پرش به محتوا
منوی اصلی
منوی اصلی
انتقال به نوار کناری
نهفتن
ناوبری
تغییرات اخیر
مقالهٔ تصادفی
جستجو
جستجو
ظاهر
ایجاد حساب
ورود
ابزارهای شخصی
ایجاد حساب
ورود
صفحههایی برای ویرایشگرانی که از سامانه خارج شدند
بیشتر بدانید
مشارکتها
بحث
در حال ویرایش
کتاب: درسنامه آداب زیارت
(بخش)
صفحه
بحث
فارسی
خواندن
ویرایش
ویرایش مبدأ
نمایش تاریخچه
ابزارها
ابزارها
انتقال به نوار کناری
نهفتن
عملها
خواندن
ویرایش
ویرایش مبدأ
نمایش تاریخچه
عمومی
پیوندها به این صفحه
تغییرات مرتبط
بارگذاری پرونده
صفحههای ویژه
اطلاعات صفحه
در پایگاههای دیگر
ویکیشیعه
دانشنامه اسلامی
امامت پدیا
ویکیپاسخ
ویکی حسین
ظاهر
انتقال به نوار کناری
نهفتن
هشدار:
شما وارد نشدهاید. نشانی آیپی شما برای عموم قابل مشاهده خواهد بود اگر هر تغییری ایجاد کنید. اگر
وارد شوید
یا
یک حساب کاربری بسازید
، ویرایشهایتان به نام کاربریتان نسبت داده خواهد شد، همراه با مزایای دیگر.
بررسی ضدهرزنگاری. این قسمت را پر
نکنید
!
=== ۱. مفهوم شناسی === ==== الف) آداب ==== ===== یک- تعریف لغوی ===== «آداب» جمع «ادب» در لغت به معانی مختلف مانند حسن خلق، انجام خوبی ها و ریاضت نفس<ref>زبیدی، تاج العروس، ج۱، ص۲۴۶؛ طبرسی، مجمع البیان، ج۲، ص۵؛ مصباح المنیر، ج۲، ص۹. </ref> آمده است. همچنین ادب را ادب گفته اند؛ چون مردم را به سوی امور پسندیده تأدیب می کند و از امور قبیح نهی می کند.<ref>تاج العروس، ج ۱، ص۲۹۶. </ref> ==== دو- تعریف اصطلاحی ==== در تعریف اصطلاحی ادب اختلاف بسیاری وجود دارد؛<ref>همان؛ طبرسی، الآداب الدینیه للخزانه المعینیه، ص۱۹۹؛ دیلمی، ارشاد القلوب الی الصواب، ترجمه عبدالحسین رضایی، ص۳۸۳؛ طباطبائی، المیزان، ج۶، ص۲۵۶. </ref> اما یک مفهوم کلی که از همه این تعاریف برداشت، و در مقام تعریف ادب ارائه می شود عبارت است از: حفظ حد و اندازه هر چیز و تجاوز نکردن از آن؛ به گونه ای که فرد با رعایت آن خود را از سرزنش حفظ می کند. فعل با این شکل و هیئت را مؤدبانه مى نامند. در این اثر آداب به مجموعه دستورالعمل ها و توصیه هایی گفته می شود که شارع مقدس رعایت آنها را هنگام زیارت اولیای خدا مستحب شمرده است و سبب کمال عمل و تأثیرگذاری بیشتر زیارت می شود. بسیاری از آداب اجتماعی به زمان بستگی دارند و درون فرهنگْ تکامل یا حتی تعادل می یابند. آداب مناسب در یک فرهنگ ممکن است در فرهنگ دیگر ناپسند یا تعجب آور باشد؛ مثلاً از آداب تلاوت قرآن میان مسلمانان این است که مؤدبانه رو به قبله بنشینند؛ اما در مسیحیت از آداب تلاوت انجیل این است که بایستند؛ اما آداب زیارت برگرفته از دستورهای شارع مقدس است و زمان و تحولات اجتماعی تأثیری در آن ندارد. ==== ب) زیارت ==== ===== یک- تعریف لغوی ===== «زیارت» در لغت مصدر ماده «زارَ، یَزورُ» به معنای قصد کردن و دیدار کردن است.<ref>طریحی، مجمع البحرین، ج۲، ص۳۰۵؛ زبیدی، تاج العروس، ج ۶، ص۴۷۷ و ۴۸۳؛ ابن منظور، لسان العرب، ج۴، ص۳۳۵. </ref> در ریشه این واژه، مفهوم میل و عدول نهفته است؛<ref>سیاح، فرهنگ بزرگ جامع نوین، ص۷۹۰؛ راغب اصفهانی، مفردات الفاظ القرآن الکریم، ص۳۸۶ - ۳۸۷، ماده الزَّور (فتح واو). </ref> گویى زیارت کننده از دیگران روى گردانده و به سوى زیارت شونده تمایل و قصد کرده است.<ref>مصطفوی، التحقیق فی کلمات قرآن الکریم، ج۴، ص۳۶۴؛ قرشی، قاموس قرآن، ج۳، ص۱۸۹. </ref> واژه «زائر» اسم فاعل این ماده و به معنای مطلق زیارت کننده، و «مزور» اسم مفعول آن و به معنای مطلق زیارت شونده ، و «مزار» اسم مکان و به معنای مطلق زیارتگاه است. ماده زیارت در قرآن کریم تنها یک بار به کار رفته است: (حَتَّى زُرْتُمُ الْمَقابِرَ)؛<ref>تکاثر: ۲. </ref> «تا آنجا که به دیدار قبرها رفتید»؛ ولی در روایات کاربرد فراوانی دارد. زیارت نوعی عبادت است و ویژگی اعمال عبادی، یعنی قصد تقرب زائر، در آن شرط است.<ref>علامه حلی، تذکره الفقهاء، ج۸، ص۴۴۹. </ref> ===== دو- تعریف اصطلاحى زیارت ===== مفهوم اصطلاحى معمولاً در ساحت علمى و دینى یا در باور و فرهنگ عرفى مطرح مى شود و فراتر از معناى لغوی است؛ چنان که در خصوص زیارت چنین است. زیارت اصطلاحی دینى است و مفهوم آن همواره بار دینى داشته و با قصد آیین گزار همراه بوده است. ازاین رو بعضی صاحب نظران زیارت را این گونه تعریف کرده اند: زیارت قصد کردن کسی یا چیزی با گرایش قلبى و انس روحى است.<ref>طریحی، مجمع البحرین، ج۲، ص۳۰۵؛ فیومی، المصباح المنیر، ج۲، ص۲۶۰ . </ref> در حدیثی آمده است: «تَزَاوَرُوا وَ تَلَاقَوْا وَ تَذَاكَرُوا أَمْرَنَا وَ أَحْيُوهُ»؛<ref>ابن قولویه، کامل الزیارات، ص۱۴۷. </ref> «یکدیگر را زیارت و ملاقات، و امر ما را یاد و احیا کنید». با توجه به تعریف ارائه شده، زیارت از سه رکن تشکیل شده است: اول، زائر: شخصى که میل و گرایش به چیزى یا کسى دارد. دوم، مزور یا زیارت شونده: شخص یا شیئی مقدس (مانند خداوند، رسول خدا٩، خاندان ایشان، سایر انبیای الهی، مؤمنان) یا اشیا و اماکن مقدس (مانند کعبه، مسجد و مقامات مرتبط با اولیای الهی)؛ چنان که در ادعیه می خوانیم: «اللَّهُمَّ اجْعَلْنِي مِنْ زُوَّارِكَ ».<ref>طوسی، تهذیب الأحکام، ج۲، ص۱۲۳. </ref> یا در ادعیه ماه رمضان می خوانیم: اللَّهُمَّ ارْزُقْنِی حَجَّ بَیْتِكَ الْحَرَامِ فِی عَامِی هَذَا وَ فِی كُلِّ عَامٍ مَا أَبْقَیْتَنِی فِی یُسْرٍ مِنْكَ وَ عَافِیَه وَ سَعَه رِزْقٍ وَ لَا تُخْلِنِی مِنْ تِلْكَ الْمَوَاقِفِ الْكَرِیمَه وَ الْمَشَاهِدِ الشَّرِیفَه وَ زِیَارَه قَبْرِ نَبِیِّكَ صَلَوَاتُكَ عَلَیْهِ وَ آلِهِ.<ref>ابن طاووس، إقبال الأعمال، ج۱، ص۲۴. </ref> خدایا حج خانه محترمت را روزیم گردان در این سال و در هر سال تا وقتی که زنده ام در حالی که در آسانی از جانب تو هستم و دارای عافیت و روز فراوانم. من را از این توقفگاه های محترم و مشاهد شریف محروم نساز و زیارت قبر پیامبرت را که درود خدا بر ایشان و آلش باد روزیم گردان. سوم، گرایش قلبى: خصیصه اى نفسانى که با تکریم و تعظیم و انس گرفتن با مزور همراه است. روشن است که هر یک از این ارکان سه گانه اگر مختل شود، زیارت تحقق نمى یابد. در این تحقیق مقصود ما از مزور تنها معصومان :، و مراد از زائر نیز فقط زیارت کنندگان این بزرگواران، و مقصود از مزار و زیارتگاه نیز تنها حرم مطهر این اولیای الهی - و نه حتی کعبه - است. ==== ج) اسرار ==== «سرّ» (جمع آن «اسرار») به معناى چیزى پوشیده و نهان است<ref>ابن فارس، معجم مقائیس اللغه، ج۳، ص۶۷؛ ابن منظور، لسان العرب؛ ج ۴؛ ص۳۵۶؛ زبیدی، تاج العروس، ج ۶،ص۵۱۱؛ راغب اصفهانی، المفردات، ص۴۰۴. </ref> و از آن جهت که «حکمت و چرایی» احکام معمولاً مستور است، به آن «سر» می گویند.<ref>معاونت امور روحانیون حوزه نمایندگی حج، فرهنگ نامه اسرار و معارف حج، ص۱۴. </ref> بنابراین کاربرد سرّ به جهت پنهان بودن حکمت هاست. گاهی به جای اسرار از کلمه «فلسفه» و «علت» هم استفاده می شود: یک، فلسفه: <ref>«فلسفه» کلمه ای یونانى، و مرکب از«فیلا» و«سوفیا» به معناى دوستدار دانش است. این کلمه در آغاز به مجموعه علوم، و سپس به علوم عقلى اطلاق مى شد و در زمان حاضر افزون بر کاربرد آن در بحث «هستى شناسى» در هر جا که «چیستى» و «چرایى» چیزى محل پرسش باشد به کار مى رود. </ref> در بحث حاضر فلسفه به معناى «حکمت» احکام و پرداختن به غرض ها و فواید تشریع یک حکم است. دو، علت: علت سبب یک چیز به صورت سبب تام یا سبب ناقص است. در موضوع فلسفه و اسرار حج اگر از «علت» سخن به میان می آید، مقصود علت ناقصه است.<ref>معاونت امور روحانیون، حوزه نمایندگى ولى فقیه در امور حج و زیارت، درسنامه پیش درآمدى بر فرهنگ نامه اسرار و معارف حج. </ref> ==== د) زیارتنامه ==== زیارتنامه های معصومان: و فرزندان آنان (امامزادگان) به دو دسته تقسیم می شوند: زیارتنامه های مأثور و زیارتنامه های غیر ماثور. ===== یک- زیارتنامه مأثور ===== زیاراتی که از معصومان: نقل شده است را زیارات مأثور می نامند. «أثَرَ الحدیث» به معنای نقل کردن حدیث و روایت، و «أثَرَ» به معنای نقل کرده است، می باشد.<ref>زبیدی، تاج العروس، ج۶، ص۸؛ ابن منظور، لسان العرب، ج۴، ص۶. </ref> در منابع روایی در ابواب مختلف بر خواندن ادعیه، اذکار و زیارتنامه های مأثور تصریح شده است.<ref>حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۳، ص۴-۷، ۱۰-۱۴. </ref> عبدالله بن سنان می گوید امام صادق۷ فرمود: به زودی با شبهه هایی مواجه می شوید که نه نشانه ای وجود دارد که راه را به شما نشان دهد و نه رهبر هدایتگری که دست شما را بگیرد و از شبهه بیرون بیاورد. [در آن زمان] کسی از این شبهات نجات پیدا نمی کند، مگر کسی که دعای غریق را بخواند. از حضرت سؤال کردم که دعای غریق چیست؟ حضرت فرمود: این دعا را بخوان: «یَا اللَّهُ یَا رَحْمَانُ یَا رَحِیمُ یَا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَى دِینِكَ». من همانجا دعا را تکرار کردم و گفتم: «یَا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ وَ الْأَبْصَارِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَى دِینِكَ» [کلمه «الابصار» را به آن اضافه کردم]. حضرت فرمود: شکی نیست که خدا مقلب القلوب و الابصار است؛ ولی همان طور که گفتم تکرار کن.<ref>سَتُصِیبُكُمْ شُبْهَه فَتَبْقَوْنَ بِلَا عَلَمٍ یُرَى وَ لَا إِمَامِ هُدًى، لَا یَنْجُو مِنْهَا إِلَّا مَنْ دَعَا بِدُعَاءِ الْغَرِیقِ قُلْتُ وَ كَیْفَ دُعَاءُ الْغَرِیقِ؟ قَالَ تَقُولُ «یَا اللَّهُ یَا رَحْمَانُ یَا رَحِیمُ یَا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَى دِینِكَ» فَقُلْتُ «یَا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ وَ الْأَبْصَارِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَى دِینِكَ» فَقَالَ۷ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ مُقَلِّبُ الْقُلُوبِ وَ الْأَبْصَارِ وَ لَكِنْ قُلْ كَمَا أَقُولُ یَا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَى دِینِكَ (ابن طاووس، مهج الدعوات، ص۳۳۲). </ref> شاید تصور شود اضافه کردن «و الأبصار» به دعا نامربوط نیست؛ اما باید توجه کرد که ارتباط لفظ با هدف یکی از موضوعات مهمی است که اهل بیت به آن آگاه بودند. در دعایی که امام مطرح می کند هدایت و رفع شبهه منظور است. ایشان فرمود: درست است که خدا مقلب القلوب و الابصار است و هم دل ها و هم چشم ها را می گرداند و این طرف و آن طرف می کند؛ اما هنگام شبهه دل سرگردان می شود، نه چشم. باید همان را که امام گفته است بگویی تا به آنچه نیاز داری برسی. بنابراین در زیارت های مأثور از ائمه باید دقیقاً همان قالب رسیده از آنها را مراعات کرد و حتی یک واو پس و پیش نکرد. حفظ قالب چنان مهم بوده که محدثان نسخه بدل را - در صورت وجود - کنار متن اصلی می نوشته اند تا از نقل معصومان: تخلف نکنند. فقها هم به خواندن زیارتنامه های مأثور توصیه کرده اند؛ چنان که فیض کاشانی در مفاتیح الشرایع می گوید: «و أن یزور بالمأثور، و یكفی التسلیم و الحضور».<ref>فیض کاشانی، مفاتیح الشرائع، ج۱، ص۳۹۸ . </ref> وی همچنین در کتاب النخبه می گوید: «و یزور بالمأثور سیما الجامعه، و یكفی الحضور و التسلیم».<ref>فیض کاشانی، النخبه، ص۱۷۲. </ref> صاحب جواهر در نقد کلام شهید ثانی در آداب ورود به مسجدالنبی و زیارت رسول خدا۹ (و یسلم علیه و یزوره بالمأثور أو بما حضور؛ بر مزور سلام می کند و با مأثور و یا آنچه حضور ذهن دارد او را زیارت می کند) می گوید: بر تو پوشیده نماند که استفاده کردن از زیارات مأثور در کیفیت زیارت رسول خدا۹ جامع تر است.<ref>نجفی، جواهر الکلام، ج۲۰، ص۸۴. </ref> زیارات مأثور به چند دسته تقسیم می شود. به یک اعتبار می توان زیارات را به مطلقه و خاصه تقسیم کرد. زیارات مطلقه (غیر موقته) زیاراتی است که برای زیارت در زمان خاصی وارد نشده است؛ مثلاً برای امیرالمؤمنین۷ پنج زیارت مطلقه نقل شده است؛ اما زیارات مخصوصه (موقته) زیاراتی است که برای زیارت معصوم در زمان خاصی وارد شده است؛ مانند زیارت امیرالمؤمنین۷ در روز غدیر<ref>ثقفی، الغارات، ج۲، ص۸۶۰؛ ابن مشهدی، المزار الکبیر، ص۲۶۳ (مسندا). </ref> و زیارت امیرالمؤمنین۷ در روز میلاد رسول خدا۹،<ref>مجلسی، زاد المعاد، ج۱، ص۲۶۰. </ref> همچنین زیارت مخصوص امام حسین۷ در روز نیمه شعبان<ref>کفعمی، بلد الامین، ج۱، ص۲۸۴. </ref> یا زیارت اربعین مخصوص زیارت امام حسین۷ در روز اربعین.<ref>قمی، مفاتیح الجنان، ص۶۴۲. </ref> به اعتبار دیگر می توان زیارات را به زیارت خاص و زیارات مشترک تقسیم کرد. زیارت خاص زیارتی است که با آن معصوم خاصی زیارت می شود؛ اما زیارت مشترک زیارتی است که همه معصومان: را می توان با آن زیارت کرد؛ مثلاً زیارت عاشورا و زیارت وارثْ مخصوص امام حسین۷، و زیارت آل یاسین مخصوص امام عصر/ است؛ اما زیارت جامعه کبیره یا زیارت امین الله را می توان در زیارت هر یک از ائمه خواند. . ===== دو- زیارتنامه غیر مأثور ===== بخشی از زیارتنامه های موجود زیارتنامه های غیر مأثور است؛ یعنی متن این زیارت از معصوم صادر نشده است، بلکه علما با توجه به شخصیت مزور از محتوا و متن زیارتنامه های مأثور بهره گرفته اند و زیارتنامه ای انشا کرده اند؛ مثلاً شیخ صدوق می گوید: بعد از زیارت رسول خدا۹ در مدینه در مکان روضهالنبی، حضرت زهرا ۳ را با این زیارتنامه زیارت کردم و هر چه گشتم زیارتنامه ای برای ایشان نیافتم. بنابراین خوب است با این زیارتنامه ای که انشا کردم حضرت زیارت شود.<ref>شیخ صدوق، من لایحضره الفقیه، ج۲، ص۵۷۲. </ref> زیارتنامه های امامزادگان، جز معدودی، از زیارتنامه های غیر مأثورند.
خلاصه:
لطفاً توجه داشته باشید که همهٔ مشارکتها در ویکی حج منتشرشده تحت Creative Commons Attribution-NonCommercial-ShareAlike در نظر گرفتهمیشوند (برای جزئیات بیشتر
ویکی حج:حق تکثیر
را ببینید). اگر نمیخواهید نوشتههایتان بیرحمانه ویرایش و توزیع شوند؛ بنابراین، آنها را اینجا ارائه نکنید.
شما همچنین به ما تعهد میکنید که خودتان این را نوشتهاید یا آن را از یک منبع با مالکیت عمومی یا مشابه آزاد آن برداشتهاید (برای جزئیات بیشتر
ویکی حج:حق تکثیر
را ببینید).
کارهای دارای حق تکثیر را بدون اجازه ارائه نکنید!
لغو
راهنمای ویرایش
(در پنجرهٔ تازه باز میشود)
جستجو
جستجو
در حال ویرایش
کتاب: درسنامه آداب زیارت
(بخش)
افزودن مبحث