هاجر: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱۰: | خط ۱۰: | ||
در تورات<ref>کتاب مقدس، ص۱۵ و ص۲۱ و ص۲۲.</ref> و برخی منابع اسلامی آمده دلیل هجرت هاجر و اسماعیل، حسادت یا فخرفروشی ساره، همسر اول ابراهیم، بوده که پس از تولد فرزندش [[اسحاق]] همسرش را به این کار واداشته است.<ref>تاریخ الامم و الملوک، ج۱، ص۱۸۰؛ الکامل فی التـاریخ، ج۱، ص۸۳؛ الکافی، ج۵، ص۵۱۳.</ref> اما محققان گفتهاند تعلیل این هجرت به رذیلهای چون حسادت و انتساب آن به ساره، مسئلهای سؤالبرانگیز است؛ چون چنین تفسیری، هماهنگ با ظواهر و مبانی قرآنی نبوده است.<ref>«نقد شخصیتپردازی ساره در برابر هاجر و مهاجرت به حجاز»، ص۱۲۱.</ref> | در تورات<ref>کتاب مقدس، ص۱۵ و ص۲۱ و ص۲۲.</ref> و برخی منابع اسلامی آمده دلیل هجرت هاجر و اسماعیل، حسادت یا فخرفروشی ساره، همسر اول ابراهیم، بوده که پس از تولد فرزندش [[اسحاق]] همسرش را به این کار واداشته است.<ref>تاریخ الامم و الملوک، ج۱، ص۱۸۰؛ الکامل فی التـاریخ، ج۱، ص۸۳؛ الکافی، ج۵، ص۵۱۳.</ref> اما محققان گفتهاند تعلیل این هجرت به رذیلهای چون حسادت و انتساب آن به ساره، مسئلهای سؤالبرانگیز است؛ چون چنین تفسیری، هماهنگ با ظواهر و مبانی قرآنی نبوده است.<ref>«نقد شخصیتپردازی ساره در برابر هاجر و مهاجرت به حجاز»، ص۱۲۱.</ref> | ||
== پیدایش شهر مکه == | == هاجر و پیدایش شهر مکه == | ||
هجرت حضرت هاجر و اسماعیل به سرزمین بیآب و علف حجاز، که به ایجاد شهر و حرم امن الهی و تجدید بنای خانه کعبه انجامید را از مهمترین نقاط عطف تاریخ دانستهاند.<ref>«نقد شخصیتپردازی ساره در برابر هاجر و مهاجرت به حجاز»، ص۱۲۱.</ref> پس از هجرت هاجر و اسماعیل به مکه، مکه سرزمینی بدون آب بود، که با پیدا شدن چشمه [[زمزم]]، افرادی که اطراف مکه بودند، به سوی آن آمدند. تاریخنگاران مکه برآنند که [[جرهم|قبیله جرهم]] بعد از اطلاع از جوشش چشمه زمزم به [[مکه]] آمدند و در اطراف این چشمه ساکن شدند.<ref>اخبار مکه، ج٢، ص۴۰ و ص۴۱.</ref> مورخان، پیدایش [[زمزم]] و گرد آمدن قبایل پیرامون آن و آبادی و رونق گرفتن مکه را با ساکن شدن هاجر و اسماعیل در کنار کعبه پیوند دادهاند.<ref>الکامل، ج۱، ص۱۰۳ تا ۱۰۵؛ تاریخ ابن خلدون، ج۱، ص۳۵۰.</ref> | هجرت حضرت هاجر و اسماعیل به سرزمین بیآب و علف حجاز، که به ایجاد شهر و حرم امن الهی و تجدید بنای خانه کعبه انجامید را از مهمترین نقاط عطف تاریخ دانستهاند.<ref>«نقد شخصیتپردازی ساره در برابر هاجر و مهاجرت به حجاز»، ص۱۲۱.</ref> پس از هجرت هاجر و اسماعیل به مکه، مکه سرزمینی بدون آب بود، که با پیدا شدن چشمه [[زمزم]]، افرادی که اطراف مکه بودند، به سوی آن آمدند. تاریخنگاران مکه برآنند که [[جرهم|قبیله جرهم]] بعد از اطلاع از جوشش چشمه زمزم به [[مکه]] آمدند و در اطراف این چشمه ساکن شدند.<ref>اخبار مکه، ج٢، ص۴۰ و ص۴۱.</ref> مورخان، پیدایش [[زمزم]] و گرد آمدن قبایل پیرامون آن و آبادی و رونق گرفتن مکه را با ساکن شدن هاجر و اسماعیل در کنار کعبه پیوند دادهاند.<ref>الکامل، ج۱، ص۱۰۳ تا ۱۰۵؛ تاریخ ابن خلدون، ج۱، ص۳۵۰.</ref> | ||
== هاجر و اماکن مکه== | |||
== چاه زمزم == | === چاه زمزم === | ||
{{اصلی|زمزم}} | {{اصلی|زمزم}} | ||
زَمزَم نام مشهورترین چاه آب [[مسجدالحرام]] در [[مکه]] است که در فاصله حدود 21 متری [[حجرالاسود]] قرار دارد. بنابر آیه 37 سوره ابراهیم، پس از آنکه [[حضرت ابراهیم(ع)]]، همسر و فرزندش (هاجر و اسماعیل) را به سرزمین بیآب و علفِ مکه آورد<ref>سوره ابراهیم، آیه۳۷.</ref> و به دستور خداوند، آنها را ترک کرد، تشنگی بر آنها چیره شد و هاجر در پی یافتن آب فاصله بین دو [[صفا و مروه|کوه صفا و مروه]] را هفت بار طی نمود.<ref>تفسیر صافی، ج۳، ص۹۳.</ref> وی در بار هفتم و در حالی که بر کوه مروه بود، نگریست که آب از زیر پای اسماعیل، روان شده است که بعدا به چشمه زمزم مشهور شد.<ref>تفسیر صافی، ج۳، ص۹۳.</ref> | زَمزَم نام مشهورترین چاه آب [[مسجدالحرام]] در [[مکه]] است که در فاصله حدود 21 متری [[حجرالاسود]] قرار دارد. بنابر آیه 37 سوره ابراهیم، پس از آنکه [[حضرت ابراهیم(ع)]]، همسر و فرزندش (هاجر و اسماعیل) را به سرزمین بیآب و علفِ مکه آورد<ref>سوره ابراهیم، آیه۳۷.</ref> و به دستور خداوند، آنها را ترک کرد، تشنگی بر آنها چیره شد و هاجر در پی یافتن آب فاصله بین دو [[صفا و مروه|کوه صفا و مروه]] را هفت بار طی نمود.<ref>تفسیر صافی، ج۳، ص۹۳.</ref> وی در بار هفتم و در حالی که بر کوه مروه بود، نگریست که آب از زیر پای اسماعیل، روان شده است که بعدا به چشمه زمزم مشهور شد.<ref>تفسیر صافی، ج۳، ص۹۳.</ref> | ||
== صفا و مروه == | === صفا و مروه === | ||
{{اصلی|صفا و مروه}} | {{اصلی|صفا و مروه}} | ||
بنابر روایتی نخستین کسی که میان صفا و مروه دوید مادر اسماعیل بود<ref>تاریخ طبری، ج١، ص١٩٣.</ref> و به دنبال هفت مرتبه آمد و شد هاجر بین صفا و مروه، سعی، سنت شد.<ref>قصص الانبیاء، ابن کثیر، ج١، ص۲۲۴.</ref> | بنابر روایتی نخستین کسی که میان صفا و مروه دوید مادر اسماعیل بود<ref>تاریخ طبری، ج١، ص١٩٣.</ref> و به دنبال هفت مرتبه آمد و شد هاجر بین صفا و مروه، سعی، سنت شد.<ref>قصص الانبیاء، ابن کثیر، ج١، ص۲۲۴.</ref> | ||
نسخهٔ ۵ ژوئن ۲۰۲۶، ساعت ۱۱:۴۱
هاجر همسر حضرت ابراهیم(ع) و مادر حضرت اسماعیل(ع) است. حضرت ابراهیم، هاجر و اسماعیل را به مکه، که آن زمان سرزمینی بی آب و علف بود، میبرد و آن دو در آنجا سکونت پیدا میکنند. بنابر روایاتی، هاجر در آنجا به دنبال آب، هفت بار مسیر بین کوه صفا و مروه را میپیماید و سرانجام میبیند که چشمهای، که بعدا به نام زمزم مشهور شد، از زیر پای اسماعیل بیرون زده است. برخی گفتند پیدایش آب زمزم، سبب جمع شدن مردم اطراف مکه به این منطقه شده است که به ایجاد شهر و حرم امن الهی و تجدید بنای خانه کعبه انجامید.
حضرت هاجر در کنار فرزندش اسماعیل، در حجر اسماعیل دفن شده است. زیارتنامهای برای زیارت قبر هاجر و اسماعیل در برخی منابع ذکر شده است.
معرفی
هاجر همسر حضرت ابراهیم(ع) و مادر حضرت اسماعیل(ع) است. گفته شده وی در آغاز کنیز ساره، همسر نخست حضرت ابراهیم(ع)، بود. ساره به سبب نازایی، هاجر را به ابراهیم بخشید و پیشنهاد داد ابراهیم با هاجر ازدواج کند.[۱] حضرت ابراهیم از خداوند فرزندی صالح خواست و خداوند تولد پسری بردبار را به وی بشارت داد.[۲] مفسران قرآن، این فرزند را اسماعیل دانستهاند که مادرش هاجر بود.[۳]
هجرت هاجر و فرزندش اسماعیل به مکه مهمترین فصل زندگی او به شمار میرود. حضرت ابراهیم، هاجر و اسماعیل را از شام به مکه، که آن زمان بیابانی بی آب و علف بود، برد. به گزارش مورخان، هاجر و اسماعیل در مکه سکونت گزیدند[۴] که قرآن کریم آن را گزارش کرده است.[۵] دعاهای ابراهیم برای هاجر و اسماعیل پس از سکونت این دو در مکه در قرآن آمده است.[۶]
در تورات[۷] و برخی منابع اسلامی آمده دلیل هجرت هاجر و اسماعیل، حسادت یا فخرفروشی ساره، همسر اول ابراهیم، بوده که پس از تولد فرزندش اسحاق همسرش را به این کار واداشته است.[۸] اما محققان گفتهاند تعلیل این هجرت به رذیلهای چون حسادت و انتساب آن به ساره، مسئلهای سؤالبرانگیز است؛ چون چنین تفسیری، هماهنگ با ظواهر و مبانی قرآنی نبوده است.[۹]
هاجر و پیدایش شهر مکه
هجرت حضرت هاجر و اسماعیل به سرزمین بیآب و علف حجاز، که به ایجاد شهر و حرم امن الهی و تجدید بنای خانه کعبه انجامید را از مهمترین نقاط عطف تاریخ دانستهاند.[۱۰] پس از هجرت هاجر و اسماعیل به مکه، مکه سرزمینی بدون آب بود، که با پیدا شدن چشمه زمزم، افرادی که اطراف مکه بودند، به سوی آن آمدند. تاریخنگاران مکه برآنند که قبیله جرهم بعد از اطلاع از جوشش چشمه زمزم به مکه آمدند و در اطراف این چشمه ساکن شدند.[۱۱] مورخان، پیدایش زمزم و گرد آمدن قبایل پیرامون آن و آبادی و رونق گرفتن مکه را با ساکن شدن هاجر و اسماعیل در کنار کعبه پیوند دادهاند.[۱۲]
هاجر و اماکن مکه
چاه زمزم
زَمزَم نام مشهورترین چاه آب مسجدالحرام در مکه است که در فاصله حدود 21 متری حجرالاسود قرار دارد. بنابر آیه 37 سوره ابراهیم، پس از آنکه حضرت ابراهیم(ع)، همسر و فرزندش (هاجر و اسماعیل) را به سرزمین بیآب و علفِ مکه آورد[۱۳] و به دستور خداوند، آنها را ترک کرد، تشنگی بر آنها چیره شد و هاجر در پی یافتن آب فاصله بین دو کوه صفا و مروه را هفت بار طی نمود.[۱۴] وی در بار هفتم و در حالی که بر کوه مروه بود، نگریست که آب از زیر پای اسماعیل، روان شده است که بعدا به چشمه زمزم مشهور شد.[۱۵]
صفا و مروه
بنابر روایتی نخستین کسی که میان صفا و مروه دوید مادر اسماعیل بود[۱۶] و به دنبال هفت مرتبه آمد و شد هاجر بین صفا و مروه، سعی، سنت شد.[۱۷]
محل دفن هاجر؛ حجر اسماعیل
بر پایه نظر مشهور، هاجر به همراه فرزندش اسماعیل در حجر اسماعیل، کنار کعبه، زیر ناودان مدفون است.[۱۸] برخی نیز مدفن او را کنار حجرالاسود دانستهاند.[۱۹]
زیارتنامه حضرت اسماعیل و هاجر
زیارتنامه حضرت اسماعیل(ع) و مادرش، هاجر، متنی است که در برخی از منابع راهنمای دعا و زیارت نقل شده است. توصیه شده که زیارتکننده این متن را در هنگام زیارت حجر اسماعیل بخواند و سپس دو رکعت نماز گزارده و ثوابش را به حضرت اسماعیل و هاجر هدیه کند.[۲۰]
پانویس
- ↑ کتاب مقدس، پیدایش، ۱۵ و ۱۶؛ تاریخ یعقوبی، ج۱، ص۲۵؛ قاموس کتاب مقدس، ص۷۳.
- ↑ سوره صافات آیات ۹۷ تا ۱۰۱.
- ↑ تفسیر مجاهد، ص۵۴۳؛ مجمع البیان، ج۸، ص۳۲۲؛ الصافی، ج۴، ص۲۷۶.
- ↑ تاریخ یعقوبی، ج۱، ص۲۵؛ تاریخ طبری، ج۱، ص۲۵۵؛ الکامل، ج۱، ص۱۰۳.
- ↑ سوره ابراهیم: آیه ۳۷.
- ↑ سوره ابراهیم: آیه ۳۷.
- ↑ کتاب مقدس، ص۱۵ و ص۲۱ و ص۲۲.
- ↑ تاریخ الامم و الملوک، ج۱، ص۱۸۰؛ الکامل فی التـاریخ، ج۱، ص۸۳؛ الکافی، ج۵، ص۵۱۳.
- ↑ «نقد شخصیتپردازی ساره در برابر هاجر و مهاجرت به حجاز»، ص۱۲۱.
- ↑ «نقد شخصیتپردازی ساره در برابر هاجر و مهاجرت به حجاز»، ص۱۲۱.
- ↑ اخبار مکه، ج٢، ص۴۰ و ص۴۱.
- ↑ الکامل، ج۱، ص۱۰۳ تا ۱۰۵؛ تاریخ ابن خلدون، ج۱، ص۳۵۰.
- ↑ سوره ابراهیم، آیه۳۷.
- ↑ تفسیر صافی، ج۳، ص۹۳.
- ↑ تفسیر صافی، ج۳، ص۹۳.
- ↑ تاریخ طبری، ج١، ص١٩٣.
- ↑ قصص الانبیاء، ابن کثیر، ج١، ص۲۲۴.
- ↑ السیرة النبویه، ابن هشام، ج۱، ص۵؛ تاریخ یعقوبی، ج۱، ص۲۲۲؛ تاریخ طبری، ج۱، ص۳۱۴.
- ↑ مروج الذهب، ج۱، ص۷۵.
- ↑ مفتاح الجنات فی الادعیه و الاعمال، ص۲۰۳ و ۲۰۴.
منابع
- اخبار مکه فی قدیم الدهر و حدیثه، فاکهی، محمد بن اسحاق، تحقیق عبدالملک بن عبدالله بن دهیش، بیروت، دار خضر، ۱۴۱۴ق.
- تاريخ ابن خلدون، ابن خلدون، عبدالرحمن بن محمد، بيروت، دار احياء التراث العربي، 1391ق.
- تاريخ طبري (تاريخ الامم و الملوك)، طبري، محمد بن جریر، به كوشش محمد ابوالفضل، بيروت، دار احياء التراث العربي.
- تاريخ طبري (تاريخ الامم و الملوك)، طـبری، ابوجعفر محمد بن جریر، قاهره، مطبعة الاستقامه، 1357ش.
- تاريخ اليعقوبي، یعقوبی، احمد بن اسحاق، بيروت، دار صادر، 1415ق.
- التفسیر الصافی، فیض کاشانی، ملا محسن، قم، مؤسسه الهادی، 1416ق/ 1374 ش.
- تفسير مجاهد، قرشی مخزومی، مجاهد بن جبر، به كوشش عبدالرحمن بن محمد، اسلام آباد، مجمع البحوث الاسلاميه، بیتا.
- السيرة النبويه، ابن هشام، عبدالملک بن هشام، به كوشش محمد محيي الدين، مصر، مكتبة محمد علي صبيح، 1383ق.
- الصافی، فیض کاشانی، ملا محسن، بيروت، اعلمي، 1402ق.
- قاموس كتاب مقدس، مستر هاكس، تهران، اساطير، 1377ش.
- قصص الانبیاء، ابنکثیر، اسماعیل بن عمر، بیروت، دار و مکتبة الهلال، ۲۰۰۳م.
- الکافی، کلینی، ابوجعفر محمد بن یعقوب، تهران، دار الکتب الاسلامیه، 1407ق.
- الكامل في التاريخ، ابن اثیر، علی بن محمد، بيروت، دار صادر، 1385ق.
- كتاب مقدس، ترجمه: فاضل خان همداني، ويليام گلن و هنري مرتن، تهران، اساطير، 1380ش.
- مجمع البيان، طبرسی، فضل بن حسن، به كوشش گروهي از علما، بيروت، اعلمي، 1415ق.
- مروج الذهب، مسعودی، علی بن حسین، به كوشش اسعد داغر، قم، دار الهجره، 1409ق.
- مفتاح الجنات في الأدعیة و الأعمال و الصلوات و الزیارات، محسن امین، بیروت، مؤسسة الأعلمي للمطبوعات، 2000م.
- «نقد شخصیتپردازی ساره در برابر هاجر و مهاجرت به حجاز»، رستگار، مریم؛ پیرهادی، علی؛ نقیپورفر، ولی اله، آموزههای قرآنی، شماره ۳۶، پاییز و زمستان 1401ش.