Article-dot.png
Article-dot.png
Article-dot.png
Article-dot.png
Article-dot.png

ابن مخلب

از ویکی حج
پرش به ناوبری پرش به جستجو

ابن مخلب، محمد بن اسماعیل از حکمرانان مکه در زمان خلافت عباسیان. تاریخ دقیق آغاز و پایان حکمرانی ابن مخلب روشن نیست. او در زمان خلاقت المقتدر بالله ولایت مکه را برعهده داشت. در زمانی حکمرانی او، ابوطاهر قرطمی رئیس قرامطه بحرین به مکه حمله کرد و حجر الاسود را ربود. ابن مخلب از او درخواست کرد که حجر الاسود را در مقابل گرفتن تمام اموال مکیان پس دهد.

تاریخ حکمرانی[ویرایش | ویرایش مبدأ]

محمد بن اسماعیل بن مخلب مشهور به ابن‌ مخلب، از والیان مکه در روزگار خلافت عباسیان است.[۱] در اوایل سده چهارم هجری، هم‌زمان با خلافت مقتدر بالله خلیفه عباسی بر مکه حکمرانی داشت.[۲] اما از تعیین او از جانب خلیفه عباسی گزارشی در دست نیست. برای او نام‌های دیگری چون ابن مُحارِب[۳] ، ابن مُخلد[۴] و ابن مجلب[۵] یاد شده که گویا تصحیف ابن‌ مخلب است.
آغاز و مدت حکمرانی او مشخص نیست.[۶] به سبب نابسامانی اوضاع مکه در آن روزگار، در ولایت ابن‌ مخلب بر مکه تردید شده است.[۷] تاریخ درگذشت ابن مخلب ثبت نشده است.

ربودن حجر الاسود[ویرایش | ویرایش مبدأ]

ربودن حجر الاسود

در زمان حکمرانی ابن مخلب بر مکه قَرامطه بحرین به رهبری ابوطاهر قرمطی به مکه حمله کردند و حجر الاسود را ربودند.

از زندگی ابن‌ مخلب جز همزمانی حکمرانی وی با حمله قرامطه بحرین به سرکردگی ابوطاهر قِرمطی در روز ترویه به سال ۳۱۷ق،[۸] گزارشی در دست نیست.[۹]

در این حمله که به کشتار حج‌گزاران و غارت اموال حرم و کعبه انجامید، او که از رویارویی با مهاجمان ناتوان بود، همراه بزرگان مکه به حضور ابوطاهر رسید و توقف کشتار و بازپس دادن اموال را خواستار شد. گزارشی دیگر ملاقات وی با ابوطاهر را پس از ربوده شدن حجرالاسود به دست قرامطه و قصد انتقال آن به بحرین دانسته است. در این دیدار، ابن‌ مخلب بازپس دادن حجرالاسود در برابر تحویل تمام اموال مکیان را خواستار شد.[۱۰]

درگذشت[ویرایش | ویرایش مبدأ]

بسیاری از گزارش‌ها از درگیری ابن‌ مخلب با قرامطه در پی رد درخواست او و کشته شدنش حکایت دارند؛[۱۱] اما برخی منابع هم از نقش او به سال۳۲۱ق، در جریان بازپس‌گیری اموال برخی از اشراف گزارش کرده‌اند. فاسی در نقد این گزارش، تشابه اسمی ابن‌ مخلب را با یکی از خویشان خود محتمل دانسته است.[۱۲] صاحب‌نظران سبب بیشتر این اختلاف‌ها را اوضاع وحشت‌آمیز ناشی از کشتارهای قرامطه در آن زمان دانسته‌اند.[۱۳]

پانویس[ویرایش | ویرایش مبدأ]

  1. شفاء الغرام، ج۲، ص۳۰۳-۳۰۴.
  2. امراء مکه عبر عصور الاسلام، ص۱۱۷.
  3. تاریخ الاسلام، ج۲۳، ص۳۸۰؛ تاریخ الخمیس، ج۲، ص۳۵۰؛ شذرات الذهب، ج۴، ص۸۱.
  4. امراء البلد الحرام، ص۲۰.
  5. امراء البلد الحرام، ص۲۰.
  6. غایة المرام، ج۱، ص۴۶۸؛ افادة الانام، ج۳، ص۷۱.
  7. موسوعة مکة المکرمه، ج۱، ص۴۳۸.
  8. التنبیه و الاشراف، ص۳۳۴؛ الکامل، ج۸، ص۲۰۷.
  9. الکامل، ج۸، ص۲۰۷-۲۰۸؛ تاریخ الاسلام، ج۲۳، ص۳۸۰؛ تاریخ ابن خلدون، ج۳، ص۳۷۹.
  10. تاریخ امراء مکة المکرمه، ص۳۷۸.
  11. الکامل، ج۸، ص۲۰۷-۲۰۸؛ نهایة الارب، ج۲۵، ص۲۹۷؛ تاریخ ابن خلدون، ج۳، ص۳۷۹.
  12. شفاء الغرام، ج۲، ص۳۰۴.
  13. تاریخ امراء مکة المکرمه، ص۳۷۸؛ موسوعة مکة و مدینه، ج۱، ص۴۳۸.

منابع[ویرایش | ویرایش مبدأ]

Links.pngمنبع اصلی مقاله: دانشنامه حج و حرمین شریفین مدخل ابن مخلب.
  • افادة الانام: عبدالله بن محمد الغازی (م.۱۳۶۵ق.)، به کوشش ابن دهیش، مکه، مکتبة الاسدی، ۱۴۳۰ق؛
  • امراء البلد الحرام: سید احمد زینی دحلان (م.۱۳۰۴ق.)، بیروت،‌دار المتحده؛
  • امراء مکه عبر عصور الاسلام: عبدالفتاح حسین راوه، الطائف، مکتبة المعارف؛
  • تاریخ ابن خلدون: ابن خلدون (م.۸۰۸ق.)، بیروت،‌دار احیاء التراث العربی، ۱۳۹۱ق؛
  • تاریخ الاسلام و وفیات المشاهیر: الذهبی (م.۷۴۸ق.)، به کوشش عمر عبدالسلام، بیروت،‌دار الکتاب العربی، ۱۴۱۰ق؛
  • تاریخ امراء مکة المکرمه: عارف عبدالغنی، دمشق،‌دار البشائر، ۱۴۱۳ق؛
  • تاریخ الخمیس: حسین بن محمد الدیار بکری (م.۹۶۶ق.)، بیروت، مؤسسة شعبان، ۱۲۸۳ق؛
  • التنبیه و الاشراف: المسعودی (م.۳۷۵ق.)، بیروت،‌دار الصعب؛
  • شذرات الذهب: عبدالحی بن عماد (م.۱۰۸۹ق.)، به کوشش الارنؤوط، بیروت،‌دار ابن کثیر، ۱۴۰۶ق؛
  • شفاء الغرام: محمد الفأسی (م.۸۳۲ق.)، به کوشش مصطفی محمد، مکه، النهضة الحدیثه، ۱۹۹۹م؛
  • غایة المرام باخبار سلطنة البلد الحرام: عبدالعزیز بن فهد المکی (م.۹۲۰ق.)، به کوشش فهیم شلتوت، جده،‌دار المدنی، ۱۴۰۶ق؛
  • الکامل فی التاریخ: ابن اثیر علی بن محمد الجزری (م.۶۳۰ق.)، بیروت،‌دار صادر، ۱۳۸۵ق؛
  • موسوعة مکة المکرمة و المدینة المنوره: احمد زکی یمانی، مصر، مؤسسة الفرقان، ۱۴۲۸ق؛
  • نهایة الارب: شهاب الدین النویری (م.۷۳۳ق.)، قاهره،‌دار الکتب و الوثائق، ۱۴۲۳ق.