پرش به محتوا
منوی اصلی
منوی اصلی
انتقال به نوار کناری
نهفتن
ناوبری
تغییرات اخیر
مقالهٔ تصادفی
جستجو
جستجو
ظاهر
ایجاد حساب
ورود
ابزارهای شخصی
ایجاد حساب
ورود
صفحههایی برای ویرایشگرانی که از سامانه خارج شدند
بیشتر بدانید
مشارکتها
بحث
در حال ویرایش
کتاب: درسنامه آداب زیارت
(بخش)
صفحه
بحث
فارسی
خواندن
ویرایش
ویرایش مبدأ
نمایش تاریخچه
ابزارها
ابزارها
انتقال به نوار کناری
نهفتن
عملها
خواندن
ویرایش
ویرایش مبدأ
نمایش تاریخچه
عمومی
پیوندها به این صفحه
تغییرات مرتبط
بارگذاری پرونده
صفحههای ویژه
اطلاعات صفحه
در پایگاههای دیگر
ویکیشیعه
دانشنامه اسلامی
امامت پدیا
ویکیپاسخ
ویکی حسین
ظاهر
انتقال به نوار کناری
نهفتن
هشدار:
شما وارد نشدهاید. نشانی آیپی شما برای عموم قابل مشاهده خواهد بود اگر هر تغییری ایجاد کنید. اگر
وارد شوید
یا
یک حساب کاربری بسازید
، ویرایشهایتان به نام کاربریتان نسبت داده خواهد شد، همراه با مزایای دیگر.
بررسی ضدهرزنگاری. این قسمت را پر
نکنید
!
== درس اول:مفاهیم و کلیات == === اهداف درس === انتظار می رود با مطالعه این درس: ۱. با تعریف لغوی و اصطلاحی آداب، زیارت و اسرار آشنا شویم. ۲. ارکان زیارت را بشناسیم. ۳. جایگاه زیارت را در ادیان بشناسیم. ۴. بدانیم زیارت در اسلام مشروعیت دارد. ۵. با اهداف و فلسفه زیارت آشنا شویم. ۶. از فواید و نتایج زیارت آگاه شویم. ۷. زیارتنامه های مأثور و غیر مأثور را بشناسیم. ۸. با مهم ترین منابع زیارت آشنا شویم. === ۱. مفهوم شناسی === ==== الف) آداب ==== ===== یک- تعریف لغوی ===== «آداب» جمع «ادب» در لغت به معانی مختلف مانند حسن خلق، انجام خوبی ها و ریاضت نفس<ref>زبیدی، تاج العروس، ج۱، ص۲۴۶؛ طبرسی، مجمع البیان، ج۲، ص۵؛ مصباح المنیر، ج۲، ص۹. </ref> آمده است. همچنین ادب را ادب گفته اند؛ چون مردم را به سوی امور پسندیده تأدیب می کند و از امور قبیح نهی می کند.<ref>تاج العروس، ج ۱، ص۲۹۶. </ref> ==== دو- تعریف اصطلاحی ==== در تعریف اصطلاحی ادب اختلاف بسیاری وجود دارد؛<ref>همان؛ طبرسی، الآداب الدینیه للخزانه المعینیه، ص۱۹۹؛ دیلمی، ارشاد القلوب الی الصواب، ترجمه عبدالحسین رضایی، ص۳۸۳؛ طباطبائی، المیزان، ج۶، ص۲۵۶. </ref> اما یک مفهوم کلی که از همه این تعاریف برداشت، و در مقام تعریف ادب ارائه می شود عبارت است از: حفظ حد و اندازه هر چیز و تجاوز نکردن از آن؛ به گونه ای که فرد با رعایت آن خود را از سرزنش حفظ می کند. فعل با این شکل و هیئت را مؤدبانه مى نامند. در این اثر آداب به مجموعه دستورالعمل ها و توصیه هایی گفته می شود که شارع مقدس رعایت آنها را هنگام زیارت اولیای خدا مستحب شمرده است و سبب کمال عمل و تأثیرگذاری بیشتر زیارت می شود. بسیاری از آداب اجتماعی به زمان بستگی دارند و درون فرهنگْ تکامل یا حتی تعادل می یابند. آداب مناسب در یک فرهنگ ممکن است در فرهنگ دیگر ناپسند یا تعجب آور باشد؛ مثلاً از آداب تلاوت قرآن میان مسلمانان این است که مؤدبانه رو به قبله بنشینند؛ اما در مسیحیت از آداب تلاوت انجیل این است که بایستند؛ اما آداب زیارت برگرفته از دستورهای شارع مقدس است و زمان و تحولات اجتماعی تأثیری در آن ندارد. ==== ب) زیارت ==== ===== یک- تعریف لغوی ===== «زیارت» در لغت مصدر ماده «زارَ، یَزورُ» به معنای قصد کردن و دیدار کردن است.<ref>طریحی، مجمع البحرین، ج۲، ص۳۰۵؛ زبیدی، تاج العروس، ج ۶، ص۴۷۷ و ۴۸۳؛ ابن منظور، لسان العرب، ج۴، ص۳۳۵. </ref> در ریشه این واژه، مفهوم میل و عدول نهفته است؛<ref>سیاح، فرهنگ بزرگ جامع نوین، ص۷۹۰؛ راغب اصفهانی، مفردات الفاظ القرآن الکریم، ص۳۸۶ - ۳۸۷، ماده الزَّور (فتح واو). </ref> گویى زیارت کننده از دیگران روى گردانده و به سوى زیارت شونده تمایل و قصد کرده است.<ref>مصطفوی، التحقیق فی کلمات قرآن الکریم، ج۴، ص۳۶۴؛ قرشی، قاموس قرآن، ج۳، ص۱۸۹. </ref> واژه «زائر» اسم فاعل این ماده و به معنای مطلق زیارت کننده، و «مزور» اسم مفعول آن و به معنای مطلق زیارت شونده ، و «مزار» اسم مکان و به معنای مطلق زیارتگاه است. ماده زیارت در قرآن کریم تنها یک بار به کار رفته است: (حَتَّى زُرْتُمُ الْمَقابِرَ)؛<ref>تکاثر: ۲. </ref> «تا آنجا که به دیدار قبرها رفتید»؛ ولی در روایات کاربرد فراوانی دارد. زیارت نوعی عبادت است و ویژگی اعمال عبادی، یعنی قصد تقرب زائر، در آن شرط است.<ref>علامه حلی، تذکره الفقهاء، ج۸، ص۴۴۹. </ref> ===== دو- تعریف اصطلاحى زیارت ===== مفهوم اصطلاحى معمولاً در ساحت علمى و دینى یا در باور و فرهنگ عرفى مطرح مى شود و فراتر از معناى لغوی است؛ چنان که در خصوص زیارت چنین است. زیارت اصطلاحی دینى است و مفهوم آن همواره بار دینى داشته و با قصد آیین گزار همراه بوده است. ازاین رو بعضی صاحب نظران زیارت را این گونه تعریف کرده اند: زیارت قصد کردن کسی یا چیزی با گرایش قلبى و انس روحى است.<ref>طریحی، مجمع البحرین، ج۲، ص۳۰۵؛ فیومی، المصباح المنیر، ج۲، ص۲۶۰ . </ref> در حدیثی آمده است: «تَزَاوَرُوا وَ تَلَاقَوْا وَ تَذَاكَرُوا أَمْرَنَا وَ أَحْيُوهُ»؛<ref>ابن قولویه، کامل الزیارات، ص۱۴۷. </ref> «یکدیگر را زیارت و ملاقات، و امر ما را یاد و احیا کنید». با توجه به تعریف ارائه شده، زیارت از سه رکن تشکیل شده است: اول، زائر: شخصى که میل و گرایش به چیزى یا کسى دارد. دوم، مزور یا زیارت شونده: شخص یا شیئی مقدس (مانند خداوند، رسول خدا٩، خاندان ایشان، سایر انبیای الهی، مؤمنان) یا اشیا و اماکن مقدس (مانند کعبه، مسجد و مقامات مرتبط با اولیای الهی)؛ چنان که در ادعیه می خوانیم: «اللَّهُمَّ اجْعَلْنِي مِنْ زُوَّارِكَ ».<ref>طوسی، تهذیب الأحکام، ج۲، ص۱۲۳. </ref> یا در ادعیه ماه رمضان می خوانیم: اللَّهُمَّ ارْزُقْنِی حَجَّ بَیْتِكَ الْحَرَامِ فِی عَامِی هَذَا وَ فِی كُلِّ عَامٍ مَا أَبْقَیْتَنِی فِی یُسْرٍ مِنْكَ وَ عَافِیَه وَ سَعَه رِزْقٍ وَ لَا تُخْلِنِی مِنْ تِلْكَ الْمَوَاقِفِ الْكَرِیمَه وَ الْمَشَاهِدِ الشَّرِیفَه وَ زِیَارَه قَبْرِ نَبِیِّكَ صَلَوَاتُكَ عَلَیْهِ وَ آلِهِ.<ref>ابن طاووس، إقبال الأعمال، ج۱، ص۲۴. </ref> خدایا حج خانه محترمت را روزیم گردان در این سال و در هر سال تا وقتی که زنده ام در حالی که در آسانی از جانب تو هستم و دارای عافیت و روز فراوانم. من را از این توقفگاه های محترم و مشاهد شریف محروم نساز و زیارت قبر پیامبرت را که درود خدا بر ایشان و آلش باد روزیم گردان. سوم، گرایش قلبى: خصیصه اى نفسانى که با تکریم و تعظیم و انس گرفتن با مزور همراه است. روشن است که هر یک از این ارکان سه گانه اگر مختل شود، زیارت تحقق نمى یابد. در این تحقیق مقصود ما از مزور تنها معصومان :، و مراد از زائر نیز فقط زیارت کنندگان این بزرگواران، و مقصود از مزار و زیارتگاه نیز تنها حرم مطهر این اولیای الهی - و نه حتی کعبه - است. ==== ج) اسرار ==== «سرّ» (جمع آن «اسرار») به معناى چیزى پوشیده و نهان است<ref>ابن فارس، معجم مقائیس اللغه، ج۳، ص۶۷؛ ابن منظور، لسان العرب؛ ج ۴؛ ص۳۵۶؛ زبیدی، تاج العروس، ج ۶،ص۵۱۱؛ راغب اصفهانی، المفردات، ص۴۰۴. </ref> و از آن جهت که «حکمت و چرایی» احکام معمولاً مستور است، به آن «سر» می گویند.<ref>معاونت امور روحانیون حوزه نمایندگی حج، فرهنگ نامه اسرار و معارف حج، ص۱۴. </ref> بنابراین کاربرد سرّ به جهت پنهان بودن حکمت هاست. گاهی به جای اسرار از کلمه «فلسفه» و «علت» هم استفاده می شود: یک، فلسفه: <ref>«فلسفه» کلمه ای یونانى، و مرکب از«فیلا» و«سوفیا» به معناى دوستدار دانش است. این کلمه در آغاز به مجموعه علوم، و سپس به علوم عقلى اطلاق مى شد و در زمان حاضر افزون بر کاربرد آن در بحث «هستى شناسى» در هر جا که «چیستى» و «چرایى» چیزى محل پرسش باشد به کار مى رود. </ref> در بحث حاضر فلسفه به معناى «حکمت» احکام و پرداختن به غرض ها و فواید تشریع یک حکم است. دو، علت: علت سبب یک چیز به صورت سبب تام یا سبب ناقص است. در موضوع فلسفه و اسرار حج اگر از «علت» سخن به میان می آید، مقصود علت ناقصه است.<ref>معاونت امور روحانیون، حوزه نمایندگى ولى فقیه در امور حج و زیارت، درسنامه پیش درآمدى بر فرهنگ نامه اسرار و معارف حج. </ref> ==== د) زیارتنامه ==== زیارتنامه های معصومان: و فرزندان آنان (امامزادگان) به دو دسته تقسیم می شوند: زیارتنامه های مأثور و زیارتنامه های غیر ماثور. ===== یک- زیارتنامه مأثور ===== زیاراتی که از معصومان: نقل شده است را زیارات مأثور می نامند. «أثَرَ الحدیث» به معنای نقل کردن حدیث و روایت، و «أثَرَ» به معنای نقل کرده است، می باشد.<ref>زبیدی، تاج العروس، ج۶، ص۸؛ ابن منظور، لسان العرب، ج۴، ص۶. </ref> در منابع روایی در ابواب مختلف بر خواندن ادعیه، اذکار و زیارتنامه های مأثور تصریح شده است.<ref>حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۳، ص۴-۷، ۱۰-۱۴. </ref> عبدالله بن سنان می گوید امام صادق۷ فرمود: به زودی با شبهه هایی مواجه می شوید که نه نشانه ای وجود دارد که راه را به شما نشان دهد و نه رهبر هدایتگری که دست شما را بگیرد و از شبهه بیرون بیاورد. [در آن زمان] کسی از این شبهات نجات پیدا نمی کند، مگر کسی که دعای غریق را بخواند. از حضرت سؤال کردم که دعای غریق چیست؟ حضرت فرمود: این دعا را بخوان: «یَا اللَّهُ یَا رَحْمَانُ یَا رَحِیمُ یَا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَى دِینِكَ». من همانجا دعا را تکرار کردم و گفتم: «یَا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ وَ الْأَبْصَارِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَى دِینِكَ» [کلمه «الابصار» را به آن اضافه کردم]. حضرت فرمود: شکی نیست که خدا مقلب القلوب و الابصار است؛ ولی همان طور که گفتم تکرار کن.<ref>سَتُصِیبُكُمْ شُبْهَه فَتَبْقَوْنَ بِلَا عَلَمٍ یُرَى وَ لَا إِمَامِ هُدًى، لَا یَنْجُو مِنْهَا إِلَّا مَنْ دَعَا بِدُعَاءِ الْغَرِیقِ قُلْتُ وَ كَیْفَ دُعَاءُ الْغَرِیقِ؟ قَالَ تَقُولُ «یَا اللَّهُ یَا رَحْمَانُ یَا رَحِیمُ یَا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَى دِینِكَ» فَقُلْتُ «یَا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ وَ الْأَبْصَارِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَى دِینِكَ» فَقَالَ۷ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ مُقَلِّبُ الْقُلُوبِ وَ الْأَبْصَارِ وَ لَكِنْ قُلْ كَمَا أَقُولُ یَا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَى دِینِكَ (ابن طاووس، مهج الدعوات، ص۳۳۲). </ref> شاید تصور شود اضافه کردن «و الأبصار» به دعا نامربوط نیست؛ اما باید توجه کرد که ارتباط لفظ با هدف یکی از موضوعات مهمی است که اهل بیت به آن آگاه بودند. در دعایی که امام مطرح می کند هدایت و رفع شبهه منظور است. ایشان فرمود: درست است که خدا مقلب القلوب و الابصار است و هم دل ها و هم چشم ها را می گرداند و این طرف و آن طرف می کند؛ اما هنگام شبهه دل سرگردان می شود، نه چشم. باید همان را که امام گفته است بگویی تا به آنچه نیاز داری برسی. بنابراین در زیارت های مأثور از ائمه باید دقیقاً همان قالب رسیده از آنها را مراعات کرد و حتی یک واو پس و پیش نکرد. حفظ قالب چنان مهم بوده که محدثان نسخه بدل را - در صورت وجود - کنار متن اصلی می نوشته اند تا از نقل معصومان: تخلف نکنند. فقها هم به خواندن زیارتنامه های مأثور توصیه کرده اند؛ چنان که فیض کاشانی در مفاتیح الشرایع می گوید: «و أن یزور بالمأثور، و یكفی التسلیم و الحضور».<ref>فیض کاشانی، مفاتیح الشرائع، ج۱، ص۳۹۸ . </ref> وی همچنین در کتاب النخبه می گوید: «و یزور بالمأثور سیما الجامعه، و یكفی الحضور و التسلیم».<ref>فیض کاشانی، النخبه، ص۱۷۲. </ref> صاحب جواهر در نقد کلام شهید ثانی در آداب ورود به مسجدالنبی و زیارت رسول خدا۹ (و یسلم علیه و یزوره بالمأثور أو بما حضور؛ بر مزور سلام می کند و با مأثور و یا آنچه حضور ذهن دارد او را زیارت می کند) می گوید: بر تو پوشیده نماند که استفاده کردن از زیارات مأثور در کیفیت زیارت رسول خدا۹ جامع تر است.<ref>نجفی، جواهر الکلام، ج۲۰، ص۸۴. </ref> زیارات مأثور به چند دسته تقسیم می شود. به یک اعتبار می توان زیارات را به مطلقه و خاصه تقسیم کرد. زیارات مطلقه (غیر موقته) زیاراتی است که برای زیارت در زمان خاصی وارد نشده است؛ مثلاً برای امیرالمؤمنین۷ پنج زیارت مطلقه نقل شده است؛ اما زیارات مخصوصه (موقته) زیاراتی است که برای زیارت معصوم در زمان خاصی وارد شده است؛ مانند زیارت امیرالمؤمنین۷ در روز غدیر<ref>ثقفی، الغارات، ج۲، ص۸۶۰؛ ابن مشهدی، المزار الکبیر، ص۲۶۳ (مسندا). </ref> و زیارت امیرالمؤمنین۷ در روز میلاد رسول خدا۹،<ref>مجلسی، زاد المعاد، ج۱، ص۲۶۰. </ref> همچنین زیارت مخصوص امام حسین۷ در روز نیمه شعبان<ref>کفعمی، بلد الامین، ج۱، ص۲۸۴. </ref> یا زیارت اربعین مخصوص زیارت امام حسین۷ در روز اربعین.<ref>قمی، مفاتیح الجنان، ص۶۴۲. </ref> به اعتبار دیگر می توان زیارات را به زیارت خاص و زیارات مشترک تقسیم کرد. زیارت خاص زیارتی است که با آن معصوم خاصی زیارت می شود؛ اما زیارت مشترک زیارتی است که همه معصومان: را می توان با آن زیارت کرد؛ مثلاً زیارت عاشورا و زیارت وارثْ مخصوص امام حسین۷، و زیارت آل یاسین مخصوص امام عصر/ است؛ اما زیارت جامعه کبیره یا زیارت امین الله را می توان در زیارت هر یک از ائمه خواند. . ===== دو- زیارتنامه غیر مأثور ===== بخشی از زیارتنامه های موجود زیارتنامه های غیر مأثور است؛ یعنی متن این زیارت از معصوم صادر نشده است، بلکه علما با توجه به شخصیت مزور از محتوا و متن زیارتنامه های مأثور بهره گرفته اند و زیارتنامه ای انشا کرده اند؛ مثلاً شیخ صدوق می گوید: بعد از زیارت رسول خدا۹ در مدینه در مکان روضهالنبی، حضرت زهرا ۳ را با این زیارتنامه زیارت کردم و هر چه گشتم زیارتنامه ای برای ایشان نیافتم. بنابراین خوب است با این زیارتنامه ای که انشا کردم حضرت زیارت شود.<ref>شیخ صدوق، من لایحضره الفقیه، ج۲، ص۵۷۲. </ref> زیارتنامه های امامزادگان، جز معدودی، از زیارتنامه های غیر مأثورند. === ۲. کلیات === ==== الف) جایگاه زیارت در ادیان ==== زیارت رسمى دیرینه است که در همه ادیان و مذاهب وجود داشته است و اگرچه ممکن است در آداب و روش ها گاه متفاوت شود، چون برانگیخته از فطرت آدمى و با انگیزه اى درونى است، امری مقدس و ارزشمند محسوب می شود. در اینجا به پیشینه زیارت در بعضی ادیان و مذاهب اشاره می کنیم: ===== یک- زیارت در هندو ===== زیارت در مذهب هندو پیشینه ای بلند دارد و براى آن آدابى، همچون شست وشوى بدن پیش از زیارت و عطرآگین کردن خود و پوشش مخصوص براى زنان، مقرر است. بزرگ ترین معابد و زیارتگاه هاى هندوها در شهر بنارس میلیون ها زائر را به سوى خود جلب مى کند و در شهر امریت سر، که معبد طلایى معروف در آن قرار دارد تشریفات زیارت دیدنى است.<ref>«حج در ادیان»، میقات حج، ش۶۱، ص۱۴۲ - ۱۴۵. </ref> ===== دو- زیارت در تائوئیسم و بودیسم ===== در تاریخ چین کهن، تائوئیست ها و بودایی ها بر فراز کوه ها معابدی برای زیارت می ساختند که بعدها به مراکز مهم حج برای پیروان این ادیان بدل شد. افزون بر این در آیین بودا معابد بزرگ و جدیدی وقف زیارت شده و صدها سال است زائران بسیاری برای برپایی مراسم زیارت ویژه بوداییان نه تنها از چین بلکه از ژاپن، مغولستان، مانچوریا، آسیای میانه و هندوستان به این مکان می آیند. در مراسمی که در پاییز برگزار می شود، زائران با لباس های زرد و قرمز بر تن و چوب های بخور و کاسه ها در دست به زیارت می آیند. آنها در طول این مسافرت طولانی توبه می کنند و هنگام رسیدن به محل زیارتگاه خود را شست وشو می دهند و وارد معبد می شوند. ایشان این عبادت و ریاضت را تا زمان برگشت به سرزمین های خود، ادامه می دهند.<ref>«حج در ادیان»، میقات حج، ش۶۱، ص۱۴۲ - ۱۴۵. </ref> ===== سه- زیارت در یهود ===== تورات تمام مردان یهود را وادار می کرد که هر سال سه بار در قدس، بارگاه یهوه، حضور یابند و آن را در سه عید فسح (فتیر)،<ref>Fysyh Paskalya. </ref> چاوت (هفته ها)<ref>Chavuat Penteksat. </ref> و سوکوت (سایبان ها)<ref>Sukkot . </ref> زیارت کنند. مکان هایی که در آیین یهود زیارت می شوند عبارتند از: ۱. مکان های پدید آمده در قدس و اطراف آن که ویژگی های تاریخی دارند و در تاریخ کتاب مقدس ذکر شده اند. ۲. مقبره دانشمندانی که نام هایشان در تلمود و کابالا آمده و عموماً در «جلیله» واقع شده اند. ۳. مراکز مختلفی در اسرائیل که برای دانشمندان (محل های زندگی یهودیان خارج از فلسطین) و زاهدان نذر شده است. در قدس دیوار ندبه (گریه) - که به اعتقاد آنها باقی مانده معبد سلیمان است - از مکان های مهم زیارتی است. افزون بر قدس، مکان های زیارتی دیگری وجود دارد که یهودیان به زیارت آن می روند.<ref>«حج در ادیان»، میقات حج، ش۶۱، ص۱۴۲-۱۴۷. </ref> ===== چهار- زیارت در مسیحیت ===== مسیحیان اولیه نیز مانند یهودیان معبد قدس را زیارت می کردند.<ref>امور رسل، ۵/ ۴۲ و ۳/ ۱. </ref> با این حال کلیسا می خواست معبد تازه ای بسازد. کلیسایی کوچک در نزدیکی محل تجمع شاگردان حضرت مسیح در قدس وجود داشت (خانه ای که پس از عروج مسیح به آسمان در آن جمع می شدند) که بعدها کلیسای سیون<ref>Sion. </ref> و زیارتگاه زائران مسیحی شد. همچنین غاری در بیت اللحم (محل تولد مسیح) و مکان به صلیب کشیده شدن آن حضرت زیارتگاه مسیحیان بوده است. در کنار زیارت قدس، زیارت بارگاه ها و حتی راهبانی که در معابد زندگی می کردند نوعی زیارت محسوب می شد. پراکندگی خاستگاه های زیارت در مسیحیت شرقی از فلسطین، محل تولد و تبلیغ مسیح، آغاز می شود و تا مصر، مهد زندگی عبادی عیسی۷، ادامه می یابد.<ref>«حج در ادیان»، میقات حج، ش۶۱، ص۱۴۹-۱۵۰. </ref> ==== ب) مشروعیت زیارت در اسلام ==== قرن هاست مسلمانان به زیارت قبور پیامبران، جانشینان آنها و مؤمنان می روند و کنار قبور آنها دعا می کنند و برای ایشان رحمت و مغفرت الهی می طلبند. این سنت حسنه میان همه فرق مسلمان مشروع شمرده می شود و ادله مختلفی برای جواز آن اقامه شده است. روایات بسیاری از رسول خدا۹ در منابع فریقین دال بر جواز زیارت است. در منابع اهل سنت از رسول خدا۹ روایت شده است که فرمود: «مَنْ زَارَنِي مُتَعَمِّدًا كَانَ فِي جِوَارِي يَوْمَ الْقِيَامَه»؛<ref>قاری، مرقاه المفاتیح، ج۵، ص۱۸۸۵. </ref> «کسی که من را با قصد زیارت کند در روز قیامت در کنار من خواهد بود». ایشان در روایت دیگری فرمود: «مَنْ زَارَنِي بِالمَدِينَه مُحْتَسِباً كُنْتُ لَهُ شَهِيداً وَ شَفيعاً يَومَ القِيامَه»؛<ref>مناوی، فیض القدیر، ج۶، ص۱۴۰. </ref> «کسی که من را در مدینه با قصد قربت زیارت کند، من در روز قیامت شاهد و شفیع او خواهم بود». در منابع شیعه هم با همین مضامین روایاتی نقل شده است؛ چنان که امام صادق۷ از پدرانش از علی۷ روایت می کند که رسول خدا۹ فرمود: مَنْ زَارَ قَبْرِی بَعْدَ مَوْتِی كَانَ كَمَنْ هَاجَرَ إِلَیَّ فِی حَیَاتِی فَإِنْ لَمْ تَسْتَطِیعُوا فَابْعَثُوا إِلَیَّ السَّلَامَ فَإِنَّهُ یَبْلُغُنِی.<ref>کلینی، الکافی، ج۴، ص۵۴۸. </ref> کسی که من را بعد از مرگم زیارت کند مانند کسی است که در حال حیاتم به سوی من هجرت کرده است. پس اگر توانایی زیارت من را نداشتید به سوی من سلام بفرستید. سلام شما به من خواهد رسید. امام صادق۷ همچنین از رسول خدا۹ روایت می کند که فرمود: مَنْ أَتَانِی زَائِراً كُنْتُ شَفِیعَهُ یَوْمَ الْقِیَامَه وَ مَنْ أَتَى مَكَّه حَاجّاً وَ لَمْ یَزُرْنِی بِالْمَدِینَه فَقَدْ جَفَانِی وَ مَنْ جَفَانِی جَفَوْتُهُ یَوْمَ الْقِیَامَه.<ref>شعیری، جامع الأخبار (للشعیری)، ص۲۰. </ref> کسی که به قصد زیارت نزد من آید شفیع او در قیامت خواهم بود و کسی که به مکه برای حج بیاید و من را در مدینه زیارت نکند به من جفا کرده است و کسی که به من جفا کند در روز قیامت به او جفا خواهم کرد. ایشان همچنین فرمود: مَن زَارَنِی بَعدَ مَمَاتِی كَانَ كَمَن زَارَنِی فِی حَیاتِی، وَمَن زَارَنِی فِی حَیَاتِی كَانَ فِی جِوارِی یَومَ القِیَامَه.<ref>ابن قولویه، کامل الزیارات، ص۱۲-۱۳ مفید، کتاب المزار، ص۱۴۹؛ طوسی، تهذیب الاحکام، ج۶، ص۳. </ref> کسی که من را بعد از مرگم زیارت کند مانند کسی است که در حال حیاتم من را زیارت کرده است و کسی که در حال حیاتم من را زیارت کند در روز قیامت در کنار من خواهد بود. ==== ج) اهداف زیارت ==== هدف اصلی و غایی زیارت ارتباط با مزور و کسب تربیت انسانی الهی است که خالق برای تکامل مقرر کرده است. قرب به خدا ی تعالی و رسیدن به مقام جانشینی خداوند در روی زمین و در نهایت رسیدن به چیزی که خداوند از خلقت نوع بشر اراده کرده از اهداف زیارت است. برخی از مهم ترین اهداف زیارت عبارتند از: ===== یک- کسب معرفت ===== در روایات، از معصومان: به «باب الله»<ref>کلینی، الکافی، ج۱، ص۱۴۵. </ref> تعبیر شده است. زیارت یکی از مصادیق ورود از باب الله است؛ چه زائر بر کسانی وارد می شود که معرفت الله از طریق آنان به دیگران افاضه می شود؛ همان طور که برای ورود به خانه باید از در آن وارد شد، برای رسیدن به معرفت الهی هم باید از باب الله وارد شد. خداوند در قرآن می فرماید: (لَيْسَ الْبِرُّ بِأَنْ تَأْتُوا الْبُيُوتَ مِنْ ظُهُورِها وَ لكِنَّ الْبِرَّ مَنِ اتَّقى وَ أْتُوا الْبُيُوتَ مِنْ أَبْوابِها وَ اتَّقُوا اللهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُون).<ref>بقره: ۱۸۹. </ref> کار نیک آن نیست که از پشت خانه ها وارد شوید [آن چنان که در جاهلیت در حال احرام مرسوم بود]، بلکه نیکی این است که پرهیزکار باشید و از در خانه ها وارد شوید و تقوا پیشه کنید تا رستگار شوید. در شأن نزول این آیه از امام صادق۷ روایت شده است که رسول خدا۹ فرمود: ای علی، من شهر حکمتم (علمم) و تو دروازه آن شهری. کسی که قصد ورود به این شهر را دارد باید از دروازه آن وارد شود. ای علی، تو دری هستی که باید از آن وارد شد و من باب الله هستم. کسی که من را قصد کند بدون تو به من نمی رسد و کسی که به سوی غیر من رود [به هدف] نمی رسد. کسانی که اطراف حضرت بودند به یکدیگر گفتند: منظور حضرت چیست؟ از قرآن در این مورد سؤال کنید. خداوند این آیه را نازل کرد: «لَيْسَ الْبِرُّ» تا آخر آیه.<ref>يا عَلِيُّ أَنَا مَدِينَه الْحِكْمَه (الْعِلْمِ) وَ أَنْتَ بَابُهَا فَمَنْ أَتَى الْمَدِينَه مِنَ الْبَابِ وَصَلَ يَا عَلِيُّ أَنْتَ بَابِيَ الَّذِي أُؤْتَی مِنْهُ وَ أَنَا بَابُ اللهِ فَمَنْ أَتَانِي مِنْ سِوَاكَ لَمْ يَصِلْ وَ مَنْ أَتَى سِوَايَ لَمْ يَصِلْ فَقَالَ الْقَوْمُ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ مَا يَعْنِي بِهَذَا اسْأَلُوا بِهِ عَلَيْنَا قُرْآناً قَالَ فَأَنْزَلَ اللهُ بِهِ قُرْآناً لَيْسَ الْبِرُّ إِلَى آخِرِ الْآيَه (کوفی، تفسیر الفرات، ص۶۳). </ref> بنابراین اگر ایشان نبودند، باب معرفت خدا مسدود بود. هر کس بخواهد مورد توجه خدا ی متعال قرار بگیرد، فقط باید به بندگی خدا و اقرار به مقامات اهل بیت: گردن نهد. این قاعده کلی هیچ جا در عالم خلقت استثنا ندارد.<ref>میر باقری، مباحثی پیرامون امام شناسی، ص۸۷۱. </ref> امام صادق۷ در پاسخ فردی که پرسید «فَمَا مَعْرِفَه اللهِ» فرمود: «مَعْرِفَه أَهْلِ كُلِّ زَمَانٍ إِمَامَهُمُ الَّذِي يَجِبُ عَلَيْهِمْ طَاعَتُه»؛<ref>فیض کاشانی، تفسیر صافی، ج۵، ص۷۵؛ کراجکی، کنز الفوائد، ج۱، ص۳۲۸. </ref> یعنی مردم هر زمان به امام زمان خویش که طاعتش بر آنان واجب است، معرفت پیدا کنند. به تعبیر دیگر از طریق معرفت امام، معرفت اللّه محقق می شود. ===== دو- کسب مجانست و مشابهت با مزور ===== زیارت بهترین فضا و موقعیت زمانی و مکانی را برای تربیت زائر فراهم می کند. بر اساس یکی از نظریه ها درباره نحوه یادگیری بیشترین نوع یادگیری از راه مشاهده است. بر اساس این نظریه یادگیری نه با تشویق کردن و جایزه دادن بلکه از طریق مشاهده رفتار دیگران و الگوگیری ایجاد می شود.<ref>سیف، روان شناسی پرورشی، ص۳۱۲ و ۲۴۳. </ref> امام هادی۷ نیز فرمود: کسی که از خانه اش بیرون بیاید و قصدش زیارت حضرت امام حسین۷ باشد، پس به فرات برسد و از آن غسل کند، خداوند متعال او را از رستگاران می نویسد و وقتی بر اباعبدالله الحسین۷ سلام دهد او را از فائزین قلمداد می کند و وقتی از نمازش فارغ شود فرشته ای نزد او می آید و به او می گوید: «رسول خدا ٩ به تو سلام می رساند و می فرماید: تمام گناهانت آمرزیده شد. پس عمل را از ابتدا شروع کن».<ref>مَنْ خَرَجَ مِنْ بَيْتِهِ يُرِيدُ زِيَارَه الْحُسَيْنِ۷ فَصَارَ إِلَی الْفُرَاتِ فَاغْتَسَلَ مِنْهُ كَتَبَ [الله ُ] مِنَ الْمُفْلِحِينَ فَإِذَا سَلَّمَ عَلَی أَبِي عَبْدِ اللهِ كَتَبَ اللهُ مِنَ الْفَائِزِينَ فَإِذَا فَرَغَ مِنْ صَلَاتِهِ أَتَاهُ مَلَكٌ فَقَالَ إِنَّ رَسُولَ اللهِ۹ يُقْرِئُكَ السَّلَامَ وَ يَقُولُ لَكَ أَمَّا ذُنُوبُكَ فَقَدْ غُفِرَ لَكَ اسْتَأْنِفِ الْعَمَلَ (ابن قولویه، کامل الزیارات، ص۱۸۶). </ref> بدون تردید اماکن مقدس سالم ترین محیط برای تربیت است. قرآن کریم خطاب به حضرت موسی۷ می فرماید: (فَاخْلَعْ نَعْلَيْكَ إِنَّكَ بِالْوادِ الْمُقَدَّسِ طُوى)؛<ref>طه: ۱۲. </ref> «کفش هایت را بیرون آر. تو در سرزمین مقدس طوی هستی». حرم مطهر اهل بیت: یکی از مصادیق اکمل وادی مقدس است.<ref>قطب راوندی، الخرائج و الجرائح، ج۱، ص۳۱۱. </ref> در زیارتنامه های معصومان: اسوه های برگزیده به زائر معرفی می شود. در فرازهای ابتدایی بعضی زیارتنامه ها به معرفی مزور از بعد خانوادگی پراخته، و در ادامه به ویژگی های شخصیتی، رفتاری و اخلاقی معصومان: اشاره می شود و پس از تبیین شایستگی آنان برای اسوه بودن به درس های تربیتی، که از زیارت آنان می توان گرفت، پرداخته می شود؛<ref>طوسی، تهذیب الأحکام، ج۶، ص۹۸؛ شیخ صدوق، عیون أخبار الرضا٧، ج۲، ص۲۷۵. </ref> چنان که در زیارت امیرالمؤمنین۷ می خوانیم: «اَلسَّلامُ عَلَی قُدْوَه الصِّدِّيقِينَ وَ إِمَامِ الصَّالِحِينَ المَعصومِ مِنَ الزَّلَلَ »؛<ref>مجلسی، زاد المعاد: مفتاح الجنان، ص۴۸۳. </ref> «سلام بر اسوه راستگویان و پیشوای صالحان که معصوم از لغزش است». زیارت - اگر با آداب و شرایط همراه باشد - در پایان نوعی مجانست در اخلاق و صفات به زائر عطا می کند که به همانندسازی با آنها می پردازد: در تربیت، تغییر موقعیت یکی از آخرین مراحل در نظر گرفته می شود<ref>سیف، تغییر رفتار و رفتاردرمانی: نظریه ها و روش ها، ص۱۸۶- ۱۹۰. </ref> که نقش مهمی در اصلاح و تربیت دارد. صاحب نظران تعلیم و تربیت برای اصلاح رفتار های ناهنجار متربیان تغییر فضای تربیتی را به عنوان آخرین مرحله پیشنهاد می کنند؛ مانند تغییر مدرسه، تغییر محله و تغییر شهر محل سکونت. ازاین رو بزرگان اخلاق<ref>آیت الله سیداحمد خوانساری به اطرافیان جوانِ آلوده ای که قابل اصلاح نبود توصیه کردند: او را به زیارت امام حسین۷ ببرید. اگر در زیارت امام حسین۷ اشک ریخت، معلوم می شود هنوز نوری در وجود او باقی است. سپس او را بیاورید تا من هم نصیحتی بکنم. </ref> به افرادی که به هیچ وسیله ای اصلاح نمی شدند زیارت امام حسین۷ را پیشنهاد می دادند. ===== سه- دریافت فیض الهی ===== یکی دیگر از اهداف زیارت با آداب خاص آن پرورش اعتقاد به واسطه فیض بودن مزور برای زائر و طلب حاجت از خدا به واسطه مزور است. در منابع روایی درباره وجود مبارک امام عصر/ آمده است: او وسیله اتصال از زمین به سوی آسمان است. او آن حقیقتی است که اولیا به سوی او متوجه می شوند. او آن ولی است که به برکت او عالم روزی می خورد و به بقای او دنیا باقی است و به برکت وجود او زمین و آسمان ثبوت پیدا کرده است.<ref>هذا السبب المتصل من الأرض إلى السماء، هذا الوجه الذی یتوجّه إلیه الأولیاء هذا الولی الذی بیمنه رزق الورى و ببقائه بقیت الدنیا، و بوجوده ثبتت الأرض و السماء (حافظ برسى، مشارق أنوار الیقین، ص۱۵۷). </ref> قرآن کریم از این واسطه های فیض به «وسیله» تعبیر می فرماید: (يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللهَ وَ ابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسيلَه)؛<ref>مائده: ۳۵. </ref> «ای کسانی که ایمان آورده اید از [مخالفت فرمان] خدا بپرهیزید و وسیله ای برای تقرب به او بجویید». مقصود از وسیله چیزی غیر از عمل صالح است؛ زیرا در ابتدا می فرماید اهل تقوا باشید. عمل صالح از مصادیق تقواست. در روایات، پیامبر۹ و اهل بیت: وسیله و واسطه بیان شده اند.<ref>کلینی، الکافی، ج۲، ص۵۸۲؛ کفعمی، المصباح، ص۶۶۷. </ref> رسول اکرم۹ فرمود: «نَحْنُ الْوَسِيلَه إِلَى اللهِ وَ الْوُصْلَه إِلَى رِضْوَانِ الله »؛<ref>حافظ برسی، مشارق أنوار الیقین، ص۶۱؛ مجلسی، بحار الأنوار، ج۲۵، ص۲۳. </ref> واسطه و وسیله فیض بودن اهل بیت: تفاسیر مختلفی دارد؛ از جمله: - وساطت به معنای شفاعت؛ - وساطت به لحاظ علت غایی خلقت؛ - وساطت در سلسله طولی علل متوسطه فاعلی. مبدأ افاضه فیوضات در عالم تنها خداوند سبحان است؛ اما رسول خاتم٩، که فرد اکمل انسان است، واسطه در افاضه این فیوضات است و به واسطه نور او وجودات و حقایق در عالم ظهور و بروز پیدا می کند. در نظام هستی، مراتب بالا واسطه مراتب پایین اند و واسطه آن است که به اذن پروردگار مأمور اجرای امر است؛ چنان که امیرالمؤمنین۷ فرمود: «فَإِنَّا صَنَائِعُ رَبِّنَا وَ النَّاسُ بَعْدُ صَنَائِعُ لَنَا»؛<ref>نهج البلاغه،نامه ۲۸؛ طبرسی، الاحتجاج، ج۲، ص۴۶۷. </ref> «ما ساخته دست پروردگارمان هستیم و مردم بعد از آن ساخته مایند». این روایت بیان این حقیقت است که معصومان: واسطه فیض وجودند؛ یعنی ایشان فیض الهی را بدون واسطه دریافت می کنند و دیگران در حیطه وجودی آن بزرگواران از فیض الهی بهره مند می شوند. در این میان زیارت ارتباط با این واسطه های فیض را میسر می کند. همچنین در زیارت امیرالمؤمنین۷ در روز عرفه چنین می گوییم: أَنْتُمْ أَهْلُ بَیْتٍ یَسْعَدُ مَنْ تَوَلَّاكُمْ وَ لَا یَخِیبُ مَنْ أَتَاكُمْ وَ لَا یَخْسَرُ مَنْ یَهْوَاكُمْ وَ لَا یَسْعَدُ مَنْ عَادَاكُمْ وَ لَا أَجِدُ أَحَداً أَفْزَعُ إِلَیْهِ خَیْراً لِی مِنْكُمْ... .<ref>شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، ج۲، ص۵۹۰؛ طوسی، مصباح المتهجد، ج۲، ص۷۴۴. </ref> شما خاندانی هستید که دوستدار شما سعادتمند می شود و کسی که به سوی شما بیاید خسران نمی بیند و روی آورنده به سوی شما ضرر نمی کند و دشمن شما هیچ گاه سعادتمند نمی شود و کسی را نمی یابم که در پناه بردن به او بهتر از شما برای من باشد. ==== د) فواید و نتایج زیارت ==== آنچه زائر بر اثر زیارت به آن خواهد رسید را می توان در چند محور مهم و اساسی بیان کرد: ===== یک- ادای مزد رسالت ===== قرآن کریم از قول رسول خدا۹ می فرماید: (قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّه فِي الْقُرْبى)؛<ref>شوری: ۲۳. </ref> «بگو: من هیچ گونه اجر و پاداشی از شما بر این دعوت درخواست نمی کنم، جز دوست داشتن نزدیکانم (اهل بیتم)». یکی از راه های ادای حق رسول خدا۹ زیارت ایشان و خاندان مطهرشان است؛ چنان که امام رضا۷ فرمود: «هر امامی بر گردن پیروان خود حقی دارد و از تمام وفای به این حق زیارت امام توسط پیروان او می باشد».<ref>کلینی، الكافی، ج۴، ص۵۶۷؛ شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، ج۲، ص۵۷. </ref> ===== دو- اعلان تولی و تبری و پذیرش ولایت الله ===== اگر برائت از دشمنان خدا و رسول خدا۹ و خاندان پیامبر واجب است (که واجب است)، مسلمانان باید آن را در رفتار خود ظهور و بروز دهند. زیارت یکی از مصادیق بارز عملی است که تولی و تبرای زائر را نشان می دهد؛ چنان که امام باقر۷فرمود: «تَمامُ الحَجِّ لِقاءُ الاِمام».<ref>حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۱۰، ص۲۵۴. </ref> نیز در روایتی دیگر فرمود: «اِنمَا اُمُرُوا اَن یَطُوفُوا بِهَذه ِالاَحجَار ِثُم یَاتُونَا فَیُعَلِمُونا وِلَایتَهُم»؛<ref>همان. </ref> «جز این نیست که این مردم مأمور شده اند که گرد این سنگ ها طواف کنند. سپس نزد ما بیایند و ولایتشان را به ما اعلام کنند». کسی که به حج اکتفا کند و اعلام ولایت نکند نتوانسته به طور کامل وارد دایره ولایت الهی شود. ===== سه- رسیدن به قرب پروردگار ===== زیارت ائمه معصوم: زائر را به زیارت پروردگار - که همان قرب الهی است - می رساند. اباصلت هروی می گوید: به امام رضا۷ عرض کردم: ای پسر رسول خدا، نظر شما درباره این روایت چیست: «أَنَّ الْمُؤْمِنِينَ يَزُورُونَ رَبَّهُمْ مِنْ مَنَازِلِهِمْ فِي الْجَنَّه»؛ «مؤمنین از منازلشان در بهشت پروردگارشان را زیارت می کنند». امام رضا۷ فرمود: ای اباصلت، خداوند تبارک و تعالی برتری داد محمد۹ را بر جمیع خلقش از پیامبران و ملائکه و طاعت او را طاعت خود، و متابعت او را متابعت خود قرار داد و زیارت او را در دنیا و آخرت زیارت خود شمرد و فرمود: کسی که پیامبر را اطاعت کند خدا را اطاعت کرده است و فرمود: کسانی که با تو بیعت می کنند. با خدا بیعت می کنند، دست خدا بالای همه دست هاست و پیامبر خدا۹ فرمود: کسی که من را در حیاتم یا بعد از مرگم زیارت کند مانند آن است که خدا را زیارت کرده است. درجه پیامبر۹ در بهشت بالاترین درجه است. پس کسی که از منزلش ایشان را در درجه اش در بهشت زیارت کند مانند آن است که خدا را زیارت کرده است.<ref>«يَا أَبَا الصَّلْتِ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى فَضَّلَ نَبِيَّهُ محمد [مُحَمَّداً]۹ عَلَى جَمِيعِ خَلْقِهِ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الْمَلَائِكَه وَ جَعَلَ طَاعَتَهُ طَاعَتَهُ وَ مُتَابَعَتَهُ مُتَابَعَتَهُ وَ زِيَارَتَهُ فِي الدُّنْيَا وَ الْآخِرَه زِيَارَتَهُ فَقَالَ عَزَّ وَ جَلَ مَنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطاعَ اللَّهَ وَ قَالَ إِنَّ الَّذِينَ يُبايِعُونَكَ إِنَّما يُبايِعُونَ اللَّهَ يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ وَ قَالَ النَّبِيُّ۹ مَنْ زَارَنِي فِي حَيَاتِي أَوْ بَعْدَ مَوْتِي فَقَدْ زَارَ اللَّهَ جَلَّ جَلَالُهُ وَ دَرَجَه النَّبِيِّ۹ فِي الْجَنَّه أَرْفَعُ الدَّرَجَاتِ فَمَنْ زَارَهُ إِلَى دَرَجَتِهِ فِي الْجَنَّه مِنْ مَنْزِلِهِ فَقَدْ زَارَ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى» (شیخ صدوق، التوحید، ص۱۱۷؛ شیخ صدوق، الأمالی، ص۴۶۰؛ طبرسی، الاحتجاج، ج۲، ص۴۰۸). </ref> در حقیقت زیارت معصوم واسطه رسیدن به زیارت خداست و وقتی زیارت معصوم با شرایط خاص آن حاصل شود زیارت پروردگار محقق شده است. ===== چهار- تربیت زائر ===== زیارت می تواند زائر را در جهت شناختی، رفتاری و عاطفی تربیت کند و نگاه او را به جهان و عوامل مؤثر در آن تغییر دهد. در زیارت امام حسین۷ آمده است: أَنْقَلِبُ عَلَى مَا شَاءَ اللَّهُ، لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّه إِلَّا بِاللَّهِ، مُفَوِّضاً أَمْرِی إِلَى اللَّهِ، مُلْجِئاً ظَهْرِی إِلَى اللَّهِ، مُتَوَكِّلًا عَلَى اللَّهِ، وَ أَقُولُ حَسْبِیَ اللَّهُ وَ كَفَى.<ref>ابن مشهدى، المزار الکبیر، ص۲۲۱. </ref> بازمی گردم به آنچه خواست خداست. حول و قوه ای نیست، جز قدرت پروردگار. امورم را به خدا واگذار می کنم به خدا پناه می برم و بر خدا توکل می کنم و می گویم: خدا کفایت کننده است. همچنین زیارت رفتار زائر را با خدا، اولیای خدا و سایر بندگان متحول کند؛ چنان که در زیارت حضرت زهرا ۳ آمده است: أَنِّی رَاضٍ عَمَّنْ رَضِیتِ عَنْهُ سَاخِطٌ عَلَى مَنْ سَخِطْتِ عَلَیْهِ مُتَبَرِّئٌ مِمَّنْ تَبَرَّأْتِ مِنْهُ مُوَالٍ لِمَنْ وَالَیْتِ مُعَادٍ لِمَنْ عَادَیْتِ مُبْغِضٌ لِمَنْ أَبْغَضْتِ مُحِبٌّ لِمَنْ أَحْبَبْتِ وَ كَفى بِاللَّهِ شَهِیداً وَ حَسِیباً وَ جَازِیاً وَ مُثِیباً.<ref>شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، ج۲، ص۵۷۳. </ref> هرآینه من راضی هستم از کسی که تو از آن راضی هستی، خشمگینم از کسی که تو از او خشمگینی و برائت می جویم از کسی که تو از او برائت می جویی. دوست دارم آن را که تو دوست داری. دشمن دارم آن کسی را که تو دشمن داری. بغض می ورزم به کسی که مبغوض توست دوستدار کسی هستم که او را دوست داری شهادت خداوند و حساب او و جزای او و ثواب او بر این امر کفایت می کند. افزون بر این زیارت عواطف و هیجانات زائر را متعادل می کند و باعث تخلیه هیجانی می شود. در زیارت امین الله به هر سه بعد شناختی، رفتاری و عاطفی اشاره شده است: خدایا، جان من را به تقدیرت مطمئن گردان. راضی به قضای خود ساز. دلبسته به ذکر و دعای خود نما. دوستدار دوستان برگزیده ات قرار ده. در زمین و آسمانت محبوب گردم و بر نزول بلایت صابر باشم و بر نعمت هایی که تفضل کرده ای شکرگزار، و بر عطایای سرشارت یادکننده، و مشتاق شادمانی دیدارت، و برگزیده توشه تقوا برای روز پاداش دهی ات، و پیماینده راه و رسم اولیایت، و دوری کننده از اخلاق دشمنانت، و روی گرداننده از دنیا به سبب حمد و ثنایت قرار بده.<ref>اللَّهُمَّ فَاجْعَلْ نَفْسِي مُطْمَئِنَّه بِقَدَرِكَ رَاضِيَه بِقَضَائِكَ مُولَعَه بِذِكْرِكَ وَ دُعَائِكَ مُحِبَّه لِصَفْوَه أَوْلِيَائِكَ مَحْبُوبَه فِي أَرْضِكَ وَ سَمَائِكَ صَابِرَه عَلَى نُزُولِ بَلَائِكَ شَاكِرَه لِفَوَاضِلِ نَعْمَائِكَ ذَاكِرَه لِسَوَابِغِ آلَائِكَ مُشْتَاقَه إِلَى فَرْحَه لِقَائِكَ مُتَزَوِّدَه التَّقْوَى لِيَوْمِ جَزَائِكَ مُسْتَنَّه بِسُنَنِ أَوْلِيَائِكَ [أَنْبِيَائِكَ ] مُفَارِقَه لِأَخْلَاقِ أَعْدَائِكَ مَشْغُولَه عَنِ الدُّنْيَا بِحَمْدِكَ وَ ثَنَائِك (ابن قولویه، کامل الزیارات، ص۴۰). </ref> فخر رازی در رساله الزياره القبور در فواید زیارت می گوید: در زیارت سه فایده به زائر بازمی گردد: یاد مرگ، عبرت گیری از مزور میت و شناخت قدرت پروردگار.<ref>عابدی، فلسفه زیارت، ترجمه رساله «زیاره القبور» ص۱۸. </ref> نیز سه فایده به مزور بازمی گردد: انتقال صفای زائر به مزور، انتقال صفای مزور به زائر و تجلی کمالات جزئیه ترابیه هر یک در دیگری.<ref>همان. </ref> ==== هـ) کتابشناسی زیارت ==== آثار بسیاری در زمینه زیارت در قرون اولیه اسلام روایات زیارت و زیارتنامه های وارد شده برای زیارت هر یک ازمعصومان: و فرزندان ایشان را جمع آوری کرده اند. در ادامه به معرفی اجمالی مهم ترین آثار قرون اولیه اسلام تا عصر حاضر می پردازیم: ===== یک- کامل الزیارات ===== کتاب کامل الزيارات تألیف شیخ ابوالقاسم، جعفر بن محمد مشهور به ابن قولویه قمى (متوفى ۳۶۷ق) است. این اثر ارزشمند با نام های مختلف شناخته می شود؛ چنان که نجاشى از این کتاب به الزيارات، و شیخ طوسی در کتاب فهرست به «جامع الزیارات» تعبیر کرده است.<ref>ابن قولویه، کامل الزیارات، مقدمه، ص۶. </ref> مشهورترین نام این کتاب كامل الزياره است. به آن كامل الزيارات و كتاب المزار نیز گفته اند؛ ولی در فهرست ها و چاپ های امروز كامل الزيارات نامیده شده است. این اثر از معتبرترین کتاب هاى روایى شیعه است که در طول هزار سال که از زمان نگارش آن مى گذرد پیوسته محل توجه علما و فقهاى شیعه بوده و روایات آن در منابع مهم روایى شیعه نقل، و به آن استناد شده است. این کتاب مجموعه روایاتى از ائمه: درباره شیوه زیارت رسول خدا۹ و دیگر امامان و امامزادگان: و ثواب و فضل آن است. ===== دو- کتاب المزار ===== مؤلف کتاب المزار ، ابوعبدالله محمد بن محمد بن نعمان عکبرى بغدادى معروف به شیخ مفید (۳۳۶- ۴۱۳ق) است. او از فقهای برجسته شیعه در نیمه دوم قرن چهارم هجرى است. این اثر با نام هاى المزار الصغير و مناسك المزار نیز شناخته می شود. شیخ مفید در كتاب المزار مجموعه روایات نقل شده درباره زیارت پیامبر۹ و ائمه معصوم: و آداب آن و زیارتنامه های نقل شده برای هر یک از معصومان: را جمع آورى کرده است. این کتاب از معتبرترین منابع زیارتى و دعا به شمار مى آید که علما و بزرگان شیعه به آن اعتماد و استناد کرده اند.<ref>مفید، کتاب المزار (مناسک المزار)، مقدمه، ص۱۲. </ref> ===== سه- مصباح المتهجد و سلاح المتعبد ===== کتاب مصباح المتهجد و سلاح المتعبد تألیف ابوجعفر محمد بن حسن معروف به شیخ طوسى (۳۸۵- ۴۶۰ق) است. شیخ طوسى در این کتاب روایات عبادات و زیارات و متن ادعیه و زیارات و بخشى از احکام فقهى مربوط به عبادات را که در طول سال مستحب است جمع آوری کرده است. این کتاب از متون معتبر روایى شیعه به شمار مى آید و از زمان نگارش تا حال پیوسته محل توجه علما و مردم بوده است. علماى بزرگ شیعه نیز آن را خلاصه، ترجمه و شرح کرده و تألیفات فراوانى درباره آن نگاشته اند. کتاب مصباح المتهجد همچنین از منابع مهم کتاب هاى دعا و زیارت و آثار علمای شیعه درباره دعا و زیارت، مانند مصباح كفعمى و اقبال الاعمال سید بن طاووس و مفاتيح الجنان شیخ عباس قمى، است. با توجه به استقبال فراوان از این کتاب شیخ طوسى، به منظور استفاده بهتر عموم از آن، خود تصمیم به خلاصه کردن آن گرفت و نام آن را مصباح المتهجد صغير نهاد. ===== چهار- المزار الکبیر ===== کتاب المزار الكبير اثر ابوعبداللّه محمد بن جعفر بن علی مشهدی حائری معروف به ابن مشهدی (متوفی ۶۱۰ق) کتابى جامع انواع و اقسام زیارات است که در مشاهد مشرفه معصومان: قرائت مى شود. این کتاب از کتبی است که عالمان بزرگی نظیر سید بن طاووس در مصباح الزائر، عبدالکریم بن طاووس در فرحه الغری و مجلسی در بحار الانوار به آن استناد کرده اند. علامه مجلسی گفته است: «از روایات آن فهمیدم که کتاب معتبری است».<ref>شهید اول، المزار، مقدمه، ص۶. </ref> ===== پنج- اقبال الاعمال ===== کتاب الإقبال بالأعمال الحسنه فيما يعمل مره في السنه، تألیف سیدرضى الدین، على بن موسى بن طاووس حلى (۵۸۹- ۶۶۴ق) است. جد هفتم ایشان، محمد بن اسحاق - که به سبب زیبایى و ملاحتش به طاووس مشهور شده بود - از سادات بزرگوار مدینه محسوب مى شد. کتاب حاضر شامل اعمال یازده ماه سال است. اعمال ماه رمضان نیز به دلیل اهمیت این ماه در کتابى دیگر با نام المضمار آمده که مصنف همراه با اقبال آن را در یک مجموعه عرضه کرده است. سید کتاب خویش را به ترتیب ماه هاى سال نگاشته، اما بر خلاف روش معمول، ابتداى سال را ماه مبارک رمضان دانسته است. ابن طاووس در سال ۶۵۰ هجرى در شصت سالگی در جوار امام حسین۷ کتاب اقبال را تألیف کرد و در سال هاى ۶۵۵ و ۶۵۶ چند باب به آن افزود.<ref>ابن طاووس، الاقبال الحدیثه، ج۱، ص۲۰. </ref> ===== شش- المزار ===== کتاب المزار تألیف شمس الدین محمد بن مکی معروف به شهید اول (۷۳۴ - ۷۸۶ق) - همان گونه که از نامش پیداست - منتخب زیارات، و درباره اعمال و آداب مشاهد مشرفه معصومان: است. این کتاب مشتمل بر دو باب است که ذیل هر باب چندین فصل و یک خاتمه آمده است. باب اول (فی الزیارات) هشت فصل و یک خاتمه دارد و هر فصل به زیارت معصومان دفن شده کنار هم می پردازد. خاتمه باب اول هم دارای چهار فصل است که به زیارات کوتاه و زیارت بعضی شخصیت ها و مؤمنان می پردازد. باب دوم هشت فصل و یک خاتمه دارد. فصول به زیارت مساجد پرداخته و خاتمه هم به زیارت مسلم، هانی و مختار اشاره کرده است. ===== هفت- البلد الأمین و الدرع الحصین ===== کتاب البلد الامین و الدرع الحصین تألیف شیخ تقی الدین ابراهیم بن على عاملى کفعمى (۸۴۰- ۹۰۵ق)، برادر شیخ شمس الدین محمد جبعى عاملى، جد شیخ بهایى است. مؤلف در این کتاب آداب واجب و مستحب اعمال عبادی (مانند آداب تخلى، آداب نماز و کفن و دفن میت)، و سپس ادعیه اوقات مختصه و ادعیه ایام هفته، و پس از آن اعمال و ادعیه ماه هاى سال را بیان، و از ماه شریف رجب آغاز کرده است. کفعمى زیارات متعددى براى پیامبر۹ و ائمه: ذکر کرده و زیارات ایام مخصوصه را با آداب آن، مانند غسل زیارت، آورده است. ===== هشت- مصباح کفعمى ===== کتاب جُنه الأمان الواقيه و جَنه الإيمان الباقيه معروف به مصباح کفعمی تألیف تقى الدین ابراهیم بن على عاملی معروف به کفعمى (۸۴۰- ۹۰۵ق) در موضوع ادعیه و زیارات است که پس از البلد الأمين نوشته شده و در حقیقت منتخب و خلاصه اى از آن است. کفعمى کتاب مصباح را در سال ۸۹۵ هجرى یعنى ده سال پیش از وفات تألیف کرده است. پیش از انتشار مصباح کفعمی مصباح المتهجد شیخ طوسى مقبولیت بسیار بالایی داشت و نسخه ای از آن در اکثر خانه ها یافت مى شد، اما با آمدنِ مصباح کفعمى، مصباح شیخ طوسی نسخ شد. کتاب مصباح پنجاه فصل دارد که بحث زیارات از فصل ۴۱ آن شروع شده و پس از آن ایام سال با ذکر ولادت ها و شهادت هاى ائمه: آمده است.<ref>کفعمی، المصباح، ص۳ - ۴. </ref> ===== نه- زاد المعاد ===== کتاب زاد المعاد اثر علامه محمدباقر مجلسى، شامل ادعیه و اعمال کثیره وارد شده درباره ایام و لیالى در کتب ادعیه است. علامه این کتاب را در سال ۱۱۰۷ قمری در اواخر عمر شریفشان به زبان عربى نوشتند. در پایان این کتاب، کتاب دیگرى در حاشیه زاد المعاد، تحت عنوان مفتاح الجنان، درباره تعقیبات نمازها و زیارات مختلف درباره ائمه و اعمال مربوط به اماکن مشرفه آنان و دعاهای وارد شده در دفع بعضى امراض و آلام از اهل بیت به سند صحیح چاپ شده است. مؤلف مى گوید: چون از ائمه معصومین ادعیه و اعمال کثیرى نقل شده و من هم اکثر آنها را در کتاب بحار الانوار جمع کرده ام و دیدم که تحصیل آنها و عمل به آن براى اغلب مردم به سبب اشتغال آنان به مشاغل دنیوى میسر نیست، لذا دوست داشتم که در این رساله منتخبى از اعمال سنه و فضایل ایام و لیالى شریفه و اعمالى که به سند صحیح و معتبر وارد شده را بیاورم تا عامه مردم از برکات آن محروم نمانند. اصل کتاب زاد المعاد در چهارده باب و یک خاتمه تدوین، و در ادامه، مفتاح الجنان - که در حاشیه زاد المعاد بوده - به آن افزوده شده است. در باب یازدهم کتاب زیارات رسول اکرم۹ و ائمه هدى: آمده است. ===== ده- تحفه الزائر ===== نویسنده تحفه الزائر علامه محمدباقر مجلسی است. ازآنجاکه ثواب زیارت پیامبر اکرم۹ و ائمه: در احادیث بسیاری آمده و بیشتر کتب زیارت به زبان عربی نوشته شده است، ایشان در صفر سال ۱۰۸۵ قمری<ref>مجلسی، تحفه الزائر، ص۴۳. </ref> تصمیم گرفت کتابی در زمینه آداب زیارت نقل شده از معصومان به زبان فارسی بنویسد.<ref>درگاهی، کتاب شناسی علامه مجلسی، ص۱۷۶. </ref> علامه اظهار می دارد که تنها زیارات دارای سند معتبر را در این کتاب نقل کرده است.<ref>انصاری قمی، «کتابشناسی تألیفات علامه مجلسی»، مجله مشکوه، زمستان۱۳۶۹ش، شماره۲۹. </ref> این کتاب دوازده باب و یک خاتمه دارد. ===== یازده- مفاتیح الجنان ===== کتاب مفاتیح الجنان تألیف شیخ عباس بن محمدرضا قمی (۱۲۹۴ - ۱۳۵۹ق)، مشهور به شیخ عباس قمی و محدث قمی، است. شیخ عباس قمی خود می گوید مفاتیح الجنان را به انگیزه اصلاح مفتاح الجنان علامه مجلسی، که در آن زمان رایج و دعاهای بدون سند بوده، نوشته است: «برادران دینی از من خواسته اند که دعاهای سنددار کتاب مفتاح الجنان را جدا نموده به همراه سایر دعاهای معتبر بنویسم».<ref>قمی، مفاتیح الجنان، ص۱۲. </ref> شیخ عباس قمی این اثر را با بهره گرفتن از آثار گذشتگان در سه باب دسته بندی کرده است. ایشان در باب سوم، که درباره زیارات است، ابتدا مطالبی درباره آداب سفر و زیارت و نیز اذن دخول به حرم ها ذکر کرده است. سپس در ابتدا زیارت رسول خدا۹، و پس از آن زیارت حضرت زهرا۳، و سپس زیارت ائمه بقیع: را آورده است. طولانی ترین بخش این باب به زیارت امام حسین۷ اختصاص دارد. سپس زیارت سایر معصومان: و زیارت بعضی امامزادگان (مانند حضرت عباس۷، علی اکبر۷، فاطمه معصومه ۳ و عبدالعظیم حسنی۷) و بعضی بزرگان (مانند حمزه، مسلم و فاطمه بنت اسد) و زیارت اماکن مقدس و مساجد آمده است. === منابع برای مطالعه بیشتر === ۱. جمعی از نویسندگان، زیارت (مجموعه مقالات رد شبهات زیارت)، نشر مشعر. ۲. سیدمحمد بن علوی مالکی، زیارت پیامبر ۹ بدعت یا زیارت، ترجمه مرکز تخصصی ترجمان دینی، نشر مشعر. ۳. علی اصغر رضوانی، وهابیت و مسئله قبور، نشر مشعر. ۴. جمعی از محققین، مجموعه مقالات زیارت، ج۱ و ۲، نشر مشعر. ۵. داود حسینی، آموزه های تربیتی زیارت معصومان:، نشر مشعر. === خلاصه درس === ۱. «آداب» عبارت است از تجاوز نکردن از حد و انجام دادن عمل به گونه ای که از سرزنش محفوظ بماند. «زیارت» به معنای قصد کردن و دیدار کردنی است که در آن میل و گرایش نهفته باشد. «اسرار» نیز به معنای پوشیده و پنهان، و مترادف آن «حکمت» و «فلسفه» است. ۲. ارکان سه گانه زیارت عبارتند از: زائر (زیارت کننده)، مزور (زیارت شونده) و قصد (نیت زیارت). ۳. همه ادیان الهی و غیر الهی زیارت را یکی از رفتارهای عبادی دانسته و آن را پذیرفته اند. ۴. قرآن کریم در آیه ۶۴ نساء رفتن نزد رسول خدا۹ و طلب مغفرت را سبب آمرزش قرار داده و این دلیل بر مشروعیت زیارت از منظر قرآن است. ۵. در منابع روایی فریقین روایات متعددی بر توصیه به زیارت و مساوی بودن حیات و ممات رسول خدا۹ در این موضوع دارد. ۶. مهم ترین اهداف زیارت عبارتند از: کسب معرفت به خداوند از طریق مزور به عنوان باب الله، مشابهت و رنگ شدن با مزور در رفتار و اخلاق و دریافت فیض الهی از طریق مزور در جایگاه واسطه فیض خدا وند. ۷. مهم ترین فواید و نتایج زیارت عبارتند از: ادای مزد رسالت و اعلان دوستی و وفاداری به مزور، اعلان تولی و تبری و قرار دادن خود زیر پرچم ولایت الهی، رسیدن به قرب پروردگار به وسیله ارتباط با مزور و رسیدن به تربیت الهی در سایه آشنایی با اهداف و فضایل اخلاقی مزور. ۸. زیارتنامه ها به دو دسته مأثور (صادرشده از معصوم) و غیر مأثور (برساخته علما از روی زیارات مأثور) تقسیم می شود که البته زیارتنامه های مأثور بر غیر مأثور اولویت دارند. ۹. منابع تألیفی در زمینه زیارتنامه عبارتند از: کامل الزیارات، کتاب المزار، مصباح المتهجد، المزار الکبیر، اقبال الاعمال، المزار، البلد الامین، مصباح کفعمی، زاد المعاد، تحفه الزائر و مفاتیح الجنان. === سؤالات درس جهت خودآزمایی === ۱. ارکان زیارت را توضیح دهید. ۲. بنا بر روایات، زیارت در حال حیات و ممات معصومان: چه تفاوتی دارند؟ ۳. چگونه می توان از آیه ۶۴ نساء جواز زیارت را استفاده کرد؟ ۴. دو فلسفه و هدف زیارت را توضیح دهید. ۵. سه فایده و نتیجه زیارت را شرح دهید. ۶. فرق زیارت مأثور و غیر مأثور چیست؟ ۷. زیارات مأثور به چند دسته تقسیم می شود؟ ۸. چند نمونه از زیارات مأثور را نام ببرید. ۹. نویسنده کتاب مصباح المتهجد کیست؟ این کتاب در چه قرنی تألیف شده است؟ ۱۰. سید بن طاووس کدام اثر را در زمینه زیارات تألیف کرده است؟
خلاصه:
لطفاً توجه داشته باشید که همهٔ مشارکتها در ویکی حج منتشرشده تحت Creative Commons Attribution-NonCommercial-ShareAlike در نظر گرفتهمیشوند (برای جزئیات بیشتر
ویکی حج:حق تکثیر
را ببینید). اگر نمیخواهید نوشتههایتان بیرحمانه ویرایش و توزیع شوند؛ بنابراین، آنها را اینجا ارائه نکنید.
شما همچنین به ما تعهد میکنید که خودتان این را نوشتهاید یا آن را از یک منبع با مالکیت عمومی یا مشابه آزاد آن برداشتهاید (برای جزئیات بیشتر
ویکی حج:حق تکثیر
را ببینید).
کارهای دارای حق تکثیر را بدون اجازه ارائه نکنید!
لغو
راهنمای ویرایش
(در پنجرهٔ تازه باز میشود)
جستجو
جستجو
در حال ویرایش
کتاب: درسنامه آداب زیارت
(بخش)
افزودن مبحث