کاربر:Mo.ali.rezapour/صفحه تمرین۱
عبدالله جوادی آملی، مفسر قرآن فقیه، فیلسوف و از عالمان معاصر حوزه علمیه قم است. وی یکی از اسرارنویسان حج به شمار میآید. کتاب وی در این زمینه به نام صهبای حج در چهار جلد منتشر شده است.
معرفی
عبدالله جوادی آملی در سال ۱۳۱۲ش در آمل بهدنیا آمد. وی در شهرهای آمل، تهران و قم به تحصیل در حوزه علمیه پرداخت. از مهمترین اساتید او در حوزه میتوان به محمدتقی آملی، ابوالحسن شعرانی، مهدی الهی قمشهای و محمدحسین تونی، آیتالله بروجردی، سیدمحمد محقق داماد، میرزا هاشم آملی، امام خمینی و علامه طباطبایی اشاره کرد. وی سالها در حوزه علمیه قم، به تدریس تفسیر قرآن، درس خارج فقه و فلسفه پرداخت و آثار زیادی در این موضوعات تألیف کرد. تفسیر وی از سالهای طولانی در حوزه علمیه متداول است.[۱][۲]
صهبای حج
کتاب صهبای حج اثر جوادی آملی است که در آن، حکمتها و اسرار مناسک و آداب حج بهصورت تحلیلی بیان شده است. این کتاب از چهار بخش اصلی تشکیل شده است:
- بخش اول به «ابعاد حج» میپردازد و جایگاه، اهمیت و نظام حج در اسلام را تبیین میکند.
- بخش دوم درباره «اماکن حج» است و معارف و ویژگیهای کعبه، حجرالأسود، صفا و مروه و دیگر مکانهای مقدس را شرح میدهد.
- بخش سوم به «مناسک حج» اختصاص دارد و اسرار طواف، نماز طواف، وقوف در عرفات، قربانی، رمی جمرات و بیتوته در منا را با استناد به آیات و روایات بررسی میکند.
- بخش چهارم نیز به موضوع «زیارت» و معارف مربوط به آن میپردازد.[۳]
کتاب جرعهای از صهبای حج، خلاصه این کتاب میباشد.
اسرار حج از نگاه جوادی آملی
عبدالله جوادی آملی در کتاب صهبای حج خود، سعی داشته است در کنار تفسیر و شرح اعمال حج، به بیان اسرار و باطن حج و اعمال آن نیز بپردازد. در نظر او، حجگزار به هر میزان که به اسرار حج آگاه باشد، حج او خالصانهتر است؛ از این جهت بدون آشنایی به اسرار اعمال، پیمودن مراحل کامل اخلاص میسر نیست و کسی که پیش از معرفت به اسرار حج، راهی بیتالله شود، گرچه ممکن است حج او صحیح باشد، ولی حج کامل و مقبول انجام نداده است.[۴] جوادی آملی معتقد است مردم در حج با وجود اختلاف زبانها و رنگها، به یک ندا پاسخ میگویند و همه تسلیم خدای قهار هستند. در نگاه او، مناسک حج نمونهای از قیامت است؛ پوشیدن لباس احرام که جامهای شبیه کفن است، اعتراف به گناهان، و در امان بودن از تجاوز و جدال، همگی تجلیاتی از معاد است.[۵] جوادی املی جان و مغز حج را ذکر خدا میداند. به اعتقاد وی حجگزاری که خدای سبحان را به یاد میآورد به چیزی آگاه میشود که دیگران از دیدن و شهود آن عاجز و محروماند. فراموش کردن خدا و آیات او باعث کوری از شهود اسرار مناسک حج میگردد و این کوری در روز قیامت آشکار خواهد شد.[۶]
حج با لبیک ویژهٔ خود، طردکنندهٔ هر جاهلیت و در هم شکنندهٔ هر بت و نشانهٔ شرکآلود جاهلی است. لبیک در اسلام، زاری و لابه به درگاه واحد محض و بانگی خیرهکننده علیه هر نوع شرک جلیّ یا خفیّ است. حج شفابخش دلها از بیماریهای شرکآلودی همچون ریا و هوا و بخل و خودپسندی است.[۷]
اسرار برخی اعمال حج
کندن لباس دوخته به معنای بیرون آمدن از «جامه گناه» و پوشیدن لباس احرام که لباسی ندوخته و پاک است، به معنای دربر کردن «لباس طاعت» است. سرّ دیگر آن، تذکر به روز مرگ و کفن است. همچنین با پوشیدن لباس ساده احرام، امتیازات ظاهری افراد زایل شده و زمینه هرگونه برتریطلبی از بین میرود.[۸]
طواف بر گرد کعبه تجسم توحید است. کعبه تنزّل و تمثّل عرش و در محاذات بیتالمعمور واقع است. اگر کسی به گونهای شایسته کعبه را طواف کند، به بیتالمعمور در عالم مثال صعود میکند و چنانچه وظایف آن مرحله را ادا کرد، به مقام عرش الهی بار مییابد. خداوند با قرار دادن کعبه در زمین، به انسانها امر کرد تا بر گرد آن طواف کرده و نام حق را زمزمه کنند و به ملائکه عرش الهی اقتدا کنند[۹]
سعی به سوی حق دویدن است و تردّد بین آن دو کوه به معنای بودن در حالت ممدوح بین خوف و رجاست. «صفا» نشان تصفیه و تهذیب روح است و «مروه» رمز مروّت و مردانگی است. حجگزار با سعی بین این دو، سعی میکند تا به صفای الهی و مروّت دست یابد.[۱۰]
راز وقوف و بیتوتهٔ در مشعرالحرام این است که حجگزار قلب خود را با شعار تقوا آگاه کرده، تقوا و خوف از خداوند را شعار دل خود قرار دهد. حجگزار با جمع کردن سنگریزهها نیرو میگیرد و خود را مسلّح میکند تا با شیطان به نبرد برخاسته و با هر عصیانی بستیزد.[۱۱]
سنگ زدن به جمرهها رمز و نشانهای از رمی دیو درون و بیرون و راندن شیاطین جنّی و انسی است. بیان قرآن دربارهٔ رمی جمرات این است که سنگریزهها شیطان را رجم و طرد نمیکند، بلکه این انزجار درونی شماست که شیاطین انس و جن را میراند. تنها راه طرد شیطان، استعاذهٔ عملی و به حصن الهی پناهنده شدن است.[۱۲]
تراشیدن موی سر در منا، نشانی از پاک شدن از آلودگیهای اخلاقی و زدودن زنگارهای روح و بیرون آمدن از سنگینی و تاریکی گناهان است. حجگزار به هنگام حلق از خدای تعالی میخواهد که برابر هر تار مویی، در قیامت نوری به وی عطا کند.[۱۳]
پانویس
منابع
- جرعهای از صهبای حج، جوادی آملی، عبدالله، تهران، مشعر، ۱۳۸۶ش.
- «جوادی آملی ۱»، ایازی، سیدمحمدعلی، دانشنامه قرآن و قرآنپژوهی، به کوشش بهاءالدین خرمشاهی، تهران، دوستان و ناهید، ۱۳۹۳ش.
- «زندگینامه آیتالله العظمی جوادی آملی حفظه الله»، سایت آیتالله جوادی آملی، انتشار: ۲۲ دی ۱۴۰۳ش، بازدید: ۲۸ مهر ۱۴۰۵ش.