پرش به محتوا

اصحاب صفه: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی حج
بدون خلاصۀ ویرایش
Kamran (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱: خط ۱:
'''اصحاب صفه'''، [[مهاجران (صدر اسلام)|مهاجران]] مجردی و عموما فقیری بودند، که پس از ساخت [[مسجدالنبی]]، در قسمت انتهایی آن مستقر شدند؛ مکانی که شامل یک سکو و سایبان می‌شد.
اصحاب صفه، [[مهاجران (صدر اسلام)|مهاجران]] مجرد و غالباً فقیری بودند که پس از هجرت به مدینه و ساخت [[مسجدالنبی]]، در قسمت انتهایی آن که دارای سکو و سایبان بود، مستقر شدند. این افراد با وجود فقر و تنگدستی، در عرصه علمی و نظامی دوران نبوی نقش مهمی ایفا کردند و بعدها از سوی مشایخ تصوف به عنوان الگویی برای زهد و دنیاگریزی معرفی شدند.


این گروه از مهاجران که پس از مهاجرت خانه و کاشانه خود را رها کرده بودند و جایی برای اقامت نداشتند ابتدا در قبا سکونت داشتند؛ اما با ساخت مسجدالنبی به قسمتی از انتهای مسجد که سکویی بود که صفه نامیده می‌شد و سایبانی بر روی آن بود، نقل مکان کردند. اهل صفه در این مکان به تعلیم دینی انصار اشتغال یافتند. حضور مفسرانی مشهور مانند [[ابوسعید خدری انصاری]]، [[ابن مسعود]] و [[عبدالله بن عمرو]] در میان آنان، نشان‌دهنده نقش علمی و قرآنی این گروه است. جوانان انصاری در مسجد و به‌ویژه سایبان آن قرآن را حفظ می‌کردند و به قاریان مشهور تبدیل می‌شدند.
====تاریخچه و شکل‌گیری اصحاب صفه====


گزارش‌هایی از فقر و تنگدستی اهل صفه در منابع آمده است. به‌طوری که گفته شده غذای اهل صفه بيشتر از خرما بود و كمتر نان يا گوشت نصيبشان می‌شد. حتی گاهی مدت‌های طولانی از بی غذایی به اجبار سنگ بر شكم می‌بستند يا روزه می‌گرفتند. صفه‌نشینان در جهاد نیز حضوری فعال داشتند. در واقعه [[بئر معونه]] (سال چهارم قمری) ۷۰ تن به شهادت رسیدند که برخی از آنان از اصحاب صفه بودند. با شهادت این گروه، آیه ۱۶۹ آل‌عمران درباره زنده بودن شهدا نازل شد.
صفه به معنای سایبان، مکانی در ضلع شرقی مسجد پیامبر بود که به عنوان اقامتگاه مهاجران بی‌سرپناه شناخته می‌شد.<ref>الطبقات، ج۱، ص۱۹۶، ۲۳۲.</ref> با تغییر قبله در سال دوم، این مکان در قسمت انتهایی مسجد قرار گرفت.<ref>الطبقات، ج۱، ص۱۹۶؛ اسد الغابه، ج۵، ص۷۷.</ref> سکونت در صفه اختصاص به مهاجران نداشت و گزارش‌هایی از حضور اسیران [[نبرد بدر]] یا مهمانان پیامبر نیز وجود دارد.<ref>المستدرک، ج۳، ص۲۰؛ الام، ج۱، ص۷۱.</ref>


در سده‌های چهارم و پنجم قمری، مشایخ تصوف تصویر دیگری از صفه ارائه کردند. [[سهروردی]] حضور یاران پیامبر در مسجد را به حضور صوفیان در خانقاه‌ها تشبیه کرده است. مؤلفان صوفی‌منش وجوه اشتراک بسیاری میان [[صوفیان]] و اصحاب صفه برشمرده‌اند؛ از جمله خشیت، علم، اخلاص، صداقت، آسودگی باطن، درویشی و تهیدستی. برخی نیز ترک وطن، ترک دنیا، سیاحت، بسنده کردن به خوراک و پوشاک اندک و ترک مالکیت را برجسته‌ترین وجوه همانندی دانسته‌اند. آنان اصحاب صفه را از شماری دیگر از یاران پیامبر والاتر می‌شمرند و رفتار محبت‌آمیز پیامبر با آنان را نشان اهمیت ایشان می‌دانند. درباره وجه نام‌گذاری «صوفیان» و «[[تصوف]]»، برخی این واژه را برگرفته از صفه مسجد پیامبر دانسته‌اند، هرچند از لحاظ واژگانی با اشکالاتی روبه‌رو است و خود صوفیان نیز بدان اشاره کرده‌اند.
====صفه‌نشینان اولیه====


==تاریخچه و شکل‌گیری اصحاب صفه==
نخستین ساکنان صفه، مهاجران مکی نظیر [[بلال بن رباح|بلال]]، [[ابن مسعود]]، [[مقداد]] و [[عمار بن یاسر|عمار]] بودند.<ref>المستدرک، ج۳، ص۱۹-۲۰.</ref> بعدها کسانی چون ابوذر و [[سلمان فارسی|سلمان]] نیز به این جمع پیوستند.<ref>الطبقات، ج۴، ص۱۶۸؛ الطبقات، ج۴، ص۶۰.</ref> پس از فتح مکه و لغو اصل هجرت، قبایل صحرانشین و انصاریانی همچون [[جابر بن عبدالله انصاری]] نیز در میان آنان دیده می‌شدند.<ref>طبقات، ج۴، ص۲۲۳؛ حلیة الاولیاء، ج۱، ص۴۲۵.</ref>
صفه را همانند سقيفه يا سايبان دانسته‌اند<ref>لسان العرب، ج۹، ص۱۹۵؛ مجمع البحرين، ج۲، ص۶۱۷، «صفو»؛ تاج العروس، ج۱۲، ص۳۲۵، «صفف».</ref>. از ساكنان صفه نيز به اصحاب صفّه، اهل ‌الصفّه يا اصحاب المَظَلّه (سايبان‌نشينان) ياد كرده‌اند.<ref>الطبقات، ج۱، ص۱۹۶، ۲۳۲.</ref> برخی پژوهشگران به پيروي از بعضی لغت‌شناسان متأخر، صفه را سكّو دانسته‌اند.<ref>.Encyclopedia of Islam, Ahl Al-Suffa.</ref>


در ضلع شرقی حرم نبوی كه مكان نخست مسجد پيامبر بوده و روبه‌روی ديوار [[خانه فاطمه(س)|منزل حضرت فاطمه(س)]]، امروزه قسمتی را به صورت سكّويی بلندتر ساخته و آن را صفه نام نهاده‌اند که درواقع همان محل [[دکه الاغوات|دکة الآغوات]] است.<ref>اصحاب صفه، دانشنامه حج و حرمین شریفین</ref>
====فقر و تهی‌دستی صفه نشینان====


در پی [[هجرت|هجرت پيامبر ‌(ص)]] و مسلمانان به [[مدینه|يثرب]] و پيش از ساخته شدن [[مسجد النبی|مسجد نبوی]]، مهاجران بی‌همسر در خانه‌های [[انصار]] در [[قبا]] اقامت داشتند كه با اقامتگاه پيامبر(ص) در خانه ابوايوب انصاري فاصله بسيار داشت. اين مهاجران پس از ساخته شدن مسجد نبوی، مقيم مسجد شدند. مناسب‌تر آن بود كه آنان انتهای مسجد را براي قرار دادن وسايل و استراحت خود انتخاب كنند، به ويژه كه سايبانی نيز در آن قسمت قرار داشت. از هنگام دقيق ساخت اين سايبان، آگاهی در دست نيست. شايد در آغاز تأسيس مسجد و براي حفظ نماز‌گزاران از آفتاب سوزان مدينه، اين سايبان ساخته شده و با [[تغییر قبله|تغيير قبله]] در سال دوم، در قسمت انتهایی و پشت به [[قبله]] مسجد قرار گرفته باشد.<ref>الطبقات، ج۱، ص۱۹۶؛ اسد الغابه، ج۵، ص۷۷؛ وفاء ‌الوفاء، ج۲، ص۴۸.</ref> برخی مساحت صفه را ۹۶ متر مربع تعيين كرده‌اند.<ref>آثار اسلامي مكه و مدينه، ص۲۳۴.</ref>بر اين اساس، ساكنان صفه همان ساكنان مسجد نبوی بودند كه روزها به اين سايبان پناه می‌بردند؛ ولی در شب می‌توانستند هر جای مسجد بخوابند.<ref>المصنف، صنعاني، ج۱، ص۴۲۱، ۴۲۳؛ قرب الاسناد، ص۱۴۸.</ref> از اين رو، شماری از فقيهان [[اهل سنت]] خوابيدن در مسجد را برای غير بوميان جايز شمرده‌اند. <ref>المجموع، ج۲، ص۱۷۳.</ref>گزارش‌هایی در دست است كه نشان می‌دهد سكونت در مسجد و سايبان آن به [[مهاجران]] اختصاص نداشت.<ref>المستدرك، ج۳، ص۲۰.</ref> همچنين از حضور مشركان [[قریش|قريشی]] به اسارت درآمده در [[غزوه بدر|نبرد بدر]]<ref>الام، ج۱، ص۷۱؛ معرفة السنن و الآثار، ج۲، ص۲۵۷.</ref>و مهمانان پيامبر در صفه نيز گزارشی در دست است.<ref>بهجة النفوس، ص۲۲۲.</ref>
تاریخ‌نگاران وضعیت معیشتی این گروه را بسیار أسف‌بار توصیف کرده‌اند؛ به طوری که غذای غالب آنان خرما بود و گاه برای سیر کردن خود سنگ بر شکم می‌بستند.<ref>جامع البیان، ج۲۸، ص۵۲؛ مسند احمد، ج۴، ص۵۴۰.</ref> پوشاک آنان نیز بسیار محدود بود.<ref>صحیح البخاری، ج۱، ص۱۳۰.</ref>


==صفه‌نشینان اولیه==
====راه‌های تأمین معاش====
فرودستان [[مهاجران (صدر اسلام)|مهاجر]] از مكه همچون [[بلال بن رباح|بلال]]، [[خباب|خبّاب]]، [[صهیب|صُهَيب]]، [[ابن مسعود]]، [[مقداد]] و [[عمار بن یاسر|عمار]] جزء نخستين ساكنان صفّه بوده‌اند.<ref>المستدرك، ج۳، ص۱۹-۲۰.</ref> ابوذر نيز پس از [[هجرت]] به [[مدینه|مدينه]] به سال سوم يا پنجم ق.<ref>الطبقات، ج۴، ص۱۶۸؛ الاستيعاب، ج۱، ص۳۲۱.</ref> و [[سلمان فارسی|سلمان]] <ref>الطبقات، ج۴، ص۶۰، ۶۳؛ المستدرك، ج۳، ص۱۹-۲۰.</ref>پيش از [[نبرد خندق]] و به سال پنجم ق. به اين جمع پيوستند.<ref>لطبقات، ج۱، ص۱۹۶.</ref>
بر پايه روايتي، منظور از صالحان در آيه‌۶۹ نساء/۴ كه در كنار پيامبران، صديقين و شهدا جزء نعمت‌يافتگان دانسته شده‌اند، جمعي از اصحاب صفّه از جمله سلمان، ابوذر، صهيب، بلال، خباب و عمّار هستند.<ref> شواهد التنزيل، ج۱، ص۱۹۷.</ref>


ساكنان بعدی صفه، نومسلمانان قبايل صحرانشين بودند كه بر اثر تهديدهاي موجود، دارايی و خانه‌های خود را رها كرده بودند تا در سايه امنيت مدينه، كنار ديگر مسلمانان، همنشين پيامبر گرامی (ص) باشند. اعضایی از [[بنو‌غفار]]،<ref>اسد الغابه، ج۳، ص۹۷-‌۹۸.</ref> [[بنوسليم]]،<ref>المستدرك، ج۱، ص۱۷۵.</ref> [[جُهينه]]<ref>المستدرك، ج۱، ص۱۷۵.</ref>، [[اسلم]] <ref>الطبقات، ج۴، ص۲۲۳.</ref>و ديگر قبايل منطقه، در ميان ساكنان صفّه حضور داشتند.
برای بهبود معیشت آنان، پیامبر(ص) و صحابیانی چون [[امام علی(ع)]] و [[فاطمه(س)]] به کمک‌های مالی مبادرت می‌ورزیدند.<ref>مسند احمد، ج۷، ص۵۳۷؛ مکارم الاخلاق، ص۹۴.</ref> همچنین آیات صدقه و انفاق (مانند بقره، ۲۷۳) در همین راستا نازل شد.<ref>جامع البیان، ج۳، ص۱۳۱-۱۳۷.</ref> علاوه بر صدقات، بخشی از غنائم جنگی (مانند اموال [[بنی نضیر]]) نیز طبق آیات سوره حشر برای فقیران مهاجر هزینه می‌شد.<ref>جامع البیان، ج۲۸، ص۴۶، ۵۴.</ref>


پيوستن [[ابوهريره]]، [[واثلة بن اسقع]] و شماری ديگر از صفّه‌نشينان مورد توجه [[اهل سنت]] به صفّه، مربوط به هنگامی است كه [[مكه]] [[فتح مکه|فتح]] شده و پيامبر اصل مهاجرت را لغو كرده بود. برخي به اشتباه، عمده ساكنان صفّه را مهاجران [[قريش|قريشی]] دانسته‌اند.<ref>الكشاف، ج۱، ص۳۱۸؛ مبهمات القرآن، ج۱، ص۲۶۸.</ref> شماری از [[انصار|انصاريان]] را نيز ساكن صفه شمرده‌اند كه از مشهور‌ترين افراد آن‌ها مي‌توان به [[جابر بن عبدالله انصاری]] و [[ابوسعيد خُدری]] اشاره كرد.<ref>حلية الاولياء، ج۱، ص۴۲۵.</ref>
====آموزش تعالیم دینی توسط صفه نشینان====


==فقر و تهی‌دستی صفه نشینان==
حضور دائمی این گروه در مسجد، فرصتی برای آموزش فرهنگ اسلامی فراهم کرد. پیامبر(ص) بسیاری از آنان را با قرآن آشنا می‌کرد و جوانان انصاری و مهاجر در سایبان مسجد به حفظ آیات مشغول بودند.<ref>تاریخ المدینه، ج۲، ص۴۸۷؛ المغازی، ج۱، ص۳۴۷.</ref> حضور مفسرانی چون [[ابن مسعود]] و [[ابوسعید خدری]] نشان از نقش علمی آنان دارد.<ref>حلية الاولياء، ج۱، ص۴۲۵.</ref>
تاريخ‌‌نگاران و راويان در وصف «اهل صفّه» همواره فقر و وضع أسف‌بار معيشتی آن‌ها را ‌گزارش كرده و آنان را تهيدستان جامعه نبوی تصوير كرده‌اند.<ref> فتح الباري، ج۱۱، ص۲۴۴.</ref>
غذای اهل صفه بيشتر از خرما بود و كمتر نان يا گوشت نصيبشان مي‌شد.<ref>المستدرك، ج۳، ص۱۶؛ تهذيب الكمال، ج۷، ص۳۹۰-‌۳۹۱.</ref> آنان گاه در هر وعده دو خرما بيشتر نمی‌خوردند. حتی گاهی مدت‌های طولانی از بی غذایی به اجبار سنگ بر شكم می‌بستند يا روزه می‌گرفتند.<ref>جامع البيان، ج۲۸، ص۵۲.</ref>اگر خرمای كافی در اختيارشان بود، به هر دو تن روزانه يك مُدّ خرما می‌رسيد.<ref> مسند احمد، ج۴، ص۵۴۰‌؛ اسد الغابه، ج۳، ص۸۹‌.</ref> در غير اين ‌صورت، ناچار بودند با چند خرما روز خود را سپری كنند.<ref>مسند ابن راهويه، ج۱، ص۲۰۱؛ تاريخ دمشق، ج۶۷، ص۳۱۹-‌۳۲۰.</ref> بر پايه گزارشی از [[عبدالله بن عمر]]، اهل صفه تا [[خیبر|فتح خيبر]] به سال هفتم ق. معمولاً سير نمی‌شدند.<ref>صحيح البخاري، ج۵‌، ص۸۳‌؛ فتح الباري، ج۹، ص۴۳۵.</ref>


درباره پوشاك ساكنان صفه نيز گزارش‌هایی همانند در دست است. نبود لباس موجب مي‌شد گرد ‌و‌غبار بر تنشان بنشيند و عرق را بر اندامشان خشك كند و نيازشان به شست‌وشو را بيفزايد.<ref> تاريخ دمشق، ج۶۲، ص۳۵۹؛ سير اعلام النبلاء، ج۳،
====جهاد صفه نشینان====
ص۳۸۵.</ref>  بر پايه گزارشی، گاه ۷۰ تن از اصحاب صفّه لباسی كمتر از حد معمول داشتند، به‌گونه‌اي كه در نماز همواره نگران پوشاندن عورت خويش بودند.<ref>صحيح البخاري، ج۱، ص۱۳۰.</ref> بر پايه گزارشی ديگر، ۳۰ تن از ساكنان صفّه با بالا تنه عريان پشت سر [[حضرت محمد (ص)|پيامبر(ص)]] نماز می‌گزاردند.<ref>الطبقات، ج۱، ص۱۹۶؛ عيون الاثر، ج۲، ص۴۰۳.</ref>


برای بهبود وضع معيشت صفّه‌نشينان راهكارهای گوناگون دنبال شد. گاه به آن‌ها پارچه هديه می‌دادند.<ref> مسند احمد، ج۴، ص۵۴۰؛ بحار الانوار، ج۴۳، ص۸۴.</ref> هرگاه غذايي به پيامبر می‌رسيد، آن را ميان اهل صفه پخش مي‌كرد و اگر هديه بود، پيامبر(ص) خود نيز از آن می‌خورد.<ref>الطبقات، ج۱، ص۲۹۶.</ref>
آنان در نبردهای متعددی از جمله [[بئر معونه]] حضور داشتند که ۷۰ تن از آنان به شهادت رسیدند و آیه ۱۶۹ آل عمران درباره آنان نازل شد.<ref>تفسیر مقاتل، ج۱، ص۱۹۰؛ مجمع البیان، ج۲، ص۸۸۰.</ref> همچنین در غزواتی مانند [[ذات الرقاع]] و [[غزوه تبوک]]، با وجود تنگدستی و نبود امکانات، حضوری فعال داشتند.<ref>المناقب، ابن شهر آشوب، ج۱، ص۱۷۰؛ اسد الغابه، ج۵، ص۳۹۹.</ref>
پيامبر ساكنان صفّه و عموم تهيدستان را از گدایی بازمي‌داشت. در آيه ۲۷۳ بقره/۲ كه در همين زمينه نازل گشته، از مؤمنان خواسته شده در كمك كردن كوتاهی نكنند و گمان مبرند كسی كه درخواست نمی‌كند، نيازمند نيست.<ref>جامع البيان، ج۳، ص۱۳۱-۱۳۷؛ مجمع البيان، ج۲، ص۶۶۶-۶۶۷.</ref>


پس از تولد [[حسنين]]، پيامبر به وزن تقريبی موهای آن دو، نقره [[صدقه]] داد تا براي اصحاب صفّه هزينه شود.<ref> مسند احمد، ج۷، ص۵۳۷؛ المناقب، كوفي، ج۲، ص۲۷۲؛ السنن الكبري، ج۱۴، ص۲۶۳.</ref> گاه [[فاطمه(س)]] سهم همسرش از غنيمت‌های نبرد را به آن‌ها صدقه می‌داد.<ref>مكارم الاخلاق، ص۹۴؛ مستدرك الوسائل، ج۶، ص۵۱۲.</ref> [[امام علی(ع)|امير مؤمنان(ع)]] نيز پنهانی به آنان ياری می‌رساند.<ref> المناقب، كوفي، ج۲، ص۸۳؛ شواهد التنزيل، ج۱، ص۱۴۸؛</ref>
====اهل صفه و تصوف====
با توجه به فقر اهل صفه، برخی صفّه را «خانه صدقه‌گيران» دانسته‌اند.<ref> تاريخ دمشق، ج۶۷، ص۳۲۰.</ref> در نتيجه، همه آيات مدنی را كه در آن‌ها به صدقه، مساكين، فقيران و انفاق اشاره شده، به ساكنان صفّه مربوط دانسته‌اند. البته نگارندگان شأن نزول، بر اثر كمبود آگاهی، گزارش‌های چندان ذيل آن آيات ارائه نكرده‌اند. از اندك شأن نزول‌های ‌گزارش شده در اين زمينه كه اشاره‌ای روشن به اصحاب صفّه دارد، روايت‌هایی است كه ذيل آيات ۲۷۱ و ۲۷۳ بقره/۲ آمده‌اند. در اين آيات، صدقه‌ به تهيدستان مهاجر اختصاص يافته كه به سبب ايمانشان در موطن خود ايمن نبودند و به مدينه مهاجرت كردند و نمی‌توانستند كار كنند.<ref>الكشاف، ج۱، ص۳۱۸؛ غررالتبيان، ص۲۲۲.</ref>


يكي ديگر از منابع تأمين هزينه‌های اهل صفه، به ويژه در پنج سال دوم حكومت پيامبر(ص) در مدينه، غنيمت‌های به دست آمده در نبرد‌ها و درآمدهای حاصل از اموال خالص پيامبر (ص) مانند اموال [[بنی نضير]] بود. بر پايه آيات سوره حشر، خداوند جنگجويان را بر اثر نقش اندكشان در نبرد بنی نضير، از غنيمت‌ محروم كرد و همه اموال به دست آمده را به‌ صورت خالص در اختيار پيامبر نهاد تا از آن برای خويشاوندان، ايتام، بيچارگان و در راه ماندگان هزينه كند؛ فقيران مهاجری كه از كاشانه و دارایی خود دور مانده بودند.<ref>جامع البيان، ج۲۸، ص۴۶، ۵۴.</ref>
در سده‌های چهارم و پنجم ق، مشایخ تصوف تصویری قدسی از اهل صفه ارائه کردند؛ [[سهروردی]] حضور آنان را به صوفیان در [[خانقاه‌|خانقاه‌ها]] تشبیه کرد.<ref>عوارف المعارف، ص۵۶-۵۷.</ref> مؤلفان صوفی، مفاهیمی چون فقر، اخلاص و دنیاگریزی را ویژگی‌های مشترک آنان با صوفیان دانسته و جایگاهی والاتر برایشان قائل شدند.<ref>کشف المحجوب، ص۲۵؛ کشف الاسرار، ج۳، ص۳۶۹.</ref> برخی حتی واژه [[تصوف]] را منتسب به «صفه» دانسته‌اند که از نظر لغوی با تردیدهایی مواجه است.<ref>عوارف المعارف، ص۸۴.</ref>
 
==آموزش تعالیم دینی توسط صفه نشینان==
از آن‌جا ‌كه بسياری از پيروان پيامبر گرفتار كارهای روزمره خود بودند<ref>حلية الاولياء، ج۱، ص۳۷۷.</ref>، حضور [[مهاجران (صدر اسلام)|مهاجران]] مجرد در مسجد فرصتی در اختيار پيامبر نهاد تا برای گسترش فرهنگ و آموزه‌های اسلامی از آن‌ها بهره برد.<ref>فتح الباري، ج۶، ص۴۳۰</ref> پيامبر هر نومسلمان مهاجر به مدينه را به يكی از انصار می‌سپرد تا او را با دين و قرآن آشنا كند.<ref> تاريخ المدينه، ج۲، ص۴۸۷.</ref>
در گزارشی آمده كه [[عباده بن صامت|عبادة بن صامت]] به آن‌ها خواندن و نوشتن آموخت.<ref>مسند احمد، ج۶، ص۴۳۰؛ المصنف، ابن ابي شيبه، ج۵، ص۹۸؛ المستدرك، ج۲، ص۴۸.</ref> گزارش‌هایی نیز درباره ‌نگارش سخنان پيامبر آمده است.<ref>الحد الفاصل، ص۳۷۸؛ الكامل، ج۱، ص۲۲.</ref> بسياری از جوانان [[انصار|انصاری]] شيفته پيامبر(ص) همواره در مسجد كنار ايشان بودند. هفتاد تن از انصار چنان [[قرآن]] آموخته بودند كه لقب قاری داشتند<ref> المغازي، ج۱، ص۳۴۷؛ الطبقات، ج۳، ص۳۹۰.</ref> و حضور مفسران مشهور ميان اصحاب صفه همچون [[ابوسعيد خدری انصاری]]، [[ابن مسعود]] و [[عبدالله عمرو]] پيامد اين برنامه بود. شكل‌گيری مجموعه جوانان انصاری آشنا با قرآن نشان می‌دهد كه اينان در مسجد و بيشتر در سايبان آن، قرآن حفظ كردند و به قاری مشهور شدند.<ref>تاريخ المدينه، ج۲، ص۴۸۷.</ref>
 
==جهاد صفه نشینان==
مشهور است كه در رويداد [[بئر معونه]] به سال چهارم ق. ۷۰ تن به ‌شهادت رسيدند كه برخي از آنان در زمره اصحاب صفّه بودند.<ref>تفسير مقاتل، ج۱، ص۱۹۰؛ البدء و التاريخ، ج۴، ص۲۱۱؛ مجمع البيان، ج۲، ص۸۸۰.</ref> با شهادت اين گروه، آيه ۱۶۹ آل عمران/۳ نازل شد: {و‌لا تَحسَبَنَّ الَّذينَ قُتِلوا في سَبيلِ اللهِ اَمواتاً بَل اَحياءٌ عِندَ رَبِّهِم يُرزَقون}<ref>جامع البيان، ج۴، ص۲۳۱؛ مجمع البيان، ج۲، ص۸۸۰-۸۸۱.</ref> بسياري از صفّه‌نشينان، خواهان حضور در سريّه [[ذات السلاسل]] بودند و بر اساس قرعه، ۸۰ تن از ايشان در اين نبرد شركت كردند.<ref> نهج الحق، ص۱۹۳؛ تأويل الآيات الظاهره، ج۲، ص۸۴۰.</ref> در گزارشی از حضور آن‌ها در غزوه [[ذات الرقاع]] سخن به ميان آمده كه شش تن از آن‌ها كه پای‌افزار نداشتند، پاهای برهنه خود را با پارچه بسته بودند.<ref> المناقب، ابن شهر آشوب، ج۱، ص۱۷۰.</ref> در [[غزوه تبوک|غزوه تبوك]] به سال نهم ق. كه پيامبر(ص) با كمك و انفاق مسلمانان توانست سپاه خود را آماده كند، بسياري از اهل صفه، از ديگران توشه و تجهيزات گرفتند و با سپاه همراه شدند.<ref>اسد الغابه، ج۵، ص۳۹۹.</ref> اما برخی كه حمايت‌گری نيافتند و فقرشان مانع حضورشان در جهاد ‌شد، غم‌زده گريستند.<ref>السيرة النبويه، ج۲، ص۵۱۸؛ المستدرك، ج۳، ص۱۸.</ref>
 
==اهل صفه و تصوف==
در سده‌هاي چهارم و پنجم ق. تصوير ديگری از صفّه از سوي مشايخ تصوف ارائه شده است. از ديدگاه مونتگمری وات، اين تصوير از اوايل سده سوم ق. رواج يافته و درگزارش‌های پيش از آن پيشينه ندارد.<ref>.Encyclopedia of Islam, Ahl Al-Suffa.</ref> بر پايه اين تصوير، اهل صفه ۴۰۰‌ تن بودند كه در صفّه مسجد پيامبر سكونت داشتند و براي عبادت، جهاد و آموزش فراغت يافته بودند. آن تهيدستان خوش قلب از دنيا و كسب و كار دست شسته بودند.<ref>كشف المحجوب، ص۲۵.</ref> [[سهروردی]] همايش ياران پيامبر را در مسجد به حضور [[صوفی|صوفيان]] در [[خانقاه‌|خانقاه‌ها]] برای ذكر و عبادت و تعلم تشبيه كرده است.<ref> عوارف المعارف، ص۵۶-۵۷.</ref> مؤلفان صوفی‌منش در تشابه صوفيان و اصحاب صفّه فراوان سخن گفته‌اند. [[ميبدی]] خشيت، علم، اخلاص، صداقت، شوريده حالي، آسودگي باطن، و سازگاری با درويشی و تهيدستی را از عناصر مشترك اين دو گروه شمرده است.<ref> كشف الاسرار، ج۳، ص۳۶۹.</ref> برخی نيز ترك وطن، ترك دنيا و سياحت، بسنده كردن به خوراك و پوشاك اندك و ترك مالكيت را برجسته‌ترين وجوه همانندی اين دو گروه دانسته‌اند.<ref>شرح التعرف، ج۳، ص۱۱۰۳‌-۱۱۰۵.</ref> از اين رو، آنان اصحاب صفّه را از شماری ديگر از ياران پيامبر والاتر مي‌شمرند. آنان رفتار محبت‌آميز پيامبر با اصحاب صفّه را نشان اهميت ايشان می‌دانند<ref> اللمع، ص۱۸۳.</ref>و در تأييد اين مدعا، آيه {ولا‌تَطرُدِ الَّذينَ يَدعونَ رَبَّهُم} را عتابی می‌دانند كه خداوند برای نشان دادن اهميت آنان، بر پيامبر روا داشت.<ref>كشف المحجوب، ص۱۰۵.</ref>
درباره وجه نام‌گذاری «[[صوفيان]]» و «[[تصوف]]» برخي اين واژه را برگرفته از صفّه [[مسجد النبی|مسجد پيامبر]] دانسته‌اند كه از لحاظ واژگانی با اشكالاتی روبه‌رو است و خود صوفيان نيز بدان اشاره كرده‌اند.<ref>عوارف المعارف، ص۵۶-۵۷، ۸۴</ref>  


==پانویس==
==پانویس==
خط ۶۰: خط ۴۱:




*'''آثار اسلامي مكه و مدينه''' ، رسول جعفريان، قم، مشعر، ۱۳۸۶ش
* اسد الغابه، ابن اثير (م,۶۳۰ق.)، به كوشش علي محمد، بيروت، دار الكتب العلميه، ۱۴۱۵ق؛
 
*  
*'''الاستيعاب'''، ابن عبدالبر (م,۴۶۳ق.)، به كوشش علي محمد و ديگران، بيروت، دار الكتب العلميه، ۱۴۱۵ق
* الام، الشافعي (م ۲۰۴ق.)، به كوشش محمد زهري، بيروت، دار المعرفه؛
 
*  
*'''اسد الغابه'''، ابن اثير (م,۶۳۰ق.)، به كوشش علي محمد، بيروت، دار الكتب العلميه، ۱۴۱۵ق؛  
* تاريخ المدينة المنوره، ابن شبّه (م,۲۶۲ق.)، به كوشش شلتوت، قم، دار الفكر، ۱۴۱۰ق؛
 
*  
*'''الاعلام'''، الزركلي (م,۱۳۹۶ق.)، بيروت، دار العلم للملايين، ۱۹۹۷م؛
* جامع البيان، الطبري (م,۳۱۰ق.)، به كوشش صدقي جميل، بيروت، دار الفكر، ۱۴۱۵ق؛
 
*
*'''الام'''، الشافعي (م ۲۰۴ق.)، به كوشش محمد زهري، بيروت، دار المعرفه؛
* حلية الاولياء، ابونعيم الاصفهاني (م,۴۳۰ق.)، بيروت، دار الكتاب العربي، ۱۴۰۵ق؛
 
*  
*'''الامالي'''،الطوسي (م,۴۶۰ق.)، قم، دار الثقافه، ۱۴۱۴ق؛
* صحيح البخاري، البخاري (م,۲۵۶ق.)، به كوشش بن باز، بيروت، دار الفكر، ۱۴۱۸ق؛
 
*
*'''الامالي'''، الصدوق (م,۳۸۱ق.)، قم، البعثه، ۱۴۱۷ق؛
* الطبقات الكبري، ابن سعد (م,۲۳۰ق.)، به كوشش محمد عبدالقادر، بيروت، دار الكتب العلميه، ۱۴۱۸ق؛
 
*
*'''بحار الانوار'''، المجلسي (م,۱۱۱۰ق.)، بيروت، دار احياء التراث العربي، ۱۴۰۳ق؛
* عوارف المعارف، عبدالقاهر السهروردي (م,۶۳۲ق.)، به كوشش سمير شمس، دار صادر، ۱۴۳۱ق؛
 
*  
*'''البدء و التاريخ''' ، المطهر المقدسي (م,۳۵۵ق.)، بيروت، دار صادر، ۱۹۰۳م؛ البداية و النهايه: ابن كثير (م,۷۷۴ق.)،
* كشف الاسرار، ميبدي (م,۵۲۰ق.)، به كوشش حكمت، تهران، امير كبير، ۱۳۶۱ش؛
 
*  
*'''بهجة النفوس و الاسرار'''، عبدالله بن عبدالملك البكري، به كوشش محمد شوقي، رياض، مكتبة الملك فهد، ۱۴۲۵ق؛
* كشف المحجوب، علي الجلائي الهجويري (م,۴۸۱ـ۵۰۰ق.)، به كوشش تسبيحي، لاهور، مركز تحقيقات فارسي ايران در پاكستان، ۱۴۱۶ق؛
 
*  
*'''تاج العروس'''، الزبيدي (م,۱۲۰۵ق.)، به كوشش علي شيري، بيروت، دار الفكر، ۱۴۱۴ق؛
* مجمع البيان، الطبرسي (م,۵۴۸ق.)، بيروت، دار المعرفه، ۱۴۰۶ق؛
 
*  
*'''تاريخ المدينة المنوره'''، ابن شبّه (م,۲۶۲ق.)، به كوشش شلتوت، قم، دار الفكر، ۱۴۱۰ق؛ تاريخ بغداد: الخطيب البغدادي (م,۴۶۳ق.)،
* المستدرك علي الصحيحين، الحاكم النيشابوري (م,۴۰۵ق.)، به كوشش مصطفي، بيروت، دار الكتب العلميه؛
 
*
*'''تاريخ مدينة دمشق'''، ابن عساكر (م,۵۷۱ق.)، به كوشش علي شيري، بيروت، دار الفكر، ۱۴۱۵ق؛
* مسند احمد، احمد بن حنبل (م,۲۴۱ق.)، بيروت، دار احياء التراث العربي، ۱۴۱۵ق؛
 
*  
*'''تأويل الآيات الظاهره'''، سيد شرف الدين علي الحسيني الاسترآبادي (م,۹۶۵ق.)، به كوشش استاد ولي، قم، نشر اسلامي، ۱۴۰۹ق؛
* المغازي، الواقدي (م,۲۰۷ق.)، به كوشش مارسدن جونس، بيروت، اعلمي، ۱۴۰۹ق؛
 
*
*'''تهذيب الكمال'''، المزي (م,۷۴۲ق.)، به كوشش بشار عواد، بيروت، الرساله، ۱۴۱۵ق؛
* مكارم الاخلاق، الطبرسي (م,۵۴۸ق.)، بيروت، اعلمي، ۱۳۹۲ق؛
 
*  
*'''جامع البيان'''، الطبري (م,۳۱۰ق.)، به كوشش صدقي جميل، بيروت، دار الفكر، ۱۴۱۵ق؛  
* مناقب آل ابي‌طالب، ابن شهر آشوب (م,۵۸۸ق.)، به كوشش گروهي از استادان، نجف، المكتبة الحيدريه، ۱۳۷۶ق.
 
*'''حلية الاولياء'''، ابونعيم الاصفهاني (م,۴۳۰ق.)، بيروت، دار الكتاب العربي، ۱۴۰۵ق؛  
 
* '''السنن الكبري'''، البيهقي (م,۴۵۸ق.)، بيروت، دار الفكر، ۱۴۱۶ق؛
 
*'''سير اعلام النبلاء'''، الذهبي (م,۷۴۸ق.)، به كوشش گروهي از محققان، بيروت، الرساله، ۱۴۱۳ق؛
 
'''السيرة النبويه'''، ابن هشام (م,۲۱۳/۲۱۸ق.)، به كوشش السقاء و ديگران، بيروت، دار المعرفه؛ شرح التعرف لمذهب اهل التصوف: اسماعيل مستملي، به كوشش محمد روشن، تهران، اساطير، ۱۳۶۶ش؛
 
*'''شرح نهج البلاغه'''، ابن ابي‌الحديد (م,۶۵۶ق.)، بيروت، اعلمي، ۱۴۱۵ق؛
 
*'''شواهد التنزيل'''، الحاكم الحسكاني (م,۵۰۶ق.)، به كوشش محمودي، تهران، وزارت ارشاد، ۱۴۱۱ق؛
 
*'''صحيح البخاري'''، البخاري (م,۲۵۶ق.)، به كوشش بن باز، بيروت، دار الفكر، ۱۴۱۸ق؛ صحيح مسلم: مسلم (م,۲۶۱ق.)، بيروت، دار الفكر؛
 
*'''الطبقات الكبري'''، ابن سعد (م,۲۳۰ق.)، به كوشش محمد عبدالقادر، بيروت، دار الكتب العلميه، ۱۴۱۸ق؛  
 
*'''عوارف المعارف'''، عبدالقاهر السهروردي (م,۶۳۲ق.)، به كوشش سمير شمس، دار صادر، ۱۴۳۱ق؛  
 
*'''عيون الاثر'''، ابن سيد الناس (م,۷۳۴ق.)، بيروت، مؤسسة عزالدين، ۱۴۰۶ق؛
 
*'''غرر التبيان'''، بدرالدين الحموي (م,۷۳۳ق.)، به كوشش عبدالجواد خلف، دمشق، دار قتيبه، ۱۴۱۰ق؛
 
*'''فتح الباري'''، ابن حجر العسقلاني (م,۸۵۲ق.)، بيروت، دار المعرفه
 
*'''قرب الاسناد'''، الحميري (م.قرن۳ق.)، قم، آل البيت:، ۱۴۱۳ق؛
 
*'''كشف المحجوب'''، علي الجلائي الهجويري (م,۴۸۱ـ۵۰۰ق.)، به كوشش تسبيحي، لاهور، مركز تحقيقات فارسي ايران در پاكستان، ۱۴۱۶ق؛  
 
*'''الكافي'''، الكليني (م,۳۲۹ق.)، به كوشش غفاري، تهران، دار الكتب الاسلاميه، ۱۳۷۵ش؛
 
*'''الكشاف'''، الزمخشري (م,۵۳۸ق.)، قم، بلاغت، ۱۴۱۵ق؛ كشف الاسرار: ميبدي (م,۵۲۰ق.)، به كوشش حكمت، تهران، امير كبير، ۱۳۶۱ش؛
 
*'''لسان العرب'''، ابن منظور (م,۷۱۱ق.)، قم، ادب الحوزه، ۱۴۰۵ق؛
 
*'''اللّمع'''، ابونصر السراج الطوسي (م,۳۷۸ق.)، به كوشش عبدالحليم و طه عبدالباقي، مصر، دار الكتب الحديثه، ۱۳۸۰ق؛
 
*'''مبهمات القرآن'''، بلنسي (م,۷۸۲ق.)، به كوشش القاسمي، بيروت، دار الغرب الاسلامي، ۱۴۱۱ق؛
 
*'''مجمع البحرين'''، الطريحي (م,۱۰۸۵ق.)، به كوشش الحسيني، تهران، فرهنگ اسلامي، ۱۴۰۸ق؛
 
'''مجمع البيان'''، الطبرسي (م,۵۴۸ق.)، بيروت، دار المعرفه، ۱۴۰۶ق؛  
 
*'''مستدرك الوسائل'''، النوري (م,۱۳۲۰ق.)، بيروت، آل البيت:، ۱۴۰۸ق؛
 
*'''مسند احمد'''، احمد بن حنبل (م,۲۴۱ق.)، بيروت، دار احياء التراث العربي، ۱۴۱۵ق؛
 
*'''المصنّف'''، ابن ابي‌شيبه (م,۲۳۵ق.)، به كوشش سعيد محمد، دار الفكر، ۱۴۰۹ق؛
 
*'''المصنّف'''، عبدالرزاق الصنعاني (م,۲۱۱ق.)، به كوشش حبيب الرحمن، المجلس العلمي؛
 
*'''المعجم الكبير'''، الطبراني (م,۳۶۰ق.)، به كوشش حمدي عبدالمجيد، دار احياء التراث العربي، ۱۴۰۵ق؛
 
*'''معرفة السنن و الآثار'''، البيهقي (م,۴۵۸ق.)، به كوشش سيد كسروي، بيروت، دار الكتب العلميه؛
 
*'''المغازي'''، الواقدي (م,۲۰۷ق.)، به كوشش مارسدن جونس، بيروت، اعلمي، ۱۴۰۹ق؛ مكارم الاخلاق: الطبرسي (م,۵۴۸ق.)، بيروت، اعلمي، ۱۳۹۲ق؛ مناق
 
*'''المستدرك علي الصحيحين'''، الحاكم النيشابوري (م,۴۰۵ق.)، به كوشش مصطفي، بيروت، دار الكتب العلميه؛  
 
*'''مسند ابن راهويه'''، اسحاق بن راهويه (م,۲۳۸ق.)، به كوشش البلوشي، المدينه، مكتبة الايمان، ۱۴۱۲ق؛
 
*'''المصنّف'''، ابن ابي‌شيبه (م,۲۳۵ق.)، به كوشش سعيد محمد، دار الفكر، ۱۴۰۹ق؛ المصنّف: عبدالرزاق الصنعاني (م,۲۱۱ق.)، به كوشش حبيب الرحمن، المجلس العلمي؛
 
*'''المعجم الكبير'''، الطبراني (م,۳۶۰ق.)، به كوشش حمدي عبدالمجيد، دار احياء التراث العربي، ۱۴۰۵ق؛
 
*'''معرفة السنن و الآثار'''، البيهقي (م,۴۵۸ق.)، به كوشش سيد كسروي، بيروت، دار الكتب العلميه؛
 
*'''المغازي'''، الواقدي (م,۲۰۷ق.)، به كوشش مارسدن جونس، بيروت، اعلمي، ۱۴۰۹ق؛  
 
*'''مكارم الاخلاق'''، الطبرسي (م,۵۴۸ق.)، بيروت، اعلمي، ۱۳۹۲ق؛  
 
*'''مناقب الامام امير المؤمنين'''، محمد بن سليمان الكوفي (م,۳۰۰ق.)، به كوشش محمودي، قم، احياء الثقافة الاسلاميه، ۱۴۱۲ق؛
 
*'''مناقب آل ابي‌طالب'''، ابن شهر آشوب (م,۵۸۸ق.)، به كوشش گروهي از استادان، نجف، المكتبة الحيدريه، ۱۳۷۶ق؛ نهج الحق و كشف الصدق: العلامة الحلي (م,۷۲۶ق.)، به كوشش الحسني الارموي، قم، دار الهجره، ۱۴۰۷ق؛ وفاء الوفاء: السمهودي (م,۹۱۱ق.)، به كوشش محمد عبدالحميد، بيروت، دار الكتب العلميه، ۲۰۰۶م.

نسخهٔ ‏۳۰ سپتامبر ۲۰۲۶، ساعت ۱۱:۵۰

اصحاب صفه، مهاجران مجرد و غالباً فقیری بودند که پس از هجرت به مدینه و ساخت مسجدالنبی، در قسمت انتهایی آن که دارای سکو و سایبان بود، مستقر شدند. این افراد با وجود فقر و تنگدستی، در عرصه علمی و نظامی دوران نبوی نقش مهمی ایفا کردند و بعدها از سوی مشایخ تصوف به عنوان الگویی برای زهد و دنیاگریزی معرفی شدند.

تاریخچه و شکل‌گیری اصحاب صفه

صفه به معنای سایبان، مکانی در ضلع شرقی مسجد پیامبر بود که به عنوان اقامتگاه مهاجران بی‌سرپناه شناخته می‌شد.[۱] با تغییر قبله در سال دوم، این مکان در قسمت انتهایی مسجد قرار گرفت.[۲] سکونت در صفه اختصاص به مهاجران نداشت و گزارش‌هایی از حضور اسیران نبرد بدر یا مهمانان پیامبر نیز وجود دارد.[۳]

صفه‌نشینان اولیه

نخستین ساکنان صفه، مهاجران مکی نظیر بلال، ابن مسعود، مقداد و عمار بودند.[۴] بعدها کسانی چون ابوذر و سلمان نیز به این جمع پیوستند.[۵] پس از فتح مکه و لغو اصل هجرت، قبایل صحرانشین و انصاریانی همچون جابر بن عبدالله انصاری نیز در میان آنان دیده می‌شدند.[۶]

فقر و تهی‌دستی صفه نشینان

تاریخ‌نگاران وضعیت معیشتی این گروه را بسیار أسف‌بار توصیف کرده‌اند؛ به طوری که غذای غالب آنان خرما بود و گاه برای سیر کردن خود سنگ بر شکم می‌بستند.[۷] پوشاک آنان نیز بسیار محدود بود.[۸]

راه‌های تأمین معاش

برای بهبود معیشت آنان، پیامبر(ص) و صحابیانی چون امام علی(ع) و فاطمه(س) به کمک‌های مالی مبادرت می‌ورزیدند.[۹] همچنین آیات صدقه و انفاق (مانند بقره، ۲۷۳) در همین راستا نازل شد.[۱۰] علاوه بر صدقات، بخشی از غنائم جنگی (مانند اموال بنی نضیر) نیز طبق آیات سوره حشر برای فقیران مهاجر هزینه می‌شد.[۱۱]

آموزش تعالیم دینی توسط صفه نشینان

حضور دائمی این گروه در مسجد، فرصتی برای آموزش فرهنگ اسلامی فراهم کرد. پیامبر(ص) بسیاری از آنان را با قرآن آشنا می‌کرد و جوانان انصاری و مهاجر در سایبان مسجد به حفظ آیات مشغول بودند.[۱۲] حضور مفسرانی چون ابن مسعود و ابوسعید خدری نشان از نقش علمی آنان دارد.[۱۳]

جهاد صفه نشینان

آنان در نبردهای متعددی از جمله بئر معونه حضور داشتند که ۷۰ تن از آنان به شهادت رسیدند و آیه ۱۶۹ آل عمران درباره آنان نازل شد.[۱۴] همچنین در غزواتی مانند ذات الرقاع و غزوه تبوک، با وجود تنگدستی و نبود امکانات، حضوری فعال داشتند.[۱۵]

اهل صفه و تصوف

در سده‌های چهارم و پنجم ق، مشایخ تصوف تصویری قدسی از اهل صفه ارائه کردند؛ سهروردی حضور آنان را به صوفیان در خانقاه‌ها تشبیه کرد.[۱۶] مؤلفان صوفی، مفاهیمی چون فقر، اخلاص و دنیاگریزی را ویژگی‌های مشترک آنان با صوفیان دانسته و جایگاهی والاتر برایشان قائل شدند.[۱۷] برخی حتی واژه تصوف را منتسب به «صفه» دانسته‌اند که از نظر لغوی با تردیدهایی مواجه است.[۱۸]

پانویس

  1. ↑ الطبقات، ج۱، ص۱۹۶، ۲۳۲.
  2. ↑ الطبقات، ج۱، ص۱۹۶؛ اسد الغابه، ج۵، ص۷۷.
  3. ↑ المستدرک، ج۳، ص۲۰؛ الام، ج۱، ص۷۱.
  4. ↑ المستدرک، ج۳، ص۱۹-۲۰.
  5. ↑ الطبقات، ج۴، ص۱۶۸؛ الطبقات، ج۴، ص۶۰.
  6. ↑ طبقات، ج۴، ص۲۲۳؛ حلیة الاولیاء، ج۱، ص۴۲۵.
  7. ↑ جامع البیان، ج۲۸، ص۵۲؛ مسند احمد، ج۴، ص۵۴۰.
  8. ↑ صحیح البخاری، ج۱، ص۱۳۰.
  9. ↑ مسند احمد، ج۷، ص۵۳۷؛ مکارم الاخلاق، ص۹۴.
  10. ↑ جامع البیان، ج۳، ص۱۳۱-۱۳۷.
  11. ↑ جامع البیان، ج۲۸، ص۴۶، ۵۴.
  12. ↑ تاریخ المدینه، ج۲، ص۴۸۷؛ المغازی، ج۱، ص۳۴۷.
  13. ↑ حلية الاولياء، ج۱، ص۴۲۵.
  14. ↑ تفسیر مقاتل، ج۱، ص۱۹۰؛ مجمع البیان، ج۲، ص۸۸۰.
  15. ↑ المناقب، ابن شهر آشوب، ج۱، ص۱۷۰؛ اسد الغابه، ج۵، ص۳۹۹.
  16. ↑ عوارف المعارف، ص۵۶-۵۷.
  17. ↑ کشف المحجوب، ص۲۵؛ کشف الاسرار، ج۳، ص۳۶۹.
  18. ↑ عوارف المعارف، ص۸۴.

منابع

محتوای این مقاله برگرفته شده است از: دانشنامه حج و حرمین شریفین مدخل اصحاب صفه.


  • اسد الغابه، ابن اثير (م,۶۳۰ق.)، به كوشش علي محمد، بيروت، دار الكتب العلميه، ۱۴۱۵ق؛
  • الام، الشافعي (م ۲۰۴ق.)، به كوشش محمد زهري، بيروت، دار المعرفه؛
  • تاريخ المدينة المنوره، ابن شبّه (م,۲۶۲ق.)، به كوشش شلتوت، قم، دار الفكر، ۱۴۱۰ق؛
  • جامع البيان، الطبري (م,۳۱۰ق.)، به كوشش صدقي جميل، بيروت، دار الفكر، ۱۴۱۵ق؛
  • حلية الاولياء، ابونعيم الاصفهاني (م,۴۳۰ق.)، بيروت، دار الكتاب العربي، ۱۴۰۵ق؛
  • صحيح البخاري، البخاري (م,۲۵۶ق.)، به كوشش بن باز، بيروت، دار الفكر، ۱۴۱۸ق؛
  • الطبقات الكبري، ابن سعد (م,۲۳۰ق.)، به كوشش محمد عبدالقادر، بيروت، دار الكتب العلميه، ۱۴۱۸ق؛
  • عوارف المعارف، عبدالقاهر السهروردي (م,۶۳۲ق.)، به كوشش سمير شمس، دار صادر، ۱۴۳۱ق؛
  • كشف الاسرار، ميبدي (م,۵۲۰ق.)، به كوشش حكمت، تهران، امير كبير، ۱۳۶۱ش؛
  • كشف المحجوب، علي الجلائي الهجويري (م,۴۸۱ـ۵۰۰ق.)، به كوشش تسبيحي، لاهور، مركز تحقيقات فارسي ايران در پاكستان، ۱۴۱۶ق؛
  • مجمع البيان، الطبرسي (م,۵۴۸ق.)، بيروت، دار المعرفه، ۱۴۰۶ق؛
  • المستدرك علي الصحيحين، الحاكم النيشابوري (م,۴۰۵ق.)، به كوشش مصطفي، بيروت، دار الكتب العلميه؛
  • مسند احمد، احمد بن حنبل (م,۲۴۱ق.)، بيروت، دار احياء التراث العربي، ۱۴۱۵ق؛
  • المغازي، الواقدي (م,۲۰۷ق.)، به كوشش مارسدن جونس، بيروت، اعلمي، ۱۴۰۹ق؛
  • مكارم الاخلاق، الطبرسي (م,۵۴۸ق.)، بيروت، اعلمي، ۱۳۹۲ق؛
  • مناقب آل ابي‌طالب، ابن شهر آشوب (م,۵۸۸ق.)، به كوشش گروهي از استادان، نجف، المكتبة الحيدريه، ۱۳۷۶ق.