وقوف

از ویکی حج
پرش به ناوبری پرش به جستجو
وقوف حاجیان در عرفات و مشعر.

وقوف، به معنای «ماندن در عرفات» و «ماندن در مشعر» بوده و دومین و سومین عمل از اعمال واجبِ حج شمرده شده است. به وقوف در عرفات و مشعر، وقوفَین نیز گفته شده و ماندنِ حداقلیِ آن، دو رکن حج نیز محسوب شده است. هر کدام از این دو وقوف، دارای مستحبات و آدابی است.

مفهوم‌شناسی[ویرایش | ویرایش مبدأ]

وقوف در لغت به معنای ایستادن و توقف کردن است و در اصطلاحِ حج، به ماندن در عرفات و مشعرالحرام گفته می‌شود.[۱]

«وقوفین» در لغت به معنای دو وقوف و در اصطلاح، به وقوف در عرفات و وقوف در مشعر می‌گویند.[۲] این دو وقوف، دومین و سومین عمل واجب حج است.[۳]

در عرفات[ویرایش | ویرایش مبدأ]

تصویری قدیمی از وقوف حاجیان در عرفات، جانب غربی جبل الرحمه (۱۸۸۴-۱۸۸۵م).[۴]

وقوف در عرفات، دومین عمل واجبِ حج است و به معنای «ماندن در صحرای عرفات» است.[۵] به گفته فقیهان شیعه، زمان این وقوف از ظهر روز نهم ذی‌الحجه (روز عرفه) تا غروب شرعی است.[۶] در مذاهب چهارگانه اهل سنت نیز، زمان این عمل، روز عرفه دانسته شده؛ البته در زمان دقیق آن بین این مذاهب اختلاف است.[۷]

برای حج‌گزاری که در دعا خواندن ضعف پیدا نکند، مستحب است این روز را روزه بگیرد. با طهارت بودن، غسل و وقوف در پایین کوه و زمین هموار از دیگر مستحبات وقوف در عرفات است.[۸]

خواندن دعای امام حسین(ع) در روز عرفه، یکی از آدابی است که شیعیان در این روز و در صحرای عرفات انجام می‌دهند.[۹] از دیگر آداب این عمل، توبه[۱۰] و خواندن دعاهایی خاص است.[۱۱]

در مشعر[ویرایش | ویرایش مبدأ]

وقوف در مشعر، سومین عملِ واجب حج است و به معنای «ماندن در مشعر» است.[۱۲] زمان این عمل، بر پایه فقه شیعه از طلوع صبح روز دهم ذی‌الحجه (عید قربان) تا طلوع آفتاب است.[۱۳]

خواندن دعاهای خاص،[۱۴] ذکر الهی و گردآوری سنگ‌ریزه‌هایی که در منا به جمرات زده می‌شود از مستحبات وقوف در مشعر است.[۱۵]

پانویس[ویرایش | ویرایش مبدأ]

  1. درسنامه مناسک حج، ص۵۷.
  2. فرهنگ اصطلاحات حج و عمره، ص۲۷۷.
  3. فرهنگ اصطلاحات حج و عمره، ص۲۷۵ و ۲۷۶.
  4. «الجانب الغربی من جبل عرفة»، المکتبة الرقمیة العالمیة، بایگانی شده از نسخه اصلی.
  5. فرهنگ اصطلاحات حج و عمره، ص۲۷۵.
  6. درسنامه مناسک حج، ص۵۸.
  7. بدائع الصنائع (فقه حنفی)، المصادرالفقهیه، ج١٠، ص ٣٣؛ الخلاف، ج١، ص ۴۵٣؛ فقه السنه، ج۱، ص۵۲۲؛ الفقه علی المذاهب الأربعه، ج ١، صص۵٩٩ - ۵٩٧؛ مناسک محشی، صص ٣٨٧ - ٣٨۴؛ الفقه علی المذاهب الخمسه، ج۱، ص۳۷۸؛ تذکرة الفقها، ج ٨ ، ص١٧٧؛ درآمدی بر فقه مقارن، ص۳۸۷، به نقل از: جامع‌الخلاف و الوفاق، ص٢٠٨.
  8. درسنامه مناسک حج، ص۵۹.
  9. درسنامه مناسک حج،ص۶۰.
  10. مصباح‌الشریعة، ص۹۲؛ المحجة البیضاء، ج۲، ص۲۰۷.
  11. نگاه کنید به: حج و عمره در قرآن و حدیث، ص۳۹۲.
  12. فرهنگ اصطلاحات حج و عمره، ص۲۷۶.
  13. حج در اندیشه اسلامی، ص۲۸۸.
  14. برای نمونه: من لا یحضره الفقیه، ج۲، ص۵۴۳.
  15. درسنامه مناسک حج، ص۶۳.

منابع[ویرایش | ویرایش مبدأ]

این مقاله برگرفته از کتاب درسنامه مناسک حج، محمدحسین فلاح‌زاده، تهران، مشعر، ۱۳۸۹ش، ص۵۷-64 و کتاب فرهنگ اصلاحات حج و عمره:راهنمای زائران سرزمین وحی، مسعود فکری، احمد علائی، تهران، مشعر، ۱۳۹۳، ص۲۷۵ است.
  • بدائع الصنائع (الفقه‌الحنبلی)، علاءالدین بن مسعود الکاشانی، المصادر الفقهیه، بیروت، ۱۴۲۲ق.
  • تذكرة الفقهاء، (علامه حلی) حسن بن یوسف بن مطهر، قم، مؤسسة آل البيت لاحياء التراث، ١۴٢٢ق.
  • «الجانب الغربی من جبل عرفة»، المکتبة الرقمیة العالمیة، بایگانی شده از نسخه اصلی، تاریخ بازدید مطلب: ۱۶ تیر ۱۳۹۹.
  • حج در اندیشه اسلامی، علی قاضی‌عسکر، تهران، مشعر، ۱۳۸۴ش.
  • حج و عمره در قرآن و حدیث، محمد محمدی ری‌شهری، ترجمه جواد محدثی، قم، مؤسسه علمی فرهنگی دارالحدیث، ۱۳۸۶ش.
  • درآمدی بر فقه مقارن، مصطفی جعفر پیشه فرد، تهران، بعثه مقام معظم رهبری، معاونت امور روحانیون، ۱۳۸۸ش.
  • فقه السنه، السّید سابق، بیروت، دارالفکر، ۱۴۱۹ق.
  • الفقه على المذاهب الأربعه، عبدالرحمان الجزیری، بیروت، دارالفكر، ١۴٢۴ق.
  • الفقه على المذاهب الخمسه، محمدجواد المغنیه، قم،مؤسسة دارالكتاب الاسلامى، ١۴٢٢ق.
  • کتاب الخلاف فی الفقه، شیخ طوسی، تهران، ۱۳۷۷ش.
  • المحجّة البیضاء فی تهذیب الاحیاء، مولی محسن فیض کاشانی، بیروت: ۱۴۰۳، مؤسسة الأعلمی للمطبوعات.
  • المصادر الفقهيه، على‌اصغر مرواريد، بیروت، دارالتراث، ١۴١٩ق. مناسك حج با حواشى مراجع، سید روح‌الله خمینی، تهران، نشر مشعر، ١٣٨۵ش.
  • مصباح الشریعة ومفتاح الحقیقه، منسوب به امام ششم حضرت صادق علیه السلام ، تهران: ۱۳۶۰، انجمن اسلامی حکمت و فلسفهٔ ایران.
  • من لا یحضره الفقیه، محمد بن علی بن‌بابویه، قم، جماعة المدرسین فی الحوزة العلمیة بقم. مؤسسة النشر الإسلامی، بی‌تا.