پرش به محتوا

کاربر:Gholampour/صفحه تمرین2: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی حج
Gholampour (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
Gholampour (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱: خط ۱:
{{جعبه اطلاعات بنای مذهبی
'''مشکلات مذهبی ایرانیان در حج'''
| عنوان = پلکان خارجی کعبه
| تصویر = پلکان خروجی کعبه.jpg
| اندازه تصویر = 300px
| توضیح تصویر = پلکان خارجی کعبه
| بنيانگذار = قریش
| تأسیس =
| کاربری = ورود به کعبه
| مکان = [[مکه|شهر مکه]] در [[عربستان]]
| نام‌های دیگر = نردبان خارجی کعبه • پلکان ورودی کعبه
| وقایع مرتبط = قرائت خطبه مشهور پیامبر اسلام در فتح مکه در سال ۱۰ق بر بالای پلکان خارجی کعبه • نقل حدیثی از سوی ابوذر در فضیلت اهل‌بیت(ع) بر بالای پلکان خارجی کعبه
| ظرفیت =
| مساحت =
| وضعیت = فعال
| امکانات =
| شماره ثبت =
| معمار =
| سبک =
| بازسازی = در دوره های مختلف • دوره عثمانی • دوره سعودی
| وبگاه =
| تخریب =
| عرض جغرافیایی = 21.422520
| طول جغرافیایی = 39.826220
| توضیح نقشه =
}}
{| class="wikitable" width="30%" align="left" style="border:1px solid #ddd; margin:1em 1em 1em 0; padding:1em; font-size:75%; background:#E3FFE3; clear: both"
!colspan="2" align="center" style="background-color: #baffba; font-size: 120%"|'''گاهشمار وقایع مرتبط با پلکان خارجی کعبه'''
|-
|align="left"|پنج سال پیش از بعثت


|ساخت پله توسط قریش به دلیل بالابردن ارتفاع در کعبه.<ref>اخبار مکه، ج1، ص159-163.</ref>
بخشی از دشواری‌های حج ایرانیان از مسائل مربوط به راه حج و دشواری‌های حاصل از اوضاع سیاسی، در بخش‌های پیشین این مقاله گذشت. این‌گونه مشکلات اختصاص به ایرانیان نداشت و مسلمانان دیگر سرزمین‌ها نیز با چنین دشواری‌هایی روبه‌رو بودند. مشکل ویژه ایرانیان، مشکلات مذهبی بود که پس از فراگیری مذهب تشیع در پی تشکیل دولت صفوی در سده دهم ق. پیش روی آنان قرار گرفت. از این دوران، اختلاف‌های مذهبی مردم ایران با حاکمان عثمانی و مردم حجاز در موارد بسیار به آزار و حتی کشتار ایرانیان می‌انجامید. معمولاً آنچه بیشتر به این اختلاف‌ها دامن می‌زد، دشمنی سیاسی میان حکومت ایران و عثمانی بود.<ref>نک: صفویه در عرصه دین فرهنگ و سیاست، ج2، ص827-828.</ref>
|-
میزان تعصبات دینی در حجاز به‌اندازه‌ای بود که شایعاتی همچون اعتقاد شیعیان به نجس کردن [[کعبه]] در میان مردم رواج یافته بود.<ref>تاریخ مکه، ص422.</ref> این اتهام چند بار دستاویز کشتار شیعیان قرار گرفت. برای نمونه، به سال ۱۰۸۸ق. پیدا شدن آلودگی همانند نجاست بر دیوار کعبه، بهانه‌ای به دست متعصبان داد تا برخی شیعیان حاضر در [[مسجدالحرام]] را به گونه‌ای دردناک با سنگ و چوب بکشند.<ref>منائح الکرم، ج4، ص488.</ref> در این رخداد، یکی از دانشوران ایرانی مجاور مکه به نام محمد مؤمن استرآبادی نیز کشته شد.<ref>وقایع السنین، ص534؛ خلاصة الاثر، ج3، ص432-433؛ صفویه در عرصه دین فرهنگ و سیاست، ج2، ص839.</ref> از دیگر دانشوران ایرانی که در این دوران کشته شدند، زین‌العابدین فرزند نورالدین بود.<ref>ریاض العلماء، ج2، ص399.</ref> یک بار نیز یکی از دانشوران ایرانی‌تبار ساکن مکه به جرم دفاع از تشیع در مجلس درس، با این‌که قاضی حکم به برائت او داده بود، به دست متعصبان به قتل رسید.<ref>نیل المنی، ج2، ص763-764.</ref> به سال ۱۱۴۳ق؛ که شیعیان ایرانی دیرتر از موسم به مکه رسیدند و ناچار شدند تا سال آینده در مکه بمانند، برخی مردم مکه با همکاری نیروهای نظامی به بهانه آلوده‌ساختن حرم بر آنان شوریدند و آن‌ها را از شهر بیرون راندند.<ref>تاریخ مکه، ص422.</ref>
|align="left"|سال ۱۰ هجری قمری
این‌گونه رفتارها نه تنها مردم عادی و دانشوران را آزار می‌داد، بلکه گریبان بزرگان سیاسی را نیز می‌گرفت. دولت عثمانی نگران تلاش‌های جاسوسی حاجیان ایرانی بود، به ویژه اگر این حاجیان از بزرگان سیاسی ایران بودند.<ref>صفویه در عرصه دین فرهنگ و سیاست، ج2، ص828.</ref> معصوم بیگ که مدتی مقام وکالت شاه تهماسب را داشت، به سال ۹۷۶ق. نزدیک مکه همراه برخی نزدیکانش به دست راهزنان کشته شد.<ref>تکملة الاخبار، ص131؛ خلاصة التواریخ، ج1، ص559-560.</ref> شائبه سیاسی بودن این قتل درمنابع دوران صفوی آمده<ref>جواهر الاخبار، ص232؛ تاریخ عالم‌آرای عباسی، ج1، ص161.</ref> و امروزه نیز برخی محققان، قتل او را کاری سیاسی دانسته‌اند. گویا مقام‌های عثمانی هدف سفر او را شوراندن گروه‌هایی از جامعه بر ضد دولت عثمانی می‌دانسته‌اند.<ref>نک: تاریخ حج‌گزاری ایرانیان، ص106-110.</ref> محمدهاشم پسر شاه نورالدین که در پی مشکلات سیاسی دربار به حج رفت و در مسجدالحرام به دلیل درگیری با [[اهل سنت]] کشته شد، نمونه‌ای دیگر از این موارد است.<ref>تذکره صفویه کرمان، ص469؛ تاریخ حج‌گزاری ایرانیان، ص111.</ref>
از مواردی که در مکه برای حاجیان شیعه مشکل ساخت، مسئله اختلاف در رؤیت هلال [[ماه ذی‌حجه]] بود که به اختلاف در زمان [[عید قربان]] و وقوف میان شیعه و سنی می‌انجامید. شیعیان بر پایه مبانی فقهی در حکم رؤیت هلال باید به دانشوران شیعه اقتدا می‌کردند و در موارد فراوان، حکم دانشوران شیعه با علمای سنی حجاز متفاوت بود. معمولاً دانشوران اهل سنت حلول هلال ماه ذی‌حجه را یک روز زودتر از علمای شیعه اعلان می‌کردند. این موضوع از دوران صفویه باعث گرفتاری حاجیان ایرانی بود. در سال‌هایی که احتمال وقوع حج اکبر می‌رفت، یعنی [[روز عرفه]] هم‌زمان با روز جمعه بود، مشکلات حاجیان ایرانی بیشتر می‌شد؛ زیرا این شائبه در میان بود که حاکمان سنی مذهب مکه تمایل داشتند حلول ماه را با یک روز اختلاف اعلان کنند تا روز عرفه با جمعه هم‌زمان شود؛ زیرا در سال حج اکبر حضور حاجیان بسیار بیشتر می‌شد و منافع مالی فراوان در پی داشت.<ref>صفویه در عرصه دین فرهنگ و سیاست، ج2، ص835-836؛ پنجاه سفرنامه، ج4، ص106.</ref>
این مشکل از دوره صفویه تا روزگار معاصر ادامه داشت. به سال ۱۲۶۰ق. حاجیان ایرانی برای این‌که بتوانند یک روز بیشتر در عرفات بمانند، ۵۰۰ غازی به شریف مکه پرداختند که از حاجیان گردآوری شد.<ref>به سوی‌ام القری، ص245.</ref> گاه نیز بدون دریافت پول، اجازه وقوف شیعیان در عرفات یک روز پس از دیگران داده می‌شد.<ref>تذکرة الطریق، ص93؛ نک: حرفی از هزاران که‌اندر عبارت آمد، ص121-122.</ref> معمولاً در صورت وجود یکی از بزرگان دولت ایران در کاروان حج، امکان وقوف در غیر روز اعلان شده از سوی اهل سنت برای حاجیان ایرانی فراهم می‌شد. به سال ۱۲۷۹ق؛ که حسام‌السلطنه، یکی از بزرگان قاجار، به حج رفت و بسیار مورد احترام شریف مکه قرار گرفت، به دستور حسام‌السلطنه، حاجیان شیعه یک روز پس از اهل سنت اعمال حج را انجام دادند و کسی اعتراضی نکرد.<ref>سفرنامه مکه حسام السلطنه، ص118-120.</ref>
این مشکل در دوران پهلوی نیز ادامه داشت. در دوران حکومت [[آل‌سعود]] در عربستان، اجازه وقوف حاجیان شیعه در غیر وقت اعلان شده داده نمی‌شد. به سال ۱۳۷۱ق. آیت‌الله سیدابوالقاسم کاشانی به حج رفت و در نامه‌ای به پادشاه سعودی درخواست کرد تا اجازه وقوف ایرانیان با یک روز اختلاف در [[عرفه]] داده شود. این درخواست با مخالفت سرسختانه پادشاه عربستان روبه‌رو و موجب ناراحتی [[آیت‌الله کاشانی]] شد.<ref>میقات حج، ش43، ص67، «سفر حج مرحوم آیت‌الله کاشانی.</ref> با فتوای دانشوران شیعه از جمله [[آیت‌الله بروجردی]] درباره درستی اعمال حج در صورت عمل به اعلان رسمی حکومت عربستان در رؤیت هلال، از اختلاف در این زمینه کاسته شد.<ref>با من به خانه خدا بیایید، ص7؛ خسی در میقات، ص64.</ref>
مشکلات شیعیان در مکه و مدینه به این‌جا ختم نمی‌شد. حاجیان ایرانی در انجام اعمال مذهبی خود به ویژه در زیارت آزادانه حرم و مزارهای امامان در مدینه با دشواری فراوان روبه‌رو بودند. آنان با ورود به حجاز ناچار بودند نماز به روش شیعیان را تعطیل و بر شیوه تقیه، به امامان دیگر مذاهب اقتدا کنند. حتی گاه که دشمنی با شیعه اوج می‌گرفت، ایرانیان لباس عربی یا ترکی می‌پوشیدند.<ref>حدیث قافله‌ها، ص111؛ نک: سفرنامه میرزا محمد حسین فراهانی، ص199.</ref>
وضعیت برخورد با ایرانیان و شیعیان در مدینه بسیار بدتر از مکه بود و حاجیان شیعی برای زیارت بقیع و حتی [[مسجدالنبی]] آزادی نداشتند. در سفرنامه‌های قاجاری، بیش از هر چیز از رفتار بسیار بد مردم مدینه با شیعیان و ایرانیان گلایه شده است. مردم مدینه جان و مال ایرانیان را حلال می‌دانستند و اگر فرصتی می‌یافتند، در ضرب و شتم و حتی کشتار ایرانیان کوتاهی نمی‌کردند.<ref>حدیث قافله‌ها، ص110؛ سفرنامه مکه معظمه، ص170-171.</ref> حاجیان ایرانی حتی نمی‌توانستند در مسجد مدینه بسیار توقف کنند و معمولاً از مسجد رانده می‌شدند.<ref>تذکرة الطریق، ص123؛ حدیث قافله‌ها، ص111.</ref> خادمان حرم نیز با ایرانیان بسیار بد رفتار می‌کردند و به بهانه‌های گوناگون آنان را به چوب می‌بستند؛ تا جایی که آن‌ها ناچار بودند در میان دیگر گروه‌ها به حرم بروند.<ref>به سوی‌ام القری، ص249.</ref> همچین برای زیارت قبرهای بقیع نیز از حاجیان پول می‌گرفتند.<ref>به سوی‌ام القری، ص249؛ حدیث قافله‌ها، ص111.</ref>
این مشکلات معمولاً وجود داشت؛ اما گاه نیز در سفرنامه‌های ایرانی دوران قاجار از آسایش ایرانیان در انجام اعمال مذهبی بدون نیاز به تقیه به ویژه در مکه سخن رفته است. یکی از عوامل رفتار بهتر مکیان، حمایت شریف مکه از شیعیان و به ویژه ایرانیان بود. چنان‌که پیشتر اشاره شد، شرفای مکه در برابر ایرانیان رفتاری احترام‌آمیز داشتند و برای جلب نظر بزرگانی که به حج می‌آمدند، با شیعیان خوش‌رفتاری می‌کردند.<ref>سفرنامه میرزا محمد حسین فراهانی، ص237؛ پنجاه سفرنامه، ج1، ص625-626؛ ج7، ص294؛ سفرنامه حاج ایاز خان قشقایی، ص148.</ref>


|قرائت خطبه مشهور توسط پیامبر بر بالای پلکان خارجی در فتح مکه.<ref>دلائل النبوه، ج5، ص85؛ تاریخ الاسلام، ج2، ص556.</ref>
== دوران پهلوی ==
|-
در دوران پهلوی نیز اختلاف مذهبی وهابیان با ایرانی‌ها برای حاجیان ایرانی مشکل‌ساز بود. در عصر پهلوی اول، در پی بهبود روابط ایران و عربستان به سال ۱۳۰۸ش. گزارش‌هایی از بدرفتاری مأموران حکومت سعودی با حاجیان ایرانی به ایران ارسال می‌شد. حتی به سال ۱۳۰۹ش. کمیسیونی در ایران برای بررسی شکایات حاجیان در این زمینه تشکیل گشت.<ref>روابط سیاسی ایران و عربستان، ص69-70.</ref> بدترین این رخدادها چنان‌که دیدیم، به قتل یکی از حاجیان ایرانی به بهانه آلودن مسجدالحرام به سال ۱۳۲۲ش؛ و قطع رابطه سیاسی و تعطیلی چند ساله حج ایرانیان انجامید. به سال ۱۳۲۷ش؛ که حاجیان ایرانی پس از چند سال دیگر بار به حج رفتند، مأموران سعودی باز هم دو تن از ایرانیان را به اتهام اهانت به مسجدالحرام دستگیر کردند که با دخالت امیرالحاج ایران آزاد شدند.<ref>مجله خواندنی‌ها، سال9، ش3، ص2؛ ش4، ص8.</ref> برخوردهای مذهبی با ایرانیان در سال‌های دیگر نیز ادامه یافت؛ از جمله به سال ۱۳۴۰ش. میان حاجیان ایرانی و خادمان مسجد نبوی برخوردی صورت گرفت که به دستگیری ۳۶ تن از حاجیان انجامید.<ref>با من به خانه خدا بیایید، ص217-218.</ref>
|align="left"|سال
از دوران پهلوی، دانشوران مذهبی ایران و مسؤولان برگزاری حج کوشیدند تا با آموزش از میزان برخوردهای ایرانیان با متعصبان حجاز بکاهند. از سال ۱۳۲۷ش. مسؤولان حج با تهیه جزوات و مذاکره با روحانیانی که در میان حاجیان بودند، سفارش کردند تا حاجیان از کارهای تحریک‌کننده خودداری ورزند. در این سال‌ها، کارهایی مانند استفاده حاجیان از مهر در نماز و بوسیدن ضریح [[مسجد پیامبر]] و خواندن زیارت برای قبور [[بقیع]]، مورد اختلاف بود. در صورت بوسیدن دیوارها، خادمان حرمین حاجی را به باد کتک می‌گرفتند. حاجیان ایرانی نمی‌توانستند بلند اذان بگویند و در محل اقامت خود در مدینه این موضوع را رعایت می‌کردند. آنان معمولاً برای زیارت بقیع نیز محدودیت داشتند و باید در وقت مشخص از قبور دیدن می‌کردند.
دانشوران شیعه ایران در این دوران، برای از میان بردن عوامل اختلاف میان ایرانیان و سنی‌های وهابی می‌کوشیدند؛ از جمله بسیاری از دانشوران بزرگ که در حج حاضر بودند، در نماز جماعت مسجد شرکت می‌کردند.<ref>مجله خواندنی‌ها، سال9، ش2، ص27، «مصاحبه با نخستین حاجی ایرانی.</ref><ref>میقات حج، ش51، ص178-179، «خاطرات سرپرست حجاج در سفر حج سال 1327ش.»؛ خاطرات وحید، ش7، ص37، «مقدمات عزیمت مکه.</ref><ref>با من به خانه خدا بیایید، ص213، 229.</ref> یکی از کارهای دانشوران ایران در این زمینه، صدور فتاوی دینی بود که مسائل مورد اختلاف را حل می‌کرد.<ref>با من به خانه خدا بیایید، ص159-160.</ref>
== پس از انقلاب اسلامی ==
اختلاف‌های مذهبی پس از انقلاب اسلامی نیز ادامه داشت و گاه درگیری‌هایی میان مردم ایران با نیروهای امنیتی عربستان صورت می‌گرفت که البته هیچ‌گاه دامنه‌ای گسترده نیافت. بازرسی افراد و بارهایشان در فرودگاه هنگام ورود به جده و گرفتن کتاب‌های مذهبی ویژه شیعه از زائران،<ref>یار کجاست، ص20-21؛ در حریم کعبه، ص141؛ میقات حج، ش15، ص155، «حج 75 از دیدگاه نماینده محترم ولی فقیه و امیر الحاج.</ref> پیش‌گیری از زیارت آزادانه بقیع،<ref>یار کجاست، ص52؛ نک: راهی به سوی خدا، ص282؛ حج 27، ص104.</ref> بدرفتاری مأموران سعودی با ایرانیان به دلیل برگزاری مناسک ویژه شیعه در حرم پیامبر و بقیع<ref>میقات حج، ش18، ص172، «نامه رئیس سازمان حج و زیارت به وزیر حج عربستان.</ref> و… از موارد معمول در این دوران است. گاه نیز توهین به شیعیان و اعتقادات آنان در نمازهای جماعت و نماز جمعه بر زبان خطیبان جاری شده است.<ref>میقات حج، ش30، ص71، «مصاحبه با آیت‌الله‌هاشمی رفسنجانی.</ref><ref>ش18، ص172، «نامه رئیس سازمان حج و زیارت به وزیر عربستان.</ref><ref>ش15، ص154؛ شنیدنی‌های سفر حج، ص93.</ref>
پس از انقلاب اسلامی تلاش مسؤولان ایرانی برای کاستن از اختلاف‌های حاجیان ایرانی و مسؤولان عربستان ادامه داشته است. بخشی از این تلاش‌ها از راه ارتباط‌های دیپلماتیک صورت گرفته و بخشی نیز با آموزش حاجیان ایرانی برای پرهیز از کارهای مورد اختلاف میان [[شیعه]] و [[سنی]] انجام شده است. عالمان شیعه با صدور فتواهایی کوشیده‌اند تا از مشکلات حاجیان ایرانی بکاهند. از مسائل یاد شده در فقه امروز شیعی، لزوم تقیه مداراتی برای پیش‌گیری از درگیری میان ایرانیان و شرطه عربستان در [[موسم حج]] است. قبول نظر دولت عربستان در مسئله رؤیت هلال، تأکید بر استحباب شرکت در نماز جماعت در مساجد عربستان، درستی نماز در صورت استفاده نکردن از مهر، و حتی تحریم اعمالی که موجب وهن شیعیان و بروز اختلاف شود، از فتواهایی است که مراجع تقلید شیعه در این زمینه صادر کرده‌اند.<ref>میقات حج، ش30، ص151-175، «تقیه مداراتی.</ref>


|نقل حدیثی در فضیلت‌های ائمه(ع) توسط ابوذر غفاری<ref>الامالی، ص482.</ref>
== پانویس ==
{{پانویس}}


|-
== منابع ==
|align="left"|قرن ۶ هجری قمری
{{منابع}}
 
|ساخت منبری بزرگ با نُه پله، پایه‌های چوبین و چهار چرخ.<ref>رحلة ابن جبیر، ص62-63.</ref>
|-
|align="left"|سال ۷۶۶ق
 
|ساخت پلکان به دستور سلطان مملوکی مصر، شعبان بن حسین.<ref>اتحاف الوری، ج3، ص304؛ تاریخ عمارة المسجد الحرام، ص80.</ref>
|-
|align="left"|سال ۸۱۴ق
 
|تعمیر پلکان قبلی<ref>شفاء الغرام، ج1، ص138؛ اتحاف الوری، ج3، ص488.</ref>
|-
|align="left"|سال ۸۱۸ق
 
|ساخت نردبان جدید توسط سیف‌الدین شیخ محمودی، مشهور به مؤید چرکسی<ref>اتحاف الوری، ج3، ص529.</ref>
|-
|align="left"|سال ۱۰۴۰ق
 
|ساخت پلکان جدید در دوره عثمانی با ۷ پله از چوب صنوبر که ورق مسی و آهنی داشت با چهار چرخ مسی<ref>مفرحة الانام، ص69.</ref>
|-
|align="left"|سال ۱۰۹۷ق


|ساخت پله به همراه نرده توسط احمد پاشا حکمران عثمانی جده و شیخ حرم<ref>منائح الکرم، ج5، ص19.</ref>
|-
|align="left"|سال ۱۱۱۶ق


|ساخت و ارسال پلکان جدید توسط حسین حمیدان هندی، حاکم محلی هند به جده.<ref>التاریخ القویم، ج4، ص141.</ref>
|-
|align="left"|سال ۱۱۲۷ق


|خرید پلکان حاکم هند توسط حکمران جدید جده، محمد پاشا و ارسال به مکه.<ref>التاریخ القویم، ج4، ص141.</ref>
|-
|align="left"|سال ۱۲۴۰ق


|ساخت پلکان توسط محمد منورخان هندی با ۱۱ پله از چوب ساج، ویژه مردان.<ref>التاریخ القویم، ج4، ص141-143.</ref>
|-
|align="left"|سال ۱۳۰۰ق


|ساخت پله توسط کلب‌علیخان، نائب السلطنه رامپور هند با ۱۴ پله با ورق‌های نقره‌ای و تزئینات ویژه بانوان.<ref>التاریخ القویم، ج4، ص142-143.</ref>
|-
|align="left"|سال ۱۳۷۵ق


|ساخت پلکان خارجی به دستور ملک سعود بن عبدالعزیز با ۱۱ پله از چوب قوی و روکش‌های نقره‌ای مزین به نقش و نگار عربی طلایی رنگ در کارگاهی در مصر.<ref>التاریخ القویم، ج4، ص142-143.</ref>
|-
|align="left"|سال ۱۳۷۶ق
|رونمایی از پلکان جدید توسط ملک سعود بن عبدالعزیز و گروهی از سران کشورهای اسلامی حاضر در حج، برای شست‌و‌شوی درون کعبه.<ref>التاریخ القویم، ج4، ص142-143.</ref>
|}
'''پلکان خارجی کعبه''' یا '''نردبان خارجی کعبه'''، از سال‌های دور، برای ورود به درون [[کعبه]] استفاده می‌شد. در [[فتح مکه]]، [[حضرت محمد (ص)|پیامبر اسلام(ص)]] بر نردبان خارجی کعبه ایستاد و خطبه مشهورش را قرائت فرمود. همچنین ابوذر غفاری، صحابی مشهور، با صعود از پلکان خارجی کعبه و تکیه بر [[باب الکعبه]]، حدیثی در فضیلت‌های [[اهل‌بیت|اهل‌‌بیت(ع)]] نقل کرده است.
قبل از بازسازی کعبه توسط قریش، دَرِ ورودی کعبه، هم‌سطح زمین بود؛ ولی در بازسازی کعبه، پنج سال پیش از [[بعثت]]، نخستین‌بار دَرِ کعبه به بالاتر از سطح زمین منتقل و نردبانی جهت ورود ساخته شد. بر اساس گزارش‌ها، در سال های پس از بعثت، ممالیک مصر، پادشاهان عثمانی و حاکمان هند پلکان خارجی جدیدی برای کعبه ساختند.
در سال ۱۳۷۶ق، در دوران سعودی نیز به دستور [[ملک سعود بن عبدالعزیز]] و با همراهی گروهی از سران کشورهای اسلامی حاضر در [[مراسم حج]]، از نردبان ۱۱ پله‌ای جدید که از چوب قوی و روکش‌های نقره‌ای مزین به نقش‌و‌نگار عربی طلایی رنگ، برای کعبه رونمایی شد.
== موقعیت و تاریخچه==
پلکان خارجی از سال‌های دور برای ورود به درون کعبه از سمت باب الکعبه که در دیوار شرقی کعبه میان رکن عراقی و رکن حجرالاسود و در فاصله حدود یک متری حجرالاسود قرار دارد،<ref>نگاه کنید به شفاء الغرام، ج1، ص1۸۶-۱۸۷.</ref> استفاده می‌شد.<ref>«پلکان کعبه»، ج۵، ص۳۸.</ref> به گزارش [[ازرقی]]، قبل از بازسازی کعبه، دَرِ ورودی کعبه، هم‌سطح زمین بود؛ ولی در بازسازی کعبه، پنج سال پیش از [[بعثت]]، به گزارشی به پیشنهاد [[ابوحذیفة بن مغیره مخزومی]]،<ref>اخبار مکه، ج1، ص171.</ref> نخستین‌بار جهت جلوگیری از ورود سیل و نیز پیشگیری از ورود افراد بدون اجازه، دَرِ کعبه به بالاتر از سطح زمین منتقل و نردبانی جهت ورود ساخته شد.<ref>اخبار مکه، ج1، ص159-163.</ref> از آن پس، واردشوندگان به کعبه، کفش‌های خود را می‌کندند و زیر نردبان ورودی قرار می‌دادند.<ref>اخبار مکه، ج1، ص174.</ref>
=== فضیلت مکان ===
در [[فتح مکه]] (10ق) [[پیامبر(ص)]] بر پلکان کعبه ایستاد و خطبه مشهورش را قرائت فرمود.<ref>دلائل النبوه، ج5، ص85؛ تاریخ الاسلام، ج2، ص556.</ref> نیز در گزارشی، از صعود [[ابوذر]]، صحابی مشهور پیامبر(ص)، بر نردبان کعبه و تکیه بر [[باب الکعبه]] و نقل حدیثی در فضیلت‌های [[اهل‌بیت(ع)]] یاد شده است.<ref>الامالی، ص482.</ref>
== بازسازی و معماری ==
پلکان یا نردبان خارجی بارها تعمیر، بازسازی و تعویض شد. ازرقی، مورخ و سیره‌نویس قرن سوم هجری، پلکان خارجی کعبه را از چوب ساج و به طول ۸/۵ ذرع (کمی بیش از 4 متر) و پهنای ۳/۵ ذرع (نزدیک به 2 متر) و دارای 13 پله توصیف کرده است.<ref>اخبار مکه، ج1، ص310؛ التاریخ القویم، ج4، ص140.</ref> در قرن ۵ قمری، پهنای نردبان به اندازه ۱۰ نفر بود.<ref>سفرنامه ناصر خسرو، ص130، 135-136.</ref>
پلکان کعبه در قرن ۶ قمری، همچون منبری بزرگ با نُه پله، با پایه‌هایی چوبین توصیف شده که از چهار چرخ برای جابه‌جایی آسان استفاده می‌کرد و بالاترین پله با آستانه دَر، تماس داشت.<ref>رحلة ابن جبیر، ص62-63.</ref> در سال 766ق به دستور سلطان مملوکی مصر، [[شعبان بن حسین]]،<ref>اتحاف الوری، ج3، ص304؛ تاریخ عمارة المسجد الحرام، ص80.</ref> نردبان منبرمانند جدیدی برای کعبه ساخته شد که چهار پایه‌ای بود و هنگام ورود به درون کعبه به نزدیک باب الکعبه منتقل می‌شد.<ref>رحلة ابن بطوطه، ج1، ص372.</ref> در سال 814ق برخی از قسمت‌های چوبی این پلکان تعمیر شد.<ref>شفاء الغرام، ج1، ص138؛ اتحاف الوری، ج3، ص488.</ref>
سیف‌الدین شیخ محمودی، مشهور به [[مؤید چرکسی]] در 818ق، نردبانی برای کعبه فرستاد که در [[موسم حج]] همان سال جایگزین نردبان پیشین شد.<ref>اتحاف الوری، ج3، ص529.</ref> گرچه گزارش دیگری مبنی بر ارسال نردبانی برای کعبه در 817ق به دست سیف‌الدین شیخو سلطان مصر نیز موجود است.<ref>منائح الکرم، ج2، ص417.</ref> در گزارش سال 1040ق در دوران عثمانی، پلکان با طول تقریبی چهار متر، دارای هفت پله از چوب صنوبر بود که ورق‌های مسی و آهنی داشت و بر چهار چرخ مسی سوار بود.<ref>مفرحة الانام، ص69.</ref> در سال 1097ق [[احمد پاشا]]، حکمران عثمانی [[جده]] و [[شیخ حرم]]، پلکان جدیدی که همراه نرده بود، در 16 [[رمضان]] همان سال برای کعبه، بهره‌برداری کرد.<ref>منائح الکرم، ج5، ص19.</ref>
=== پلکان اهدایی حاکمان هند ===
در ۱۱۲۷ق [[محمد پاشا]]، از حکمرانان جده، پلکانی که در سال ۱۱۱۶ق توسط حسین حمیدان هندی، حاکم محلی هند، برای کعبه ارسال و به دست حاکم آن روز جده توقیف شده بود، را خرید و به کعبه فرستاد که پس از دریافت اجازه از [[دولت عثمانی]]، رنگ‌آمیزی و تزئین، بهره‌برداری شد.<ref>التاریخ القویم، ج4، ص141.</ref> [[محمد منورخان هندی]] نیز در سال 1240ق، پلکانی 11 پله‌ای از چوب ساج به ارتفاع و عرض دو متر و طول پنج متر برای کعبه فرستاد که تا اواخر قرن 14ق در [[مسجدالحرام]] برای ورود ويژه مردان به کعبه از آن استفاده می‌شد و چندین بار نیز تعمیر شد.<ref>التاریخ القویم، ج4، ص141-143.</ref> در سال 1300ق [[کلب علیخان]]، نایب السلطنه رامپور هند، پلکان ۱۴ پله‌ای که با ورق‌­های نقره‌ای به ارزش 85364 روپیه تزئین شده بود، برای کعبه فرستاد که به علت تزئینات زیاد، برای ورود بانوان به درون کعبه استفاده می‌شد.<ref>التاریخ القویم، ج4، ص142-143.</ref>
== پلکان در دوره سعودی ==
در سال ۱۳۷۶ق، به دستور [[ملک سعود بن عبدالعزیز]] از نردبان ۱۱ پله‌ای جدید که از چوب قوی و روکش‌های نقره‌ای مزین به نقش‌و‌نگار عربی طلایی رنگ در مصر ساخته شده بود، برای کعبه رونمایی شد.<ref>التاریخ القویم، ج4، ص142-143.</ref> کُردی، مورخ قرن چهاردهم قمری، به دو نوع پلکان خارجی در دوران خود اشاره کرده است. نردبان کوچک یک نفره و نردبان متحرک و عریض چند نفره که از نوع دوم، دو عدد کنار [[چاه زمزم]] نگهداری<ref>التاریخ القویم، ج4، ص140.</ref> و از آن در مواردی چون شست‌وشوی کعبه، نصب [[پرده کعبه|پرده]]، تعمیرات و مراسم مربوط به گسترش‌های [[حرم]] استفاده می‌شد. به گفته کردی، ورود به کعبه در طول سال به ندرت به بیش از 15 مورد می‌رسید.<ref>التاریخ القویم، ج2، ص441.</ref>
=== پلکان خارجی امروزی ===
حاکمان سعودی در سال ۲۰۰۰م در [[مراسم شستن کعبه]]، با همراهی تعدادی از هیئت‌های اسلامی حاضر در [[حج]]، پلکان خارجی جدیدی از چوب ساج با طول ۵۶۵ سانتی‌متر، ارتفاع ۴۸۰ سانتی‌متر، عرض ۱۸۸ سانتی‌متر و وزن ۶.۵ هزار کیلوگرم افتتاح کردند که با ۲۴ باطری کار می‌کند و به‌طور خودکار کنترل می‌شود. همچنین این پلکان، دارای یک مخزن آب برای شستن کعبه و مخزن آب تهویه مطبوع است.<ref>[https://www.almowaten.net/2022/08/%D9%85%D9%88%D8%A7%D8%B5%D9%81%D8%A7%D8%AA-%D8%B3%D9%84%D9%85-%D8%A7%D9%84%D9%83%D8%B9%D8%A8%D8%A9-%D8%A7%D9%84%D9%85%D8%B4%D8%B1%D9%81%D8%A9/ «مواصفات سلم الكعبة المشرفة»]، سایت المواطن.</ref>
== گالری ==
<gallery>
پرونده:پلکان قدیمی کعبه.jpg|بندانگشتی|تصویری از پلکان قدیمی کعبه
پرونده:نمایی دیگر از پلکان خارجی کعبه.jpg|بندانگشتی|نمایی دیگر از پلکان خارجی کعبه
پرونده:نمایی از پلکان جدید کعبه.jpg|بندانگشتی|تصویری از پلکان جدید کعبه
پرونده:نمایی از انتقال پلکان ورودی.jpg|بندانگشتی|تصویری از انتقال پلکان ورودی
پرونده:مشخصات پلکان جدید.jpg|بندانگشتی|مشخصات پلکان جدید
پرونده:تعمیر نردبان خارجی کعبه.jpg|بندانگشتی|تعمیر نردبان خارجی کعبه
پرونده:انتقال پلکان ورودی کعبه.jpg|بندانگشتی|انتقال پلکان ورودی کعبه
پرونده:امکانات پلکان جدید.jpg|بندانگشتی|امکانات پلکان جدید
</gallery>
== جستارهای وابسته ==
* [[پرده کعبه]]
* [[در کعبه]]
==پانویس==
{{پانویس}}
==منابع ==
{{منابع}}
{{دانشنامه
| آدرس = http://hzrc.ac.ir/post/7558
| عنوان = پلکان کعبه
| نویسنده = ابوالفضل ربانی
}}
*'''اتحاف الوری''': عمر بن محمد بن فهد (درگذشت 885ق.)، به کوشش عبدالکریم، مکه، جامعة‌ام القری، 1408ق.
*'''اخبار مکه''': الازرقی (درگذشت 248ق.)، به کوشش رشدی الصالح، مکه، مکتبة الثقافه، 1415ق.
*'''الامالی''': الطوسی (درگذشت 460ق.)، قم، دار الثقافه، 1414ق.
*'''پلکان کعبه''': ابوالفضل ربانی، دانشنامه حج و حرمین شریفین، ۱۳۹۲ش.
*'''تاریخ الاسلام و وفیات المشاهیر''': الذهبی (درگذشت 748ق.)، به کوشش عمر عبدالسلام، بیروت، دار الکتاب العربی، 1410ق.
*'''تاریخ عمارة المسجدالحرام''': فوزیه حسین مطر، مکه، جامعة‌ام القری، 1406ق.
*'''التاریخ القویم''': محمد طاهر الکردی، به کوشش ابن دهیش، بیروت، دار خضر، 1420ق.
*'''دلائل النبوه''': البیهقی (درگذشت 458ق.)، به کوشش عبدالمعطی، بیروت، دار الکتب العلمیه، 1405ق.
*'''رحلة ابن بطوطه''': ابن بطوطه (درگذشت 779ق.)، به کوشش التازی، الرباط، المملکة المغربیه، 1417ق.
*'''رحلة ابن جبیر''': محمد بن احمد (درگذشت 614ق.)، بیروت، دار مکتبة الهلال، 1986م.
*'''سفرنامه ناصر خسرو''': ناصر خسرو (درگذشت 481ق.)، تهران، زوّار، 1381ش.
*'''شفاء الغرام''': محمد الفاسی (درگذشت 832ق.)، به کوشش گروهی از علما، بیروت، دار الکتب العلمیه، 1421ق.
*'''مفرحة الانام فی تاسیس بیت الله الحرام''': زین العابدین بن نورالدین حسینی، به کوشش عمار عبودی نصار، تهران، مشعر، 1428ق.
*'''منائح الکرم''': علی بن تاج الدین السنجاری (درگذشت 1125ق.)، به کوشش المصری، مکه، جامعة‌ام القری، 1419ق.
* '''[https://www.almowaten.net/2022/08/%D9%85%D9%88%D8%A7%D8%B5%D9%81%D8%A7%D8%AA-%D8%B3%D9%84%D9%85-%D8%A7%D9%84%D9%83%D8%B9%D8%A8%D8%A9-%D8%A7%D9%84%D9%85%D8%B4%D8%B1%D9%81%D8%A9/ «مواصفات سلم الكعبة المشرفة»]'''، سایت المواطن، تاریخ درج مطلب: ۲۴ مرداد ۱۴۰۱ش، تاریخ بازدید: ۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۳ش.
{{پایان}}
{{پایان}}
==مقاله‌های مرتبط==
{{کعبه}}

نسخهٔ ‏۱۲ ژوئیهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۰۳:۰۵

مشکلات مذهبی ایرانیان در حج

بخشی از دشواری‌های حج ایرانیان از مسائل مربوط به راه حج و دشواری‌های حاصل از اوضاع سیاسی، در بخش‌های پیشین این مقاله گذشت. این‌گونه مشکلات اختصاص به ایرانیان نداشت و مسلمانان دیگر سرزمین‌ها نیز با چنین دشواری‌هایی روبه‌رو بودند. مشکل ویژه ایرانیان، مشکلات مذهبی بود که پس از فراگیری مذهب تشیع در پی تشکیل دولت صفوی در سده دهم ق. پیش روی آنان قرار گرفت. از این دوران، اختلاف‌های مذهبی مردم ایران با حاکمان عثمانی و مردم حجاز در موارد بسیار به آزار و حتی کشتار ایرانیان می‌انجامید. معمولاً آنچه بیشتر به این اختلاف‌ها دامن می‌زد، دشمنی سیاسی میان حکومت ایران و عثمانی بود.[۱] میزان تعصبات دینی در حجاز به‌اندازه‌ای بود که شایعاتی همچون اعتقاد شیعیان به نجس کردن کعبه در میان مردم رواج یافته بود.[۲] این اتهام چند بار دستاویز کشتار شیعیان قرار گرفت. برای نمونه، به سال ۱۰۸۸ق. پیدا شدن آلودگی همانند نجاست بر دیوار کعبه، بهانه‌ای به دست متعصبان داد تا برخی شیعیان حاضر در مسجدالحرام را به گونه‌ای دردناک با سنگ و چوب بکشند.[۳] در این رخداد، یکی از دانشوران ایرانی مجاور مکه به نام محمد مؤمن استرآبادی نیز کشته شد.[۴] از دیگر دانشوران ایرانی که در این دوران کشته شدند، زین‌العابدین فرزند نورالدین بود.[۵] یک بار نیز یکی از دانشوران ایرانی‌تبار ساکن مکه به جرم دفاع از تشیع در مجلس درس، با این‌که قاضی حکم به برائت او داده بود، به دست متعصبان به قتل رسید.[۶] به سال ۱۱۴۳ق؛ که شیعیان ایرانی دیرتر از موسم به مکه رسیدند و ناچار شدند تا سال آینده در مکه بمانند، برخی مردم مکه با همکاری نیروهای نظامی به بهانه آلوده‌ساختن حرم بر آنان شوریدند و آن‌ها را از شهر بیرون راندند.[۷] این‌گونه رفتارها نه تنها مردم عادی و دانشوران را آزار می‌داد، بلکه گریبان بزرگان سیاسی را نیز می‌گرفت. دولت عثمانی نگران تلاش‌های جاسوسی حاجیان ایرانی بود، به ویژه اگر این حاجیان از بزرگان سیاسی ایران بودند.[۸] معصوم بیگ که مدتی مقام وکالت شاه تهماسب را داشت، به سال ۹۷۶ق. نزدیک مکه همراه برخی نزدیکانش به دست راهزنان کشته شد.[۹] شائبه سیاسی بودن این قتل درمنابع دوران صفوی آمده[۱۰] و امروزه نیز برخی محققان، قتل او را کاری سیاسی دانسته‌اند. گویا مقام‌های عثمانی هدف سفر او را شوراندن گروه‌هایی از جامعه بر ضد دولت عثمانی می‌دانسته‌اند.[۱۱] محمدهاشم پسر شاه نورالدین که در پی مشکلات سیاسی دربار به حج رفت و در مسجدالحرام به دلیل درگیری با اهل سنت کشته شد، نمونه‌ای دیگر از این موارد است.[۱۲] از مواردی که در مکه برای حاجیان شیعه مشکل ساخت، مسئله اختلاف در رؤیت هلال ماه ذی‌حجه بود که به اختلاف در زمان عید قربان و وقوف میان شیعه و سنی می‌انجامید. شیعیان بر پایه مبانی فقهی در حکم رؤیت هلال باید به دانشوران شیعه اقتدا می‌کردند و در موارد فراوان، حکم دانشوران شیعه با علمای سنی حجاز متفاوت بود. معمولاً دانشوران اهل سنت حلول هلال ماه ذی‌حجه را یک روز زودتر از علمای شیعه اعلان می‌کردند. این موضوع از دوران صفویه باعث گرفتاری حاجیان ایرانی بود. در سال‌هایی که احتمال وقوع حج اکبر می‌رفت، یعنی روز عرفه هم‌زمان با روز جمعه بود، مشکلات حاجیان ایرانی بیشتر می‌شد؛ زیرا این شائبه در میان بود که حاکمان سنی مذهب مکه تمایل داشتند حلول ماه را با یک روز اختلاف اعلان کنند تا روز عرفه با جمعه هم‌زمان شود؛ زیرا در سال حج اکبر حضور حاجیان بسیار بیشتر می‌شد و منافع مالی فراوان در پی داشت.[۱۳] این مشکل از دوره صفویه تا روزگار معاصر ادامه داشت. به سال ۱۲۶۰ق. حاجیان ایرانی برای این‌که بتوانند یک روز بیشتر در عرفات بمانند، ۵۰۰ غازی به شریف مکه پرداختند که از حاجیان گردآوری شد.[۱۴] گاه نیز بدون دریافت پول، اجازه وقوف شیعیان در عرفات یک روز پس از دیگران داده می‌شد.[۱۵] معمولاً در صورت وجود یکی از بزرگان دولت ایران در کاروان حج، امکان وقوف در غیر روز اعلان شده از سوی اهل سنت برای حاجیان ایرانی فراهم می‌شد. به سال ۱۲۷۹ق؛ که حسام‌السلطنه، یکی از بزرگان قاجار، به حج رفت و بسیار مورد احترام شریف مکه قرار گرفت، به دستور حسام‌السلطنه، حاجیان شیعه یک روز پس از اهل سنت اعمال حج را انجام دادند و کسی اعتراضی نکرد.[۱۶] این مشکل در دوران پهلوی نیز ادامه داشت. در دوران حکومت آل‌سعود در عربستان، اجازه وقوف حاجیان شیعه در غیر وقت اعلان شده داده نمی‌شد. به سال ۱۳۷۱ق. آیت‌الله سیدابوالقاسم کاشانی به حج رفت و در نامه‌ای به پادشاه سعودی درخواست کرد تا اجازه وقوف ایرانیان با یک روز اختلاف در عرفه داده شود. این درخواست با مخالفت سرسختانه پادشاه عربستان روبه‌رو و موجب ناراحتی آیت‌الله کاشانی شد.[۱۷] با فتوای دانشوران شیعه از جمله آیت‌الله بروجردی درباره درستی اعمال حج در صورت عمل به اعلان رسمی حکومت عربستان در رؤیت هلال، از اختلاف در این زمینه کاسته شد.[۱۸] مشکلات شیعیان در مکه و مدینه به این‌جا ختم نمی‌شد. حاجیان ایرانی در انجام اعمال مذهبی خود به ویژه در زیارت آزادانه حرم و مزارهای امامان در مدینه با دشواری فراوان روبه‌رو بودند. آنان با ورود به حجاز ناچار بودند نماز به روش شیعیان را تعطیل و بر شیوه تقیه، به امامان دیگر مذاهب اقتدا کنند. حتی گاه که دشمنی با شیعه اوج می‌گرفت، ایرانیان لباس عربی یا ترکی می‌پوشیدند.[۱۹] وضعیت برخورد با ایرانیان و شیعیان در مدینه بسیار بدتر از مکه بود و حاجیان شیعی برای زیارت بقیع و حتی مسجدالنبی آزادی نداشتند. در سفرنامه‌های قاجاری، بیش از هر چیز از رفتار بسیار بد مردم مدینه با شیعیان و ایرانیان گلایه شده است. مردم مدینه جان و مال ایرانیان را حلال می‌دانستند و اگر فرصتی می‌یافتند، در ضرب و شتم و حتی کشتار ایرانیان کوتاهی نمی‌کردند.[۲۰] حاجیان ایرانی حتی نمی‌توانستند در مسجد مدینه بسیار توقف کنند و معمولاً از مسجد رانده می‌شدند.[۲۱] خادمان حرم نیز با ایرانیان بسیار بد رفتار می‌کردند و به بهانه‌های گوناگون آنان را به چوب می‌بستند؛ تا جایی که آن‌ها ناچار بودند در میان دیگر گروه‌ها به حرم بروند.[۲۲] همچین برای زیارت قبرهای بقیع نیز از حاجیان پول می‌گرفتند.[۲۳] این مشکلات معمولاً وجود داشت؛ اما گاه نیز در سفرنامه‌های ایرانی دوران قاجار از آسایش ایرانیان در انجام اعمال مذهبی بدون نیاز به تقیه به ویژه در مکه سخن رفته است. یکی از عوامل رفتار بهتر مکیان، حمایت شریف مکه از شیعیان و به ویژه ایرانیان بود. چنان‌که پیشتر اشاره شد، شرفای مکه در برابر ایرانیان رفتاری احترام‌آمیز داشتند و برای جلب نظر بزرگانی که به حج می‌آمدند، با شیعیان خوش‌رفتاری می‌کردند.[۲۴]

دوران پهلوی

در دوران پهلوی نیز اختلاف مذهبی وهابیان با ایرانی‌ها برای حاجیان ایرانی مشکل‌ساز بود. در عصر پهلوی اول، در پی بهبود روابط ایران و عربستان به سال ۱۳۰۸ش. گزارش‌هایی از بدرفتاری مأموران حکومت سعودی با حاجیان ایرانی به ایران ارسال می‌شد. حتی به سال ۱۳۰۹ش. کمیسیونی در ایران برای بررسی شکایات حاجیان در این زمینه تشکیل گشت.[۲۵] بدترین این رخدادها چنان‌که دیدیم، به قتل یکی از حاجیان ایرانی به بهانه آلودن مسجدالحرام به سال ۱۳۲۲ش؛ و قطع رابطه سیاسی و تعطیلی چند ساله حج ایرانیان انجامید. به سال ۱۳۲۷ش؛ که حاجیان ایرانی پس از چند سال دیگر بار به حج رفتند، مأموران سعودی باز هم دو تن از ایرانیان را به اتهام اهانت به مسجدالحرام دستگیر کردند که با دخالت امیرالحاج ایران آزاد شدند.[۲۶] برخوردهای مذهبی با ایرانیان در سال‌های دیگر نیز ادامه یافت؛ از جمله به سال ۱۳۴۰ش. میان حاجیان ایرانی و خادمان مسجد نبوی برخوردی صورت گرفت که به دستگیری ۳۶ تن از حاجیان انجامید.[۲۷] از دوران پهلوی، دانشوران مذهبی ایران و مسؤولان برگزاری حج کوشیدند تا با آموزش از میزان برخوردهای ایرانیان با متعصبان حجاز بکاهند. از سال ۱۳۲۷ش. مسؤولان حج با تهیه جزوات و مذاکره با روحانیانی که در میان حاجیان بودند، سفارش کردند تا حاجیان از کارهای تحریک‌کننده خودداری ورزند. در این سال‌ها، کارهایی مانند استفاده حاجیان از مهر در نماز و بوسیدن ضریح مسجد پیامبر و خواندن زیارت برای قبور بقیع، مورد اختلاف بود. در صورت بوسیدن دیوارها، خادمان حرمین حاجی را به باد کتک می‌گرفتند. حاجیان ایرانی نمی‌توانستند بلند اذان بگویند و در محل اقامت خود در مدینه این موضوع را رعایت می‌کردند. آنان معمولاً برای زیارت بقیع نیز محدودیت داشتند و باید در وقت مشخص از قبور دیدن می‌کردند. دانشوران شیعه ایران در این دوران، برای از میان بردن عوامل اختلاف میان ایرانیان و سنی‌های وهابی می‌کوشیدند؛ از جمله بسیاری از دانشوران بزرگ که در حج حاضر بودند، در نماز جماعت مسجد شرکت می‌کردند.[۲۸][۲۹][۳۰] یکی از کارهای دانشوران ایران در این زمینه، صدور فتاوی دینی بود که مسائل مورد اختلاف را حل می‌کرد.[۳۱]

پس از انقلاب اسلامی

اختلاف‌های مذهبی پس از انقلاب اسلامی نیز ادامه داشت و گاه درگیری‌هایی میان مردم ایران با نیروهای امنیتی عربستان صورت می‌گرفت که البته هیچ‌گاه دامنه‌ای گسترده نیافت. بازرسی افراد و بارهایشان در فرودگاه هنگام ورود به جده و گرفتن کتاب‌های مذهبی ویژه شیعه از زائران،[۳۲] پیش‌گیری از زیارت آزادانه بقیع،[۳۳] بدرفتاری مأموران سعودی با ایرانیان به دلیل برگزاری مناسک ویژه شیعه در حرم پیامبر و بقیع[۳۴] و… از موارد معمول در این دوران است. گاه نیز توهین به شیعیان و اعتقادات آنان در نمازهای جماعت و نماز جمعه بر زبان خطیبان جاری شده است.[۳۵][۳۶][۳۷] پس از انقلاب اسلامی تلاش مسؤولان ایرانی برای کاستن از اختلاف‌های حاجیان ایرانی و مسؤولان عربستان ادامه داشته است. بخشی از این تلاش‌ها از راه ارتباط‌های دیپلماتیک صورت گرفته و بخشی نیز با آموزش حاجیان ایرانی برای پرهیز از کارهای مورد اختلاف میان شیعه و سنی انجام شده است. عالمان شیعه با صدور فتواهایی کوشیده‌اند تا از مشکلات حاجیان ایرانی بکاهند. از مسائل یاد شده در فقه امروز شیعی، لزوم تقیه مداراتی برای پیش‌گیری از درگیری میان ایرانیان و شرطه عربستان در موسم حج است. قبول نظر دولت عربستان در مسئله رؤیت هلال، تأکید بر استحباب شرکت در نماز جماعت در مساجد عربستان، درستی نماز در صورت استفاده نکردن از مهر، و حتی تحریم اعمالی که موجب وهن شیعیان و بروز اختلاف شود، از فتواهایی است که مراجع تقلید شیعه در این زمینه صادر کرده‌اند.[۳۸]

پانویس

  1. نک: صفویه در عرصه دین فرهنگ و سیاست، ج2، ص827-828.
  2. تاریخ مکه، ص422.
  3. منائح الکرم، ج4، ص488.
  4. وقایع السنین، ص534؛ خلاصة الاثر، ج3، ص432-433؛ صفویه در عرصه دین فرهنگ و سیاست، ج2، ص839.
  5. ریاض العلماء، ج2، ص399.
  6. نیل المنی، ج2، ص763-764.
  7. تاریخ مکه، ص422.
  8. صفویه در عرصه دین فرهنگ و سیاست، ج2، ص828.
  9. تکملة الاخبار، ص131؛ خلاصة التواریخ، ج1، ص559-560.
  10. جواهر الاخبار، ص232؛ تاریخ عالم‌آرای عباسی، ج1، ص161.
  11. نک: تاریخ حج‌گزاری ایرانیان، ص106-110.
  12. تذکره صفویه کرمان، ص469؛ تاریخ حج‌گزاری ایرانیان، ص111.
  13. صفویه در عرصه دین فرهنگ و سیاست، ج2، ص835-836؛ پنجاه سفرنامه، ج4، ص106.
  14. به سوی‌ام القری، ص245.
  15. تذکرة الطریق، ص93؛ نک: حرفی از هزاران که‌اندر عبارت آمد، ص121-122.
  16. سفرنامه مکه حسام السلطنه، ص118-120.
  17. میقات حج، ش43، ص67، «سفر حج مرحوم آیت‌الله کاشانی.
  18. با من به خانه خدا بیایید، ص7؛ خسی در میقات، ص64.
  19. حدیث قافله‌ها، ص111؛ نک: سفرنامه میرزا محمد حسین فراهانی، ص199.
  20. حدیث قافله‌ها، ص110؛ سفرنامه مکه معظمه، ص170-171.
  21. تذکرة الطریق، ص123؛ حدیث قافله‌ها، ص111.
  22. به سوی‌ام القری، ص249.
  23. به سوی‌ام القری، ص249؛ حدیث قافله‌ها، ص111.
  24. سفرنامه میرزا محمد حسین فراهانی، ص237؛ پنجاه سفرنامه، ج1، ص625-626؛ ج7، ص294؛ سفرنامه حاج ایاز خان قشقایی، ص148.
  25. روابط سیاسی ایران و عربستان، ص69-70.
  26. مجله خواندنی‌ها، سال9، ش3، ص2؛ ش4، ص8.
  27. با من به خانه خدا بیایید، ص217-218.
  28. مجله خواندنی‌ها، سال9، ش2، ص27، «مصاحبه با نخستین حاجی ایرانی.
  29. میقات حج، ش51، ص178-179، «خاطرات سرپرست حجاج در سفر حج سال 1327ش.»؛ خاطرات وحید، ش7، ص37، «مقدمات عزیمت مکه.
  30. با من به خانه خدا بیایید، ص213، 229.
  31. با من به خانه خدا بیایید، ص159-160.
  32. یار کجاست، ص20-21؛ در حریم کعبه، ص141؛ میقات حج، ش15، ص155، «حج 75 از دیدگاه نماینده محترم ولی فقیه و امیر الحاج.
  33. یار کجاست، ص52؛ نک: راهی به سوی خدا، ص282؛ حج 27، ص104.
  34. میقات حج، ش18، ص172، «نامه رئیس سازمان حج و زیارت به وزیر حج عربستان.
  35. میقات حج، ش30، ص71، «مصاحبه با آیت‌الله‌هاشمی رفسنجانی.
  36. ش18، ص172، «نامه رئیس سازمان حج و زیارت به وزیر عربستان.
  37. ش15، ص154؛ شنیدنی‌های سفر حج، ص93.
  38. میقات حج، ش30، ص151-175، «تقیه مداراتی.

منابع