کتاب:درس‌نامه ادب زیارت/درس اول: مفاهیم و کلیات

الگو:فصل بندی

۲۱

اهداف درس ویرایش

انتظار می‌رود با مطالعه این درس: ویرایش

۱‌. با تعریف لغوی و اصطلاحی آداب، زیارت و اسرار آشنا شویم.

۲‌. ارکان زیارت را بشناسیم.

۳‌. جایگاه زیارت را در ادیان بشناسیم.

۴‌. بدانیم زیارت در اسلام مشروعیت دارد.

۵‌. با اهداف و فلسفه زیارت آشنا شویم.

۶‌. از فواید و نتایج زیارت آگاه شویم.

۷‌. زیارت‌نامه‌های مأثور و غیر مأثور را بشناسیم.

۸‌. با مهم‌ترین منابع زیارت آشنا شویم.

۲۲

۱. مفهوم شناسی ویرایش

الف) آداب ویرایش

یک - تعریف لغوی ویرایش

«آداب» جمع «ادب» در لغت به معانی مختلف مانند حسن خلق، انجام خوبی‌ها و ریاضت نفس [۱] آمده است. همچنین ادب را ادب گفته اند؛ چون مردم را به سوی امور پسندیده تأدیب می‌کند و از امور قبیح نهی می‌کند. [۲]

دو- تعریف اصطلاحی ویرایش

در تعریف اصطلاحی ادب اختلاف بسیاری وجود دارد؛ [۳] اما یک مفهوم کلی که از همه این تعاریف برداشت، و در مقام تعریف ادب ارائه می‌شود عبارت است از: حفظ حد و اندازه هر چیز و تجاوز نکردن از آن؛ به‌گونه‌ای که فرد با رعایت آن خود را از سرزنش حفظ می‌کند. فعل با این شکل و هیئت را مؤدبانه می‌نامند.

در این اثر آداب به مجموعه دستورالعمل‌ها و توصیه‌هایی گفته می‌شود که شارع مقدس رعایت آنها را هنگام زیارت اولیای خدا مستحب شمرده است و سبب

۲۳

کمال عمل و تأثیرگذاری بیشتر زیارت می‌شود.

بسیاری از آداب اجتماعی به زمان بستگی دارند و درون فرهنگ تکامل یا حتی تعادل می‌یابند. آداب مناسب در یک فرهنگ ممکن است در فرهنگ دیگر ناپسند یا تعجب‌آور باشد؛ مثلاً از آداب تلاوت قرآن میان مسلمانان این است که مؤدبانه روبه قبله بنشینند؛ اما در مسیحیت از آداب تلاوت انجیل این است که بایستند؛ اما آداب زیارت برگرفته از دستورهای شارع مقدس است و زمان و تحولات اجتماعی تأثیری در آن ندارد.

ب) زیارت ویرایش

یک- تعریف لغوی ویرایش

«زیارت» در لغت مصدر ماده «زارَ، يَزُورُ» به معنای قصد کردن و دیدار کردن است.[۴] در ریشه این واژه، مفهوم میل و عدول نهفته است؛[۵] گویی زیارت‌کننده از دیگران روی گرداننده و به سوی زیارت‌شونده تمایل و قصد کرده است.[۶] واژه «زائر» اسم فاعل این ماده و به معنای مطلق زیارت‌کننده، و «مزور» اسم مفعول آن و به معنای مطلق زیارت شونده، و «مزار» اسم مکان و به معنای مطلق زیارتگاه است.

ماده زیارت در قرآن تنها یک بار به کار رفته است: ﴿حَتَّى زُرْتُمُ الْمَقَابِرَ﴾[۷] «تا آنجا که به دیدار قبرها رفتید»؛ ولی در روایات کاربرد فراوانی دارد. زیارت نوعی عبادت است و ویژگی اعمال عبادی، یعنی قصد تقرب زائر، در آن شرط است.[۸]

۲۴
دو- تعریف اصطلاحی زیارت ویرایش

مفهوم اصطلاحی معمولاً در ساحت علمی و دینی یا در باور و فرهنگ عرفی مطرح می‌شود و فراتر از معنای لغوی است؛ چنان‌که در خصوص زیارت چنین است. زیارت اصطلاحی دینی است و مفهوم آن همواره بار دینی داشته و با قصد آیین‌گزار همراه بوده است. از این رو بعضی صاحب نظران زیارت را این گونه تعریف کرده‌اند: زیارت قصد کردن کسی یا چیزی با گرایش قلبی و انس روحی است.[۹]

در حدیثی آمده است: «تَزَاوَرُوا وَ تَلَاقَوْا وَ تَذَاكَرُوا أَمْرَنَا وَ أَحْيُوهُ»؛[۱۰] «یکدیگر را زیارت و ملاقات، و امر ما را یاد و احیا کنید».

با توجه به تعریف ارائه شده، زیارت از سه رکن تشکیل شده است:

اول، زائر: شخصی که میل و گرایش به چیزی یا کسی دارد.

دوم، مزور یا زیارت‌شونده: شخص یا شیئی مقدس (مانند خداوند، رسول خدا صلى الله عليه وسلم، خاندان ایشان، سایر انبیای الهی، مؤمنان) یا اشیا و اماکن مقدس (مانند کعبه، مسجد و مقامات مرتبط با اولیای الهی)؛ چنان‌که در ادعیه می‌خوانیم: «اللَّهُمَّ اجْعَلْنِي مِنْ زُوَّارِكَ».[۱۱] یا در ادعیه ماه رمضان می‌خوانیم:

اللَّهُمَّ ارْزُقْنِي حَجَّ بَيْتِكَ الْحَرَامِ فِي عَامِي هَذَا وَ فِي كُلِّ عَامٍ مَا أَبْقَيْتَنِي فِي يُسْرٍ مِنْكَ وَ عَافِيَةٍ وَ سَعَةِ رِزْقٍ وَ لَا تُخْلِنِي مِنْ تِلْكَ الْمَوَاقِفِ الْكَرِيمَةِ وَ الْمَشَاهِدِ الشَّرِيفَةِ وَ زِيَارَةِ قَبْرِ نَبِيِّكَ صَلَوَاتُكَ عَلَيْهِ وَ آلِهِ.[۱۲]

خدایا حج خانه محترمت را روزیم گردان در این سال و در هر سال تا وقتی که

۲۵

زنده‌ام در حالی که در آسانی از جانب تو هستم و دارای عافیت و روز فراوان. من را از این توقفگاه‌های محترم و مشاهد شریف محروم نساز و زیارت قبر پیامبرت را که درود خدا بر ایشان و آلش باد روزیم گردان.

سوم، گرایش قلبی: خصیصه ای نفسی که با تکریم و تعظیم و انس گرفتن با مزور همراه است.

روشن است که هریک از این ارکان سه گانه اگر مختل شود، زیارت تحقق نمی‌یابد.

در این تحقیق مقصود ما از مزور تنها معصومان(ع)، و مراد از زائر نیز فقط زیارت‌کنندگان این بزرگواران، و مقصد از مزار و زیارتگاه نیز تنها حرم مطهر این اولیای الهی - و نه حتی کعبه - است.

ج) اسرار ویرایش

«سرّ» (جمع آن «اسرار») به معنای چیزی پوشیده و نهان است[۱۳] و از آن جهت که «حکمت و چرایی» احکام معمولاً مستور است، به آن «سرّ» می‌گویند.[۱۴] بنابراین کاربرد سرّ به جهت پنهان بودن حکمت هاست. گاهی به جای اسرار از کلمه «فلسفه» و «علت» هم استفاده می‌شود:

یک، فلسفه:[۱۵] در بحث حاضر فلسفه به معنای «حکمت» احکام و پرداختن به غرض ها و فواید تشریع یک حکم است.

۲۶

دو، علت: علت سبب یک چیز به صورت سبب تام یا سبب ناقص است. در موضوع فلسفه و اسرار حج اگر از «علت» سخن به میان می آید، مقصود علت ناقصه است.[۱۶]

د) زیارت نامه ویرایش

زیارتنامه های معصومان(ع) و فرزندان آنان (امامزادگان) به دو دسته تقسیم می شوند زیارتنامه های مأثور و زیارتنامه های غیرمأثور.

یک- زیارتنامه مأثور ویرایش

زیاراتی که از معصومان(ع) نقل شده است را زیارات مأثور می نامند. «أثرالحدیث» به معنای نقل کردن حدیث و روایت، و «أثر» به معنای نقل کرده است، می باشد.[۱۷] در منابع روایی در ابواب مختلف بر خواندن ادعیه، اذکار و زیارتنامه های مأثور تصریح شده است.[۱۸]

عبدالله بن سنان می گوید امام صادق(ع) فرمود:

به زودی با شبهه هایی مواجه می شوید که نه نشانه ای وجود دارد که راه را به شما نشان دهد و نه رهبر هدایتگری که دست شما را بگیرد و از شبهه بیرون بیاورد. [در آن زمان] کسی از این شبهات نجات پیدا نمی کند، مگر کسی که دعای غریق را بخواند.

از حضرت سؤال کردم که دعای غریق چیست؟ حضرت فرمود: این دعا را بخوان: «يَا اللَّهُ يَا رَحْمَانُ يَا رَحِيمُ يَا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِي عَلَى دِينِكَ». من همانجا دعا را تکرار کردم و گفتم: «يَا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ وَالْأَبْصَارِ ثَبِّتْ قَلْبِي عَلَى دِينِكَ» [کلمه «الابصار» را به آن اضافه کردم]. حضرت فرمود: شکی نیست که

۲۷

خدا مقلب القلوب والابصار است؛ ولی همان طور که گفتم تکرار کن.[۱۹]

شاید تصور شود اضافه کردن «والأبصار» به دعا نامربوط نیست؛ اما باید توجه کرد که ارتباط لفظ با هدف یکی از موضوعات مهمی است که اهل بیت به آن آگاه بودند. در دعایی که امام مطرح میکند هدایت و رفع شبهه منظور است. ایشان فرمود: درست است که خدا مقلب القلوب والابصار است و هم دل ها و هم چشم ها را می گرداند و این طرف و آن طرف میکند؛ اما هنگام شبهه دل سرگردان می شود، نه چشم. باید همان را که امام گفته است بگویی تا به آنچه نیاز داری برسی. بنابراین در زیارت های مأثور از ائمه باید دقیقاً همان قالب رسیده از آنها را مراعات کرد و حتی یک واو پس و پیش نکرد. حفظ قالب چنان مهم بوده که محدثان نسخه بدل را - در صورت وجود - کنار متن اصلی می نوشته تا از نقل معصومان {عليهاالسلام} تخلف نکنند.

فقها هم به خواندن زیارتنامه های مأثور توصیه کرده اند؛ چنان که فیض کاشانی در مفاتیح الشرایع می گوید: «و أن يزور بالمأثور، و يكفي التسليم و المحضور».[۲۰] وی همچنین در کتاب النخبه می گوید: «ويزور بالمأثور سيما الجامعة، و يكفي الحضور و التسليم».[۲۱] صاحب جواهر در نقد کلام شهید ثانی در آداب ورود به مسجدالنبی و زیارت رسول خدا(ص) (و يسلم عليه و يزوره بالمأثور أو بما حضور؛ بر مزور سلام می کند و با مأثور و یا آنچه حضور ذهن دارد او را زیارت می کند می گوید: برتو پوشیده نماند

۲۸

که استفاده کردن از زیارات مأثور در کیفیت زیارت رسول خدا(ص) جامع تر است.[۲۲]

زیارات مأثور به چند دسته تقسیم می شود. به یک اعتبار می توان زیارات را به مطلقه و خاصه تقسیم کرد. زیارات مطلقه (غیرموقته) زیاراتی است که برای زیارت در زمان خاصی وارد نشده است؛ مثلاً برای امیرالمؤمنین(ع) پنج زیارت مطلقه نقل شده است؛ اما زیارات مخصوصه (موقته) زیاراتی است که برای زیارت معصوم در زمان خاصی وارد شده است؛ مانند زیارت امیرالمؤمنین(ع) در روز غدیر[۲۳] و زیارت امیرالمؤمنین علیه السلام در روز میلاد رسول خدا صلي الله عليه وآله،[۲۴] همچنین زیارت مخصوص امام حسین(ع) در روز نیمه شعبان[۲۵] یا زیارت اربعین مخصوص زیارت امام حسین(ع) در روز اربعین.[۲۶]

به اعتبار دیگر می توان زیارات را به زیارت خاص و زیارات مشترک تقسیم کرد. زیارت خاص زیارتی است که با آن معصوم خاصی زیارت می شود؛ اما زیارت مشترک زیارتی است که همه معصومان(ع) را می توان با آن زیارت کرد؛ مثلاً زیارت عاشورا و زیارت وارث مخصوص امام حسین(ع)، و زیارت آل یاسین مخصوص امام عصر عجّل الله تعالى فرجه الشريف است؛ اما زیارت جامعه کبیره یا زیارت امین الله را می توان در زیارت هر یک از ائمه خواند.

دو- زیارتنامه غیرمأثور ویرایش

بخشی از زیارتنامه های موجود زیارتنامه های غیرمأثور است؛ یعنی متن این زیارت از معصوم صادر نشده است، بلکه علما با توجه به شخصیت مزور از محتوا و متن

۲۹

زیارتنامه های مأثور بهره گرفته اند و زیارتنامه ای انشا کرده اند؛ مثلاً شیخ صدوق می‌گوید: بعد از زیارت رسول خدا(ص) در مدینه در مکان روضة النبی، حضرت زهرا(ع) را با این زیارتنامه زیارت کردم و هر چه گشتم زیارتنامه‌ای برای ایشان نیافتم. بنابراین خوب است با این زیارتنامه ای که انشا کردم حضرت زیارت شود.[۲۷] زیارتنامه های امامزادگان، جز معدودی، از زیارتنامه های غیر مأثورند.

۲. کلیات ویرایش

الف) جایگاه زیارت در ادیان ویرایش

زیارت رسمی دیرینه است که در همه ادیان و مذاهب وجود داشته است و اگرچه ممکن است در آداب و روش ها گاه متفاوت شود، چون برانگیخته از فطرت آدمی و با انگیزه‌ای درونی است، امری مقدس و ارزشمند محسوب می شود. در اینجا به پیشینه زیارت در بعضی ادیان و مذاهب اشاره میکنیم:

یک- زیارت در هندو ویرایش

زیارت در مذهب هندو پیشینه‌ای بلند دارد و برای آن آدابی، همچون شست وشوی بدن پیش از زیارت و عطرآگین کردن خود و پوشش مخصوص برای زنان، مقرر است. بزرگترین معابد و زیارتگاه‌های هندوها در شهر بنارس میلیونها زائر را به سوی خود جلب میکند و در شهر امرت سر، که معبد طلایی معروف در آن قرار دارد تشریفات زیارت دیدنی است.[۲۸]

دو- زیارت در تائوئیسم و بودیسم ویرایش

در تاریخ چین کهن، تائوئیستها و بودایی‌ها برفراز کوه ها معابدی برای زیارت

۳۰

می ساختند که بعدها به مراکز مهم حج برای پیروان این ادیان بدل شد. افزون بر این در آیین بودا معابد بزرگ و جدیدی وقف زیارت شده و صدها سال است زائران بسیاری برای برپایی مراسم زیارت ویژه بوداییان نه تنها از چین بلکه از ژاپن، مغولستان، مانچوریا، آسیای میانه و هندوستان به این مکان می آیند.

در مراسمی که در پاییز برگزار می شود زائران با لباس های زرد و قرمز برتن و چوبهای بخور و کاسه ها در دست به زیارت می آیند. آنها در طول این مسافرت طولانی توبه میکنند و هنگام رسیدن به محل زیارتگاه خود را شست و شو می دهند و وارد معبد می شوند. ایشان این عبادت و ریاضت را تا زمان برگشت به سرزمین های خود ادامه میدهند.[۲۹]

سه - زیارت در یهود ویرایش

تورات تمام مردان یهود را وادار میکرد که هر سال سه بار در قدس بارگاه یهوه، حضور یابند و آن را در سه عید فصح (فتییر)،[۳۰] چاوت (هفته ها)[۳۱] و سوکوت (سایبانها)[۳۲] زیارت کنند. مکانهایی که در آیین یهود زیارت میشوند عبارتند از:

۱‌. مکانهای پدید آمده در قدس و اطراف آن که ویژگی های تاریخی دارند و در تاریخ کتاب مقدس ذکر شده اند.

۲. مقبره دانشمندانی که نام هایشان در تلمود و کابالا آمده و عموماً در «جلیل» واقع شده اند.

۳. مراکز مختلفی در اسرائیل که برای دانشمندان (محل های زندگی یهودیان

۳۱

خارج از فلسطین) و زاهدان نذر شده است.

در قدس دیوار ندبه (گریه) ـ که به اعتقاد آنها باقی مانده معبد سلیمان است ـ از مکانهای مهم زیارتی است. افزون بر قدس، مکانهای زیارتی دیگری وجود دارد که یهودیان به زیارت آن می روند.[۳۳]

چهار- زیارت در مسیحیت ویرایش

مسیحیان اولیه نیز مانند یهودیان معبد قدس را زیارت می کردند.[۳۴] با این حال کلیسا می خواست معبد تازه ای بسازد. کلیسایی کوچک در نزدیکی محل تجمع شاگردان حضرت مسیح در قدس وجود داشت (خانه ای که پس از عروج مسیح به آسمان در آن جمع می شدند) که بعدها کلیسای سیون[۳۵] زیارتگاه زائران مسیحی شد. همچنین غاری در بیت اللحم (محل تولد مسیح) و مکان به صلیب کشیده شدن آن حضرت زیارتگاه مسیحیان بوده است.

در کنار زیارت قدس، زیارت بارگاهها و حتی راهبانی که در معابد زندگی می کردند نوعی زیارت محسوب می شد. پراکندگی خاستگاه های زیارت در مسیحیت شرقی از فلسطین، محل تولد و تبلیغ مسیح، آغاز می شود و تا مصر، مهد زندگی عبادی عیسی عليه‌السلام، ادامه می یابد.[۳۶]

ب) مشروعیت زیارت در اسلام ویرایش

قرنهاست مسلمانان به زیارت قبور پیامبران، جانشینان آنها و مؤمنان می روند و کنار قبور آنها دعا میکنند و برای ایشان رحمت و مغفرت الهی می طلبند. این

۳۲

سنت حسنه میان همه فرق مسلمان مشروع شمرده می شود و ادله مختلفی برای جواز آن اقامه شده است. روایات بسیاری از رسول خدا(ص) در منابع فریقین دال بر جواز زیارت است. در منابع اهل سنت از رسول خدا(ص) روایت شده است که فرمود: «مَنْ زَارَنِي مُتَعَمِّداً كَانَ فِي جِوَارِي يَوْمَ الْقِيَامَةِ»؛[۳۷] «کسی که من را با قصد زیارت کند در روز قیامت در کنار من خواهد بود».

ایشان در روایت دیگری فرمود: «مَنْ زَارَنِي بِالْمَدِينَةِ مُحْتَسِباً كُنْتُ لَهُ شَهِيداً وَ شَفيعاً يَوْمَ الْقِيَامَةِ»؛[۳۸] «کسی که من را در مدینه با قصد قربت زیارت کند، من در روز قیامت شاهد و شفیع او خواهم بود».

در منابع شیعه هم با همین مضامین روایاتی نقل شده است؛ چنان که امام صادق عليه‌السلام از پدرانش از علی عليه‌السلام روایت میکند که رسول خدا(ص) فرمود:

مَنْ زَارَ قَبْرِي بَعْدَ مَوْتِي كَانَ كَمَنْ هَاجَرَ إِلَيَّ فِي حَيَاتِي فَإِنْ لَمْ تَسْتَطِيعُوا فَابْعَثُوا إِلَيَّ السَّلَامَ فَإِنَّهُ يُبْلغُنِي.[۳۹]

کسی که من را بعد از مرگم زیارت کند مانند کسی است که در حال حیاتم به سوی من هجرت کرده است. پس اگرتوانیی زیارت من را نداشتید به سوی من سلام بفرستید. سلام شما به من خواهد رسید.

امام صادق عليه‌السلام همچنین از رسول خدا(ص) روایت میکند که فرمود:

مَنْ أَتَانِي زَائِراً كُنْتُ شَفِيعَهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَ مَنْ أَتَى مَكَّةَ حَاجّاً وَ لَمْ يَزُرْنِي بِالْمَدِينَةِ فَقَدْ جَفَانِي وَ مَنْ جَفَانِي جَفَوْتُهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ.[۴۰]

۳۳

کسی که به قصد زیارت نزد من آید شفیع او در قیامت خواهم بود و کسی که به مکه برای حج بیاید و من را در مدینه زیارت نکند به من جفا کرده و کسی که به من جفا کند در روز قیامت به او جفا خواهم کرد.

ایشان همچنین فرمود:

مَنْ زَارَنِي بَعْدَ مَمَاتِي كَانَ كَمَنْ زَارَنِي فِي حَيَاتِي، وَمَنْ زَارَنِي فِي حَيَاتِي كَانَ فِي جِوَارِي يَوْمَ الْقِيَامَةِ.[۴۱]

کسی که من را بعد از مرگم زیارت کند مانند کسی است که در حال حیاتم من را زیارت کرده است و کسی که در حال حیاتم من را زیارت کند در روز قیامت در کنار من خواهد بود.

ج) اهداف زیارت ویرایش

هدف اصلی و غایی زیارت ارتباط با مزور و کسب تربیت انسانی الهی است که خالق برای تکامل مقرر کرده است. قرب به خدای تعالی و رسیدن به مقام جانشینی خداوند در روی زمین و نهایت رسیدن به چیزی که خداوند از خلقت نوع بشر اراده کرده از اهداف زیارت است. برخی از مهم ترین اهداف زیارت عبارتند از:

یک- کسب معرفت ویرایش

در روایات، از معصومان(ع) به «باب الله»[۴۲] تعبیر شده است. زیارت یکی از مصادیق ورود از باب الله است؛ چه زائر بر کسانی وارد می شود که معرفت الله از طریق آنان به دیگران افاضه می شود؛ همان طور که برای ورود به خانه باید از آن وارد شد، برای رسیدن به معرفت الهی هم باید از باب الله وارد شد. خداوند در قرآن می فرماید:

﴿لَيْسَ الْبِرُّ بِأَنْ تَأْتُوا الْبُيُوتَ مِنْ ظُهُورِهَا وَلَكِنَّ الْبِرَّ مَنِ اتَّقَى وَأْتُوا الْبُيُوتَ

۳۴

مِنْ أَبْوَابِهَا وَ اتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ.[۴۳]

کار نیک آن نیست که از پشت خانه ها وارد شوید [آن چنان که در جاهلیت در حال احرام مرسوم بود]، بلکه نیکی این است که پرهیزکار باشید و از در خانه ها وارد شوید و تقوا پیشه کنید تا رستگار شوید.

در شأن نزول این آیه از امام صادق(ع) روایت شده است که رسول خدا(ص) فرمود: ای علی، من شهر حکمتْم (علمم) و تو دروازه آن شهری. کسی که قصد ورود به این شهر را دارد باید از دروازه آن وارد شود. ای علی، تودری هستی که باید از آن وارد شد و من باب الله هستم. کسی که من را قصد کند بدون تو به من نمی رسد و کسی که به سوی غیر من رود [به هدف] نمی رسد. کسانی که اطراف حضرت بودند به یکدیگر گفتند: منظور حضرت چیست؟ از قرآن در این مورد سؤال کنید.

خداوند این آیه را نازل کرد: «لَيْسَ الْبِرُّ» تا آخر آیه.[۴۴]

بنابراین اگر ایشان نبودند، باب معرفت خدا مسدود بود. هر کس بخخواهد مورد توجه خدای متعال قرار بگیرد، فقط باید به بندگی خدا و اقرار به مقامات اهل بیت(ع) گردن نهد. این قاعده کلی هیچ جا در عالم خلقت استثنا ندارد.[۴۵]

امام صادق(ع) در پاسخ فردی که پرسید «فَمَا مَعْرِفَةُ اللَّهِ» فرمود: «مَعْرِفَةُ أَهْلِ كُلِّ زَمَانٍ إِمَامَهُمُ الَّذِي يَجِبُ عَلَيْهِمْ طَاعَتُهُ»؛[۴۶] یعنی مردم هر زمان به امام زمان خویش که

۳۵

طاعتش بر آنان واجب است، معرفت پیدا کنند. به تعبیر دیگر از طریق معرفت امام، معرفت الله محقق می شود.

دو- کسب مجانست و مشابهت با مزور ویرایش

زیارت بهترین فضا و موقعیت زمانی و مکانی را برای تربیت زائر فراهم می کند. براساس یکی از نظریه ها درباره نحوه یادگیری بیشترین نوع یادگیری از راه مشاهده است. براساس این نظریه یادگیری نه با تشویق کردن و جایزه دادن بلکه از طریق مشاهده رفتار دیگران و الگوگیری ایجاد می شود.[۴۷]

امام هادی (ع) فرمود:

کسی که از خانه اش بیرون بیاید و قصدش زیارت حضرت امام حسین(ع) باشد، پس به فرات برسد و از آن غسل کند، خداوند متعال او را از رستگاران می نویسد و وقتی بر اباعبدالله الحسین(ع) سلام دهد او را از فائزین قلمداد می کند و وقتی از نمازش فارغ شود فرشته ای نزد او می آید و به او می گوید: «رسول خدا(ص) به تو سلام می رساند و می فرماید: تمام گناهانت آمرزیده شد. پس عمل را از ابتدا شروع کن».[۴۸]

بدون تردید اماکن مقدس سالم ترین محیط برای تربیت است. قرآن کریم خطاب به حضرت موسی(ع) می فرماید: ﴿فَاخْلَعْ نَعْلَيْكَ إِنَّكَ بِالْوَادِ الْمُقَدَّسِ طُوًى﴾؛[۴۹] «کفش هایت را بیرون آر. تو در سرزمین مقدس طوی هستی». حرم مطهر اهل بیت(ع)

۳۶

یکی از مصادیق اکمل وادی مقدس است.[۵۰]

در زیارتنامه های معصومان(ع) اسوه های برگزیده به زائر معرفی می شود. در فرازهای ابتدایی بعضی زیارتنامه ها به معرفی مزور از بعد خانوادگی پرداخته، و در ادامه به ویژگی های شخصیتی، رفتاری و اخلاقی معصومان(ع) اشاره می شود و پس از تبیین شایستگی آنان برای اسوه بودن به درس های تربیتی، که از زیارت آنان می توان گرفت، پرداخته می شود؛[۵۱] چنان که در زیارت امیرالمؤمنین(ع) می خوانیم: «السَّلَامُ عَلَى قُدْوَةِ الصِّدِّيقِينَ وَ إِمَامِ الصَّالِحِينَ الْمَعْصُومِ مِنَ الزَّلَلِ»؛[۵۲] «سلام بر اسوه راستگویان و پیشوای صالحان که معصوم از لغزش است».

زیارت - اگر با آداب و شرایط همراه باشد - در پایان نوعی مجانست در اخلاق و صفات به زائر عطا می کند که به همانندسازی با آنها می پردازد:

در تربیت، تغییر موقعیت یکی از آخرین مراحل در نظر گرفته می شود[۵۳] که نقش مهمی در اصلاح و تربیت دارد. صاحب نظران تعلیم و تربیت برای اصلاح رفتارهای ناهنجار متربیان تغییر فضای تربیتی را به عنوان آخرین مرحله پیشنهاد می کنند؛ مانند تغییر مدرسه، تغییر محله و تغییر شهر محل سکونت. ازاین رو بزرگان اخلاق [۵۴] به افرادی که به هیچ وسیله ای اصلاح نمی شدند زیارت امام حسین(ع) را پیشنهاد می دادند.

۳۷
سه - دریافت فیض الهی ویرایش

یکی دیگر از اهداف زیارت با آداب خاص آن پرورش اعتقاد به واسطه فیض بودن مزور برای زائر و طلب حاجت از خدا به واسطه مزور است. در منابع روایی درباره وجود مبارک امام عصر(ع) آمده است:

او وسیله اتصال از زمین به سوی آسمان است. او آن حقیقتی است که اولیا به سوی او متوجه میشوند. او آن ولی است که به برکت او عالم روزی میخورد و به بقای او دنیا باقی است و به برکت وجود او زمین و آسمان ثبوت پیدا کرده است.[۵۵]

قرآن کریم از این واسطه های فیض به «وسیله» تعبیر میفرماید: ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسِيلَةَ﴾؛[۵۶] «ای کسانی که ایمان آورده اید از [مخالفت فرمان] خدا بپرهیزید و وسیله ای برای تقرب به او بجویید».

مقصود از وسیله چیزی غیر از عمل صالح است؛ زیرا در ابتدا میفرماید اهل تقوا باشید. عمل صالح از مصادیق تقواست. در روایات، پیامبر(ص) و اهل بیت(ع) وسیله و واسطه بیان شده اند.[۵۷] رسول اکرم(ص) فرمود: «نَحْنُ الْوَسِیلَةُ إِلَى اللَّهِ وَالْوُصْلَةُ إِلَى رِضْوَانِ الله»؛[۵۸] واسطه و وسیله فیض بودن اهل بیت(ع) تفاسیر مختلفی دارد؛ از جمله:

  • وساطت به معنای شفاعت؛
  • وساطت به لحاظ علت غایی خلقت؛
  • وساطت در سلسله طولی علل متوسطه فاعلی.
۳۸

مبدأ افاضه فیوضات در عالم تنها خداوند سبحان است؛ اما رسول خاتم(ص) که فرد اکمل انسان است، واسطه در افاضه این فیوضات است و به واسطه نور او وجودات و حقایق در عالم ظهور و بروز پیدا می کند. در نظام هستی، مراتب بالا واسطه مراتب پایین اند و واسطه آن است که به اذن پروردگار مأمور اجرای امر است؛ چنان که امیرالمؤمنین(ع) فرمود: «فَإِنَّا صَنَائِعُ رَبِّنَا وَ النَّاسُ بَعْدُ صَنَائِعُ لَنَا»؛[۵۹] «ما ساخته دست پروردگارمان هستیم و مردم بعد از آن ساخته مایند».

این روایت بیان این حقیقت است که معصومان(ع) واسطه فیض وجودند؛ یعنی ایشان فیض الهی را بدون واسطه دریافت می کنند و دیگران در حیطه وجودی آن بزرگواران از فیض الهی بهره مند می شوند. در این میان زیارت ارتباط با این واسطه های فیض را میسر می کند. همچنین در زیارت امیرالمؤمنین(ع) در روز عرفه چنین می گوییم:

أَنْتُمْ أَهْلُ بَيْتٍ يَسْعَدُ مَنْ تَوَلاَّكُمْ وَ لاَ يَخِيبُ مَنْ أَتَاكُمْ وَ لاَ يَخْسَرُ مَنْ يَهْوَاكُمْ وَ لاَ يَسْعَدُ مَنْ عَادَاكُمْ وَ لاَ أَجِدُ أَحَداً أَفْزَعُ إِلَيْهِ خَيْراً لِي مِنْكُمْ…[۶۰]

شما خاندانی هستید که دوستدار شما سعادتمند می شود و کسی که به سوی شما بیاید خسران نمی بیند و روی آورنده به سوی شما ضرر نمی کند و دشمن شما هیچ گاه سعادتمند نمی شود و کسی را نمی یابم که در پناه بردن به او بهتر از شما برای من باشد.

د) فواید و نتایج زیارت ویرایش

آنچه زائر بر اثر زیارت به آن خواهد رسید را می توان در چند محور مهم و اساسی بیان کرد:

۳۹
یک- ادای مزد رسالت ویرایش

قرآن کریم از قول رسول خدا(ص) می فرماید: ﴿قُلْ لَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَى﴾؛[۶۱] «بگو: من هیچ گونه اجر و پاداشی از شما براین دعوت درخواست نمی کنم، جز دوست داشتن نزدیکانم (اهل بیتم)».

یکی از راه های ادای حق رسول خدا(ص) زیارت ایشان و خاندان مطهرشان است؛ چنان که امام رضا(ع) فرمود: «هر امامی بر گردن پیروان خود حقی دارد و از تمام وفای به این حق زیارت امام توسط پیروان او می باشد».[۶۲]

دو- اعلان تولی و تبری و پذیرش ولایت الله ویرایش

اگر برائت از دشمنان خدا و رسول خدا(ص) و خاندان پیامبر واجب است (که واجب است)، مسلمانان باید آن را در رفتار خود ظهور و بروز دهند. زیارت یکی از مصادیق بارز عملی است که تولی و تبری را برای زائر را نشان می دهد؛ چنان که امام باقر(ع) فرمود: «تمامُ الحجِّ لِقَاءِ الإمام».[۶۳] نیز در روایتی دیگر فرمود: «إِنَّما أُمِرُوا أَن يَطُوفُوا بِهذِهِ الأَحجارِ ثُمَّ يَأتُونَا فَيُعَلِّمُونا وِلَايَتَهُم»؛[۶۴] «جز این نیست که این مردم مأمور شده اند که گرد این سنگ ها طواف کنند. سپس نزد ما بیایند و ولایتشان را به ما اعلام کنند». کسی که به حج اکتفا کند و اعلام ولایت نکند نتوانسته به طور کامل دایره ولایت الهی شود.

سه- رسیدن به قرب پروردگار ویرایش

زیارت ائمه معصوم(ع) زائر را به زیارت پروردگار - که همان قرب الهی است -

۴۰

می رساند. اباصلت هروی می گوید: به امام رضا(ع) عرض کردم: ای پسر رسول خدا، نظر شما درباره این روایت چیست: «أَنَّ الْمُؤْمِنِينَ يَزُورُونَ رَبَّهُمْ مِنْ مَنَازِلِهِمْ فِي الْجَنَّةِ»؛ «مؤمنین از منازلشان در بهشت پروردگارشان را زیارت می کنند».

امام رضا(ع) فرمود:

ای اباصلت، خداوند تبارک و تعالی برتری داد محمد(ص) را بر جمیع خلقش از پیامبران و ملائکه و طاعت او را طاعت خود، و متابعت او را متابعت خود قرار داد و زیارت او را در دنیا و آخرت زیارت خود شمرد و فرمود: کسی که پیامبر را اطاعت کند خدا را اطاعت کرده است و فرمود: کسانی که با تو بیعت می کنند، با خدا بیعت می کنند، دست خدا بالای همه دست هاست و پیامبر خدا(ص) فرمود: کسی که من را در حیاتم یا بعد از مرگم زیارت کند مانند آن است که خدا را زیارت کرده است. درجه پیامبر(ص) در بهشت بالاترین درجه است. پس کسی که از منزلش ایشان را در درجه اش در بهشت زیارت کند مانند آن است که خدا را زیارت کرده است.[۶۵]

در حقیقت زیارت معصوم واسطه رسیدن به زیارت خداست و وقتی زیارت معصوم با شرایط خاص آن حاصل شود زیارت پروردگار محقق شده است.

چهار- تربیت زائر ویرایش

زیارت می تواند زائر را در جهت شناختی، رفتاری و عاطفی تربیت کند و نگاه

۴۱

او را به جهان و عوامل مؤثر در آن تغییر دهد. در زیارت امام حسین(ع) آمده است:

أَنْقَلِبُ عَلَى مَا شَاءَ اللَّهُ، لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ، مُفَوِّضاً أَمْرِي إِلَى اللَّهِ، مُلْجِئاً ظَهْرِي إِلَى اللَّهِ، مُتَوَكِّلاً عَلَى اللَّهِ، وَ أَقُولُ حَسْبِيَ اللَّهُ وَ كَفَى.[۶۶]

بازمیگردم به آنچه خواست خداست. حول و قوه ای نیست، جز قدرت پروردگار. امورم را به خدا واگذار میکنم به خدا پناه می برم و بر خدا توکل می کنم و می گویم: خدا کفایت کننده است.

همچنین زیارت رفتار زائر را با خدا، اولیای خدا و سایر بندگان متحول کند؛ چنان که در زیارت حضرت زهرا(ع) آمده است:

أَنِّي رَاضٍ عَمَّنْ رَضِيتِ عَنْهُ سَاخِطٌ عَلَى مَنْ سَخِطْتِ عَلَيْهِ مُتَبَرِّئٌ مِمَّنْ تَبَرَّأْتِ مِنْهُ مُوَالٍ لِمَنْ وَالَيْتِ مُعَادٍ لِمَنْ عَادَيْتِ مُبْغِضٌ لِمَنْ أَبْغَضْتُ مُحِبٌّ لِمَنْ أَحْبَبْتُ وَ كَفَى بِاللَّهِ شَهِيداً وَ حَسِيباً وَ جَازِياً وَ مُثِيباً.[۶۷]

هرآینه من راضی هستم از کسی که تو از آن راضی هستی، خشمگینم از کسی که تو از او خشمگینی و برائت می جویم از کسی که تو از او برائت می جویی. دوست دارم آن را که تو دوست داری دشمن دارم آن کسی را که تو دشمن داری. بغض می ورزم به کسی که مبغوض توست دوستدار کسی هستم که او را دوست داری شهادت خداوند و حساب او و جزای او و ثواب او بر این امر کفایت می کند.

افزون بر این زیارت عواطف و هیجانات زائر را متعادل میکند و باعث تخلیه هیجانی می شود. در زیارت امین الله به هر سه بعد شناختی، رفتاری و عاطفی اشاره شده است:

خدایا، جان من را به تقدیرت مطمئن گردان، راضی به قضای خود ساز. دلبسته

۴۲

به ذکر و دعای خود نما. دوستدار دوستان برگزیده ات قرار ده. در زمین و آسمانَت محبوب گردم و بر نزول بلایت صابر باشم و بر نعمت هایی که تفضل کرده ای شکرگزار، و بر عطایای سرشارْت یادکننده و مشتاق شادمانی دیدارت، و برگزیده توشه تقوا برای روز پاداش دهات، و پیماینده راه و رسم اولیایت، و دوری کننده از اخلاق دشمنانت، و روی گرداننده از دنیا به سبب حمد و ثنایت قرار بده.[۶۸]

فخر رازی در رساله الزیارة القبور در فواید زیارت می گوید: در زیارت سه فایده به زائر بازمی گردد یاد مرگ، عبرت گیری از مزور میت و شناخت قدرت پروردگار.[۶۹] نیز سه فایده به مزور بازمی گردد: انتقال صفای زائر به مزور، انتقال صفای مزور به زائر و تجلی کمالات جزیه ترابیه هر یک در دیگری.[۷۰]

هـ) کتابشناسی زیارت ویرایش

آثار بسیاری در زمینه زیارت در قرون اولیه اسلام روایات زیارت و زیارتنامه های وارد شده برای زیارت هر یک از معصومان(ع) و فرزندان ایشان را جمع آوری کرده اند. در ادامه به معرفی اجمالی مهم ترین آثار قرون اولیه اسلام تا عصر حاضر می پردازیم:

یک- کامل الزیارات ویرایش

کتاب کامل الزیارات تألیف شیخ ابوالقاسم، جعفر بن محمد مشهور به ابن قولویه قمی (متوفی ۳۶۷ ق) است. این اثر ارزشمند با نام های مختلف شناخته می شود؛

۴۳

چنانکه نجاشی از این کتاب به الزيارات، و شیخ طوسی در کتاب فهرست به «جامع الزيارات» تعبیر کرده است.[۷۱]

مشهورترین نام این کتاب کامل الزیارة است. به آن كامل الزيارات وكتاب المزار نیز گفته اند؛ ولی در فهرست ها و چاپهای امروزکامل الزيارات نامیده شده است. این اثر از معتبرترین کتاب های روایی شیعه است که در طول هزار سال که از زمان نگارش آن می گذرد پیوسته محل توجه علما و فقهای شیعه بوده و روایات آن در منابع مهم روایی شیعه نقل، و به آن استناد شده است. این کتاب مجموعه روایاتی از ائمه(ع) درباره شیوه زیارت رسول خدا(ص) و دیگر امامان و امامزادگان(ع) و ثواب و فضل آن است.

دو- كتاب المزار ویرایش

مؤلف كتاب المزار، ابو عبدالله محمد بن محمد بن نعمان عکبری بغدادی معروف به شیخ مفید (۳۳۶ - ۴۱۳ ق) است. او از فقهای برجسته شیعه در نیمه دوم قرن چهارم هجری است.

این اثر با نامهای المزار الصغیر و مناسك المزار نیز شناخته می شود. شیخ مفید در کتاب المزار مجموعه روایات نقل شده درباره زیارت پیامبر(ص) و ائمه معصوم(ع) و آداب آن و زیارتنامه های نقل شده برای هر یک از معصومان(ع) را جمع آوری کرده است. این کتاب از معتبرترین منابع زیارتی و دعا به شمار می آید که علما و بزرگان شیعه به آن اعتماد و استناد کرده اند.[۷۲]

سه- مصباح المتهجد و سلاح المتعبد ویرایش

کتاب مصباح المتهجد و سلاح المتعبد تأليف ابوجعفر محمد بن حسن معروف به شیخ طوسی (۳۸۵ - ۴۶۰ ق) است. شیخ طوسی در این کتاب روایات

۴۴

عبادات و زیارات و متن ادعیه و زیارات و بخشی از احکام فقهی مربوط به عبادات را که در طول سال مستحب است جمع آوری کرده است.

این کتاب از متون معتبر روایی شیعه به شمار می آید و از زمان نگارش تا حال پیوسته محل توجه علما و مردم بوده است. علمای بزرگ شیعه نیز آن را خلاصه، ترجمه و شرح کرده و تألیفات فراوانی درباره آن نگارشته اند. کتاب مصباح المتهجد همچنین از منابع مهم کتاب های دعا و زیارت و آثار علمای شیعه درباره دعا و زیارت، مانند مصباح کفعمی و اقبال الاعمال سید بن طاووس و مفاتیح الجنان شیخ عباس قمی، است.

با توجه به استقبال فراوان از این کتاب شیخ طوسی، به منظور استفاده بهتر عموم از آن، خود تصمیم به خلاصه کردن آن گرفت و نام آن را مصباح المتهجد صغير نهاد.

چهار- المزار الكبير ویرایش

کتاب المزار الكبير اثر ابوعبدالله محمد بن جعفر بن علی مشهدی حائری معروف به ابن مشهدی (متوفی ۶۱۰ ق) کتابی جامع انواع و اقسام زیارات است که در مشاهد مشرفه معصومان(ع) قرائت می شود.

این کتاب از کتبی است که عالمان بزرگی نظیر سید بن طاووس در مصباح الزائر، عبدالكريم بن طاووس در فرحة الغری و مجلسی در بحار الانوار به آن استناد کرده اند. علامه مجلسی گفته است: «از روایات آن فهمیدم که کتاب معتبری است».[۷۳]

پنج- اقبال الاعمال ویرایش

کتاب الإقبال بالأعمال الحسنة فيما يعمل مرة في السنه، تألیف سید رضی الدین، علی بن موسی بن طاووس حلی (۵۸۹ - ۶۶۴ ق) است. جد هفتم ایشان، محمد بن

۴۵

اسحاق - که به سبب زیبایی و ملاحتش به طاووس مشهور شده بود - از سادات بزرگوار مدینه محسوب می شد.

کتاب حاضر شامل اعمال یازده ماه سال است. اعمال ماه رمضان نیز به دلیل اهمیت این ماه در کتابی دیگر با نام المضمار آمده که مصنف همراه با اقبال آن را در یک مجموعه عرضه کرده است. سید کتاب خویش را به ترتیب ماه های سال نگارشته، اما برخلاف روش معمول، ابتدای سال را ماه مبارک رمضان دانسته است.

ابن طاووس در سال ۶۵۰ هجری در شصت سالگی در جوار امام حسین(ع) کتاب اقبال را تألیف کرد و در سال های ۶۵۵ و ۶۵۶ چند باب به آن افزود.[۷۴]

شش- المزار ویرایش

کتاب المزار تألیف شمس الدین محمد بن مکی معروف به شهید اول (۷۳۴ - ۷۸۶ ق) - همان گونه که از نامش پیداست - منتخب زیارات و درباره اعمال و آداب مشاهد مشرفه معصومان(ع) است.

این کتاب مشتمل بر دو باب است که ذیل هر باب چندین فصل و یک خاتمه آمده است. باب اول (فی الزیارات) هشت فصل و یک خاتمه دارد و هر فصل به زیارت معصومان دفن شده کنار هم می پردازد. خاتمه باب اول هم دارای چهار فصل است که به زیارات کوتاه و زیارت بعضی شخصیت ها و مؤمنان می پردازد. باب دوم هشت فصل و یک خاتمه دارد. فصول به زیارت مساجد پرداخته و خاتمه هم به زیارت مسلم، هانی و مختار اشاره کرده است.

هفت- البلد الأمين و الدرع الحصين ویرایش

کتاب البلد الامین و الدرع الحصین تألیف شیخ تقی الدین ابراهیم بن علی

۴۶

عاملی کفعمی (۸۴۰ - ۹۰۵ ق)، برادر شیخ شمس الدین محمد جبعی عاملی، جد شیخ بهایی است.

مؤلف در این کتاب آداب واجب و مستحب اعمال عبادی (مانند آداب تخلی، آداب نماز و کفن و دفن میت)، و سپس ادعیه اوقات مختصه و ادعیه ایام هفته، و پس از آن اعمال و ادعیه ماه های سال را بیان، و از ماه شریف رجب آغاز کرده است. کفعمی زیارات متعددی برای پیامبر(ص) و ائمه(ع) ذکر کرده و زیارات ایام مخصوصه را با آداب آن، مانند غسل زیارت، آورده است.

هشت- مصباح کفعمی ویرایش

کتاب جُنَّةُ الأمان الواقية و جُنَّةُ الإيمان الباقيه معروف به مصباح کفعمی تألیف تقی الدین ابراهیم بن علی عاملی معروف به کفعمی (۸۴۰ - ۹۰۵ ق) در موضوع ادعیه و زیارات است که پس از البلد الأمين نوشته شده و در حقیقت منتخب و خلاصه ای از آن است. کفعمی کتاب مصباح را در سال ۸۹۵ هجری یعنی ده سال پیش از وفات تألیف کرده است.

پیش از انتشار مصباح کفعمی مصباح المتهجد شیخ طوسی مقبولیت بسیار بالایی داشت و نسخه ای از آن در اکثر خانه ها یافت می شد، اما با آمدنِ مصباح کفعمی، مصباح شیخ طوسی نسخ شد.

کتاب مصباح پنجاه فصل دارد که بحث زیارات از فصل ۴۱ آن شروع شده و پس از آن ایام سال با ذکر ولادت ها و شهادت های ائمه(ع) آمده است.[۷۵]

نه- زاد المعاد ویرایش

کتاب زاد المعاد اثر علامه محمدباقر مجلسی، شامل ادعیه و اعمال کثیره وارد شده درباره ایام و لیالی در کتب ادعیه است. علامه این کتاب را در سال ۱۱۰۷

۴۷

قمری در اواخر عمر شریفشان به زبان عربی نوشتند. در پایان این کتاب، کتاب دیگری در حاشیه زاد المعاد، تحت عنوان مفتاح الجنان، درباره تعقیبات نمازها و زیارات مختلف درباره ائمه و اعمال مربوط به اماکن مشرفه آنان و دعاهای وارد شده در دفع بعضی امراض و آلام از اهل بیت به سند صحیح چاپ شده است.

مؤلف می‌گوید: چون از ائمه معصومین ادعیه و اعمال کثیری نقل شده و من هم اکثر آنها را در کتاب بحارالانوار جمع کرده‌ام و دیدم که تحصیل آنها و عمل به آن برای اغلب مردم به سبب اشتغال آنان به مشاغل دنیوی میسر نیست، لذا دوست داشتم که در این رساله منتخبی از اعمال سنه و فضایل ایام و لیالی شریفه و اعمالی که به سند صحیح و معتبر وارد شده را بیاورم تا عامه مردم از برکات آن محروم نمانند.

اصل کتاب زاد المعاد در چهارده باب و یک خاتمه تدوین، و در ادامه، مفتاح الجنان - که در حاشیه زاد المعاد بوده - به آن افزوده شده است. در باب یازدهم کتاب زیارات رسول اکرم(ص) و ائمه هدی(ع) آمده است.

ده- تحفه الزائر ویرایش

نویسنده تحفه الزائر علامه محمدباقر مجلسی است. از آنجا که ثواب زیارت پیامبراکرم(ص) و ائمه(ع) در احادیث بسیاری آمده و بیشتر کتب زیارت به زبان عربی نوشته شده است، ایشان در صفر سال ۱۰۸۵ قمری[۷۶] تصمیم گرفت کتابی در زمینه آداب زیارت نقل شده از معصومان به زبان فارسی بنویسد.[۷۷] علامه اظهار می‌دارد که تنها زیارات دارای سند معتبر را در این کتاب نقل کرده است.[۷۸]

۴۸

کتاب دوازده باب و یک خاتمه دارد.

یازده- مفاتیح الجنان ویرایش

کتاب مفاتیح الجنان تألیف شیخ عباس بن محمدرضا قمی (۱۲۹۴ - ۱۳۵۹ ق)، مشهور به شیخ عباس قمی و محدث قمی، است. شیخ عباس قمی خود می‌گوید مفاتیح الجنان را به انگیزه اصلاح مفتاح الجنان علامه مجلسی، که در آن زمان رایج و دعاهای بدون سند بوده، نوشته است: «برادران دینی از من خواسته اند که دعاهای سنددار کتاب مفتاح الجنان را جدا نموده به همراه سایر دعاهای معتبر بنویسم».[۷۹]

شیخ عباس قمی این اثر را با بهره‌گرفتن از آثار گذشتگان در سه باب دسته بندی کرده است. ایشان در باب سوم، که درباره زیارات است، ابتدا مطالبی درباره آداب سفر و زیارت و نیز اذن دخول به حرم‌ها ذکر کرده است. سپس در ابتدا زیارت رسول خدا(ص) صَلَّی‌اللَّهُ‌عَلَیْهِ‌وآله‌وَسَلَّمَ، و پس از آن زیارت حضرت زهرا(ع)، و سپس زیارت ائمه بقیع(ع) را آورده است. طولانی‌ترین بخش این باب به زیارت امام حسین(ع) اختصاص دارد. سپس زیارت سایر معصومان(ع) و زیارت بعضی امامزادگان (مانند حضرت عباس(ع)، علی اکبر(ع)، فاطمه معصومه(ع) و عبدالعظیم حسنی(ع)) و بعضی بزرگان (مانند حمزه، مسلم و فاطمه بنت اسد) و زیارت اماکن مقدس و مساجد آمده است.

منابع برای مطالعه بیشتر ویرایش

۱. جمعی از نویسندگان، زیارت (مجموعه مقالات رد شبهات زیارت)، نشر مشعر.

۲. سیدمحمد بن علوی مالکی، زیارت پیامبر صَلَّی‌اللَّهُ‌عَلَیْهِ‌وآلهِ‌وَسَلَّمَ بدعت یا زیارت، ترجمه مرکز تخصصی ترجمان دینی، نشر مشعر.

۳. علی اصغر رضوانی، وهابیت و مسئله قبور، نشر مشعر.

۴۹

۴. جمعی از محققین، مجموعه مقالات زیارت، ج ۱ و ۲، نشر مشعر.

۵. داود حسینی، *آموزه های تربیتی زیارت معصومان(ع)، نشر مشعر.

خلاصه درس ویرایش

۱. «آداب» عبارت است از تجاوز نکردن از حد و انجام دادن عمل به گونه ای که از سرزنش محفوظ بماند. «زیارت» به معنای قصد کردن و دیدار کردنی است که در آن میل و گرایش نهفته باشد. «اسرار» نیز به معنای پوشیده و پنهان، و مترادف آن «حکمت» و «فلسفه» است.

۲. ارکان سه گانه زیارت عبارتند از: زائر (زیارت کننده)، مزور (زیارت شونده) و قصد (نیت زیارت).

۳. همه ادیان الهی و غیرالهی زیارت را یکی از رفتارهای عبادی دانسته و آن را پذیرفته اند.

۴. قرآن کریم در آیه ۶۴ نساء رفتن نزد رسول خدا(ص) و طلب مغفرت را سبب آمرزش قرار داده و این دلیل بر مشروعیت زیارت از منظر قرآن است.

۵. در منابع روایی فریقین روایات متعددی بر توصیه به زیارت و مساوی بودن حیات و ممات رسول خدا(ص) در این موضوع دارد.

۶. مهم ترین اهداف زیارت عبارتند از: کسب معرفت به خداوند از طریق مزور به عنوان باب الله، مشابهت و رنگ شدن با مزور در رفتار و اخلاق و دریافت فیض الهی از طریق مزور در جایگاه واسطه فیض خدا وند.

۷. مهم ترین فواید و نتایج زیارت عبارتند از: ادای مزد رسالت و اعلان دوستی و وفاداری به مزور، اعلان تولی و تبری و قرار دادن خود زیر پرچم ولایت الهی، رسیدن به قرب پروردگار به وسیله ارتباط با مزور و رسیدن به تربیت الهی در سایه آشنایی با اهداف و فضایل اخلاقی مزور.

۵۰

۸. زیارتنامه ها به دو دسته مأثور (صادر شده از معصوم) و غیرمأثور (برساخته علما از روی زیارات مأثور) تقسیم می شود که البته زیارتنامه های مأثور بر غیرمأثور اولویت دارند.

۹. منابع تألیفی در زمینه زیارتنامه عبارتند از: کامل الزیارات، کتاب المزار، مصباح المتهجد، المزار الکبیر، اقبال الاعمال، المزار، البلد الامین، مصباح کفعمی، زاد المعاد، تحفة الزائر و مفاتیح الجنان.

سؤالات درس جهت خودآزمایی ویرایش

۱. ارکان زیارت را توضیح دهید.

۲. بنا بر روایات، زیارت در حال حیات و ممات معصومان(ع) چه تفاوتی دارند؟

۳. چگونه می توان از آیه ۶۴ نساء جواز زیارت را استفاده کرد؟

۴. دو فلسفه و هدف زیارت را توضیح دهید.

۵. سه فایده و نتیجه زیارت را شرح دهید.

۶. فرق زیارت مأثور و غیرمأثور چیست؟

۷. زیارات مأثور به چند دسته تقسیم می شود؟

۸. چند نمونه از زیارات مأثور را نام ببرید.

۹. نویسنده کتاب مصباح المتهجد کیست؟ این کتاب در چه قرنی تألیف شده است؟

۱۰. سید بن طاووس کدام اثر را در زمینه زیارات تألیف کرده است؟

پانویس ویرایش

  1. زبیدی، تاج العروس، ج ۱، ص ۲۴۶؛ طبرسی، مجمع البیان، ج ۲، ص ۵؛ مصباح المنیر، ج ۲، ص ۹.
  2. تاج العروس، ج ۱، ص ۲۹۶.
  3. همان؛ طبرسی، الآداب الدينية للخزانة المعينية، ص ۱۹۹؛ دیلمی، ارشاد القلوب الى الصواب، ترجمه عبدالحسین رضایی، ص ۳۸۳؛ طباطبایی، المیزان، ج ۶، ص ۲۵۶.
  4. طریحی، مجمع البحرین، ج ۲، ص ۳۰۵؛ زبیدی، تاج العروس، ج ۶، ص ۴۷۷ و ۴۸۳؛ ابن منظور، لسان العرب، ج ۴، ص ۳۳۵.
  5. سیاح، فرهنگ بزرگ جامع نوین، ص ۷۹۰؛ راغب اصفهانی، مفردات الفاظ القرآن الكريم، ص ۳۸۶ - ۳۸۷، ماده الزّور (فتح واو).
  6. مصطفوی، التحقیق فی کلمات القرآن الكريم، ج ۴، ص ۳۶۴؛ قرشی، قاموس قرآن، ج ۳، ص ۱۸۹.
  7. تکاثر: ۲.
  8. علامه حلی، تذكرة الفقهاء، ج ۸، ص ۴۴۹.
  9. طریحی، مجمع البحرین، ج ۲، ص ۳۰۵؛ فیومی، المصباح المنیر، ج ۲، ص ۲۶۰.
  10. ابن قولویه، كامل الزيارات، ص ۱۴۷.
  11. طوسی، تهذيب الأحكام، ج ۲، ص ۱۲۳.
  12. ابن طاووس، إقبال الأعمال، ج ۱، ص ۲۴.
  13. ابن فارس، معجم مقائیس اللغه، ج ۳، ص ۶۷؛ ابن منظور، لسان العرب، ج ۴، ص ۳۵۶؛ زبیدی، تاج العروس، ج ۶، ص ۵۱۱؛ راغب اصفهانی، المفردات، ص ۴۰۴ .
  14. معاونت امور روحانیون حوزه نمایندگی حج، فرهنگ نامه اسرار و معارف حج، ص ۱۴.
  15. «فلسفه» کلمه ای یونانی، و مرکب از «فیلا» و «سوفیا» به معنای دوستدار دانش است. این کلمه در آغاز به مجموعه علوم، و سپس به علوم عقلی اطلاق می شد و در زمان حاضر افزون بر کاربرد آن در بحث «هستی شناسی» در هرجا که «چیستی» و «چرایی» چیزی محل پرسش باشد به کار می رود.
  16. معاونت امور روحانیون حوزه نمایندگی ولی فقیه در امور حج و زیارت، درسنامه پیش درآمدی بر فرهنگ نامه اسرار و معارف حج.
  17. زبیدی، تاج العروس، ج ۶، ص ۸؛ ابن منظور، لسان العرب، ج ۴، ص ۶.
  18. حرعاملی، وسائل الشيعة، ج ۳، ص ۴-۷، ۱۰-۱۴.
  19. سَتُصِيبُكُمْ شُبْهَةٌ فَتْتَبَقَوْنَ بِلَا عَلَمٍ يُرَى وَلَا إِمَامِ هُدًى، لَا يَنْجُونَ مِنْهَا إِلَّا مَنْ دَعَا بِدُعَاءِ الْغَرِيقِ فُلْتُ وَ كَيْفَ دُعَاءُ الْغَرِيقِ؟ قَالَ تَقُولُ «يَا اللَّهُ يَا رَحْمَانُ يَا رَحِيمُ يَا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِي عَلَى دِينِكَ» فَقُلْتُ «يَا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ وَ الْأَبْصَارِ ثَبِّتْ قَلْبِي عَلَى دِينِكَ» فَقَالَ {عَلَيْهِ السَّلَامُ} إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ مُقَلِّبُ الْقُلُوبِ وَ الْأَبْصَارِ وَ لَكِنْ قُلْ كَمَا أَقُولُ يَا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِي عَلَى دِينِكَ (ابن طاووس، مهج الدعوات، ص ۳۳۲).
  20. فیض کاشانی، مفاتیح الشرایع، ج ۱، ص ۳۹۸.
  21. فیض کاشانی، النخبة، ص ۱۷۲.
  22. نجفی، جواهر الکلام، ج ۲۰، ص ۸۴.
  23. ثقفی، الغارات، ج ۲، ص ۸۶؛ ابن مشهدی، المزار الکبیر، ص ۲۶۳ (مسندا).
  24. مجلسی، زاد المعاد، ج ۱، ص ۲۶۰.
  25. کفعمی، بلد الامین، ج ۱، ص ۲۸۴.
  26. قمی، مفاتیح الجنان، ص ۶۴۲.
  27. شیخ صدوق، من لايحضره الفقيه، ج ۲، ص ۵۷۲.
  28. «حج در ادیان»، میقات حج، ش ۶۱، ص ۱۴۲ - ۱۴۵.
  29. «حج در ادیان»، میقات حج، ش ۶۱، ص ۱۴۲ - ۱۴۵.
  30. Fysyh Paskalya.
  31. Chavuat Penteksat.
  32. Sukkot.
  33. «حج در ادیان»، میقات حج، ش۶۱، ص ۱۴۲-۱۴۷.
  34. امور رسل، ۵ / ۴۲ و ۱/ ۳.
  35. Sion.
  36. «حج در ادیان»، میقات حج، ش۶۱، ص ۱۵۰-۱۵۴.
  37. قاری، مرقاة المفاتیح، ج ۵، ص ۱۸۸۵.
  38. مناوی، فیض القدیر، ج ۶، ص ۱۴۰.
  39. کلینی، الکافی، ج ۴، ص ۵۴۸.
  40. شعیری، جامع الأخبار (للشعيري)، ص ۲۰.
  41. ابن قولویه، کامل الزیارات، ص ۱۲-۱۳؛ مفید، کتاب المزار، ص ۱۴۹؛ طوسی، تهذیب الاحکام، ج ۶، ص ۳.
  42. کلینی، الکافی، ج ۱، ص ۱۴۵.
  43. بقره: ۱۸۹.
  44. يَا عَلِيُّ أَنَا مَدِينَةُ الْحِكْمَةِ (الْعِلْمِ) وَ أَنْتَ بَابُهَا فَمَنْ أَتَى الْمَدِينَةَ مِنَ الْبَابِ وَصَلَ يَا عَلِيُّ أَنْتَ بَابِيَ الَّذِي أُوتَى مِنْهُ وَ أَنَا بَابُ اللَّهِ فَمَنْ أَتَانِي مِنْ سِوَايَ لَمْ يَصِلْ وَ مَنْ أَتَى سِوَايَ لَمْ يَصِلْ لَمْ يَصِلْ فَقَالَ الْقَوْمُ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ مَا يَعْنِي بِهَدَا اسْأَلُوا بِهِ عَلَيْنَا قُرْآناً قَالَ فَأَنْزَلَ اللَّهُ بِهِ قُرْآناً لَيْسَ الْبِرُّ إِلَى آخِرِ الْآيَةِ (کوفی، ‘’تفسیرالفرات’’، ص ۶۳).
  45. میرباقری، ‘’مباحثی پیرامون امام شناسی’’، ص۸۷۱.
  46. فیض کاشانی، ‘’تفسیرصافی’‘، ج ۵، ص ۷۵؛ کراجکی،’‘کنزالفوائد’’، ج ۱، ص ۳۲۸.
  47. سیف، روان شناسی پرورشی، ص ۳۱۲ و ۲۴۳.
  48. ابن قولویه، کامل الزیارات، ص ۱۸۶.
  49. طه: ۱۲.
  50. قطب راوندی، الخرائج و الجرائح، ج ۱، ص ۳۱۱.
  51. طوسی، تهذیب الأحکام، ج ۶، ص ۹۸؛ شیخ صدوق، عيون أخبار الرضا (ع)، ج ۲، ص ۲۷۵.
  52. مجلسی، زاد المعاد: مفتاح الجنان، ص ۴۸۳.
  53. سیف، تغییر رفتار و رفتاردرمانی: نظریه ها و روش ها، ص ۱۸۶- ۱۹۰.
  54. آیت الله سید احمد خوانساری به اطرافیان جوان آلوده ای که قابل اصلاح نبود توصیه کردند: او را به زیارت امام حسین (ع) ببرید. اگر در زیارت امام حسین(ع) اشک ریخت، معلوم می شود هنوز نوری در وجود او باقی است. سپس او را بیاورید تا من هم نصیحتی بکنم.
  55. هذا السبب المتصل من الأرض إلى السماء، هذا الوجه الذي يتوجه إليه الأولياء هذا الولى الذى بیمنه رزق الورى و ببقائه بقيت الدنيا، و بوجوده ثبتت الأرض والسماء (حافظ برسی، مشارق أنوار اليقين، ص ۱۵۷).
  56. مائده: ۳۵.
  57. کلینی، الکافی، ج ۲، ص ۵۸۲؛ کفعمی، المصباح، ص ۶۶۷.
  58. حافظ برسی، مشارق أنوار اليقين، ص ۶۱؛ مجلسی، بحار الأنوار، ج ۲۵، ص ۲۳.
  59. نهج البلاغه، نامه ۲۸؛ طبرسی، الاحتجاج، ج ۲، ص ۴۶۷.
  60. شیخ صدوق، من لا يحضره الفقيه، ج ۲، ص ۵۹۰؛ طوسی، مصباح المتهجد، ج ۲، ص ۷۴۴.
  61. شوری: ۲۳.
  62. کلینی، الکافی، ج ۴، ص ۵۶۷؛ شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، ج ۲، ص ۵۷.
  63. حر عاملی، وسائل الشیعة، ج ۱۰، ص ۲۵۴.
  64. همان.
  65. «يَا أَبَا الصَّلْتِ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى فَضَّلَ نَبِيَّهُ محمد [محمّداً] صلي الله عليه و آله عَلَى جَمِيعِ خَلْقِهِ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الْمَلَائِكَةِ وَ جَعَلَ طَاعَتَهُ طَاعَتَهُ وَ مُتَابَعَتَهُ مُتَابَعَتَهُ وَ زِيَارَتَهُ فِي الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ زِيَارَتَهُ فَقَالَ عَزَّ وَ جَلَّ مَنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطَاعَ اللَّهَ وَ قَالَ إِنَّ الَّذِينَ يُبَايِعُونَكَ إِنَّمَا يُبَايِعُونَ اللَّهَ يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ وَ قَالَ النَّب(ص) مَنْ زَارَنِي فِي حَيَاتِي أَوْ بَعْدَ مَوْتِي فَقَدْ زَارَ اللَّهَ جَلَّ جَلَالُهُ وَ دَرَجَةُ النَّبِيِّ صلي الله عليه و آله فِي الْجَنَّةِ أَرْفَعُ الدَّرَجَاتِ فَمَنْ زَارَهُ إِلَى دَرَجَتِهِ فِي الْجَنَّةِ مِنْ مَنْزِلِهِ فَقَدْ زَارَ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى» (شیخ صدوق، التوحيد، ص ۱۱۷؛ شیخ صدوق، الأمالی، ص ۴۶۰؛ طبرسی، الاحتجاج، ج ۲، ص ۴۰۸).
  66. ابن مشهدی، المزار الکبیر، ص۲۲۱.
  67. شیخ صدوق، من لا يحضره الفقيه، ج ۲، ص ۵۷۳.
  68. اللَّهُمَّ فَاجْعَلْ نَفْسِي مُطْمَئِنَّةً بِقَدَرِكَ رَاضِيَةً بِقَضَائِكَ مُولَعَةً بِذِكْرِكَ وَ دُعَائِكَ مُحِبَّةً لِصَفْوَةِ أَوْلِيَائِكَ مَحْبُوبَةً فِي أَرْضِكَ وَ سَمَائِكَ صَابِرَةً عَلَى نُزُولِ بَلَائِكَ شَاكِرَةً لِفَوَاضِلِ نَعْمَائِكَ ذَاكِرَةً لِسَوَابِغِ آلَائِكَ مُشْتَاقَةً إِلَى فَرْحَةِ لِقَائِكَ مُتَزَوِّدَةً التَّقْوَى لِيَوْمِ جَزَائِكَ مُسْتَنَّةً بِسُنَنِ أَوْلِيَائِكَ [أَنْبِيَائِكَ] مُفَارِقَةً لِأَخْلَاقِ أَعْدَائِكَ مَشْغُولَةً عَنِ الدُّنْيَا بِحَمْدِكَ وَ ثَنَائِكَ (ابن قولویه، کامل الزیارات، ص ۴۰).
  69. عابدی، فلسفه زیارت، ترجمه رساله زیارة القبور ص ۱۸.
  70. همان.
  71. ابن قولویه، کامل الزیارات، مقدمه، ص ۶.
  72. مفید، کتاب المزار (مناسک المزار)، مقدمه، ص ۱۲.
  73. شهید اول، المزار، مقدمه، ص ۶.
  74. ابن طاووس، الاقبال الحديثة، ج ۱، ص ۲۰.
  75. کفعمی، المصباح، ص ۳ - ۴.
  76. مجلسی، تحفه الزائر، ص ۴۳.
  77. درگاهی، کتاب‌شناسی علامه مجلسی، ص ۱۷۶.
  78. انصاری قمی، «کتاب‌شناسی تألیفات علامه مجلسی»، مجله مشکوه، زمستان ۱۳۶۹ش، شماره ۲۹.
  79. قمی، مفاتیح الجنان، ص ۱۲.