پرش به محتوا

کاربر:Mo.ali.rezapour/صفحه تمرین۱: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی حج
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
(۶۱۱ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
{{جعبه اطلاعات اصحاب
'''زیارت آل‌یاسین''' از زیارتنامه‌های [[امام زمان(عج)]] است. این دعا اولین بار در قرن ششم در کتاب المزار ابن المشهدی و [[الاحتجاج]] مرحوم طبرسی آمده است. در بررسی سندی این زیارتنامه، راویان آن ضعیف دانسته شده؛ اما در سیره بسیاری از عالمان به آن توجه شده است.
|اطلاعات صحابه = عمر بن خطاب
| تصویر =
| توضیح تصویر =
| نام کامل = عمر بن خطاب
| کنیه =
| لقب = فاروق
| زادروز/زادگاه = [[مکه]]
| محل زندگی = مکه، [[مدینه]]
| مهاجر/انصار = مهاجر
| نسب/قبیله = [[قبیله قریش|قریش]]
| خویشاوندان سرشناس = [[حفصه]] (دختر) عبدالله (پسر)
| تاریخ و مکان درگذشت/شهادت =
| نحوه درگذشت/شهادت =
| مدفن = [[مسجدالنبی]]
| زمان اسلام آوردن =
| نحوه اسلام آوردن =
| حضور در جنگ‌ها = حضور در تمام غزوات
| هجرت به= مدینه
| دلیل شهرت = دومین خلیفه مسلمانان
| نقش‌های برجسته =
| دیگر فعالیت‌ها =
| آثار =
}}
عمر بن خطاب (۴۰ قبل از هجرت - ۲۳ هجری قمری)


== معرفی ==
سلام بر حضرت مهدی(عج) و برشمردن اوصاف ایشان، و گواهی دادن به حجیت [[اهل بیت|دوازده امام]] و همچنین شهادت به یکتایی خداوند، و رسالت [[پیامبر(ص)]] از مهمترین مضامین این زیارت شمرده می‌شود.
در سال سیزدهم بعد از عام الفیل به دنیا آمد. از اشراف قریش بود.<ref>الإستيعاب في معرفة الأصحاب، ابن‌ عبد البر، یوسف‌ بن‌ عبد الله، دار الجيل، بیروت، ۱۴۱۲ق، ج۳، ص۱۱۴۵.</ref>


او از مهاجران نخستین است و در جنگهای پیامبر شرکت میکرد.<ref>الإستيعاب في معرفة الأصحاب، ابن‌ عبد البر، یوسف‌ بن‌ عبد الله، دار الجيل، بیروت، ۱۴۱۲ق، ج۳، ص۱۱۴۵.</ref>
== معرفی و جایگاه ==
زیارت آل‌یاسین از زیارت‌های [[امام زمان(عج)]] است. این زیارت به درخواست شیعیان از [[ناحیه مقدسه]] (یکی از القاب امام مهدی(ع) در دوران غیبت صغری) صادر شده است و عالمان و بزرگان به آن توجه داشته‌اند.<ref>«شناختنامه زیارت آل‌یاسین»، ص۳۳.</ref> این زیارت به تصریح برخی از علما، جامع و کامل و بهترین زیارت آن حضرت است و در همه اوقات می‌شود آن را خواند.<ref>بحارالانوار، ج۵۳، ص۱۷۱؛ فرهنگ‌نامه مهدویت، ص۲۵۲.</ref> بسیاری از شیعیان به خواندن این زیارت مداومت دارند و برای خواندن آن به‌طور گروهی در شهرهای گوناگون شیعه‌نشین جلسات خاصی برگزار می‌شود.<ref>فرهنگ‌نامه مهدویت، ص۲۵۲.</ref>


پس از ابوبکر خلافت را بر عهده گرفت. رضایت پیامبر از او.<ref>الإستيعاب في معرفة الأصحاب، ابن‌ عبد البر، یوسف‌ بن‌ عبد الله، دار الجيل، بیروت، ۱۴۱۲ق، ج۳، ص۱۱۴۵.</ref>
این زیارت به درخواست شیعیان دربارهٔ شیوهٔ ملاقات امام زمان(عج) از سوی آن حضرت، در توقیع (نامه‌ها و نوشته‌های ائمه) به محمد بن عبداللّه حمیری صادر شده است. این زیارت از نظر شکل ظاهری و همچنین محتوا با سایر زیارات اهل‌بیت(ع) قرابت دارد، و همین نکته به اعتبار آن می‌افزاید.<ref>«شناختنامه زیارت آل‌یاسین»، ص۵۱.</ref>


در سال سیزدهم هجری خلیفه شد. خداوند برای او فتوحات زیادی در شام، عراق و مصر گشود. او نخستین کسی بود که به عنوان امیرالمؤمنین نامیده شد. آغاز تاریخ هجری بر اساس هجرت<ref>الإستيعاب في معرفة الأصحاب، ابن‌ عبد البر، یوسف‌ بن‌ عبد الله، دار الجيل، بیروت، ۱۴۱۲ق، ج۳، ص۱۱۴۵.</ref>
از آنجا که این زیارت با سلام بر آل یاسین آغاز می‌شود، امروزه به این نام معروف است.<ref>«شناختنامه زیارت آل‌یاسین»، ص۳۹.</ref> این زیارت، با بیست و سه سلام آغاز شده است: سلام اول به آل یاسین و سلام‌های بعد، هریک خطاب به حضرت مهدی(ع) با القاب و عناوین خاص آن حضرت می‌باشد. سپس با اظهار و اقرار به اصول اعتقادی صحیح و گواه گرفتن امام بر آن‌ها و تجدید عهد وفاداری برای اولیای دین، زیارت به پایان می‌رسد.<ref>فرهنگ‌نامه مهدویت، ص۲۵۲.</ref>


روایت های زیادی در منقبت او و ستایش پیامبر از در منابع اهل سنت وجود دارد.<ref>الإستيعاب في معرفة الأصحاب، ابن‌ عبد البر، یوسف‌ بن‌ عبد الله، دار الجيل، بیروت، ۱۴۱۲ق، ج۳، ص۱۱۴۷.</ref>
== واژه‌شناسی آل‌یاسین ==
عبارت ال یاسین نه تنها معانی متفاوتی دارد بلکه قرائت صحیح آن نیز موضوع اختلاف است.<ref>«قرائات مختلف از تعبیر «ال یاسین» در آیه ۱۳- سوره صافات و تفاسیر مبتنی بر هر یک از این خوانش‌ها»، ص۱۲۳.</ref> روایات زیادی وارد شده مبنی بر اینکه «یس» نام [[پیامبر(ص)]] است و [[اهل بیت|اهل‌بیت(ع)]] ایشان آل یاسین هستند.<ref>«شناختنامه زیارت آل‌یاسین»، ص۴۱.</ref> [[امام صادق(ع)]] از [[امام علی(ع)]] نقل می‌کند که یاسین، محمد است و ما آل‌یاسین هستیم.<ref>تفسیر صافی، ج۴، ص۲۸۲.</ref> همچنین گفته شده آل یاسین در واقع اِل‌یاسین بوده که تلفظی دیگر از اِلیاس است و در آیه ۱۳۰ سوره صافات نیز آمده است.<ref>جامع البیان، ج۲۳، ص۶۱.</ref> و نیز آمده است که یاسین نام سوره یا قرآن است و آل‌یاسین اهل قرآن و مؤمنان به آن هستند.<ref>مجمع البیان، ج۵، ص۸۲؛</ref>


'''...'''
== منبع‌شناسی ==
زیارت آل‌یاسین در منابع شیعی سده ششم و پس از آن انعکاس یافته است.<ref>«اعتبارسنجی سند زیارت آل یاسین»، ص۱۱</ref> [[کتاب المزار (ابن مشهدی)|کتاب المزار]] اثر ابن المشهدی و [[الاحتجاج|کتاب الاحتجاج]] اثر [[طبرسی]] کهن‌ترین منابع آن هستند.<ref>المزار الکبیر، ص۵۶۷؛ الإحتجاج، ج۴، ص۳۴۲.</ref> کتاب الاحتجاج این زیارت را بی‌سند و مختصر آورده در حالی که المزار آن را با سه سند و متنی مفصل‌تر، ذکر کرده و آن را به نقل از [[محمد بن عثمان عمری]] نائب دوم [[امام زمان(عج)]]<nowiki/>آورده است.<ref>المزار الکبیر، ص۵۶۷؛ الإحتجاج، ج۴، ص۳۴۲.</ref>


درگذشت در سال ۲۳.<ref>البدء و التاریخ، مقدسی، مطهر بن طاهر، مکتبة الثقافة الدينية، قاهره، بیتا۷ ج۵۵، ص۹۱.</ref>
در سده هفتم [[سید ابن طاووس]] زیارت آل‌یاسین را به نقل از ابوجعفر حِمیری می‌آورد و اشاره می‌کند که این زیارت از [[ناحیه مقدسه]] برای حمیری ارسال شده و دستور داده شده که در [[سرداب مقدس]] خوانده شود.<ref>«اعتبارسنجی سند زیارت آل یاسین»، ص۱۱</ref> دستور خواندن در سرداب می‌تواند نشانه آن باشد که سید ابن طاووس این زیارت را از منابع دیگری اخذ کرده که به دست ما نرسیده است.<ref>«اعتبارسنجی سند زیارت آل یاسین»، ص۱۲.</ref> نبودن این زیارت در مجموعه کتاب‌های دعایی و زیارتی دیگر، نمی‌تواند به اعتبار آن خدشه وارد کند؛ زیرا برخی از این نوع آثار، از بین رفت و شاید این زیارت در آنها موجود بود.<ref>«اعتبارسنجی سند زیارت آل یاسین»، ص۱۳.</ref>


سال ششم بعثت اسلام آورد.<ref>البدء و التاریخ، مقدسی، مطهر بن طاهر، مکتبة الثقافة الدينية، قاهره، بیتا۷ ج۵۵، ص۸۸.</ref>
== اعتبار ==
در بررسی سندی زیارت آل یاسین از کتاب المزار ابن مشهدی، سند آن به سبب راویان ضعیف در آن، دچار ضعف دانسته شده است. کتاب الاحتجاج نیز سندی و راوی‌ای ذکر نکرده و زیارت به صورت مرسل ذکر شده است؛ اما گفته شده این زیارت به عنوان متنی مرتبط با مستحبّات، پذیرفته شده؛ چرا که سیره علما در این گونه موارد، تمسّک به [[قاعده تسامح در ادله سنن]] است.<ref>«اعتبارسنجی سند زیارت آل یاسین»، ص۳۷.</ref>  افزون بر آن، نقل این زیارت در کتاب الاحتجاج طبرسی به افزایش اعتبار این زیارت کمک می‌کند.<ref>«اعتبارسنجی سند زیارت آل یاسین»، ص۳۸.</ref> متن موجود در الاحتجاج نسبت به متن المزار الکبیر تفاوت‌هایی دارد که مهم‌ترین آن خلاصه‌تر بودن آن است. به نظر می‌رسد با توجه به عدم دقت در نسخه‌برداری از المزار الکبیر متن الاحتجاج مطمئن‌تر باشد خصوصاً آن که [[شیخ عباس قمی]] نیز در [[مفاتیح الجنان]] همین متن را برگزیده است.<ref>«اعتبارسنجی سند زیارت آل یاسین»، ص۳۸.</ref>


مسعودی گفته است وی سال نهم بعثت اسلام آورد. (مروج الذهب، ج۲، ص۳۲۱)
== مضامین ==
زیارت آل‌یاسین یک متن دارای انسجام و وحدت موضوعی است. خواننده آل‌یاسین خود را زائر و در پیشگاه امام می‌داند. آغاز هر دیدار سلام است. از این رو با هدف برقراری ارتباط قلبی و روحی با امام و شناخت ایشان، زیارت با سلام‌های پیاپی آغاز شده است.<ref>«شوق وصل؛ حدیث آرزومندی گونه‌شناسی زیارت‌های انتظار، بررسی موردی زیارت آل‌یاسین»، ص۹۱.</ref> این زیارت با سلام به حضرت مهدی، و برشمردن صفات ایشان آغاز می‌شود. سپس با گواهی به این‌که دوازده امام، حجت خدایند و نیز حقانیت آخرت و مواقف حشر ادامه می‌یابد. حسن ختام زیارت، اعلام یاری و مودّت به امام است. یکی از مهم‌ترین حقایق معنوی این زیارت آن است که آن حضرت، مظهر و حامل اسم «الله»، وعده حتمی خداوند و راه و رود به کتاب خداوند می‌باشد.<ref>«شوق وصل؛ حدیث آرزومندی گونه‌شناسی زیارت‌های انتظار، بررسی موردی زیارت آل‌یاسین»، ص۹۱.</ref>


دختر او حفصه به همسر پیامبر بود.مسعودی، التنبیه و الاشراف، دار صعب، ص۲۵۲.
این زیارت، آکنده از آموزه‌های اعتقادی، عرفانی، و اخلاقی است.<ref>«شوق وصل؛ حدیث آرزومندی گونه‌شناسی زیارت‌های انتظار، بررسی موردی زیارت آل‌یاسین»، ص۸۸.</ref> شهادت به یکتایی خداوند، رسالت و بندگی پیامبر(ص) و محبوبیت آن حضرت و اهل‌بیت(ع)، حجت بودن اهل‌بیت مضامین اصلی این دعا است.<ref>«عرضه عقاید در زیارت آل‌یاسین و هماهنگی مفاد آن با آیات قرآن کریم»، ص۲۴ تا ص۳۳.</ref> زائر پس از ارائه اعتقادات خویش درباره توحید، نبوت و امامت به رجعت که از ضروریات مذهب تشیع است، می‌پردازد. سپس به حقانیت مرگ و سایر مواقف پس از آن شهادت می‌دهد و سرانجام ضرورت موّدت به اهل‌بیت و پیروی از آنان را اعلام می‌دارد.<ref>«مستندات قرآنی عرضه باور به رجعت و مواقف پس از مرگ، در زیارت آل‌یاسین»، ص۹۱.</ref>


گفته شده عمر شخصیتی تند مزاج داشته و از لحاظ فکری افراطی بود. (الاغانی، ج۶، ص۲۷۹)
در زیارت آل‌یاسین، نه تنها عواطف و احساسات زائر، به جریان می افتد، بلکه باب معارف شیعی برای او گشوده میشود به گونه‌ای که زائر در پایان دعا به حقایق و معارف دین و ولایت‌مداری نسبت به امام اقرار می‌نماید.<ref>«شوق وصل؛ حدیث آرزومندی گونه‌شناسی زیارت‌های انتظار، بررسی موردی زیارت آل‌یاسین»، ص۹۵.</ref>


تندمزاجی. (نثر الدر، ج۴، ص۶۱)(الاستیعاب، ج۴، ص۲۷۳)(الاغانی، ج۱۶، ص۹۳)(شرح نهج الابلاغه ابن ابی حدید، ج۶، ص۳۴۳)(ابن أبی الحدید، عبد الحمید بن هبة الله، ''شرح نهج البلاغة''، محقق، مصحح، ابراهیم، محمد ابوالفضل، ‏ ج ۱، ص ۱۸۳، قم، مکتبة آیة الله المرعشی النجفی، چاپ اول، ۱۴۰۴ق)
== کتابشناسی شرح‌ها ==
زیارت آل یاسین در دوره معاصر بسیار مورد اقبال جامعه مذهبی قرار گرفته است و به همین سبب شروحی بر این کتاب نوشته شده است. از جمله:


عمر بن خطاب جایگاهی رفیع در میان اهل سنت دارد. سیوطی، تاریخ الخلفاء، ۱۴۱۱ق، ص۱۰۹.
* بر آستان جانان: شرح زیارت‌نامه آل یاسین و نیایش پس از آن، نوشته عبدالصمد شاعلی، تهران نشر رایحه۱۳۸۱ش.
* گفتاری در شرح حکمی زیارت آل یاسین، نوشته محمد خیاط زنجانی ، نشربنیان مرصوص. کرمانشاه ۱۳۹۷ش.
* تفسیر و شرح زیارت آل یاسین، نوشته سید جعفر رفیعی، نشر یاران قائم قم ۱۳۸۳ش.
* میثاق منتظران: شرحی بر زیارت آل یاسین (دوره دو جلدی)، سید مهدی حائری قزوینی، انتشارات کتاب جمکران، چاپ دوم ١٣٩٠ش.
* شرح زیارت آل یاسین، نوشته علی کورانی ترجمه مسلم خاطری، نشر شرکت چاپ و نشر بین الملل، تهران ۱۴۰۲ش.


عمر در سال ۲۳ هجرت توسط فردی به نام ابولؤلؤ که از زیادی خراج خود نزد خلیفه شکایت برده بود و به شکایتش رسیدگی نشد، به قتل رسید. (مروج الذهب، ج۲، ص۳۲۱ و ص۳۲۲.)
== متن زیارت ==
 
{{نقل قول دوقلو
عمر در سال سیزدهم هجری[۲۰] (دینوری، ابو حنیفه احمد بن داود، ''الأخبار الطوال''، تحقیق، عبد المنعم عامر، مراجعه، جمال الدین شیال، ص ۱۱۳، قم، منشورات الرضی، ۱۳۶۸ش. ‏) با وصیت ابوبکر و بدون دخالت مستقیم مردم خلیفه شد، و حدود ده سال بر این منصب تکیه زد (ابن قتیبه دینوری. ''الإمامة و السیاسة''، ج ‏۱، ص ۳۹.)
| تیتر = زیارت آل‌یاسین|سَلامٌ عَلَیٰ آلِ یس، السَّلامُ عَلَیْکَ یَا داعِیَ اللّٰهِ وَرَبَّانِیَّ آیاتِهِ، السَّلامُ عَلَیْکَ یَا بابَ اللّٰهِ وَدَیَّانَ دِینِهِ، السَّلامُ عَلَیْکَ یَا خَلِیفَةَ اللّٰهِ وَناصِرَ حَقِّهِ، السَّلامُ عَلَیْکَ یَا حُجَّةَ اللّٰهِ وَدَلِیلَ إِرادَتِهِ، السَّلامُ عَلَیْکَ یَا تالِیَ کِتابِ اللّٰهِ وَتَرْجُمانَهُ، السَّلامُ عَلَیْکَ فِی آناءِ لَیْلِکَ وَأَطْرافِ نَهارِکَ، السَّلامُ عَلَیْکَ یَا بَقِیَّةَ اللّٰهِ فِی أَرْضِهِ، السَّلامُ عَلَیْکَ یَا مِیثاقَ اللّٰهِ الَّذِی أَخَذَهُ وَوَکَّدَهُ، السَّلامُ عَلَیْکَ یَا وَعْدَ اللّٰهِ الَّذِی ضَمِنَهُ، السَّلامُ عَلَیْکَ أَیُّهَا الْعَلَمُ الْمَنْصُوبُ، وَالْعِلْمُ الْمَصْبُوبُ، والْغَوْثُ وَالرَّحْمَةُ الْواسِعَةُ وَعْداً غَیْرَ مَکْذُوبٍ،|سلام بر خاندان یس، سلام بر تو ای دعوت‌کننده به سوی خدا و آگاه به آیاتش، سلام بر تو ای باب خدا و حاکم سیاستمدار دینش، سلام بر تو ای خلیفه خدا و یاور حقّش، سلام بر تو ای حجّت خدا و راهنما به سوی اراده‌اش، سلام بر تو ای تلاوت‌کننده کتاب خدا و تفسیرکننده‌اش، سلام بر تو در تمام ساعات شب و روز، سلام بر تو ای بجا مانده خدا در زمینش، سلام بر تو ای پیمان خدا که آن را برگرفت و استوارش کرد، سلام بر تو ای وعده خدا که آن را ضمانت نمود، سلام بر تو ای پرچم برافراشته و دانش سرریز و فریادرس و رحمت گسترده و وعدهٔ بی‌دروغ،|السَّلامُ عَلَیکَ حِینَ تَقُومُ، السَّلامُ عَلَیْکَ حِینَ تَقْعُدُ، السَّلامُ عَلَیْکَ حِینَ تَقْرَأُ وَتُبَیِّنُ، السَّلامُ عَلَیْکَ حِینَ تُصَلِّی وَتَقْنُتُ، السَّلامُ عَلَیْکَ حِینَ تَرْکَعُ وَتَسْجُدُ، السَّلامُ عَلَیْکَ حِینَ تُهَلِّلُ وَتُکَبِّرُ، السَّلامُ عَلَیْکَ حِین تَحْمَدُ وَتَسْتَغْفِرُ؛ السَّلامُ عَلَیْکَ حِینَ تُصْبِحُ وَتُمْسِی، السَّلامُ عَلَیْکَ فِی اللَّیْلِ إِذا یَغْشیٰ وَالنَّهارِ إِذا تَجَلَّیٰ، السَّلامُ عَلَیْکَ أَیُّهَا الْإِمامُ الْمَأْمُونُ، السَّلامُ عَلَیْکَ أَیُّهَا الْمُقَدَّمُ الْمَأْمُولُ، السَّلامُ عَلَیْکَ بِجَوامِعِ السَّلامِ،|سلام بر تو هنگامی‌که برمی‌خیزی، سلام بر تو زمانی که می‌نشینی، سلام بر تو وقتی که می‌خوانی و بیان می‌کنی، سلام بر تو هنگامی‌که نماز می‌خوانی و قنوت بجا می‌آوری، سلام بر تو زمانی که رکوع و سجود می‌نمایی، سلام بر تو وقتی که تهلیل و تکبیر می‌گویی سلام بر تو هنگامی که سپاس و استغفار می‌نمایی؛ سلام بر تو زمانی که صبح و شام می‌کنی، سلام بر تو در شب هنگامی‌که می‌پوشاند و در روز وقتی‌که آشکار می‌شود، سلام بر تو ای پیشوای امین، سلام بر تو ای پیش نهادهٔ آرزو شده، سلام بر تو به همه سلام‌ها،|أُشْهِدُکَ یَا مَوْلایَ أَنِّی أَشْهَدُ أَنْ لَاإِلٰهَ إِلّا اللّٰهُ وَحْدَهُ لَاشَرِیکَ لَهُ، وَأَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَرَسُولُهُ لَاحَبِیبَ إِلّا هُوَ وَأَهْلُهُ، وَأُشْهِدُکَ یَا مَوْلایَ أَنَّ عَلِیّاً أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ حُجَّتُهُ، وَالْحَسَنَ حُجَّتُهُ، وَالْحُسَیْنَ حُجَّتُهُ، وَعَلِیَّ بْنَ الْحُسَیْنِ حُجَّتُهُ، وَمُحَمَّدَ بْنَ عَلِیٍّ حُجَّتُهُ، وَجَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ حُجَّتُهُ، وَمُوسَی بْنَ جَعْفَرٍ حُجَّتُهُ، وَعَلِیَّ بْنَ مُوسیٰ حُجَّتُهُ، وَمُحَمَّدَ بْنَ عَلِیٍّ حُجَّتُهُ، وَعَلِیَّ بْنَ مُحَمَّدٍ حُجَّتُهُ، وَالْحَسَنَ بْنَ عَلِیٍّ حُجَّتُهُ،|تو را گواه می‌گیرم ای مولایم که گواهی می‌دهم معبودی جز خدا نیست، یگانه است و شریکی ندارد و محمد بنده و فرستاده اوست، محبوبی جز او و اهل‌بیتش نیست و تو را گواه می‌گیرم ای مولایم، بر اینکه علی امیرمؤمنان و حسن و حسین و علی بن الحسین و محمد بن علی و جعفر بن محمد و موسی بن جعفر و علی بن موسی و محمد بن علی و علی بن محمد و حسن بن علی، حجّت‌های خدایند|وَأَشْهَدُ أَنَّکَ حُجَّةُ اللّٰهِ، أَنْتُمُ الْأَوَّلُ وَالْآخِرُ؛ وَأَنَّ رَجْعَتَکُمْ حَقٌّ لَارَیْبَ فِیها یَوْمَ ﴿لَایَنْفَعُ نَفْساً إِیمانُها لَمْ تَکُنْ آمَنَتْ مِنْ قَبْلُ أَوْ کَسَبَتْ فِی إِیمانِها خَیْراً﴾، وَأَنَّ الْمَوْتَ حَقٌّ، وَأَنَّ ناکِراً وَنَکِیراً حَقٌّ، وَأَشْهَدُ أَنَّ النَّشْرَ حَقٌّ، وَالْبَعْثَ حَقٌّ، وَأَنَّ الصِّراطَ حَقٌّ، وَالْمِرْصادَ حَقٌّ، وَالْمِیزانَ حَقٌّ، وَالْحَشْرَ حَقٌّ، وَالْحِسابَ حَقٌّ، وَالْجَنَّةَ وَالنَّارَ حَقٌّ، وَالْوَعْدَ وَالْوَعِیدَ بِهِما حَقٌّ .|و گواهی می‌دهم که تو حجّت خدایی، شما آغاز و انجام هستید؛ و همانا بازگشت شما حق است، تردیدی در آن نیست، «روزی که ایمان‌آوردنِ کسی که پیش از آن ایمان نیاورده یا در حال ایمان‌داشتن عمل شایسته‌ای انجام نداده سودی نخواهد داشت» و گواهی می‌دهم که مرگ و ناکر و نکیر و زنده شدن و برانگیختن و صراط و کمینگاه و میزان و گردآوردن و حساب و بهشت و دوزخ و وعده و تهدید به هر دو حق است|یَا مَوْلایَ شَقِیَ مَنْ خالَفَکُمْ، وَسَعِدَ مَنْ أَطَاعَکُمْ، فَاشْهَدْ عَلَیٰ مَا أَشْهَدْتُکَ عَلَیْهِ وَأَنَا وَلِیٌّ لَکَ بَرِیءٌ مِنْ عَدُوِّکَ، فَالْحَقُّ مَا رَضِیتُمُوهُ، وَالْباطِلُ مَا سَخِطْتُمُوهُ [اَسْخَطْتُموُهُ]، وَالْمَعْرُوفُ مَا أَمَرْتُمْ بِهِ، وَالْمُنْکَرُ مَا نَهَیْتُمْ عَنْهُ، فَنَفْسِی مُؤْمِنَةٌ بِاللّٰهِ وَحْدَهُ لَاشَرِیکَ لَهُ وَبِرَسُولِهِ وَبِأَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ وَبِکُمْ یَا مَوْلایَ أَوَّلِکُمْ وَآخِرِکُمْ، وَنُصْرَتِی مُعَدَّةٌ لَکُمْ، وَمَوَدَّتِی خَالِصَةٌ لَکُمْ، آمِینَ آمِینَ.|ای مولای من، بدبخت شد کسی که با شما مخالفت ورزید و خوشبخت شد کسی که از شما اطاعت کرد، پس گواه باش بر آنچه تو را بر آن گواه گرفتم و من دوست تو و بیزار از دشمن توأم، پس حق آن است که شما به آن خشنود شدید و باطل آن است که شما از آن ناخشنود گشتید و معروف آن است که شما به آن امر فرمودید و منکر آن است که شما از آن نهی کردید، پس نهاد من مؤمن به خدای یگانه بی‌شریک و به رسول او و به امیرمؤمنان و به شماست ای مولای من، به آغاز و انجام شما و یاری‌ام برای شما آماده و دوستی‌ام نسبت به شما بی‌آلایش است، اجابت فرما، اجابت فرما.| ارتفاع = 20em
 
}}
از مهم‌ترین اتفاقاتی که در این دوره رخ داد، فتوحات گسترده‌ای بود که مسلمانان بدان دست یافتند. ابتدا عراق فتح شد و سپس ایران زیر سایه اسلام آمد.
 
شیعیان همواره نقدهایی به عملکرد عمر داشته‌اند و او را در مواضع مختلف بخصوص خلافت پس از پیامبر نکوهش کرده‌اند. (علامة حلی، نهج الحق و کشف الصدق، ۱۹۸۲م، ص۵۲۵)مجلسی، بحارالأنوار، ۱۳۶۳ش، ج‏۸۱، ص۱۴۰.
 
شروه خلافت در سال ۱۳هجری. سیوطی، تاریخ الخلفاء، ۱۴۱۱ق، ص۱۳۱. و ده سال طول کشید. ابن کثیر، البدایة و النهایة، دارالفکر، ج‏۶، ص۱۹۸.
 
تتندخویی:سیوطی، تاریخ الخلفاء، ۱۴۱۱ق، ص۱۳۷.
 
فتوحاتی در مناطقی در شام و ایران و عراق. تاریخ الیعقوبی، ج۲، ص ۱۴۱–۱۵۷.
 
مخالفان عمر هستند و انتقاداتی به کارهای او در موضوع خلافت دارند.
 
از صحابه پیامبر (ابن حزم، جوامع السیرة النبویة، دارالکتب العلمیة، ص۴۱.)
 
دومین خلیفه مسلمانان. مقریزی، إمتاع الأسماع، ۱۴۲۰ق، ج‏۶، ص۱۵۰.
 
محل دفن عمر بن الخطاب:در کنار قبر پیامبر  و ابوبکر به خاک سپرده شد. تاریخ الطبری، جلد ۴، صفحه ۱۹۳.
 
== حج‌گذاری ==
در زمانه خلیفه دوم (۱۳–۲۳ق)، خود وی همه ساله رهسپار سفر حج می‌شد و امارت حج را بر عهده داشت.<ref>مروج الذهب و معادن الجوهر، مسعودی، علی بن حسین،  مؤسسة دار الهجرة، قم، ۱۴۰۹ق، ج۴، ص۳۰۲.</ref> عمر در زمان ابوبکر نیز یک بار امیرالحاج بود.<ref>مروج الذهب، ج۴، ص۳۰۱.</ref>
 
== بازسازی مسجدالنبی ==
{{اصلی|بازسازی مسجدالنبی (عمر بن خطاب)}}
 
عمر بن خطاب در زمان خلافت خود دست به بازسازی مسجدالنبی زد.<ref>المسجد النبوی عبر التاریخ، محمد السید الوکیل، دار المجتمع للنشر و التوزیع، ۱۹۷۷م.ص ۶۵-۶۶</ref> این بازسازی اولین مرحله از توسعه مسجد پس از وفات پیامبر بود. در این بازسازی چند خانه اطراف مسجد تخریب و به مسجد اضافه شد.<ref>عمارة و توسعة المجسد النبوی الشریف عبر التاریخ، ناجی محمد حسن عبدالقادر الانصاری، نادی المدینه المنوره الادبی، ۱۹۹۶م. ص 87</ref> در این توسعه، مساحت مسجد حدود هفتاد درصد نسبت به بنای قبلی افزایش یافت.<ref>عمارة و توسعة المسجد النبوی الشریف عبر التاریخ، ص۸۵.</ref>
 
== مکان‌های منسوب به عمر ==
در مدینه دو مسجد به عمر بن خطاب منسوب است.
 
=== مسجد عمر بن خطاب در مدینه ===
{{اصلی|مسجد عمر بن خطاب (مدینه)}}مسجد عمر در جهت جنوب غربی [[مسجد النبی]] و در محدوده [[مصلای پیامبر(ص)]] ساخته شده است.<ref>مساجد الاثریه، محمد الیاس عبدالغنی1418ه، مطابع الرشید بالمدینة المنورة، الطبعة الثانیة، 1419ه. ص247.</ref> این مسجد احتمالا در قرن نهم هجری ساخته شده است.<ref>مساجد الاثریه، ص 223؛ وفاء الوفاء باخبار دار المصطفی، علی بن عبدالله السمهودی، تحقیق قاسم السامرائی، لندن، موسسه الفرقان للتراث الاسلامی، ۲۰۰۱م.، ص220.</ref>
 
=== مسجد عمر بن خطاب در خندق ===
{{اصلی|مسجد عمر بن خطاب در خندق}}مسجد عُمَر در منطقه خندق مدینه، در جنوب [[مسجد سلمان فارسی]] قرار دارد.<ref>مساجد الاثریه، عبدالغنی، ص148.</ref> این مسجد در محدوده [[مساجد خندق|مساجد هفتگانه خندق]] قرار دارد که محدوده نظامی [[پیامبر(ص)]] در جریان [[غزوه احزاب|غزوه خندق]] بوده است.<ref>معالم المدینه المنوره بین العماره و التاریخ، عبدالعزیز کعکی، مدینه، ناشر:مولف، ۲۰۱۱م. ج۴، ص144.</ref>


== پانویس ==
== پانویس ==
خط ۹۵: خط ۴۶:


== منابع ==
== منابع ==
* '''الإحتجاج علی أهل اللجاج'''، طبرسی، احمد بن علی، ترجمه و شرح غفاری، تهران، چاپ مرتضوی، ۱۳۷۱ش.
* '''«اعتبارسنجی سند زیارت آل یاسین»'''، صالح‌آبادی، محمدحسین، دانش‌ها و آموزه‌های قرآن و حدیث، شماره ۲۳، زمستان ۱۴۰۲ش.
* '''بحارالانوار'''، علامه مجلسی، محمدباقر، مؤسسة الوفاء، ۱۴۰۳ق.
* '''جامع البیان فی تفسیر القرآن'''، طبری، محمد بن جریر، تفسیر الطبری، بیروت، دار احیاء التراث العربی.
* '''«شناختنامه زیارت آل‌یاسین»'''، شاهدی، روح‌الله؛ حسینی کوهساری، سید اسحاق، انتظار موعود، شماره ۳۴، بهار ۱۳۹۰ش.
* '''«شوق وصل؛ حدیث آرزومندی گونه‌شناسی زیارت‌های انتظار، بررسی موردی زیارت آل‌یاسین»'''، عباس‌زاده، حمید، محمدیان، احمد، عصر آدینه، شماره ۲۷، پاییز ۱۳۹۷ش.
* '''«عرضه عقاید در زیارت آل‌یاسین و هماهنگی مفاد آن با آیات قرآن کریم»'''، انتظار موعود، شماره ۳۵، تابستان و پاییز ۱۳۹۰ش.
* '''فرهنگ‌نامه مهدویت'''، سلیمیان، خدامراد، بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود (عج)، بی‌تا.
* '''«قرائات مختلف از تعبیر ال یاسین در آیه ۱۳- سوره صافات و تفاسیر مبتنی بر هر یک از این خوانش‌ها»'''، چهری، مجید، مطالعات تاریخی قرآن و حدیث، شماره ۵۷، بهار و تابستان ۱۳۹۴ش.
* '''تفسیر صافی'''، فیض کاشانی، ملا محسن، تهران، الصدر، ۱۴۱۵ق.
* '''مجمع البیان'''، طبرسی، فضل بن حسن، بیروت، مکتبة الحیاة، بی‌تا.
* '''المزارالكبير'''، ابن مشهدی، ابوعبدالله، تحقیق: جواد قیومی اصفهانی، قم، مؤسسة النشر الإسلامي، چاپ اول، ۱۴۱۹ق.
* '''«مستندات قرآنی عرضه باور به رجعت و مواقف پس از مرگ، در زیارت آل‌یاسین»'''، شاهدی، روح‌الله؛ حسینی کوهساری، سید اسحاق، انتظار موعود، شماره ۳۸، پاییز ۱۳۹۱ش.
{{منابع}}
{{منابع}}
{{پایان}}
{{پایان}}

نسخهٔ ‏۱۳ اکتبر ۲۰۲۶، ساعت ۱۶:۳۳

زیارت آل‌یاسین از زیارتنامه‌های امام زمان(عج) است. این دعا اولین بار در قرن ششم در کتاب المزار ابن المشهدی و الاحتجاج مرحوم طبرسی آمده است. در بررسی سندی این زیارتنامه، راویان آن ضعیف دانسته شده؛ اما در سیره بسیاری از عالمان به آن توجه شده است.

سلام بر حضرت مهدی(عج) و برشمردن اوصاف ایشان، و گواهی دادن به حجیت دوازده امام و همچنین شهادت به یکتایی خداوند، و رسالت پیامبر(ص) از مهمترین مضامین این زیارت شمرده می‌شود.

معرفی و جایگاه

زیارت آل‌یاسین از زیارت‌های امام زمان(عج) است. این زیارت به درخواست شیعیان از ناحیه مقدسه (یکی از القاب امام مهدی(ع) در دوران غیبت صغری) صادر شده است و عالمان و بزرگان به آن توجه داشته‌اند.[۱] این زیارت به تصریح برخی از علما، جامع و کامل و بهترین زیارت آن حضرت است و در همه اوقات می‌شود آن را خواند.[۲] بسیاری از شیعیان به خواندن این زیارت مداومت دارند و برای خواندن آن به‌طور گروهی در شهرهای گوناگون شیعه‌نشین جلسات خاصی برگزار می‌شود.[۳]

این زیارت به درخواست شیعیان دربارهٔ شیوهٔ ملاقات امام زمان(عج) از سوی آن حضرت، در توقیع (نامه‌ها و نوشته‌های ائمه) به محمد بن عبداللّه حمیری صادر شده است. این زیارت از نظر شکل ظاهری و همچنین محتوا با سایر زیارات اهل‌بیت(ع) قرابت دارد، و همین نکته به اعتبار آن می‌افزاید.[۴]

از آنجا که این زیارت با سلام بر آل یاسین آغاز می‌شود، امروزه به این نام معروف است.[۵] این زیارت، با بیست و سه سلام آغاز شده است: سلام اول به آل یاسین و سلام‌های بعد، هریک خطاب به حضرت مهدی(ع) با القاب و عناوین خاص آن حضرت می‌باشد. سپس با اظهار و اقرار به اصول اعتقادی صحیح و گواه گرفتن امام بر آن‌ها و تجدید عهد وفاداری برای اولیای دین، زیارت به پایان می‌رسد.[۶]

واژه‌شناسی آل‌یاسین

عبارت ال یاسین نه تنها معانی متفاوتی دارد بلکه قرائت صحیح آن نیز موضوع اختلاف است.[۷] روایات زیادی وارد شده مبنی بر اینکه «یس» نام پیامبر(ص) است و اهل‌بیت(ع) ایشان آل یاسین هستند.[۸] امام صادق(ع) از امام علی(ع) نقل می‌کند که یاسین، محمد است و ما آل‌یاسین هستیم.[۹] همچنین گفته شده آل یاسین در واقع اِل‌یاسین بوده که تلفظی دیگر از اِلیاس است و در آیه ۱۳۰ سوره صافات نیز آمده است.[۱۰] و نیز آمده است که یاسین نام سوره یا قرآن است و آل‌یاسین اهل قرآن و مؤمنان به آن هستند.[۱۱]

منبع‌شناسی

زیارت آل‌یاسین در منابع شیعی سده ششم و پس از آن انعکاس یافته است.[۱۲] کتاب المزار اثر ابن المشهدی و کتاب الاحتجاج اثر طبرسی کهن‌ترین منابع آن هستند.[۱۳] کتاب الاحتجاج این زیارت را بی‌سند و مختصر آورده در حالی که المزار آن را با سه سند و متنی مفصل‌تر، ذکر کرده و آن را به نقل از محمد بن عثمان عمری نائب دوم امام زمان(عج)آورده است.[۱۴]

در سده هفتم سید ابن طاووس زیارت آل‌یاسین را به نقل از ابوجعفر حِمیری می‌آورد و اشاره می‌کند که این زیارت از ناحیه مقدسه برای حمیری ارسال شده و دستور داده شده که در سرداب مقدس خوانده شود.[۱۵] دستور خواندن در سرداب می‌تواند نشانه آن باشد که سید ابن طاووس این زیارت را از منابع دیگری اخذ کرده که به دست ما نرسیده است.[۱۶] نبودن این زیارت در مجموعه کتاب‌های دعایی و زیارتی دیگر، نمی‌تواند به اعتبار آن خدشه وارد کند؛ زیرا برخی از این نوع آثار، از بین رفت و شاید این زیارت در آنها موجود بود.[۱۷]

اعتبار

در بررسی سندی زیارت آل یاسین از کتاب المزار ابن مشهدی، سند آن به سبب راویان ضعیف در آن، دچار ضعف دانسته شده است. کتاب الاحتجاج نیز سندی و راوی‌ای ذکر نکرده و زیارت به صورت مرسل ذکر شده است؛ اما گفته شده این زیارت به عنوان متنی مرتبط با مستحبّات، پذیرفته شده؛ چرا که سیره علما در این گونه موارد، تمسّک به قاعده تسامح در ادله سنن است.[۱۸] افزون بر آن، نقل این زیارت در کتاب الاحتجاج طبرسی به افزایش اعتبار این زیارت کمک می‌کند.[۱۹] متن موجود در الاحتجاج نسبت به متن المزار الکبیر تفاوت‌هایی دارد که مهم‌ترین آن خلاصه‌تر بودن آن است. به نظر می‌رسد با توجه به عدم دقت در نسخه‌برداری از المزار الکبیر متن الاحتجاج مطمئن‌تر باشد خصوصاً آن که شیخ عباس قمی نیز در مفاتیح الجنان همین متن را برگزیده است.[۲۰]

مضامین

زیارت آل‌یاسین یک متن دارای انسجام و وحدت موضوعی است. خواننده آل‌یاسین خود را زائر و در پیشگاه امام می‌داند. آغاز هر دیدار سلام است. از این رو با هدف برقراری ارتباط قلبی و روحی با امام و شناخت ایشان، زیارت با سلام‌های پیاپی آغاز شده است.[۲۱] این زیارت با سلام به حضرت مهدی، و برشمردن صفات ایشان آغاز می‌شود. سپس با گواهی به این‌که دوازده امام، حجت خدایند و نیز حقانیت آخرت و مواقف حشر ادامه می‌یابد. حسن ختام زیارت، اعلام یاری و مودّت به امام است. یکی از مهم‌ترین حقایق معنوی این زیارت آن است که آن حضرت، مظهر و حامل اسم «الله»، وعده حتمی خداوند و راه و رود به کتاب خداوند می‌باشد.[۲۲]

این زیارت، آکنده از آموزه‌های اعتقادی، عرفانی، و اخلاقی است.[۲۳] شهادت به یکتایی خداوند، رسالت و بندگی پیامبر(ص) و محبوبیت آن حضرت و اهل‌بیت(ع)، حجت بودن اهل‌بیت مضامین اصلی این دعا است.[۲۴] زائر پس از ارائه اعتقادات خویش درباره توحید، نبوت و امامت به رجعت که از ضروریات مذهب تشیع است، می‌پردازد. سپس به حقانیت مرگ و سایر مواقف پس از آن شهادت می‌دهد و سرانجام ضرورت موّدت به اهل‌بیت و پیروی از آنان را اعلام می‌دارد.[۲۵]

در زیارت آل‌یاسین، نه تنها عواطف و احساسات زائر، به جریان می افتد، بلکه باب معارف شیعی برای او گشوده میشود به گونه‌ای که زائر در پایان دعا به حقایق و معارف دین و ولایت‌مداری نسبت به امام اقرار می‌نماید.[۲۶]

کتابشناسی شرح‌ها

زیارت آل یاسین در دوره معاصر بسیار مورد اقبال جامعه مذهبی قرار گرفته است و به همین سبب شروحی بر این کتاب نوشته شده است. از جمله:

  • بر آستان جانان: شرح زیارت‌نامه آل یاسین و نیایش پس از آن، نوشته عبدالصمد شاعلی، تهران نشر رایحه۱۳۸۱ش.
  • گفتاری در شرح حکمی زیارت آل یاسین، نوشته محمد خیاط زنجانی ، نشربنیان مرصوص. کرمانشاه ۱۳۹۷ش.
  • تفسیر و شرح زیارت آل یاسین، نوشته سید جعفر رفیعی، نشر یاران قائم قم ۱۳۸۳ش.
  • میثاق منتظران: شرحی بر زیارت آل یاسین (دوره دو جلدی)، سید مهدی حائری قزوینی، انتشارات کتاب جمکران، چاپ دوم ١٣٩٠ش.
  • شرح زیارت آل یاسین، نوشته علی کورانی ترجمه مسلم خاطری، نشر شرکت چاپ و نشر بین الملل، تهران ۱۴۰۲ش.

متن زیارت

زیارت آل‌یاسین

سَلامٌ عَلَیٰ آلِ یس، السَّلامُ عَلَیْکَ یَا داعِیَ اللّٰهِ وَرَبَّانِیَّ آیاتِهِ، السَّلامُ عَلَیْکَ یَا بابَ اللّٰهِ وَدَیَّانَ دِینِهِ، السَّلامُ عَلَیْکَ یَا خَلِیفَةَ اللّٰهِ وَناصِرَ حَقِّهِ، السَّلامُ عَلَیْکَ یَا حُجَّةَ اللّٰهِ وَدَلِیلَ إِرادَتِهِ، السَّلامُ عَلَیْکَ یَا تالِیَ کِتابِ اللّٰهِ وَتَرْجُمانَهُ، السَّلامُ عَلَیْکَ فِی آناءِ لَیْلِکَ وَأَطْرافِ نَهارِکَ، السَّلامُ عَلَیْکَ یَا بَقِیَّةَ اللّٰهِ فِی أَرْضِهِ، السَّلامُ عَلَیْکَ یَا مِیثاقَ اللّٰهِ الَّذِی أَخَذَهُ وَوَکَّدَهُ، السَّلامُ عَلَیْکَ یَا وَعْدَ اللّٰهِ الَّذِی ضَمِنَهُ، السَّلامُ عَلَیْکَ أَیُّهَا الْعَلَمُ الْمَنْصُوبُ، وَالْعِلْمُ الْمَصْبُوبُ، والْغَوْثُ وَالرَّحْمَةُ الْواسِعَةُ وَعْداً غَیْرَ مَکْذُوبٍ،
السَّلامُ عَلَیکَ حِینَ تَقُومُ، السَّلامُ عَلَیْکَ حِینَ تَقْعُدُ، السَّلامُ عَلَیْکَ حِینَ تَقْرَأُ وَتُبَیِّنُ، السَّلامُ عَلَیْکَ حِینَ تُصَلِّی وَتَقْنُتُ، السَّلامُ عَلَیْکَ حِینَ تَرْکَعُ وَتَسْجُدُ، السَّلامُ عَلَیْکَ حِینَ تُهَلِّلُ وَتُکَبِّرُ، السَّلامُ عَلَیْکَ حِین تَحْمَدُ وَتَسْتَغْفِرُ؛ السَّلامُ عَلَیْکَ حِینَ تُصْبِحُ وَتُمْسِی، السَّلامُ عَلَیْکَ فِی اللَّیْلِ إِذا یَغْشیٰ وَالنَّهارِ إِذا تَجَلَّیٰ، السَّلامُ عَلَیْکَ أَیُّهَا الْإِمامُ الْمَأْمُونُ، السَّلامُ عَلَیْکَ أَیُّهَا الْمُقَدَّمُ الْمَأْمُولُ، السَّلامُ عَلَیْکَ بِجَوامِعِ السَّلامِ،
أُشْهِدُکَ یَا مَوْلایَ أَنِّی أَشْهَدُ أَنْ لَاإِلٰهَ إِلّا اللّٰهُ وَحْدَهُ لَاشَرِیکَ لَهُ، وَأَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَرَسُولُهُ لَاحَبِیبَ إِلّا هُوَ وَأَهْلُهُ، وَأُشْهِدُکَ یَا مَوْلایَ أَنَّ عَلِیّاً أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ حُجَّتُهُ، وَالْحَسَنَ حُجَّتُهُ، وَالْحُسَیْنَ حُجَّتُهُ، وَعَلِیَّ بْنَ الْحُسَیْنِ حُجَّتُهُ، وَمُحَمَّدَ بْنَ عَلِیٍّ حُجَّتُهُ، وَجَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ حُجَّتُهُ، وَمُوسَی بْنَ جَعْفَرٍ حُجَّتُهُ، وَعَلِیَّ بْنَ مُوسیٰ حُجَّتُهُ، وَمُحَمَّدَ بْنَ عَلِیٍّ حُجَّتُهُ، وَعَلِیَّ بْنَ مُحَمَّدٍ حُجَّتُهُ، وَالْحَسَنَ بْنَ عَلِیٍّ حُجَّتُهُ،
وَأَشْهَدُ أَنَّکَ حُجَّةُ اللّٰهِ، أَنْتُمُ الْأَوَّلُ وَالْآخِرُ؛ وَأَنَّ رَجْعَتَکُمْ حَقٌّ لَارَیْبَ فِیها یَوْمَ ﴿لَایَنْفَعُ نَفْساً إِیمانُها لَمْ تَکُنْ آمَنَتْ مِنْ قَبْلُ أَوْ کَسَبَتْ فِی إِیمانِها خَیْراً﴾، وَأَنَّ الْمَوْتَ حَقٌّ، وَأَنَّ ناکِراً وَنَکِیراً حَقٌّ، وَأَشْهَدُ أَنَّ النَّشْرَ حَقٌّ، وَالْبَعْثَ حَقٌّ، وَأَنَّ الصِّراطَ حَقٌّ، وَالْمِرْصادَ حَقٌّ، وَالْمِیزانَ حَقٌّ، وَالْحَشْرَ حَقٌّ، وَالْحِسابَ حَقٌّ، وَالْجَنَّةَ وَالنَّارَ حَقٌّ، وَالْوَعْدَ وَالْوَعِیدَ بِهِما حَقٌّ .
یَا مَوْلایَ شَقِیَ مَنْ خالَفَکُمْ، وَسَعِدَ مَنْ أَطَاعَکُمْ، فَاشْهَدْ عَلَیٰ مَا أَشْهَدْتُکَ عَلَیْهِ وَأَنَا وَلِیٌّ لَکَ بَرِیءٌ مِنْ عَدُوِّکَ، فَالْحَقُّ مَا رَضِیتُمُوهُ، وَالْباطِلُ مَا سَخِطْتُمُوهُ [اَسْخَطْتُموُهُ]، وَالْمَعْرُوفُ مَا أَمَرْتُمْ بِهِ، وَالْمُنْکَرُ مَا نَهَیْتُمْ عَنْهُ، فَنَفْسِی مُؤْمِنَةٌ بِاللّٰهِ وَحْدَهُ لَاشَرِیکَ لَهُ وَبِرَسُولِهِ وَبِأَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ وَبِکُمْ یَا مَوْلایَ أَوَّلِکُمْ وَآخِرِکُمْ، وَنُصْرَتِی مُعَدَّةٌ لَکُمْ، وَمَوَدَّتِی خَالِصَةٌ لَکُمْ، آمِینَ آمِینَ.

سَلامٌ عَلَیٰ آلِ یس، السَّلامُ عَلَیْکَ یَا داعِیَ اللّٰهِ وَرَبَّانِیَّ آیاتِهِ، السَّلامُ عَلَیْکَ یَا بابَ اللّٰهِ وَدَیَّانَ دِینِهِ، السَّلامُ عَلَیْکَ یَا خَلِیفَةَ اللّٰهِ وَناصِرَ حَقِّهِ، السَّلامُ عَلَیْکَ یَا حُجَّةَ اللّٰهِ وَدَلِیلَ إِرادَتِهِ، السَّلامُ عَلَیْکَ یَا تالِیَ کِتابِ اللّٰهِ وَتَرْجُمانَهُ، السَّلامُ عَلَیْکَ فِی آناءِ لَیْلِکَ وَأَطْرافِ نَهارِکَ، السَّلامُ عَلَیْکَ یَا بَقِیَّةَ اللّٰهِ فِی أَرْضِهِ، السَّلامُ عَلَیْکَ یَا مِیثاقَ اللّٰهِ الَّذِی أَخَذَهُ وَوَکَّدَهُ، السَّلامُ عَلَیْکَ یَا وَعْدَ اللّٰهِ الَّذِی ضَمِنَهُ، السَّلامُ عَلَیْکَ أَیُّهَا الْعَلَمُ الْمَنْصُوبُ، وَالْعِلْمُ الْمَصْبُوبُ، والْغَوْثُ وَالرَّحْمَةُ الْواسِعَةُ وَعْداً غَیْرَ مَکْذُوبٍ،
سلام بر خاندان یس، سلام بر تو ای دعوت‌کننده به سوی خدا و آگاه به آیاتش، سلام بر تو ای باب خدا و حاکم سیاستمدار دینش، سلام بر تو ای خلیفه خدا و یاور حقّش، سلام بر تو ای حجّت خدا و راهنما به سوی اراده‌اش، سلام بر تو ای تلاوت‌کننده کتاب خدا و تفسیرکننده‌اش، سلام بر تو در تمام ساعات شب و روز، سلام بر تو ای بجا مانده خدا در زمینش، سلام بر تو ای پیمان خدا که آن را برگرفت و استوارش کرد، سلام بر تو ای وعده خدا که آن را ضمانت نمود، سلام بر تو ای پرچم برافراشته و دانش سرریز و فریادرس و رحمت گسترده و وعدهٔ بی‌دروغ،
السَّلامُ عَلَیکَ حِینَ تَقُومُ، السَّلامُ عَلَیْکَ حِینَ تَقْعُدُ، السَّلامُ عَلَیْکَ حِینَ تَقْرَأُ وَتُبَیِّنُ، السَّلامُ عَلَیْکَ حِینَ تُصَلِّی وَتَقْنُتُ، السَّلامُ عَلَیْکَ حِینَ تَرْکَعُ وَتَسْجُدُ، السَّلامُ عَلَیْکَ حِینَ تُهَلِّلُ وَتُکَبِّرُ، السَّلامُ عَلَیْکَ حِین تَحْمَدُ وَتَسْتَغْفِرُ؛ السَّلامُ عَلَیْکَ حِینَ تُصْبِحُ وَتُمْسِی، السَّلامُ عَلَیْکَ فِی اللَّیْلِ إِذا یَغْشیٰ وَالنَّهارِ إِذا تَجَلَّیٰ، السَّلامُ عَلَیْکَ أَیُّهَا الْإِمامُ الْمَأْمُونُ، السَّلامُ عَلَیْکَ أَیُّهَا الْمُقَدَّمُ الْمَأْمُولُ، السَّلامُ عَلَیْکَ بِجَوامِعِ السَّلامِ،
سلام بر تو هنگامی‌که برمی‌خیزی، سلام بر تو زمانی که می‌نشینی، سلام بر تو وقتی که می‌خوانی و بیان می‌کنی، سلام بر تو هنگامی‌که نماز می‌خوانی و قنوت بجا می‌آوری، سلام بر تو زمانی که رکوع و سجود می‌نمایی، سلام بر تو وقتی که تهلیل و تکبیر می‌گویی سلام بر تو هنگامی که سپاس و استغفار می‌نمایی؛ سلام بر تو زمانی که صبح و شام می‌کنی، سلام بر تو در شب هنگامی‌که می‌پوشاند و در روز وقتی‌که آشکار می‌شود، سلام بر تو ای پیشوای امین، سلام بر تو ای پیش نهادهٔ آرزو شده، سلام بر تو به همه سلام‌ها،
أُشْهِدُکَ یَا مَوْلایَ أَنِّی أَشْهَدُ أَنْ لَاإِلٰهَ إِلّا اللّٰهُ وَحْدَهُ لَاشَرِیکَ لَهُ، وَأَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَرَسُولُهُ لَاحَبِیبَ إِلّا هُوَ وَأَهْلُهُ، وَأُشْهِدُکَ یَا مَوْلایَ أَنَّ عَلِیّاً أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ حُجَّتُهُ، وَالْحَسَنَ حُجَّتُهُ، وَالْحُسَیْنَ حُجَّتُهُ، وَعَلِیَّ بْنَ الْحُسَیْنِ حُجَّتُهُ، وَمُحَمَّدَ بْنَ عَلِیٍّ حُجَّتُهُ، وَجَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ حُجَّتُهُ، وَمُوسَی بْنَ جَعْفَرٍ حُجَّتُهُ، وَعَلِیَّ بْنَ مُوسیٰ حُجَّتُهُ، وَمُحَمَّدَ بْنَ عَلِیٍّ حُجَّتُهُ، وَعَلِیَّ بْنَ مُحَمَّدٍ حُجَّتُهُ، وَالْحَسَنَ بْنَ عَلِیٍّ حُجَّتُهُ،
تو را گواه می‌گیرم ای مولایم که گواهی می‌دهم معبودی جز خدا نیست، یگانه است و شریکی ندارد و محمد بنده و فرستاده اوست، محبوبی جز او و اهل‌بیتش نیست و تو را گواه می‌گیرم ای مولایم، بر اینکه علی امیرمؤمنان و حسن و حسین و علی بن الحسین و محمد بن علی و جعفر بن محمد و موسی بن جعفر و علی بن موسی و محمد بن علی و علی بن محمد و حسن بن علی، حجّت‌های خدایند
وَأَشْهَدُ أَنَّکَ حُجَّةُ اللّٰهِ، أَنْتُمُ الْأَوَّلُ وَالْآخِرُ؛ وَأَنَّ رَجْعَتَکُمْ حَقٌّ لَارَیْبَ فِیها یَوْمَ ﴿لَایَنْفَعُ نَفْساً إِیمانُها لَمْ تَکُنْ آمَنَتْ مِنْ قَبْلُ أَوْ کَسَبَتْ فِی إِیمانِها خَیْراً﴾، وَأَنَّ الْمَوْتَ حَقٌّ، وَأَنَّ ناکِراً وَنَکِیراً حَقٌّ، وَأَشْهَدُ أَنَّ النَّشْرَ حَقٌّ، وَالْبَعْثَ حَقٌّ، وَأَنَّ الصِّراطَ حَقٌّ، وَالْمِرْصادَ حَقٌّ، وَالْمِیزانَ حَقٌّ، وَالْحَشْرَ حَقٌّ، وَالْحِسابَ حَقٌّ، وَالْجَنَّةَ وَالنَّارَ حَقٌّ، وَالْوَعْدَ وَالْوَعِیدَ بِهِما حَقٌّ .
و گواهی می‌دهم که تو حجّت خدایی، شما آغاز و انجام هستید؛ و همانا بازگشت شما حق است، تردیدی در آن نیست، «روزی که ایمان‌آوردنِ کسی که پیش از آن ایمان نیاورده یا در حال ایمان‌داشتن عمل شایسته‌ای انجام نداده سودی نخواهد داشت» و گواهی می‌دهم که مرگ و ناکر و نکیر و زنده شدن و برانگیختن و صراط و کمینگاه و میزان و گردآوردن و حساب و بهشت و دوزخ و وعده و تهدید به هر دو حق است
یَا مَوْلایَ شَقِیَ مَنْ خالَفَکُمْ، وَسَعِدَ مَنْ أَطَاعَکُمْ، فَاشْهَدْ عَلَیٰ مَا أَشْهَدْتُکَ عَلَیْهِ وَأَنَا وَلِیٌّ لَکَ بَرِیءٌ مِنْ عَدُوِّکَ، فَالْحَقُّ مَا رَضِیتُمُوهُ، وَالْباطِلُ مَا سَخِطْتُمُوهُ [اَسْخَطْتُموُهُ]، وَالْمَعْرُوفُ مَا أَمَرْتُمْ بِهِ، وَالْمُنْکَرُ مَا نَهَیْتُمْ عَنْهُ، فَنَفْسِی مُؤْمِنَةٌ بِاللّٰهِ وَحْدَهُ لَاشَرِیکَ لَهُ وَبِرَسُولِهِ وَبِأَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ وَبِکُمْ یَا مَوْلایَ أَوَّلِکُمْ وَآخِرِکُمْ، وَنُصْرَتِی مُعَدَّةٌ لَکُمْ، وَمَوَدَّتِی خَالِصَةٌ لَکُمْ، آمِینَ آمِینَ.
ای مولای من، بدبخت شد کسی که با شما مخالفت ورزید و خوشبخت شد کسی که از شما اطاعت کرد، پس گواه باش بر آنچه تو را بر آن گواه گرفتم و من دوست تو و بیزار از دشمن توأم، پس حق آن است که شما به آن خشنود شدید و باطل آن است که شما از آن ناخشنود گشتید و معروف آن است که شما به آن امر فرمودید و منکر آن است که شما از آن نهی کردید، پس نهاد من مؤمن به خدای یگانه بی‌شریک و به رسول او و به امیرمؤمنان و به شماست ای مولای من، به آغاز و انجام شما و یاری‌ام برای شما آماده و دوستی‌ام نسبت به شما بی‌آلایش است، اجابت فرما، اجابت فرما.

سلام بر خاندان یس، سلام بر تو ای دعوت‌کننده به سوی خدا و آگاه به آیاتش، سلام بر تو ای باب خدا و حاکم سیاستمدار دینش، سلام بر تو ای خلیفه خدا و یاور حقّش، سلام بر تو ای حجّت خدا و راهنما به سوی اراده‌اش، سلام بر تو ای تلاوت‌کننده کتاب خدا و تفسیرکننده‌اش، سلام بر تو در تمام ساعات شب و روز، سلام بر تو ای بجا مانده خدا در زمینش، سلام بر تو ای پیمان خدا که آن را برگرفت و استوارش کرد، سلام بر تو ای وعده خدا که آن را ضمانت نمود، سلام بر تو ای پرچم برافراشته و دانش سرریز و فریادرس و رحمت گسترده و وعدهٔ بی‌دروغ،
سلام بر خاندان یس، سلام بر تو ای دعوت‌کننده به سوی خدا و آگاه به آیاتش، سلام بر تو ای باب خدا و حاکم سیاستمدار دینش، سلام بر تو ای خلیفه خدا و یاور حقّش، سلام بر تو ای حجّت خدا و راهنما به سوی اراده‌اش، سلام بر تو ای تلاوت‌کننده کتاب خدا و تفسیرکننده‌اش، سلام بر تو در تمام ساعات شب و روز، سلام بر تو ای بجا مانده خدا در زمینش، سلام بر تو ای پیمان خدا که آن را برگرفت و استوارش کرد، سلام بر تو ای وعده خدا که آن را ضمانت نمود، سلام بر تو ای پرچم برافراشته و دانش سرریز و فریادرس و رحمت گسترده و وعدهٔ بی‌دروغ،
سلام بر تو هنگامی‌که برمی‌خیزی، سلام بر تو زمانی که می‌نشینی، سلام بر تو وقتی که می‌خوانی و بیان می‌کنی، سلام بر تو هنگامی‌که نماز می‌خوانی و قنوت بجا می‌آوری، سلام بر تو زمانی که رکوع و سجود می‌نمایی، سلام بر تو وقتی که تهلیل و تکبیر می‌گویی سلام بر تو هنگامی که سپاس و استغفار می‌نمایی؛ سلام بر تو زمانی که صبح و شام می‌کنی، سلام بر تو در شب هنگامی‌که می‌پوشاند و در روز وقتی‌که آشکار می‌شود، سلام بر تو ای پیشوای امین، سلام بر تو ای پیش نهادهٔ آرزو شده، سلام بر تو به همه سلام‌ها،
تو را گواه می‌گیرم ای مولایم که گواهی می‌دهم معبودی جز خدا نیست، یگانه است و شریکی ندارد و محمد بنده و فرستاده اوست، محبوبی جز او و اهل‌بیتش نیست و تو را گواه می‌گیرم ای مولایم، بر اینکه علی امیرمؤمنان و حسن و حسین و علی بن الحسین و محمد بن علی و جعفر بن محمد و موسی بن جعفر و علی بن موسی و محمد بن علی و علی بن محمد و حسن بن علی، حجّت‌های خدایند
و گواهی می‌دهم که تو حجّت خدایی، شما آغاز و انجام هستید؛ و همانا بازگشت شما حق است، تردیدی در آن نیست، «روزی که ایمان‌آوردنِ کسی که پیش از آن ایمان نیاورده یا در حال ایمان‌داشتن عمل شایسته‌ای انجام نداده سودی نخواهد داشت» و گواهی می‌دهم که مرگ و ناکر و نکیر و زنده شدن و برانگیختن و صراط و کمینگاه و میزان و گردآوردن و حساب و بهشت و دوزخ و وعده و تهدید به هر دو حق است
ای مولای من، بدبخت شد کسی که با شما مخالفت ورزید و خوشبخت شد کسی که از شما اطاعت کرد، پس گواه باش بر آنچه تو را بر آن گواه گرفتم و من دوست تو و بیزار از دشمن توأم، پس حق آن است که شما به آن خشنود شدید و باطل آن است که شما از آن ناخشنود گشتید و معروف آن است که شما به آن امر فرمودید و منکر آن است که شما از آن نهی کردید، پس نهاد من مؤمن به خدای یگانه بی‌شریک و به رسول او و به امیرمؤمنان و به شماست ای مولای من، به آغاز و انجام شما و یاری‌ام برای شما آماده و دوستی‌ام نسبت به شما بی‌آلایش است، اجابت فرما، اجابت فرما.

پانویس

  1. ↑ «شناختنامه زیارت آل‌یاسین»، ص۳۳.
  2. ↑ بحارالانوار، ج۵۳، ص۱۷۱؛ فرهنگ‌نامه مهدویت، ص۲۵۲.
  3. ↑ فرهنگ‌نامه مهدویت، ص۲۵۲.
  4. ↑ «شناختنامه زیارت آل‌یاسین»، ص۵۱.
  5. ↑ «شناختنامه زیارت آل‌یاسین»، ص۳۹.
  6. ↑ فرهنگ‌نامه مهدویت، ص۲۵۲.
  7. ↑ «قرائات مختلف از تعبیر «ال یاسین» در آیه ۱۳- سوره صافات و تفاسیر مبتنی بر هر یک از این خوانش‌ها»، ص۱۲۳.
  8. ↑ «شناختنامه زیارت آل‌یاسین»، ص۴۱.
  9. ↑ تفسیر صافی، ج۴، ص۲۸۲.
  10. ↑ جامع البیان، ج۲۳، ص۶۱.
  11. ↑ مجمع البیان، ج۵، ص۸۲؛
  12. ↑ «اعتبارسنجی سند زیارت آل یاسین»، ص۱۱
  13. ↑ المزار الکبیر، ص۵۶۷؛ الإحتجاج، ج۴، ص۳۴۲.
  14. ↑ المزار الکبیر، ص۵۶۷؛ الإحتجاج، ج۴، ص۳۴۲.
  15. ↑ «اعتبارسنجی سند زیارت آل یاسین»، ص۱۱
  16. ↑ «اعتبارسنجی سند زیارت آل یاسین»، ص۱۲.
  17. ↑ «اعتبارسنجی سند زیارت آل یاسین»، ص۱۳.
  18. ↑ «اعتبارسنجی سند زیارت آل یاسین»، ص۳۷.
  19. ↑ «اعتبارسنجی سند زیارت آل یاسین»، ص۳۸.
  20. ↑ «اعتبارسنجی سند زیارت آل یاسین»، ص۳۸.
  21. ↑ «شوق وصل؛ حدیث آرزومندی گونه‌شناسی زیارت‌های انتظار، بررسی موردی زیارت آل‌یاسین»، ص۹۱.
  22. ↑ «شوق وصل؛ حدیث آرزومندی گونه‌شناسی زیارت‌های انتظار، بررسی موردی زیارت آل‌یاسین»، ص۹۱.
  23. ↑ «شوق وصل؛ حدیث آرزومندی گونه‌شناسی زیارت‌های انتظار، بررسی موردی زیارت آل‌یاسین»، ص۸۸.
  24. ↑ «عرضه عقاید در زیارت آل‌یاسین و هماهنگی مفاد آن با آیات قرآن کریم»، ص۲۴ تا ص۳۳.
  25. ↑ «مستندات قرآنی عرضه باور به رجعت و مواقف پس از مرگ، در زیارت آل‌یاسین»، ص۹۱.
  26. ↑ «شوق وصل؛ حدیث آرزومندی گونه‌شناسی زیارت‌های انتظار، بررسی موردی زیارت آل‌یاسین»، ص۹۵.

منابع

  • الإحتجاج علی أهل اللجاج، طبرسی، احمد بن علی، ترجمه و شرح غفاری، تهران، چاپ مرتضوی، ۱۳۷۱ش.
  • «اعتبارسنجی سند زیارت آل یاسین»، صالح‌آبادی، محمدحسین، دانش‌ها و آموزه‌های قرآن و حدیث، شماره ۲۳، زمستان ۱۴۰۲ش.
  • بحارالانوار، علامه مجلسی، محمدباقر، مؤسسة الوفاء، ۱۴۰۳ق.
  • جامع البیان فی تفسیر القرآن، طبری، محمد بن جریر، تفسیر الطبری، بیروت، دار احیاء التراث العربی.
  • «شناختنامه زیارت آل‌یاسین»، شاهدی، روح‌الله؛ حسینی کوهساری، سید اسحاق، انتظار موعود، شماره ۳۴، بهار ۱۳۹۰ش.
  • «شوق وصل؛ حدیث آرزومندی گونه‌شناسی زیارت‌های انتظار، بررسی موردی زیارت آل‌یاسین»، عباس‌زاده، حمید، محمدیان، احمد، عصر آدینه، شماره ۲۷، پاییز ۱۳۹۷ش.
  • «عرضه عقاید در زیارت آل‌یاسین و هماهنگی مفاد آن با آیات قرآن کریم»، انتظار موعود، شماره ۳۵، تابستان و پاییز ۱۳۹۰ش.
  • فرهنگ‌نامه مهدویت، سلیمیان، خدامراد، بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود (عج)، بی‌تا.
  • «قرائات مختلف از تعبیر ال یاسین در آیه ۱۳- سوره صافات و تفاسیر مبتنی بر هر یک از این خوانش‌ها»، چهری، مجید، مطالعات تاریخی قرآن و حدیث، شماره ۵۷، بهار و تابستان ۱۳۹۴ش.
  • تفسیر صافی، فیض کاشانی، ملا محسن، تهران، الصدر، ۱۴۱۵ق.
  • مجمع البیان، طبرسی، فضل بن حسن، بیروت، مکتبة الحیاة، بی‌تا.
  • المزارالكبير، ابن مشهدی، ابوعبدالله، تحقیق: جواد قیومی اصفهانی، قم، مؤسسة النشر الإسلامي، چاپ اول، ۱۴۱۹ق.
  • «مستندات قرآنی عرضه باور به رجعت و مواقف پس از مرگ، در زیارت آل‌یاسین»، شاهدی، روح‌الله؛ حسینی کوهساری، سید اسحاق، انتظار موعود، شماره ۳۸، پاییز ۱۳۹۱ش.