنوان «مسلمان شيعۀ ايرانى فارسى زبان» ياد كرد.[۳]

در يك جمله مى‌توان، دورۀ صفوى را نقطۀ قوّت تاريخ كشور ما به حساب آورد؛ چرا كه وقتى دولت صفوى قوام گرفت، و آن‌گاه كه تثبيت شد، تحوّل عميقى را در ايران آغاز كرد و گرچه اين تحول با ابزارهاى سنتى صورت مى‌گرفت، اما سبب شكوفايى همه‌جانبه در ايران شد. آبادى ايران از لحاظ اقتصادى در دورۀ صفوى بسيار قابل توجه است؛ هم چنان كه به لحاظ فرهنگى و ساخت و بازساخت آثار تاريخى، از هر حيث يادآور دورۀ پرشكوه و پرثروت سلجوقى در ايران است. مدارس بى‌شمار، موقوفات فراوان، امكانات علمى گسترده، حفظ ميراث مكتوب گذشته، به ويژه ميراث مكتوب شيعه، كتابت صدها هزار نسخۀ خطى در حوزۀ قدرت صفويان كه بسيارى از آن‌ها تا به امروز بر جاى مانده؛ ايجاد مساجد بزرگ و بسيارى از امور ديگر، نشان مى‌دهد كه ايران دورۀ صفوى، دوره‌اى درخشان در تاريخ ايران اسلامى بوده است. سفرنامه‌هاى بيگانان، در ايران آن روز، شاهدى بر پيشرفت‌هاى علمى و اجتماعى در ايران است.[۴]

تأثیر اختلاف ایران و عثمانی در حج‌گزاری ایرانیان

در دوران صفویه، اختلاف‌های سیاسی ایران و عثمانی، در حج‌گزاری ایرانیان اثر فراوان داشت. مسیر حج ایرانیان از سرزمین‌های زیر نظر دولت عثمانی می‌گذشت و سفر آنان به قلمرو دشمن، به ویژه هنگامی که آتش نبرد میان دو دولت برافروخته بود، با موانع و مشکلاتی روبه‌رو می‌شد. گزارش‌ها حاکی از تعطیلی حج به دلیل‌های سیاسی در برخی سال‌ها بوده است؛ از جمله به سال۱۰۴۷ق؛ که نبرد صفوی با عثمانی جریان داشت، ایرانیان به فرمان سلطان عثمانی مراد چهارم (حک: ۱۰۳۲–۱۰۴۹ق) از مکه اخراج و برای چند سال از حج‌گزاری بازداشته شدند.[۵]

شاه عباس صفوی (حک: ۹۹۵–۱۰۳۸ق) که حج‌گزاری ایرانیان را عامل سرازیر شدن پول بسیار به کشور دشمن می‌دید، سفر حج را مدتی ممنوع کرد.[۶] جز این موارد، گزارش‌های مشخصی درباره قطع شدن حج ایرانیان در دوران صفویه در دست نیست.

دولت عثمانی برای حفظ وجهه دینی خود به عنوان خادم حرمین، از ممنوع کردن حج ایرانیان پرهیز می‌کرد. اما با توجه به روابط ایران و عثمانی در این دوران، می‌توان حدس زد که حج‌گزاری ایرانیان در زمانی که دو دولت در نبرد بوده‌اند، متوقف یا سخت محدود بوده است. توقف حج ایرانیان و مشکلات آن‌ها را از نامه‌های دو دولت عثمانی و صفوی می‌توان دریافت. در این نامه‌ها به مشکلات حج ایرانیان و بسته بودن راه آنان اشاره و رسیدن به صلح برای آسایش حاجیان ضروری دانسته شده است.[۷]

هنگامی که دولت ایران و عثمانی در صلح به سر می‌بردند، حج‌گزاری ایرانیان با آزادی و گستردگی بیشتر انجام می‌شده است. گزارش‌هایی از سفر پر شمار ایرانیان در برخی سال‌ها و نیز سفر افراد، به ویژه بزرگان دولت صفوی ودانشوران شیعی و سکونت شماری از آنان در مکه و مدینه، در دوران صفویه در دست است.[۸]

رابطه صفویان با حاکمان مکه

درباره رابطه دولت صفوی با حاکمان مکه نیز گزارش‌های گونه‌گون در دست است. خبر اعلان جشن و پایکوبی شریف مکه به مناسبت پیروزی سلطان عثمانی بر شاه تهماسب صفوی (۹۴۱ و ۹۴۲ق) در منابع آمده است.[۹] اما گزارش‌هایی نیز در زمینه ارتباط خوب دولت صفوی با اشراف مکه یافت می‌شود. نامه‌ای که شاه عباس دوم (حک: ۱۰۵۲–۱۰۷۷ق) به شریف مکه نوشته و در آن به بهبود روابط خود با اشراف مکه اشاره کرده، نشانه‌ای از این روابط است.[۱۰] نیز گزارش پذیرایی شایان توجه شریف مکه از بزرگان حکومت صفوی حاضر در کاروان حج ایرانی در سال ۱۱۱۱ق. بدبینی و ناخرسندی شماری از تاریخ‌نگاران سنی را برانگیخته است.[۱۱]

صفویان و خاندان‌ شرفای مدینه

دولت صفوی با خانواده‌های شرفای شیعه مدینه، به ویژه از دوران شاه عباس کبیر (۹۹۶–۱۰۳۸ق) روابطی دوستانه داشت. از این خاندان‌ها اشراف بنو شدقم بودند که شماری از ایشان در دوران صفویه به ایران آمدند و مورد احترام شاهان صفوی قرار گرفتند. این دسته از شرفا با آمدن به ایران، افزون بر فراگیری علوم نزد دانشوران ایران، با دربار شاهان ارتباط می‌یافتند و هدایای بسیار دریافت می‌کردند و موقت یا دائم در ایران سکونت می‌یافتند. موقوفه بزرگی که در دوران شاه عباس کبیر به سادات مدینه اختصاص یافت و شامل نیمی از اجاره دکان‌ها، کاروانسراها و حمام در میدان نقش جهان اصفهان بود، نشانه دلبستگی صفویان به سادات مدینه است.[۱۲]

احساسات ضد ایرانی در مکه

احساسات ضد ایرانی در میان مردم و علمای حجاز در آن دوران بیشتر بود و همین به کشته شدن برخی ایرانیان در مکه انجامید. نویسندگان کتاب‌های تاریخ مکه نیز در این دوران از این‌گونه احساسات دور نماندند و در آثار خود، اشارات فراوان به نبردهای دولت عثمانی با ایرانیان کردند و داستان‌های دروغین درباره صفویان نقل نمودند و به شایعات ضد ایرانی و احساسات ضد شیعی دامن زدند.[۱۳] در همین فضای ضد صفوی بود که میر ویس افغانی در اواخر دوران صفویان توانست از علمای مکه بر ضد صفویان شیعه فتوا بگیرد و به حمله خود به اصفهان مشروعیت بخشد.[۱۴]

سفرهای زیارتی شاهان صفوی

بررسی سفرهای زیارتی شاهان صفوی نشان مي‌دهد اولویت با زیارت مشهد امام رضا بود که تقریباً میان تمامی شاهان صفوی عمومیت داشت؛ اما تنها چهار تن از آنها به زیارت اماکن مقدس عراق مشرف شدند؛ که عبارتند از:[۱۵] شاه‌ اسماعیل اول، بنیانگذار سلسلة صفوی، به دنبال سفرهای نظامی خود به عراق در جمادی‌الآخر سال 914 قمري و به بهانة زیارت به اين اماکن مشرف شد. شاه طهماسب صفوی نیز به زیارت عتبات رفته بود. شاه‌ عباس اول از کساني بود که فرهنگ زیارت را در جامعة شیعي ایران احیا و رایج کرد و بارها با خضوع و خشوع به زیارت عتبات رفت.[۱۶] شاه‌صفی، چهارمین و آخرین پادشاه صفوی است که موفق به زیارت عتبات شد. وی در سال 1048 قمري تن به عهدنامه‌ای داد که سراسر خاک عراق را از ایران جدا، و به امپراتوری عثمانی ضمیمه مي‌کرد. پس از آن دیگر هیچ‌یک از شاهان صفوی به خاک عراق سفر نکردند و موفق به زیارت اماکن مقدس آن نشدند.[۱۷]

اقدامات عمرانی شاهان صفوی در عتبات

هنر و معماری ایرانیان با شروع سلطنت صفویان در ایران و عراق و در همة اماکن مقدس شیعیان در نجف، کربلا، سامرا و کاظمین به اوج رسيد. بعضی از این آثار معماری و اقدامات عمرانی به حدی زیبا و باشکوه است که امروز در ردیف بزرگ‌ترین و زیباترین آثار تاریخی و معماری سرزمین عراق عرب است.[۱۸] درواقع معماری عراق پس از عصر صفوی تحت تأثیر سبک معماری ایرانیان است.[۱۹]

آثار معماری و اقدامات عمرانی سلاطین صفوی در بعضی عتبات مقدس عراق مثل مشهد کاظمین در عصر شاه‌اسماعیل اول؛ کاملاً بنیادی بوده و به‌ضرورت اصل معماری بنا را از کف تا آخر در بر گرفته است؛ اما در بعضی دیگر تنها شامل تزئیین و تعمیرات جزئی می‌شود. همچنین اکثر این تعمیرات در زمان شاه‌اسماعیل اول آغاز شد و در زمان شاه‌عباس اول به اوج رسید و پس از آن تکامل یافت.[۲۰]

شاه‌ اسماعيل اول، بنیانگذار صفویه، پس از زیارت عتبات (914ق) همه آنها را با زیباترین و نفیس‌ترین فرش‌های ابریشمی ایرانی مفروش ساخت و پرده‌های زرین و قندیل‌های طلا و نقره جهت تزئین و روشنایی حرم‌های مطهر تقدیم کرد. اين نخستین بار در طول تاریخ بود که عنصر طلا به منظور تزئین اعتاب مقدس ائمة اطهار به کار رفت و پس از آن بسيار رواج يافت.[۲۱]

بزرگ‌ترین و اساسی‌ترین اقدامات عمرانی شاه‌اسماعیل مشمول آستانة کاظمین8 شد؛ زیرا عتبة مقدس کاظمین بر اثر طغیان رود دجله و غفلت‌های زمان گذشته و قرار داشتن در کانون منازعات فرقه‌ای ویران شده بود.[۲۲]

شاهان صفوی در آبادانی عتبات عالیات و مراقد منسوب به اهل بیت: بسیار کوشا بودند؛ چنان‌که همواره مبالغی را از درآمدهای عمومی و خصوصی بدان اختصاص مي‌دادند.[۲۳]

در سلطنت شاه‌طهماسب اول، بازسازي گستردة ای در آستانة مطهر امام حسین انجام شد. منارة العبد یا منارة مرجان که بلندترین و باشکوه‌ترین مناره در تمام اعتاب مقدس عراق به شمار می‌آمد، پس از دو قرن در سال 982 قمري به دستور شاه‌طهماسب صفوی بار دیگر تعمیر و تزئین شد و بخش شمالی صحن مرقد امام حسین7 ساخته شد. شاه‌طهماسب همچنین در جهت بهبود شرایط اقتصادی شیعیان کربلا و آسایش حال زائران به حفر نهری از سوی رودخانة فرات به سمت کربلا و آستانة حسینی دستور داد که به نهر «طهماسیه» معروف شد.[۲۴]

یکی دیگر از اعتاب مقدس شیعیان در عراق، که ظاهراً محبوب شاه‌طهماسب اول بود، آستانة مطهر حضرت ابوالفضل7 در کربلاست. به دستور او هر اقدام عمرانی و زیباسازی در حرم امام حسین7 شامل حرم ابوالفضل7 نیز شد. به این ترتیب بنای رواق و صحن حرم را توسعه دادند و حرم را با زیباترین و نفیس‌ترین فرش‌های ایرانی مفروش کردند.[۲۵]

با ورود شاه‌عباس اول به عراق عرب بازسازی عتبات بار ديگر سرعت گرفت. با توجه به علاقة شدید شاه‌عباس به امیرالمؤمنین و آستانة آن حضرت در نجف طبیعی بود که بیشتر توجهات به این منطقه جذب شود. درواقع بنای اصلی نجف به دست او گذاشته شد؛ چنان‌که در جای‌جای آن آثار یاد و خاطره‌ای از این شاه بزرگ مي‌توان دید.[۲۶]

شاه‌عباس اول همچنين دستور داد ضریح‌های فولادی باشکوهی بسازند که بر روی هر یک از صندوق‌های ساخته‌شدة زمان شاه‌اسماعیل اول در کربلا، کاظمین و سامرا قرار گیرد و نيز دستور تعمیر و کاشیکاری آستانة مطهر امام حسین7 را صادر کرد.[۲۷]

شاه‌اسماعیل اول مشهد کاظمین را بنا نهاد و شاه‌طهماسب بیشترین توجه خود را به اعتاب مقدس کربلا معطوف کرد و شاه‌عباس اول از هیچ خدمتی به آستانة امیرالمؤمنین فروگذار نکرد. سپس شاه‌صفی راه آنها را ادامه داد و اقدامات نیمه‌کارة شاهان پيشين را تکمیل کرد.[۲۸]

پانویس

  1. عزت‌پور، تبریز در گذر تاریخ، ۷۳؛ صفاکیش، صفویان در گذرگاه تاریخ، ۱۲۵.
  2. صفویه در عرصه دین، فرهنگ و سیاست، ج۱، ص۲۲ و ۲۳.
  3. صفویه در عرصه دین، فرهنگ و سیاست، ج۱، ص۱۳.
  4. صفویه در عرصه دین، فرهنگ و سیاست، ج۱، ص۱۴ و ۱۵.
  5. منائح الکرم، ج4، ص181-182.
  6. سفرنامه کروسینسکی، ص25؛ تاریخ منتظم ناصری، ج2، ص1037.
  7. اسناد و مکاتبات سیاسی ایران از سال 1038 تا 1105، ص29؛ شاه طهماسب صفوی، ص203-237؛ نک: از شیخ صفی تا شاه صفی، ص213.
  8. منائح الکرم، ج5، ص256، 265؛
  9. نیل المنی، ج2، ص582، 609.
  10. مقالات تاریخی، دفتر11، ص70-71.
  11. منائح الکرم، ج5، ص255-256.
  12. مقالات تاریخی، دفتر11، ص76-77؛ مهاجران آل ابوطالب، ص146، 646-647.
  13. نک: الاعلام باعلام بیت الله الحرام، ص277-281.
  14. تاریخ جهانگشای نادری، ص447-448؛ تاریخ منتظم ناصری، ج2، ص1048؛
  15. «جایگاه حرمین شریفین و عتبات عالیات در مناسبات صفویان و عثمانیان»، ص۳۳.
  16. «جایگاه حرمین شریفین و عتبات عالیات در مناسبات صفویان و عثمانیان»، ص۳۴ و ۳۵.
  17. «جایگاه حرمین شریفین و عتبات عالیات در مناسبات صفویان و عثمانیان»، ص۳۶ و ص۳۷.
  18. «جایگاه حرمین شریفین و عتبات عالیات در مناسبات صفویان و عثمانیان»، ص۴۱.
  19. سفرنامه تاورنیه، ص۵۵.
  20. «جایگاه حرمین شریفین و عتبات عالیات در مناسبات صفویان و عثمانیان»، ص۴۲.
  21. ايران در روزگار شاه اسماعيل و شاه طهماسب، ص496.
  22. تاريخ حرم کاظمين، ترجمة غلامرضا اکبري، ص62-63.
  23. «جایگاه حرمین شریفین و عتبات عالیات در مناسبات صفویان و عثمانیان»، ص۴۴.
  24. عتبات عاليات در روابط ايران و عثماني قرن نوزدهم (با تأکيد بر عصر عبدالحميد دوم)، ص25.
  25. گنجينه آثار تاريخي اصفهان، ص420.
  26. «جایگاه حرمین شریفین و عتبات عالیات در مناسبات صفویان و عثمانیان»، ص۴۷.
  27. ذيل تاريخ عالم‌آراي عباسي، تصحيح سهيلي خوانساري، ص94.
  28. «جایگاه حرمین شریفین و عتبات عالیات در مناسبات صفویان و عثمانیان»، ص۵۰.

منابع

محتوای این مقاله برگرفته شده است از: دانشنامه حج و حرمین شریفین مدخل ایران.
  • از شيخ صفي تا شاه صفي: سيد حسن بن مرتضي استرآبادي (م.قرن۱۲ق.)، به كوشش اشراقي، تهران، نشر علمي، ۱۳۶۶ش.
  • اسناد و مكاتبات سياسي ايران از سال ۱۱۰۵ تا ۱۱۳۵ق.: به كوشش عبدالحسين نوايي، تهران، موسسه مطالعات و تحقيقات فرهنگي، ۱۳۶۳ش.
  • الاعلام باعلام بيت الله الحرام: محمد بن احمد النهروالي (م,۹۹۰ق.)، به كوشش علي محمد، قاهره، مكتبة الثقافة الدينيه، ۱۴۲۵ق.
  • ايران در روزگار شاه اسماعيل و شاه‌طهماسب، خواندمير، اميرمحمود، تهران، ادبي، 1370ش.
  • تاريخ حرم کاظمين، آل ياسين، شيخ محمدحسن، ترجمه غلامرضا اکبري، [بي‌جا]، کنگرة جهاني حضرت رضا، 1371ش.
  • تاريخ جهانگشاي نادري: مهدي خان استرآبادي (م,۱۱۸۰ق.)، دنياي كتاب، ۱۳۶۸ش.
  • تاريخ منتظم ناصري: محمد حسن خان اعتماد السلطنه (م,۱۳۱۳ق.)، به كوشش رضواني، تهران، دنياي كتاب، ۱۳۶۷ش.
  • تبریز در گذر تاریخ، عزت‌پور، عدالت، مجله کتاب ماه، تاریخ و جغرافیا، شماره ۱۵۰، ۱۳۹۰ش.
  • جایگاه حرمین شریفین و عتبات عالیات در مناسبات صفویان و عثمانیان، رمضان محمدی، محمدباقر خزائیلی، پژوهشکده حج و زيارت.
  • ذيل تاريخ عالم‌آراي عباسي، ترکمان، اسکندربيک، تصحيح سهيلي خوانساري، تهران، اسلاميه، 1371ش.
  • سفرنامه كروسينسكي يادداشت‌هاي كشيش لهستاني عصر صفوي: ترجمه: عبدالرزاق دنبلي مفتون، به كوشش ميراحمدي، تهران، ۱۳۶۳ش.
  • سفرنامه تاورنیه، تاورنیه، ژان باتیست، ترجمه ابوتراب نوری، تهران، کتابخانه سنايی، ۱۳۳۶ش.
  • شاه طهماسب صفوي: عبدالحسين نوايي، تهران، ارغوان، ۱۳۶۸ش.
  • صفویه در عرصه دین، فرهنگ و سیاست، جعفریان، رسول، قم، پژوهشکده حوزه و دانشگاه، ۱۳۷۹ش.
  • صفویان در گذرگاه تاریخ، صفاکیش، حمیدرضا، تهران، سخن، چاپ اول، ۱۳۹۰ش.
  • عتبات عاليات در روابط ايران و عثماني قرن نوزدهم (با تأکيد بر عصر عبدالحميد دوم)، 1. عربخاني، رسول، قم، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، 1393ش.
  • گنجينه آثار تاريخي اصفهان، 1. هنرفر، لطف‌الله، اصفهان، ثقفي، 1350ش.
  • مقالات تاريخي: رسول جعفريان، قم، دليل ما، ۱۳۸۷-۱۳۸۸ش.
  • مهاجران آل ابوطالب: ابراهيم بن ناصر بن طباطبا، ترجمه: عطايي، آستان قدس رضوي، ۱۳۷۲ش
  • منائح الكرم، علي بن تاج الدين السنجاري (م,۱۱۲۵ق.)، به كوشش المصري، مكه، جامعة ام‌ القري، ۱۴۱۹ق.
  • نيل المني بذيل بلوغ القري: جارالله محمد بن فهد المكي (م,۹۵۴ق.)، به كوشش الهيله، الفرقان، ۱۴۲۰ق