کاربر:Mo.ali.rezapour/صفحه تمرین۱
شاه عباس اول ...
معرفی
...
جایگاه
شاهعباس اول در سال 1032 قمري فاتحانه وارد عراق شد و چون قصد داشت عراق را به یک سرزمین یکدست شیعی تبدیل کند، در تعظیم و تکریم عتبات شیعی بسیار کوشيد. شیعیان تحت محبت و عنایت شاه بزرگ قرار داشتند؛ چنانکه در ماه مبارک رمضان کل شیعیان ممالک از تکالیف دیوانی معاف شدند.[۱]
زیارت حرم امام رضا(ع)
پس از به قدرت رسیدن شاه عبّاس اول، که آغاز عصر جدیدی در سلسلة صفویه بود، زیارت نیز مانند سایر مراسم شیعی مورد توجه قرار گرفت. شاه عبّاس اول بر خلاف سایر شاهان صفوی، که در جریان سفر نظامی و یا گشت و شکار به شهرهای مذهبی و زیارتی هم میرفتند، زیارت اماکن مقدّس مذهبی را لازم میدانست و بارها به قصد زیارت، از پایتخت خود، اصفهان، خارج شد.[۲]
نخستین سفر زیارتی شاه عبّاس اول در سال 996-997ق به شهر مشهد، مقارن با آغاز سلطنت او بود. وی در این سفر، علاوه بر زیارت آستان قدس رضوی، مدتی برای مقابله با حملات ازبکها، در خراسان ماند و برای مناطقی که به تصرّف ازبکان در نیامده بود، حاکمانی تعیین نمود. (افوشتهای، 1383،[۳] ص313-314) ده سال پس از این سفر، در سال 1007ق، شاه عبّاس پس از یورش ازبکان، که ویرانی زیادی در خراسان و مشهد به بار آورده بود، به زیارت حرم حضرت علی بن موسیالرضا رفت.[۴]
در 25 ذیحجه، چون شعشعة نیّر عالمافروز گنبد مبارک، که مهبط تجلّیات انوار الهی خورشید مثال است، درخشیدن آغاز نمود، پیاده گردیده و از آنجا با جهان جهان اخلاص و عالم عالم نیازمندی، برهنه پای و گشاده پیشانی طی مسافت فرموده، در کمال شوق به روضة مطهّره رسیده، به لوازم دعا و زیارت پرداخته، آستانة مقدّسه را به غایت بیسامان و از قنادیل طلا و نقره خالی یافتند و از حلی و زیور ایّام قزلباش سوای محجر طلا چیزی نمانده بود. (ترکمان، 1378،[۵] ص911-912)
با توجه به این وضعیت، شاه عبّاس برای سروسامان دادن به امور، منصب حکومت مشهد را به یوسفخان، ولد اغلان چگنی داد و دستور ایجاد بیوتات، شربتخانه، و مطبخ را صادر و غازی سلطان تربتی را به عنوان متولّی و میرمحمّد جعفر و ملامحمّدکاظم را به عنوان مدرّس آستان قدس رضوی تعیین کرد. (منجّم یزدی، 1366،[۶] ص171 و 185) شاه عبّاس در جریان همین سفر، منصب خادم باشیگری آستان قدس رضوی را به عنوان یک پست مهم، به خود اختصاص داد. (ترکمان، 1378، ص962) وی بار دیگر در اول صفر 1008ق، به قصد زیارت به خراسان رفت و در نزدیکی شهر مشهد، به احترام امام رضا از اسب پیاده شد و بقیة راه را پیاده رفت، و مدت 65 روز، یعنی تمام زمستان آن سال را در مشهد بود و هر شب و هر روز به دعا، زیارت و خدمت در حرم امام هشتم مشغول بود. (ترکمان، 1378، [۷]ص962/ منجم یزدی، 1366،[۸] ص195)
در سال 1009ق، در حالی که حکومت داخلی صفویه تثبیت شده و قوای ازبک سرکوب شده بود، شاه عبّاس مشهورترین سفر زیارتی خود را انجام داد.[۹] وی در این سفر، مسافت کاخ سلطنتی عالیقاپو در میدان نقش جهان اصفهان تا شهر مشهد و حرم رضوی را در عرض 28 روز، پیاده طی کرد. وی در جریان این سفر، دستور داد هر یک از مقامات و امرای دربار و دولت و خویشاوندان، که مایل به همراهی او در این راه هستند، میتوانند سواره بیایند؛ زیرا نذر او برای رفتن به زیارت با پای پیاده شامل حال دیگران نمیشود. (ترکمان، 1378،[۱۰] ص982-983)
شاه عبّاس پس از رسیدن به مشهد، در ماههای رجب، شعبان و رمضان در این شهر ساکن شد و در مراسم مذهبی این ایّام از جمله لیالی قدر در حرم رضوی حاضر گردید و در کنار شبزندهداری، امور مربوط به خدمه، مثل جارو کشیدن فرشها و خاموش کردن شمعها را برای نشان دادن اخلاص و سرسپردگی شخصاً انجام میداد. (ترکمان، [۱۱]1378، ص983-984) (شاملو،[۱۲] 1371، ج1، ص183-184)
این سفر نه تنها موجب توجه به آبادانی و رونق مشهد و حرم رضوی و افزایش نفوذ دینی و اقتدار سیاسی دولت صفوی در مرزهای شرقی شد، بلکه به دلیل آنکه شاه عبّاس مثل سایر شاهان صفوی، از طرف پدر، خود را از نسل امام هفتم، حضرت موسی بن جعفر، و از طرف مادر از نسل حضرت علی میدانست، زیارت خویشاوند مقدّس وی، موجب تقویت باور عمومی مردم در منسوب بودن شاهان صفوی به سلسلة سادات، دادن مقام تقدّس به شاه عبّاس و بیانگر کمال اعتقاد و ارادت وی به امام هشتم میگردید.[۱۳]
شاه عبّاس در دوران حکومت 42 سالة خود، چندین بار دیگر به قصد سفر زیارتی به شهر مشهد رفت؛ از جمله، در 1011ق، از راه کویر و بیابانک که با استقبال حاکم ترشیز و اقامت دوازده روز در حرم رضوی همراه بود. (منجّم یزدی، 1366،[۱۴] ص238-239) در سال 1016ق، پس از پیروزیهای داخلی و خارجی به مشهد رفت (ترکمان،[۱۵] 1378، ص1328) و در جریان همین سفر بود که مقرّر کرد هر کس همراه او میآید مایحتاجش در همة منازل مهیّا باشد و هر کس اسبش خسته شد به او یک اسب تازه نفس بدهند، دهکدهای را در راه دامغان از مال و خراج معاف و آن را یکسره نذر و وقف زوّار امام رضا کرد، دو دروازة حرم را نوسازی کرد و تغییر داد و آب چشمهای را برای رفاه حال مردم در حرم جاری ساخت. (منجّم یزدی،[۱۶] 1366، ص328-329)
سفرهای مکرّر شاه عبّاس اول به خراسان در کنار ارادت شخصی وی به امام رضا، که ناشی از زندگی دوران کودکی و نوجوانی وی در مشهد و بهرهبرداری اجتماعی و مذهبی وی از این سفرها، به سبب رقابت و جنگ دایمی با عثمانیها و سرازیر شدن سیل زوّار ایرانی به عتبات بود، دلایل سیاسی ـ اقتصادی هم داشت.[۱۷]
هر سال تعداد زیادی از ایرانیان برای زیارت عتبات عالیات ـ که پس از عهدنامة «آماسیه» رسماً از ایران جدا شده بود ـ و همچنین زیارت مکّه و مدینه از خاک عثمانی عبور میکردند و به لحاظ بعد مسافت، این مسافرتها عموماً به مدت دست کم شش ماه طول میکشید و زوّار ایرانی، بهویژه آنها که به سمت مکّه میرفتند، میبایست به منظور پرداخت عوارض، خرید نیازمندی طول سفر و یا پرداخت نذورات خود به حرم نبوی و مسجدالحرام و هزینة گمرک، به مأموران عثمانی از سکّههای طلا استفاده کنند. اما سکّههای طلا، که از مهمترین عوامل تدارک و تجهیز سپاهیان نوبنیاد شاه عبّاس بود، از ایران و قلمرو صفوی خارج و موجب تقویت قدرت مالی دولت ترکان عثمانی و تجهیز سپاهیان آنان میشد. بنابراین، شاه عبّاس سعی کرد با ساخت و ساز، ایجاد تسهیلات رفاهی مثل آبرسانی، ساخت کاروانسرا، ایجاد امنیت، سفرهای مکرّر، پیاده رفتن، تشویق شعرا به سرودن اشعاری در این زمینه، ترویج احادیث دربارة ثواب و فضیلت زیارت امام رضا و برابری آن با چند ده حج و نیز تأکید علما بر این مسئله با همراهی کردن شاه عبّاس در سفرهای زیارتی به خراسان، وضعیتی ایجاد کند که ایرانیان به جای رفتن به مکّه و مدینه، روانة مشهد شوند و سرمایههای خود، بهویژه سکّههای طلا را در داخل کشور هزینه کنند. شاه عبّاس برای اطمینان خاطر از عدم مسافرت ایرانیان به عربستان و عبور از قلمرو عثمانی، اعلام کرد: هر کس قصد سفر حج دارد باید مبلغ هنگفتی را شخصاً به شاه پیشکش کند تا اجازة سفر به وی داده شود. (کروسینسکی،[۱۸] 1363، ص25)[۱۹]
عتبات
شاه عبّاس برای آنکه محدودیتهای سفر زیارتی ایرانیان به عتبات عالیات جنوب بینالنهرین برداشته شود و با توجه به اختلافات عمیق اعتقادی و سیاسی با امپراتوری عثمانی و نشان دادن تعهد و تقیّد مذهبی خود نسبت به مقابر مطهّر ائمّة اطهار، نظر به آنکه بینالنهرین را به دلیل اشغال توسط شاه اسماعیل جزئی از قلمرو دولت صفوی تلقّی میکرد، در سال 1032ق، با لشکریان خود به این منطقه حمله کرد و پس از دو ماه جنگ و محاصره، جنوب بینالنهرین را تصرّف نمود و قوای عثمانی را بیرون راند (جنابذی،[۲۰]1378، ص887/ ترکمان، 1378،[۲۱] ص1655-1658) و به مدت یک ماه به منظور رسیدگی به امور مناطق تازه فتح شده در عراق ساکن شد.[۲۲]
همواره به سعادت زیارت مراقد متبرّکه کاظمین فایز گشته، خدمه و مستخدمین و عموم سکنه و مجاورین آن روضه خلد آئین را به صلات و صدقات نوازش فرمودند و به فرشها ملوّن و صندوقپوشهای مزیّن و غیرها زینت افزودند و بعد از انجام ضروریة بغداد، روی توجه به خاک پاک نجف اشرف آورده، در یک منزلی آستان ملایک پاسبان سلطان سریر ولایت، شاهنشاه کشور خلافت و امامت، امام المشارق و المغارب، اسدالله الغالب امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیهماالسلام) با جهان جهان شوق و عالم عالم اخلاص، پیاده قدم در راه نهاده، در کمال ذوق و وفوق شوق، طی مسافت نموده، به شرف خاکبوسی آن عتبة علّیه مشرّف گشته و تا ده روز در آن سدة سنیه به مراسم دعا و زیارت اقدام به خدمت جاروب کشی آن روضة بهشتآسا مشغول داشتند و به نظم و نسق آن سرکار فیض آثار قیام نمودند. (ترکمان،[۲۳] 1378، ص1667-1668)
شاه عبّاس علاوه بر خدمتگزاری و نظافت آستان مقدّس علوی، به امور دیگری هم پرداخت و دستور داد نهر آبی را که در زمان شاه اسماعیل حفر شده و پس از مدتی خشک شده بود، لایروبی و بازسازی کنند و مجدداً آب فرات را در نجف به جریان انداخت (ترکمان،[۲۴] 1387، ص1005-1006) و پس از اقامت ده روزه در نجف، به زیارت کربلا رفت و مسافت بین کربلا و نجف را در گرمای هوا، پیاده طی کرد و سپس به زیارت سامرّاء رفت و مال زیادی را به سادات مجاور حرم سامرّاء بخشید. (جنابذی،[۲۵] 1378، ص888)
شاه عبّاس یک سال پس از فتح جنوب بینالنهرین، در نوروز سال «سیچقان ئیل» ترکی، مطابق 1033ق، بار دیگر به این منطقه سفر کرد و ـ به ترتیب ـ به زیارت کربلا، نجف و کاظمین رفت و سپس به دلیل مصادف بودن ایام سفر با ماه رجب و آگاه شدن از احادیث صحیح دربارة ثواب عظیم زیارت امام حسین در ماه رجب، دوباره به کربلا بازگشت و از این شهر به زیارت سامرّاء و آستان عسکریین و مقام صاحب الزمان رفت و در این سفر هم مثل سفر قبلی، مبالغ هنگفتی را به عنوان صدقات، نذورات و هدایای گرانقیمت حرمهای ائمّة اطهار اهدا کرد. (ترکمان،[۲۶] 1378، ج3، ص1679-1680)
شاه عبّاس برای نشان دادن ارادت و معرفی خود به عنوان شاهی دیندار و توجه دادن مردم به زیارت اماکن مقدّس مذهبی داخل قلمرو صفوی، طی وقفنامهای جمیع جواهر و مرصّعآلات و نقرهآلات خود را بر نجف وقف کرد. (شاملو، [۲۷]1371، ص93-96)
وی بر این، جمیع املاک موروثی و مکتسب خود را به قیمت عادلة آن، که یکصدهزار تومان بود، به همراه خانههای بسیار عالی، قیصریه و چهار بازار دور میدان نقش جهان و حمّامهایی که در اصفهان ساخته بود، وقف حضرات عالیات چهارده معصوم نمود که وقفنامة آن را شیخ بهائی نوشت و تولیت آن در زمان حیات با خود شاه عبّاس و پس از وی با شاه وقت باشد. (ترکمان،[۲۸] 1378، ج2، ص1249-1252/ شاملو،[۲۹] 1371، ص186-196)
زیارت حضرت معصومه
شاه عبّاس در سال 1016ق، که ازسفر به اردبیل بازمیگشت، به قزوین و سپس به شهر قم رفت و سه روز به زیارت آستان حضرت معصومه مشغول بود. (منجّم یزدی،[۳۰] 1366، ص326، 367، 368، 423 و 424/ ترکمان،[۳۱] 1378، ج2، ص822، 1137، 1158، 1244، 1246، 1399، 1435؛ ج3، ص1520)
سفرهای زیارتی عتبات
پس از شاهطهماسب سلطنت به شاهعباس اول (996-1038ق) بزرگترین، نامدارترين و قدرتمندترين پادشاه صفوی رسيد. شاه عباس علاوه بر سياست تمرکزگرايي و تفکر حاکميتي و در کنار کليه اقداماتي که تحت عنوان اصلاحات انجام داد، خدمات سياسي و اجتماعي زيادي را براي گسترش تشيع انجام داد که از جمله آنها فرونشاندن فتنههاي داخلي، اخراج اوزبکان از بخشهاي مهم خراسان و پس گرفتن سرزمينهاي از دست رفته ايران و تجديد نظر در روابط خويش با دولت عثماني و مجهز نمودن قشون نظامي و حاکميت بر سرزمينهاي آزاد شده بود.[۳۲] وي از زیارتهای مکرر و پرآوازة خود از آستان مقدس امام رضا7 در شمال شرق ایران و همجوار با مرزهای ازبکان سنیمذهب و همچنین اماکن مقدس عراق و همجوار با دولت عثمانی بهرهبرداری سیاسی، فرهنگی و اعتقادی کند.[۳۳]
ميتوان گفت سفرهای زیارتی شاهان صفوی که با تأسیس این سلسله آغاز شده بود، در نتیجة پویایی و تحرک فوقالعادة شاهعباس اول به اوج رسید. شاهعباس اول ضمن آنکه خود مرتب به زیارت اماکن مقدس ایران بهویژه عتبة مطهر امام رضا7 میرفت، سایرین را نیز به این امر تشویق ميکرد و درواقع از کساني بود که فرهنگ زیارت را در جامعة شیعي ایران احیا و رایج کرد و به این طریق سبب جنبش و پویایی مذهب تشیع، بهبود وضع عالمان دینی، رونق اقتصادی و تجاری شهرهای مذهبی، گسترش سنت وقف، بهبود راهها و ساخت کاروانسرا شد. سفرهای زیارتی او با پای پیاده به حرم امام رضا7 مشهور است. بیشتر سفرهای زیارتی وي در غرب و شرق هرچند به انگیزههای نظامی و برای دفع معاندان ترک و ازبک در این مناطق بوده، جلوه و شکوه مذهبی يافته بود.[۳۴]
شاهعباس اول در آغاز سال 1033 قمري نیت زیارت آستانة حضرت علی7 در نجف را بهانة فتح عراق عرب قرار داد و موفق شد آن را فتح کند. او در مدت توقف در بغداد مرتب به زیارت مراقد کاظمین میرفت و به زیارت سامرا نیز مستعد شد؛ یک ماه پس از آن به زیارت نجف اشرف روی آورد و اشتیاق و شیفتگی فوقالعادة خود به اميرالمؤمنين7 را در تمام مسیر به نمایش گذاشت که مورخان عصر صفوی به شرح آن پرداختهاند. شاه در یکمنزلی حرم از اسب پیاده شد و «با جهان شوق و عالم با اخلاص پیاده قدم در راه نهاد و در کمال ذوق و وفور شوق طی مسافت نمود و به شرف خاکبوسی آن عتبة علیه مشرف شدند و تا ده روز در آن سدة سنیه به مراسم دعا و زیارت اقدام نموده، به خدمت جاروبهکشی آن روضة بهشتآسا مشغولی داشتند و به نظم و نسق آن سرکار فیضیآثار قیام نمود...».[۳۵].[۳۶]
شاه در مدت ده روز توقف در نجف خشوع و خضوع بیحد خود به آن حضرت را آشکار و «جمیع خدمه و مجاورین روضة مقدس و کل مستحفظین و عورات و ضعف خطة نجف را علی قدر مراتبهم با درارت و نذور و تصرفات نوازش فرموده و از آنجا احرام حریم ارض مقدس کربلا حایر مطهر حضرت شاه شهید اثاث ائمةالهدی خامس آل عبا بسته، متوجه طواف آن روضه ملائکه مطاف شدند».[۳۷]
زیارت شاهعباس از این اماکن مقدس یادآور زیارت جد او شاهاسماعیل اول است. شاهعباس اول در اين سفرها از هیچ چیز در این زمینه فروگذار نکرد و پس از گذراندن نوروز سال 1032 قمري در آستانة امام حسین7 در کربلا بار دیگر به نجف رفت و سپس برای زیارت امام حسين7 در ماه رجب به کربلا بازگشت.[۳۸].[۳۹]
توسعه عتبات
با ورود شاهعباس اول به عراق عرب بازسازی عتبات بار ديگر سرعت گرفت. با توجه به علاقة شدید شاهعباس به امیرالمؤمنین و آستانة آن حضرت در نجف طبیعی بود که بیشتر توجهات به این منطقه جذب شود. درواقع بنای اصلی نجف به دست او گذاشته شد؛ چنانکه در جایجای آن آثار یاد و خاطرهای از این شاه بزرگ ميتوان دید. در اين طرح بازسازي که توسط شیخ بهایی به انجام رسید، حرم مانند نگینی داخل صحن قرار گرفته است. اطراف حرم را رواقی به عرض دوازده زراع، و اطراف آن رواق حجرات ساختند و درهای بسیار نفیس خاتمکاریشدهاي بر آنها نصب کردند. قبة حرم تجدید بنا، و با کاشی زمردی منقوش و آراسته شد. چهار طرف داخل قبه را چهار ایوان شاهنشین قرار دادند، چهار ایوان حرم را با سنگ مرمر تزئین کردند و درِ چوبی قدیمی حرم را برداشتند و دری از نقره به جای آن گذاشتند.[۴۰] دو منارة عظیم سمت چپ و راست آن درب نقره در ایوان حرم بنا کردند. همچنین دو حوضخانه جهت وضو گرفتن زائران و کاروانسرایی بزرگ نزدیک صحن اما بیرون از آن جهت اقامت و استفادة زوار و نيز دارالشفا و مطبخ جهت آسایش زائران دور و نزدیک ساختند.[۴۱].[۴۲]
شاهعباس اول همچنين دستور داد ضریحهای فولادی باشکوهی بسازند که بر روی هر یک از صندوقهای ساختهشدة زمان شاهاسماعیل اول در کربلا، کاظمین و سامرا قرار گیرد و نيز دستور تعمیر و کاشیکاری آستانة مطهر امام حسین7 را صادر کرد.[۴۳]
پانویس
- ↑ نفيسي، بابک خرمالدين، ص32-33.
- ↑ «شاهان صفوی و زیارت»، ص۱۳۸.
- ↑ افوشتهای نطنزی، محمّد بن هدایتالله، نقاوة الآثار، به اهتمام احسان اشراقی، تهران، دانشگاه تهران، 1383.
- ↑ «شاهان صفوی و زیارت»، ص۱۳۹.
- ↑ ترکمان، اسکندر بیک، عالم آرای عبّاسی، تصحیح محمّداسماعیل رضوانی، تهران، دنیای کتاب، 1378.
- ↑ منجّم یزدی، ملّاجلال، تاریخ عبّاسی یا روزنامه ملّاجلال، به کوشش سیفالله وحیدنیا، تهران، وحید، 1366.
- ↑ عالم آرای عبّاسی
- ↑ تاریخ عبّاسی یا روزنامه ملّاجلال،
- ↑ «شاهان صفوی و زیارت»، ص۱۴۰.
- ↑ عالم آرای عبّاسی،
- ↑ عالم آرای عبّاسی،
- ↑ شاملو، ولی قلی بن داود قلی، قصص الخاقانی، تصحیح و پاورقی سیدحسن سادات ناصری، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، 1371.
- ↑ «شاهان صفوی و زیارت»، ص۱۴۱.
- ↑ تاریخ عبّاسی یا روزنامه ملّاجلال،
- ↑ عالم آرای عبّاسی،
- ↑ تاریخ عبّاسی یا روزنامه ملّاجلال،
- ↑ «شاهان صفوی و زیارت»، ص۱۴۱.
- ↑ کروسینسکی، تادوزیودا، سفرنامه کروسینسکی، یادداشتهای کشیش لهستانی عصر صفوی، ترجمة عبدالرزاق مفتون دنبلی، مقدّمه و تصحیح مریم میراحمدی، تهران، توس، 1363.
- ↑ «شاهان صفوی و زیارت»، ص۱۴۲.
- ↑ جنابذی، میرزا بیگ، روضة الصفویه، تهران، بنیاد موقوفات دکتر افشار، 1378.
- ↑ عالم آرای عبّاسی،
- ↑ «شاهان صفوی و زیارت»، ص۱۴۲. و ص۱۴۳.
- ↑ عالم آرای عبّاسی،
- ↑ عالم آرای عبّاسی،
- ↑ جنابذی، میرزا بیگ، روضة الصفویه، تهران، بنیاد موقوفات دکتر افشار، 1378.
- ↑ عالم آرای عبّاسی،
- ↑ قصص الخاقانی،
- ↑ عالم آرای عبّاسی،
- ↑ قصص الخاقانی،
- ↑ تاریخ عبّاسی یا روزنامه ملّاجلال،
- ↑ عالم آرای عبّاسی،
- ↑ لوئي بلان، زندگي شاه عباس اول، ترجمه وليالله شادروان، ص159.
- ↑ «جایگاه حرمین شریفین و عتبات عالیات در مناسبات صفویان و عثمانیان»، ص۳۵.
- ↑ «جایگاه حرمین شریفین و عتبات عالیات در مناسبات صفویان و عثمانیان»، ص۳۵.
- ↑ ترکمان، ذيل تاريخ عالمآراي عباسي، تصحيح سهيلي خوانساري، ص1005.
- ↑ «جایگاه حرمین شریفین و عتبات عالیات در مناسبات صفویان و عثمانیان»، ص۳۶.
- ↑ ترکمان، ذيل تاريخ عالمآراي عباسي، تصحيح سهيلي خوانساري، ص10۱۰.
- ↑ ترکمان، عالمآراي عباسي، تصحيح ايرج افشار، ص80.
- ↑ «جایگاه حرمین شریفین و عتبات عالیات در مناسبات صفویان و عثمانیان»، ص۳۶.
- ↑ آقاسيدعبدالله، لؤلؤ صدف في التاريخ النجف، ص60-61؛ کاظمي، «نجف در عصر شاهعباس اول»، نامه تاريخپژوهان، ص110.
- ↑ ناصرالدينشاه، شهريار جادهها، ص126.
- ↑ «جایگاه حرمین شریفین و عتبات عالیات در مناسبات صفویان و عثمانیان»، ص۴۷.
- ↑ ترکمان، ذيل تاريخ عالمآراي عباسي، تصحيح سهيلي خوانساري، ص94.
منابع
- بابک خرمالدين، نفيسي، سعيد، تهران، ثالث، 1387ش.
- منجّم یزدی، ملّاجلال، تاریخ عبّاسی یا روزنامه ملّاجلال، به کوشش سیفالله وحیدنیا، تهران، وحید، 1366.
- افوشتهای نطنزی، محمّد بن هدایتالله، نقاوة الآثار، به اهتمام احسان اشراقی، تهران، دانشگاه تهران، 1383.
- جایگاه حرمین شریفین و عتبات عالیات در مناسبات صفویان و عثمانیان، محمدی، رمضان، و محمدباقر خزائیلی، پژوهشکده حج و زیارت، بیتا.
- زندگي شاه عباس اول، لوئي بلان، لوسين، ترجمه وليالله شادروان، تهران، ساطير، 1375ش.
- ترکمان، اسکندر بیک، عالم آرای عبّاسی، تصحیح محمّداسماعیل رضوانی، تهران، دنیای کتاب، 1378.
- ذيل تاريخ عالمآراي عباسي، ترکمان، اسکندربيک، تصحيح سهيلي خوانساري، تهران، اسلاميه، 1371ش.
- جنابذی، میرزا بیگ، روضة الصفویه، تهران، بنیاد موقوفات دکتر افشار، 1378.
- کروسینسکی، تادوزیودا، سفرنامه کروسینسکی، یادداشتهای کشیش لهستانی عصر صفوی، ترجمة عبدالرزاق مفتون دنبلی، مقدّمه و تصحیح مریم میراحمدی، تهران، توس، 1363.
- «شاهان صفوی و زیارت»، ایزدی، حسین، شیعهشناسی، شماره ۳۹، پاییز ۱۳۹۱ش.
- شهريار جادهها، سفرنامه ناصرالدين شاه به عتبات، تهران، سازمان اسناد ملي ايران، 1372ش.
- شاملو، ولی قلی بن داود قلی، قصص الخاقانی، تصحیح و پاورقی سیدحسن سادات ناصری، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، 1371.
- لؤلؤ صدف في التاريخ النجف، آقاسيدعبدالله، [بيجا]، مهربان، 1379ش.
- «نجف در عصر شاهعباس اول»، کاظمي، مريم، نامه تاريخپژوهان، س6، ش24، 1389ش.