پرش به محتوا

اهداف و آثار حج

از ویکی حج
نسخهٔ تاریخ ‏۱۱ ژوئیهٔ ۲۰۲۱، ساعت ۱۱:۰۵ توسط Kamran (بحث | مشارکت‌ها) (صفحه‌ای تازه حاوی «{{جا:ویرایش}} در قرآن، غرض از تکلیف به حج، وجود منافع برای انسان‌ها ذکر شده اس...» ایجاد کرد)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)

در قرآن، غرض از تکلیف به حج، وجود منافع برای انسان‌ها ذکر شده است.[یادداشت ۱][۱] احادیث، «منافع» را، شامل برکات دنیوی و منافع اخروی دانسته‌اند.[۲] برخی از مهم‌ترین اهداف حج، که آثار آن نیز به شمار می‌روند، عبارت‌اند از:

توبه و آمرزش

بر پایه روایتی، امام صادق(ع) سبب اصلی بنای کعبه را، توبه فرزندان آدم و پاکی آنان از گناه دانسته است.[۳] امام رضا(ع) نیز، علت تشریع حج را کوچ کردن به سوی خداوند و توبه از گناهان گذشته و آغاز کردن حیات نوین دانسته است.[۴] بر پایه روایتی، یکی از مصادیق «منافع» در آیه ﴿وَ أَذِّن فی النَّاسِ بِالحْجّ… لِّّیشْهَدُواْ مَنَافِعَ لَهُمْ﴾[یادداشت ۲][۵]مغفرت و بخشایش الهی است.[۶]

خودسازی و تقوا

بر پایه روایتی از امام رضا(ع)، یکی از هدف‌ها و اثرهای حج، خودسازی و زدودن خوی‌های ناشایست از خود است.[۷] در حدیثی از امام علی(ع) یکی از غرض‌های حج، بیرون راندن خودبزرگ‌بینی از دل‌ها و جایگزینی فروتنی به جای آن ذکر شده است.[۸] بر پایه روایات، حکمت‌های تشریعِ هر کدام از مناسک حج نیز، خودسازی است.[یادداشت ۳][۹]

قرآن، هدف از تشریع حج را، دست یافتن انسان به تقوا دانسته است.[یادداشت ۴][۱۰] به این هدف، در دو آیه دیگر نیز اشاره شده است.[۱۱] در احادیث هم، نگهداشتنِ تقوا از هنگام احرام تا پایان مناسک، مورد تأکید قرار گرفته است.[۱۲]

برپاداشتن دین و تقویت ایمان

در روایات، مراد از ﴿قِیاماً لِلنَّاسِ﴾ در آیه ﴿جَعَلَ اللَّهُ الْکعْبَةَ الْبَیتَ الْحَرامَ قِیاماً لِلنَّاسِ﴾[یادداشت ۵][۱۳] «برپایی دین و معاش مردم» دانسته شده است؛[۱۴] از این رو، یکی از هدف‌های حج را برپایی دین دانسته‌اند.[۱۵] در روایتی دیگر، برپایی دین وابسته به برپا بودن کعبه دانسته شده است.[۱۶] در روایاتی دیگر نیز، حج، پرچم اسلام[۱۷] و موجب رفعت دین،[۱۸] توان‌بخشی دین[۱۹] و اصلاح ایمان مردم[۲۰] به شمار رفته است.

پیوند معنوی با رهبری الهی (تولّی)

حضرت ابراهیم(ع)، در آیه ﴿وَ أَذِّنْ فِی النَّاسِ بِالْحَجِّ یأْتُوک… ﴾[یادداشت ۶][۲۱] مأمور شده که انسان‌ها را به حج فراخواند تا مردم به سوی آن حضرت بیایند؛ از این رو، یکی از هدف‌های حج را تقویت دوستی و پیوند با رهبران الهی دانسته‌اند.[۱۵] حضرت ابراهیم(ع)، در آیه‌ای دیگر از خداوند درخواست کرده دل‌های حج‌گزاران را به سوی فرزندان او در مکه متمایل کند.[یادداشت ۷][۲۲] برخی روایات، مراد از ﴿ذُرِّیَّتِی﴾[یادداشت ۸] در آیه پیش‌گفته را «اهل بیت(ع)» دانسته‌اند.[۲۳] روایتی دیگر، مراد خداوند از «کامل کردن حج» را[یادداشت ۹][۲۴] دیدار با حضرت محمد(ص)[۲۵] و امامان(ع)[۲۶] دانسته است. این امر در احادیثی دیگر نیز تأکید شده است.[۲۷] امام(ع)، روح حقیقی کعبه و روح همه مناسک حج و محور اصلی آن شمرده شده، که هدف‌های مهم این عبادت را محقق می‌کند.[۲۸] معرفی امام حسن(ع)[۲۹] و امام سجاد(ع)[۳۰] به عنوان فرزند مکه و منا و مشعر و عرفات، اشاره‌ای به همین مسئله دانسته‌اند.[۳۱]

دوری از شیطان و دشمنان خدا (تبرّی)

مهم‌ترین نماد دوری از شیطان‌های جنّی و انسانی در حج، رمی‌جمرات است.[۳۲] برخی احادیث نیز، یکی از مصداق‌های «قضاء تفث»[یادداشت ۱۰] را در آیه ﴿ثُمَّ لۡیَقۡضُواْ تَفَثَهُمۡ وَلۡیُوفُواْ نُذُورَهُمۡ وَلۡیَطَّوَّفُواْ بِٱلۡبَیۡتِ ٱلۡعَتِیقِ﴾[یادداشت ۱۱][۳۳] رمی‌جمرات دانسته‌اند.[۳۴] در آیات نخست سوره توبه، حضرت محمد(ص) به اجرای برائت از مشرکان در حج، که دوری از شیطان‌های انسانی شمرده شده است[۳۱] مأمور شد.[یادداشت ۱۲][۳۵]

پیشگیری از نابودی انسان

قرآن، در آیه ﴿جَعَلَ اللَّهُ الْکعْبَةَ الْبَیتَ الْحَرامَ قِیاماً لِلنَّاسِ﴾[یادداشت ۱۳] کعبه را سبب پابرجا بودن انسان‌ها دانسته است. برخی از مفسران، مراد از آن را حفظ و در امان بودن انسان‌ها از خطرات دانسته[۳۶] و بر این باورند که مردم با ترک کردن حج نابود خواهند شد.[۳۷] این نکته در احادیث اهل‌بیت(ع) نیز آمده است.[۳۸] در روایتی، امام صادق(ع) حج‌گزاران را موجب بقای زندگی کسانی شمرده که حج را ترک می‌کنند.[۳۹] در احادیثی دیگر، نیت تجدید حج، موجب افزوده شدن عمر و ادای مکررّ حج، مانع مرگ ناگهانی دانسته شده است.[۴۰]

آموختن علم دین و نشر احادیث

امام رضا(ع) یکی از هدف‌های حج را آموختن علم دین و نقل سخنان امامان(ع) و نشر آنها در سرزمین‌های اسلامی و غیر اسلامی دانسته است.[۴۱] در حدیثی دیگر، آشنایی با آثار و اخبار حضرت محمد(ص) یکی از هدف‌های حج به شمار رفته است.[۴۲]

آزمایش بندگان

درحدیثی از امام علی(ع) مناسک حج، آزمایشی دشوار به شمار رفته که با قرار داشتن کعبه در سرزمینی سخت و دچار شدنِ حج‌گزاران به دشواری‌های پُرشمار تحقّق می‌یابد.[۴۳] امام صادق(ع) غرض از آزمایش حج‌گزاران را آشکار شدن میزان اطاعت آنان از خداوند شمرده است.[۴۴]

منافع دنیوی

بر پایه احادیث، تعبیر «منافع» در آیه ﴿وَ أَذِّن فی النَّاسِ بِالحْجّ… لِّّیشْهَدُواْ مَنَافِعَ لَهُمْ﴾[یادداشت ۱۴][۵] افزون بر منافع اخروی، شامل بهره‌های مادی نیز می‌شود،[۴۵] مانند منافع کرایه دهندگان مرکب‌ها[۴۶] و سوداگران کالاها که شامل حج‌گزاران و غیر آنها می‌شود.[۴۷] از جمله منافع مادی سفر حج، قربانی است که نصیب حج‌گزاران و فقیران می‌شود.[۴۸] بنا بر روایات، حج موجب غنای مادی حج‌گزاران،[۴۹] برآورده شدن نیاز خانواده آنان،[۵۰] از میان رفتن فقر،[۵۱] ورشکستگی[۵۲] و نیز موجب سلامتی بدن[۵۳] می‌گردد.

پاداش اخروی

بر پایه روایتی، امام صادق(ع)، یکی از مصادیق «منافع» را در آیه ﴿وَ أَذِّن فی النَّاسِ بِالحْجّ… لِّّیشْهَدُواْ مَنَافِعَ لَهُمْ﴾[یادداشت ۱۵][۵] منافع اخروی دانسته است.[۵۴] امام علی(ع) نیز، سبب قرار دادن کعبه را در سرزمینی سخت و خشک، گشودن درهای فضل و بخشش الهی بر حج‌گزاران دانسته است.[۵۵] در احادیثی دیگر، به میزان پاداش اخروی حج گزار، از جمله هر گامی که او در سفر حج برمی‌دارد، اشاره شده است.[۵۶]


خطای یادکرد: برچسب <ref> برای گروهی به نام «یادداشت» وجود دارد، اما برچسب متناظر با <references group="یادداشت"/> یافت نشد.

  1. ↑ سوره حجّ(22)، آیه 27-28؛ ترجمه قرآن (انصاریان)؛ ص۳۳۵.
  2. ↑ الکافی، ج4، ص422؛ تهذیب الاحکام، ج5، ص122.
  3. ↑ الکافی، ج4، ص188؛ وسائل الشیعه، ج13، ص295.
  4. ↑ علل الشرائع، ج1، ص273؛ وسائل الشیعه، ج11، ص13.
  5. ↑ ۵٫۰ ۵٫۱ ۵٫۲ سوره حجّ(22)، آیه 28.
  6. ↑ الکافی، ج4، ص264.
  7. ↑ علل الشرائع، ج2، ص404؛ بحار الانوار، ج6، ص96.
  8. ↑ الکافی، ج4، ص201؛ نهج البلاغه، خطبه 192.
  9. ↑ مصباح الشریعه، ص49؛ مستدرک الوسائل، ج10، ص173.
  10. ↑ سوره بقره(2)، آیه 197؛ ترجمه قرآن (انصاریان)، ص۳۱.
  11. ↑ سوره بقره(۲)، آیه‌های 189، 196؛ سوره مائده(۵)، آیه 96.
  12. ↑ الکافی، ج4، ص338؛ تهذیب الاحکام، ج5، ص296.
  13. ↑ سوره مائده(۵)، آیه 97.
  14. ↑ وسائل الشیعه، ج11، ص60؛ جامع احادیث الشیعه، ج10، ص69.
  15. ↑ ۱۵٫۰ ۱۵٫۱ دانشنامه حج و حرمین شریفین، ج۶، ص۳۲۸.
  16. ↑ الکافی، ج4، ص271؛ من لایحضره الفقیه، ج2، ص243.
  17. ↑ نهج البلاغه، خطبه192؛ وسائل الشیعه، ج11، ص15.
  18. ↑ علل الشرائع، ج1، ص248؛ وسائل الشیعه، ج1، ص22.
  19. ↑ بحار الانوار، ج6، ص110 و ج50، ص267؛ وسائل الشیعه، ج11، ص15.
  20. ↑ وسائل الشیعه، ج11، ص15؛ بحار الانوار، ج59، ص267.
  21. ↑ سوره حج(22)، آیه 27.
  22. ↑ سورة ابراهیم(14)، آیه 37؛ ترجمه قرآن (انصاریان)، ص۲۶۰.
  23. ↑ الکافی، ج1، ص392؛ بحار الانوار، ج27، ص74.
  24. ↑ سوره بقره(۲)، آیه ۱۹۶؛ ترجمه قرآن (انصاریان)، ص۳۰.
  25. ↑ بحار الانوار، ج97، ص139؛ جامع احادیث الشیعه، ج12، ص229.
  26. ↑ الکافی، ج4، ص549؛ نور الثقلین، ج1، ص183.
  27. ↑ علل الشرائع، ج2، ص459؛ بحار الانوار، ج96، ص374.
  28. ↑ صهبای حج، ص99-100.
  29. ↑ الامالی، ص245؛ تحف العقول، ص233.
  30. ↑ بحار الانوار، ج45، ص138؛ الصحیح من سیرة النبی، ج29، ص54.
  31. ↑ ۳۱٫۰ ۳۱٫۱ دانشنامه حج و حرمین شریفین، ج۶، ص۳۳۰.
  32. ↑ الروضة البیهه، ج2، ص281-282.
  33. ↑ سوره حج(22)، آیه 29: ترجمه قرآن (فولادوند)، ص۳۳۵.
  34. ↑ مستدرک الوسائل، ج9، ص372؛ بحار الانوار، ج96، ص312.
  35. ↑ سوره توبه(۹)، آیه ۳؛ ترجمه قرآن (انصاریان)، ص۱۸۷.
  36. ↑ التبیان، ج4، ص31؛ فقه القرآن، ج1، ص86.
  37. ↑ مجمع البیان، ج3، ص424؛ روح المعانی، ج7، ص35.
  38. ↑ الکافی، ج4، ص271؛ وسائل الشیعه، ج11، ص21.
  39. ↑ الکافی، ج2، ص451؛ وسائل الشیعه، ج1، ص28.
  40. ↑ الکافی، ج4، ص261؛ من لایحضره الفقیه، ج2، ص220.
  41. ↑ علل الشرائع، ج1، ص273؛ وسائل الشیعه، ج11، ص13.
  42. ↑ علل الشرائع، ج2، ص406؛ وسائل الشیعه، ج11، ص15.
  43. ↑ نهج البلاغه، خطبه192؛ الکافی، ج4، ص199.
  44. ↑ الکافی، ج4، ص198؛ من لایحضره الفقیه، ج2، ص250.
  45. ↑ الکافی، ج4، ص422؛ تهذیب الاحکام، ج5، ص122.
  46. ↑ علل الشرائع، ج2، ص406؛ وسائل الشیعه، ج11، ص14.
  47. ↑ علل الشرائع، ج1، ص273؛ وسائل الشیعه، ج11، ص13.
  48. ↑ سوره حج(۲۲)، آیه‌های ۲۸، ۳۶.
  49. ↑ من لایحضره الفقیه، ج2، ص265؛ وسائل الشیعه، ج11، ص12.
  50. ↑ الکافی، ج4، ص252؛ وسائل الشیعه، ج11، ص9.
  51. ↑ من لایحضره الفقیه، ج2، ص222؛ تهذیب الاحکام، ج5، ص21.
  52. ↑ وسائل الشیعه، ج11، ص108؛ بحار الانوار، ج96، ص12.
  53. ↑ الکافی، ج4، ص252؛ وسائل الشیعه، ج11، ص252.
  54. ↑ الکافی، ج4، ص422؛ تهذیب الاحکام، ج5، ص122.
  55. ↑ نهج البلاغه، خطبه192؛ الکافی، ج4، ص199.
  56. ↑ الکافی، ج4، ص253؛ تهذیب الاحکام، ج5، ص24.