پرش به محتوا

کاربر:Mo.ali.rezapour/صفحه تمرین۱: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی حج
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
(۳۲۱ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
{{جعبه اطلاعات کتاب
'''زیارت آل‌یاسین''' از زیارتنامه‌های [[امام زمان(عج)]] است. این دعا اولین بار در قرن ششم در کتاب المزار ابن المشهدی و [[الاحتجاج]] مرحوم طبرسی آمده است. در بررسی سندی این زیارتنامه، راویان آن ضعیف دانسته شده؛ اما در سیره بسیاری از عالمان به آن توجه شده است.
| عنوان          =سفرنامه ناصرخسرو
| عنوان اصلی      =سفرنامه ناصرخسرو
| تصویر          =سفرنامه.jpg
| اندازه تصویر    =
| توضیح_تصویر    =
| نویسنده        =ناصرخسرو (درگذشت:۴۸۱ق)
| برگرداننده      =
| ویراستار        =
| به تصحیح        =
| تحقیق          =
| به کوشش        =
| تاریخ نگارش    =قرن پنجم هجری
| تصویرگر        =
| طراح جلد        =
| موضوع          =سفرنامه
| سبک            =
| زبان            =فارسی
| تعداد جلد      =یک جلد
| صفحه            =
| قطع            =
| ناشر            =
| وبسایت ناشر    =
| محل انتشارات    =
| تاریخ نشر      =
| ترجمه به        =
| مجموعه          =
| شابک            =
|رده‌بندی کنگره    =
|رده‌بندی دیویی    =
|سایر مشخصات      =
}}
'''سفرنامه ناصرخسرو''' از منابع مهم تاریخ حج و حرمین شرفین است که در سده پنجم هجری قمری نگاشته شده است. ناصرخسرو، حکیم و شاعر فارسی‌زبان اسماعیلی‌مذهب، در سال ۴۳۷قمری سفرهای خود را که به مدت هفت سال طول کشید آغاز کرد و مشاهدات خود را از اماکن و وضعیت اجتماعی مردم شهرها در سفرنامه خود بازگو کرد. ناصرخسرو در این هفت سال چهار بار به سفر حج رفت و به طور تفصیلی اماکن مقدس شهر مکه، [[مسجد الحرام|مسجدالحرام]]، آداب حج‌گزاران، سختی‌ها و دشواری‌های حج در آن دوره و همچنین تاریخ سیاسی حجاز را در سفرنامه خود بیان کرده است.


== معرفی ==
سلام بر حضرت مهدی(عج) و برشمردن اوصاف ایشان، و گواهی دادن به حجیت [[اهل بیت|دوازده امام]] و همچنین شهادت به یکتایی خداوند، و رسالت [[پیامبر(ص)]] از مهمترین مضامین این زیارت شمرده می‌شود.
از مهمترین منابع مطالعاتی تاریخ حج و حرمین شریفین، سفرنامه ناصرخسرو است و در عین حال کهن‌ترین و ارزشمندترین سفرنامه به زبان فارسی به شمار می‌آید.<ref>«اهمیت سفرنامه ناصرخسرو قبادیانی بلخی در مطالعه تاریخ حج و حرمین در سده پنجم»، ص۶۳.</ref> صرف نظر از ارزش‌های ادبی و زبان‌شناختی این اثر به عنوان یک متن کهن فارسی، از آن می‌توان به عنوان منبع مهمی برای مطالعه تاریخ اجتماعی و فرهنگی سرزمین‌هایی که در مسیر سفر نویسنده قرار داشته‌اند، استفاده کرد.<ref>«اهمیت سفرنامه ناصرخسرو قبادیانی بلخی در مطالعه تاریخ حج و حرمین در سده پنجم»، ص۶۵.</ref> ناصرخسرو بخش قابل توجهی از سفرنامه خود را به توصیف تفصیلی وضعیت اجتماعی و عمرانی اماکن مقدس حرمین، به ویژه شهر مکه و مسجدالحرام، در سده پنجم هجری اختصاص داده است. در نبودِ تواریخ محلی برای دو شهر مکه و مدینه در حدِ فاصل سده‌های چهارم تا ششم، این سفرنامه منبعی دست اول برای مطالعه تاریخ حج و حرمین، به ویژه در سده پنجم هجری، به شمار می‌آید.<ref>«اهمیت سفرنامه ناصرخسرو قبادیانی بلخی در مطالعه تاریخ حج و حرمین در سده پنجم»، ص۶۳.</ref>


=== ناصرخسرو ===
== معرفی و جایگاه ==
ابومعین حمیدالدین ناصر بن خسرو قبادیانی بلخی، حکیم، ادیب و شاعر فارسی‌زبان و اسماعیلی‌مذهب، در سال ۳۹۴قمری در قبادیان از توابع بلخ به دنیا آمد و در سال ۴۸۱قمری در «یمگان» از توابع بدخشان (امروزه در افغانستان) از دنیا رفت.<ref>دیوان اشعار ناصرخسرو، مقدمه مصحح، ص «و».</ref> آثار متعددی به نظم و نثر به ناصرخسرو منسوب است. ''زاد المسافرین'' (در عقاید اسماعیلیه) ''و دیوان اشعار'' از آثار او است.<ref>سفرنامه ناصرخسرو، مقدمه مصحح، ص هفده.</ref>
زیارت آل‌یاسین از زیارت‌های [[امام زمان(عج)]] است. این زیارت به درخواست شیعیان از [[ناحیه مقدسه]] (یکی از القاب امام مهدی(ع) در دوران غیبت صغری) صادر شده است و عالمان و بزرگان به آن توجه داشته‌اند.<ref>«شناختنامه زیارت آل‌یاسین»، ص۳۳.</ref> این زیارت به تصریح برخی از علما، جامع و کامل و بهترین زیارت آن حضرت است و در همه اوقات می‌شود آن را خواند.<ref>بحارالانوار، ج۵۳، ص۱۷۱؛ فرهنگ‌نامه مهدویت، ص۲۵۲.</ref> بسیاری از شیعیان به خواندن این زیارت مداومت دارند و برای خواندن آن به‌طور گروهی در شهرهای گوناگون شیعه‌نشین جلسات خاصی برگزار می‌شود.<ref>فرهنگ‌نامه مهدویت، ص۲۵۲.</ref>


== سفرهای حج ناصرخسرو ==
این زیارت به درخواست شیعیان دربارهٔ شیوهٔ ملاقات امام زمان(عج) از سوی آن حضرت، در توقیع (نامه‌ها و نوشته‌های ائمه) به محمد بن عبداللّه حمیری صادر شده است. این زیارت از نظر شکل ظاهری و همچنین محتوا با سایر زیارات اهل‌بیت(ع) قرابت دارد، و همین نکته به اعتبار آن می‌افزاید.<ref>«شناختنامه زیارت آل‌یاسین»، ص۵۱.</ref>
ناصرخسرو سفرهای خود را در ۲۳ شعبان ۴۳۷قمری از مرو آغاز کرد.<ref>سفرنامه، ص۳.</ref> ناصرخسرو در مجموع، چهار سفر حج داشته است که تواریخ هر چهار سفر را در سفرنامه خود آورده است.<ref>«اهمیت سفرنامه ناصرخسرو قبادیانی بلخی در مطالعه تاریخ حج و حرمین در سده پنجم»، ص۶۷.</ref> او در چهارمین سفر حج خود، به مدت شش ماه،<ref>سفرنامه، ص۱۰۴.</ref> از آغاز رجب تا ۲۰ ذی‌الحجه، مجاور حرم بود.<ref>سفرنامه، ص۱۲۳.</ref> سپس عزم بازگشت کرد و با گذر از شهرهایی در ۲۶ جمادی‌الثانی ۴۴۴قمری به بلخ رسید.<ref>سفرنامه، ص۱۴۰ تا ص۱۷۴.</ref> سفرهای وی در مجموع هفت سال به طول انجامید.<ref>«اهمیت سفرنامه ناصرخسرو قبادیانی بلخی در مطالعه تاریخ حج و حرمین در سده پنجم»، ص۶۸.</ref>


== توصیف شهر مکه و مناطق حجاز ==
از آنجا که این زیارت با سلام بر آل یاسین آغاز می‌شود، امروزه به این نام معروف است.<ref>«شناختنامه زیارت آل‌یاسین»، ص۳۹.</ref> این زیارت، با بیست و سه سلام آغاز شده است: سلام اول به آل یاسین و سلام‌های بعد، هریک خطاب به حضرت مهدی(ع) با القاب و عناوین خاص آن حضرت می‌باشد. سپس با اظهار و اقرار به اصول اعتقادی صحیح و گواه گرفتن امام بر آن‌ها و تجدید عهد وفاداری برای اولیای دین، زیارت به پایان می‌رسد.<ref>فرهنگ‌نامه مهدویت، ص۲۵۲.</ref>
از مهم‌ترین ارزش‌های تاریخی سفرنامه ناصرخسرو، توصیف نسبتاً دقیق جغرافیای [[مکه]] و بافت شهری آن و نیز توصیف مختصرِ دیگر شهرهای مهم [[حجاز]] همچون مدینه، جده و طائف است.<ref>«اهمیت سفرنامه ناصرخسرو قبادیانی بلخی در مطالعه تاریخ حج و حرمین در سده پنجم»، ص۶۸.</ref> او مکه را شهری میان کوه‌هایی نه‌چندان بلند توصیف کرده که بلندترین آنها، [[کوه ابوقبیس]] است. در سفرنامه وی آمده که گرداگرد [[مسجد الحرام|مسجدالحرام]] را شهر و کوچه‌ها و بازارهای آن فرا گرفته است. به گفته وی، بارو و دروازه‌های شهر هر کجا که رخنه‌ای میان دو کوه وجود دارد، ساخته شده است. همچنین درختی در شهر، به‌جز بر سر چاهی بر یکی از دروازه‌های مسجدالحرام، به چشم نمی‌خورد.<ref>سفرنامه، ص۱۱۹.</ref> برخلاف توصیف مفصلی که ناصرخسرو از مکه کرده، توصیف وی از مدینه و اماکن دینی آن بسیار مختصر است. او مدینه را شهری کنار صحرا، با زمین نمناک و شوره‌زار و دارای آبِ روان اندک و نخلستان توصیف کرده است.<ref>سفرنامه، ص۱۰۲ و ص۱۰۳.</ref>


شهر دیگری که ناصرخسرو به توصیف آن پرداخته، شهر [[جده]] است که امروزه از مهم‌ترین بنادر عربستان در ساحل دریای سرخ به شمار می‌آید. به گفته وی، جده شهری بزرگ بر لبِ دریا، با بارویی محکم و دارای دو دروازه، و درون شهر بازارها و مسجد جامع، و بیرون شهر نیز مسجدی منسوب به پیامبر وجود داشته است.<ref>سفرنامه، ص۱۱۷.</ref> ناصرخسرو همچنین توصیف مختصری از شهر طائف (امروزه در نود کیلومتری شرق مکه) کرده و آن را ناحیه‌ای بر سر کوه دارای حِصار محکم و بازاری کوچک و جامعی مختصر، با آبِ روان و درختان انار و انجیر فراوان، دانسته است.<ref>سفرنامه، ص۱۴۱.</ref>
== واژه‌شناسی آل‌یاسین ==
عبارت ال یاسین نه تنها معانی متفاوتی دارد بلکه قرائت صحیح آن نیز موضوع اختلاف است.<ref>«قرائات مختلف از تعبیر «ال یاسین» در آیه ۱۳- سوره صافات و تفاسیر مبتنی بر هر یک از این خوانش‌ها»، ص۱۲۳.</ref> روایات زیادی وارد شده مبنی بر اینکه «یس» نام [[پیامبر(ص)]] است و [[اهل بیت|اهل‌بیت(ع)]] ایشان آل یاسین هستند.<ref>«شناختنامه زیارت آل‌یاسین»، ص۴۱.</ref> [[امام صادق(ع)]] از [[امام علی(ع)]] نقل می‌کند که یاسین، محمد است و ما آل‌یاسین هستیم.<ref>تفسیر صافی، ج۴، ص۲۸۲.</ref> همچنین گفته شده آل یاسین در واقع اِل‌یاسین بوده که تلفظی دیگر از اِلیاس است و در آیه ۱۳۰ سوره صافات نیز آمده است.<ref>جامع البیان، ج۲۳، ص۶۱.</ref> و نیز آمده است که یاسین نام سوره یا قرآن است و آل‌یاسین اهل قرآن و مؤمنان به آن هستند.<ref>مجمع البیان، ج۵، ص۸۲؛</ref>


== توصیف معماری مسجدالحرام ==
== منبع‌شناسی ==
ناصرخسرو در سفرنامه خود توصیف دقیق و نسبتاً مفصلی از [[مسجد الحرام|مسجدالحرام]] و معماری آن، از جمله صحن، درها، طاق‌ها و رواق‌های آن کرده است.<ref>«اهمیت سفرنامه ناصرخسرو قبادیانی بلخی در مطالعه تاریخ حج و حرمین در سده پنجم»، ص۷۰.</ref> بخش دیگری از توصیف‌های ناصرخسرو از مسجدالحرام و معماری آن، مواردی است که در سایر منابع دیده نمی‌شود و می‌توان آنها را آگاهی‌های منحصر به فردی درباره وضعیت و معماری این مسجد در سده پنجم به شمار آورد؛ از آن جمله می‌توان به توصیف وی از الواح چوبی و کتیبه‌های داخل خانه کعبه، که روی آنها نام خلفای فاطمی مصر وجود داشت، و نیز وضعیت جامه کعبه در زمان وی<ref>سفرنامه، ص۱۳۲ و ص۱۳۳.</ref> و پوششی که دیوار گرداگرد مسجد را پوشانده بود و در آن صندوق‌هایی متعلق به شهرهای مختلف اسلامی وجود داشت اشاره کرد.<ref>سفرنامه، ص۱۳۵.</ref>
زیارت آل‌یاسین در منابع شیعی سده ششم و پس از آن انعکاس یافته است.<ref>«اعتبارسنجی سند زیارت آل یاسین»، ص۱۱</ref> [[کتاب المزار (ابن مشهدی)|کتاب المزار]] اثر ابن المشهدی و [[الاحتجاج|کتاب الاحتجاج]] اثر [[طبرسی]] کهن‌ترین منابع آن هستند.<ref>المزار الکبیر، ص۵۶۷؛ الإحتجاج، ج۴، ص۳۴۲.</ref> کتاب الاحتجاج این زیارت را بی‌سند و مختصر آورده در حالی که المزار آن را با سه سند و متنی مفصل‌تر، ذکر کرده و آن را به نقل از [[محمد بن عثمان عمری]] نائب دوم [[امام زمان(عج)]]<nowiki/>آورده است.<ref>المزار الکبیر، ص۵۶۷؛ الإحتجاج، ج۴، ص۳۴۲.</ref>


== آگاهی‌های نادر درباره اماکن مقدس ==
در سده هفتم [[سید ابن طاووس]] زیارت آل‌یاسین را به نقل از ابوجعفر حِمیری می‌آورد و اشاره می‌کند که این زیارت از [[ناحیه مقدسه]] برای حمیری ارسال شده و دستور داده شده که در [[سرداب مقدس]] خوانده شود.<ref>«اعتبارسنجی سند زیارت آل یاسین»، ص۱۱</ref> دستور خواندن در سرداب می‌تواند نشانه آن باشد که سید ابن طاووس این زیارت را از منابع دیگری اخذ کرده که به دست ما نرسیده است.<ref>«اعتبارسنجی سند زیارت آل یاسین»، ص۱۲.</ref> نبودن این زیارت در مجموعه کتاب‌های دعایی و زیارتی دیگر، نمی‌تواند به اعتبار آن خدشه وارد کند؛ زیرا برخی از این نوع آثار، از بین رفت و شاید این زیارت در آنها موجود بود.<ref>«اعتبارسنجی سند زیارت آل یاسین»، ص۱۳.</ref>
در ''سفرنامه'' ناصرخسرو، گاه آگاهی‌های مهمی درباره برخی از اماکن مقدس مکه و پیرامون آن وجود دارد که در کمتر منبع دیگری به چشم می‌خورد؛ از آن جمله، اشاره وی به قدمگاه یا نشان جای پای رسول خدا در [[باب الصفا|باب‌الصفا]] (از دروازه‌های مسجدالحرام) است که حاجیان به قصد تبرک، قدم یا صورت خود را جای پای پیامبر می‌نهادند.<ref>سفرنامه، ص۱۲۸.</ref>


آگاهی ارزشمند دیگر، اشاره وی به [[رخام حمراء]] است که سنگ مرمرین سرخ‌رنگی در کف خانه کعبه بوده<ref>«اهمیت سفرنامه ناصرخسرو قبادیانی بلخی در مطالعه تاریخ حج و حرمین در سده پنجم»، ص۷۲.</ref> و در اخبار منابع شیعه، محل نماز خواندن پیامبر و برخی از ائمه دانسته شده است.<ref>الکافی، ج۴، ص۵۲۹–۵۲۸ و ۵۴۵.</ref> آگاهی دیگر این سفرنامه درباره اماکن مقدس و متبرک، اشاره به وجود دو چاه آب در منطقه [[جعرانه|جِعرانه]] (در چهار فرسنگی شمال مکه)، یکی منسوب به [[حضرت محمد (ص)|پیامبر(ص)]] و دیگری منسوب به [[امام علی(ع)]] است.<ref>سفرنامه، ص۱۳۷.</ref>
== اعتبار ==
در بررسی سندی زیارت آل یاسین از کتاب المزار ابن مشهدی، سند آن به سبب راویان ضعیف در آن، دچار ضعف دانسته شده است. کتاب الاحتجاج نیز سندی و راوی‌ای ذکر نکرده و زیارت به صورت مرسل ذکر شده است؛ اما گفته شده این زیارت به عنوان متنی مرتبط با مستحبّات، پذیرفته شده؛ چرا که سیره علما در این گونه موارد، تمسّک به [[قاعده تسامح در ادله سنن]] است.<ref>«اعتبارسنجی سند زیارت آل یاسین»، ص۳۷.</ref> افزون بر آن، نقل این زیارت در کتاب الاحتجاج طبرسی به افزایش اعتبار این زیارت کمک می‌کند.<ref>«اعتبارسنجی سند زیارت آل یاسین»، ص۳۸.</ref> متن موجود در الاحتجاج نسبت به متن المزار الکبیر تفاوت‌هایی دارد که مهم‌ترین آن خلاصه‌تر بودن آن است. به نظر می‌رسد با توجه به عدم دقت در نسخه‌برداری از المزار الکبیر متن الاحتجاج مطمئن‌تر باشد خصوصاً آن که [[شیخ عباس قمی]] نیز در [[مفاتیح الجنان]] همین متن را برگزیده است.<ref>«اعتبارسنجی سند زیارت آل یاسین»، ص۳۸.</ref>


== وضعیت و آداب حج‌گزاری ==
== مضامین ==
سفرنامه ناصرخسرو آگاهی‌های تاریخی ارزشمند و منحصر به فردی درباره تاریخ حج‌گزاری و موسم حج در سده پنجم هجری به دست می‌دهد؛ از جمله این آگاهی‌ها، اشاره به سنت [[جعرانه|عمره جِعرانه]] است که همه‌ساله در روز شانزده ذی‌قعده ـ بر مبنای این باور که پیامبر در همین تاریخ از این منطقه احرام بسته و عمره ادا کرده ـ انجام می‌شده است.<ref>سفرنامه، ص۱۳۷.</ref> و چنان‌که سفرنامه‌نویسان متأخر گزارش کرده‌اند، این سنت بعدها فراموش شده است.<ref>الرحلة العیّاشیة، ج۲، ص۱۶۶.</ref>
زیارت آل‌یاسین یک متن دارای انسجام و وحدت موضوعی است. خواننده آل‌یاسین خود را زائر و در پیشگاه امام می‌داند. آغاز هر دیدار سلام است. از این رو با هدف برقراری ارتباط قلبی و روحی با امام و شناخت ایشان، زیارت با سلام‌های پیاپی آغاز شده است.<ref>«شوق وصل؛ حدیث آرزومندی گونه‌شناسی زیارت‌های انتظار، بررسی موردی زیارت آل‌یاسین»، ص۹۱.</ref> این زیارت با سلام به حضرت مهدی، و برشمردن صفات ایشان آغاز می‌شود. سپس با گواهی به این‌که دوازده امام، حجت خدایند و نیز حقانیت آخرت و مواقف حشر ادامه می‌یابد. حسن ختام زیارت، اعلام یاری و مودّت به امام است. یکی از مهم‌ترین حقایق معنوی این زیارت آن است که آن حضرت، مظهر و حامل اسم «الله»، وعده حتمی خداوند و راه و رود به کتاب خداوند می‌باشد.<ref>«شوق وصل؛ حدیث آرزومندی گونه‌شناسی زیارت‌های انتظار، بررسی موردی زیارت آل‌یاسین»، ص۹۱.</ref>


از دیگر ارزش‌های سفرنامه ناصرخسرو در مطالعه تاریخ حج‌گزاری، توصیف مفصل وی از مراسم گشودن درِ کعبه است. به گفته ناصرخسرو، کلیدداران و خادمان خانه کعبه، اعراب [[بنی شیبه|بنی‌شیبه]] بودند که از زمان رسول خدا، منصب کلیدداری کعبه به آنان واگذار شده بود.<ref>سفرنامه، ص۱۳۵.</ref> همچنین درِ کعبه در ماه رجب هر روز هنگام طلوع آفتاب، و در ماه‌های شعبان و رمضان و شوال، روزهای دوشنبه و پنج‌شنبه و جمعه گشوده می‌شده است و با فرارسیدن ماه ذی‌القعده، دیگر در کعبه را باز نمی‌کردند.<ref>سفرنامه، ص۱۳۵ و ۱۳۷.</ref>
این زیارت، آکنده از آموزه‌های اعتقادی، عرفانی، و اخلاقی است.<ref>«شوق وصل؛ حدیث آرزومندی گونه‌شناسی زیارت‌های انتظار، بررسی موردی زیارت آل‌یاسین»، ص۸۸.</ref> شهادت به یکتایی خداوند، رسالت و بندگی پیامبر(ص) و محبوبیت آن حضرت و اهل‌بیت(ع)، حجت بودن اهل‌بیت مضامین اصلی این دعا است.<ref>«عرضه عقاید در زیارت آل‌یاسین و هماهنگی مفاد آن با آیات قرآن کریم»، ص۲۴ تا ص۳۳.</ref> زائر پس از ارائه اعتقادات خویش درباره توحید، نبوت و امامت به رجعت که از ضروریات مذهب تشیع است، می‌پردازد. سپس به حقانیت مرگ و سایر مواقف پس از آن شهادت می‌دهد و سرانجام ضرورت موّدت به اهل‌بیت و پیروی از آنان را اعلام می‌دارد.<ref>«مستندات قرآنی عرضه باور به رجعت و مواقف پس از مرگ، در زیارت آل‌یاسین»، ص۹۱.</ref>


== مشکلات و سختی‌های سفرهای حج ==
در زیارت آل‌یاسین، نه تنها عواطف و احساسات زائر، به جریان می افتد، بلکه باب معارف شیعی برای او گشوده میشود به گونه‌ای که زائر در پایان دعا به حقایق و معارف دین و ولایت‌مداری نسبت به امام اقرار می‌نماید.<ref>«شوق وصل؛ حدیث آرزومندی گونه‌شناسی زیارت‌های انتظار، بررسی موردی زیارت آل‌یاسین»، ص۹۵.</ref>
ناصرخسرو همچنین آگاهی‌های ارزشمندی را درباره مشکلات حج‌گزاری ارائه داده و نمونه‌هایی از بلایای طبیعی و انسانی که حاجیان در مسیر حج خود یا در موسم حج در مکه با آن روبه‌رو می‌شدند را گزارش داده است. او در توصیف خود درباره میقات [[جحفه|جُحفه]]<nowiki/>اشاره کرده است که سیلی حاجیان زیادی را کشت.<ref>سفرنامه، ص۱۰۴.</ref> و نیز اشاره کرده است که در سال سفر حج نخست وی (۴۳۸ق)، به علت کمبود طعام، از هیچ طرف کاروان‌هایی به حج نیامدند.<ref>سفرنامه، ص۶۱.</ref> همچنین در سال سفر حج دوم وی (۴۳۹ق) نیز در مکه قحطی بود و در آن سال از هیچ جا حاجیان به حج نیامدند؛ و بسیاری از مردم از گرسنگی و تشنگی از حجاز به هر سمت رو به بیرون نهاده بودند. در نتیجه این قحطی، در این سال ۳۵ هزار نفر از حجاز به مصر آمدند.<ref>سفرنامه، ص۱۰۴.</ref> ناصرخسرو سپس افزوده است که سال بعد نیز (۴۴۰ق) سلطان مصر اعلام کرد در حجاز قحطی است و رفتن حُجاج مصلحت نیست. ازاین‌رو در این سال نیز حاجیان به حج نرفتند.<ref>سفرنامه، ص۱۰۵.</ref>


== تاریخ سیاسی حجاز ==
== کتابشناسی شرح‌ها ==
از دیگر ارزش‌های سفرنامه ناصرخسرو، آگاهی‌هایی است که درباره تاریخ سیاسی حرمین شریفین در زمان خود داده است؛ از جمله آنکه او از امیر دو شهر جده و مدینه در زمان حج‌گزاری خود، به نام «تاج‌المعالی بن ابی‌الفتوح»، یاد کرده و وی را تابع و بنده امیر مکه دانسته است.<ref>سفرنامه، ص۱۱۸.</ref> همچنین به گزارش ناصرخسرو، از سوی خلیفه فاطمی مصر «وظیفه‌ای» برای امرای مکه و مدینه و متولیان مسجدالحرام تعیین شده بود که همه‌ساله، در دو نوبت، به حجاز ارسال می‌شد. این وظیفه شامل جامه کعبه، جامه خُدّام و حاشیه و امرای مکه و مدینه و صِلَت امیر مکه و مشاهره او به مبلغ ماهانه سه هزار دینار و اسب و خلعت بود.<ref>سفرنامه، ص۱۰۵.</ref>
زیارت آل یاسین در دوره معاصر بسیار مورد اقبال جامعه مذهبی قرار گرفته است و به همین سبب شروحی بر این کتاب نوشته شده است. از جمله:


ناصرخسرو آگاهی‌هایی نیز درباره تاریخ سیاسی سایر مناطق [[جزیرةالعرب|شبه جزیره عربستان]] ارائه کرده است. او در توصیف شهر «یمامه» در وسط بادیه عربستان، امیران آن را علویانی دارای شوکت و زیدی‌مذهب معرفی کرده که در اقامه نماز خود، دو عبارت «محمد و علی خیر البشر» و «حی علی خیر العمل» را می‌گفتند.<ref>سفرنامه، ص۱۴۶ و ص۱۴۷.</ref> گفته شده این امیران علوی خاندان «بنی‌اُخَیضَر» هستند که برای مدت بیش از دو سده، از نیمه دوم سده سوم تا نیمه دوم سده پنجم، حاکمان سرزمین «نجد» در وسط شبه جزیره عربستان بودند.<ref>«اهمیت سفرنامه ناصرخسرو قبادیانی بلخی در مطالعه تاریخ حج و حرمین در سده پنجم»، ص۷۸.</ref>
* بر آستان جانان: شرح زیارت‌نامه آل یاسین و نیایش پس از آن، نوشته عبدالصمد شاعلی، تهران نشر رایحه۱۳۸۱ش.
* گفتاری در شرح حکمی زیارت آل یاسین، نوشته محمد خیاط زنجانی ، نشربنیان مرصوص. کرمانشاه ۱۳۹۷ش.  
* تفسیر و شرح زیارت آل یاسین، نوشته سید جعفر رفیعی، نشر یاران قائم قم ۱۳۸۳ش.
* میثاق منتظران: شرحی بر زیارت آل یاسین (دوره دو جلدی)، سید مهدی حائری قزوینی، انتشارات کتاب جمکران، چاپ دوم ١٣٩٠ش.
* شرح زیارت آل یاسین، نوشته علی کورانی ترجمه مسلم خاطری، نشر شرکت چاپ و نشر بین الملل، تهران ۱۴۰۲ش.


او همچنین شرح نسبتاً مفصلی درباره «ابوسعید» حاکم شهر لَحسا (احسای امروزی در شرق عربستان) کرده و گفته است که مردم این شهر، خود را در مذهب به ابوسعید منسوب کرده بودند و یکی از جانشینان وی، به مکه لشکرکشی کرده و حجرالاسود را با خود به لحسا برده بود.<ref>سفرنامه، ص۱۴۷ تا ص۱۵۱.</ref> این شخص  ابوسعید جنابی قرمطی (مقتول در ۳۰۱ یا ۳۰۲ق) و نیز فرزندش، [[ابوطاهر قرمطی]] بوده است.<ref>«اهمیت سفرنامه ناصرخسرو قبادیانی بلخی در مطالعه تاریخ حج و حرمین در سده پنجم»، ص۷۸.</ref>
== متن زیارت ==
{{نقل قول دوقلو
| تیتر = زیارت آل‌یاسین|سَلامٌ عَلَیٰ آلِ یس، السَّلامُ عَلَیْکَ یَا داعِیَ اللّٰهِ وَرَبَّانِیَّ آیاتِهِ، السَّلامُ عَلَیْکَ یَا بابَ اللّٰهِ وَدَیَّانَ دِینِهِ، السَّلامُ عَلَیْکَ یَا خَلِیفَةَ اللّٰهِ وَناصِرَ حَقِّهِ، السَّلامُ عَلَیْکَ یَا حُجَّةَ اللّٰهِ وَدَلِیلَ إِرادَتِهِ، السَّلامُ عَلَیْکَ یَا تالِیَ کِتابِ اللّٰهِ وَتَرْجُمانَهُ، السَّلامُ عَلَیْکَ فِی آناءِ لَیْلِکَ وَأَطْرافِ نَهارِکَ، السَّلامُ عَلَیْکَ یَا بَقِیَّةَ اللّٰهِ فِی أَرْضِهِ، السَّلامُ عَلَیْکَ یَا مِیثاقَ اللّٰهِ الَّذِی أَخَذَهُ وَوَکَّدَهُ، السَّلامُ عَلَیْکَ یَا وَعْدَ اللّٰهِ الَّذِی ضَمِنَهُ، السَّلامُ عَلَیْکَ أَیُّهَا الْعَلَمُ الْمَنْصُوبُ، وَالْعِلْمُ الْمَصْبُوبُ، والْغَوْثُ وَالرَّحْمَةُ الْواسِعَةُ وَعْداً غَیْرَ مَکْذُوبٍ،|سلام بر خاندان یس، سلام بر تو ای دعوت‌کننده به سوی خدا و آگاه به آیاتش، سلام بر تو ای باب خدا و حاکم سیاستمدار دینش، سلام بر تو ای خلیفه خدا و یاور حقّش، سلام بر تو ای حجّت خدا و راهنما به سوی اراده‌اش، سلام بر تو ای تلاوت‌کننده کتاب خدا و تفسیرکننده‌اش، سلام بر تو در تمام ساعات شب و روز، سلام بر تو ای بجا مانده خدا در زمینش، سلام بر تو ای پیمان خدا که آن را برگرفت و استوارش کرد، سلام بر تو ای وعده خدا که آن را ضمانت نمود، سلام بر تو ای پرچم برافراشته و دانش سرریز و فریادرس و رحمت گسترده و وعدهٔ بی‌دروغ،|السَّلامُ عَلَیکَ حِینَ تَقُومُ، السَّلامُ عَلَیْکَ حِینَ تَقْعُدُ، السَّلامُ عَلَیْکَ حِینَ تَقْرَأُ وَتُبَیِّنُ، السَّلامُ عَلَیْکَ حِینَ تُصَلِّی وَتَقْنُتُ، السَّلامُ عَلَیْکَ حِینَ تَرْکَعُ وَتَسْجُدُ، السَّلامُ عَلَیْکَ حِینَ تُهَلِّلُ وَتُکَبِّرُ، السَّلامُ عَلَیْکَ حِین تَحْمَدُ وَتَسْتَغْفِرُ؛ السَّلامُ عَلَیْکَ حِینَ تُصْبِحُ وَتُمْسِی، السَّلامُ عَلَیْکَ فِی اللَّیْلِ إِذا یَغْشیٰ وَالنَّهارِ إِذا تَجَلَّیٰ، السَّلامُ عَلَیْکَ أَیُّهَا الْإِمامُ الْمَأْمُونُ، السَّلامُ عَلَیْکَ أَیُّهَا الْمُقَدَّمُ الْمَأْمُولُ، السَّلامُ عَلَیْکَ بِجَوامِعِ السَّلامِ،|سلام بر تو هنگامی‌که برمی‌خیزی، سلام بر تو زمانی که می‌نشینی، سلام بر تو وقتی که می‌خوانی و بیان می‌کنی، سلام بر تو هنگامی‌که نماز می‌خوانی و قنوت بجا می‌آوری، سلام بر تو زمانی که رکوع و سجود می‌نمایی، سلام بر تو وقتی که تهلیل و تکبیر می‌گویی سلام بر تو هنگامی که سپاس و استغفار می‌نمایی؛ سلام بر تو زمانی که صبح و شام می‌کنی، سلام بر تو در شب هنگامی‌که می‌پوشاند و در روز وقتی‌که آشکار می‌شود، سلام بر تو ای پیشوای امین، سلام بر تو ای پیش نهادهٔ آرزو شده، سلام بر تو به همه سلام‌ها،|أُشْهِدُکَ یَا مَوْلایَ أَنِّی أَشْهَدُ أَنْ لَاإِلٰهَ إِلّا اللّٰهُ وَحْدَهُ لَاشَرِیکَ لَهُ، وَأَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَرَسُولُهُ لَاحَبِیبَ إِلّا هُوَ وَأَهْلُهُ، وَأُشْهِدُکَ یَا مَوْلایَ أَنَّ عَلِیّاً أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ حُجَّتُهُ، وَالْحَسَنَ حُجَّتُهُ، وَالْحُسَیْنَ حُجَّتُهُ، وَعَلِیَّ بْنَ الْحُسَیْنِ حُجَّتُهُ، وَمُحَمَّدَ بْنَ عَلِیٍّ حُجَّتُهُ، وَجَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ حُجَّتُهُ، وَمُوسَی بْنَ جَعْفَرٍ حُجَّتُهُ، وَعَلِیَّ بْنَ مُوسیٰ حُجَّتُهُ، وَمُحَمَّدَ بْنَ عَلِیٍّ حُجَّتُهُ، وَعَلِیَّ بْنَ مُحَمَّدٍ حُجَّتُهُ، وَالْحَسَنَ بْنَ عَلِیٍّ حُجَّتُهُ،|تو را گواه می‌گیرم ای مولایم که گواهی می‌دهم معبودی جز خدا نیست، یگانه است و شریکی ندارد و محمد بنده و فرستاده اوست، محبوبی جز او و اهل‌بیتش نیست و تو را گواه می‌گیرم ای مولایم، بر اینکه علی امیرمؤمنان و حسن و حسین و علی بن الحسین و محمد بن علی و جعفر بن محمد و موسی بن جعفر و علی بن موسی و محمد بن علی و علی بن محمد و حسن بن علی، حجّت‌های خدایند|وَأَشْهَدُ أَنَّکَ حُجَّةُ اللّٰهِ، أَنْتُمُ الْأَوَّلُ وَالْآخِرُ؛ وَأَنَّ رَجْعَتَکُمْ حَقٌّ لَارَیْبَ فِیها یَوْمَ ﴿لَایَنْفَعُ نَفْساً إِیمانُها لَمْ تَکُنْ آمَنَتْ مِنْ قَبْلُ أَوْ کَسَبَتْ فِی إِیمانِها خَیْراً﴾، وَأَنَّ الْمَوْتَ حَقٌّ، وَأَنَّ ناکِراً وَنَکِیراً حَقٌّ، وَأَشْهَدُ أَنَّ النَّشْرَ حَقٌّ، وَالْبَعْثَ حَقٌّ، وَأَنَّ الصِّراطَ حَقٌّ، وَالْمِرْصادَ حَقٌّ، وَالْمِیزانَ حَقٌّ، وَالْحَشْرَ حَقٌّ، وَالْحِسابَ حَقٌّ، وَالْجَنَّةَ وَالنَّارَ حَقٌّ، وَالْوَعْدَ وَالْوَعِیدَ بِهِما حَقٌّ .|و گواهی می‌دهم که تو حجّت خدایی، شما آغاز و انجام هستید؛ و همانا بازگشت شما حق است، تردیدی در آن نیست، «روزی که ایمان‌آوردنِ کسی که پیش از آن ایمان نیاورده یا در حال ایمان‌داشتن عمل شایسته‌ای انجام نداده سودی نخواهد داشت» و گواهی می‌دهم که مرگ و ناکر و نکیر و زنده شدن و برانگیختن و صراط و کمینگاه و میزان و گردآوردن و حساب و بهشت و دوزخ و وعده و تهدید به هر دو حق است|یَا مَوْلایَ شَقِیَ مَنْ خالَفَکُمْ، وَسَعِدَ مَنْ أَطَاعَکُمْ، فَاشْهَدْ عَلَیٰ مَا أَشْهَدْتُکَ عَلَیْهِ وَأَنَا وَلِیٌّ لَکَ بَرِیءٌ مِنْ عَدُوِّکَ، فَالْحَقُّ مَا رَضِیتُمُوهُ، وَالْباطِلُ مَا سَخِطْتُمُوهُ [اَسْخَطْتُموُهُ]، وَالْمَعْرُوفُ مَا أَمَرْتُمْ بِهِ، وَالْمُنْکَرُ مَا نَهَیْتُمْ عَنْهُ، فَنَفْسِی مُؤْمِنَةٌ بِاللّٰهِ وَحْدَهُ لَاشَرِیکَ لَهُ وَبِرَسُولِهِ وَبِأَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ وَبِکُمْ یَا مَوْلایَ أَوَّلِکُمْ وَآخِرِکُمْ، وَنُصْرَتِی مُعَدَّةٌ لَکُمْ، وَمَوَدَّتِی خَالِصَةٌ لَکُمْ، آمِینَ آمِینَ.|ای مولای من، بدبخت شد کسی که با شما مخالفت ورزید و خوشبخت شد کسی که از شما اطاعت کرد، پس گواه باش بر آنچه تو را بر آن گواه گرفتم و من دوست تو و بیزار از دشمن توأم، پس حق آن است که شما به آن خشنود شدید و باطل آن است که شما از آن ناخشنود گشتید و معروف آن است که شما به آن امر فرمودید و منکر آن است که شما از آن نهی کردید، پس نهاد من مؤمن به خدای یگانه بی‌شریک و به رسول او و به امیرمؤمنان و به شماست ای مولای من، به آغاز و انجام شما و یاری‌ام برای شما آماده و دوستی‌ام نسبت به شما بی‌آلایش است، اجابت فرما، اجابت فرما.| ارتفاع = 20em
}}


== پانویس ==
== پانویس ==
خط ۷۴: خط ۴۶:


== منابع ==
== منابع ==
* '''الإحتجاج علی أهل اللجاج'''، طبرسی، احمد بن علی، ترجمه و شرح غفاری، تهران، چاپ مرتضوی، ۱۳۷۱ش.
* '''«اعتبارسنجی سند زیارت آل یاسین»'''، صالح‌آبادی، محمدحسین، دانش‌ها و آموزه‌های قرآن و حدیث، شماره ۲۳، زمستان ۱۴۰۲ش.
* '''بحارالانوار'''، علامه مجلسی، محمدباقر، مؤسسة الوفاء، ۱۴۰۳ق.
* '''جامع البیان فی تفسیر القرآن'''، طبری، محمد بن جریر، تفسیر الطبری، بیروت، دار احیاء التراث العربی.
* '''«شناختنامه زیارت آل‌یاسین»'''، شاهدی، روح‌الله؛ حسینی کوهساری، سید اسحاق، انتظار موعود، شماره ۳۴، بهار ۱۳۹۰ش.
* '''«شوق وصل؛ حدیث آرزومندی گونه‌شناسی زیارت‌های انتظار، بررسی موردی زیارت آل‌یاسین»'''، عباس‌زاده، حمید، محمدیان، احمد، عصر آدینه، شماره ۲۷، پاییز ۱۳۹۷ش.
* '''«عرضه عقاید در زیارت آل‌یاسین و هماهنگی مفاد آن با آیات قرآن کریم»'''، انتظار موعود، شماره ۳۵، تابستان و پاییز ۱۳۹۰ش.
* '''فرهنگ‌نامه مهدویت'''، سلیمیان، خدامراد، بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود (عج)، بی‌تا.
* '''«قرائات مختلف از تعبیر ال یاسین در آیه ۱۳- سوره صافات و تفاسیر مبتنی بر هر یک از این خوانش‌ها»'''، چهری، مجید، مطالعات تاریخی قرآن و حدیث، شماره ۵۷، بهار و تابستان ۱۳۹۴ش.
* '''تفسیر صافی'''، فیض کاشانی، ملا محسن، تهران، الصدر، ۱۴۱۵ق.
* '''مجمع البیان'''، طبرسی، فضل بن حسن، بیروت، مکتبة الحیاة، بی‌تا.
* '''المزارالكبير'''، ابن مشهدی، ابوعبدالله، تحقیق: جواد قیومی اصفهانی، قم، مؤسسة النشر الإسلامي، چاپ اول، ۱۴۱۹ق.
* '''«مستندات قرآنی عرضه باور به رجعت و مواقف پس از مرگ، در زیارت آل‌یاسین»'''، شاهدی، روح‌الله؛ حسینی کوهساری، سید اسحاق، انتظار موعود، شماره ۳۸، پاییز ۱۳۹۱ش.
{{منابع}}
{{منابع}}
{{برگرفتگی
 
| پیش از لینک =
| منبع = مقاله «اهمیت سفرنامه ناصرخسرو قبادیانی بلخی در مطالعه تاریخ حج و حرمین در سده پنجم» در میقات حج است.
| لینک = https://miqat.hajj.ir/article_114774.html| توضیحات منبع =
}}
* '''«اهمیت سفرنامه ناصرخسرو قبادیانی بلخی در مطالعه تاریخ حج و حرمین در سده پنجم»'''، خامه‌یار، احمد، میقات حج، شماره۱۲، ۱۳۹۹ش.
* '''دیوان اشعار ناصرخسرو'''، تصحیح سیدنصرالله تقوی، مقدمه مصحح، تهران، گلشن، ۱۳۴۸ش.
* '''الرحلة العیّاشیة'''، عیاشی، عبدالله بن محمد، تحقیق: سعید الفاضلی و سلیمان القرشی، ابوظبی، دار السویدی، ۲۰۰۶م.
* '''سفرنامه ناصرخسرو'''، تصحیح محمد دبیرسیاقی، مقدمه مصحح، تهران، زوّار، ۱۳۸۹ش.
* '''الکافی'''، کلینی، محمد بن یعقوب، تحقیق علی‌اکبر غفاری، تهران، دارالکتب اسلامیه، ۱۳۶۳ش.
{{پایان}}
{{پایان}}

نسخهٔ ‏۱۳ اکتبر ۲۰۲۶، ساعت ۱۶:۳۳

زیارت آل‌یاسین از زیارتنامه‌های امام زمان(عج) است. این دعا اولین بار در قرن ششم در کتاب المزار ابن المشهدی و الاحتجاج مرحوم طبرسی آمده است. در بررسی سندی این زیارتنامه، راویان آن ضعیف دانسته شده؛ اما در سیره بسیاری از عالمان به آن توجه شده است.

سلام بر حضرت مهدی(عج) و برشمردن اوصاف ایشان، و گواهی دادن به حجیت دوازده امام و همچنین شهادت به یکتایی خداوند، و رسالت پیامبر(ص) از مهمترین مضامین این زیارت شمرده می‌شود.

معرفی و جایگاه

زیارت آل‌یاسین از زیارت‌های امام زمان(عج) است. این زیارت به درخواست شیعیان از ناحیه مقدسه (یکی از القاب امام مهدی(ع) در دوران غیبت صغری) صادر شده است و عالمان و بزرگان به آن توجه داشته‌اند.[۱] این زیارت به تصریح برخی از علما، جامع و کامل و بهترین زیارت آن حضرت است و در همه اوقات می‌شود آن را خواند.[۲] بسیاری از شیعیان به خواندن این زیارت مداومت دارند و برای خواندن آن به‌طور گروهی در شهرهای گوناگون شیعه‌نشین جلسات خاصی برگزار می‌شود.[۳]

این زیارت به درخواست شیعیان دربارهٔ شیوهٔ ملاقات امام زمان(عج) از سوی آن حضرت، در توقیع (نامه‌ها و نوشته‌های ائمه) به محمد بن عبداللّه حمیری صادر شده است. این زیارت از نظر شکل ظاهری و همچنین محتوا با سایر زیارات اهل‌بیت(ع) قرابت دارد، و همین نکته به اعتبار آن می‌افزاید.[۴]

از آنجا که این زیارت با سلام بر آل یاسین آغاز می‌شود، امروزه به این نام معروف است.[۵] این زیارت، با بیست و سه سلام آغاز شده است: سلام اول به آل یاسین و سلام‌های بعد، هریک خطاب به حضرت مهدی(ع) با القاب و عناوین خاص آن حضرت می‌باشد. سپس با اظهار و اقرار به اصول اعتقادی صحیح و گواه گرفتن امام بر آن‌ها و تجدید عهد وفاداری برای اولیای دین، زیارت به پایان می‌رسد.[۶]

واژه‌شناسی آل‌یاسین

عبارت ال یاسین نه تنها معانی متفاوتی دارد بلکه قرائت صحیح آن نیز موضوع اختلاف است.[۷] روایات زیادی وارد شده مبنی بر اینکه «یس» نام پیامبر(ص) است و اهل‌بیت(ع) ایشان آل یاسین هستند.[۸] امام صادق(ع) از امام علی(ع) نقل می‌کند که یاسین، محمد است و ما آل‌یاسین هستیم.[۹] همچنین گفته شده آل یاسین در واقع اِل‌یاسین بوده که تلفظی دیگر از اِلیاس است و در آیه ۱۳۰ سوره صافات نیز آمده است.[۱۰] و نیز آمده است که یاسین نام سوره یا قرآن است و آل‌یاسین اهل قرآن و مؤمنان به آن هستند.[۱۱]

منبع‌شناسی

زیارت آل‌یاسین در منابع شیعی سده ششم و پس از آن انعکاس یافته است.[۱۲] کتاب المزار اثر ابن المشهدی و کتاب الاحتجاج اثر طبرسی کهن‌ترین منابع آن هستند.[۱۳] کتاب الاحتجاج این زیارت را بی‌سند و مختصر آورده در حالی که المزار آن را با سه سند و متنی مفصل‌تر، ذکر کرده و آن را به نقل از محمد بن عثمان عمری نائب دوم امام زمان(عج)آورده است.[۱۴]

در سده هفتم سید ابن طاووس زیارت آل‌یاسین را به نقل از ابوجعفر حِمیری می‌آورد و اشاره می‌کند که این زیارت از ناحیه مقدسه برای حمیری ارسال شده و دستور داده شده که در سرداب مقدس خوانده شود.[۱۵] دستور خواندن در سرداب می‌تواند نشانه آن باشد که سید ابن طاووس این زیارت را از منابع دیگری اخذ کرده که به دست ما نرسیده است.[۱۶] نبودن این زیارت در مجموعه کتاب‌های دعایی و زیارتی دیگر، نمی‌تواند به اعتبار آن خدشه وارد کند؛ زیرا برخی از این نوع آثار، از بین رفت و شاید این زیارت در آنها موجود بود.[۱۷]

اعتبار

در بررسی سندی زیارت آل یاسین از کتاب المزار ابن مشهدی، سند آن به سبب راویان ضعیف در آن، دچار ضعف دانسته شده است. کتاب الاحتجاج نیز سندی و راوی‌ای ذکر نکرده و زیارت به صورت مرسل ذکر شده است؛ اما گفته شده این زیارت به عنوان متنی مرتبط با مستحبّات، پذیرفته شده؛ چرا که سیره علما در این گونه موارد، تمسّک به قاعده تسامح در ادله سنن است.[۱۸] افزون بر آن، نقل این زیارت در کتاب الاحتجاج طبرسی به افزایش اعتبار این زیارت کمک می‌کند.[۱۹] متن موجود در الاحتجاج نسبت به متن المزار الکبیر تفاوت‌هایی دارد که مهم‌ترین آن خلاصه‌تر بودن آن است. به نظر می‌رسد با توجه به عدم دقت در نسخه‌برداری از المزار الکبیر متن الاحتجاج مطمئن‌تر باشد خصوصاً آن که شیخ عباس قمی نیز در مفاتیح الجنان همین متن را برگزیده است.[۲۰]

مضامین

زیارت آل‌یاسین یک متن دارای انسجام و وحدت موضوعی است. خواننده آل‌یاسین خود را زائر و در پیشگاه امام می‌داند. آغاز هر دیدار سلام است. از این رو با هدف برقراری ارتباط قلبی و روحی با امام و شناخت ایشان، زیارت با سلام‌های پیاپی آغاز شده است.[۲۱] این زیارت با سلام به حضرت مهدی، و برشمردن صفات ایشان آغاز می‌شود. سپس با گواهی به این‌که دوازده امام، حجت خدایند و نیز حقانیت آخرت و مواقف حشر ادامه می‌یابد. حسن ختام زیارت، اعلام یاری و مودّت به امام است. یکی از مهم‌ترین حقایق معنوی این زیارت آن است که آن حضرت، مظهر و حامل اسم «الله»، وعده حتمی خداوند و راه و رود به کتاب خداوند می‌باشد.[۲۲]

این زیارت، آکنده از آموزه‌های اعتقادی، عرفانی، و اخلاقی است.[۲۳] شهادت به یکتایی خداوند، رسالت و بندگی پیامبر(ص) و محبوبیت آن حضرت و اهل‌بیت(ع)، حجت بودن اهل‌بیت مضامین اصلی این دعا است.[۲۴] زائر پس از ارائه اعتقادات خویش درباره توحید، نبوت و امامت به رجعت که از ضروریات مذهب تشیع است، می‌پردازد. سپس به حقانیت مرگ و سایر مواقف پس از آن شهادت می‌دهد و سرانجام ضرورت موّدت به اهل‌بیت و پیروی از آنان را اعلام می‌دارد.[۲۵]

در زیارت آل‌یاسین، نه تنها عواطف و احساسات زائر، به جریان می افتد، بلکه باب معارف شیعی برای او گشوده میشود به گونه‌ای که زائر در پایان دعا به حقایق و معارف دین و ولایت‌مداری نسبت به امام اقرار می‌نماید.[۲۶]

کتابشناسی شرح‌ها

زیارت آل یاسین در دوره معاصر بسیار مورد اقبال جامعه مذهبی قرار گرفته است و به همین سبب شروحی بر این کتاب نوشته شده است. از جمله:

  • بر آستان جانان: شرح زیارت‌نامه آل یاسین و نیایش پس از آن، نوشته عبدالصمد شاعلی، تهران نشر رایحه۱۳۸۱ش.
  • گفتاری در شرح حکمی زیارت آل یاسین، نوشته محمد خیاط زنجانی ، نشربنیان مرصوص. کرمانشاه ۱۳۹۷ش.
  • تفسیر و شرح زیارت آل یاسین، نوشته سید جعفر رفیعی، نشر یاران قائم قم ۱۳۸۳ش.
  • میثاق منتظران: شرحی بر زیارت آل یاسین (دوره دو جلدی)، سید مهدی حائری قزوینی، انتشارات کتاب جمکران، چاپ دوم ١٣٩٠ش.
  • شرح زیارت آل یاسین، نوشته علی کورانی ترجمه مسلم خاطری، نشر شرکت چاپ و نشر بین الملل، تهران ۱۴۰۲ش.

متن زیارت

زیارت آل‌یاسین

سَلامٌ عَلَیٰ آلِ یس، السَّلامُ عَلَیْکَ یَا داعِیَ اللّٰهِ وَرَبَّانِیَّ آیاتِهِ، السَّلامُ عَلَیْکَ یَا بابَ اللّٰهِ وَدَیَّانَ دِینِهِ، السَّلامُ عَلَیْکَ یَا خَلِیفَةَ اللّٰهِ وَناصِرَ حَقِّهِ، السَّلامُ عَلَیْکَ یَا حُجَّةَ اللّٰهِ وَدَلِیلَ إِرادَتِهِ، السَّلامُ عَلَیْکَ یَا تالِیَ کِتابِ اللّٰهِ وَتَرْجُمانَهُ، السَّلامُ عَلَیْکَ فِی آناءِ لَیْلِکَ وَأَطْرافِ نَهارِکَ، السَّلامُ عَلَیْکَ یَا بَقِیَّةَ اللّٰهِ فِی أَرْضِهِ، السَّلامُ عَلَیْکَ یَا مِیثاقَ اللّٰهِ الَّذِی أَخَذَهُ وَوَکَّدَهُ، السَّلامُ عَلَیْکَ یَا وَعْدَ اللّٰهِ الَّذِی ضَمِنَهُ، السَّلامُ عَلَیْکَ أَیُّهَا الْعَلَمُ الْمَنْصُوبُ، وَالْعِلْمُ الْمَصْبُوبُ، والْغَوْثُ وَالرَّحْمَةُ الْواسِعَةُ وَعْداً غَیْرَ مَکْذُوبٍ،
السَّلامُ عَلَیکَ حِینَ تَقُومُ، السَّلامُ عَلَیْکَ حِینَ تَقْعُدُ، السَّلامُ عَلَیْکَ حِینَ تَقْرَأُ وَتُبَیِّنُ، السَّلامُ عَلَیْکَ حِینَ تُصَلِّی وَتَقْنُتُ، السَّلامُ عَلَیْکَ حِینَ تَرْکَعُ وَتَسْجُدُ، السَّلامُ عَلَیْکَ حِینَ تُهَلِّلُ وَتُکَبِّرُ، السَّلامُ عَلَیْکَ حِین تَحْمَدُ وَتَسْتَغْفِرُ؛ السَّلامُ عَلَیْکَ حِینَ تُصْبِحُ وَتُمْسِی، السَّلامُ عَلَیْکَ فِی اللَّیْلِ إِذا یَغْشیٰ وَالنَّهارِ إِذا تَجَلَّیٰ، السَّلامُ عَلَیْکَ أَیُّهَا الْإِمامُ الْمَأْمُونُ، السَّلامُ عَلَیْکَ أَیُّهَا الْمُقَدَّمُ الْمَأْمُولُ، السَّلامُ عَلَیْکَ بِجَوامِعِ السَّلامِ،
أُشْهِدُکَ یَا مَوْلایَ أَنِّی أَشْهَدُ أَنْ لَاإِلٰهَ إِلّا اللّٰهُ وَحْدَهُ لَاشَرِیکَ لَهُ، وَأَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَرَسُولُهُ لَاحَبِیبَ إِلّا هُوَ وَأَهْلُهُ، وَأُشْهِدُکَ یَا مَوْلایَ أَنَّ عَلِیّاً أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ حُجَّتُهُ، وَالْحَسَنَ حُجَّتُهُ، وَالْحُسَیْنَ حُجَّتُهُ، وَعَلِیَّ بْنَ الْحُسَیْنِ حُجَّتُهُ، وَمُحَمَّدَ بْنَ عَلِیٍّ حُجَّتُهُ، وَجَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ حُجَّتُهُ، وَمُوسَی بْنَ جَعْفَرٍ حُجَّتُهُ، وَعَلِیَّ بْنَ مُوسیٰ حُجَّتُهُ، وَمُحَمَّدَ بْنَ عَلِیٍّ حُجَّتُهُ، وَعَلِیَّ بْنَ مُحَمَّدٍ حُجَّتُهُ، وَالْحَسَنَ بْنَ عَلِیٍّ حُجَّتُهُ،
وَأَشْهَدُ أَنَّکَ حُجَّةُ اللّٰهِ، أَنْتُمُ الْأَوَّلُ وَالْآخِرُ؛ وَأَنَّ رَجْعَتَکُمْ حَقٌّ لَارَیْبَ فِیها یَوْمَ ﴿لَایَنْفَعُ نَفْساً إِیمانُها لَمْ تَکُنْ آمَنَتْ مِنْ قَبْلُ أَوْ کَسَبَتْ فِی إِیمانِها خَیْراً﴾، وَأَنَّ الْمَوْتَ حَقٌّ، وَأَنَّ ناکِراً وَنَکِیراً حَقٌّ، وَأَشْهَدُ أَنَّ النَّشْرَ حَقٌّ، وَالْبَعْثَ حَقٌّ، وَأَنَّ الصِّراطَ حَقٌّ، وَالْمِرْصادَ حَقٌّ، وَالْمِیزانَ حَقٌّ، وَالْحَشْرَ حَقٌّ، وَالْحِسابَ حَقٌّ، وَالْجَنَّةَ وَالنَّارَ حَقٌّ، وَالْوَعْدَ وَالْوَعِیدَ بِهِما حَقٌّ .
یَا مَوْلایَ شَقِیَ مَنْ خالَفَکُمْ، وَسَعِدَ مَنْ أَطَاعَکُمْ، فَاشْهَدْ عَلَیٰ مَا أَشْهَدْتُکَ عَلَیْهِ وَأَنَا وَلِیٌّ لَکَ بَرِیءٌ مِنْ عَدُوِّکَ، فَالْحَقُّ مَا رَضِیتُمُوهُ، وَالْباطِلُ مَا سَخِطْتُمُوهُ [اَسْخَطْتُموُهُ]، وَالْمَعْرُوفُ مَا أَمَرْتُمْ بِهِ، وَالْمُنْکَرُ مَا نَهَیْتُمْ عَنْهُ، فَنَفْسِی مُؤْمِنَةٌ بِاللّٰهِ وَحْدَهُ لَاشَرِیکَ لَهُ وَبِرَسُولِهِ وَبِأَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ وَبِکُمْ یَا مَوْلایَ أَوَّلِکُمْ وَآخِرِکُمْ، وَنُصْرَتِی مُعَدَّةٌ لَکُمْ، وَمَوَدَّتِی خَالِصَةٌ لَکُمْ، آمِینَ آمِینَ.

سَلامٌ عَلَیٰ آلِ یس، السَّلامُ عَلَیْکَ یَا داعِیَ اللّٰهِ وَرَبَّانِیَّ آیاتِهِ، السَّلامُ عَلَیْکَ یَا بابَ اللّٰهِ وَدَیَّانَ دِینِهِ، السَّلامُ عَلَیْکَ یَا خَلِیفَةَ اللّٰهِ وَناصِرَ حَقِّهِ، السَّلامُ عَلَیْکَ یَا حُجَّةَ اللّٰهِ وَدَلِیلَ إِرادَتِهِ، السَّلامُ عَلَیْکَ یَا تالِیَ کِتابِ اللّٰهِ وَتَرْجُمانَهُ، السَّلامُ عَلَیْکَ فِی آناءِ لَیْلِکَ وَأَطْرافِ نَهارِکَ، السَّلامُ عَلَیْکَ یَا بَقِیَّةَ اللّٰهِ فِی أَرْضِهِ، السَّلامُ عَلَیْکَ یَا مِیثاقَ اللّٰهِ الَّذِی أَخَذَهُ وَوَکَّدَهُ، السَّلامُ عَلَیْکَ یَا وَعْدَ اللّٰهِ الَّذِی ضَمِنَهُ، السَّلامُ عَلَیْکَ أَیُّهَا الْعَلَمُ الْمَنْصُوبُ، وَالْعِلْمُ الْمَصْبُوبُ، والْغَوْثُ وَالرَّحْمَةُ الْواسِعَةُ وَعْداً غَیْرَ مَکْذُوبٍ،
سلام بر خاندان یس، سلام بر تو ای دعوت‌کننده به سوی خدا و آگاه به آیاتش، سلام بر تو ای باب خدا و حاکم سیاستمدار دینش، سلام بر تو ای خلیفه خدا و یاور حقّش، سلام بر تو ای حجّت خدا و راهنما به سوی اراده‌اش، سلام بر تو ای تلاوت‌کننده کتاب خدا و تفسیرکننده‌اش، سلام بر تو در تمام ساعات شب و روز، سلام بر تو ای بجا مانده خدا در زمینش، سلام بر تو ای پیمان خدا که آن را برگرفت و استوارش کرد، سلام بر تو ای وعده خدا که آن را ضمانت نمود، سلام بر تو ای پرچم برافراشته و دانش سرریز و فریادرس و رحمت گسترده و وعدهٔ بی‌دروغ،
السَّلامُ عَلَیکَ حِینَ تَقُومُ، السَّلامُ عَلَیْکَ حِینَ تَقْعُدُ، السَّلامُ عَلَیْکَ حِینَ تَقْرَأُ وَتُبَیِّنُ، السَّلامُ عَلَیْکَ حِینَ تُصَلِّی وَتَقْنُتُ، السَّلامُ عَلَیْکَ حِینَ تَرْکَعُ وَتَسْجُدُ، السَّلامُ عَلَیْکَ حِینَ تُهَلِّلُ وَتُکَبِّرُ، السَّلامُ عَلَیْکَ حِین تَحْمَدُ وَتَسْتَغْفِرُ؛ السَّلامُ عَلَیْکَ حِینَ تُصْبِحُ وَتُمْسِی، السَّلامُ عَلَیْکَ فِی اللَّیْلِ إِذا یَغْشیٰ وَالنَّهارِ إِذا تَجَلَّیٰ، السَّلامُ عَلَیْکَ أَیُّهَا الْإِمامُ الْمَأْمُونُ، السَّلامُ عَلَیْکَ أَیُّهَا الْمُقَدَّمُ الْمَأْمُولُ، السَّلامُ عَلَیْکَ بِجَوامِعِ السَّلامِ،
سلام بر تو هنگامی‌که برمی‌خیزی، سلام بر تو زمانی که می‌نشینی، سلام بر تو وقتی که می‌خوانی و بیان می‌کنی، سلام بر تو هنگامی‌که نماز می‌خوانی و قنوت بجا می‌آوری، سلام بر تو زمانی که رکوع و سجود می‌نمایی، سلام بر تو وقتی که تهلیل و تکبیر می‌گویی سلام بر تو هنگامی که سپاس و استغفار می‌نمایی؛ سلام بر تو زمانی که صبح و شام می‌کنی، سلام بر تو در شب هنگامی‌که می‌پوشاند و در روز وقتی‌که آشکار می‌شود، سلام بر تو ای پیشوای امین، سلام بر تو ای پیش نهادهٔ آرزو شده، سلام بر تو به همه سلام‌ها،
أُشْهِدُکَ یَا مَوْلایَ أَنِّی أَشْهَدُ أَنْ لَاإِلٰهَ إِلّا اللّٰهُ وَحْدَهُ لَاشَرِیکَ لَهُ، وَأَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَرَسُولُهُ لَاحَبِیبَ إِلّا هُوَ وَأَهْلُهُ، وَأُشْهِدُکَ یَا مَوْلایَ أَنَّ عَلِیّاً أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ حُجَّتُهُ، وَالْحَسَنَ حُجَّتُهُ، وَالْحُسَیْنَ حُجَّتُهُ، وَعَلِیَّ بْنَ الْحُسَیْنِ حُجَّتُهُ، وَمُحَمَّدَ بْنَ عَلِیٍّ حُجَّتُهُ، وَجَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ حُجَّتُهُ، وَمُوسَی بْنَ جَعْفَرٍ حُجَّتُهُ، وَعَلِیَّ بْنَ مُوسیٰ حُجَّتُهُ، وَمُحَمَّدَ بْنَ عَلِیٍّ حُجَّتُهُ، وَعَلِیَّ بْنَ مُحَمَّدٍ حُجَّتُهُ، وَالْحَسَنَ بْنَ عَلِیٍّ حُجَّتُهُ،
تو را گواه می‌گیرم ای مولایم که گواهی می‌دهم معبودی جز خدا نیست، یگانه است و شریکی ندارد و محمد بنده و فرستاده اوست، محبوبی جز او و اهل‌بیتش نیست و تو را گواه می‌گیرم ای مولایم، بر اینکه علی امیرمؤمنان و حسن و حسین و علی بن الحسین و محمد بن علی و جعفر بن محمد و موسی بن جعفر و علی بن موسی و محمد بن علی و علی بن محمد و حسن بن علی، حجّت‌های خدایند
وَأَشْهَدُ أَنَّکَ حُجَّةُ اللّٰهِ، أَنْتُمُ الْأَوَّلُ وَالْآخِرُ؛ وَأَنَّ رَجْعَتَکُمْ حَقٌّ لَارَیْبَ فِیها یَوْمَ ﴿لَایَنْفَعُ نَفْساً إِیمانُها لَمْ تَکُنْ آمَنَتْ مِنْ قَبْلُ أَوْ کَسَبَتْ فِی إِیمانِها خَیْراً﴾، وَأَنَّ الْمَوْتَ حَقٌّ، وَأَنَّ ناکِراً وَنَکِیراً حَقٌّ، وَأَشْهَدُ أَنَّ النَّشْرَ حَقٌّ، وَالْبَعْثَ حَقٌّ، وَأَنَّ الصِّراطَ حَقٌّ، وَالْمِرْصادَ حَقٌّ، وَالْمِیزانَ حَقٌّ، وَالْحَشْرَ حَقٌّ، وَالْحِسابَ حَقٌّ، وَالْجَنَّةَ وَالنَّارَ حَقٌّ، وَالْوَعْدَ وَالْوَعِیدَ بِهِما حَقٌّ .
و گواهی می‌دهم که تو حجّت خدایی، شما آغاز و انجام هستید؛ و همانا بازگشت شما حق است، تردیدی در آن نیست، «روزی که ایمان‌آوردنِ کسی که پیش از آن ایمان نیاورده یا در حال ایمان‌داشتن عمل شایسته‌ای انجام نداده سودی نخواهد داشت» و گواهی می‌دهم که مرگ و ناکر و نکیر و زنده شدن و برانگیختن و صراط و کمینگاه و میزان و گردآوردن و حساب و بهشت و دوزخ و وعده و تهدید به هر دو حق است
یَا مَوْلایَ شَقِیَ مَنْ خالَفَکُمْ، وَسَعِدَ مَنْ أَطَاعَکُمْ، فَاشْهَدْ عَلَیٰ مَا أَشْهَدْتُکَ عَلَیْهِ وَأَنَا وَلِیٌّ لَکَ بَرِیءٌ مِنْ عَدُوِّکَ، فَالْحَقُّ مَا رَضِیتُمُوهُ، وَالْباطِلُ مَا سَخِطْتُمُوهُ [اَسْخَطْتُموُهُ]، وَالْمَعْرُوفُ مَا أَمَرْتُمْ بِهِ، وَالْمُنْکَرُ مَا نَهَیْتُمْ عَنْهُ، فَنَفْسِی مُؤْمِنَةٌ بِاللّٰهِ وَحْدَهُ لَاشَرِیکَ لَهُ وَبِرَسُولِهِ وَبِأَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ وَبِکُمْ یَا مَوْلایَ أَوَّلِکُمْ وَآخِرِکُمْ، وَنُصْرَتِی مُعَدَّةٌ لَکُمْ، وَمَوَدَّتِی خَالِصَةٌ لَکُمْ، آمِینَ آمِینَ.
ای مولای من، بدبخت شد کسی که با شما مخالفت ورزید و خوشبخت شد کسی که از شما اطاعت کرد، پس گواه باش بر آنچه تو را بر آن گواه گرفتم و من دوست تو و بیزار از دشمن توأم، پس حق آن است که شما به آن خشنود شدید و باطل آن است که شما از آن ناخشنود گشتید و معروف آن است که شما به آن امر فرمودید و منکر آن است که شما از آن نهی کردید، پس نهاد من مؤمن به خدای یگانه بی‌شریک و به رسول او و به امیرمؤمنان و به شماست ای مولای من، به آغاز و انجام شما و یاری‌ام برای شما آماده و دوستی‌ام نسبت به شما بی‌آلایش است، اجابت فرما، اجابت فرما.

سلام بر خاندان یس، سلام بر تو ای دعوت‌کننده به سوی خدا و آگاه به آیاتش، سلام بر تو ای باب خدا و حاکم سیاستمدار دینش، سلام بر تو ای خلیفه خدا و یاور حقّش، سلام بر تو ای حجّت خدا و راهنما به سوی اراده‌اش، سلام بر تو ای تلاوت‌کننده کتاب خدا و تفسیرکننده‌اش، سلام بر تو در تمام ساعات شب و روز، سلام بر تو ای بجا مانده خدا در زمینش، سلام بر تو ای پیمان خدا که آن را برگرفت و استوارش کرد، سلام بر تو ای وعده خدا که آن را ضمانت نمود، سلام بر تو ای پرچم برافراشته و دانش سرریز و فریادرس و رحمت گسترده و وعدهٔ بی‌دروغ،
سلام بر خاندان یس، سلام بر تو ای دعوت‌کننده به سوی خدا و آگاه به آیاتش، سلام بر تو ای باب خدا و حاکم سیاستمدار دینش، سلام بر تو ای خلیفه خدا و یاور حقّش، سلام بر تو ای حجّت خدا و راهنما به سوی اراده‌اش، سلام بر تو ای تلاوت‌کننده کتاب خدا و تفسیرکننده‌اش، سلام بر تو در تمام ساعات شب و روز، سلام بر تو ای بجا مانده خدا در زمینش، سلام بر تو ای پیمان خدا که آن را برگرفت و استوارش کرد، سلام بر تو ای وعده خدا که آن را ضمانت نمود، سلام بر تو ای پرچم برافراشته و دانش سرریز و فریادرس و رحمت گسترده و وعدهٔ بی‌دروغ،
سلام بر تو هنگامی‌که برمی‌خیزی، سلام بر تو زمانی که می‌نشینی، سلام بر تو وقتی که می‌خوانی و بیان می‌کنی، سلام بر تو هنگامی‌که نماز می‌خوانی و قنوت بجا می‌آوری، سلام بر تو زمانی که رکوع و سجود می‌نمایی، سلام بر تو وقتی که تهلیل و تکبیر می‌گویی سلام بر تو هنگامی که سپاس و استغفار می‌نمایی؛ سلام بر تو زمانی که صبح و شام می‌کنی، سلام بر تو در شب هنگامی‌که می‌پوشاند و در روز وقتی‌که آشکار می‌شود، سلام بر تو ای پیشوای امین، سلام بر تو ای پیش نهادهٔ آرزو شده، سلام بر تو به همه سلام‌ها،
تو را گواه می‌گیرم ای مولایم که گواهی می‌دهم معبودی جز خدا نیست، یگانه است و شریکی ندارد و محمد بنده و فرستاده اوست، محبوبی جز او و اهل‌بیتش نیست و تو را گواه می‌گیرم ای مولایم، بر اینکه علی امیرمؤمنان و حسن و حسین و علی بن الحسین و محمد بن علی و جعفر بن محمد و موسی بن جعفر و علی بن موسی و محمد بن علی و علی بن محمد و حسن بن علی، حجّت‌های خدایند
و گواهی می‌دهم که تو حجّت خدایی، شما آغاز و انجام هستید؛ و همانا بازگشت شما حق است، تردیدی در آن نیست، «روزی که ایمان‌آوردنِ کسی که پیش از آن ایمان نیاورده یا در حال ایمان‌داشتن عمل شایسته‌ای انجام نداده سودی نخواهد داشت» و گواهی می‌دهم که مرگ و ناکر و نکیر و زنده شدن و برانگیختن و صراط و کمینگاه و میزان و گردآوردن و حساب و بهشت و دوزخ و وعده و تهدید به هر دو حق است
ای مولای من، بدبخت شد کسی که با شما مخالفت ورزید و خوشبخت شد کسی که از شما اطاعت کرد، پس گواه باش بر آنچه تو را بر آن گواه گرفتم و من دوست تو و بیزار از دشمن توأم، پس حق آن است که شما به آن خشنود شدید و باطل آن است که شما از آن ناخشنود گشتید و معروف آن است که شما به آن امر فرمودید و منکر آن است که شما از آن نهی کردید، پس نهاد من مؤمن به خدای یگانه بی‌شریک و به رسول او و به امیرمؤمنان و به شماست ای مولای من، به آغاز و انجام شما و یاری‌ام برای شما آماده و دوستی‌ام نسبت به شما بی‌آلایش است، اجابت فرما، اجابت فرما.

پانویس

  1. ↑ «شناختنامه زیارت آل‌یاسین»، ص۳۳.
  2. ↑ بحارالانوار، ج۵۳، ص۱۷۱؛ فرهنگ‌نامه مهدویت، ص۲۵۲.
  3. ↑ فرهنگ‌نامه مهدویت، ص۲۵۲.
  4. ↑ «شناختنامه زیارت آل‌یاسین»، ص۵۱.
  5. ↑ «شناختنامه زیارت آل‌یاسین»، ص۳۹.
  6. ↑ فرهنگ‌نامه مهدویت، ص۲۵۲.
  7. ↑ «قرائات مختلف از تعبیر «ال یاسین» در آیه ۱۳- سوره صافات و تفاسیر مبتنی بر هر یک از این خوانش‌ها»، ص۱۲۳.
  8. ↑ «شناختنامه زیارت آل‌یاسین»، ص۴۱.
  9. ↑ تفسیر صافی، ج۴، ص۲۸۲.
  10. ↑ جامع البیان، ج۲۳، ص۶۱.
  11. ↑ مجمع البیان، ج۵، ص۸۲؛
  12. ↑ «اعتبارسنجی سند زیارت آل یاسین»، ص۱۱
  13. ↑ المزار الکبیر، ص۵۶۷؛ الإحتجاج، ج۴، ص۳۴۲.
  14. ↑ المزار الکبیر، ص۵۶۷؛ الإحتجاج، ج۴، ص۳۴۲.
  15. ↑ «اعتبارسنجی سند زیارت آل یاسین»، ص۱۱
  16. ↑ «اعتبارسنجی سند زیارت آل یاسین»، ص۱۲.
  17. ↑ «اعتبارسنجی سند زیارت آل یاسین»، ص۱۳.
  18. ↑ «اعتبارسنجی سند زیارت آل یاسین»، ص۳۷.
  19. ↑ «اعتبارسنجی سند زیارت آل یاسین»، ص۳۸.
  20. ↑ «اعتبارسنجی سند زیارت آل یاسین»، ص۳۸.
  21. ↑ «شوق وصل؛ حدیث آرزومندی گونه‌شناسی زیارت‌های انتظار، بررسی موردی زیارت آل‌یاسین»، ص۹۱.
  22. ↑ «شوق وصل؛ حدیث آرزومندی گونه‌شناسی زیارت‌های انتظار، بررسی موردی زیارت آل‌یاسین»، ص۹۱.
  23. ↑ «شوق وصل؛ حدیث آرزومندی گونه‌شناسی زیارت‌های انتظار، بررسی موردی زیارت آل‌یاسین»، ص۸۸.
  24. ↑ «عرضه عقاید در زیارت آل‌یاسین و هماهنگی مفاد آن با آیات قرآن کریم»، ص۲۴ تا ص۳۳.
  25. ↑ «مستندات قرآنی عرضه باور به رجعت و مواقف پس از مرگ، در زیارت آل‌یاسین»، ص۹۱.
  26. ↑ «شوق وصل؛ حدیث آرزومندی گونه‌شناسی زیارت‌های انتظار، بررسی موردی زیارت آل‌یاسین»، ص۹۵.

منابع

  • الإحتجاج علی أهل اللجاج، طبرسی، احمد بن علی، ترجمه و شرح غفاری، تهران، چاپ مرتضوی، ۱۳۷۱ش.
  • «اعتبارسنجی سند زیارت آل یاسین»، صالح‌آبادی، محمدحسین، دانش‌ها و آموزه‌های قرآن و حدیث، شماره ۲۳، زمستان ۱۴۰۲ش.
  • بحارالانوار، علامه مجلسی، محمدباقر، مؤسسة الوفاء، ۱۴۰۳ق.
  • جامع البیان فی تفسیر القرآن، طبری، محمد بن جریر، تفسیر الطبری، بیروت، دار احیاء التراث العربی.
  • «شناختنامه زیارت آل‌یاسین»، شاهدی، روح‌الله؛ حسینی کوهساری، سید اسحاق، انتظار موعود، شماره ۳۴، بهار ۱۳۹۰ش.
  • «شوق وصل؛ حدیث آرزومندی گونه‌شناسی زیارت‌های انتظار، بررسی موردی زیارت آل‌یاسین»، عباس‌زاده، حمید، محمدیان، احمد، عصر آدینه، شماره ۲۷، پاییز ۱۳۹۷ش.
  • «عرضه عقاید در زیارت آل‌یاسین و هماهنگی مفاد آن با آیات قرآن کریم»، انتظار موعود، شماره ۳۵، تابستان و پاییز ۱۳۹۰ش.
  • فرهنگ‌نامه مهدویت، سلیمیان، خدامراد، بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود (عج)، بی‌تا.
  • «قرائات مختلف از تعبیر ال یاسین در آیه ۱۳- سوره صافات و تفاسیر مبتنی بر هر یک از این خوانش‌ها»، چهری، مجید، مطالعات تاریخی قرآن و حدیث، شماره ۵۷، بهار و تابستان ۱۳۹۴ش.
  • تفسیر صافی، فیض کاشانی، ملا محسن، تهران، الصدر، ۱۴۱۵ق.
  • مجمع البیان، طبرسی، فضل بن حسن، بیروت، مکتبة الحیاة، بی‌تا.
  • المزارالكبير، ابن مشهدی، ابوعبدالله، تحقیق: جواد قیومی اصفهانی، قم، مؤسسة النشر الإسلامي، چاپ اول، ۱۴۱۹ق.
  • «مستندات قرآنی عرضه باور به رجعت و مواقف پس از مرگ، در زیارت آل‌یاسین»، شاهدی، روح‌الله؛ حسینی کوهساری، سید اسحاق، انتظار موعود، شماره ۳۸، پاییز ۱۳۹۱ش.