اخبار مکه (ابن شبه)

نسخهٔ تاریخ ‏۲۳ دسامبر ۲۰۱۷، ساعت ۱۹:۵۲ توسط Ahmad (بحث | مشارکت‌ها)

اخبار مکه، از کتاب‌های تاریخ محلی گمشده مکه، نوشته عمر بن شَبَّه (۱۷۳-۲۶۲ق)

اطلاعات کم درباره کتاب

آگاهی‌های چندانی از اخبار مکه به دست نیامده است. آنچه در دست است، تنها گزارش‌ها و نصوصی کوتاه درباره تاریخ و رخدادهای مکه است. گویا این کتاب تا اوایل سده دهم قمری، در دسترس تاریخ‌نگاران مکه بوده است؛ زیرا سَمهودی (درگذشت ۹۱۱ق) به گونه‌ای که نشان‌دهنده گزارش مستقیم و بی‌واسطه است، ‌گزارش‌هایی مختصر از آن آورده است.[۱]

نویسنده

ابوزید عمر بن شَبَّة بن عبیده نُمَیری از راویان و حافظان برجسته قرن سوم قمری است.[۲] شهرت وی به «شبه» از شهرت پدرش گرفته شده است. گفته‌اند: مادرش در کودکی او برایش ترانه‌ای می‌خوانده و شبّه خطابش می‌کرده است.[۳] عمر بن شبه در ۱۷۳ق، احتمالا در بصره زاده شد و در ۲۶۲ یا ۲۶۳ق در سامرا درگذشت.[۴] در آموختن تاریخ، مغازی، سیره، حدیث، فقه، ادب، شعر و نسب‌شناسی کوشا بود و آثار گوناگونش نشان می‌دهد که در علوم مختلف دست داشته است.[۵] آگاهی‌های گسترده‌او در حوزه ادب و شعر[۶] در منابعی مانند الاغانی اصفهانی، الاستیعاب ابن عبدالبر و نور المقتبس مرزبانی بازتاب یافته است. در عرصه تاریخ‌نگاری درباره مکه، مدینه، بصره، و کوفه و نگارش شرح حال شاعران و امیران و حاکمان این شهرها تحقیقاتی داشته است.[۷] از اندیشه کلامی و فقهی او چندان آگاهی در دست نیست. تنها درباره مخالفتش با اندیشه مخلوق بودن قرآن گزارش‌هایی روشن یافت می‌شود. پاره کردن کتاب‌ها و آتش زدن خانه وی و ناچار شدنش به سکوت و انزوا از پیامدهای این رویداد بود.[۸]

ابن شَبَّه به وثاقت، صداقت، عدالت و اعتبار وصف شده و بر خلاف استادش ابن زباله که مورد بی مهری رجالیان و اهل حدیث قرار گرفته است، از او با کلماتی احترام‌آمیز یاد شده است.[۹] مِزّی فهرستی بلند از استادان و شاگردان وی ارائه کرده است.[۱۰] محمد بن یحیی، معاویة بن هشام و ابوغَسان از استادان او و ابوبکر بن ابی‌الدنیا، ابوشُعَیب حرانی و احمد بن ابی‌طاهر طَیفور از شاگردان او بوده‌اند. بیشترین گزارش‌های ابن شبه از ابوغسان محمد بن یحیی کنانی، از یاران مالک بن انس است که آگاهی‌های بسیار از ‌اخبار و رخدادهای مدینه داشته است. این گزارش‌ها آن‌گاه که با واژه «قال» و «زعم» همراه شده، ممکن است از نوشته‌های ابوغسان باشد. حَمَد الجاسر با ارائه شواهدی، وجود این‌گونه نگاشته‌های تاریخی ابوغسان را تأیید می‌کند.[۱۱] برخی به درستی این ادعا را رد کرده و روایت‌های ابوغَسان را از حافظه و نقلی گفتاری دانسته‌اند.[۱۲] با این‌که ابن شبه از شاگردان ابن زباله[۱۳] از نخستین تاریخ‌نگاران مدینه است، در این کتاب، گزارش‌هایی اندک از او آورده است. (برای نمونه: ج۳، ص۱۰۱۸)

ابن شَبّه انبوهی از دانش و ‌گزارش تاریخی و ادبی را از دانشوران برجسته مدینه و مناطق دیگر فراگرفت. بازتاب این دانش در موسوعه‌هایی مانند الاغانی و الاستیعاب نشان دهنده ارج و اهمیت ‌گزارش‌های او است. وی در رخدادها و ستیزهای کلامی گرفتار شد و همراه دیگر محدثان و مخالفان نظریه خلق قرآن، وادار به خانه‌نشینی گشت.[۱۴]

ابن ندیم از دو اثر ابن شبه با عناوین کتاب مکه و امراء مکه نام می‌برد.[۱۵] وی در جای دیگر که از تاریخ خط و کتابت عربی سخن گفته، دانستنی‌های مهمی از کتاب مکه ابن شبه درباره تاریخ ‌نگارش عربی و آگاهی قریش از کتابت عربی آورده است.[۱۶]

محتوا

فَأسی (درگذشت ۸۳۲ق) اخبار مکه را دیده و آن را به کتاب اخبار مکه نوشته ازرقی و نیز کتاب اخبار مکه نوشته فاکهی همانند دانسته است.[۱۷] سَخاوی (درگذشت ۹۰۲ق) نیز در کتابشناسی آثار مربوط به مکه، از این کتاب نام برده و بدون اشاره به سخن فأسی، مدعی شده که وی از این اثر آگاهی نداشته است. در ‌گزارش سخاوی، دو نکته دیگر نیز هست: نخست اینکه ابن فهد نسخه‌ای در یک جلد از این کتاب دست‌نویس کرده و دیگر اینکه کتاب به شیوه و سبک دو کتاب اخبار مکه ازرقی و فاکهی ‌نگارش یافته است.[۱۸] عز بن فهد هم از آن در دو جا بهره گرفته است: یکی در موضوع حکمرانی عبدالله بن خالد بن اسید قُرَشی بر مکه و دیگری حکومت خالد بن عبدالله قسری بر همین شهر. [۱۹]
ابن حجر (درگذشت ۸۵۲ق) در زندگی‌نامه صحابه، از آگاهی‌های این کتاب بهره جسته و ۱۵ گزارش از آن آورده است. وی در این گزارش‌ها نام کتاب را اخبار مکه یا کتاب مکه ثبت کرده است.[۲۰] سَمهودی در وفاء الوفاء با موضوع مدینه و مکان‌های آن، در چند جا از اخبار مکه ابن شبّه ‌گزارش کرده است.[۲۱] نقل مستقیم ابن ظهیره (درگذشت ۹۸۶ق) از این کتاب نشانه‌ای تقریبا روشن از دسترسی وی به کتاب است.[۲۲] بر پایه این ‌گزارش‌ها، می‌توان موضوع کتاب اخبار مکه ابن شبّه را تاریخ مکه و وصف مکان‌ها، مساجد وکوه‌های مکه، سیره نبوی، کعبه، حدود حرم، و خانه‌ها و جغرافیای منازل مکه دانست.

پانویس

  1. ↑ وفاء الوفاء، ج۱، ص۱۲۵، ۱۲۷.
  2. ↑ تاریخ بغداد، ج۱۱، ص۲۰۸؛ سیر اعلام النبلاء، ج۱۲، ص۳۶۹.
  3. ↑ الفهرست، ص۱۲۵.
  4. ↑ وفیات الاعیان، ج۳، ص۴۴۰؛ شذرات الذهب، ج۳، ص۲۷۳-۲۷۴؛ البدایة و النهایه، ج۱۱، ص۳۰.
  5. ↑ الفهرست، ص۱۲۵؛ سیر اعلام النبلاء، ج۱۲، ص۳۷۰.
  6. ↑ وفیات الاعیان، ج۳، ص۴۴۰.
  7. ↑ معجم الادباء، ج۱۶، ص۶۰-۶۲.
  8. ↑ تاریخ بغداد، ج۱۱، ص۲۰۹.
  9. ↑ الجرح و التعدیل، ج۶، ص۱۱۶؛ تهذیب الکمال، ج۱۴، ص۹۱-۹۲.
  10. ↑ تهذیب الکمال، ج۱۴، ص۹۱-۹۲؛ نک: التحفة اللطیفه، ج۲، ص۳۴۰-۳۴۱.
  11. ↑ مجلة العرب، ج۴، ص۳۲۸، «مؤلفات فی تاریخ المدینه».
  12. ↑ حجاز در صدر اسلام، ص۴۷.
  13. ↑ نک: اخبار المدینه، ص۶۷.
  14. ↑ تاریخ بغداد، ج۱۱، ص۲۰۹.
  15. ↑ الفهرست، ص۱۲۵؛ نک: حجاز در صدر اسلام، ص۴۴۰.
  16. ↑ الفهرست، ص۸.
  17. ↑ العقد الثمین، ج۱، ص۱۰.
  18. ↑ الاعلان بالتوبیخ، ص۲۸۰.
  19. ↑ غایة المرام، ج۱، ص۶۱، ۲۱۱.
  20. ↑ الاصابه، ج۱، ص۴۵۷، ۶۰۳؛ ج۲، ص۳۳، ۲۰۹، ۴۷۵؛ ج۳، ص۴۵۱؛ ج۴، ص۶۳، ۲۶۶، ۳۵۶؛ ج۵، ص۹۹؛ ج۷، ص۱۹۹؛ تاریخ التراث العربی،، مج۱، ج۲، ص۲۰۵-۲۰۶.
  21. ↑ وفاء الوفاء، ج۱، ص۱۲۵، ۱۲۷، ۱۳۳؛ ج۴، ص۴۸۱.
  22. ↑ الجامع اللطیف، ص۲۵.

منابع

 محتوای این مقاله برگرفته شده است از: دانشنامه حج و حرمین شریفین مدخل اخبار مكه ابن شَبَّه.
  • الاصابه: ابن حجر العسقلانی (درگذشت ۸۵۲ق)، به کوشش علی محمد و دیگران، بیروت،‌دار الکتب العلمیه، ۱۴۱۵ق.
  • الاعلان بالتوبیخ: شمس الدین السخاوی (درگذشت ۹۰۲ق)، به کوشش فرانس روزنتال، بیروت،‌دار الکتب العلمیه.
  • تاریخ بغداد: الخطیب البغدادی (درگذشت ۴۶۳ق)، به کوشش عبدالقادر، بیروت،‌دار الکتب العلمیه، ۱۴۱۷ق.
  • تاریخ التراث العربی: فؤاد سزگین، ترجمه: فهمی، قم، مکتبة النجفی، ۱۴۱۲ق.
  • الجامع اللطیف فی فضل مکه: ابن ظهیره (درگذشت ۹۸۶ق)، به کوشش علی عمر، المکتبة الثقافیة الدینیه، ۱۴۲۳ق.
  • حجاز در صدر اسلام: صالح احمد العلی، ترجمه: آیتی، مشعر، ۱۳۷۵ش.
  • العقد الثمین فی تاریخ البلد الامین: محمد الفأسی (درگذشت ۸۳۲ق)، به کوشش فؤاد سیر، مصر، الرساله، ۱۴۰۶ق.
  • غایة المرام باخبار سلطنة البلد الحرام: عبدالعزیز بن فهد المکی (درگذشت ۹۲۰ق)، به کوشش شلتوت،‌دار المدنی، ۱۴۰۶ق.
  • الفهرست: ابن الندیم (درگذشت ۴۳۸ق)، به کوشش تجدد.
  • وفاء الوفاء: السمهودی (درگذشت ۹۱۱ق)، به کوشش السامرائی، مؤسسة الفرقان، ۱۴۲۲ق.