کتاب:درسنامه ادب زیارت/درس پنجم: اسرار اعتقادی، عبادی و اخلاقی - عرفانی زیارت
اهداف درس[ویرایش | ویرایش مبدأ]
انتظار میرود با مطالعه این درس:[ویرایش | ویرایش مبدأ]
۱. با اسرار اعتقادی زیارت آشنا شویم.
۲. اسرار عبادی زیارت را بشناسیم.
۳. با اسرار اخلاقی و عرفانی زیارت آشنا شویم.
۱. اسرار اعتقادی[ویرایش | ویرایش مبدأ]
عقیده و اعتقاد به معنای پیوند خوردن چیزی با قلب است؛ به گونهای که گویا قلب و آن امور را با طنابی به یکدیگر بسته اند.[۱] این معنای عقیده و اعتقاد، عام است و به دین اختصاص ندارد و امور غیردینی را هم شامل میشود.
این کلمه به تدریج میان مسلمانان به بخشی از لغوی خود محدود شد و در نتیجه معنای خاصی یافت گره خوردن دین و معارف دینی با قلب. بنابراین عقیده و اعتقاد به معنای پذیرش قلبی معارف دینی است؛ زیرا دینداری بدون اعتقاد به عقاید بنیادین دینی معنایی نخواهد داشت.
زیارت همان طور که براساس باورها و اعتقادات آغاز میشود، در ادامه اسرار اعتقادی مختلفی برای زائر دارد؛ از جمله:
الف) تقویت توحیدباوری[ویرایش | ویرایش مبدأ]
یکی از اسرار زیارت معصومان(ع) پرورش اعتقاد به توحید خالص است. زیارت، انسان را متوجه مبدأ هستی میکند و یادآور میشود که این عالم دارای خالق است و برای رسیدن به کمال معرفت باید در مسیری که او معرفی کرده است، حرکت کرد. زائر حرکت خود را با ذکر الله اکبر آغاز میکند و با ذکر وحدانیت خداوند ادامه
میدهد و با نماز و سجده بر پروردگار به پایان میبرد. همه اینها یک پیام را برای زائر زنده میکند و آن توحید است.
از نشانه های زیارت «توحیدمدار» نگرش درست به مقام اهل بیت(ع) و پرهیز از غلو درباره آنان است. از این رو یکی از آداب زیارت این است که زائرزیارت خود را با ذکر خدا و شهادت به وحدانیت او آغاز کند. امام هادی(ع) در آداب زیارت جامعه کبیره فرمود:
هرگاه به زیارت یکی از ما مشرف شدی جلوی در بایست و بگو: «اشهد ان لا اله الا الله وانّ محمداً رسول الله» و هنگامی که قبر را دیدی بایست و سی بار بگو: «الله اکبر»؛ سپس به سوی قبر حرکت کن و باز بایست و سی بار بگو: «الله اکبر». هنگامی که نزد قبر رسیدی، چهل بار بگو: «الله اکبر»؛ سپس زیارتنامه را قرائت کن.[۲]
به تعبیر آیت الله جوادی آملی، زائر پس از آنکه صد بار به عظمت خدا اعتراف کرد و او را از هر وصف و ثنایی برتر دانست، باید به ثناگویی اهل بیت و شمارش کمالات آنان بپردازد.[۳] علامه مجلسی اول (محمدتقی مجلسی) نیز گفته است: «حکمت این تکبیرهای صدگانه این است که دلالت کند بر اینکه عظمت و کبریایی تنها آن خداست».[۴]
شیخ عباس قمی در مقدمه زیارت جامعه کبیره مینویسد:
شاید وجه تکبیرات این باشد که اکثر طباع (طبع ها) مایل به غلو هستند. [لذا دستور داده شد که پیش از زیارت صد بار تکبیر گفته شود تا] مبادا از عبارات
امثال این زیارت زیارت جامعه)، [زائران به غلو افتند یا از بزرگی حق سبحانه تعالی غافل شوند.[۵]
بسیاری از زیارتنامه های مأثور معصومان(ع) با شهادت به وحدانیت پروردگار عالم شروع میشود؛ برای مثال زیارت رسول خدا(ص)، از نزدیک این گونه آغاز میشود: «اشهد ان لاله الا الله وحده لا شريك له».[۶] همچنین در زیارت امام حسین(ع) به شهدای کربلا چنین خطاب میشود: «السَّلَامُ عَلَيْكُمْ أَيُّهَا الدَّابُّونَ عَنْ تَوْحِيدِ اللَّه»؛[۷] «سلام برشما ای کسانی که دفاع کنندگان از توحید پروردگار هستید». در حقیقت زیارت برای زنده نگه داشتن نام موحدان است.
ب) اعتقاد به رسالت انبیا و نبوت پیامبراسلام(ص)[ویرایش | ویرایش مبدأ]
یکی دیگر از اسرار اعتقادی زیارت معصومان(ع)، به ویژه زیارت امام حسین(ع)، پرورش عقیده به نبوت عامه (رسالت انبیای الهی گذشته) و نبوت خاصه (رسالت نبی اکرم(ص)) است. خاستگاه زیارت، قبور انبیای الهی و اوصیای آنان است و زائر با زیارت آنان با اوصاف، اخلاق و سیره انبیای الهی آشنا میشود. این آشنایی قلب زائر را به آنان گره میزند.
شاهد این امر دستورالعمل معصومان(ع) برای زیارت اولیاست؛[۸] بدین صورت که در اغلب زیارتنامه ها زائر با سلام به انبیای گذشته، زیارت خود را آغاز، و با سلام به رسول اکرم(ص) به رسالت ایشان اقرار میکند؛ مثلاً در زیارت وارث این گونه به پیامبران سلام میدهیم:
السَّلامُ عَلَيْكَ يَا وَارِثَ آدَمَ صَفِيِّ اللَّهِ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا وَارِثَ نُوحٍ نَجِيِّ اللَّهِ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا وَارِثَ إِبْرَاهِيمَ خَلِيلِ اللَّهِ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا وَارِثَ مُوسَى كَلِيمِ اللَّهِ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا وَارِثَ عِيسَى رُوحِ اللَّهِ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا وَارِثَ مُحَمَّدٍ حَبِيبِ (نبي) الله.[۹]
در زیارتی که صفوان جمال از امام صادق(ع) برای زیارت امام حسین(ع) در روز عاشورا نقل کرده است، ابتدا به ۲۳ پیامبر (مانند آدم، نوح، ابراهیم، موسی، هارون، زكريا، يحيى و عيسى)[۱۰] سلام داده می شود و ویژگی مخصوص آنها ذکر می شود. ذکر این نام ها و صفات ویژه آنها و شهادت به نبوت ایشان، زائر را با این حقیقت آشنا می کند که انبیا و جانشینان آنها امناءالله در عالم هستی اند. «قَالَ النَّبِيُّ(ص) نَحْنُ مَعَاشِرَ الْأَنْبِيَاءِ وَ الْأَتْقِيَاءِ وَ الْأَمْنَاءِ».[۱۱] همچنین امام باقر(ع) در این باره فرمود: «إِنَّ مُحَمَّداً (ص) كَانَ أَمِينَ اللَّهِ فِي أَرْضِهِ».[۱۲]
ج) معادباوری[ویرایش | ویرایش مبدأ]
یکی دیگر از اسرار زیارت اعتقاد به معاد و نهادینه کردن آن در ضمیر زائر است؛ زیرا اگر تربیت دینی را اندیشیدن بر اساس معارف الهی و رفتار بر مبنای تعالیم آسمانی بدانیم، این مجموعه - همان گونه که با «باور به مبدأ» عجین شده است - به صورت ناگسستنی و انکارناپذیری با «اعتقاد به معاد» نیز گره خورده است و زیارات معصومان(ع) از اموری که از باورهای زائر سرچشمه میگیرد خبر می دهد.
یک - اعتقاد به حیات مزور[ویرایش | ویرایش مبدأ]
یکی از جنبه های معادباوری در زیارت اولیای الهی اعتقاد به حیات برزخی آنان است.
زائر هنگام تشرف به حرم معصومان(ع) این گونه سخن آغاز می کند: «السلام عَلَيْكُم يَا أَهْلَ بَيْتِ النُّبُوّه». ضمیر خطاب حاکی از مشافهه و رودررو شدن با مزور است؛ گویی زائر، افزون بر اینکه مزور را مقابل خود زنده و حاضر می بیند و به او سلام می کند، او را ناظر بر رفتار خود هم می بیند.[۱۳]
دو- امکان ارتباط با ارواح مردگان[ویرایش | ویرایش مبدأ]
زیارت از این عقیده سرچشمه می گیرد که افزون بر اعتقاد به حیات برزخی مزور امکان ارتباط با او نیز وجود دارد؛ در غیر این صورت آمدن به زیارت بی معنا خواهد بود. در یکی از زیارت های امیرالمؤمنین(ع) می گوییم: «أَتَيْتُكُمْ زَائِراً مُتَوَسِّلاً إِلَى اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ رَبِّي وَ رَبِّكُمْ، مُتَوَجِّهاً بِكُمْ»؛[۱۴] «برای زیارت شما آمده ام. به خدای تعالی، که پروردگار من و پروردگار شماست، متوسل شده ام و به سوی شما روی کرده ام».
شيخ الرئيس ابوعلى سينا مى نويسد:
غرض از زیارت و دعا این است که نفوس زائران، که هنوز به بدن های خود متصل اند، از نفوس مردگانی که مفارق و جدا از بدن های خویش اند استمداد می جویند تا از سوی آنها جلب خیرات یا دفع مضرات کنند. مسلّم است که آن نفوس مُزَوْرَه، به واسطه تشابه و تناسبشان با عقول مفارقه و به سبب مجاورت با آنها، در این عالم مؤثر خواهند بود و از اینجاست که امکان ارتباط برای آنها فراهم می آید.[۱۵]
سه- ارتباط ارواح با قبور خویش[ویرایش | ویرایش مبدأ]
زیارت قبور بیانگر ارتباط ارواح با قبور است؛ یعنی ارتباط روح با قبری که بدن او در آن است قطع نشده است. در زیارت جامعه کبیره آمده است: «زَائِرٌ لَكُمْ لَائِذٌ عَائِذٌ
بِقُبُورِكُمْ»؛[۱۶] «من زائر شما هستم و به قبور شما پناه آوردهام». همچنین امام صادق(ع) میفرماید:
إِذَا زُرْتُمْ مَوْتَاكُمْ قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ، سَمِعُوا وَ أَجَابُوكُمْ، وَ إِذَا زُرْتُمُوهُمْ بَعْدَ طُلُوعِ الشَّمْسِ، سَمِعُوا وَ لَمْ يُجِيبُوكُمْ.[۱۷]
هنگامی که مردگانتان را قبل از طلوع خورشید زیارت کنید صدای شما را میشنوند و جواب میدهند و اگر بعد از طلوع خورشید آنان را زیارت کنید سخن شما را میشنوند. ولی جواب نمیدهند.
از این زیارت استفاده میشود که وقتی بر مزار مردگان حاضر میشویم ارواح آنها در آنجا حاضرند و با ما ارتباط برقرار میکنند.
د) امامشناسی[ویرایش | ویرایش مبدأ]
زیارت هم از عقیده زائر به جایگاه مزور نزد پروردگار خبر میدهد و هم راه معرفت افزایی به بعد ظاهری و معنوی امام است؛ چنانکه در بعد ظاهری، رفتن به مکانی که قبورلی خداست بیانگر حقیقت خارجی داشتن و افسانهای نبودن اوست و از بعد معنوی یکی از راههای شناخت فضایل و کمالات امام است.
ائمه(ع) نور الهی در همه عوالم اند. خدای متعال دستور داده است: ﴿فَآمِنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ النُّورِ الَّذِي أَنْزَلْنَا وَ اللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ﴾؛[۱۸] «به خدا و رسولش و نوری که فروفرستادیم ایمان بیاورید و خدا به آنچه میکنید آگاه است». ابوخالد برقی میگوید: از امام باقر(ع) درباره آیه ﴿فَآمِنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ النُّورِ الَّذِي أَنْزَلْنَا﴾ سؤال کردم. امام باقر(ع) فرمود:
ای اباخالد، به خدا قسم آن نور، ائمه از آل محمد(ص) است تا قیامت. به خدا قسم آنها نور خدایند که نزول کرده است. به خدا قسم، آنها نور خدا در آسمان ها و زمین اند. ای اباخالد، هر آینه نور امام در قلب های مؤمنین نورانی تر از خورشیدی است که روز را روشن می کند. به خدا قسم ائمه قلب های مؤمنین را نورانی می کنند.[۱۹]
همچنین در زیارت جامعه صریحاً آمده است: «خَلَقَكُمُ اللَّهُ أَنْواراً فَجَعَلَكُمْ بِعَرْشِهِ مُحْدِقینَ»؛[۲۰] «خداوند شما را نورهایی آفرید آنگاه شما را محیط بر عرش خود قرار داد».
به همین دلیل که زائر امام خود را با اوصاف الهی می خواند و او را چنین خطاب می کند: «السلام علیک یا ولی الله، یا حجة الله، یا صفي الله، یا امین الله، یا نور الله، یا باب الله و…».
۲. اسرار عبادی زیارت[ویرایش | ویرایش مبدأ]
یکی از نیازهای اساسی که در جان و فطرت بشر ریشه دارد و اسلام آن را در قالب برنامه ای جامع برای تکامل روح او تنظیم کرده عبادت و گفت وگوی با خداست. علامه طباطبایی در این زمینه می گوید: «رابطه معنوی ای را که هر فرد با خداوند از مجرای «عبادت» پیدا می کند عاملی مؤثر در تربیت او خواهد بود».[۲۱] پس زیارت یکی از عبادات است که مردم به سوی آن خوانده شده اند.[۲۲] این عبادت اسرار بسیاری به همراه دارد که برخی از آنها در پی می آید:
الف) رازگویی و نیازخواهی[ویرایش | ویرایش مبدأ]
زائر در زیارت به درونش توجهی ارادی و آگاهانه پیدا می کند. گویی حرم معصومان(ع) جایگاهی است که خداوند بندگانش را به آنجا دعوت کرده تا با او نجوا و رازونیاز کنند:
في بيوت أذن الله أن ترفع وذكر فيها اسمه يسبح له فيها بالغدو والآصال[۲۳].
[این چراغ پرفروغ] در خانه هایی قرار دارد که خداوند اذن فرموده آن را بالا برند [تا از دستبرد شیاطین در امان باشد] و در آنها نام خدا برده شود و صبح و شام در آنها تسبیح او گویند.
امام باقر(ع) فرمود: «هی بیوت الانبياء و بيت على منها»؛[۲۴] «آن خانه ها خانه های پیامبران هستند و خانه علی(ع) از آن خانه هاست».
یکی از بهترین مکان ها، که انسان فارغ از همه مشغله ها انگیزه و شوق دعا و نیایش پیدا می کند، حرم معصومان(ع) است. در این اگرچه زائر در جمع است، حضور دیگران هیچ گونه محدودیتی برای فرد ایجاد نمی کند.
ب) زمینه سازی انس با قرآن[ویرایش | ویرایش مبدأ]
یکی از فرصت هایی که در حین زیارت فراهم می آید تلاوت و انس با قرآن کریم است. یکی از آداب و مستحبات زیارت حرم مطهر معصومین(ع) تلاوت قرآن و هدیه کردن آن به مزور است. این امر از یک سو نوعی تعظیم و تکریم نسبت به مزور است و از سوی دیگر توجه دادن زائر نسبت به قرآن کریم و بهره گیری از قرآن که ثواب اصلی و آثار آن به خود زائر برمی گردد.[۲۵]
ج) توجه به نماز[ویرایش | ویرایش مبدأ]
توجه به نماز از دیگر اسرار عبادی زیارت است، به عبارت دیگر یکی از اجزای جداناشدنی زیارت نماز است. این دو چنان مقرون اند که معمولاً زیارت ائمه و امامزاده ها با نماز زیارت همراه است[۲۶] و کمتر اتفاق می افتد کسی توفیق زیارت یکی از اولیاء الله را پیدا کند، ولی کنار قبر مطهر او نماز نخواند.
موضوع اقامه نماز و احیای آن از ارکان اصلی بسیاری از زیارتنامه های معصومان(ع) و امامزادگان است. در زیارت امیرالمؤمنین (ع)[۲۷]، امام حسین(ع)[۲۸]، امام موسی بن جعفر (ع) امام رضا (ع)[۲۹]، امام جواد (ع)[۳۰] و در زیارت عاشورا[۳۱]، زیارت امام حسین(ع) در روز عرفه[۳۲]، زیارت علی(ع) در روز غدیر،[۳۳] هفدهم ربیع،[۳۴] بیست و هفتم رجب[۳۵] و سایر زیارات شهادت به احیای نماز توسط مزور (أَشْهَدُ أَنَّكَ قَدْ أَقَمْتَ الصَّلَاةَ)[۳۶] رکن اصلی زیارت است.
زائر پس از زیارت - هم در زندگی فردی و خانوادگی خود و هم در جامعه ای که
۴. همان، ص ۵۳۷.
زندگی می کند - باید اقامه کننده نماز باشد.
د) توجه به زکات[ویرایش | ویرایش مبدأ]
زیارت زائر را به ادای زکات فرامی خواند؛ به این صورت که صدقه دادن هنگام سفر و کمک به نیازمندان یکی از آداب زیارت است. در زیارتنامه های معصومان(ع) نیز به پرداخت زکات ایشان اشاره می شود: «أَشْهَدُ أَنَّكَ قَدْ أَقَمْتَ الصَّلَاةَ وَ آتَيْتَ الزَّكَاةَ».[۳۷] بنابراین از آنجا که زیارت پیونددهنده زائر با سیره مزور است، اگر توجه به نیازمندان در اولویت مزور بوده، برای زائرهم باید اولویت یابد. در زیارت جامعه می خوانیم:
وَ جَعَلَنِي مِنْ خِيَارِ مَوَالِيكُمُ التَّابِعِينَ لِمَا دَعَوْتُمْ إِلَيْهِ وَ جَعَلَنِي مِمَّنْ يَقْتَفِي آثَارَكُمْ وَ يَسْلُكُ سَبِيلَكُمْ وَ يَهْتَدِي بِهُدَاكُمْ.[۳۸]
من را از بهترین دوستانتان قرار دهد و بهترین از پیروی کنندگان نسبت به آنچه به سوی آن می خوانید و من را از کسانی قرار دهد که آثار شما را جست وجو می کند و مسیر شما را می پیماید و به هدایت شما هدایت می شود.
هـ) توجه به امر به معروف و نهی از منکر[ویرایش | ویرایش مبدأ]
زیارت زائر را به سرنوشت خود و جامعه حساس می کند؛ زیرا زائر به زیارت کسانی می رود که خود را برای اصلاح جامعه، - یعنی زدودن زشتی ها از آن و ترویج ملکات اخلاقی و انسانی در آن - ، فدا کردند؛ به همین دلیل یکی از موضوعات بسیار تکرار شده در زیارت معصومان(ع) امر به معروف و نهی از منکر است «وَ أَمَرْتَ بِالْمَعْرُوفِ وَ نَهَيْتَ عَنِ الْمُنْكَرِ».[۳۹] زیارت باید به زائر روحیه مسئولیت پذیری و حساسیت به سرنوشت جامعه ای که در آن زندگی می کند ببخشد.
همچنین در روایات آمده است که نشانه قبولی زیارت بازگشت از گذشته تاریک است؛[۴۰] یعنی زائر باید هم متعظ شود و هم واعظ باشد.
و) زیارت، زمینه ساز توبه[ویرایش | ویرایش مبدأ]
زیارت ائمه معصوم(ع) فرصت خوبی برای بررسی اعمال و توبه به درگاه خدا به دست می دهد؛ زیرا زائر همه مشغله های خود را کنار گذاشته و خسته از همه ارتباطات مادی به پناهگاهی آمده است که آرامش آفرین باشد.
یکی از محورهای زیارتنامه های مأثور معصومان(ع) و امامزادگان توبه و طلب مغفرت از پروردگار و واسطه قرار دادن اولیای خدا و طلب شفاعت از آنان. زائر در زیارت حضرت رسول(ص) آن حضرت را این گونه زیارت می کند:
اللَّهُمَّ إِنَّكَ قُلْتَ ﴿وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جَاؤُوكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّاباً رَحِيماً﴾[۴۱] وَ إِنِّي أَتَيْتُ نَبِيِّكَ مُسْتَغْفِراً تَائِباً مِنْ ذُنُوبِي وَ إِنِّي أَتَوَجَّهُ بِكَ إِلَى اللَّهِ رَبِّي وَ رَبِّكَ لِيَغْفِرَ لِي ذُنُوبِي.[۴۲]
خدایا، تو گفتی: «واگر این مخالفان هنگامی که به خود ستم می کردند [و فرمان های خدا را زیر پا می گذاشتند] نزد تو می آمدند و از خدا طلب آمرزش می کردند و پیامبر هم برای آنها استغفار می کرد، خدا را توبه پذیر و مهربان می یافتند» و من نزد پیامبرت آمده ام و از گناهانم طلب بخشایش و توبه می کنم. [یا رسول الله] هر آیینه به وسیله توبه سوی خدا توجه می کنم که خدای من و خدای توست تا اینکه گناهان مرا بیامرزد.
در زیارتنامه معصومان(ع) طلب بخشایش گناهان، به وسیله واسطه قرار دادن
آنآن از مهم ترین فرازهاست؛ برای نمونه در زیارت امیرالمؤمنین(ع)، امام حسین(ع)، کاظمین(ع)، امام رضا(ع) و… این گونه می گوییم:
… بِأَبِي أَنْتَ وَ أُمِّي أَتَيْتُكَ زائِراً وَافِداً عَائِذاً مِمَّا جَنَيْتُ بِهِ عَلَى نَفْسِي وَاحْتَطَبْتُ عَلَى ظَهْرِي فَكُنْ لِي شَفِيعاً إِلَى رَبِّكَ يَوْمَ فَقْرِي وَ فَاقْتِي فَإِنَّ لَكَ عِنْدَ اللَّهِ مَقَاماً مَحْمُوداً وَ أَنْتَ وَجِيهٌ فِي الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ….[۴۳]
پدر و مادرم به فدایت؛ به سوی تو آمده ام در حالی که زیارت کننده ام، میهمانم و پناه آورنده ام به شما، به سبب آنچه بر خود ستم نمودم و سنگینی گناه را بر پشت خود حمل می کنم. پس شما نزد پروردگار برای من شفاعت کن در روز تنگدستی و نیازمندی ام. به درستی که برای تو نزد پروردگار مقامی پسندیده است و تو در دنیا و آخرت آبرومندی.
۳. اسرار اخلاقی - عرفانی زیارت[ویرایش | ویرایش مبدأ]
واژه «اخلاق»، جمع ماده «خُلق»، به معنای «سجیه، خصلت و طبع» آمده است.[۴۴] راغب خُلق و خُلق را از یک ریشه می داند؛ با این تفاوت که «خُلق» مخصوص هیئت و صورت هایی است که با قوه بینایی قابل درک است، ولی «خُلق» فقط با نیروی بصیرت درک می شود.[۴۵]
اخلاق در اصطلاح به ملکات و مجموعه صفات پایدار گفته می شود که باعث صدور رفتار بدون تأمل و اندیشه می شود.[۴۶] همچنین اخلاق در اصطلاح گاهی به همان معنای لغوی، یعنی صفت نفسانی، به کار می رود و گاهی صفت برای رفتار
انسان قرار می گیرد؛ مثلاً گفته می شود این عمل، اخلاقی یا غیر اخلاقی است.[۴۷]
سه عامل در جریان زیارت به صورت طولی در تحول اخلاقی زائر قرار دارند: مربی خود زائر است که با انگیزه الهی و برای رسیدن به تحول درونی و پاک شدن از آلودگی ها به زیارت ولی خدا اقدام می کند؛ واسطه در تربیت رسول خدا(ص) و جانشینان برحق اویند و مربی هم پروردگار عالم است که تغییردهنده به احسن الحال است. قرآن کریم به هر سه عامل تربیت اشاره می کند و می فرماید:
﴿وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جَاؤُوكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّاباً رَحِيماً﴾.[۴۸]
اگر این مخالفان هنگامی که به خود ستم می کردند [و فرمان های خدا را زیر پا می گذاشتند] نزد تو می آمدند و از خدا طلب آمرزش می کردند و پیامبر هم برای آنها استغفار می کرد، خدا را توبه پذیر و مهربان می یافتند.
زیارت اولیای خدا، به ویژه امام حسین(ع)، در دو بعد اخلاق فردی و اخلاق اجتماعی تأثیرگذار است و زائر را در جهت فضایل اخلاقی رهنمون می سازد.
الف) غفلت زدایی و ذکر[ویرایش | ویرایش مبدأ]
یکی از اسرار اخلاقی - عرفانی زیارت در بعد فردی غفلت زدایی است که احساس حضور جدی خداوند و اولیای او را در زندگی زائر تقویت می کند. ذکر زبانی سبب حضور قلبی و مقدمه آن است.
اذکار و ادعیه های توصیه شده در زیارت نام و یاد پروردگار را تداعی می کند و براساس روش تلقین به نفس، در ضمیر انسان تأثیر می گذارد و به وسیله دواصل مداومت و محافظت بر عمل در باطن انسان تحول می آفریند.
در زیارت، تلقین قولی و فعلی در هم می آمیزد[۴۹] و تأثیری مضاعف به بار می آورد.
در آداب زیارت گفته شده است که با وقار و سکینه قدم بردارید، ذکر خدا بگویید، با پای راست وارد حرم شوید، اذن دخول بخوانید، تکبیر بگویید و زیارتنامه بخوانید و حتی دعا و زیارتنامه را با آهنگی بخوانید که عمیق ترین تأثیر را در جان بگذارد. در این باره قرآن کریم سفارش می کند: ﴿وَ اذْكُرْ رَبَّكَ فِي نَفْسِكَ تَضَرُّعاً وَ خِيفَةً وَ دُونَ الْجَهْرِ مِنَ الْقَوْلِ بِالْغُدُوِّ وَ الْآصَالِ وَ لَا تَكُنْ مِنَ الْغَافِلِينَ﴾؛[۵۰] «پروردگارت را در درون، از روی خوف و تضرع، آهسته و آرام، هر صبحگاهان و شامگاهان یاد کن و از غافلان مباش».
ب) کوتاه شدن آرزوها[ویرایش | ویرایش مبدأ]
زیارت قبور اولیای خدا از چند جهت موجب کوتاه شدن آرزوهای زائر می شود:
اولاً انسان در زیارت به یاد بار سنگین گناهان و سرانجام بد خود می افتد. این حال و هوا زائر را از آرزوهای دور و دراز، که او را به مرحله هلاکت می کشاند، دور می کند و به فکر توبه و تجدید نظر در زندگی می اندازد. امام سجاد(ع) در دعای ابوحمزه می فرماید:
«إِذَا رَأَيْتُ مَوْلَايَ ذُنُوبِي فَزِعْتُ وَ إِذَا رَأَيْتُ كَرَمَكَ طَمِعْتُ»؛[۵۱] «مولای من، هنگامی که گناهانم را می بینم ناله می زنم و هنگامی که کرم تو را می بینم طمع می کنم».
ثانیاً در زیارت این تفکر در ذهن ها شکل می گیرد که حتی آنان که بهترین بندگان خدا اند و خلقت هستی به یمن وجود آنها و برای آنها بوده است[۵۲] چند صباحی بیشتر در دنیا باقی نماندند و از دنیا و نعمت های آن دست کشیدند و رفتند؛ در
حالی که اگر قرار بود کسی در این دنیا جاودانه بماند و به همه آرزوهایش برسد، آنان از همه مردم سزاوارتر بودند.
ثالثاً یکی از عوامل اصلی آرزوهای دراز فراموش کردن مرگ و یاد آن است. حضرت علی(ع) در این باره میفرماید: «قَدْ غَابَ عَنْ قُلُوبِكُمْ ذِكْرُ الْآجَالِ وَ حَضَرَتْكُمْ كَوَاذِبُ الْآمَالِ»؛[۵۳] «هر آینه ذکر مرگ از قلب های شما غایب شده و آرزوهای دروغین نزد شما حاضر گشته». در زیارت، انسان بیشتر به یاد مرگ و سفر آخرت میافتد و آرزوهای دور و دراز را فراموش میکند.
ج) تسلیم و رضا[ویرایش | ویرایش مبدأ]
بر اساس دیدگاه روان شناختی، یکی از راه های یادگیری و یادآوری روش تصویرسازی[۵۴] است. تصویرسازی ذهنی به معنای برقراری ارتباط معنادار میان مطالب از طریق ایجاد رابطه ای ذهنی بین آنهاست.[۵۵]
بر اساس این دیدگاه، وقتی زائر زیارتنامه امام حسین(ع) را قرائت، و مصائب واردشده برایشان را تصور میکند[۵۶] با تصویرسازی تسلیم و رضای آنان، آمادگی رسیدن به رضای الهی را پیدا میکند و میکوشد با آنان همانندسازی کند. گریستن زائران در زیارت اولیای خدا بر مصائب ایشان از آن روست که زائر با مزور احساس هم دردی میکند.
یکی دیگر از تکنیک های روان شناختی یادگیری تصویرسازی مکانی است.[۵۷]
شخص، هنگام یادگیری و یادآوری مطالب، مکان اشیا را در ذهن مجسم میکند؛ به این شکل که ابتدا موقعیت یا مکان اشیا را میآموزد و هنگام یادآوری با طی این مراحل ذهنی و ترتیب آنها را به یاد میآورد.[۵۸] زائر در فضای حرم و ارتباط کلامی میان زیارتنامه و ذکر مصائب امام حسین(ع) با مکان زیارت و شهادت ایشان، میتواند خود را به مصائب حضرت نزدیک سازد و در تسلیم و رضا با ایشان همانندسازی کند.
د) ایجاد روحیه زهد[ویرایش | ویرایش مبدأ]
یکی دیگر از کارکردهای اخلاقی زیارت ایجاد روحیه زهد و بیرغبتی به دنیاست. «زهد» به معنای اعراض از چیزی و رضایت دادن به مقدار اندکی از آن است.[۵۹] در اصطلاح علمای اخلاق نیز زهد اعراض قلبی و عملی از دنیا و استفاده اندک از آن تنها به مقدار نیاز است؛[۶۰] به عبارت دیگر زهد روی گردانیدن از دنیا برای آخرت و دل بریدن از غیر خداست.[۶۱] امام صادق(ع) در تبیین معنای زهد میفرماید: «الزُّهْدُ فِی الدُّنْیَا أَنْ لَاتَکُونَ بِمَا فِی یدِکَ أَوْثَقَ مِنْکَ بِمَا عِنْدَ اللَّهِ عَزَّ وَجَلَّ»؛[۶۲] «زهد در دنیا به این معناست که به آنچه در دست دارد مطمئنتر نباشد از آنچه در دست خدای بلندمرتبه است».
یکی از راه های دستیابی به زندگی زاهدانه هم نشینی با انسانهای زهدپیشه و مطالعه زندگی آنهاست؛ یکی از شروط نبوت یا وصایت زندگی زاهدانه بود.[۶۳] بنابراین زائر
در زیارت می خواند: «أنتَ أَحْسَنُ الخَلْقِ عِبادَةً وَ أَخْلَصُهُمْ زَهادَةً…».[۶۴] مواجهه زائر با زندگی پیامبر و اولیای خدا - که ساده ترین لباس را میپوشیدند و ساده ترین غذا را می خوردند و هیچ گاه در قصر حکومتی زندگی نکردند - سبب بی رغبتی به دنیا می شود.
هـ) حسن خلق[ویرایش | ویرایش مبدأ]
یکی دیگر از اسرار اخلاقی - عرفانی زیارت، هدایت انسان به سوی حسن خلق و گشاده رویی است که از برترین صفات اخلاقی است و سبب جذب دل ها می شود و اثربخشی آن بردباران شگفت انگیز است.
زائر به وسیله زیارتنامه معصومان(ع) با اخلاق آنان آشنا می شود و از ایشان حسن خلق میآموزد: «وَ عَادَتُکُمُ الْإِحْسَانُ وَ سَجِیَّتُکُمُ الْکَرَمُ وَ شَأْنُکُمُ الْحَقُّ وَ الصِّدْقُ وَ الرِّفْقُ»؛[۶۵] عادت شما نیکی کردن به دیگران خصلت و خلق شما بخشش و کرم کردن و جایگاه شما حق و راستی و مداراست.
و) ادب گفت وگو[ویرایش | ویرایش مبدأ]
حضور در فضای معنوی حرم معصومان(ع) آموزنده ادب گفت وگو با دیگران است. زائر در جمع زائران قرار میگیرد، با آنان ارتباط برقرار میکند، در کنار ایشان مینشیند، برایشان جا باز میکند و در کل آداب حضور در اجتماع را میآموزد. بنابراین زیارت مطلوب و به یادماندنی با رعایت ادب اسلامی و دستورها در خصوص معاشرت ها به دست میایبد.[۶۶]
زائر با قرائت زیارتنامه های مأثور آداب سخن گفتن با خالق و با پیامبران الهی و اوصیا و جانشینان آنها را میآموزد؛ همان طور که در آغاز بسیاری از زیارتنامه ها به
پیامبران گذشته سلام داده می شود.[۶۷] که به زائر می آموزد از زحمات گذشتگان سپاسگزار بود. در فضای معنوی زیارتگاه ها یکی از آداب سفارش شده آهسته سخن گفتن و صدای خود را بالا نبردن است:
﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَرْفَعُوا أَصْوَاتَكُمْ فَوْقَ صَوْتِ النَّبِيِّ وَلَا تَجْهَرُوا لَهُ بِالْقَوْلِ كَجَهْرِ بَعْضِكُمْ لِبَعْضٍ﴾[۶۸]
ای کسانی که ایمان آوریده اید، صدای خود را از صدای پیامبر بالاتر نبرید و در برابر او بلند سخن مگویید [و او را بلند صدا نزنید]؛ آن گونه که بعضی از شما در برابر بعضی بلند صدا می کنند.
زائران در زیارتگاه ها به یکدیگر سلام می کنند و برای هم طلب قبولی دعا و زیارت می کنند که باعث ایجاد محبت به یکدیگر و خشنودی خداوند می شود. امام صادق(ع) فرمود: «مَنْ قَالَ لِأَخِيهِ الْمُؤْمِنِ مَرْحَبَابَکَتَبَ اللَّهُ تَعَالَى لَهُ مَرْحَباً إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ»؛[۶۹] «کسی که به برادر مؤمنش بگوید خوش آمدی [خداوند به تورفاه و گشایش عنایت کند]، خداوند متعال تا قیامت برای او خوش آمد و گشایش در کارهایش ثبت می کند».
ز) رعایت حقوق دیگران[ویرایش | ویرایش مبدأ]
یکی دیگر از اسرار اخلاقی زیارت آشنایی با حقوق دیگران و شیوه رعایت آنهاست.
انسانها در ارتباطات اجتماعی، در قبال یکدیگر حقوقی پیدا میکنند که باید در رعایت آن کوشا باشند؛ چنانکه در احوالات پیامبر خدا(ص) آوردهاند که در یکی از سفرهایی که عازم خانه خدا بودند، فرمودند: «مَنْ کانَ يُسِئُ الْجِوارَ فَلا يُصاحِبنا»[۷۰] «آن کس که در مصاحبت و همجواری بد عمل میکند با ما همسفر نشود».
بنابراین رعایت نکردن حق همسایه و همراه باعث محرومیتهایی، از جمله همراهی با رسول خدا(ص) میشود.
امام صادق(ع) در رعایت حق هم نشینی با دیگران میفرماید:
وَطِّنْ نَفْسَكَ عَلَى حُسْنِ الصَّحَابَةِ لِمَنْ صَحِبْتَ فِي حُسْنِ خُلُقِكَ وَ كُفَّ لِسَانَكَ وَ اكْظِمْ غَيْظَكَ وَ أَقِلْ لَغْوَكَ وَ تَفْرَشْ عَفْوَكَ وَ تَسْخَوْ نَفْسَكَ.[۷۱]
عزم کن که با هم نشینان با خلق نیک معاشرت کنی و زبانت را نگه داری و خشم خود فرونشانی و از بیهوده گویی برحذر باشی و عفو و گذشت بگسترانی و سخاوت و کرم را پیشه سازی.
همچنین امام باقر (ع) میفرماید:
ما يَْعْبَأُ مَنْ يَسْلُكُ هَذَا الطَّرِيقَ إِذا لَمْ يَكُنْ فِيهِ ثَلاثُ خِصالٍ وَرَعٌ يَحْجُزُهُ عَنْ مَعَاصِي اللَّهِ وَ حِلْمٌ يَمْلِكُ بِهِ غَضَبَهُ وَ حُسْنُ الصُّحْبَةِ لِمَنْ صَحِبَهُ.[۷۲]
ارزش و اعتباری ندارد کسی که به این سفر (زیارت خانه خدا) میرود تا زمانی که دارای سه خصلت نباشد: ورع و پرهیزکاری که او را از معاصی خداوند بازدارد، بردباری که به وسیله آن بر خشم و غضب فائق آید، خوش سفر بودن با کسی که با او مسافرت میکند.
زائر خطا پوشی و عذرپذیری را از خداوند، و زبان عذرخواه داشتن را از زیارتنامه ها میآموزد. پس همان طور که از خداوند می خواهد خطاهای او را بپوشاند،[۷۳] خود نیز باید اهل عفو و گذشت شود تا خداوند هم از او درگذرد: ﴿وَ لْيَعْفُوا وَ لْيَصْفَحُوا أَلا تُحِبُّونَ أَنْ يَغْفِرَ اللَّهُ لَكُمْ وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ﴾[۷۴] «هرآینه عفو کنید و ببخشید. آیا دوست ندارید خداوند گناهان شما را ببخشد؟ و خداوند بخشنده و مهربان است».
خلاصه درس[ویرایش | ویرایش مبدأ]
۱. زیارت اسرار اعتقادی، عبادی و اخلاقی ـ عرفانی دارد.
۲. زیارت نقش مهمی در توحیدباوری، معادباوری و شناخت انبیای الهی و رسالت رسول خدا(ص) دارد و معرف جایگاه امامت و نقش امام در هدایت جامعه و مردم به سوی سعادت است.
۲. زیارت رابطه ای نزدیک و جدانشدنی با فروع دین (مانند نماز، زکات، امر به معروف و نهی از منکر) دارد و زائر را متوجه این فروع می کند و به او می آموزد که انتظار تأثیر از زیارت بدون عمل به این فروع امیدی پوچ است.
۳. قرائت و انس با قرآن و توبه به درگاه پروردگار از دیگر اسرار زیارت در بعد عبادی است.
۴. اسرار اخلاقی ـ عرفانی زیارت عبارت اند از زیارت از آنجا که ذکر است، زائرا به یاد خدا می خواند و از خواب غفلت بیدار می کند. همچنین زائر با خواندن زیارات معصومان(ع) به تسلیم و رضا در برابر پروردگار نزدیک تر می شود و با
شناخت زندگی معصومان(ع) روحیه زهد و ساده زیستی در وی تقویت میگردد و آرزوهای طولانی او کوتاه، و تفکر در آخرت آسان میشود.
۵. زیارت، زائر را به کسب اخلاق نیک و پسندیده در معاشرت با دیگران رهنمون میسازد؛ او را با آداب اجتماعی آشنا میکند و به رعایت حقوق دیگران فرامی خواند.
منابع برای مطالعه بیشتر[ویرایش | ویرایش مبدأ]
۱. داود حسینی، راه سعادت، نشر مشعر.
۲. داود حسینی، آموزههای تربیتی زیارت معصومان (ع)، نشر مشعر.
سؤالهای درس جهت خودآزمایی[ویرایش | ویرایش مبدأ]
۱. سه نمونه از اسرار اعتقادی زیارت را توضیح دهید.
۲. رابطه زیارت با معادباوری را توضیح دهید.
۳. رابطه زیارت با سه فرع از فروع دین را به اختصار توضیح دهید.
۴. نقش زیارت در زمینهسازی برای توبه را توضیح دهید.
۵. زیارت چه نقشی در ایجاد روحیه زهد و ساده زیستی دارد؟
پانویس[ویرایش | ویرایش مبدأ]
- ↑ قرشی بنابی، قاموس قرآن، ج ۵، ص ۲۴؛ راغب اصفهانی، مفردات الفاظ القرآن، ج ۲، ص ۶۲۶.
- ↑ شیخ صدوق، من لايحضره الفقيه، ج ۲، ص ۶۱۰؛ همو، عيون اخبار الرضا(ع)، ج ۲، ص ۲۷۷.
- ↑ جوادی آملی، ادب فنای مقربان، ج ۱، ص ۸۲.
- ↑ مجلسی، روضة المتقین، ج ۵، ص ۴۵۳.
- ↑ قمی، مفاتیح الجنان، ص ۱۰۵۹ (زیارت جامعه کبیره).
- ↑ شیخ صدوق، من لايحضره الفقيه، ج ۲، ص ۵۶۸؛ کلینی، الكافي، ج ۴، ص ۵۵۲.
- ↑ ابن مشهدى، المزار الكبير، ص ۴۲۶.
- ↑ من لايحضره الفقيه، ج ۲، ص ۶۱۰؛ شیخ صدوق، عيون اخبار الرضا(ع)، ج ۲، ص ۲۷۷.
- ↑ ابن قولویه، کامل الزیارات، ص ۲۰۷.
- ↑ ابن مشهدی، مزار الکبیر، ص ۴۹۶؛ مجلسی، بحارالأنوار، ج ۹۸، ص ۲۳۴.
- ↑ جعفر بن محمد الصادق(ع)، مصباح الشريعة، ص ۱۴۰.
- ↑ صفار، بصائر الدرجات، ج ۱، ص ۱۱۹.
- ↑ مجلسی، بحار الأنوار، ج ۹۹، ص ۲۶۶؛ ج ۹۷، ص ۳۰۲.
- ↑ ابن مشهدی، المزار الکبیر، ص ۲۱۶.
- ↑ ابن سینا، رسائل ابن سینا، ص ۴۹۰ - ۴۹۱.
- ↑ شیخ صدوق، من لا يحضره الفقيه، ج ۲، ص ۶۱۴.
- ↑ جمعی از علما، الأصول الستة عشر، ص ۳۴۵.
- ↑ تغابن: ۸.
- ↑ «يَا أَبَا خَالِدٍ. النُّورُ وَاللَّهِ الْأَئِمَّةُ مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ صلی الله علیه وسلم إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ، وَ هُمْ وَاللَّهِ نُورُ اللَّهِ الَّذِي أُنْزِلَ وَ هُمْ وَاللَّهِ نُورُ اللَّهِ فِي السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ، يَا أَبَا خَالِدٍ! لَنُورُ الْإِمَامِ فِي قُلُوبِ الْمُؤْمِنِينَ أَنْوَرُ مِنَ الشَّمْسِ الْمُضِيئَةِ بِالنَّهَارِ وَ هُمْ وَ اللَّهُ يُنَوِّرُونَ قُلُوبَ الْمُؤْمِنِينَ» (قمی، تفسیر القمی، ج ۲، ص ۳۷۱).
- ↑ شیخ صدوق، من لایحضره الفقیه، ج ۲، ص ۶۱۳؛ شیخ صدوق، عیون اخبار الرضا(ع)، ج ۲، ص ۵۲۷؛ طوسی، تهذیب الاحکام، ج ۶، ص ۹۸.
- ↑ طباطبایی، المیزان، ج ۱۴، ص ۱۲۰.
- ↑ ابن قولویه، کامل الزیارات، ص ۱۵۱؛ من لایحضره الفقیه، ج ۲، ص ۵۸۲.
- ↑ نور: ۳۶.
- ↑ قمی، تفسیر القمی، ج ۲، ص ۱۰۴.
- ↑ امینی، الغدیر، ج ۵، ص ۱۷۰.
- ↑ ابن مشهدی، المزار الکبیر، ص ۹۰؛ ابن طاووس، اقبال الاعمال، ج ۲، ص ۶۲۵.
- ↑ ابن طاووس، اقبال الاعمال، ج ۲، ص ۶۱۰.
- ↑ ابن مشهدی، المزار الکبیر، ص ۴۳۱.
- ↑ ابن مشهدی، المزار الکبیر، ص ۵۴۸.
- ↑ ابن مشهدی، المزار الکبیر، ص ۵۳۸.
- ↑ ابن مشهدی، المزار الکبیر، ص ۵۰۱.
- ↑ ابن طاووس، اقبال الاعمال، ج ۲، ص ۶۳.
- ↑ ابن مشهدی، المزار الکبیر، ص ۷۱.
- ↑ مجلسی، زاد المعاد، ص ۲۶۲.
- ↑ کفعمی، بلد الامین، ص ۲۸۶.
- ↑ ابن قولویه، کامل الزیارات، ص ۲۰۷ - ۲۰۸؛ کلینی، الکافی، ج ۴، ص ۵۷۴.
- ↑ كامل الزيارات، ص ۲۰۷ - ۲۰۸؛ الكافي، ج ۴، ص ۵۷۴.
- ↑ شيخ صدوق، من لا يحضره الفقيه، ج ۲، ص ۶۱۵.
- ↑ ابن قولویه، کامل الزيارات، ص ۲۰۷ - ۲۰۸؛ كلينى، الكافي، ج ۴، ص ۵۷۴.
- ↑ ابن اشعث، الجعفريات، ص ۶۶.
- ↑ نساء: ۶۴.
- ↑ الكافي، ج ۴، ص ۵۵۱؛ كامل الزيارات، ص ۱۶.
- ↑ ابن قولویه، كامل الزيارات، ص ۳۱۳؛ ابن مشهدی، المزار الكبير، ص ۲۶۲.
- ↑ زبیدی، تاج العروس، ج ۱۳، ص ۱۲۴؛ راغب اصفهانی، مفردات، ص ۱۵۹.
- ↑ مفردات، ص ۱۵۹.
- ↑ مصباح یزدی، فلسفه اخلاق، ص ۱۶.
- ↑ همان.
- ↑ نساء: ۶۴.
- ↑ باقری، نگاهی دوباره به تربیت اسلامی، ج ۱، ص ۹۷- ۹۸.
- ↑ اعراف: ۲۰۵.
- ↑ طوسی، مصباح المتهجد، ج ۲، ص ۵۸۴.
- ↑ شیخ صدوق، من لا يحضره الفقيه ج ۱، ص ۱۶۳.
- ↑ تمیمی آمدی، غررالحکم، ص ۴۹۳؛ نهج البلاغه، خطبه ۱۱۳.
- ↑ Imagery.
- ↑ سیف، روان شناسی پرورشی، ص ۳۰۶.
- ↑ طوسی، مصباح المتهجد، ج ۲، ص ۷۷۴؛ ابن مشهدی، المزار الکبیر، ص ۴۸۱.
- ↑ method of ioci.
- ↑ سیف، روان شناسی پرورشی، ص ۳۰۶-۳۰۷.
- ↑ راغب اصفهانی، مفردات، ص ۳۸۴؛ ابن منظور، لسان العرب، ج ۳، ص ۱۹۷.
- ↑ نراقی، جامع السعادات، ج ۲، ص ۵۶؛ دیلمی و آذربایجانی، اخلاق اسلامی، ص ۱۵۲.
- ↑ جامع السعادات، ج ۲، ص ۵۶؛ اخلاق اسلامی، ص ۱۵۲.
- ↑ کلینی، الکافی، ج ۹، ص ۵۲۲.
- ↑ «بَعْدَ أَنْ شَرَطْتَ عَلَيْهِمُ الزُّهْدَ فِي زَخَارِفِ هَذِهِ الدُّنْيَا وَ زُبْرُجِهَا، فَشَرَطُوا لَكَ ذَلِكَ» (ابن مشهدی، المزار الکبیر، ص ۴۲۲ و ۲۸۱).
- ↑ ابن مشهدی، المزار الکبیر، ص ۲۸۱؛ مجلسی، زاد المعاد: مفتاح الجنان، ص ۴۷۵.
- ↑ شیخ صدوق، من لا يحضره الفقيه، ج ۲، ۶۱۶.
- ↑ فیض کاشانی، محجة البيضاء، ج ۴، ص ۵۶.
- ↑ «السَّلَامُ عَلَى آدَمَ صَفْوَةِ اللَّهِ، وَ نُوحٍ نَبِيِّ اللَّهِ، وَ إِبْرَاهِيمَ خَلِيلِ اللَّهِ، وَ مُوسَى كَلِيمِ اللَّهِ، وَ عِيسَى رُوحِ اللَّهِ، وَ مُحَمَّدٍ حَبِيبِ اللَّهِ، وَ مَنْ بَيْنَهُمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقِينَ وَ الشُّهَدَاءِ وَ الصَّالِحِينَ وَ حُسُنَ أُولَئِكَ رَفِيقاً» (ابن مشهدی، المزار الکبیر، ص ۲۱۸، زیارت امیرالمومنین(ع)) (السَّلَامُ عَلَى آدَمَ صَفْوَةِ اللَّهِ مِنْ خَلِيقَتِهِ، السَّلَامُ عَلَى شَيْثِ وَلِيِّ اللَّهِ وَ خِيَرَتِهِ، السَّلَامُ عَلَى إِدْرِيسَ الْقَائِمِ لِلَّهِ بِحُجَّتِهِ، السَّلَامُ عَلَى نُوحٍ الْمُجَابِ فِي دَعَوْتِهِ، السَّلَامُ عَلَى هُودٍ الْمَمْدُودِ مِنَ اللَّهِ بِمَعُونَتِهِ، السَّلَامُ عَلَى صَالِحٍ الَّذِي تَوَجَّهَ اللَّهُ بِكَرَامَتِهِ…» (همان، ص ۴۹۶، زیارت امام حسین(ع) در روز عاشورا).
- ↑ حجرات: ۲.
- ↑ مجلسی، مرآة العقول، ج ۹، ص ۱۳۶.
- ↑ حرعاملی، وسائل الشیعة، ج ۸، ص ۵۰۵؛ مکارم شیرازی، مکارم الاخلاق، ص ۲۸۸.
- ↑ کلینی، الکافی، ج ۴، ص ۲۸۶.
- ↑ کلینی، الکافی، ج ۴، ص ۲۸۶.
- ↑ «أَتَيْتُكَ عَائِذاً بِكَ مِنْ نَارِ اسْتَحَقَّهَا مِثْلِي بِمَا جَنَيْتُ عَلَى نَفْسِي أَتَيْتُكَ زَائِراً أَبْتَغِي بِزِيَارَتِكَ فَكَاكَ رَقَبَتِي مِنَ النَّارِ أَتَيْتُكَ هَارِباً مِنْ ذُنُوبِي الَّتِي احْتَطَبْتُهَا عَلَى ظَهْرِي أَتَيْتُكَ وَافِداً لِعَظِيمِ حَالِكَ وَ مَنْزِلَتِكَ عِنْدَ رَبِّي فَاشْفَعْ لِي عِنْدَ رَبِّكَ فَإِنَّ لِي ذُنُوباً كَثِيرَةً وَ إِنَّ لَكَ عِنْدَ اللَّهِ مَقَاماً مَعْلُوماً وَ جاهاً عَظِيماً وَ شَأْناً كَبِيراً وَ شَفَاعَةً مَقْبُولَةً» (الکافی، ج ۴، ص ۵۷۱).
- ↑ نور: ۲۲.