امارت مکه در دوره فاطمیان

نسخهٔ تاریخ ‏۲۰ سپتامبر ۲۰۲۶، ساعت ۰۸:۴۷ توسط Salar2 (بحث | مشارکت‌ها) (صفحه‌ای تازه حاوی «==امارت مکه در دوران فاطمیان== (حک: ۲۹۷-۵۶۷ق.) هم‌زمان با استقرار فاطمیان در مصر، مکه شاهد شکل‌گیری امارت اشراف (سادات) حسنی بود. جعفر بن محمد، از نوادگان حسن مثنی، در سال ۳۵۸ق. دست اخشیدیان را از مکه کوتاه کرد و با ذکر نام خلیفه فاطمی در خط...» ایجاد کرد)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)

امارت مکه در دوران فاطمیان

(حک: ۲۹۷-۵۶۷ق.) هم‌زمان با استقرار فاطمیان در مصر، مکه شاهد شکل‌گیری امارت اشراف (سادات) حسنی بود. جعفر بن محمد، از نوادگان حسن مثنی، در سال ۳۵۸ق. دست اخشیدیان را از مکه کوتاه کرد و با ذکر نام خلیفه فاطمی در خطبه، مکه را زیر حمایت فاطمیان مصر قرار داد.[۱] اگرچه در سال ۳۶۳ق. المعز فاطمی با بستن راه‌های کاروان حج عراق، نفوذ خود را تثبیت کرد، اما در سال ۳۶۷ق. امیر الحاج عراق موفق شد خطبه را به نام عضدالدوله دیلمی و خلیفه عباسی بخواند؛ هرچند این وضعیت دیری نپایید و نام خلیفه فاطمی در سال‌های پسین مجدداً در خطبه‌ها تکرار شد.[۲]

نفوذ فاطمیان بر اداره مکه

نفوذ فاطمیان در مکه بیش از عباسیان بود و نظام اداری اشراف را دگرگون ساخت. امیران مکه با تقلید از دربار فاطمی، مقاماتی همچون حاجب، ناظر بازار، محتسب، فرمانده سپاه، صاحب باب الامیر، قاضی و مسئول بیت‌المال را ایجاد کردند. این تغییرات با آداب و رسوم نمایشی مانند ایجاد گروه موسیقی (النوبه) در برابر قصرها و تشریفات خاص هنگام حرکت امیران همراه بود.[۳]

رقابت سیاسی و دیپلماسی اشراف

اهمیت راهبردی مکه به عنوان کانون مشروعیت‌بخش، باعث رقابت شدید دولت‌های همسایه از جمله فاطمیان، سلجوقیان و آل‌بویه برای تسلط بر حرمین شد. اشراف حسنی، ضمن برقراری ارتباط با هر دو کانون قدرت (عباسیان و فاطمیان)، معمولاً با تکیه بر کمک‌های مادی و نظامی فاطمیان، امنیت حرم و رفاه اهالی را تأمین می‌کردند. فاطمیان با ارسال منظم کاروان‌های حج، پرداخت مقرری به خادمان و ارسال جامه کعبه، برتری خود را حفظ کردند؛ چنان‌که امیر مکه ماهانه ۳۰۰۰ دینار به همراه خلعت از مصر دریافت می‌کرد.[۴] این نفوذ تا زمان روی کار آمدن سلجوقیان و ضعف داخلی فاطمیان در پی هجوم صلیبی‌ها ادامه داشت.[۵]

طبقات و امیران مکه

طبقه اول (آل جعفر): شامل جعفر بن محمد و فرزندانش عیسی و ابوالفتوح بود که امارت را زیر نظر فاطمیان اداره کردند. ابوالفتوح (۳۸۴-۳۹۰ق.) بر مدینه نیز چیره شد و به دستور الحاکم فاطمی، خانه امام جعفر صادق را بازرسی کرد. با درگذشت محمد شکر در ۴۵۳ق.، این دوره حدود یک سده به طول انجامید.[۶] طبقه دوم (سادات موسویون): پس از محمد شکر، امارت به غلام او و سپس به شاخه‌ای از سادات حسنی (سلیمانیون) رسید که تا سال ۴۵۵ق. قدرت را در دست داشتند.[۷] طبقه سوم (هواشم): از سال ۴۵۵ق. سادات هواشم قدرت را عهده‌دار شدند. در این دوره، امیران مکه تحت فشار یا ترغیب فاطمیان و سلجوقیان مدام سیاست خود را تغییر می‌دادند؛ برای نمونه در سال ۴۶۲ق. به نفع عباسیان و آلب ارسلان خطبه خواندند، اما اندکی بعد با قطع آذوقه توسط خلیفه فاطمی، به فاطمیان بازگشتند.[۸] این نوسانات سیاسی تا اواخر سلطنت ملکشاه سلجوقی ادامه یافت؛ اگرچه پس از پیروزی‌های سلجوقیان در شام (۴۷۹ق.) و هجوم سپاه آنان به حجاز، امیر مکه به سمت عباسیان متمایل شد، اما با مرگ ناگهانی ملکشاه و آشفتگی سلجوقیان، مکه مجدداً زیر نفوذ فاطمیان قرار گرفت که این روند تا روی کار آمدن ایوبیان ادامه داشت.[۹]

پانویس

  1. الارج المسکی، ص336؛ اتعاظ الحنفاء، ج1، ص225، 102-103.
  2. البدایة و النهایه، ج11، ص277؛ اتحاف الوری، ج2، ص406، 410، 415، 631؛ تاریخ ابن خلدون، ج4، ص130؛ سمط النجوم، ج4، ص211.
  3. تاریخ مکه، سباعی، ص272-273.
  4. تاریخ ابن خلدون، ج4، ص16؛ سفرنامه ناصر خسرو، ص105؛ نامه تاریخ‌پژوهان، سال1384ش، ش3، ص103؛ رقابت عباسیان و فاطمیان، ص14.
  5. رقابت عباسیان و فاطمیان، ص90.
  6. خلاصة الکلام، ص16؛ اتعاظ الحنفاء، ج2، ص118-119؛ تاریخ مکه، سباعی، ص200-201؛ تاریخ امراء البلد الحرام، ص128-134؛ امراء البلد الحرام، ص28-31.
  7. منائح الکرم، ج2، ص225؛ خلاصة الکلام، ص18؛ تاریخ امراء البلد الحرام، ص134.
  8. تاریخ ابن خلدون، ج4، ص132؛ اتحاف الوری، ج2، ص470-473؛ العقد الثمین، ج2، ص134-135.
  9. البدایة و النهایه، ج12، ص99؛ الکامل، ج10، ص158؛ تاریخ الاسلام، ج31، ص29؛ صبح الاعشی، ج4، ص275؛ نهایة الارب، ج23، ص249.