کاربر:Gholampour/صفحه تمرین2: تفاوت میان نسخهها
Gholampour (بحث | مشارکتها) بدون خلاصۀ ویرایش |
Gholampour (بحث | مشارکتها) بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۲: | خط ۲: | ||
== از صفویه تا قاجار == | == از صفویه تا قاجار == | ||
پس از رسمیشدن تشیع در دوره صفویه، ایرانیان علاوه بر دشواریهای معمول سفر حج، با آزارهای مذهبی ناشی از اختلاف با عثمانیان و مردم حجاز روبهرو شدند.<ref>نک: صفویه در عرصه دین فرهنگ و سیاست، ج2، ص827-828.</ref> شایعاتی مانند نجسکردن کعبه به شیعیان نسبت داده میشد<ref>تاریخ مکه، ص422.</ref> و گاه به کشتار آنان، از جمله در سال ۱۰۸۸ق<ref>منائح الکرم، ج4، ص488.</ref> و شهادت محمدمؤمن استرآبادی،<ref>وقایع السنین، ص534؛ خلاصة الاثر، ج3، ص432-433؛ صفویه در عرصه دین فرهنگ و سیاست، ج2، ص839.</ref> زینالعابدین فرزند نورالدین<ref>ریاض العلماء، ج2، ص399.</ref> و دیگر دانشوران ایرانی شیعه<ref>نیل المنی، ج2، ص763-764.</ref> انجامید. در ۱۱۴۳ق نیز گروهی از شیعیان به بهانه آلودگی از مکه اخراج شدند.<ref>تاریخ مکه، ص422.</ref> | |||
برخی شخصیتهای سیاسی ایرانی نیز به اتهامهای سیاسی یا درگیریهای مذهبی آسیب دیدند؛ مانند معصومبیگ که مدتی وکالت شاه تهماسب را برعهده داشت<ref>صفویه در عرصه دین فرهنگ و سیاست، ج2، ص828؛ تکملة الاخبار، ص131؛ خلاصة التواریخ، ج1، ص559-560؛ جواهر الاخبار، ص232؛ تاریخ عالمآرای عباسی، ج1، ص161؛ نک: تاریخ حجگزاری ایرانیان، ص106-110.</ref> و محمدهاشم فرزند شاه نورالدین که به دلیل مشکلات سیاسی دربار به حج رفت و در مسجدالحرام به دلیل درگیری با اهل سنت کشته شد.<ref>تذکره صفویه کرمان، ص469؛ تاریخ حجگزاری ایرانیان، ص111.</ref> همچنین اختلاف در رؤیت هلال ذیحجه که منجر به تفاوت در زمان عید و وقوف بهویژه در سالهای حج اکبر (که روز عرفه همزمان با روز جمعه بود) میشد، از مشکلات مهم حاجیان شیعه بود.<ref>صفویه در عرصه دین فرهنگ و سیاست، ج2، ص835-836؛ پنجاه سفرنامه، ج4، ص106.</ref> | |||
شیعیان در انجام اعمال مذهبی خود بهویژه در زیارت حرم و مزارهای امامان در مدینه نیز با محدودیت روبهرو بودند؛ گاه ناچار به تقیه، اقتدا به امامان اهل سنت و حتی تغییر پوشش عربی یا ترکی میشدند.<ref>حدیث قافلهها، ص111؛ نک: سفرنامه میرزا محمد حسین فراهانی، ص199.</ref> وضعیت ایرانیان در مدینه سختتر بود؛ محدودیت در زیارت بقیع و مسجدالنبی، بدرفتاری و تهدید جانی و مالی ایرانیان،<ref>حدیث قافلهها، ص110؛ سفرنامه مکه معظمه، ص170-171.</ref> اخراج حاجیان ایرانی از مسجدالنبی،<ref>تذکرة الطریق، ص123؛ حدیث قافلهها، ص111.</ref> آزار توسط خادمان حرم<ref>به سویام القری، ص249.</ref> و پرداخت پول برای زیارت بقیع از مهمترین مشکلات آنان بود.<ref>به سویام القری، ص249؛ حدیث قافلهها، ص111.</ref> | |||
مشکل ویژه ایرانیان، مشکلات مذهبی بود که پس از فراگیری مذهب تشیع در پی تشکیل دولت صفوی در سده دهم ق. پیش روی آنان قرار گرفت. از این دوران، اختلافهای مذهبی مردم ایران با حاکمان عثمانی و مردم حجاز در موارد بسیار به آزار و حتی کشتار ایرانیان میانجامید. معمولاً آنچه بیشتر به این اختلافها دامن میزد، دشمنی سیاسی میان حکومت ایران و عثمانی بود.<ref>نک: صفویه در عرصه دین فرهنگ و سیاست، ج2، ص827-828.</ref> | مشکل ویژه ایرانیان، مشکلات مذهبی بود که پس از فراگیری مذهب تشیع در پی تشکیل دولت صفوی در سده دهم ق. پیش روی آنان قرار گرفت. از این دوران، اختلافهای مذهبی مردم ایران با حاکمان عثمانی و مردم حجاز در موارد بسیار به آزار و حتی کشتار ایرانیان میانجامید. معمولاً آنچه بیشتر به این اختلافها دامن میزد، دشمنی سیاسی میان حکومت ایران و عثمانی بود.<ref>نک: صفویه در عرصه دین فرهنگ و سیاست، ج2، ص827-828.</ref> | ||
میزان تعصبات دینی در حجاز بهاندازهای بود که شایعاتی همچون اعتقاد شیعیان به نجس کردن [[کعبه]] در میان مردم رواج یافته بود.<ref>تاریخ مکه، ص422.</ref> این اتهام چند بار دستاویز کشتار شیعیان قرار گرفت. برای نمونه، به سال ۱۰۸۸ق. پیدا شدن آلودگی همانند نجاست بر دیوار کعبه، بهانهای به دست متعصبان داد تا برخی شیعیان حاضر در [[مسجدالحرام]] را به گونهای دردناک با سنگ و چوب بکشند.<ref>منائح الکرم، ج4، ص488.</ref> در این رخداد، یکی از دانشوران ایرانی مجاور مکه به نام محمد مؤمن استرآبادی نیز کشته شد.<ref>وقایع السنین، ص534؛ خلاصة الاثر، ج3، ص432-433؛ صفویه در عرصه دین فرهنگ و سیاست، ج2، ص839.</ref> از دیگر دانشوران ایرانی که در این دوران کشته شدند، زینالعابدین فرزند نورالدین بود.<ref>ریاض العلماء، ج2، ص399.</ref> یک بار نیز یکی از دانشوران ایرانیتبار ساکن مکه به جرم دفاع از تشیع در مجلس درس، با اینکه قاضی حکم به برائت او داده بود، به دست متعصبان به قتل رسید.<ref>نیل المنی، ج2، ص763-764.</ref> به سال ۱۱۴۳ق؛ که شیعیان ایرانی دیرتر از موسم به مکه رسیدند و ناچار شدند تا سال آینده در مکه بمانند، برخی مردم مکه با همکاری نیروهای نظامی به بهانه آلودهساختن حرم بر آنان شوریدند و آنها را از شهر بیرون راندند.<ref>تاریخ مکه، ص422.</ref> | میزان تعصبات دینی در حجاز بهاندازهای بود که شایعاتی همچون اعتقاد شیعیان به نجس کردن [[کعبه]] در میان مردم رواج یافته بود.<ref>تاریخ مکه، ص422.</ref> این اتهام چند بار دستاویز کشتار شیعیان قرار گرفت. برای نمونه، به سال ۱۰۸۸ق. پیدا شدن آلودگی همانند نجاست بر دیوار کعبه، بهانهای به دست متعصبان داد تا برخی شیعیان حاضر در [[مسجدالحرام]] را به گونهای دردناک با سنگ و چوب بکشند.<ref>منائح الکرم، ج4، ص488.</ref> در این رخداد، یکی از دانشوران ایرانی مجاور مکه به نام محمد مؤمن استرآبادی نیز کشته شد.<ref>وقایع السنین، ص534؛ خلاصة الاثر، ج3، ص432-433؛ صفویه در عرصه دین فرهنگ و سیاست، ج2، ص839.</ref> از دیگر دانشوران ایرانی که در این دوران کشته شدند، زینالعابدین فرزند نورالدین بود.<ref>ریاض العلماء، ج2، ص399.</ref> یک بار نیز یکی از دانشوران ایرانیتبار ساکن مکه به جرم دفاع از تشیع در مجلس درس، با اینکه قاضی حکم به برائت او داده بود، به دست متعصبان به قتل رسید.<ref>نیل المنی، ج2، ص763-764.</ref> به سال ۱۱۴۳ق؛ که شیعیان ایرانی دیرتر از موسم به مکه رسیدند و ناچار شدند تا سال آینده در مکه بمانند، برخی مردم مکه با همکاری نیروهای نظامی به بهانه آلودهساختن حرم بر آنان شوریدند و آنها را از شهر بیرون راندند.<ref>تاریخ مکه، ص422.</ref> | ||