کتاب:درسنامه ادب زیارت/درس دوم: جایگاه زیارت در اسلام
اهداف درس ویرایش
انتظار میرود با مطالعه این درس: ویرایش
۱. با اهمیت زیارت در قرآن و روایات آشنا شویم.
۲. رفتار معصومان(ع) را در زیارت بشناسیم.
۳. از دیدگاه فقها درباره حکم زیارت آگاه شویم.
مقدمه ویرایش
همان طور که در درس گذشته آمد، زیارت در همه ادیان و مذاهب وجود دارد و مردم براساس فطرت انسانی و الهی خود به زیارت اماکن مقدس، شخصیتهای دینی و ملی و گذشتگان خود میروند. اسلام هم زیارت را نوعی عبادت دانسته و مردم را بر ادای آن تشویق کرده است. این عمل عبادی در اسلام اهمیت خاصی دارد و در قرآن کریم، روایات و فقه فریقین و سیره معصومان(ع) بررسی، و به آن سفارش شده است. ما در این درس به اهمیت زیارت از دیدگاه قرآن، حدیث، سیره و فقه فریقین میپردازیم.
۱. زیارت در آیات ویرایش
قرآن کریم میفرماید:
﴿وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جَاؤُكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّاباً رَحِيماً﴾[۱]
و اگر این مخالفان هنگامی که به خود ستم میکردند [و فرمانهای خدا را زیر پا میگذاشتند] به نزد تو میآمدند و از خدا طلب آمرزش میکردند و پیامبر هم برای آنها استغفار میکرد، خدا را توبه پذیر و مهربان مییافتند.
این آیه شریفه برترغیب امت حضرت رسول(ص) به رفتن سوی آن حضرت و استغفار نزد ایشان و نیز استغفار حضرت رسول(ص) برای آنان دلالت میکند.
مفسران بسیاری از اهل سنت قائل اند که این آیه هم زمان حیات رسول خدا(ص) وهم پس از حیات ایشان را شامل میشود.[۲] همچنین طبق دلالت آیه شریفه تواب و رحیم بودن خداوند معلق است براینکه مردم اولاً نزد رسول خدا(ص) بروند و ثانیاً نزد آن حضرت استغفار کنند و ثالثاً آن حضرت برای آنها استغفار کند.
اما استغفار آن حضرت برای آنها طبق این آیه شریفه مسلّم است: ﴿وَاسْتَغْفِرْ لِذَنْبِكَ وَلِلْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ﴾؛[۳] «و برای گناهت استغفار کن و نیز برای مؤمنین و مؤمنات».
این شروط سه گانه منحصر به زمان حیات رسول اکرم(ص) نبوده بلکه پس از وفات آن حضرت نیز جریان خواهد داشت[۴] و آیه شریفه اگرچه به زمان حیات آن حضرت اشاره میکند، به اصطلاح مورد مخصّص نبوده، بلکه براساس قاعده «عموم العلّّه» شامل همه کسانی که مشمول این شروط سه گانه - چه در زمان حیات پیامبر(ص) و چه پس از وفات ایشان - هستند میشود.[۵] به همین دلیل ابن حجر میگوید: «مستحب است که کسی که نزد قبر آن بزرگوار میرود این آیه شریفه را - در حالی که استغفار میکند - بخواند».[۶]
۲. زیارت از منظر اهل سنت ویرایش
الف) زیارت در روایات اهل سنت ویرایش
زیارت رسول خدا(ص) و اولیاءالله از مباحث پرچالش بین مسلمین و فرقه متعصب
وهابیت است. میان اهل سنت، وهابیون معتقد به حرمت سفر برای زیارت، حتی زیارت رسول خدا(ص) هستند. در آغاز اسلام چون هنوز عده کثیری از مردم مشرک بودند و مسلمانان در اقلیت بودند و بالطبع در قبرستان ها غلبه با اموات مشرکان بود، رسول خدا(ص) مردم را از زیارت قبور منع میکردند[۷] تا شرک و کفر را از افکار و رفتار مردم بزدایند؛ اما هنگامی که اسلام به تدریج در جامعه رواج یافت و مسلمین براثر شهادت در غزوه ها در قبرستان ها دفن می شدند، ایشان به زیارت قبور دستور دادند. در این زمینه روایتی در منابع اهل سنت از رسول خدا(ص) نقل شده است:
انی کنت نهیتکم عن زیاره القبور فزوروها و لیزدکم زیارتها خیرا.[۸]
من [پیش از این] شما را از زیارت قبرنهی کردم [ولی اکنون میگویم] آنها را زیارت کنید. زیارت قبور به شما خیر زیاد میرساند.
با توجه به این نوع روایات، بعضی علمای اهل سنت حکم زیارت را حکم منسوخ شمرده اند و گفته اند: «روایات منع از زیارت صحیح است و روایاتی که زیارت را جایز شمرده اند هم درست است. پس روایات جواز زیارت، روایات منع از زیارت را نسخ کرده و حکم منع را برداشته اند».[۹]
اما فرقه وهابیت با استناد به روایات منع، گویا هیچ گاه روایات رسول خدا(ص) مبنی بر جواز زیارت را ندیده اند یا نخواسته اند بینند.[۱۰] این روایات به آثار متعدد زیارت قبور اشاره کرده اند؛ مانند: «فانها تزهد فى الدنيا وتذكر الآخرة»؛[۱۱] «فانها
تذكركم الموت»؛[۱۲] «انها ترق القلب وتدمع العين وتذكر الآخره فزوروها».[۱۳]
در منابع روایی اهل سنت روایات متعددی درباره زیارت وارد شده که برخی از آنها مردم را به زیارت رسول خدا(ص) و برخی دیگر به زیارت قبر رسول خدا(ص) تشویق میکند؛ چنانکه رسول خدا(ص) در روایتی فرمود: «مَنْ زَارَ قَبری وَجَبَتْ لَهُ شَفَاعَتِی»؛[۱۴] «هرکس قبر مرا زیارت کند شفاعت من بر او واجب میشود». همچنین چندین روایت با همین مضامین از راویان اهل سنت روایت شده است.[۱۵]
اما برخی دیگر از روایات تعبیر «قبر» ندارد؛ مانند روایت عبدالله بن عمر که از رسول اکرم(ص) نقل کرده است: «مَنْ جَاءَنِی زَائِراً لَا تَحْمِلُهُ إِلَّا زِيَارَتِی كَانَ حَقّاً عَلَىَّ أَنْ أَكُونَ لَهُ شَفِيعاً يَوْمَ القِيَامَةِ»؛[۱۶] «هرکس به زیارت من بیاید و انگیزهای جز زیارتم نداشته باشد بر من لازم است که شفیع او در روز قیامت باشم». در روایتی دیگر حاطب از رسول خدا(ص) روایت میکند که فرمود: «مَنْ زَارَنِی بَعْدَ مَوْتِی فَكَأَنَّمَا زَارَنِی فِي حَيَاتِی»؛[۱۷] «کسی که من را بعد از وفاتم زیارت کند مانند آن است که من را در حال حیاتم زیارت کرده است».
از مجموع روایات اهل سنت استفاده میشود که زیارت رسول خدا(ص) اهمیتی ویژه و نیز پاداشی ارزشمند دارد.
ب) زیارت از منظر امامان اهل سنت ویرایش
نعمان بن ثابت مشهور به ابوحنیفه، امام مذهب حنفی، جواز زیارت را مسلّم
شمرده است.[۱۸] نیز مالک بن انس، امام مذهب مالکیها، زیارت قبر رسول خدا(ص) را مستحب می داند.[۱۹] همچنین محمد بن ادریس شافعی، امام مذهب شافعی، درباره زیارت می گوید: «زیارت قبور اشکالی ندارد؛ زیرا پیامبر آن را جایز شمرده است.»[۲۰] احمد حنبل، امام مذهب حنبلیها، نیز زیارت قبور و زیارت رسول خدا(ص) را مستحب می شمارد.[۲۱]
ج) زیارت از منظر فقهای اهل سنت ویرایش
اکثر فقهای چهار مذهب اهل سنت، افزون بر قول به جواز زیارت قائل به استحباب زیارت قبور و زیارت قبر رسول خدا(ص) شده اند.[۲۲] بعضی زیارت قبر رسول خدا(ص) را از بافضیلت ترین مستحبات دانسته[۲۳] و بعضی دیگر از مهم ترین راه های نزدیکی به خدا و موفق ترین کارها شمرده اند.[۲۴] برخی دیگر هم مدعی اند که به اجماع همه مسلمانان زیارت مرقد پیامبر(ص) مستحب، و بلکه گفته شده از دیدگاه همه مسلمانان واجب است.[۲۵]
بنابراین فقهای چهارگانه اهل سنت بر زیارت مرقد رسول الله(ص) - چه واجب و چه مستحب - تأکید کرده اند.[۲۶]
۳. زیارت در اندیشه شیعه ویرایش
الف) زیارت در روایات شیعه ویرایش
در منابع روائی شیعه روایات متعددی از رسول خدا(ص) و سایر معصومان(ع) درباره زیارت وارد شده است. بخشی از این روایات از رسول خدا(ص) و تصریح به زیارت قبر رسول خدا(ص) دارد؛ مانند روایتی که امام سجاد(ع) از رسول خدا(ص) روایت میکند که حضرت فرمود: «کسی که قبر من را بعد از مرگم زیارت کند مانند آن است که در حال حیاتم به نزد من هجرت کرده باشد. پس اگر توانایی زیارت را نداشتید، به سوی من سلام کنید که سلام شما به من میرسد».[۲۷] در روایتی دیگر امام باقر(ع) فرمود: «زیارت قبر رسول خدا(ص) معادل حج قبول شده با رسول خدا(ص) است».[۲۸]
برخی دیگر از روایات مقید به «قبر» نشده است؛ چنانکه امام صادق(ع) از رسول خدا(ص) روایت میکند که فرمود:
کسی که برای حج به مکه بیاید و مرا زیارت نکند روز قیامت به او جفا خواهم کرد و کسی که مرا زیارت کند شفاعت من بر او واجب میشود و کسی که شفاعت من بر او واجب شود اهل بهشت است و کسی که در یکی از دو حرم مکه و یا مدینه از دنیا برود مورد بازخواست و محاسبه قرار نمیگیرد.[۲۹]
برخی روایات افزون بر زیارت رسول خدا(ص) زیارت سایر ائمه را توصیه کردهاند.
پیامبر اکرم(ص) به امام علی(ع) فرمود:
يَا عَلِيُّ مَنْ زَارَنِي فِي حَيَاتِي أَوْ بَعْدَ مَوْتِي أَوْ زَارَكَ فِي حَيَاتِكَ أَوْ بَعْدَ مَوْتِكَ أَوْ زَارَ ابْنَيْكَ فِي حَيَاتِهِمَا أَوْ بَعْدَ مَوْتِهِمَا ضَمِنْتُ لَهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ أَنْ أُخْلِصَهُ مِنْ أَهْوَالِهَا وَ شَدَائِدِهَا حَتَّى أُصَيِّرَهُ مَعِي فِي دَرَجَتِي.[۳۰]
ای علی، هرکس مرا یا تو و فرزندانت را در زمان حیات یا پس از مرگ زیارت کند من روز قیامت ضمانت میکنم که او را از سختیها و شداید قیامت نجات دهم تا آنکه او را هم درجه خودم قرار میدهم.
این روایت و امثال آن نشان میدهد که حیات و مرگ پیامبر اکرم(ص) و امامان معصوم(ع) یکسان است.
بخشی از روایات سایر معصومان(ع) نیز درباره زیارت رسول خد(ص) وارد شده است؛ برای مثال امام صادق(ع) فرمود: «مُرُوا بِالْمَدِينَةِ، فَسَلِّمُوا عَلَى رَسُولِ اللَّه(ص) مِنْ قَرِيبٍ، وَ إِنْ كَانَتِ الصَّلَاةُ تَبْلُغُهُ مِنْ بَعِیدٍ»؛[۳۱] «به مدینه بروید و بر پیامبر اکرم(ص) سلام بدهید، هرچند که سلام و درود از راه دور نیز به آن حضرت میرسد».
این حدیث نشان میدهد زیارت از دور نیز گرچه مورد مقبول است، حضور زائر کنار مزور مطلوبیت بیشتری دارد و انس عاطفی بیشتری بین زائر و مزور برقرار میکند.
رسول خدا(ص) در برخی روایات افزون بر زیارت خود به زیارت سایر معصومان(ع) هم تصریح کرده است. امام صادق(ع) روایت میکند که امام حسن(ع) به رسول خدا(ص) عرض کرد: «پاداش کسی که شما را زیارت کند چیست؟ رسول خدا فرمود: کسی که من را زیارت کند در حال حیات یا ممات یا پدرت را زیارت کند یا برادرت را زیارت
کند یا تو را زیارت کند، بر من لازم است که روز قیامت او را زیارت کنم».[۳۲]
ب) زیارت در رفتار معصومان(ع) ویرایش
رسول خدا(ص) و سایر معصومان(ع) افزون بر توصیه به زیارت خود نیز به زیارت قبور اجداد، والدین، اصحاب و یاران خویش به ویژه اهل بقیع می رفتند. در اینجا به نمونه هایی از رفتار معصومان(ع) اشاره می کنیم:
صفوان جمّال می گوید: از امام صادق(ع) شنیدم که فرمود: «رسول خدا(ص) در هر شامگاه پنجشنبه همراه گروهی از یاران خود به زیارت قبرستان بقیع در مدینه می رفت و سه بار به آنها سلام می کرد و سه بار طلب رحمت می کرد».[۳۳] عایشه از رسول خدا(ص) چنین نقل کرده است: «جبرئیل نزد من آمد و گفت: پروردگارت دستور داده است به بقیع بروی و برای اهل آن طلب آمرزش کنی».[۳۴] ابوالبخترى از امام سجاد(ع) چنین روایت می کند: «امام حسین(ع) در هر شامگاه جمعه قبر برادرش امام حسن(ع) را زیارت می کرد».[۳۵] سمهودی نقل کرده است: «رسول خدا(ص) در آغاز هر سال به زیارت قبور شهدای احد می آمد».[۳۶] امام صادق(ع) فرمود: «فاطمه زهرا(ع) در هر صبحگاه شنبه به زیارت شهدا می رفت؛ آنگاه نزد قبر حمزه می رفت و برای او درخواست رحمت و استغفار می کرد».[۳۷] سمهودی از حاکم نیشابوری از حضرت علی(ع) چنین
روایت کرده است: «فاطمه زهرا(ع) هر جمعه قبر عمویش حمزه را زیارت میکرد و پس از زیارت در کنار قبر نماز میخواند و سپس اشک میریخت».[۳۸]
همچنین از گزارشها استفاده میشود که پیامبر اکرم(ص) چند بار به زیارت قبر مادرش، آمنه، رفته است؛ چنانکه آمده است:
«زَارَ النَّبِيُّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَ سَلَّمَ قَبْرَ أُمِّهِ فَبَكَى وَبَكَى مَنْ حَوْلَهُ»؛[۳۹] «پیامبر(ص) قبر مادرش را زیارت کرد و گریست و اطرافیانش نیز گریه میکردند». ابن سعد در الطبقات الکبری میگوید: «رسول خدا(ص) در عمره حدیبیه هنگامی که از ابواء (محل دفن مادرش آمنه) گذشت قبر مادرش را زیارت، و قبر مادر را اصلاح و ترمیم کرد و گریست».[۴۰] در گزارش دیگری آمده است: «أن النبي(ص) زار قبرأمه في ألف مقنع يوم الفتح فما رؤي باكياً أكثر من ذلك اليوم»؛[۴۱] «رسول خدا(ص) قبر مادرش را در میان هزار سوار زره پوشیده در روز فتح زیارت کرد. پس در هیچ روزی به اندازه آن روز در حال گریه دیده نشد». در بعضی منابع دیگر این خبر اینگونه گزارش شده است: «أَنَّ النَّبِيَّ(ص) زَارَ قَبْرَ أُمِّهِ؛ لأنّها كانت بطريقه بالحجون عند مكة عام الفتح».[۴۲]
در منابع شیعه از اباذر روایت شده است که دیدم پیامبر خدا(ص) دست علی(ع) را گرفت و به زیارت قبرستان بقیع رفت و سپس به زیارت قبر پدرش، عبدالله، میان قبور مکه رفت: «ثُمَّ عَدَلَ إِلَى قَبْرِ أُمِّهِ آمَنَةَ فَصَنَعَ كَمَا صَنَعَ عِنْدَ قَبْرِ أَبِیهِ».[۴۳] سپس به سوی
قبر مادرش، آمنه، رفت و آنچه کنار قبر پدرش انجام داده بود آنجا هم انجام داد.
امام باقر (ع) فرمود: «پدرم، امام سجاد (ع)، هنگامی که به زیارت پیامبر (ص) تشریف می برد در کنار قبر ایستاده، سلام می داد؛ سپس به قبر نزدیک شده، آن را لمس می کرد؛ پشت خود را به قبر تکیه می داد و رو به سوی قبله می فرمود و دعا می خواند».[۴۴] از روایات استفاده می شود که امام باقر (ع) همراه پدرش امام سجاد (ع) چند بار قبر جدش امیرالمؤمنین (ع) را زیارت کردند؛ چنان که در سفری که با هم به زیارت قبر امیرالمؤمنین (ع) مشرف شدند امام باقر (ع) درباره کیفیت زیارت حضرت فرمود: «امام زین العابدین علی بن حسین (ع) قبر امیرالمؤمنین (ع) را زیارت کرد و در مقابل قبر ایستاد و سلام داد».[۴۵] در روایت دیگری ابوحمزه ثمالی می گوید: با امام سجاد (ع) به زیارت قبر امیرالمؤمنین (ع) رفتیم. حضرت فرمود: «ای اباحمزه، این قبر جدم علی بن ابی طالب (ع) است و آن را زیارت کرد… . سپس وداع کرد و به مدینه برگشت و من هم به کوفه برگشتم».[۴۶] در حدیث دیگری جابر از زیارت امام باقر (ع) از قبر جدش علی(ع) روایت می کند: «امام باقر (ع) برای زیارت امیرالمؤمنین (ع) به سوی عراق حرکت کرد و من با او بودم و با ما جاندار دیگری جز دو شتر نبود».[۴۷]
همچنین امام صادق (ع)، با وجود محدودیت های بسیار، بارها به زیارت
امیرالمؤمنین (ع) مشرف شد. صفوان جمال روایت میکند:
با امام صادق (ع) برای دیدار منصور به کوفه رفتیم. امام صادق(ع) به من فرمود: «ای صفوان، شتر را بخوابان. اینجا قبر جدم امیرالمؤمنین(ع) است». من شتر را خوابانیدم. سپس حضرت پیاده شد و غسل کرد و لباسش را عوض کرد و پابرهنه شد و به من هم فرمود چنین کنم. سپس به سوی قبر علی(ع) رفت. [۴۸]
در روایت دیگری صفوان میگوید:
من همراه امام صادق(ع) در قادسیه بودم. حضرت فرمود: پیاده شو. پیاده شدم. با حضرت مقدار زیادی راه رفتیم تا به غَرّی (نجف) رسیدیم. حضرت در مقابل ایستاد و خود را به روی قبر انداخت و بر حضرت سلام کرد. [۴۹]
در گزارش دیگری آمده است:
روی عن عبدالله بن عبید قال: رأیت جعفر بن محمد و عبدالله بن الحسن بالغريّ عند قبر أميرالمؤمنين (ع) فأذّن عبدالله و أقام الصّلاة و صلّى مع جعفر(ع) و سمعت جعفرا يقول: هذا قبر أميرالمؤمنين (ع). [۵۰]
عبدالله بن عبید روایت میکند: جعفر بن محمد(ع) و عبدالله بن حسن را در غری نزد قبر امیرالمؤمنین(ع) دیدم. عبدالله اجازه گرفت و با امام صادق(ع)
نماز خواند. شنیدم امام صادق(ع) فرمود: اين قبر اميرالمؤمنين (ع) است.
در گزارش ديگرى ابوالفرج هندی میگوید:
كنت مع أبي عبد الله جعفر بن محمد (ع) حين قدم الى الحيرة فقال ليلة: أسرجوا لى البغلة؛ فركب و أنا معه حتى انتهينا الى الظهر، فنزل و صلّى ركعتين ثمّ تنحّى فصلّى ركعتين ثمّ تنحّى و صلّى ركعتين، فقلت: جعلت فداك انّى رأيتك صليت في ثلاث مواضع؟ - فقال: أمّا الأول فموضع قبر أمير المؤمنين، و الثّانى موضع رأس الحسين، و الثّالث موضع منبر القائم.[۵۱]
با امام صادق (ع) بودم، زمانى كه به حيره تشريف آوردند. يک شب حضرت فرمود: «قاطری برای من زين كنيد». سپس حضرت سوار شد و من هم در محضر ايشان بودم تا به پشت كوفه رسيديم. حضرت پياده شد و دو رکعت نماز خواند. سپس مسيری را پيمود و سپس دو رکعت نماز خواند و باز مسیری رفتیم و حضرت دو رکعت ديگر خواند. عرض كردم: فدايت شوم، ديدم كه در سه جا نماز گزارديد. فرمود: «مكان اول قبر اميرالمؤمنين(ع) بود واما مكان دوم مقام رأس الحسين(ع) است و مكان سوم موضع منبر حضرت مهدی(ع) است».
در گزارش ديگرى معلی بن خنيس میگوید:
با امام صادق(ع) در كوفه بودم. حضرت فرمود: «برای من فرشی در صحرا بگستريد». برای حضرت در بيابان فرش انداختم تا کسانی که وعده كرده بود آمدند. حضرت فرمود: «الاغ و قاطر را زين كن و جلو بیفتید». رفتيم تا به غريين رسيدیم. فرمود: «پياده شويد. اين قبر اميرالمؤمنين(ع) است».[۵۲]
سيد بن طاووس زيارتنامهای را برای روز هفدهم ربيع الاول نقل میکند که امام
صادق(ع) با آن امیرالمؤمنین(ع) را زیارت کرد: «حَيْثُ حَضَرَ عِنْدَ ضَرِيحِ مَوْلَانَا عَلِيِّ (ع) فِي يَوْمِ سَابِعِ عَشَرَ رَبِيعِ الْأَوْلِ»؛[۵۳] هنگامی که نزد ضریح مولای ما علی(ع) در روز هفدهم ربیع الثانی حاضر شد».
امام حسن عسکری(ع) از پدرش امام هادی(ع) روایت میکند: «زارها يوم الغدير في السنّة التي أشخصه فيها المعتصم»؛[۵۴] زیارت کرد امیرالمؤمنین(ع) را به این زیارت در روز غدیر، در سالی که معتصم حضرت را احضار کرد».
ج) زیارت از منظر فقهای شیعه ویرایش
فقهای شیعه با استناد به روایات به استحباب زیارت فتوا دادهاند. فقیه نامور امامیه، محقق حلی، گفته است: «بر حج گزار مستحب مؤکد است که به زیارت پیامبر اکرم (ص) بشتابد».[۵۵] وی اضافه میکند: «اگر مردم زیارت پیامبر اکرم(ص) را ترک کردند، حاكم اسلامی باید آنها را بر زیارت اجبار کند؛ زیرا ترک زیارت آن حضرت موجب جفا به اوست».[۵۶] شیخ طوسی نیز گفته است: «… و كذلك إن تركوا زيارة النبی كان على الإمام إجبارهم عليها»؛[۵۷] و همچنین اگر زیارت رسول خدا(ص) را ترک کنند، بر امام است که آنها را بر زیارت اجبار کند».
این بزرگان به حدیثی استناد کردهاند که این گونه از رسول اکرم(ص) نقل شده است:
«کسی که برای حج گزاردن به مکه عزیمت کند و مرا زیارت نکند به من جفا کرده
است».[۵۸] شهید ثانی گفته است: «اگر همگان زیارت آن حضرت را ترک کنند، بزرگترین سنت الهی تحقیر و بیارزش میشود. از این جهت به مقداری که این تحقیر و تهاون رفع گردد بر آن اجبار میشوند».[۵۹] صاحب جواهر میگوید: «زیارت رسول(ص) صلّیاللّهعلیهوآله…، بهویژه برای حاجیان، مستحب مؤکد است بالاجماع و این استحباب ضروری دین است. بههمین دلیل امام باید مردم را به زیارت قبر حضرت رسول(ص) ـ در صورتی که آن را ترک کنند ـ مجبور کند…».[۶۰] ایشان همچنین استحباب زیارت فاطمه زهرا(ع) را اجماعی و از ضروریات مذهب و دین دانسته و میفرماید: «در اینکه زیارت فاطمه(ع) مستحب است، مستحبی مؤکد، هیچ اختلافی نیست (اجماعی است)، بلکه این امر از ضروریات مذهب و بلکه دین است».[۶۱] صاحب جواهر درباره استحباب زیارت سایر معصومان علیهم السلام میگوید: «همچنین زیارت ائمه بقیع مستحب است به اجماع یا به ضرورت مذهب یا دین که این اجماع یا ضرورت دین و مذهب افزون بر احادیث متواتری است که در این باره وجود دارد».[۶۲] «از مستحبات مؤکد زیارت امیرالمؤمنین(ع) است… و از بعضی اخبار استفاده میشود که ترک زیارت آن حضرت کراهت دارد… و این زیارت در روز غدیر مؤکد است».[۶۳] همچنین زیارت امام شهید ابیعبدالله الحسین(ع)[۶۴] و زیارت دیگر ائمه معصوم(ع) مستحب مؤکد است.[۶۵]
برخی فقهای شیعه گفته اند: «با ادله اربعه - یعنی کتاب، سنت، عقل واجماع - میتوان رجحان و فضیلت زیارت قبور صلحا، ابرار، متقیان و نیکان را نیز اثبات کرد تا چه رسد به زیارت انبیا، اوصیای معصوم(ع) و علمای بزرگ. آنگاه به اثبات ادعای خویش پرداخته اند.[۶۶] امام خمینی(ره) زیارت رسول خدا(ص) و ائمه معصوم(ع) در بقیع را از بهترین اعمال دارای ثواب بسیار بیان فرموده اند.[۶۷] مقام معظم رهبری هم به زیارت توجهی ویژه دارند؛ چنان که یکی از توصیههای همیشگی ایشان به حجاج بهرهگیری از زیارت رسول خدا(ص) و خاندان ایشان و غنیمت شمردن این فرصت است که در هیچ جای دیگر پیدا نمیشود. ایشان در زمینه زیارت اربعین امام حسین(ع) و راهپیمایی آن میفرماید: «غبطه خودم را نسبت به کار آنها - که محروم بودیم، آنها موفق شدند - عرض میکنم».[۶۸]
خلاصه درس ویرایش
در این درس از چند جهت اهمیت زیارت در اسلام را بررسی کردیم. از آیه قرآن کریم استفاده میشود که رفتن نزد رسول خدا(ص) و طلب مغفرت کردن و رسول خدا هم واسطه مغفرت گرفتن، سبب رحمت پروردگار میشود و این همان زیارت است.
در منابع روایی اهل سنت، روایات متعددی از رسول خدا(ص) نقل شده است که به زیارت رسول خدا(ص) سفارش میکنند.
امامان مذاهب چهارگانه اهل سنت قائل به جواز و بلکه استحباب زیارت رسول خدا(ص) هستند.
اکثر قریب به اتفاق فقها و مفتیان اهل سنت به استحباب، و بلکه بعضی از آنها به وجوب زیارت رسول خدا(ص) فتوا دادهاند.
در منابع روایی شیعه هم روایات متعددی درباره زیارت و آثار مادی و معنوی آن وارد شده است که با اهمیت و جایگاه والای زیارت دلالت میکند.
افزون بر روایات، سیره عملی معصومان(ع) این بوده است که خود به زیارت رسول خدا (ص) و امیرالمؤمنین(ع) و سایر معصومان(ع) مشرف میشدند.
از دیدگاه فقهای شیعه، زیارت یکی از عبادات مستحب و ارزشمند است.
سؤال های درس جهت خودآزمایی ویرایش
۱. سه نمونه از آثار زیارت رسول خدا(ص) که در روایات اهل سنت ذکر شده است را بیان کنید.
۲. در روایات شیعه چه فرقی بین زیارت رسول خدا(ص) و زیارت خاندان ایشان وجود دارد؟ چرا؟
۳. از دیدگاه فقهای شیعه زیارت رسول خدا(ص) و ائمه معصوم(ع) چه حکمی دارد؟ دلیل آنها بر فضیلت زیارت صالحان و نیکان چیست؟
منابع برای مطالعه بیشتر ویرایش
۱. جمعی از نویسندگان، زیارت (مجموعه مقالات رد شبهات زیارت)، نشر مشعر.
۲. سید محمد بن علوی مالکی، زیارت پیامبر(ص) بدعت یا عبادت، ترجمه مرکز تخصصی ترجمان دینی، نشر مشعر.
۳. علی اصغر رضوانی، وهابیت و مسئله قبور، نشر مشعر.
۴. جمعی از محققین، مجموعه مقالات زیارت، ج ۱ و ۲، نشر مشعر.
پانویس ویرایش
- ↑ نساء: ۶۴.
- ↑ قرطبی، تفسیر قرطبی، ج ۵، ص ۲۶۵؛ ابن کثیر، تفسیر ابن کثیر، ج ۱، ص ۷۸۷.
- ↑ محمد: ۱۹.
- ↑ قرطبی، تفسیر قرطبی، ج ۵، ص ۲۶۵؛ ابن کثیر، تفسیر ابن کثیر، ج ۱، ص ۷۸۷.
- ↑ کلینی، الکافی، ج ۴، ص ۵۵؛ سیوطی، جامع الصغیر، ج ۲، ص ۵۴۲؛ بیهقی، شعب الایمان، ج ۲، ص ۲۱۵.
- ↑ ابن حجر هیثمی، الجوهر المنظم، ص ۱۷ - ۱۸.
- ↑ ابن حنبل، المسند، ج ۲، ص ۳۳۷؛ ابن ماجه، سنن ابن ماجه، ج ۱، ص ۵۰۲.
- ↑ مسلم بن حجاج، صحیح مسلم، ج ۶، ص ۸۲؛ نسائی، سنن النسائی، ج ۴، ص ۸۹ .
- ↑ ابن شاهین، ناسخ الاحادیث و منسوخه، ص ۳۷۳-۳۷۴؛ شربینی، مغنی المحتاج، ج ۱، ص ۴۹۴-۴۹۵.
- ↑ مسلم بن حجاج، صحیح مسلم، ج ۶، ص ۸۲؛ نسائی، سنن النسائی، ج ۴، ص ۸۹.
- ↑ ابن ماجه، سنن ابن ماجه، ج ۱، ص ۵۰۱؛ حاکم نیشابوری، مستدرک الصحيحين، ج ۱، ص ۳۷۵.
- ↑ حاکم نیشابوری، مستدرک الصحيحين، ج ۱، ص ۳۷۵.
- ↑ ابن حنبل، المسند، ج ۳، ص ۳۸؛ مستدرک الصحيحين، ج ۱، ص ۳۷۶.
- ↑ دارقطنی، سنن الدارقطنی، ج ۲، ص ۲۱۷؛ بیهقی، شعب الایمان، ج ۳، ص ۴۸۸.
- ↑ طیالسی، مسند ابی داود، ج ۱، ص ۶۶؛ شعب الایمان، ج ۲، ص ۲۱۵.
- ↑ سمهودی، وفاء الوفا، ج ۴، ص ۱۳۳۶ - ۱۳۴۸؛ امینی، الغدیر، ج ۵، ص ۹۳ - ۱۰۸.
- ↑ سنن دارقطنی، ج ۳، ص ۳۳۳.
- ↑ ابن عابدین، رد المحتار علی الدر المختار، ج ۲، ص ۲۵۷.
- ↑ ابن رشد، البیان و التحصیل، ج ۱۸، ص ۱۱۹.
- ↑ شافعی، کتاب الام، ج ۱، ص ۳۱۷.
- ↑ امینی، الغدیر، ج ۵، ص ۱۱۰.
- ↑ ابن همام حنفی، شرح فتح القدیر، ج ۳، ص ۱۷۹-۱۸۰.
- ↑ همان.
- ↑ نووی، المجموع، ج ۸، ص ۲۰۴.
- ↑ رد المحتار علی الدر المختار، ج ۲، ص ۲۵۷.
- ↑ دارقطنی، سنن دارقطنی، ج ۳، ص ۳۳۳؛ بیهقی، شعب الایمان، ج ۶، ص ۴۷.
- ↑ «مَنْ زَارَ قَبْرِي بَعْدَ مَوْتِي كَانَ كَمَنْ هَاجَرَ إِلَىَّ فِي حَيَاتِي فَإِنْ لَمْ تَسْتَطِيعُوا فَابْعَثُوا إِلَيَّ السَّلَامَ فَإِنَّهُ يَبْلُغُنِي» (طوسی، تهذیب الاحکام، ج ۶، ص ۳؛ مجلسی، روضة المتقین، ج ۵، ص ۳۵۸، فی القوی).
- ↑ «إِنَّ زِيَارَةَ قَبْرِ رَسُولِ اللهِ(ص) تَعْدِلُ حِجَّةً مَعَ رَسُولِ اللهِ(ص) مَبْرُورَةً» (کلینی، الکافی، ج ۴، ص ۵۴۸؛ مجلسی، روضة المتقین، ج ۵، ص ۳۶۰، فی الموثق کالصحیح).
- ↑ کلینی، الکافی، ج ۴ ص ۵۴۸؛ ابن قولویه، کامل الزیارات، ص ۱۱.
- ↑ کامل الزیارات، ص ۱۱؛ الکافی، ج ۴، ص ۵۷۹.
- ↑ حر عاملی، وسائل الشیعة، ج ۱۴، ص ۳۳۸.
- ↑ يَا أَبَتَاهُ مَا جَزَاءُ مَنْ زَارَكَ فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص) یَا بُنَيَّةَ مَنْ زَارَنِي حَيّاً وَ مَيِّتاً أَوْ زَارَ أَبَاكَ أَوْ زَارَ أَخَاكَ أَوْ زَارَكَ كَانَ حَقّاً عَلَىَّ أَنْ أَزُورَهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ … (شيخ صدوق، علل الشرائع، ج ۲، ص ۴۶۰؛ ابن قولویه، كامل الزيارات، ص ۳۹، في الصحيح).
- ↑ حر عاملی، وسائل الشيعة، ج ۳، ص ۲۲۴.
- ↑ کلینی، الكافي، ج ۳، ص ۲۲۹؛ شيخ صدوق، من لا يحضره الفقيه، ج ۱، ص ۱۷۸.
- ↑ وسائل الشيعة، ج ۱۴، ص ۴۰۸.
- ↑ سمهودی، وفاء الوفا، ج ۲، ص ۹۳۰.
- ↑ وسائل الشيعة، ج ۳، ص ۲۲۴.
- ↑ سمهودی، وفاء الوفا، ج ۲، ص ۹۳۲.
- ↑ ابن حنبل، مسند احمد، ج ۱۵، ص ۴۳۰.
- ↑ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج ۱، ص ۹۴.
- ↑ بیهقی، شعب ایمان، ج ۷، ص ۱۵.
- ↑ بن حمد العباد، الرد علی الرفاعی و البوطی في کذبهما، ج ۱، ص ۹۴.
- ↑ شیخ صدوق، معانی الأخبار، ص ۱۷۹.
- ↑ ابن قولویه، کامل الزيارات، ص ۱۷.
- ↑ «زَارَ زَيْنُ الْعَابِدِينَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ الْقَبْرَ أَمِيرِالْمُؤْمِنِينَ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ وَ وَقَفَ عَلَى الْقَبْرِ فَبَكَى ثُمَّ قَالَ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ وَ رَحْمَةُ اللهِ وَبَرَكَاتُه» (ثقفی، الغارات، ج ۲، ص ۸۴۷؛ کامل الزيارات، ص ۳۹).
- ↑ «يَا أَبَا حَمْزَةَ هَذَا قَبْرُ جَدِّي عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ ثُمَّ زَارَهُ بِزِيَارَةِ… ثُمَّ وَدَّعَهُ وَ مَضَى إِلَى الْمَدِينَةِ وَ رَجَعْتُ أَنَا إِلَى الْكُوفَةِ» (ابن طاووس، فرحة الغری، ص ۴۶ - ۴۷).
- ↑ «فَخَرَجَ سَلَامُ اللَّهِ عَلَيْهِ مُتَوَجِّهاً إِلَى الْعِرَاقِ لِزِيَارَةِ أَمِيرِالْمُؤْمِنِينَ وَ أَنَا مَعَهُ وَ لَيْسَ مَعَنَا ذُو رُوحٍ إِلَّا النَّاقَتَيْنِ…» (ابن طاووس، إقبال الأعمال، ج ۱، ص ۴۷۰؛ فرحة الغری، ص ۴۰).
- ↑ «يَا صَفْوَانُ أَنِخِ الرَّاحِلَةَ فَهَذَا قَبْرُ جَدِّي أَمِيرِالْمُؤْمِنِينَ (ع) فَأَنَخْتُهَا ثُمَّ نَزَلَ فَاغْتَسَلَ وَ غَيَّرَ ثَوْبَهُ وَ تَحَفَّى وَ قَالَ لِيَ افْعَلْ كَمَا أَفْعَلُ ثُمَّ أَخُذُ نَحْوَ الدَّكَوَاتِ» (ابن مشهدی، المزار الکبیر، ص ۳۱۷؛ ابن طاووس، فرحة الغری، ص ۹۴).
- ↑ قَالَ: سَارُو أَنَا مَعَهُ فِي الْقَادِسِيَّةِ حَتَّى أَشْرَفَ عَلَى النَّجَفِ… ثُمَّ قَالَ (ع) اعْدِلْ بِنَا قَالَ فَعَدَلْتُ بِهِ فَلَمْ يَزَلْ سَائِراً حَتَّى أَتَى الْغَرِيَّ فَوَقَفَ عَلَى الْقَبْرِ… ثُمَّ خَرََعَلَى الْقَبْرِ فَسَلَّمَ عَلَيْهِ وَ عَلَا نَحِيبُهُ ثُمَّ قَامَ فَصَلَّى أَرْبَعَ رَكَعَاتٍ وَ فِي خَبَرِ آخَرَ سَبْتُ رَكَعَاتٍ وَ صَلَّيْتُ مَعَهُ وَ قُلْتُ لَهُ يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ مَا هَذَا الْقَبْرُ قَالَ هَذَا الْقَبْرُ قَبْرُ جَدِّي عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ (ع) (شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، ج ۲، ص ۵۸۶؛ ثقفی، الغارات، ج ۲، ص ۸۵۶؛ مجلسی، روضة المتقین، ج ۵، ص ۴۰۶، فی الحسن كالصحيح).
- ↑ الغارات (ط الحديثة)، ج ۲، ص ۸۵۰.
- ↑ ثقفی، الغارات (ط الحديثة)، ج ۲، ص ۸۵۱.
- ↑ همان، ج ۲، ص ۸۵۱.
- ↑ ابن مشهدى، المزار الكبير، ص ۲۰۵؛ ابن طاووس، الإقبال الاعمال، ص ۸۰؛ شهید اول، المزار، ص ۲۷- ۳۰ (مرسله).
- ↑ ثقفی، الغارات، ج ۲، ص ۸۶۰؛ کلینی، الكافي، ج ۴، ص ۵۶۹.
- ↑ محقق حلی، شرائع الاسلام، ج ۱، ص ۲۷۸؛ نجفی، جواهر الكلام، ج ۲۰، ص ۷۹.
- ↑ شرائع الاسلام، ج ۱، ص ۲۷۷.
- ↑ طوسی، النهاية، ص ۲۸۵؛ طوسی، المبسوط، ج ۱، ص ۳۸۵.
- ↑ نجفی، جواهر الکلام، ج ۲۰، ص ۵۲.
- ↑ شهید ثانی، مسالک الافهام، ج ۲، ص ۳۷۴.
- ↑ نجفی، جواهر الکلام، ج ۲۰، ص ۷۹-۸۱.
- ↑ همان، ج ۲۰، ص ۷۹-۸۱.
- ↑ همان، ج ۲۰، ص ۸۷-۸۸.
- ↑ همان، ج ۲۰، ص ۸۹-۹۰.
- ↑ همان، ج ۲۰، ص ۹۵-۹۷.
- ↑ همان، ج ۲۰، ص ۹۸-۱۰۱.
- ↑ سبزواری، مهذب الاحکام، ج ۱۵، ص ۳۳.
- ↑ امام خمینی، صحیفه حج، ج ۱، ص ۱۹۱.
- ↑ آیت الله خامنهای، بیانات در دیدار با بسیجیان کشور، ۱۳۹۵/۰۹/۰۳.