پرش به محتوا

آیه حج

از ویکی حج

آیه حج؛ نود و هفتمین آیه سوره آل‌عمران و دربردارنده تشریع وجوب حج است.

مضمون آیه

بر اساس این آیه، خداوند حج را بر کسانی واجب کرده که استطاعت آن را داشته باشند و هر کس از آن روی گرداند و ناسپاسی کند، خداوند از جهانیان بی‌نیاز است:

فِيهِ آيَاتٌ بَيِّنَاتٌ مَّقَامُ إِبْرَاهِيمَ ۖ وَمَن دَخَلَهُ كَانَ آمِنًا ۗ وَلِلَّـهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطَاعَ إِلَيْهِ سَبِيلًا ۚ وَمَن كَفَرَ فَإِنَّ اللَّـهَ غَنِيٌّ عَنِ الْعَالَمِينَ. [۱]
در آن، نشانه‌هايى روشن است [از جمله‌] مقام ابراهيم است؛ و هر كه در آن درآيد در امان است؛ و براى خدا، حج آن خانه، بر عهده مردم است؛ [البته بر] كسى كه بتواند به سوى آن راه يابد. و هر كه كفر ورزد، يقيناً خداوند از جهانيان بى‌نياز است.[۲]

آیات مربوط به حج و ارکان و احکام آن بسیارند و در سوره‌های قرآن پراکنده‌اند؛ اما آیه معروف به «آیه حجّ» که بسیاری از مفسران و دانش‌پژوهان از آن با همین تعبیر یاد کرده‌اند[۳] آیه 97 آل عمران/3 است. افزون بر این، برخی از مفسران و فقها از آیه 196 بقره/2[۴] و آیه 27 حجّ/22[۵] به آیه حجّ تعبیر کرده‌اند.

بر پایه برخی نقل‌ها، آخرین آیه‌ای که در مدینه پیش از حرکت پیامبر(ص) به سوی مکه برای انجام مناسک حج نازل شد، همین آیه حجّ بود.[۶] بر اساس نقلی دیگر، این آیه همراه دیگر آیات سوره آل عمران در سال سوم هجرت در مدینه نازل شد و پیامبر(ص) تا سال دهم هجرت به گزاردن حج توفیق نیافت.[۷]

معارف آیه

1. تشریع وجوب حج: مفسران درباره زمان تشریع وجوب حج بر یک نظر نیستند. برخی بر این باورند که وجوب حج در زمان ابراهیم7 تشریع شد؛ چنان‌که در آیه 27 حجّ/22 آمده است. ابراهیم7 مردم را به حج فراخواند و این وجوب تا روزگار بعثت پیامبر گرامی9 ادامه یافت[۸] و آیه {وَلِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ البَیتِ} همان وجوب را امضا کرد.[۹]‌ گروهی دیگر با این باور که سوره حج مکی است، دلالت آیه {وَأَذِّن فِی النَّاسِ بِالحَجِّ} (حجّ/22، 27) بر وجوب حج را مربوط به پیش از هجرت دانسته‌اند.[۱۰] برخی دیگر به دلیل نزول سوره آل عمران و آیه {وَلِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ البَیتِ} در سال سوم هجرت[۱۱]، تشریع وجوب حج را مربوط به همان سال دانسته‌اند. گروهی نیز نزول آیه 196 بقره/2 در سال ششم هجرت[۱۲] یا نزول آیه 96 آل عمران/3 را سبب وجوب حج دانسته‌اند[۱۳]؛ اما بسیاری از مفسران وجوب حج را مربوط به سال دهم[۱۴] با نزول آیه 97 آل عمران یا آیه 27 حج دانسته‌اند. روایت‌هایی از معصومان: نیز مؤید همین سخن است.[۱۵] برخی وجود لام در (لِلَّهِ} و کلمه {عَلَى} در آیه {وَلِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ البَیتِ} و نیز جمله خبریه و اسمیه بودن آن را موجب دلالت بر وجوب حج و تأکید بر آن دانسته‌اند.[۱۶] (← حجّ)

2. عمومیت خطاب: برخی بر عمومیت خطاب در آیه حج ادعای اجماع کرده‌اند؛ یعنی همگان اعم از مرد، زن، مومن و کافر را در بر می‌گیرد؛ اما به جهت عدم توجه تکلیف به صغیر، شامل وی نمی‌شود.[۱۷] بر اساس روایتی، پیامبر گرامی9 پیروان سایر ادیان را نیز مخاطب آیه دانست و آنان را به انجام حج فرمان داد؛ ولی ایشان از به جای آوردن حج سر باززدند و بدین جهت آیه97 آل عمران/3: {وَمَن كَفَرَ فَإِنَّ اللهَ غَنِی عَنِ العَالَمِینَ} نازل شد.[۱۸] فقیهان شیعه و برخی از فقیهان اهل‌ سنت بر این باورند که بر پایه این آیه، حج بر کافران همانند مؤمنان واجب است و اسلام فقط شرط صحت آن دانسته شده است نه شرط وجوب.[۱۹] برخی دیگر بر این باورند که حج عبادت است و کافران به عبادات اسلامی مکلف نیستند.[۲۰]

3. وجوب مقید به استطاعت:‌ در آیه {وَلِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ البَیتِ مَنِ استَطَاعَ إِلَیهِ سَبِیلا} وجوب حج به استطاعت مشروط شده است.[۲۱] مفسران و فقیهان درباره استطاعت که شرط وجوب حج است، اختلاف‌نظر دارند.[۲۲] برخی استطاعت را توان تأمین هزینه سفر و مرکب معنا کرده‌اند؛ چنان‌که روایتی از رسول خدا9 مؤید همین مطلب است.[۲۳] برخی دیگر استطاعت را به صحت بدن و توان راه رفتن تفسیر کرده‌اند.[۲۴] بسیاری از فقیهان شیعه و نیز برخی از اهل‌ سنت[۲۵] مقصود از استطاعت را در آیه عام دانسته‌اند که شامل استطاعت مالی، جانی، طریقی و زمانی می‌شود[۲۶]؛ چنان‌که حضرت علی7 مقصود از «سبیل» در آیه را صحت بدن و هزینه و مرکب سفر دانسته است.[۲۷] روایت‌های دیگر معصومان: نیز مؤید همین معنا هستند.[۲۸] (← استطاعت)

4. وجوب حج و فوریت آن: برخی از مفسران اهل‌ سنت نزول آیه حج در سال سوم هجرت و حج نگزاردن پیامبر تا سال دهم هجرت را دلیل عدم فوریت وجوب حج دانسته‌اند.[۲۹] فقیهان شیعه و بسیاری از اهل‌ سنت بر اساس آیه حج و آیه 196 بقره/2 بر فوریت انجام حج پس از حصول استطاعت و بقیه شروط وجوب حج استدلال کرده‌اند.[۳۰] در این زمینه ادعای اتفاق‌نظر نیز شده است.[۳۱] (← استطاعت)

5. تکرار حج:‌ بر اساس آیه حج و دیگر آیات مربوط به آن، بر هر انسانی یک بار حج واجب می‌شود[۳۲]؛ زیرا امر به حج در آیات، بر ایجاد ماهیت حج دلالت دارد و ایجاد ماهیت با انجام یک بار محقق می‌گردد.[۳۳] افزون بر اجماع بر این مطلب که برخی ادعا کرده‌اند[۳۴]، پاسخ رسول خدا به سؤال‌کنندگان در این زمینه، مؤید همین مطلب است.[۳۵]

6. خروج از دایره اسلام: مفسران مقصود از {مَن کَفَر} را در آیه حج کسی دانسته‌اند که منکر وجوب حج گردد[۳۶]؛ اما کسی که به وجوب آن معتقد باشد ولی حج را ترک کند، کافر قلمداد نمی‌شود.[۳۷] بر پایه سخن برخی از مفسران، مقصود از {وَمَن كَفَرَ} کفر به معنای خروج از دایره اسلام نیست، بلکه کفران نعمت است؛ زیرا امتثال امر الهی، شکر نعمت و عدم اطاعت آن کفران نعمت است.[۳۸] این حدیث پیامبر گرامی9 حمل بر سخت گرفتن بر ترک‌کنندگان حج شده که ذیل آیه حجّ فرمود: هر کس هزینه سفر و مرکب آن را داشته باشد و حج نگزارد، به دین یهود یا نصارا از دنیا می‌رود.[۳۹]

7. اخلاص در حج: بر اساس آیه 97 آل عمران/3 حج از حقوق الهی بر بندگان است: {وَلِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ البَیتِ} و بندگان خدا باید از روی اخلاص، حج را برای خداوند انجام دهند.

پانویس

  1. ↑ آل عمران/3، 97
  2. ↑ ترجمه فولادوند
  3. ↑ احکام القرآن، ج3، ص17؛ تفسیر ابن کثیر، ج2، ص70؛ الدر المنثور، ج2، ص52.
  4. ↑ التفسیر الکبیر، ج5، ص153.
  5. ↑ ریاض المسائل، ج6، ص31.
  6. ↑ احکام القرآن، ج3، ص17-18.
  7. ↑ تفسیر قرطبی، ج4، ص144.
  8. ↑ احکام القرآن، ج5، ص64.
  9. ↑ المیزان، ج4، ص355.
  10. ↑ تفسیر قرطبی، ج4، ص144.
  11. ↑ تفسیر قرطبی، ج4، ص144؛ المنیر، ج4، ص16.
  12. ↑ التفسیر الکبیر، ج5، ص153؛ کنز العرفان، ج1، ص266، 274.
  13. ↑ مسالک الافهام، ج2، ص119.
  14. ↑ احکام القرآن، ج5، ص64؛ التبیان، ج7، ص309؛ کنز العرفان، ج1، ص268.
  15. ↑ الکافی، ج4، ص245.
  16. ↑ کنز العرفان، ج1، ص267.
  17. ↑ روض الجنان، ج4، ص447؛ تفسیر قرطبی، ج4، ص144؛ المنیر، ج4، ص18.
  18. ↑ جامع البیان، ج4، ص29؛ روض الجنان، ج4، ص450.
  19. ↑ منتهی المطلب، ج2، ص659.
  20. ↑ المجموع، ج7، ص18؛ کشاف القناع، ج2، ص439.
  21. ↑ تفسیر قرطبی، ج4، ص145.
  22. ↑ مسالک الافهام، ج2، ص122.
  23. ↑ جامع البیان، ج2، ص22؛ الدر المنثور، ج2، ص55.
  24. ↑ مجمع البیان، ج4، ص799؛ روض الجنان، ج4، ص448.
  25. ↑ جامع البیان، ج4، ص26؛ کنز العرفان، ج1، ص264.
  26. ↑ کنز العرفان، ج1، ص264؛ الدر المنثور، ج2، ص55-56.
  27. ↑ جامع البیان، ج4، ص26.
  28. ↑ کنز العرفان، ج1، ص264.
  29. ↑ تفسیر قرطبی، ج4، ص144؛ المجموع، ج7، ص102.
  30. ↑ الخلاف، ج2، ص257؛ المجموع، ج7، ص103؛ المنیر، ج4، ص16؛ کشف الغطاء، ج2، ص429.
  31. ↑ جواهر الکلام، ج17، ص223.
  32. ↑ شرائع الاسلام، ج1، ص163؛ ارشاد الاذهان، ج1، ص307.
  33. ↑ تذکرة الفقهاء، ج7، ص15؛ جواهر الکلام، ج17، ص220.
  34. ↑ جواهر الکلام، ج17، ص220.
  35. ↑ تفسیر قرطبی، ج4، ص144؛ الدر المنثور، ج4، ص55.
  36. ↑ جامع البیان، ج4، ص27؛ التبیان، ج2، ص538.
  37. ↑ الکافی، ج4، ص266؛ التبیان، ج2، ص538؛ وسائل الشیعه، ج11، ص16.
  38. ↑ مجمع البیان، ج2، ص799؛ روح المعانی، ج1، ص115.
  39. ↑ جامع البیان، ج7، ص113؛ تفسیر قرطبی، ج4، ص153؛ الدر المنثور، ج2، ص56.

منابع

  • احكام القرآن: الجصاص (م.370ق.)، به كوشش قمحاوی، بیروت، دار احیاء التراث العربی، 1405ق؛
  • ارشاد الاذهان: العلامة الحلی (م 726ق.)، به كوشش فارس الحسون، قم، نشر اسلامی، 1410ق؛
  • التبیان: الطوسی (م.460ق.)، به كوشش العاملی، بیروت، دار احیاء التراث العربی؛
  • تذكرة الفقهاء: العلامة الحلی (م.726ق.)، قم، آل‌ البیت:، 1414ق؛
  • تفسیر ابن کثیر (تفسیر القرآن العظیم): ابن كثیر (م.774ق.)، به كوشش شمس الدین، بیروت، دار الکتب العلمیه، 1419ق؛
  • التفسیر الكبیر: الفخر الرازی (م.606ق.)، قم، دفتر تبلیغات، 1413ق؛
  • تفسیر قرطبی (الجامع لأحكام القرآن): القرطبی (م.671ق.)، بیروت، دار احیاء التراث العربی، 1405ق؛
  • جامع البیان: الطبری (م.310ق.)، به كوشش صدقی جمیل، بیروت، دار الفكر، 1415ق؛
  • جواهر الكلام: النجفی (م.1266ق.)، به كوشش قوچانی و دیگران، بیروت، دار احیاء التراث العربی؛
  • الخلاف: الطوسی (م.460ق.)، به كوشش سید علی خراسانی و دیگران، قم، نشر اسلامی، 1418ق؛
  • الدر المنثور: السیوطی (م.911ق.)، بیروت، دار الکتب العلمیه، 1421ق؛
  • روح المعانی: الآلوسی (م.1270ق.)، به كوشش علی عبدالباری، بیروت، 1415ق؛
  • روض الجنان: ابوالفتوح رازی (م.554ق.)، به كوشش یاحقی و ناصح، مشهد، آستان قدس رضوی، 1375ش؛
  • ریاض المسائل: سید علی الطباطبائی (م.1231ق.)، قم، النشر الاسلامی، 1412ق؛
  • شرائع الاسلام: المحقق الحلی (م.676ق.)، به كوشش سید صادق شیرازی، تهران، استقلال، 1409ق؛
  • الكافی: الكلینی (م.329ق.)، به كوشش غفاری، تهران، دار الکتب الاسلامیه، 1375ش؛
  • كشاف القناع: منصور البهوتی (م.1051ق.)، به كوشش محمد حسن، بیروت، دار الکتب العلمیه، 1418ق؛
  • كشف الغطاء: كاشف الغطاء (م.1227ق.)، مهدوی، اصفهان؛
  • كنز العرفان فی فقه القرآن: الفاضل المقداد (م.826ق.)، به كوشش بهبودی، تهران، مرتضوی، 1373ش؛
  • مجمع البیان: الطبرسی (م.548ق.)، بیروت، دار المعرفه، 1406ق؛
  • المجموع شرح المهذب: النووی (م.676ق.)، دار الفكر؛
  • مسالك الافهام الی تنقیح شرائع الاسلام: الشهید الثانی (م.965ق.)، قم، معارف اسلامی، 1416ق؛
  • منتهی المطلب: العلامة الحلی (م.726ق.)، چاپ سنگی؛
  • المنیر: وهبة الزحیلی، بیروت، دار الفكر المعاصر، 1411ق؛
  • المیزان: الطباطبایی (م.1402ق.)، بیروت، اعلمی، 1393ق؛
  • وسائل الشیعه: الحر العاملی (م.1104ق.)، قم، آل‌ البیت:، 1412ق.