متن و ترجمه

شرح واژگان

واژه «قضاء» در اصل به چندین معنا مانند حتمى شدن، فارغ شدن، به اتمام رساندن و ادا نمودن آمده است، كه در حقيقت همه آنها به «تمام نمودن كار» باز مى‌گردد.[۱] به باور طبرسی، مفسّر شیعه، این واژه در قرآن به چند وجه به كار رفته است؛[۲] از جمله به معنای فارغ شدن از كار در آیه ﴿فَإِذٰا قَضَيْتُمُ الصَّلاٰةَ فَاذْكُرُوا اللّٰهَ ﴾(نساء: ١٠٣) ب. خلاق: خلاق از ريشه خَلْق به معناى نصيب است. ۴ برخى از ارباب لغت گفته‌اند: خلاق به معناى حظ، نصيب و صلاح است. ۵ بعضى اين قيد نيز بدان افزوده‌اند كه خلاق به معناى حظ وافر از خير مى‌باشد. ۶ نكته‌اى توجه بدان لازم است اين كه اين واژه در قرآن كريم تنها درباره نصيب در قيامت به كار رفته است. ١ و اين كه برخى از لغت شناسان قرآنى، اين واژه را به فضيلت اكتسابى از اخلاق معنا نموده‌اند، ٢ بسا به همين معنا باشد، زيرا كفار در آخرت هيچ فضيلتى ندارند.

چشم‌انداز

محتوا

پانویس

  1. ↑ لسان العرب، ذیل واژه قضی.
  2. ↑ مجمع‌البیان، ج۱، ص۳۶۲.

منابع

این مقاله برگرفته از کتاب درسنامه تفسیر آیات حج، محمد فاکر میبدی، قم، حوزه نماینگی ولی‌فقیه در امور حج و زیارت، مؤسسه علمی فرهنگی دار الحدیث، سازمان چاپ و نشر، ۱۳۸۷ش. است.