اطلاعات شخصی
نامشاه عباس اول
لقبشاه عباس کبیر
تولد۹۷۸ق
مرگ۱۰۳۸ق
دیناسلام
محل دفنامامزاده حبیب بن موسی در کاشان
حکومت
سمتپنجمین پادشاه سلسله صفویه
سلسلهصفویه
آغاز حکومت۹۹۶ق
پایان حکومت۱۰۳۸ق
همزمان باحکومت عثمانی
مرکز حکومتاصفهان

شاه عباس اول (۹۷۸–۱۰۳۸ق)، پنجمین پادشاه سلسلهٔ صفوی، که ارادت و علاقه خاصی به امامان شیعه داشت. وی سفرهای زیارتی زیادی به مشهد و عتبات داشت. سفر پیاده او از اصفهان به مشهد برای زیارت امام رضا (ع) از مشهورترین سفرهای اوست.

شاه عباس همچنین تلاش زیادی برای توسعه و مرمت حرهای اهل بیت در عراق داشت.

معرفی و جایگاه

شاه عباس اول در ۹۷۸ق در هرات متولد شد[۱] و در ۹۹۶ق بر پدر خود شورید و در قزوین بر تخت سلطنت تکیه زد.[۲] شاه عباس در نخستین سال‌های سلطنت خود، پایتخت را به اصفهان منتقل کرد. وی افزون‌بر بازپس‌گیری مناطق ازدست‌رفتهٔ ایران، تشکیل دولت ملی و یکپارچه‌کردن کشور، تجارت را در عرصه‌های داخلی و خارجی گسترش داد و رفاه و امنیتی نسبی را در ایران بحران‌زده به ارمغان آورد.[۳]

شاه عباس یکی از سلاطین بزرگ ایران است که دوران حکومت او عصر عظمت و قدرت ایران می‌باشد. او کسی است که سلسله رو به انحطاط صفویه را مجدداً به اوج قدرت رسانید.[۴] روش حکومت مطلقه سبب شده بود که شاه، قادر مطلق، صاحب‌اختیار جان و دارایی مردم، و رئیس دین و دولت قلمداد شود. هرج‌ومرج و خودسری در کشور در نخستین سال‌های حکومت شاه عباس، و جایگاه شاه و قدرت بی‌حد و حصرش سبب شد تا او در کنار اقدامات عام‌المنفعه و انجام دادن اصلاحات موردنظر خود، مرتکب جنایاتی بسیار نیز شود؛ قتل فرزند ارشدش صفی میرزا، نابیناکردن دو پسر دیگرش و دو برادر خود، قتل‌عام ده‌هاهزار تن از مردم گرجستان، قساوت قلب در برخورد با متهمان و مظنونان به‌ویژه استفاده از گروهی آدم‌خوار موسوم به چیگین به‌منظور ایجاد رعب در دل مخالفان و ده‌ها برخورد غیرانسانی دیگر، نشان‌دهندهٔ روی دیگر چهرهٔ او ست؛ ازاین‌رو، در تاریخ، از شاه عباس، تصویر پادشاهی با ویژگیهای متضاد به ثبت رسیده است.[۵]

در زمان حیات شاه عباس کوشش بسیار شد که وی انسانی تحت توجهات خاصهٔ خداوند معرفی شود. دادن رتبهٔ الوهیت به شاه عباس، همچون بسیاری دیگر از شاهان قدرتمند ایران، مرسوم بوده است.[۶] وی در پنجشنبه ۲۴ جمادی‌الآخر ۱۰۳۸ ق در بلدهٔ اشرف (بهشهر) درگذشت.[۷] و در امامزاده حبیب بن موسی در کاشان به خاک سپرده شد.[۸]

مروج تشیع

شاه عباس اول، فردی متدین و متعصب به مذهب تشیع بود و در دوره وی مذهب تشیع به اوج خود رسید. نمودهای این امر را می‌توان در حوزه‌های مختلفی چون ارادت و احترام فراوان وی به ائمه اطهار (ع)، رسیدگی و توسیع مقابر ائمه اطهار (ع) و سفرهای زیارتی وی بارگاه ائمه (ع) در این دوره شاهد بود.[۹].[۱۰] وی همه ساله از روز نوزدهم تا بیست و هفتم ماه رمضان به مناسبت شهادت حضرت علی (ع) و در ده روز اول محرم به علت شهادت حضرت امام حسین (ع) مجالس روضه خوانی دایر می‌کرد و خود در این جلسات شرکت می‌نمود.[۱۱] شاه عباس به حضرت علی (ع) ارادت خاصی داشت و در نوشته و فرمان‌ها خود را کلب آستان یا کلب آستان ولایت می‌نامید.[۱۲]

وقف‌های شاه عباس

در عصر شاه عباس اول تحول خاصی در نهاد وقف رخ داد.[۱۳] در رأس همه آن‌ها خود شاه عباس بود که سرمشق امرا و بزرگان شد و در سال ۱۰۱۶ه. ق، کل املاک خاصه خود را به چهارده تقسیم مقسوم و بر چهارده معصوم وقف نمود، و پادشاهان بعد خود را به تولیت این موقوفات معین نمود.[۱۴] وی عایدات قسمتی از املاک خود را نیز برای مخارج زوار و خدمتگزاران و طلاب علوم دینی وقف کرد. شاه عباس تمام بازارهای اطراف میدان نقش جهان و قسمتی از املاک و مستغلات خود را وقف پیغمبر اسلام (ص) کرد.[۱۵] همچنین شاه عباس شخصًا چندین مجموعه بزرگ نسخ خطی را وقف برخی از آستان‌های مقدسه و مدارس حوزه‌های علمیه نموده است. از جملهٔ آنها وقف یک صد و بیست نسخه خطی کوچک و بزرگ بر آستانه مقدسه عبدالعظیم (ع) و بر مدرسه عتیق آستانه مذکوره می‌باشد.[۱۶]

شاه عبّاس برای نشان دادن ارادت و معرفی خود به عنوان شاهی دیندار و توجه دادن مردم به زیارت اماکن مقدّس مذهبی داخل قلمرو صفوی، طی وقف‌نامه‌ای جمیع جواهر و مرصّع‌آلات و نقره‌آلات خود را بر نجف وقف کرد.[۱۷] وی بر این، جمیع املاک موروثی و مکتسب خود را به قیمت عادلة آن، که یکصدهزار تومان بود، به همراه خانه‌های بسیار عالی، قیصریه و چهار بازار دور میدان نقش جهان و حمّام‌هایی که در اصفهان ساخته بود، وقف حضرات عالیات چهارده معصوم نمود که وقف‌نامة آن را شیخ بهائی نوشت و تولیت آن در زمان حیات با خود شاه عبّاس و پس از وی با شاه وقت باشد. (ترکمان،[۱۸] ۱۳۷۸، ج۲، ص۱۲۴۹–۱۲۵۲/ شاملو،[۱۹] ۱۳۷۱، ص۱۸۶–۱۹۶)

سفرهای زیارتی شاه عباس

پس از به قدرت رسیدن شاه عبّاس اول، که آغاز عصر جدیدی در سلسلة صفویه بود، زیارت نیز مانند سایر مراسم شیعی مورد توجه قرار گرفت. شاه عبّاس اول بر خلاف سایر شاهان صفوی، که در جریان سفر نظامی یا گشت و شکار به شهرهای مذهبی و زیارتی هم می‌رفتند، زیارت اماکن مقدّس مذهبی را لازم می‌دانست و بارها به قصد زیارت، از پایتخت خود، اصفهان، خارج شد.[۲۰] وی سعی می‌کرد از زیارت‌های مکرر و پرآوازة خود بهره‌برداری سیاسی، فرهنگی و اعتقادی کند.[۲۱] شاه‌عباس اول ضمن آنکه خود مرتب به زیارت اماکن مقدس می‌رفت، سایرین را نیز به این امر تشویق می‌کرد و درواقع از کسانی بود که فرهنگ زیارت را در جامعة شیعی ایران احیا و رایج کرد و به این طریق سبب جنبش و پویایی مذهب تشیع شد.[۲۲]

زیارت حرم امام رضا (ع)

شاه عباس در دوران حکومت ۴۲ سالة خود، چندین بار دیگر به قصد سفر زیارتی به شهر مشهد رفت،[۲۳][۲۴] نخستین سفر زیارتی شاه عبّاس اول در سال ۹۹۶–۹۹۷ق به شهر مشهد، مقارن با آغاز سلطنت او بود.[۲۵] ده سال پس از این سفر، در سال ۱۰۰۷ق، شاه عبّاس پس از یورش ازبکان، که ویرانی زیادی در خراسان و مشهد به بار آورده بود، به زیارت حرم حضرت علی بن موسی‌الرضا رفت.[۲۶]شاه عبّاس در این سفر دستور ایجاد بیوتات، شربت‌خانه، و مطبخ را صادر و غازی سلطان تربتی را به عنوان متولّی و میرمحمّد جعفر و ملامحمّدکاظم را به عنوان مدرّس آستان قدس رضوی تعیین کرد.[۲۷] شاه عبّاس در جریان همین سفر، منصب خادم باشی‌گری آستان قدس رضوی را به عنوان یک پست مهم، به خود اختصاص داد.[۲۸] وی بار دیگر در اول صفر ۱۰۰۸ق، به قصد زیارت به خراسان رفت و در نزدیکی شهر مشهد، به احترام امام رضا از اسب پیاده شد و بقیة راه را پیاده رفت، و مدت ۶۵ روز، یعنی تمام زمستان آن سال را در مشهد بود و هر شب و هر روز به دعا، زیارت و خدمت در حرم امام هشتم مشغول بود،[۲۹][۳۰]

در سال ۱۰۰۹ق، در حالی که حکومت داخلی صفویه تثبیت شده و قوای ازبک سرکوب شده بود، شاه عبّاس مشهورترین سفر زیارتی خود را انجام داد.[۳۱] وی در این سفر، مسافت کاخ سلطنتی عالی‌قاپو در میدان نقش جهان اصفهان تا شهر مشهد و حرم رضوی را در عرض ۲۸ روز، پیاده طی کرد.[۳۲]شاه عبّاس پس از رسیدن به مشهد، در ماه‌های رجب، شعبان و رمضان در این شهر ساکن شد و در مراسم مذهبی این ایّام از جمله لیالی قدر در حرم رضوی حاضر گردید و در کنار شب‌زنده‌داری، امور مربوط به خدمه، مثل جارو کشیدن فرش‌ها و خاموش کردن شمع‌ها را برای نشان دادن اخلاص و سرسپردگی شخصاً انجام می‌داد،[۳۳][۳۴] این سفر نه تنها موجب توجه به آبادانی و رونق مشهد و حرم رضوی و افزایش نفوذ دینی و اقتدار سیاسی دولت صفوی در مرزهای شرقی شد، بلکه موجب تقویت باور عمومی مردم در منسوب بودن شاهان صفوی به سلسلة سادات، دادن مقام تقدّس به شاه عبّاس و بیانگر کمال اعتقاد و ارادت وی به امام هشتم می‌گردید.[۳۵]

جلوگیری از سفر حج و ترغیب ایرانیان به زیارت امام رضا

سفرهای مکرّر شاه عبّاس اول به خراسان در کنار ارادت شخصی وی به امام رضا‏، که ناشی از زندگی دوران کودکی و نوجوانی وی در مشهد و بهره‌برداری اجتماعی و مذهبی وی از این سفرها، به سبب رقابت و جنگ دایمی با عثمانی‌ها و سرازیر شدن سیل زوّار ایرانی به عتبات بود، دلایل سیاسی ـ اقتصادی هم داشت.[۳۶]

هر سال تعداد زیادی از ایرانیان برای زیارت عتبات عالیات ـ که پس از عهدنامة «آماسیه» رسماً از ایران جدا شده بود ـ و همچنین زیارت مکّه و مدینه از خاک عثمانی عبور می‌کردند و به لحاظ بعد مسافت، این مسافرت‌ها عموماً به مدت دست کم شش ماه طول می‌کشید و زوّار ایرانی، به‌ویژه آن‌ها که به سمت مکّه می‌رفتند، می‌بایست به منظور پرداخت عوارض، خرید نیازمندی طول سفر یا پرداخت نذورات خود به حرم نبوی و مسجدالحرام و هزینة گمرک، به مأموران عثمانی از سکّه‌های طلا استفاده کنند. اما سکّه‌های طلا، که از مهم‌ترین عوامل تدارک و تجهیز سپاهیان نوبنیاد شاه عبّاس بود، از ایران و قلمرو صفوی خارج و موجب تقویت قدرت مالی دولت ترکان عثمانی و تجهیز سپاهیان آنان می‌شد؛ بنابراین، شاه عبّاس سعی کرد با ساخت و ساز، ایجاد تسهیلات رفاهی مثل آب‌رسانی، ساخت کاروان‌سرا، ایجاد امنیت، سفرهای مکرّر، پیاده رفتن، تشویق شعرا به سرودن اشعاری در این زمینه، ترویج احادیث دربارة ثواب و فضیلت زیارت امام رضا و برابری آن با چند ده حج و نیز تأکید علما بر این مسئله با همراهی کردن شاه عبّاس در سفرهای زیارتی به خراسان، وضعیتی ایجاد کند که ایرانیان به جای رفتن به مکّه و مدینه، روانة مشهد شوند و سرمایه‌های خود، به‌ویژه سکّه‌های طلا را در داخل کشور هزینه کنند. شاه عبّاس برای اطمینان خاطر از عدم مسافرت ایرانیان به عربستان و عبور از قلمرو عثمانی، اعلام کرد: هر کس قصد سفر حج دارد باید مبلغ هنگفتی را شخصاً به شاه پیشکش کند تا اجازة سفر به وی داده شود. (کروسینسکی،[۳۷] ۱۳۶۳، ص25)[۳۸]

زیارت حضرت معصومه

شاه عبّاس در سال ۱۰۱۶ق، که ازسفر به اردبیل بازمی‌گشت، به قزوین و سپس به شهر قم رفت و سه روز به زیارت آستان حضرت معصومه مشغول بود.[۳۹]،[۴۰]

زیارت عتبات عالیات

شاه‌عباس اول در سال ۱۰۳۲ قمری فاتحانه وارد عراق شد. ،[۴۱]،[۴۲].[۴۳] و چون قصد داشت عراق را به یک سرزمین یکدست شیعی تبدیل کند، در تعظیم و تکریم عتبات شیعی بسیار کوشید.[۴۴] او در مدت توقف در بغداد مرتب به زیارت مراقد کاظمین و سامرا میرفت و هدایای زیادی به خدمه و مستخدمین و عموم سکنه و مجاورین می داد و همچنین هدایای گرانبهایی مانند فرش‌ها ملوّن و صندوق‌پوش‌های مزیّن به حرم تقدیم می نمود.[۴۵]

شاه عباس پس از زیارت سامرا و کاظمین به نجف رفت. و اشتیاق و شیفتگی فوق‌العادة خود به امیرالمؤمنین را در تمام مسیر به نمایش گذاشت که مورخان عصر صفوی به شرح آن پرداخته‌اند. شاه در یک‌منزلی حرم از اسب پیاده شد و با پای پیاده به حرم مشرف شد.[۴۶][۴۷] شاه در مدت ده روز توقف در نجف خشوع و خضوع بی‌حد خود به آن حضرت را آشکار می‌نمود.[۴۸] و به زیارت و دعا و جاروکشی حرم اشتغال داشت.[۴۹] شاه عبّاس علاوه بر خدمت‌گزاری و نظافت آستان مقدّس علوی، به امور دیگری هم پرداخت و دستور داد نهر آبی را که در زمان شاه اسماعیل حفر شده و پس از مدتی خشک شده بود، لایروبی و بازسازی کنند و مجدداً آب فرات را در نجف به جریان انداخت.[۵۰] شاه عباس پس از اقامت ده روزه در نجف، به زیارت کربلا رفت و مسافت بین کربلا و نجف را در گرمای هوا، پیاده طی کرد.[۵۱]

شاه عبّاس یک سال پس از فتح جنوب بین‌النهرین، در نوروز سال ۱۰۳۳ق، بار دیگر به این منطقه سفر کرد و ـ به ترتیب ـ به زیارت کربلا، نجف و کاظمین رفت و سپس به دلیل مصادف بودن ایام سفر با ماه رجب و آگاه شدن از احادیث صحیح دربارة ثواب عظیم زیارت امام حسین در ماه رجب، دوباره به کربلا بازگشت و از این شهر به زیارت سامرّاء و آستان عسکریین و مقام صاحب الزمان رفت و در این سفر هم مثل سفر قبلی، مبالغ هنگفتی را به عنوان صدقات، نذورات و هدایای گران‌قیمت حرم‌های ائمّة اطهار اهدا کرد.[۵۲] [۵۳]

بازسازی و توسعه عتبات

با ورود شاه‌عباس اول به عراق بازسازی عتبات که از زمان آغاز صفویه شروع شده بود بار دیگر سرعت گرفت. با توجه به علاقه شدید شاه‌عباس به امیرالمؤمنین و آستانة آن حضرت در نجف طبیعی بود که بیشتر توجهات به این منطقه جذب شود. درواقع بنای اصلی نجف به دست او گذاشته شد؛ چنان‌که در جای‌جای آن آثار یاد و خاطره‌ای از این شاه بزرگ می‌توان دید. در این طرح بازسازی که توسط شیخ بهایی به انجام رسید، حرم مانند نگینی داخل صحن قرار گرفته است. اطراف حرم را رواقی به عرض دوازده زراع، و اطراف آن رواق حجرات ساختند و درهای بسیار نفیس خاتم‌کاری‌شده‌ای بر آنها نصب کردند. قبة حرم تجدید بنا، و با کاشی زمردی منقوش و آراسته شد. چهار طرف داخل قبه را چهار ایوان شاه‌نشین قرار دادند، چهار ایوان حرم را با سنگ مرمر تزئین کردند و درِ چوبی قدیمی حرم را برداشتند و دری از نقره به جای آن گذاشتند.[۵۴] دو منارة عظیم سمت چپ و راست آن درب نقره در ایوان حرم بنا کردند. همچنین دو حوضخانه جهت وضو گرفتن زائران و کاروانسرایی بزرگ نزدیک صحن اما بیرون از آن جهت اقامت و استفادة زوار و نیز دارالشفا و مطبخ جهت آسایش زائران دور و نزدیک ساختند.[۵۵][۵۶] او دستور داد جواهرات زیادی ازقبیل لعل و یاقوت و فیروزه و مقدار زیادی طلا برای صندوق آرامگاه حضرت علی (ع) به کار ببرند.[۵۷]

شاه‌عباس اول همچنین دستور داد ضریح‌های فولادی باشکوهی بسازند که بر روی هر یک از صندوق‌های ساخته‌شدة زمان شاه‌اسماعیل اول در کربلا، کاظمین و سامرا قرار گیرد و نیز دستور تعمیر و کاشیکاری آستانة مطهر امام حسین(ع) را صادر کرد.[۵۸]

پانویس

  1. تاریخ عالم آرای عباسی، ۱۳۱۷ش، ج۲، ص۳۷۹.
  2. تاریخ عالم آرای عباسی، ۱۳۱۷ش، ج۲، ص۴۰۴.
  3. «شاه عباس»، ج۵، ذیل مدخل.
  4. «رویکرد صفویان نسبت به مذهب در دوره شاه عباس اول صفوی»، ص۲۱.
  5. «شاه عباس»، ج۵، ذیل مدخل.
  6. «شاه عباس»، ج۵، ذیل مدخل.
  7. قزوینی، تاریخ جهان آرای عباسی، ۱۳۸۳ش، ص۲۲۰.
  8. اسکندر بیک، تاریخ عالم آرای عباسی، ۱۳۱۷ش، ص۹.
  9. «رویکرد صفویان نسبت به مذهب در دوره شاه عباس اول صفوی»، ص۲۱.
  10. لوئی بلان، زندگی شاه عباس اول، ترجمه ولی‌الله شادروان، ص159.
  11. تاریخ صفویه، ص۳۰۵.
  12. قصص الخاقانی، ص۱۶۱.
  13. «رویکرد صفویان نسبت به مذهب در دوره شاه عباس اول صفوی»، ص۲۵.
  14. باستانی پاریزی، محمد ابراهیم (١٣٤٨)، سیاست و اقتصاد عصر صفوی، تهران: بنگاه مطبوعاتی صفی علیشاه، ص۷۴.
  15. قصص الخاقانی، ص۱۶۱.
  16. «بررسی وضعیت نسخ وقفی شاه عباس به آستان عبدالعظیم حسنی (ع)»، ص۶۳.
  17. قصص الخاقانی، ص۹۳–۹۶.
  18. عالم آرای عبّاسی،
  19. قصص الخاقانی،
  20. «شاهان صفوی و زیارت»، ص۱۳۸.
  21. «جایگاه حرمین شریفین و عتبات عالیات در مناسبات صفویان و عثمانیان»، ص۳۵.
  22. «جایگاه حرمین شریفین و عتبات عالیات در مناسبات صفویان و عثمانیان»، ص۳۵.
  23. تاریخ عبّاسی یا روزنامه ملّاجلال، ص238-239.
  24. عالم آرای عبّاسی، ص۱۳۲۸.
  25. افوشته‌ای نطنزی، محمّد بن هدایت‌الله، نقاوة الآثار، به اهتمام احسان اشراقی، تهران، دانشگاه تهران، 1383. ص313-314.
  26. «شاهان صفوی و زیارت»، ص۱۳۹.
  27. منجّم یزدی، ملّاجلال، تاریخ عبّاسی یا روزنامه ملّاجلال، به کوشش سیف‌الله وحیدنیا، تهران، وحید، 1366. ص171 و 185.
  28. عالم آرای عبّاسی، ص۹۶۲.
  29. عالم آرای عبّاسی، ص۹۶۲.
  30. تاریخ عبّاسی یا روزنامه ملّاجلال، ص۱۹۵.
  31. «شاهان صفوی و زیارت»، ص۱۴۰.
  32. عالم آرای عبّاسی، ص982-983.
  33. عالم آرای عبّاسی، ص983-984.
  34. شاملو، ولی قلی بن داود قلی، قصص الخاقانی، تصحیح و پاورقی سیدحسن سادات ناصری، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، 1371. ج1، ص183-184.
  35. «شاهان صفوی و زیارت»، ص۱۴۱.
  36. «شاهان صفوی و زیارت»، ص۱۴۱.
  37. کروسینسکی، تادوزیودا، سفرنامه کروسینسکی، یادداشت‌های کشیش لهستانی عصر صفوی، ترجمة عبدالرزاق مفتون دنبلی، مقدّمه و تصحیح مریم میراحمدی، تهران، توس، 1363.
  38. «شاهان صفوی و زیارت»، ص۱۴۲.
  39. تاریخ عبّاسی یا روزنامه ملّاجلال، ص۳۲۶، ۳۶۷، ۳۶۸، ۴۲۳ و ۴۲۴.
  40. عالم آرای عبّاسی، ج۲، ص۸۲۲، ۱۱۳۷، ۱۱۵۸، ۱۲۴۴، ۱۲۴۶، ۱۳۹۹، ۱۴۳۵؛ ج۳، ص۱۵۲۰.
  41. جنابذی، میرزا بیگ، روضة الصفویه، تهران، بنیاد موقوفات دکتر افشار، 1378. ص۸۸۷.
  42. عالم آرای عبّاسی، ص۱۶۵۵–۱۶۵۸.
  43. «شاهان صفوی و زیارت»، ص۱۴۲. و ص۱۴۳.
  44. نفیسی، بابک خرم‌الدین، ص32-33. «شاهان صفوی و زیارت»، ص۱۳۷.
  45. عالم آرای عبّاسی، ص۱۶۶۷–۱۶۶۸.
  46. ترکمان، ذیل تاریخ عالم‌آرای عباسی، تصحیح سهیلی خوانساری، ص1005.
  47. «جایگاه حرمین شریفین و عتبات عالیات در مناسبات صفویان و عثمانیان»، ص۳۶.
  48. ترکمان، ذیل تاریخ عالم‌آرای عباسی، تصحیح سهیلی خوانساری، ص10۱۰.
  49. عالم آرای عبّاسی، ص۱۶۶۷–۱۶۶۸.
  50. عالم آرای عبّاسی، ص۱۰۰۵–۱۰۰۶).
  51. جنابذی، میرزا بیگ، روضة الصفویه، تهران، بنیاد موقوفات دکتر افشار، 1378. ص۸۸۸.
  52. عالم آرای عبّاسی، ج۳، ص۱۶۷۹–۱۶۸۰.
  53. ترکمان، عالم‌آرای عباسی، تصحیح ایرج افشار، ص80.
  54. آقاسیدعبدالله، لؤلؤ صدف فی التاریخ النجف، ص60-61؛ کاظمی، «نجف در عصر شاه‌عباس اول»، نامه تاریخ‌پژوهان، ص110.
  55. ناصرالدین‌شاه، شهریار جاده‌ها، ص126.
  56. «جایگاه حرمین شریفین و عتبات عالیات در مناسبات صفویان و عثمانیان»، ص۴۷.
  57. قصص الخاقانی، ص۱۶۱.
  58. ترکمان، ذیل تاریخ عالم‌آرای عباسی، تصحیح سهیلی خوانساری، ص94.

منابع

  • بابک خرم‌الدین، نفیسی، سعید، تهران، ثالث، ۱۳۸۷ش.
  • «بررسی وضعیت نسخ وقفی شاه عباس به آستان عبدالعظیم حسنی (ع)»، استادی، کاظم، فصلنامه مطالعات ایران‌شناسی، شماره ۲۶، بهار ۱۴۰۴ش.
  • تاریخ جهان آرای عباسی، قزوینی، میرزا محمد طاهر وحید، مقدمه و تعلیقات سعید میر محمد صادق، تهران، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، ۱۳۸۳ش.
  • منجّم یزدی، ملّاجلال، تاریخ عبّاسی یا روزنامه ملّاجلال، به کوشش سیف‌الله وحیدنیا، تهران، وحید، ۱۳۶۶.
  • تاجبخش، احمد (۱۳۷۲)، تاریخ صفویه، تهران، انتشارات نوید.
  • افوشته‌ای نطنزی، محمّد بن هدایت‌الله، نقاوة الآثار، به اهتمام احسان اشراقی، تهران، دانشگاه تهران، ۱۳۸۳.
  • جایگاه حرمین شریفین و عتبات عالیات در مناسبات صفویان و عثمانیان، محمدی، رمضان، و محمدباقر خزائیلی، پژوهشکده حج و زیارت، بی‌تا.
  • زندگی شاه عباس اول، لوئی بلان، لوسین، ترجمه ولی‌الله شادروان، تهران، ساطیر، ۱۳۷۵ش.
  • ترکمان، اسکندر بیک، عالم آرای عبّاسی، تصحیح محمّداسماعیل رضوانی، تهران، دنیای کتاب، ۱۳۷۸.
  • ذیل تاریخ عالم‌آرای عباسی، ترکمان، اسکندربیک، تصحیح سهیلی خوانساری، تهران، اسلامیه، ۱۳۷۱ش.
  • «رویکرد صفویان نسبت به مذهب در دوره شاه عباس اول صفوی»، قاسم‌زاده، افتخار، سلیمانی، میثم؛ محمد خشکناب، لیلا، آفاق علوم انسانی بهمن ۱۳۹۸ - شماره ۳۴،
  • اسکندربیک، ترکمان منشی و محمد یوسف مورخ، ذیل تاریخ عالم آرای عباسی، به تصحیح سهیلی خوانساری، تهران، کتابفروشی اسلامیه، ۱۳۱۷ش.
  • جنابذی، میرزا بیگ، روضة الصفویه، تهران، بنیاد موقوفات دکتر افشار، ۱۳۷۸.
  • کروسینسکی، تادوزیودا، سفرنامه کروسینسکی، یادداشت‌های کشیش لهستانی عصر صفوی، ترجمة عبدالرزاق مفتون دنبلی، مقدّمه و تصحیح مریم میراحمدی، تهران، توس، ۱۳۶۳.
  • باستانی پاریزی، محمد ابراهیم (۱۳۴۸)، سیاست و اقتصاد عصر صفوی، تهران: بنگاه مطبوعاتی صفی علیشاه
  • «شاهان صفوی و زیارت»، ایزدی، حسین، شیعه‌شناسی، شماره ۳۹، پاییز ۱۳۹۱ش.
  • «شاه عباس»، حنیف، محمد، دائره المعارف بزرگ اسلامی، تهران، مرکز دائره المعارف بزرگ اسلامی، بی‌تا.
  • شهریار جاده‌ها، سفرنامه ناصرالدین شاه به عتبات، تهران، سازمان اسناد ملی ایران، ۱۳۷۲ش.
  • شاملو، ولی قلی بن داود قلی، قصص الخاقانی، تصحیح و پاورقی سیدحسن سادات ناصری، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، ۱۳۷۱.
  • لؤلؤ صدف فی التاریخ النجف، آقاسیدعبدالله، [بی‌جا]، مهربان، ۱۳۷۹ش.
  • «نجف در عصر شاه‌عباس اول»، کاظمی، مریم، نامه تاریخ‌پژوهان، س۶، ش۲۴، ۱۳۸۹ش.