زِیدیه، فرقه‌ای از شیعه است که به زید بن علی، فرزند امام زین‌العابدین(ع)، نسبت داده می‌شود و در قرن دوم هجری شکل گرفته است. زیدیه زید را امام می‌دانند و بر این باورند که تنها کسی می‌تواند امام باشد که علیه ستمگران قیام کند. این فرقه دارای چندین شاخه است، از جمله جارودیه و سلیمانیه، که در تاریخ دوام نیاوردند.

زیدیه در اندیشه کلامی به حسن و قبح عقلی اعتقاد دارند و امامت را تنها برای سه امام اول، علی، حسن و حسین(ع) به صورت نص می‌پذیرند. در فقه زیدیه، حج دارای شرایط خاصی است و فقیهان معاصر زیدی نسبت به وضعیت سیاسی حاکم بر حرمین انتقاد دارند. زیدیه در تاریخ خود در مکه و مدینه نقش فعالی داشته‌اند، اما از قرن هشتم به بعد نفوذ آن‌ها کاهش یافته و در دوران سلطه عثمانی، حمایت از زیدیه محدود شد.

زید بن على

زِیدیه منسوب به زید فرزند امام زین العابدین(ع) است. قول مشهور در تاریخ ولادت و شهادت او از سال 80قمری تا 122 قمری و عمر او به مدت 42 سال است.[۱] زید در نوشته‌های دانشمندان امامیه ستوده شده[۲] و روایاتی در تمجید او وجود دارد.[۳] از زید آثار علمی در فقه و تفسیر باقی مانده است.[۴]

پیدایش زیدیه

تاریخ پیدایش زیدیه، به قرن دوم هجرى باز می گردد. زیدیه پس از شهادت امام حسین(ع)، زید بن علی را امام می دانند و امام زین العابدین(ع) را تنها پیشواى علم و معرفت می شمارند؛ نه امام به معناى رهبر سیاسى و زمامدار اسلامى، زیرا یکى از شرایط امام از نظر آنان، قیام مسلحانه علیه ستمگران است.[۵] گروه های زیدی، تا قرن چهارم قیام‌های متعددی را شکل دادند[۶] و حکومت‌هایی در طبرستان[۷]، یمن[۸] و مغرب اقصا[۹] تشکیل دادند.

فرقه های زیدیه

زیدیه دارای فرقه هایی است که هر کدام منتسب به افراد شاخص خود هستند. مشهورترین آنها عبارت اند از: جارودیه[۱۰]، سلیمانیه[۱۱]، صالحیه و ابتریه.[۱۲] فرقه هاى مزبور در تاریخ زیدیه دوام نیافتند.[۱۳]

اندیشه ها و آراء کلامی

زیدیه در مباحث کلامی علاوه بر نقل، از عقل نیز بهره گرفته  و از نظر کلامى نیز با شیعه هماهنگ اند و مهم ترین اصل را - که همان حسن و قبح عقلى است - قبول دارند.[۱۴] زیدیه صفات ذاتی خدا را، عین ذات او می دانند و صفات زائد بر ذات را، به شدت رد کرده اند.[۱۵] به اعتقاد آنان غرض از خلقت انسان ها و بیان تکالیف، بهره مندی از پاداش الهی بوده[۱۶] و ایمان را علاوه بر معرفت (به خدا) و اقرار زبانی (به توحید و نبوت)، مشتمل بر عمل به همه واجبات و اجتناب از محرمات می دانند.[۱۷] زیدیه از مختار بودن انسان دفاع کرده اند و قدرت انسان را مؤثر در پیدایش فعل دانسته اند.[۱۸]

امامت از دیدگاه زیدیّه

زیدیه تنها درباره امامت سه امام اول، علی، حسن و  حسين علیهم‌السلام قائل به نص‌اند و  آن را به صورت آشکار می‌دانند.[۱۹] اما به نظر آنها بعد از امام حسين(ع)، هر فرد از نسل حضرت فاطمه(س) که دارای شرايط (شجاعت، علم، ورع) باشد و قیام کند و فراخوان به بيعت دهد، امام است.[۲۰] از اين رو آنها قائل به  امامت زيد بن علی(ع) هستند زيرا او ضد ستمگران قيام کرد.[۲۱] بنابراين زيديه در تثبيت امامت، افزون بر نص، به قيام و دعوت باور دارند.[۲۲] معمولا زيديه قائل به عصمت امام نيستند.[۲۳] همچنین به نظر آنها  دو نفر می‌توانند همزمان دارای امامت باشند.[۲۴]

حج و حج گزاری در فقه زيديه

بر اساس آموزه‌های فقهی زيد بن علی و مجتهدان زيديه، حج مشروط به حصول شرايط خاص و واجب فوری است.[۲۵] به نظر زيديه احرام، وقوف در عرفه و طواف زيارت از اركان حج است كه بدون آن حج به درستی انجام نمی‌شود. اوقات حج در مذهب زيديه شوال، ذی القعده و ده روز اول ذی الحجه است. احرام، طواف قدوم، سعی بين صفا و مروه و حلق و تقصير نيز اركان عمره به عنوان سنتی مؤکد است.[۲۶]

در خصوص موضع گيري فقيهان معاصر زيدی نسبت به مسائل حج و حرمين بايد يادآوری کرد که آنها از وضعيت سياسی–اجتماعی حاكم بر مسجد الحرام و سيطره آل سعود ناراضی‌اند و نقدهای تندی بر رفتار آل سعود دارند.[۲۷]

زيديان و حرمین

زيديه در نخستين مراحل شکل‌گيری، مدافع قيام هایی بودند که در مکه يا مدينه به رهبری برخی از شخصيت‌های منسوب به اهل بيت(ع) بر پا می‌شد.[۲۸]

حاکمان زیدی در مکه

شرفای مکه که سده‌ها (از قرن چهارم تا قرن چهاردهم قمری) بر مکه حکومت داشتند، از نوادگان امام حسن(ع) و بر مذهب زيديه بودند و حکومتشان موجب رونق فعاليت‌های تبليغی زيديان در حجاز شد.[۲۹] گزارش داده‌اند که زيدی مذهبان در جشن‌های مخصوص اعياد مذهبی در مکه، در کنار پيروان ديگر مذاهب، فعال بوده‌اند.[۳۰]

بنابر گزارشی در سال 497 قمری زیدیه دارای جایگاه اختصاصی برای اقامه نماز جماعت در اوقات شبانه روز در مسجدالحرام بودند.[۳۱] در سال 578قمری اذان زیدی (شامل ذکر حي علي خير العمل) بر پا بوده است.[۳۲] گزارش‌ها حاکی از کاهش نفوذ زیدیه از قرن هشتم قمری است.[۳۳] از قرن دهم به بعد منابع متعددی تغییر مذهب شریفان مکه به اهل سنت را گزارش کرده‌اند.[۳۴]

در عصر سلطه عثمانی بر حرمين، به دليل دشمنی زيديان با حکومت عثمانی در يمن، نفوذ زيديان در مکه از ميان رفت و شرفای مکه نيز سعی می‌کردند به شکل علنی از زيديان حمايت نکنند. بدين ترتيب در برخی سال‌ها حج گزاری زيديان يمنی با محدوديت از سوی شرفای مکه همراه شد و جمعيت زيديان مکه به مذهب حنفی که مورد حمايت شيعيان بود درآمدند.[۳۵]

ادامه حیات در یمن

در سال 284 قمری حکومت زيدی به رهبری الهادی الي الحق در يمن برپا شد.[۳۶] در قرن پنجم شريف محمد بن جعفر حسنی که مورد حمايت صلیحیان اسماعیلی مذهب یمن (حک439-532ق.) بود، از 455 تا 487 بر مکه و نيز مدينه حکمرانی کرد و  اذان شيعی در عهد او برقرار بود اما از گزارشهای مختلف بر مي آيد که سلطان آلپ ارسلان سلجوقی در462قمری در ازای حمايت و کمک مالی به او،  خواستار ترک شعار اذان زيدی شد.[۳۷] در قرن یازدهم قمری گزارش‌ها حکایت از آمدن محمل يمن به مکه، نخستين بار در 980 و سپس در 1049 قمری با همراهی امام وقت زيديان دارد.[۳۸]

از سده سوم قمری زیدیه با فراز و فرودهایی مداوما در یمن مستقر بوده و با حرمین و حاکمان آن در تعامل بود.[۳۹] امروزه نیز جمعیت قابل توجهی از جمعیت یمن را زیدیه تشکیل می‌دهند[۴۰] در سال 1435قمری/2014میلادی انقلاب حوثی‌ها با حمایت بسیاری از گروه‎ها و قبایل یمن صورت گرفت که به دنبال آن جنبش انصارالله یمن رقم خورد.[۴۱]

جستارهای وابسته

پانویس

  1. ↑ اعیان الشیعة، ج7، ص107؛ الزیدیة، ص65.
  2. ↑ الارشاد، ص171.
  3. ↑ اعیان الشیعة، ج7، ص108.
  4. ↑ درسنامه فرق و مذاهب کلامی، ص53.
  5. ↑ الزیدیة، ص298.
  6. ↑ انساب الاشراف، ج3، ص352 – 355؛ ج5، ص 135؛ البدايه و النهايه، ج11، ص5-6؛ تاريخ ابن خلدون، ج1، ص250-253، ج4، ص6-17 و 282.
  7. ↑ معجم البلدان، ج4، ص14، 474؛ تاريخ الاسلام، ج11، ص12-13.
  8. ↑ تاريخ ابن خلدون، ج4، ص142-144.
  9. ↑ احسن التقاسيم مقدسي، ص238؛ تاریخ ابن خلدون ج4، ص50؛ علوم انساني دانشگاه الزهرا(س)، ش55، ص73 - 106 «مذهب ادريسيان»،
  10. ↑ فرق الشیعة، ص67- 70.
  11. ↑ اشعری، مقالات الاسلامیین، ترجمه دکتر محسن مؤیدی، ص41؛ اسفرائینی، التبصیر فی الدین، ص28.
  12. ↑ اسفرائینی، التبصیر فی الدین، ص28؛ شهرستانی، الملل و النحل، ج1، ص 159-160.
  13. ↑ الزیدیه، ص86
  14. ↑ الزیدیه، ص209 و 216-217
  15. ↑ اسفراینی، التبصیر فی الدین، ج1، ص35؛ حنفی، نقد الزیدیة للمذاهب الکلامیة، ص55.
  16. ↑ نقد الزیدیة، ص229.
  17. ↑ صبحی، الزیدیة، ص156.
  18. ↑ اسفراینی، التبصیر فی الدین، ج1، ص63؛ حنفی، نقد الزیدیة للمذاهب الکلامیة، ص181 ،188 و218.
  19. ↑ الاربعين في اصول الدين، ج2، ص255 - 256؛ اشراق اللاهوت في نقد شرح الياقوت، ص483؛ اصول الايمان، ص222؛ نصیرالدین طوسی، قواعد العقاید، ص125-126؛ شهرستانی، الملل و النحل، ج1، ص154- 155.
  20. ↑ تلخيص المحصل، ص416-417؛ الاربعين في اصول الدين، ج2، ص 268؛ موسوعه مصطلحات الامام الفخر الرازي، ص93،415، 453.
  21. ↑ الملل و النحل، ج1، ص155 -156.
  22. ↑ ارشاد الطالبين الي نهج المسترشدين، ص337.
  23. ↑ ابکار الافکار في اصول الدين، ج5، ص198؛ الاربعين في اصول الدين، ج2، ص 263.
  24. ↑ تلخيص المحصل ص461-462.
  25. ↑ منسك الحج و العمرة، الکسبی، ص 4؛ المنسك الحجّ و العمره، صلاح بن احمد، ص 3-7؛ مسند زيد بن علی، ص 220.
  26. ↑ منسك الحج و العمرة، قاسم صلاح عامر، ص4-6؛ المنسك الحج والعمره، صلاح بن احمد، ج1، ص6 – 7.
  27. ↑ الاعتصام، ش 11، ص13 -14، «وضعية المسجد الحرام فی ظل حكم آل سعود».
  28. ↑ الارشاد في معرفه حجج الله علي العباد، ج2، ص212.
  29. ↑ مسالک الابصار في ممالک الامصار، ج4، ص55-56.
  30. ↑ تذکره بالاخبار، ص112؛ رحله ابن بطوطه ج1، ص402.
  31. ↑ نثر الدر المکنون من فضائل اليمن الميمون، ص14-16.
  32. ↑ رحله ابن جبير، ص70.
  33. ↑ العقد الثمين، ج4، ص108؛ ج6، ص313؛ غايه المرام، ج2، ص96؛ اتحاف الوری، ج4، ص411 و ج3، ص685؛
  34. ↑ تحصيل المرام، ج2، ص786-788؛ نک: ميقات حج، ش22، ص68«تاريخ تشيع در مکه و جبل عامل و حلب»؛ تاريخ مکه از آغاز تا دولت شرفاي مکه، ص445-446.
  35. ↑ صفحات من تاريخ مکه، ج1، ص 234؛ ترحال في الجزيره العربيه، ج1، ص 288
  36. ↑ تاريخ ابن خلدون، ج4، ص142-144.
  37. ↑ تاريخ ابن خلدون، ج3، ص581؛ العقد الثمين، ج1، ص440؛ الکامل في التاريخ ج10، ص61.
  38. ↑ موسوعه العتبات المقدسه، ج2، ص294.
  39. ↑ تاریخ فرق اسلامی، ج2، ص75-78؛ تاریخ زیدیه در قرن دوم و سوم هجری، ص236؛ زیدیه تاریخ و عقاید، ص85.
  40. ↑ اطلس شیعه، ص465-466.
  41. ↑ جنبش انصارالله یمن، ص230-238.

منابع

  • اعیان الشیعة، احمد امین، بیروت، دار المعارف، بی تا.
  • فرق الشیعة حسن بن موسی نوبختی، قم، انتشارات مکتبة المفید، 1388ق.
  • الزیدیه، احمد محمود صبحی، بیروت، دار النهضة العربیة، 1411ق.
  • انساب الاشراف، احمد بن يحيی البلاذری، بيروت، دار الفکر، ‌1417‌ق.
  • البداية و النهاية في التاريخ، اسماعيل بن عمر بن کثير، بيروت، دار الفکر، 1407ق.
  • تاريخ ابن خلدون، عبدالرحمان ابن خلدون، بيروت، دار الفکر، 1408ق.
  • معجم البلدان، ياقوت حموی، بيروت، دار صادر، 1995م.
  • احسن التقاسيم في معرفة الاقاليم، محمد بن احمد المقدسی، قاهره، مکتبه مدبولی، 1411ق.
  • تاريخ الاسلام و وفيات المشاهير و الاعلام، محمد بن احمد الذهبی، بيروت، دار الکتاب العربي، 1410ق.
  • الملل و النحل، محمد بن عبد الکریم شهرستانی، قم، الشریف الرضی، 1364ش.
  • مقالات الاسلامیین و اختلاف المصلین، ابوالحسن اشعری، بیروت، المکتبة العصریة، 1411ق.
  • التبصیر فی الدین، ابوالمظفر اسفرائنی، بیروت، عالم الکتب، 1411ق.
  • نقد الزیدیة للمذاهب الکلامیة، امام حنفی، قاهره، مکتبة الثقافة الدینیة، 2006م.
  • الأربعين في أصول الدين‏، فخر الدين رازى، قاهره‏، مكتبة الكليات الأزهرية، 1986م.
  • إرشاد الطالبين إلى نهج المسترشدين، فاضل مقداد، قم، كتابخانه مرعشى‏، 1405ق.
  • الارشاد في معرفة حجج الله علي العباد، محمد شیخ مفید، بيروت، دار المفيد، 1414ق.
  • إشراق اللاهوت في نقد شرح الياقوت، عميد الدين عبيدلى، تهران‏، ميراث مكتوب‏،1381ش.
  • اصول الایمان، عبد القاهر بغدادى، بيروت‏، دار ومكتبة الهلال‏، 2003م.
  • الاعتصام(ماهنامه)، یمن، رابطه علماء الیمن، 2016م.
  • تلخیص المحصل المعروف بنقد المحصل، محمد نصیر الدین الطوسی، بیروت، دارالاضواء، 1405ق.
  • رحلة ابن جبير، محمد بن احمد ابن جبير، بيروت، دار مكتبة الهلال، 1986م.
  • نثر الدرّ المكنون من فضائل اليمن الميمون، محمد بن على‏ اهدلى، مصر، مطبعه زهران‏، بی‌تا.
  • تاریخ فرق اسلامی، حسین صابری، تهران، سازمان سمت، 1383ش.
  • اطلس شیعه، رسول جعفریان، تهران، سازمان جغرافیایی نیروهای مسلح، 1387ش.
    این مقاله برگرفته از کتاب درسنامه فرق و مذاهب کلامی است.