کاربر:Gholampour/صفحه تمرین3: تفاوت میان نسخهها
Gholampour (بحث | مشارکتها) |
Gholampour (بحث | مشارکتها) |
||
| خط ۱۲: | خط ۱۲: | ||
در تاریخ تحولات سیاسی حجاز، افزون بر شخصیتهای ایرانی، سلسلههای ایرانی نیز ایفای نقش کردند. | در تاریخ تحولات سیاسی حجاز، افزون بر شخصیتهای ایرانی، سلسلههای ایرانی نیز ایفای نقش کردند. | ||
== عصر | == عصر طلایی؛ رقابت حکومتهای ایران بر سر خطبه و کعبه == | ||
=== خطبه میدان رقابت === | |||
=== | |||
با تسلط [[آل بویه|دولت شیعی آلبویه]] (۳۲۰–۴۵۴ق) بر [[بغداد]]، حضور سیاسی ایرانیان در منطقه حجاز افزایش یافت. پیشتر، [[اخشیدیان|اخشیدیان مصر]] (۳۲۳–۳۵۸ق) بر مکه و مدینه چیرگی داشتند.<ref>تاریخ ابن خلدون، ج4، ص129؛ اتحاف الوری، ج2، ص392؛ تاریخ مکه، ص173-176.</ref> از سال ۳۳۴ق، رقابتی شدید میان دو دولت آلبویه و اخشیدیان برای تسلط بر [[حرمین]] شکل گرفت که نماد آن ذکر نام حاکم در خطبههای مکه بود؛ نشانهای از مشروعیت و حاکمیت.<ref>تاریخ مکه، ص194.</ref> برای نمونه، در سالهای ۳۵۶، ۳۵۹ و ۳۶۸ق، خطبه مکه به نام [[خلیفه عباسی (عنوان)|خلیفه عباسی]] و حکمرانان آلبویه خوانده شد.<ref>الکامل، ج8، ص612؛ اتحاف الوری، ج2، ص404، 416؛ درر الفوائد المنظمه، ص245.</ref> | با تسلط [[آل بویه|دولت شیعی آلبویه]] (۳۲۰–۴۵۴ق) بر [[بغداد]]، حضور سیاسی ایرانیان در منطقه حجاز افزایش یافت. پیشتر، [[اخشیدیان|اخشیدیان مصر]] (۳۲۳–۳۵۸ق) بر مکه و مدینه چیرگی داشتند.<ref>تاریخ ابن خلدون، ج4، ص129؛ اتحاف الوری، ج2، ص392؛ تاریخ مکه، ص173-176.</ref> از سال ۳۳۴ق، رقابتی شدید میان دو دولت آلبویه و اخشیدیان برای تسلط بر [[حرمین]] شکل گرفت که نماد آن ذکر نام حاکم در خطبههای مکه بود؛ نشانهای از مشروعیت و حاکمیت.<ref>تاریخ مکه، ص194.</ref> برای نمونه، در سالهای ۳۵۶، ۳۵۹ و ۳۶۸ق، خطبه مکه به نام [[خلیفه عباسی (عنوان)|خلیفه عباسی]] و حکمرانان آلبویه خوانده شد.<ref>الکامل، ج8، ص612؛ اتحاف الوری، ج2، ص404، 416؛ درر الفوائد المنظمه، ص245.</ref> | ||
=== | === سلجوقیان جانشین آلبویه در برابر فاطمیان=== | ||
[[سلجوقیان]] پس از تصرف بغداد (۴۴۷ق) در رقابت با [[فاطمیان]] بر سر نفوذ در [[حجاز]]، جانشین آلبویه شدند.<ref>تاریخ دولة آل سلجوق، ص19؛ الکامل، ج9، ص609؛ التنافس السلجوقی، ص26-30.</ref> لذا از ۴۵۶ تا ۴۵۹ق خطبه مکه به نام خلیفه فاطمی و سلطان سلجوقی خوانده میشد.<ref>اتحاف الوری، ج2، ص470-471؛ تاریخ ابن خلدون، ج4، ص132.</ref> از ۴۶۲ق با اوجگیری قدرت سلجوقیان، بیشتر خطبهها به نام [[بنیعباس|عباسیان]] و سلجوقیان جاری گردید.<ref>الکامل، ج10، ص61؛ اتحاف الوری، ج2، ص472-473؛ التنافس السلجوقی، ص60.</ref> با این حال فاطمیان در سالهای ۴۶۷-۴۷۹ق نام خود را در خطبه مکه احیا کردند.<ref>المنتظم، ج16، ص167، 190؛ الکامل، ج10، ص97-98؛ اتحاف الوری، ج2، ص477، 479، 483-484.</ref> در دوره [[ملکشاه سلجوقی|ملکشاه]] (۴۶۵-۴۸۵ق) نفوذ سلجوقیان افزایش یافت<ref>المنتظم، ج16، ص171؛ زبدة التواریخ، ص104؛ الکامل، ج10، ص200، 204؛ اتحاف الوری، ج2، ص485؛ التنافس السلجوقی، ص61-63.</ref> و درگیریها بر سر خطبه در ۴۸۷ق بار دیگر شعلهور شد؛ تا آنکه از ۴۸۹ق نام حکمرانان سلجوقی دوباره در خطبه مکه خوانده شد.<ref>الکامل، ج10، ص239-240؛ اتحاف الوری، ج2، ص359، 487؛ تاریخ ابن خلدون، ج4، ص133؛ التنافس السلجوقی، ص68.</ref> سرانجام در سالهای پایانی حکومت سلجوقیان، اختلاف عباسیان با سلجوقیان و افزایش قدرت خلفای عباسی (۵۱۲-۶۲۲ق)، از دخالت سلجوقیان در [[عراق]] و حجاز کاست.<ref>تاریخ دولة آل سلجوق، ص149، 337-338؛ تاریخ گزیده، ص358؛ راحة الصدور، ص205؛ تاریخ ایران کمبریج، از آمدن سلجوقیان تا فروپاشی دولت ایلخانیان، ج5، ص165-166.</ref> | [[سلجوقیان]] پس از تصرف بغداد (۴۴۷ق) در رقابت با [[فاطمیان]] بر سر نفوذ در [[حجاز]]، جانشین آلبویه شدند.<ref>تاریخ دولة آل سلجوق، ص19؛ الکامل، ج9، ص609؛ التنافس السلجوقی، ص26-30.</ref> لذا از ۴۵۶ تا ۴۵۹ق خطبه مکه به نام خلیفه فاطمی و سلطان سلجوقی خوانده میشد.<ref>اتحاف الوری، ج2، ص470-471؛ تاریخ ابن خلدون، ج4، ص132.</ref> از ۴۶۲ق با اوجگیری قدرت سلجوقیان، بیشتر خطبهها به نام [[بنیعباس|عباسیان]] و سلجوقیان جاری گردید.<ref>الکامل، ج10، ص61؛ اتحاف الوری، ج2، ص472-473؛ التنافس السلجوقی، ص60.</ref> با این حال فاطمیان در سالهای ۴۶۷-۴۷۹ق نام خود را در خطبه مکه احیا کردند.<ref>المنتظم، ج16، ص167، 190؛ الکامل، ج10، ص97-98؛ اتحاف الوری، ج2، ص477، 479، 483-484.</ref> در دوره [[ملکشاه سلجوقی|ملکشاه]] (۴۶۵-۴۸۵ق) نفوذ سلجوقیان افزایش یافت<ref>المنتظم، ج16، ص171؛ زبدة التواریخ، ص104؛ الکامل، ج10، ص200، 204؛ اتحاف الوری، ج2، ص485؛ التنافس السلجوقی، ص61-63.</ref> و درگیریها بر سر خطبه در ۴۸۷ق بار دیگر شعلهور شد؛ تا آنکه از ۴۸۹ق نام حکمرانان سلجوقی دوباره در خطبه مکه خوانده شد.<ref>الکامل، ج10، ص239-240؛ اتحاف الوری، ج2، ص359، 487؛ تاریخ ابن خلدون، ج4، ص133؛ التنافس السلجوقی، ص68.</ref> سرانجام در سالهای پایانی حکومت سلجوقیان، اختلاف عباسیان با سلجوقیان و افزایش قدرت خلفای عباسی (۵۱۲-۶۲۲ق)، از دخالت سلجوقیان در [[عراق]] و حجاز کاست.<ref>تاریخ دولة آل سلجوق، ص149، 337-338؛ تاریخ گزیده، ص358؛ راحة الصدور، ص205؛ تاریخ ایران کمبریج، از آمدن سلجوقیان تا فروپاشی دولت ایلخانیان، ج5، ص165-166.</ref> | ||
=== | === کاروانهای حج در آستانه حمله مغول === | ||
گزارشهای موجود از [[حج|حجگزاری]] ایرانیان در سالهای پیش از حمله [[مغول]]، مربوط به سال ۶۰۹ق و هنگام قدرت یافتن [[سلطان محمد خوارزمشاه]] در ایران است. در ۶۰۹ق، کشمکش [[خلیفه الناصر]] با سلطان محمد خوارزمشاه بر سر مسائل حج، از بهانههای لشکرکشی به [[بغداد]] بود. در این سالها زیر سلطه محمد خوارزمشاه نیز کاروان و محمل به حج فرستاده میشد.<ref>تاریخ جهانگشای جوینی، ج2، ص96؛ جامع التواریخ، ص171، 173.</ref> | گزارشهای موجود از [[حج|حجگزاری]] ایرانیان در سالهای پیش از حمله [[مغول]]، مربوط به سال ۶۰۹ق و هنگام قدرت یافتن [[سلطان محمد خوارزمشاه]] در ایران است. در ۶۰۹ق، کشمکش [[خلیفه الناصر]] با سلطان محمد خوارزمشاه بر سر مسائل حج، از بهانههای لشکرکشی به [[بغداد]] بود. در این سالها زیر سلطه محمد خوارزمشاه نیز کاروان و محمل به حج فرستاده میشد.<ref>تاریخ جهانگشای جوینی، ج2، ص96؛ جامع التواریخ، ص171، 173.</ref> | ||
=== | === احیای نقش ایران پس از مغول=== | ||
در [[دوره ایلخانان]] [[سلطان محمد خدابنده|اولجایتو معروف به خدابنده]] (۷۰۳–۷۱۶ق) و پسرش [[ابوسعید بهادر خان|ابوسعید]] (۷۱۶-۷۳۶ق)، نقش سیاسی [[ایران]] در مکه از سر گرفته شد، هرچند قدرت اصلی با [[مملوکان مصر]] بود. [[سلطان محمد خدابنده|اولجایتو]] برای حمایت از [[حمیضة بن ابی نمیة|حمیضه]]، [[امیر مکه]] که با برادران خود برای امارت مکه اختلاف داشت، سپاهی فرستاد و رقابت دیرینه شرق و غرب [[جهان اسلام]] برای صدارت [[حجاز]] را احیا کرد.<ref>تاریخ ابی الفداء، ج2، ص425؛ اتحاف الوری، ج3، ص156-157؛ العقد الثمین، ج4، ص240-241؛ تاریخ اولجایتو، ص199-200.</ref> منابع درباره موفقیت این سپاه متفاوت گزارش دادهاند.<ref>البدایة و النهایه، ج14، ص76، 78؛ تاریخ اولجایتو، ص200؛ تاریخ ابی الفداء، ج2، ص426؛ اتحاف الوری، ج3، ص156.</ref> پس از مرگ اولجایتو، ابوسعید با [[مصر]] روابط دوستانه برقرار کرد و عهدنامههایی برای همکاری در زمینه [[حج]] و تأمین امنیت [[حاجی|حاجیان]] بین دو طرف ایران و مصر، امضا شد.<ref>تاریخ ابی الفداء، ج3، ص446؛ تاریخ مغول، ص347.</ref> ابوسعید به امور حج توجه داشت؛ از جمله آراستن [[محمل عراق]] و فرستادن فیل به حجاز.<ref>اتحاف الوری، ج3، ص167، 171؛ شفاء الغرام، ج2، ص416؛ تاریخ مکه، ص269.</ref> سرانجام در سال ۷۲۰ق، نام ابوسعید پس از سلطان مصر در خطبه مکه خوانده شد.<ref>اتحاف الوری، ج3، ص171.</ref> | در [[دوره ایلخانان]] [[سلطان محمد خدابنده|اولجایتو معروف به خدابنده]] (۷۰۳–۷۱۶ق) و پسرش [[ابوسعید بهادر خان|ابوسعید]] (۷۱۶-۷۳۶ق)، نقش سیاسی [[ایران]] در مکه از سر گرفته شد، هرچند قدرت اصلی با [[مملوکان مصر]] بود. [[سلطان محمد خدابنده|اولجایتو]] برای حمایت از [[حمیضة بن ابی نمیة|حمیضه]]، [[امیر مکه]] که با برادران خود برای امارت مکه اختلاف داشت، سپاهی فرستاد و رقابت دیرینه شرق و غرب [[جهان اسلام]] برای صدارت [[حجاز]] را احیا کرد.<ref>تاریخ ابی الفداء، ج2، ص425؛ اتحاف الوری، ج3، ص156-157؛ العقد الثمین، ج4، ص240-241؛ تاریخ اولجایتو، ص199-200.</ref> منابع درباره موفقیت این سپاه متفاوت گزارش دادهاند.<ref>البدایة و النهایه، ج14، ص76، 78؛ تاریخ اولجایتو، ص200؛ تاریخ ابی الفداء، ج2، ص426؛ اتحاف الوری، ج3، ص156.</ref> پس از مرگ اولجایتو، ابوسعید با [[مصر]] روابط دوستانه برقرار کرد و عهدنامههایی برای همکاری در زمینه [[حج]] و تأمین امنیت [[حاجی|حاجیان]] بین دو طرف ایران و مصر، امضا شد.<ref>تاریخ ابی الفداء، ج3، ص446؛ تاریخ مغول، ص347.</ref> ابوسعید به امور حج توجه داشت؛ از جمله آراستن [[محمل عراق]] و فرستادن فیل به حجاز.<ref>اتحاف الوری، ج3، ص167، 171؛ شفاء الغرام، ج2، ص416؛ تاریخ مکه، ص269.</ref> سرانجام در سال ۷۲۰ق، نام ابوسعید پس از سلطان مصر در خطبه مکه خوانده شد.<ref>اتحاف الوری، ج3، ص171.</ref> | ||
=== | === رقابت محمل عراقی با مصری === | ||
در دوره پس از ایلخانان تا پیش از صفویه، برخی حکومتها مانند جلایریان (سلطان اویس) بر حجاز نفوذ داشتند و نامشان در برخی سالهای دهه ۷۷۰ق در خطبه مکه خوانده میشد.<ref>شفاء الغرام، ج2، ص422.</ref> برخی سلاطین آققویونلوها (۷۹۸–۹۱۴ق) نیز برای نفوذ در حجاز با حکومت مصر رقابت میکردند. بهعنوان نمونه در سال ۸۷۶ق، بر سر برتری محمل عراق بر محمل مصر اختلاف شد.<ref>درر الفوائد المنظمه، ص337.</ref> اوزون حسن از دیگر سلاطین آققویونلوها در سال بعد برای کعبه، جامه فرستاد و خطبه به نام او خوانده شد که باعث درگیری شد.<ref>اتحاف الوری، ج4، ص558؛ درر الفوائد المنظمه، ص337؛ تحصیل المرام، ج2، ص765-766.</ref> در سالهای ۸۸۰ و ۸۸۱ق، امیرالحاج مصری مانع ورود محمل عراقی به مکه گردید و تنها حاجیان اجازه ورود پیدا کردند.<ref>اتحاف الوری، ج4، ص604-605؛ الدر الکمین، ج1، ص115؛ درر الفوائد المنظمه، ص338.</ref> | در دوره پس از ایلخانان تا پیش از صفویه، برخی حکومتها مانند جلایریان (سلطان اویس) بر حجاز نفوذ داشتند و نامشان در برخی سالهای دهه ۷۷۰ق در خطبه مکه خوانده میشد.<ref>شفاء الغرام، ج2، ص422.</ref> برخی سلاطین آققویونلوها (۷۹۸–۹۱۴ق) نیز برای نفوذ در حجاز با حکومت مصر رقابت میکردند. بهعنوان نمونه در سال ۸۷۶ق، بر سر برتری محمل عراق بر محمل مصر اختلاف شد.<ref>درر الفوائد المنظمه، ص337.</ref> اوزون حسن از دیگر سلاطین آققویونلوها در سال بعد برای کعبه، جامه فرستاد و خطبه به نام او خوانده شد که باعث درگیری شد.<ref>اتحاف الوری، ج4، ص558؛ درر الفوائد المنظمه، ص337؛ تحصیل المرام، ج2، ص765-766.</ref> در سالهای ۸۸۰ و ۸۸۱ق، امیرالحاج مصری مانع ورود محمل عراقی به مکه گردید و تنها حاجیان اجازه ورود پیدا کردند.<ref>اتحاف الوری، ج4، ص604-605؛ الدر الکمین، ج1، ص115؛ درر الفوائد المنظمه، ص338.</ref> | ||