پرش به محتوا

کتاب:درس‌نامه ادب زیارت/درس سوم: آداب زیارت اعتاب مقدسه (۱)

از ویکی حج
نسخهٔ تاریخ ‏۱۰ اوت ۲۰۲۶، ساعت ۱۰:۵۷ توسط Translationbot (بحث | مشارکت‌ها) (بارگذاری خودکار محتوای کتاب)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)

الگو:فصل بندی

69

اهداف درس[ویرایش | ویرایش مبدأ]

انتظار می‌رود با مطالعه این درس:[ویرایش | ویرایش مبدأ]

۱‌. با اخلاص و اهمیت آن در زیارت آشنا شویم.

۲. ضرورت آراستگی و طهارت در زیارت را بهتر بشناسیم.

۳. به جایگاه حضور قلب و خضوع و خشوع هنگام زیارت پی ببریم.

۴. ادب ورود به حرم و اذن ورود گرفتن را رعایت کنیم.

۵. با زبان و قدمی ویژه وارد حرم شویم.

۶. با پیشینه و جواز عتبه بوسی آشنا شویم.

70

برای زیارت اعتاب مقدسه آداب خاصی توصیه شده است که می‌توان آنها را به چند روش دسته بندی کرد؛ برای مثال به یک اعتبار این آداب به آداب ظاهری و آداب باطنی، و به اعتباری دیگر به آداب جوارحی و جوانحی تقسیم می‌شود. اما شیوه سومی که ما در این اثر انتخاب کرده ایم تقسیم بندی آداب زیارت براساس زمان لزوم رعایت آنهاست یعنی پیش از سفر، حین سفر و پس از سفر.

آداب پیش از زیارت[ویرایش | ویرایش مبدأ]

الف) اخلاص[ویرایش | ویرایش مبدأ]

یکی از مهم ترین آداب زیارت اخلاص در زیارت است. واژه «اخلاص» مصدر باب افعال از ریشه خلوص و خلاص و به معنای خالص کردن، پاک گردانیدن و برگزیدن است[۱] و مقصود از آن در فرهنگ اسلامی پاک کردن نیت از غیر خدا و انجام دادن عمل برای خداست.

قرآن کریم درباره مأموریت انسان ها در این عالم می فرماید: ﴿وَمَا أُمِرُوا إِلَّا لِيَعْبُدُوا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ﴾؛[۲] و به آنها دستور داده نشده بود، جز اینکه خدا را بپرستند.

در آیه دیگری درباره درخواست پیامبران از مردم آمده است: ﴿فَادْعُوا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ﴾؛[۳]

71

«[تنها] خدا را بخوانید و دین خود را برای او خالص کنید، هرچند کافران ناخشنود باشند».

امام صادق(ع) درباره حقیقت و ثمره اخلاص می فرماید:

اخلاص جمع میکند اعمال فضیلت دار و آثار اعمال نیکورا. اخلاص مفهومی است که به وسیله قبول شدن عمل منکشف و معلوم می‌گردد و با رضا و خشنودی پروردگار متعال خاتمه پیدا کرده و امضا می‌شود. پس هرآن کسی که اعمالش به درگاه الهی مورد قبول واقع شده و خداوند متعال از آن راضی گشت او از مخلصین است، اگرچه عملش کوچک باشد و کسی که خداوند عمل را قبول نکند مخلص نیست، گرچه عملش بسیار باشد.[۴]

از جمله آداب زیارت خانه خدا و زیارت رسول خدا(ص) و ائمه معصوم(ع) خالص ساختن قلب از هرگونه نیت غیرخدا یی بیان شده است. در بعضی روایات، زیارت رسول خدا(ص) با نیتی خالص، پاداش بهشت موعود را دارد.[۵] همچنین در برخی روایات، پاداش زیارت رسول خدا(ص) یا امیرالمؤمنین(ع) یا امام حسن(ع) وامام حسین(ع) با قصد قربت، بهشت دانسته شده است.[۶]

اهل سنت یکی از آداب زیارت رسول خدا(ص) را اخلاص در نیت و تقرب به پروردگار بیان کرده و اخلاص در زیارت مسجدالنبی را مستحب دانسته اند.[۷]

72

امام صادق(ع) فرمود:

مَنْ زَارَ قَبْرَ الْحُسَيْنِ(ع) وَ هُوَ يُرِيدُ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ جَبَّ لَهُ شَيْعَهُ جَبْرَئِيلُ وَ مِيكَائِيلُ وَ إِسْرَافِيلُ حَتَّى يُرَدَّ إِلَى مَنْزِلِهِ.[۸]

کسی که قبر امام حسین(ع) را زیارت کند ـ در حالی که نیت او برای خدا باشد ـ جبرئیل و میکائیل و اسرافیل او را مشایعت میکنند تا اینکه به منزلش برگردد.

امام صادق(ع) در روایتی دیگر فرمود:

مَنْ زَارَ قَبْرَ الْحُسَيْنِ(ع) لِلَّهِ وَ فِي اللَّهِ أَعْتَقَهُ اللَّهُ مِنَ النَّارِ وَ آمَنَهُ يَوْمَ الْفَزَعِ الْأَكْبَرِ.[۹]

کسی که قبر امام حسین(ع) را برای خدا و در راه خدا زیارت کند خداوند او را از آتش آزاد میکند و روز قیامت در امان می دارد.

ب) پوشیدن لباس پاکیزه، آراستگی و خوش بویی[ویرایش | ویرایش مبدأ]

نوع پوشش معرف شخصیت انسان است. کسی که در ملاقات ها با لباس مناسب و نظیف و با آراستگی حاضر می شود پیام محبت و دوستی را به مخاطبش منتقل می کند.

قرآن کریم به همه انسان ها سفارش می کند هنگامی که در اجتماع و عبادتگاه ها حاضر می شوند با وضع زیبا حاضر شوند: ﴿يَا بَنِي آدَمَ خُذُوا زِينَتَكُمْ عِنْدَ كُلِّ مَسْجِدٍ﴾.[۱۰]

ذیل این آیه از امام رضا(ع) روایت شده که منظور از زینت لباس است: «عن أبي الحسن الرضا(ع) في قول الله: ﴿خُذُوا زِينَتَكُمْ عِنْدَ كُلِّ مَسْجِدٍ﴾ قال: هي الثياب».[۱۱]

73

با توجه به جایگاه لباس در ارتباطات اجتماعی و اعمال عبادی، یکی از آداب زیارت اولیای خدا پوشیدن لباس پاکیزه است.[۱۲] امام صادق(ع) در آداب زیارت امیرالمؤمنین(ع) به محمد بن مسلم فرمود: «إِذَا أَتَيْتَ مَشْهَدَ أَمِيرِالْمُؤْمِنِينَ(ع)… وَالْبَسْ أَنْظَفَ ثِيَابِكَ».[۱۳]

ادب اجتماعی اقتضا می کند برای تشرف به محضر ولی خدا با پوششی آراسته و تمیز حاضر شود؛ چنان که سیره عملی معصومان(ع) بیانگر این حقیقت است. در این باره صفوان جمال می گوید:

هنگامی که با امام صادق(ع) ـ به خاطر احضار حضرت توسط منصور ـ هم سفر بودم [در نقطه ای] حضرت به من فرمودند: شتررا بخوابان. اینجا قبر جدم امیرالمومنین(ع) است. شتر را خواباندم. حضرت پیاده شده، غسل نمود و لباس هایش را عوض کرد و به من نیز فرمود چنین کنم.[۱۴]

در آداب زیارت رسول خدا(ص) وارد شده است: «وَالْبَسْ أَنْظَفَ ثِيَابِكَ».[۱۵] حتی در بعضی روایات برای زیارت از راه دور به پوشیدن لباس تمیز توصیه شده است؛ برای نمونه امام صادق(ع) برای زیارت خمسه طیبه فرمود: «وَ لْيَلْبَسْ ثَوْبَيْنِ نَظِيفَيْنِ وَ لْيَخْرُجْ إِلَى فَلَاةٍ مِنَ الْأَرْضِ»؛[۱۶] ۵ دو لباس تمیزپوش و به بیابان برو». براساس روایات وارده در این باب، بعضی فقها به استحباب پوشیدن لباس تمیزهنگام زیارت فتوا داده اند.[۱۷] همچنین خوشبو بودن یکی از آداب اسلامی شمرده شده است؛ مثلاًدر

74

روایات از آداب دعا[۱۸] روز جمعه[۱۹] و نماز[۲۰] خوشبوکردن خود بیان شده است. عطر زدن و خوشبوکردن یکی از آداب زیارت معصومان(ع) نیز شمرده شده است.[۲۱] امام صادق(ع) به محمد بن مسلم فرمود: «إِذا أَتَيْتَ مَشْهَدَ أَمِيرِالْمُؤْمِنِينَ (ع)… وَ الْبَسْ أَنْظَفَ ثِيَابِكَ، وَ تَشَمَّ شَيْئاً مِنَ الطِّيبِ»؛[۲۲] «هنگامی که به حرم امیرالمؤمنین(ع) رسیدی نظیف ترین لباست را بپوش و مقداری از بوی خوش استعمال کن». در روایتی دیگر صفوان جمال از امام صادق(ع) سؤال کرد: چگونه امیرالمؤمنین(ع) را زیارت کنیم؟ حضرت فرمود: «يَا صَفْوَانُ إِذَا أَرَدْتَ ذَلِكَ… وَ تَخْلُ شَيْئاً مِنَ الطِّيبِ فَإِنْ لَمْ تَنَلْ أَجْزَاكَ».[۲۳] «ای صفوان، هنگامی که چنین قصدی را کردی… و مقداری از بوی خوش استفاده کن، پس اگر نداری، پاداش خواهی دید».

فقها با توجه به مجموعه روایات در ابواب مختلف عبادات درباره استفاده از عطر به استحباب استعمال عطر در زیارت فتوا داده اند.[۲۴]

ج) غسل زیارت[ویرایش | ویرایش مبدأ]

شهید اول و صاحب جواهر یکی دیگر از آداب زیارت را غسل زیارت شمرده اند.[۲۵] بعضی فقهای امامیه غسل زیارت را از غسل های مکانی شمرده اند و دلیل استحباب

75

آن را شرافت مکان دانسته اند[۲۶] و بعضی دیگر به روایات استناد داده اند.[۲۷] و بعضی هم به هر دو (روایت و شرافت مکان) اشاره کرده اند.[۲۸]

در آداب زیارت پیامبر اکرم (ص)[۲۹]، امیر مؤمنان (ع)[۳۰]، امام صادق (ع)[۳۱]، امام رضا (ع)[۳۲]، امام کاظم و امام جواد (ع)[۳۳]، امام هادی و امام حسن عسکری (ع)[۳۴] به غسل قبل از ورود به حرم تصریح شده است. در آداب زیارت معصومان(ع) از راه دور هم به غسل زیارت توصیه شده است، چنان که امام صادق(ع) فرمود:

یا عِیسی، إِذا لَمْ تَقْدِرْ عَلَی المَجِیءِ، فَإِذا كانَ فِي يَومِ الجُمُعَةِ فَاغْتَسِلْ أَوْ تَوَضَّأْ وَ اصْعَدْ إِلَى سَطْحِكَ….[۳۵]

ای عیسی، هنگامی که قادر بر آمدن به زیارت [از نزدیک] نیستی زمانی که روز جمعه فرارسید، غسل کن یا وضو بگیر و به بالای ساختمان برو…

همچنین امام هادی(ع) در آداب زیارت جامعه کبیره می فرماید: «إِذا صِرْتَ إِلَى الْبَابِ فَقِفْ وَ اشْهَدِ الشَّهَادَتَيْنِ وَ أَنْتَ عَلَى غُسْلٍ…»؛[۳۶] «هنگامی که به باب حرم رسیدی بایست و شهادتین را بگو، در حالی که غسل کرده ای».

76

به اتفاق به استحباب غسل زیارت فتوا داده اند.[۳۷]

درباره استحباب غسل زیارت امام حسین(ع) نیز دو دسته روایت وجود دارد: روایات دال بر عدم استحباب[۳۸] و روایات دال بر استحباب.[۳۹] قریب به اتفاق فقهای معاصر به استحباب غسل زیارت قائل شده اند.[۴۰]

د) وقار و طمأنینه، حضور قلب، خضوع و خشوع و رقت قلب[ویرایش | ویرایش مبدأ]

یکی دیگر از آداب زیارت وارد شدن به حرم در زمانی است که انسان در دل احساس خشوع و رقت قلب می کند.[۴۱] صاحب جواهر الکلام در توضیح این ادب زیارت می گوید: «حضور در حرم معصومین(ع) به خاطر دریافت رحمت نازله از جانب پروردگار است و این رحمت زمانی دریافت می شود که انسان با خشوع و رقت قلب وارد حرم شود».[۴۲] بعضی علما رعایت خضوع و انکسار را مستحب، و از آداب زیارت رسول اکرم(ص) شمرده اند.[۴۳]

77

در آدابی که در زیارت‌نامه هریک از معصومان(ع) وارد شده به ورود با سکینه و خشوع سفارش شده است؛ چنان‌که ابن مشهدی در المزار الکبیر، و شهید اول در المزار در زیارت امام حسین(ع) در شب و روز عید قربان آورده است:

«وَاخْشَعْ لِرَبِّکَ وَابْکِ، فَإِنْ خَشَعَ قَلْبُکَ وَدَمَعَتْ عَیْنَاکَ فَهُوَ عَلَامَةُ الْقَبُولِ وَالْإِذْنِ»[۴۴]

خود را برای پروردگارت خاشع کن و گریان باش. اگر قلبت خاشع شد و اشک از دیدگانت جاری گشت، این علامت قبولی زیارت و صدور اذن از جانب معصوم(ع) است.

داشتن آرامش و حذر کردن از شتاب باعث حضور ذهن و درک محضر اولیای خدا می‌شود و فرصت بهره‌برداری از فضای معنوی حرم معصومان(ع) را به زائر می‌دهد. ازاین‌رو به ورود به حرم با سکینه و آرامش توصیه شده است.

بعضی صاحب‌نظران دو واژه «وقار» و «سکینه» را مترادف دانسته اند؛ ولی بعضی دیگر سکینه را نتیجه وقار شمرده‌اند. وقار حالت توجه به پروردگار و قطع تعلق از غیر خداست که ثمره آن در اعضا ظاهر می شود و سکینه نام می‌گیرد.[۴۵] برای زیارت امام حسین(ع) سفارش شده است: «إِذَا أَتَیْتَ قَبْرَ الْحُسَیْنِ(ع)… وَ تَوَجَّهْ إِلَیْهِ وَ عَلَیْکَ السَّکینَةُ وَ الْوَقَارُ حَتَّی تَدْخُلَ الْحَائِرَ [الحيّر]».[۴۶] «هنگامی که به قبر امام حسین(ع) آمدی … به سوی او روی کن و با آرامش و وقار حرکت کن تا داخل حائر شوی». همچنین امام هادی(ع) در آداب زیارت جامعه کبیره می‌فرماید: «ثُمَّ امْشِ قَلِیلًا وَ عَلَیْکَ السَّکِینَةُ وَ الْوَقَارُ وَ قَارِبْ بَیْنَ خُطَاكَ».[۴۷] سپس کمی راه برو و با آرامش و

78

وقار حرکت کن قدمهایت را کوتاه بردار».

هـ) ذکر تكبیر، تسبیح و صلوات[ویرایش | ویرایش مبدأ]

از جمله آداب زیارت مرقدهای مطهر معصومان(ع) گفتن «تکبیر (الله اکبر) و تهلیل (لا اله الا الله) وتحمید (الحمد لله) و تسبیح (سبحان الله)» و صلوات فرستادن هنگام ورود به حرم است؛[۴۸] چنان که امام صادق(ع) به ابوحمزه ثمالی درباره زیارت امام حسین(ع) فرمود: «وَ أَکْثِرْ مِنْ ذِکْرِ اللَّهِ تَعَالَى اللَّهُ أَکْبَرُ ثَلَاثِينَ مَرَّةً بِالتَّکْبِيرِ وَ التَّهْلِيلِ وَ التَّمْجِیدِ وَ التَّحْمِیدِ وَ التَّعْظِیمِ لِلَّهِ وَ لِرَسُولِهِ(ص)».[۴۹]

در زیارت امام حسین(ع) روایت شده که زائر پیش از زیارت و در بدو ورود، حتی وقتی به فرات می‌رسد تا غسل زیارت کند، صد مرتبه الله اکبر و صد مرتبه لا اله الا الله بگوید و صد مرتبه صلوات بفرستد.[۵۰] همچنین روایت شده است زائر هنگام زیارت وقتی مقابل قبر امام معصوم قرار گرفت بگوید: «لا اله الا الله وحده لا شريك له».[۵۱] امام هادی (ع) در زیارت جامعه کبیره نیز می‌فرماید: «صد مرتبه تکبیر می‌گویی و آنگاه بگو…».[۵۲] اگرچه این روایت مخصوص زیارت جامعه کبیره است، ثابت می‌کند در زیارت هر معصومی گفتن ذکر مستحب است.[۵۳]

درباره فلسفه این اذکار گفته است:

یاد خدا و حمد و ستایش او و ذکر توحید و تسبیح و تنزیه هم توجه دادن به

79

عظمت خداوند است - چراکه عظمت چنین شخصیت‌هایی در عبودیت و تواضع در پیشگاه خداست - هم نوعی تعدیل نگاه و توجه انسان زائر است تا درباره این پیشوایان الهی دچار غلو نشود و نسبت‌های غلوآمیز ندهد و محوریت توحید در زیارت حفظ شود.[۵۴]

و) اذن ورود[ویرایش | ویرایش مبدأ]

«اذن» یعنی اعلان اجازه، اراده و رخصت در چیزی.[۵۵] قرآن کریم می‌فرماید: ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَدْخُلُوا بُيُوتًا غَيْرَ بُيُوتِكُمْ حَتَّىٰ تَسْتَأْنِسُوا﴾؛[۵۶] «ای کسانی که ایمان آورده‌اید، در خانه‌هایی غیر از خانه خود وارد نشوید تا اجازه بگیرید.» بر اساس این آموزه قرآنی ورود به حریم خصوصی دیگران بدون اذن آنان ممنوع است. وارد شدن به حریم خصوصی پیامبراکرم(ص) هم علاوه بر این عمومات طبق آیه ۵۳ احزاب نیازمند اذن است: ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَدْخُلُوا بُيُوتَ النَّبِيِّ إِلَّا أَن يُؤْذَنَ لَكُمْ﴾؛[۵۷] «ای کسانی که ایمان آورده‌اید، در خانه‌های پیامبر داخل نشوید، مگر به شما اذن داده شود». این آیه ورود بدون اذن به حریم خصوصی رسول خدا(ص) را ممنوع شمرده است؛ اما آیا پس از حیات ایشان را نیز شامل می‌شود؟ همچنین آیا حرم اهل بیت ایشان هم از مصادیق حریم نبوت و ولایت است و داخل شدن به آنها نیازمند اذن است؟

در وصیت امام حسن(ع) به برادرش، امام حسین الّسلام آمده است:

مرا با جدم رسول خدا(ص) دفن کنید. به درستی که تنها من به رسول خدا(ص)

80

و خانه او صاحب حق هستم نسبت به کسانی که بدون اذن وارد خانه ایشان شده‌اند و نه اذن مکتوبی بعد از پیامبر(ص) برای آنان آمده است؛ در حالی که خداوند در کتابش فرموده است: «ای کسانی که ایمان آورده اید، وارد خانه های پیامبر نشوید، مگر آنکه به شما اذن داده شود». به خدا قسم، به آنان در زمان حیات رسول خدا(ص) اجازه ورود به خانه پیامبر بدون اذن داده نشده بود و بعد از وفات پیامبر(ص) همچنین اذنی برای آنان نیامده است؛ در حالی که به ما اجازه تصرف داده شده در آنچه که بعد از رسول خدا(ص) به ارث گذاشته.[۵۸]

امام مجتبی(ع) با استدلال به آیه شریفه برای پس از ممات حضرت نیاز به اذن ورود را لازم شمرده و می‌فرمایند: «کسانی که می‌خواهند وارد بیت (حرم) رسول الله(ص) شوند یا باید از کسانی باشند که نیاز به اذن ندارند و یا از کسانی باشند که به آنها اذن داده شده است». آیه شریفه شامل حرم های مطهر ائمه معصوم(ع)، که برای ورود نیاز به اذن دارند، هم می‌شود. زیرا حرم های معصومان(ع) خانه های پیامبر(ص) محسوب می شوند «اَللَّهُمَّ إِنِّي وَقَفْتُ عَلى بابِ مِنْ بُيوتِ نَبِيِّكَ، وَآلِ نَبِيِّكَ وَقَدْ مَنَعْتَ النَّاسَ الدُّخُولَ إِلَّا بِإِذْنِ نَبِيِّكَ…»[۵۹] و به تصریح آیه نباید بدون اجازه وارد آنها شد.

خواندن اذن ورود برای ورود به حرم رسول خدا(ص) و ائمه معصوم(ع) آموزنده ادب حضور و یاد خدا و اولیای اوست: ﴿فَاذْكُرُونِي أَذْكُرْكُمْ﴾. اذن ورود زائر را متوجه جایگاه مزور می‌کند تا پیش از ورود بداند به چه مکانی و در حریم چه کسی وارد می شود:

81

﴿فِي بُيُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَنْ تُرْفَعَ وَيُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ يُسَبِّحُ لَهُ فِيهَا بِالْغُدُوِّ وَالْآصَالِ﴾[۶۰] محتوای اذن ورود یادآور این نکته است که پیامبر(ص)، معصومان(ع) و ملائکه در طول وجود خداوندند[۶۱] و این امر تقویت کننده توحید در اعتقادات زائر است.

فقها توصیه کرده اند که اذن ورود بمأثور باشد: «و أن يستأذن في الجميع بالمأثور».[۶۲] در آداب مأثور ورود به حرم امام علی(ع) و امام حسین(ع) دعایی وارد شده که حاکی از آن است که هنگام ورود زائر به حرم رسول خدا(ص)، امیرالمؤمنین(ع)، فاطمه زهرا(ع) و معصومان(ع) امام مزور و ملائکه مقیم حرم ناظر بر رفتار اویند و به او اجازه ورود می دهند.[۶۳] اگرچه در زیارتنامه های مأثور سایر معصومان(ع) اذن ورود خاصی نقل نشده، طوسی، کفعمی، ابن مشهدی و شهید اول برای ورود به حرم پیامبر(ص) و ائمه معصوم(ع) و فرزندان پاکشان ادعیه هایی را نقل کرده اند.[۶۴]

ز عتبه بوسی[ویرایش | ویرایش مبدأ]

«عتبه» در کتاب های لغت به معانی مختلف - مانند «چوب زیرین چهارچوب در، درگاه، کفش کن و قسمت جلوخانه که به درخانه نزدیک است»[۶۵] - آمده است. در معماری به چوب زیرین چارچوب درها، که لنگه های در پشت آن بسته می شوند، عتبه یا آستانه می گویند. این قسم به طور عمودی در پای چهارچوب کام و زبانه می شود. اصطلاح عتبه بوسی یا آستانه بوسی یا آستان بوسی، که اصطلاحی

82

ادبی به مفهوم به خدمت رسیدن و تشرف یافتن به مکان های مقدس یا رسیدن به حضور بزرگان است، کنایه از این است که هنگام حضور یافتن در محضر بزرگان شایسته است بر آستانه در بوسه زنند.[۶۶]

زمین بوسی میان خلفای اسلامی اولین بار نزد سفاح ـ نخستین خلیفه عباسی ـ انجام شد و کم کم به عنوان سنتی رسمی در دربار عباسیان رواج یافت و به مرحله ای رسید که در خاصی از قصر حاکم به ورود و آستان بوسی اختصاص یافت و به «باب العتبه» معروف شد.[۶۷] این گونه احترام گذاشتن کم کم به ادب زیارت اولیا هم تبدیل گشت و مردم هنگام ورود به مکان های مقدس و امامزاده ها با بوسیدن چهارچوب درهای ورودی صحن و حرم احترام خود را به مزور ابراز می کردند.

اگرچه شهید اول،[۶۸] فیض کاشانی[۶۹] و علامه مجلسی[۷۰] بوسیدن عتبه را به عنوان یکی از آداب زیارت نقل کرده اند، خود تصریح کرده اند که دلیل مستندی بر استحباب بوسیدن آستان و درگاه نداریم[۷۱] و آستانه بوسی و زمین بوسی یک ادب مأثور نیست و از ائمه(ع) نقل نشده است.[۷۲]

ابوحیصه ثمالی می گوید: امام سجاد(ع) به کوفه آمده بود. وقتی حضرت را دیدم و شناختم. خودم را بر قدم های حضرت انداختم و آنها را بوسیدم. حضرت سرم را با دستانش بلند کرد و فرمود: «ای اباحمزه، سجده فقط برای خداوند

83

است».[۷۳]

فقها از سجده کردن بر آستان زیارتگاه ها، که بعضی مردم انجام می دهند، به شدت نهی کرده اند.[۷۴] آنان تصریح کرده اند که بوسیدن آستان نباید به سجده تبدیل شود و پیشانی بر درگاه گذاشته شود.[۷۵] آنچه فقهای شیعه بدان سفارش کرده اند بوسیدن درب حرم یا چهارچوب درب یا دستگیره درب است.

ح) ورود با پای راست[ویرایش | ویرایش مبدأ]

یکی دیگر از آداب ورود به اماکن مقدس، مانند مساجد[۷۶] و حرم های معصومان(ع)،[۷۷] ورود با پای راست است. شیخ صدوق، مفید و ابن مشهدی در آداب زیارت رسول خدا(ص) روایت می کنند: «ثُمَّ ادْخُلْ مُقَدِّماً رِجْلَكَ الْيُمْنَى».[۷۸]

از امام صادق(ع) درباره چگونگی زیارت امام حسین(ع) سؤال شد. حضرت آدابی را برای زیارت امام حسین(ع) بیان کردند و در بخشی از سخنانشان فرمودند: «ثُمَّ أَدْخِلْ رِجْلَكَ الْيُمْنَى قَبْلَ الْيُسْرَى».[۷۹] براساس این روایات، بعضی فقها به استحباب ورود به حرم معصومان(ع) با پای راست فتوا داده اند.[۸۰]

84

خلاصه درس[ویرایش | ویرایش مبدأ]

در این درس با آداب پیش از زیارت آشنا شدیم و آدابی مانند اخلاص در عمل، غسل زیارت کردن، لباس پاکیزه پوشیدن و معطر و خوشبو کردن، ذکر گفتن و صلوات فرستادن، با وقار و سکینه به زیارت رفتن و خضوع و خشوع و رقت قلب داشتن، هنگام ورود به حرم اذن ورود خواندن و با پای راست وارد شدن را بررسی کردیم.

عتبه بوسی گرچه یکی از آداب زیارت بیان شده، دلیل روائی بر آن یافت نشده است. جواز آن از دیدگاه فقها مشروط است به اینکه عتبه بوسی نباید به سجده در مقابل مزور تبدیل شود.

منابع برای مطالعه بیشتر[ویرایش | ویرایش مبدأ]

۱. داود حسینی، بررسی تحلیلی آداب زیارت، نشر مشعر.

۲. سیدعلی قاضی عسکر، آداب زیارت، نشر مشعر.

۳. داود حسینی، راه و راهنمای زیارت عتبات عالیات، ج ۱ (آداب و احکام سفرهای زیارتی)، نشر مشعر.

سؤال‌های درس جهت خودآزمایی[ویرایش | ویرایش مبدأ]

۱. اخلاص را تعریف کنید و حقیقت و ثمره اخلاص را بیان کنید.

۲. حکم غسل زیارت امام حسین(ع) چیست؟

۳. داشتن خضوع و خشوع و رقت قلب در روایات نشانه چه چیزی در زیارت بیان شده است؟

۴. برای استحباب غسل زیارت به چند دسته از روایات می‌توان استناد کرد؟

۵. آیا استحباب عتبه بوسی از آداب مستند به روایات است؟

پانویس[ویرایش | ویرایش مبدأ]

  1. ابن منظور، لسان العرب، ج ۳، ص ۱۷۳-۱۷۴.
  2. البینه: ۵.
  3. غافر: ۱۴.
  4. «الْإِخْلَاصُ يَجْمَعُ فَوَاضِلَ الْأَعْمَالِ وَ هُوَ مَعْنَى مِفْتَاحُهُ الْقَبُولُ وَ تَوْقِيعُهُ الرِّضَا فَمَنْ تَقَبَّلَ اللَّهُ مِنْهُ وَ يَرْضَى عَنْهُ فَهُوَ الْمُخْلِصُ وَ إِنْ قَلَّ عَمَلُهُ وَ مَنْ لَا يَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنْهُ فَلَيْسَ بِمُخْلِصٍ وَ إِنْ كَثُرَ عَمَلُهُ» (جعفر بن محمد الصادق(ع)، مصباح الشریعة، ص ۳۶).
  5. مصباح الشریعة، ص ۳۶.
  6. مفید، کتاب المزار، ص ۱۹.
  7. سمهودی، وفاء الوفا، ج ۴، ص ۵۲۹.
  8. ابن قولویه، کامل الزیارات، ص ۱۴۵.
  9. همان، ص ۱۴۶.
  10. اعراف: ۳۱.
  11. عیاشی، تفسیرالعیاشی، ج ۲، ص ۱۲؛ بحرانی، البرهان، ج ۲، ص ۹-۱۰.
  12. مفید، المقنعة، ص ۴۵۸؛ ابن طاووس، اقبال الاعمال، ج ۲، ص ۳۵۴.
  13. حرعاملی، وسائل الشیعة، ج ۱۴، ص ۳۹۲.
  14. همان، ص ۳۹۳.
  15. المقنعة، ص ۴۵۸.
  16. طوسی، مصباح المتهجد، ص ۲۵۳؛ وسائل الشیعة، ج ۱۴، ص ۵۷۹.
  17. شبیری زنجانی، مناسک الحج، ص ۳۹۳.
  18. کلینی، الکافی، ج ۳، ص ۴۷۷.
  19. علی بن موسی الرضا (ع)، الفقه المَنْسوب الی الامام الرضا(ع)، ص ۱۲۹.
  20. الکافی، ج ۶، ص ۵۱۱.
  21. حرعاملی، وسائل الشیعة، ج ۱۴، ص ۳۹۲.
  22. ابن مشهدی، المزار الکبیر، ص ۲۰۵؛ ابن طاووس، إقبال الأعمال، ج ۲، ص ۶۰۸.
  23. ابن طاووس، فرحة الغری، ص ۹۳.
  24. علامه حلی، نهایة الاحکام، ج ۱، ص ۱۷۷-۱۷۸؛ فاضل هندی، کشف اللثام، ج ۱، ص ۱۶۳؛ شهید اول، الدروس، ج ۲، ص ۲۳؛ نجفی، جواهر الکلام، ج ۲۰، ص ۱۰۱.
  25. شهید اول، الدروس، ج ۲، ص ۲۳؛ نجفی، جواهر الکلام، ج ۲۰، ص ۱۰۱.
  26. فاضل هندی، کشف اللثام، ج ۱، ص ۱۶۳.
  27. علامه حلی، نهاية الاحكام، ج ۱، ص ۱۷۷ - ۱۷۸.
  28. صیمری، کشف الالتباس، ص ۳۴۱.
  29. کلینی، الكافی، ج ۴، ص ۵۵۰؛ طوسی، تهذیب الأحکام، ج ۶، ص ۵.
  30. تهذيب الأحكام، ج ۶، ص ۲۵؛ حرعاملی، وسائل الشيعة، ج ۱۴، ص ۳۹۰.
  31. الکافی، ج ۴، ص ۵۷۲.
  32. وسائل الشيعة، ج ۱۴، ص ۵۶۹.
  33. ابن قولویه، كامل الزيارات، ص ۳۰۱.
  34. همان، ص ۳۱۳.
  35. وسائل الشيعة، ج ۱۴، ص ۵۷۸.
  36. مجلسی، لوامع صاحبقرانی، ج ۸، ص ۶۶۴؛ نجفی، جواهر الكلام، ج ۵، ص ۴۶.
  37. شیخ انصاری، کتاب الطهاره، ج ۳، ص ۶۴.
  38. عَنِ الْعِیصِ بْنِ الْقَاسِمِ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ(ع) قَالَ سَأَلْتُهُ عَنْ زِیَارَةِ قَبْرِ الْحُسَیْنِ (ع) هَلْ لَهَا غُسْلٌ قَالَ لَا (مجلسی، ملاذ الأخیار، ج ۹، ص ۱۲۹). مجلسی این روایت را صحیح می داند.
  39. «قال الصادق(ع) إِذَا أَتَیْتَ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ(ع)، فَاغْتَسِلْ عَلَى شَاطِئِ الْفُرَاتِ»؛ «هنگامی که به زیارت قبر ابا عبدالله الحسین(ع) آمدی در شط فرات غسل کن» (کلینی، الکافی، ج ۹، ص ۳۰۸). «إِذَا أَتَیْتَ قَبْرَ الْحُسَیْنِ (ع) فَأْتِ الْفُرَاتَ وَ اغْتَسِلْ بِحِیَالِ قَبْرِهِ…»؛ «هنگامی که به زیارت قبر امام حسین(ع) آمدی به فرات برو و در کنار قبر حضرت غسل کن» (الکافی، ج ۴، ص ۵۷۲).
  40. امام خمینی، زبدة الاحکام، ص ۳۴؛ خوئی، موسوعة الامام الخوئی، ج ۱، ص ۹۴؛ سیستانی، منهاج الصالحین، ج ۱، ص ۱۲۱؛ مکارم شیرازی، رساله توضیح المسائل، ص ۱۱۰؛ صافی گلپایگانی، ذخيرة العقبی، ج ۹، ص ۲۱۲.
  41. فیض کاشانی، مفاتیح الشرائع، ج ۱، ص ۳۹۷؛ نجفی، جواهر الکلام، ج ۲۰، ص ۱۰۲.
  42. جواهر الکلام، ج ۲۰، ص ۱۰۲.
  43. ابن حجر، الجوهر المنظم، ص ۷۷ و ۸۰؛ شهید اول، الدروس، ج ۲، ص ۲۳.
  44. ابن مشهدی، المزار الکبیر، ص ۸۸؛ شهید اول، المزار، ص ۱۵۴.
  45. صالحی مازندرانی، شرح اصول کافی، ج ۱۱، ص ۱۴۱.
  46. ابن قولویه، کامل الزیارات، ص ۲۰۱.
  47. طوسی، تهذیب الأحکام، ج ۶، ص ۹۶.
  48. شهید اول، الدروس، ج ۲، ص ۲۳؛ نجفی، جواهر الکلام، ج ۲۰، ص ۱۰۱.
  49. ابن قولویه، کامل الزیارات، ص ۲۲۵-۲۲۶.
  50. همان، ص ۲۲۵.
  51. شیخ صدوق، من لا يحضره الفقیه، ج ۲، ص ۶۰۳.
  52. مجلسی، لوامع صاحب قرانی، ج ۸، ص ۶۶۴؛ جواهر الکلام، ج ۵، ص ۴۶.
  53. فاضل هندی، کشف اللثام، ج ۶، ص ۴۶.
  54. مجلسی، روضة المتقین، ج ۵، ص ۴۵۳؛ جوادی آملی، ادب فنای مقربان، ج ۱، ص ۸۳.
  55. راغب اصفهانی، مفردات، ص ۷۱.
  56. نور: ۲۷.
  57. احزاب: ۵۳.
  58. «وَ أَنْ تُدْفَنَنِی مَعَ جَدِّی رَسُولِ اللَّهِ(ص) فَإِنِّی أَحَقُّ بِهِ وَ بِبَیْتِهِ مِمَّنْ أَدْخَلَ بَیْتَهُ بِغَیْرِ إِذْنِهِ وَ لَا كِتَابٍ جَاءَهُمْ مِنْ بَعْدِهِ، قَالَ اللَّهُ (تَعَالَى) فِیمَا أَنْزَلَهُ عَلَى نَبِیِّهِ(ص) فِی كِتَابِهِ: ﴿یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تَدْخُلُوا بُیُوتَ النَّبِیِّ إِلَّا أَنْ یُؤْذَنَ لَكُمْ﴾ فَوَاللَّهِ مَا أَذِنَ لَهُمْ فِی الدُّخُولِ عَلَیْهِ فِی حَیَاتِهِ بِغَیْرِ إِذْنِهِ، وَ لَا جَاءَهُمُ الْإِذْنُ فِی ذَلِكَ مِنْ بَعْدِ وَفَاتِهِ، وَ نَحْنُ مَأْذُونُ لَنَا فِی التَّصَرُّفِ فِیمَا وَرِثْنَاهُ مِنْ بَعْدِهِ» (طوسی، الامالی، ص۱۶۰؛ بحرانی، البرهان، ج۴، ص۴۸۴).
  59. ابن مشهدی، المزار الکبیر، ص۵۵؛ شهید اول، المزار، ص۶۴.
  60. نور: ۳۶.
  61. کفعمی، بلد الامین، ص ۳۷۱.
  62. فیض کاشانی، مفاتیح الشرائع، ج ۱، ص ۳۹۷.
  63. طوسی، مصباح المتهجد، ج ۲، ص ۷۱۷؛
  64. طوسی، مصباح المتهجد، ج ۲، ص ۷۲۰؛ ابن مشهدی، مزار الکبیر، ص ۴۲۱؛ کفعمی، المصباح، ص ۴۷۳؛ شهید اول، المزار، ص ۶۵.
  65. دهخدا، لغت نامه، کلمه آستان.
  66. صدر حاج سیدجوادی، دائرة المعارف تشیع، ج ۱، ص ۶۳.
  67. ابن اثیر، البداية و النهاية، ج ۱۱، ص ۱۶۹؛ ابن جوزی، المنتظم في تاريخ الامم والملوك، ج ۱۶، ص ۱۱۱.
  68. شهید اول، الدروس، ج ۲، ص ۲۵.
  69. فیض کاشانی، مفاتیح الشرائع، ج ۱، ص ۳۹۸.
  70. مجلسی، بحارالانوار، ج ۹۷، ص ۱۳۴ و ۱۳۶.
  71. همان.
  72. محمدی ری شهری، فرهنگ نامه زیارت عتبات، ص ۲۰۹.
  73. «فَأَكْبَبْتُ عَلَى قَدَمَيْهِ أُقَبِّلُهُمَا فَرَفَعَ رَأْسِي بِيَدِهِ، وقال يا أبا حمزة، إِنَّمَا يكونُ السُّجُودُ لِلَّهِ» نجفی، جواهر الکلام، ج ۲۰، ص ۱۰۱.
  74. یزدی، العروة الوثقی محشی، ج ۲، ص ۵۸۷؛ امام خمینی، توضیح المسائل، ص ۱۴۷، مسئله ۱۰۹؛ جوادی آملی، ادب فنای مقربان، ج ۱، ص ۸۲.
  75. یزدی، العروة الوثقی محشی، ج ۲، ص ۵۸۷؛ امام خمینی، توضیح المسائل، ص ۱۴۷، مسئله ۱۰۹؛ جوادی آملی، ادب فنای مقربان، ج ۱، ص ۸۲.
  76. شیخ صدوق، المقنع، ص ۸۸؛ شیخ صدوق، من لا يحضره الفقيه، ج ۲، ص ۵۳۰.
  77. شیخ صدوق، من لا يحضره الفقيه، ج ۲، ص ۵۳۰؛ مفید، المقنعة، ص ۳۹۹؛ نجفی، جواهر الکلام، ج ۲۰، ص ۱۰۱.
  78. شیخ صدوق، المقنع، ص ۸۸؛ من لا يحضره الفقيه، ج ۲، ص ۵۳۰.
  79. طوسی، تهذيب الأحكام، ج ۶، ص ۵۶.
  80. شبیری زنجانی، مناسک الحج، ص ۳۹۳؛ سبزواری، مهذب الاحکام، ج ۱۵، ص ۳۹.