در حال ویرایش ایران

هشدار: شما وارد نشده‌اید. نشانی آی‌پی شما برای عموم قابل مشاهده خواهد بود اگر هر تغییری ایجاد کنید. اگر وارد شوید یا یک حساب کاربری بسازید، ویرایش‌هایتان به نام کاربری‌تان نسبت داده خواهد شد، همراه با مزایای دیگر.

این ویرایش را می‌توان خنثی کرد. لطفاً تفاوت زیر را بررسی کنید تا تأیید کنید که این چیزی است که می‌خواهید انجام دهید، سپس تغییرات زیر را ذخیره کنید تا خنثی‌سازی ویرایش را به پایان ببرید.

نسخهٔ فعلی متن شما
خط ۱: خط ۱:
{{در دست ویرایش|ماه=[[تیر]]|روز=[[۱۳]]|سال=[[۱۴۰۵]]|کاربر=Gholampour  }}
[[پرونده:ایران.jpeg|بندانگشتی|ایران]]


[[رده:مقاله‌های در حال ویرایش]]
[[پرونده:ایران.jpeg|بندانگشتی|ایران]]
'''ایران''': کشوری مسلمان‌نشین در خاورمیانه است. ایران کشوری است با مساحت ۱۶۴۸۱۹۵ کیلومتر مربع که بخش بیشتر فلات ایران را دربر گرفته است. امروزه کشور ایران از شمال با [[جمهوری آذربایجان]] و [[ارمنستان]] و [[ترکمنستان]]، در شرق با [[افغانستان]] و [[پاکستان]]، و در غرب با [[ترکیه]] و [[عراق]] مرز زمینی دارد. مذهب رسمی آن [[تشیع]] و زبان رسمی‌اش فارسی است.<ref>ایران از آغاز تا اسلام، ص1-8؛ کلیات جغرافیای طبیعی و تاریخی ایران، ص11؛ مرکز آمار ایران، گزیده نتایج سرشماری1390.</ref> مرزهای سیاسی ایران در طول تاریخ تغییرهای فراوان به خود دیده است. حکومت‌های ایران گاه تنها بخشی از فلات ایران را زیر سلطه داشتند و گاه مرزهای قدرتشان تا بیرون از فلات ایران کشیده می‌شد. مرزهای سیاسی امروزین ایران در سده نوزدهم م؛ و پس از جدا شدن برخی سرزمین‌ها از آن در شمال و شرق و غرب شکل گرفته است.<ref>نک: کلیات جغرافیای طبیعی، ص56-59.</ref>
'''ایران''': کشوری مسلمان‌نشین در خاورمیانه است. ایران کشوری است با مساحت ۱۶۴۸۱۹۵ کیلومتر مربع که بخش بیشتر فلات ایران را دربر گرفته است. امروزه کشور ایران از شمال با [[جمهوری آذربایجان]] و [[ارمنستان]] و [[ترکمنستان]]، در شرق با [[افغانستان]] و [[پاکستان]]، و در غرب با [[ترکیه]] و [[عراق]] مرز زمینی دارد. مذهب رسمی آن [[تشیع]] و زبان رسمی‌اش فارسی است.<ref>ایران از آغاز تا اسلام، ص1-8؛ کلیات جغرافیای طبیعی و تاریخی ایران، ص11؛ مرکز آمار ایران، گزیده نتایج سرشماری1390.</ref> مرزهای سیاسی ایران در طول تاریخ تغییرهای فراوان به خود دیده است. حکومت‌های ایران گاه تنها بخشی از فلات ایران را زیر سلطه داشتند و گاه مرزهای قدرتشان تا بیرون از فلات ایران کشیده می‌شد. مرزهای سیاسی امروزین ایران در سده نوزدهم م؛ و پس از جدا شدن برخی سرزمین‌ها از آن در شمال و شرق و غرب شکل گرفته است.<ref>نک: کلیات جغرافیای طبیعی، ص56-59.</ref>


خط ۱۸: خط ۱۶:
{{اصلی|ایران و عربستان در دوره اسلامی}}
{{اصلی|ایران و عربستان در دوره اسلامی}}
==راه‌های حج ایرانیان==
==راه‌های حج ایرانیان==
{{اصلی|راه‌های حج ایرانیان}}
راه حج حاجیان ایرانی در طول تاریخ تغییرهای بسیار به خود دیده است. عوامل سیاسی و بسته شدن مرزها به دلیل نبرد میان حکومت‌ها، قدرت یافتن راهزنان، عوامل طبیعی و آب و هوا، و نیز پیشرفت فناوری حمل و نقل از عوامل تغییر و تحول در راه‌های حج ایرانیان بوده است.
 
===راه عراق===
کهن‌ترین و مهم‌ترین راه حج ایرانیان، راه عراق بود. در سده‌های نخستین اسلامی که ایران زیر نظر خلافت اسلامی و والیان عراق اداره می‌شد، مسافران مکه از نقاط گوناگون ایران به سوی شهرهای عراق راهی می‌شدند و از آن‌جا همراه کاروان عراق به سوی حجاز می‌رفتند. محل اجتماع ایرانیان در دوران حکومت امویان، شهر [[کوفه]] بود. پس از قدرت یافتن عباسیان و تأسیس شهر بغداد، کاروان عراقی از این شهر راهی مکه می‌شد.<ref>راه حج، ص12.</ref>
مسافران کاروان عراق در این راه که در طول تاریخ با عناوینی مانند [[درب زبیده]]، راه کوفه، راه نجد و راه جبل شناخته شده،<ref>نک: الکامل، ج8، ص147؛ درب زبیده، ص65؛ نک: فارسنامه ناصری، ج1، ص710؛ سفرنامه میرزا محمد حسین فراهانی، ص171.</ref> از بغداد به کوفه و از آن‌جا به جنوب عراق می‌رفتند و با عبور از صحرای نفود و نجد و گذر از منازلی مانند قادسیه، عذیب، مغیثه، زباله، ثعلبیه، فید، حاجر و معدن النقره به حجاز می‌رسیدند و به مدینه یا مکه می‌رفتند.<ref>المناسک، ص269-356؛ المسالک و الممالک، ص125-127؛ البلدان، ص150؛ رحلة ابن جبیر، ص162-163.</ref> راه دیگر که از عراق به مکه می‌رفت، راه [[بصره]] بود که از بصره آغاز می‌شد و در معدن النقره به راه کوفه می‌پیوست.<ref>المسالک و الممالک، ص146-147؛ احسن التقاسیم، ج1، ص361؛ الخراج، ص84؛ جغرافیای حافظ ابرو، ج1، ص232.</ref>
راه عراق برای حاجی ایرانی کوتاه‌ترین راه بود؛ اما به دلیل وضعیت بد آب و هوایی و خطر همیشگی حمله راهزنان، بدترین راه حج نیز به شمار می‌رفت. در بیابان‌های راه مکه، تهیه آب تنها از چاه‌ها و برکه‌های محدود و شناخته شده‌ای میسر بود که میزان آب آن‌ها همیشه به یک‌اندازه نبود و بعضی سال‌ها کاروانیان را به دشواری می‌انداخت. نبود آب و وقوع طوفان در برخی سال‌ها باعث توقف کاروان حج یا کشته شدن بسیاری از حاجیان می‌شد.<ref>تاریخ طبری، ج8، ص150؛ ج9، ص150، 501؛ ج10، ص139؛ الکامل، ج7، ص34؛ ج9، ص205؛ درب زبیده، ص99-100.</ref>
حمله راهزنان و قبایل عرب به کاروان حاجیان، مشکل دیگر مسافران مکه در راه عراق بود که تا روزگار معاصر نیز ادامه داشته است. این راهزنان با حمله به کاروان حاجیان، گاه به کشتار و غارت می‌پرداختند و گاه در ازای دریافت اموال کاروانیان، به آنان اجازه بازگشت یا ادامه مسیر می‌دادند. رویارویی با این قبایل به نیروی نظامی نیاز داشت و در مواردی که پادشاهان و خلفا ضعیف بودند یا به دلیل مشکلات داخلی، به حج بها نمی‌دادند، قدرت‌نمایی این بادیه‌نشینان چنان بالا می‌گرفت که سفر حج را سال‌ها به تعطیلی می‌کشاند.<ref>درب زبیده، ص91-98.</ref>
ناامنی حاصل از ظهور قرمطیان (۲۷۳–۴۷۰ق) یعنی پیروان ابوطاهر قرمطی در [[جزیرةالعرب]] نخستین مورد مهم راهزنی است که از سال ۲۹۴ق. آغاز شد و با حمله قرمطیان به مکه در سال ۳۱۶ق. به اوج رسید و حج‌گزاری ایرانیان و حرکت کاروان عراق را سال‌ها با دشواری روبه‌رو کرد.<ref>تاریخ طبری، ج11، ص22، 119؛ تاریخ ابن خلدون، ج4، ص129.</ref> حتی پیش از آن نیز حمله قبایل عرب به کاروان حاجیان از جمله به سال ۲۸۷ق. رخ داده بود.<ref>تاریخ طبری، ج10، ص74؛ اتحاف الوری، ج2، ص355.</ref> در هر دوره، یکی از قبایل عرب مانند بنو سلیم، طی، خفاجه و بنی‌حرب قدرتی بیشتر می‌یافت و مدتی عامل اصلی ناامنی در راه حج می‌شد.<ref>تجارب الامم، ج7، ص515؛ الکامل، ج8، ص574؛ ج9، ص69، 105، 205، 236؛ درب زبیده، ص92-98.</ref>
پس از تشکیل دولت صفوی در ایران و فراگیری مذهب تشیع در این سرزمین، راه عراق به دلیل وجود مزارهای [[امامان شیعه]] در عتبات برای ایرانیان اهمیتی بیشتر یافت. در این دوران، راه عراق در سرزمین‌های زیر سلطه دولت عثمانی قرار داشت. حکومت عثمانی بر سرزمین‌های جنوب عراق نظارت کامل نداشت و این سرزمین‌ها معمولاً شاهد قدرت یافتن قبایل عرب بود. ناامنی، گرفتن مالیات فراوان از حاجیان در طول مسیر، و معطل کردن آنان به بهانه‌های گوناگون باعث می‌شد گاه عبور کاروان‌های حج از این مسیر، از سوی شاهان ایران ممنوع شود. در نامه‌ای که شاه عباس دوم به شریف مکه نوشت، به منع حاجیان برای عبور از راه بصره اشاره و بازگشایی راه حج وابسته به تعهد حاکم بصره و شریف مکه به برقراری امنیت در طول مسیر شده است.<ref>سفرنامه شاردن، ج2، ص616؛ نک: احیاء الملوک، ص479؛ مقالات تاریخی، دفتر11، ص62-68.</ref>
در دوران حکومت قاجار، راه عراق را بیشتر با عنوان راه نجد یا راه جبل می‌شناختند.<ref>نک: سفرنامه میرزا محمد حسین فراهانی، ص171؛ تذکرة الطریق، ص22؛ سفرنامه فرهاد میرزا، ص196.</ref> از نیمه سده سیزدهم ق. دولتی نیمه مستقل در سرزمین نجد یا جبل با نام آل‌رشید (۱۲۵۲–۱۳۴۰ق) تشکیل شد. آل‌رشید مسؤولیت حفظ امنیت راه جبل را بر عهده داشتند و در برابر از کاروان‌داران مالیات می‌گرفتند.<ref>خاطرات سرهارد فورد، ص13.</ref> مسافران زیر نظر شخصی که از سوی او به عنوان امیرالحاج تعیین می‌شد، سفر می‌کردند.<ref>مقالات تاریخی، دفتر8، ص187.</ref> هر چند حاکمان آل‌رشید از اقتدار بسیاری برخوردار بودند، باز هم احتمال حمله راهزنان و قبایل در راه جبل بسیار بود.<ref>به سوی‌ام القری، ص242، 244؛ تذکرة الطریق، ص50.</ref> با این حال، مشکل اصلی راه جبل برای حاجی، نه حمله راهزنان، که بدرفتاری و زیاده‌خواهی خود حاکمان جبل بود. امیر جبل به بهانه‌های گوناگون بیش ازاندازه از مردم پول می‌گرفت و برای دریافت آن با مردم بدرفتاری می‌کرد.<ref>حدیث قافله‌ها، ص113-114.</ref> پول فراوان که امیر جبل از حمله‌داران طلب می‌کرد، باعث می‌شد حمله‌داران بیشتر به حاجی فشار بیاورند و به بهانه‌های گوناگون از او پول بگیرند. گاه حمله‌داران در شهرهای درون ایران یا در راه برگشت در مدینه، با حاجی بر مبلغی معین قرارداد می‌بستند و در میان بیابان که حاجی هیچ‌کس را نداشت و به دلیل بلد نبودن راه کاملاً به حمله‌داران محتاج بود، بیش از توافق پیشین طلب می‌کردند.<ref>مقالات تاریخی، دفتر9، ص16-20؛ سفرنامه مکه معظمه، ص185؛ حدیث قافله‌ها، ص204.</ref> با وجود دریافت این مبالغ، خدمات ارائه شده به حاجی بسیار اندک بود و در برخی سال‌ها به دلیل کمبود شتر، مسافران مدت‌ها در مسیر معطل می‌شدند.<ref>سفرنامه مکه معظمه، ص186، 189.</ref> رفتار عوامل امیر جبل، حمله‌دار، شتردار و عکام (خدمتکار) با حاجی، بسیار بد بود. گاه عکام و جمّال (اجاره دهنده شتر به کاروانیان) به دلیل‌های گوناگون حاجی را به قصد کشت، کتک می‌زدند و اگر درخواستی اضافی داشت و مثلاً نان فراوان می‌خواست یا بیش از اندازه برای قضای حاجت می‌ایستاد یا شترش بر زمین‌می‌خورد، او را به باد فحش و ناسزا می‌گرفتند.<ref>سفرنامه مکه معظمه، ص196-198.</ref> اگر کسی از حاجیان در میانه راه می‌مرد، برای حمل جسدش از بستگانش پول فراوان طلب می‌کردند.<ref>مقالات تاریخی، دفتر9، ص23-25.</ref> اگر حاجی ناخوش و بیمار بود و نمی‌توانست به راه ادامه دهد، برای آزاد کردن شتر در فرصتی او را در بیابان می‌نهادند و به دیگران خبر مرگ حاجی را می‌دادند.<ref>نک: سفرنامه مکه معظمه، ص195-197.</ref>
به دلیل این گونه مشکلات، راه جبل بدترین راه حج شناخته می‌شد و سفرنامه‌های حج دوران قاجاری لبریز از شرح مشکلات راه جبل است تا آن‌جا که برخی سفرنامه‌ها مانند «تیر اجل در صدمات راه جبل» اصولاً برای تذکر سختی‌های این راه و منع حاجیان از انتخاب این راه نوشته شده‌اند.<ref>مقالات تاریخی، دفتر9، ص16.</ref> این وضعیت باعث شد که بعضی از دانشوران و شاهان قاجار، سفر از راه جبل را گاهی ممنوع کنند.<ref>سفرنامه مکه معظمه، ص158.</ref> در این زمان‌ها، امیر جبل که به درآمد سفر حاجیان نیاز داشت، به‌طور موقت خدماتی بهتر به حاجیان ارائه می‌نمود و برای لغو ممنوعیت با دولت ایران مذاکره می‌کرد.
 
===راه احساء===
از دیگر راه‌های حاجیان ایرانی که از صحراهای شبه جزیره می‌گذشت، راه [[احساء]] یا لحساء بود. احساء یا لحساء، سرزمینی در جنوب غرب [[خلیج فارس]] و نام قدیم آن بحرین بود.<ref>احسن التقاسیم، ص93؛ معجم البلدان، ج1، ص112؛ جغرافیای تاریخی کشورهای اسلامی، ج1، ص234.</ref> حاجیان ایرانی برای گذر از راه احساء معمولاً با عبور از عرض خلیج فارس، نخست به بحرین می‌رفتند و سپس با عبور از [[یمامه]] به حجاز می‌رسیدند. این راه از دیرباز مورد استفاده ایرانیان بوده است. ناصر خسرو هنگام بازگشت به ایران از مکه، به سال ۴۴۳ق. از این راه بهره برد. او از مکه به یمامه و سپس به احساء رفت و از آن‌جا به بصره و آبادان و سرزمین‌های ایران سفر کرد.<ref>سفرنامه ناصر خسرو، ص147-152.</ref> [[ابن‌بطوطه]] نیز به سال ۷۳۲ق. از راه احساء به [[مکه]] رفت. او از بندر سیراف و با عبور از عرض خلیج فارس، به بحرین سفر کرد و از آن‌جا به احساء و یمامه و مکه رسید.<ref>رحلة ابن بطوطه، ج2، ص151-154.</ref> سفر از راه خلیج فارس به بحرین و احساء در دوران صفویه رونقی بیشتر یافت و مورد استفاده برخی دانشوران شیعه ایرانی قرار گرفت.<ref>نک: تاریخ و سفرنامه حزین، ص243؛ تاریخ عالم‌آرای عباسی، ج1، ص156.</ref>
 
===راه شام===
این راه از شهرهای شام آغاز می‌شد و با گذشتن از سرزمین‌های [[سوریه]] و اردن امروزی و منازلی چون بصری، کرک، معان، عقبه، ذات حج، و تبوک به مدینه و مکه می‌رسید.<ref>درباره راه شام، نک: الحقیقة و المجاز، ج3، ص387-411.</ref> این راه معمولاً مسیر اصلی ایرانیان نبود؛ اما در برخی دوره‌ها بیشتر مورد استفاده ایرانیان قرار می‌گرفت. تا پیش از دوران صفویه، این راه یا از سوی افرادی که می‌خواستند در مسیر حج از [[بیت‌المقدس]] یا مصر دیدن کنند، استفاده می‌شد یا هنگامی که راه عراق به دلیل خطر هجوم راهزنان بسته بود.
با قدرت یافتن حکومت عثمانی در عراق و آناتولی و شبه جزیره، راه عراق اهمیت خود را از دست داد و راه شام به عنوان مسیر اصلی حج از سوی دولت عثمانی مورد توجه قرار گرفت. از این دوران، معمولاً ایرانیان از دو راه به شام می‌رفتند. راه معمول، [[عراق]] و [[بغداد]] و سپس [[کرکوک]]، [[موصل]] و عرفه به [[حلب]] و [[دمشق]] بود. راه دیگر، شمال ایران و نخجوان و اردوباد و آناتولی و حلب و دمشق بود. نویسنده یک سفرنامه به جای مانده از دوران صفوی، از سفر کاروان رسمی یا بخشی از کاروان رسمی حاجیان ایرانی که با گروهی از تفنگداران حمایت می‌شده‌اند، از این راه خبر داده است. این مسیر افزون بر این‌که کوهستانی و بسیار خطرناک و دشوار بود، در معرض حمله راهزنان نیز قرار داشت و دانسته نیست که چرا ایرانیان از این راه استفاده می‌کردند.<ref>سفرنامه منظوم حج، ص41-62؛ بیان واقع، ص130-135؛ مقالات تاریخی، دفتر8، ص194-196؛ تاریخ حج‌گزاری ایرانیان، ص173-176.</ref>
راه شام برای مسافر ایرانی بسیار طولانی‌تر از راه عراق بود. با آن‌که این راه با سربازان عثمانی محافظت می‌شد، همچنان احتمال حمله راهزنان وجود داشت. قسمتی از راه نیز از بیابان‌های خشک عبور می‌کرد. افزون بر این‌ها، به دلیل اختلاف عثمانی با حکومت‌های ایران، مسافر ایرانی دچار برخی مشکلات نیز بود؛ از جمله آن‌که ناچار بود مالیات بیشتر بپردازد.<ref>عالم‌آرای نادری، ج3، ص887؛ اسناد و مکاتبات سیاسی ایران از 1105 تا 1135، ص174؛ بیان واقع، ص150- 151.</ref>
 
===راه دریایی جنوب ایران===
راه دریایی جنوب ایران نیز از راه‌های قدیم بود که از دوران صفویه و در پی رواج کشتیرانی اروپاییان در اقیانوس هند، رونقی بیشتر یافت. برای عبور از این راه، حاجیان در بنادر جنوبی ایران مانند بندر کنگ و [[بوشهر]] به کشتی می‌نشستند و با گذر از خلیج فارس و دریای عمان و اقیانوس هند و جنوب شبه جزیره عربی، وارد دریای سرخ می‌شدند و به بندر جده می‌رفتند.<ref>تاریخ حج‌گزاری ایرانیان، ص192-194؛ مقالات تاریخی، دفتر8، ص183؛ وقایع السنین، ص557؛ تاریخ و سفرنامه حزین، ص241.</ref>
بهره‌وری از این راه در دوران قاجار بیشتر شد. در این دوران، افزون بر بهره‌وری از بنادر جنوب ایران، برخی از حاجیان نخست به عتبات می‌رفتند و پس از زیارت عتبات، از بصره به قصد جده سوار کشتی می‌شدند.<ref>نک: شرح زندگانی من، ج2، ص80؛ فارسنامه ناصری، ج1، ص27؛ روزنامه سفر حج، ص45-62.</ref> راهی دیگر که در اوایل دوران پهلوی استفاده می‌شد، مسیر زمینی از ایران به [[بمبئی]] و از آن‌جا با کشتی به سوی جده بود.<ref>میقات حج، ش54، ص1492، «حج‌گزاری در سال‌های آغازین انقلاب.</ref> سفر دریایی در این دوران معمولاً با کشتی‌های اروپایی موجود در خلیج فارس انجام می‌شد و حاجیان بهره‌وری از کشتی‌های خارجی را که از لحاظ امکانات مناسب‌تر بودند، سفارش می‌کردند.<ref>پنجاه سفرنامه، ج1، ص596؛ سفرنامه حاج ایاز خان قشقایی، ص66، 77؛ نک: خاطرات سفر مکه، ص62.</ref> کشتی‌هایی که حاجیان را جابه‌جا می‌کردند، معمولاً شلوغ بودند و همین باعث ناراحتی زائران می‌شد. مسافران برای انتخاب جای مناسب در کشتی و نیز از نظر بهداشتی بسیار در تنگنا بودند.<ref>پنجاه سفرنامه، ج2، ص476-479؛ ج8، ص30؛ ج4، ص420.</ref> راه طولانی دریایی که بیشتر با بیم از طوفان و غرق شدن می‌گذشت، برای حاجی دشوار بود.<ref>روزنامه سفر حج، ص57.</ref> در دوران قاجار، برخی ایرانیان از جمله پسر حاجی زین‌العابدین بازرگان شیرازی با خرید کشتی به حمل و نقل ایرانیان در این مسیر پرداختند.<ref>حدیث قافله‌ها، ص101.</ref> کشتی ایرانی دیگر که در منابع این دوره از آن یاد شده، احمدی خوانده می‌شد که به سال ۱۳۱۹ق. فعال بوده است.<ref>پنجاه سفرنامه، ج7، ص255.</ref>
 
===راه استانبول===
راه دیگر که تنها از دوران قاجاریه استفاده می‌شد، راه [[استانبول]] بود. ایرانیانی که این مسیر را انتخاب می‌کردند، معمولاً از شهرهای نیمه شمالی کشور به سوی انزلی راهی می‌شدند. در انزلی با کشتی به باکو می‌رفتند و از باکو به سوی باتوم یا یکی از دیگر بنادر دریای سیاه می‌رفتند. مسافرت در این مسیر پس از احداث راه‌آهن باکو تا باتوم بسیار رونق گرفت و مورد استفاده ایرانیان به ویژه ثروتمندان بود. مسافران معمولاً از باتوم با کشتی به استانبول می‌رفتند و از استانبول با کشتی به [[اسکندریه]] در مصر رهسپار می‌شدند و سپس در خاک مصر به بندر سوئز می‌رسیدند و با کشتی به سوی جده راهی می‌گشتند. کسانی که قصد داشتند نخست به [[مدینه]] بروند، در ینبع؛ و آنان که نخست به مکه می‌رفتند، در جده پیاده می‌شدند.<ref>سفرنامه فرهاد میرزا، ص19-127؛ سفرنامه میرزا محمد حسین فراهانی، ص57-158؛ سفرنامه امین الدوله، ص58-156؛ پنجاه سفرنامه، ج6، ص18؛ ج7، ص200.</ref>
احرام حاجیانی که با کشتی به جده می‌رفتند، همسو با میقات، درون کشتی انجام می‌شد. این حاجیان نیز مانند آن‌ها که از جنوب ایران به دریای سرخ می‌آمدند، با مشکل کمبود آب در کشتی برای غسل و [[احرام]] رویارو بودند.<ref>پنجاه سفرنامه، ج7، ص251؛ سفرنامه فرهاد میرزا، ص164.</ref>
مسافر راه استانبول با عبور از شهرهای امپراتوری روسیه و دولت عثمانی، با بخشی از پیشرفت‌های فنی به ویژه در امر حمل و نقل آشنا می‌شد و برخی از جلوه‌های تمدن جدید غرب را تجربه می‌کرد. سفرنامه‌های این دوران شامل وصف پیشرفت تکنولوژیک، وضع اجتماعی و اقتصادی، سیمای شهرهای قفقاز و استانبول، و بیان تجربه‌های حاجیان از شرکت در مکان‌ها و اجتماعاتی مانند تئاتر، پارک و تالار کنسرت است. در حقیقت، بخشی از تجربه آشنایی ایرانیان با مظاهر تمدن غرب، حاصل همین سفرها بوده است.<ref>سفرنامه میرزا داود وزیر وظایف، ص77-78؛ سفرنامه میرزا محمد حسین فراهانی، ص112-113؛ پنجاه سفرنامه، ج7، ص194، 197، 204-209.</ref>
 
===راه دریایی از بیروت===
در دوران معاصر و پیش از رواج هواپیما، برای سفر به حج، راه دریایی بیروت مورد استفاده حاجیان ایرانی قرار می‌گرفت. در این مسیر، حاجیان ایرانی نخست از راه زمینی و با اتومبیل و قطار به عراق سفر و سپس بیروت سفر می‌کردند و با کشتی‌های اروپایی به جده راهی می‌شدند. بهره‌وری از راه دریایی بیروت تا مدت‌ها ادامه داشت و در دوران پهلوی اول، از راه‌های اصلی حاجیان ایرانی بود. در سال‌های پیش از جنگ جهانی دوم، سفیر ایران در جده برای حمل و نقل حاجیان ایرانی از بیروت به جده و بر عکس، با یک شرکت فرانسوی قراردادی امضا کرد.<ref>روابط سیاسی ایران و عربستان، ص71.</ref> به سال ۱۳۲۷ش؛ که پس از جنگ جهانی دوم نخستین بار حج ایرانیان به‌طور رسمی انجام شد، حدود دو هزار تن از جمعیت چهارده هزار نفری حاجیان ایرانی، از این راه به حج رفتند.<ref>میقات حج، ش51، ص170، 185، «خاطرات سرپرست حجاج در سفر سال 1327ش.».</ref>
 
===راه هوایی===
از سال ۱۳۲۸ش. راه هوایی به راه‌های حج ایرانیان افزوده شد. در سال‌های آغازین، مسیر هوایی میان ایران تا جده به‌طور مستقیم وجود نداشت و حاجیان یا از راه زمینی یا با هواپیما از [[تهران]] به بغداد، بصره، بیروت یا شهرهای [[اردن]] و سوریه می‌رفتند و از فرودگاه این شهرها راهی جده می‌شدند.<ref>مجله خاطرات وحید، ش7، اردیبهشت1351، ص38، «مقدمات عزیمت به مکه.</ref><ref>خاطرات زیارت خانه خدا، ص35، 39؛ خاطرات سفر حج، ص12؛ به سوی خدا می‌رویم، ص105، 113؛ سفرنامه حج و راهنمای حاج، ص9.</ref> در سال ۱۳۲۷ش. حدود ۶۰۰ تن از ایرانیان با هواپیما به مکه رفتند.<ref>میقات حج، ش51، ص170، 185.</ref> راه هوایی به تدریج رونق گرفت و پس از چندی پرواز مستقیم از ایران به جده برقرار و این راه به مسیر اصلی حج ایرانیان تبدیل شد و حج‌گزاری از راه زمینی ممنوع گشت. امروز نیز سفر حج ایرانیان تنها از راه هواپیما و با پروازهای مستقیم از ایران به شهرهای عربستان صورت می‌گیرد.
 
==مشکلات مذهبی ایرانیان در حج==
بخشی از دشواری‌های حج ایرانیان از مسائل مربوط به راه حج و دشواری‌های حاصل از اوضاع سیاسی، در بخش‌های پیشین این مقاله گذشت. این‌گونه مشکلات اختصاص به ایرانیان نداشت و مسلمانان دیگر سرزمین‌ها نیز با چنین دشواری‌هایی روبه‌رو بودند. مشکل ویژه ایرانیان، مشکلات مذهبی بود که پس از فراگیری مذهب تشیع در پی تشکیل دولت صفوی در سده دهم ق. پیش روی آنان قرار گرفت. از این دوران، اختلاف‌های مذهبی مردم ایران با حاکمان عثمانی و مردم حجاز در موارد بسیار به آزار و حتی کشتار ایرانیان می‌انجامید. معمولاً آنچه بیشتر به این اختلاف‌ها دامن می‌زد، دشمنی سیاسی میان حکومت ایران و عثمانی بود.<ref>نک: صفویه در عرصه دین فرهنگ و سیاست، ج2، ص827-828.</ref>
میزان تعصبات دینی در حجاز به‌اندازه‌ای بود که شایعاتی همچون اعتقاد شیعیان به نجس کردن [[کعبه]] در میان مردم رواج یافته بود.<ref>تاریخ مکه، ص422.</ref> این اتهام چند بار دستاویز کشتار شیعیان قرار گرفت. برای نمونه، به سال ۱۰۸۸ق. پیدا شدن آلودگی همانند نجاست بر دیوار کعبه، بهانه‌ای به دست متعصبان داد تا برخی شیعیان حاضر در [[مسجدالحرام]] را به گونه‌ای دردناک با سنگ و چوب بکشند.<ref>منائح الکرم، ج4، ص488.</ref> در این رخداد، یکی از دانشوران ایرانی مجاور مکه به نام محمد مؤمن استرآبادی نیز کشته شد.<ref>وقایع السنین، ص534؛ خلاصة الاثر، ج3، ص432-433؛ صفویه در عرصه دین فرهنگ و سیاست، ج2، ص839.</ref> از دیگر دانشوران ایرانی که در این دوران کشته شدند، زین‌العابدین فرزند نورالدین بود.<ref>ریاض العلماء، ج2، ص399.</ref> یک بار نیز یکی از دانشوران ایرانی‌تبار ساکن مکه به جرم دفاع از تشیع در مجلس درس، با این‌که قاضی حکم به برائت او داده بود، به دست متعصبان به قتل رسید.<ref>نیل المنی، ج2، ص763-764.</ref> به سال ۱۱۴۳ق؛ که شیعیان ایرانی دیرتر از موسم به مکه رسیدند و ناچار شدند تا سال آینده در مکه بمانند، برخی مردم مکه با همکاری نیروهای نظامی به بهانه آلوده‌ساختن حرم بر آنان شوریدند و آن‌ها را از شهر بیرون راندند.<ref>تاریخ مکه، ص422.</ref>
این‌گونه رفتارها نه تنها مردم عادی و دانشوران را آزار می‌داد، بلکه گریبان بزرگان سیاسی را نیز می‌گرفت. دولت عثمانی نگران تلاش‌های جاسوسی حاجیان ایرانی بود، به ویژه اگر این حاجیان از بزرگان سیاسی ایران بودند.<ref>صفویه در عرصه دین فرهنگ و سیاست، ج2، ص828.</ref> معصوم بیگ که مدتی مقام وکالت شاه تهماسب را داشت، به سال ۹۷۶ق. نزدیک مکه همراه برخی نزدیکانش به دست راهزنان کشته شد.<ref>تکملة الاخبار، ص131؛ خلاصة التواریخ، ج1، ص559-560.</ref> شائبه سیاسی بودن این قتل درمنابع دوران صفوی آمده<ref>جواهر الاخبار، ص232؛ تاریخ عالم‌آرای عباسی، ج1، ص161.</ref> و امروزه نیز برخی محققان، قتل او را کاری سیاسی دانسته‌اند. گویا مقام‌های عثمانی هدف سفر او را شوراندن گروه‌هایی از جامعه بر ضد دولت عثمانی می‌دانسته‌اند.<ref>نک: تاریخ حج‌گزاری ایرانیان، ص106-110.</ref> محمدهاشم پسر شاه نورالدین که در پی مشکلات سیاسی دربار به حج رفت و در مسجدالحرام به دلیل درگیری با [[اهل سنت]] کشته شد، نمونه‌ای دیگر از این موارد است.<ref>تذکره صفویه کرمان، ص469؛ تاریخ حج‌گزاری ایرانیان، ص111.</ref>
از مواردی که در مکه برای حاجیان شیعه مشکل ساخت، مسئله اختلاف در رؤیت هلال [[ماه ذی‌حجه]] بود که به اختلاف در زمان [[عید قربان]] و وقوف میان شیعه و سنی می‌انجامید. شیعیان بر پایه مبانی فقهی در حکم رؤیت هلال باید به دانشوران شیعه اقتدا می‌کردند و در موارد فراوان، حکم دانشوران شیعه با علمای سنی حجاز متفاوت بود. معمولاً دانشوران اهل سنت حلول هلال ماه ذی‌حجه را یک روز زودتر از علمای شیعه اعلان می‌کردند. این موضوع از دوران صفویه باعث گرفتاری حاجیان ایرانی بود. در سال‌هایی که احتمال وقوع حج اکبر می‌رفت، یعنی [[روز عرفه]] هم‌زمان با روز جمعه بود، مشکلات حاجیان ایرانی بیشتر می‌شد؛ زیرا این شائبه در میان بود که حاکمان سنی مذهب مکه تمایل داشتند حلول ماه را با یک روز اختلاف اعلان کنند تا روز عرفه با جمعه هم‌زمان شود؛ زیرا در سال حج اکبر حضور حاجیان بسیار بیشتر می‌شد و منافع مالی فراوان در پی داشت.<ref>صفویه در عرصه دین فرهنگ و سیاست، ج2، ص835-836؛ پنجاه سفرنامه، ج4، ص106.</ref>
این مشکل از دوره صفویه تا روزگار معاصر ادامه داشت. به سال ۱۲۶۰ق. حاجیان ایرانی برای این‌که بتوانند یک روز بیشتر در عرفات بمانند، ۵۰۰ غازی به شریف مکه پرداختند که از حاجیان گردآوری شد.<ref>به سوی‌ام القری، ص245.</ref> گاه نیز بدون دریافت پول، اجازه وقوف شیعیان در عرفات یک روز پس از دیگران داده می‌شد.<ref>تذکرة الطریق، ص93؛ نک: حرفی از هزاران که‌اندر عبارت آمد، ص121-122.</ref> معمولاً در صورت وجود یکی از بزرگان دولت ایران در کاروان حج، امکان وقوف در غیر روز اعلان شده از سوی اهل سنت برای حاجیان ایرانی فراهم می‌شد. به سال ۱۲۷۹ق؛ که حسام‌السلطنه، یکی از بزرگان قاجار، به حج رفت و بسیار مورد احترام شریف مکه قرار گرفت، به دستور حسام‌السلطنه، حاجیان شیعه یک روز پس از اهل سنت اعمال حج را انجام دادند و کسی اعتراضی نکرد.<ref>سفرنامه مکه حسام السلطنه، ص118-120.</ref>
این مشکل در دوران پهلوی نیز ادامه داشت. در دوران حکومت [[آل‌سعود]] در عربستان، اجازه وقوف حاجیان شیعه در غیر وقت اعلان شده داده نمی‌شد. به سال ۱۳۷۱ق. آیت‌الله سیدابوالقاسم کاشانی به حج رفت و در نامه‌ای به پادشاه سعودی درخواست کرد تا اجازه وقوف ایرانیان با یک روز اختلاف در [[عرفه]] داده شود. این درخواست با مخالفت سرسختانه پادشاه عربستان روبه‌رو و موجب ناراحتی [[آیت‌الله کاشانی]] شد.<ref>میقات حج، ش43، ص67، «سفر حج مرحوم آیت‌الله کاشانی.</ref> با فتوای دانشوران شیعه از جمله [[آیت‌الله بروجردی]] درباره درستی اعمال حج در صورت عمل به اعلان رسمی حکومت عربستان در رؤیت هلال، از اختلاف در این زمینه کاسته شد.<ref>با من به خانه خدا بیایید، ص7؛ خسی در میقات، ص64.</ref>
مشکلات شیعیان در مکه و مدینه به این‌جا ختم نمی‌شد. حاجیان ایرانی در انجام اعمال مذهبی خود به ویژه در زیارت آزادانه حرم و مزارهای امامان در مدینه با دشواری فراوان روبه‌رو بودند. آنان با ورود به حجاز ناچار بودند نماز به روش شیعیان را تعطیل و بر شیوه تقیه، به امامان دیگر مذاهب اقتدا کنند. حتی گاه که دشمنی با شیعه اوج می‌گرفت، ایرانیان لباس عربی یا ترکی می‌پوشیدند.<ref>حدیث قافله‌ها، ص111؛ نک: سفرنامه میرزا محمد حسین فراهانی، ص199.</ref>
وضعیت برخورد با ایرانیان و شیعیان در مدینه بسیار بدتر از مکه بود و حاجیان شیعی برای زیارت بقیع و حتی [[مسجدالنبی]] آزادی نداشتند. در سفرنامه‌های قاجاری، بیش از هر چیز از رفتار بسیار بد مردم مدینه با شیعیان و ایرانیان گلایه شده است. مردم مدینه جان و مال ایرانیان را حلال می‌دانستند و اگر فرصتی می‌یافتند، در ضرب و شتم و حتی کشتار ایرانیان کوتاهی نمی‌کردند.<ref>حدیث قافله‌ها، ص110؛ سفرنامه مکه معظمه، ص170-171.</ref> حاجیان ایرانی حتی نمی‌توانستند در مسجد مدینه بسیار توقف کنند و معمولاً از مسجد رانده می‌شدند.<ref>تذکرة الطریق، ص123؛ حدیث قافله‌ها، ص111.</ref> خادمان حرم نیز با ایرانیان بسیار بد رفتار می‌کردند و به بهانه‌های گوناگون آنان را به چوب می‌بستند؛ تا جایی که آن‌ها ناچار بودند در میان دیگر گروه‌ها به حرم بروند.<ref>به سوی‌ام القری، ص249.</ref> همچین برای زیارت قبرهای بقیع نیز از حاجیان پول می‌گرفتند.<ref>به سوی‌ام القری، ص249؛ حدیث قافله‌ها، ص111.</ref>
این مشکلات معمولاً وجود داشت؛ اما گاه نیز در سفرنامه‌های ایرانی دوران قاجار از آسایش ایرانیان در انجام اعمال مذهبی بدون نیاز به تقیه به ویژه در مکه سخن رفته است. یکی از عوامل رفتار بهتر مکیان، حمایت شریف مکه از شیعیان و به ویژه ایرانیان بود. چنان‌که پیشتر اشاره شد، شرفای مکه در برابر ایرانیان رفتاری احترام‌آمیز داشتند و برای جلب نظر بزرگانی که به حج می‌آمدند، با شیعیان خوش‌رفتاری می‌کردند.<ref>سفرنامه میرزا محمد حسین فراهانی، ص237؛ پنجاه سفرنامه، ج1، ص625-626؛ ج7، ص294؛ سفرنامه حاج ایاز خان قشقایی، ص148.</ref>


== مشکلات مذهبی ایرانیان در حج ==
===اختلافات در دوران پهلوی===
{{اصلی|مشکلات مذهبی ایرانیان در حج}}
در دوران پهلوی نیز اختلاف مذهبی وهابیان با ایرانی‌ها برای حاجیان ایرانی مشکل‌ساز بود. در عصر پهلوی اول، در پی بهبود روابط ایران و عربستان به سال ۱۳۰۸ش. گزارش‌هایی از بدرفتاری مأموران حکومت سعودی با حاجیان ایرانی به ایران ارسال می‌شد. حتی به سال ۱۳۰۹ش. کمیسیونی در ایران برای بررسی شکایات حاجیان در این زمینه تشکیل گشت.<ref>روابط سیاسی ایران و عربستان، ص69-70.</ref> بدترین این رخدادها چنان‌که دیدیم، به قتل یکی از حاجیان ایرانی به بهانه آلودن مسجدالحرام به سال ۱۳۲۲ش؛ و قطع رابطه سیاسی و تعطیلی چند ساله حج ایرانیان انجامید. به سال ۱۳۲۷ش؛ که حاجیان ایرانی پس از چند سال دیگر بار به حج رفتند، مأموران سعودی باز هم دو تن از ایرانیان را به اتهام اهانت به مسجدالحرام دستگیر کردند که با دخالت امیرالحاج ایران آزاد شدند.<ref>مجله خواندنی‌ها، سال9، ش3، ص2؛ ش4، ص8.</ref> برخوردهای مذهبی با ایرانیان در سال‌های دیگر نیز ادامه یافت؛ از جمله به سال ۱۳۴۰ش. میان حاجیان ایرانی و خادمان مسجد نبوی برخوردی صورت گرفت که به دستگیری ۳۶ تن از حاجیان انجامید.<ref>با من به خانه خدا بیایید، ص217-218.</ref>
از دوران پهلوی، دانشوران مذهبی ایران و مسؤولان برگزاری حج کوشیدند تا با آموزش از میزان برخوردهای ایرانیان با متعصبان حجاز بکاهند. از سال ۱۳۲۷ش. مسؤولان حج با تهیه جزوات و مذاکره با روحانیانی که در میان حاجیان بودند، سفارش کردند تا حاجیان از کارهای تحریک‌کننده خودداری ورزند. در این سال‌ها، کارهایی مانند استفاده حاجیان از مهر در نماز و بوسیدن ضریح [[مسجد پیامبر]] و خواندن زیارت برای قبور [[بقیع]]، مورد اختلاف بود. در صورت بوسیدن دیوارها، خادمان حرمین حاجی را به باد کتک می‌گرفتند. حاجیان ایرانی نمی‌توانستند بلند اذان بگویند و در محل اقامت خود در مدینه این موضوع را رعایت می‌کردند. آنان معمولاً برای زیارت بقیع نیز محدودیت داشتند و باید در وقت مشخص از قبور دیدن می‌کردند.
دانشوران شیعه ایران در این دوران، برای از میان بردن عوامل اختلاف میان ایرانیان و سنی‌های وهابی می‌کوشیدند؛ از جمله بسیاری از دانشوران بزرگ که در حج حاضر بودند، در نماز جماعت مسجد شرکت می‌کردند.<ref>مجله خواندنی‌ها، سال9، ش2، ص27، «مصاحبه با نخستین حاجی ایرانی.</ref><ref>میقات حج، ش51، ص178-179، «خاطرات سرپرست حجاج در سفر حج سال 1327ش.»؛ خاطرات وحید، ش7، ص37، «مقدمات عزیمت مکه.</ref><ref>با من به خانه خدا بیایید، ص213، 229.</ref> یکی از کارهای دانشوران ایران در این زمینه، صدور فتاوی دینی بود که مسائل مورد اختلاف را حل می‌کرد.<ref>با من به خانه خدا بیایید، ص159-160.</ref>
اختلاف‌های مذهبی پس از انقلاب اسلامی نیز ادامه داشت و گاه درگیری‌هایی میان مردم ایران با نیروهای امنیتی عربستان صورت می‌گرفت که البته هیچ‌گاه دامنه‌ای گسترده نیافت. بازرسی افراد و بارهایشان در فرودگاه هنگام ورود به جده و گرفتن کتاب‌های مذهبی ویژه شیعه از زائران،<ref>یار کجاست، ص20-21؛ در حریم کعبه، ص141؛ میقات حج، ش15، ص155، «حج 75 از دیدگاه نماینده محترم ولی فقیه و امیر الحاج.</ref> پیش‌گیری از زیارت آزادانه بقیع،<ref>یار کجاست، ص52؛ نک: راهی به سوی خدا، ص282؛ حج 27، ص104.</ref> بدرفتاری مأموران سعودی با ایرانیان به دلیل برگزاری مناسک ویژه شیعه در حرم پیامبر و بقیع<ref>میقات حج، ش18، ص172، «نامه رئیس سازمان حج و زیارت به وزیر حج عربستان.</ref> و… از موارد معمول در این دوران است. گاه نیز توهین به شیعیان و اعتقادات آنان در نمازهای جماعت و نماز جمعه بر زبان خطیبان جاری شده است.<ref>میقات حج، ش30، ص71، «مصاحبه با آیت‌الله‌هاشمی رفسنجانی.</ref><ref>ش18، ص172، «نامه رئیس سازمان حج و زیارت به وزیر عربستان.</ref><ref>ش15، ص154؛ شنیدنی‌های سفر حج، ص93.</ref>
پس از انقلاب اسلامی تلاش مسؤولان ایرانی برای کاستن از اختلاف‌های حاجیان ایرانی و مسؤولان عربستان ادامه داشته است. بخشی از این تلاش‌ها از راه ارتباط‌های دیپلماتیک صورت گرفته و بخشی نیز با آموزش حاجیان ایرانی برای پرهیز از کارهای مورد اختلاف میان [[شیعه]] و [[سنی]] انجام شده است. عالمان شیعه با صدور فتواهایی کوشیده‌اند تا از مشکلات حاجیان ایرانی بکاهند. از مسائل یاد شده در فقه امروز شیعی، لزوم تقیه مداراتی برای پیش‌گیری از درگیری میان ایرانیان و شرطه عربستان در [[موسم حج]] است. قبول نظر دولت عربستان در مسئله رؤیت هلال، تأکید بر استحباب شرکت در نماز جماعت در مساجد عربستان، درستی نماز در صورت استفاده نکردن از مهر، و حتی تحریم اعمالی که موجب وهن شیعیان و بروز اختلاف شود، از فتواهایی است که مراجع تقلید شیعه در این زمینه صادر کرده‌اند.<ref>میقات حج، ش30، ص151-175، «تقیه مداراتی.</ref>


==حج‌گزاری ایرانیان==
==حج‌گزاری ایرانیان==
{{اصلی|سازمان‌دهی حج و حج‌گزاری ایرانیان}}
حج‌گزاری ایرانیان در دوران مختلف، شیوه‌ها و آداب خاصی داشته است.
حج‌گزاری ایرانیان در دوران مختلف، شیوه‌ها و آداب خاصی داشته است.
===سازمان‌دهی حج در گذشته===
سفر حج ایرانیان تا پیش از رواج وسایل حمل و نقل جدید، در قالب کاروان‌های محلی صورت می‌گرفت. در این کاروان‌ها، معمولاً شماری از اهالی یک شهر و روستا گرد می‌آمدند و به راهنمایی یک ساربان و قافله‌دار که به آن «حمله‌دار» گفته می‌شد، به سوی سرزمین حجاز راهی می‌شدند. حمله‌داران کسانی بودند که به سازمان‌دهی کاروان‌های حج در شهرهای ایران می‌پرداختند و راهنمایی حاجیان، تهیه محل اسکان، فراهم نمودن مرکب، و مذاکره و ارتباط با امیران و حاکمان محلی را در برابر پولی که از حاجیان می‌گرفتند، بر عهده داشتند.<ref>نک: مقالات تاریخی، دفتر9، ص16-17؛ لغت‌نامه، ج6، ص8084، «حمل‌دار.</ref> گاه نیز یک کاروان حج تنها از برخی دوستان و بستگان و با اسباب سفر محدود تشکیل می‌شد.<ref>نک: حیات یحیی، ج1، ص68.</ref>
مرکب اصلی سفر در کاروان حج به ویژه در صحراهای شبه جزیره عربی شتر بود. کاروانیان معمولاً شتر را از شترداران (جمّال‌ها) اجاره می‌کردند. کسانی که پولی بیشتر داشتند، بر کجاوه می‌نشستند. معمولاً هر فرد یک شتر برای آب و یک شتر برای بار کرایه می‌کرد. برخی حاجیان نیز به صورت پیاده و بدون شتر سفر می‌نمودند؛ چنان‌که در سفرنامه‌های دوران قاجار آمده است. افزون بر کاروان‌دار و شتردار، عکام‌ها که خدمت‌گزاران حاجیان بودند، آنان را در برابر گرفتن پولی همراهی می‌کردند و برخی کارها را از جمله گذاردن بار بر شتر، گردآوری هیزم برای آتش، گرفتن افسار شتر، گردآوری آب در منازل سفر، پختن نان و… بر عهده داشتند.<ref>روزنامه خاطرات عین السلطنه، ج2، ص1509؛ سفرنامه فرهاد میرزا، ص160؛ حدیث قافله‌ها، ص202؛ به سوی‌ام القری، ص241، 279؛ پنجاه سفرنامه، ج5، ص436.</ref>
کاروان‌های حج بیشتر شکل محلی داشت. اهالی یک شهر کاروانی جداگانه داشتند که در کاروان شام یا عراق ادغام می‌شد. شماری از اهل محل یا بستگان و دوستان، هسته اصلی کاروان‌های یک شهر را تشکیل می‌دادند. این شکل از همراهی افراد آشنا و بستگان تا دوران معاصر نیز ادامه داشت و حتی امروزه نیز حاجیان معمولاً با بستگان خود مسافرت می‌کنند. کاروان هر شهر در مکه و مدینه به‌طور متحد حرکت می‌کردند و حتی در مکه نیز در طول سال‌ها مطوفانی ویژه داشتند. برای نمونه، مطوف حاجیان شیراز با مطوف حاجیان [[اصفهان]] متفاوت بود.<ref>پنجاه سفرنامه، ج5، ص412؛ ج6، ص78.</ref>
درباره این‌که حرکت کاروان‌ها از چه نقطه‌ای در یک سرزمین آغاز می‌شده و محل جمع شدن افراد محلی برای تشکیل یک کاروان بزرگ کجا بوده و با هر کاروان چند تن همراه بوده‌اند، آگاهی‌های دقیق در دست نیست. به درستی نمی‌دانیم که آیا کاروان‌های هر منطقه، زیر نظر حاکم بوده است یا نه؟ اما پیدا است که در موارد بسیار، به دلیل اشتغال شاهان به امور دیگر، سامان‌دهی حاجیان در قالب کاروان‌ها زیر نظر پادشاه نبوده و کاروان حج نیز مانند دیگر کاروان‌ها با جمع شدن خود مردم سامان می‌یافته است. اما گاه سامان‌دهی کاروان حج زیر نظر حکمرانان انجام می‌شد که گزارش‌های آن در کتاب‌های تاریخ آمده است. مردم از شهرها و روستاهای پیرامون به این کاروان می‌پیوستند یا با رسیدن کاروان به هر یک از شهرها، دلبستگان حج با آن همراه می‌شدند. این کاروان‌ها معمولاً با نظامیانی همراهی می‌شد تا در برابر راهزنان از حاجیان محافظت کنند. در کاروان‌های دولتی، معمولاً فردی به عنوان امیرالحاج (در [[تاریخ بیهقی]]: «سالار حاجیان» و در سفرنامه به جا مانده از دوره صفویه: «عجم آقاسی») که از بزرگان حکومت بود، انتخاب می‌شد.<ref>تاریخ بیهقی، ج3، ص1151؛ احسن التواریخ، ج2، ص748؛ روضات الجنات، ج1، ص513-516؛ سفرنامه منظوم حج، ص45.</ref>
پادشاهان چون تصمیم به آماده‌سازی و راهی کردن کاروان حج می‌گرفتند، جارچیان را به سراسر مملکت می‌فرستادند و اعلان می‌کردند که پادشاه قصد دارد کاروان حج را با ساز و برگ راهی حجاز کند و هرکس می‌خواهد، می‌تواند خود را آماده سفر نماید. منشیان نیز نامه‌هایی به والیان شهرها می‌فرستادند و این موضوع را خبر می‌دادند.<ref>تاریخ عالم‌آرای امینی، ص222-223.</ref> معمولاً این‌گونه دستورها با این وعده همراه بود که به فرمان پادشاه، والیان و راهداران از حاجیان هیچ مالیات و باج و خراج نخواهند گرفت.<ref>تاریخ عالم‌آرای امینی، ص222-224.</ref>
آماده‌سازی و راه‌اندازی کاروان‌های حج و بازگشایی راه آن، برای پادشاهان مایه فخر و نشانه‌ای از اسلام‌دوستی و وسیله کسب مشروعیت بود. از این‌رو، آن‌گاه که در دوران محمود غزنوی (۳۸۸–۴۲۱ق) سفر حج مدتی تعطیل شد، برخی بزرگان حکومت نزد سلطان رفتند و لزوم بازگشایی راه حج را به «پادشاه اسلام» گوشزد کردند. سلطان اعلان سفر حج کرد و سی هزار دینار برای هزینه سفر و پرداختن به راهزنان اختصاص داد. مردم بسیار که از نقاط گوناگون جمع شده بودند، با کاروان حج به سرپرستی قاضی‌القضات محمد ناصحی راهی مکه شدند و به سال ۴۱۲ق. [[حج]] گزاردند.<ref>الکامل، ج9، ص325؛ دستور الکاتب، ج1، ص374.</ref>
حضور بزرگان حکومت در کاروان حج برای حاجیان نعمت‌های بسیار داشت. بزرگان دولت به بهبود وضع حاجیان می‌پرداختند و به شکایات و نارضایتی‌های مردم رسیدگی می‌کردند. نیز به دلیل حضور آنان، امکانات امنیتی بهتری آماده می‌شد و همچنین حکمرانان سرزمین‌های میان راه به کاروانیان احترامی بیشتر می‌نهادند. برای نمونه، بسیاری از مشکلات مذهبی که ایرانیان شیعه در دوران قاجار با مردم و حاکمان حجاز داشتند، به دلیل همراهی اشراف‌زادگان و بزرگان دولت قاجار از میان می‌رفت.<ref>نک: به سوی‌ام القری، ص240؛ مقالات تاریخی، دفتر8، ص210-212.</ref>
حکمرانان همچنین در تسهیل کارهای حاجیان و کاستن از بار مالیات‌ها و مشکلات کاروان‌های حج و نیز در مبارزه با راهزنان می‌کوشیدند. بدر بن حسنویه کُرد که در کردستان حکومت داشت (۳۷۰–۴۰۵ق) با پرداخت پنج هزار دینار به راهزنان، آسایش کاروانیان حج را تضمین کرد. او همچنین مالی فراوان را به اشراف مکه و مدینه بخشید و تا آن‌گاه که زنده بود، به این روش ادامه داد.<ref>تجارب الامم، ج7، ص339؛ تاریخ ابن خلدون، ج4، ص687-688.</ref> ابوسعید ایلخان نیز یک بار که کاروان حج مورد غارت قبایل عرب قرار گرفت، دو برابر خسارت را به کاروانیان پرداخت کرد.
با وجود اهمیتی که پادشاهان برای حج باور داشتند، جز اندکی از پادشاهان و حاکمان ایران، مانند خلف بن احمد لیثی حاکم سیستان (حک: ۳۵۲–۳۹۳ق)، غیاث‌الدین از حاکمان آل‌کرت (حک: ۷۰۷–۷۲۹ق)، و محمدرضا شاه پهلوی فرصت حج‌گزاری نیافتند. چنین برمی‌آید که مهم‌ترین دلیل حج نرفتن شاهان ایران، دوری راه و احتمال شورش مخالفان و مدعیان سلطنت در نبودِ پادشاه و نیز اشتغال همیشگی پادشاهان به نبرد بود که فرصت حج‌گزاری را از آنان می‌گرفت.<ref>نک: تاریخ طبری، ج9، ص221؛ پیراسته تاریخنامه هرات، ص166؛ با من به خانه خدا بیایید، ص225؛ ترجمه تاریخ یمینی، ص41.</ref>
دوری راه حج، برای این سفر کارکردهای سیاسی نیز ساخت. فرستادن مخالفان سیاسی به سفر حج، یکی از انواع تبعید بود. موارد بسیار از حج‌گزاری درباریان و امیرانی که در دربار مورد غضب قرار می‌گرفتند، گزارش شده است. در این موارد، یا شاه این‌گونه افراد را به حج می‌فرستاد و اصطلاحاً به او رخصت حج می‌داد یا خود فرد که جانش در خطر بود و موقعیت خود را از دست رفته می‌دید، با کسب اجازه از شاه به سوی حج راهی می‌شد و گاه در حجاز باقی می‌ماند.<ref>تاریخ بخارا، ص346؛ جامع مفیدی، ج3، ص247؛ تاریخ گیلان، ص213؛ احیاء الملوک، ص121؛ تاریخ سلسله سلجوقی، ص89.</ref>
در دوران قاجار، کنسولگری ایران در جده افتتاح شد. با این‌که کنسول ایران در سامان‌دهی حاجیان ایرانی نقش داشته و برخی سفرنامه‌ها از خدمات این کنسولگری در حمایت از ایرانیان شیعه خبر داده‌اند،<ref>حدیث قافله‌ها، ص110.</ref> بیشتر سفرنامه‌های قاجاری از رفتار کنسولگری با شهروندان ایرانی، به ویژه دریافت پول از حاجیان به بهانه‌های گوناگون، شکایت کرده‌اند. در آغاز ورود مسافر، کنسولگری گذرنامه او را می‌گرفت و در پی دریافت مبلغی بازپس می‌داد.<ref>پنجاه سفرنامه، ج7، ص263-264؛ ج5، ص403، 406.</ref> بخشی از کرایه حمل و نقل که حاجیان به شترداران می‌دادند، سهم کنسولگری بود<ref>پنجاه سفرنامه، ج7، ص263-264.</ref> و کنسول با حمالان و شترداران و کاروان‌داران برای گرفتن پول بیشتر از حاجی همدست بود.<ref>پنجاه سفرنامه، ج5، ص410-411.</ref> کنسولگری اموال حاجیان متوفی را تصرف می‌کرد و برای صدور اجازه دفن متوفی پول اضافه می‌گرفت، به نوشته برخی، با گرفتن رشوه از کاروان‌داران، هنگام اختلاف میان حاجی و کاروان‌دار، به سود کاروان‌دار رای می‌داد<ref>پنجاه سفرنامه، ج7، ص291.</ref> و حتی گاه با دزدان همدستی داشت.<ref>پنجاه سفرنامه، ج5، ص409.</ref> کنسولگری در مکه نیز از مردم پول می‌گرفت و گاهی اجازه حرکت از مکه را به حاجیان نمی‌داد.<ref>سفرنامه میرزا داود میروظایف، ص140.</ref> کنسول ایران به سبب دریافت پول، جان حاجیان را به خطر می‌انداخت. برای نمونه، در سالی که افشار ارومی در حج حضور داشت، با این‌که راه جبل از سوی دولت ایران ممنوع شده بود، نایب کنسول ایران با گرفتن مبلغی کلان از امیر جبل، اجازه عبور ایرانیان از جبل را داد و حمله‌داران با تبلیغ و تشویق، مردم را از این راه حرکت دادند.<ref>سفرنامه مکه معظمه، ص158.</ref>
===سامان‌دهی حج در دوران معاصر===
تا سال‌های نخست پس از بازگشایی حج به سال ۱۳۲۷ش. دخالت دولت در امور حج محدود به صدور [[گذرنامه]] برای حاجیان و پی‌گیری امور حاجیان به دست [[کنسولگری ایران]] در جده بود. از سال ۱۳۲۷ش. نخستین بار هیاتی برای سرپرستی حاجیان ایرانی تشکیل شد و یک امیرالحاج برای حاجیان ایرانی انتخاب شد که برای انجام امور حاجیان همراه آنان به مکه و مدینه می‌رفت.<ref>مجله وحید، ش 6، ص18، «کشته شدن ابوطالب یزدی و بقیه موارد.</ref>
روند سامان‌دهی حاجیان در دوره پهلوی دوم چنین بود که خواستار حج با حضور در کمیسیونی که هر سال دو ماه از ۲۵ [[رمضان]] تا ۲۱ شوال فعالیت می‌کرد، گواهی سلامت جسمی و استطاعت مالی می‌گرفت. سپس از شهربانی تقاضای گذرنامه می‌کرد. افراد این کمیسیون که در [[تهران]] و برخی شهرستان‌های بزرگ تشکیل می‌شد، معمولاً چند تن از مسؤولان ادارات مانند رئیس بهداری و رئیس بانک ملی و دو تن از معتمدان محلی بودند و زیر نظر فرماندار کار می‌کردند. این کمیسیون در هر سال راه‌های حج آن سال و بهای بلیت‌های وسایل نقلیه را تعیین می‌کرد.<ref>روزنامه رسمی کشور، مصوبه هیئت وزیران مورخه 28/1/ 1333.</ref> خواستار حج پس از تقاضای گذرنامه باید در یکی از کاروان‌های حج ثبت نام می‌کرد. البته در این سال‌ها امکان سفر فردی به حج نیز وجود داشت.<ref>با من به خانه خدا بیایید، ص79؛ خاطرات سفر مکه، ص202-203.</ref> این کاروان‌ها در واقع موسسات موقتی بودند که به دست حمله‌داران قدیم و آشنایان به امور حج اداره می‌شدند. آن‌ها بلیت هواپیما را فراهم می‌کردند و در مدینه و مکه، وظیفه اسکان و حمل و نقل و آماده‌سازی غذای حاجیان را بر عهده داشتند. خدمات هر یک از کاروان‌ها متفاوت بود و بخشی از مشکلات حج مربوط به خدمات نامناسب برخی از همین کاروان‌ها بود. گاه آن‌ها برای سود بیشتر، بیش از اندازه حاجی با خود می‌بردند؛ در حالی که امکانات مناسب برای پذیرایی از ایشان را نداشتند.<ref>با من به خانه خدا بیایید، ص82؛ میقات حج، ش48، ص186، «مصاحبه با آیت‌الله محمد علی فیض.</ref><ref>کارنامه حج1351، ص10-11.</ref>
تا پیش از سامان‌دهی حج به دست سازمان اوقاف به سال ۱۳۵۱ش. مسائل مربوط به حج با انتقادهای فراوان از سوی مردم رویارو بود. در سال‌های آغازین، نبود امکانات مناسب برای حمل و نقل و نداشتن برنامه مشخص، از جمله این مشکلات بود.<ref>به سوی خدا می‌رویم، ص71-72.</ref> بخشی از نارضایتی‌ها درباره امور حج نیز به برخورد مسؤولان با حاجیان مربوط می‌شد. افزون بر این‌که گرفتن مجوز و گذرنامه حج طولانی و وقت‌گیر بود، برخوردی که با حاجیان در فرودگاه صورت می‌گرفت، آنان را ناخرسند می‌کرد. در فرودگاه مهرآباد، برای حاجیان جایگاهی ویژه با نام آشیانه حاجیان فراهم شده بود که امکانات مناسب نداشت. جدا کردن حاجیان از دیگر مسافران که به گفته نویسندگان آن دوره به دلیل نامرتب بودن ظاهر حاجیان و اسباب و اثاثیه آنان بود، از انتقادهای برخی نویسندگان بوده است.<ref>با من به خانه خدا بیایید، ص131؛ خسی در میقات، ص10-11؛ کارنامه حج 1351، ص12.</ref>
نبود مسکن مناسب برای حاجیان، از مهم‌ترین مشکلات حاجیان بود. در مدینه کاروان‌ها معمولاً با اجاره بخشی از باغ صفا، حاجیان را بدون امکانات مناسب، در چادر اسکان می‌دادند.<ref>با من به خانه خدا بیایید، ص169-170.</ref> نبود امکانات مناسب بهداشتی و درمانی نیز از دیگر مشکلاتی است که در سفرنامه‌های پیش از دهه پنجاه به آن اشاره شده است.<ref>با من به خانه خدا بیایید، ص313-314.</ref>
نبود امکانات حمل و نقل مناسب برای حاجیان ایرانی در عربستان به ویژه در راه مدینه و مکه که در زمان [[احرام]] نباید زیر سقف باشند، مشکل دیگر حاجیان بود. در سال‌های نخستین حج ایرانیان در دوران پهلوی دوم، مسافران ایرانی به دلیل کافی نبودن اتوبوس‌های بدون سقف، ناچار بودند از کامیون‌های باری استفاده کنند که از لحاظ ایمنی بسیار خطرناک بود و چند بار به کشته شدن حاجیان انجامید.<ref>با من به خانه بیایید، ص365-366، 378.</ref>
===سازمان اوقاف و امور خیریه===
از سال ۱۳۵۱ش. تحولی اساسی در حج‌گزاری ایرانیان رخ داد که به بهبود وضعیت حاجیان ایرانی و ایجاد نظم و ترتیب در امر حج‌گزاری انجامید. در این سال، وظیفه سامان‌دهی حاجیان و انجام امور حج به سازمان اوقاف محول شد.<ref>کارنامه حج 1351، ص5؛ کارنامه حج 1352، ص14-15.</ref> بر پایه قانونی که تصویب شد، [[شورای عالی حج]] در محل سازمان اوقاف و به ریاست رئیس این سازمان به کار پرداخت.<ref>کارنامه حج 1352، ص15.</ref> به سال ۱۳۵۱ش. کاروانداران حج به عنوان مباشر زیر نظر سازمان اوقاف درآمدند و تعهدهای کاروان‌ها درباره خوراک و مسکن زیر نظر سازمان قرار گرفت.<ref>کارنامه حج 1351، ص23-26، 72-77؛ کارنامه حج 1352، ص20.</ref> از سال ۱۳۵۲ش. خود [[سازمان حج]] به تشکیل کاروان‌های حج پرداخت و کاروان‌داران قدیم را به عنوان کارمند سازمان استخدام کرد.<ref>کارنامه حج1352، ص60-61.</ref> با این تغییر، امور حج ایرانیان کاملاً دولتی شد و به شکل متمرکز انجام گرفت. خواستاران حج با مراجعه به مساجد تعیین شده در هر یک از روستاها و شهرها، برای انجام حج ثبت نام می‌کردند و با رفتن به بانک وجوه لازم را می‌پرداختند. گرفتن گذرنامه و بلیت مسافرت بر عهده سازمان اوقاف بود که حاجیان را در کاروان‌ها تقسیم‌بندی و مسکن و غذای آنان را در حرمین فراهم می‌کرد. معاینات پزشکی پیش از حج نیز با برنامه‌ریزی سازمان اوقاف انجام می‌شد و محل و هنگام حضور فرد برای این معاینات با نامه به آگاهی او می‌رسید تا از گرد آمدن افراد در مراکز بهداشتی پیش‌گیری شود.
====شمار حاجیان ایرانی در دوره پهلوی====
شمار حاجیان ایرانی در برخی سال‌های دوره پهلوی<ref>کارنامه حج1352، ص159.</ref>
سال شمار حاجیان (هزار نفر)
۱۳۲۷ش. ۱۴
۱۳۴۰ش. ۱۲
۱۳۴۱ش. ۱۱
۱۳۴۲ش. ۱۷
۱۳۴۳ش. ۱۶
۱۳۴۴ش. ۲۴
۱۳۴۵ش. ۲۷
۱۳۴۶ش. ۱۵
۱۳۴۷ش. ۹
۱۳۴۸ش. ۵/۸
۱۳۴۹ش. ۲۷
۱۳۵۰ش. ۳۱
۱۳۵۱ش. ۴۳
===سازمان حج و زیارت===
با وقوع انقلاب اسلامی به سال ۱۳۵۷ش. تغییرهایی در سامان‌دهی امور حج رخ داد. سازمان حج که پیش از انقلاب اسلامی بخشی از سازمان اوقاف بود، به سال ۱۳۵۸ش. از این سازمان جدا شد و به‌طور مستقل زیر نظر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به کار خود ادامه داد. در سال ۱۳۶۳ش. این سازمان بار دیگر در تشکیلات سازمان اوقاف و امور خیریه ادغام شد و به سال ۱۳۷۰ش. دیگر بار از آن جدا گشت و تا امروز با نام [[سازمان حج و زیارت]] زیر نظر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به کار خود ادامه می‌دهد.<ref>مدیران و عوامل خدماتی، ص14-15.</ref>
امروزه در ایران با اعلام مقام‌های سازمان، داوطلبان سفر حج در بانک‌ها ثبت نام می‌کنند. به دلیل بسیار بودن شمار خواستاران حج در ایران، مدت انتظار برای اعزام تا چند سال ممکن است طول بکشد.<ref>با کاروان صفا، ص337-338.</ref> فراهم‌سازی همه مقدمات حج بر عهده سازمان حج و زیارت است.<ref>همراه با حج 1381، ص10؛ میقات حج، ش20، ص172-173، «حج و زیارت، انتقال تشکیلات مدیریتی، خط مشی‌ها و وظایف.</ref> حاجیان در کاروان‌هایی که به‌طور متمرکز زیر نظر سازمان اداره می‌شوند، تقسیم‌بندی می‌گردند. مدیران کاروان‌ها با آزمون‌هایی انتخاب و در سازمان حج آموزش داده می‌شوند.<ref>با کاروان صفا، ص340.</ref> تهیه و تعیین محل اسکان حاجیان ایرانی در حرمین و برنامه‌ریزی زمان حضور ایرانیان در هر یک از شهرهای مکه و مدینه، بر عهده سازمان است. همچنین با همکاری مسؤولان حج عربستان، پروازها و حمل و نقل حاجیان ایرانی در عربستان برنامه‌ریزی می‌شود.<ref>نک: با کاروان صفا، ص348؛ حج 25، ص101؛ همراه زائران حج تمتع2، ص79-80.</ref> تهیه غذا به صورت متمرکز در مکه و مدینه صورت می‌گیرد و میان کاروان‌ها توزیع می‌گردد.<ref>حج 27، ص43.</ref> در ایام حج، هیئت پزشکی که زیر نظر سازمان هلال احمر جمهوری اسلامی ایران و با هماهنگی سازمان حج تلاش می‌کند، خدمات پزشکی کاملی به حاجیان ارائه می‌نماید. هر یک از کاروان‌ها را یک پزشک همراهی می‌کند. در مکه و مدینه، بیمارستان‌های ویژه ایرانیان تأسیس می‌گردد و در ایام تشریق نیز بیمارستان صحرایی در عرفات و [[منی]] بر پا می‌شود.<ref>با کاروان صفا در سال 82، ص181-182، 215، 321؛ حج 28، ص118، 165؛ با کاروان عشق، ص331-342.</ref>
در ایران، سامان‌دهی خواستاران عمره مفرده و اعزام آنان با همکاری شرکت‌های خصوصی زیر نظر سازمان حج و زیارت انجام می‌شود. برای [[عمره]] نیز خواستاران در فراخوان‌های عمومی در بانک‌ها ثبت نام می‌کنند و با تأخیری چند ساله به حج می‌روند. شمار خواستاران سفر عمره در ایران بسیار فراوان است و به سال ۱۳۹۱ش. شمار عمره‌گزاران ایرانی به بیش از ۷۰۰/۰۰ تن در سال رسیده است.<ref>http://www.hajnews.ir/View. aspx?/L6/u33UyWArk/tjUmAeH sDQ3B4OzIlOY7OD9UOOG5rwDBNgYcVcnQ=.</ref>
====شمار حاجیان ایرانی پس از انقلاب اسلامی====
شمار حاجیان ایرانی در برخی سال‌های پس از انقلاب اسلامی
سال تعداد حاجیان (هزار نفر)
۱۳۶۳ش. 154958<ref>مکتب اسلام، سال 1363، ش8، ص24.</ref>
۱۳۷۰ش. ۱۱۰
۱۳۷۱ش. 118617<ref>با کاروان ابراهیم، ص273.</ref>
۱۳۷۲ش. 115000<ref>با کاروان عشق، ص53.</ref>
۱۳۷۳ش. ۱۱۳۰۰۰
۱۳۷۹ش. 87800<ref>میقات حج، ش37، ص159، «گفتگو با نماینده ولی فقیه و سرپرست حجاج ایرانی.</ref>
۱۳۸۱ش. ۸۸۵۰۰
۱۳۸۲ش. 96103<ref>با کاروان صفا، ص23.</ref>
۱۳۸۳ش. 97080<ref>حج 25، ص28.</ref>
۱۳۸۴ش. ۸۹۷۱۶
۱۳۸۵ش. 99860<ref>حج 27، ص39-40.</ref>
۱۳۸۶ش. 102020<ref>حج 28، ص81.</ref>
۱۳۸۷ش. ۱۰۴
۱۳۸۸ش. 65000<ref>حج30، ص160.</ref>
۱۳۸۹ش. 94471<ref>ره‌یافتگان، ص32.</ref>
بنابر گزارش رئیس سازمان حج، تعداد حاجیان ایرانی در سال 1404 شمسی 86 هزار تن است که در قالب 574 کاروان به حج اعزام می‌شوند.<ref>گزارش رئیس سازمان حج در [https://farsi.khamenei.ir/news-content?id=60089 دیدار کارگزاران حج با رهبر انقلاب ۱۴/۲/ ۱۴۰۴]</ref>
===بعثه حج جمهوری اسلامی===
بعثه حج سازمانی دیگر است که زیر نظر رهبر جمهوری اسلامی و با ریاست امیرالحاج ایران که نماینده رهبری در میان حاجیان ایرانی است، اداره می‌شود. مسؤولیت اصلی این سازمان، برنامه‌ریزی و تصمیم‌گیری در زمینه امور مذهبی و فرهنگی و آموزش حاجیان ایرانی در طول سفر حج و سامان‌دهی و انجام برنامه‌های مطالعاتی و تحقیقاتی و تبلیغی مربوط به امور حج و حرمین شریفین در ایران است.<ref>همراه با حج 1381، ص11.</ref> بعثه حج همچنین بر حسن اجرای مراسم حج به دست سازمان حج و زیارت و فراهم‌سازی آسایش حاجیان نظارت دارد.<ref>حج 27، ص112.</ref>
انتخاب، آموزش و سامان‌دهی روحانیان کاروان‌ها از مهم‌ترین وظایف این سازمان است. در هر کاروان حج ایرانی، دست‌کم یک روحانی برای تعلیم امور حج و مدیریت و اجرای برنامه‌های فرهنگی حضور دارد.<ref>همراه با حج 1381، ص11؛ با کاروان ابراهیم در حج 71، ص28-31؛ حج 26، ص363.</ref> آموزش حاجیان پیش از سفر و در حین آن، وظیفه دیگر این سازمان است. هر سال پیش از آغاز موسم حج، جلسات آموزشی برگزار می‌شود و افراد یک کاروان با جمع شدن کنار هم، افزون بر آموزش مناسک حج، با مسائل جاری سفر حج آشنا می‌شوند.<ref>حج 26، ص412.</ref> علاوه بر تشکیل کلاس‌ها و حضور روحانی در هر کاروان، کتاب‌ها، کتابچه‌ها، و نرم‌افزارهای آموزشی به همت مرکز تحقیقات حج تهیه می‌شود که همه مسائل مورد نیاز حاجیان ایرانی در آن‌ها تشریح می‌شود. بعثه همچنین با صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران در تهیه برنامه‌های آموزشی درباره حج همکاری دارد.<ref>با کاروان ابراهیم در حج 71، ص26-27؛ با کاروان صفا در سال 82، ص53؛ حج 26، ص414؛ حج 28، ص59-61.</ref>
چنان‌که گفته شد، بعثه رهبری جمهوری اسلامی وظیفه مطالعات و تحقیقات درباره حج و حرمین شریفین را بر عهده دارد. پژوهشکده حج از زیر مجموعه‌های این سازمان است که به تحقیقات و آموزش درباره امور مربوط به حج می‌پردازد. از کارهای بعثه در این زمینه، انتشار کتاب‌ها و نشریات متفاوت در سطوح تحقیقاتی و تبلیغی با موضوع حج و حرمین است. نشریات میقات، زیارت، صفا، مروه و خبرنامه زائر که در میان حاجیان در عربستان منتشر می‌شود، از نشریات مرتبط با موضوع حج و زیارت است که به همت این سازمان تهیه می‌شود. همچنین یک انتشارات تخصصی زیر نظر این سازمان با نام نشر مشعر به چاپ کتاب‌های مربوط به حج و حرمین می‌پردازد.<ref>با کاروان صفا در سال 82، ص37؛ حج26، ص44؛ حج28، ص348-349.</ref>
برنامه‌ریزی و اجرای مراسم مذهبی ایرانیان در حرمین و اجرای کارهای فرهنگی و تبلیغی در موسم حج، از جمله برگزاری نشست‌ها و همایش‌ها با موضوعات سیاسی و فرهنگی و دیدار با نمایندگان بعثه دیگر کشورهای اسلامی، از دیگر برنامه‌های بعثه حج جمهوری اسلامی ایران است.<ref>نک: حج 26، ص409؛ حج 27، ص219-222، 236-251؛ حج 28، ص119، 130، 154، 177، 206-207.</ref>
افزون بر بعثه رهبری جمهوری اسلامی، بعثه دیگر مراجع تقلید ایرانی نیز در موسم حج در مکه و مدینه بر پا می‌شوند و به مقلدان خود خدمات مذهبی ارائه می‌کنند. هر سال تقریباً ۱۷ بعثه از سوی عالمان ایرانی به حج می‌روند.<ref>حج 25، ص547-548؛ حج 28، ص348.</ref>


==آداب و رسوم حج ایرانیان==
==آداب و رسوم حج ایرانیان==
{{اصلی|آداب و رسوم حج ایرانیان}}
سفر حج نزد ایرانیان از اهمیت فراوان برخوردار بوده و حاجیان پس از بازگشت از مکه، در جامعه از احترام فراوان بهره داشته و مورد اعتماد مردم و بازرگانان بوده‌اند.<ref>سفرنامه کازاما، ص113.</ref> امروزه نیز اشتیاق فراوان ایرانیان به حج‌گزاری باعث شده که خواستاران [[حج و عمره]] در هر نوبت ثبت نام به میلیون‌ها تن برسد و امکان حج‌گزاری و سفر عمره تنها پس از چند سال برای ثبت نام کنندگان فراهم شود.
در زمان‌های پیشین، با وجود احترام و اهمیتی که ایرانیان برای سفر حج باور داشتند، شاید مهم‌ترین ویژگی این سفر در ذهن ایرانیان، دوری و دشواری راه بود. دشواری راه حج در ادبیات فارسی بازتابی گسترده یافته و این سفر را به نمادی برای تحمل دشواری در راه رسیدن به معشوق تبدیل کرده است. برخی از این سروده‌ها حالت ضرب‌المثل گرفته‌اند؛ همچون: «جمال کعبه چنان می‌دواندم به نشاط/ که خارهای مغیلان حریر می‌آید» و «چون عشق حرم باشد، سهل است بیابان‌ها».<ref>فرهنگ امثال سخن، ج1، ص273، 328.</ref>
از آن‌جا که احتمال مرگ و میر در راه حج بسیار بوده، مسافر حج معمولاً پیش از سفر، از دوستان و نزدیکانش حلالیت می‌طلبید. تعیین طالع سعد برای آغاز سفر و گرفتن استخاره برای زمان آغاز حرکت، کاری بود که بسیاری از حاجیان پیش از سفر برای تعیین هنگام سفر انجام می‌دادند و اگر نتیجه استخاره بد بود، سفر را تا سال بعد به تعویق می‌انداختند و سال بعد دیگر بار استخاره می‌کردند. مسافران گاه حتی در تعیین مسیرهای حرکت در میانه راه نیز استخاره می‌کردند.<ref>سفرنامه فرهاد میرزا، ص19؛ خاطرات سفر مکه، ص5؛ پنجاه سفرنامه، ج7، ص165؛ سفرنامه میرزا داود میروظایف، ص23.</ref>
سفر حج هزینه فراوان داشت. اگر حاجی تنها سفر می‌کرد، باید هزینه خانواده خود را دست کم برای یک سال تهیه می‌نمود و سپس راهی سفر حج می‌شد. این استطاعت مالی برای حاجیان به آسانی حاصل نمی‌شد و حج‌گزاری همیشه ویژه توانگران بود.<ref>قابوس نامه، ص16.</ref> همین موضوع سبب رواج پاره‌ای از ضرب‌المثل‌های کنایه‌آمیز درباره حاجیان در میان مردم بود که به بی‌عدالتی اجتماعی در توزیع ثروت در جامعه اعتراض می‌کردند. درون‌مایه این ضرب‌المثل‌ها و همانندهای آن‌ها در ادبیات منظوم و منثور، مخالفت با ریاکاری و دل خوش کردن به ظواهر شریعت است؛ ضرب‌المثل‌هایی چون: «انگور بدزد شیره کن/ خرجی راه مکه کن»؛ «حاجی را از شکمش باید شناخت»؛ «سه دزد بی‌صدا دارم الهی/ حاجی و مشهدی و کربلایی»؛ «افزون ز هزار کعبه باشد یک دل»؛ «دل به دست آور که حج اکبر است».<ref>فرهنگ امثال سخن، ج1، ص16، 85، 119، 346، 682.</ref>
در ادبیات مکتوب حج، آنچه از میراث گذشتگان تا پیش از دوران معاصر برای ما باقی مانده، بیشتر درباره حج‌گزاری ثروتمندان است. به ویژه در دوران حکومت قاجار، بیشتر سفرنامه‌ها از آنِ اشراف است. از حج‌گزاری طبقه فرودست ایرانی، گزارشی چندان در دست نیست؛ جز آنچه در داستان‌های مربوط به حج‌گزاری عارفان و صوفیان آمده است. صوفیان معمولاً بر پایه‌اندیشه توکل، بدون زاد و توشه در راه دشوار حج گام می‌نهادند و گاه روزهای فراوان گرسنگی را تحمل می‌کردند.<ref>نک: گلستان سعدی، ص58، 124.</ref> اما امروزه حج‌گزاری اختصاصی به ثروتمندان ندارد و بسیاری از مردم طبقه متوسط جامعه نیز به حج می‌روند.
رفتن به مکان‌های زیارتی در طول مسیر حج به ویژه تا پیش از دوران معاصر که مسافرت‌ها از راه زمینی انجام می‌شد، بسیار رواج داشته است. کاروان‌های حج در مسیر خود، مزار بزرگان صوفیه و عالمان و صالحان را زیارت می‌کردند.<ref>تاریخ بیهق، ص188-189.</ref> ایرانیان شیعه مذهب پایبند بودند که در راه حج، قبور امامان در عراق را زیارت کنند و ثواب حج و زیارت امامان را در یک سفر جمع نمایند.<ref>تاریخ حج‌گزاری ایرانیان، ص178، 318.</ref> گروهی از مردم ایران زیارت مشهد [[امام رضا(ع)]] در [[خراسان]] را نیز پیش یا پس از سفر حج خود به جا می‌آورده‌اند.<ref>نک: زبور آل داود، ص136-137.</ref>
از آداب سفر حج در ایران، بدرقه و استقبال حاجیان بوده است که در نقاط گوناگون ایران با آداب و رسوم محلی آمیخته شده و امروزه نیز کم و بیش اجرا می‌شود. در گذشته، بستگان و آشنایان حاجی تا قسمتی از بیرون شهر یا روستای محل اقامت حاجی یا گاه تا نخستین آبادی یا شهرهای دورتر، او را بدرقه و در آن‌جا وداع می‌کردند. در دوران معاصر نیز بدرقه‌کنندگان تا محل گرد آمدن و حرکت حاجیان مانند اداره درشکه یا گاراژ اتومبیل، او را همراهی می‌کردند.<ref>خاطرات سفر مکه، ص6.</ref> از آن‌جا که معمولاً شماری از مردم یک محل یا روستا با هم سفر می‌نمودند، شمار این بدرقه‌کنندگان بسیار فراوان بوده است؛ به حدی که روبوسی و خداحافظی با همه افراد گاه موجب خستگی و آزار حاجی می‌شد.<ref>پنجاه سفرنامه، ج8، ص760-761.</ref>
هنگام استقبال از حاجی نیز مردم معمولاً به بیرون از شهر می‌رفتند. برخی نزدیکان حاجی گاه به شهرهای سر راه وی و حتی شهرهای مرزی ایران سفر می‌کردند و آن‌جا منتظر ورود حاجیان می‌ماندند.<ref>پنجاه سفرنامه، ج6، ص137؛ ج8، ص822؛ میراث شهاب، ش41-42، ص21-22، «روزنگار استقبال از حجاج.</ref><ref>سفرنامه مکه معظمه، ص259.</ref> مراسم استقبال از حاجیان برای مردم شهر اهمیت فراوان داشته و با شادی بسیار و جشن همراه بوده است. در گلستان سعدی حکایتی است که نشان می‌دهد گاه والیان شهر به یُمن ورود حاجیان و سلامت آنان، زندانیان را آزاد می‌کرده‌اند. داستانی دیگر در گلستان سعدی، ماجرای فردی را حکایت می‌کند که برای کسب احترام حاکم خود را حاجی خواند و با حاجیان به شهر وارد شد. این نیز نشانگر احترام بسیار حاجی هنگام بازگشت به زادگاه خود است.<ref>گلستان سعدی، ص42.</ref> افزون بر همشهری‌های حاجی، مردم شهرهای سر راه که عبور کاروان حاجیان را می‌دیدند، شادی می‌کردند و به آنان خوش‌آمد می‌گفتند.<ref>سفرنامه حاج ایاز خان قشقایی، ص180.</ref>
امروزه بستگان و نزدیکان حاجی معمولاً تا فرودگاه به بدرقه یا استقبال او می‌روند. گاه برخی بستگان برای بدرقه حاجی از نقاط دور به فرودگاه محل اعزام وی می‌روند.<ref>با من به خانه خدا بیایید، ص129.</ref> دوستان و آشنایان حاجی با نصب پارچه‌نوشته‌هایی در پیرامون منزل وی، ورود او را تبریک می‌گویند. در روز ورود حاجی نیز افزون بر گروهی که به بدرقه او می‌روند، شماری در منزل منتظر ورودش می‌مانند و با قربانی‌کردن و فرستادن صلوات از وی استقبال می‌کنند.
حاجی پس از بازگشت از حج، بستگان و آشنایان را به یک مهمانی دعوت کرده، به آنان ولیمه می‌دهد. حاجیان ایرانی معمولاً به آوردن سوغاتی از سفر مکه پایبندی دارند. این سوغاتی‌ها شامل هدیه‌های مذهبی مانند [[آب زمزم]] و نیز دیگر سوغاتی‌هایی است که از بازار مکه و مدینه خریداری می‌شود و برای یادبود به افراد دور و نزدیک فامیل داده می‌شود.<ref>‌ای قوم به حج رفته، ص11، 18-21؛ آداب سفر حج، ص227؛ زمزم، ص108؛ سفرهای زیارتی در فرهنگ مردم، ص176.</ref>
 
===ویژگی‌های ایرانیان در حج===
درباره ویژگی‌های ایرانیان در حج و رفتارهای خاص آن‌ها، به چند موضوع می‌توان اشاره کرد. کهن‌ترین منبعی که درباره آداب و رفتار ایرانیان در حج سخن گفته، سفرنامه ابن‌جبیر است که از شور و شوق ایرانیان برای زیارت کعبه خبر داده که در سال حضور او بسیار پرشمار بوده‌اند. با ورود ایرانیان به مکه، دیگر امکان ورود به درون خانه خدا برای ابن‌جبیر پیش نیامده و ازدحام ایرانیان به‌اندازه‌ای بوده که تلف‌شدن حاجیان زیر دست و پا احتمال فراوان داشته است. او همچنین از تعویض پوشش چوبین روی سنگ مقام با پوشش آهنین به مناسبت ورود حاجیان ایرانی و از بیم نابود شدن سنگ به دلیل ازدحام ایرانیان برای لمس آن گزارش می‌دهد. سبقت جستن برای روشن کردن شمع در مکه و مدینه، از آدابی بوده که به احترام مکه و مدینه رواج داشته و به گفته ابن‌جبیر، ایرانیان در آن سال‌ها، در انجام این کار از دیگران پیشی می‌گرفته‌اند. به گفته او، [[مسجدالحرام]] در مدت اقامت ایرانیان شب‌ها کاملاً روشن بود؛ زیرا هر یک از ایرانیان شمع و مشعلی در دست داشت و حتی برخی شمع‌ها به قدری بزرگ بود که آن را روی دوش حمل می‌کردند.<ref>رحلة ابن جبیر، ص107-108، 128-129، 139، 141.</ref> پنج سده پس از ابن‌جبیر، نویسنده‌ای روسی که در آستانه سده بیستم م. (۱۸۹۸م) به حج رفته، حاجیان ایرانی را از نظر ابراز احساسات فراوان هنگام انجام اعمال حج، ممتاز دانسته و به سر و صدای حاجیان ایرانی، گریه‌های آنان و همچنین رفتار آنان در بوسیدن و لمس کردن در و دیوار مسجدالحرام اشاره کرده است.<ref>الرحلة السریه، ص124، 297.</ref>
پس از دوران صفویه، حضور ایرانیان به دلیل تفاوت مذهب با دیگر مسلمانان، جلوه‌هایی ویژه یافت. سفرنامه‌نویسان از آداب ویژه ایرانیان در حرمین سخن گفته‌اند. مهم‌ترین این آداب، پایبندی ایرانیان به زیارت قبور امامان در بقیع بوده است. مشکلاتی که حاجیان ایرانی در این زمینه داشتند، در بخش‌های دیگر این مقاله به میان آمده است. امروزه نیز رفتار ایرانیان در پایبندی و دلبستگی به زیارت بقیع در مدینه، آنان را از دیگر حاجیان متمایز می‌کند؛ هر چند به دلیل مخالفت پلیس عربستان، ایرانیان امکان بوسیدن مکان‌ها و خواندن زیارت برای قبور یا نماز گزاردن در بقیع را ندارند. برگزاری مراسم دعای کمیل که دو شب جمعه در مدینه در جوار بقیع با حضور زائران ایرانی به صورت رسمی برگزار می‌شود، از ویژگی‌های زیارت آنان در [[موسم حج]] است.<ref>نک: با کاروان ابراهیم، ص146-147؛ با کاروان عشق، ص297-298؛ حج25، ص63.</ref>
از دیگر ویژگی‌های حج ایرانیان که در مکه و مدینه، آنان را متمایز می‌ساخت و گاه دردسرهایی برایشان پدیدمی‌آورد، مراسم عزاداری در محرم‌الحرام بود. گاه حضور ایرانیان در مکه و مدینه تا پس از ماه ذی‌حجه و آغاز ماه محرم ادامه داشت و در این هنگام، ایرانیان به برگزاری مراسم عزاداری در خانه‌های خود و منازل ایرانیان ساکن در [[حجاز]] می‌پرداختند. گزارش‌های این گونه مراسم در برخی سفرنامه‌های ایرانی دوران قاجار بازتاب یافته است.<ref>پنجاه سفرنامه، ج5، ص480؛ نک: تذکرة الطریق، ص123.</ref>
ایرانیان همچنین در موسم حج ارتباطی ویژه با اقلیت شیعیان ساکن در مدینه که نخاوله خوانده می‌شوند، برقرار می‌کردند و امروزه نیز این ارتباط برقرار است. ایرانیان از دوران قاجار افزون بر دیدار با نخاوله، در خانه آنان در مدینه ساکن می‌شدند و از آن‌جا که این گروه از طبقه فقیر مدینه بودند، ایرانیان به روش‌های گوناگون به آنان یاری مالی می‌رساندند.<ref>سفرنامه حاج ایاز خان قشقایی، ص147-148؛ پنجاه سفرنامه، ج4، ص154؛ ج5، ص482؛ سفرنامه میرزا داود میروظایف، ص157.</ref>


==ایرانیان و آبادانی حرمین==
==ایرانیان و آبادانی حرمین==
{{اصلی|خدمت ایرانیان در حرمین}}
{{اصلی|خدمت ایرانیان در حرمین}}
خدمت به حرمین به ویژه ساخت بناهای دارای سود همگانی و بازسازی بناهای مقدس حرمین، همواره مورد توجه پادشاهان و مردم ایران بوده است. در طول تاریخ گزارش‌های متعددی از اهدای هدایا و موقوفات پادشاهان سلسله‌های ایرانی یا بازرگانان و ثروتمندان ایرانی ثبت شده است.
خدمت به حرمین به ویژه ساخت بناهای دارای سود همگانی و بازسازی بناهای مقدس حرمین، همواره مورد توجه پادشاهان و مردم ایران بوده است. کهن‌ترین گزارش‌ها از ارسال هدایا به دست حاکمان ایران پس از اسلام، مربوط به حج‌گزاری طاهر بن عبدالله بن طاهر (م. ۲۴۸ق) و اهدای قفلی زرین به [[کعبه]] از سوی او است که از هزار مثقال طلا ساخته شده بود. محمد بن عبدالله بن طاهر از دیگر اعضای خاندان طاهریان که به سال ۲۴۶ق. امیرالحاج بود، نیز در این سال اموالی فراوان میان مردم مکه و مدینه انفاق کرد.<ref>تاریخ طبری، ج9، ص221؛ اتحاف الوری، ج2، ص290، 325.</ref>
گزارش دیگر که از اهتمام شاهان ایرانی در خدمت به حرمین در دست است، مربوط به هدایایی است که نوح بن منصور سامانی (حک: ۳۶۵–۳۸۷ق) هر سال به دست وزیرش احمد خوارزمی به حرمین می‌فرستاد.<ref>ترجمه تاریخ یمینی، ص36.</ref> از میان حکمرانان آل‌بویه، نام عضدالدوله به دلیل خدماتش در آبادانی راه‌های حج، بازسازی چاه‌های آب در مسیر حاجیان، یاری به مجاوران مکه و مدینه، فراهم ساختن جامه کعبه که از دیبای شوشتر بود و در این شهر بافته می‌شد، و نیز ساختن دیواری برای مدینه با هدف پیشگیری از حمله راهزنان در تاریخ حرمین ثبت شده است.<ref>تجارب الامم، ج6، ص457؛ احسن التقاسیم، ص254؛ وفاء الوفاء، ج3، ص106؛ مآثر الملوک، ص117.</ref>
 
===هدایای پادشاهان غزنوی===
درباره هدایای پادشاهان غزنوی (۳۶۶–۵۸۲ق) به حرمین، منابع از تهیه جامه‌ای برای کعبه به فرمان [[محمود غزنوی]] (۳۸۸–۴۲۱ق) گزارش می‌دهند که بعدها در دوران سلجوقیان به دستور خواجه نظام‌الملک طوسی و به دست ابونصر استرآبادی به سال ۴۶۶ق. به مکه برده و بر [[دیوار کعبه]] نصب شد.<ref>اتحاف الوری، ج2، ص476.</ref> ابراهیم بن مسعود بن محمود بن سبکتکین (م. ۴۸۱ق) از دیگر شاهان غزنوی است که هر سال قرآنی به خط خود می‌نوشت و برای مکه وقف می‌کرد و همراه هدایای دیگر به مکه می‌فرستاد.<ref>الکامل، ج10، ص167.</ref>
در میان پادشاهان سلجوقی نیز نام ملکشاه (۴۶۵–۴۸۵ق) فرزند آلب‌ارسلان به دلیل توجه فراوان به حج شهرت دارد. او به ساختمان مناره‌ها و چاه‌ها در راه مکه پرداخت و مالیات بر کاروانیان حج را برانداخت.<ref>تاریخ دولة آل سلجوق، ص228؛ الکامل، ج10، ص213؛ سلجوقنامه، ص32.</ref>
ایلخانان نیز پس از قبول اسلام به حج اهمیت فراوان می‌دادند. چنان‌که پیشتر گذشت، در دوران احمد تکودار، حاصل موقوفات حرمین در ایران گردآوری و به مکه فرستاده شد و غازان خان نیز جامه‌ای برای کعبه فراهم کرد و اموالی فراوان برای انفاق در مکه به حج فرستاد. ابوسعید ایلخان نیز همراه کاروانیان اموال بسیار برای انفاق در مکه راهی می‌کرد. امیران و وزیران ابوسعید نیز در توجه به حج با او شریک بودند. به سال ۷۱۸ق. علیشاه وزیر ابوسعید که به تازگی جای خواجه رشیدالدین را گرفته بود، دو قفل زرین آراسته با گوهرها و سنگ‌های قیمتی برای نصب بر در کعبه همراه کاروان فرستاد.<ref>اتحاف الوری، ج3، ص160-161.</ref> از آن مهم‌تر، کار بازان بود که به نیابت از چوپان، امیر مقتدر ایلخانی، به ساختن نهری برای رساندن آب به مکه پرداخت که بعدها به نهر بازان شناخته شد.<ref>اتحاف الوری، ج3، ص182؛ روضة الصفا، ج5، ص4381؛ العقد الثمین، ج1، ص126.</ref> ساختن مدرسه‌ای در مدینه که به نام او مدرسه چوپانیه/ جوبانیه خوانده می‌شد، از دیگر کارهای عمرانی چوپان در حرمین است. جسد وی را پس از مرگ برای دفن همراه کاروان حج به سال ۷۲۸ق. به مدینه فرستادند.<ref>تاریخ حبیب السیر، ج3، ص213؛ روضة الصفا، ج5، ص4380-4381؛ وفاء الوفاء، ج3، ص26.</ref>
 
===موقوفات آل‌مظفر===
نام سلسله آل مظفر نیز به دلیل موقوفات شاه شجاع (حک: ۷۵۹–۷۶۵ق) در تاریخ حرمین ماندگار شده است. شاه شجاع در مکه کاروانسرایی ساخت و کتاب‌هایی را برای آن وقف کرد.<ref>العقد الثمین، ج5، ص3-4؛ تاریخ آل مظفر، ص96.</ref> مسؤول کارهای شاه شجاع در مکه، محمد بن اسحق شیرازی بود که از دانشوران دوران خود به شمار می‌رفت و در دانش طب دستی توانمند داشت و ۳۰ سال در مکه مجاور بود و به اخلاق نیکو شهرت داشت.<ref>العقد الثمین، ج1، ص409-410.</ref>
 
===هدیه شاهرخ تیموری===
از میان هدایای پادشاهان ایرانی به حرمین، جامه‌ای که شاهرخ تیموری در سال ۸۴۸ق. به مکه فرستاد، در تاریخ بازتاب فراوان داشته است. این جامه که در [[یزد]] بافته شده بود، به دست هیاتی از بزرگان دولت تیموری به مصر فرستاده شد و سپس آن را به مکه بردند و بر کعبه آویختند. تهیه پوشش کعبه به‌طور سنتی بر عهده مصریان بود و این افتخاری به شمار می‌رفت که مصریان نمی‌خواستند از دست بدهند. شاهرخ تیموری به ملک‌الاشرف برسبای نامه نوشت تا اجازه فرستادن جامه کعبه را بگیرد. اما ملک‌الاشرف (حک: ۸۲۵–۸۴۲ق) در پاسخ، تهیه جامه کعبه را ویژه مصریان دانست. با مرگ ملک‌الاشرف به سال ۸۴۱ق؛ و نشستن الملک الظاهر (حک: ۸۴۲–۸۵۷ق) به جای او، روابط حکومت مصر با شاهرخ تیموری بهبود یافت و اجازه نصب پرده کعبه به شاهرخ داده شد.<ref>تاریخ حبیب السیر، ج3، ص632؛ جامع مفیدی، ج3، ص156؛ النجوم الزاهره، ج15، ص52، 364-365.</ref>
 
===هدایای پادشاهان صفوی===
از موقوفه‌ای که در دوران شاه عباس صفوی برای سادات مدینه وقف شد، پیش از این سخن گفتیم. از دیگر هدایای پادشاهان صفوی به حرمین، باید از یک شمامه (گوی مرکب از مواد خوشبوکننده) یاد کرد که سلطان حسین صفوی به سال ۱۱۱۹ق. برای نصب در [[حجره پیامبر]] به مدینه فرستاد. این شمامه ارزش بسیار فراوان داشت و با طلا و الماس و یاقوت تزیین شده بود؛ اما به دلیل سهل‌انگاری خادمان حرم، از میان رفت.<ref>منائح الکرم، ج5، ص433-434.</ref>
 
===هدایای شاهان قاجار===
گزارش‌هایی درباره هدایای شاهان قاجار در زمینه امور حج و حرمین نیز در دست است که از جمله آن‌ها، یاری مظفرالدین شاه (حک: ۱۳۱۳–۱۳۲۴ق) به راه‌آهن حجاز است. دولت عثمانی برای ساخت راه‌آهن حجاز که [[دمشق]] را به مدینه متصل می‌کرد، از حکومت‌های کشورهای اسلامی یاری مالی خواست و شاه ایران ۵۰ هزار لیره عثمانی برای انجام این طرح یاری کرد.<ref>تاریخ مکه، ص579؛ التاریخ الشامل، ج3، ص13.</ref>
 
===در دوران پهلوی===
در دوران پهلوی، پیشنهادی از سوی مسؤولان دولت ایران برای ساختن سایبانی در بقیع برای زائران به مسؤولان عربستان ارائه شد که به دلیل مخالفت دولت سعودی به نتیجه نرسید. به سال ۱۳۷۸ش. نیز پیشنهادی مشابه از مسؤولان جمهوری اسلامی ایران برای ساختن سایه‌بان و سنگفرش کردن قبرستان با هزینه دولت ایران به مسؤولان سعودی ارائه شد که بی‌پاسخ ماند.<ref>میقات حج، ش46، ص166-167، «تخریب بقیع به روایت اسناد.</ref><ref>ش30، ص70، «مصاحبه با آیت‌الله‌هاشمی رفسنجانی.</ref> افزون بر این‌ها، معمولاً هر سال از گلاب ایران برای شستشوی کعبه استفاده می‌کنند.<ref>حج25، ص45؛ گل‌واژه‌های حج و عمره، ص462.</ref>
 
===خدمت بازرگانان و ثروتمندان===
خدمت به حرمین، اختصاص به شاهان نداشت. افزون بر پادشاهان، نام بسیاری از بازرگانان و ثروتمندان ایرانی نیز به دلیل خدمت به اهل حرمین یا ساخت بناهای عمومی یا بازسازی برخی بناهای مقدس حرمین، در تاریخ ثبت شده است. ابراهیم بن محمد بن علی، معروف به ابونصر فارسی استرآبادی (م. ۴۶۶ق) از افرادی است که به دلیل فراوانی تلاش‌های خیرخواهانه‌اش در مکه و مدینه، به لقب مغیث‌الحرمین نامبردار شد. علی بن محمد بن علی، برادر ابونصر، نیز در این کارها با او همکاری داشته است. برخی او را فرستاده آلب‌ارسلان شاه سلجوقی به شمار آورده‌اند. پرداخت سی هزار دینار به حاکم مکه که برای بازسازی بخش‌هایی از مسجدالحرام و بازسازی نهر زبیده هزینه شد، بازسازی [[مسجد هلیجه]]، تهیه [[جامه کعبه]]، نقره‌کاری [[ناودان کعبه]]، و بخشش فراوان به فقیران مکه و مدینه از خدمات او به حرمین است.<ref>العقد الثمین، ج3، ص261-262؛ التحفة اللطیفه، ج1، ص256-257.</ref>
ابراهیم بن حسین فارسی، معروف به رامشت (م. ۵۳۴ق) از دیگر بازرگانان و ثروتمندان ایرانی ساکن مکه است که به دلیل کارهای عمرانی‌اش در مکه و مدینه، از شهرت فراوان برخوردار است. کاروانسرایی که او به سال ۵۲۹ق. در مکه ساخت و برای صوفیان و فقیران وقف کرد، سده‌ها به نام کاروانسرای رامشت خوانده می‌شد. به سال ۵۳۲ق. هنگامی که جامه کعبه از سوی خلیفه عباسی به مکه نرسید، رامشت فارسی با پول خود جامه‌ای برای کعبه فراهم کرد که هجده هزار دینار ارزش داشت. او همچنین ناودانی برای کعبه و حطیمی برای امام حنبلیان ساخت.<ref>اتحاف الوری، ج2، ص504-505؛ شفاء الغرام، ج1، ص609؛ العقد الثمین، ج4، ص385-386.</ref>
محمد بن علی بن ابی منصور اصفهانی، معروف به جواد اصفهانی (م. ۵۵۹ق) که وزیر اتابک قطب‌الدین زنگی، حاکم سلجوقی [[موصل]]، بود، ایرانی دیگری است که به دلیل فراوانی خیرات و انفاق‌هایش به الجواد شناخته شد. نوسازی [[مسجد خیف]] در منا، تزیین کعبه با طلا، بازسازی مسجدی بر [[کوه عرفات]]، ساختن برکه‌ها، بازسازی قنات‌ها، ساختن دیواری برای شهر مدینه، بازسازی بخش‌هایی از [[مسجد نبوی]]، و انفاق اموال فراوان از کارهای نیک او است. هنگامی که جواد اصفهانی درگذشت، پیکرش را به مکه و مدینه بردند و در مدینه به خاک سپردند.<ref>الکامل، ج11، ص306-308؛ العقد الثمین، ج2، ص212؛ وفاء الوفاء، ج3، ص9، 155.</ref>
خاندان ورامینی از خاندان‌های سرشناس ایرانی در دوران سلجوقیان بود. ابوسعد ورامینی که معمار حرمین لقب داشت و نیز پسرش حسین، بناهای فراوان از جمله مدرسه و مسجد در مکه و مدینه ساختند.<ref>نک: مجالس المومنین، ج1، ص94؛ نک: آثار الوزراء، ص358؛ نقض، ص200، 222-223.</ref> از دیگر افرادی که در مکه و مدینه کاروانسرا یا مدرسه‌ای را وقف کردند، می‌توان به افراد زیر اشاره کرد: ابراهیم بن محمد بن ابراهیم اصفهانی (م. ۷۵۶ق) معروف به العز اصفهانی به سال ۷۴۹ق. کاروانسرایی را برای فقیران در مکه ساخت.<ref>اتحاف الوری، ج3، ص238؛ العقد الثمین، ج3، ص239-240.</ref> امیر زین‌الدین فرامرز محمود افزری یک کاروانسرا و یک دارالمؤذنین در مکه برای صوفیان غریب وقف کرد.<ref>اتحاف الوری، ج3، ص31؛ العقد الثمین، ج6، ص363.</ref> عبدالعزیز بن علی بن عثمان اصفهانی، معروف به عجمی (م. ۷۶۴ق) مکانی را برای زائرانی که در راه مانده بودند، وقف نمود.<ref>العقد الثمین، ج5، ص454.</ref> محمد بن علی گیلانی، معروف به خواجه پیر محمد گیلانی (زاده ۸۰۸ق) در مکه کاروانسرایی ساخت.<ref>الدر الکمین، ج1، ص216.</ref>
خدمات عمرانی ایرانیان در حرمین، تنها به ساختن کاروانسرا محدود نشده است. نام دانیال بن علی بن سلیمان لرستانی (م. ۷۵۰ق) به دلیل همکاری در ساخت چشمه بازان،<ref>العقد الثمین، ج4، ص343.</ref> عبدالله بن ابی‌بکر کردی به دلیل وقف کتاب‌های بسیار برای کاروانسرای ربیع رامشت،<ref>العقد الثمین، ج5، ص116.</ref> حسین بن احمد بن محمد گیلانی معروف به ابن‌قاوان برای بازسازی چاه غرس در مدینه و ساختن مسجدی نزدیک آن،<ref>التحفة اللطیفه، ج2، ص337.</ref> و محمد بن محمد کازرونی معروف به خواجه امام برای بازسازی و صاف کردن راه کوه‌های جبل و ثور<ref>العقد الثمین، ج2، ص322-323.</ref> در منابع تاریخی ثبت شده است.
گزارشی که ابن‌جبیر از بازسازی [[چاه زمزم]] به دست یک ایرانی ناشناس ارائه می‌کند، نشان می‌دهد که نام همه ایرانیانی که در بازسازی حرمین شریفین نقش داشته‌اند، در منابع تاریخی ثبت نشده است.<ref>رحلة ابن جبیر، ص93-94.</ref>
 
===در دوران معاصر===
در دوران معاصر نیز شماری از ایرانیان در کارهای مربوط به آبادانی حرمین نقش داشته‌اند. از آن جمله باید از محمد کمال‌پور، مهندس ایرانی، که در ۱۳۴۴ش. به ریاض رفت و در راه‌اندازی سازمان نقشه‌برداری عربستان و تهیه نخستین نقشه هوایی از شهر مکه نقش داشت و نیز محمدعلی شهرستانی (زاده۱۳۱۱ش) مهندس عمران که طرح‌هایی برای اجرا در [[صحرای عرفات]] داد، نام برد.


==نگاشته‌های ایرانیان درباره حج و حرمین==
==نگاشته‌های ایرانیان درباره حج و حرمین==
خط ۵۶: خط ۲۲۱:
==مجاورت ایرانیان در مکه و مدینه==
==مجاورت ایرانیان در مکه و مدینه==
{{اصلی|مجاوران ایرانی در حرمین}}
{{اصلی|مجاوران ایرانی در حرمین}}
علاقه به زندگی در جوار حرم الهی و اعتقاد به فضیلت آن، انگیزه مهم ایرانیان برای مهاجرت به حرمین و ساکن شدن در مکه و مدینه بوده است. این باور که مدفون شدگان در حرمین، بی‌حساب به بهشت می‌روند، حتی در میان عامه مردم رواج داشته است.<ref>کتاب کوچه، ج5، ص1886.</ref> همواره برخی از افراد یا خاندان‌های ایرانی در شهرهای مکه و مدینه سکونت و مجاورت گزیده‌اند.
علاقه به زندگی در جوار حرم الهی و اعتقاد به فضیلت آن، انگیزه مهم ایرانیان برای مهاجرت به حرمین و ساکن شدن در مکه و مدینه بوده است. این باور که مدفون شدگان در حرمین، بی‌حساب به بهشت می‌روند، حتی در میان عامه مردم رواج داشته است.<ref>کتاب کوچه، ج5، ص1886.</ref> انگیزه سفر به حرمین برای دانشوران که امید بهره بردن از محیط علمی مکه و مدینه را داشتند، دو چندان بود. سفر حج بخشی از زندگی بیشتر علما، فقیهان و متصوفه ایرانی بوده است. مجاورت ایرانیان در حرمین، مختص دانشوران نبود. بسیاری از مردم عادی و نیز بازرگانان و ثروتمندان در مکه و مدینه ساکن می‌شدند یا بارها به آن‌جا سفر می‌کردند. چنان‌که دیدیم، گروهی از همین بازرگانان و ثروتمندان و حتی دانشورانی که توانایی مالی داشتند، با مشارکت در ساختن بناهای سودمند برای همگان یا بازسازی بخش‌هایی از حرمین، در آبادانی مکه و مدینه نقش داشتند.
سفر دانشوران ایران به مکه و مدینه از نخستین سده‌های اسلامی رواج داشت. بسیاری از طالبان علوم دینی بخشی از زندگی خود را در مکه و مدینه می‌گذراندند یا بارها به این شهرها سفر می‌کردند. برخی نیز در این شهرها ساکن می‌شدند و برای همیشه در آن می‌ماندند.
 
===سده‌های هفتم تا نهم ق===
سفر دانشوران از سراسر سرزمین‌های اسلامی به مکه و مدینه رونق فراوان داشت. پس از حمله مغول و تصرف بغداد، شهرهای مکه و مدینه از مراکز علمی جهان اسلام بود و بسیاری از دانشوران را به سوی خود می‌کشاند. در این دوران، شرح‌حال‌نامه‌های مهم و مفصلی از اهالی مکه و مدینه مانند [[العقد الثمین و التحفة اللطیفه]] نگاشته شد که نام بسیاری از این دانشوران در آن‌ها ثبت شده است. بسیاری از دانشوران ایرانی مجاور حرمین، جایگاهی بلند در عرصه علمی حرمین یافتند و به مناصبی مهم در مکه و مدینه رسیدند.
گاه فرزندان یکی از دانشوران ایرانی ساکن در مکه و مدینه، راه پدر را ادامه می‌دادند و به این ترتیب یک خاندان ایرانی برای چند سده در عرصه علمی یا اجتماعی مکه و مدینه شهرت می‌یافت. مشهورترین این خاندان‌ها در مکه، خاندان طبری بود. خاندان طبری از سده هفتم ق. در مکه شهرتی فراوان یافت. دانشورانی بزرگ از این خاندان، افزون بر نگاشتن کتاب‌های فراوان، عهده‌دار مناصب مهم مذهبی مانند قضاوت شدند. احمد بن عبدالله بن محمد، معروف به [[محب‌الدین طبری]] (۶۱۵–۶۹۴ق) نخستین فردی است که از نظر علمی شهرت فراوان یافت. او کتاب‌های بسیار در تفسیر، حدیث، [[قرآن]]، تاریخ، اعلام و فضائل مکه نگاشت. فرزندش محمد بن احمد بن عبدالله، معروف به [[جمال‌الدین طبری]] (۶۳۶–۶۹۵ق) نیز افزون بر تدریس و تعلیم در مکه و نگارش کتابی در تاریخ آن، به منصب قضاوت این شهر رسید.<ref>العقد الثمین، ج1، ص294؛ ج3، ص61؛ التاریخ و المورخون، ص53-58.</ref> بسیاری از زنان خاندان طبری نیز از نظر علمی منزلتی برجسته یافتند.<ref>العقد الثمین، ج8، ص223-224، 234.</ref>
 
===از سده هشتم ق===
خاندان زرندی در مدینه از شهرت فراوان برخوردار گشت. آنان فرزندان عزالدین یوسف بن حسن زرندی بودند.<ref>نصیحة المشاور، ص111-114.</ref> یکی از فرزندان وی، نورالدین علی بود که قضاوت و حسبه مدینه را بر عهده داشت.<ref>نصیحة المشاور، ص114؛ التحفة اللطیفه، ج5، ص194.</ref> منصب قضاوت در خاندان علی بن یوسف ماندگار شد. فتح‌الدین محمد پسر علی بن یوسف، یوسف پسر فتح‌الدین، محمد بن عبدالوهاب بن علی بن یوسف<ref>التحفة اللطیفه، ج6، ص332-333.</ref> و پس از او فرزندان [[محمد بن عبدالوهاب]] یکی پس از دیگری قضاوت حنفیان مدینه را عهده‌دار بودند.<ref>الدر الکمین، ج2، ص751؛ ج1، ص392.</ref> جالب این‌که اعضای این خاندان ارتباطشان را با زادگاهشان حفظ کردند و گاه به ایران سفر می‌نمودند.
خاندان شوشتری، دیگر خاندان ایرانی بود که به احمد بن عثمان بن عبدالغنی (م. ۷۳۷ق) نسب می‌رساند که فردی صوفی و زاهد بود. خاندان کازرونی از دیگر خاندان‌های ایرانی، به محمد بن روزبه منسوب بود و در دوران محمد بن احمد، یعنی نوه او که قاضی شافعیان بود، به شهرت رسید.<ref>التحفة اللطیفه، ج6، ص23-28، 150؛ نصیحة المشاور، ص121.</ref>
جز خاندان‌هایی که گفته شد، برخی ایرانیان مجاور مکه از بزرگان علمی و دینی حرمین بودند و مناصبی چون قضاوت، شیخوخت حرم و امامت نمازهای جماعت را بر عهده داشتند. از ایرانیانی که به مقام شیخ الحرمی در مکه رسیدند، باید به محمد بن ابراهیم بن منذر نیشابوری (م. ۳۰۹/۳۱۸ق)،<ref>العقد الثمین، ج1، ص406؛ اتحاف الوری، ج2، ص368.</ref> سعد بن علی بن محمد بن علی بن حسین زنجانی (م. ۴۷۰ق)، محمد بن ابراهیم بن یوسف نیشابوری (م. ۳۴۸ق)،<ref>تذکرة الحفاظ، ج3، ص782؛ العقد الثمین، ج1، ص408.</ref> سعید بن منصور معروف به ابوعثمان خراسانی،<ref>سیر اعلام النبلاء، ج10، ص586.</ref> و عبدالجبار بن ابراهیم بن ابی عمرو معروف به [[ابونصر اصفهانی]] (زاده ۴۶۸ق)<ref>العقد الثمین، ج5، ص324-325.</ref> اشاره کرد. از ایرانیانی که به مقام قضاوت در مکه یا مدینه رسیدند، می‌توان از احمد بن محمد بن عبدالله نیشابوری (م. ۳۵۱ق)،<ref>العقد الثمین، ج3، ص145؛ التحفة اللطیفه، ج1، ص408.</ref> طاهر بن محمد بن طاهر بن سعید ابوالمظفر بروجردی (وفات ۵۲۸)،<ref>العقد الثمین، ج5، ص59-60.</ref> عبدالملک بن ابی مسلم بن ابی نصر نهاوندی،<ref>العقد الثمین، ج5، ص516.</ref> علی بن داود بن علی گیلانی (م. ۸۴۲)،<ref>الدر الکمین، ج2، ص1025-1027.</ref> و سعید بن محمد زرندی (م. 874)<ref>الدر الکمین، ج2، ص751-752.</ref> نام برد.
برخی دانشوران ایرانی نیز امامت نمازهای مذاهب گوناگون به ویژه حنفی و شافعی را در [[مسجدالحرام]] یا [[مسجدالنبی]] بر عهده داشتند. [[زاهر بن رستم اصفهانی]] (م. ۶۰۹ق)،<ref>العقد الثمین، ج4، ص426-427؛ اتحاف الوری، ج3، ص17.</ref> [[علی بن یوسف بن ابوبکر سگزی]] (م. ۶۷۵ق) و پسرش [[عبدالله بن علی بن یوسف]] (زاده۶۲۳ق)،<ref>العقد الثمین، ج6، ص277؛ ج5، ص214.</ref> [[محمد بن ابی‌بکر طوسی]] (م. ۵۹۸ق)،<ref>العقد الثمین، ج1، ص434.</ref> و [[عبدالمحسن بن ابی‌عمید ابهری|عبدالمحسن بن ابی‌عُمید ابهری]]<ref>العقد الثمین، ج5، ص493.</ref> از این دسته هستند.
نام گروهی دیگر از دانشوران و صوفیان ایرانی مجاور مکه و مدینه در منابع آمده که منصب دینی و شهرت فراوان نداشته‌اند؛ همچون: محمد بن هبة الله بن محمد شیرازی،<ref>العقد الثمین، ج2، ص380.</ref> احمد بن محمد بن احمد گیلانی،<ref>الدر الکمین، ص515.</ref> علی بن احمد شیرازی (۷۸۸–۸۶۱ق)،<ref>الدر الکمین، ص991-992.</ref> محمد بن احمد بن ابی بکر خراسانی (م. ۵۴۲ق)،<ref>العقد الثمین، ج2، ص288.</ref> محمد بن علی بن حسین همدانی (م. ۳۹۳ق)،<ref>العقد الثمین، ج2، ص150.</ref> محمد بن یحیی بن منصور جنزی نیشابوری (م. ۵۴۹ق)،<ref>العقد الثمین، ج2، ص389.</ref> احمد بن احمد بن اسحق دندانقانی (زاده پیش از ۴۹۰ق)،<ref>العقد الثمین، ج3، ص12.</ref> ابراهیم بن محمد ابوالقاسم نصرآبادی (م. ۳۶۹ق)،<ref>اثارة الترغیب، ج1، ص214.</ref> سید حسین حسنی خلخالی (م. ۱۰۱۴ق).<ref>خلاصة الاثر، ج2، ص122.</ref>
گروهی از ایرانیان ساکن در مکه و مدینه، به خدمات دیگر در حرمین مشغول بودند. برای نمونه، می‌توان از حسن عجمی خادم قبه حمزه،<ref>التحفة اللطیفه، ج2، ص333.</ref> حسین بن علی بن رستم شیرازی و فرزندش حسن از سقایان مسجد نبوی، ابراهیم بن حسین شیرازی دربان (بوّاب) حرم شریف نبوی (زنده در ۷۶۹ق) نام برد.<ref>التحفة اللطیفه، ج2، ص298، 350-351؛ العقد الثمین، ج3، ص211.</ref> حضور ایرانیان به ویژه کازرونی‌ها در سمت مؤذن در حرمین بسیار چشمگیر بوده است. بسیاری از مؤذنان حرم در سده‌های هشتم و نهم ق. از خانواده‌های کازرونی بوده‌اند.<ref>العقد الثمین، ج2، ص145، 214، 250؛ ج3، ص52، 419؛ ج4، ص387.</ref>
سفر ایرانیان به مکه و مدینه حتی پس از روی کار آمدن دولت صفویه در ایران ادامه داشت. با این‌که بدرفتاری مردم حجاز با ایرانیان شیعی جان آنان را به خطر می‌انداخت، بسیاری از دانشوران شیعی ایرانی سال‌ها در مکه ساکن گشتند و برخی از ایشان در فتنه‌های برخاسته از تعصب دینی کشته شدند.<ref>میقات حج، ش4، ص27، «حجاج شیعی در دوره صفویه.</ref> از این افراد، می‌توان اینان را نام برد: [[سیدحسین حسینی خلخالی]]، شمس‌الدین [[حسین بن محمد شیرازی]]، [[حسین بن محمدعلی خراسانی]]، [[زین‌العابدین بن نورالدین بن مقصود کاشی]]، [[محمد مؤمن استرآبادی]]، [[معین‌الدین عبدکی استرآبادی]]، [[زین‌الدین بن محمد]] (م. ۱۰۷۴ق)،<ref>الذریعه، ج9، ق2، ص410؛ ج4، ص19؛ ج1، ص196، 252؛ ج7، ص56؛ امل الآمل، ج2، ص166.</ref> علی بن نظام الدین احمد بن میر محمد معصوم حسینی دشتکی (۱۰۵۲–۱۱۲۰ق).<ref>الذریعه، ج9، ق3، ص754.</ref>
 
==پیوند به بیرون==
[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/193707/ایران?q= ایران؛ علومی، محمدعلی، مجله ادبیات داستانی، تابستان و پاییز ۱۳۷۸ - شماره ۵۱ (۶ صفحه - از ۱۸۰ تا ۱۸۵)]
 
[https://hawzah.net/fa/Article/View/79625/تشیع-و-ایران/ تشیع و ایران؛پایگاه اطلاع‌رسانی حوزه]
 
[http://rasekhoon.net/article/show/128311/آشنایی-با-کشور-ایران/ آشنایی با کشور ایران؛سایت راسخون]


==پانویس==
==پانویس==
لطفاً توجه داشته باشید که همهٔ مشارکت‌ها در ویکی حج منتشرشده تحت Creative Commons Attribution-NonCommercial-ShareAlike در نظر گرفته‌می‌شوند (برای جزئیات بیش‌تر ویکی حج:حق تکثیر را ببینید). اگر نمی‌خواهید نوشته‌هایتان بی‌رحمانه ویرایش و توزیع شوند؛ بنابراین، آنها را اینجا ارائه نکنید.
شما همچنین به ما تعهد می‌کنید که خودتان این را نوشته‌اید یا آن را از یک منبع با مالکیت عمومی یا مشابه آزاد آن برداشته‌اید (برای جزئیات بیش‌تر ویکی حج:حق تکثیر را ببینید). کارهای دارای حق تکثیر را بدون اجازه ارائه نکنید!
لغو راهنمای ویرایش (در پنجرهٔ تازه باز می‌شود)

این صفحه عضوی از یک ردهٔ پنهان است:

برگرفته از «https://wikihaj.com/view/ایران»