آداب و رسوم حج ایرانیان: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۲: | خط ۲: | ||
[[رده:مقالههای در حال ویرایش]] | [[رده:مقالههای در حال ویرایش]] | ||
'''آداب و رسوم حج ایرانیان''' مجموعهای از | '''آداب و رسوم حج ایرانیان''' مجموعهای از آداب و رفتار ایرانیان در مورد سفر است. فرهنگ ایرانیان در مورد سفر حج بر اساس دانستهها و نوشتهجات تاریخنگاران و یا سفرنامهنویسان گزارش شده است. در این گزارشات به شوق به حج و ازدحام ایرانیان در این سفر و همچنین استخاره حاجیان برای شروع، تعیین طالع سفر، شیوه بدرقه حاجیان و استقبال از آنان و شیوه جمعآوری هزینههای حج سخن رفته است. | ||
به گزارش برخی تاریخنگاران، ایرانیان در اعمال حج نسبت به حاجیان سایر کشورها فرق داشتند. اعمالی چون لمس و بوسیدن کعبه، روشن کردن شمع و مشعل در مکه و مدینه و گریههایی از روی ابراز احساسات نمونهای از رفتار ایرانیان است که گزارش شده است. پایبندی ایرانیان به زیارت ائمه بقیع و اجرای مراسمات ماه محرم در عربستان و مشکلات موجود میان زائران ایرانی و ماموران عربستان در این زمینهها نیز از دیگر نمونههای گزارش شده درمورد حجگزاری ایرانیان در حجاز است. | |||
بازتاب فرهنگی سفر حج در اشعار شاعران ایرانی و ضربالمثلها قابل توجه است. شعرهای زیادی در باب دشواری راه، طعنه به وضعیت مالی حاجیان که معمولا متمولان جامعه بودند و سایر اوضاع سفر حج در ادبیات کهن فارسی وجود دارد که نشان از توجه ویژه ایرانیان به سفر حج بوده است. | |||
سفر حج نزد ایرانیان از اهمیت فراوان برخوردار بوده و حاجیان پس از بازگشت از مکه، در جامعه از احترام فراوان بهره داشته و مورد اعتماد مردم و بازرگانان بودهاند.<ref>سفرنامه کازاما، ص113.</ref> امروزه نیز اشتیاق فراوان ایرانیان به حجگزاری باعث شده که خواستاران [[حج و عمره]] در هر نوبت ثبت نام به میلیونها تن برسد و امکان حجگزاری و سفر عمره تنها پس از چند سال برای ثبت نام کنندگان فراهم شود. در زمانهای پیشین، با وجود احترام و اهمیتی که ایرانیان برای سفر حج باور داشتند، شاید مهمترین ویژگی این سفر در ذهن ایرانیان، دوری و دشواری راه بود. | سفر حج نزد ایرانیان از اهمیت فراوان برخوردار بوده و حاجیان پس از بازگشت از مکه، در جامعه از احترام فراوان بهره داشته و مورد اعتماد مردم و بازرگانان بودهاند.<ref>سفرنامه کازاما، ص113.</ref> امروزه نیز اشتیاق فراوان ایرانیان به حجگزاری باعث شده که خواستاران [[حج و عمره]] در هر نوبت ثبت نام به میلیونها تن برسد و امکان حجگزاری و سفر عمره تنها پس از چند سال برای ثبت نام کنندگان فراهم شود. در زمانهای پیشین، با وجود احترام و اهمیتی که ایرانیان برای سفر حج باور داشتند، شاید مهمترین ویژگی این سفر در ذهن ایرانیان، دوری و دشواری راه بود. | ||
نسخهٔ ۲۶ مهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۱۹:۳۰
این مقاله هماکنون در دست ویرایش است.
این برچسب را کاربر:Rezashams در تاریخ 4 خرداد ۱۴۰۵ برای جلوگیری از تعارض ویرایشی قرار داده است. لطفا بدون توافق با کاربر فوق برچسب را برندارید. |
آداب و رسوم حج ایرانیان مجموعهای از آداب و رفتار ایرانیان در مورد سفر است. فرهنگ ایرانیان در مورد سفر حج بر اساس دانستهها و نوشتهجات تاریخنگاران و یا سفرنامهنویسان گزارش شده است. در این گزارشات به شوق به حج و ازدحام ایرانیان در این سفر و همچنین استخاره حاجیان برای شروع، تعیین طالع سفر، شیوه بدرقه حاجیان و استقبال از آنان و شیوه جمعآوری هزینههای حج سخن رفته است.
به گزارش برخی تاریخنگاران، ایرانیان در اعمال حج نسبت به حاجیان سایر کشورها فرق داشتند. اعمالی چون لمس و بوسیدن کعبه، روشن کردن شمع و مشعل در مکه و مدینه و گریههایی از روی ابراز احساسات نمونهای از رفتار ایرانیان است که گزارش شده است. پایبندی ایرانیان به زیارت ائمه بقیع و اجرای مراسمات ماه محرم در عربستان و مشکلات موجود میان زائران ایرانی و ماموران عربستان در این زمینهها نیز از دیگر نمونههای گزارش شده درمورد حجگزاری ایرانیان در حجاز است.
بازتاب فرهنگی سفر حج در اشعار شاعران ایرانی و ضربالمثلها قابل توجه است. شعرهای زیادی در باب دشواری راه، طعنه به وضعیت مالی حاجیان که معمولا متمولان جامعه بودند و سایر اوضاع سفر حج در ادبیات کهن فارسی وجود دارد که نشان از توجه ویژه ایرانیان به سفر حج بوده است.
سفر حج نزد ایرانیان از اهمیت فراوان برخوردار بوده و حاجیان پس از بازگشت از مکه، در جامعه از احترام فراوان بهره داشته و مورد اعتماد مردم و بازرگانان بودهاند.[۱] امروزه نیز اشتیاق فراوان ایرانیان به حجگزاری باعث شده که خواستاران حج و عمره در هر نوبت ثبت نام به میلیونها تن برسد و امکان حجگزاری و سفر عمره تنها پس از چند سال برای ثبت نام کنندگان فراهم شود. در زمانهای پیشین، با وجود احترام و اهمیتی که ایرانیان برای سفر حج باور داشتند، شاید مهمترین ویژگی این سفر در ذهن ایرانیان، دوری و دشواری راه بود.
دشواری راه حج در ادبیات فارسی بازتابی گسترده یافته و این سفر را به نمادی برای تحمل دشواری در راه رسیدن به معشوق تبدیل کرده است. برخی از این سرودهها حالت ضربالمثل گرفتهاند؛ همچون: «جمال کعبه چنان میدواندم به نشاط/ که خارهای مغیلان حریر میآید» و «چون عشق حرم باشد، سهل است بیابانها».[۲]
از آنجا که احتمال مرگ و میر در راه حج بسیار بوده، مسافر حج معمولاً پیش از سفر، از دوستان و نزدیکانش حلالیت میطلبید. تعیین طالع سعد برای آغاز سفر و گرفتن استخاره برای زمان آغاز حرکت، کاری بود که بسیاری از حاجیان پیش از سفر برای تعیین هنگام سفر انجام میدادند و اگر نتیجه استخاره بد بود، سفر را تا سال بعد به تعویق میانداختند و سال بعد دیگر بار استخاره میکردند. مسافران گاه حتی در تعیین مسیرهای حرکت در میانه راه نیز استخاره میکردند.[۳]
هزینههای سفر
سفر حج هزینه فراوان داشت. اگر حاجی تنها سفر میکرد، باید هزینه خانواده خود را دست کم برای یک سال تهیه مینمود و سپس راهی سفر حج میشد. این استطاعت مالی برای حاجیان به آسانی حاصل نمیشد و حجگزاری همیشه ویژه توانگران بود.[۴] همین موضوع سبب رواج پارهای از ضربالمثلهای کنایهآمیز درباره حاجیان در میان مردم بود که به بیعدالتی اجتماعی در توزیع ثروت در جامعه اعتراض میکردند. درونمایه این ضربالمثلها و همانندهای آنها در ادبیات منظوم و منثور، مخالفت با ریاکاری و دل خوش کردن به ظواهر شریعت است؛ ضربالمثلهایی چون: «انگور بدزد شیره کن/ خرجی راه مکه کن»؛ «حاجی را از شکمش باید شناخت»؛ «سه دزد بیصدا دارم الهی/ حاجی و مشهدی و کربلایی»؛ «افزون ز هزار کعبه باشد یک دل»؛ «دل به دست آور که حج اکبر است».[۵] در ادبیات مکتوب حج، آنچه از میراث گذشتگان تا پیش از دوران معاصر برای ما باقی مانده، بیشتر درباره حجگزاری ثروتمندان است. به ویژه در دوران حکومت قاجار، بیشتر سفرنامهها از آنِ اشراف است. از حجگزاری طبقه فرودست ایرانی، گزارشی چندان در دست نیست؛ جز آنچه در داستانهای مربوط به حجگزاری عارفان و صوفیان آمده است. صوفیان معمولاً بر پایهاندیشه توکل، بدون زاد و توشه در راه دشوار حج گام مینهادند و گاه روزهای فراوان گرسنگی را تحمل میکردند.[۶] اما امروزه حجگزاری اختصاصی به ثروتمندان ندارد و بسیاری از مردم طبقه متوسط جامعه نیز به حج میروند. رفتن به مکانهای زیارتی در طول مسیر حج به ویژه تا پیش از دوران معاصر که مسافرتها از راه زمینی انجام میشد، بسیار رواج داشته است. کاروانهای حج در مسیر خود، مزار بزرگان صوفیه و عالمان و صالحان را زیارت میکردند.[۷] ایرانیان شیعه مذهب پایبند بودند که در راه حج، قبور امامان در عراق را زیارت کنند و ثواب حج و زیارت امامان را در یک سفر جمع نمایند.[۸] گروهی از مردم ایران زیارت مشهد امام رضا(ع) در خراسان را نیز پیش یا پس از سفر حج خود به جا میآوردهاند.[۹]
بدرقه و استقبال
از آداب سفر حج در ایران، بدرقه و استقبال حاجیان بوده است که در نقاط گوناگون ایران با آداب و رسوم محلی آمیخته شده و امروزه نیز کم و بیش اجرا میشود. در گذشته، بستگان و آشنایان حاجی تا قسمتی از بیرون شهر یا روستای محل اقامت حاجی یا گاه تا نخستین آبادی یا شهرهای دورتر، او را بدرقه و در آنجا وداع میکردند. در دوران معاصر نیز بدرقهکنندگان تا محل گرد آمدن و حرکت حاجیان مانند اداره درشکه یا گاراژ اتومبیل، او را همراهی میکردند.[۱۰] از آنجا که معمولاً شماری از مردم یک محل یا روستا با هم سفر مینمودند، شمار این بدرقهکنندگان بسیار فراوان بوده است؛ به حدی که روبوسی و خداحافظی با همه افراد گاه موجب خستگی و آزار حاجی میشد.[۱۱] هنگام استقبال از حاجی نیز مردم معمولاً به بیرون از شهر میرفتند. برخی نزدیکان حاجی گاه به شهرهای سر راه وی و حتی شهرهای مرزی ایران سفر میکردند و آنجا منتظر ورود حاجیان میماندند.[۱۲][۱۳] مراسم استقبال از حاجیان برای مردم شهر اهمیت فراوان داشته و با شادی بسیار و جشن همراه بوده است. در گلستان سعدی حکایتی است که نشان میدهد گاه والیان شهر به یُمن ورود حاجیان و سلامت آنان، زندانیان را آزاد میکردهاند. داستانی دیگر در گلستان سعدی، ماجرای فردی را حکایت میکند که برای کسب احترام حاکم خود را حاجی خواند و با حاجیان به شهر وارد شد. این نیز نشانگر احترام بسیار حاجی هنگام بازگشت به زادگاه خود است.[۱۴] افزون بر همشهریهای حاجی، مردم شهرهای سر راه که عبور کاروان حاجیان را میدیدند، شادی میکردند و به آنان خوشآمد میگفتند.[۱۵] امروزه بستگان و نزدیکان حاجی معمولاً تا فرودگاه به بدرقه یا استقبال او میروند. گاه برخی بستگان برای بدرقه حاجی از نقاط دور به فرودگاه محل اعزام وی میروند.[۱۶] دوستان و آشنایان حاجی با نصب پارچهنوشتههایی در پیرامون منزل وی، ورود او را تبریک میگویند. در روز ورود حاجی نیز افزون بر گروهی که به بدرقه او میروند، شماری در منزل منتظر ورودش میمانند و با قربانیکردن و فرستادن صلوات از وی استقبال میکنند. حاجی پس از بازگشت از حج، بستگان و آشنایان را به یک مهمانی دعوت کرده، به آنان ولیمه میدهد. حاجیان ایرانی معمولاً به آوردن سوغاتی از سفر مکه پایبندی دارند. این سوغاتیها شامل هدیههای مذهبی مانند آب زمزم و نیز دیگر سوغاتیهایی است که از بازار مکه و مدینه خریداری میشود و برای یادبود به افراد دور و نزدیک فامیل داده میشود.[۱۷]
ویژگیهای ایرانیان در حج
کهنترین منبعی که درباره آداب و رفتار ایرانیان در حج سخن گفته، سفرنامه ابنجبیر است که از شور و شوق ایرانیان برای زیارت کعبه خبر داده که در سال حضور او بسیار پرشمار بودهاند. با ورود ایرانیان به مکه، دیگر امکان ورود به درون خانه خدا برای ابنجبیر پیش نیامده و ازدحام ایرانیان بهاندازهای بوده که تلفشدن حاجیان زیر دست و پا احتمال فراوان داشته است.
او همچنین از تعویض پوشش چوبین روی سنگ مقام با پوشش آهنین به مناسبت ورود حاجیان ایرانی و از بیم نابود شدن سنگ به دلیل ازدحام ایرانیان برای لمس آن گزارش میدهد. سبقت جستن برای روشن کردن شمع در مکه و مدینه، از آدابی بوده که به احترام مکه و مدینه رواج داشته و به گفته ابنجبیر، ایرانیان در آن سالها، در انجام این کار از دیگران پیشی میگرفتهاند. به گفته او، مسجدالحرام در مدت اقامت ایرانیان شبها کاملاً روشن بود؛ زیرا هر یک از ایرانیان شمع و مشعلی در دست داشت و حتی برخی شمعها به قدری بزرگ بود که آن را روی دوش حمل میکردند.[۱۸] پنج سده پس از ابنجبیر، نویسندهای روسی که در آستانه سده بیستم م (۱۸۹۸م) به حج رفته، حاجیان ایرانی را از نظر ابراز احساسات فراوان هنگام انجام اعمال حج، ممتاز دانسته و به سر و صدای حاجیان ایرانی، گریههای آنان و همچنین رفتار آنان در بوسیدن و لمس کردن در و دیوار مسجدالحرام اشاره کرده است.[۱۹]
پس از دوران صفویه، حضور ایرانیان به دلیل تفاوت مذهب با دیگر مسلمانان، جلوههایی ویژه یافت. سفرنامهنویسان از آداب ویژه ایرانیان در حرمین سخن گفتهاند. مهمترین این آداب، پایبندی ایرانیان به زیارت قبور امامان در بقیع بوده است. مشکلاتی که حاجیان ایرانی در این زمینه داشتند، در بخشهای دیگر این مقاله به میان آمده است. امروزه نیز رفتار ایرانیان در پایبندی و دلبستگی به زیارت بقیع در مدینه، آنان را از دیگر حاجیان متمایز میکند؛ هر چند به دلیل مخالفت پلیس عربستان، ایرانیان امکان بوسیدن مکانها و خواندن زیارت برای قبور یا نماز گزاردن در بقیع را ندارند. برگزاری مراسم دعای کمیل که دو شب جمعه در مدینه در جوار بقیع با حضور زائران ایرانی به صورت رسمی برگزار میشود، از ویژگیهای زیارت آنان در موسم حج است.[۲۰]
از دیگر ویژگیهای حج ایرانیان که در مکه و مدینه، آنان را متمایز میساخت و گاه دردسرهایی برایشان پدیدمیآورد، مراسم عزاداری در محرمالحرام بود. گاه حضور ایرانیان در مکه و مدینه تا پس از ماه ذیحجه و آغاز ماه محرم ادامه داشت و در این هنگام، ایرانیان به برگزاری مراسم عزاداری در خانههای خود و منازل ایرانیان ساکن در حجاز میپرداختند. گزارشهای این گونه مراسم در برخی سفرنامههای ایرانی دوران قاجار بازتاب یافته است.[۲۱] ایرانیان همچنین در موسم حج ارتباطی ویژه با اقلیت شیعیان ساکن در مدینه که نخاوله خوانده میشوند، برقرار میکردند و امروزه نیز این ارتباط برقرار است. ایرانیان از دوران قاجار افزون بر دیدار با نخاوله، در خانه آنان در مدینه ساکن میشدند و از آنجا که این گروه از طبقه فقیر مدینه بودند، ایرانیان به روشهای گوناگون به آنان یاری مالی میرساندند.[۲۲]
پانویس
- ↑ سفرنامه کازاما، ص113.
- ↑ فرهنگ امثال سخن، ج1، ص273، 328.
- ↑ سفرنامه فرهاد میرزا، ص19؛ خاطرات سفر مکه، ص5؛ پنجاه سفرنامه، ج7، ص165؛ سفرنامه میرزا داود میروظایف، ص23.
- ↑ قابوس نامه، ص16.
- ↑ فرهنگ امثال سخن، ج1، ص16، 85، 119، 346، 682.
- ↑ نک: گلستان سعدی، ص58، 124.
- ↑ تاریخ بیهق، ص188-189.
- ↑ تاریخ حجگزاری ایرانیان، ص178، 318.
- ↑ نک: زبور آل داود، ص136-137.
- ↑ خاطرات سفر مکه، ص6.
- ↑ پنجاه سفرنامه، ج8، ص760-761.
- ↑ پنجاه سفرنامه، ج6، ص137؛ ج8، ص822؛ میراث شهاب، ش41-42، ص21-22، «روزنگار استقبال از حجاج.
- ↑ سفرنامه مکه معظمه، ص259.
- ↑ گلستان سعدی، ص42.
- ↑ سفرنامه حاج ایاز خان قشقایی، ص180.
- ↑ با من به خانه خدا بیایید، ص129.
- ↑ ای قوم به حج رفته، ص11، 18-21؛ آداب سفر حج، ص227؛ زمزم، ص108؛ سفرهای زیارتی در فرهنگ مردم، ص176.
- ↑ رحلة ابن جبیر، ص107-108، 128-129، 139، 141.
- ↑ الرحلة السریه، ص124، 297.
- ↑ نک: با کاروان ابراهیم، ص146-147؛ با کاروان عشق، ص297-298؛ حج25، ص63.
- ↑ پنجاه سفرنامه، ج5، ص480؛ نک: تذکرة الطریق، ص123.
- ↑ سفرنامه حاج ایاز خان قشقایی، ص147-148؛ پنجاه سفرنامه، ج4، ص154؛ ج5، ص482؛ سفرنامه میرزا داود میروظایف، ص157.