کاربر:Mo.ali.rezapour/صفحه تمرین۱: تفاوت میان نسخه‌ها

صفحه را خالی کرد
برچسب: خالی کردن
 
(۷ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
{{جعبه اطلاعات حاکم
| عنوان        =
| تصویر        =
| اندازه تصویر  =
| توضیح تصویر  =
| نام          = شاه عباس اول
| لقب          =شاه عباس کبیر
| تولد          = ۹۷۸ق
| مرگ          = ۱۰۳۸ق
| پدر          =
| مادر          =
| فرزندان      =
| همسر          =
| دین          = اسلام
| محل دفن      = [[امامزاده حبیب بن موسی]] در کاشان
| سمت          = پنجمین پادشاه سلسله صفویه
| سلسله        = صفویه
| گستره حکمرانی =
| آغاز حکومت    = ۹۹۶ق
| پایان حکومت  = ۱۰۳۸ق
| همزمان با    = حکومت عثمانی
| مرکز حکومت    = اصفهان
| اقدامات مهم  =
| آثار برجا مانده =
| پیش از        =
| پس از        =
}}
'''شاه عباس اول''' (۹۷۸–۱۰۳۸ق)، پنجمین پادشاه سلسلهٔ صفوی، که سفرهای زیارتی زیادی به [[شهر مشهد|مشهد]] و [[عتبات عالیات]] داشت. سفر پیاده او از [[اصفهان]] به مشهد برای زیارت [[امام رضا(ع)]] از مشهورترین سفرهای اوست.


شاه عباس اول همچنین تلاش زیادی برای توسعه و مرمت حرهای [[اهل‌بیت(ع)]] در [[عراق]] داشت.
== معرفی و جایگاه ==
شاه عباس اول در ۹۷۸ق در هرات متولد شد<ref>تاریخ عالم آرای عباسی، ۱۳۱۷ش، ج۲، ص۳۷۹.</ref> و در ۹۹۶ق بر پدر خود شورید و در [[قزوین]] بر تخت سلطنت تکیه زد.<ref>تاریخ عالم آرای عباسی، ۱۳۱۷ش، ج۲، ص۴۰۴.</ref> شاه عباس در نخستین سال‌های سلطنت خود، پایتخت را به [[اصفهان]] منتقل کرد. وی افزون‌بر بازپس‌گیری مناطق ازدست‌رفتهٔ ایران، تشکیل دولت ملی و یکپارچه‌کردن کشور، تجارت را در عرصه‌های داخلی و خارجی گسترش داد و رفاه و امنیتی نسبی را در ایران بحران‌زده به ارمغان آورد.<ref>«شاه عباس»، ج۵، ذیل مدخل.</ref>
شاه عباس یکی از سلاطین بزرگ ایران شناخته می‌شود که دوران حکومت او به عصر عظمت و قدرت ایران مشهور می‌باشد.<ref>«رویکرد صفویان نسبت به مذهب در دوره شاه عباس اول صفوی»، ص۲۱.</ref> هرج‌ومرج و خودسری در کشور در نخستین سال‌های حکومت شاه عباس، و جایگاه شاه و قدرت بی‌حد و حصرش سبب شد تا او در کنار اقدامات عام‌المنفعه و انجام دادن اصلاحات موردنظر خود، مرتکب جنایاتی بسیار نیز شود؛ قتل فرزند ارشدش صفی میرزا، نابیناکردن دو پسر دیگرش و دو برادر خود، قتل‌عام ده‌هاهزار تن از مردم گرجستان، قساوت قلب در برخورد با متهمان و مظنونان به‌ویژه استفاده از گروهی آدم‌خوار موسوم به چیگین به‌منظور ایجاد رعب در دل مخالفان و ده‌ها برخورد غیرانسانی دیگر، نشان‌دهندهٔ روی دیگر چهرهٔ او است؛ ازاین‌رو، در تاریخ، از شاه عباس، تصویر پادشاهی با ویژگی‌های متضاد به ثبت رسیده است.<ref>«شاه عباس»، ج۵، ذیل مدخل.</ref>
در زمان حیات شاه عباس کوشش بسیار شد که وی انسانی تحت توجهات خاصهٔ خداوند معرفی شود. دادن رتبهٔ الوهیت به شاه عباس، همچون بسیاری دیگر از شاهان قدرتمند ایران، مرسوم بوده است.<ref>«شاه عباس»، ج۵، ذیل مدخل.</ref> وی در پنجشنبه ۲۴ جمادی‌الآخر ۱۰۳۸ق در بلدهٔ اشرف (بهشهر) درگذشت<ref>قزوینی، تاریخ جهان آرای عباسی، ۱۳۸۳ش، ص۲۲۰.</ref> و در [[امامزاده حبیب بن موسی]] در [[کاشان]] به خاک سپرده شد.<ref>اسکندر بیک، تاریخ عالم آرای عباسی، ۱۳۱۷ش، ص۹.</ref>
== ترویج تشیع ==
شاه عباس اول، فردی متدین و متعصب به مذهب تشیع بود و در دوره وی مذهب تشیع به اوج خود رسید. نمودهای این امر را می‌توان در حوزه‌های مختلفی چون ارادت و احترام فراوان وی به [[اهل بیت پیامبر|ائمه(ع)]]، رسیدگی و توسعه مقابر ائمه اطهار(ع) و سفرهای زیارتی وی در این دوره شاهد بود.<ref>«رویکرد صفویان نسبت به مذهب در دوره شاه عباس اول صفوی»، ص۲۱.</ref>.<ref>لوئی بلان، زندگی شاه عباس اول، ترجمه ولی‌الله شادروان، ص159.</ref> شاه عباس همه ساله از روز نوزدهم تا بیست و هفتم [[ماه رمضان]] به مناسبت شهادت [[حضرت علی(ع)]] و در ده روز اول محرم به علت شهادت [[امام حسین(ع)]] مجالس روضه‌خوانی دایر می‌کرد و خود در این جلسات شرکت می‌نمود.<ref>تاریخ صفویه، ص۳۰۵.</ref> شاه عباس به حضرت علی(ع) ارادت خاصی داشت و در نوشته و فرمان‌ها خود را کلب آستان یا کلب آستان ولایت می‌نامید.<ref>قصص الخاقانی، ص۱۶۱.</ref>
== وقف‌های شاه عباس ==
در عصر شاه عباس اول تحول خاصی در نهاد [[وقف]] رخ داد.<ref>«رویکرد صفویان نسبت به مذهب در دوره شاه عباس اول صفوی»، ص۲۵.</ref> شاه عباس در سال ۱۰۱۶ه. ق، کل املاک خاصه خود را به چهارده قسمت تقسیم و بر چهارده معصوم وقف نمود و پادشاهان بعد خود را به تولیت این موقوفات معین نمود.<ref>باستانی پاریزی، محمد ابراهیم (١٣٤٨)، سیاست و اقتصاد عصر صفوی، تهران: بنگاه مطبوعاتی صفی علیشاه، ص۷۴.</ref> <ref>قصص الخاقانی، ص۱۸۶–۱۹۶.</ref>وی عایدات قسمتی از املاک خود را نیز برای مخارج زوار و خدمتگزاران و طلاب علوم دینی وقف کرد. شاه عباس تمام بازارهای اطراف میدان نقش جهان و قسمتی از املاک و مستغلات خود را وقف پیغمبر اسلام (ص) کرد.<ref>قصص الخاقانی، ص۱۶۱.</ref> همچنین شاه عباس چندین مجموعه بزرگ نسخ خطی را وقف برخی از آستان‌های مقدسه و مدارس حوزه‌های علمیه نموده است. از جملهٔ آنها وقف یک صد و بیست نسخه خطی کوچک و بزرگ به آستانه عبدالعظیم(ع) می‌باشد.<ref>«بررسی وضعیت نسخ وقفی شاه عباس به آستان عبدالعظیم حسنی (ع)»، ص۶۳.</ref>
== سفرهای زیارتی شاه عباس ==
پس از به قدرت رسیدن شاه عباس اول، زیارت مانند سایر مراسم شیعی مورد توجه قرار گرفت. شاه عباس زیارت اماکن مقدّس مذهبی را لازم می‌دانست و بارها به قصد زیارت، از پایتخت خود، اصفهان، خارج شد.<ref>«شاهان صفوی و زیارت»، ص۱۳۸.</ref> وی سعی می‌کرد از زیارت‌های مکرر و پرآوازه خود بهره‌برداری سیاسی، فرهنگی و اعتقادی کند.<ref>«جایگاه حرمین شریفین و عتبات عالیات در مناسبات صفویان و عثمانیان»، ص۳۵.</ref> شاه‌عباس اول ضمن آنکه خود مرتب به زیارت اماکن مقدس می‌رفت، سایرین را نیز به این امر تشویق می‌کرد و درواقع از کسانی بود که فرهنگ زیارت را در جامعه شیعی ایران رایج کرد و به این طریق سبب جنبش و پویایی مذهب تشیع شد.<ref>«جایگاه حرمین شریفین و عتبات عالیات در مناسبات صفویان و عثمانیان»، ص۳۵.</ref>
=== زیارت حرم امام رضا (ع) ===
شاه عباس در دوران حکومت ۴۲ ساله خود، چندین بار به قصد سفر زیارتی به [[شهر مشهد]] رفت.<ref>تاریخ عبّاسی یا روزنامه ملّاجلال، ص238-239.</ref><ref>عالم آرای عبّاسی، ص۱۳۲۸.</ref> نخستین سفر زیارتی شاه عبّاس اول در سال ۹۹۷ق به شهر مشهد، مقارن با آغاز سلطنت او بود.<ref>افوشته‌ای نطنزی، محمّد بن هدایت‌الله، نقاوة الآثار، به اهتمام احسان اشراقی، تهران، دانشگاه تهران، 1383. ص313-314.</ref> ده سال پس از این سفر، در سال ۱۰۰۷ق، شاه عباس پس از یورش ازبکان، که ویرانی زیادی در خراسان و مشهد به بار آورده بود، به زیارت حرم امام رضا(ع) رفت.<ref>«شاهان صفوی و زیارت»، ص۱۳۹.</ref>شاه عباس در این سفر دستور ایجاد بیوتات، شربت‌خانه، و مطبخ را صادر و غازی سلطان تربتی را به عنوان متولّی [[آستان قدس رضوی]] تعیین کرد.<ref>منجّم یزدی، ملّاجلال، تاریخ عبّاسی یا روزنامه ملّاجلال، به کوشش سیف‌الله وحیدنیا، تهران، وحید، 1366. ص171 و 185.</ref> وی بار دیگر در اول صفر ۱۰۰۸ق، به قصد زیارت به خراسان رفت و در نزدیکی شهر مشهد، به احترام امام رضا(ع) از اسب پیاده شد و بقیه راه را پیاده رفت و مدت ۶۵ روز در مشهد بود و هر شب و هر روز به دعا، زیارت و خدمت در حرم مشغول بود.<ref>عالم آرای عبّاسی، ص۹۶۲.</ref><ref>تاریخ عبّاسی یا روزنامه ملّاجلال، ص۱۹۵.</ref>
==== سفر پیاده از اصفهان به مشهد ====
در سال ۱۰۰۹ق، شاه عباس مشهورترین سفر زیارتی خود را انجام داد.<ref>«شاهان صفوی و زیارت»، ص۱۴۰.</ref> وی در این سفر، مسافت اصفهان تا شهر مشهد را در عرض ۲۸ روز، پیاده طی کرد.<ref>عالم آرای عبّاسی، ص982-983.</ref> شاه عباس پس از رسیدن به مشهد، در ماه‌های رجب، شعبان و رمضان در این شهر ساکن شد و در مراسم مذهبی این ایّام از جمله لیالی قدر در حرم رضوی حاضر گردید و در کنار شب‌زنده‌داری، امور مربوط به خدمه، مثل جارو کشیدن فرش‌ها و خاموش کردن شمع‌ها را برای نشان دادن اخلاص شخصاً انجام می‌داد،<ref>عالم آرای عبّاسی، ص983-984.</ref><ref>شاملو، ولی قلی بن داود قلی، قصص الخاقانی، تصحیح و پاورقی سیدحسن سادات ناصری، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، 1371. ج1، ص183-184.</ref> این سفر نه تنها موجب توجه به آبادانی مشهد و حرم رضوی و افزایش نفوذ دینی دولت صفوی در مرزهای شرقی شد، بلکه موجب تقویت باور عمومی مردم در منسوب بودن شاهان صفوی به سلسله سادات و دادن مقام تقدس به شاه عباس گردید.<ref>«شاهان صفوی و زیارت»، ص۱۴۱.</ref>
==== جلوگیری از سفر حج و ترغیب ایرانیان به زیارت امام رضا(ع) ====
سفرهای مکرّر شاه عبّاس اول به خراسان در کنار ارادت شخصی وی به امام رضا‏، دلایل سیاسی ـ اقتصادی هم داشت.<ref>«شاهان صفوی و زیارت»، ص۱۴۱.</ref> از این جهت که هر سال تعداد زیادی از ایرانیان برای زیارت مکّه و مدینه از خاک حکومت عثمانی عبور می‌کردند و به همین سبب سکه‌های طلای زیادی از ایران و قلمرو صفوی خارج و موجب تقویت دولت عثمانی و تجهیز سپاهیان آنان می‌شد؛ بنابراین، شاه عباس سعی کرد با ترویج زیارت امام رضا(ع)، وضعیتی ایجاد کند که ایرانیان به جای رفتن به مکّه و مدینه، روانة مشهد شوند و سرمایه‌های خود، به‌ویژه سکه‌های طلا را در داخل کشور هزینه کنند.<ref>«شاهان صفوی و زیارت»، ص۱۴۲.</ref> شاه عباس برای اطمینان خاطر از عدم مسافرت ایرانیان به عربستان و عبور از قلمرو عثمانی، اعلام کرد هر کس قصد سفر حج دارد باید مبلغ هنگفتی را شخصاً به شاه پیشکش کند تا اجازه سفر به وی داده شود،<ref>کروسینسکی، تادوزیودا، سفرنامه کروسینسکی، یادداشت‌های کشیش لهستانی عصر صفوی، ترجمة عبدالرزاق مفتون دنبلی، مقدّمه و تصحیح مریم میراحمدی، تهران، توس، 1363. ص25.</ref>
=== زیارت حضرت معصومه(س) ===
شاه عباس اول در سال ۱۰۱۶ق، که از سفر به اردبیل بازمی‌گشت، به قزوین و سپس به شهر قم رفت و سه روز به زیارت آستان حضرت معصومه(س) مشغول بود.<ref>تاریخ عبّاسی یا روزنامه ملّاجلال، ص۳۲۶، ۳۶۷، ۳۶۸، ۴۲۳ و ۴۲۴.</ref>،<ref>عالم آرای عبّاسی، ج۲، ص۸۲۲، ۱۱۳۷، ۱۱۵۸، ۱۲۴۴، ۱۲۴۶، ۱۳۹۹، ۱۴۳۵؛ ج۳، ص۱۵۲۰.</ref>
== زیارت عتبات عالیات ==
شاه‌عباس اول در سال ۱۰۳۲ قمری فاتحانه وارد عراق شد<ref>جنابذی، میرزا بیگ، روضة الصفویه، تهران، بنیاد موقوفات دکتر افشار، 1378. ص۸۸۷.</ref>،<ref>عالم آرای عبّاسی، ص۱۶۵۵–۱۶۵۸.</ref>.<ref>«شاهان صفوی و زیارت»، ص۱۴۲. و ص۱۴۳.</ref> و در تعظیم و تکریم عتبات بسیار کوشید.<ref>نفیسی، ''بابک خرم‌الدین''، ص32''-''33. «شاهان صفوی و زیارت»، ص۱۳۷.</ref> او در مدت توقف در بغداد مرتب به زیارت مراقد [[کاظمین]] و [[سامرا]] می‌رفت و هدایای زیادی به خدمه و مجاورین و خود حرم تقدیم می‌نمود.<ref>عالم آرای عبّاسی، ص۱۶۶۷–۱۶۶۸.</ref> شاه عباس پس از زیارت سامرا و کاظمین به [[نجف]] رفت و اشتیاق و شیفتگی فوق‌العاده خود به [[امام علی(ع)]] را در تمام مسیر به نمایش گذاشت؛ شاه در یک‌منزلی حرم از اسب پیاده شد و با پای پیاده به حرم مشرف شد.<ref>ترکمان، ''ذیل تاریخ عالم‌آرای عباسی''، تصحیح سهیلی خوانساری، ص1005.</ref><ref>«جایگاه حرمین شریفین و عتبات عالیات در مناسبات صفویان و عثمانیان»، ص۳۶.</ref> شاه در مدت ده روز توقف در نجف خشوع و خضوع بی‌حد خود به امام را آشکار می‌نمود<ref>ترکمان، ''ذیل تاریخ عالم‌آرای عباسی''، تصحیح سهیلی خوانساری، ص10۱۰.</ref> و به زیارت و دعا و جاروکشی حرم اشتغال داشت.<ref>عالم آرای عبّاسی، ص۱۶۶۷–۱۶۶۸.</ref> شاه عباس پس از اقامت ده روزه در نجف، به [[کربلا]] رفت و مسافت بین کربلا و نجف را در گرمای هوا، پیاده طی کرد.<ref>جنابذی، میرزا بیگ، روضة الصفویه، تهران، بنیاد موقوفات دکتر افشار، 1378. ص۸۸۸.</ref>
شاه عباس در نوروز سال ۱۰۳۳ق، بار دیگر به عراق سفر کرد و ـ به ترتیب ـ به زیارت کربلا، نجف و کاظمین رفت و سپس به دلیل مصادف بودن ایام سفر با ماه رجب و آگاه شدن از احادیثی درباره ثواب عظیم زیارت امام حسین(ع) در [[ماه رجب]]، دوباره به کربلا بازگشت و از این شهر به سامراء رفت و در این سفر هم مثل سفر قبلی، مبالغ هنگفتی را به عنوان صدقات، نذورات و هدایای گران‌قیمتی به حرم‌های ائمه اطهار(ع) اهدا کرد.<ref>عالم آرای عبّاسی، ج۳، ص۱۶۷۹–۱۶۸۰.</ref> <ref>ترکمان، ''عالم‌آرای عباسی''، تصحیح ایرج افشار، ص80.</ref>
== بازسازی و توسعه عتبات ==
با ورود شاه‌عباس اول به عراق بازسازی عتبات که از آغاز صفویه شروع شده بود بار دیگر سرعت گرفت. با توجه به علاقه شدید شاه‌عباس به امام علی(ع)، شهر نجف و حرم امام علی دستخوش تغییرات زیادی شد. در طرح بازسازی که توسط [[شیخ بهایی]] به انجام رسید، حرم مانند نگینی داخل شهر قرار گرفت. اطراف حرم را رواقی به عرض دوازده زراع، و اطراف آن رواق حجرات ساختند و درهای بسیار نفیس خاتم‌کاری‌شده‌ای بر آنها نصب کردند. قبه حرم تجدید بنا، و با کاشی زمردی منقوش و آراسته شد. چهار طرف داخل قبه را چهار ایوان شاه‌نشین قرار دادند، چهار ایوان حرم را با سنگ مرمر تزئین کردند و درِ چوبی قدیمی حرم را برداشتند و دری از نقره به جای آن گذاشتند.<ref>آقاسیدعبدالله، ''لؤلؤ صدف فی التاریخ النجف''، ص60''-''61؛ کاظمی، «نجف در عصر شاه‌عباس اول»، ''نامه تاریخ‌پژوهان''، ص110.</ref> دو مناره عظیم سمت چپ و راست آن درب نقره در ایوان حرم بنا کردند. همچنین دو حوضخانه جهت وضو گرفتن زائران و کاروانسرایی بزرگ نزدیک صحن اما بیرون از آن جهت اقامت و استفاده زوار و نیز دارالشفا و مطبخ جهت آسایش زائران ساختند.<ref>ناصرالدین‌شاه، ''شهریار جاده‌ها''، ص126.</ref><ref>«جایگاه حرمین شریفین و عتبات عالیات در مناسبات صفویان و عثمانیان»، ص۴۷.</ref> همچنین شاه عباس دستور داد جواهرات زیادی از قبیل لعل و یاقوت و فیروزه و مقدار زیادی طلا برای صندوق آرامگاه حضرت علی (ع) به کار ببرند.<ref>قصص الخاقانی، ص۱۶۱.</ref>
شاه‌عباس اول همچنین دستور داد ضریح‌های فولادی باشکوهی بسازند که بر روی هر یک از [[صندوق|صندوق‌های]] ساخته‌شده زمان [[شاه‌اسماعیل اول]] در کربلا، کاظمین و سامرا قرار گیرد و نیز دستور تعمیر و کاشیکاری [[آستان مقدس امام حسین(ع)]] را صادر کرد.<ref>ترکمان، ''ذیل تاریخ عالم‌آرای عباسی''، تصحیح سهیلی خوانساری، ص94.</ref>
== پانویس ==
{{پانویس}}
== منابع ==
* '''بابک خرم‌الدین'''، نفیسی، سعید، تهران، ثالث، ۱۳۸۷ش.
* '''«بررسی وضعیت نسخ وقفی شاه عباس به آستان عبدالعظیم حسنی (ع)»'''، استادی، کاظم، فصلنامه مطالعات ایران‌شناسی، شماره ۲۶، بهار ۱۴۰۴ش.
* تاریخ جهان آرای عباسی، قزوینی، میرزا محمد طاهر وحید، مقدمه و تعلیقات سعید میر محمد صادق، تهران، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، ۱۳۸۳ش.
* منجّم یزدی، ملّاجلال، تاریخ عبّاسی یا روزنامه ملّاجلال، به کوشش سیف‌الله وحیدنیا، تهران، وحید، ۱۳۶۶.
* تاجبخش، احمد (۱۳۷۲)، تاریخ صفویه، تهران، انتشارات نوید.
* افوشته‌ای نطنزی، محمّد بن هدایت‌الله، نقاوة الآثار، به اهتمام احسان اشراقی، تهران، دانشگاه تهران، ۱۳۸۳.
* '''جایگاه حرمین شریفین و عتبات عالیات در مناسبات صفویان و عثمانیان'''، محمدی، رمضان، و محمدباقر خزائیلی، پژوهشکده حج و زیارت، بی‌تا.
* '''زندگی شاه عباس اول'''، لوئی بلان، لوسین، ترجمه ولی‌الله شادروان، تهران، ساطیر، ۱۳۷۵ش.
* ترکمان، اسکندر بیک، عالم آرای عبّاسی، تصحیح محمّداسماعیل رضوانی، تهران، دنیای کتاب، ۱۳۷۸.
* '''ذیل تاریخ عالم‌آرای عباسی'''، ترکمان، اسکندربیک، تصحیح سهیلی خوانساری، تهران، اسلامیه، ۱۳۷۱ش.
* '''«رویکرد صفویان نسبت به مذهب در دوره شاه عباس اول صفوی»'''، قاسم‌زاده، افتخار، سلیمانی، میثم؛ محمد خشکناب، لیلا، آفاق علوم انسانی بهمن ۱۳۹۸ - شماره ۳۴،
* اسکندربیک، ترکمان منشی و محمد یوسف مورخ، ذیل تاریخ عالم آرای عباسی، به تصحیح سهیلی خوانساری، تهران، کتابفروشی اسلامیه، ۱۳۱۷ش.
* جنابذی، میرزا بیگ، روضة الصفویه، تهران، بنیاد موقوفات دکتر افشار، ۱۳۷۸.
* کروسینسکی، تادوزیودا، سفرنامه کروسینسکی، یادداشت‌های کشیش لهستانی عصر صفوی، ترجمة عبدالرزاق مفتون دنبلی، مقدّمه و تصحیح مریم میراحمدی، تهران، توس، ۱۳۶۳.
* باستانی پاریزی، محمد ابراهیم (۱۳۴۸)، سیاست و اقتصاد عصر صفوی، تهران: بنگاه مطبوعاتی صفی علیشاه
* '''«شاهان صفوی و زیارت»'''، ایزدی، حسین، شیعه‌شناسی، شماره ۳۹، پاییز ۱۳۹۱ش.
* «شاه عباس»، حنیف، محمد، دائره المعارف بزرگ اسلامی، تهران، مرکز دائره المعارف بزرگ اسلامی، بی‌تا.
* '''شهریار جاده‌ها'''، سفرنامه ناصرالدین شاه به عتبات، تهران، سازمان اسناد ملی ایران، ۱۳۷۲ش.
* شاملو، ولی قلی بن داود قلی، قصص الخاقانی، تصحیح و پاورقی سیدحسن سادات ناصری، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، ۱۳۷۱.
* '''لؤلؤ صدف فی التاریخ النجف'''، آقاسیدعبدالله، [بی‌جا]، مهربان، ۱۳۷۹ش.
* '''«نجف در عصر شاه‌عباس اول»'''، کاظمی، مریم، نامه تاریخ‌پژوهان، س۶، ش۲۴، ۱۳۸۹ش.
{{منابع}}
{{پایان}}