تبرک به حضرت محمد(ص): تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| (۱۲ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
تبرک به حضرت محمد(ص) به معنای جستن برکت و خیر از آثار و نشانههای ایشان است؛ سنتی که ریشه در باور به قداست پیامبر و ارتباط او با عالم الهی دارد. مسلمانان از آغاز اسلام، تبرک را راهی برای تقرب به خدا و بهرهمندی از فیض نبوی دانستهاند. این تبرک در جلوههای گوناگون نمود یافته است: گاه به آثار جسمانی پیامبر مانند مو، ناخن و عرق؛ گاه به وسایل شخصی ایشان همچون لباس، عبا و سجاده؛ و گاه به مکانهایی که با حضور یا عبادت پیامبر پیوند داشتهاند. استمرار این سنت در تاریخ اسلامی نشاندهنده جایگاه ویژه پیامبر در زندگی دینی مسلمانان است. | '''تبرک به حضرت محمد(ص)''' به معنای جستن برکت و خیر از آثار و نشانههای ایشان است؛ سنتی که ریشه در باور به قداست پیامبر و ارتباط او با عالم الهی دارد. مسلمانان از آغاز اسلام، تبرک را راهی برای تقرب به خدا و بهرهمندی از فیض نبوی دانستهاند. این تبرک در جلوههای گوناگون نمود یافته است: گاه به آثار جسمانی پیامبر مانند مو، ناخن و عرق؛ گاه به وسایل شخصی ایشان همچون لباس، عبا و سجاده؛ و گاه به مکانهایی که با حضور یا عبادت پیامبر پیوند داشتهاند. استمرار این سنت در تاریخ اسلامی نشاندهنده جایگاه ویژه پیامبر در زندگی دینی مسلمانان است. | ||
==مفهوم تبرک== | ==مفهوم تبرک== | ||
{{اصلی|تبرک}} | {{اصلی|تبرک}} | ||
تبرک | تبرک در لغت به معنای خیر کثیر و فزونی،<ref>لسان العرب، ج10، ص395-396، «برک.</ref> سعادت<ref>نک: قاموس قرآن، ج1، ص189.</ref> و ثبات<ref>معجم مقاییس اللغه، ج1، ص227؛ الصحاح، ص1574، «برک.</ref> است. در اصطلاح طلب برکت و خیر الهی<ref>نک: تسهیل العقیدة الاسلامیه، ص334.</ref> که در یک موجود نهاده شده<ref>الموسوعة الفقهیة الکویتیه، ج10، ص69.</ref> و [[خداوند]] برای او امتیازها و مقامهایی خاص قرار داده میباشد،<ref>سلفیگری و پاسخ به شبهات، ص434.</ref> خواه این برکت مادی باشد و خواه معنوی.<ref>التبرک، جدیع، ص43.</ref> | ||
== تبرکجویی به پیامبر(ص) در سیره اهل بیت == | |||
در متون روایی و تاریخی، مواردی فراوان از تبرکجویی [[اهل بیت]] و امامان شیعه به پیامبر(ص) گزارش شده است. فاطمه، دختر پیامبر، پس از وفات ایشان بر مزارش حضور مییافت و خاک آن را به نشانه تبرک بر سر و صورت خویش میمالید.<ref>وفاء الوفاء، ج4، ص217؛ احقاق الحق، ج10، ص435.</ref> تبرکجویی به قبر شریف پیامبر، سیره پیوسته امامان معصوم و اهل بیت بوده است. | |||
در منابع روایی، تبرک [[امام حسین]]،<ref>الفتوح، ج5، ص18-19؛ بحار الانوار، ج44، ص328.</ref> [[امام صادق]]،<ref>بحار الانوار، ج97، ص150-153.</ref> [[امام رضا]]<ref>بحار الانوار، ج80، ص314؛ ج93، ص153.</ref> و [[امام جواد(ع)]]<ref>نک: الکافی، ج1، ص353؛ بحار الانوار، ج50، ص68.</ref> به مزار پیامبر گزارش شده است. [[امام حسن(ع)]] نیز وصیت نمود که در صورت امکان، کنار مزار رسول خدا به خاک سپرده شود.<ref>فضائل الخمسه، ج3، ص256.</ref> تبرک امام صادق(ع) به عصای پیامبر<ref>الکنی و الالقاب، ج1، ص27.</ref> و نیز تبرک حضرت علی به باقیمانده حنوط پیامبر<ref>المستدرک، ج1، ص361.</ref> شواهد دیگر این سیره است. از دیگر موارد برکتجویی اهل بیت، تبرک به سنگی در خانه حضرت زهرا است که محل نشستن ایشان بوده است.<ref>وفاء الوفاء، ج2، ص58.</ref> | |||
== تبرک به موی پیامبر == | == تبرک در سیره صحابه و تابعین == | ||
[[صحابه]] همزمان با پیامبر و بعد از وفات ایشان به وی تبرک میجستند. بررسی زندگانی پیامبر گرامی و چگونگی رفتار یاران ایشان حکایت از این دارد که مسلمانان در روزگار آغاز اسلام، به برکتجویی از وجود وی و امور متعلق به او اهتمام داشتهاند.<ref>تبرک الصحابه، ص15-17.</ref> | |||
=== تبرک به موی پیامبر === | |||
یکی از اشیای مورد اهتمام مسلمانان در تبرک<ref>صحیح مسلم، نووی، ج15، ص82.</ref> موهای پیامبر(ص) بوده است. اصحاب موی سر ایشان را برای تبرک و تیمن<ref>صحیح مسلم، ج7، ص79؛ صحیح مسلم، نووی، ج15، ص82.</ref> نزد خویش نگاه میداشتند.<ref>فتح الباری، ج6، ص148.</ref> آوردهاند هنگامی که رسول خدا موی سرش را اصلاح میکرد، اصحاب گرد او میگشتند و هر تار مویی که بر زمین میافتاد، برای تبرک برمیداشتند.<ref>بحار الانوار، ج17، ص32.</ref> [[خالد بن ولید]] برای تبرک و به امید پیروزی، در جنگها پیشانیبندی میبست که چند تار از موهای رسول خدا در آن قرار داشت.<ref>تاریخ الخمیس، ج2، ص151؛ سبل الهدی، ج2، ص16.</ref> احمد بن حنبل نیز به موی پیامبر تبرک میجسته است.<ref>صفة الصفوه، ج1، ص547.</ref> تبرک به عرق ایشان هم میان اصحاب گزارش شده است. تبرک [[انس بن مالک]]<ref>صحیح البخاری، ج7، ص140.</ref> و امّ سلیم<ref>صحیح البخاری، ج7، ص140؛ فتح الباری، ج6، ص417؛ صحیح مسلم، ج7، ص81.</ref> به عرق ایشان از گزارشهای معتبر در این زمینه است. | یکی از اشیای مورد اهتمام مسلمانان در تبرک<ref>صحیح مسلم، نووی، ج15، ص82.</ref> موهای پیامبر(ص) بوده است. اصحاب موی سر ایشان را برای تبرک و تیمن<ref>صحیح مسلم، ج7، ص79؛ صحیح مسلم، نووی، ج15، ص82.</ref> نزد خویش نگاه میداشتند.<ref>فتح الباری، ج6، ص148.</ref> آوردهاند هنگامی که رسول خدا موی سرش را اصلاح میکرد، اصحاب گرد او میگشتند و هر تار مویی که بر زمین میافتاد، برای تبرک برمیداشتند.<ref>بحار الانوار، ج17، ص32.</ref> [[خالد بن ولید]] برای تبرک و به امید پیروزی، در جنگها پیشانیبندی میبست که چند تار از موهای رسول خدا در آن قرار داشت.<ref>تاریخ الخمیس، ج2، ص151؛ سبل الهدی، ج2، ص16.</ref> احمد بن حنبل نیز به موی پیامبر تبرک میجسته است.<ref>صفة الصفوه، ج1، ص547.</ref> تبرک به عرق ایشان هم میان اصحاب گزارش شده است. تبرک [[انس بن مالک]]<ref>صحیح البخاری، ج7، ص140.</ref> و امّ سلیم<ref>صحیح البخاری، ج7، ص140؛ فتح الباری، ج6، ص417؛ صحیح مسلم، ج7، ص81.</ref> به عرق ایشان از گزارشهای معتبر در این زمینه است. | ||
== تبرک به ناخن پیامبر == | === تبرک به ناخن و آب آشامیده شده پیامبر === | ||
ناخن رسول خدا<ref>دلائل النبوه، ج5، ص441.</ref> که گاهی ایشان آن را برای تبرک میان اصحاب تقسیم مینمود،<ref>المواهب اللدنیه، ج3، ص495.</ref> باقیمانده آب آشامیدنی<ref>الطبقات، ج1، ص184.</ref> ایشان،<ref>صحیح البخاری، ج6، ص252-253؛ فتح الباری، ج10، ص85، 89.</ref> آب بئر بضاعه<ref>مفاهیم یجب ان تصحح، ص220.</ref> که با آشامیدن پیامبر متبرک شده است، و آب وضوی پیامبر از موارد تبرکجویی اصحاب بوده است.<ref>بحار الانوار، ج17، ص32.</ref> حتی گاه اصحاب آب وضوی پیامبر را مینوشیدند.<ref>اسد الغابه، ج2، ص258؛اسد الغابه، ج5، ص634.</ref> آوردهاند که صحابه دهانه مشکی را که پیامبر از آن آب آشامیده بود، بریدند و به قصد تبرک بردند.<ref>الاستیعاب، ج4، ص1907.</ref> در منابع تاریخی، نام 20 چشمه و چاه آمده که با آشامیدن پیامبر متبرّک شده و مورد اهتمام اصحاب بودهاند.<ref>وفاء الوفاء، ج3، ص119-150.</ref> | ناخن [[حضرت محمد (ص)|رسول خدا]]<ref>دلائل النبوه، ج5، ص441.</ref> که گاهی ایشان آن را برای تبرک میان اصحاب تقسیم مینمود،<ref>المواهب اللدنیه، ج3، ص495.</ref> باقیمانده آب آشامیدنی<ref>الطبقات، ج1، ص184.</ref> ایشان،<ref>صحیح البخاری، ج6، ص252-253؛ فتح الباری، ج10، ص85، 89.</ref> آب بئر بضاعه<ref>مفاهیم یجب ان تصحح، ص220.</ref> که با آشامیدن پیامبر متبرک شده است، و آب وضوی پیامبر از موارد تبرکجویی اصحاب بوده است.<ref>بحار الانوار، ج17، ص32.</ref> حتی گاه اصحاب آب وضوی پیامبر را مینوشیدند.<ref>اسد الغابه، ج2، ص258؛اسد الغابه، ج5، ص634.</ref> آوردهاند که صحابه دهانه مشکی را که پیامبر از آن آب آشامیده بود، بریدند و به قصد تبرک بردند.<ref>الاستیعاب، ج4، ص1907.</ref> در منابع تاریخی، نام 20 چشمه و چاه آمده که با آشامیدن پیامبر متبرّک شده و مورد اهتمام اصحاب بودهاند.<ref>وفاء الوفاء، ج3، ص119-150.</ref> | ||
== تبرک به | == تبرک به اشیاء متعلق به پیامبر == | ||
اشیاء متعلق به پیامبر نیز مورد تبرک بوده است.<ref>التبرک، میانجی، ص123، 171.</ref> لباس،<ref>صحیح البخاری، ج7، ص42؛ صحیح مسلم، ج7، ص116.</ref> عبا،<ref>التبرک، میانجی، ص177؛ اسد الغابه، ج3، ص154؛ الاصابه، ج4، ص68.</ref> عمامه،<ref>السنن الکبری، ج5، ص476؛ اکمال الکمال، ص283.</ref> کفش<ref>صحیح البخاری، ج8، ص113.</ref> و سجاده نبوی<ref>نک: التبرک، میانجی، ص25.</ref> از جمله این موارد است. مسلمانان حتی به اشیاء در تماس با پیامبر که متعلق به ایشان نبوده نیز تبرک جسته اند برای مثال به دستی که در [[بیعت]] با رسول خدا با ایشان در تماس بوده، تبرک میجستند.<ref>مجمع الزوائد، ج9، ص325؛ فتح الباری، ج6، ص148.</ref> | |||
== تبرک به اماکن منسوب به پیامبر == | == تبرک به اماکن منسوب به پیامبر == | ||
| خط ۱۸: | خط ۲۷: | ||
[[عبدالله بن عمر]] اهتمامی ویژه به این امر داشت و در مکانهای منسوب به پیامبر(ص) نماز میخواند.<ref>نک: صحیح البخاری، ج1، ص124؛ البدایة و النهایه، ج5، ص149-150.</ref> البته برخی از مخالفان تبرکجویی، این کار وی را بر پایه اجتهاد شخصی میدانند. اما بعضی بر پایه همین روایات و نقلها بر آنند که پیجویی آثار پیامبر(ص) و تبرک به آن مستحب است.<ref>فتح الباری، ج1، ص471.</ref> | [[عبدالله بن عمر]] اهتمامی ویژه به این امر داشت و در مکانهای منسوب به پیامبر(ص) نماز میخواند.<ref>نک: صحیح البخاری، ج1، ص124؛ البدایة و النهایه، ج5، ص149-150.</ref> البته برخی از مخالفان تبرکجویی، این کار وی را بر پایه اجتهاد شخصی میدانند. اما بعضی بر پایه همین روایات و نقلها بر آنند که پیجویی آثار پیامبر(ص) و تبرک به آن مستحب است.<ref>فتح الباری، ج1، ص471.</ref> | ||
=== مکانهای متبرک پیامبر در مکه === | === مکانهای متبرک به پیامبر در مکه === | ||
برخی از این مکانها که در [[مکه]] قرار داشتهاند، عبارتند از: | برخی از این مکانها که در [[مکه]] قرار داشتهاند، عبارتند از: | ||
محل تولد<ref>شرح الزرقانی علی المواهب اللدنیه، ج1، ص258.</ref> و جایی که پیامبر شترهای خود را در [[حج]] قربانی | [[غار ثور]] و [[غار حراء]]؛<ref>بحار الانوار، ج57، ص223.</ref>محل تولد<ref>شرح الزرقانی علی المواهب اللدنیه، ج1، ص258.</ref> و جایی که پیامبر شترهای خود را در [[حج]] قربانی کرد<ref>صحیح البخاری، ج6، ص236.</ref>؛ [[مسجد الغنم]] که پس از [[فتح مکه]]، مشرکان در آن جا با پیامبر بیعت کردند<ref>آثار اسلامی، ص150.</ref>؛ [[مسجد خیف|مسجد خَیْف]] که محل [[خطبه حجة الوداع]]<ref>الکافی، ج1، ص403؛ اخبار مکه، فاکهی، ج4، ص270.</ref> و نماز 700 پیامبر است<ref>الکافی، ج4، ص214.</ref> و به نماز خواندن در آن بسیار سفارش شده است<ref>الکافی، ج4، ص519؛ من لا یحضره الفقیه، ج1، ص230.</ref>؛ [[مسجد ردم الاعلی]]؛ [[مسجد مختفی]]؛ [[خانه امهانی]]؛ مسجدی در راه [[ذیطوی]]؛ [[مسجد عریض|مسجد عُرَیض]]<ref>آثار اسلامی، ص99-104، 228.</ref>؛ خانه [[خدیجه(س)]] که مکان تولد فاطمه زهرا(س) بوده است؛<ref>آثار اسلامی، ص125.</ref> خانه [[ارقم بن ابیارقم]] که محل اجتماع مسلمانان در دوران تبلیغ مخفی بود<ref>اخبار مکه، فاکهی، ج4، ص14.</ref>؛ [[مسجد الغدیر]] در مکان خواندن [[خطبه غدیر]]<ref>من لا یحضره الفقیه، ج1، ص229.</ref>؛ مسجد الجن، جایگاه بیعت جنیان با پیامبر<ref>آثار اسلامی، ص93.</ref>؛ سنگ در نزدیک [[قبة الوحی]] در [[مسجدالحرام]] که به پیغمبر سلام نموده است<ref>رحلة ابن بطوطه، ج1، ص379-380.</ref>؛ سنگی نزدیک مکه که پیامبر در بازگشت از [[عمره]] روی آن استراحت نموده است<ref>رحلة ابن بطوطه، ج1، ص382.</ref>؛ سنگی در گوشه مسجدالحرام که نقش گامهای مبارک پیامبر بر آن قرار داشته است.<ref>سفرنامه ناصر خسرو، ص128.</ref> | ||
=== مکانهای متبرک به پیامبر در مدینه === | |||
یکی از مکانهای متبرک مدینه، منبر<ref>الکافی، ج4، ص553؛ الجواب الباهر، ج1، ص73؛ الشفاء، ج2، ص57.</ref> و روضه نبوی است که دعا خواندن کنار آن از آداب دینی مورد اتفاق مسلمانان بوده است.<ref>وسائل الشیعه، ج14، ص344.</ref> مسلمانان تربت قبر پیامبر در مدینه را برای تبرک برمیداشتند. این کار بهاندازهای رواج یافت که عایشه دستور داد دیواری پیشاپیش قبر پیامبر بنا نهند.<ref>وفاء الوفاء، ج1، ص94.</ref> | |||
آوردهاند که چون صحابه به [[مسجدالنبی]] وارد میشدند، قسمتی از منبر را که کنار قبر پیامبر بود، میگرفتند و رو به [[قبله]] دعا میکردند.<ref>الشفاء، ج2، ص86.</ref> هنگامی که مردم مدینه از خشکسالی شکایت داشتند، به سفارش عایشه، سوراخی بالای [[روضه پیامبر]] گشودند و به برکت قبر پیامبر بر مردم باران بارید.<ref>وفاء الوفاء، ج2، ص115.</ref>اینکه [[ابوبکر]] و [[عمر]] خواستند کنار قبر پیامبر به خاک سپرده شوند، جز متبرک شدن به ایشان وجهی نداشته است.<ref>کشف الارتیاب، ص344؛ التبرک، میانجی، ص157.</ref> | |||
از دیگر مکانهای متبرک مدینه، میتوان به این موارد اشاره کرد: [[مسجد شجره]] که محل احرام پیامبر بوده است،<ref>الکافی، ج4، ص248.</ref> [[مسجد الاجابه]] که پیامبر در بازگشت از عمره در آن نماز خوانده بود و مردم آن را برای تبرک میبوسند،<ref>آثار اسلامی، ص142.</ref> [[مسجد البغله]]،<ref>وسائل الشیعه، ج4، ص309.</ref> مسجد قبا که نماز در آن پاداش فراوان دارد،<ref>وسائل الشیعه، ج5، ص285-286.</ref> [[مشربه امابراهیم]]،<ref>الکافی، ج4، ص560.</ref> [[مسجد فضیخ]]، [[مسجد فتح (مدینه)|مسجد فتح]]،<ref>من لا یحضره الفقیه، ج1، ص229.</ref> [[مسجد عتبان بن مالک]].<ref>آثار اسلامی، ص207-208.</ref> | |||
==پانویس== | |||
{{پانویس}} | |||
== منابع == | |||
{{منابع}}{{دانشنامه|آدرس=http://hzrc.ac.ir/post/7528|عنوان=تبرک|نویسنده=حسن رضایی}} | |||
*'''آثار اسلامي مكه و مدينه''': رسول جعفريان، قم، مشعر، 1386ش؛ | |||
*'''احقاق الحق''': نورالله الحسيني الشوشتري (م.1019ق.)، تعليقات: شهاب الدين نجفي، قم، مكتبة النجفي، 1406ق؛ | |||
*'''اخبار مكه''': الفاكهي (م.279ق.)، به كوشش ابن دهيش، بيروت، دار خضر، 1414ق؛ | |||
*'''اسد الغابه''': ابن اثير (م.630ق.)، بيروت، دار الكتاب العربي؛ | |||
*'''الاستيعاب''': ابن عبدالبر (م.463ق.)، تحقیق البجاوي، بيروت، دار الجيل، 1412ق؛ | |||
*'''الاصابه''': ابن حجر العسقلاني (م.852ق.)، به كوشش علي معوض و عادل عبدالموجود، بيروت، دار الكتب العلميه، 1415ق؛ | |||
*'''بحار الانوار''': المجلسي (م.1110ق.)، بيروت، دار احياء التراث العربي، 1403ق؛ | |||
*'''البداية و النهايه''': ابن كثير (م.774ق.)، بيروت، مكتبة المعارف، بیتا؛ | |||
*'''تاريخ الخميس''': حسين الدياربكري (م.966ق.)، بيروت، مؤسسة شعبان، 1283ق؛ | |||
*'''تاريخ المدينة المنوره''': ابن شبّه (م.262ق.)، به كوشش شلتوت، قم، دار الفكر، 1410ق؛ | |||
*'''تبرک الصحابه''': محمد طاهر بن عبدالقادر، جده، دار المنهاج، 1433ق؛ | |||
*'''التبرك''': علي الاحمدي الميانجي، تهران، مشعر، 1422ق؛ | |||
*'''التبرک انواعه و احکامه''': ناصر بن عبدالرحمن الجديع، رياض، مکتبة الرشد، 1421ق؛ | |||
*'''تسهيل العقيدة الاسلاميه''': عبدالله بن عبدالعزيز الجبرين، رياض، دار العصيمي؛ | |||
*'''الجواب الباهر لزوار المقابر''': ابن تيميه (م.728ق.)؛ | |||
*'''دلائل النبوه''': البيهقي (م.458ق.)، به كوشش عبدالمعطي، بيروت، دار الكتب العلميه، 1405ق؛ | |||
*'''رحلة ابن بطوطه''': ابن بطوطه (م.779ق.)، به كوشش التازي، الرباط، المملكة المغربيه، 1417ق؛ | |||
*'''سبل الهدي''': محمد بن يوسف الصالحي (م.942ق.)، به كوشش عادل احمد و علي محمد، بيروت، دار الكتب العلميه، 1414ق؛ | |||
*'''سفرنامه ناصر خسرو''': ناصر خسرو (م.481ق.)، تهران، زوّار، 1381ش؛ | |||
*'''سلفيگري و پاسخ به شبهات''': علي اصغر رضواني، قم، مسجد جمکران، 1384ش؛ | |||
*'''السنن الكبري''': البيهقي (م.458ق.)، بيروت، دار الفكر؛ | |||
*'''شرح الزرقاني علي المواهب اللدنيه''': محمد الزرقاني (م.1122ق.)، قاهره، دار الکتب العلميه، 1417ق؛ | |||
*'''الشفاء بتعريف حقوق المصطفي(ص)''': قاضي عياض (م.544ق.)، بيروت، دار الفكر، 1409ق؛ | |||
*'''صحيح البخاري''': البخاري (م.256ق.)، بيروت، دار الفكر، 1401ق؛ | |||
*'''صحيح مسلم بشرح النووي''': النووي (م.676ق.)، بيروت، دار الكتاب العربي، 1407ق؛ | |||
*'''صحيح مسلم''': مسلم (م.261ق.)، بيروت، دار الفكر؛ | |||
*'''صفة الصفوة''': ابوالفرج الجوزي (م.597ق.)، بيروت، دار الجيل، 1412ق؛ | |||
*'''الطبقات الكبري''': ابن سعد (م.230ق.)، بيروت، دار صادر؛ | |||
*'''فتح الباري''': ابن حجر العسقلاني (م.852ق.)، بيروت، دار المعرفه؛ | |||
*'''الفتوح''': ابن اعثم الكوفي (م.314ق.)، به كوشش علي شيري، بيروت، دار الاضواء، 1411ق؛ | |||
*'''فضائل الخمسة من الصحاح الستة و غيرها''': مرتضي حسيني فيروزآبادي، بيروت، اعلمي، 1393ق؛ | |||
*'''الكافي''': الكليني (م.329ق.)، به كوشش غفاري، تهران، دار الكتب الاسلاميه، 1375ش؛ | |||
*'''كشف الارتياب''': سيد محسن الامين (م.1371ق.)، به كوشش امين، مكتبة الحريس، 1382ق؛ | |||
*'''الكني و الالقاب''': شيخ عباس القمي (م.1359ق.)، تهران، مكتبة الصدر، 1368ش؛ | |||
*'''مجمع الزوائد''': الهيثمي (م.807ق.)، بيروت، دار الكتاب العربي، 1402ق؛ | |||
*'''المستدرك علي الصحيحين''': الحاكم النيشابوري (م.405ق.)، به كوشش مرعشلي، بيروت، دار المعرفه، 1406ق؛ | |||
*'''مفاهيم يجب ان تصحح''': سيد محمد بن علوي المالکي الحسني، دبي، دائرة الاوقاف و الشؤون الاسلاميه، 1415ق؛ | |||
*'''من لا يحضره الفقيه''': الصدوق (م.381ق.)، به كوشش غفاري، قم، نشر اسلامي، 1404ق؛ | |||
*'''المواهب اللدنيه''': القسطلاني (م.923ق.)، قاهره، المکتبة التوفيقيه؛ | |||
*'''الموسوعة الفقهيه''': كويت، وزارة الاوقاف و الشؤون الاسلاميه، 1410ق؛ | |||
*'''واژههاي دخيل در قرآن مجيد''': آرتور جفري، ترجمه: بدرهاي، توس، 1372ش؛ | |||
*'''وسائل الشيعه''': الحر العاملي (م.1104ق.)، قم، آل البيت، 1412ق؛ | |||
*'''وفاء الوفاء''': السمهودي (م.911ق.)، به كوشش خالد عبدالغني، بيروت، دار الكتب العلميه، 2006م؛{{پایان}}{{اصطلاحات فقهی}} | |||
[[رده:اصطلاحات کلامی]] | |||
[[رده:مستحبات حج]] | |||
[[رده:مستحبات زیارت]] | |||