آداب و رسوم حج ایرانیان: تفاوت میان نسخهها
صفحهای تازه حاوی «سفر حج نزد ایرانیان از اهمیت فراوان برخوردار بوده و حاجیان پس از بازگشت از مکه، در جامعه از احترام فراوان بهره داشته و مورد اعتماد مردم و بازرگانان بودهاند.<ref>سفرنامه کازاما، ص113.</ref> امروزه نیز اشتیاق فراوان ایرانیان به حجگزاری باعث شده که...» ایجاد کرد |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{در دست ویرایش|ماه=[[اردیبهشت]]|روز=[[۱۹]]|سال=[[۱۴۰۵]]|کاربر=Salar2 }} | |||
[[رده:مقالههای در حال ویرایش]] | |||
سفر حج نزد ایرانیان از اهمیت فراوان برخوردار بوده و حاجیان پس از بازگشت از مکه، در جامعه از احترام فراوان بهره داشته و مورد اعتماد مردم و بازرگانان بودهاند.<ref>سفرنامه کازاما، ص113.</ref> امروزه نیز اشتیاق فراوان ایرانیان به حجگزاری باعث شده که خواستاران [[حج و عمره]] در هر نوبت ثبت نام به میلیونها تن برسد و امکان حجگزاری و سفر عمره تنها پس از چند سال برای ثبت نام کنندگان فراهم شود. | سفر حج نزد ایرانیان از اهمیت فراوان برخوردار بوده و حاجیان پس از بازگشت از مکه، در جامعه از احترام فراوان بهره داشته و مورد اعتماد مردم و بازرگانان بودهاند.<ref>سفرنامه کازاما، ص113.</ref> امروزه نیز اشتیاق فراوان ایرانیان به حجگزاری باعث شده که خواستاران [[حج و عمره]] در هر نوبت ثبت نام به میلیونها تن برسد و امکان حجگزاری و سفر عمره تنها پس از چند سال برای ثبت نام کنندگان فراهم شود. | ||
در زمانهای پیشین، با وجود احترام و اهمیتی که ایرانیان برای سفر حج باور داشتند، شاید مهمترین ویژگی این سفر در ذهن ایرانیان، دوری و دشواری راه بود. دشواری راه حج در ادبیات فارسی بازتابی گسترده یافته و این سفر را به نمادی برای تحمل دشواری در راه رسیدن به معشوق تبدیل کرده است. برخی از این سرودهها حالت ضربالمثل گرفتهاند؛ همچون: «جمال کعبه چنان میدواندم به نشاط/ که خارهای مغیلان حریر میآید» و «چون عشق حرم باشد، سهل است بیابانها».<ref>فرهنگ امثال سخن، ج1، ص273، 328.</ref> | در زمانهای پیشین، با وجود احترام و اهمیتی که ایرانیان برای سفر حج باور داشتند، شاید مهمترین ویژگی این سفر در ذهن ایرانیان، دوری و دشواری راه بود. دشواری راه حج در ادبیات فارسی بازتابی گسترده یافته و این سفر را به نمادی برای تحمل دشواری در راه رسیدن به معشوق تبدیل کرده است. برخی از این سرودهها حالت ضربالمثل گرفتهاند؛ همچون: «جمال کعبه چنان میدواندم به نشاط/ که خارهای مغیلان حریر میآید» و «چون عشق حرم باشد، سهل است بیابانها».<ref>فرهنگ امثال سخن، ج1، ص273، 328.</ref> | ||
نسخهٔ ۹ مهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۱۲:۳۱
این مقاله هماکنون در دست ویرایش است.
این برچسب را کاربر:Salar2 در تاریخ ۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۵ برای جلوگیری از تعارض ویرایشی قرار داده است. لطفا بدون توافق با کاربر فوق برچسب را برندارید. |
سفر حج نزد ایرانیان از اهمیت فراوان برخوردار بوده و حاجیان پس از بازگشت از مکه، در جامعه از احترام فراوان بهره داشته و مورد اعتماد مردم و بازرگانان بودهاند.[۱] امروزه نیز اشتیاق فراوان ایرانیان به حجگزاری باعث شده که خواستاران حج و عمره در هر نوبت ثبت نام به میلیونها تن برسد و امکان حجگزاری و سفر عمره تنها پس از چند سال برای ثبت نام کنندگان فراهم شود. در زمانهای پیشین، با وجود احترام و اهمیتی که ایرانیان برای سفر حج باور داشتند، شاید مهمترین ویژگی این سفر در ذهن ایرانیان، دوری و دشواری راه بود. دشواری راه حج در ادبیات فارسی بازتابی گسترده یافته و این سفر را به نمادی برای تحمل دشواری در راه رسیدن به معشوق تبدیل کرده است. برخی از این سرودهها حالت ضربالمثل گرفتهاند؛ همچون: «جمال کعبه چنان میدواندم به نشاط/ که خارهای مغیلان حریر میآید» و «چون عشق حرم باشد، سهل است بیابانها».[۲] از آنجا که احتمال مرگ و میر در راه حج بسیار بوده، مسافر حج معمولاً پیش از سفر، از دوستان و نزدیکانش حلالیت میطلبید. تعیین طالع سعد برای آغاز سفر و گرفتن استخاره برای زمان آغاز حرکت، کاری بود که بسیاری از حاجیان پیش از سفر برای تعیین هنگام سفر انجام میدادند و اگر نتیجه استخاره بد بود، سفر را تا سال بعد به تعویق میانداختند و سال بعد دیگر بار استخاره میکردند. مسافران گاه حتی در تعیین مسیرهای حرکت در میانه راه نیز استخاره میکردند.[۳] سفر حج هزینه فراوان داشت. اگر حاجی تنها سفر میکرد، باید هزینه خانواده خود را دست کم برای یک سال تهیه مینمود و سپس راهی سفر حج میشد. این استطاعت مالی برای حاجیان به آسانی حاصل نمیشد و حجگزاری همیشه ویژه توانگران بود.[۴] همین موضوع سبب رواج پارهای از ضربالمثلهای کنایهآمیز درباره حاجیان در میان مردم بود که به بیعدالتی اجتماعی در توزیع ثروت در جامعه اعتراض میکردند. درونمایه این ضربالمثلها و همانندهای آنها در ادبیات منظوم و منثور، مخالفت با ریاکاری و دل خوش کردن به ظواهر شریعت است؛ ضربالمثلهایی چون: «انگور بدزد شیره کن/ خرجی راه مکه کن»؛ «حاجی را از شکمش باید شناخت»؛ «سه دزد بیصدا دارم الهی/ حاجی و مشهدی و کربلایی»؛ «افزون ز هزار کعبه باشد یک دل»؛ «دل به دست آور که حج اکبر است».[۵] در ادبیات مکتوب حج، آنچه از میراث گذشتگان تا پیش از دوران معاصر برای ما باقی مانده، بیشتر درباره حجگزاری ثروتمندان است. به ویژه در دوران حکومت قاجار، بیشتر سفرنامهها از آنِ اشراف است. از حجگزاری طبقه فرودست ایرانی، گزارشی چندان در دست نیست؛ جز آنچه در داستانهای مربوط به حجگزاری عارفان و صوفیان آمده است. صوفیان معمولاً بر پایهاندیشه توکل، بدون زاد و توشه در راه دشوار حج گام مینهادند و گاه روزهای فراوان گرسنگی را تحمل میکردند.[۶] اما امروزه حجگزاری اختصاصی به ثروتمندان ندارد و بسیاری از مردم طبقه متوسط جامعه نیز به حج میروند. رفتن به مکانهای زیارتی در طول مسیر حج به ویژه تا پیش از دوران معاصر که مسافرتها از راه زمینی انجام میشد، بسیار رواج داشته است. کاروانهای حج در مسیر خود، مزار بزرگان صوفیه و عالمان و صالحان را زیارت میکردند.[۷] ایرانیان شیعه مذهب پایبند بودند که در راه حج، قبور امامان در عراق را زیارت کنند و ثواب حج و زیارت امامان را در یک سفر جمع نمایند.[۸] گروهی از مردم ایران زیارت مشهد امام رضا(ع) در خراسان را نیز پیش یا پس از سفر حج خود به جا میآوردهاند.[۹] از آداب سفر حج در ایران، بدرقه و استقبال حاجیان بوده است که در نقاط گوناگون ایران با آداب و رسوم محلی آمیخته شده و امروزه نیز کم و بیش اجرا میشود. در گذشته، بستگان و آشنایان حاجی تا قسمتی از بیرون شهر یا روستای محل اقامت حاجی یا گاه تا نخستین آبادی یا شهرهای دورتر، او را بدرقه و در آنجا وداع میکردند. در دوران معاصر نیز بدرقهکنندگان تا محل گرد آمدن و حرکت حاجیان مانند اداره درشکه یا گاراژ اتومبیل، او را همراهی میکردند.[۱۰] از آنجا که معمولاً شماری از مردم یک محل یا روستا با هم سفر مینمودند، شمار این بدرقهکنندگان بسیار فراوان بوده است؛ به حدی که روبوسی و خداحافظی با همه افراد گاه موجب خستگی و آزار حاجی میشد.[۱۱] هنگام استقبال از حاجی نیز مردم معمولاً به بیرون از شهر میرفتند. برخی نزدیکان حاجی گاه به شهرهای سر راه وی و حتی شهرهای مرزی ایران سفر میکردند و آنجا منتظر ورود حاجیان میماندند.[۱۲][۱۳] مراسم استقبال از حاجیان برای مردم شهر اهمیت فراوان داشته و با شادی بسیار و جشن همراه بوده است. در گلستان سعدی حکایتی است که نشان میدهد گاه والیان شهر به یُمن ورود حاجیان و سلامت آنان، زندانیان را آزاد میکردهاند. داستانی دیگر در گلستان سعدی، ماجرای فردی را حکایت میکند که برای کسب احترام حاکم خود را حاجی خواند و با حاجیان به شهر وارد شد. این نیز نشانگر احترام بسیار حاجی هنگام بازگشت به زادگاه خود است.[۱۴] افزون بر همشهریهای حاجی، مردم شهرهای سر راه که عبور کاروان حاجیان را میدیدند، شادی میکردند و به آنان خوشآمد میگفتند.[۱۵] امروزه بستگان و نزدیکان حاجی معمولاً تا فرودگاه به بدرقه یا استقبال او میروند. گاه برخی بستگان برای بدرقه حاجی از نقاط دور به فرودگاه محل اعزام وی میروند.[۱۶] دوستان و آشنایان حاجی با نصب پارچهنوشتههایی در پیرامون منزل وی، ورود او را تبریک میگویند. در روز ورود حاجی نیز افزون بر گروهی که به بدرقه او میروند، شماری در منزل منتظر ورودش میمانند و با قربانیکردن و فرستادن صلوات از وی استقبال میکنند. حاجی پس از بازگشت از حج، بستگان و آشنایان را به یک مهمانی دعوت کرده، به آنان ولیمه میدهد. حاجیان ایرانی معمولاً به آوردن سوغاتی از سفر مکه پایبندی دارند. این سوغاتیها شامل هدیههای مذهبی مانند آب زمزم و نیز دیگر سوغاتیهایی است که از بازار مکه و مدینه خریداری میشود و برای یادبود به افراد دور و نزدیک فامیل داده میشود.[۱۷]
- ↑ سفرنامه کازاما، ص113.
- ↑ فرهنگ امثال سخن، ج1، ص273، 328.
- ↑ سفرنامه فرهاد میرزا، ص19؛ خاطرات سفر مکه، ص5؛ پنجاه سفرنامه، ج7، ص165؛ سفرنامه میرزا داود میروظایف، ص23.
- ↑ قابوس نامه، ص16.
- ↑ فرهنگ امثال سخن، ج1، ص16، 85، 119، 346، 682.
- ↑ نک: گلستان سعدی، ص58، 124.
- ↑ تاریخ بیهق، ص188-189.
- ↑ تاریخ حجگزاری ایرانیان، ص178، 318.
- ↑ نک: زبور آل داود، ص136-137.
- ↑ خاطرات سفر مکه، ص6.
- ↑ پنجاه سفرنامه، ج8، ص760-761.
- ↑ پنجاه سفرنامه، ج6، ص137؛ ج8، ص822؛ میراث شهاب، ش41-42، ص21-22، «روزنگار استقبال از حجاج.
- ↑ سفرنامه مکه معظمه، ص259.
- ↑ گلستان سعدی، ص42.
- ↑ سفرنامه حاج ایاز خان قشقایی، ص180.
- ↑ با من به خانه خدا بیایید، ص129.
- ↑ ای قوم به حج رفته، ص11، 18-21؛ آداب سفر حج، ص227؛ زمزم، ص108؛ سفرهای زیارتی در فرهنگ مردم، ص176.