پرش به محتوا

کاربر:Gholampour/صفحه تمرین3: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی حج
Gholampour (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
Gholampour (بحث | مشارکت‌ها)
خط ۱۱: خط ۱۱:


===سامان‌دهی حج در دوران معاصر===
===سامان‌دهی حج در دوران معاصر===
تا سال‌های نخست پس از بازگشایی حج به سال ۱۳۲۷ش. دخالت دولت در امور حج محدود به صدور [[گذرنامه]] برای حاجیان و پی‌گیری امور حاجیان به دست [[کنسولگری ایران]] در جده بود. از سال ۱۳۲۷ش. نخستین بار هیاتی برای سرپرستی حاجیان ایرانی تشکیل شد و یک امیرالحاج برای حاجیان ایرانی انتخاب شد که برای انجام امور حاجیان همراه آنان به مکه و مدینه می‌رفت.<ref>مجله وحید، ش 6، ص18، «کشته شدن ابوطالب یزدی و بقیه موارد.</ref>
تا ۱۳۲۷ش، نقش دولت در حج به صدور گذرنامه و پیگیری امور از طریق کنسولگری جده محدود بود و از آن پس هیئت سرپرستی و امیرالحاج تشکیل شد.<ref>مجله وحید، ش 6، ص18، «کشته شدن ابوطالب یزدی و بقیه موارد.</ref> در دوره پهلوی دوم، متقاضیان پس از تأیید سلامت و استطاعت توسط کمیسیون ویژه، برای گذرنامه و ثبت‌نام در کاروان‌ها اقدام می‌کردند.<ref>روزنامه رسمی کشور، مصوبه هیئت وزیران مورخه 28/1/ 1333.</ref> با این حال، سفر انفرادی نیز امکان‌پذیر بود.<ref>با من به خانه خدا بیایید، ص79؛ خاطرات سفر مکه، ص202-203.</ref>
روند سامان‌دهی حاجیان در دوره پهلوی دوم چنین بود که خواستار حج با حضور در کمیسیونی که هر سال دو ماه از ۲۵ [[رمضان]] تا ۲۱ شوال فعالیت می‌کرد، گواهی سلامت جسمی و استطاعت مالی می‌گرفت. سپس از شهربانی تقاضای گذرنامه می‌کرد. افراد این کمیسیون که در [[تهران]] و برخی شهرستان‌های بزرگ تشکیل می‌شد، معمولاً چند تن از مسؤولان ادارات مانند رئیس بهداری و رئیس بانک ملی و دو تن از معتمدان محلی بودند و زیر نظر فرماندار کار می‌کردند. این کمیسیون در هر سال راه‌های حج آن سال و بهای بلیت‌های وسایل نقلیه را تعیین می‌کرد.<ref>روزنامه رسمی کشور، مصوبه هیئت وزیران مورخه 28/1/ 1333.</ref> خواستار حج پس از تقاضای گذرنامه باید در یکی از کاروان‌های حج ثبت نام می‌کرد. البته در این سال‌ها امکان سفر فردی به حج نیز وجود داشت.<ref>با من به خانه خدا بیایید، ص79؛ خاطرات سفر مکه، ص202-203.</ref> این کاروان‌ها در واقع موسسات موقتی بودند که به دست حمله‌داران قدیم و آشنایان به امور حج اداره می‌شدند. آن‌ها بلیت هواپیما را فراهم می‌کردند و در مدینه و مکه، وظیفه اسکان و حمل و نقل و آماده‌سازی غذای حاجیان را بر عهده داشتند. خدمات هر یک از کاروان‌ها متفاوت بود و بخشی از مشکلات حج مربوط به خدمات نامناسب برخی از همین کاروان‌ها بود. گاه آن‌ها برای سود بیشتر، بیش از اندازه حاجی با خود می‌بردند؛ در حالی که امکانات مناسب برای پذیرایی از ایشان را نداشتند.<ref>با من به خانه خدا بیایید، ص82؛ میقات حج، ش48، ص186، «مصاحبه با آیت‌الله محمد علی فیض.</ref><ref>کارنامه حج1351، ص10-11.</ref>
 
تا پیش از سامان‌دهی حج به دست سازمان اوقاف به سال ۱۳۵۱ش. مسائل مربوط به حج با انتقادهای فراوان از سوی مردم رویارو بود. در سال‌های آغازین، نبود امکانات مناسب برای حمل و نقل و نداشتن برنامه مشخص، از جمله این مشکلات بود.<ref>به سوی خدا می‌رویم، ص71-72.</ref> بخشی از نارضایتی‌ها درباره امور حج نیز به برخورد مسؤولان با حاجیان مربوط می‌شد. افزون بر این‌که گرفتن مجوز و گذرنامه حج طولانی و وقت‌گیر بود، برخوردی که با حاجیان در فرودگاه صورت می‌گرفت، آنان را ناخرسند می‌کرد. در فرودگاه مهرآباد، برای حاجیان جایگاهی ویژه با نام آشیانه حاجیان فراهم شده بود که امکانات مناسب نداشت. جدا کردن حاجیان از دیگر مسافران که به گفته نویسندگان آن دوره به دلیل نامرتب بودن ظاهر حاجیان و اسباب و اثاثیه آنان بود، از انتقادهای برخی نویسندگان بوده است.<ref>با من به خانه خدا بیایید، ص131؛ خسی در میقات، ص10-11؛ کارنامه حج 1351، ص12.</ref>
کاروان‌ها به‌دست حمله‌داران اداره می‌شدند، اما خدمات نامناسب و پذیرش بیش از ظرفیت از مشکلات آن‌ها بود.<ref>با من به خانه خدا بیایید، ص82؛ میقات حج، ش48، ص186، «مصاحبه با آیت‌الله محمد علی فیض؛ کارنامه حج1351، ص10-11.</ref> تا سال ۱۳۵۱ش (واگذاری به سازمان اوقاف)، ضعف برنامه‌ریزی و امکانات ادامه داشت.<ref>به سوی خدا می‌رویم، ص71-72.</ref> طولانی بودن اخذ مجوز، وضعیت نامناسب فرودگاه و وضعیت بد آشیانه حاجیان نیز مورد انتقاد بود.<ref>با من به خانه خدا بیایید، ص131؛ خسی در میقات، ص10-11؛ کارنامه حج 1351، ص12.</ref> اسکان نامناسب در مدینه،<ref>با من به خانه خدا بیایید، ص169-170.</ref> کمبود خدمات بهداشتی<ref>با من به خانه خدا بیایید، ص313-314.</ref> و استفاده از کامیون‌های باری برای جابه‌جایی حاجیان از دیگر مشکلات این دوره بود.<ref>با من به خانه بیایید، ص365-366، 378.</ref>
نبود مسکن مناسب برای حاجیان، از مهم‌ترین مشکلات حاجیان بود. در مدینه کاروان‌ها معمولاً با اجاره بخشی از باغ صفا، حاجیان را بدون امکانات مناسب، در چادر اسکان می‌دادند.<ref>با من به خانه خدا بیایید، ص169-170.</ref> نبود امکانات مناسب بهداشتی و درمانی نیز از دیگر مشکلاتی است که در سفرنامه‌های پیش از دهه پنجاه به آن اشاره شده است.<ref>با من به خانه خدا بیایید، ص313-314.</ref>
نبود امکانات حمل و نقل مناسب برای حاجیان ایرانی در عربستان به ویژه در راه مدینه و مکه که در زمان [[احرام]] نباید زیر سقف باشند، مشکل دیگر حاجیان بود. در سال‌های نخستین حج ایرانیان در دوران پهلوی دوم، مسافران ایرانی به دلیل کافی نبودن اتوبوس‌های بدون سقف، ناچار بودند از کامیون‌های باری استفاده کنند که از لحاظ ایمنی بسیار خطرناک بود و چند بار به کشته شدن حاجیان انجامید.<ref>با من به خانه بیایید، ص365-366، 378.</ref>


====سازمان اوقاف و امور خیریه====
====سازمان اوقاف و امور خیریه====

نسخهٔ ‏۹ ژوئیهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۱۳:۴۵

حج‌گزاری ایرانیان

حج‌گزاری ایرانیان در دوران مختلف، شیوه‌ها و آداب خاصی داشته است.

سازمان‌دهی حج در گذشته

سفر حج ایرانیان در گذشته عمدتاً در قالب کاروان‌های محلی و به سرپرستی «حمله‌دار» انجام می‌شد که مسئول هدایت کاروان، تهیه مرکب، اقامت و امور سفر بود.[۱] گاه کاروان‌ها از جمعی از دوستان و خویشاوندان تشکیل می‌شدند.[۲] در سفرهای زمینی، شتر مهم‌ترین وسیله حمل‌ونقل بود و عکام‌ها نیز خدماتی مانند حمل بار، تهیه آب و پخت نان را بر عهده داشتند؛[۳] همچنین هر شهر در مکه و مدینه مطوف ویژه خود را داشت.[۴]

در برخی دوره‌ها، حکومت با تعیین امیرالحاج، تأمین امنیت و اعلام عمومی زمان حرکت، در سازمان‌دهی حج نقش داشت[۵] و گاه حاجیان را از مالیات معاف می‌کرد.[۶] از سرگیری کاروان حج در دوره محمود غزنوی،[۷] حمایت برخی حاکمان از امنیت و رفاه کاروان‌ها[۸] و حضور محدود شماری از پادشاهان در حج، از جلوه‌های این حمایت بود.[۹] افزون بر این، حج گاه کارکرد سیاسی داشت و برای تبعید یا دور کردن برخی مخالفان و درباریان از مرکز قدرت به کار می‌رفت.[۱۰]

دوره قاجار

در دوره قاجار، کنسولگری ایران در جده، با وجود ایفای نقش در سامان‌دهی و حمایت از برخی حاجیان ایرانی،[۱۱] به سبب دریافت وجوه مختلف از زائران، از جمله برای بازگرداندن گذرنامه،[۱۲] سهم‌خواهی از کرایه حمل‌ونقل،[۱۳] و همدستی با حمالان و کاروان‌داران برای گرفتن پول بیشتر،[۱۴] مورد انتقاد قرار گرفت. همچنین از تصرف اموال حاجیان متوفی، دریافت وجه برای دفن، جانبداری از کاروان‌داران در برابر حاجیان،[۱۵] ارتباط با دزدان،[۱۶] اخذ پول در مکه و جلوگیری از حرکت حاجیان،[۱۷] و حتی به خطر انداختن جان زائران با صدور مجوز عبور از مسیر ممنوع جبل در برابر دریافت رشوه گزارش شده است.[۱۸]

سامان‌دهی حج در دوران معاصر

تا ۱۳۲۷ش، نقش دولت در حج به صدور گذرنامه و پیگیری امور از طریق کنسولگری جده محدود بود و از آن پس هیئت سرپرستی و امیرالحاج تشکیل شد.[۱۹] در دوره پهلوی دوم، متقاضیان پس از تأیید سلامت و استطاعت توسط کمیسیون ویژه، برای گذرنامه و ثبت‌نام در کاروان‌ها اقدام می‌کردند.[۲۰] با این حال، سفر انفرادی نیز امکان‌پذیر بود.[۲۱]

کاروان‌ها به‌دست حمله‌داران اداره می‌شدند، اما خدمات نامناسب و پذیرش بیش از ظرفیت از مشکلات آن‌ها بود.[۲۲] تا سال ۱۳۵۱ش (واگذاری به سازمان اوقاف)، ضعف برنامه‌ریزی و امکانات ادامه داشت.[۲۳] طولانی بودن اخذ مجوز، وضعیت نامناسب فرودگاه و وضعیت بد آشیانه حاجیان نیز مورد انتقاد بود.[۲۴] اسکان نامناسب در مدینه،[۲۵] کمبود خدمات بهداشتی[۲۶] و استفاده از کامیون‌های باری برای جابه‌جایی حاجیان از دیگر مشکلات این دوره بود.[۲۷]

سازمان اوقاف و امور خیریه

از سال ۱۳۵۱ش. تحولی اساسی در حج‌گزاری ایرانیان رخ داد که به بهبود وضعیت حاجیان ایرانی و ایجاد نظم و ترتیب در امر حج‌گزاری انجامید. در این سال، وظیفه سامان‌دهی حاجیان و انجام امور حج به سازمان اوقاف محول شد.[۲۸] بر پایه قانونی که تصویب شد، شورای عالی حج در محل سازمان اوقاف و به ریاست رئیس این سازمان به کار پرداخت.[۲۹] به سال ۱۳۵۱ش. کاروانداران حج به عنوان مباشر زیر نظر سازمان اوقاف درآمدند و تعهدهای کاروان‌ها درباره خوراک و مسکن زیر نظر سازمان قرار گرفت.[۳۰] از سال ۱۳۵۲ش. خود سازمان حج به تشکیل کاروان‌های حج پرداخت و کاروان‌داران قدیم را به عنوان کارمند سازمان استخدام کرد.[۳۱] با این تغییر، امور حج ایرانیان کاملاً دولتی شد و به شکل متمرکز انجام گرفت. خواستاران حج با مراجعه به مساجد تعیین شده در هر یک از روستاها و شهرها، برای انجام حج ثبت نام می‌کردند و با رفتن به بانک وجوه لازم را می‌پرداختند. گرفتن گذرنامه و بلیت مسافرت بر عهده سازمان اوقاف بود که حاجیان را در کاروان‌ها تقسیم‌بندی و مسکن و غذای آنان را در حرمین فراهم می‌کرد. معاینات پزشکی پیش از حج نیز با برنامه‌ریزی سازمان اوقاف انجام می‌شد و محل و هنگام حضور فرد برای این معاینات با نامه به آگاهی او می‌رسید تا از گرد آمدن افراد در مراکز بهداشتی پیش‌گیری شود.

شمار حاجیان ایرانی در دوره پهلوی

شمار حاجیان ایرانی در برخی سال‌های دوره پهلوی[۳۲] سال شمار حاجیان (هزار نفر) ۱۳۲۷ش. ۱۴ ۱۳۴۰ش. ۱۲ ۱۳۴۱ش. ۱۱ ۱۳۴۲ش. ۱۷ ۱۳۴۳ش. ۱۶ ۱۳۴۴ش. ۲۴ ۱۳۴۵ش. ۲۷ ۱۳۴۶ش. ۱۵ ۱۳۴۷ش. ۹ ۱۳۴۸ش. ۵/۸ ۱۳۴۹ش. ۲۷ ۱۳۵۰ش. ۳۱ ۱۳۵۱ش. ۴۳

سازمان حج و زیارت

با وقوع انقلاب اسلامی به سال ۱۳۵۷ش. تغییرهایی در سامان‌دهی امور حج رخ داد. سازمان حج که پیش از انقلاب اسلامی بخشی از سازمان اوقاف بود، به سال ۱۳۵۸ش. از این سازمان جدا شد و به‌طور مستقل زیر نظر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به کار خود ادامه داد. در سال ۱۳۶۳ش. این سازمان بار دیگر در تشکیلات سازمان اوقاف و امور خیریه ادغام شد و به سال ۱۳۷۰ش. دیگر بار از آن جدا گشت و تا امروز با نام سازمان حج و زیارت زیر نظر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به کار خود ادامه می‌دهد.[۳۳] امروزه در ایران با اعلام مقام‌های سازمان، داوطلبان سفر حج در بانک‌ها ثبت نام می‌کنند. به دلیل بسیار بودن شمار خواستاران حج در ایران، مدت انتظار برای اعزام تا چند سال ممکن است طول بکشد.[۳۴] فراهم‌سازی همه مقدمات حج بر عهده سازمان حج و زیارت است.[۳۵] حاجیان در کاروان‌هایی که به‌طور متمرکز زیر نظر سازمان اداره می‌شوند، تقسیم‌بندی می‌گردند. مدیران کاروان‌ها با آزمون‌هایی انتخاب و در سازمان حج آموزش داده می‌شوند.[۳۶] تهیه و تعیین محل اسکان حاجیان ایرانی در حرمین و برنامه‌ریزی زمان حضور ایرانیان در هر یک از شهرهای مکه و مدینه، بر عهده سازمان است. همچنین با همکاری مسؤولان حج عربستان، پروازها و حمل و نقل حاجیان ایرانی در عربستان برنامه‌ریزی می‌شود.[۳۷] تهیه غذا به صورت متمرکز در مکه و مدینه صورت می‌گیرد و میان کاروان‌ها توزیع می‌گردد.[۳۸] در ایام حج، هیئت پزشکی که زیر نظر سازمان هلال احمر جمهوری اسلامی ایران و با هماهنگی سازمان حج تلاش می‌کند، خدمات پزشکی کاملی به حاجیان ارائه می‌نماید. هر یک از کاروان‌ها را یک پزشک همراهی می‌کند. در مکه و مدینه، بیمارستان‌های ویژه ایرانیان تأسیس می‌گردد و در ایام تشریق نیز بیمارستان صحرایی در عرفات و منی بر پا می‌شود.[۳۹] در ایران، سامان‌دهی خواستاران عمره مفرده و اعزام آنان با همکاری شرکت‌های خصوصی زیر نظر سازمان حج و زیارت انجام می‌شود. برای عمره نیز خواستاران در فراخوان‌های عمومی در بانک‌ها ثبت نام می‌کنند و با تأخیری چند ساله به حج می‌روند. شمار خواستاران سفر عمره در ایران بسیار فراوان است و به سال ۱۳۹۱ش. شمار عمره‌گزاران ایرانی به بیش از ۷۰۰/۰۰ تن در سال رسیده است.[۴۰]

شمار حاجیان ایرانی پس از انقلاب اسلامی

شمار حاجیان ایرانی در برخی سال‌های پس از انقلاب اسلامی سال تعداد حاجیان (هزار نفر) ۱۳۶۳ش. 154958[۴۱] ۱۳۷۰ش. ۱۱۰ ۱۳۷۱ش. 118617[۴۲] ۱۳۷۲ش. 115000[۴۳] ۱۳۷۳ش. ۱۱۳۰۰۰ ۱۳۷۹ش. 87800[۴۴] ۱۳۸۱ش. ۸۸۵۰۰ ۱۳۸۲ش. 96103[۴۵] ۱۳۸۳ش. 97080[۴۶] ۱۳۸۴ش. ۸۹۷۱۶ ۱۳۸۵ش. 99860[۴۷] ۱۳۸۶ش. 102020[۴۸] ۱۳۸۷ش. ۱۰۴ ۱۳۸۸ش. 65000[۴۹] ۱۳۸۹ش. 94471[۵۰]

بنابر گزارش رئیس سازمان حج، تعداد حاجیان ایرانی در سال 1404 شمسی 86 هزار تن است که در قالب 574 کاروان به حج اعزام می‌شوند.[۵۱]

بعثه حج جمهوری اسلامی

بعثه حج سازمانی دیگر است که زیر نظر رهبر جمهوری اسلامی و با ریاست امیرالحاج ایران که نماینده رهبری در میان حاجیان ایرانی است، اداره می‌شود. مسؤولیت اصلی این سازمان، برنامه‌ریزی و تصمیم‌گیری در زمینه امور مذهبی و فرهنگی و آموزش حاجیان ایرانی در طول سفر حج و سامان‌دهی و انجام برنامه‌های مطالعاتی و تحقیقاتی و تبلیغی مربوط به امور حج و حرمین شریفین در ایران است.[۵۲] بعثه حج همچنین بر حسن اجرای مراسم حج به دست سازمان حج و زیارت و فراهم‌سازی آسایش حاجیان نظارت دارد.[۵۳] انتخاب، آموزش و سامان‌دهی روحانیان کاروان‌ها از مهم‌ترین وظایف این سازمان است. در هر کاروان حج ایرانی، دست‌کم یک روحانی برای تعلیم امور حج و مدیریت و اجرای برنامه‌های فرهنگی حضور دارد.[۵۴] آموزش حاجیان پیش از سفر و در حین آن، وظیفه دیگر این سازمان است. هر سال پیش از آغاز موسم حج، جلسات آموزشی برگزار می‌شود و افراد یک کاروان با جمع شدن کنار هم، افزون بر آموزش مناسک حج، با مسائل جاری سفر حج آشنا می‌شوند.[۵۵] علاوه بر تشکیل کلاس‌ها و حضور روحانی در هر کاروان، کتاب‌ها، کتابچه‌ها، و نرم‌افزارهای آموزشی به همت مرکز تحقیقات حج تهیه می‌شود که همه مسائل مورد نیاز حاجیان ایرانی در آن‌ها تشریح می‌شود. بعثه همچنین با صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران در تهیه برنامه‌های آموزشی درباره حج همکاری دارد.[۵۶] چنان‌که گفته شد، بعثه رهبری جمهوری اسلامی وظیفه مطالعات و تحقیقات درباره حج و حرمین شریفین را بر عهده دارد. پژوهشکده حج از زیر مجموعه‌های این سازمان است که به تحقیقات و آموزش درباره امور مربوط به حج می‌پردازد. از کارهای بعثه در این زمینه، انتشار کتاب‌ها و نشریات متفاوت در سطوح تحقیقاتی و تبلیغی با موضوع حج و حرمین است. نشریات میقات، زیارت، صفا، مروه و خبرنامه زائر که در میان حاجیان در عربستان منتشر می‌شود، از نشریات مرتبط با موضوع حج و زیارت است که به همت این سازمان تهیه می‌شود. همچنین یک انتشارات تخصصی زیر نظر این سازمان با نام نشر مشعر به چاپ کتاب‌های مربوط به حج و حرمین می‌پردازد.[۵۷] برنامه‌ریزی و اجرای مراسم مذهبی ایرانیان در حرمین و اجرای کارهای فرهنگی و تبلیغی در موسم حج، از جمله برگزاری نشست‌ها و همایش‌ها با موضوعات سیاسی و فرهنگی و دیدار با نمایندگان بعثه دیگر کشورهای اسلامی، از دیگر برنامه‌های بعثه حج جمهوری اسلامی ایران است.[۵۸] افزون بر بعثه رهبری جمهوری اسلامی، بعثه دیگر مراجع تقلید ایرانی نیز در موسم حج در مکه و مدینه بر پا می‌شوند و به مقلدان خود خدمات مذهبی ارائه می‌کنند. هر سال تقریباً ۱۷ بعثه از سوی عالمان ایرانی به حج می‌روند.[۵۹]

پانویس

  1. نک: مقالات تاریخی، دفتر9، ص16-17؛ لغت‌نامه، ج6، ص8084، «حمل‌دار.
  2. نک: حیات یحیی، ج1، ص68.
  3. روزنامه خاطرات عین السلطنه، ج2، ص1509؛ سفرنامه فرهاد میرزا، ص160؛ حدیث قافله‌ها، ص202؛ به سوی‌ام القری، ص241، 279؛ پنجاه سفرنامه، ج5، ص436.
  4. پنجاه سفرنامه، ج5، ص412؛ ج6، ص78.
  5. تاریخ بیهقی، ج3، ص1151؛ احسن التواریخ، ج2، ص748؛ روضات الجنات، ج1، ص513-516؛ سفرنامه منظوم حج، ص45.
  6. تاریخ عالم‌آرای امینی، ص222-223.
  7. تاریخ عالم‌آرای امینی، ص222-224.
  8. الکامل، ج9، ص325؛ دستور الکاتب، ج1، ص374؛ نک: به سوی‌ام القری، ص240؛ مقالات تاریخی، دفتر8، ص210-212.
  9. تجارب الامم، ج7، ص339؛ تاریخ ابن خلدون، ج4، ص687-688؛ نک: تاریخ طبری، ج9، ص221؛ پیراسته تاریخنامه هرات، ص166؛ با من به خانه خدا بیایید، ص225؛ ترجمه تاریخ یمینی، ص41.
  10. تاریخ بخارا، ص346؛ جامع مفیدی، ج3، ص247؛ تاریخ گیلان، ص213؛ احیاء الملوک، ص121؛ تاریخ سلسله سلجوقی، ص89.
  11. حدیث قافله‌ها، ص110.
  12. پنجاه سفرنامه، ج7، ص263-264؛ ج5، ص403، 406.
  13. پنجاه سفرنامه، ج7، ص263-264.
  14. پنجاه سفرنامه، ج5، ص410-411.
  15. پنجاه سفرنامه، ج7، ص291.
  16. پنجاه سفرنامه، ج5، ص409.
  17. سفرنامه میرزا داود میروظایف، ص140.
  18. سفرنامه مکه معظمه، ص158.
  19. مجله وحید، ش 6، ص18، «کشته شدن ابوطالب یزدی و بقیه موارد.
  20. روزنامه رسمی کشور، مصوبه هیئت وزیران مورخه 28/1/ 1333.
  21. با من به خانه خدا بیایید، ص79؛ خاطرات سفر مکه، ص202-203.
  22. با من به خانه خدا بیایید، ص82؛ میقات حج، ش48، ص186، «مصاحبه با آیت‌الله محمد علی فیض؛ کارنامه حج1351، ص10-11.
  23. به سوی خدا می‌رویم، ص71-72.
  24. با من به خانه خدا بیایید، ص131؛ خسی در میقات، ص10-11؛ کارنامه حج 1351، ص12.
  25. با من به خانه خدا بیایید، ص169-170.
  26. با من به خانه خدا بیایید، ص313-314.
  27. با من به خانه بیایید، ص365-366، 378.
  28. کارنامه حج 1351، ص5؛ کارنامه حج 1352، ص14-15.
  29. کارنامه حج 1352، ص15.
  30. کارنامه حج 1351، ص23-26، 72-77؛ کارنامه حج 1352، ص20.
  31. کارنامه حج1352، ص60-61.
  32. کارنامه حج1352، ص159.
  33. مدیران و عوامل خدماتی، ص14-15.
  34. با کاروان صفا، ص337-338.
  35. همراه با حج 1381، ص10؛ میقات حج، ش20، ص172-173، «حج و زیارت، انتقال تشکیلات مدیریتی، خط مشی‌ها و وظایف.
  36. با کاروان صفا، ص340.
  37. نک: با کاروان صفا، ص348؛ حج 25، ص101؛ همراه زائران حج تمتع2، ص79-80.
  38. حج 27، ص43.
  39. با کاروان صفا در سال 82، ص181-182، 215، 321؛ حج 28، ص118، 165؛ با کاروان عشق، ص331-342.
  40. http://www.hajnews.ir/View. aspx?/L6/u33UyWArk/tjUmAeH sDQ3B4OzIlOY7OD9UOOG5rwDBNgYcVcnQ=.
  41. مکتب اسلام، سال 1363، ش8، ص24.
  42. با کاروان ابراهیم، ص273.
  43. با کاروان عشق، ص53.
  44. میقات حج، ش37، ص159، «گفتگو با نماینده ولی فقیه و سرپرست حجاج ایرانی.
  45. با کاروان صفا، ص23.
  46. حج 25، ص28.
  47. حج 27، ص39-40.
  48. حج 28، ص81.
  49. حج30، ص160.
  50. ره‌یافتگان، ص32.
  51. گزارش رئیس سازمان حج در دیدار کارگزاران حج با رهبر انقلاب ۱۴/۲/ ۱۴۰۴
  52. همراه با حج 1381، ص11.
  53. حج 27، ص112.
  54. همراه با حج 1381، ص11؛ با کاروان ابراهیم در حج 71، ص28-31؛ حج 26، ص363.
  55. حج 26، ص412.
  56. با کاروان ابراهیم در حج 71، ص26-27؛ با کاروان صفا در سال 82، ص53؛ حج 26، ص414؛ حج 28، ص59-61.
  57. با کاروان صفا در سال 82، ص37؛ حج26، ص44؛ حج28، ص348-349.
  58. نک: حج 26، ص409؛ حج 27، ص219-222، 236-251؛ حج 28، ص119، 130، 154، 177، 206-207.
  59. حج 25، ص547-548؛ حج 28، ص348.

منابع